‫‪www.sohbatenow.

com‬‬

‫صحبت‌نو ویژه گراش‪ .‬سال سوم‪ .‬شماره بیست و نه (ضمیمه شماره ‪ 53‬صحبت‌نو فارس)‪ -‬نیمه اول بهمن ‪ -1387‬محرم ‪-1430‬ژانویه ‪ 8 -2009‬صفحه‬
‫‪ ‬خبر اول‬

‫اعالم‬
‫وضعیتقرمز‬
‫برای سالک‬

‫قاس�م ایزدیان‪ ‌:‬در جلس�ه ش�ورای بهداشت‬
‫گراش مش�کالت در راه پیش�گیری از بیماری‬
‫سالک بررسی شد‪.‬‬
‫دكت��ر حس��يني‪ ،‬ریی��س درمانگاه گ��راش‪ ،‬گفت‪:‬‬
‫بزرگترين عام��ل اين بيماري وجود آب‌هاي راكد و‬
‫فاضالب ها در سطح معابر است‪ .‬شرفي‪ ،‬كارشناس‬
‫بهداشت و درمان شهرستان‪ ،‬درباره افزايش بيماري‬
‫سالك نسبت به سال گذشته گفت‪ :‬در حالي كه در‬
‫س��ال پيش تنها ‪ 30‬مورد از اين بيماري در بخش‬
‫گراش گزارش ش��ده بود‪ ،‬اين رقم در ‪ 9‬ماهه‌ي اول‬
‫امس��ال به ‪ 29‬مورد رسيده كه علل اصلي آن وجود‬
‫جوندگان در سطح روستاها است‪ .‬وی گفت‪ :‬در دو‬
‫مرحله نس��بت به معدوم کردن اقدام گرديده است‬
‫و در مرحله س��وم در تيرماه س��ال آينده كه هفته‬
‫مبارزه با بيماري‌هاي مشترك است نسبت به انجام‬
‫عمل مشابه اقدام خواهد شد‪.‬‬
‫در اين جلس��ه مهمترين عامل ش��يوع س��الك عدم‬
‫جم��ع‌آوري و دف��ن زبال��ه‪ ،‬به‌ويژه پ��س مانده‌هاي‬
‫بيمارستاني اعالم شـد‪ .‬همچنین وجود آب‌انبارها كه‬
‫بعضاً الش��ه‌هاي حيوانات را در خود جاي داده‌اند در‬
‫شیوع بیماری موثر است‪ .‬اما چون آب انبارها در توليت‬
‫اداره اوقاف و امور خيريه و ميراث فرهنگي اس��ت‪ ،‬به‬
‫خاطر عدم هماهنگي بين اداره مذكور و مركز بهداشت‬
‫و درمان گراش و اداره آبفاي شهر‪ ،‬انجام هر نوع اقدام‬
‫پيشگيرانه‌اي را محال ساخته است‪.‬‬
‫در اين جلسه راميارپور نماينده شهرداري گراش يكي‬
‫از عوامل شيوع اين بيماري را وجود سگ‌هاي ولگرد‬
‫تلقي و گفت به‌خاطر عدم هماهنگي بين شهرداري‬
‫و فرماندهي انتظامي در معدوم س��اختن س��گ‌هاي‬
‫ولگرد تا به حال نتيجه‌ي مطلوبي حاصل نشده است‪.‬‬
‫اما برای مورد جمع آوري و دفن زباله‪ ،‬به موقع عمل‬
‫و در مورد پس مانده‌هاي بيمارس��تاني نيز خودرویي‬
‫به اين امر اختصاص یافته است‪.‬‬

‫کوه سیاه‌ ‪ ،‬سپید پوشید‬

‫‪[ JJ‬عکس‪ :‬مهدی وفایی‌فرد]‬

‫صحبت نو‪ :‬بیست و ششم دی ماه‪ ،‬وقتی مردم‬
‫گراش از خواب بیدار ش��دند‪ ،‬خاطره ی س��ال‬
‫ه��ای دوری را به یاد آوردن��د‪ .‬آن ها به وضوح‬
‫دیدند که فرشتگان سپید بال برف بر ارتفاعات‬
‫الن��ه کرده‌اند‪ .‬بدین س��بب موجی از ش��ادی و‬
‫سرور کودکان و بزرگ‌ساالن را فراگرفت‪ .‬گراش‬
‫به دلیل واقع ش��دن در منطقه‌ی گرم و خشک‬
‫جغرافیایی‪ ،‬همواره دچار کم‌آبی و بی‌آبی است‪.‬‬
‫این رویداد در نوع خود نادر و شگفت‌انگیز است‪.‬‬
‫عالق��ه مندان به ک��وه و طبیعت‪ ،‬ب��رای دیدار‬
‫نزدیک با برف به کوه‌های اطراف ش��تافته‌اند تا‬
‫ای��ن نعمت خداوندی را برای دیگران به ارمغان‬
‫بیاورند‪.‬‬
‫دیدن برف بعد از س��ال‌ها ش��ادی و سرخوشی‬
‫م��ردم را به دنبال داش��ت‪ .‬گروه‌هایی از مردم و‬
‫کوهنوردان با س��ابقه نیز این فرصت را دس��ت‬
‫نداند و از مس��یر تنگ آب و سد آن به قله کوه‬
‫سیاه معروف به «بُن ُم ُرک» صعود کردند‪.‬‬
‫آخرین بار در اوایل دهه هفتاد کوه س��یاه برف‬
‫را ب��ه خود دید‪ .‬البته در قدی��م این کوه گاهی‬
‫برف‌گیر بوده اس��ت و تناول برف با شیره خرما‬
‫یکی از س��رگرمی‌های مردم گراش بوده اس��ت‬
‫که هر چند سال یکبار امکان آن فراهم می‌شد‪.‬‬
‫مردم در گذشته های دور نیز آب‌های یخ‌زده را‬
‫با عنوان «سنگره» با دوشاب در هم می‌آمیختند‬
‫و به عنوان بستنی طبیعی مصرف می‌کردند‪.‬‬
‫ب��اران روز ‪ 25‬دی‌ماه بعد از ماه‌ها خاک تش��نه‬
‫گ��راش و الرس��تان را نمناک ک��رد‪ .‬گراش به‬
‫نسبت ش��هرهای اطراف مرتفع‌تر است و ‪980‬‬
‫متر از س��طح دریا بلندی دارد و «بن‌مرک» نیز‬
‫مرتفع‌ترین قله کوه در این منطقه است‪.‬‬

‫‪ ‬سرخط‬

‫یک هفته‬
‫با فیلیپ در گراش‬
‫‪4‬‬

‫گزارشی از وضعیت سد معبر‬

‫مگر می‌خواهد تریلی از‬
‫پیاده‌رو رد شود؟‬
‫‪5‬‬

‫شمر در سینما‬
‫منتظر شماست‬
‫‪3‬‬

‫زمین برای‬
‫تعاونی‌های مسکن‬
‫تقسیم شد‬
‫‪2‬‬

‫برگزاری مسابقات ورزشی دهه‌فجر‬

‫‪ JJ‬سفر مردم به کوه بهاش برای برف بازی و استفاده از این فرصت استثنایی [عکس‌ها‪ :‬محمدامین نوبهار]‬

‫‪2‬‬

‫سی سال ورزش‬
‫در ده روز‬
‫‪7‬‬

‫روز از نو ‪2‬‬

‫مراکز توزیع صحبت‌نو‪ :‬ویدیوکلوپ جام‌جم‪ ‬ویدیوکلوپ ندا ‪ ‬سرای هنر ‪ ‬کتابفروشی حافظ ‪ ‬کتابفروشی نوردانش ‪ ‬کتابفروشی فرهنگ‌سرا ‪ ‬کتابفروشی غدیر‬

‫یادداشت ‪‬‬

‫حیدرقلی بذرافشان‬

‫عالقه‌ی معنوی و‬
‫عشق؛ راز موفقیت‬
‫صحبت نو‬

‫مدیران و نویسندگان محترم صحبت نو گراش‬
‫مژده انتش��ار دو هفته‌ای شدن نشریه‌ی معتبر و‬
‫وزی��ن صحبت نو گراش‪ ،‬برای هر فرد گراش��ی و‬
‫الرس��تانی مژده‌ای امیدبخش ب��ود‪ .‬در حقیقت‬
‫مصـداق این طفـل یک شبه ره صد ساله می‌رود‬
‫را در س��یر صعودی این نش��ریه محترم می‌توان‬
‫دید‪.‬‬
‫از همان آغاز کار‪ ،‬به مفهوم س��الی که نکوست‪ ،‬از‬
‫بهارش پیداس��ت‪ .‬این نشریه‌ی پربار‪ ،‬چه از جهت‬
‫ظاهر زیبا و آراسته و کاغذ مرغوب و چاپ رنگین‪،‬‬
‫نوید آینده ای روشن به خوانندگان می‌داد‪ .‬انصاف‬
‫باید داد که صاحب نظران می دانند با مش��کالت‬
‫کاغذ و چاپ و نش��ر‪ ،‬تهیه و سامان بخشیدن هر‬
‫ش��ماره از روزنامه‪ ،‬آن هم ب��ه نحوی آبرومند کار‬
‫آسانی نیست‪.‬‬
‫این کار را با صرف س��رمایه ی گزاف و خرج مبالغ‬
‫هنگف��ت به تنهایی نمی توان انجام داد‪ .‬چه بس��ا‬
‫که سرمایه های بیش��تر و مخارج هنگفت تر‪ ،‬در‬
‫راه‌های دیگر خرج می‌ش��ود ک��ه چنین بازدهی‬
‫فرهنگی و ادبی و اجتماعی و مردمی ندارد‪.‬‬
‫آنچه گردانندگان محترم این نشریه را موفق کرده‬
‫ا‌ست س��رمایه‌ی مادی آن نیس��ت‪ ،‬بلکه عالقه‌ی‬
‫معنوی و عش��ق ب��ه این آب و خاک و کوش��ش‬
‫خس��تگی ناپذیر و همت بلند و تالش صادقانه‌ی‬
‫آنان اس��ت‪ .‬با این مقدمات می‌توان امید و انتظار‬
‫داش��ت که نش��ریه مردمی صحبت نو گراش که‬
‫هنوز در آغاز راه اس��ت‪ ،‬به موفقیت‌های روزافزون‬
‫نایل آید و هر ماه و هر س��ال چش��م خواننده به‬
‫شماره های آراس��ته تر و پربارتر روشن شود‪ .‬این‬
‫آرزوی هم��ه ما اس��ت‪ .‬توفیق گردانن��دگان این‬
‫نشریه‌ی عزیز‪ ،‬از کوچک و بزرگ خواستارم‪.‬‬
‫با تقدیم احترامات و امید قبول عرض تبریک‬
‫خبرهای چند سطری‪‬‬

‫حجت عابدی‬

‫دی‌م�اه ‪ :87‬روابط عمومي بخش��داري گراش‬
‫اعالم كرد قيمت هر ‪ 20‬ليتري نفت سفيد ‪440‬‬
‫تومان است‪ .‬در صورت حمل تا داخل منزل مبلغ‬
‫فوق به ‪ 500‬تومان افزايش مي‌يابد‪.‬‬
‫دی‌ماه ‪ ‌:87‬بانك كشاورزي گراش به كشاورزان‬
‫گندمكار تس��هيالت مش��اركت مدن��ي پرداخت‬
‫مي‌کند‪ .‬كشاورزان مي‌توانند جهت اطالع بيشتر‬
‫به بانگ كشاورزي مراجعه کنند‪.‬‬
‫دی‌ماه‪ :87‬از س��وی ش��هرداری گراش‪ ،‬حجت‬
‫عابدی به عن��وان ناظر خط��وط مینی‌بوس‌رانی‬
‫درون شهری معرفی شد‪.‬‬
‫‪ 18‬دی‌م�اه ‪ :87‬ب��ه گ��زارش گ��راش نی��وز‬
‫فیلمب��رداری «روزی که قدم‌ها را می‌ش��مارند»‬
‫درباره پخت ناهار روز عاش��ورا توسط سید حسن‬
‫هاشمی به پایان رسید‪.‬‬

‫دو هیات تازه در خیابان‌های گراش‬

‫زمین برای تعاونی‌های‬
‫مسکن تقسیم شد‬

‫گراش من‪ -‬حجت عابدی‪ :‬زمین‌های مورد نیاز تعاونی‌های‬
‫مسکن در جلس�ه‌ای با حضور رییس مسکن و شهرسازی‬
‫الرستان تعیین شد‪.‬‬

‫عبدالحس��ين مهروري بخش��دار گراش‪ ،‬با عناي��ت دولت به تامين‬
‫مس��كن‪ ،‬اظهار داش��ت ‪:‬دولت محترم تامين مس��كن را در اولويت‬
‫امور قرار داده و شايسته است كه كارگروه‌هاي تعاوني مسكن شهر‬
‫گراش در اين راستا عزم خود را راسخ‌تر نمايند‪.‬‬
‫افتخار‪ ،‬رییس اداره مس��كن و شهرسازي شهرستان الرستان اظهار‬
‫داش��ت‪ :‬تاكنون در ش��هر گراش تع��داد ‪ 1800‬نفر برای مس��كن‬
‫نام‌نويس��ي كرده‌اند‪ .‬هئيت مديره‌ي پنج نفره‌ي تعاوني‌هاي مسكن‬
‫پاس��خگوي اين همه متقاضي نبوده و ضرورت ايجاب مي‌نمايد در‬
‫اين راستا و به منظور تحقيقات برای تعیین اولویت‌ها‪ ،‬افرادي با اين‬
‫تعاوني‌ها همكاري نمايند‪.‬‬
‫افتخار افزود نام‌نويس��ي در تعاوني‌هاي مس��كن تا س��ال ‪ 1392‬ادامه‬
‫داش��ته و ما تنها قادريم تعداد ‪ 900‬نفر را از حيث مس��كن در گراش‬
‫تحت پوش��ش قرار دهیم‪ .‬البته هر قطعه زمين به چهار نفر اختصاص‬
‫می‌یاب��د تا پ��س از معرفي آن‌ها به بانك و اخذ وام نس��بت به احداث‬
‫آپارتمان‌هایي به مساحت ‪ 70‬تا ‪ 80‬متر مربع اقدام شود‪ .‬وي در مورد‬
‫زمین‌ه��ای این طرح گفت‪ :‬پيش از اين ‪ 13‬هكتار زمين به اتحاديه‌ي‬
‫تعاوني مس��كن مهر رضا اختصاص داده شده و هم اكنون در صدديم‬
‫با طرحي كه در دس��ت اجراست جهت س��اير تعاوني‌هاي محلي و به‬
‫خصوص تعاوني س��پاه و ادارات مجموع��ا طرحي در حدود ‪ 19‬هكتار‬
‫تهیه کنیم‪ 10 .‬درصد از اراضي نيز به ش��هرداری واگذار می‌ش��ود‪ .‬در‬
‫ادامه مهندس قائدي شهردار گراش اعالم آمادگی کرد احداث واحد‌ها‬
‫به صورت پيماني به شهرداري واگذار شود‪.‬‬
‫در خاتمه بخش��دار گراش درخواس��ت اختصاص دو و نیم هكتار از‬
‫اراضي شهر به تعاوني‌هاي مسكن محلي نمود و از تعاوني‌ها خواست‬
‫حداكثر تا دهه مبارك فجر نس��بت به بررسي و تحقيقات در مورد‬
‫ثبت‌نام‌كنندگان اقدام و قرعه كش��ي نمايند تا دهه شكوهمند فجر‬
‫همراه با خبری خوش برای افراد فاقد مس��كن باشد‪ .‬در اين جلسه‬
‫اختصاص ‪ 1/3‬هكتار از اراضي طرح مس��کن به تعاوني بس��يجيان‬
‫تصویب شد‪.‬‬
‫با وجود فعالیت‌های انجام شده در گراش‪ ،‬طرح‌های مسکن در این‬
‫شهر نسبت به شهرهای دیگر در مراحل اولیه خود قرار دارد‪.‬‬

‫مرتضی دارشی*‬

‫‪ 19‬دی‌م�اه ‪ :87‬اولی��ن کارگاه روزنامه‌نگاری‬
‫صحبت‌نو برگزار ش��د‪ .‬در ای��ن کارگاه با هدایت‬
‫محمد خواجه‌پور‪ ،‬دبیر تحریریه نشریه‪ ،‬سبک‌های‬
‫مختلف خبر نویسی بررسی و تمرین شد‪.‬‬
‫دی‌ماه ‪ :87‬مؤسسه توسعه و همياري گراش با‬
‫درخواست شورای ش��هر مبلغ پنج ميليون ريال‬
‫برای تعميرات سيس��تم روش��نايي خيابان امام‬
‫خميني(ره) اختصاص داد‪.‬‬
‫دی‌ماه ‪ :87‬به مناس��بت سال‌روز نزول سوره‌ی‬
‫ه��ل اتی و روز خانواده وی��ژه برنامه‌ای به همین‬
‫مناس��بت با حضور اولیای محت��رم دانش‌آموزان‬
‫و با هم��کاری بیت‌الزهرا‌(س�لام‌ا‪...‬علیها) گراش‬
‫برگزار گردید‪.‬‬
‫دی ماه ‪ :87‬تاکنون مبلغ س��ی و چهار میلیون‬
‫ريال كمك نقدي به حس��ابي که برای کمک به‬
‫مردم غزه افتتاح شده است واریز گردیده است‪.‬‬
‫بهمن‌ماه ‪ :87‬شش طرح مخابرات در دهه فجر‬
‫در گراش به بهره‌برداری می‌رسد‪.‬‬
‫یک توضیح ‪‬‬

‫مردم شهر خود را آرام‬
‫دوست دارند‬

‫صحبت نو‪ :‬مس��اله اصلی مطرح ش��ده در محرم‬
‫امس��ال بحث فعالیت صوفیان در گراش بود‪ .‬هر‬
‫چند صحبت‌نو با توجه به کارکرد اطالع‌رس��انی‬
‫باید به این مس��اله می‌پرداخت‪ .‬ام��ا با توجه به‬
‫این که خوش��بختانه فضای عموم��ی به آرامش‬
‫رسیده است‪ .‬مصالح شهر را در این زمینه مقدم‬
‫دانس��تیم‪ .‬باش��د ک��ه در فرصت‌ه��ای آینده در‬
‫فضایی آرامی و منطقی بتوان به گفتگو‪ ،‬تحلیل و‬
‫بررسی دالیل باال گرفتن این بحث در این مقطع‬
‫زمانی و همچنین وضعیت اجتماعی همشهریان‬
‫اهل تصوف پرداخت‪.‬‬
‫یکی از خط مش��ی‌های ثابت صحبت‌نو کمرنگ‬
‫کردن مس��ائل تفرقه‌انگیز همراه با ایجاد فضای‬
‫تفاهم و آشنا کردن افراد جامعه با هم بوده است‪.‬‬
‫خبرهای مرب��وط را می‌توانی��د از طریق وبالگ‬
‫صحبت‌نو پیگیری کنید‪.‬‬

‫هیات سینه‌زنی مدرسه علمیه چهارده‬
‫معص��وم چهارمی��ن هیات س��ینه‌زنی‬
‫گ��راش اس��ت ک��ه بع��د از هیات‌های‬
‫سینه‌زنی ناساگ‪ ،‬برق‌روز و بندوشیخ به‬
‫جمع هیات‌های سینه‌زنی سنتی گراش‬
‫اضافه شده است‪ .‬پیش از این سینه‌زنان‬
‫هیات چهارده معصوم در خود مدرس��ه‬
‫علمیه به س��ینه‌زنی می‌پرداختند اما از‬
‫امسال بخش��ی از آنان مراسم عزاداری‬
‫را در خیابان‌های ش��هر برگزار خواهند‬
‫کرد‪.‬‬
‫اما پدیده مراسم عزاداری امسال هیات‬
‫زنجیرزن��ی متوس��لین به امام حس��ن‬
‫مجتبی(ع) بود‪ .‬این هیات با تشکیالت‬
‫منظم و س��بک زنجیرزنی خاص توجه‬
‫م��ردم را ب��ه خ��ود جلب ک��رد‪ .‬هیات‬
‫متوس��لین به امام حس��ن مجتبی(ع)‬

‫‪JJ‬صبح عاشورا در حسینیه اعظم [عکس‪ :‬یعقوب وفایی‌فرد]‬

‫بازتاب ‪‬‬

‫ب��ا تش��كر از گردانن��دگان‬
‫نش��ريه صحبت نو ب��ه ويژه‬
‫نويسندگان نوجواني همچون‬
‫محمد امين نوبهار‪ .‬جاي بس��ي خوشحالي است كه‬
‫بعد از مس��ايل اقتصادي‪ ،‬عمراني‪ ،‬اجتماعي و ‪ ...‬در‬
‫شهر نوبت به تعليم وتعلم هم رسيد!‬
‫در ش��ماره ‪ 27‬نشريه دو مطلب به قلم خانم فاطمه‬
‫حاج��ي‌زاده و آقاي محمد امين نوبهار چاپ ش��ده‬
‫بود مبني بر اين كه چرا دانش آموزان گراشي براي‬
‫تحصي��ل به الر مي‌روند‪ .‬ابتدا نكاتي از اين دو مقاله‬
‫را بررسي مي كنيم‪ :‬از ديد اوليايي كه دانش آموزان‬
‫ابتدايي خود را به الر مي فرس��تند سه دليل عمده‬
‫ذكر ش��ده بود‪ .‬اول اين كه جو تحصيل در مدارس‬
‫الر بهتر از گراش است‪ .‬سؤال كوچك من از اولياي‬
‫عزيز اين است كه چگونه به اين نتيجه رسيده‌ايد؟‬
‫البته م��ن هم ادع��ا نمي‌كنم كه ج��و تحصيل در‬
‫گراش بهتر است چون تحقيقي انجام نداده‌ام‪ .‬دوم‬
‫اين كه مس��ئولين و دبيران م��دارس الر فعال‌ترند‬
‫و با ش��ور و نشاط بيش��تر تدریس مي‌كنند‪ .‬مس‍لم‬
‫بدانيد كه اگر مسئولين و معلم هاي مدارس گراش‬
‫هم بدانند كه حساسيت اولياء نسبت بچه‌هاي‌شان‬
‫زياد اس��ت و هميش��ه در ارتباط با مدارس هستند‬
‫ونه فقط براي يك جلس��ه عموم��ي انجمن در اول‬
‫س��ال تحصيلي (كه آن هم در برخي موارد از ترس‬
‫كم ش��دن نمره انضباط!) و اگ��ر معلم‌ها در گراش‬
‫بدانن��د كه به كار آنها آن قدر و بهاء داده مي‌ش��ود‬

‫صحب�ت ن�و‪ :‬امس�ال دو هی�ات‬
‫تازه وابس�ته به حسینیه اعظم و‬
‫مدرسه علمیه چهارده معصوم به‬
‫جمع پرشمار هیات‌های عزاداری‬
‫گراش اضافه شدند‪.‬‬

‫همایش پاسداشت خیرین‬
‫گراش در آخرین روز‬
‫فروردین برگزار خواهد شد‬
‫گراش من‪ -‬حجت عابدی‪ :‬در جلس�ه مسئولين كميته‌هاي‬
‫س�تاد هماي�ش پاسداش�ت خيرين گراش‪ ،‬روز س�ی ویک‬
‫فروردی�ن ‪ 1388‬به عنوان روز برگ�زاری همایش در گراش‬
‫تعیین شد‪.‬‬
‫در اين جلس��ه بخش��دار گراش و رئيس س��تاد هماي��ش گفت ‪:‬‬
‫نخس��تين گامي كه در اين راستا برداشته‌ايم تشكيل كارگروه‌هاي‬
‫مختلف ب��ه منظور تهيه‌ي اس��امي و تعداد خيري��ن و پروژه‌هاي‬
‫احداثي نيكوكارانه‌ي آنان بوده اس��ت‪ .‬شايسته‌ است اين مراسم با‬
‫حضور يكي از مقامات عالي كشور برگزار گردد‪.‬‬
‫مهروري بر تهيه‌ي كليپ و تصاوير از اماكن مقدس خارج از كشور‬
‫جهت اس��تفاده در مراسم تجليل از خيرين تأكيد كرد و در پايان‬
‫صادقي‪ ،‬دبير س��تاد‪ ،‬از مس��ئولين كميته‌ها خواست با تحقيقات‬
‫بيش��تر از ش��هروندان و بويژه جوانان به بهره گيري از افكار جديد‬
‫در زمينه ي شناخت خيرين محلي تالش نمايند‪.‬‬
‫در اين جلسه مسئولین کمیته‌های مختلف معرفی شدند‪ .‬مهندس‬
‫مظفري در كميته برنامه‌ريزي و پيگيري‪ ،‬حسين متين در كميته‬
‫تبليغات و انتشارات‪ ،‬حسين افشار در كميته تداركات و امور مالي‪،‬‬
‫حجت عابدي در كميته اس��كان‪ ،‬تش��ريفات و پذيرايي‪ ،‬عبدالرضا‬
‫افش��ار در كميته روابط عمومي و اخبار‪ ،‬يونس نوروزي در كميته‬
‫فرهنگ��ي و ورزش‪ ،‬نعمت حس��ني در كميته امنيت و انتظامات و‬
‫حسين فقيهي دركميته نياز‌سنجي حضور دارند‪.‬‬

‫وابسته به حس��ینیه اعظم گراش است‬
‫و ناصر حس��نی‪ ،‬برادر علی‌اصغر حسنی‬
‫آن را تاسیس کرده است‪.‬‬
‫مردم معموالً این هیات را با نوحه‌خوانان‬
‫می‌شناختند‪ .‬تمرینات این هیات از یک‬
‫م��اه پیش از آغاز عزاداری انجام ش��ده‬
‫اس��ت تا زنجیرزنان بتوانند به شیوه‌ای‬
‫تازه و منظم در مراسم عزاداری شرکت‬
‫کنند‪ .‬در این حالت زنجیرزنی در س��ه‬
‫مرحله تک ضرب‪ ،‬دو ضرب و در نهایت‬
‫سه ضرب انجام می‌شود در پایان مراسم‬
‫نیز اعضای هیات به دعا می‌پردازند‪.‬‬
‫این سبک زنجیرزنی از چند سال پیش‬
‫در ش��یراز انجام می‌شده است و حضور‬
‫آن در گ��راش با فرم منظ��م لباس‌ها‪،‬‬
‫همچنی��ن همخوان��ی دو نوحه‌خوان با‬
‫صدای زیر و بم و لباس خاص انتظامات‬
‫مورد توجه مردم قرار گرفت‪.‬‬
‫از دیگر ش��نیدنی‌های شناسایی دو زن‬
‫بود که ب��ا لباس عربی مردانه به عنوان‬
‫س��قا در عزاداری امس��ال شرکت کرده‬
‫بودند‪.‬‬

‫فرهنگ عامه گراش‬
‫کتاب می‌شود‬

‫صحب�ت نو‪ :‬پس از ‪ 13‬س�ال تحقی�ق و پژوهش‪ ،‬گروه‬
‫گردآورن�دگان فرهن�گ گراش�ی‪ ،‬مجموع�ه فولکلور‬
‫گراش را تدوین می‌کند‪.‬‬

‫به گفته عبدالعلی صالحی از اعضای گروه گردآورندگان فرهنگ‬
‫گراشی‪ ،‬او با همکاری مهدی جباری در حال تدوین پژوهش‌های‬
‫ای��ن گ��روه در زمینه‌های مختل��ف فرهنگ عامه هس��تند‪ .‬این‬
‫گ��روه مجموعه کاملی از فولکلور منطقه به ویژه ش��هر گراش را‬
‫جمع‌آوری نموده اس��ت‪ .‬با پایان یافتن مراحل پژوهش��ی‪ ،‬تیم‬
‫تدوین با استقرار در محل کانون تبلیغات خط سوم‪ ،‬موضوعات‬
‫مورد پژوهش را به شکل کتاب آماده خواهند نمود‪.‬‬
‫س��یزده موضوع ش��امل ؛ قصه های عامیانه (کائت شاو) منطقه‬
‫الرستان‪ ،‬فرهنگ لغت گراشی‪ ،‬ضرب‌المثل‌ها‪ ،‬باورها و اعتقادات‬
‫عامیانه مردم الرستان‪ ،‬اشعار و متل‌های محلی‪ ،‬الالیی‌ها و اشعار‬
‫برای نوزادان‪ ،‬واس��ونک‌های عروس��ی‪ ،‬مراس��م و آداب و رسوم‪،‬‬
‫تاریخ گراش‪ ،‬ماجرای جنگ قلعه گراش‪ ،‬معرفی مشاغل‪ ،‬صنایع‬
‫دس��تی و حرفه‌های قدیمی‪ ،‬موسیقی محلی و غذاها و داروهای‬
‫محلی در این مجموعه تدوین خواهد شد‪.‬‬
‫گروه گردآورندگان فرهنگ گراشی در راستای حفظ و نگهداری‬
‫فرهنگ مردم فعالیت خود را از کتابخانه عمومی گراش آغاز کرد‪.‬‬
‫جمع آوری فرهنگ که بدون ش��ک هم اکنون بخش عمده‌ای از‬
‫آن به فراموشی سپرده شده است با هزینه‌های فراوان انجام شده‬
‫اس��ت‪ .‬با عدم جمع‌آوری فرهنگ‌عامه بخش‌های باقی‌مانده آن‬
‫نیز به دست فراموشی سپرده خواهد شد‪.‬‬
‫گروه گردآورندگان فرهنگ گراشی از همشهریان عالقه‌مند برای‬
‫انجام این فعالیت دعوت به همکاری کرده اس��ت‪ .‬این همکاری‬
‫می‌توان��د به صورت کمک‌های مالی‪ ،‬ارس��ال مطالب و یا حضور‬
‫عالقه‌مندان به فرهنگ عامه در تیم تدوین باشد‪ .‬این همکاری‌ها‬
‫می‌تواند به تس��ریع و کامل ش��دن این مجموعه گران‌بها کمک‬
‫کند‪.‬‬

‫معلم‌ها در گراش اگر بهتر نباشند كمتر نيستند‬
‫كه حتي از روس��تا و ش��هرهاي اطراف براي كسب‬
‫علم به آنها مراجعه مي ش��ود ش��ور و نش��اط آن‌ها‬
‫بيشتر مي‌شود (در س��ال‌هاي زيادي دانش‌آموزاني‬
‫از اوز و روس��تاهاي اطراف داشته‌ايم)‪ .‬البته تشويق‬
‫و دلگرمي مدي��ران و مس��ئولين اداره هم بي‌تاثير‬
‫نيس��ت‪ .‬به عن��وان مثال چرا يك��ي از همكاران كه‬
‫چند س��ال در گ��راش دانش‌آموزان را در نوش��تن‬
‫مقاله جه��ت همايش اس��تاني رياض��ي راهنمايي‬
‫مي‌كرد و مقاالت برتر مي‌شدند به اندازه‌اي تشويق‬
‫نش��د كه در يك س��ال تدریس در يكي از مدارس‬
‫شيراز در زمان تحصيلش در دوره كارشناسي ارشد‬
‫با دانش آموزان ش��يرازي كار مي‌كرد مورد تشويق‬
‫ق��رار گرفت؟! س��ومين دليل از دي��د اوليا اين بود‬
‫كه مدارس الر س��هم بيشتري در قبولي در مدارس‬
‫خاص مثل تيز‌هوش��ان و نمون��ه دولتي دارند و در‬
‫گراش بعضي از رشته‌ها مثل علوم و معارف اسالمي‬
‫وجود ندارد‪ .‬س��ؤال اين اس��ت كه مگ��ر قبولي در‬
‫مدارس خاص هر مدرسه سهميه‌اي دارد يا توانايي‬
‫خ��ود دانش آموز مالك اس��ت؟ قب��ول دارم كه در‬
‫رش��ته هاي فني به علت كمي دانش‌آموز خيلي از‬
‫رشته‌ها را نداريم ولي به بجز رشته‌ي علوم و معارف‬
‫اس�لامي (كه نمي‌دانم چند گراش��ي در اين رشته‬
‫در الر تحصي��ل مي‌كنند!) دبيرس��تان هاي گراش‬
‫بقيه‌ي رشته‌ها را دارد‪.‬‬
‫در جاي ديگر ذكر ش��ده بود كه م��دارس نمونه و‬
‫تيزهوش��ان دانش‌آموزاني با تفكر و سطحي تقريبا‬

‫يكس��ان دارد‪ ،‬كه بنده نيز قبول دارم سطح دانش‬
‫آموزان در مدارس عادي و ش��لوغ زياد تفاوت دارد‬
‫و معلم نمي‌تواند خوب عمل كند و مجبور است در‬
‫تدریس و امتحان متوسط كالس را در نظر گيرد كه‬
‫به نظر مي‌رسد با هماهنگي اداره و انجمن هر مدرسه‬
‫و تش��كيل كالس فوق‌العاده (البت��ه نه رايگان) براي‬
‫سطح قوي و ضعيف‪ ،‬هر دو گروه را كمك كنند‪.‬‬
‫در يك��ي از مقاالت چند جمله توجهم را جلب كرد‬
‫كه بيان مي‌كنم‪:‬‬
‫‪« -1‬آيا مي‌شود بدون تغيير در نحوه تدریس علوم‬
‫جديد را ب��ه نو‌آوران جديد آموخ��ت؟» كه منظور‬
‫نويسنده را درس��ت متوجه نشدم‪ .‬شايد در نگارش‬
‫وتايپ اشتباهي شده باشد‪.‬‬
‫‪« -2‬و چرا محيط و نحوه تدریس در مدارس كمتر‬
‫مورد توجه قرار مي‌گيرد؟» اين سؤال همه معلم‌ها‬
‫است كه ما در سطح باال و كشوري اگر نتوانيم بحث‬
‫كنيم در س��طح گراش كه مي‌شود بحث كرد و كم‬
‫اهميت دادن به تحصيل فرزندان بايد مورد كنكاش‬
‫قرار گيرد و راهكار ارايه شود‪.‬‬
‫‪« -3‬بد نيس��ت فكر كنيم مش��كل كجاست و چه‬
‫كس��ي بايد پاسخ‌گو باش��د» بهتر است همه نسبت‬
‫به س��ؤال آخر حس��اس باش��يم و ب��دون ناراحتي‬
‫انتقادهاي س��ازنده از معلم‌ها مورد توجه قرار گيرد‬
‫و اوليا براي بچه‌هاي خود وقت و هزينه‌ي بيشتري‬
‫را خرج كنند و از بي‌تفاوتي خارج ش��ويم و مديران‬
‫ومس��ؤالن نگاهي دقيق‌تر به روش‌هاي خود داشته‬

‫باشند‪ .‬فراموش نكنيم دانش‌آموزي كه براي رسيدن‬
‫به كالس و اس��تفاده از كالس وق��ت و پول صرف‬
‫مي‌كن��د‪ ،‬به محض ورود ب��ه كالس از وقت خود به‬
‫خوبي استفاده مي‌كند و حساسيت اولياء نيز نسبت‬
‫به كار آنها بيش��تر مي‌شود‪ .‬در موقعيتي نيستم كه‬
‫بخواهم معلم‌هاي دو شهر را با هم مقايسه كنم ولي‬
‫در دوره متوس��طه كه كمي اطالع دارم معلم‌ها در‬
‫گراش اگر بهتر نباشند كمتر هم نيستند‪ .‬به عنوان‬
‫مثال همان معلمي كه در مدارس خاص الر تدریس‬
‫مي كند براي قبولي در دوره كارشناس��ي ارش��د با‬
‫معلم گراش��ي كه تجربه كسب كرده است مشورت‬
‫مي‌كند ولي حيف كه معلمان در گراش ش��ناگران‬
‫ماهري هستند كه كمتر آب مي‌بينند‪ .‬سؤال من از‬
‫اين دو نوجوان نويسنده اين است كه چرا بعضي از‬
‫دانش‌آموزان گراش��ي ك��ه در الر تحصيل مي‌كنند‬
‫نتيجه‌اي كه در كنكور از آن‌ها انتظار هست كسب‬
‫نمي‌كنند؟! و چگونه دانش‌آموزي پيدا مي شود كه‬
‫در گ��راش تحصي��ل كرده و در كنكور در س��هميه‬
‫مناطق شركت كرده رتبه دو رقمي كسب مي‌كند؟!‬
‫در پاي��ان به همه دانش آموزان به ويژه آن‌هايي كه‬
‫هر روز زحمت رفتن به الر را متحمل مي‌شوند خدا‬
‫ق��وت مي‌گويم و بيان مي‌كنم كه نوش��ته‌ي ناقص‬
‫من در تاييد يا رد كردن «فرس��تادن بچه ها به الر‬
‫جهت تحصيل» نمي‌باش��د‪ .‬منتظر نظر ديگران نيز‬
‫مي‌مانيم‪.‬‬

‫*دبير آموزش وپرورش در مسکو‬

‫شماره بیست‌و نه‬
‫(ضمیمه شماره ‪)53‬‬

‫نیمه اول بهمن‪87‬‬

‫‪ ‬خبر اختصاصی‬
‫انتخابات نظام‌پزشکی شهرستان الرستان و خنج‬
‫جمعه ‪ 27‬دی‌ماه در ش��بکه بهداشت الر برگزار‬
‫شد‪.‬‬
‫در ای��ن انتخابات دکتر احم��د عبداللهی‪ ،‬جراح‪،‬‬
‫و دکتر علی مهیای��ی از گراش به عنوان اعضای‬
‫اصل��ی و دکت��ر علی‌اصغ��ر لطافت ب��ه عضویت‬
‫سازمان نظام پزشکی الرستان و خنج در آمدند‪.‬‬
‫نتایج کامل این انتخابات در شماره بعد به اطالع‬
‫خواهد رسید‪.‬‬
‫‪//‬‬

‫نس��خه خطی کتاب «گل و برگ» تفسیر سوره‬
‫مائده از قرآن کریم تالیف و ترجمه مرحوم حاج‬
‫رستم‌خان گراشی‪ ،‬به همت دکتر احمد اقتداری‬
‫چاپ و منتش��ر خواهد ش��د‪ .‬هزینه انتش��ار این‬
‫کتاب ارزشمند را نوادگان حاج رستم‌خان تقبل‬
‫کرده‌اند‪ .‬ای��ن کتاب به صورت دس��تخط اصلی‬
‫توسط انتشارات همسایه به چاپ خواهد رسید‪.‬‬
‫‪//‬‬

‫دکت��ر محمدباق��ر وثوق��ی‪ ،‬عضو هی��ات علمی‬
‫دانشگاه تهران‪ ،‬طی سفر مطالعاتی به کشور قطر‬
‫با الرس��تانی‌ها و گراش��ی‌های مقیم شهر دوحه‬
‫مالقات کرد‪ .‬دکتر وثوقی گزارش این سفر را در‬
‫اختیار صحبت‌نو ویژه گراش قرار خواهد داد‪.‬‬
‫‪//‬‬

‫س��یلوانا س��لمان‌پور‪ ،‬ش��اعر اوزی مقی��م دب��ی‪،‬‬
‫مجموع��ه‌ای از س��روده‌های محل��ی خ��ود را با‬
‫عنوان «س��رود دش��ت زالوز» که ن��ام محلی اوز‬
‫اس��ت‪ ،‬آماده چاپ کرده است‪ .‬این شاعر به همراه‬
‫عالقه‌مندان به ادبیات در دبی‪ ،‬انجمن ادبی حافظ‬
‫را پایه‌گذاری‌کرده‌ان��د‪ .‬انجمن حافظ به مدت ‪15‬‬
‫سال در باشگاه ایرانیان دبی فعالیت مستمر دارد‪.‬‬
‫‪//‬‬

‫صادق رحمانی‪ ،‬مدیر طرح و برنامه شبکه فرهنگ‬
‫رادیو‪ ،‬با حکمی از طرف مس��عود احمدی‪ ،‬دبیر‬
‫جش��نواره بین‌المللی رادیو و مدیر شبکه جوان‪،‬‬
‫به عنوان داور بخش ویژه این جش��نواره انتخاب‬
‫ش��د‪ .‬او سال گذش��ته در این جش��نواره بخش‬
‫آنونس‪ ،‬آرم و آگهی‌های بازرگانی را در جشنواره‬
‫بین‌المللی رادیو داوری کرد‪ .‬کش��ورهای لبنان‪،‬‬
‫سوریه‪ ،‬روس��یه‪ ،‬اس��لوونی‪ ،‬اکراین‪ ،‬یوگسالوی‪،‬‬
‫نیجری��ه و چند کش��ور دیگر در این جش��نواره‬
‫حضور دارند‪.‬‬
‫‪ ‬در شهر‬

‫مراسم شیر‌خوارگان‬
‫حسینی‪ ،‬به یاد‬
‫علی‌اصغر (ع)‬

‫صحب�ت ن�و‪ :‬در پنجمی�ن روز مح�رم‬
‫بیت‌الزه�را (س) گ�راش میزب�ان مادران‬
‫و کودکان�ی بود ک�ه به مراس�م عزاداری‬
‫شیرخوارگان حسینی آمده بودند‪.‬‬

‫به گزارش روابط عمومی بیت‌الزهرا (س) مراسم‬
‫شیرخوارگان حسینی روز جمعه سیزدهم دی‌ماه‬
‫با حضور مادران و طفالن شیرخوارشان برپا شد‪.‬‬
‫حضور این‌کودکان ح��ال‌ و هوای خاصی به این‬
‫برنامه داده بود‪ .‬مراس��م با مداحی ونوحه‌سرایی‬
‫عباسپور و سخنرانی کرمی‌نیا برگزار شد‪.‬‬
‫‪//‬‬

‫میدان میوه و تره‌بار‬
‫شاید وقتی دیگر‬

‫گراش نیوز‌‪ :‬با تصویب شورا‪ ،‬میدان میوه و‬
‫تره‌بار به بخش خصوصی واگذار می‌شود ‪.‬‬

‫تصمیم به فروش این میدان در جلسه صد و پنجاه‬
‫و یکم شورای اس�لامی شهر اتخاذ گردیده است‪.‬‬
‫شورای اسالمی شهر پس از موافقت با فروش این‬
‫میدان در نامه‌ای به ش��هرداری اجازه فروش این‬
‫میدان را از طریق مزایده صادر کرد‪ .‬دکتر مرتضی‬
‫فتحی رئیس شورای اسالمی شهر گراش در پاسخ‬
‫به این س��وال که چرا یک سال قبل شهرداری با‬
‫س��اخت این میدان موافقت کرد و در حال حاضر‬
‫از س��اخت این میدان منصرف شده و تصمیم به‬
‫فروش میدان میوه و تره‌بار گرفته اس��ت گفت‪ :‬با‬
‫توجه به نیاز ش��هر به میدان تره بار و مجوز شورا‬
‫متاسفانه پس از گذشت ماه‌ها ساخت این میدان‬
‫توس��ط ش��هرداری و پیمانکار مربوطه به اجرا در‬
‫نیامده‌اس��ت و روند کار مورد رضایت ش��ورا نبود‪.‬‬
‫با توجه به این پروژه از پیمانکار قبلی گرفته شده‬
‫اس��ت‪ .‬با جلب و تشویق بخش خصوصی انشاءاهلل‬
‫س��اخت میدان عملیاتی خواهد شد‪ .‬الزم به ذکر‬
‫است ساخت این پروژه در فاز فنداسیون باقیمانده‬
‫است‪.‬‬
‫‪//‬‬

‫نوآوری نوجوان‬
‫گراشی برای ساخت‬
‫دستبند‬

‫صحبت نو‪ :‬نوجوان نوآور گراش دس�تنبد‬
‫سبک آلومینیومی ساخت‪.‬‬

‫س��ید مجتبی معصومی نوجوان گراش��ی با هشت‬
‫ماه تالش دستنبد آلومینیومی س��اخت‪ .‬او درباره‬
‫ویژگی‌های این دس��تنبد گفت‪« :‬دستنبد ساخت‬
‫ش��ده نسبت به دس��تنبدهای اس��تیل که توسط‬
‫نیروی انتظامی اس��تفاده می‌ش��ود سبک‌تر است‪.‬‬
‫همچنین این دستبند در اثر ضربه قفل نمی‌شود‪».‬‬
‫سید مجتبی معصومی به دنبال ثبت این دستبند‬
‫از طریق سازمان ثبت مالکیت معنوی است‪ .‬او در‬
‫کنار این اختراع به دنبال اختراعی دیگر است که‬
‫به نظرش می‌تواند در سطح جهانی مطرح شود‪.‬‬
‫معصومی با ش��انزده سال سن در دبیرستان امام‬
‫حسین (ع) در رشته کامپیوتر تحصیل می‌کند‪.‬‬

‫شماره بیست‌و نه‬
‫(ضمیمه شماره ‪)53‬‬

‫نیمه اول بهمن‪87‬‬

‫‪ 3‬روز از نو‬

‫شورای مردم ‪‬‬

‫به دنبال طرحی برای‬
‫باغ ملی هستیم‬

‫ش�ورای ش�هر گراش‪ :‬بدنبال انصراف شرکت‬
‫دس��ا از ساخت و ساز در محل زمین باغ ملی که‬
‫به علل مختلف صورت گرفت‪ ،‬شورای شهر تالش‬
‫کرد در راس��تای ح��ل اختالف بین ش��هرداری‬
‫گراش و ش��رکت دس��ا وس��اطت کند و هر چه‬
‫سریع‌تر مشکل به وجود آمده را حل نماید؛ چرا‬
‫که با س��پردن آن به قوه قضائیه و حل مناقش��ه‬
‫از طری��ق مراجع قضایی زمان زیادی از دس��ت‬
‫می‌رف��ت که در این مدت ام��کان تخریب اماکن‬
‫مذهبی اطراف گودال حفر ش��ده وجود داش��ت‪.‬‬
‫به همین منظور ضمن مش��اوره با اس��تانداری و‬
‫تعیین تکلیف از س��وی آنها‪ ،‬ش��ورا و شهرداری‬
‫گراش جهت تحویل هر چه س��ریع‌تر این مکان‬
‫طی فس��خ نامه‌ی قرارداد فی ما بین شهرداری و‬
‫شرکت دسا که به دنبال جلسات متعدد با حضور‬
‫نماینده و وکیل ش��رکت و شهردار گراش امضاء‬
‫ش��د‪ ،‬توافقاتی کردند و درح��ال حاضر مکان یاد‬
‫ش��ده در تملک و اختیار ش��هرداری گراش می‬
‫باشد‪.‬‬
‫ش��هرداری گ��راش جهت جلوگی��ری از تخریب‬
‫اماک��ن اطراف ‪ ،‬طبق نظر کارشناس��ان در حال‬
‫س��اخت س��ازه‌ی نگهبان برای دیوارهای مشرف‬
‫می باش��د و تهیه ی طرح مناس��ب اجرا در این‬
‫مکان به عهده کارشناسان این امر گذاشته شده‬
‫اس��ت که در محل باغ مل��ی‪ ،‬پس از طی مراحل‬
‫کارشناس��ی‪ ،‬طرح��ی ک��ه منافع ش��هروندان و‬
‫رضایت آنها را تامین نماید به اجرا در آید‪.‬الزم به‬
‫ذکر است ش��هرداری گراش از طرح کارشناسان‬
‫امر جهت اجرا در این مکان اس��تقبال می نماید‪.‬‬

‫‬

‫یک ماه در مجلس ‪‬‬

‫حجت عابدی‬

‫سفر به‬
‫خنج و جویم‬

‫عل�ی اصغ�ر حس�نی نماین�ده‌ي م�ردم‬
‫شهرستانهای الرس�تان و خنج به منظور‬
‫دیدار با مردم و مس�ئولین شهرستان به‬
‫خنچ سفر کرد‪.‬‬

‫او در این س��فر نخس��ت در جلس��ه‌ای با حضور‬
‫فرماندار و مسئولین محلی این شهرستان شركت‬
‫و با مس��ائل و مش��کالت خنج آشنا و جهت رفع‬
‫آنها وعده‌ی تالش مضاعف داد‪.‬‬
‫وی در واحدهای آموزش��ی ش��بانه‌روزی تربیت‬
‫خواهران‪ ،‬محمد الدوره و ش��هید بهشتی برادران‬
‫این شهرستان حضور یافت که با استقبال پرشور‬
‫دانش آم��وزان مواجه ش��د‪ .‬در جمعی صمیمی‬
‫کمبودهای موجود در این س��ه واحد آموزش��ی‪،‬‬
‫بطور جداگانه از س��وی نمایندگان شورای دانش‬
‫آم��وزی واحدهای مزب��ور مطرح ش��د‪ .‬مهترین‬
‫این مش��کالت عبارت ب��ود از‪ :‬عدم وجود بخاري‬
‫و دس��تگاه آب ش��یرین کن‪ ،‬درخواست افزایش‬
‫فضاهای آموزشی و اختصاص سرویس برای ایاب‬
‫و ذهاب دختران دانش‌آموز‪ .‬نماینده مردم نسبت‬
‫به تأمین و اختصاص بخاری در ظرف ‪ 24‬ساعت‬
‫اقدام و جهت برطرف نمودن س��ایر کمبودها نیز‬
‫وعده‌ی مساعدت جدی داد‪.‬‬
‫نماین��ده مردم الرس��تان و خن��ج همچنین در‬
‫بازدید از کتابخانه‌ي واحد آموزش��ی شبانه‌روزی‬
‫شهید بهشتی مبلغ دو میلیون ریال برای تهیه‌ی‬
‫کتاب به این کتابخانه اختصاص داد‪ .‬حسنی پس‬
‫از آن از طرح تحقیقاتی منبع آبرسانی شهرستان‬
‫خنج بازدید و اظهار داش��ت تمام اهتمام ما رفع‬
‫معضالت است‪ .‬نماینده مردم الرستان و خنج در‬
‫پایان از بیمارس��تان ‪ 48‬تختخوابی حضرت نبی‬
‫اک��رم (ص) خنج و بخش‌های مختلف آن بازدید‬
‫و ب��ر راه‌اندازی کامل بخ��ش رادیولوژی و ایجاد‬
‫بخش‌های س��ونوگرافی و ماموگرافی تاکید کرد‪.‬‬
‫وی به اتفاق فرماندار و مسئولین محلی در پایان‬
‫ضمن دیداری صمیمانه با مردم به خواس��ته‌های‬
‫آنان توجه و ابراز امیدواری کرد که با تس��ریع و‬
‫پیگی��ری های مضاعف خ��ود‪ ،‬محرومیت‌ها را از‬
‫چهره‌ی این شهرستان بزداید‪.‬‬
‫نماین��ده مردم به اتفاق مع��اون اداره کل تربیت‬
‫بدن��ی ف��ارس‪ ،‬فرمان��دار و فرمانده��ی انتظامی‬
‫و آق��ازاده ریی��س تربی��ت بدنی الرس��تان طی‬
‫بازدیدی از بخش جویم الرس��تان و دهستان‌ها‬
‫و روس��تاهای تابع��ه بخش مذک��ور کلنگ چند‬
‫ورزشگاه را که از مصوبات نخستین سفر ریاست‬
‫جمهوری اس�لامی به استان فارس بود بر زمین‬
‫زد‪ .‬وی ابتدا کلنگ ورزش��گاه روس��تای هود در‬
‫زمینی به مس��احت چهار هکت��ار را بر زمین زد‬
‫و متعاقب آن کلنگ ورزش��گاه‌های کاریان کهن‪،‬‬
‫الغران‪ ،‬ده‌فیش‪ ،‬کورده‪ ،‬دهکویه و شرفویه را که‬
‫از مصوبات س��فر پر برکت مقام معظم رهبری به‬
‫شهرستان الر بود به زمین زد‪.‬‬
‫حس��نی در کنار بازدید از ش��هرهای الرس��تان‬
‫و خن��ج در گراش نی��ز بازدید کامل��ی از حوزه‬
‫علمیه داش��ت و روز چهاردهم دی ماه در مراسم‬
‫دانش‌آم��وزان مدارس غیردولت��ی فدک و غدیر‬
‫شرکت کرد‪.‬‬

‫‪JJ‬علی‌اصغر حسنی در دیدار از مدرسه فدک‬

‫‪ ‬نوشت‌افزار صدرا ‪ ‬نوشت‌افزار سروش ‪ ‬نوشت‌افزار پارسینا ‪ ‬فروشگاه رز‪ ‬فروشگاه مهدی ‪ ‬مرکز خرید خانواده ‪ ‬سوپرمارکت آبشار ‪ ‬سوپرمارکت فانوس‬

‫رزمنده سربند را به پيشاني‌اش مي‌بندد‬
‫و از زير دس��تان به هم قالب شده‌ي دو‬
‫نفر که به عنوان چارچوب ايس��تاده‌اند‪،‬‬
‫عب��ور مي‌کن��د‪ .‬همس��رش او را از زير‬
‫ق��رآن رد مي‌کن��د‪ .‬رزمن��ده همين که‬
‫چفيه را روي دوش��ش جابه‌جا مي‌کند‪،‬‬
‫ن��گاه‌اش با نگاه زن گره‌ مي‌خورد‪ .‬زن با‬
‫حالت ناراحتي و اس��ترس س��رش را بر‬
‫مي‌گرداند‪ .‬رزمنده مي‌نشيند تا بندهاي‬
‫پوتين��ش را ببن��دد؛ اما کارگ��ردان با‬
‫صداي بلند مي‌گويد‪« :‬اين نشس��تن‌ات‬
‫اصال خوب نبود‪ ‌،‬برو از اول‪»...‬‬
‫غريب��ه‌ي ش��ام تلفيقي‌س��ت از تئات��ر‬
‫عاش��ورايي و دفاع مقدس‪ .‬و هم‌چنين‬
‫تلفيقي از ب��ازي بر روي صحنه و پرده‪.‬‬
‫داستان دخترکي به نام عطيه که چشم‬
‫انتظار بازگش��ت پدرش از جبهه است‪.‬‬
‫گاه‌گاه��ي نيز پ��در خ��ود را در خواب‬
‫و بي��داري احس��اس م��ي کن��د و با او‬
‫حرف مي‌زند‪ .‬چش��م انتظاري عطيه در‬
‫حالي‌س��ت که مدت‌ه��ا از پايان جنگ‬
‫هشت س��اله گذشته و خبري از پدرش‬
‫نيامده است‪ .‬حرف‌زدن‌هاي گاه و بي‌گاه‬
‫عطيه با پدرش موجب شده که پزشکان‬
‫بگوين��د او به نوعي بيماري رواني دچار‬
‫ش��ده اس��ت‪ .‬مادر عطيه او را به سوريه‬
‫نزد حضرت رقيه س�لام‌ا‪ ...‬برده اس��ت‬
‫ت��ا بلکه حضرت به عطي��ه نظري کرده‬
‫و او را ش��فا دهد‪ .‬عطي��ه کنار ضريح به‬
‫خواب رفته اس��ت که حض��رت رقيه به‬
‫بالي��ن‌اش مي‌آي��د و او را با وقايع کربال‬
‫همگام مي‌سازد‪...‬‬
‫غريبه‌ي شام س��ومين تئاتر عاشورايي‬
‫در گراش اس��ت که عل��ي فخري آن را‬
‫کارگردان��ی مي‌کند‪ .‬يک گ��روه تقريبا‬
‫س��ي‌نفره نيز در اي��ن تئاتر ايفاي نقش‬
‫مي‌کنند‪ .‬اي��ن گروه نزدي��ک به دوماه‬
‫ا‌ست که هر ش��ب تمرينات منسجمي‬
‫را انج��ام مي‌ده��د‪ .‬تمرين��ات اوليه در‬
‫نمازخانه دبيرستان شهيد منفرد انجام‬
‫مي‌ش��د‪ .‬از هفت��ه پيش ب��ا در اختيار‬
‫گرفتن سالن سينما‪ ،‬تمرينات در سالن‬
‫سينما ادامه دارد‪.‬‬
‫هفته اول تمرينات فقط شامل روخواني‬
‫مت��ن نمايش��نامه و آش��نايي کل��ي با‬

‫شمـر در سینمـا‬

‫مهدی وفایی‌فرد‬

‫منتظر شماست‬

‫‪JJ‬محمدجواد حسن‌نژاد در نقش خولی [عکس‪ :‬مهدی وفایی‌فرد]‬

‫نمايش��نامه بود‪ .‬اما پس از آن تمرينات‬
‫حرکت و چگونگي بيان جمالت ش��روع‬
‫ش��د‪ .‬محمود عليپور اي��ن تمرينات را‬
‫رهب��ري مي‌ک��رد‪ .‬معموال س��ي دقيقه‬
‫نخس��ت هر جلسه شامل دو زدن‪ ،‬براي‬
‫گرم شدن بدن و انجام حرکات ورزشي‬
‫و کشش��ي است‪ .‬انواع حرکات تمرکزي‬
‫همچون ايستادن روي يک پا به صورتي‬
‫که دس��ت‌ها از دو طرف باز بوده و پاي‬
‫ديگ��ر نيز ب��ه صورت کش��يده به عقب‬
‫خم ش��ده اس��ت‪ ،‬هم انجام مي‌ش��ود‪.‬‬
‫پس از گرم ش��دن ب��دن‪ ،‬تمرين گفتار‬
‫ش��روع مي‌ش��ود‪ .‬معموالً در اين هنگام‬
‫به صورت دس��ته‌جمعي يا تک‌تک شعر‬
‫ياردبس��تاني و اي‌ايران‪ ،‬با صداي پايين‬
‫( ُفسه)‪ ،‬متوسط و بلند خوانده مي‌شود‪.‬‬
‫اين شعرها با فراز و فرودهاي خوبي که‬
‫دارد‪ ،‬در تمري��ن گفتار ي��ک کار تئاتر‬
‫بسيار مناسب است‪.‬‬
‫ام��ا تمرين��ات اصلي پس از اين ش��روع‬
‫مي‌شود‪ .‬صحنه‌ها مشخص شده و بازيگران‬
‫به تمرين چگونگي حرکات و بيان حس‬

‫خ��ود مي‌پردازن��د‪ .‬گاهي اي��ن تمرينات‬
‫اين‌قدر تکرار مي‌شود که علي فخري آن‬
‫را به وقتي ديگر واگذار مي‌کند‪.‬‬
‫عبدالرضا افش��ار از جمله بازيگراني‌ست‬
‫که همچون سال‌هاي گذشته در غريبه‬
‫شام هم نقش بازي مي‌کند‪ .‬او که در دو‬
‫تئاتر پيش��ين در نقش شمر و سنان‌بن‬
‫اَنس ظاهر ش��ده بود‪ ،‬امس��ال نيز نقش‬
‫ش��مر را دارد‪ .‬او م��ي گوي��د‪« :‬هرچند‬
‫امس��ال نيز نقش منفي دارم‪ ،‬اما افتخار‬
‫مي‌کن��م در يک تئاتر عاش��ورايي نقش‬
‫دارم‪ .‬دوس��ت دارم نق��ش مثب��ت هم‬
‫بازي کنم‪ ،‬اما نظر علي فخري به عنوان‬
‫کارگردان‪ ،‬خالف اين‌ست‪».‬‬
‫جواد حس��ن‌نژاد نيز امس��ال به ايفاي‬
‫نقش منفي خولي مي‌پردازد‪ .‬او در مورد‬
‫تئاتره��اي عاش��ورايي مي‌گوي��د‪« :‬اين‬
‫کارها بسيار خوب و قشنگ است‪ .‬از اين‬
‫دس��ت کارهاي تلفيقي که فيلم‌برداري‬
‫ني��ز به کمک ب��ازي روي صحنه آمده‪،‬‬
‫بس��يار خوب و نو اس��ت‪ .‬کار در غريبه‬
‫شام به شدت حساس است و اميدواريم‬

‫بازيگ��ران جدي��د در کن��ار بازيگ��ران‬
‫سال‌هاي گذشته بتوانند به بهترين نحو‬
‫به ايفاي نقش بپردازند‪ ».‬قاس��م افشار‬
‫که امس��ال هم‪ ،‬چون سال‌هاي گذشته‪،‬‬
‫در نقش س��رباز و نگهبان ظاهر ش��ده‬
‫است‪ ،‬غريبه شام را به خاطر تلفيق کار‬
‫عاش��ورايي و دفاع‌مق��دس‪ ،‬جذاب‌تر از‬
‫کارهاي قبلي مي‌داند‪.‬‬
‫خانم ابراهيمي نيز از جمله کساني‌س��ت‬
‫که تئاتر عاش��ورايي را در اين س��ه دوره‬
‫ياري کرده است‪ .‬او امسال نقش يکي از‬
‫زنان کنار ضريح و يکي از زنان خيمه را‬
‫بازي مي‌کند‪ .‬ابراهيمي تئاتر عاشورايي را‬
‫به خاطر وجهه خوبي که در ميان مردم‬
‫دارد‪ ،‬باعث باال رفتن فرهنگ مي‌داند‪.‬‬
‫آقايان ماش��اا‪ ...‬بلبلي‪ ،‬محمدکاظم عابد‪،‬‬
‫عل��ي صف��ري و‪ ...‬و خانم‌ها ش��کوري‪،‬‬
‫آذرکي��ش‪ ،‬رش��يدي و ‪ ...‬امس��ال ني��ز‬
‫همچ��ون دو دوره گذش��ته‪ ،‬علي فخري‬
‫را در اجراي تئاترهاي عاش��ورايي ياري‬
‫مي‌کنند‪.‬‬
‫محم��ود عليپ��ور ني��ز ک��ه در دوتئاتر‬

‫سید علی مجلسی‬

‫از می��ان محله‌هایی که در دامنه کالت‬
‫ق��رار دارند‪ ،‬محله پاس��گاه قدیم قدمت‬
‫چندان��ی ندارد ام��ا به ان��دازه محالت‬
‫قدیمی مشکالت دارد‪.‬‬
‫وقتي از كمربندي به طرف مدرس��ه‌ي‬
‫قائدي مي‌رويم به يك سربااليي با شیب‬
‫تند مي‌رس��يم كه در سر راه ما مسجد‬
‫نوسازی دیده می‌شود‪ .‬كنار مسجد يك‬
‫كوچه‌ي باريك است كه بر عكس مسير‬
‫ما ش��يب آن رو به پايين اس��ت‪ .‬از آن‬
‫كوچه رو به پايي��ن حركت مي‌كنيم تا‬
‫ب��ه محل مورد نظر برس��يم‪ .‬پايين‌تر از‬
‫مسجد و به طرف چپ كه برويم پاسگاه‬
‫قديم گراش دیده می‌ش��ود‪ .‬پاس��گاهي‬
‫ك��ه روزگاري ب��رو بيايي داش��ت‪ .‬االن‬
‫ديگر اثري از پاس��گاه نيست و جاي آن‬
‫را خانه‌ها گرفته است‪.‬‬
‫محله ب��ه دليل وجود پاس��گاه در بین‬
‫مردم بعد از س��اخت پاس��گاه جديد به‬
‫نام پاسگاه قديم معروف است‪ .‬محله‌اي‬
‫تقريب��اً آرام و بي س��ر و ص��دا به نظر‬
‫مي‌آيد‪ .‬برخي خانه‌هاي قديمي جلوه‌ي‬
‫محل را تغيير داده است‪ .‬نكته‌ي جالب‬
‫در اين محل خانه‌اي بود روبه‌روي محل‬
‫پاس��گاه قديم ك��ه ان��گار صاحب خانه‬
‫عالقه‌ي زيادي به تيم اس��تقالل داشت‬
‫و ط��رح در خان��ه اش را آرم باش��گاه‬
‫اس��تقالل زده ب��ود‪ .‬انته��اي اين محل‬
‫ب��ه خيابان تميز منتهي مي‌ش��ود كه با‬
‫كوچه هاي باريك به هم متصل ش��ده‬
‫است و همانند ديگر محله هاي قديمي‬

‫‪ ‬گزارش‬

‫همان مش��كل باريكي كوچه‌ها را دارد‪.‬‬
‫طريقه‌ي زندگي اهالي در قديم بس��يار‬
‫متف��اوت با زندگ��ي امروز اكث��ر مردم‬
‫ب��وده اس��ت‪ ‌،‬مث ً‬
‫ال در ي��ك خانه‌ي صد‬
‫متري چهار خانه‌وار در كنار هم زندگي‬
‫مي‌كردند و هيچ گاه هم با هم مشكلي‬
‫پي��دا نمي‌كردند‪ .‬س��اكنين قديم محل‬
‫براي تامين آب آشاميدني خوب مجبور‬
‫بودند با روش‌هاي گوناگون آب خوردنی‬
‫را از آب انبارهاي دور دس��ت تهیه و به‬
‫س��ختي آن را به منازل خود بياورند‪ .‬از‬

‫ساكنين قديمي محل مي‌توان از آقايان‬
‫اكبر ش��باني‪ ،‬حس��ن غالم��ي‪ ،‬نازعلي‬
‫پورشمس��ي (زاده شمس)‪ ،‬غالمحسين‬
‫تاج بخ��ش‪ ،‬عوض پورشمس��ي‪ ،‬عباس‬
‫هرمزي و ش��يرعلي ش��يري نام برد كه‬
‫برخي از آنها هم درقيد حيات نيستند‪.‬‬
‫ب��ه گفته‌ي ح��اج ابراهيم غالمي كه از‬
‫س��اكنين اين محل است مشكل كمی‬
‫فش��ار آب كه يكي از مش��كالت اصلي‬
‫مردم محله بوده اس��ت ط��ي يكي دو‬
‫س��ال اخي��ر تقريباً حل ش��ده و اكنون‬

‫‪JJ‬غالمعباس دلخوش‪ ،‬آهن پوالدسنج‪ ،‬نعمت صادقی‪ ،‬اکبر شبانی‪ ،‬حسن غالمی در اواخر دهه شصت [عکس‪ :‬آرشیو محمد صادقی]‬

‫ص‪.‬ر‬

‫‪ ‬یادداشت‬

‫در حاشیه مرگ خودخواسته‌ي یک جوان گراشی‬

‫دل جوان خون شده بود‬
‫گراش بار ديگر ش��اهد مرگ خودخواسته‌ي‬
‫جواني ناکام ش��د ‪ .‬اين بار براي چندمین بار‬
‫در طول س��ال جاري است که شهر سي هزار‬
‫نفري گراش چنين حادثه تلخ و رقت انگيزي‬
‫را ب��ه خ��ود مي بيند ‪ .‬مجتب��ي ‪ -‬الف جوان‬
‫بيس��ت و دو ساله اي که به دليل عالقه بيش‬
‫از حد ب��ه طبيعت‪ ،‬قرباني عاطفه ش��کننده‬
‫خود شد‪.‬‬
‫مرگ خود خواس��ته مجتبي و عمل او براي‬
‫همه کس��اني ک��ه او را مي ش��ناختند ‪ ،‬غير‬
‫منتظره و باور نکردني بود ‪ ،‬زيرا او از کودکي‬
‫با آموزه هاي ديني و اخالقي آشنا بوده است‬
‫و بدان ملتزم ‪ .‬او گویا نمي‌دانسته است که از‬
‫نظرگاه دين و مذهب اين گونه کارها مذمت‬
‫شده اس��ت و او نمی دانست خودکشی گناه‬
‫است‪ ،‬اما آدمي در آنچه چنين مرگي را براي‬
‫او سهل و آسان جلوه داده است‪ ،‬در مي‌ماند‪.‬‬
‫در یادداش��تی که از به جای مانده اس��ت به‬
‫ابوالفضل قس��م یاد کرده است که به زندگی‬
‫خود پایان خواهد داد‪ .‬چه چيزي باعث شده‬

‫اس��ت ت��ا او را به س��رحد چني��ن تصميمي‬
‫رهنمون کند‪ .‬ظاهر فعال و پر انرژي او نشاني‬
‫از نگران��ي‪ ،‬ناراحت��ي و افس��ردگي را با خود‬
‫نداشت‪ ،‬زيرا همواره وقت خود را در طبيعت‬
‫و صحراي گراش‪ ،‬س��پري مي کرد و انس او‬
‫با طبیعت از او جواني قرص و محکم ساخته‬
‫بود ‪ .‬هنوز هم همچنان متحير مانده ام‪.‬‬
‫فروردي��ن همي��ن امس��ال او را در خان��ه‬
‫پدربزرگ��ش ديدم ‪ .‬خانه اي که از کودکي تا‬
‫آخرين روزهاي زندگيش را با آن انس و الفت‬
‫داشت‪ .‬فرصتي شد تا با او هم صحبت شوم‪.‬‬
‫چقدر مهربان و گ��رم درباره عالقه‌اش حرف‬
‫م��ي‌زد‪ .‬از البه الي حرفهايش مي توانس��تم‬
‫دريابم که قصد آزار رس��اني به همسايگان را‬
‫ندارد ‪.‬‬
‫مي‌گفت‪ :‬ديگر دس��ت خودم نيست ‪ ،‬من به‬
‫اي��ن پرندگان عادت ک��رده ام ‪ .‬زندگي من و‬
‫لحظه هاي عمرم به اين ها وابس��ته است ‪ .‬او‬
‫درباره ويژگي هاي آنها حرف زد ‪ .‬با اشتياق‪،‬‬
‫با عشق‪ .‬گويي همدلي پيدا کرده است‪ .‬قصد‬

‫‪ ‬کوچه به کوچه‬

‫در تابس��تان كمتر دچار افت فشار آب‬
‫مي‌شوند اما مشكالت فاضالب همچنان‬
‫پا برجاست‪.‬‬
‫وقتي در محل گش��ت مي‌زديم دیدیم‬
‫كه برخي كوچه‌ها هنوز آس��فالت نشده‬
‫بودن��د و وقتي فاضالب منازل به بيرون‬
‫فرستاده مي‌شد منظره‌ي خيلي جالبي‬
‫به وجود نمي‌آمد‪ .‬آب جاری در وس��ط‬
‫کوچه ب��راي عابرين هم مش��كالتي به‬
‫وج��ود م��ي‌آورد طي مدت��ي کوتاه كه‬
‫آنج��ا بوديم اكثر عابري��ن حاضر بودند‬

‫محله پاسگاه قدیم‬
‫و مشکالت آن‬

‫داش��تم از تعلق��ات خاطرش گزارش��ي تهيه‬
‫کن��م‪ ،‬اما به ياد درد دل‌ه��اي او که افتادم ‪،‬‬
‫منصرف شدم ‪.‬‬
‫به آسمان آبي فروردين ماه نگاهي کرد ‪ .‬هيچ‬
‫پرنده اي در آس��مان نب��ود ‪ .‬ارزن‌ها را براي‬
‫کبوتران ريخت‪ .‬آب آنها را عوض کرد و رفت‪.‬‬
‫از آن روز تا بيست و دوم آذرماه هيچ خبري‬
‫از او نداشتم‪ .‬خبر را دکتر علي اکبر محمدي‬
‫گراش��ي‪ ،‬از قم به من داد‪ .‬س��اعت ‪ 11‬شب‬
‫ت��ا صبح خوابم نبرد ‪ .‬داش��تم فکر مي کردم‬
‫چگون��ه به عمه‌اش بگوي��م ‪ ،‬ماجرا را ‪ .‬صبح‬
‫ساعت هشت که بچه ها همه به مدرسه رفته‬
‫بودند ‪ ،‬با تمهيداتي به او گفتم و او مثل مرغ‬
‫بسمل پرپر زد ‪...‬‬
‫از آن روز پ��در و م��ادرش در انتظ��ار او و‬
‫مهربان��ي هايش مانده‌ان��د و بهانه آمدن او را‬
‫مي‌گيرن��د ‪ .‬او پيش از م��ردن مرده بود‪ ،‬زیرا‬
‫نمی‌گذاش��تند با عش��ق زندگی کن��د‪ .‬او با‬
‫هم��ه‌ی دنیا خداحافظي ک��رده بود ‪ .‬او خود‬
‫را آزرد تا ديگران را نيازارد‪.‬‬

‫پيش��ين‪ ،‬نقش ب��ازي مي‌کرد‪ ،‬امس��ال‬
‫به عنوان دس��تيار‪ ،‬علي فخري را ياري‬
‫مي‌دهد‪ .‬او از استقبال مردم از کارهاي‬
‫عاشورايي و فرهنگ‌س��ازي انجام شده‬
‫خوشحال است‪.‬‬
‫عل��ي فخ��ري ب��ه عن��وان کارگ��ردان‬
‫تئاتره��اي عاش��ورايي در گ��راش‪ ،‬در‬
‫حيط��ه نماي��ش چند ن��وع کار را بيان‬
‫مي‌کند‪ ،‬که يکي از آن‌ها تعزيه اس��ت‪.‬‬
‫او در م��ورد تعزي��ه مي‌گوي��د‪« :‬تعزيه‬
‫نس��بت به کارهاي نمايشي ديگر هم به‬
‫لح��اظ بازي و هم به لحاظ س��بک کار‬
‫فرق دارد‪ .‬تعزي��ه يعني اين‌‌که راجع به‬
‫ائمه عليهم‌السالم‪ ،‬ش��بيه‌اي را به اجرا‬
‫در آوريم‪ .‬اما نويس��نده‌هايي هستند که‬
‫کاره��اي تعزيه را براي کار روي صحنه‬
‫بازنويسي مي‌کنند‪ .‬تئاتر عاشورايي نيز‬
‫در اصل يک تعزيه اس��ت‪ ،‬اما سبک آن‬
‫متفاوت و بازي بس��يار حساس‌تر است‪.‬‬
‫در يک کار عاشورايي بايد توجه داشت‬
‫که کليه حرکات و صحبت‌هاي بازيگران‬
‫مطابق تاريخ باشد‪».‬‬
‫او غريب��ه ش��ام را کاري م��درن‪ ،‬ن��و و‬
‫بي‌س��ابقه در گراش مي‌داند‪ .‬تلفيقي از‬
‫تئاتر عاشورايي و دفاع مقدس‪ ،‬و اجراي‬
‫روي صحنه و پخ��ش فيلم‌هاي از پيش‬
‫ضبط ش��ده بر روي صحن��ه‪ .‬او در مورد‬
‫اس��تفاده از تصوير و فيلم مي‌گويد‪« :‬تا‬
‫به حال ام��کان اجراي بعض��ي کارها را‬
‫روي صحنه نداش��ته‌ايم‪ .‬مثال آتش زدن‬
‫خيمه‌ها‪ .‬از صحنه آت��ش زدن خيمه‌ها‬
‫فيلم گرفتيم‪ ،‬چون ديديم کار قش��نگي‬
‫است‪ ،‬کشيدن گوشواره از گوش حضرت‬
‫رقيه(س) توس��ط خولي را هم به تصوير‬
‫کشيديم‪ .‬ان‌شاءا‪ ...‬که مورد پسند مردم‬
‫واقع ش��ود و انش��اءا‪ ...‬که امام حس��ين‬
‫عليه‌السالم قبول کند‪ .‬اميدواريم اين کار‬
‫عاشورايي يک اجر معنوي براي ما و بقيه‬
‫داشته باشد‪».‬‬
‫تئاتر غريبه ش��ام به نويس��دگي س��يد‬
‫حسين فدايي‌حس��ين‪ ،‬کارگرداني علي‬
‫فخري و سرپرستي عبدالمطلب زارعي‬
‫از تاريخ نهم بهمن‌ماه به مدت ‪ 10‬شب‬
‫در س��الن سينما ش��هر قصه گراش به‬
‫روي صحنه مي‌رود‪.‬‬

‫از كوچه‌ه��اي دورتر اس��تفاده كنند تا‬
‫این ک��ه بخواهند از اينج��ا عبور كنند‪.‬‬
‫کوچه‌های آس��فالت ش��ده هم مشکل‬
‫فاضالب خانگی را داشتند‪.‬‬
‫بس��یاری از م��ردم محله یا ب��ا هم قوم و‬
‫خویش بوده‌اند یا در سال‌های اخیر با هم‬
‫وصلت کرده‌اند‪ .‬به خاطر همین اکثر مردم‬
‫با هم نزدیک هستند‪ .‬اگر خیابان شهدای‬
‫گمن��ام در دامنه کالت س��اخته ش��ود‬
‫می‌تواند تحولی را در محله ایجاد کند‪.‬‬
‫يكي از اهالي ك��ه نامش را به ما نگفت‬
‫اما معلوم بود خان��ه‌اش در پايين محل‬
‫ق��رار دارد از برخي همس��ايه‌ها كه در‬
‫خانه‌هايشان حيوانات به خصوص كبوتر‬
‫نگ��ه‌داري مي كردند و ب��ه اصطالح ما‬
‫كفتر ب��ازي مي‌كنن��د گله‌من��د بود و‬
‫همچنين از بعضي س��اكنين باالدس��ت‬
‫محل كه آشغال‌هاي خود را در آب رها‬
‫مي‌كنند و آب آن اش��غالها را با خود به‬
‫پايين می‌آورد شاکی بود‪.‬‬
‫در انتهاي كوچه‌ها و در نزديكي خيابان‬
‫تميز منظره‌اي را ديديم كه اص ً‬
‫ال جالب‬
‫نبود‪ ،‬كوچ��ه‌ای كه در واقع اصلي ترين‬
‫ورودي مح��ل از ط��رف خياب��ان تميز‬
‫بود بس��يار خراب و ناهم��وار بود‪ .‬اكثر‬
‫فاض�لاب خانه‌ه��اي باال دس��ت كه به‬
‫جوی كوچك وسط كوچه‌ها مي‌ریخت‬
‫به اينجا منتهي مي‌ش��د و عبور و مرور‬
‫مردم را با مش��كل روبه‌رو كرده بود‪ .‬ما‬
‫ب��ه زحمت از آنجا عب��ور كرديم و وارد‬
‫خيابان تميز شديم‪.‬‬
‫‪ ‬چند سوال‬

‫در برابر چنين حادثه تاس��ف انگيزي چند پرس��ش پيش‬
‫روي ما و جامعه‌ی گراش است‪.‬‬
‫‪ ‬آیا پیش از آن ش��خصی م��ورد اتهام قرار‬
‫گیرد نباید درباره موضوع بررس��ی و تحقیق‬
‫کوچک��ی انجام داد تا با اتهام زدن بی‌مورد‬
‫روح لطیف جوانی را نیازرد‪.‬‬
‫‪ ‬آي��ا اطرافي��ان اي��ن ج��وان را ک��ه در‬
‫شرايط سني حساس و خاصي بوده است‪،‬‬
‫نمي‌توانس��تند عش��ق و عالقه او را درک‬
‫کند؟‬
‫‪ ‬آيا فشار بيش از اندازه به او نمي‌توانست‬
‫ب��ا راه‌حل‌هاي مس��المت‌آميزتري ختم به‬
‫خير شود؟‬
‫‪ ‬آيا تهديد به شکايت‌هاي مکرر‪ ،‬تنها راه‬
‫چاره بود؟‬
‫‪ ‬آي��ا ج��وان در اي��ن ب��اره با دوس��تان‬
‫و اطرافی��ان و پ��در و م��ادر خ��ود ب��راي‬
‫چاره‌جويي صحبت کرده است‪.‬‬
‫‪ ‬آيا خلق و خوي حس��اس او و احتماالْ‬
‫توداري بيش از حد او باعث ش��ده اس��ت‪،‬‬
‫مش��کل را با ديگران در ميان نگذارد و کار‬
‫به پايان دادن به زندگي‌اش کشيده شود؟‬
‫‪‌‬آيا او مي‌خواسته با مرگ خود خواسته‪،‬‬
‫خويش را مجازات کند يا ديگران را؟‬
‫‪ ‬آي��ا او خواس��ته اس��ت خ��ود را از آزار‬
‫ديگ��ران راحت کند يا ديگران را از حضور‬
‫خود در حريم آنان؟‬

‫مسعود غفوری‬

‫‪ ‬مطبوعات الرستان‬

‫……میالد الرستان‬

‫می�لاد الرس��تان در ش��ماره ‪ ،546‬هفته‌ی دوم‬
‫دی‌م��اه ‪ ،87‬حک��م تاریخی رهب��ر معظم انقالب‬
‫آیت‌اله خامنه‌ای را برای مقابله با کافران حربی به‬
‫عنوان تیتر اول خود انتخاب کرده است‪« :‬هر کس‬
‫در دفاع از مردم غزه کشته شود شهید است‪ ».‬این‬
‫نشریه سعی کرده در بخش‌های سرمقاله‪ ،‬خبرها و‬
‫البته در صفحه آخر به این فاجعه انسانی بپردازد‪.‬‬
‫مدیر کل راه و ترابری الرس��تان هم «بهره‌برداری‬
‫از کلیه راه‌های در حال ساخت حوزه استحفاظی‬
‫اداره کل راه و ترابری الرس��تان تا حداکثر ‪ 2‬سال‬
‫آینده» را نوید داده است‪ .‬مدیر نمایندگی سازمان‬
‫حمل و نقل پایانه‌های الرس��تان نیز گفته است‪:‬‬
‫«از زم��ان بهره‌برداری از محوره��ای الر‪-‬جهرم‪-‬‬
‫ش��یراز و الر‪-‬کهورستان‪-‬بندرعباس حجم ورود و‬
‫خروج مسافر و بار در الرستان به طرز چشمگیری‬
‫افزایش یافته»‪ .‬در صفحه «یادبودها»ی این شماره‬
‫هم نامه‌ی تاریخی امام خمینی به گورباچف چاپ‬
‫شده اس��ت‪ .‬خبر پیروزی‌های مداوم تیم پیروزی‬
‫هالل احمر گراش نیز در میانه‌ی صفحه‌ی ورزش‬
‫این شماره خودنمایی می‌کند‪.‬‬
‫میالد الرس��تان با ش��ماره‌ی ‪ ،547‬هفته‌ی سوم‬
‫دی‌ماه‪ ،‬وارد ش��انزده س��الگی می‌ش��ود‪ .‬در این‬
‫ش��ماره نیز تیتر ی��ک به فاجعه غ��زه اختصاص‬
‫یافته اس��ت‪« :‬اعالم آمادگی مردم الرستان برای‬
‫اعزام ب��ه غزه و انجام عملیات ش��هادت‌طلبانه»‪.‬‬
‫هزاران نفر از مردم الر در اقدامی جالب‪ ،‬طوماری‬
‫ب��ه مس��احت ‪ 15‬متر مربع را در دف��اع از مردم‬
‫فلس��طین نوش��ته و امضا کرده‌ان��د و به خدمت‬
‫رهب��ر معظم انقالب فرس��تاده‌اند‪ .‬رییس نهضت‬
‫سوادآموزی‪ ،‬جانفزا‪ ،‬هم گفته است که از ابتدای‬
‫س��ال ‪ 87‬تاکنون ‪ 3489‬نفر سوادآموز در ‪391‬‬
‫کالس نهضت سوادآموزی الرستان تحت آموزش‬
‫قرار گرفته‌اند‪ .‬کش��ف گونه‌ی جدید معدنی برای‬
‫اولین بار توسط علی نخبه‌الفقهایی جوان مبتکر‬
‫الرستانی هم خبری اس��ت که این نشریه بر آن‬
‫تاکید زیادی دارد‪.‬‬

‫……نسیم جویم‬

‫ماهنامه‌ی نس��یم جوی��م‪ ،‬ویژه‌نامه‌ی عصر مردم‬
‫برای مردم منطقه جویم‪ ،‬در ش��ماره‌ی پانزدهم‪،‬‬
‫دی‌ماه ‪ ،87‬خبر جالبی را تیتر یک کرده اس��ت‪:‬‬
‫«بر اس��اس مصوبه س��ازمان می��راث فرهنگی و‬
‫گردش��گری کشور‪ ،‬شهر جویم ابی احمد (ع) در‬
‫فهرس��ت ش��هرهای تاریخی ایران قرار گرفت‪».‬‬
‫در نتیج��ه این مصوبه‪ ،‬بر اس��اس ماده ‪ 166‬در‬
‫خصوص شهرهای دارای بافت تاریخی‪ ،‬تشکیالت‬
‫ش��هرداری‌ها مورد تجدیدنظر قرار می‌گیرد و به‬
‫منظ��ور انجام ام��ور مربوط به حفاظ��ت از بافت‬
‫تاریخی این گونه ش��هرها‪ ،‬س��از و کار مدیریتی‬
‫مناسب در شهرداری‌های مذکور ایجاد می‌شود‪.‬‬
‫حضور آقای حس��نی‪ ،‬نماینده‌ی مردم الرس��تان‬
‫و خن��ج‪ ،‬در میان مردم منطقه نی��ز از خبرهای‬
‫اصلی این نش��ریه‌اند‪ .‬در طی ای��ن بازدید‪ ،‬آقای‬
‫مظفری به عنوان ریی��س جدید دادگاه عمومی‬
‫بخش جویم معرفی شد‪.‬‬

‫……صحبت نو ویژه الرستان‬

‫صحبت نو ویژه الرس��تان‪ ،‬ضمیم��ه‌ی هفته‌نامه‬
‫صحب��ت نو ش��ماره ‪ ،51‬مث��ل همیش��ه تند و‬
‫انتقادی است‪ .‬این نشریه خبر انتشار شب‌نامه‌ی‬
‫اقتص��ادی را از وب�لاگ صحبت ن��و ویژه گراش‬
‫گرفت��ه و چاپ کرده‪ ،‬و هش��دار فرمان��دار را در‬
‫ای��ن زمین��ه پررنگ ک��رده اس��ت‪« .‬میراثی که‬
‫دود می‌ش��ود‪ :‬س��وگنامه‌ای بر نمایندگی میراث‬
‫فرهنگی الرس��تان» مطلبی اس��ت به قلم سجاد‬
‫صداقت که از تبدیل نش��دن ای��ن نمایندگی به‬
‫اداره شکوه دارد‪ .‬اما انتقادات اجتماعی این نشریه‬
‫از صفحه سوم آغاز می‌شود‪ ،‬جایی که دو مطلب‪،‬‬
‫یکی با عنوان «آسیب‌شناس��ی جشن‌های برگزار‬
‫شده در شهر برای ائمه (ع)» و دیگری «نقدی بر‬
‫همایش بین‌المللی زبان‌شناس��ی و مردم‌شناسی‬
‫و همایش پاسداش��ت خیرین الرس��تان» چاپ‬
‫ش��ده است‪ .‬دو صفحه چهار و پنج این شماره به‬
‫پرونده‌ی «در س��وگ خورشید» اختصاص یافته‬
‫اس��ت‪ ،‬و از این میان‪ ،‬دو تا از مطالب به موضوع‬
‫تعزیه پرداخته‌اند‪ .‬سعیده آرین یادداشتی نوشته‌‬
‫است بر جش��نواره فیلم کوتاه کل گراش با تیتر‬
‫«فیلم داس��تانی و فیل��م ش��هری!!!» (با همین‬
‫تعداد عالمت تعجب!)‪ .‬ایش��ان به همین اندازه از‬
‫برنده شدن کیواناتی فیلم در بخش‌های مختلف‬
‫جشنواره متعجب شده‌اند (باز هم با همین تعداد‬
‫عالمت تعجب!)‪« .‬قاب محرم» نیز در صفحه آخر‬
‫این شماره به عکس‌های عاشورای سال‌های ‪62‬‬
‫و ‪ 85‬اختصاص یافته است‪.‬‬

‫‪ ‬الر‪ :‬کتابفروشی رسالت ‪ ‬الر‪ :‬مطبوعات فرهنگ ‪ ‬اوز‪ :‬مطبوعات پرسپولیس ‪ ‬خنج‪ :‬کتابخانه عمومی خنج ‪ ‬جویم‪ :‬کتابخانه عمومی ‪ ‬فداغ ‪ ‬ارد‬

‫کارنامه خون ‪‬‬

‫شهید محمد رهنورد‬

‫نام پدر‪ :‬ابول‬
‫محل تولد‪ :‬گراش‬
‫تاریخ تولد‪1344 :‬‬
‫مدرک تحصیلی‪ :‬فوق دیپلم‬
‫محل شهادت‪ :‬طالئیه‬
‫تاریخ شهادت‪1362/12/12 :‬‬
‫محل دفن‪ :‬گراش‬

‫فرازهایی از وصیت‌نامه‬

‫من به جهت دفاع از اس�لام وارد جبهه می‌ش��وم و‬
‫دوس��ت دارم با ریختن خونم اسالم پایدار بماند‪ .‬از‬
‫کلیه دوس��تانم و مردم گراش تقاض��ا دارم که جلو‬
‫ای��ن توطئه‌هایی را ک��ه گروهک‌های آمریکا پخش‬
‫می‌کنند بگیرند و تحریک نشوند‪ .‬چون ما ضربه‌ای‬
‫که از این گروهک‌ها می‌خوریم در جبهه‌های جنگ‬
‫نمی‌خوریم‪ .‬ای مردم به هوش باشید سخنان امام را‬
‫فراموش نکنید و همواره یار و وفادار امام بمانید‪.‬‬

‫زندگی‌نامه‬

‫ش��هید به سال ‪ 1344‬در خانواده‌ای مذهبی و اصیل متولد‬
‫ش��د‪ .‬کودکی با هوش و تیز فهم بود به س��ن ‪ 7‬س��الگی‬
‫وارد دبس��تان و پس از آن وارد مقطع راهنمایی ش��د‪ .‬این‬
‫ای��ام مصادف بود با اوج تظاهرات و مب��ارزات مردم ایران‬
‫بر علیه رژیم منحوس شاهنش��اهی که با وجود س��ن کم‬
‫در تظاهرات ش��رکت می‌کرد‪ .‬پس از اتمام دوره دبیرستان‬
‫در آزمون سراس��ری تربیت معلم شرکت کرد و با رتبه‌ی‬
‫عالی قبول ش��د‪ .‬البته در دوره‌ی دبیرس��تان به عضویت‬
‫پایگاه مقاومت مسجد صاحب الزمان (عج) نیز درآمد‪ .‬اخالق‬
‫اسالمی و آداب انسانی را در جمیع ابعاد زندگی خود رعایت‬
‫می‌کرد‪ .‬همزمان با تحصیل‪ ،‬از‬
‫جبه��ه نیز غافل نب��ود‪ .‬چندین‬
‫ب��ار به جبهه رفت و س��ر انجام‬
‫در عملیات خیبر در آزاد س��ازی‬
‫جزیره مجنون در یک ماموریت‬
‫خطرن��اک همراه با دو تن دیگر‬
‫از همرزمانش حس��نعلی کارگر‬
‫و میراحم��د حس��ینی به خیل‬
‫مفقودین پیوست‪ .‬پیکر پاک او‬
‫پس از جنگ به میهن بازگشت‪.‬‬
‫کارنامه خون ‪‬‬

‫شهید محمود منفرد‬

‫‪JJwww.yad-e-yaran.com‬‬

‫نام پدر‪ :‬رجب‬
‫محل تولد‪ :‬گراش‬
‫تاريخ تولد‪1341:‬‬
‫ميزان تحصيالت‪ :‬راهنمايي‬
‫تاریخ شهادت‪1361/1/2 :‬‬

‫فرازهایی از وصیت‌نامه‬

‫م��ن راه خود را انتخ��اب كرده‌ام‪ ،‬با دانس��تن اين‬
‫فلسفه كه ما انس��ان‌ها بايد بميريم‪ .‬پس چرا خود‬
‫ن��وع مردن را انتخاب نكنيم‪ .‬چه مردني بهتر از آن‬
‫كه انسان مسلمان در راه هدفش كه خدا و احيا‌ي‬
‫اسالم است بميرد‪ .‬پس من با رفتن به جبهه هدفم‬
‫را انتخ��اب كرده همان راه��ي را كه انبيا پيمودند‬
‫و رفتن به جبهه وس��يله‌اي است جهت مالقات با‬
‫خ��داي خود‪ .‬وصيت مي‌كنم جز در خط اس�لام و‬
‫امام بت‌شكن راه ديگري نرويد‪.‬‬

‫زندگی‌نامه‬

‫محمود در س��ال ‪ 1341‬در خانواده‌اي متوس��ط چش��م‬
‫به جهان گش��ود‪ .‬چون خانواده‌اش فرزندي نداش��تند و‬
‫پس از س��ال‌ها داراي فرزند ش��دند‪ ،‬عالقه‌ي شديدي‬
‫به وي پيدا نمودند‪ .‬به حدي كه پدر در س��ن نه سالگي‬
‫وي را هم��راه خويش به دبي برد‪ .‬تحصيالت خويش را‬
‫تا س��وم راهنمايي در آن‌جا گذرانيد پس از مدرس��ه در‬
‫مغازه ش��روع به كار نمود‪ .‬با اوج‌گيري انقالب در ايران‪،‬‬
‫عضو انجمن اس�لامي در دبي ش��د‪ .‬در توزيع و پخش‬
‫پوسترهاي امام و اعالميه‌هاي‬
‫ايش��ان فعاليت زيادي داشت‪.‬‬
‫با ش��روع جن��گ تحميلي كار‬
‫را رها نمود و عازم ايران ش��د‪.‬‬
‫در بسيج ثبت‌نام و عضو گروه‬
‫مسجد صاحب‌الزمان(عج) شد‬
‫و س��رانجام بعد از اتمام دوره‬
‫س��ربازي به جبه��ه حق عليه‬
‫باط��ل ش��تافت و در جبهه‌ي‬
‫رقابيه به شهادت رسيد‪.‬‬
‫ش��ماره گذش��ته به دلیل مش��کل فنی مشخصات‬
‫ش��هیدان رهنورد و منفرد با هم منتش��ر شده بود که‬
‫ضمن پوزش از خانواده‌های آنان مجددا ً اطالعات مربوط‬
‫به این دو شهید در کارنامه خون نوشته می‌شود‬

‫فیلیپ آنسیو (‪:)Phil. Ansiaux‬‬
‫فرودگاه امام خمینی‪ .‬مس��افری هستم‬
‫از بلژی��ک‪ ،‬مهمان اس��ماعیل فقیهی و‬
‫مسعود غفوری‪.‬‬
‫مدت زیادی بود که مسافرتم به تعویق‬
‫می‌افت��اد‪ ،‬چ��ون ب��رای ی��ک اروپایی‬
‫گرفت��ن ویزا حتی برای دو هفته خیلی‬
‫سخت است‪ .‬لحظات اول توی فرودگاه‬
‫خیلی نگران و عصبی بودم‪ ،‬ولی دیدن‬
‫اس��ماعیل راحت‌ام کرد‪ .‬باید می‌رفتیم‬
‫مهرآباد تا به الر پرواز کنیم‪.‬‬
‫وقت��ی ب��رای تجدید قوا نیس��ت چون‬
‫هم��ه‌ی خان��واده جمع‌اند‪ .‬س��ه قانون‬
‫ایران��ی را در ذهن��م م��رور می‌کن��م‪:‬‬
‫شلوارک ممنوع‪ ،‬الکل ممنوع‪ ،‬و تماس‬
‫فیزیکی با خانم‌ه��ا ممنوع! توی ذهنم‬
‫چند تایی کلمه‌ی فارس��ی هم داشتم‪.‬‬
‫ولی آنقدر خس��ته و هیج��ان‌زده بودم‬
‫ک��ه در اولین قدم‪ ،‬قص��د کردم با مادر‬
‫اس��ماعیل دس��ت بدهم! او کلی از این‬
‫بابت خندید‪.‬‬
‫ی��ک هفت��ه‌ای را در گ��راش گذراندم‪،‬‬
‫و با تم��ام خان��واده‪ ،‬دوس��تان و اقوام‬
‫مالقات کردم‪ .‬و البته کلی هم خوردم!‬
‫همه‌ی غذاه��ای ایرانی را چش��یدم و‬
‫همه‌ش��ان هم عالی بودن��د‪ .‬رابطه من‬
‫با خانواده اس��ماعیل روز به روز گرم‌تر‬
‫و صمیمانه‌ت��ر می‌ش��د‪ .‬مهمان‌ن��وازی‬
‫ایرانی فقط از روی وظیفه نیست‪ ،‬بلکه‬
‫نتیجه‌ی رابطه‌ی عمیقی است که ایجاد‬
‫می‌کنند‪ .‬خانواده‌ی اس��ماعیل با من نه‬
‫مثل یک مهمان‪ ،‬و نه مثل یک دوست‪،‬‬
‫بلکه مثل یکی از اعضای خانواده رفتار‬
‫می‌کردن��د‪ .‬می‌توانس��تم هم��ه‌ی روز‬
‫کنارشان باشم و از مصاحبت‌شان لذت‬
‫ببرم‪ ،‬و آقا هاشم خواجه گراشی از من‬
‫خواس��ته بود که راحت باش��م و خودم‬
‫را عضوی از خان��واده بدانم‪ .‬هر روز در‬
‫گراش مثل یک جشن بود!‬
‫گاه��ی ت��وی خیابان‌های گ��راش قدم‬
‫می‌زدم و مردم را و شیوه‌ی زندگی‌شان‬
‫را نگاه می‌کردم‪ .‬قبل از سفرم به ایران‬
‫اص� ً‬
‫لا فکر نمی‌کردم ک��ه اینجا اینقدر‬
‫راح��ت‪ ،‬آرام و جال��ب باش��د! م��ردم‬
‫مغرب‌زمین دید تندی نس��بت به ایران‬

‫گزارش سفر یک مهمان بلژیکی به گراش‬

‫شما بیشتر شاعرانه بودید تا سیاسی‬
‫دارند‪ .‬ولی من با دیدن ش��ما و نحوه‌ی‬
‫زندگی‌ت��ان‪ ،‬خیلی س��ریع دی��دگاه‌ام‬
‫را ع��وض کردم‪ .‬مردم��ی که در گراش‬
‫می‌دیدم‪ ،‬بخصوص جوان‌ترها‪ ،‬چشم و‬
‫گوشش��ان به دنیای بیرون باز بود‪ .‬آنها‬
‫از اینترن��ت و تلویزیون‌های‌ ماهواره‌ای‬
‫برای کسب اطالعات دست اول استفاده‬
‫می‌کردند‪ ،‬و مدام هم با موبایل صحبت‬
‫می‌کردن��د‪ .‬آنه��ا خ��وب می‌دانس��تند‬
‫غربی‌ه��ا چه دیدی نس��بت ب��ه ایران‬
‫دارند‪ ،‬و آن را غیرواقعی می‌دانس��تند و‬
‫همیشه می‌گفتند‪ :‬ما این نیستیم‪.‬‬
‫گاهی حس می‌ک��ردم خیلی به آینده‬
‫ناامید هستید‪ ،‬و این ناراحت‌ام می‌کرد‪.‬‬
‫ول��ی همیش��ه آزاد و البت��ه درون‌گرا‬
‫بودید‪ .‬رس��انه‌های ما ایران را کشوری‬
‫وحشتناک توصیف می‌کنند‪ ،‬و به خاطر‬
‫همین‌ اس��ت که کسی جرات آمدن به‬

‫اینجا را ندارد‪ .‬خوب‪ ،‬با ما مثل احمق‌ها‬
‫رفتار می‌کنند‪ .‬رسانه‌های ما منابع قابل‬
‫اطمینانی نیس��تند چون خبرهاش��ان‬
‫منافع خاص��ی را دنب��ال می‌کند‪ .‬ولی‬
‫اینها منافع من نیس��تند‪ .‬کش��وری که‬
‫آنها ترس��یم می‌کنند ب��ا آنچه به واقع‬

‫مس�عود غف�وری‪ :‬فیلی�پ دو‬
‫هفت�ه‌ای مهم�ان م�ا ب�ود‪ .‬از‬
‫او خواس�تیم از تجرب�ه‌اش‬
‫در این س�فر بنویس�د‪ ،‬و این‬
‫مطلب ش�د نتیج�ه‌اش‪ .‬این را‬
‫به انگلیس�ی نوشت‪ ،‬در حالی‬
‫که انگلیس�ی‌اش خیلی خوب‬
‫نیس�ت؛ و همی�ن کا ِر ترجمه‬
‫را س�خت می‌کرد‪ .‬به هر حال‬
‫سعی شده کمترین تعریض در‬
‫متن او داده شود‪.‬‬

‫می‌بینی��د زمین تا آس��مان فرق دارد‪.‬‬
‫جمعیت زیر ‪ 30‬س��ال ایران ‪ 60‬درصد‬
‫مردم را تش��کیل می‌دهند و این نسل‬
‫جوان عزم‌ش��ان را ج��زم کرده‌اند‪ .‬آنها‬
‫می‌خواهن��د آینده‌ش��ان را خودش��ان‬
‫بسازند‪.‬‬
‫دوس��تان اس��ماعیل مهمان��ی جالبی‬
‫توی یک��ی از باغ‌های خارج ش��هر راه‬
‫انداختن��د‪ .‬با موت��ور رفتی��م آنجا و با‬
‫هم آش��پزی کردیم و بن��دری زدیم و‬
‫خندیدیم و قلیان و «مدباغ» کشیدیم‬
‫و جش��ن تولدی برایم گرفتند و به من‬
‫یک سه‌تار معرکه هدیه دادند‪.‬‬
‫من گرد و خاک هوای گراش را دوست‬
‫دارم‪ ،‬و خیابان‌ه��ای کوچ��ک‌اش را‪ ،‬و‬
‫نگاه‌ه��ای گ��ذرا و زیرچش��می را توی‬
‫خیابان‌ها و مغازه‌ها‪ :‬همیش��ه کنجکاو‪،‬‬
‫و همیشه پذیرا‪ .‬از همه‌ی شما به خاطر‬

‫……چ�ه مدت در گراش زندگ�ی کرده‌اید و آیا‬
‫خاطره‌ای از آن به یاد دارید؟‬
‫من تا ب��ه حال در ایران زندگی نک��رده‌ام‪ .‬فقط هر‬
‫ساله تعطیالت کریسمس را برای بازدید چند روزه‬
‫به کش��ور عزیزم ایران می‌آی��م‪ .‬تمام حضور من در‬
‫گراش خاطره‌هایی‌س��ت فراموش نشدنی و همه‌ی‬
‫آن‌ه��ا در صمیمیت مردم و نزدیک��ی خانواده‌ها به‬
‫یکدیگر خالصه می‌شود‪ ،‬که در آمریکا نمی‌توان آن‬
‫را به این نحو دید!‬
‫……چ�ه م�دت اس�ت ک�ه در آمری�کا زندگ�ی‬
‫می‌کنید و اصال چرا آمریکا؟‬
‫حدود ‪ 31‬سال است که در آمریکا زندگی می‌کنم‪.‬‬
‫ابتدا ب��رای تحصیل به آمریکا رفت��م و جهت ادامه‬
‫مراحل تحصیلی در آن جا ماندم و کارم را از آن جا‬
‫ش��روع کردم‪ ،‬این گونه شد که برای زندگی نیز آن‬
‫جا را انتخاب کردم‪ .‬حقیقتش را بخواهید خودم هم‬
‫نمی‌دانم چگونه شد که ماندگار شدیم!‬
‫……کم�ی از فرزندان‌ت�ان بگویی�د‪ .‬آن‌ها چند‬
‫ساله‌اند؟‬
‫‪ 2‬دخت��ر دارم‪ 10 ،‬و ‪ 12‬س��اله ب��ه ترتی��ب لیال و‬
‫زهرا‪ ،‬ک��ه هرگز آن‌ها را از خود دور نمی‌کنم‪ .‬حتی‬
‫درکالس‌های فوق‌العاده‌ش��ان نی��ز من حضور دارم‪.‬‬
‫هرگز دوست ندارم احساس تنهایی و غربت کنند‪.‬‬
‫……تفاوت‌ه�ای فضای کار و زندگی در ایران‬
‫و آمریکا را در چه چیزهایی می‌بینید؟‬
‫آمریکایی‌ه��ا از نظ��ر احس��اس مس��ئولیت برتر از‬
‫ایرانی��ان هس��تند‪ .‬آن‌ها پش��تکار فراوان��ی دارند و‬
‫اگ��ر انجام کاری را پذیرفتن��د هرگز در آن کوتاهی‬
‫نخواهند کرد و تا رس��یدن به هدف دست از تالش‬
‫بر نمی‌دارند‪ .‬ام��ا از نظر محبت خانوادگی‪ ،‬ایرانیان‬
‫بس��یار برتر هستند‪ .‬در آمریکا به علت بعد مسافت‪،‬‬
‫خانواده‌ه��ا از هم دور هس��تند‪ ،‬در آن جا فرزندان‬
‫معموال از س��ن ‪ 16‬س��الگی مس��تقل می‌شوند و از‬
‫خانواده خود جدا هستند‪ .‬اما ایران این گونه نیست‬
‫و انسجام و احترام خانواده بسیار بیشتر است‪ .‬البته‬
‫الزم به ذکر اس��ت‪ ،‬همانگونه ک��ه فرهنگ ایرانیان‬
‫غن��ی اس��ت‪ ،‬فرهنگ امریکا نی��ز در حد خود غنی‬
‫است‪.‬‬
‫……موقعیت علمی ش�ما در چه سطحی ست؟‬
‫می‌خواهی�م از موفقیت‌های�ی ک�ه در آمریکا‬
‫کسب کرده‌اید بیشتر بدانیم‪.‬‬
‫من متخصص داخلی هستم‪ ،‬فارغ التحصیل آمریکا‬
‫و دارای برد تحصیلی آمریکا که گرفتن برد تحصیلی‬
‫آمریکا زحمت بس��یاری را به هم��راه توکل بر خدا‬
‫می‌طلبد‪ .‬در آمریکا باالترین رتبه متعلق به پزشکان‬
‫و وکال ست‪ .‬ما پزشکان از احترام ویژه‌ای نزد مردم‬
‫برخورداریم‪ .‬همچنین در رنکینگ پزش��کان از نظر‬
‫بیماران به لطف خدا در صدر هس��تم و ‪ 5‬ستاره که‬
‫آخرین حد ستاره است را دارم‪.‬‬

‫فرزانه استوار‬
‫فائزه اسماعيلي‬

‫(ضمیمه شماره ‪)53‬‬

‫نیمه اول بهمن‪87‬‬

‫‪ ‬چه صفایی دارند‬

‫مش فاطمه بی‌بی‬
‫برای خودش‬
‫روضه می‌خواند‬

‫فاطمه بي‌بي صالحي فرزند صادق ‪ 85‬سال دارد‪.‬‬
‫هم��ه اورا با نام م��ش فاطمه بي‌ب��ي و به عنوان‬
‫یک روضه‌خوان مي‌شناس��ند‪ .‬از سي‌وپنج سالگي‬
‫روضه‌خواني را شروع كرده و به مدت ‪ 40‬سال اين‬
‫كار خدا‌پسندانه را انجام مي‌داده است‪ .‬وي چند ماه‬
‫نيز مكتب‌خانه‌اي را اداره مي‌كرده است‪ .‬او افتخار‬
‫مي‌كند كه توانسته است براي زنده نگه داشتن ياد‬
‫امام حسين و واقعه‌ي عاشورا قدم بر‌دارد‪ .‬وقتي از‬
‫او خواستيم خاطره‌اي از آن دوران براي ما تعريف‬
‫كن��د گفت كه چيزي ب��ه خاطر نم��ي‌آورد گويا‬
‫روزگار خاطره‌های او را پاک کرده بود‪ .‬به سختي‬
‫راه مي‌رف��ت و چيز زيادي را به خاطر نمي‌آورد‪ .‬او‬
‫مي‌گفت در س��ال‌هاي روضه‌خواني چند ذاكر هم‬
‫او را همراهي مي‌كردند و مورد احترام همگان بوده‬
‫است‪ .‬ولي سختي و مشقت زيادي را سپري كرده‬
‫تا به زندگي آسوده امروز برسد‪.‬‬
‫او هن��وز هم در تنهايي براي خود روضه مي‌خواند‬
‫و بيش��تر اش��عار قديمي روضه را همچنان حفظ‬
‫است‪ .‬او از جوانان مي‌خواهد كه همواره از كارهاي‬
‫ب��د دوري كنند‪ ،‬نم��از و روزه را ترك نكنند و ياد‬
‫سيدالشهدا و ياران با‌وفايش را از ياد نبرند‪.‬‬

‫محمدجواد حسن‌نژاد‬

‫‪ ‬چه صفایی دارند‬

‫به یاد ابوالفضل‬

‫(ع)‬

‫سقایی می‌کردند‬

‫‪[ JJ‬عکس‪ :‬ابوالحسن حسینی]‬

‫به معنای واقعی هس��تند‪ .‬چون ارزش دین خود را‬
‫در محیط��ی که بی‌دینی رواج دارد‪ ،‬درک می‌کنند‪.‬‬
‫البته در بعضی موارد مهاجران ایرانی تاس��ف‌بارند و‬
‫فکر می‌کنن��د با آمدن به آمریکا ب��ه مهد آزادی و‬
‫رهایی رس��یدند که در اکثر موارد بعد از ‪ 6‬ماه یا ‪1‬‬
‫سال از مهاجرت خود پشیمان می‌شوند!‬
‫……م�ردم آن ج�ا با مس�لمان و محجبه بودن‬
‫شما مشکلی ندارند؟ و از آن جایی که رسانه‬
‫های غربی علیه اسلام و به خصوص ایران‬
‫جوس�ازی می‌کند‪ ،‬دیدش�ان نس�بت به شما‬
‫منفی نیست؟‬
‫نه‪ ،‬به هیچ وجه‪ .‬ش��اید باور نکنید اما اکثر بیماران‬
‫مس��یحی که به م��ن مراجعه می‌کنن��د‪ ،‬می‌گویند‬
‫ما ترجیح می دهیم ش��ما پزش��ک ما باشید تا یک‬

‫دکتر فرزانه حسنی‪:‬‬

‫مسلمانان آمریکا‪ ،‬مسلمان‬
‫به معنای واقعی هستند‬

‫……با شنیدن نام ایران و گراش و ایرانی چه‬
‫حسی به شما و فرزندانتان دست می‌دهد؟‬
‫احساس غرور سرفرازی‪ ،‬افتخار می کنم که متعلق‬
‫به این کش��ور اس�لامی هس��تم‪ .‬دخترهای من هم‬
‫ایران را دوس��ت دارند اما چون در گراش سرگرمی‬
‫خاصی ندارند‪ ،‬ش��هرهای دیگر را ب��ه اینجا ترجیح‬
‫می‌دهند‪.‬‬
‫……فکر می‌‌کنید دوری از وطن بر اعتقادات و‬
‫عقاید شما تاثیری گذاشته ؟‬
‫می‌توانم ب��ه جرات بگویم نه! نه تنها اعتقادات ما را‬
‫سس��ت نکرده بلکه آن‌ها را مس��تحکم‌تر کرده‪ .‬من‬
‫در آن جا با حجاب کامل به کار خود اش��تغال دارم‬
‫و زندگی می‌کنم‪ .‬درس��ت اس��ت که درصد زیادی‬
‫از م��ردم آمریکا را افرادی تش��کیل داده که به دین‬
‫اهمیتی نمی‌دهند‪ ،‬اما مس��لمانان آن جا‪ ،‬مسلمان‬

‫مهمان‌نوازی‌ت��ان متش��کرم‪ .‬بهتری��ن‬
‫قسمت س��فرم همین اقامت در گراش‬
‫و مصاحبت با ش��ما بود‪ .‬شماها بیشتر‬
‫شاعرانه بودید تا سیاسی!‬
‫فکر می‌کنم ما مردم عادی باید کاری را‬
‫بکنیم ک��ه دولت‌هایمان از عهده‌اش بر‬
‫نمی‌آیند‪ :‬گفتگو کنیم‪ ،‬و باز هم گفتگو‬
‫کنی��م‪ ،‬و تبادل عقای��د کنیم‪ ،‬همدیگر‬
‫را مالقات کنیم‪ ،‬دوس��ت ش��ویم‪ ،‬و از‬
‫همدیگ��ر یاد بگیریم‪ .‬بای��د برنامه‌های‬
‫فرهنگ��ی و دانش��گاهی‪ ،‬همایش‌ه��ا‪،‬‬
‫نمایش��گاه‌ها‪ ،‬برنامه‌های گردش��گری‪،‬‬
‫تجارت و غی��ره ترتیب بدهیم‪ .‬دولت‌ها‬
‫نمی‌توانن��د برای م��ا کاری بکنند‪ .‬این‬
‫نباید مانع مردم در کس��ب اطالعات و‬
‫اراده برای حرکت‌شان شود‪.‬‬
‫بع��د از ی��ک هفته از مس��یر ش��یراز‪،‬‬
‫پرس��پولیس و اصفهان به تهران رفتیم‪.‬‬
‫اینها بخشی از روح و فرهنگ شماست‪،‬‬
‫و بودن در این مکان‌ها احس��اس خوبی‬
‫به من داد‪ .‬خودتان باش��ید‪ ،‬و به ایرانی‬
‫بودن‌تان افتخار کنید‪ .‬این کالم حافظ‬
‫را به یاد داشته باشید‪:‬‬
‫‪"Assieds-toi sur le bord du‬‬
‫‪torrent‬‬
‫‪Et dans les flots‬‬
‫‪tourbillonnants‬‬
‫‪Contemple la vie éphémère‬‬
‫"‪qui s'écoule.‬‬
‫)‪(Hafez‬‬
‫وقتی به بلژیک برگش��تم به دوستان و‬
‫آش��نایان گفتم‪« :‬بروید ایران‪ .‬ش��ما با‬
‫مردم س��ر و کار دارید‪ ،‬و آنها محشرند‪.‬‬
‫ایران کش��ور کاملی نیست‪ ،‬ولی اگر به‬
‫آنجا س��فر کنید‪ ،‬ام��کان دارد بهترین‬
‫سفر عمرتان باشد‪».‬‬
‫‪A special thanks to Ismail,‬‬
‫‪Masoud, Aga Hashem‬‬
‫‪and all his Family, all‬‬
‫‪friends of Ismail and‬‬
‫‪Masoud, AbolHassan,‬‬
‫‪Jolam, Mahmoud, Mehdi,‬‬
‫‪Mustapha, Sepideh … and‬‬
‫‪all the others who welcome‬‬
‫… ‪me in Gerash‬‬
‫‪ ‬گفتگوی نو‬

‫فاطمه حاجی‌زاده‪ :‬ش�بی از ش�ب‌های سرد زمس�تان به س�راغ زوج موفق گراشی مقیم‬
‫آمری�کا رفتیم تا بار دیگر ش�نیدن موفقیت‌ه�ای هم‌میهنان‌مان در غربت احس�اس غرور و‬
‫افتخارمان را برانگیزد‪ .‬مهندس داریوش هوشیار و دکتر فرزانه حسنی‪ ،‬اینان سفری ‪ 5‬روزه‬
‫به گراش داش�تند و ما نیز فرصت را غنیمت ش�مردیم‪ .‬آن‌ها همانند دیگر ایرانیان با روی باز‬
‫پذیرای ما و س�وال‌های ما بودند‪ .‬داس�تان موفقیت‌های عالی این زوج در کنار غم غربتی که‬
‫در دل دارند و به زبان آوردن عش�قی که در دل نس�بت به وطن خود دارند همه و همه جالب‬
‫و خواندنی هس�تند‪ .‬جالب‌تر از آن‪ ،‬نوش�تن احساس‌شان بود پس از شنیدن اهنگ شهر من‬
‫سروده صادق رحمانی با صدای وحید اختری بود‪.‬‬
‫دکتر فرزانه حسنی فرزند حاج محمد حسن حسنی تاجر خوشنام گراشی است و با همسرش‬
‫مهندس داریوش هوش�یار فرزند فرج‌اهلل هوش�یار اکنون سال‌هاس�ت ک�ه در ایاالت متحده‬
‫زندگی می‌کنند‪ .‬مصاحبه با مهندس هوشیار را در شماره آینده خواهید خواند‪.‬‬
‫……مشکالت کار و زندگی در آمریکا چیست؟‬
‫تنهایی و غربت! بزرگ ترین مش��کل ما در آمریکا‬
‫دوری از وطن و هم وطنان عزیزمان است‪ .‬و البته‬
‫ع��دم وجود مراکز آموزش اس�لامی در ش��هر ما‬
‫(مورگن‌تاون در وست ورجینیا) برای بچه‌های‌مان‬
‫به نوبه خود مشکل بزرگی ست‪ .‬فساد اخالقی نیز‬
‫از جمله مشکالت اساسی آمریکا به شمار می رود‬
‫که به این منظور باید بسیار مراقب بود‪.‬‬
‫……فک�ر می‌کنی�د مش�کل کار در ای�ران چه‬
‫باش�د و آی�ا با وجود مش�کالت ف�راوان از‬
‫جمل�ه به�ا دادن کمت�ر ب�ه عل�م و آموزش‪،‬‬
‫ام�کان دارد روزی ب�ه ای�ران جه�ت کار و‬
‫زندگی بازگردید؟‬
‫فکر می‌کنم بزرگ‌ترین مشکل محیط کاری ایران‪،‬‬
‫عدم صداقت کاری بین افراد باشد‪ ،‬برای من مشکل‬
‫اس��ت که بتوان��م این جای خال��ی را تحمل کنم و‬
‫وجدانم نیز راضی نمی‌ش��ود که مانند بقیه شوم‪ .‬با‬
‫این حال خیلی دوس��ت دارم به ایران بیایم‪ .‬از نظر‬
‫به��ا دادن به علم ه��م باید بگویم س��ازگاری با آن‬
‫دشوار اس��ت اما غیر ممکن نیست‪ .‬شاید اگر روزی‬
‫زمینه زندگی من در ایران فراهم ش��د در حد توان‬
‫خود به��ا ندادن به علم را جب��ران کنم‪ .‬نمی دانید‬
‫چقدر لذت‌بخش است وقتی با عرق خستگی ناشی‬
‫از خدمت به هم وطنان‌ت��ان به خانه باز می‌گردید‪.‬‬
‫آخر آرامش است!‬

‫گفتگوی نو ‪4‬‬

‫شماره بیست‌و نه‬

‫آمریکایی بی‌دین! در س��وال‌های پی��ش هم گفتم‬
‫که من از نظر بیم��اران در باالترین رتبه قرار دارم‪.‬‬
‫آن‌ها ش��ک به رس��انه های خود را برای من بازگو‬
‫می‌کنند و می‌گویند‪ ،‬رسانه‌های ما اسالم را به شکل‬
‫هیوال برای ما معرفی می‌کنند اما تو فرش��ته بودن‬
‫مس��لمانان را به ما ثابت می‌کنی! حال نیز پس��ری‬
‫مسیحی در شرف مسلمان شدن است‪ ،‬اکنون او به‬
‫مطالعه ق��رآن پرداخته و من نیز قصد دارم او را در‬
‫گرفتن تصمیم بهتر راهنمایی کنم‪.‬‬
‫فق��ط یک بار جهت مصاحبه ب��رای دوره تخصصی‪،‬‬
‫مصاحبه‌گ��ری یهودی داش��تم که اولی��ن حرف او‬
‫برداش��تن حجاب من بود‪ ،‬اما من در مقابل ایش��ان‬
‫ایس��تادگی کردم و گفتم‪ ،‬حجاب من عادت نیست‪،‬‬
‫اعتق��اد من اس��ت و من هرگ��ز اعتق��ادم را زیر پا‬

‫نخواهم گذاش��ت و از اتاق خارج ش��دم‪ .‬اما در کل‬
‫مردم آمریکا به مس��لمانان احت��رام می‌گذارند و بر‬
‫خالف خواسته‌ی رسانه هایشان دید مثبتی نسبت‬
‫به ما پیدا کرده‌اند!‬
‫……از رفت�ن به آمریکا پش�یمان نیس�تید؟ و‬
‫اگر به گذشته بازگردید آیا باز هم آمریکا را‬
‫انتخاب خواهید کرد؟‬
‫از رفتنم به آمریکا اص ً‬
‫ال پش��یمان نیستم‪ ،‬چون این‬
‫امکان را به من داد تا تحصیالتی را کس��ب کنم که‬
‫در آن زمان در ایران امکانش وجود نداش��ت و البته‬
‫تفکری متفاوت در ذهنم نس��بت ب��ه اطرافم ایجاد‬
‫شد‪ .‬اگر به گذشته بازگردم در صورتی که در ایران‬
‫امکان ادامه تحصیل فراهم باش��د با تمام وجود در‬
‫وطنم خواهم ماند!‬
‫……اهنگ ش�هر من را ش�ندید‪ ،‬احساستان را‬
‫پس از شنیدن این آهنگ بازگو کنید‪.‬‬
‫(بعد از چند ثانیه س��کوت)خیلی زیبا بود‪ ،‬معنایی‬
‫که در درون خ��ود حمل می‌کرد زیباتر و ژرف‌تر از‬
‫حد ش��نیدن بود‪ .‬بله من به ش��هرم زادگاه سخاوت‬
‫افتخار می کنم‪ .‬دوس��ت دارم تو را بی بهانه‪ .‬دوست‬
‫دارم تو را عاش��قانه‪ .‬دوری از وطن س��خت و دشوار‬
‫اس��ت‪ .‬به خص��وص وقتی احس��اس کن��ی متعلق‬
‫به ش��هر و کشوری هس��تی با بی نهایت قدمت‪ ،‬با‬
‫بی‌نهایت س��خاوت‪ ،‬با بی‌نهایت زیبایی ‪ ،‬با بی‌نهایت‬
‫شکوه و عظمت‪.‬‬
‫بزرگ‌ترین افتخار من ایرانی بودن من اس��ت و من‬
‫تا ابد ایرانی هستم‪.‬‬
‫از همیشه تا همیشه‪ ،‬بمان جاودانه‪.‬‬
‫……و سخن پایانی‬
‫ایرانی��ان در المپیاده��ای علمی نقش برجس��ته‌ای‬
‫دارند و این بر هیچ کس پوش��یده نیست‪ .‬قدر ایران‬
‫را بدانید! ایران بدون کمک هیچ کمک‌کننده‌ای به‬
‫اینجا رس��یده‪ ،‬به جایی که اگر حرف اول را نمی‌زند‬
‫اما حرف‌های مهم��ی را در جهان برای گفتن دارد‪.‬‬
‫او با خودساختگی به مقامی رسیده که با کشورهای‬
‫دیگر قابل مقایس��ه نیست و بدانید که آمریکا نیز از‬
‫همین می‌سوزد! قدر بدانیدش و غنیمت شمریدش‬
‫صحبت!‬

‫در روزگاري ن��ه چندان دور‪ ،‬درگراش سيس��تم‬
‫آبرس��اني امروزي وجود نداش��ت‪ .‬تهيه‌ي آب به‬
‫‌راحتي امروز نبود كه با باز كردن ش��ير‌آب بتوان‬
‫از خن��كاي آب‪ ،‬عطش خ��ود را بر‌طرف کرد و يا‬
‫حوض‌خانه را در دقايقي لبريز از زالل آب نمود‪.‬‬
‫سقا‌ها افرادي بودند كه آب را گاه از مسافت دور‬
‫‪،‬مث ً‬
‫ال هفت‌كيلومتري ش��هر‪ ،‬از بركه‌ها به‌داخل‬
‫منازل مردم مي‌بردند و مي‌فروختند‪ .‬س��قا‌ها آب‬
‫را پس‌ از برداشتن از بركه‌ داخل پيت‌هاي حلبي‬
‫كه هفده ليتر گنجايش داش��ت‪ ،‬مي‌ريختند‪ .‬در‬
‫‌هر نوب��ت دو پيت را به در من��ازل مردم گراش‬
‫مي‌رساندند كه عمدتاً به‌ وسيله چهار‌پايان(االغ)‬
‫انج��ام مي‌گرف��ت‪ .‬بعضي از س��قاها از داش��تن‬
‫االغ مح��روم بودند و به‌ وس��يله آلتي چوبي كه‬
‫پيت‌هاي حلبي در دو طرف چوب قرار داش��ت و‬
‫آن را بر دوش مي‌كشيدند‪( .‬دراصطالح محلي به‬
‫آن «كندر» مي‌گویند)‪ .‬نرخ هر‌بار آب شامل دو‬
‫پيت‪ ،‬يك تومان بود‪.‬‬
‫مرحوم شمش��اد شمش��ادي‪ ،‬مرحوم‌عباس��علي‌‬
‫س��االري‪ ،‬به��ادر فتوحي‪ ،‬حاج‌ مطل��ب علي‌پور‪،‬‬
‫زين��ل جبرالدين��ي و حس��ن پهلو‌س��اي از‬
‫معروف‌ترين س��قاها به شمار مي‌آيند‪ .‬سقا‌ها آب‬
‫را از بركه‌هايي همچون‪ :‬بركه حاج‌اس��د‌ا‪ ،...‬بركه‬
‫خان‪ ،‬بركه دهباش��ي‪ ،‬بركه چهار‌طاق(چار تاخ)‪،‬‬
‫بركه حاج ملك و چاه گالبي تهيه مي‌كردند‪ .‬آنها‬
‫آب‌را پس از رس��اندن به من��ازل در خمره‌هاي‬
‫س��فالي كه درون منازل قرار داشت مي‌ريختند‪.‬‬
‫«سكراو» كه پارچي س��اخته شده از سفال بود‪،‬‬
‫براي برداشتن آب از داخل خمره جهت نوشيدن‬
‫مورد اس��تفاده قرار مي‌گرفت و بخشي از آب‌ها‬
‫ني��ز داخل ح��وض خانه‌ها برای مص��ارف دیگر‬
‫اس��تفاده مي‌ش��د‪ .‬آب حوض دير‌ به دير عوض‬
‫مي‌ش��د‪ .‬زمان تعويض آب هنگامي بود كه زاللی‬
‫آب جايش را به سبزي مي‌داد‪.‬‬
‫آب از احت��رام خاص��ي بر‌خوردار ب��ود و بيهوده‬
‫اس��راف نمي‌ش��د‪ .‬ام��روزه كمتر كس��ي به آن‬
‫دوران فكر مي‌كند كه تهيه‌ي‌آب چه مش��قاتي‬
‫داشته است‪ .‬پس بهتر است از اين پس همچون‬
‫نياكان‌مان ق��در «آب» اين موهبت الهي را بهتر‬
‫بدانيم و از هدر دادن آن جلو‌گیري كنيم‪.‬‬

‫شماره بیست‌و نه‬
‫(ضمیمه شماره ‪)53‬‬

‫نیمه اول بهمن‪87‬‬

‫‪ 5‬شهر من‬

‫صحبت شما ‪‬‬
‫‪2229970‬‬

‫ش�هروند‪ ‌:‬چرا گراش مانند ش��هرها يا جاهاي‬
‫‌ديگر از فضاي س��بز مناس��بي برخوردار نيست؟‬
‫مگ��ر گ��راش ق��ادر‌به داش��تن چني��ن فضايي‬
‫نيست؟‬
‫ش�هروند‪ :‬متاسفانه پارك ش��هرگراش وسايل‬
‫ب��ازي زيادي ن��دارد و بيش��تر‌كمك هزينه‌هاي‬
‫م��ردم گراش صرف س��اختن محوطه مي ش��ود‬
‫لطفا پيگيري الزم مب��ذول فرماييد و جواب آن‬
‫را به گوش ما برسانيد‪.‬‬
‫رحمت فدايي‪ :‬به عنوان يك شهروند و راننده‬
‫تاكس��ي در رابطه با مقاله به نام «تا كي نشستن‬
‫و نظاره‌گ��ر بودن» اين زنگ خطر اجتماعي را به‬
‫عنوان يك آس��يب‌اجتماعي تلقي نموده و تنها‬
‫راه پويايي فرهنگ��ي و اجتماعي و بيرون آوردن‬
‫اجتماع از حالت ركود اطالع‌رس��اني و انحصاري‬
‫كردن گفتمان اين عرصه را به چالش كش��يدن‬
‫مس��ئولين شهري مي‌دانم‪ :‬فقط جلسه پرسش و‬
‫پاسخ‪.‬‬
‫انصاری‪ :‬ب��ه چه دليل اخبار ش��هرمان به ویژه‬
‫باریدن برف در ش��بكه فارس انعکاس نیافت‪ .‬آيا‬
‫كسي براي اين امر در نظر گرفته شده است؟‬
‫یک ش�هروند‪ :‬خدا را ش��کر بيمارستان شهر‬
‫يک��ي از مجهزترين بيمارس��تان‌هاي اس��تان و‬
‫جنوب کش��ور اس��ت‪ .‬اما چرا ب��راي انتقال يک‬
‫بيمار اورژانس��ي به شيراز بايد هلي‌کوپتر از آنجا‬
‫بيايد‪ .‬خيري��ن بزرگوارمي‌توانند با توجه به کافي‬
‫بودن مسجد و حسينيه درشهر به فکر راه‌اندازي‬
‫اورژانس هوايي براي بيمارس��تان باش��ند‪ .‬البته‬
‫اگردولت هم کمک کند چه بهتر‪.‬‬
‫مجتبی افخمی‪ :‬چرا در گراش شهرك‌س��ازي‬
‫نمي‌ش��ود تا ش��هر وس��عت پيدا كند و جوانان‬
‫راحت‌تر و ارزان‌تر زمين بگيرند‪.‬‬
‫‪ :9179---894‬امیدوارم آقای حسنی در دهه‬
‫فجر گزارشی از کارهای انجام شده برای ارتقای‬
‫گراش به مردم بدهد‪ .‬تا کی باید به ش��ایعه‌ها در‬
‫این مورد دلخوش کنیم‪.‬‬
‫پورشمس�ي‪ :‬خواهش مي‌كن��م فكري به حال‬
‫خياب��ان درمان��گاه بكنيد ك��ه بيش��تر چراغ‌ها‬
‫خاموش مي‌باشد‪.‬‬
‫روس�تایيان‪ :‬از بابت چيدن برگ‌هاي درختان‬
‫كه مانع ديد مي‌ش��د از شهرداري تشكر مي‌كنم‬
‫و پيش��نهاد ديگري كه داش��تم اين بود كه لطفاً‬
‫س��ريع‌تر در خيابان ايستگاه مینی‌بوس زده شود‬
‫تا از مش��كالت متعدد رانندگان و مردم كاس��ته‬
‫ش��ود و همچنين بين حوزه ب��رادران و خواهران‬
‫آسفالت آن خراب است لطفاً پيگيري كنيد‪.‬‬
‫شهروند‪ :‬تاكسي‌رانان حتماً هنگام سوار كردن‬
‫مسافران تابلو‌هاي مشخص كننده‌ي تاكسي‌راني‬
‫را داش��ته باش��ند و تا جايي كه ام��كان دارد از‬
‫شيش��ه‌هاي ب��ه رنگ دودي اس��تفاده نش��ود تا‬
‫مسافران از آرامش بيشتري بر‌خوردار باشند‪.‬‬
‫محمد حس�ين‌زاده‪ :‬از روحانی��ون و مداحان‬
‫شهر و اداره بهداشت خواهشمنديم با فرا‌رسيدن‬
‫ماه‌ محرم و صفر در سخنراني‌هاي خود توصيه‌اي‬
‫داشته باشند به آن دسته از خانواده‌هاي محترم‬
‫كه در زمينه فرهنگ بهداش��ت ضعيف هس��تند‬
‫و آب فاض�لاب را به صورت ع��ادت روزانه روانه‬
‫كوچه مي‌كنند‪ .‬تا حقوق‌آن‌دس��ته از شهروندان‬
‫محترم كه كام ً‬
‫ال با فرهنگ بهداشت آشنايي دارند‬
‫ضايع نشود‪ .‬چون اسالم دين نظافت و پاكيزگي‬
‫مي‌باشد‪ .‬و براي اين كار ناپسند راه‌كارهائي را از‬
‫طريق آموزش يا جايزه يا تنبيه ارائه دهند‪.‬‬

‫‪ ‬فیشور‪ :‬دفتر نشریه بهار فیشور ‪ ‬خلیلی ‪ ‬شیراز‪‌:‬سوپرمارکت بهادر ‪ ‬تهران‪ :‬میدان صادقیه‪ -‬سنمار ‪ ‬کیش‪ :‬بازار پارس خلیج ‪‬بندرعباس‬

‫حبیبه بخشی ‪ ‬گزارش‬

‫پیاده‌روهای ش�هر امن نیست‪ .‬هر‬
‫لحظه ممکن اس�ت که در چاله‌ای‬
‫بیفتید یا به بس�اط یک فروش�گاه‬
‫برخ�ورد کنی�د‪ .‬ممک�ن اس�ت به‬
‫پرده کرکره یا یک صندوق پرتقال‬
‫برخورد کنید‪ .‬عبور از پیاده‌روهای‬
‫گراش به جای پیاده‌روی ساده یک‬
‫بازی مار و پله پیچیده است‪.‬‬

‫این روزها س��د‌معبر س��وژه‌ایی ا‌ست که‬
‫مغازه‌دار‌ه��ا و فروش��گاه‌ها را ب��ه خ��ود‬
‫مشغول کرده است‪ .‬شهردار‌هم به بیشتر‬
‫این مغازه‌ها و فروشگاه‌ها برای سد‌ کردن‬
‫محل عبور پیادگان به صورت شفاهی و یا‬
‫کتبی تذکر داده است‪ .‬برای تهیه گزارش‬
‫س��د‌معبر از خیابان اصلی شروع کردم‪ .‬از‬
‫پیاده‌رو رد می‌شدم‪ ،‬نمی‌توانستم مستقیم‬
‫راه بروم‪ .‬مجبور بودم چند قدم به خیابان‬
‫برگردم و مارپیچ بروم‪ .‬مغازه میوه‌فروشی‬
‫را دیدم که بیش��تر پیاده‌رو از میوه‌هایش‬
‫اش��غال شده بود طوری که مغازه‌اش زیاد‬
‫معلوم نمی‌ش��د وارد مغازه شدم‪ .‬از میوه‬
‫زیاد خبری نبود از آقای میوه‌فروش درباره‬
‫س��د‌معبر کردن پیاده‌رو نظر خواستم که‬
‫ب��ا عصبانیت تمام گفت‪« :‬چرا دس��ت از‬
‫س��ر‌مان بر‌نمی‌دار‌ید؟ چ��را این چند‌ روز‬
‫ش��هرداری و هم��ه گیر داده‌ان��د به ما و‬
‫میوه‌فروش‌ه��ا؟» من که کمی جا خورده‬
‫بودم گفتم آقای محترم این وضعی که در‬
‫پیاده‌رو به وجود آوردید درس��ت نیست‪.‬‬
‫حت��ی اگر دو الی س��ه نف��ر بخواهند که‬
‫از این‌ج��ا خرید بکنند ب��رای رفت‌‌‌و آمد‬
‫دیگران مش��کل به وجود می‌آید‪ .‬با لحن‬
‫تن��دی گفت‪« :‬مگر قرار اس��ت تریلی رد‬
‫بش��ود که جا نداشته باش��د مثل این‌که‬
‫آدم هس��تند و جا ب��رای رفت‌وآمد وجود‬
‫دارد و دیگر این‌که هر چه قدر میوه کنار‬
‫پیاده‌رو باش��د؟ نه تنها به زیبایی پیاده‌رو‬
‫لطمه وارد نمی‌کند بلکه زیباتر هم جلوه‬
‫می‌کن��د و م��ردم متوجه میوه‌ه��ای تازه‬
‫می‌ش��وند‪ ».‬واقع��ا وقتی افراد خودش��ان‬
‫نمی‌خواهن��د خ��ود را اص�لاح کنند و به‬
‫تذکر‌های ش��هرداری توجه‌ای نمی‌کنند‬
‫چه توقعی می‌توانیم داش��ته باشیم برای‬
‫بهتر شدن پیاده‌روها و خیابان‌ شهر‪.‬‬
‫بیش��تر عابران پیاده ب��ه خصوص خانم‌ها‬
‫از وضع پیاده‌روهای ش��هر راضی نیستند‪.‬‬
‫خان��م اژدري‪ ،‬که معلم اس��ت‪ ،‬مي‌گويد‪:‬‬
‫وقت��ي مي‌خواهم به طرف مدرس��ه بروم‬
‫مجب��ورم به ص��ورت مارپي��چ از پياده‌رو‬
‫خياب��ان رد بش��وم‪ .‬خانم ن��ام‌آور و دختر‬
‫خانم ‪ 18‬ساله‌اي از تجمع مردم در كنار‬

‫میوه‌فروش‪:‬‬

‫هر چه قدر میوه کنار پیاده‌رو‬
‫باش�د ن�ه تنه�ا ب�ه زیبایی‬
‫پیاده‌رو لطم�ه وارد نمی‌کند‬
‫بلکه زیباتر هم جلوه می‌کند‬
‫و مردم متوجه میوه‌های تازه‬
‫می‌شوند‪.‬‬
‫نانواييها كه مانع عبور افراد مي‌شود گاليه‬
‫داش��تند و نيز از تجمع بي‌رويه وس��ايل‬
‫نقليه عموم��ي جلو و كن��ار پياده‌روها يا‬
‫داروخانه و پاساژها كه موجب اتالف وقت‬

‫گزارشی از‬
‫وضعبت‬
‫سد معبر‬

‫در پارك كردن مي‌شود شاكي بودند‪.‬خانم‬
‫علي‌حسيني داشت به طرف محل كارش‬
‫مي‌رفت‪ .‬پرسيدم شما چرا از كنار خيابان‬
‫به جاي پياده‌رو براي رفت و آمد استفاده‬
‫مي‌كنيد؟ جواب داد به علت تجمع افراد و‬
‫وسيله نقيله موتوري در پياده‌روها ناچارم‬
‫عبور از خيابان را ترجيح دهم‪.‬‬
‫نوروزی از مغازه‌دارانی است که در خیابان‬
‫اصلی فروشگاه دارد‪ .‬او می‌گوید‪ :‬اگر بنده‬
‫و تم��ام مغازه‌دار‌ها و فروش��گاه‌ها غیر از‬
‫مواد خوراکی کمی از جنس مغازه را کنار‬
‫پیاده‌رو‌ها‌ می‌گذاریم مجبوریم به دو دلیل‪:‬‬
‫یکی به خاطر کوچکی مغازه و دلیل دیگر‬
‫به خاطر این‌که این امر در همه ش��هرها‬
‫صدق می‌کند و تنها مردم گراش نیستند‬
‫ک��ه برای جل��ب توجه و جذب مش��تری‬
‫این کار را انج��ام می‌دهند‪ .‬چرا که مردم‬
‫برای خرید لوازم مورد نیاز خود بیشتر به‬
‫بیرون مغازه توجه می‌کنند تا خود مغازه‬
‫و ب��ه این وضعیت بیش��تر عادت کرده‌اند‬
‫چرا ک��ه اگر ب��رای تبلیغ جن��س مغازه‬
‫این کارها صورت نگیرد مشتری‌هایش��ان‬
‫کم می‌ش��ود و وقتی مش��تری کم ش��د‬
‫درآمدش��ان ه��م کمتر می‌ش��ود و برای‬
‫پرداخ��ت هزینه‌ه��ای مختل��ف از جمله‪:‬‬
‫عوارض ش��هرداری‪ ،‬مالیات‪ ،‬اجاره مغازه‪،‬‬
‫تلفن و‪ ...‬با مش��کل مواجه می‌ش��وند‪ .‬اگر‬
‫شهرداری به چیز‌های دیگر از قبیل وجود‬
‫تنه‌های خشک درختان در پیاده‌روها که‬
‫واقعاً س��دی برای عبور مردم شده توجه‬
‫کنند‪ .‬یا پیاده‌رو جلوی مجتمع دس��ا که‬
‫اگر متوجه ش��ده باش��ید دیگر هیچ ردی‬
‫از پیاده‌رو دیده نمی‌شود و ک ً‬
‫ال با مجتمع‬
‫دسا یکی شده است توجه بیشتری بکنند‬
‫و به این مشکالت رسیدگی کنند ممنون‬
‫می‌شویم‪ .‬چرا که این‌ها خودش سد معبر‬
‫برای رفت‌وآمد مردم است‪».‬‬
‫فروش��نده‌ای در فروش��گاه لوازم خانگی‬
‫می‌گوی��د‪« :‬چ��را ش��هرداری ب��ه خاطر‬
‫گذاش��تن یک کارتون در کن��ار پیاده‌رو‬
‫تذک��ر داده اس��ت در صورت��ی ک��ه م��ا‬
‫هیچ‌گونه س��د‌معبری برای شهروندان به‬
‫وجود نیاورده‌ایم و این امر یک چیز عادی‬
‫اس��ت ما این کار را ب��رای تبلیغ و جذب‬

‫نامه رسیده ‪‬‬

‫كسي بهر كسي ماتم نگيرد ‬

‫مگر می‌خواهد تریلی‬
‫از پیاده‌رو رد شود؟‬
‫مش��تری انجام می‌دهیم‪ .‬بابا‌احمدی نیز‬
‫همین نظر را داشت‪.‬‬
‫در فروش��گاه تزئینات و پرده‌سرا‌ی‪ ،‬آقای‬
‫س��روش می‌گوی��د‪« :‬به دلیل س��د‌معبر‬
‫پیاده‌رو‌ها خودم نیز از این وضعیت راضی‬
‫نیستم به دالیل مختلف از‌جمله‪ :‬کوچکی‬
‫مغازه‪ ،‬ش��لوغی خیابان و فضای بس��ته‌ی‬
‫این‌ج��ا و همچنی��ن نداش��تن پارکینگ‬
‫برای پارک کردن ماش��ین‌های مش��تری‬
‫می‌خواهم ب��ه مکان دیگری بروم‪ ».‬وقتی‬
‫از آقای س��روش پیش��نهاد و ی��ا انتقادی‬
‫خواس��تم می‌گوید‪« :‬چون هنوز خودم به‬
‫درستی عمل نکرده‌ام چگونه می‌توانم به‬
‫بقیه پیش��نهاد بدهم‪ ».‬پرده‌س��رای دیگر‬
‫می‌گوی��د‪« :‬چون ش��هردار به‌خاطر س��د‬
‫‌معب��ر در پیاده‌رو‌ها تذکر داده اس��ت من‬
‫هم س��عی می‌کنم که مشکلی در پیاده‌رو‬
‫برای ش��هروندان به وجود نیاورم‪ .‬وقتی از‬
‫این آقا پرس��یدم‪ ،‬چرا کنار خیابان کمی‬

‫مغازه‌دار‪:‬‬

‫در جل�وی مجتمع دس�ا اگر‬
‫متوج�ه ش�ده باش�ید دیگر‬
‫هی�چ ردی از پی�اده‌رو دیده‬
‫نمی‌شود‪ .‬این‌ها خودش سد‬
‫معبر ب�رای رفت‌وآمد مردم‬
‫است‪.‬‬
‫جنس مغازه گذاش��ته‌اید می‌گوید‪ ،‬چون‬
‫از ش��هردار اجازه گرفتیم و گفته‌اند هیچ‬
‫مانع��ی ن��دارد‪ ».‬و ب��رای ما معلوم نش��د‬
‫باالخره کنار خیابان محل رفت‌وآمد مردم‬
‫اس��ت و یا پارک کردن وس��ایل‌نقلیه و یا‬
‫گذاشتن جنس مغازه برای تبلیغ‪.‬‬
‫ماهی‌فروش‌ه��ا و قصاب‌ها گ��روه بعدی‬
‫هس��تند که به س��راغ آن‌ها می‌رویم‪ .‬از‬
‫آقای ماهی‌فروش درباره س��د معبرکردن‬
‫در پی��اده‌رو‌ و خیاب��ان نظر خواس��تم او‬
‫می‌گوید‪« :‬مااز این وضع راضی نیس��تیم‬
‫این‌جا مکان مناسبی برای فروش ماهی‌ها‬
‫نیس��ت چرا‌که به‌خاطر گرد و‌خاک ودود‬
‫ماش��ین و موت��ور و‪ ...‬بهداش��ت آنچنان‬

‫پرونده ‪‬‬

‫خودت برخيز وبر‌خود ماتمي گير‬

‫در حال مطالعه نش��ريه‌ي صحبت‌نو ش��ماره بيست‌وهش��تم بودم كه‌به مطلبي از‬
‫فرمايش��ات مرحوم حاج غالمعل��ي رهنوردبرخورد كردم كه گفت��ه بودند يزدي‌ها‬
‫رفتند‌و گراشي‌ها ماندند‪ .‬اينجانب بر‌خود واجب دانستم مطلبي واقعي را در‌مورد‬
‫سخت‌كوشي و آينده‌نگري و هوش��ياري شهروندان يزدي براي شهروندان گراشي‬
‫بيان كنم‪ .‬دوس��ت وهمكاري دارم كه اهل شهرس��تان يزد و يكي از مديران موفق‬
‫در صنايع غذايي كش��ور مي‌باشد ايشان مي‌فرمودند كه من بيو‌گرافي مردم گراش‬
‫را كام��ل مطالعه كرده‌ام و نقل‌قول كردندكه در دهه‪ 1370‬ما مبلغ يكص ‌د ميليون‬
‫توم��ان وام از س��پرده‌هاي بلند مدت پنج س��اله مردم منطقه از طريق ش��عبي از‬
‫بانك‌هاي استان فارس گرفتيم وكارخانه توليد كاشي و سراميك راه‌اندازي كرديم‬
‫كه االن ارزش تقريبي كارخانه حدود ده ميليارد تومان مي‌باشد و ساالنه ميليونها‬
‫دالر كاش��ي و سراميك به خارج از كشور صادر مي‌كند‪ .‬جالب توجه اين است كه‬
‫ش��هروندان پر‌كار و س��خت‌كوش يزدي در منطقه كويري ولم يزرع با دست خالي‬
‫و بوس��يله وام بانك‌ها اين همه اشتغال‌زايي وتوليد وصنعت براي خود و نسل‌هاي‬
‫آينده فراهم كرده‌اند‪ .‬ولي مثل اين كه شما گراشي‌ها هنوز در پيچ‌وخم يك خيابان‬
‫كه حدودا چهل سال قبل احداث شده گير كرده‌‌ايد‪.‬‬
‫شهروندان محترم گراش بايد بيشتر چشم‌ و گوش‌شان را باز كنند و ببينند مشكل‬
‫كار از كجا مي‌باشد كه با اين همه سرمايه خدادادي مديريت صحيح برشهر حاكم‬
‫نبوده اس��ت‪ .‬نظر بنده از اين خاطرات اين اس��ت كه يزدي‌ها از بدو ترك امارات‪،‬‬
‫س��رمايه خود را در زمينه توليد و صنعت واش��تغال‌زایي ب��ه كار گرفتند كه ابتدا‬
‫امنيت شغلي ش��هروندان خود را تامين‪ ،‬بعدا ً از عايدات كارخانه‌هاي توليدي خود‬
‫قس��متي را براي توسعه كارخانه و قسمتي براي هزينه زندگي و چند‌درصدي هم‬
‫براي امور خيريه عام‌المنفعه هزينه كرده‌اند‪ .‬حاال ما گراش��ي‌ها براي امنيت شغلي‬
‫نسل حال و آينده چه‌كاري انجام داده‌ايم؟ قضاوت با شما مي‌باشد‪ .‬توصيه اينجانب‬
‫به هزار و يك دلسوز شهر گراش اين است كه با همكاري نسل جوان تحصيل‌كرده‪،‬‬
‫خود را از نو باز‌س��ازي كنند و چنانچه احتي��اج به مديران متخصص داريد فقط با‬
‫كاهش ‪10‬درصد از ريخت‌ و پاش‌ها و اسراف‌گري مردم گراش مي‌توان صرفه‌جويي‬
‫كرد و در‌مقابل از مديران و متخصصان موفق در همه عرصه‌ها دعوت كرد كه مردم‬
‫گراش براي هميش��ه احس��اس كنند كه شالوده شهرشان از پي با بتون آرمه نهاده‬
‫ش��ده و هيچ بحران مالي به آنها آس��يب نخواهد رساند‪ .‬قابل ذكر است كه كارایي‬
‫نس��ل جديد كه حامل ان��واع تخصص‌هاي جديد و به روز مي‌باش��ند نبايد ناديده‬
‫گرفته ش��ود و بايد به آنها بها داد و اين ضرب‌المثل چيني را الگوي زندگي نس��ل‬
‫جوان قرار دهيم‪ :‬ماهي گرفتن را به مردم بياموزيم نه ماهي خوردن‪ .‬عزيزان دلسوز‬
‫و مس��ئولين محترم! خواس��ته مردم مومن و متدين و صادق گراش اين اس��ت كه‬
‫مديران دانا و توانا و متخصص و س��خت‌كوش با حقوقي مكفي دولتي و مردمي را‬
‫بر امورات ش��هر بگمارند (تقريبا مشابه ش��هردار كنوني) كه واقعاً بعد از سي سال‬
‫داروي اصلي شفا‌بخش شهر گراش مي‌باشند‪ .‬در پايان مطالب فوق را به عنوان يك‬
‫شهروند كه از نزديك شاهد بودم اين نظرات را بيان نموده‌ام‪.‬‬
‫باتشكر‪ -‬حاج محمد حسين‌زاده‪87/10/24 -‬‬

‫صحبت نو‪ :‬ش�وراهای دانش‌آم�وزی می‌تواند اولین گام ب�رای فعالیت اجتماعی‬
‫دختران و پسران دانش‌آموز باشد‪ .‬شوراهای دانش‌آموزی می‌توانند در بررسی و حل‬
‫مسائل و مشکالت موجود در مدرسه مانند‪ :‬مسائل دانش آموزان‪ ،‬کادر دفتر و محیط‬
‫آموزشی و مشکالت دبیران با دانش آموزان همکاری کنند‪ .‬در اکثر جلسات شورای‬
‫دانش‌آموزی مدیر‪ ،‬مربی امور تربيتي و معاون‪ ،‬هر مدرسه حضور دارند و شاهد گفت‬
‫ث اعضای ش�ورا هس�تند و گاهی اوقات پاس�خگوی نیازها و سواالت‌شان‬
‫و گو و بح ‌‬
‫خواهند بود‪.‬‬
‫اعض�ای ش�ورا در فعالیت‌ه�ای مختلف‪ ،‬مس�ئولیت برنامه‌ری�زی و هماهنگ کردن‬
‫برنامه‌ه�ا را به عه�ده دارند‪ .‬همچنین در مراس�م صبحگاهی به اج�رای برنامه‌های‬
‫مختلف و متنوع می‌پردازند‪ .‬نقش اطالع رس�انی به دانش‌آموزان در همه‌ی زمینه‌ها‬
‫نیز بر عهده آنان است‪.‬‬
‫ش�ورا رابطه بین دانش‌آموزان و دفتر اس�ت که مسائل و مشکالت دانش‌آموزان را به‬
‫اطالع کادر دفتر می‌رساند‪ .‬اعضای شورا سعی در هر چه بهتر برگزارکردن مراسم‌ها‬
‫و همچنین نماز جماعت در روزهای مقرر‪ ،‬س�رود همگانی و ورزش صبحگاهی دارند‪.‬‬
‫هدف کلی آنها داشتن بچه‌های نمونه در مدرسه‌ی نمونه است‪.‬‬
‫اما به نظر می‌رس�د که ظرفیت‌های این نهاد به خوبی ش�ناخته نشده و مغفول مانده‬
‫اس�ت‪ .‬هر چند ش�وراهای دانش‌آموزی در مدارس گراش تش�کیل می‌ش�ود اما این‬
‫شوراها حضور پررنگی ندارند‪ .‬همکاران ما مهدی وفایی‌فرد و الهام زاهدی با زحمت‬
‫بس�یار اسامی ش�وراهای دانش‌آموزی مدارس را جمع‌آوری کرده‌اند‪ .‬اگر اشکالی در‬
‫این س�یاهه وجود دارد ما را مطلع کنید‪ .‬امیدوارم آوردن اس�امی این بچه‌های خوب‬
‫باعث شود آن‌ها فعال‌تر از گذشته در مدرسه خود حضور داشته باشند و با همکاری‬
‫مسئولین مدرسه از حقوق دانش‌آموزان دفاع کنند‪.‬‬

‫……پسرانه‬

‫(گردآوری مهدی وفایی‌فرد)‬

‫‪‬دبيرستان كامروا‬

‫يون��س جعفريان (رییس)‪ ،‬مس��لم كش��وري‬
‫‪ ‬پيش‌دانشگاهي قاسم مهيايي‬
‫(نايب ریی��س)‪ ،‬وحيد جمال‌زاده (منش��ي)‪،‬‬
‫محمدصادق‌جعفرزاده (ريیس)‪ ،‬مهرداد گنجي‬
‫محمد كوثري‪ ،‬محمد متين‪ ،‬اميد مظفري‌فرد‪،‬‬
‫(معاون)‪ ،‬عبدالهادي موغلي (منشي)‪ ،‬محمد‬
‫ابراهيم محكمي‬
‫س��ليمي (عضو اصل��ي)‪ ،‬محمد محس��ن‌زاده‬
‫(عضو اصل��ي)‪ ،‬مجتبي ف��راري (علي‌البدل)‪ ،‬راهنمايي عاليان‬
‫حميدرض��ا رضايي (ريیس)‌‪ ،‬ابوطالب س��پهر‬
‫فرهاد امانتي‪ ،‬باقر شكري‪.‬‬
‫(نای��ب ريیس)‪ ‌،‬مه��دي آب‌افكن (منش��ي)‪،‬‬
‫(س)‬
‫‪ ‬دبيرستان سيدالشهدا‬
‫حس��ين غالم��ي‪ ،‬محم��د درس��تكار‌‪ ،‬ميثم‬
‫عل��ي راميارپ��ور (ریيس)‪ ،‬مجتب��ي مقتدري‬
‫جعفرزاده‪ ،‬مرتضي قاسم‌زادگان‬
‫(نای��ب ريیس)‌‪ ،‬محس��ن اس��توار (منش��ي)‪،‬‬
‫فاضل اعتمادي‪ ،‬حسين ساالري پاك‪ ،‬محمود ‪ ‬مدرسه استوار‬
‫عب��اس امانت��ي و محم��د جوكار (مس��ئول‬
‫يحيي‌پور‬
‫كميت��ه نم��از)‪ ،‬محم��د جوش��ن (علم��ي و‬
‫‪‬هنرستان منفرد‬
‫آموزشي)‪ ،‬س��يروس نسرين‌گل و محمدجواد‬
‫محمد خوشرو (ریيس)‪ ‌،‬روح‌ا‪ ...‬نيساري (نايب‬
‫غالم��ي (فرهنگ��ي و هنري)‪ ،‬علي پيش��كار‪،‬‬
‫رییس)‪ ،‬محمد‌جواد پورشمس��ي (منش��ي)‪،‬‬
‫عبدالحس��ين قاس��مي و محم��د نبي‌قائدي‬
‫عمران حسين‌ش��يري (انصراف)‪ ،‬محمد‌جواد‬
‫(تربيت‌بدني و ورزش)‪ ،‬عبدالحسين قاسمي‪،‬‬
‫روانبخش‪ ،‬احسان پوالدوند‪.‬‬
‫حس��ن رس��ولي‌نژاد (كميته بهداشت)‪ ،‬حامد‬

‫رعایت نمی‌ش��ود‪ .‬همچنین بوی ماهی‌ها‬
‫شهروندان را اذیت می‌کند و در رفت‌وآمد‬
‫آن‌ها مش��کل به‌وج��ود آورده و حتی در‬
‫پاکیزگی پیاده‌رو‌ها و خیابان و ک ً‬
‫ال زیبایی‬
‫شهر تاثیر منفی گذاشته است ولی ما فع ً‬
‫ال‬
‫مجبوریم چرا که مش��کل مکان داریم از‬
‫ده سال پیش قرار بوده شهرداری بازاری‬
‫برای ماهی‌فروش‌ه��ا اختصاص بدهد اما‬
‫هنوز‌که‌هنوز اس��ت هی��چ کاری برای ما‬
‫انجام نداده‌اند‪ .‬از مس��ئولین می‌خواهیم‬
‫هر چه س��ریع‌تر امکانات برایمان فراهم‬
‫کند تا این مشکالت بر‌طرف شود‪ ».‬ماهی‬
‫فروش دیگری می‌گوید‪« :‬شهردار نسبت‬
‫به سد‌معبر هیچگونه تذکری نداده است‬
‫چرا‌که مغازه‌ی ماهی‌فروش��ی مانند دیگر‬
‫مغازه‌ها نیس��ت که تا ش��هردار تذکر داد‬
‫ما سریع ماهی‌ها را داخل مغازه بگذاریم‬
‫اوال مغ��ازه‌ی م��ا کوچک اس��ت و جایی‬
‫برای گذاش��تن ماهی‌ها نداری��م و دیگر‬
‫این ک��ه به‌خاطر رقابت هم که ش��ده ما‬
‫ماهی‌های خ��ود را در معرض دید عموم‬
‫قرار می‌دهیم تا بیش��تر به فروش برسد‬
‫و مش��کل دیگری که اکنون با آن مواجه‬
‫هستیم‪ :‬آس��فالت نکردن کنار خیابان به‬
‫خاط��ر کان��ال لوله‌ی‌گاز اس��ت خواهش‬
‫می کنم از ش��رکت گاز ومسئولین جهت‬
‫آسفالت کردن کنار خیابان سریع‌تر اقدام‬
‫بکنند چرا که م��ا هر روز مجبوریم برای‬
‫بلند نشدن گرد‌ و خاک بر روی ماهی‌ها‪،‬‬
‫کنار خیابان را آبپاش��ی کنیم تا مشکلی‬
‫ب��رای ماهی‌ها به وجود نیای��د‪ ».‬یکی از‬
‫قصاب‌ه��ا هم درباره س��د‌معبر کردن در‬
‫پیاده‌‌رو‌ها‪ ،‬نداش��تن مکان مناسبی برای‬
‫کارشان و فراهم نبودن امکانات از جمله‬
‫باس��کول و‪ ...‬را دلی��ل ای��ن کار می‌داند‪.‬‬
‫در کن��ار اجناس فروش��گاه‪ ،‬پارک کردن‬
‫موتوره��ا و گاه��ی حتی ماش��ین‌ها در‬
‫پیاده‌روها نیز فضای کوچک پیاده‌روها را‬
‫کمتر می‌کند‪.‬‬
‫طبیعی اس��ت وقتی به حقوق شهروندان‬
‫آش��نا نباش��یم‪ ،‬به چنین مش��کالتی در‬
‫زمینه‌ی س��د‌معبر رو‌به‌رو می شویم‪ .‬البته‬
‫این مشکل باید به شکل زیر بنایی توسط‬
‫ش��هرداری حل ش��ود که جای مناسبی‬

‫ب��رای این مش��اغل در نظر بگی��رد‪ .‬باید‬
‫منتظر ماند تا چن��د وقت دیگر قصابی‌ها‬
‫و ماهی‌فروش‌ه��ا و بقالی‌ه��ا و‪ ...‬به محل‬
‫میدان تره‌بار بروند و ش��اید بخش مهمی‬
‫از مش��کالت آن‌ه��ا و مردم حل ش��ود‪ .‬با‬
‫این اوصاف اول باید فرهنگ‌سازی صحیح‬
‫انجام گیرد‪ .‬س��د معبر به مش��کلی مانند‬
‫ریخت��ن آب در کوچه‌ها تبدیل ش��ده که‬
‫انگار نمی‌شود کاری برای آن کرد‪ .‬برخورد‬
‫ن معضالت یک ش��خص قانون مدار‬
‫ب��ا ای ‌‬
‫می‌خواه��د که بس��یار محکم و س��ریع با‬
‫مش��کالت برخورد کند‪ .‬ظاه��را مهندس‬
‫قائدی ش��هردار گراش قص��د دارد خیلی‬
‫ج��دی و قانونی در این م��وارد وارد عمل‬
‫شود‪.‬‬
‫اما صحن��ه پایانی گ��زارش را از خیابان‬
‫تمیز داشته باش��ید‪ .‬از پیاده‌رو و خیابان‬
‫تمیز داشتم رد می‌شدم و دنبال سوژه‌ایی‬
‫مناس��ب برای موضوع گزارش سد معبر‬
‫بودم‪ .‬چش��م‌ام به انواع و اقس��ام موتور‌ها‬
‫در کن��ار خیابان افت��اد از دور فکر کردم‬
‫که موتور‌فروش��ی اس��ت‪ ،‬چ��را که نصف‬
‫خیابان را موتور‌ها اشغال کرده بود کمی‬
‫که نزدیک‌تر رفتم فهمیدم که تعمیر‌گاه‬
‫موتور‌س��یکلت اس��ت‪ .‬کف پیاده‌رو مملو‬
‫بود از روغن موتور و وسایل و ابزار تعمیر‌‬
‫موت��ور و چند نفر‌هم در وس��ط پیاده‌رو‬
‫ب��ه تعمیر موت��ور می‌پرداختند‪ .‬به خاطر‬
‫س��د‌معبر پی��اده‌رو ‌و بخش��ی از خیابان‬
‫مجبور بودم برای ادامه مسیرم به آن‌طرف‬
‫خیابان بروم کنجکاو ش��دم که از صاحب‬
‫تعمیر‌گاه به‌خاطر کار‌هایش گزارش تهیه‬

‫ماهی فروش‪:‬‬

‫ما فع ً‬
‫ال مجبوریم چرا که‬
‫مشکل مکان داریم از ده سال‬
‫پیش قرار بوده شهرداری‬
‫بازاری برای ماهی‌فروش‌ها‬
‫اختصاص بدهد اما هنوز‌ که‬
‫‌هنوز است هیچ کاری برای ما‬
‫انجام نداده‌اند‪.‬‬
‫کنم ک��ه با برخورد تند او رو‌به‌رو ش��دم‬
‫و اج��ازه ندادند که گ��زارش تهیه کنم و‬
‫یا عکس��ی از آن محل بگیرم‪ .‬همه‌ی این‬
‫عصبانیت‌ها ب��ه خاطر این ب��ود که فکر‬
‫می‌کرد اگر ش��هردار متوجه این وضعیت‬
‫نامناس��ب پیاده‌رو و خیابان بشود او را از‬
‫کار بازدارد‪ .‬از صحبت‌های‌شان معلوم بود‬
‫که ش��هردار به این گونه مکان‌ها تذکری‬
‫نداده اس��ت و گر‌نه این‌قدر به خودش��ان‬
‫ج��رات نمی‌دادند که هر کاری دل‌ش��ان‬
‫می‌خواهد بکنند‪ .‬به نظر می‌رسد برخورد‬
‫با س��د معبر باید با نظارت کامل و دقیق‬
‫در همه‌جای ش��هر انجام شود و تذکرات‬
‫سد‌معبر فقط به چند مغازه و یا فروشگا‌ه‬
‫محدود نشود‪.‬‬
‫به نظر می‌رس��د رسم گذاشتن اجناس در‬
‫جلو مغازه که معروف به «بارز کردن» است‬
‫را بسیاری از افراد از دبی به یادگار دارند‪ .‬در‬
‫حالی که مساله چندسالی است که در دبی‬
‫منسوخ شده است‪ ،‬هنوز پیاده‌روهای گراش‬
‫بیش از آن که محل رفت و آمد باشد تبدیل‬
‫به ویترین نداشته فروشگاه‌ها شده است‪.‬‬

‫شوراهای دانش‌آموزی ‪ ،‬مدیران فردا‬

‫‪ ‬مشاور فنی‬
‫اسداله محبی‬

‫راه‌هایی‬
‫ساده برای‬
‫صرفه‌جویی‬

‫‪ .1‬خاموش کردن چراغ‌ها در هنگام ترک اتاق یکی‬
‫از ساده‌ترین راه‌های صرفه‌جویی انرژی است‪.‬‬
‫‪ .2‬از رنگ‌ه��ای روش��ن ب��رای دیوار و س��قف و‬
‫پرده‌ها استفاده کنید‪.‬‬
‫‪ .3‬ت��ا حد ممکن در هنگام مطالعه از روش��نایی‬
‫موضعی استفاده کنید‪.‬‬
‫‪ .4‬ب��ه ج��ای المپ‌های رش��ته‌ای از المپ‌های‬
‫مهتابی یا کم مصرف استفاده کنید‪.‬‬
‫‪ .5‬برای جلوگیری از روشن شدن تمام المپ‌های‬
‫لوستر از کلید دو پل استفاده کنید‪.‬‬
‫‪ .6‬ت��ا حد امکان از نور طبیعی اس��تفاده کنید و‬
‫برای جلوگیری از تابش نور مستقیم خورشید از‬
‫سایبان و یا پرده کرکره استفاده کنید‪.‬‬
‫‪ .7‬پس از اس��تفاده از وسایل برقی خانگی مانند‬
‫ضبط ص��وت‪ ،‬تلویزیون‪ ،‬رایانه‪ ...‬آن‌ها را خاموش‬
‫کنید‪.‬‬
‫‪ .8‬در هنگام اس��تفاده از وس��ایل گرمایشی برای‬
‫جلوگیری از هدر رفت��ن گرما دریچه کولر را در‬
‫فصل زمس��تان ببندید و یا با پوش��ش مناس��ب‬
‫بپوشانید‪.‬‬
‫‪ .9‬به جای استفاده از درجات باالی وسایل سرمایش‬
‫و گرمایش‪ ،‬از لباس مناسب فصل استفاده کنید‪.‬‬
‫‪ .10‬برای جلوگیری از هدر رفتن انرژی از طریق‬
‫درها و پنجره‌ها منافذ را با عایق بپوشانید‪.‬‬
‫‪ .11‬پرمصرف‌تری��ن وس��یله ب��رای گ��رم کردن‬
‫محی��ط منزل بخاری برقی و برای تهیه آب گرم‪،‬‬
‫آبگرمکن برقی است‪ .‬س��عی کنید از این وسایل‬
‫استفاده نکنید‪.‬‬
‫‪ .12‬سعی کنید برای وسایل سرمایش و گرمایش‬
‫خود ترموستات یا دما سنج نصب کنید‪.‬‬
‫‪ .13‬در ح��د ام��کان از اس��تفاده همزمان چند‬
‫وسیله برقی پر مصرف خانگی خودداری کنید‪.‬‬
‫‪ .14‬ت��ا حد امکان از وس��ایل برقی در زمان اوج‬
‫مصرف برق اس��تفاده نکنید‪( .‬ساعت اوج مصرف‬
‫برق در کشور ما در تابستان بین ساعت ‪19‬تا ‪22‬‬
‫و در زمستان بین ساعت ‪ 18‬تا ‪ 22‬است)‬
‫‪ .15‬س��عی کنی��د از ظرفیت‌های باالی وس��ایل‬
‫برقی خانگی اس��تفاده نکنید‪ .‬چون اس��تفاده از‬
‫ظرفیت‌های باالی وسایل خانگی نه تنها مصرف‬
‫ب��رق را افزایش می‌دهد بلکه طول عمر وس��ایل‬
‫برقی را نیز کاهش می‌دهد‪.‬‬
‫نکته ‪ :1‬ترموس��تات وسیله‌ای اس��ت برای کنترل‬
‫دما که در دس��تگ‌اه‌های س��رد کننده و گرمایشی‬
‫می‌توان آنرا به منظور کنترل درجه گرما و س��رما‬
‫نصب نمود‪.‬‬
‫نکته ‪ :2‬س��اعات اوج مصرف س��اعاتی هستند که‬
‫میزان استفاده از شبکه به حداکثر مصرف می‌رسد‬
‫و از نظ��ر هزینه برق در این س��اعت قیمت آن به‬
‫صورت افزایشی محاسبه می‌شود‪ .‬پس باید در این‬
‫ساعت مصرف را به حداقل ممکن برسانیم تا متضرر‬
‫نشویم و در نهایت به قطعی برق منجر نشود ‪.‬‬
‫نکته ‪ :3‬منظور از پوشانیدن درزها و مجراهایی که‬
‫ان��رژی از آن به بیرون می‌رود در س��اختمان‌هایی‬
‫اس��ت که با سیستم پکیج و ش��وفاژ گرم می‌شوند‬
‫ولی در سیس��تم‌هایی که بوس��یله بخاری نفتی و‬
‫گازی گرم می‌شوند همیشه یک مجرا برای تبادل‬
‫اکسیژن با وسیله گاز سوز یا نفت سوز باقی بگذارید‬
‫تا کمبود اکسیژن منجر به حادثه نشود‪.‬‬
‫محبوبه منوچهري (مس��ئول كميته فرهنگي‬
‫و ادبي)‪ ،‬فاطمه تاج گردون (مس��ئول كميته‬
‫صلح و دوستي تعاون)‬

‫‪‬راهنمايي رهنورد‬

‫نرج��س نيكخو (رییس)‪ ،‬ن��دا وقارفرد‪ ،‬زهرا‬
‫قاس��مي‪ ،‬فروغ فرس��وده‪ ،‬ناديا جعفري‪ ،‬الهه‬
‫وقارفرد‪ ،‬فاطمه محمدي‪ ،‬مليحه دارا‪ ،‬فاطمه‬
‫چترآذر‬

‫‪‬هنرستان اسعدي‬

‫فاطم��ه يوس��في (ریی��س)‪ ،‬زه��را ابول‌نژاد‬
‫(منشي)‪ ،‬فاطمه خسروي‪ ،‬راحله ديدار‪ ،‬صبريه‬
‫گهنم‌نژاد‪ ،‬ناديا تهمتن‪ ،‬عاطفه پورشمسي‪.‬‬
‫‪JJ‬دانش‌آموزان دبیرستان ام‌البنین (س) در مراسم دفاع از مردم غزه [عکس‪ :‬حجت عابدی]‬

‫عباسي (مس��ئول امور كتابخانه)‪ ،‬صابر رهبر‬
‫(رییس شورا)‪.‬‬

‫‪‬راهنمايي راميارپور‬

‫علي قاسمي‌زادگان (ريیس)‪ ،‬حسين رنجبري‬
‫(نای��ب ريی��س)‪ ،‬دانيال اس��دي الري (عضو‬
‫ش��ورا)‪ ،‬حميدرض��ا ابراهيمي (عضوش��ورا)‪،‬‬
‫حميد بهزادپور‪ ،‬مجتبي س��االري وحس��ين‬
‫صميمي (علي البدل)‪.‬‬

‫‪‬راهنمايي شاهد‬

‫عليرضا س��اكني (رییس شورا)‪ ،‬محمد امين‬
‫وفاي��ي فرد (معاون)‪ ،‬علي عظيمي (منش��ي‪،‬‬
‫مس��ئول كميته آموزش��ي)‪ ،‬مس��عود شوري‬
‫(انتظامات)‪ ،‬اميرحس��ين نوبه��ار (فرهنگي و‬
‫هنري)‪ ،‬محمد حاجي‌نژاد (بهداشت)‪ ،‬محمد‬
‫هرمي‪ ،‬محمد غفاري‪ ،‬علي كارگر (علي‌البدل)‪،‬‬
‫علي ذاكرنيا (اقامه نماز و كتابخانه)‪ ،‬محس��ن‬
‫مهرابي (تبليغات)‪.‬‬

‫‪ ‬راهنمايي سعادت‬

‫‪‬كاردانش اميركبير‬

‫مري��م بهمان‌پ��ور (ریی��س)‪ ،‬زه��را امي��ن‬
‫(منشي)‪ ،‬فرش��ته قلي‌زاده (فرهنگي‪،‬هنري)‪،‬‬
‫سعيده شمسي (بهداش��ت)‪ ،‬حبيبه حيدري‬
‫(انضباط)‪ ،‬مليحه زارعي (نماز جماعت)‪ ،‬الهه‬
‫بيگلري(صبحگاه)‪.‬‬

‫و برنامه)‪ ،‬محمدعارف درويش��ي (دبير كميته‬
‫اقامه نماز)‪ ،‬س��يدميالد موسوي (دبيركميته‬
‫بهداش��ت)‪ ،‬مجتب��ي غيرتمن��د (دبيركميته‬
‫ورزش��ي)‪ ،‬احمدرض��ا نظامي (دبي��ر كميته‬
‫(س)‬
‫انضباط��ي)‪ ،‬اميرحس��ين محس��ن‌زاده (دبير ‪ ‬راهنمايي فاطمه الزهرا‬
‫كميته مالي)‪ ،‬صادق حاجي‌پور (دبير كميته)‪ .‬معصومه يوس��في (رییس)‪ ،‬فاطمه عس��كري‬
‫(ع)‬
‫(نايب رییس)‪ ،‬حوريه فروزش (منشي)‪ ،‬فاطمه‬
‫‪ ‬هنرستان امام حسين‬
‫سپهر‪ ،‬س��كينه حس��ين‌زاده‪ ،‬طاهر عالي‌زاده‪،‬‬
‫تعداد دانش‌آموزان كم است شورا ندارند‪.‬‬
‫فرشته متين‪ ،‬فرشته خوشبختي‪ ،‬فاطمه فروزان‪،‬‬
‫(گردآوری الهام زاهدی)‬
‫……دخترانه‬
‫فاطم��ه كارگر‪ ،‬عاطف��ه كاظم‌نيا‪ ،‬س��يده‌مريم‬
‫سليمي‬
‫‪‬راهنمايي‬
‫عباسي‪ ،‬مرضيه حسن‌زاده‪ ،‬فاطمه ديدار‪ ،‬فاطمه‬
‫خادمي‬
‫فاطم��ه‬
‫(ریی��س)‪،‬‬
‫عبدالهي‬
‫اعظ��م‬
‫حسيني‪ ،‬نفيس��ه بلبل‪ ،‬عاطفه آذرائين‪ ،‬حوريه‬
‫(ناي��ب ریی��س)‪ ،‬مهدي��ه اميني (مع��اون)‪ ،‬فروزش‪ ،‬فاطمه وفائي‌فرد‪ ،‬سعيده خوشيوند‪ ،‬ليال‬
‫س��عيده دالوران (علي الب��دل)‪ ،‬بهاره غالمي مظاهري‪ ،‬زكيه منصوري‪ ،‬فاطمه نام آور‪.‬‬
‫(ع)‬
‫(علي‌البدل)‪ ،‬فاطمه سلگي (علي‌البدل)‬
‫‪‬راهنمايي امام حسن عسكري‬
‫(ع)‬
‫‪‬پيش‌دانشگاهي امام رضا‬
‫فائقه آخوندزاده (رییس ش��ورا كميته علمي‬
‫(نایب‬
‫امان��ي‬
‫فائ��زه بامري (ریی��س)‪ ،‬الهام‬
‫آموزش)‪ ،‬عاطفه خوش��بخت (منش��ي)‪ ،‬زهرا‬
‫انديشه‬
‫فاطمه‬
‫رییس)‪ ،‬مريم انصاري (معاون)‪،‬‬
‫پورشمسي‪ ،‬ريحانه اسدي (انتظامات)‪ ،‬طاهره‬
‫(منش��ي)‪ ،‬فضيلت بيضائي‪ ،‬سعيده حكمتي‪ ،‬قاعدي‪ ،‬زه��را فان��ي‌الري‪ ،‬راضيه س��لماني‪،‬‬
‫مژده دهقان‪ ،‬فاطمه صميمي‪ ،‬طاهره راهپيما‪ ،‬فاطمه پور شمس��ي‪ ،‬فضليت س��لمان‌‪ ،‬فرزانه‬
‫فرشته انصاري‪.‬‬
‫نجيبي‪ ،‬افسانه رزاق‌پور‪ ،‬فهيمه پاكدل‪.‬‬

‫حام��د حس��ين‌زاده (رییس ش��ورا)‪ ،‬س��عيد‬
‫صادقيان (معاون)‪ ،‬محم��د صفرپوري‪ ،‬احمد‬
‫صفرپوري‪ ،‬س��عيد فتح��ي‪ ،‬فاضل جعفريان و‬
‫(س)‬
‫‪ ‬راهنمايي نرجس خاتون‬
‫محمد عالمي (علي البدل)‪.‬‬
‫راحل��ه دهن��وي (مس��ئول كميت��ه هنري)‪،‬‬
‫‪ ‬راهنمايي حسني‬
‫نادر اسالم‌پرست (مسئول شوراي بهداشتي)‪ ،‬فاطمه تميز (مس��ئول كميته بهداشت)‪ ،‬ليال‬
‫حس��ين‌علي پورشمس��ي (كميت��ه علم��ي و حس��ني (مس��ئول كميته ق��رآن و معارف)‪،‬‬
‫درسي)‪ ،‬سعيد مرس��لي (دبير كميته مطالعه فاطمه توراپوران (مس��ئول كميته ورزش��ي)‪،‬‬
‫و كتابخانه)‪ ،‬حميد انصاري (دبير كميته طرح فهيم��ه فرامرزي (مس��ئول بس��يج اردوها)‪،‬‬

‫‪‬دبيرستان كوثر‬

‫زینب جعف��رزادگان (رییس ش��ورا)‪ ،‬فاطمه‬
‫صحراگردفرد (نایب رئیس)‪ ،‬عاطفه ولی شاهی‬
‫(منش��ی)‪ ،‬اعضای شورا‪ :‬اش��رف روستاییان ‪،‬‬
‫فوزیه آزم‌‪ ،‬ناهید شیروان‌‪ ،‬زهرا زارع‪ ،‬سکینه‬
‫غالمی ‪ ،‬فاطمه فتحی‪.‬‬

‫نگاه نو ‪6‬‬

‫نوشته‌های صحبت‌نو دیدگاه شخصی نویسندگان مقاالت است‬
‫نگهبانخلیجفارس‪6-‬‬
‫دکتر احمد اقتداری‬

‫خلیج فارس‬
‫مرکز تمدن‬
‫قدیم‬

‫متن س��خنرانی احمد اقتداری‪ ،‬در نشر فرزان روز‪،‬‬
‫چهارش��نبه ‪ 29 /‬خ��رداد ‪ 87‬این مقاله ب��ا اجازه و‬
‫سفارش احمد اقتداری از شماره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ‪ 66‬مجله ی بخارا‬
‫گرفته شده است‪ .‬قسمت پایانی این ستون را بخوانید‪.‬‬

‫بخارای من‪ ،‬الرمن‪ 6-‬‬
‫سيد محمدحسن آيت‌اللهي‬

‫چوب خوردن به‬
‫یک روز شادی‬
‫می‌ارزید‬

‫اما آثار تمدن ایران ساسانی در ژاپون که از راه خلیج‬
‫فارس به دریای چین و س��پس ب��ه دریای ژاپون و‬
‫ش��هر نارا در ژاپن رفته است داستان دلکشی است‬
‫که خوب اس��ت بشنویم و به شگفتی اندر شویم چه‬
‫حکایتی از تمدن و هنر و صنعت و تفکر و فلس��فه و‬
‫اخالق و دین‌پژوهی ایرانی دارد‪.‬‬
‫در مجله بخارا ش��ماره ‪ 39‬و ‪ 40‬آذر و اسفند ‪1383‬‬
‫صفح��ات ‪ 127‬و ‪ 128‬به نقل از آقای دکتر هاش��م‬
‫رجب‌زاده اس��تاد دانش��گاه اوزاکا ژاپون آمده است‪:‬‬
‫«چندی پیش در سلس��له برنامه‌های ملی سراسری‬
‫تلویزیون ژاپون ‪ K.H.N‬از تندیس (دای بوتیس��ا)‬
‫یعنی مجس��مه بزرگ بودا در ش��هر نارا سخن رفته‬
‫است‪ .‬دای بوتس��ا بزرگترین مجس��مه بودا در دنیا‬
‫اس��ت که در شهر تاریخی (نارا) برپا است و زیارتگاه‬
‫مردمان است در معبد تودا ایچی در شهر نارا‪ .‬در این‬
‫برنامه تلویزیونی گفته شده است که برابر تحقیقات‬
‫علمی دانش��گاهی «کئو دارا جین» یک ایرانی بوده‬
‫اس��ت که در سده ششم میالدی به ژاپن آمده و این‬
‫تندیس کوه پیکر را ساخته است‪ .‬نتایچ تحقیق نشان‬
‫می‌دهد که این پیکره از پایین به باال الیه به الیه و بر‬
‫روی هم در هشت طبقه ساخته شده است‪ .‬چنانکه‬
‫می توان آن را دارای هشت برش افقی دید‪ .‬وزن آن‬
‫حدود ‪ 380‬تن اس��ت و جدار آن فلزی است‪ .‬قالب‬
‫آن را نخست با خیزران ساخته و سپس تکه تکه فلز‬
‫گداخته ریخته و کار گذاشته اند و کنار آن را خاک‬
‫ریخت��ه و ب��اال رفته‌اند و پس از پای��ان کار‪ ،‬خاک‌ها‬

‫را فرو ریخت��ه و به احتمال خیرزان‌ه��ای درونی را‬
‫هم برداش��ته اند‪ .‬درچش��مه نزدیک آنجا هم سنگ‬
‫مرمری یافته‌اند که از نوعی سنگ مرمر است که در‬
‫ژاپن یافت نمی‌ش��ود و باید (کئو داراجین) آن را از‬
‫کشورش همراه آورده باشد‪».‬‬
‫کئو داراجین کیس��ت و از چه کش��وری است و در‬
‫چه زمانی به ژاپن رفته اس��ت و چ��را به ژاپن رفته‬
‫اس��ت؟ مرحوم حاج مخبرالسلطنه هدایت مهدیقلی‬
‫مخبرالسلطنه در سفرنامه‌اش به نام سفرنامه تشرف‬
‫به مکه از طریق چین و ژاپون طبع چاپخانه مجلس‬
‫‪ 1318‬خورشیدی صفحه ‪ 102‬نوشته است‪:‬‬
‫به اتفاق میرزا علی اصغر خان اتابک امین الس��لطان‬
‫در ضیافتی رسمی و دولتی در ژاپون شرکت می‌کند‬
‫و می‌نویس��د‪« :‬مق��ررات پروگرام یکی ه��م بازدید‬
‫از بن��در نظامی اس��ت‪ .‬به ناهار وع��ده داریم رئیس‬
‫قورخانه (نیش��ی مئورا) است رفتیم‪ .‬حضار ‪ :‬امیرال‬
‫یوش��یکا اینوئ��ه‪ ،‬لیوتنان ژنرال وزی��ر جنگ (اوطی‬
‫اِاُدیث)‪ ،‬امیرال باژن ‪.‬گ‪ .‬یاماتو‪ ،‬در سر میز ناهار یکی‬
‫از حضار عنوان کرد که وزیر علوم ژاپون در طوماری‬
‫که از جوف هیکل بودا در آورده‌اند معلوم کرده است‬
‫که در غلبه اسکندر یکی از شاهزادگان ایران به ژاپن‬
‫آمده است و رشته سالطین ژاپن بدو منتهی می‌شود‬
‫و پرس��ید آیا در تاریخ ایران خبری از این مسافرت‬
‫هست یا نیس��ت؟ برای اتابک ترجمه کردم و جواب‬
‫داده شد که در آن هنگامه می‌دانیم که شاهزادگان‬
‫ایرانی متفرق شده‌اند ‪ ،‬به کجا رفته‌اند نمی‌دانیم‪».‬‬

‫آنچه هدایت نوش��ته است و از قول وزیر علوم ژاپون‬
‫نقل کرده است مربوط به آخر دوره ساسانیان (یعنی‬
‫قرن شش��م میالدی) اس��ت نه دوره هخامنشیان و‬
‫حمله اسکندر گجستک‪ .‬به خوبی می‌دانیم که جمعی‬
‫از ایرانیان از راه جزیره هرموز به هندوستان رفته‌اند‬
‫و از آنجا به چین و س��پس به ژاپون رس��یده‌اند در‬
‫تاریخ چین در دوران سلسله پادشاهی مینگ چین‬
‫از یک شاهزاده ایرانی و چند نفر همراه او سخن رفته‬
‫اس��ت که زبان چینی آموخته و به شاهزادگان دربار‬
‫مینگ زبان فارسی یاده داده است‪.‬‬
‫در زمان حمله‌ی عرب و شکست ساسانیان عده‌ای‬
‫از بازرگان��ان و ش��اهزادگان ایران��ی گریخت��ه و به‬
‫آس��یای جنوب ش��رقی رفته و به ژاپون رسیده‌اند‪.‬‬
‫در ژاپ��ون قطعه پارچه‌ی ابریش��مین زردوزی پیدا‬
‫ش��ده اس��ت که به عنوان کفن ی��ک ایرانی به کار‬
‫رفته است و اکنون در موزه نگهداری می‌شود‪ .‬این‬
‫کفن دارای طغرای شاهانه بوده است آن هم مانند‬
‫طغراهای ساسانی‪.‬‬
‫اما کئو داراجین ش��اهزاده ایرانی س��ازنده معبد و‬
‫مجس��مه بودا در ش��هر نارا به آن همه هنرمندی و‬
‫ظرافت و قداست که امروز مورد پرستش میلیون‌ها‬
‫ژاپن��ی بودایی اس��ت از دو کلمه کئ��و‪-‬دارا مرکب‬
‫است که کئو همان کی است و دارا لقب پادشاهان‬
‫تاریخی و اس��اطیری ایرانی است و جین به معنای‬
‫مرد مق��دس و معلم و هنرمند و دانا و خردمند در‬
‫آیین بودا و کلمه‌ی سنس��کریت است‪ .‬سنگ مرمر‬

‫یافته شده در چشمه نزدیک مجسمه (دای بوتسا)‬
‫در ش��هر نارا یادگاری از پرس��تش عقای��د ایرانیان‬
‫ساس��انی و احترام ب��ه آب و چش��مه و آیین‌های‬
‫آناهیتا فرش��ته آب است و پارچه زردوزی مکشوفه‬
‫در آنجا نش��انگر اقامت دراز مدت شاهزاده‌ی ایرانی‬
‫در ژاپون و فوت او و دفن او در آن دیار است‪.‬‬
‫ب��ا عذر تصدیع‪ .‬بر من فرض اس��ت ک��ه از مرحوم‬
‫دکتر محمدجواد مشکور استاد فقید دانشگاه تهران‬
‫که عالمانه و صادقانه در بازیابی نام خلیج فارس از‬
‫روی کت��ب و متون کهن فارس��ی و عربی زحمت‬
‫کش��یده و فهرس��تی دقیق و بصیر و مس��تند طی‬
‫مقاله‌ی مفصلی چاپ کرده اس��ت یاد کنم و شادی‬
‫و آمرزش روح پاک او را از خداوند مسئلت نمایم‪.‬‬
‫از خداون��د جان و خرد مس��ئلت دارم که کهن بوم‬
‫م��ا ایران زمی��ن را و فرهنگ‪ ،‬ملی��ت و ادب و هنر‬
‫تاریخ��ی ما را و زبان فارس��ی م��ا را و خلیج فارس‬
‫ما را که جزیی از آب و خاک س��رزمین کهنس��ال‬
‫کهن‌بار ایران الیزال ماس��ت جاودانه حفظ فرماید‪.‬‬
‫به منه و کرمه‪.‬‬
‫در پایان عرایضم به یاد این شعر زیبای خیال انگیز‬
‫و فلسفی شاعر صادق دکتر شفیعی کدکنی افتادم‪:‬‬
‫آخرین برگ سفرنامه باران این است‪:‬‬
‫که سرزمین چرکین است‪.‬‬
‫پس‪:‬‬
‫هر که نه گویای تو خاموش به‬
‫هر چه نه یاد تو فراموش به‬

‫مس��یر دل انگیزی بود ‪ ،‬هر کس چیزی به دس��ت‬
‫داش��ت یا بر س��ر گذاش��ته بود‪ ،‬دختران بزرگ‌تر‬
‫معم��والً با هم‌س��االن خود ق��رار گذاش��ته بودند‪.‬‬
‫هم��ه به دنبال خر مش��هدی رجب چ��ون قطاری‬
‫از مورچ��ه‪ ،‬بزرگ‌ترها جلوت��ر و کوچک‌تر ها عقب‬
‫می‌ماندن��د و گاه با جس��ت و خیزی خود را به جلو‬
‫می‌انداختند‪ ،‬ش��وخی و خنده هم که جای خود را‬
‫داشت‪ ،‬گاهی هم سوار خر می‌شدیم حیف که این‬
‫صحنه‌ها –یعنی صحنه های س��اده پیوند انسان با‬
‫طبیعت با وسایلی بسیار ساده – این چنین برق‌آسا‬
‫گذشته‌اند و االن چهل و اندی از سن‌ات می‌گذرد‪،‬‬
‫گویا شبه‌ای در ذهن‌ات مانده نه که خاطره‪ ،‬اکنون‬

‫چنان که شنیده‌ام آن باغ‌ها همه از بین رفته‌اند‪ ،‬آن‬
‫قنات به کلی خشک شده و اثری از آن نیست و آن‬
‫حال و هوای دشت‌های سرسبز از باران موسمی الر‬
‫دیگر خبری نیس��ت‪ .‬آن فضای دل‌انگیز پشت قلعه‬
‫و آن س��ادگی در همه چیز‪ ،‬در لباس‪ ،‬در طبیعت‪،‬‬
‫در وس��ایل و در حمل و نقل‪ ،‬گاهی در راه کسانی‬
‫را می‌دیدی��م که زباله ش��هر را به نقطه مخصوصی‬
‫خارج از ش��هر می‌رس��اندند و از آن چیزی ش��بیه‬
‫س��یمان به اسم ساروج درس��ت می‌کردند‪ .‬آسیاب‬
‫س��اروج به وس��یله االغ و چوبی و س��نگی بزرگ و‬
‫دایره شکل ساروج را غلتک می‌کرد‪ .‬یا سنگ‌تراشی‬
‫را می‌دیدی که در دل سنگ کوه (همان کوه قلعه)‬

‫نشس��ته و با وسیله ای س��اده با سنگ‌های خشن‬
‫و نه‌چندان س��خت آن دس��ت و پنجه نرم می‌کند‬
‫و س��نگ‌هایی برای پی‌خانه‌ها ی��ا روکار آن‌ها جدا‬
‫می‌کن��د تا به وس��یله خر به محل موع��ود برده و‬
‫اس��تفاده ش��ود‪ .‬کاش دوربین عکاسی بود تا بشود‬
‫از آن صحنه‌ه��ا عک��س گرفت و خاط��رات‌ات را از‬
‫حالت ش��به به حالت عکس در آوری‪ ،‬گرچه هر دو‬
‫مجازیند ولی دومی مستندتر است‪.‬‬
‫از چن��د روز مانده ب��ه چهارده‌به‌در ما بچه‌ها خیلی‬
‫خوش��حال بودیم و ش��ب‌ها به انتظار آن زودتر به‬
‫رختخواب می‌رفتیم‪ .‬بی‌بی هم مش��غول می‌شد به‬
‫وس��ایل جمع کردن برای صبحانه آن روز‪ ،‬نوننی و‬
‫حلوا می‌پخت (البته نانش را نان‌پز خانه می‌پخت‪).‬‬
‫ب��رای نه��ار معموالً خش��که برمی‌داش��تند و آنجا‬
‫می‌پختند‪ .‬نقل و شیرینی هم می‌آورد‪ ،‬برفی دایره‬
‫کوچکی داش��ت آن را می‌آورد تا دور از چشم آقا و‬
‫در آن باغ کمی دایره زده و دس��تی و آوازی‪ ،‬البته‬
‫گفتم به دور از چشم آقا‪.‬‬
‫به هر حال باغ حاجی باغ نس��بتاً بزرگ و با صفایی‬
‫بود‪ ،‬در جلو در باغ فضایی گسترده زیر درخت کنار‬
‫(س��در) بزرگی فرش پهن می‌ش��د و می‌نشس��تیم‬
‫کمی دورتر بس��اط منقل و پخت غذا و قلیان آماده‬
‫می‌شد و کمی آن طرف‌تر هم جوی آب‪ ،‬آب قنات‬
‫را به باغ می‌آورد و گاهی دم ظهر که هوا کمی گرم‬
‫بود خود را عمدا ً به آب می‌انداختیم‪ ،‬شیطنت‌های‬

‫من و حسین قابل وصف نبود‪ ،‬چرا که عرض کردم‬
‫حداقل یک روز از امر و نهی‌های شرعی و معمولی‬
‫آقا نج��ات می‌یافتیم و آن ی��ک غنیمت برای ما و‬
‫م��رغ از قفس پریده بودی��م‪ ،‬گاهی از درخت‌ها باال‬
‫می‌رفتیم و گاهی تاب بسته تاب‌سواری می‌کردیم‬
‫و گاه��ی هم با دای��ره کوچک یک��ی می‌نواخت و‬
‫بچه‌ه��ا هم قری می‌دادن��د و بزرگ‌ترها هم آوازی‬
‫می‌خواندن��د و بقی��ه ه��م دس��ت می‌زدن��د‪ .‬آرزو‬
‫می‌کردیم این یک روز به هزار روز بکش��د‪ ،‬ولی چه‬
‫س��ود که تا چشم به هم می‌گذاش��تیم دم‌دم‌های‬
‫غروب می‌ش��د و مشهدی رجب با خرش می‌آمد و‬
‫اسباب‌های پیچیده بر آن سوار می‌کرد و ما بچه‌ها‬
‫هم خسته و کوفته از یک روز آزادانه جست و خیز‬
‫کردن از همان راه آمده با همان وضعیت البته این‬
‫دفعه در تاریکی ش��ب به خانه بر می‌گشتیم و حال‬
‫مان��ده بودیم که فردا در مدرس��ه چه جواب مدیر‬
‫و س��ایر مس��ئوالن را بدهیم که چرا یک روز غایب‬
‫ش��ده‌ایم‪ ،‬به خص��وص که اگر معلم��ت الری نبود‬
‫و از مس��ئله خانواده آقا بودن و عرف��اً جایز نبودن‬
‫روز س��یزده به دش��ت و دمن رفتن و از این قبیل‬
‫مشکالت سر در نمی‌آورد‪ .‬گاه قبل از آمدن مدیر و‬
‫توضیحات او (که الری بود و می‌فهمید) چوب را از‬
‫دست معلم نوش جان می‌کردیم‪ .‬به یک روز شادی‬
‫قبلش می‌ارزید چاره‌ای نبود‪.‬‬

‫فرمان��دار بع��د از «امام��ی» نیز از بی��ن نیروهای‬
‫بومی گزینش ش��د‪ .‬این بار نوب��ت به «محمد رضا‬
‫س��عیدی‌نژاد» رسید تا ریاس��ت اداره‌ی برق را رها‬
‫کند و پش��ت میز باالترین سامانه اداری شهرستان‬
‫ق��رار گی��رد‪ .‬در دوران دو س��اله‌ی فرمانداری وی‬
‫همچ��ون ای��ام مس��ئولیت «مس��عود امام��ی» در‬
‫فرمان��داری پرثم��ر و پ��رکار نبود‪ .‬ش��اید یکی از‬
‫دالیلش حضور یک مدیر فنی در پست سیاسی بود‬
‫که البته مبرهن اس��ت که کار فنی اقتضائاتی دارد‬
‫و کار سیاس��ی مختصات مخصوص به خود‪ .‬به هر‬
‫حال این دوران نیز گذشت‪.‬‬
‫اکن��ون س��ال ‪ 1375‬اس��ت‪ .‬یک س��ال مانده به‬
‫انتخابات ریاس��ت جمهوری هفتم‪« ،‬محمد بای» با‬
‫ماموریت ویژه‌ای به فرمانداری الرس��تان فرستاده‬
‫شد‪ .‬روزهایی که همزمان شده بود با کاندیداتوری‬
‫«سید محمد خاتمی» روحانی میانه‌رو و اصالح‌طلب‬
‫و جبهه‌گیری خاصی که در آن روزها وجود داشت‪.‬‬
‫در ای��ام تبلیغ��ات و س��فر کاندیداه��ای ریاس��ت‬
‫جمه��وری به ش��هرهای گوناگون‪« ،‬س��ید محمد‬
‫خاتمی» قصد الرس��تان می‌کند‪ ،‬روحانی روشنفکر‬

‫در الرستان با استقبال گرم روحانیت منطقه مواجه‬
‫می‌شود و سپس در حسینیه‌ی اعظم با استقبال پر‬
‫شور مردم روبرو می‌شود‪ .‬البته نمی‌توان از اختالف‬
‫دی��دگاه «محمد ب��ای» فرماندار وقت الرس��تان با‬
‫جریانی که از «س��ید محمد خاتمی»‪ ،‬روش��نفکر‬
‫محبوب و رفرم‌گرا حمایت می‌کرد دیده پوشید‪ .‬به‬
‫ه��ر ترتیب در چند روز آینده نیز مطلبی از «آیت‬
‫اهلل سید عبدالعلی آیت‌اللهی» امام جمعه الرستان‬
‫در دفاع از «س��ید محمد خاتمی» در روزنامه سالم‬
‫به چاپ رس��ید‪ .‬اندک‌اندک روز برگزاری انتخابات‬
‫ب��ه ی��اد ماندنی ‪ 2‬خ��رداد فرا رس��ید و آن نتیجه‬
‫به‌یادماندنی‌تر رقم خورد و «خاتمی» هش��ت سال‬
‫پرچمدار اراده تحول‌خواه مردم ایران ش��د‪« .‬بای»‬
‫در مدت زمان حضورش جدا از آن دید سیاسی که‬
‫نمایندگی می‌ک��رد‪ ،‬فردی متدین و مردم‌گرا بود و‬
‫دفترش همیش��ه به روی مراجعه‌کنندگان باز بود‪.‬‬
‫حتی گفته می‌ش��ود وی به رس��م و سنت حمیده‬
‫امیرالمومنی��ن (ع) یتیم نوازی ش��بانه نیز داش��ته‬
‫اس��ت‪ .‬به هر حال آذر ‪« 1376‬محمد بای» از کار‬
‫بر کنار شد و فرماندار دولت اصالحات در الرستان‬

‫مشخص شد‪.‬‬
‫«غالمرضا طاهری‌فرد»‪ ،‬یکی از نیروهای معتقد به‬
‫جری��ان اصالحات و دوم خ��رداد‪ ،‬مقام عالی دولت‬
‫در شهرس��تان را پذیرفت‪ .‬حجم پروژه‌های عمرانی‬
‫به ثمر رس��یده در دوران فرمانداری «طاهری‌فرد»‬
‫نس��بت به فرمانداران گذش��ته به نحو چشمگیری‬
‫افزای��ش پی��دا ک��رد‪ .‬بزرگتری��ن و مهمتری��ن و‬
‫قابل‌توجه‌ترین گردهمایی تاریخ الرس��تان در قالب‬
‫بزرگداشت «آیت‌اهلل س��ید عبدالحسین الری» در‬
‫دوره‌ی فرمانداری وی برگزار ش��د‪ .‬مسئله راه و آب‬
‫و تا حدودی گاز نیز در زمان تصدی «طاهری‌فرد»‬
‫پیش��رفت قابل توجهی داش��ت‪ .‬همچنین انعکاس‬
‫اخب��ار فعالیت‌های دولت در الرس��تان در رس��انه‬
‫ملی و مطبوعات دو چندان گش��ت‪« .‬طاهری‌فرد»‬
‫در حفظ منافع شهرس��تان س��ر مصالحه و یا حتی‬
‫ش��وخی و مزاح با هیچ احدی را نداشت‪ .‬در جریان‬
‫انتقال ترانس برق فش��ار قوی از الرستان به جهرم‬
‫و حساس��یت‌هایی که مردم نشان دادند‪ ،‬وی حتی‬
‫ی��ک لحظه با این تصمیم کن��ار نیامد و تا آخر نیز‬
‫در جبهه مردم ماند‪ .‬فرماندار اصالحات در الرستان‬

‫به معنای واقعی مردمی بود‪ .‬از قشر متوسط بالیده‬
‫بود و تا انتهای مس��ئولیت‌اش به توده مردم وفادار‬
‫مان��د‪ .‬کمتر مدیری پا ب��ه پای وی به اجرای دقیق‬
‫وظایفش می‌توانس��ت بپردازد‪ .‬تعدد مسافرت‌های‬
‫روستایی و کثرت حضور مسئولین در نقاط محروم‬
‫شهرس��تان ب��ه جایی رس��ید که ص��دای برخی از‬
‫مدیران را درآورد و اظهار خستگی آنان را به دنبال‬
‫داش��ت‪« .‬طاهری فرد» در می��ان کوچه و خیابان‬
‫رف��ت و آمد مداوم داش��ت‪ ،‬خریده��ای منزلش را‬
‫خود در بازار ش��هر انجام می‌داد‪ ،‬م��ردم را از خود‬
‫می‌دانس��ت و در حفظ بیت‌المال فوق‌العاده جدی‬
‫ب��ود‪ .‬به مردم ارجی افزون‌تر از مس��ئولین مافوق و‬
‫مدیرانش می‌داد‪ .‬در ایام ماه مبارک رمضان خالف‬
‫ع��رف مت��داول افط��اری دادن به مس��ئولین‪ ،‬وی‬
‫نخبگان مردمی را به ضیافت افطاری فرا می‌خواند‪.‬‬
‫در جریان برگزاری یادواره «ش��هید نصیری الری»‬
‫در س��یرجان و دیدار با «حجه االسالم والمسلمین‬
‫عبدالواحد موس��وی‌الری» وزیر کش��ور در تهران‪،‬‬
‫تعداد قابل توجهی از اقشار مردم از تمامی اصناف را‬
‫در قالب چندین اتوبوس با خود به همراه داشت‪.‬‬

‫برای اولین بار به دبی س��فر می‌کردم و اس��ترس‬
‫عجیبی وجودم را فرا گرفته بود‪ .‬می‌پنداشتم نکند‬
‫موق��ع رفتن به آنجا مورد ب��ی اعتنایی و کم‌لطفی‬
‫همش��هریان عزیزم قرار بگیرم ول��ی از موقع ورود‬
‫ت��ا هنگام خ��روج از این ش��هر مورد لط��ف آن‌ها‬
‫قرار گرفت��م‪ .‬با وجود تبلیغات بدی که نس��بت به‬
‫همشهریان زحمت‌کشم شنیده بودم‪ ،‬ولی در عمل‬
‫ای��ن گونه نبود‪ ،‬به درب هر مغ��ازه که می‌رفتم به‬
‫ط��ور غیر قابل ب��اوری مرا تحوی��ل می‌گرفتند‪ .‬به‬
‫خ��ود می‌گفتم من که تا به ح��ال برای آنان کاری‬
‫انجام نداده‌ام که این قدر خوش‌برخـورد و متواضع‬
‫بودند‪.‬‬
‫دبی به نظر من یک دانش��گاه است‪ ،‬دانشگاهی که‬
‫انسان در برخورد با انسان‌های از کشورهای مختلف‬
‫دنیا خیلی از چیزها را یاد می‌گیرد ش��اید اگر یک‬
‫جوان بخواهد برای یاد گرفتن چند زبان در کالس‬
‫ش��رکت کند نتواند با این س��رعت یاد بگیرد‪ .‬اکثر‬
‫جوانان ش��هرمان به زبان‌های انگلیس��ی‪ ،‬روس��ی‪،‬‬
‫هندی‪ ،‬عربی و ‪ ...‬مسلط هستند‪ .‬بد نیست نکته‌ی‬
‫جالب��ی را برای‌تان تعریف کنم‪ :‬در یکی از مغازه‌ها‬
‫ب��ودم‪ ،‬یکی از جوانان کم س��ن و س��ال گراش به‬
‫طرف��م آمد و خوش و بش ک��رد‪ .‬این جوان موقعی‬
‫که در گراش بود موتوری داشت و در خیابان عالف‬
‫می‌گشت و از همان‌هایی بود که به تمام عروسی‌ها‬
‫س��رک می‌کش��ند‪ .‬این جوان که ح��دود ‪ 6‬ماهی‬
‫می‌ش��د که به دبی رفته است در هنگام حضور من‬
‫در مغازه به طرف مش��تری عربی رفت و داش��ت با‬
‫زب��ان عرب��ی کار آن عرب زب��ان را راه می‌انداخت‪.‬‬
‫برای��م خیلی عجیب بود که چطور در این مدت کم‬
‫زب��ان عربی ی��اد گرفته و می تواند مش��تری را راه‬
‫بیاندازد‪.‬‬
‫به هر حال کار کردن عیب نیس��ت و پش��ت گاری‬
‫رفت��ن ه��م همین‌طور‪ .‬خیل��ی از عزیزان��ی که در‬
‫حال حاض��ر به عنوان تجار معتب��ر در دبی حضور‬

‫دارند و مورد افتخار ما هس��تند زمانی خود کارگر‬
‫بودند‪ .‬پش��ت گاری رفتن شخصیت کسی را پایین‬
‫نمی‌آورد‪ .‬چینی‌ها به کس��انی که کمتر از لیسانس‬
‫هس��تند اج��ازه‌ی کار در دبی را نمی‌دهند‪ .‬ش��ما‬
‫می‌توانی��د به وفور این چینی‌ها را پش��ت گاری یا‬
‫کارتن به دوش ببینید‪ .‬حتی زنان‌شان هم مشغول‬
‫کار س��خت بدنی هستند‪ .‬همین سرمایه‌‌ها هستند‬
‫ک��ه ش��هرمان را آباد کرده‌اند و ب��ا تحمل دوری از‬
‫خانواده و حضور در غربت دس��ت رنج خود را برای‬
‫آبادانی و ش��کوفایی گراش عزیز و دوست داشتنی‬
‫خرج می‌کنند‪ .‬س��اختمان اکث��ر ادارات‪ ،‬مدارس و‬
‫ارگان‌های دولتی و دانش��گاه و بیمارس��تان توسط‬
‫عزیزان‌مان در کش��ورهای حوزه‌ی خلیج فارس بنا‬
‫نهاده ش��ده اس��ت پس نباید با مطالب خالف واقع‬
‫این عزیزان را ناراحت و رنجیده خاطر بکنیم‪.‬‬
‫یکی دیگر از مسائلی که در این سفر برایم جالب بود‬

‫‪JJ‬اناغ در سیزده به در‬

‫فرمانداران الرستان‪ 4‬‬
‫حامد زارع‬

‫شکوفه‌های‬
‫دوم خرداد در‬
‫الرستان‬
‫حام��د زارع‪ ،‬دانش��جوی ف��وق لیس��انس علوم‬
‫سیاس��ی و عضو هیئت تحریری��ه روزنامه اعتماد‬
‫است‪ .‬او در حال حاضر در تهران به کار و تحصیل‬
‫اشتغال دارد‪.‬‬

‫گذر به دیگر سو ‪‬‬
‫عبدالرضا افشار‬

‫گراشی‌ها‬
‫همه مهربان‬
‫بودند‬
‫در شماره گذشته نظرات همشهریان ساکن دبی‬
‫درباره صحبت نو را خواندید‪ .‬همکارمان عبدالرضا‬
‫افش��ار در این شماره یادداش��ت‌های سفر خود به‬
‫دبی را نوشته است‪ .‬از شماره آینده در این ستون‬
‫نوش��ته‌های یکی از کس��انی را که سال‌هاست در‬
‫دبی مشغول کار است خواهیم خواند‪.‬‬

‫شماره بیست‌و نه‬
‫(ضمیمه شماره ‪)53‬‬

‫نیمه اول بهمن‪87‬‬

‫‪ ‬چهارسو‬

‫عزیز نوبهار‬

‫……حق شهر را به موقع بدهيم‬

‫قصه عوارض دادن در ش��هر ما ش��ده است قضیه‬
‫تعارف کردن ایرانی ‪ .‬از هر کسی بخواهی عوارض‬
‫بدهد می‌گفتند اختیار دارید اول فالنی‪ ،‬اول شما‬
‫بعد انش��ااهلل تعالی نوبت ما هم می‌رسد‪ .‬قضیه آن‬
‫دو نوزادی ک��ه در پیرمردی متولد ش��دند را که‬
‫شنیده‌اید‪ .‬می‌ترسم شهر ما هم به سرنوشت آن‌ها‬
‫دچار شود‪ .‬اگر فرهنگ پرداخت عوارض را ترويج‬
‫كنيم شهر زيباتر مي‌شود‪ .‬اگر ما همگي دست در‬
‫دست هم دهيم و به هيچ بهانه‌اي از زير پرداخت‬
‫عوارض به ش��هرداري فرار نكنيم‪ ،‬به مس��ئولين‬
‫نيز در س��رعت بخشيدن به توس��عه شهر كمك‬
‫كرده‌ايم‪ .‬پرداخت عوارض فقط شامل افراد عادي‬
‫جامعه نيس��ت بلكه بايد دس��تگاه‌ها و ارگان‌هاي‬
‫دولت��ي و آن‌هايي كه مي‌خواهن��د كار خير انجام‬
‫دهند نيز در اين امر با شهرداري را همكاري كنند‬
‫و به بهانه‌‌هاي مختلف از زير پرداخت عوارض شانه‬
‫خالي نكنند‪ .‬البته از آن طرف هم باید تسهيالت و‬
‫امكانات و خدمات ش��هري به موقع به مردم برسد‬
‫تا مردم نتیجه عوارض را ببینند‪.‬‬

‫……حق ارباب‌رجوع‬

‫وارد اداره كه ش��دم‪ ،‬ديدم دست و آستين را باال‬
‫زده و از اتاقش مي‌آيد بيرون‪ .‬اشاره كردم كه من‬
‫با واحد مربوطه ش��ما كار دارم‪ .‬ساعتش را نشان‬
‫داد و گفت‪« :‬وقت نماز است!»‬
‫گفتم‪« :‬م��ن بايد جواب نامه را ف��ورا به اداره‌ي‬
‫ديگري ببرم‪».‬‬
‫گفت‪« :‬بعد از نماز‪»!...‬‬
‫بحث باال گرفت؛ لج كرده بود كه بعد از نماز كارم‬
‫را انجام دهد در حالي كه بنا به فرمايش��ات مقام‬
‫معظم رهبري اقامه نماز تنها بايد بيس��ت دقيقه‬
‫به طول انجامد آن هم در صورتي كه ارباب‌رجوع‬
‫نباش��د و اگر ارباب‌رجوع ناراضي باش��د و بگويد‪:‬‬
‫«ابتدا بايد كار مرا انجام دهيد‪ »...‬بايد به خواسته‬
‫وي عمل شود‪.‬‬
‫و اي��ن ح��ق ارباب‌رج��وع و مراجعه‌كنندگان به‬
‫ادارات مختلف است كه به‌موقع و بدون هيچ‌گونه‬
‫عذري كارشان انجام گيرد‪.‬‬

‫……«ب��اغ مل��ي»‪« ،‬داغ ‌مل��ي»‪،‬‬
‫«گود‌ملي»!‬

‫مس��ئول خط واحد گراش هم با مركز قرار‌دادن‬
‫باغ ملي به عنوان ايستگاه اصلي و آوردن ‪ 18‬بار‬
‫كلمه «باغ ملي» در برنامه خط واحد ش��هر‪ ،‬داغ‬
‫دل ما را تازه كرده‌اس��ت‪ .‬آخ��ر پدربيامرز وقتي‬
‫ديگران س��عي مي‌كنند نام باغ‌ملي نباشد تو چرا‬
‫اين‌قدر نام آن را تكرار مي‌كني؟!‬
‫الاقل به جاي «باغ‌ملي» بگو «گود ملي» ش��ايد‬
‫ميراث‌فرهنگ��ي ني��ز آن را به ثبت رس��انيد و به‬
‫فرزند‌خواندگي قبولش كرد!‬
‫راس��تي! پياده‌رو مقابل گود‌ملي كجا رفته؟ انگار‬
‫ناپديد شده‌اس��ت‪ .‬چون ديگ��ر پياده‌‌رويي وجود‬
‫ندارد‪ .‬مس��ئول خسارت‌هاي مادي و معنوي اين‬
‫پروژه كيس��ت؟ چرا بدون پروان��ه كار كرده‌اند؟‬
‫بيايي��د صادقان��ه ب��ه س��واالت مطرح ش��ده در‬
‫صحبت‌نو براي تنوير افكار عمومي پاسخ دهيد تا‬
‫ابهامات برطرف شود‪ .‬خدا اجرتان دهد‪.‬‬

‫……ای وای ب��ر اس��یری کز یاد‬
‫رفته باشد‪.‬‬

‫يادمان باش��د در ش��هرمان نيز اف��رادي را داريم‬
‫ك��ه جان‌نثارانه جنگيدند و مدت‌ها رنج اس��ارت‬
‫را ب��ه جان خريدند تا ما آزادانه زندگي كنيم‪.‬آنها‬
‫پس از تحمل رنج‌هاي فراوان‪ ،‬ش�لاق خوردن‌ها‬
‫و ش��كنجه‌ها به اين خاك مقدس بازگشتند و بر‬
‫اين خاك گل بوسه نشانند و سجده شكر به‌جاي‬
‫آوردند‪.‬‬
‫آي��ا آنها را به ياد داريم؟ و ارج و ارزش كارش��ان‬
‫را مي‌دانيم؟ اين‌ها پيش‌كس��وتان جبهه و جهاد‬
‫و صحن��ه‌ي نب��رد بودند‪ .‬گاهی س��راغی از آن‌ها‬
‫بگیریم‪.‬‬
‫‪ ‬خودمونی‬
‫حاج غالمعباس عالمی‬

‫اولین‌ها‬
‫به روایتی‬
‫دیگر‬

‫مراسم‌های برگزار ش��ده در حسینه‌ی گراشی‌های‬
‫مقیم دبی اس��ت‪ .‬از ‪ 365‬روز س��ال در حسینیه‌ی‬
‫گراشیها ‪ 103‬مراسم مذهبی برقرار می‌شود‪ .‬خیلی‬
‫جالب بود در ش��هری که همه به فکر کار هس��تند‬
‫حضور گسترده در مراسم اعیاد‪ ،‬موالید و وفات ائمه‬
‫و مراس��م دهه‌ی فجر انقالب اس�لامی واقعا جای‬
‫تقدیر دارد‪.‬‬
‫ش��اید بتوان به جرات گفت م��ا در گراش علی‌رغم‬
‫مشغولیت کمتر‪ ،‬این همه مراسم برگزار نمی‌کنیم‪،‬‬
‫اینه��ا جدا از مراس��م‌های ختمی اس��ت که برگزار‬
‫می‌شود‪ .‬به غیر از گراشی‌ها‪ ،‬هندی‌ها و پاکستانی‌ها‬
‫و حتی عرب‌ها از این حس��ینیه استفاده می‌کنند‪.‬‬
‫تولیت حس��ینه‌ی گراش��ی‌ها در این چند ساله‌ی‬
‫اخیر بر عهده‌ی حاج علی اکبر بهادر می‌باش��د که‬
‫در تمام مراس��م‌ها حضور فعال دارد‪ .‬در این ‪103‬‬
‫مراس��م س��ال روز اعیاد و موالید ائم��ه هدایایی از‬

‫طرف مغازه‌داران به حضار داده می شود‪ .‬همچنین‬
‫از ش��رکت‌کنندگان در این ‪ 103‬مراسم با ناهار یا‬
‫شام پذیرایی می‌شود‪.‬‬
‫تنه��ا چیزی که مرا رنجیده‌خاط��ر می‌کند و باعث‬
‫تاس��فم شد سوء تفاهمی ا‌س��ت که بین تعدادی از‬
‫عزی��زان وجود دارد‪ .‬با توج��ه به اینکه هر دو طیف‬
‫قصد خدم��ت کردن دارند جا دارد ریش‌س��فیدان‬
‫عزی��ز وارد عمل ش��وند تا این خاس��تگاه بزرگ با‬
‫حدود ‪ 100‬س��ال قدمت همچنان فعال و بانش��اط‬
‫به کار خود ادامه دهد‪ .‬بخاطر امام حس��ین هم که‬
‫ش��ده اس��ت این س��وء تفاهم ها را بر طرف کنند‪.‬‬
‫برگ��زاری کالس‌های قران در ماه مبارک رمضان از‬
‫دیگر برنامه‌های این حس��ینیه اس��ت‪ .‬نمای بسیار‬
‫زیبای حس��ینیه با کاش��ی‌کاری‌هایی فیروزه‌ای هر‬
‫روزه مورد توجه گردش��گرانی اس��ت که از سراسر‬
‫جهان به دیدن این شهر می‌آیند‪.‬‬

‫اولین‌بار در سال ‪1339‬زلزله‌ای اسم گراش از رادیو‬
‫پاکس��تان که به زبان فارس��ی پخش می‌شد و در‬
‫قطر ش��نیده شد‪ .‬این رادیو از ساعت ‪ 7:45‬تا ‪8:30‬‬
‫بعدازظه��ر برنامه‌های��ی را به زبان فارس��ی پخش‬
‫می‌کرد‪ .‬این برنامه‌ها ش��امل حدود ‪ 30‬دقیقه ترانه‬
‫درخواس��تی و ‪ 15‬دقیقه اخبار بود‪ .‬این رادیو گفت‬
‫امروز در گراش و الر زلزله شدیدی آمده است‪.‬‬
‫اولین چاه‌های گراش چاه امامی‪ ،‬چاه ناری(اناری)‪،‬‬
‫چاه سید عالی‪ ،‬چاه گالبی بوده است‪.‬‬
‫اولی��ن هواپیما (بالین) برفراز گراش س��ال قلعه‌ای‬
‫یعن��ی جنگ قلعه در س��ال‌های ‪1308‬و ‪1309‬به‬
‫پرواز درآمد‪.‬‬
‫اولين شناس��نامه در س��ال ‪ 1311‬در گراش صادر‬
‫شده که دارنده شناس��انامه شماره ‪ 11‬آن احتماالً‬
‫در قید حیات است‪.‬‬
‫اولی��ن بار ک��ه گوجه فرنگی (طماط��ه) به گراش‬
‫آوردند به نام «بادمجان بمبئی» نامیده می‌شد‪ .‬آن‬
‫زمان هندوستان را به بمبئی می‌شناختند‪.‬‬
‫اولین بار که سیمان به گراش آوردند ساروج بمبئی‬
‫گفته می‌شد‪.‬‬

‫شماره بیست‌و نه‬
‫(ضمیمه شماره ‪)53‬‬

‫نیمه اول بهمن‪87‬‬

‫از ورزش ‪‬‬

‫‪ 7‬حرکت از نو‬

‫توزیع در خارج از کشور‪ ‬کویت‪ :‬سوق الرین ‪ ‬بحرین‪ :‬محرق‪ ،‬الشفق ‪ ‬دبی‪ :‬الراس‪ ،‬فلمار‬

‫نگاه ‪‬‬

‫در خنج‬

‫رخش بی‌رقیب‬
‫تاخت‬

‫علی صالحی ‪ :‬در مسابقات کورس سوارکاری خنج‪،‬‬
‫گراشی‌ها تمام مقام‌های برتر را به دست آوردند‪.‬‬
‫در این مسابقه اکبر آذربار با اسب رخش به مقام‬
‫اول رس��ید‪ .‬مهدي تيموک با رشيدخان به مقام‬
‫دوم و حميد نظامي به مقام س��وم دست یافتند‪.‬‬
‫نزدیکی خن��ج بهانه‌اي براي حضور س��وارکاران‬
‫گراشي در مسابقه کورس اين شهر بود‪ .‬تعدادي‬
‫زيادي از س��وارکاران گراش��ي در اين مس��ابقه‬
‫حضور يافتند تا در يک هواي باراني به مس��ابقه‬
‫بپردازند‪ .‬مثل مسابقات این چند سال سوارکاران‬
‫گراش حرف اول را زدند و هر س��ه مقام را از آن‬
‫خود کردند‪ .‬بعد از درخشش پرش‌کاران گراشي‬
‫در شيراز ‪ ،‬سوارکاران در کورس هم خودي نشان‬
‫داند تا ثابت شود در حال حاضر گراش قطب اول‬
‫سوارکاری استان است‪.‬‬
‫اين مسابقات از طرف هيئت سوارکاري شهرستان‬
‫خنج برگزار ش��د‪ .‬اين مسابقه با حضور چشم‌گير‬
‫تماش��اگران در زي��ر باران همراه ب��ود که بخش‬
‫عمده اين تماشاگران از گراش آمده بودند‪.‬‬

‫فوتبال ‪‬‬

‫بدنسازی ورزش گرانی است ستاره‌آبی در نوجوانان درخشید‬

‫صحب�ت ن�و‪ :‬اگ�ر ظهرها و ش�ب‌ها س�ری به‬
‫باشگاه‌های بدن‌سازی در گراش بزنیم جوانانی‬
‫پرتالش و زحمت‌ک�ش را می‌بینیم که در حال‬
‫مب�ارزه با فوالد س�رد هس�تند‪ .‬اگ�ر چه این‬
‫ورزش‌کاران اغلب دارای مش�اغل س�نگین و‬
‫سختی هس�تند اما این س�ختی و زحمت کار‬
‫ذره‌ای بر شوق و عالقه‌ی آنان به این ورزش که‬
‫یکی از مشکل‌ترین و س�نگین‌ترین ورزش‌ها‬
‫به حس�اب می‌آید نکاسته اس�ت‪ .‬از این رو به‬
‫س�راغ آقای مرتضی بصیری رفتیم تا از اوضاع‬
‫و احوال این ورزشکاران با خبر شویم‪ .‬وقتی از‬
‫وی درخواست کردیم که در مورد این موضوع‬
‫به صحبت بنشینیم با روی باز پذیرفت‪.‬‬
‫مرتضی بصیری‪ :‬در رشته‌های‬
‫بدن‌س��ازی و وزنه‌ب��ردای در‬
‫س��ال‌های اخیر ش��هر گراش‬
‫در الرس��تان و حتی اس��تان‬
‫پیش��تاز ب��وده اس��ت و چند‬
‫سالی اس��ت که در رشته‌های‬
‫پرورش اندام و پاورلیفتینگ پیش��رفت قابل توجهی‬
‫داشته‌ایم‪ .‬ورزش��کاران گراشی در سالهای ‪ 83‬تا ‪86‬‬
‫در رش��ته‌های پاورلیفتینگ و پرس سینه مقام‌های‬
‫قابل توجهی در استان و حتی کشور کسب کرده‌اند‪.‬‬
‫به طور مثال آقای عبدالحس��ین صحرائیان در رده‌ی‬
‫پیشکسوتان سه سال متوالی مقام اول پرس سینه در‬
‫وزن ‪ 90‬کیلوگرم را در مس��ابقات اتحادیه تهران که‬

‫نگاه ‪‬‬

‫آقای مهراب فاطمی داوری آن را بر عهده داش��تند‪،‬‬
‫کس��ب کرد‪ .‬در ش��هر گراش در حال حاضر چیزی‬
‫حدود ‪ 250‬تا ‪ 300‬نفر به صورت دائم در رشته‌های‬
‫پرورش اندام‪ ،‬بدن‌س��ازی و پاورلیفتینگ مشغول به‬
‫فعالیت هس��تند اما از آنجایی ک��ه این ورزش یک‬
‫ورزش س��نگین و پرهزینه اس��ت از نظ��ر مالی با‬
‫بسیاری از رش��ته‌های دیگر متفاوت است‪ .‬مث ً‬
‫ال اگر‬
‫فردی در همین گ��راش بخواهد به صورت حرفه‌ای‬
‫ای��ن ورزش را ادامه ده��د در یک ماه چیزی حدود‬
‫یک میلیون و پانصد ه��زار تومان به باال باید هزینه‬
‫کند تا بتواند در مسابقات کشوری مقامی به دست‬
‫آورد‪ .‬با این وجود از نظر مالی و معنوی حمایت‌های‬
‫مس��ئولین و مردم بسیار کم و یا در حد صفر است‪.‬‬
‫با توجه به پتانس��یل‌هایی که در شهر گراش وجود‬
‫دارد از مس��ئولین تربی��ت بدنی انتظ��اری بیش از‬
‫اینه��ا می‌رود‪ .‬حت��ی اگر مس��ئولین تربیت بدنی از‬
‫لح��اظ معنوی هم حمایت بکنن��د باعث دلگرمی و‬
‫افتخارآفرینی هر چه بیش��تر این عزیزان ورزش��کار‬
‫خواهد شد‪.‬‬
‫به نظر من اگر مس��ئولین و مردم ش��ریف گراش یک‬
‫درصد تمام هزینه های که در کارهای دیگر می کنند‪،‬‬
‫در امور ورزش و ورزش��کاری س��رمایه گذاری بکنند‬
‫وضعیت بسیار بهتر خواهد شد‪ .‬آنها باید توجه داشته‬
‫باش��ند که اگر پول��ی در راه ورزش خرج می‌کنند آن‬
‫را هزینه نکرده اند بلکه یک س��رمایه‌گذاری اس��ت و‬
‫می‌توانند در سالهای آینده شاهد شکوفایی آن باشند‪.‬‬

‫نبرد الر‪ ،‬پیروز جام مرحوم کشوری در کویت‬
‫‪//‬‬

‫نبرد چهارجانبه‬

‫صحبت نو‪ :‬مس�ابقات چهارجانبه فوتبال‬
‫جوانان گراش با همکاری باشگاه فرهنگی‬
‫ورزش�ی س�تاره‌آبی در زمی�ن چم�ن‬
‫کانون فرهنگی بس�یج با حضور تیم‌های‬
‫ستاره‌آبی‪ ،‬اتحاد‪ ،‬نبرد الر و گراش جوان‬
‫برگزار شد‪.‬‬

‫در ای��ن دوره از مس��ابقات تیم‌های گراش جوان‬
‫و نب��رد الر ب��ا غلبه ب��ر حریفان خود ب��ه دیدار‬
‫نهایی راه یافتند‪ .‬در بازی فینال دو تیم در وقت‬
‫قانونی به تس��اوی دست یافتند و ضربات پنالتی‬
‫قهرمان را مش��خص ک��رد‪ .‬در پنالتی‌ها این تیم‬
‫نب��رد الر بود که بهتر عمل کرد و گراش‌جوان را‬
‫شکس��ت داد‪ .‬گراش جوان به مقام دوم بس��نده‬
‫کرد و تیم‌های س��تاره ی آبی و اتحاد مش��ترکاً‬
‫سوم شدند‪.‬‬

‫جب�اری‪ :‬ایرانیان مقیم کویت در مس�ابقات‬
‫تنی�س روی می�ز مرحوم کش�وری حضور‬
‫یافتند‪.‬‬

‫اولین دوره مسابقات تنیس‌روی میز یادواره مرحوم‬
‫کش��وری آذرماه ‪ 1387‬در س��اختمان شماره یک‬
‫معلمان در کش��ور کویت برگزار ش��د‪ .‬ای��ن دوره از‬
‫مس��ابقات ش��امل مس��ابقات در گروه آقایان‪ ،‬گروه‬
‫خان��م ها‪ ،‬ودر کن��ار آن ‪ 5‬گروه در رده‌های س��نی‬
‫مختلف دختران و پس��ران برگزار شد‪ .‬در پایان این‬

‫مسابقات در گروه آقایان‪ ،‬حمید سعیدنژاد‪ ،‬کشوری‪،‬‬
‫مش��هدی و حمید‌رضا اکبرپور به ترتیب حائز رتبه‬
‫های اول تا چهارم ش��دند‪ .‬در گ��روه خانم‌ها‪ ،‬میترا‬
‫خلیلی زاده‪ ،‬بتول ازقندی و منیره مسیبی رتبه های‬
‫اول تا سوم را کس��ب نمودند‪ .‬در گروه‌ها و رده‌های‬
‫س��نی خردساالن و نوجوانان این نفرات به مقام اول‬
‫و دوم دس��ت یافتند‪ .‬در رده اول؛ فرزانه حس��ینی و‬
‫ریحانه سعیدنژاد‪ .‬در رده دوم مختلط؛ سید حمید‬
‫حس��ینی و صادق س��عید نژاد‪ .‬در رده سوم شامل‬
‫پسران میثم حاجی قاسمی و سینا احمدوند؛‬
‫در رده چهارم شامل دختران؛ رعنا نصرتی و‬
‫فروغ علی‌اکبری؛ در رده پنجم شامل پسران‬
‫محسن همتی و امین تقی پور‪.‬‬
‫در پای��ان مس��ابقات به نفرات برت��ر هر رده‬
‫لوح تقدیر و جوائز ارزنده ای داده ش��د‪ .‬جام‬
‫طالیی این مسابقات به حمید سعیدنژاد اهدا‬
‫شد‪ .‬تمامی ش��رکت کنندگان در مسابقات‬
‫هدایایی به رسم یادبود دریافت کردند‪.‬‬

‫گزارش عملکرد موسسه خیریه امام علی بن ابیطالب (ع) گراش‬
‫فعالیت‌های انجام شده‬
‫وام‌های قرض‌الحسنه پرداختی‬
‫با همکاری صندوق خاتم‌االنیا (ص) گراش‬

‫از شهریور ‪ 86‬تا شهریور ‪ 87‬از سال ‪ 1381‬تا شهریور ‪87‬‬
‫تعداد‬

‫مبلغ‬

‫تعداد‬

‫مبلغ‬

‫‪ 905‬مورد ‪1858 390.000.000‬مورد ‪746.970.000‬‬

‫جمع کل کمک‌های بال عوض‬

‫به ‪ 381‬خانوار و ‪ 100‬یتیم طرح اکرام‬

‫مبلغ مستمری پرداختی‬

‫به ‪ 381‬خانوار و ‪ 100‬یتیم طرح اکرام‬

‫‪97.639.900‬‬

‫‪442.451.875‬‬

‫‪79.750.000‬‬

‫‪367.789.000‬‬

‫کمک هزینه جهیزیه به نوعروسان‬

‫‪ 39‬نفر‬

‫‪9.950.000‬‬

‫‪ 152‬نفر‬

‫‪28.242.500‬‬

‫کمک هزینه ازدواج‬

‫‪ 4‬مورد‬

‫‪797.900‬‬

‫‪ 24‬مورد‬

‫‪3.326.525‬‬

‫کمک هزینه درمانی‬

‫‪ 48‬نفر‬

‫‪3.142.000‬‬

‫‪ 353‬نفر‬

‫‪17.320.850‬‬

‫کمک‌های تقدیمی سهم سادات‬

‫‪ 68‬مورد‬

‫‪4.000.000‬‬

‫‪ 1214‬مورد ‪25.773.000‬‬

‫همچنین توزیع موادغذایی‪ ،‬نوشت‌افزار‪ ،‬لباس و لوازم خانگی به طور مستمر‬

‫عبدالرضا افشار‪ :‬آینده‌سازان فوتبال گراش‬
‫در رده نوجوانان با هم به رقابت پرداختند‪.‬‬

‫این بازی‌ه��ا زیر نظر هیات فوتب��ال و با همکاری‬
‫باشگاه فرهنگی ورزشی ستاره آبی در زمین چمن‬
‫کانون فرهنگی بس��یج برگزار شد‪ .‬در این مسابقات‬
‫‪ 9‬تیم داشتند و در دو گروه ‪ 4‬و ‪ 5‬تیمی به رقابت‬
‫پرداختن��د‪ .‬پ��س از رقاب��ت در دور اول تیم‌ه��ای‬
‫جوشن و مقاومت از گروه الف و تیم‌های ستاره‌آبی‬
‫و اتح��اد از گروه ب ب��ه دور دوم راه یافتند‪ .‬در این‬
‫دور تیم ستاره‌آبی مقاومت را شکست داد و جوشن‬
‫نیز با غلبه بر اتحاد به دیدار نهایی راه یافت‪.‬‬
‫بازی‌های نوجوانان امسال در دو وقت ‪ 40‬دقیقه‌ای‬
‫انجام می‌ش��د که در دیدار نهای��ی دو تیم پس از‬
‫‪ 80‬دقیقه تالش به تساوی رسیدند و چون بازی‌ها‬
‫وقت اضافه نداش��ت دو تیم ب��رای تعیین قهرمان‬
‫خبر ‪‬‬

‫به زدن ضرب��ات پنالتی پرداختند‪ .‬س��تاره آبی در‬
‫ضرب��ات پنالتی بهت��ر عمل کرد و جوش��ن مدافع‬
‫عنوان قهرمانی را با حس��اب ‪ 4‬بر سه شکست داد‪.‬‬
‫جوش��ن دوم ش��د و مقاومت و اتحاد مشترکاً سوم‬
‫ش��دند‪ .‬داوری بازی فینال بر عهده‌ی مجید افشار‬
‫بود و عبدالرضا حس��ین‌پور و جواد آذربادگان او را‬
‫در قضاوت یاری می‌کردند‪.‬‬
‫در بازی‌های نوجوانان گراش چهره‌ها و آینده‌سازانی‬
‫در فوتبال خود را نش��ان دادند ک��ه نوید آینده‌ای‬
‫روشن و پربار برای فوتبال شهر گراش خواهند بود‪.‬‬
‫با توصیه و انتخاب مربی��ان حاضر در این بازی‌ها‪،‬‬
‫نشریه صحبت نو در هر شماره یکی از این بازیکنان‬
‫فوتبال ش��هرمان را که از نظر فنی و اخالقی چهره‬
‫شده‌اند‪ ،‬معرفی خواهد کرد‪.‬‬

‫همزمان با جشنواره بزرگ ورزشی دهه فجر‬

‫افتتاح سالن ورزشی‬
‫مصوب سفر رییس جمهوری‬

‫صحبت‌نو‪ :‬همزم�ان با برگزاری جش�نواره‬
‫ب�زرگ دهه‌فج�ر در گ�راش‪ ،‬س�الن س�فر‬
‫ریاست‌جمهوری افتتاح خواهد شد‪.‬‬

‫میرزا اکبری مس��ئول تربیت بدن��ی گراش گفت‪:‬‬
‫در دهه فجر و جش��ن‌های پیروزی انقالب‪ ،‬گراش‬
‫میزب��ان برگزاری مس��ابقات در اغلب رش��ته‌های‬
‫ورزش��ی با حضور ورزش��کاران برتر شهرستان‌های‬
‫فارس خواهد بود‪ .‬مسئول تربیت‌بدنی گراش افزود‪:‬‬
‫طی چند نشس��ت مشترک با روس��ای هیات‌های‬
‫ورزشی‪ ،‬مقرر شد برنامه‌های ورزشی در رشته‌های‬
‫سوارکاری کورس و پرش‪ ،‬وزنه‌برداری‪ ،‬تیراندازی‪،‬‬
‫پینگ‌پنگ‪ ،‬فوتس��ال‪ ،‬بسکتبال‪ ،‬ایروبیک‪ ،‬شطرنج‪،‬‬
‫صخره‌نوردی‪ ،‬کوهپیمایی‪ ،‬تکواندو‪ ،‬ورزش‌باستانی‬
‫و پهلوانی و پیاده‌روزی در این ایام برگزار شود‪.‬‬
‫اکبری گف��ت‪ :‬مس��ابقات در دو قس��مت بانوان و‬
‫آقایان برگزار می‌ش��ود‪ .‬برنامه این مسابقات تنظیم‬
‫ش��ده و با چاپ در نش��ریات محلی ب��رای حضور‬
‫مردم اطالع‌رس��انی خواهد ش��د‪ .‬در مسابقات دهه‬

‫فجر امس��ال ورزشکاران شهرهای شیراز‪ ،‬الرستان‪،‬‬
‫جهرم‪ ،‬مرودش��ت‪ ،‬س��پیدان‪ ،‬داراب‪ ،‬المرد‪ ،‬خنج‪،‬‬
‫فیروزآباد‪ ،‬استهبان‪،‬بس��تک و ش��هرهای همجوار‬
‫حضور خواهند داشت‪.‬‬
‫حضور ورزش��کاران در گلزار شهدا‪ ،‬دیدار مسئولین‬
‫و دس��ت‌اندرکاران ورزش گراش با حجت‌االس�لام‬
‫حالج��ی ام��ام جمعه‌گ��راش و حجت‌االس�لام‬
‫س��یدعباس معصومی از برنامه‌ه��ای فرهنگی این‬
‫دهه خواهد بود‪.‬‬
‫یک��ی از مهمتری��ن برنامه‌ه��ای دهه فج��ر افتتاح‬
‫س��الن‌های ورزشی مصوب س��فر رییس جمهور به‬
‫اس��تان فارس است‪ .‬این مراسم با حضور مسئولین‬
‫اس��تان و شهرستان برگزار می‌ش��ود‪ .‬همچنین در‬
‫روز ‪ 21‬بهمن در س��الن س��راجی از ورزش��کاران‬
‫برتر گراش و مس��ئولین هیات‌های ورزش��ی تقدیر‬
‫می‌شود‪.‬‬
‫اکبری ضمن اعالم برنامه این بازی‌ها از مردم برای‬
‫حضور در مسابقات و برنامه‌ها دعوت کرد‪.‬‬

‫سید علی مجلسی‬

‫‪ ‬فردا‬

‫از کوچه‌های‬
‫بندوشیخ‬

‫حس��ین غالمي فرزند محمود در ‪ 27‬بهمن ماه‬
‫س��ال ‪ 1373‬در شهر گراش به دنیا آمده است‪.‬‬
‫او از كودكي ش��وق و عالقه ي فراواني به ورزش‬
‫فوتبال داش��ته و بس��یاری از اوقات را به همراه‬
‫هم‌محله‌اي‌هاي خود در كوچه و پس كوچه‌های‬
‫بند و شیخ به بازی گذرانده است‪ .‬او چند سالي‬
‫است با ثابت كردن توانايي‌هاي خود به عضويت‬
‫تيم اتحاد درآمده است‪ .‬حسين غالمي توانست‬
‫س��ال گذش��ته در رده‌ي جوانان به همراه تيم‬
‫اتح��اد به مقام قهرماني دس��ت يابد و در همان‬
‫س��ال نيز ب��ه عضويت تي��م منتخ��ب مدارس‬
‫راهنمايي ش��هر گراش در آمد و پا به مسابقات‬
‫استاني مدارس راهنمايي فارس گذاشت‪.‬‬
‫امس��ال در رده نوجوان��ان تيم اتح��اد با وجود‬
‫داش��تن مرب��ي فهي��م و زحمتكش ک��ه مثل‬
‫همیش��ه ي��ك تيم خ��وب و يكدس��ت روانه‌ي‬
‫مسابقات کرد‪ ،‬نتوانست در ثانيه‌هاي آخر بازي‬
‫ب��ه فينال راه پيدا كند‪ .‬ام��ا غالمی با بازي‌هاي‬
‫خوبي كه انجام داد نظرها را به خود جلب كرد‪.‬‬
‫پاس‌های هوش��مندانه‪ ،‬سرعت باال‪ ،‬دید خوب و‬
‫همچنین جنگندگی باال از عواملی اس��ت كه او‬
‫را از ديگر هم سن و سال‌هاي خود كمي متمايز‬
‫كرده اس��ت‪ .‬اگر چه او از نظ��ر قدرت بدني در‬
‫ح��ال حاضر در حد مطلوبي ق��رار دارد اما بايد‬
‫توجه داشته باشد كه قدرت بدني يكي از عوامل‬
‫بسيار مهم به خصوص در رده‌هاي پايه به شمار‬
‫مي‌رود و بايد براي پيشرفت هر چه بهتر از اين‬
‫لحاظ بازهم خود را تقويت بكند‪.‬‬
‫حس��ین غالمی به ظاهر ي��ك بازيكن تكنيكي‬
‫است اما خيلي خوب با ديگر هم تيم‌هاي خود در‬
‫كارهاي تاكتيكي و گروهي نيز شركت مي‌كند‪.‬‬
‫حس��ين از نظر اخالقي نيز در سطح بااليي قرار‬
‫دارد و هميش��ه با احترام گذاشتن به بزرگترها‬
‫از راهنمايي‌هاي آنان استفاده مي‌كند‪ .‬از مربيان‬
‫وي م��ي توان از يونس فتح��ي‪ ،‬ميثم بهره‌مند‪،‬‬
‫حامد بابا احمدي و ‪ ...‬نام برد‪ .‬وي هم اكنون در‬
‫كالس سوم راهنمايي مدرسه‌ي عاليان مشغول‬
‫به تحصيل اس��ت و از نظر درسي هم دانش‌آموز‬
‫خوبي است‪ .‬با تالش و پشتكاری که از او سراغ‬
‫داریم و اس��تفاده از تعليم��ات مربيان در آينده‬
‫ش��اهد يك بازيكن كامل و توانمند براي فوتبال‬
‫شهرمان خواهیم بود‪.‬‬
‫‪ ‬از ورزش‬

‫واليبال بانوان گراش‬
‫متحول مي‌شود‬
‫الهام زاهدي‪ :‬تیم واليب�ال بانوان گراش‬
‫پ�س از يك هفته كالس آموزش�ي بازي‬
‫دوستانه‌ا‌ي را از تیم الر برد‪.‬‬

‫روزجمع��ه س��يزدهم دي م��اه هش��تادو هفت‬
‫مس��ابقه‌‌اي دوس��تانه‌ايي بين دو تي��م والیبال‬
‫بانوان الر و گراش در س��الن مجموعه ورزش��ي‬
‫ش��هداي گراش انجام ش��د‪ .‬تربيت بدني گراش‬
‫به مناس��بت ده��ه‌ي فجر و بازي‌هاي اس��تاني‬
‫بين‌ تيم‌ها‪ ،‬كالس آموزش��ي واليبال را به مدت‬
‫یک هفته زير نظر سميرا ستايش مربي واليبال‬
‫اس��تان‪ ،‬به منظور تقويت بازيكنان تيم واليبال‬
‫منتخب گراش در اين شهر برگزار كرد‪.‬‬
‫تي��م واليبال منتخب گراش ب��ا تركيب خانم‌ها‬
‫مريم‌يوس��في‪ ،‬عاطفه كرباس��ي‪ ،‬الهه وفايي‌فرد‪،‬‬
‫معصومه حسين‌ش��يري‪ ،‬س��ليمه زحمت‌كش‪،‬‬
‫جميله زحمت‌كش‪ ،‬زهرا ملكي‪ ،‬صفيه محمدي‪،‬‬
‫راضي��ه جاويد‪ ،‬لي�لا پرچمي‪ ،‬مري��م پرچمي‪،‬‬
‫خديج��ه‌في��روزي‪ ،‬فاطم��ه جعف��ري‪ ،‬وحيده‬
‫حس��ن‌زاده و زينب ش��كاري به مربيگري رباب‬
‫پااليش و سر‌پرس��تي معصومه غيبي به میدان‬
‫رفت و با حس��اب سه بر يك از سد حريف خود‬
‫گذشت‪.‬‬

‫صاحب امتیاز و مدیر مسئول‪ :‬عبدالحمید غریب‌نواز •سردبیر‪ :‬محمد صادق رحمانیان ‪ • 09121486961‬مدیر تحریریه‪ :‬محمد خواجه‌پور ‪ •09171834648‬مدیر اجرایی‪ :‬محمدعلی شامحمدی ‪ • 09171815277‬مدیر دفتر‪ :‬مسعود غفوری ‪09177823953‬‬
‫‪• http://sohbatenow.blagfa.com‬صفحه‌آرایی‪ :‬فاطمه خواجه‌زاده • چاپ‪ :‬زیتون • دفتر گراش‪:‬خیابان امام‪ .‬روبه‌روی بانک صادرات‪ .‬ساختمان جابری‪ .‬طبقه اول ‪gerash@gmail.com • 2229970‬‬

‫شعر ‪‬‬

‫‪ ‬پلک‬

‫صادق رحمانی‬

‫سمیه کشوری‬

‫‪ ‬مطبخ‬

‫َکتِخ ملخ‬

‫(میگو)‬

‫ای برف عزیز!‬

‫مواد الزم‪:‬‬
‫……ميگو خشک به مقدار الزم‬
‫……سيب زميني متوسط خالل شده ‪2‬عدد‬
‫…… گوجه فرنگي متوسط خرد شده ‪3‬عدد‬
‫……پياز متوسط خرد شده ‪1‬عدد‬
‫……رب گوجه فرنگي يک قاشق غذاخوري‬
‫……نمک و فلفل و ادويه به مقدار الزم‬
‫……آب ‪2‬ليوان‬
‫……مقداري روغن‬

‫به مناسبت رویداد کم‌نظیر‬
‫بـارش بـرف در گــراش‬

‫‪1‬‬

‫ای برف تر از برف ‪ ،‬صفا آوردی‬
‫در گوشه ی این کویر‬
‫هرچند که دیر‬

‫‪2‬‬

‫یک شعر سپید بود‬
‫با جوهر برف‬
‫شعری که خدا بر سر آن کوه سرود‬

‫‪3‬‬

‫یک فوج فرشته عازم حج بودند‬
‫در کوه سیاه‬
‫راه را گم کردند !‬

‫‪4‬‬

‫برفی شد و روی شانه ی کوه ‪...‬‬
‫هما‬
‫ننشست به روی شانه ی شهر چرا ؟!‬

‫‪5‬‬

‫بر کوه گراش برف ها آب شدند‬
‫ای شادی بسیار‬
‫کمی می ماندی !‬

‫‪6‬‬

‫روباه به دنبال شکار خرگوش‬
‫شب‬
‫کاغذ برف خط‌خطی خواهد شد‬

‫‪7‬‬

‫از چشمه ی کوه‬
‫آخرین‬
‫اشک‬
‫افتاد‬
‫‪.....‬‬
‫پایان سفرنامه ی آدم برفی !‬

‫‪ JJ‬از راست‪ :‬محمود نوروزی‪ ،‬عبدل دارا‪ ،‬قاسمعلی وقارفرد‪ ،‬قاسم کشوری‪ ،‬حسن اسماعیلی‪،‬محمد کشوری‪ ،‬جواد محسن‌زاده [روز عاشورا در حسینیه اعظم گراش‪ -‬آرشیو‪ :‬کشوری]‬

‫تلفات شدید بارش برف در گراش‬
‫بر اس��اس اعالم درمانگاه گراش بارش برف باعث‬
‫تلفات شدیدی ش��ده است‪ .‬این مرکز اعالم کرد‪.‬‬
‫دیدن ب��رف باعث لوچ‌ش��دگی (به زب��ان محلی‬
‫کاچی) ‪ 23‬نفر شد‪ .‬همچنین سکته ناقص در اثر‬
‫ذوق‌زدگ��ی ‪ 11‬نفر‪ ،‬کوررنگی ‪ 4‬نفر به دلیل نگاه‬
‫کردن زیاد به برف؛ شکس��تگی لگن س��ه نفر به‬
‫دلیل توهم راه رفتن روی برف‪ ،‬شکس��تگی لگن‬
‫خاصره دو کودک به دلیل اس��تفاده از اسکیت بر‬
‫روی آسفالت نیز گزارش شده است‪.‬‬

‫از دیگ��ر خبره��ای برفک��ی این ش��ماره این که‬
‫ش��هرداری طرح��ی را به ش��ورای ش��هر عرضه‬
‫کرده اس��ت تا به کش��یدن پرده جلو کوه س��یاه‬
‫از عالقه‌من��دان به دیدن ب��رف عوارض برف‌بینی‬
‫اخذ و به درآمد ش��هرداری واریز شود‪ .‬همچنین‬
‫شورای شهر به شرکت دسا پیش‌نهاد کرده است‬
‫ب��ا کندن گودال و پش��ت و رو کردن کوه س��یاه‬
‫ب��رف موج��ود در آنجا ذخیره و از آب ش��دن آن‬
‫جلوگیری شود‪.‬‬

‫محمود باقری‬

‫‪ ‬تلخند‬

‫ساوه شمشکی مس��ئول فدارس��یون اسکی اعالم‬
‫آمادگی کرد ک��ه در صورت همکاری خیرین عزیز‬
‫گراشی در کوه سیاه گراش پیست اسکی راه‌اندازی‬
‫‌شود‪ .‬وی گفت از این پیست در هر ده سال یکبار که‬
‫برف می‌بارد به عنوان پیست اسکی استفاده خواهد‬
‫شد و در مواقع دیگر از این پیست برای رشته جدید‬
‫اسکی روی سنگ استفاده خواهد شد‪.‬‬
‫چندین نفر نیز ادعا کرده‌اند که بارش برف به دلیل‬
‫دعای آن‌ها بوده اس��ت‪ .‬ش��ورای حل اختالف قرار‬
‫است در جلسه‌ای ضمن بررسی ادعاهای انجام شده‬
‫مشخص کند که در بارش این برف چه کسی مقصر‬
‫است!‬
‫محسنی ‪ ‬یک خاطره‬

‫بیششتتشتتر از بیشتر‬

‫ي��ك روز ت��وي كالس نهض��ت‬
‫س��وادآموزي بوديم ك��ه معلم‌مان‬
‫قرار بود امتحان ام�لا از ما بگيرد‪.‬‬
‫من هم چون غافلگير ش��ده بودم و‬
‫چيزي نخوانده بودم كتابم را زير پايم گذاشتم‬
‫و صفح��ه‌اي را كه قرار بود امتحان بگيرد‪ ،‬باز‬
‫كردم‪ .‬وقتي معلم گفت‪ :‬بنويس��يد «بيش��تر»‬
‫من هم يواش سرم را به زير انداختم و طوري‬
‫كه معلم��م نفهمد به كتابم نگاه كردم‪ .‬وقتي‬

‫نگاهم به كلمه بيش��تر افتاد سريع سرم را باال‬
‫گرفتم و فقط فهميدم بيش��تر هم دندانه‌هاي‬
‫زيادي دارد و هم نقطه‌ي زياد‪ .‬من هم نزديك‬
‫‪12‬تا ‪14‬دندانه گذاشتم و باال وپايين دندانه‌ها‬
‫به ترتيب به هم��ان اندازه نقطه‌گذاري كردم‪.‬‬

‫وقت��ي امتحان‌م��ان تمام ش��د‬
‫معلم‌مان دفتر‌هايمان را بر‌داشت‬
‫وشروع به نمره دادن كرد‪ .‬وقتي‬
‫نوبت دفتر من ش��د خانم معلم‬
‫س��رش را به طرف م��ن چرخاند و گفت‪:‬خانم‬
‫محس��ني ش��ما تقلب��ي كردي��د و اين‌جوري‬
‫نوشتيد که شبيه مارمولك شده‪ .‬اگر خودتان‬
‫مي‌نوشتيد كلمه بيش��تر چه شكلي مي‌ش��د؟‬

‫طرز تهيه‪:‬‬

‫پياز خرد ش��ده را با روغن تفت مي‌دهيم‪ .‬گوجه‬
‫فرنگي خرد شده را به پياز داغ اضافه مي‌کنيم تا‬
‫خوب له شود‪ .‬نمک و فلفل و ادويه و رب گوجه‬
‫فرنگي را هم به آن اضافه مي‌کنيم و بعد از مدتي‬
‫س��يب‌زميني را نيز اضاف��ه مي‌کنيم و پس از ‪5‬‬
‫دقيقه که س��يب زميني تفت خورد ميگو را هم‬
‫اضافه مي‌کنيم و س��پس ‪ 2‬ليوان آب در قابلمه‬
‫مي‌ريزيم‪ .‬بعد از ‪ 20‬دقيقه غذا آماده است‪.‬‬

‫خواص‪:‬‬

‫ميگو منبع عالي ويتامي��ن ب‪ ،12‬ويتامين دي‪،‬‬
‫س��لينوم و چربي‌هاي غير اشباع است‪ .‬ميگو يک‬
‫منبع پروتئين با کالري کم محسوب مي‌شود که‬
‫حاوي آهن و نياسين (يکي از ويتامين‌هاي گروه‬
‫ب) نيز هس��ت و از بيماري‌هاي قلبي‪-‬عروقي و‬
‫سرطان پيش��گيري مي‌کند و در کنترل التهاب‬
‫و پيش��گيري از لخته ش��دن خون نقش مؤثري‬
‫دارد‪.‬‬

‫ویژگی‪:‬‬

‫منطقه‌ی گراش به دلیل واقع شدن در جنوب و‬
‫دسترسی آس��ان به دریا همواره از منابع غذایی‬
‫دریایی استفاده کرده‌است‪.‬‬
‫ماهی شور‪ ،‬میگوی دریایی و کیلکا نقش مهمی‬
‫در سفره مردم جنوب دارند‪.‬‬

‫آخر‬

‫شماره بیست‌و نه‬
‫(ضمیمه شماره ‪)53‬‬

‫نیمه اول بهمن‪87‬‬

‫‪ ‬صحبت ما‬
‫‪gerash@gmail.com‬‬

‫……به نظر می‌رس��د صحبت ن��و از نظر کمی به‬
‫وضعیت پایداری رس��یده اس��ت و در هر شماره‬
‫بخشی از مطالب به دلیل کمبود جا به شماره‌های‬
‫آین��ده منتقل می‌ش��ود‪ .‬هدف‌گ��ذاری آینده ما‬
‫تربیت افرادی است که بتوانند در تولید محتوای‬
‫روزنامه فعال باش��ند‪ .‬به همین علت سعی داریم‬
‫با برگزاری کارگاه‌های روزنامه‌نگاری مهارت‌های‬
‫فن��ی و اجتماعی اعضای هیات تحریریه صحبت‬
‫ن��و را تقویت کنی��م‪ .‬اولین کارگاه ب��ا مدیریت‬
‫محم��د خواجه‌پور و موضوع خبرنویس��ی برگزار‬
‫ش��د و با وجود قرار گرفت��ن در فصل امتحانات‪،‬‬
‫دوستان اس��تقبال مناسبی داش��تند‪ .‬امیدواریم‬
‫مس��یری که آغاز کرده‌ای��م را بتوانیم با کیفیت‬
‫مناسب ادامه دهیم‪.‬‬
‫……عزیزانی از گ��راش و دبی عکس‌های جدید و‬
‫قدیمی خود را از مراس��م عزاداری محرم امس��ال‬
‫ب��رای ما ارس��ال کرده‌اند‪ .‬به دلی��ل تراکم کار به‬
‫ش��ماره گذشته نرسید و این ش��ماره نیز مطالب‬
‫دیگری وجود داشت‪ .‬عکس‌های شما را در شماره‬
‫اول اس��فندماه و همزمان با ایام اربعین حسینی‬
‫خواهیم دید‪ .‬البته عکس‌های زیادی ارسال شده‬
‫است که باید از میان آن‌ها برخی که دارای کیفیت‬
‫مناسب هنری و خبری هستند انتخاب شود‪ .‬هنوز‬
‫هم برای ارسال عکس فرصت دارید‪.‬‬
‫……مردمان گراش مردمی مهمان‌نواز هس��تند و‬
‫اگر کس��ی گذرش به این شهر افتاده باشد دلش‬
‫می‌خواهد باز هم به آن برگردد‪ .‬در این ش��ماره‬
‫یادداش��ت خواندنی فیلیپ از بلژیک را منتش��ر‬
‫کرده‌ای��م و در کنار آن مصاحبه با همش��هریانی‬
‫که سال‌هاس��ت در آمریکا زندگ��ی می‌کنند نیز‬
‫آمده است‪ .‬ش��ما هم حتماً‌گاهی مهمانی دارید‬
‫ک��ه برای اولین ب��ار گراش را می‌بین��د از آن‌ها‬
‫بخواهید در باره ش��هرمان بنویس��ند یا با آن‌ها‬
‫سری به دفتر نش��ریه صحبت نو بزنید تا ما هم‬
‫در مهمان‌نوازی شما شریک باشیم‪.‬‬
‫……دوس��تانی ه��م برای ما ش��عر و مت��ن ادبی‬
‫فرستاده‌اند‪ .‬از شماره آینده در ستون مشاور ادبی‬
‫به آن‌ها پاس��خ خواهیم داد و در هر شماره یک‬
‫شعر را از میان شعرهای شما منتشر می‌کنیم‪.‬‬
‫……یکی از خوانندگان اظهار داش��ته است‪« :‬آیا‬
‫صحبت‌نو برای درج عکس و مطلب همش��هریان‬
‫در دب��ی مس��اعدت مالی ش��ده اس��ت؟» برای‬
‫چندمین بار تکرار می‌کنیم مساعدت مالی انجام‬
‫نش��ده و انتش��ار مطالب تنها به خاطر ادای دین‬
‫ب��ه خدمتگزاران ش��هر و اطالع‌رس��انی به مردم‬
‫اس��ت‪ .‬اما از هر گونه کمک بدون چشمداشت و‬
‫خیرخواهانه استقبال می‌کنیم‪.‬‬

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful