‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫الف‬
‫آغاز‬
‫اجاره‬

‫عبارت‌ است‌ از تاريخ‌ در اختيار استاندار‬
‫ي يا آغاز تعلق‌‬
‫گرفتن‌ داراي ‌‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫گرفتن‌ اجاره‌بها‪ ،‬هر كدام‌‬
‫‪5‬‬
‫م است‌‪.‬‬
‫مقد ‌‬

‫‪Commencement‬‬
‫‪of the lease term‬‬

‫اجاره‬

‫موافقتنامه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌‬
‫موجب‌ آن‌‪ ،‬اجاره‌دهنده‌ در‬
‫قبال‌ دريافت‌ مبلغ‌ يا مبالغ‌‬
‫ه از‬
‫مشخصي‌ حق‌ استفاد ‌‬
‫دارايي‌ را براي‌ مدت‌ مورد‬
‫توافق‌ به‌ اجاره‌كننده‌ واگذار‬
‫مي‌كند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Lease‬‬

‫اجار ‌‬
‫ه‬
‫سرمايه‌ا‬
‫ي‬

‫عبارت‌ است‌ از اجاره‌اي‌ كه‌ به‌‬
‫موجب‌ آن‌ تقريبا ً تمام‌‬
‫ت و مزاياي‌ ناشي از‬
‫مخاطرا ‌‬
‫مالكيت‌ دارايي‌ به‌ اجاره‌كننده‌‬
‫منتقل‌ مي‌شود‪ .‬مالكيت‌‬
‫دارايي‌ ممكن‌ است‌ نهايتاً‬
‫انتقال‌ يابد يا انتقال‌ نيابد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Finance lease‬‬

‫اجار ‌‬
‫ه‬
‫عملياتي‬

‫به‌ اجاره‌اي‌ غير از اجار ‌‬
‫ه‬
‫سرمايه‌اي‌ اطلق‌ مي‌شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Operating lease‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪1‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Non-cancelable‬‬
‫‪lease‬‬

‫نوعي‌ اجاره‌ است‌ كه‌ تنها در‬
‫اجاره‌‬
‫غير قابل‌ موارد زير قابل‌ فسخ‌ است‌‪:‬‬
‫الف‪ .‬وقوع‌ برخي‌ پيشامدهاي‌‬
‫فسخ‬
‫ي بعيد‬
‫احتمال ‌‬
‫ب‪ .‬با مجوز اجاره‌دهنده‬
‫ج‪ .‬انعقاد قرارداد جديد اجاره‌‬
‫براي‌ همان‌ دارايي‌ يا دارايي‌‬
‫ن همان‌ اجاره‌كننده‌‬
‫مشابه‌‪ ،‬بي ‌‬
‫و اجاره‌دهنده‌‪ ،‬يا‬
‫غ اضافي‌ توسط‌‬
‫د‪ .‬پرداخت‌ مبل ‌‬
‫اجاره‌كننده‌‪ ،‬به گونه‌اي‌ كه‌ در‬
‫آغاز اجاره‌ در رابطه‌ با‬
‫استمرار اجاره‌ اطميناني‌‬
‫معقول‌ وجود داشته‌ باشد‬

‫عبارت‌ است‌ از هر واحد پولي‌‬
‫به‌ غير از واحد پول‌‬
‫گزارشگري‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Foreign‬‬
‫‪currency‬‬

‫ارزش‌ فعلي‌ خالص جريانهاي‌‬
‫ارزش‌‬
‫اقتصادي‌ نقدي‌ آتي ناشي از کاربرد‬
‫مستمر دارايي ازجمله‬
‫جريانهاي نقدي ناشي از‬
‫واگذاري نهايي آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Entity-specific‬‬
‫‪value‬‬

‫خالص ارزش‌ فعلي‌ جريانهاي‌‬
‫ارزش‌‬
‫اقتصادي‌ نقدي‌ آتي ناشي از کاربرد‬
‫مستمر دارايي از جمله‬
‫جريانهاي نقدي ناشي از‬
‫واگذاري نهايي آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Entity-specific‬‬
‫‪value‬‬

‫ارز‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪2‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫مبلغ‌ برآوردي که واحد تجاري‬
‫ارزش‌‬
‫باقيمانده در حال حاضر مي‌تواند از‬
‫واگذاري دارايي پس از كسر‬
‫مخارج برآوردي واگذاري‬
‫بدست آورد‪ ،‬با اين فرض که‬
‫دارايي در وضعيت متصور در‬
‫پايان عمر مفيد باشد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Residual value‬‬

‫عبارت‌ است‌ از‪:‬‬
‫ارزش‌‬
‫باقيمانده‌ الف‪ .‬در مورد اجاره‌كننده‌‪ ،‬آن‌‬
‫بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌‬
‫تضمين‌‬
‫دارايي‌ كه‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌‬
‫شده‬
‫يا شخص‌ وابسته‌ به‌ وي‌‬
‫تضمين‌ گرديده‌ است‌ (مبلغ‌‬
‫تضمين‌ شده‌ حداكثر مبلغي‌‬
‫است‌ كه‌ مي‌تواند تحت‌ هر‬
‫شرايطي‌ قابل‌ پرداخت‌ باشد)‪،‬‬
‫و‬
‫ب‪ .‬در مورد اجاره‌دهنده‌‪ ،‬آن‌‬
‫بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌‬
‫دارايي‌ كه‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌‬
‫يا شخص‌ ثالثي‌ تضمين‌ شده‌‬
‫است‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Guaranteed‬‬
‫‪residual value‬‬

‫استاندار‬
‫عبارت‌ است‌ از آن‌ بخش‌ از‬
‫ارزش‌‬
‫ي كه‌‬
‫باقيمانده‌ ارزش‌ باقيمانده‌ داراي ‌‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫اجاره‌دهنده‌ نسبت‌ به‌ تحق ‌‬
‫تضمين‌‬
‫ق آن‌ ‪5‬‬
‫اطمينان‌ كافي‌ ندارد يا تنها‬
‫نشده‬
‫توسط‌ شخص‌ وابسته‌ به‌‬
‫اجاره‌دهنده‌ تضمين‌ شده‌‬
‫است‌‪.‬‬

‫‪Unguaranteed‬‬
‫‪residual value‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 29‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Selling price‬‬

‫ارزش‬
‫فروش‬

‫بهاي فروش برآوردي جاري‬
‫يک واحد ساختماني در‬
‫وضعيت نهايي قابل فروش‬
‫آن‪ ،‬در هر مقطع زماني‪.‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪3‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ارزش‌‬
‫فعلي‌‬
‫مزاياي‌‬
‫بازنشست‬
‫گي‌‬
‫مبتني‌بر‬
‫ا كچوئر‬
‫ي‌‬

‫عبارت‌ است‌ از ارزش‌ فعلي‌‬
‫پرداختهاي‌ مورد انتظار به‌‬
‫اعضاي‌ طرح‌ بابت‌ سنوات‌‬
‫خدمت‌ گذشته‌ آنان‌ كه‌ برمبناي‌‬
‫مفروضات‌ ا كچوئري‌ محاسبه‌‬
‫مي‌شود‪ .‬خالص‌ داراييهاي‌‬
‫طرح‌ (ارزش‌ ويژه‌ طرح‌)‬
‫عبارت‌ است‌ از داراييهاي‌ طرح‌‬
‫منهاي‌ بدهيهاي‌ آن‌ غير از‬
‫ارزش‌ فعلي‌ مزاياي‌‬
‫بازنشستگي‌ مبتني‌بر‬
‫ا كچوئري‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 27‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Actuarial‬‬
‫‪present value of‬‬
‫‪promised‬‬
‫‪retirement‬‬
‫‪benefits‬‬

‫ارزش‌‬
‫منصفانه‬

‫استاندار‬
‫مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌‬
‫ع و مايل‌ و فروشنده‌اي‌‬
‫مطل ‌‬
‫د ‪ 3‬بند‬
‫ع و مايل‌ مي‌توانند در‬
‫مطل ‌‬
‫‪،8‬‬
‫معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ استاندار‬
‫عادي‌‪ ،‬يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌‬
‫د ‪ 10‬بند‬
‫مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌‬
‫‪،3‬‬
‫كنند‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪،5‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪،7‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪،5‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪ ،9‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Fair value‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪4‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ارزش‌‬
‫منصفانه‬

‫مبلغي‌ است‌ كه‌ خريدار ‌‬
‫ي‬
‫ع و مايل‌ و فروشنده‌اي‌‬
‫مطل ‌‬
‫ع و مايل‌ مي‌توانند در‬
‫مطل ‌‬
‫معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌‬
‫عادي‌ ‪ ،‬يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌‬
‫مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ يا‬
‫يك‌ بدهي‌ را تسويه‌ كنند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪9‬‬

‫‪Fair value‬‬

‫ارزش‬
‫نسبي‬
‫فروش‬

‫نسبت ارزش فروش هر واحد‬
‫ساختماني به ارزش فروش‬
‫مجموع واحدهاي ساختماني‬
‫يک پروژه يا نسبت ارزش‬
‫فروش هر پروژه به ارزش‬
‫فروش مجموع پروژه‌ها‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 29‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Proportional‬‬
‫‪selling price‬‬

‫استهلك‌‬

‫تخصيص‌ سيستماتيك‌ مبل ‌‬
‫غ‬
‫استهلك‌ پذير يك‌ دارايي‌ طي‌‬
‫عمر مفيد آن‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪ ،5‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Depreciation‬‬

‫اعضـا‬

‫ل كليه‌ افراد اعم‌ از‬
‫شام ‌‬
‫شاغلين‌‪ ،‬بازنشستگان‌ و‬
‫مستمري‌بگيراني‌ است‌ كه‌ از‬
‫ح بازنشستگي‌‬
‫مزاياي‌ طر ‌‬
‫بهره‌مند مي‌شوند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 27‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Participants‬‬

‫استاندار‬
‫اقلمي‌ با اهميت‌ است‌ كه‌‬
‫اقلم‌‬
‫استثنايي‌ منشأ آ ‌‬
‫ن رويدادها يا معاملتي‌ د ‪ 6‬بند ‪2‬‬
‫مي‌باشد كه‌ در چارچوب‌‬
‫فعاليتهاي‌ عادي‌ شركت‌ واقع‌‬
‫مي‌گردد و به منظور ارائـه‌‬
‫تصويري‌ مطلوب‌‪ ،‬افشاي‌‬
‫جداگانه‌ آنها‪ ،‬منفردا ً يا در‬
‫صورت‌ تشابه‌ نوع‌‪ ،‬در مجموع‌‪،‬‬
‫ي بودن‌ ماهيت‌‬
‫به لحاظ‌ استثناي ‌‬

‫‪Exceptional‬‬
‫‪(Special) items‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪5‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫يا وقوع‌ ضرورت‌ مي‌يابد‬

‫اقلم‌‬
‫پولي‬

‫عبارت‌ است‌ از وجه‌ نقد و‬
‫داراييها و بدهيهايي‌ كه‌ قرار‬
‫است‌ به‌ مبلغ‌ ثابت‌ يا قابل‌‬
‫تعييني‌ از وجه‌ نقد دريافت‌ يا‬
‫پرداخت‌ شود‬

‫اقلمي‌ با اهميت‌ و بسيار‬
‫اقلم‌‬
‫غير مترق غير معمول‌ است‌ كه‌ منشأ آن‌‬
‫ي خارج‌ از فعاليتهاي‌‬
‫رويدادهاي ‌‬
‫به‌‬
‫عادي‌ شركت‌ مي‌باشد و‬
‫انتظار نمي‌رود به طور مكرر‬
‫يا منظم‌ واقع‌ شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Monetary items‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 6‬بند ‪2‬‬

‫‪Extraordinary‬‬
‫‪items‬‬

‫ب‬
‫بازار‬
‫فعال‬

‫عبارت‌ است‌ از بازاري‌ كه‌ كليه‌ استاندار‬
‫شرايط‌ زير را دارد‪:‬‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫الف‪ .‬اقلم‌ مبادله‌ شده‌ در‬
‫‪9‬‬
‫س هستند‪،‬‬
‫بازار متجان ‌‬
‫ب‪ .‬معمول ً خريداران‌ و‬
‫ن مايل‌ در هر زمان‌‬
‫فروشندگا ‌‬
‫وجود دارند‪ ،‬و‬
‫ج‪ .‬قیمتها براي‌ عموم‌ قابل‌‬
‫دسترسي‌ است‌‪.‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪6‬‬

‫‪Active market‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫بدهی‬

‫عبارت از تعهد انتقال منافع‬
‫اقتصادی توسط واحد تجاری‪،‬‬
‫ناشی از معاملت یا سایر‬
‫رویدادهای گذشته است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Liability‬‬

‫بدهي‬
‫احتمالي‬

‫الف‪.‬تعهدی غیرقطعی است‬
‫که از رويدادهاي گذشته ناشي‬
‫مي‌‌شود و وجود آن تنها‬
‫ازطريق وقوع يا عدم وقوع‬
‫يک يا چند رويداد نامشخص‬
‫آتي که بطور کامل در کنترل‬
‫واحد تجاري نيست‪،‬تأييد خواهد‬
‫شد‪ ،‬يا‬
‫ب‪ .‬تعهدی فعلي است که از‬
‫رويدادهاي گذشته ناشي‬
‫مي‌شود اما بدليل زير‬
‫شناسايي نمي‌شود‪:‬‬
‫‪ .1‬خروج منافع اقتصادي براي‬
‫تسويه تعهد محتمل نيست‪.‬‬
‫‪ .2‬مبلغ تعهد را نمي‌توان با‬
‫قابليت اتکاي کافي‬
‫اندازه‌گيري کرد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Contingent‬‬
‫‪liability‬‬

‫بدهيهاي‌‬
‫قسمت‌‬

‫عبارت‌ است‌ از بدهيهايي‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫مستقیما ً قابل‌ انتساب‌ و یا بر‬
‫مبنايي‌ منطقي‌ قابل‌ تخصيص‌‬
‫به‌ فعاليتهاي‌ عملياتي‌ قسمت‌‬
‫باشد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Segment‬‬
‫‪liability‬‬

‫برداشت‌‬

‫عبارت‌ است‌ از جداسازي‌ تولید استاندار‬
‫كشاورزي‌ از دارايي‌ زيستي‌ یا د ‪ 26‬بند‬
‫پايان‌ دادن‌ به‌ فرايند زندگي‌‬
‫‪5‬‬
‫دارايي‌ زيستي‌‪.‬‬

‫‪Harvest‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪7‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫بهاي‌‬
‫تمام‌‬
‫شده‌‬

‫مبلغ‌ وجه‌ نقد يا معادل‌ نقد‬
‫پرداختي‌ و يا ارزش‌ منصفانه‌‬
‫ي كه‌ جهت‌‬
‫ساير مابه‌ازاهاي ‌‬
‫تحصيل‌ يك‌ دارايي‌ در زمان‌‬
‫تحصيل‌ يا ساخت آن واگذار‬
‫شده‌ است‌ و در صورت‬
‫مصداق‪ ،‬مبلغي که براساس‬
‫الزامات خاص ساير‬
‫استانداردهاي حسابداري‬
‫(مانند مخارج تأمين مالي) به‬
‫آن دارايي تخصيص يافته است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Cost‬‬

‫بهاي‌‬
‫تمام‌‬
‫شده‌‬

‫مبلغ‌ وجه‌ نقد يا معادل‌ نقد‬
‫پرداختي‌ يا ارزش‌ منصفانه‌‬
‫ي كه‌ جهت‌‬
‫ساير مابه‌ازاهاي ‌‬
‫تحصيل‌ يك‌ دارايي‌ در زمان‌‬
‫تحصيل‌ يا ايجاد آن‪ ،‬واگذار‬
‫شده‌ است‪ ،‬يا حسب مورد‪،‬‬
‫مبلغي که در زمان شناخت‬
‫اوليه براساس الزامات خاص‬
‫ساير استانداردهاي‬
‫حسابداري‪ ،‬به آن دارايي‬
‫تخصيص يافته است (مانند‬
‫مخارج تأمين مالي)‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Cost‬‬

‫بها ‌‬
‫ي‬
‫جايگزين‬
‫ي‌‬

‫عبارت‌ است‌ از مخارجي‌ كه‌‬
‫بايد براي‌ خريد يا ساخت‌ يك‌‬
‫قلم‌ موجودي‌ كامل ً مشابه‌‬
‫تحمل‌ شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 8‬بند ‪3‬‬

‫‪Replacement‬‬
‫‪cost‬‬

‫بهاي‬
‫جايگزين‬
‫ي‬
‫مستهلک‬
‫شده‬

‫عبارت است از بهاي ناخالص‬
‫جايگزيني يک دارايي (يعني‬
‫بهاي جاري جايگزيني يک‬
‫دارايي نو با توان خدمت‌دهي‬
‫مشابه) پس از کسر استهلک‬
‫مبتني بر بهاي مزبور و مدت‬
‫استفاده شده از آن دارايي‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Depreciated‬‬
‫‪replacement cost‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪8‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Life insurance‬‬

‫بیمه‬
‫زندگی‬

‫نوعی بیمه مرتبط با حیات یا‬
‫فوت انسان است که بیمه‌گر‬
‫نسبت به پرداخت وجوهی‬
‫معین براساس رویداد‬
‫مشخصی‪ ،‬اطمینان می‌دهد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Reinsurance‬‬

‫بيمه‬
‫اتكايى‬
‫نسبى‬

‫نوعى بيمه اتکايي است كه‬
‫به موجب آن بيمه‌گر اتکایی‬
‫در قبال دريافت نسبتى از‬
‫حق بيمه قرارداد بيمه اوليه‪،‬‬
‫تعهد مي‌کند بههمان نسبت‬
‫خسارت وارده به بيمه‌گر‬
‫واگذارنده را جبران كند‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Pro rata or‬‬
‫‪proportional‬‬
‫‪reinsurance‬‬

‫بيمه‬
‫عمومى‬

‫به بیمه‌های غیر از بیمه زندگی استاندار‬
‫اطلق می‌شود‪.‬‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪General‬‬
‫‪insurance‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Nonproportional‬‬
‫‪reinsurance‬‬

‫بيمه اتکاي بیمه‌‌ای است كه به موجب آن‬
‫يك طرف (بيمه‌گر اتکایی)‬
‫ي‬
‫در ازاى دريافت حق بيمه‪،‬‬
‫جبران تمام يا بخشى از‬
‫خسارت وارده به طرف ديگر‬
‫(بيمه‌گر واگذارنده) را بابت‬
‫بيمه‌نامه يا بيمه‌نامه‌هاي‬
‫صادره و يا قبولى توسط وى‪،‬‬
‫تعهد مي‌کند‪.‬‬

‫بيمه‌اتكاي‬
‫ى‬
‫غيرنسب‬
‫ى‬

‫نوعى بيمه‌اتكايى است كه در‬
‫آن بيمه‌گر اتکایی در قبال‬
‫دريافت حق بيمه‪ ،‬تعهد مي‌کند‬
‫تمام يا بخشى از خسارت‬
‫مازاد بر سقف از پيش تعيين‬
‫شده را جبران كند‪.‬‬
‫پ‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪9‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫پروژه‬

‫تمام يا بخشي از واحدهاي‬
‫ساختماني مورد اجرا در يک‬
‫مکان جغرافيايي مشخص که‬
‫يک مرکز انباشت مخارج را‬
‫تشکيل مي‌دهد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 29‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Project‬‬

‫پيش‌دريا‬
‫فت‌‬
‫پيمان‌‬

‫بخشي‌ از مبالغ‌ دريافتي‌‬
‫ط پيمانكار است‌ كه‌ كار‬
‫توس ‌‬
‫خ ترازنامه‌‬
‫مربوط‌ به‌ آن‌ تا تاري ‌‬
‫انجام‌ نشده‌ است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬

‫‪Advances‬‬
‫‪received‬‬

‫استاندار‬
‫پيمان‌ بلند مدتي‌ است‌ كه‌ به‌‬
‫پيمان‌‬
‫موجب‌ آ ‌‬
‫اماني‌‬
‫ن مخارج‌ قابل‌ قبول‌ يا د ‪ 9‬بند ‪3‬‬
‫ن پيمان‌ به‌‬
‫(پيمان‌ با مشخص‌ شده‌ در مت ‌‬
‫حق‌الزحم پيمانكار تأديه‌ و درصد معيني‌‬
‫از مخارج‌ مزبور يا حق‌الزحمه‌‬
‫ه‌‬
‫مبتني‌بر ثابتي‌ نيز به‌ پيمانكار پرداخت‌‬
‫مخارج‌)‌‬
‫شود‬

‫‪Cost plus‬‬
‫‪contract‬‬

‫پيماني‌ است‌ كه‌ براي‌ طراحي‌‪ ،‬استاندار‬
‫توليد يا ساخت‌ يك‌ دارايي‌‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬
‫منفرد قابل‌ ملحظه‌ يا ارائـه‌‬
‫خدمات‌ (يا تركيبي‌ از داراييها‬
‫يا خدمات‌ كه‌ تواما ً يك‌ پروژه‌‬
‫را تشكيل‌ دهد) منعقد مي‌شود‬
‫ت زمان‌ لزم‌ براي‌ تكميل‌‬
‫و مد ‌‬
‫ً‬
‫ن است‌ كه‌‬
‫پيمان‌ عمدتا چنا ‌‬
‫فعاليت‌ پيمان‌ در دوره‌هاي‌‬
‫مالي‌ متفاوت‌ قرار مي‌گيرد ‪.‬‬
‫ن استاندارد‪،‬‬
‫پيماني‌ كه‌ طبق‌ اي ‌‬
‫ي مي‌گردد‪،‬‬
‫بلندمدت‌ تلق ‌‬
‫معمول ً در طول‌ مدتي‌ بيش از‬
‫يكسال‌ انجام‌ خواهد شد ‪.‬‬
‫با اين حال‌‪ ،‬مدت‌ بيش از‬
‫يكسال‌‪ ،‬مشخصه‌ اصلي‌ يك‌‬
‫پيمان‌ بلندمدت‌ نيست‌ ‪ .‬برخي‌‬
‫ت كمتر از‬
‫پيمانهاي‌ با مد ‌‬

‫‪Construction‬‬
‫‪contract‬‬

‫پيما ‌‬
‫ن‬
‫بلندمد ‌‬
‫ت‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪10‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫يكسال‌‪ ،‬هرگاه‌ از نظر فعاليت‌‬
‫دوره‌‪ ،‬داراي‌ چنان‌ اهميت‌‬
‫ي باشد كه‌ عدم‌ انعكاس‌‬
‫نسب ‌‬
‫درآمد و هزينه‌ عملياتي‌ و سود‬
‫مربوط‌ به‌ آن‌ منجر به‌ مخدوش‌‬
‫شدن‌ درآمد و هزينه‌ عملياتي‌‬
‫و نتايج‌ دوره‌ و عدم‌ ارائـه‌‬
‫تصويري‌ مطلوب‌ توسط‌‬
‫ي گردد‪ ،‬بايد‬
‫صورتهاي‌ مال ‌‬
‫به عنوان‌ پيمان‌ بلندمدت‌‬
‫محسوب‌ شود‪ ،‬مشروط‌ بر‬
‫ه در واحد‬
‫اينكه‌ رويـه‌ متخذ ‌‬
‫تجاري‌ از سالي‌ به‌ سال‌ ديگر‬
‫به طور يكنواخت‌ اعمال‌ گردد‬
‫پيما ‌‬
‫ن‬
‫مقطو ‌‬
‫ع‬

‫پيمان‌ بلند مدتي‌ است‌ كه‌ ب ‌‬
‫ه‬
‫ن پيمانكار با يك‌ مبلغ‌‬
‫موجب‌ آ ‌‬
‫مقطوع‌ براي‌ كل‌ پيمان‌ يا يك‌‬
‫نرخ‌ ثابت‌ براي‌ هر واحد‬
‫موضوع‌ پيمان‌ كه‌ در برخي از‬
‫موارد ممكن‌ است‌ براساس‌‬
‫موادي‌ خاص‌ مشمول‌ تعديل‌‬
‫قرار گيرد‪ ،‬توافق‌ مي‌كند‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬

‫‪Fixed price‬‬
‫‪contract‬‬

‫ت‬
‫تاریخ‬
‫تأیید‬
‫صورتها‬
‫ی مالی‬

‫تاریخی است که مدیریت‪،‬‬
‫صورتهای مالی را به‌طور‬
‫رسمی و برای آخرین بار‬
‫به‌منظور انتشار‪ ،‬تأیید می‌کند‪.‬‬
‫تاریخ تأیید صورتهای مالی‬
‫تلفیقی‪ ،‬تاریخی است که‬
‫صورتهای مالی یاد شده‬
‫توسط مدیریت واحد تجاری‬
‫اصلی به‌منظور انتشار تأیید‬
‫می‌شود‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪11‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 5‬بند ‪3‬‬

‫‪Date of‬‬
‫‪authorization for‬‬
‫‪issue‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫تاري ‌‬
‫خ‬
‫تحصي ‌‬
‫ل‬

‫تاريخي‌ است‌ كه‌ در آن‪ ،‬كنترل‌‬
‫خالص‌ داراييها و عمليات‌ واحد‬
‫تحصيل‌شده‌ به‌ طور مؤثر به‌‬
‫واحد تحصيل‌كننده‌ انتقال‌‬
‫مي‌يابد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪9‬‬

‫‪Acquisition date‬‬

‫تاريخ‬
‫شروع‬
‫پوشش‬
‫بیمه‌ای‬

‫عبارت است از تاریخ شروع‬
‫پذیرش خطر توسط بیمه‌گر‬
‫طبق قرارداد بیمه‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Attachment date‬‬

‫تجديد‬
‫ساختار‬

‫برنامه‌اي است که توسط‬
‫مديريت طراحي و کنترل‬
‫مي‌شود و در دامنه فعاليت‬
‫واحد تجاري و يا شيوه انجام‬
‫آن فعاليت‪ ،‬تغييرات با اهميتي‬
‫ايجاد مي‌کند‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Restructuring‬‬

‫تحقيق‬

‫پژوهشي نو و برنامه‌ريزي‬
‫شده است که با هدف کسب‬
‫دانش علمي يا فني جديد‬
‫انجام مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Research‬‬

‫تركيب‌‬
‫تجاري‌‬

‫استاندار‬
‫تجميع واحدها يا فعاليتهاي‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫تجاري جداگانه در قالب‬
‫يک شخصيت اقتصادي است که ‪9‬‬
‫براثر کسب کنترل خالص‬
‫داراييها و عمليات واحد ديگر‬
‫پديد مي‌آيد‬

‫‪Business‬‬
‫‪combination‬‬

‫تسعير‬

‫فرايندي‌ است‌ كه‌ از طريق‌ آن‌‪ ،‬استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫اطلعات‌ مالي‌ مبتني بر ارز‪،‬‬
‫برحسب‌ واحد پول‌ گزارشگري‌ ‪7‬‬
‫بيان‌ شود‪ .‬واژه‌ تسعير‪،‬‬
‫گزارش‌ معاملت‌ منفرد ارزي‌‬
‫برحسب‌ واحد پول‌ گزارشگري‌‬
‫و همچنين‌ برگردان‌ يك‌‬

‫‪Exchange‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪12‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ه كامل‌ صورتهاي‌ مالي‌‬
‫مجموع ‌‬
‫تهيه‌ شده‌ بر حسب‌ ارز به‌‬
‫واحد پول‌ گزارشگري‌ را در بر‬
‫مي‌گيرد‪.‬‬

‫تعديل ‌‬
‫ت‬
‫سنواتي‌‬

‫تعديلتي‌ با اهميت‌ است‌ كه‌ ب ‌‬
‫ه‬
‫ل مربوط‌ مي‌شود و‬
‫سنوات‌ قب ‌‬
‫از تغيير در رويه‌ حسابداري‌ يا‬
‫ي مي‌گردد‪.‬‬
‫اصلح‌ اشتباه‌ ناش ‌‬
‫تعديلت‌ سنواتي‌‪ ،‬اصلحات‌‬
‫تكرار شونده‌ معمول‌ و تعديل‌‬
‫براوردهاي‌ انجام‌ شده‌ در‬
‫سنوات‌ قبل‌ را شامل‌‬
‫نمي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 6‬بند ‪2‬‬

‫‪Prior period‬‬
‫‪adjustments‬‬

‫تعهد‬
‫عرفي‬

‫تعهدي است ناشی از اقدامات استاندار‬
‫واحد تجاري در مواردی که‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬
‫واحد تجاري با توجه به نحوه‬
‫عمل خود در گذشته‪،‬‬
‫سیاستهاي اعلم شده يا‬
‫آئين‌نامه‌هاي جاري کاملً‬
‫مشخص‪ ،‬به ساير اشخاص‬
‫نشان داده است که‬
‫مسئوليتهاي‌ خاصي را خواهد‬
‫پذيرفت‪ ،‬و در نتيجه‪ ،‬واحد‬
‫تجاري انتظاري بجا براي آنها‬
‫ايجاد کرده است که‬
‫مسئوليتهاي خود را ايفا‬
‫خواهد کرد‬

‫‪Constructive‬‬
‫‪obligation‬‬

‫تعهد‬
‫قانوني‬

‫استاندار‬
‫تعهدي است که از قرارداد يا‬
‫الزامات قانونی ناشي مي‌شود د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Legal obligation‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪13‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫تفاوت‌‬
‫تسعير‬

‫عبارت‌ است‌ از تفاوت‌‬
‫ناشي از تسعير ميزان‌ معيني‌‬
‫از يك‌ ارز به‌ واحد پول‌‬
‫گزارشگري‌ با نرخهاي‌تسعير‬
‫متفاوت‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Exchange‬‬
‫‪difference‬‬

‫تلفيق‌‬

‫فرايند تعديل‌ و تركيب‌‬
‫اطلعات‌ صورتهاي‌ مالي‌‬
‫جداگانه‌ يك‌ واحد تجاري‌ اصلي‌‬
‫و صورتهاي مالي واحدهاي‌‬
‫تجاري‌ فرعي‌ آن‌ به‌ منظور‬
‫تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌‬
‫ت مالي‌ گروه‌‬
‫است كه‌ اطلعا ‌‬
‫ه عنوان‌ شخصيت‌ اقتصادي‌‬
‫را ب ‌‬
‫واحد ارائه‌ مي‌كند‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Consolidation‬‬

‫توسعه‬

‫بکارگيري دستاوردهاي‬
‫تحقيقاتي يا ساير دانشها‬
‫در قالب يک برنامه يا طرح‬
‫براي توليد مواد‪ ،‬تجهيزات‪،‬‬
‫محصولت‪ ،‬فرايندها‪،‬‬
‫سيستمها يا خدمات جديد‪ ،‬يا‬
‫بهسازي اساسي مواردي که‬
‫قبل ً توليد يا ارائه گرديده و يا‬
‫استقرار يافته است‪ ،‬پيش از‬
‫آغاز توليد يا کاربرد تجاري‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Development‬‬

‫تولید‬
‫كشاورز‬
‫ي‌‬

‫عبارت‌ است‌ از محصول‌‬
‫برداشت‌ شده‌ از داراييهاي‌‬
‫زيستي‌ واحد تجاري‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Agricultural‬‬
‫‪produce‬‬

‫ج‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪14‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Cash flow‬‬

‫جريـا ‌‬
‫ن‬
‫وجه نقد‬

‫عبارت‌ است‌ از افزايش‌ يـا‬
‫كاهش‌ در مبلـغ‌ وجه نقد‬
‫ناشي از معاملت با اشخاص‌‬
‫حقيقي‌ يا حقوقي‌ مستقل‌ از‬
‫شخصيت‌ حقوقي‌ واحـد‬
‫تجـاري‌ و ناشي از سايـر‬
‫رويدادها‬

‫ي به‌ آن‌ دسته‌ از جريانها ‌‬
‫ي‬
‫جريانها ‌‬
‫نقدي‌‬
‫ي وجه نقد‬
‫ورودي‌ و خروج ‌‬
‫استثنايي اطلق‌ مي‌شود كه‌ داراي‌‬
‫اهميت‌ نسبي‌ است‌‪ ،‬از‬
‫فعاليتهاي‌ عادي‌ واحد تجاري‌‬
‫ناشي‌ مي‌شود و اقلمي‌ را‬
‫در بر مي‌گيرد كه‌ به منظور‬
‫ه تصويري‌ مطلوب‌ از‬
‫ارائـ ‌‬
‫انعطاف‌ پذيري‌ واحد تجاري‌‪،‬‬
‫افشاي‌ جداگانه‌ آنها به‌ لحاظ‌‬
‫استثنايي‌ بودن‌ ماهيت‌ يا وقوع‌‬
‫ضرورت‌ مي‌يابد‪ .‬اين‌ اقلم‌‬
‫لزوما ً با اقلم‌ استثنايي‌ مندرج‌‬
‫در صورت‌ سود و زيان‌ ارتباط‌‬
‫ندارد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Exceptional‬‬
‫‪(Special) cash‬‬
‫‪flows‬‬

‫ي به‌ آن‌ دسته‌ از جريانها ‌‬
‫ي‬
‫جريانها ‌‬
‫نقدي‌‬
‫ي وجه نقد‬
‫ورودي‌ و خروج ‌‬
‫غيرمترق اطلق‌ مي‌شود كه‌ داراي‌‬
‫به‌‬
‫اهميت‌ نسبي‌ است‌‪ ،‬از‬
‫رويدادهاي‌ خارج‌ از فعاليتهاي‌‬
‫عادي‌ واحد تجاري‌ ناشي‌‬
‫مي‌شود و اقلمي‌ را در‬
‫برمي‌گيرد كه‌ به منظور ارائه‌‬
‫تصويري‌ مطلوب‌ از‬
‫انعطاف‌ پذيري‌ واحد تجاري‌‪،‬‬
‫افشاي‌ جداگانه‌ آنها به‌ لحاظ‌‬
‫غير مترقبه‌ بودن‌ ماهيت‌ يا‬
‫وقوع‌ آنها ضرورت‌ مي‌يابد‪.‬‬
‫اين‌ اقلم‌ معمول ً با اقلم‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Extraordinary‬‬
‫‪cash flows‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪15‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫غير مترقبه‌ مندرج‌ در صورت‌‬
‫سود و زيان‌ ارتباط‌ دارد‬

‫ن استاندارد شامل‌‬
‫ي در اي ‌‬
‫جريانها ‌‬
‫وجه نقد جريانهاي‌ نقدي‌ ورودي‌ و‬
‫ناشي از خروجي‌ ناشي از فعاليتهاي‌‬
‫فعاليتها عملياتي‌ به‌ شرح‌ تعريف‌ مندرج‌‬
‫در همين‌ بند و نيز آن‌ دسته‌ از‬
‫ي‌‬
‫ت كه‌‬
‫عملياتي جريانهاي‌ نقدي‌ اس ‌‬
‫ماهيتا ً به‌ طور مستقيم‌ قابل‌‬
‫ارتباط‌ با ساير طبقات‌‬
‫جريانهاي‌ نقدي‌ صورت‌ جريان‌‬
‫وجوه نقد نباشد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Cash flows‬‬
‫‪arising from‬‬
‫‪operating‬‬
‫‪activities‬‬

‫ح‬
‫حداقل‌‬
‫مبالغ‌‬
‫اجاره‬

‫عبارت‌ است‌ از مبالغي‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫اجاره‌كننده‌ بايد در طول‌ دوره‌‬
‫ه بپردازد يا از وي‌ انتظار‬
‫اجار ‌‬
‫مي‌رود كه‌ پرداخت‌ كند‬
‫(به استثناي‌ مخارج‌ ماليات‌‪،‬‬
‫ت كه‌‬
‫نگهداري‌ دارايي‌ و خدما ‌‬
‫به عهده‌ اجاره‌دهنده‌ است‌)‬
‫به اضافه‌‪:‬‬
‫الف‪ .‬در ارتباط‌ با اجاره‌كننده‌‪،‬‬
‫هر مبلغي‌ كه‌ توسط‌ وي‌ يا هر‬
‫شخص‌ وابسته‌ به‌ وي‌ تضمين‌‬
‫شده‌ است‌‪ ،‬يا‬
‫ب‪ .‬در ارتباط‌ با اجاره‌دهنده‌‪،‬‬
‫هر گونه ارزش باقی مانده که‬
‫پرداخت آن توسط اجاره کننده‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪16‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Minimum lease‬‬
‫‪payments‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫یا شخص ثالثی به اجاره دهنده‬
‫تضمین شده باشد‬
‫حق بيمه‬

‫مبلغی است که بیمه‌گر‬
‫در ازای پذیرش خطر طبق‬
‫قرارداد بیمه از بیمه‌گذار‬
‫مطالبه می‌کند‪.‬‬

‫حق‌ تقدم‌ به موجب‌ ماده‌ ‪ 166‬اصلحيه‌‬
‫قانون‌ تجارت‌‪ ،‬حقي‌ است‌‬
‫قابل‌ نقل‌ و انتقال‌ كه‌ در‬
‫زمان‌ خريد سهام‌ جديد توسط‌‬
‫صاحبان‌ سهام‌ واحد تجاري‌ به‌‬
‫نسبت‌ سهامي‌ كه‌ مالكند‬
‫به‌ ايشان‌ تعلق‌ مي‌گيرد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Premium‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Options,‬‬
‫‪warrants and‬‬
‫‪their equivalents‬‬

‫خ‬
‫خال ‌‬
‫ص‬
‫ارزش‌‬
‫فروش‌‬

‫عبارت‌ است‌ از بهاي‌ فرو ‌‬
‫ش‬
‫(بعد از كسر تخفيفات‌ تجاري‌‬
‫ولي‌ قبل‌ از تخفيفات‌ مربوط‌‬
‫به‌ تسويه‌ حساب‌) پس‌ از كسر‪:‬‬
‫الف‪ .‬مخارج‌ براوردي‌ تكميل‌‪ ،‬و‬
‫ب‪ .‬مخارج‌ براوردي‌ بازاريابي‌‪،‬‬
‫فروش‌ و توزيع‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 8‬بند ‪3‬‬

‫‪Net realizable‬‬
‫‪value‬‬

‫خالص‬
‫ارزش‬
‫فروش‬

‫مبلغ وجه نقد يا معادل نقد که‬
‫از طريق فروش دارايي‬
‫در شرايط عادي و پس از کسر‬
‫کليه هزينه‌هاي مرتبط با‬
‫فروش حاصل مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Net selling price‬‬

‫خال ‌‬
‫ص‬
‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌ در‬
‫يك‌ واحد‬

‫عبارت‌ است‌ از سهم‌ واحد‬
‫تجاري‌ گزارشگر در خالص‌‬
‫داراييهاي‌ آن‌ واحد مستقل‌‬
‫خارجي‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Net investment‬‬
‫‪in a foreign‬‬
‫‪entity‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪17‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫مستقل‌‬
‫خارجي‬
‫خسارت‬

‫عبارت است از مبلغ قابل‬
‫پرداخت در اثر وقوع حوادث‬
‫تحت پوشش قرارداد بيمه‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Claim‬‬

‫خويشاون‬
‫دان‬
‫نزديک‬

‫خويشاوند نسبي و سببي فرد‬
‫که انتظار می‌رود در معامله با‬
‫واحد تجاری‪ ،‬وی را تحت نفوذ‬
‫قرار دهد یا تحت نفوذ وی‬
‫واقع شود که معمول ً شامل‬
‫خويشاوندان نسبي و سببي‬
‫طبقه‌اول تا سوم است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Close members‬‬
‫‪of the family of‬‬
‫‪an individual‬‬

‫د‬
‫دارايي‌‬

‫حقوق‌ نسبت‌ ب ‌‬
‫ه‬
‫منافع‌اقتصادي‌ آتي‌ يا ساير‬
‫راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌ به‌‬
‫آن‌ منافع‌ كه‌ درنتيجه‌ معاملت‌‬
‫يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ به‌‬
‫كنترل‌ واحدتجاري‌ درآمده‌‬
‫است‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Asset‬‬

‫دارايي‬
‫احتمالي‬

‫يک دارايي غیرقطعی است که استاندار‬
‫از رويدادهاي گذشته ناشي‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬
‫مي‌شود و وجود آن تنها از‬
‫طريق وقوع يا عدم وقوع يک‬
‫يا چند رويداد نامشخص آتي که‬
‫بطور کامل تحت کنترل واحد‬
‫تجاري نيست‪ ،‬تأييد خواهد شد‬

‫‪Contingent asset‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Tangible fixed‬‬
‫‪asset‬‬

‫دارايي‌‬
‫ثابت‬
‫مشهود‬

‫به‌ دارايي مشهودي ‌اطلق‬
‫مي‌شود که‪:‬‬
‫الف‪ .‬به منظور استفاده در‬
‫توليد يا عرضه کالها يا‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪18‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫خدمات‪ ،‬اجاره به ديگران يا‬
‫براي مقاصد اداري توسط‬
‫واحد تجاري نگهداري مي‌شود‪،‬‬
‫و‬
‫ب‪ .‬انتظار مي‌رود بيش از يک‬
‫دوره مالي مورد استفاده قرار‬
‫گيرد‬
‫داراي ‌‬
‫ي‬
‫زيستي‬

‫عبارت‌ است‌ از حيوان‌ يا گياه‌‬
‫زنده‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Biological asset‬‬

‫داراي ‌‬
‫ي‬
‫زيستي‌‬
‫غير مولد‬

‫به‌ طبقه‌اي‌ از داراييهاي‌‬
‫زيستي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ واجد‬
‫ه براي‌‬
‫شرايط‌ تعيين‌ شد ‌‬
‫ي مولد نيست‌‪.‬‬
‫داراييهاي‌ زيست ‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Consumable‬‬
‫‪biological assets‬‬

‫داراي ‌‬
‫ي‬
‫زيستي‌‬
‫مولد‬

‫عبارت‌ است‌ از يك‌ دارايي‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫به‌قصد توليد مثل‌‪ ،‬اصلح‌ نژاد‬
‫و يا توليد كشاورزي‌ ‪ ،‬با حفظ‌‬
‫حيات‌ دارايي‌ زيستي‌ ‪،‬‬
‫نگهداري‌ مي‌شود و قابليت‌‬
‫برداشت‌ در بيش‌ از يك‌ سال‌ را‬
‫دارد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Mature‬‬
‫‪(productive, or‬‬
‫)‪bearer‬‬
‫‪biological assets‬‬

‫داراي ‌‬
‫ي‬
‫نامشهود‬

‫يك‌ دارايي‌ قابل تشخيص‬
‫غيرپولي‌ و فاقد ماهيت‌عيني‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Intangible asset‬‬

‫دارايي‌‬
‫واجد‬
‫ط‬
‫شراي ‌‬

‫ت كه‌‬
‫يك‌ دارايي‌ اس ‌‬
‫آماده‌ سازي‌ آن‌ جهت‌ استفاد ‌‬
‫ه‬
‫ش الزاماً‬
‫مورد انتظار يا فرو ‌‬
‫مدت‌ زيادي‌ طول‌ مي‌كشد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 13‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Qualifying asset‬‬

‫داراييها‬
‫ي‌ پولي‬

‫وجه‌ نقد و داراييهايي‌ كه‌ قرار‬
‫است‌ به مبلغ‌ ثابت‌ يا قابل‌‬
‫تعييني‌ از وجه‌ نقد دريافت‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬و‬

‫‪Monetary assets‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪19‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪9‬‬

‫داراييها‬
‫ي‌‬
‫قسمت‌‬

‫ي كه‌‬
‫عبارت‌ است‌ از داراييهاي ‌‬
‫به طور مستقيم‌ قابل‌ انتساب‌‬
‫يا بر مبنايي‌ منطقي‌ قابل‌‬
‫ه فعاليتهاي‌ عملياتي‌‬
‫تخصيص‌ ب ‌‬
‫قسمت‌ باشد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Segment assets‬‬

‫درآمد‬
‫حق امتيا‬
‫ز‬

‫ه از‬
‫مبالغي‌ كه‌ بابت‌ استفاد ‌‬
‫داراييهاي‌ غيرجاري‌ واحد‬
‫تجاري‌ نظير امتياز ساخت‌‪،‬‬
‫عليم‌ تجاري‌‪ ،‬حق‌ انتشار و‬
‫نرم‌افزار رايانه‌اي‌ مطالبه‌‬
‫مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 3‬بند ‪6‬‬

‫‪Royalties‬‬

‫درآمد‬
‫عمليات ‌‬
‫ي‬

‫عبارت‌ است‌ از افزايش‌ در‬
‫حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌‪ ،‬بجز‬
‫ه صاحبان‌‬
‫موارد مرتبط‌ با آورد ‌‬
‫سرمايه‌‪ ،‬كه‌ از فعاليتهاي‌‬
‫اصلي‌ و مستمر واحد تجاري‌‬
‫ناشي‌ شده‌ باشد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 3‬بند ‪8‬‬

‫‪Revenue‬‬

‫درآمد‬
‫عملياتي‌‬
‫قسمت‬

‫عبارت‌ است‌ از درآمد حاصل‌ از استاندار‬
‫فعاليتهاي‌ اصلي‌ و مستمر كه‌ د ‪ 25‬بند‬
‫مستقيما ً قابل‌ انتساب‌ يا‬
‫‪6‬‬
‫برمبنايي‌ منطقي‌‪ ،‬قابل‌‬
‫تخصيص‌ به‌ قسمت‌ است‌ اعم‌‬
‫از اينكه‌ از فروش‌ به‌ مشتريان‌‬
‫برون‌ سازماني‌ يا معاملت‌ با‬
‫ن واحد‬
‫ساير قسمتهاي‌ هما ‌‬
‫تجاري‌ ناشي ‌شده‌ باشد‪.‬‬

‫‪Segment‬‬
‫‪revenue‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Unearned‬‬
‫‪finance income‬‬

‫ت بين‌‪:‬‬
‫عبارت‌ است‌ از تفاو ‌‬
‫درآمد‬
‫الف‪ .‬مجموع‌ حداقل‌ مبالغ‌‬
‫مالي‌‬
‫ه مربوط‌ به‌ قرارداد اجاره‌‬
‫كسب‌ نش اجار ‌‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪20‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ده‌‬

‫سرمايه‌اي‌ از ديد اجاره‌دهنده‌ و‬
‫هر گونه‌ ارزش‌ باقيمانده‌‬
‫تضمين‌ نشده‌اي‌ كه‌ به‌ وي‌‬
‫تعلق‌ مي‌گيرد‪ ،‬و‬
‫ب‪ .‬ارزش‌ فعلي‌ مبلغ‌ ياد شده‌‬
‫در بند “ الف‌“ با نرخ‌ ضمني‌‬
‫سود تضمين‌شده‌ اجاره‌‪.‬‬

‫دگرديس‬
‫ي‌‬

‫شامل‌ فرايندهاي‌ رشد‪ ،‬تحليل‌‪ ،‬استاندار‬
‫توليد و توليد مثل‌ است‌ كه‌ ب ‌‬
‫ه‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫مي‌ دارايي‌ ‪5‬‬
‫تغييرات‌ كيفي‌ يا ك ّ‬
‫زيستي‌ مي‌انجامد‪.‬‬

‫‪Biological‬‬
‫‪transformation‬‬

‫دور ‌‬
‫ه‬
‫اجاره‌‬

‫ه غيرقاب ‌‬
‫ل‬
‫عبارت‌ از دور ‌‬
‫فسخي‌ است‌ كه‌ اجاره‌كننده‌‪،‬‬
‫دارايي‌ مورد نظر را براي‌ آن‌‬
‫دوره‌ اجاره‌ كرده‌ است‌‬
‫ه هر مدت‌ زمان‌ ديگري‌‬
‫به اضاف ‌‬
‫كه‌ اجاره‌كننده‌ اختيار دارد‬
‫اجاره‌ آن‌ دارايي‌ را با پرداخت‌‬
‫يا بـدون‌ پرداخت‌ مبلغ‌ اضافـي‌‬
‫ادامه‌ دهد و در آغاز اجاره‌‬
‫اطمينان‌ معقولي‌ وجود داشته‌‬
‫باشد كه‌ اجاره‌كننده‌ از اين‌‬
‫اختيار استفاده‌ خواهد كرد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Lease term‬‬

‫دور ‌‬
‫ه‬
‫مياني‌‬

‫دوره‌ مالي‌ گزارشگري‌ كوتاه‌تر استاندار‬
‫از يك‌ سال‌ مالي‌ است‬
‫د ‪ 22‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Interim period‬‬

‫دولت‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 10‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Government‬‬

‫متشكل‌ است‌ از وزارتخانه‌ها‪،‬‬
‫مؤسسات‌ دولتي‪ ،‬نهادها و‬
‫ارگانهاي‌ دولتي‌‪ ،‬شركتهايي‌‬
‫كه‌ بيش از ‪ %50‬سرمايه‌ آنها‬
‫متعلق‌ به‌ دولت‌ است‌ و ساير‬
‫مؤسساتي‌ كه‌ به موجب‌‬
‫قوانين‌ موضوعه‌‪ ،‬دولتي‌‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪21‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫شناخته‌ مي‌شود‬

‫ذ‬
‫ذخيره‬

‫استاندار‬
‫نوعی بدهي است که زمان‬
‫تسویه و يا تعیین مبلغ آن توأم د ‪ 4‬بند ‪7‬‬
‫با ابهام نسبتا ً قابل توجه‬
‫است‬

‫‪Provision‬‬

‫ر‬
‫رو ‌‬
‫ش‬
‫ارزش‌‬
‫ه‬
‫ويژ ‌‬

‫يك‌ روش‌ حسابداري‌ است‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫براساس‌ آن‌ سرمايه‌گذاري‌ در‬
‫ه بهاي‌‬
‫تاريخ‌ تحصيل‌ ب ‌‬
‫ه ثبت‌ مي‌شود و پس‌‬
‫تمام‌شد ‌‬
‫ن بابت‌ تغيير در سهم‌ واحد‬
‫از آ ‌‬
‫سرمايه‌گذار از خالص‌‬
‫داراييهاي‌ واحد سرمايه‌پذير‬
‫پس‌ از تاريخ‌ تحصيل‌‪ ،‬تعديل‌‬
‫مي‌شود‪ .‬سهم‌ واحد‬
‫سرمايه‌گذار از نتايج‌ عملكرد‬
‫واحد سرمايه‌پذير در صورت‌‬
‫سود و زيان‌ منعكس‌ مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Equity method‬‬

‫رو ‌‬
‫ش‬
‫ارزش‌‬
‫ه‬
‫ويژ ‌‬

‫استاندار‬
‫يك‌ روش‌ حسابداري‌ است‌ كه‌‬
‫براساس‌ آن‌ سهم‌ شريك‌ خاص‌ د ‪ 23‬بند‬
‫در واحد تجاري‌ تحت‌ كنترل‌‬
‫‪2‬‬
‫مشترك‌ ابتدا به‌ بهاي‌ تمام‌شده‌‬
‫ن بابت‌‬
‫ثبت‌ مي‌شود و پس‌ از آ ‌‬
‫تغيير درسهم‌ وي‌ از خالص‌‬
‫داراييهاي‌ واحد تجاري‌ تحت‌‬
‫كنترل‌ مشترك‌ تعديل‌ مي‌گردد‪.‬‬
‫سهم‌ شريك‌ خاص‌ از نتايج‌‬
‫عملكرد واحد تجاري‌ تحت‌‬
‫كنترل‌ مشترك‌ در صورت‌ سود‬
‫و زيان‌ منعكس‌ مي‌شود‪.‬‬

‫‪Equity method‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪22‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Proportionate‬‬
‫‪consolidation‬‬

‫رو ‌‬
‫ش‬
‫ارزش‌‬
‫ويژه‌‬
‫ص‬
‫ناخال ‌‬

‫نوعي‌ روش‌ ارزش‌ ويژه‌ است‌‬
‫م شريك‌‬
‫كه‌ به موجب‌ آن‌ سه ‌‬
‫خاص‌ به‌ تفكيك‌ مجموع‌‬
‫داراييها و مجموع‌ بدهيهاي‌‬
‫مشاركت‌ خاص‌ كه‌‬
‫تشكيل‌دهنده‌ مبلغ‌ خالص‌‬
‫سرمايه‌گذاري‌ وي‌ است‌ در‬
‫ترازنامه‌ و سهم‌ وي‌ از‬
‫درآمدهاي‌ عملياتي‌ مشاركت‌‬
‫خاص‌ در صورت‌ سود و زيان‌‬
‫منعكس‌ مي‌شود ‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Cost‬‬

‫رویدادها‬
‫ی بعد از‬
‫تاریخ‬
‫ترازنامه‬

‫رویدادهای مطلوب و‬
‫نامطلوبی است که بین تاریخ‬
‫ترازنامه و تاریخ تأیید‬
‫صورتهای مالی رخ می‌دهد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 5‬بند ‪3‬‬

‫‪Events after the‬‬
‫‪balance sheet‬‬

‫رویدادها‬
‫ی‬
‫تعدیلی‬
‫بعد از‬
‫تاریخ‬
‫ترازنامه‬

‫رویدادهایی که شواهدی‬
‫در‌ ‌مورد شرایط موجود در‬
‫تاریخ ترازنامه فراهم می‌کند‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 5‬بند ‪3‬‬

‫‪Adjusting events‬‬
‫‪after the balance‬‬
‫‪sheet date‬‬

‫يك‌ روش‌ حسابداري‌ است‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫روش‌‬
‫براساس‌ آن‌ سرمايه‌گذاري‌ به‌‬
‫بهاي‌‬
‫تمام‌شده‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ ثبت‌ مي‌شود‪.‬‬
‫در اين‌ روش‌‪ ،‬واحد‬
‫سرمايه‌گذار‪ ،‬سود حاصل‌ از‬
‫سرمايه‌گذاري‌ را تنها‬
‫تا ميزاني‌ به عنوان‌ درآمد‬
‫شناسايي‌ مي‌كند كه‌ از محل‌‬
‫ه واحد‬
‫سودهاي‌ خالص‌ انباشت ‌‬
‫سرمايه‌پذير بعد از تاريخ‌‬
‫تحصيل‌ سرمايه‌گذاري‌‪ ،‬دريافت‌‬
‫مي‌شود‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪23‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫رویدادها‬
‫ی‬
‫غیرتعدیل‬
‫ی بعد از‬
‫تاریخ‬
‫ترازنامه‬

‫رویدادهایی که بیانگر شرایط‬
‫ایجاد شده بعد از تاریخ‬
‫ترازنامه است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 5‬بند ‪3‬‬

‫‪Non-adjusting‬‬
‫‪events after the‬‬
‫‪balance sheet‬‬
‫‪date‬‬

‫رويداد‬
‫تعهدآور‬

‫رويدادي است که تعهدي‬
‫قانوني يا عرفي ايجاد مي‌کند‬
‫به‌گونه‌ای که واحد تجاري ملزم‬
‫به تسویه آن باشد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Obligating event‬‬

‫ز‬
‫زيا ‌‬
‫ن‬
‫كاهش‌‬
‫ارزش‌‬

‫مازاد مبلغ دفتري‌ يک دارايي‬
‫نسبت‌ به‌ مبلغ بازيافتني‌ آن‬

‫زيانهايي‌ است‌ كه‌ انتظار‬
‫زيانهاي‌‬
‫مي‌رود در طول‌ مدت‌ پيمان‌‬
‫قابل‌‬
‫ب مبالغ‌‬
‫پيش‌بيني‌ ايجاد شود (با احتسا ‌‬
‫براوردي‌ هزينه‌ كارهاي‌‬
‫اصلحي‌ و تضميني‌ و هرگونه‌‬
‫هزينه‌هاي‌ مشابهي‌ كه‌ تحت‌‬
‫شرايط‌ پيمان‌ قابل‌ بازيافت‌‬
‫نيست‌) ‪ .‬مبلغ‌ زيان‌ مذكور‬
‫بدون‌ توجه‌ به‌ موارد زير‬
‫براورد مي‌شود‪:‬‬
‫الف‪ .‬شروع‌ يا عدم‌ شروع‌ كار‬
‫پيمان‌‬
‫ب‪ .‬حصه‌اي‌ از كار كه‌ تا تاريخ‌‬
‫ترازنامه‌ انجام‌ شده‌ است‬
‫ج‪ .‬ميزان‌ سودي‌ كه‌ انتظار‬
‫مي‌رود از پيمانهاي‌ ديگر (به‌‬
‫ي كه‌ طبق‌‬
‫استثناي‌ پيمانهاي ‌‬
‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪24‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Impairment loss‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬

‫‪Expected losses‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫بند ‪ 6‬پيمان‌ واحد تلقي‌‬
‫مي‌شود) حاصل‌ شود‬
‫س‬
‫سرمايه‌گ‬
‫ذار‬

‫در مشاركت‌ خاص‌ يكي‌ از‬
‫طرفهاي‌ مشاركت‌ خاص‌ است‌‬
‫كه‌ بر آن‌ كنترل‌ مشترك‌ ندارد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Investor in a‬‬
‫‪joint venture‬‬

‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬

‫استاندار‬
‫نوعي‌ دارايي‌ است‌ كه‌ واحد‬
‫سرمايه‌گذار براي‌ افزايش‌‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫مناف ‌‬
‫ع اقتصادي‌ از طريق‌ توزيع‌ ‪5‬‬
‫منافع‌ (به‌ شكل‌ سود سهام‌‪،‬‬
‫سود تضمين‌ شده‌ و اجاره‌)‪،‬‬
‫افزايش‌ ارزش‌ يا ساير مزايا‬
‫(مانند مزاياي‌ ناشي از‬
‫مناسبات‌ تجاري‌) نگهداري‌‬
‫مي‌كند‬

‫‪Investment‬‬

‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬
‫بلندمدت‬

‫به‌ طبقه‌اي‌ از سرمايه‌گذاريها‬
‫گفته‌ مي‌شود كه‌ به قصد‬
‫استفاده‌ مستمر در فعاليتهاي‌‬
‫واحد تجاري‌ نگهداري‌ شود‪ .‬يك‌‬
‫سرمايه‌گذاري‌ هنگامي‌‬
‫به عنوان‌ دارايي‌ غيرجاري‌‬
‫طبقه‌بندي‌ مي‌شود كه‌ قصد‬
‫نگهداري‌ آن‌ براي‌ مدت‌‬
‫طولني‌ به وضوح‌ قابل‌ اثبات‌‬
‫باشد يا توانايي‌ واگذاري‌ آن‌‬
‫ط سرمايه‌گذار مشمول‌‬
‫توس ‌‬
‫محدوديتهايي‌ باشد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Long-term‬‬
‫‪investment‬‬

‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬
‫جاري‌‬

‫به‌ طبقه‌اي‌ از سرمايه‌گذاريها‬
‫گفته‌ مي‌شود كه‌‬
‫سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ نباشد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Current‬‬
‫‪investment‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪25‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Net investment‬‬
‫‪in the lease‬‬

‫سرمايه‌گ عبارت‌ است‌ از سرمايه‌گذاري‌‬
‫ناخالص‌ در اجاره‌ پس‌ از كسر‬
‫ذاري‌‬
‫خالص‌ در درآمد مالي‌ كسب‌ نشده‌‪.‬‬
‫اجاره‬
‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌ در‬
‫املك‌‬

‫عبارت‌ از سرمايه‌گذاري‌ در‬
‫زمين‌ يا ساختماني‌ است‌ كه‌‬
‫ن به‌‬
‫عمليات‌ ساخت‌ و توسعه‌ آ ‌‬
‫اتمام‌ رسيده‌ و به‌ جهت‌ ارزش‌‬
‫بالقوه‌اي‌ كه‌ ازنظر‬
‫سرمايه‌گذاري‌ دارد و نه‌‬
‫به قصد استفاده‌ توسط‌ واحد‬
‫تجاري‌ سرمايه‌گذار يا‬
‫شركتهاي‌ همگروه‌ آن‌‪،‬‬
‫نگهداري‌ مي‌شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Investment in‬‬
‫‪property‬‬

‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬
‫سريع‌الم‬
‫ه در‬
‫عامل ‌‬
‫بازار‬

‫نوعي‌ سرمايه‌گذاري‌ است‌ كه‌‬
‫براي‌ آن‌ بازار فعالي‌ كه‌ آزاد و‬
‫در دسترس‌ است‌ وجود دارد‬
‫به‌طوري‌ كه‌ از طريق‌ آن‌ بتوان‌‬
‫به‌ ارزش‌ بازار يا شاخصي‌‬
‫قابل‌ اتكا كه‌ محاسبه‌ ارزش‌‬
‫بازار را امكان‌پذير سازد‪،‬‬
‫دست‌ يافت‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Marketable‬‬
‫‪investment‬‬

‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬
‫ناخالص‌‬
‫در اجاره‌‬

‫عبارت‌ است‌ از مجموع‌ حداقل‌ استاندار‬
‫مبالغ‌ اجاره‌ مربوط‌ به‌ اجاره‌‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫سرمايه‌اي‌ از ديد اجاره‌دهنده‌ و ‪5‬‬
‫هر گونه‌ ارزش‌ باقيمانده‌‬
‫تضمين‌ نشده‌اي‌ كه‌ به‌ وي‌‬
‫تعلق‌ مي‌گيرد‪.‬‬

‫‪Gross‬‬
‫‪investment in‬‬
‫‪the lease‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 3‬بند ‪6‬‬

‫‪Interest‬‬

‫سـود‬
‫تضمين‌‬
‫شـده‌‬

‫مبالغي‌ كـه‌ بابت‌ استفـاده‌ از‬
‫ه نقد‬
‫وجـوه‌ نقـد يا معادل‌ وج ‌‬
‫واحد تجاري‌ مطالبه‌ مي‌شود‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪26‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫سود‬
‫سهام‌‬

‫مبالغي‌ از سود توزيع‌ شد ‌‬
‫ه‬
‫واحد سرمايه‌پذير كه‌ متناسب‌‬
‫با سهم‌الشركه‌ واحد تجاري‌‬
‫عايد آن‌ مي‌شود‬

‫عبارت‌ است‌ از توزيع‌ سود ب ‌‬
‫ه‬
‫سود‬
‫شكل‌ سهم‌ بين‌ صاحبان‌ سهام‌‬
‫سهمي‌‬
‫(يا سهام‌ يك‌ واحد تجاري‌ از محل‌ سود‬
‫تقسيم‌ نشده‌ يا اندوخته‌ها كه‌‬
‫جايزه‌)‬
‫با توجه‌ به‌ اصلحيه‌ قانون‌‬
‫تجارت‌ موكول‌ به‌ تصويب‌‬
‫مجمع‌ عمومي‌ فوق‌العاده‌‬
‫است‬
‫سه ‌‬
‫م‬
‫اقليت‌‬

‫آن‌ بخش‌ از سود و زيان و ‌‬
‫خالص‌ داراييهاي‌ يك‌ واحد‬
‫تجاري‌ فرعي‪،‬‬
‫با در نظر گرفتن تعديلت‬
‫تلفيقي‪ ‌،‬كه‌ قابل‌ انتساب‌ به‌‬
‫سهامي‌ است‌ كه‌ به‌ طور‬
‫مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌‬
‫از طريق‌ واحدهاي‌ تجاري‌‬
‫فرعي‌ ديگر‪ ،‬به‌ واحد تجاري‌‬
‫اصلي‌ تعلق‌ ندارد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 3‬بند ‪6‬‬

‫‪Dividends‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Stock dividend‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪9‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Minority interest‬‬

‫ش‬
‫شخص‬
‫وابسته‬

‫یک شخص در صورتی وابسته‬
‫به واحد تجاری است که ‪:‬‬
‫الف‪ .‬به‌طور مستقیم‪ ،‬یا‬
‫غیرمستقیم از طریق یک یا‬
‫چند واسطه ‪:‬‬
‫‪ .1‬واحد تجاری را کنترل کند‪،‬‬
‫یا توسط واحد تجاری کنترل‬
‫شود‪ ،‬یا با آن تحت کنترل واحد‬
‫قرار داشته باشد (شامل‬
‫واحدهای تجاری اصلی‪،‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪27‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Related party‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫واحدهای تجاري فرعی و‬
‫واحدهای تجاري فرعی‬
‫هم‌گروه) ‪،‬‬
‫‪ .2‬در واحد تجاري نفوذ قابل‬
‫ملحظه داشته باشد‪ ،‬يا‬
‫‪ .3‬بر واحد تجاری کنترل‬
‫مشترک داشته باشد ‪.‬‬
‫ب‪ .‬واحد تجاری وابسته آن‬
‫واحد باشد (طبق تعريف‬
‫استاندارد حسابداري شماره‬
‫‪ 20‬با عنوان ” حسابداري‬
‫سرمایه‌گذاری در واحدهای‬
‫تجاری وابسته“ ) ‪،‬‬
‫ج‪ .‬مشارکت خاص آن واحد‬
‫باشد (طبق تعريف استاندارد‬
‫حسابداري شماره ‪ 23‬با عنوان‬
‫” حسابداري مشارکتهاي‬
‫خاص“) ‪،‬‬
‫د‪ .‬از مديران اصلي واحد‬
‫تجاري يا واحد تجاري اصلي آن‬
‫باشد‪،‬‬
‫ه‪ .‬خويشاوند نزديک اشخاص‬
‫اشاره شده در بندهاي ” الف“‬
‫يا ” د“ باشد‪،‬‬
‫و‪ .‬توسط اشخاص اشاره شده‬
‫در بندهاي ” د“ يا ” ه “‬
‫کنترل مي‌شود‪ ،‬تحت کنترل‬
‫مشترک يا نفوذ قابل ملحظه‬
‫آنان است و يا اينکه سهم‬
‫قابل ملحظه‌اي از حق رأي آن‬
‫به طور مستقيم يا‬
‫غيرمستقيم در اختيار ايشان‬
‫باشد‪ ،‬و‬
‫ز‪ .‬طرح بازنشستگي خاص‬
‫کارکنان واحد تجاري يا طرح‬
‫بازنشستگي خاص کارکنان‬
‫اشخاص وابسته به آن و‬
‫همچنين واحدهاي تجاري تحت‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪28‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫کنترل اين گونه طرحها باشد‪.‬‬

‫شريك‌‬
‫خاص‌‬

‫يكي‌ از طرفهاي‌ مشارك ‌‬
‫ت‬
‫خاص‌ است‌ كه‌ بر آن‌ كنترل‌‬
‫مشترك‌ دارد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Venturer‬‬

‫ص‬
‫صندوق‌‬
‫بازنشست‬
‫گي‬

‫شخصيت‌ حقوقي‌ مستقل ‌‬
‫ي‬
‫ي مانند‬
‫است‌ كه‌ تحت‌ عناوين ‌‬
‫صندوق‌‪ ،‬سازمان‌‪ ،‬مؤسسه‌ و‬
‫غيره‌ براساس‌ قانون‌‪،‬‬
‫اساسنامه‌ يا دستورالعمل‌‬
‫ه تأمين‌ مزاياي‌‬
‫خاص‌‪ ،‬در حوز ‌‬
‫بازنشستگي‌ اعضا‪ ،‬فعاليت‌‬
‫مي‌كند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 27‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Pension fund‬‬

‫صورتها‬
‫ی مالی‬
‫جداگانه‬

‫صورتهای مالی که توسط‬
‫واحد تجاری اصلی ارائه‬
‫می‌شود و در آن‬
‫سرمایه‌گذاريها براساس منافع‬
‫مالکانه مستقیم و نه برمبناي‬
‫نتایج عملیات وخالص‬
‫داراییهای واحد سرمایه‌پذیر‬
‫به حساب گرفته می‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Separate‬‬
‫‪financial‬‬
‫‪statements‬‬

‫صورتها‬
‫ي‌ مالي‌‬
‫تلفيقي‬

‫ي يک گروه است‬
‫صورتهاي‌ مال ‌‬
‫که آن گروه به عنوان يک‬
‫شخصيت اقتصادي واحد‬
‫محسوب مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Consolidated‬‬
‫‪financial‬‬
‫‪statements‬‬

‫صورتها‬
‫ي‌ مالي‌‬
‫فشرده‌‬

‫حداقل‌ شامل‌ صورتهاي‌ مالي‌‬
‫اساسي‌ و گزيده‌اي‌ از‬
‫يادداشتهاي‌ توضيحي‌ مطابق‌‬
‫ن استاندارد است‌‪.‬‬
‫الزامات‌ اي ‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 22‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Condensed‬‬
‫‪financial‬‬
‫‪statements‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪29‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ط‬
‫طرحها ‌‬
‫ت كه‌ به‌ موجب‌‬
‫ي برنامه‌هايي‌ اس ‌‬
‫مزاياي‌‬
‫آن‌ براي‌ اعضا پس‌ از خاتمه‌‬
‫بازنشست خدمت‌‪ ،‬مزايايي‌ در قالب‌‬
‫گي‌‬
‫حقوق‌ بازنشستگي‌ يا‬
‫مستمري‌ فراهم‌ مي‌شود‪،‬‬
‫ن مزايا‬
‫به‌شرطي‌ كه‌ بتوان‌ اي ‌‬
‫را قبل‌ از خاتمه‌ خدمت‌‬
‫براساس‌ شرايط‌ مصوب‌ يا‬
‫رويه‌ مورد عمل‌ تعيين‌ يا‬
‫براورد كرد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 27‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Retirement‬‬
‫‪benefit plans‬‬

‫ع‬
‫عبارت‌ است‌ از ‪:‬‬
‫عمر‬
‫اقتصادي‌ الف‪ .‬مدت‌ زماني‌ كه‌ انتظار‬
‫مي‌رود يك‌ دارايي‌ از لحاظ‌‬
‫اقتصادي‌ توسط‌ يك‌ يا چند‬
‫كاربر قابل‌ استفاده‌ باشد‪ ،‬يا‬
‫ب‪ .‬تعداد توليد يا واحدهاي‌‬
‫مشابهي‌ كه‌ انتظار مي‌رود در‬
‫فرايند استفاده‌ از دارايي‌‬
‫توسط‌ يك‌ يا چند‬
‫ه كسب‌ شود‬
‫استفاده‌كنند ‌‬
‫عمر مفي‬
‫د‬

‫عبارت است از ‪:‬‬
‫الف‪ .‬مدت‌ زماني‌‌كه‌ انتظار‬
‫مي‌رود دارايي مورد استفاده‬
‫واحد تجاري قرار گيرد‪ ،‬يا‬
‫ب‪ .‬تعداد توليد يا واحدهاي‌‬
‫مقداري‌ مشابه‌ كه‌ انتظار‬
‫مي‌رود در فرايند استفاده‌ از‬
‫دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌‬
‫تحصيل‌ شود‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪30‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Economic life‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Useful life‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫عمر‬
‫مفيد‬

‫عبارت‌ است‌ از ‪:‬‬
‫الف‪ .‬مدت‌ زماني‌‌كه‌ انتظار‬
‫مي‌رود يك‌ دارايي‪ ،‬مورد‬
‫استفاده‌ واحد تجاري‌ قرار‬
‫گيرد‪ ،‬يا‬
‫ب‪ .‬تعداد توليد يا ساير‬
‫واحدهاي‌ مقداري‌ مشابه‌ كه‌‬
‫انتظار مي‌رود در فرايند‬
‫استفاده‌ از دارايي‌ توسط‌‬
‫واحد تجاري‌ تحصيل‌ شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Useful life‬‬

‫عمليا ‌‬
‫ت‬
‫حفاظي‌‬

‫به‌ اقداماتي‌ اطلق‌ مي‌شود كه‌ استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫به منظور كاهش‌ يا جبران‌‬
‫ريسك‌ ناشي از تغييرات‌ قيم ‌‬
‫ت ‪7‬‬
‫بازار‪ ،‬نرخ‌ سود تضمين‌ شده‌ يا‬
‫نرخ‌ ارز صورت‌ مي‌گيرد‪.‬‬
‫استقراض‌ خارجي‌ به منظور‬
‫پوشش‌ ريسك‌ تغييرات‌ نرخ‌ ارز‬
‫ناشي از سرمايه‌گذاري‌ در يك‌‬
‫واحد مستقل‌ خارجي‌ از جمله‌‬
‫عمليات‌ حفاظي‌ است‬

‫‪Hedging‬‬

‫عمليات‌‬
‫خارجي‬

‫ي استاندار‬
‫عبارت‌ است‌ از يك‌ واحد تجار ‌‬
‫فرعي‌‪ ،‬واحد تجاري‌ وابسته‌‪،‬‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫ه واحد‬
‫مشاركت‌ خاص‌ يا شعب ‌‬
‫‪7‬‬
‫تجاري‌ گزارشگر كه‌ فعاليتهاي‌‬
‫آن‌ در خارج‌ از ايران‌ استقرار‬
‫يافته‌ يا اداره‌ مي‌ شود‪.‬‬

‫‪Foreign‬‬
‫‪operation‬‬

‫ف‬
‫فعاليت‬
‫تجاري‬

‫مجموعه‌اي يکپارچه از فعاليتها استاندار‬
‫و داراييهايي است که براي‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫دستيابي به اهداف زير اداره‬
‫‪9‬‬
‫مي‌شوند‪:‬‬
‫الف‪ .‬کسب بازدهي براي‬
‫سرمايه‌گذاران‪ ،‬يا‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪31‬‬

‫‪Business‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ب‪ .‬کسب منافع اقتصادي از‬
‫طريق کاهش هزينه‌ها يا ساير‬
‫راهها بصورت مستقيم و‬
‫به‌تناسب براي شرکاي آن‬
‫فعاليت‬
‫كشاورز‬
‫ي‬

‫عبارت‌ است‌ از مديريت‌ بر‬
‫دگرديسي‌ داراييهاي‌ زيستي‌‬
‫براي‌ فروش‌‪ ،‬تبديل‌ به‌ توليد‬
‫كشاورزي‌ يا افزايش‌‬
‫داراييهاي‌ زيستي‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Agricultural‬‬
‫‪activity‬‬

‫فعاليتها‬
‫ي‬
‫تأمين‌‬
‫مالي‌‬

‫عبارت‌ از فعاليتهايي‌ است‌ كه‌ استاندار‬
‫نو‬
‫منجر به‌ تغييرات‌ در ميزا ‌‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫تركيب‌ سرمايه‌ و استقراضهاي‌ ‪11‬‬
‫واحد تجاري‌ (بجز اضافه‌‬
‫ه در‬
‫برداشتهاي‌ منظور شد ‌‬
‫ه وجه نقد)‪ ،‬گردد‬
‫محاسب ‌‬

‫‪Financing‬‬
‫‪activities‬‬

‫فعاليتها‬
‫ي‬
‫ساخت‬
‫املک‬

‫مجموعه فعاليتهايي است که‬
‫براي طراحي و احداث املک‬
‫براي فروش ضروري است‪.‬‬
‫تحصيل زمين براي احداث و‬
‫فروش ساختمان و يا‬
‫آماده سازي و فروش زمين‪،‬‬
‫به طور کلي يا جزئي‪ ،‬بخشي‬
‫از اين فعاليت است‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 29‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Constructing‬‬
‫‪activities‬‬

‫فعاليتها‬
‫ي‌‬
‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬

‫عبارت‌ است‌ از تحصيل‌ يا‬
‫واگذاري‌ سرمايه‌گذاريهاي‌‬
‫كوتاه‌مدت‌ و بلندمدت‌‪،‬‬
‫داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود و‬
‫داراييهاي‌ نامشهود و نيز‬
‫پرداخت‌ و وصول‌ تسهيلت‌‬
‫اعطايي‌ به‌ اشخاص‌ مستقل‌ از‬
‫واحد تجاري‌ غير از كاركنان‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Investing‬‬
‫‪activities‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪32‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫فعاليتها‬
‫ي‌ عادي‌‬

‫فعاليتهاي‌ معمول‌‪ ،‬تكرار‬
‫شونده‌ يا منظم‌ واحد تجاري‌‬
‫(فعاليتهاي‌ تجاري‌) و همچنين‌‬
‫فعاليتهاي‌ مرتبطي‌ است‌ كه‌‬
‫به‌ تبعيت‌ و در جهت‌ پيشبرد‬
‫فعاليتهاي‌ فوق‌ يا درنتيجه‌ آنها‬
‫توسط‌ واحد تجاري‌ انجام‌‬
‫مي‌شود‪ .‬چنانچه‌ وقوع‌ برخي‌‬
‫رويدادها‪ ،‬صرف‌ نظر از ماهيت‬
‫غير معمول‌ يا تناوب‌ آن‌‪ ،‬در‬
‫محيط‌ حاكم‌ بر عمليات‌ واحد‬
‫تجاري‌ (اعم از اقتصادي‪،‬‬
‫مقرراتي‌‪ ،‬جغرافيايي‌ و غيره‌)‬
‫مورد انتظار باشد‪ ،‬آثار آنها بر‬
‫عمليات‌ واحد تجاري‌ در زمره‌‬
‫فعاليتهاي‌ عادي‌ تلقي‌ مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 6‬بند ‪2‬‬

‫‪Ordinary‬‬
‫‪activities‬‬

‫فعاليتها‬
‫ي‌‬
‫عملياتي‌‬

‫عبارت ‌از فعاليتهاي اصلي‌ و‬
‫مستمر مولد درآمد عملياتي‌‬
‫واحد تجاري‌ است‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Operating‬‬
‫‪activities‬‬

‫ق‬
‫قرارداد‬
‫بیمه‬
‫(بیمه‬
‫نامه)‬

‫عقدی است كه به موجب آن‬
‫يك طرف (بيمه‌گر) متعهد‬
‫مي‌شود در ازاى دريافت‬
‫حق بيمه از طرف ديگر‬
‫(بيمه‌گذار)‪ ،‬در صورت وقوع‬
‫حادثه‪ ،‬خسارت وارده به او يا‬
‫شخص ذينفع را جبران كند يا‬
‫مبلغ معینی را به وى يا شخص‬
‫ذينفع بپردازد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Insurance‬‬
‫‪contract‬‬

‫قرارداد‬
‫زيانبار‬

‫قراردادي است که مخارج‬
‫غيرقابل اجتناب آن برای‬
‫ايفاي تعهدات ناشي از‬
‫قرارداد‪ ،‬بيش از منافع‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Onerous‬‬
‫‪contract‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪33‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫اقتصادي مورد انتظار آن‬
‫قرارداد است‬

‫قسمت‌‬
‫تجاري‌‬

‫جزئي‌ قابل‌ تفكيك‌ از واحد‬
‫تجاري‌ است‌ كه‌ يك‌ محصول‌ يا‬
‫خدمت‌ يا گروهي‌ از محصولت‌‬
‫يا خدمات‌ مرتبط‌ را ارائه‌‬
‫مي‌كند و داراي‌ مخاطره‌ و‬
‫بازده‌اي‌ متفاوت‌ از ساير‬
‫قسمتهاي‌ واحد تجاري‌ است‌‪.‬‬
‫عوامل‌ زير بايد در تعيين‌‬
‫محصولت‌ و خدمات‌ مرتبط‌‬
‫در نظر گرفته‌ شود ‪:‬‬
‫الف‪ .‬ماهيت‌ محصولت‌ يا‬
‫خدمات‌‪،‬‬
‫ب‪ .‬ماهيت‌ فرآيندهاي‌ توليد‪،‬‬
‫ج‪ .‬نوع‌ يا طبقه‌ مشتريان‌ براي‌‬
‫محصولت‌ يا خدمات‌‪،‬‬
‫د‪ .‬روشهاي‌ توزيع‌ محصولت‌ يا‬
‫ارائه‌ خدمات‌‪ ،‬و‬
‫ت مربوط‌‪،‬‬
‫ه‪ .‬ماهيت‌ مقررا ‌‬
‫يو‬
‫براي‌ مثال‌‪ ،‬مقررات‌ بانك ‌‬
‫بيمه‌اي‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Business‬‬
‫‪segment‬‬

‫قسم ‌‬
‫ت‬
‫جغرافياي‬
‫ي‌‬

‫استاندار‬
‫جزيي‌ قابل‌ تفكيك‌ از واحد‬
‫تجاري‌ است‌ كه‌ به‌ ارائه‌‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫محصولت‌ يا خدمات‌ در منطقه‌ ‪6‬‬
‫جغرافيايي‌ مشخصي‌ مشتمل‌‬
‫بر يك‌ كشور يا گروهي‌ از‬
‫كشورها اشتغال‌ دارد و داراي‌‬
‫مخاطره‌ و بازده‌اي‌ متفاوت‌ از‬
‫اجزايي‌ است‌ كه‌ در ساير‬
‫ي فعاليت‌‬
‫مناطق‌ جغرافياي ‌‬
‫مي‌كنند‪ .‬عوامل‌ زير بايد در‬
‫تشخيص‌ قسمتهاي‌ جغرافيايي‌‬

‫‪Geographical‬‬
‫‪segment‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪34‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫در نظر گرفته‌ شود‪:‬‬
‫الف‪ .‬تشابه‌ شرايط‌ اقتصادي‌ و‬
‫سياسي‌‪،‬‬
‫ب‪ .‬روابط‌ بين‌ عمليات‌ در‬
‫ي مختلف‌‪،‬‬
‫مناطق‌ جغرافياي ‌‬
‫ج‪ .‬مجاورت‌ عمليات‌‪،‬‬
‫د‪ .‬مخاطرات‌ خاص‌ ناشي‌ از‬
‫عمليات‌ در مناطق‌ مشخص‌‪،‬‬
‫ه‪ .‬مقررات‌ كنترل‌ ارز‪ ،‬و‬
‫و‪ .‬مخاطرات‌ نوسانات‌ ارزي‌‪.‬‬
‫قسمت‌‬
‫قابل‌‬
‫گزارش‬

‫ي تجاري‌ يا جغرافيايي‌‬
‫قسمت ‌‬
‫است‌ كه‌ بر مبناي‌ تعاريف‌‬
‫پيشگفته‌ مشخص‌ مي‌شود و‬
‫براساس‌ اين‌ استاندارد‪،‬‬
‫ت قسمت‌‬
‫افشاي‌ اطلعا ‌‬
‫در مورد آن‌ ضرورت‌ دارد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Reportable‬‬
‫‪segment‬‬

‫ک‬
‫کنترل‬

‫توانایی راهبري سیاستهای‬
‫مالی و عملیاتی يک واحد‬
‫تجاری به‌منظور کسب منافع‬
‫اقتصادی از فعاليتهاي آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Control‬‬

‫کنترل‬
‫مشترک‬

‫مشارکت در کنترل يک فعاليت استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫اقتصادي به موجب يک توافق‬
‫قراردادي‬
‫‪6‬‬

‫‪Joint control‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 10‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Government‬‬
‫‪assistance‬‬

‫كمك‌‬
‫دولت‌‬

‫عبارت‌ از عملياتي‌ است‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫توسط‌ دولت‌ به منظور فراهم‌‬
‫كردن‌ مزيتهاي‌ اقتصادي‌ براي‌‬
‫يك‌ واحد تجاري‌ يا گروهي‌‬
‫مشخص‌ از واحدهاي‌ تجاري‌‬
‫در چارچوب‌ قوانين‌ و مقررات‌‬
‫معين‌ انجام‌ مي‌شود‪ .‬از لحاظ‌‬
‫مقاصد اين‌ استاندارد‪،‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪35‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫مزيتهايي‌ كه‌ تنها به‌ طور‬
‫غيرمستقيم‌ و از طريق‌ انجام‌‬
‫عمليات‌ مؤثر بر شرايط‌‬
‫عمومي‌ تجاري‌ فراهم‌‬
‫مي‌شود‪ ،‬مانند تدارك‌ امكانات‌‬
‫زيربنايي‌ در مناطق‌ در حال‌‬
‫ه يا تحميـل‌ محدوديتهاي‌‬
‫توسعـ ‌‬
‫تجـاري‌ بر رقبـا‪ ،‬جزء كمكهاي‌‬
‫ب نمي‌گردد‬
‫دولت‌ محسو ‌‬
‫كمكها ‌‬
‫ي‬
‫بلعوض‌‬
‫دولت‌‬

‫عبارت‌ است‌ از كمكهاي‌ دولت‌‬
‫به‌ شكل‌ انتقال‌ دارايي‌ به‌‬
‫واحد تجاري‌ يا جلوگيري‌ از‬
‫خروج‌ آن‌ از واحد تجاري‌‬
‫در قبال‌ رعايت‌ برخي‌ شرايط‌‪،‬‬
‫درگذشته‌ يا آينده‌‪ ،‬مربوط‌ به‌‬
‫فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌‪ .‬آن‌‬
‫گروه‌ از كمكهاي‌ دولت‌ كه‌‬
‫تعيين‌ ارزش‌ آنها به نحو‬
‫معقولي‌ امكان‌پذير نيست‌ و‬
‫همچنين‌ معاملت‌ واحد تجاري‌‬
‫با دولت‌ كه‌ نتوان‌ آنهـا را‬
‫از فعاليتهاي‌ عادي‌ واحد تميز‬
‫داد‪ ،‬جزء كمكهاي‌ بلعوض‌‬
‫ب نمي‌شود‬
‫دولت‌ محسو ‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 10‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Government‬‬
‫‪grants‬‬

‫كنترل‌‬

‫ي راهبري ‌سياستهاي‌‬
‫تواناي ‌‬
‫مالي‌ و عملياتي‌ يك‌ واحد‬
‫تجاري‌ به منظور كسب‌ منافع‌‬
‫از فعاليتهاي‌ آن‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Control‬‬

‫كنترل‌‬

‫استاندار‬
‫ي راهبري‌ سياستهاي‌‬
‫تواناي ‌‬
‫مالي‌ و عملياتي‌ يك‌ واحد يا‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫فعاليت تجاري‌ به‌ منظور كسب‌ ‪9‬‬
‫ع اقتصادي‌ از آن‌‬
‫مناف ‌‬

‫‪Control‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪36‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫كنترل‌‬

‫عبارت‌ است‌ از توانايي‌ هدايت‌‬
‫ي و عملياتي‌‬
‫سياستهاي‌ مال ‌‬
‫يك‌ واحد تجاري‌ به منظور‬
‫كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ از‬
‫فعاليتهاي‌ آن‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Control‬‬

‫كنترل‬

‫عبارت‌ است‌ از توانايي‌ هدايت‌‬
‫ي و عملياتي‌‬
‫سياستهاي‌ مال ‌‬
‫ك فعاليت‌ اقتصادي‌ به منظور‬
‫ي ‌‬
‫كسب‌ منافع‌ ‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Control‬‬

‫كنترل‌‬
‫مشترك‌‬

‫عبارت‌ است‌ از مشاركت‌ در‬
‫كنترل‌ يك‌ فعاليت‌ اقتصادي‌‬
‫به موجب‌ يك‌ توافق‌ قراردادي‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Joint control‬‬

‫گ‬
‫گروه‬

‫واحد تجاري‌ اصلي‌ و كلي ‌‬
‫ه‬
‫واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌ آن‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Group‬‬

‫گروهي‌‬
‫از‬
‫داراييها‬
‫ي‌‬
‫زيستي‬

‫عبارت‌ است‌ از مجموعه‌‬
‫حيوانات‌ يا گياهان‌ زنده‌‬
‫مشابه‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Group of‬‬
‫‪biological assets‬‬

‫گزارش‌‬
‫مالي‌‬
‫ميان‌دور‬
‫ه‌اي‬

‫ك دوره‌ ميان ‌‬
‫ي‬
‫گزارشي‌ براي‌ ي ‌‬
‫است‌ كه‌ شامل‌ مجموعه‌ كامل‌‬
‫ي (طبق‌‬
‫صورتهاي‌ مال ‌‬
‫استاندارد حسابداري‌ شماره‌ ‪1‬‬
‫با عنوان‌ ” نحوه‌ ارائه‌‬
‫صورتهاي‌ مالي‌“) يا صورتهاي‌‬
‫مالي‌ فشرده‌ (طبق‌ اين‌‬
‫استاندارد) است‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 22‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Interim financial‬‬
‫‪report‬‬

‫م‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪37‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬

‫‪Receivable‬‬
‫‪amounts for‬‬
‫‪progress billings‬‬

‫عبارت‌ است‌ از مبالغ‌ قابل‌‬
‫مبالغ‌‬
‫ي دريافت‌ كه‌ بابت‌ صورت‌‬
‫دريافتن ‌‬
‫حسابهاي‌ صادره‌ در حسابها‬
‫بابت‌‬
‫ت منظور شده‌ است‬
‫پيشرف ‌‬
‫كار‬
‫مبال ‌‬
‫غ‬
‫دريافتي‌‬
‫بابت‌‬
‫پيشرفت‌‬
‫كار‌‬

‫عبارت‌ است‌ از‪:‬‬
‫الف‪ .‬علي‌الحسابهـا ‌‪ :‬مبالغي‌‬
‫است‌ كه‌ به طور موقت‌ در‬
‫قبال‌ صورت‌ حسابهاي‌ صادره‌‬
‫در دست‌ بررسي‌ دريافت‌‬
‫مي‌شود‬
‫ب‪ .‬ساير دريافتهـا‌‪ :‬عبارت‌‬
‫است‌ از اقلمي‌ كه‌ ماهيت‌‬
‫علي‌الحساب‌ نداشته‌‪ ،‬ليكن‌ در‬
‫قبال‌ پيشرفت‌ كار دريافت‌‬
‫مي‌شود و نيز دربرگيرنده‌ آن‌‬
‫بخش‌ از مبالغ‌ پيش‌ دريافت‌‬
‫پيمان‌ است‌ كه‌ كار مربوط‌ به‌‬
‫آن‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌‬
‫شده‌ است‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬

‫‪Received‬‬
‫‪amounts for‬‬
‫‪progress billings‬‬

‫مبل ‌‬
‫غ‬
‫استهلك‌‬
‫پذير‬

‫بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ يا ساير استاندار‬
‫مبالغ‌ جايگزين‌ بهاي تمام شده د ‪ 11‬بند‬
‫پس از کسر ارزش باقيمانده‌‬
‫‪5‬‬
‫آن‬

‫‪Depreciable‬‬
‫‪amount‬‬

‫مبل ‌‬
‫غ‬
‫استهلك‌‬
‫پذير‬

‫بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ يا ساير استاندار‬
‫مبالغ‌ جايگزين‌ بهاي‌ تما ‌‬
‫م شده‌ د ‪ 17‬بند‬
‫ي ‪ ،‬به‌ كسر‬
‫در صورتهاي‌ مال ‌‬
‫‪5‬‬
‫ارزش‌ باقيمانده‌ آن‬

‫‪Depreciable‬‬
‫‪amount‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Recoverable‬‬
‫‪amount‬‬

‫مبل ‌‬
‫غ‬
‫بازيافتن‬
‫ي‌‬

‫خالص‌ ارزش‌ فروش‌ يا ارزش‌‬
‫اقتصادي‌ يك‌ دارايي‪ ‌،‬هركدام‌‬
‫که بيشتر است‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪38‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫مبل ‌‬
‫غ‬
‫دفتر ‌‬
‫ي‬

‫مبلغي‌ كه‌ دارايي‌ پس از كسر استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫استهلك‌ انباشته‌ و زيان‌‬
‫كاهش‌ ارزش‌ انباشته مربوط‌ ‪5 ،‬‬
‫به‌ آن‌ مبلغ‌ در ترازنامه منعکس‬
‫مي‌شود‬

‫‪Carrying amount‬‬

‫مبل ‌‬
‫غ‬
‫دفتر ‌‬
‫ي‬

‫مبلغي‌ كه‌ دارايي‌ پس از كسر‬
‫استهلك‌ انباشته‌ و كاهش‌‬
‫ه آن‌‬
‫ارزش‌ انباشته مربوط‌‪ ،‬ب ‌‬
‫مبلغ‌ در ترازنامه‌ منعكس‌‬
‫مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Carrying amount‬‬

‫مبل ‌‬
‫غ‬
‫دفتر ‌‬
‫ي‬

‫مبلغي‌ است‌ كه‌ دارايي‌ به‌ آن‌‬
‫مبلغ‌ در ترازنامه‌ منعكس‌‬
‫مي‌شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪9‬‬

‫‪Carrying amount‬‬

‫مخارج‌‬
‫تأمين‌‬
‫مالي‌‬

‫عبارت‌ است‌ از سود تضمين‌‬
‫شده‌‪ ،‬كارمزد و ساير مخارجي‌‬
‫كه‌ واحد تجاري‌ براي‌ تأمين‌‬
‫منابع‌ مالي‌ متحمل‌ مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 13‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Borrowing costs‬‬

‫مديران‬
‫اصلي‬

‫اشخاصی‌ که به‌طور موظف يا استاندار‬
‫غير موظف اختیار و مسئولیت د ‪ 12‬بند‬
‫برنامه‌ریزی‪ ،‬هدايت و کنترل‬
‫‪6‬‬
‫فعالیتهای واحد تجاری را‬
‫به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم‬
‫برعهده دارند‪ ،‬از جمله شامل‬
‫اعضاي هيئت مديره‪،‬‬
‫مديرعامل و مديران ارشد‬
‫اجرايي‬

‫‪Key‬‬
‫‪management‬‬
‫‪personnel‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 27‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Retirement‬‬
‫‪benefits‬‬

‫مزاياي‌‬
‫بازنشست‬
‫گي‌‬

‫عبارت‌ است‌ از حقوق‌‬
‫بازنشستگي‌ و ساير‬
‫مستمريهايي‌ كه‌ به‌موجب‌‬
‫ت طرح‌ انتظار مي‌رود‬
‫مقررا ‌‬
‫باتوجه‌ به‌ سنوات‌ خدمت‌‬
‫گذشته‌ اعضا به‌ آنان‌ پرداخت‌‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪39‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫شود‪.‬‬

‫مشاركت‌ عبارت‌ است‌ از توافق ‌‬
‫ي‬
‫خاص‬
‫قراردادي‌ كه‌ به موجب‌ آن‌ دو‬
‫يا چند طرف‌‪ ،‬يك‌ فعاليت‌‬
‫ت كنترل‌ مشترك‌‬
‫اقتصادي‌ تح ‌‬
‫را به‌ عهده‌ مي‌گيرند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Joint venture‬‬

‫معامله با انتقال منابع‪ ،‬خدمات یا‬
‫تعهدات بین اشخاص وابسته‬
‫شخص‬
‫صرف‌نظر از مطالبه یا عدم‬
‫وابسته‬
‫مطالبه بهای آن است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Related party‬‬
‫‪transaction‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 8‬بند ‪3‬‬

‫‪Inventories‬‬

‫موجودي‌‬
‫مواد و کا‬
‫ل‌‬

‫به‌ داراييهايي‌ اطلق‌ مي‌شود‬
‫كه‌‪:‬‬
‫الف‪ .‬براي‌ فروش‌ در روال‌‬
‫عادي‌ عمليات‌ واحد تجاري‌‬
‫نگهداري‌ مي‌شود‪،‬‬
‫ب‪ .‬به منظور ساخت‌ محصول‌‬
‫ه خدمات‌ در فرايند‬
‫يا ارائـ ‌‬
‫توليد قرار دارد‪،‬‬
‫ج‪ .‬به منظور ساخت‌ محصول‌‬
‫ه خدمات‌‪ ،‬خريداري‌‬
‫يا ارائـ ‌‬
‫شده‌ و نگهداري‌ مي‌شود‪ ،‬و‬
‫د‪ .‬ماهيت‌ مصرفي‌ دارد و‬
‫به‌ طور غيرمستقيم‌ در جهت‌‬
‫فعاليت‌ واحد تجاري‌ مصرف‌‬
‫مي‌شود‬
‫ن‬

‫ناخالص‬
‫مبلغ‬
‫دفتري‬

‫بهاي تمام شده دارايي يا ساير استاندار‬
‫مبالغ جايگزين بهاي تمام شده د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪40‬‬

‫‪Gross carrying‬‬
‫‪amount‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫نتيج ‌‬
‫ه‬
‫عمليات‌‬
‫قسمت‌‬

‫عبارت‌ از درآمد عمليات ‌‬
‫ي‬
‫قسمت‌ پس‌ از كسر هزينه‌‬
‫ن است‌‪.‬‬
‫عملياتي‌ آ ‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Segment result‬‬

‫نر ‌‬
‫خ‬
‫تسعير‬

‫ل دو‬
‫عبارت‌ است‌ از نرخ‌ تبدي ‌‬
‫واحد پولي‌ به‌ يكديگر (شامل‌‬
‫انواع‌ نرخهاي‌ برابري‌ رسمي‌‪،‬‬
‫قراردادي‌ و غيره‌) كه‌ در‬
‫فرايند تسعير بكار گرفته‌‬
‫مي‌ شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Exchange rate‬‬

‫ي كه‌‬
‫عبارت‌ است‌ از نرخ‌ تنزيل ‌‬
‫نرخ‌‬
‫در آغاز اجاره‌‪ ،‬سبب‌ شود‬
‫ضمني‌‬
‫مجموع‌ ارزش‌ فعلي‌ حداقل‌‬
‫سود‬
‫تضمين‌ش مبالغ‌ اجاره‌ و ارزش‌ باقيمانده‌‬
‫ده‌ اجاره تضمين‌ نشده‌ دارايي‌ با ارزش‌‬
‫منصفانه‌ دارايي‌ مورد اجاره‌‬
‫برابر شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Interest rate‬‬
‫‪implicit in the‬‬
‫‪lease‬‬

‫نر ‌‬
‫خ‬
‫فرضي‌‬
‫استقرا‬
‫ض‌ براي‬
‫اجاره‌كنن‬
‫ده‌‬

‫نرخ‌ سود تضمين‌ شده‌اي‌ است‌‬
‫كه‌ اجاره‌كننده‌ نا گزير مي‌بود‬
‫براي‌ يك‌ اجاره‌ مشابه‌ پرداخت‌‬
‫كند يا در صورت‌ عدم‌ امكان‌‬
‫تعيين‌ آن‌‪ ،‬نرخي‌ كه‌‬
‫اجاره‌كننده‌ نا گزير مي‌بود در‬
‫آغاز اجاره‌ براي‌ دريافت‌ وامي‌‬
‫با شرايط‌ بازپرداخت‌ و تضمين‌‬
‫مشابه‌ جهت‌ استقراض‌ مورد‬
‫نياز براي‌ خريد دارايي‌ مورد‬
‫نظر متحمل‌ شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Lessee's‬‬
‫‪incremental‬‬
‫‪borrowing rate‬‬
‫‪of interest‬‬

‫نفوذ‬
‫قابل مل‬
‫حظه‬

‫توانایی مشارکت در‬
‫تصمیم‌گیریهای‌مربوط به‬
‫سیاستهای مالی و عملیاتی‬
‫واحد تجاری‪ ،‬ولی نه در حد‬
‫کنترل سیاستهای مزبور‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫‪6‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Significant‬‬
‫‪influence‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪41‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫نفوذ‬
‫قابل‌‬
‫ملحظه‬

‫عبارت‌ است‌ از تواناي ‌‬
‫ي‬
‫مشاركت‌ در تصميم‌گيريهاي‌‬
‫ه سياستهاي‌ مالي‌ و‬
‫مربوط‌ ب ‌‬
‫عملياتي‌ يك‌ فعاليت‌ اقتصادي‌‬
‫ولي‌ نه‌ در حد كنترل‌ يا كنترل‌‬
‫مشترك‌ آن‌ سياستها ‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Significant‬‬
‫‪influence‬‬

‫و‬
‫عبارت‌ است‌ از واحد پول‌ مورد استاندار‬
‫واحد‬
‫استفاده‌ در ارائه‌ صورتهاي‌‬
‫پول‌‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫گزارشگر مالي‬
‫‪7‬‬
‫ي‌‬

‫‪Presentation‬‬
‫‪currency‬‬

‫واحد‬
‫تجاري‌‬

‫ي استاندار‬
‫عبارت‌ است‌ از تشكلي‌ قانون ‌‬
‫يا قراردادي‌‪ ،‬اعم‌ از ثبت‌شد ‌‬
‫ه‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫يا ثبت‌نشده‌‪ ،‬يا هر شخص‌ يا‬
‫‪2‬‬
‫تشكلي‌ كه‌ يك‌ فعاليت‌‬
‫اقتصادي‌ را از جانب‌ خود‬
‫براي‌ دستيابي‌ به‌ اهداف‌ خاص‌‬
‫اداره‌ مي‌كند ‪.‬‬

‫‪Entities‬‬

‫واحد‬
‫تجاري‌‬
‫اصلي‬

‫يك‌ واحد تجاري‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا استاندار‬
‫چند واحد تجاري‌ فرعي‌ اس ‌‬
‫ت‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪9‬‬

‫‪Parent‬‬

‫يك‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ بخش‌ استاندار‬
‫واحد‬
‫تجاري‌‬
‫عمده‌ كوششهاي‌ خود را براي‌ د ‪ 24‬بند‬
‫در مرحله‌ ايجاد يك‌ فعاليت‌ جديد بكار برد ‪3‬‬
‫و يكي‌ از شرايط‌ زير در مورد‬
‫قبل از‬
‫بهره‌بردا آن‌ صدق‌ كند‪:‬‬
‫الف‪ .‬عمليات‌ اصلي‌‬
‫ري‬
‫برنامه‌ريزي‌ شده‌‪ ،‬شروع‌ نشده‌‬
‫باشد‪ ،‬يا‬

‫‪Development‬‬
‫‪stage enterprises‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪42‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ب‪ .‬عمليات‌ اصل ‌‬
‫ي‬
‫برنامه‌ريزي‌شده‌‪ ،‬شروع‌ شده‌‬
‫ولي‌ درآمد عملياتي‌ قابل‌‬
‫توجهي‌ از آن‌ حاصل‌ نشده‌‬
‫باشد‪.‬‬
‫يك‌ واحد تجاري‌ كه‌ تحت‌ كنترل‌ استاندار‬
‫واحد تجاري‌ ديگري‌ ( واحد‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫تجاري‌ اصلي‌) است‌‬
‫‪،4‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪ ،9‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Subsidiary‬‬

‫واحد‬
‫تجاري‌‬
‫فرعي‬

‫واحد‬
‫تجاري‌‬
‫وابسته‬

‫عبارت‌ است‌ از يك‌ واحد‬
‫سرمايه‌پذير كه‌ واحد‬
‫ن نفوذ قابل‌‬
‫سرمايه‌گذار در آ ‌‬
‫ملحظه‌ دارد‪ ،‬اما واحد تجاري‌‬
‫فرعي‌ يا مشاركت‌ خاص‌ واحد‬
‫سرمايه‌گذار نيست‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Associate‬‬

‫واحد‬
‫ساختمان‬
‫ي‬

‫يک واحد مسکوني‪ ،‬تجاري يا‬
‫صنعتي‪ ،‬يا زميني که براي‬
‫فروش‪ ،‬احداث يا آماده‬
‫مي‌شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 29‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Real state‬‬

‫واحد‬
‫مستقل‌‬
‫خارجي‌‬

‫به‌ آن‌ دسته‌ از عمليات‌ خارجي‌‬
‫اطلق‌ مي‌ شود كه‌ فعاليتهاي‌‬
‫آن‌ بخش‌ لينفك‌ واحد تجاري‌‬
‫گزارشگر را تشكيل‌ نمي‌دهد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Foreign entity‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪43‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫وجه نقد‬

‫عبارت‌ است‌ از موجودي‌ نقد و‬
‫سپرده‌هاي‌ ديداري‌ نزد بانكها‬
‫و مؤسسات‌ مالي‌ اعم از‬
‫ريالي‌ و ارزي‌ (شامل‌‬
‫سپرده‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌‬
‫ن سررسيد) به‌‬
‫كوتاه‌مدت‌ بدو ‌‬
‫كسر اضافه‌ برداشتهايي‌ كه‌‬
‫ي مورد‬
‫بدون‌ اطلع‌ قبل ‌‬
‫مطالبه‌ قرار مي‌گيرد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Cash‬‬

‫ه‬
‫هزين ‌‬
‫ه‬
‫عملياتي‌‬
‫قسمت‌‬

‫عبارت‌ است‌ از هزينه‌ها ‌‬
‫ي‬
‫مرتبط‌ با فعاليتهاي‌ اصلي‌ و‬
‫مستمر كه‌ مستقيما ً قابل‌‬
‫انتساب‌ يا بر مبنايي‌ منطقي‌‬
‫قابل‌ تخصيص‌ به‌ قسمت‌ است‌‬
‫اعم‌ از اينكه‌ مرتبط‌ با فروش‌‬
‫به‌ مشتريان‌ برون‌ سازماني‌ يا‬
‫معاملت‌ با ساير قسمتهاي‌‬
‫همان‌ واحد تجاري‌ باشد‪.‬‬
‫ی‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪44‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Segment‬‬
‫‪expense‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫يک بخش جزئي‌ از عمليات‌ واحد تجار ‌‬
‫ي‬
‫يا گروه‌ كه‌ اهميت‌ نسبي‌ دارد‬
‫از واحد‬
‫تجاري‌‬
‫و به طور جداگانه‌ قابل‌‬
‫شناسايي‌ است‌ و فعاليتها‪،‬‬
‫داراييها و نتايج‌ مربوط‌ به‌ آن‌‬
‫را بتوان‌ به‌ وضوح‌ از بقيه‌‬
‫فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ تميز‬
‫داد‪ .‬يك‌ بخش‌ از واحد تجاري‌‬
‫معمول ً خطوط‌ توليد يا‬
‫بازارهاي‌ جداگانه‌ خاص‌ خود را‬
‫ك قسمت‌‬
‫دارد و ممكن‌ است‌ ي ‌‬
‫تجاري‌ يا جغرافيايي‌ (به‌ شرح‌‬
‫مندرج‌ در استاندارد حسابداري‌‬
‫شماره‌ ‪ 25‬باعنوان‌‬
‫“ گزارشگري‌ برحسب‌‬
‫قسمتهاي‌ مختلف“ ) يا‬
‫كوچكتر از آن‌ باشد‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪45‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 6‬بند ‪2‬‬

‫‪Component of‬‬
‫‪an entity‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫‪A‬‬
‫تاري ‌‬
‫خ‬
‫تحصي ‌‬
‫ل‬

‫تاريخي‌ است‌ كه‌ در آن‪ ،‬كنترل‌‬
‫خالص‌ داراييها و عمليات‌ واحد‬
‫تحصيل‌شده‌ به‌ طور مؤثر به‌‬
‫واحد تحصيل‌كننده‌ انتقال‌‬
‫مي‌يابد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪9‬‬

‫‪Acquisition date‬‬

‫بازار‬
‫فعال‬

‫عبارت‌ است‌ از بازاري‌ كه‌ كليه‌ استاندار‬
‫شرايط‌ زير را دارد‪:‬‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫الف‪ .‬اقلم‌ مبادله‌ شده‌ در‬
‫‪9‬‬
‫س هستند‪،‬‬
‫بازار متجان ‌‬
‫ب‪ .‬معمول ً خريداران‌ و‬
‫ن مايل‌ در هر زمان‌‬
‫فروشندگا ‌‬
‫وجود دارند‪ ،‬و‬
‫ج‪ .‬قيمتها براي‌ عموم‌ قابل‌‬
‫دسترسي‌ است‌‪.‬‬

‫‪Active market‬‬

‫ارزش‌‬
‫فعلي‌‬
‫مزاياي‌‬
‫بازنشست‬
‫گي‌‬
‫مبتني‌بر‬
‫ا كچوئر‬
‫ي‌‬

‫عبارت‌ است‌ از ارزش‌ فعلي‌‬
‫پرداختهاي‌ مورد انتظار به‌‬
‫اعضاي‌ طرح‌ بابت‌ سنوات‌‬
‫خدمت‌ گذشته‌ آنان‌ كه‌ برمبناي‌‬
‫مفروضات‌ ا كچوئري‌ محاسبه‌‬
‫مي‌شود‪ .‬خالص‌ داراييهاي‌‬
‫طرح‌ (ارزش‌ ويژه‌ طرح‌)‬
‫عبارت‌ است‌ از داراييهاي‌ طرح‌‬
‫منهاي‌ بدهيهاي‌ آن‌ غير از‬
‫ارزش‌ فعلي‌ مزاياي‌‬
‫بازنشستگي‌ مبتني‌بر‬
‫ا كچوئري‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 27‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Actuarial‬‬
‫‪present value of‬‬
‫‪promised‬‬
‫‪retirement‬‬
‫‪benefits‬‬

‫رویدادها‬
‫ی‬
‫تعدیلی‬
‫بعد از‬
‫تاریخ‬
‫ترازنامه‬

‫رویدادهایی که شواهدی‬
‫در‌ ‌مورد شرایط موجود در‬
‫تاریخ ترازنامه فراهم می‌کند‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 5‬بند ‪3‬‬

‫‪Adjusting events‬‬
‫‪after the balance‬‬
‫‪sheet date‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪46‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫پيش‌دريا‬
‫فت‌‬
‫پيمان‌‬

‫بخشي‌ از مبالغ‌ دريافتي‌‬
‫ط پيمانكار است‌ كه‌ كار‬
‫توس ‌‬
‫خ ترازنامه‌‬
‫مربوط‌ به‌ آن‌ تا تاري ‌‬
‫انجام‌ نشده‌ است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬

‫‪Advances‬‬
‫‪received‬‬

‫فعاليت‬
‫كشاورز‬
‫ي‬

‫عبارت‌ است‌ از مديريت‌ بر‬
‫دگرديسي‌ داراييهاي‌ زيستي‌‬
‫براي‌ فروش‌‪ ،‬تبديل‌ به‌ توليد‬
‫كشاورزي‌ يا افزايش‌‬
‫داراييهاي‌ زيستي‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Agricultural‬‬
‫‪activity‬‬

‫تولید‬
‫كشاورز‬
‫ي‌‬

‫عبارت‌ است‌ از محصول‌‬
‫برداشت‌ شده‌ از داراييهاي‌‬
‫زيستي‌ واحد تجاري‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Agricultural‬‬
‫‪produce‬‬

‫دارايي‌‬

‫حقوق‌ نسبت‌ ب ‌‬
‫ه‬
‫منافع‌اقتصادي‌ آتي‌ يا ساير‬
‫راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌ به‌‬
‫آن‌ منافع‌ كه‌ درنتيجه‌ معاملت‌‬
‫يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ به‌‬
‫كنترل‌ واحدتجاري‌ درآمده‌‬
‫است‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Asset‬‬

‫واحد‬
‫تجاري‌‬
‫وابسته‬

‫عبارت‌ است‌ از يك‌ واحد‬
‫سرمايه‌پذير كه‌ واحد‬
‫ن نفوذ قابل‌‬
‫سرمايه‌گذار در آ ‌‬
‫ملحظه‌ دارد‪ ،‬اما واحد تجاري‌‬
‫فرعي‌ يا مشاركت‌ خاص‌ واحد‬
‫سرمايه‌گذار نيست‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Associate‬‬

‫تاريخ‬
‫شروع‬
‫پوشش‬
‫بیمه‌ای‬

‫عبارت است از تاریخ شروع‬
‫پذیرش خطر توسط بیمه‌گر‬
‫طبق قرارداد بیمه‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Attachment date‬‬

‫‪B‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪47‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫داراي ‌‬
‫ي‬
‫زيستي‬

‫عبارت‌ است‌ از حيوان‌ يا گياه‌‬
‫زنده‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Biological asset‬‬

‫دگرديس‬
‫ي‌‬

‫شامل‌ فرايندهاي‌ رشد‪ ،‬تحليل‌‪ ،‬استاندار‬
‫توليد و توليد مثل‌ است‌ كه‌ ب ‌‬
‫ه‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫مي‌ دارايي‌ ‪5‬‬
‫تغييرات‌ كيفي‌ يا ك ّ‬
‫زيستي‌ مي‌انجامد‪.‬‬

‫‪Biological‬‬
‫‪transformation‬‬

‫مخارج‌‬
‫تأمين‌‬
‫مالي‌‬

‫عبارت‌ است‌ از سود تضمين‌‬
‫شده‌‪ ،‬كارمزد و ساير مخارجي‌‬
‫كه‌ واحد تجاري‌ براي‌ تأمين‌‬
‫منابع‌ مالي‌ متحمل‌ مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 13‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Borrowing costs‬‬

‫فعاليت‬
‫تجاري‬

‫مجموعه‌اي يکپارچه از فعاليتها استاندار‬
‫و داراييهايي است که براي‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫دستيابي به اهداف زير اداره‬
‫‪9‬‬
‫مي‌شوند‪:‬‬
‫الف‪ .‬کسب بازدهي براي‬
‫سرمايه‌گذاران‪ ،‬يا‬
‫ب‪ .‬کسب منافع اقتصادي از‬
‫طريق کاهش هزينه‌ها يا ساير‬
‫راهها بصورت مستقيم و‬
‫به‌تناسب براي شرکاي آن‬

‫‪Business‬‬

‫تركيب‌‬
‫تجاري‌‬

‫استاندار‬
‫تجميع واحدها يا فعاليتهاي‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫تجاري جداگانه در قالب‬
‫يک شخصيت اقتصادي است که ‪9‬‬
‫براثر کسب کنترل خالص‬
‫داراييها و عمليات واحد ديگر‬
‫پديد مي‌آيد‬

‫‪Business‬‬
‫‪combination‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪48‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫قسمت‌‬
‫تجاري‌‬

‫جزئي‌ قابل‌ تفكيك‌ از واحد‬
‫تجاري‌ است‌ كه‌ يك‌ محصول‌ يا‬
‫خدمت‌ يا گروهي‌ از محصولت‌‬
‫يا خدمات‌ مرتبط‌ را ارائه‌‬
‫مي‌كند و داراي‌ مخاطره‌ و‬
‫بازده‌اي‌ متفاوت‌ از ساير‬
‫قسمتهاي‌ واحد تجاري‌ است‌‪.‬‬
‫عوامل‌ زير بايد در تعيين‌‬
‫محصولت‌ و خدمات‌ مرتبط‌‬
‫در نظر گرفته‌ شود ‪:‬‬
‫الف‪ .‬ماهيت‌ محصولت‌ يا‬
‫خدمات‌‪،‬‬
‫ب‪ .‬ماهيت‌ فرآيندهاي‌ توليد‪،‬‬
‫ج‪ .‬نوع‌ يا طبقه‌ مشتريان‌ براي‌‬
‫محصولت‌ يا خدمات‌‪،‬‬
‫د‪ .‬روشهاي‌ توزيع‌ محصولت‌ يا‬
‫ارائه‌ خدمات‌‪ ،‬و‬
‫ت مربوط‌‪،‬‬
‫ه‪ .‬ماهيت‌ مقررا ‌‬
‫يو‬
‫براي‌ مثال‌‪ ،‬مقررات‌ بانك ‌‬
‫بيمه‌اي‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Business‬‬
‫‪segment‬‬

‫‪C‬‬
‫مبل ‌‬
‫غ‬
‫دفتر ‌‬
‫ي‬

‫مبلغي‌ كه‌ دارايي‌ پس از كسر استاندار‬
‫استهلك‌ انباشته‌ و زيان‌‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫كاهش‌ ارزش‌ انباشته مربوط‌ ‪5 ،‬‬
‫به‌ آن‌ مبلغ‌ در ترازنامه منعکس‬
‫مي‌شود‬

‫‪Carrying amount‬‬

‫مبل ‌‬
‫غ‬
‫دفتر ‌‬
‫ي‬

‫مبلغي‌ كه‌ دارايي‌ پس از كسر‬
‫استهلك‌ انباشته‌ و كاهش‌‬
‫ه آن‌‬
‫ارزش‌ انباشته مربوط‌‪ ،‬ب ‌‬
‫مبلغ‌ در ترازنامه‌ منعكس‌‬
‫مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Carrying amount‬‬

‫مبلغ‌‬

‫مبلغي‌ است‌ كه‌ دارايي‌ به‌ آن‌‬

‫استاندار‬

‫‪Carrying amount‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪49‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫دفتري‌‬

‫مبلغ‌ در ترازنامه‌ منعكس‌‬
‫مي‌شود‪.‬‬

‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪9‬‬

‫وجه نقد‬

‫عبارت‌ است‌ از موجودي‌ نقد و‬
‫سپرده‌هاي‌ ديداري‌ نزد بانكها‬
‫و مؤسسات‌ مالي‌ اعم از‬
‫ريالي‌ و ارزي‌ (شامل‌‬
‫سپرده‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌‬
‫ن سررسيد) به‌‬
‫كوتاه‌مدت‌ بدو ‌‬
‫كسر اضافه‌ برداشتهايي‌ كه‌‬
‫ي مورد‬
‫بدون‌ اطلع‌ قبل ‌‬
‫مطالبه‌ قرار مي‌گيرد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Cash‬‬

‫جريـا ‌‬
‫ن‬
‫وجه نقد‬

‫عبارت‌ است‌ از افزايش‌ يـا‬
‫كاهش‌ در مبلـغ‌ وجه نقد‬
‫ناشي از معاملت با اشخاص‌‬
‫حقيقي‌ يا حقوقي‌ مستقل‌ از‬
‫شخصيت‌ حقوقي‌ واحـد‬
‫تجـاري‌ و ناشي از سايـر‬
‫رويدادها‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Cash flow‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Cash flows‬‬
‫‪arising from‬‬
‫‪operating‬‬
‫‪activities‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Claim‬‬

‫ن استاندارد شامل‌‬
‫ي در اي ‌‬
‫جريانها ‌‬
‫وجه نقد جريانهاي‌ نقدي‌ ورودي‌ و‬
‫ناشي از خروجي‌ ناشي از فعاليتهاي‌‬
‫فعاليتها عملياتي‌ به‌ شرح‌ تعريف‌ مندرج‌‬
‫در همين‌ بند و نيز آن‌ دسته‌ از‬
‫ي‌‬
‫ت كه‌‬
‫عملياتي جريانهاي‌ نقدي‌ اس ‌‬
‫ماهيتا ً به‌ طور مستقيم‌ قابل‌‬
‫ارتباط‌ با ساير طبقات‌‬
‫جريانهاي‌ نقدي‌ صورت‌ جريان‌‬
‫وجوه نقد نباشد‬
‫خسارت‬

‫عبارت است از مبلغ قابل‬
‫پرداخت در اثر وقوع حوادث‬
‫تحت پوشش قرارداد بيمه‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪50‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫خويشاون‬
‫دان‬
‫نزديک‬

‫خويشاوند نسبي و سببي فرد‬
‫که انتظار می‌رود در معامله با‬
‫واحد تجاری‪ ،‬وی را تحت نفوذ‬
‫قرار دهد یا تحت نفوذ وی‬
‫واقع شود که معمول ً شامل‬
‫خويشاوندان نسبي و سببي‬
‫طبقه‌اول تا سوم است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Close members‬‬
‫‪of the family of‬‬
‫‪an individual‬‬

‫آغاز‬
‫اجاره‬

‫عبارت‌ است‌ از تاريخ‌ در اختيار استاندار‬
‫ي يا آغاز تعلق‌‬
‫گرفتن‌ داراي ‌‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫گرفتن‌ اجاره‌بها‪ ،‬هر كدام‌‬
‫‪5‬‬
‫م است‌‪.‬‬
‫مقد ‌‬

‫‪Commencement‬‬
‫‪of the lease term‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 6‬بند ‪2‬‬

‫‪Component of‬‬
‫‪an entity‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 22‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Condensed‬‬
‫‪financial‬‬
‫‪statements‬‬

‫يک بخش جزئي‌ از عمليات‌ واحد تجار ‌‬
‫ي‬
‫يا گروه‌ كه‌ اهميت‌ نسبي‌ دارد‬
‫از واحد‬
‫تجاري‌‬
‫و به طور جداگانه‌ قابل‌‬
‫شناسايي‌ است‌ و فعاليتها‪،‬‬
‫داراييها و نتايج‌ مربوط‌ به‌ آن‌‬
‫را بتوان‌ به‌ وضوح‌ از بقيه‌‬
‫فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ تميز‬
‫داد‪ .‬يك‌ بخش‌ از واحد تجاري‌‬
‫معمول ً خطوط‌ توليد يا‬
‫بازارهاي‌ جداگانه‌ خاص‌ خود را‬
‫ك قسمت‌‬
‫دارد و ممكن‌ است‌ ي ‌‬
‫تجاري‌ يا جغرافيايي‌ (به‌ شرح‌‬
‫مندرج‌ در استاندارد حسابداري‌‬
‫شماره‌ ‪ 25‬باعنوان‌‬
‫“ گزارشگري‌ برحسب‌‬
‫قسمتهاي‌ مختلف“ ) يا‬
‫كوچكتر از آن‌ باشد‬
‫صورتها‬
‫ي‌ مالي‌‬
‫فشرده‌‬

‫حداقل‌ شامل‌ صورتهاي‌ مالي‌‬
‫اساسي‌ و گزيده‌اي‌ از‬
‫يادداشتهاي‌ توضيحي‌ مطابق‌‬
‫ن استاندارد است‌‪.‬‬
‫الزامات‌ اي ‌‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪51‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫صورتها‬
‫ي‌ مالي‌‬
‫تلفيقي‬

‫ي يک گروه است‬
‫صورتهاي‌ مال ‌‬
‫که آن گروه به عنوان يک‬
‫شخصيت اقتصادي واحد‬
‫محسوب مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Consolidated‬‬
‫‪financial‬‬
‫‪statements‬‬

‫تلفيق‌‬

‫فرايند تعديل‌ و تركيب‌‬
‫اطلعات‌ صورتهاي‌ مالي‌‬
‫جداگانه‌ يك‌ واحد تجاري‌ اصلي‌‬
‫و صورتهاي مالي واحدهاي‌‬
‫تجاري‌ فرعي‌ آن‌ به‌ منظور‬
‫تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌‬
‫ت مالي‌ گروه‌‬
‫است كه‌ اطلعا ‌‬
‫ه عنوان‌ شخصيت‌ اقتصادي‌‬
‫را ب ‌‬
‫واحد ارائه‌ مي‌كند‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Consolidation‬‬

‫فعاليتها‬
‫ي‬
‫ساخت‬
‫املک‬

‫مجموعه فعاليتهايي است که‬
‫براي طراحي و احداث املک‬
‫براي فروش ضروري است‪.‬‬
‫تحصيل زمين براي احداث و‬
‫فروش ساختمان و يا‬
‫آماده سازي و فروش زمين‪،‬‬
‫به طور کلي يا جزئي‪ ،‬بخشي‬
‫از اين فعاليت است‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 29‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Constructing‬‬
‫‪activities‬‬

‫پيما ‌‬
‫ن‬
‫بلندمد ‌‬
‫ت‬

‫پيماني‌ است‌ كه‌ براي‌ طراحي‌‪ ،‬استاندار‬
‫توليد يا ساخت‌ يك‌ دارايي‌‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬
‫منفرد قابل‌ ملحظه‌ يا ارائـه‌‬
‫خدمات‌ (يا تركيبي‌ از داراييها‬
‫يا خدمات‌ كه‌ تواما ً يك‌ پروژه‌‬
‫را تشكيل‌ دهد) منعقد مي‌شود‬
‫ت زمان‌ لزم‌ براي‌ تكميل‌‬
‫و مد ‌‬
‫ً‬
‫ن است‌ كه‌‬
‫پيمان‌ عمدتا چنا ‌‬
‫فعاليت‌ پيمان‌ در دوره‌هاي‌‬
‫مالي‌ متفاوت‌ قرار مي‌گيرد ‪.‬‬
‫ن استاندارد‪،‬‬
‫پيماني‌ كه‌ طبق‌ اي ‌‬
‫ي مي‌گردد‪،‬‬
‫بلندمدت‌ تلق ‌‬
‫معمول ً در طول‌ مدتي‌ بيش از‬
‫يكسال‌ انجام‌ خواهد شد ‪.‬‬

‫‪Construction‬‬
‫‪contract‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪52‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫با اين حال‌‪ ،‬مدت‌ بيش از‬
‫يكسال‌‪ ،‬مشخصه‌ اصلي‌ يك‌‬
‫پيمان‌ بلندمدت‌ نيست‌ ‪ .‬برخي‌‬
‫ت كمتر از‬
‫پيمانهاي‌ با مد ‌‬
‫يكسال‌‪ ،‬هرگاه‌ از نظر فعاليت‌‬
‫دوره‌‪ ،‬داراي‌ چنان‌ اهميت‌‬
‫ي باشد كه‌ عدم‌ انعكاس‌‬
‫نسب ‌‬
‫درآمد و هزينه‌ عملياتي‌ و سود‬
‫مربوط‌ به‌ آن‌ منجر به‌ مخدوش‌‬
‫شدن‌ درآمد و هزينه‌ عملياتي‌‬
‫و نتايج‌ دوره‌ و عدم‌ ارائـه‌‬
‫تصويري‌ مطلوب‌ توسط‌‬
‫ي گردد‪ ،‬بايد‬
‫صورتهاي‌ مال ‌‬
‫به عنوان‌ پيمان‌ بلندمدت‌‬
‫محسوب‌ شود‪ ،‬مشروط‌ بر‬
‫ه در واحد‬
‫اينكه‌ رويـه‌ متخذ ‌‬
‫تجاري‌ از سالي‌ به‌ سال‌ ديگر‬
‫به طور يكنواخت‌ اعمال‌ گردد‬
‫تعهد‬
‫عرفي‬

‫داراي ‌‬
‫ي‬
‫زيستي‌‬
‫غير مولد‬

‫تعهدي است ناشی از اقدامات استاندار‬
‫واحد تجاري در مواردی که‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬
‫واحد تجاري با توجه به نحوه‬
‫عمل خود در گذشته‪،‬‬
‫سیاستهاي اعلم شده يا‬
‫آئين‌نامه‌هاي جاري کاملً‬
‫مشخص‪ ،‬به ساير اشخاص‬
‫نشان داده است که‬
‫مسئوليتهاي‌ خاصي را خواهد‬
‫پذيرفت‪ ،‬و در نتيجه‪ ،‬واحد‬
‫تجاري انتظاري بجا براي آنها‬
‫ايجاد کرده است که‬
‫مسئوليتهاي خود را ايفا‬
‫خواهد کرد‬

‫‪Constructive‬‬
‫‪obligation‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Consumable‬‬
‫‪biological assets‬‬

‫به‌ طبقه‌اي‌ از داراييهاي‌‬
‫زيستي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ واجد‬
‫ه براي‌‬
‫شرايط‌ تعيين‌ شد ‌‬
‫ي مولد نيست‌‪.‬‬
‫داراييهاي‌ زيست ‌‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪53‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫دارايي‬
‫احتمالي‬

‫يک دارايي غیرقطعی است که استاندار‬
‫از رويدادهاي گذشته ناشي‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬
‫مي‌شود و وجود آن تنها از‬
‫طريق وقوع يا عدم وقوع يک‬
‫يا چند رويداد نامشخص آتي که‬
‫بطور کامل تحت کنترل واحد‬
‫تجاري نيست‪ ،‬تأييد خواهد شد‬

‫‪Contingent asset‬‬

‫بدهي‬
‫احتمالي‬

‫الف‪.‬تعهدی غیرقطعی است‬
‫که از رويدادهاي گذشته ناشي‬
‫مي‌‌شود و وجود آن تنها‬
‫ازطريق وقوع يا عدم وقوع‬
‫يک يا چند رويداد نامشخص‬
‫آتي که بطور کامل در کنترل‬
‫واحد تجاري نيست‪،‬تأييد خواهد‬
‫شد‪ ،‬يا‬
‫ب‪ .‬تعهدی فعلي است که از‬
‫رويدادهاي گذشته ناشي‬
‫مي‌شود اما بدليل زير‬
‫شناسايي نمي‌شود‪:‬‬
‫‪ .1‬خروج منافع اقتصادي براي‬
‫تسويه تعهد محتمل نيست‪.‬‬
‫‪ .2‬مبلغ تعهد را نمي‌توان با‬
‫قابليت اتکاي کافي‬
‫اندازه‌گيري کرد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Contingent‬‬
‫‪liability‬‬

‫کنترل‬

‫توانایی راهبري سیاستهای‬
‫مالی و عملیاتی يک واحد‬
‫تجاری به‌منظور کسب منافع‬
‫اقتصادی از فعاليتهاي آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Control‬‬

‫كنترل‌‬

‫ي راهبري ‌سياستهاي‌‬
‫تواناي ‌‬
‫مالي‌ و عملياتي‌ يك‌ واحد‬
‫تجاري‌ به منظور كسب‌ منافع‌‬
‫از فعاليتهاي‌ آن‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Control‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪54‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫كنترل‌‬

‫استاندار‬
‫ي راهبري‌ سياستهاي‌‬
‫تواناي ‌‬
‫مالي‌ و عملياتي‌ يك‌ واحد يا‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫فعاليت تجاري‌ به‌ منظور كسب‌ ‪9‬‬
‫ع اقتصادي‌ از آن‌‬
‫مناف ‌‬

‫‪Control‬‬

‫كنترل‌‬

‫عبارت‌ است‌ از توانايي‌ هدايت‌‬
‫ي و عملياتي‌‬
‫سياستهاي‌ مال ‌‬
‫يك‌ واحد تجاري‌ به منظور‬
‫كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ از‬
‫فعاليتهاي‌ آن‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Control‬‬

‫كنترل‬

‫عبارت‌ است‌ از توانايي‌ هدايت‌‬
‫ي و عملياتي‌‬
‫سياستهاي‌ مال ‌‬
‫ك فعاليت‌ اقتصادي‌ به منظور‬
‫ي ‌‬
‫كسب‌ منافع‌ ‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Control‬‬

‫بهاي‌‬
‫تمام‌‬
‫شده‌‬

‫مبلغ‌ وجه‌ نقد يا معادل‌ نقد‬
‫پرداختي‌ و يا ارزش‌ منصفانه‌‬
‫ي كه‌ جهت‌‬
‫ساير مابه‌ازاهاي ‌‬
‫تحصيل‌ يك‌ دارايي‌ در زمان‌‬
‫تحصيل‌ يا ساخت آن واگذار‬
‫شده‌ است‌ و در صورت‬
‫مصداق‪ ،‬مبلغي که براساس‬
‫الزامات خاص ساير‬
‫استانداردهاي حسابداري‬
‫(مانند مخارج تأمين مالي) به‬
‫آن دارايي تخصيص يافته است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Cost‬‬

‫بهاي‌‬
‫تمام‌‬
‫شده‌‬

‫مبلغ‌ وجه‌ نقد يا معادل‌ نقد‬
‫پرداختي‌ يا ارزش‌ منصفانه‌‬
‫ي كه‌ جهت‌‬
‫ساير مابه‌ازاهاي ‌‬
‫تحصيل‌ يك‌ دارايي‌ در زمان‌‬
‫تحصيل‌ يا ايجاد آن‪ ،‬واگذار‬
‫شده‌ است‪ ،‬يا حسب مورد‪،‬‬
‫مبلغي که در زمان شناخت‬
‫اوليه براساس الزامات خاص‬
‫ساير استانداردهاي‬
‫حسابداري‪ ،‬به آن دارايي‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Cost‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪55‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫تخصيص يافته است (مانند‬
‫مخارج تأمين مالي)‪.‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Cost‬‬

‫يك‌ روش‌ حسابداري‌ است‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫روش‌‬
‫براساس‌ آن‌ سرمايه‌گذاري‌ به‌‬
‫بهاي‌‬
‫تمام‌شده‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ ثبت‌ مي‌شود‪.‬‬
‫در اين‌ روش‌‪ ،‬واحد‬
‫سرمايه‌گذار‪ ،‬سود حاصل‌ از‬
‫سرمايه‌گذاري‌ را تنها‬
‫تا ميزاني‌ به عنوان‌ درآمد‬
‫شناسايي‌ مي‌كند كه‌ از محل‌‬
‫ه واحد‬
‫سودهاي‌ خالص‌ انباشت ‌‬
‫سرمايه‌پذير بعد از تاريخ‌‬
‫تحصيل‌ سرمايه‌گذاري‌‪ ،‬دريافت‌‬
‫مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫پيمان‌ بلند مدتي‌ است‌ كه‌ به‌‬
‫پيمان‌‬
‫موجب‌ آ ‌‬
‫اماني‌‬
‫ن مخارج‌ قابل‌ قبول‌ يا د ‪ 9‬بند ‪3‬‬
‫ن پيمان‌ به‌‬
‫(پيمان‌ با مشخص‌ شده‌ در مت ‌‬
‫حق‌الزحم پيمانكار تأديه‌ و درصد معيني‌‬
‫از مخارج‌ مزبور يا حق‌الزحمه‌‬
‫ه‌‬
‫مبتني‌بر ثابتي‌ نيز به‌ پيمانكار پرداخت‌‬
‫مخارج‌)‌‬
‫شود‬

‫‪Cost plus‬‬
‫‪contract‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Current‬‬
‫‪investment‬‬

‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬
‫جاري‌‬

‫به‌ طبقه‌اي‌ از سرمايه‌گذاريها‬
‫گفته‌ مي‌شود كه‌‬
‫سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ نباشد‬
‫‪D‬‬

‫تاریخ‬
‫تأیید‬
‫صورتها‬
‫ی مالی‬

‫تاریخی است که مدیریت‪،‬‬
‫صورتهای مالی را به‌طور‬
‫رسمی و برای آخرین بار‬
‫به‌منظور انتشار‪ ،‬تأیید می‌کند‪.‬‬
‫تاریخ تأیید صورتهای مالی‬
‫تلفیقی‪ ،‬تاریخی است که‬
‫صورتهای مالی یاد شده‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪56‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 5‬بند ‪3‬‬

‫‪Date of‬‬
‫‪authorization for‬‬
‫‪issue‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫توسط مدیریت واحد تجاری‬
‫اصلی به‌منظور انتشار تأیید‬
‫می‌شود‬
‫مبل ‌‬
‫غ‬
‫استهلك‌‬
‫پذير‬

‫بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ يا ساير استاندار‬
‫مبالغ‌ جايگزين‌ بهاي تمام شده د ‪ 11‬بند‬
‫پس از کسر ارزش باقيمانده‌‬
‫‪5‬‬
‫آن‬

‫‪Depreciable‬‬
‫‪amount‬‬

‫مبل ‌‬
‫غ‬
‫استهلك‌‬
‫پذير‬

‫بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ يا ساير استاندار‬
‫مبالغ‌ جايگزين‌ بهاي‌ تما ‌‬
‫م شده‌ د ‪ 17‬بند‬
‫ي ‪ ،‬به‌ كسر‬
‫در صورتهاي‌ مال ‌‬
‫‪5‬‬
‫ارزش‌ باقيمانده‌ آن‬

‫‪Depreciable‬‬
‫‪amount‬‬

‫بهاي‬
‫جايگزين‬
‫ي‬
‫مستهلک‬
‫شده‬

‫عبارت است از بهاي ناخالص‬
‫جايگزيني يک دارايي (يعني‬
‫بهاي جاري جايگزيني يک‬
‫دارايي نو با توان خدمت‌دهي‬
‫مشابه) پس از کسر استهلک‬
‫مبتني بر بهاي مزبور و مدت‬
‫استفاده شده از آن دارايي‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Depreciated‬‬
‫‪replacement cost‬‬

‫استهلك‌‬

‫تخصيص‌ سيستماتيك‌ مبل ‌‬
‫غ‬
‫استهلك‌ پذير يك‌ دارايي‌ طي‌‬
‫عمر مفيد آن‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Depreciation‬‬

‫توسعه‬

‫بکارگيري دستاوردهاي‬
‫تحقيقاتي يا ساير دانشها‬
‫در قالب يک برنامه يا طرح‬
‫براي توليد مواد‪ ،‬تجهيزات‪،‬‬
‫محصولت‪ ،‬فرايندها‪،‬‬
‫سيستمها يا خدمات جديد‪ ،‬يا‬
‫بهسازي اساسي مواردي که‬
‫قبل ً توليد يا ارائه گرديده و يا‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Development‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪57‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫استقرار يافته است‪ ،‬پيش از‬
‫آغاز توليد يا کاربرد تجاري‬
‫يك‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ بخش‌ استاندار‬
‫واحد‬
‫تجاري‌‬
‫عمده‌ كوششهاي‌ خود را براي‌ د ‪ 24‬بند‬
‫در مرحله‌ ايجاد يك‌ فعاليت‌ جديد بكار برد ‪3‬‬
‫و يكي‌ از شرايط‌ زير در مورد‬
‫قبل از‬
‫بهره‌بردا آن‌ صدق‌ كند‪:‬‬
‫الف‪ .‬عمليات‌ اصلي‌‬
‫ري‬
‫برنامه‌ريزي‌ شده‌‪ ،‬شروع‌ نشده‌‬
‫باشد‪ ،‬يا‬
‫ب‪ .‬عمليات‌ اصلي‌‬
‫برنامه‌ريزي‌شده‌‪ ،‬شروع‌ شده‌‬
‫ولي‌ درآمد عملياتي‌ قابل‌‬
‫توجهي‌ از آن‌ حاصل‌ نشده‌‬
‫باشد‪.‬‬

‫‪Development‬‬
‫‪stage enterprises‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 3‬بند ‪6‬‬

‫‪Dividends‬‬

‫سود‬
‫سهام‌‬

‫مبالغي‌ از سود توزيع‌ شد ‌‬
‫ه‬
‫واحد سرمايه‌پذير كه‌ متناسب‌‬
‫با سهم‌الشركه‌ واحد تجاري‌‬
‫عايد آن‌ مي‌شود‬
‫‪E‬‬

‫عبارت‌ است‌ از ‪:‬‬
‫عمر‬
‫اقتصادي‌ الف‪ .‬مدت‌ زماني‌ كه‌ انتظار‬
‫مي‌رود يك‌ دارايي‌ از لحاظ‌‬
‫اقتصادي‌ توسط‌ يك‌ يا چند‬
‫كاربر قابل‌ استفاده‌ باشد‪ ،‬يا‬
‫ب‪ .‬تعداد توليد يا واحدهاي‌‬
‫مشابهي‌ كه‌ انتظار مي‌رود در‬
‫فرايند استفاده‌ از دارايي‌‬
‫توسط‌ يك‌ يا چند‬
‫ه كسب‌ شود‬
‫استفاده‌كنند ‌‬
‫واحد‬
‫تجاري‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Economic life‬‬

‫ي استاندار‬
‫عبارت‌ است‌ از تشكلي‌ قانون ‌‬
‫يا قراردادي‌‪ ،‬اعم‌ از ثبت‌شد ‌‬
‫ه‬
‫د ‪ 23‬بند‬

‫‪Entities‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪58‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫يا ثبت‌نشده‌‪ ،‬يا هر شخص‌ يا‬
‫تشكلي‌ كه‌ يك‌ فعاليت‌‬
‫اقتصادي‌ را از جانب‌ خود‬
‫براي‌ دستيابي‌ به‌ اهداف‌ خاص‌‬
‫اداره‌ مي‌كند ‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫ارزش‌ فعلي‌ خالص جريانهاي‌‬
‫ارزش‌‬
‫اقتصادي‌ نقدي‌ آتي ناشي از کاربرد‬
‫مستمر دارايي ازجمله‬
‫جريانهاي نقدي ناشي از‬
‫واگذاري نهايي آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Entity-specific‬‬
‫‪value‬‬

‫خالص ارزش‌ فعلي‌ جريانهاي‌‬
‫ارزش‌‬
‫اقتصادي‌ نقدي‌ آتي ناشي از کاربرد‬
‫مستمر دارايي از جمله‬
‫جريانهاي نقدي ناشي از‬
‫واگذاري نهايي آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Entity-specific‬‬
‫‪value‬‬

‫رو ‌‬
‫ش‬
‫ارزش‌‬
‫ه‬
‫ويژ ‌‬

‫يك‌ روش‌ حسابداري‌ است‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫براساس‌ آن‌ سرمايه‌گذاري‌ در‬
‫ه بهاي‌‬
‫تاريخ‌ تحصيل‌ ب ‌‬
‫ه ثبت‌ مي‌شود و پس‌‬
‫تمام‌شد ‌‬
‫ن بابت‌ تغيير در سهم‌ واحد‬
‫از آ ‌‬
‫سرمايه‌گذار از خالص‌‬
‫داراييهاي‌ واحد سرمايه‌پذير‬
‫پس‌ از تاريخ‌ تحصيل‌‪ ،‬تعديل‌‬
‫مي‌شود‪ .‬سهم‌ واحد‬
‫سرمايه‌گذار از نتايج‌ عملكرد‬
‫واحد سرمايه‌پذير در صورت‌‬
‫سود و زيان‌ منعكس‌ مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Equity method‬‬

‫رو ‌‬
‫ش‬
‫ارزش‌‬
‫ه‬
‫ويژ ‌‬

‫استاندار‬
‫يك‌ روش‌ حسابداري‌ است‌ كه‌‬
‫براساس‌ آن‌ سهم‌ شريك‌ خاص‌ د ‪ 23‬بند‬
‫در واحد تجاري‌ تحت‌ كنترل‌‬
‫‪2‬‬
‫مشترك‌ ابتدا به‌ بهاي‌ تمام‌شده‌‬
‫ن بابت‌‬
‫ثبت‌ مي‌شود و پس‌ از آ ‌‬
‫تغيير درسهم‌ وي‌ از خالص‌‬

‫‪Equity method‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪59‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫داراييهاي‌ واحد تجاري‌ تح ‌‬
‫ت‬
‫كنترل‌ مشترك‌ تعديل‌ مي‌گردد‪.‬‬
‫سهم‌ شريك‌ خاص‌ از نتايج‌‬
‫عملكرد واحد تجاري‌ تحت‌‬
‫كنترل‌ مشترك‌ در صورت‌ سود‬
‫و زيان‌ منعكس‌ مي‌شود‪.‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 5‬بند ‪3‬‬

‫‪Events after the‬‬
‫‪balance sheet‬‬

‫رویدادها‬
‫ی بعد از‬
‫تاریخ‬
‫ترازنامه‬

‫رویدادهای مطلوب و‬
‫نامطلوبی است که بین تاریخ‬
‫ترازنامه و تاریخ تأیید‬
‫صورتهای مالی رخ می‌دهد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Exceptional‬‬
‫‪(Special) cash‬‬
‫‪flows‬‬

‫استاندار‬
‫اقلمي‌ با اهميت‌ است‌ كه‌‬
‫اقلم‌‬
‫استثنايي‌ منشأ آ ‌‬
‫ن رويدادها يا معاملتي‌ د ‪ 6‬بند ‪2‬‬
‫مي‌باشد كه‌ در چارچوب‌‬
‫فعاليتهاي‌ عادي‌ شركت‌ واقع‌‬
‫مي‌گردد و به منظور ارائـه‌‬
‫تصويري‌ مطلوب‌‪ ،‬افشاي‌‬
‫جداگانه‌ آنها‪ ،‬منفردا ً يا در‬
‫صورت‌ تشابه‌ نوع‌‪ ،‬در مجموع‌‪،‬‬
‫ي بودن‌ ماهيت‌‬
‫به لحاظ‌ استثناي ‌‬
‫يا وقوع‌ ضرورت‌ مي‌يابد‬

‫‪Exceptional‬‬
‫‪(Special) items‬‬

‫ي به‌ آن‌ دسته‌ از جريانها ‌‬
‫ي‬
‫جريانها ‌‬
‫نقدي‌‬
‫ي وجه نقد‬
‫ورودي‌ و خروج ‌‬
‫استثنايي اطلق‌ مي‌شود كه‌ داراي‌‬
‫اهميت‌ نسبي‌ است‌‪ ،‬از‬
‫فعاليتهاي‌ عادي‌ واحد تجاري‌‬
‫ناشي‌ مي‌شود و اقلمي‌ را‬
‫در بر مي‌گيرد كه‌ به منظور‬
‫ه تصويري‌ مطلوب‌ از‬
‫ارائـ ‌‬
‫انعطاف‌ پذيري‌ واحد تجاري‌‪،‬‬
‫افشاي‌ جداگانه‌ آنها به‌ لحاظ‌‬
‫استثنايي‌ بودن‌ ماهيت‌ يا وقوع‌‬
‫ضرورت‌ مي‌يابد‪ .‬اين‌ اقلم‌‬
‫لزوما ً با اقلم‌ استثنايي‌ مندرج‌‬
‫در صورت‌ سود و زيان‌ ارتباط‌‬
‫ندارد‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪60‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫تسعير‬

‫فرايندي‌ است‌ كه‌ از طريق‌ آن‌‪ ،‬استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫اطلعات‌ مالي‌ مبتني بر ارز‪،‬‬
‫برحسب‌ واحد پول‌ گزارشگري‌ ‪7‬‬
‫بيان‌ شود‪ .‬واژه‌ تسعير‪،‬‬
‫گزارش‌ معاملت‌ منفرد ارزي‌‬
‫برحسب‌ واحد پول‌ گزارشگري‌‬
‫و همچنين‌ برگردان‌ يك‌‬
‫ه كامل‌ صورتهاي‌ مالي‌‬
‫مجموع ‌‬
‫تهيه‌ شده‌ بر حسب‌ ارز به‌‬
‫واحد پول‌ گزارشگري‌ را در بر‬
‫مي‌گيرد‪.‬‬

‫‪Exchange‬‬

‫تفاوت‌‬
‫تسعير‬

‫عبارت‌ است‌ از تفاوت‌‬
‫ناشي از تسعير ميزان‌ معيني‌‬
‫از يك‌ ارز به‌ واحد پول‌‬
‫گزارشگري‌ با نرخهاي‌تسعير‬
‫متفاوت‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Exchange‬‬
‫‪difference‬‬

‫نر ‌‬
‫خ‬
‫تسعير‬

‫ل دو‬
‫عبارت‌ است‌ از نرخ‌ تبدي ‌‬
‫واحد پولي‌ به‌ يكديگر (شامل‌‬
‫انواع‌ نرخهاي‌ برابري‌ رسمي‌‪،‬‬
‫قراردادي‌ و غيره‌) كه‌ در‬
‫فرايند تسعير بكار گرفته‌‬
‫مي‌ شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Exchange rate‬‬

‫زيانهايي‌ است‌ كه‌ انتظار‬
‫زيانهاي‌‬
‫مي‌رود در طول‌ مدت‌ پيمان‌‬
‫قابل‌‬
‫ب مبالغ‌‬
‫پيش‌بيني‌ ايجاد شود (با احتسا ‌‬
‫براوردي‌ هزينه‌ كارهاي‌‬
‫اصلحي‌ و تضميني‌ و هرگونه‌‬
‫هزينه‌هاي‌ مشابهي‌ كه‌ تحت‌‬
‫شرايط‌ پيمان‌ قابل‌ بازيافت‌‬
‫نيست‌) ‪ .‬مبلغ‌ زيان‌ مذكور‬
‫بدون‌ توجه‌ به‌ موارد زير‬
‫براورد مي‌شود‪:‬‬
‫الف‪ .‬شروع‌ يا عدم‌ شروع‌ كار‬
‫پيمان‌‬
‫ب‪ .‬حصه‌اي‌ از كار كه‌ تا تاريخ‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬

‫‪Expected losses‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪61‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ترازنامه‌ انجام‌ شده‌ است‬
‫ج‪ .‬ميزان‌ سودي‌ كه‌ انتظار‬
‫مي‌رود از پيمانهاي‌ ديگر (به‌‬
‫ي كه‌ طبق‌‬
‫استثناي‌ پيمانهاي ‌‬
‫بند ‪ 6‬پيمان‌ واحد تلقي‌‬
‫مي‌شود) حاصل‌ شود‬
‫ي به‌ آن‌ دسته‌ از جريانها ‌‬
‫ي‬
‫جريانها ‌‬
‫نقدي‌‬
‫ي وجه نقد‬
‫ورودي‌ و خروج ‌‬
‫غيرمترق اطلق‌ مي‌شود كه‌ داراي‌‬
‫به‌‬
‫اهميت‌ نسبي‌ است‌‪ ،‬از‬
‫رويدادهاي‌ خارج‌ از فعاليتهاي‌‬
‫عادي‌ واحد تجاري‌ ناشي‌‬
‫مي‌شود و اقلمي‌ را در‬
‫برمي‌گيرد كه‌ به منظور ارائه‌‬
‫تصويري‌ مطلوب‌ از‬
‫انعطاف‌ پذيري‌ واحد تجاري‌‪،‬‬
‫افشاي‌ جداگانه‌ آنها به‌ لحاظ‌‬
‫غير مترقبه‌ بودن‌ ماهيت‌ يا‬
‫وقوع‌ آنها ضرورت‌ مي‌يابد‪.‬‬
‫اين‌ اقلم‌ معمول ً با اقلم‌‬
‫غير مترقبه‌ مندرج‌ در صورت‌‬
‫سود و زيان‌ ارتباط‌ دارد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Extraordinary‬‬
‫‪cash flows‬‬

‫اقلمي‌ با اهميت‌ و بسيار‬
‫اقلم‌‬
‫غير مترق غير معمول‌ است‌ كه‌ منشأ آن‌‬
‫ي خارج‌ از فعاليتهاي‌‬
‫رويدادهاي ‌‬
‫به‌‬
‫عادي‌ شركت‌ مي‌باشد و‬
‫انتظار نمي‌رود به طور مكرر‬
‫يا منظم‌ واقع‌ شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 6‬بند ‪2‬‬

‫‪Extraordinary‬‬
‫‪items‬‬

‫‪F‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪62‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ارزش‌‬
‫منصفانه‬

‫استاندار‬
‫مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌‬
‫ع و مايل‌ و فروشنده‌اي‌‬
‫مطل ‌‬
‫د ‪ 3‬بند‬
‫ع و مايل‌ مي‌توانند در‬
‫مطل ‌‬
‫‪ ،8‬و‬
‫معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ استاندار‬
‫عادي‌‪ ،‬يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌‬
‫د ‪ 10‬بند‬
‫مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌‬
‫‪،3‬‬
‫كنند‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪،5‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪،7‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪،5‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪ ،9‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Fair value‬‬

‫ارزش‌‬
‫منصفانه‬

‫مبلغي‌ است‌ كه‌ خريدار ‌‬
‫ي‬
‫ع و مايل‌ و فروشنده‌اي‌‬
‫مطل ‌‬
‫ع و مايل‌ مي‌توانند در‬
‫مطل ‌‬
‫معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌‬
‫عادي‌ ‪ ،‬يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌‬
‫مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ يا‬
‫يك‌ بدهي‌ را تسويه‌ كنند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪9‬‬

‫‪Fair value‬‬

‫اجار ‌‬
‫ه‬
‫سرمايه‌ا‬
‫ي‬

‫عبارت‌ است‌ از اجاره‌اي‌ كه‌ به‌‬
‫موجب‌ آن‌ تقريبا ً تمام‌‬
‫ت و مزاياي‌ ناشي از‬
‫مخاطرا ‌‬
‫مالكيت‌ دارايي‌ به‌ اجاره‌كننده‌‬
‫منتقل‌ مي‌شود‪ .‬مالكيت‌‬
‫دارايي‌ ممكن‌ است‌ نهايتاً‬
‫انتقال‌ يابد يا انتقال‌ نيابد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Finance lease‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪63‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫فعاليتها‬
‫ي‬
‫تأمين‌‬
‫مالي‌‬

‫عبارت‌ از فعاليتهايي‌ است‌ كه‌ استاندار‬
‫نو‬
‫منجر به‌ تغييرات‌ در ميزا ‌‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫تركيب‌ سرمايه‌ و استقراضهاي‌ ‪11‬‬
‫واحد تجاري‌ (بجز اضافه‌‬
‫ه در‬
‫برداشتهاي‌ منظور شد ‌‬
‫ه وجه نقد)‪ ،‬گردد‬
‫محاسب ‌‬

‫‪Financing‬‬
‫‪activities‬‬

‫پيما ‌‬
‫ن‬
‫مقطو ‌‬
‫ع‬

‫پيمان‌ بلند مدتي‌ است‌ كه‌ ب ‌‬
‫ه‬
‫ن پيمانكار با يك‌ مبلغ‌‬
‫موجب‌ آ ‌‬
‫مقطوع‌ براي‌ كل‌ پيمان‌ يا يك‌‬
‫نرخ‌ ثابت‌ براي‌ هر واحد‬
‫موضوع‌ پيمان‌ كه‌ در برخي از‬
‫موارد ممكن‌ است‌ براساس‌‬
‫موادي‌ خاص‌ مشمول‌ تعديل‌‬
‫قرار گيرد‪ ،‬توافق‌ مي‌كند‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬

‫‪Fixed price‬‬
‫‪contract‬‬

‫ارز‬

‫عبارت‌ است‌ از هر واحد پولي‌‬
‫به‌ غير از واحد پول‌‬
‫گزارشگري‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Foreign‬‬
‫‪currency‬‬

‫واحد‬
‫مستقل‌‬
‫خارجي‌‬

‫به‌ آن‌ دسته‌ از عمليات‌ خارجي‌‬
‫اطلق‌ مي‌ شود كه‌ فعاليتهاي‌‬
‫آن‌ بخش‌ لينفك‌ واحد تجاري‌‬
‫گزارشگر را تشكيل‌ نمي‌دهد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Foreign entity‬‬

‫عمليات‌‬
‫خارجي‬

‫ي استاندار‬
‫عبارت‌ است‌ از يك‌ واحد تجار ‌‬
‫فرعي‌‪ ،‬واحد تجاري‌ وابسته‌‪،‬‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫ه واحد‬
‫مشاركت‌ خاص‌ يا شعب ‌‬
‫‪7‬‬
‫تجاري‌ گزارشگر كه‌ فعاليتهاي‌‬
‫آن‌ در خارج‌ از ايران‌ استقرار‬
‫يافته‌ يا اداره‌ مي‌ شود‪.‬‬

‫‪Foreign‬‬
‫‪operation‬‬

‫‪G‬‬
‫بيمه‬
‫عمومى‬

‫به بیمه‌های غیر از بیمه زندگی استاندار‬
‫اطلق می‌شود‪.‬‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪64‬‬

‫‪General‬‬
‫‪insurance‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫استاندار‬
‫جزيي‌ قابل‌ تفكيك‌ از واحد‬
‫تجاري‌ است‌ كه‌ به‌ ارائه‌‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫محصولت‌ يا خدمات‌ در منطقه‌ ‪6‬‬
‫جغرافيايي‌ مشخصي‌ مشتمل‌‬
‫بر يك‌ كشور يا گروهي‌ از‬
‫كشورها اشتغال‌ دارد و داراي‌‬
‫مخاطره‌ و بازده‌اي‌ متفاوت‌ از‬
‫اجزايي‌ است‌ كه‌ در ساير‬
‫ي فعاليت‌‬
‫مناطق‌ جغرافياي ‌‬
‫مي‌كنند‪ .‬عوامل‌ زير بايد در‬
‫تشخيص‌ قسمتهاي‌ جغرافيايي‌‬
‫در نظر گرفته‌ شود‪:‬‬
‫الف‪ .‬تشابه‌ شرايط‌ اقتصادي‌ و‬
‫سياسي‌‪،‬‬
‫ب‪ .‬روابط‌ بين‌ عمليات‌ در‬
‫ي مختلف‌‪،‬‬
‫مناطق‌ جغرافياي ‌‬
‫ج‪ .‬مجاورت‌ عمليات‌‪،‬‬
‫د‪ .‬مخاطرات‌ خاص‌ ناشي‌ از‬
‫عمليات‌ در مناطق‌ مشخص‌‪،‬‬
‫ه‪ .‬مقررات‌ كنترل‌ ارز‪ ،‬و‬
‫و‪ .‬مخاطرات‌ نوسانات‌ ارزي‌‪.‬‬

‫‪Geographical‬‬
‫‪segment‬‬

‫قسم ‌‬
‫ت‬
‫جغرافياي‬
‫ي‌‬

‫دولت‌‬

‫متشكل‌ است‌ از وزارتخانه‌ها‪،‬‬
‫مؤسسات‌ دولتي‪ ،‬نهادها و‬
‫ارگانهاي‌ دولتي‌‪ ،‬شركتهايي‌‬
‫كه‌ بيش از ‪ %50‬سرمايه‌ آنها‬
‫متعلق‌ به‌ دولت‌ است‌ و ساير‬
‫مؤسساتي‌ كه‌ به موجب‌‬
‫قوانين‌ موضوعه‌‪ ،‬دولتي‌‬
‫شناخته‌ مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 10‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Government‬‬

‫كمك‌‬
‫دولت‌‬

‫عبارت‌ از عملياتي‌ است‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫توسط‌ دولت‌ به منظور فراهم‌‬
‫كردن‌ مزيتهاي‌ اقتصادي‌ براي‌‬
‫يك‌ واحد تجاري‌ يا گروهي‌‬
‫مشخص‌ از واحدهاي‌ تجاري‌‬
‫در چارچوب‌ قوانين‌ و مقررات‌‬
‫معين‌ انجام‌ مي‌شود‪ .‬از لحاظ‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 10‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Government‬‬
‫‪assistance‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪65‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫مقاصد اين‌ استاندارد‪،‬‬
‫مزيتهايي‌ كه‌ تنها به‌ طور‬
‫غيرمستقيم‌ و از طريق‌ انجام‌‬
‫عمليات‌ مؤثر بر شرايط‌‬
‫عمومي‌ تجاري‌ فراهم‌‬
‫مي‌شود‪ ،‬مانند تدارك‌ امكانات‌‬
‫زيربنايي‌ در مناطق‌ در حال‌‬
‫ه يا تحميـل‌ محدوديتهاي‌‬
‫توسعـ ‌‬
‫تجـاري‌ بر رقبـا‪ ،‬جزء كمكهاي‌‬
‫ب نمي‌گردد‬
‫دولت‌ محسو ‌‬
‫كمكها ‌‬
‫ي‬
‫بلعوض‌‬
‫دولت‌‬

‫عبارت‌ است‌ از كمكهاي‌ دولت‌‬
‫به‌ شكل‌ انتقال‌ دارايي‌ به‌‬
‫واحد تجاري‌ يا جلوگيري‌ از‬
‫خروج‌ آن‌ از واحد تجاري‌‬
‫در قبال‌ رعايت‌ برخي‌ شرايط‌‪،‬‬
‫درگذشته‌ يا آينده‌‪ ،‬مربوط‌ به‌‬
‫فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌‪ .‬آن‌‬
‫گروه‌ از كمكهاي‌ دولت‌ كه‌‬
‫تعيين‌ ارزش‌ آنها به نحو‬
‫معقولي‌ امكان‌پذير نيست‌ و‬
‫همچنين‌ معاملت‌ واحد تجاري‌‬
‫با دولت‌ كه‌ نتوان‌ آنهـا را‬
‫از فعاليتهاي‌ عادي‌ واحد تميز‬
‫داد‪ ،‬جزء كمكهاي‌ بلعوض‌‬
‫ب نمي‌شود‬
‫دولت‌ محسو ‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 10‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Government‬‬
‫‪grants‬‬

‫ناخالص‬
‫مبلغ‬
‫دفتري‬

‫بهاي تمام شده دارايي يا ساير استاندار‬
‫مبالغ جايگزين بهاي تمام شده د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Gross carrying‬‬
‫‪amount‬‬

‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬
‫ناخالص‌‬
‫در اجاره‌‬

‫عبارت‌ است‌ از مجموع‌ حداقل‌ استاندار‬
‫مبالغ‌ اجاره‌ مربوط‌ به‌ اجاره‌‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫سرمايه‌اي‌ از ديد اجاره‌دهنده‌ و ‪5‬‬
‫هر گونه‌ ارزش‌ باقيمانده‌‬
‫تضمين‌ نشده‌اي‌ كه‌ به‌ وي‌‬
‫تعلق‌ مي‌گيرد‪.‬‬

‫‪Gross‬‬
‫‪investment in‬‬
‫‪the lease‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪66‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫گروه‬

‫واحد تجاري‌ اصلي‌ و كلي ‌‬
‫ه‬
‫واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌ آن‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Group‬‬

‫گروهي‌‬
‫از‬
‫داراييها‬
‫ي‌‬
‫زيستي‬

‫عبارت‌ است‌ از مجموعه‌‬
‫حيوانات‌ يا گياهان‌ زنده‌‬
‫مشابه‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Group of‬‬
‫‪biological assets‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Guaranteed‬‬
‫‪residual value‬‬

‫عبارت‌ است‌ از‪:‬‬
‫ارزش‌‬
‫باقيمانده‌ الف‪ .‬در مورد اجاره‌كننده‌‪ ،‬آن‌‬
‫بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌‬
‫تضمين‌‬
‫دارايي‌ كه‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌‬
‫شده‬
‫يا شخص‌ وابسته‌ به‌ وي‌‬
‫تضمين‌ گرديده‌ است‌ (مبلغ‌‬
‫تضمين‌ شده‌ حداكثر مبلغي‌‬
‫است‌ كه‌ مي‌تواند تحت‌ هر‬
‫شرايطي‌ قابل‌ پرداخت‌ باشد)‪،‬‬
‫و‬
‫ب‪ .‬در مورد اجاره‌دهنده‌‪ ،‬آن‌‬
‫بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌‬
‫دارايي‌ كه‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌‬
‫يا شخص‌ ثالثي‌ تضمين‌ شده‌‬
‫است‌‪.‬‬
‫‪H‬‬
‫برداشت‌‬

‫عبارت‌ است‌ از جداسازي‌ توليد استاندار‬
‫كشاورزي‌ از دارايي‌ زيستي‌ يا د ‪ 26‬بند‬
‫پايان‌ دادن‌ به‌ فرايند زندگي‌‬
‫‪5‬‬
‫دارايي‌ زيستي‌‪.‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪67‬‬

‫‪Harvest‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫عمليا ‌‬
‫ت‬
‫حفاظي‌‬

‫به‌ اقداماتي‌ اطلق‌ مي‌شود كه‌ استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫به منظور كاهش‌ يا جبران‌‬
‫ريسك‌ ناشي از تغييرات‌ قيم ‌‬
‫ت ‪7‬‬
‫بازار‪ ،‬نرخ‌ سود تضمين‌ شده‌ يا‬
‫نرخ‌ ارز صورت‌ مي‌گيرد‪.‬‬
‫استقراض‌ خارجي‌ به منظور‬
‫پوشش‌ ريسك‌ تغييرات‌ نرخ‌ ارز‬
‫ناشي از سرمايه‌گذاري‌ در يك‌‬
‫واحد مستقل‌ خارجي‌ از جمله‌‬
‫عمليات‌ حفاظي‌ است‬

‫‪Hedging‬‬

‫‪I‬‬
‫زيا ‌‬
‫ن‬
‫كاهش‌‬
‫ارزش‌‬

‫مازاد مبلغ دفتري‌ يک دارايي‬
‫نسبت‌ به‌ مبلغ بازيافتني‌ آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Impairment loss‬‬

‫قرارداد‬
‫بیمه‬
‫(بیمه‬
‫نامه)‬

‫عقدی است كه به موجب آن‬
‫يك طرف (بيمه‌گر) متعهد‬
‫مي‌شود در ازاى دريافت‬
‫حق بيمه از طرف ديگر‬
‫(بيمه‌گذار)‪ ،‬در صورت وقوع‬
‫حادثه‪ ،‬خسارت وارده به او يا‬
‫شخص ذينفع را جبران كند يا‬
‫مبلغ معینی را به وى يا شخص‬
‫ذينفع بپردازد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Insurance‬‬
‫‪contract‬‬

‫داراي ‌‬
‫ي‬
‫نامشهود‬

‫يك‌ دارايي‌ قابل تشخيص‬
‫غيرپولي‌ و فاقد ماهيت‌عيني‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Intangible asset‬‬

‫سـود‬
‫تضمين‌‬
‫شـده‌‬

‫مبالغي‌ كـه‌ بابت‌ استفـاده‌ از‬
‫ه نقد‬
‫وجـوه‌ نقـد يا معادل‌ وج ‌‬
‫واحد تجاري‌ مطالبه‌ مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 3‬بند ‪6‬‬

‫‪Interest‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪68‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ي كه‌‬
‫عبارت‌ است‌ از نرخ‌ تنزيل ‌‬
‫نرخ‌‬
‫در آغاز اجاره‌‪ ،‬سبب‌ شود‬
‫ضمني‌‬
‫مجموع‌ ارزش‌ فعلي‌ حداقل‌‬
‫سود‬
‫تضمين‌ش مبالغ‌ اجاره‌ و ارزش‌ باقيمانده‌‬
‫ده‌ اجاره تضمين‌ نشده‌ دارايي‌ با ارزش‌‬
‫منصفانه‌ دارايي‌ مورد اجاره‌‬
‫برابر شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Interest rate‬‬
‫‪implicit in the‬‬
‫‪lease‬‬

‫گزارش‌‬
‫مالي‌‬
‫ميان‌دور‬
‫ه‌اي‬

‫ك دوره‌ ميان ‌‬
‫ي‬
‫گزارشي‌ براي‌ ي ‌‬
‫است‌ كه‌ شامل‌ مجموعه‌ كامل‌‬
‫ي (طبق‌‬
‫صورتهاي‌ مال ‌‬
‫استاندارد حسابداري‌ شماره‌ ‪1‬‬
‫با عنوان‌ ” نحوه‌ ارائه‌‬
‫صورتهاي‌ مالي‌“) يا صورتهاي‌‬
‫مالي‌ فشرده‌ (طبق‌ اين‌‬
‫استاندارد) است‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 22‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Interim financial‬‬
‫‪report‬‬

‫دور ‌‬
‫ه‬
‫مياني‌‬

‫دوره‌ مالي‌ گزارشگري‌ كوتاه‌تر استاندار‬
‫از يك‌ سال‌ مالي‌ است‬
‫د ‪ 22‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Interim period‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 8‬بند ‪3‬‬

‫‪Inventories‬‬

‫موجودي‌‬
‫مواد و کا‬
‫ل‌‬

‫به‌ داراييهايي‌ اطلق‌ مي‌شود‬
‫كه‌‪:‬‬
‫الف‪ .‬براي‌ فروش‌ در روال‌‬
‫عادي‌ عمليات‌ واحد تجاري‌‬
‫نگهداري‌ مي‌شود‪،‬‬
‫ب‪ .‬به منظور ساخت‌ محصول‌‬
‫ه خدمات‌ در فرايند‬
‫يا ارائـ ‌‬
‫توليد قرار دارد‪،‬‬
‫ج‪ .‬به منظور ساخت‌ محصول‌‬
‫ه خدمات‌‪ ،‬خريداري‌‬
‫يا ارائـ ‌‬
‫شده‌ و نگهداري‌ مي‌شود‪ ،‬و‬
‫د‪ .‬ماهيت‌ مصرفي‌ دارد و‬
‫به‌ طور غيرمستقيم‌ در جهت‌‬
‫فعاليت‌ واحد تجاري‌ مصرف‌‬
‫مي‌شود‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪69‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫فعاليتها‬
‫ي‌‬
‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬

‫عبارت‌ است‌ از تحصيل‌ يا‬
‫واگذاري‌ سرمايه‌گذاريهاي‌‬
‫كوتاه‌مدت‌ و بلندمدت‌‪،‬‬
‫داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود و‬
‫داراييهاي‌ نامشهود و نيز‬
‫پرداخت‌ و وصول‌ تسهيلت‌‬
‫اعطايي‌ به‌ اشخاص‌ مستقل‌ از‬
‫واحد تجاري‌ غير از كاركنان‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Investing‬‬
‫‪activities‬‬

‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬

‫استاندار‬
‫نوعي‌ دارايي‌ است‌ كه‌ واحد‬
‫سرمايه‌گذار براي‌ افزايش‌‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫مناف ‌‬
‫ع اقتصادي‌ از طريق‌ توزيع‌ ‪5‬‬
‫منافع‌ (به‌ شكل‌ سود سهام‌‪،‬‬
‫سود تضمين‌ شده‌ و اجاره‌)‪،‬‬
‫افزايش‌ ارزش‌ يا ساير مزايا‬
‫(مانند مزاياي‌ ناشي از‬
‫مناسبات‌ تجاري‌) نگهداري‌‬
‫مي‌كند‬

‫‪Investment‬‬

‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌ در‬
‫املك‌‬

‫عبارت‌ از سرمايه‌گذاري‌ در‬
‫زمين‌ يا ساختماني‌ است‌ كه‌‬
‫ن به‌‬
‫عمليات‌ ساخت‌ و توسعه‌ آ ‌‬
‫اتمام‌ رسيده‌ و به‌ جهت‌ ارزش‌‬
‫بالقوه‌اي‌ كه‌ ازنظر‬
‫سرمايه‌گذاري‌ دارد و نه‌‬
‫به قصد استفاده‌ توسط‌ واحد‬
‫تجاري‌ سرمايه‌گذار يا‬
‫شركتهاي‌ همگروه‌ آن‌‪،‬‬
‫نگهداري‌ مي‌شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Investment in‬‬
‫‪property‬‬

‫سرمايه‌گ‬
‫ذار‬

‫در مشاركت‌ خاص‌ يكي‌ از‬
‫طرفهاي‌ مشاركت‌ خاص‌ است‌‬
‫كه‌ بر آن‌ كنترل‌ مشترك‌ ندارد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Investor in a‬‬
‫‪joint venture‬‬

‫‪J‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪70‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫کنترل‬
‫مشترک‬

‫مشارکت در کنترل يک فعاليت استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫اقتصادي به موجب يک توافق‬
‫قراردادي‬
‫‪6‬‬

‫‪Joint control‬‬

‫كنترل‌‬
‫مشترك‌‬

‫عبارت‌ است‌ از مشاركت‌ در‬
‫كنترل‌ يك‌ فعاليت‌ اقتصادي‌‬
‫به موجب‌ يك‌ توافق‌ قراردادي‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Joint control‬‬

‫مشاركت‌ عبارت‌ است‌ از توافق ‌‬
‫ي‬
‫خاص‬
‫قراردادي‌ كه‌ به موجب‌ آن‌ دو‬
‫يا چند طرف‌‪ ،‬يك‌ فعاليت‌‬
‫ت كنترل‌ مشترك‌‬
‫اقتصادي‌ تح ‌‬
‫را به‌ عهده‌ مي‌گيرند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Joint venture‬‬

‫‪K‬‬
‫مديران‬
‫اصلي‬

‫اشخاصی‌ که به‌طور موظف يا استاندار‬
‫غير موظف اختیار و مسئولیت د ‪ 12‬بند‬
‫برنامه‌ریزی‪ ،‬هدايت و کنترل‬
‫‪6‬‬
‫فعالیتهای واحد تجاری را‬
‫به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم‬
‫برعهده دارند‪ ،‬از جمله شامل‬
‫اعضاي هيئت مديره‪،‬‬
‫مديرعامل و مديران ارشد‬
‫اجرايي‬

‫‪Key‬‬
‫‪management‬‬
‫‪personnel‬‬

‫‪L‬‬
‫اجاره‬

‫موافقتنامه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌‬
‫موجب‌ آن‌‪ ،‬اجاره‌دهنده‌ در‬
‫قبال‌ دريافت‌ مبلغ‌ يا مبالغ‌‬
‫ه از‬
‫مشخصي‌ حق‌ استفاد ‌‬
‫دارايي‌ را براي‌ مدت‌ مورد‬
‫توافق‌ به‌ اجاره‌كننده‌ واگذار‬
‫مي‌كند‪.‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪71‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Lease‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫دور ‌‬
‫ه‬
‫اجاره‌‬

‫ه غيرقاب ‌‬
‫ل‬
‫عبارت‌ از دور ‌‬
‫فسخي‌ است‌ كه‌ اجاره‌كننده‌‪،‬‬
‫دارايي‌ مورد نظر را براي‌ آن‌‬
‫دوره‌ اجاره‌ كرده‌ است‌‬
‫ه هر مدت‌ زمان‌ ديگري‌‬
‫به اضاف ‌‬
‫كه‌ اجاره‌كننده‌ اختيار دارد‬
‫اجاره‌ آن‌ دارايي‌ را با پرداخت‌‬
‫يا بـدون‌ پرداخت‌ مبلغ‌ اضافـي‌‬
‫ادامه‌ دهد و در آغاز اجاره‌‬
‫اطمينان‌ معقولي‌ وجود داشته‌‬
‫باشد كه‌ اجاره‌كننده‌ از اين‌‬
‫اختيار استفاده‌ خواهد كرد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Lease term‬‬

‫تعهد‬
‫قانوني‬

‫استاندار‬
‫تعهدي است که از قرارداد يا‬
‫الزامات قانونی ناشي مي‌شود د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Legal obligation‬‬

‫نر ‌‬
‫خ‬
‫فرضي‌‬
‫استقرا‬
‫ض‌ براي‬
‫اجاره‌كنن‬
‫ده‌‬

‫نرخ‌ سود تضمين‌ شده‌اي‌ است‌‬
‫كه‌ اجاره‌كننده‌ نا گزير مي‌بود‬
‫براي‌ يك‌ اجاره‌ مشابه‌ پرداخت‌‬
‫كند يا در صورت‌ عدم‌ امكان‌‬
‫تعيين‌ آن‌‪ ،‬نرخي‌ كه‌‬
‫اجاره‌كننده‌ نا گزير مي‌بود در‬
‫آغاز اجاره‌ براي‌ دريافت‌ وامي‌‬
‫با شرايط‌ بازپرداخت‌ و تضمين‌‬
‫مشابه‌ جهت‌ استقراض‌ مورد‬
‫نياز براي‌ خريد دارايي‌ مورد‬
‫نظر متحمل‌ شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Lessee's‬‬
‫‪incremental‬‬
‫‪borrowing rate‬‬
‫‪of interest‬‬

‫بدهی‬

‫عبارت از تعهد انتقال منافع‬
‫اقتصادی توسط واحد تجاری‪،‬‬
‫ناشی از معاملت یا سایر‬
‫رویدادهای گذشته است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Liability‬‬

‫بیمه‬
‫زندگی‬

‫نوعی بیمه مرتبط با حیات یا‬
‫فوت انسان است که بیمه‌گر‬
‫نسبت به پرداخت وجوهی‬
‫معین براساس رویداد‬
‫مشخصی‪ ،‬اطمینان می‌دهد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Life insurance‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪72‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬
‫بلندمدت‬

‫به‌ طبقه‌اي‌ از سرمايه‌گذاريها‬
‫گفته‌ مي‌شود كه‌ به قصد‬
‫استفاده‌ مستمر در فعاليتهاي‌‬
‫واحد تجاري‌ نگهداري‌ شود‪ .‬يك‌‬
‫سرمايه‌گذاري‌ هنگامي‌‬
‫به عنوان‌ دارايي‌ غيرجاري‌‬
‫طبقه‌بندي‌ مي‌شود كه‌ قصد‬
‫نگهداري‌ آن‌ براي‌ مدت‌‬
‫طولني‌ به وضوح‌ قابل‌ اثبات‌‬
‫باشد يا توانايي‌ واگذاري‌ آن‌‬
‫ط سرمايه‌گذار مشمول‌‬
‫توس ‌‬
‫محدوديتهايي‌ باشد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Long-term‬‬
‫‪investment‬‬

‫‪M‬‬
‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌‬
‫سريع‌الم‬
‫ه در‬
‫عامل ‌‬
‫بازار‬

‫نوعي‌ سرمايه‌گذاري‌ است‌ كه‌‬
‫براي‌ آن‌ بازار فعالي‌ كه‌ آزاد و‬
‫در دسترس‌ است‌ وجود دارد‬
‫به‌طوري‌ كه‌ از طريق‌ آن‌ بتوان‌‬
‫به‌ ارزش‌ بازار يا شاخصي‌‬
‫قابل‌ اتكا كه‌ محاسبه‌ ارزش‌‬
‫بازار را امكان‌پذير سازد‪،‬‬
‫دست‌ يافت‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Marketable‬‬
‫‪investment‬‬

‫داراي ‌‬
‫ي‬
‫زيستي‌‬
‫مولد‬

‫عبارت‌ است‌ از يك‌ دارايي‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫به‌قصد توليد مثل‌‪ ،‬اصلح‌ نژاد‬
‫و يا توليد كشاورزي‌ ‪ ،‬با حفظ‌‬
‫حيات‌ دارايي‌ زيستي‌ ‪،‬‬
‫نگهداري‌ مي‌شود و قابليت‌‬
‫برداشت‌ در بيش‌ از يك‌ سال‌ را‬
‫دارد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 26‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Mature‬‬
‫‪(productive, or‬‬
‫)‪bearer‬‬
‫‪biological assets‬‬

‫حداقل‌‬
‫مبالغ‌‬
‫اجاره‬

‫عبارت‌ است‌ از مبالغي‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫اجاره‌كننده‌ بايد در طول‌ دوره‌‬
‫ه بپردازد يا از وي‌ انتظار‬
‫اجار ‌‬
‫مي‌رود كه‌ پرداخت‌ كند‬
‫(به استثناي‌ مخارج‌ ماليات‌‪،‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Minimum lease‬‬
‫‪payments‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪73‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ت كه‌‬
‫نگهداري‌ دارايي‌ و خدما ‌‬
‫به عهده‌ اجاره‌دهنده‌ است‌)‬
‫به اضافه‌‪:‬‬
‫الف‪ .‬در ارتباط‌ با اجاره‌كننده‌‪،‬‬
‫هر مبلغي‌ كه‌ توسط‌ وي‌ يا هر‬
‫شخص‌ وابسته‌ به‌ وي‌ تضمين‌‬
‫شده‌ است‌‪ ،‬يا‬
‫ب‪ .‬در ارتباط‌ با اجاره‌دهنده‌‪،‬‬
‫هر گونه ارزش باقی مانده که‬
‫پرداخت آن توسط اجاره کننده‬
‫یا شخص ثالثی به اجاره دهنده‬
‫تضمین شده باشد‬
‫سه ‌‬
‫م‬
‫اقليت‌‬

‫آن‌ بخش‌ از سود و زيان و ‌‬
‫خالص‌ داراييهاي‌ يك‌ واحد‬
‫تجاري‌ فرعي‪،‬‬
‫با در نظر گرفتن تعديلت‬
‫تلفيقي‪ ‌،‬كه‌ قابل‌ انتساب‌ به‌‬
‫سهامي‌ است‌ كه‌ به‌ طور‬
‫مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌‬
‫از طريق‌ واحدهاي‌ تجاري‌‬
‫فرعي‌ ديگر‪ ،‬به‌ واحد تجاري‌‬
‫اصلي‌ تعلق‌ ندارد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪9‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Minority interest‬‬

‫داراييها‬
‫ي‌ پولي‬

‫وجه‌ نقد و داراييهايي‌ كه‌ قرار‬
‫است‌ به مبلغ‌ ثابت‌ يا قابل‌‬
‫تعييني‌ از وجه‌ نقد دريافت‌‬
‫شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪9‬‬

‫‪Monetary assets‬‬

‫اقلم‌‬
‫پولي‬

‫عبارت‌ است‌ از وجه‌ نقد و‬
‫داراييها و بدهيهايي‌ كه‌ قرار‬
‫است‌ به‌ مبلغ‌ ثابت‌ يا قابل‌‬
‫تعييني‌ از وجه‌ نقد دريافت‌ يا‬
‫پرداخت‌ شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Monetary items‬‬

‫‪N‬‬
‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪74‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫‪7‬‬

‫‪Net investment‬‬
‫‪in a foreign‬‬
‫‪entity‬‬

‫خال ‌‬
‫ص‬
‫سرمايه‌گ‬
‫ذاري‌ در‬
‫يك‌ واحد‬
‫مستقل‌‬
‫خارجي‬

‫عبارت‌ است‌ از سهم‌ واحد‬
‫تجاري‌ گزارشگر در خالص‌‬
‫داراييهاي‌ آن‌ واحد مستقل‌‬
‫خارجي‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Net investment‬‬
‫‪in the lease‬‬

‫خال ‌‬
‫ص‬
‫ارزش‌‬
‫فروش‌‬

‫عبارت‌ است‌ از بهاي‌ فرو ‌‬
‫ش‬
‫(بعد از كسر تخفيفات‌ تجاري‌‬
‫ولي‌ قبل‌ از تخفيفات‌ مربوط‌‬
‫به‌ تسويه‌ حساب‌) پس‌ از كسر‪:‬‬
‫الف‪ .‬مخارج‌ براوردي‌ تكميل‌‪ ،‬و‬
‫ب‪ .‬مخارج‌ براوردي‌ بازاريابي‌‪،‬‬
‫فروش‌ و توزيع‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 8‬بند ‪3‬‬

‫‪Net realizable‬‬
‫‪value‬‬

‫خالص‬
‫ارزش‬
‫فروش‬

‫مبلغ وجه نقد يا معادل نقد که‬
‫از طريق فروش دارايي‬
‫در شرايط عادي و پس از کسر‬
‫کليه هزينه‌هاي مرتبط با‬
‫فروش حاصل مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪،5‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Net selling price‬‬

‫رویدادها‬
‫ی‬
‫غیرتعدیل‬
‫ی بعد از‬
‫تاریخ‬
‫ترازنامه‬

‫رویدادهایی که بیانگر شرایط‬
‫ایجاد شده بعد از تاریخ‬
‫ترازنامه است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 5‬بند ‪3‬‬

‫‪Non-adjusting‬‬
‫‪events after the‬‬
‫‪balance sheet‬‬
‫‪date‬‬

‫سرمايه‌گ عبارت‌ است‌ از سرمايه‌گذاري‌‬
‫ناخالص‌ در اجاره‌ پس‌ از كسر‬
‫ذاري‌‬
‫خالص‌ در درآمد مالي‌ كسب‌ نشده‌‪.‬‬
‫اجاره‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪75‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫نوعي‌ اجاره‌ است‌ كه‌ تنها در‬
‫اجاره‌‬
‫غير قابل‌ موارد زير قابل‌ فسخ‌ است‌‪:‬‬
‫الف‪ .‬وقوع‌ برخي‌ پيشامدهاي‌‬
‫فسخ‬
‫ي بعيد‬
‫احتمال ‌‬
‫ب‪ .‬با مجوز اجاره‌دهنده‬
‫ج‪ .‬انعقاد قرارداد جديد اجاره‌‬
‫براي‌ همان‌ دارايي‌ يا دارايي‌‬
‫ن همان‌ اجاره‌كننده‌‬
‫مشابه‌‪ ،‬بي ‌‬
‫و اجاره‌دهنده‌‪ ،‬يا‬
‫غ اضافي‌ توسط‌‬
‫د‪ .‬پرداخت‌ مبل ‌‬
‫اجاره‌كننده‌‪ ،‬به گونه‌اي‌ كه‌ در‬
‫آغاز اجاره‌ در رابطه‌ با‬
‫استمرار اجاره‌ اطميناني‌‬
‫معقول‌ وجود داشته‌ باشد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Non-cancelable‬‬
‫‪lease‬‬

‫نوعى بيمه‌اتكايى است كه در‬
‫آن بيمه‌گر اتکایی در قبال‬
‫دريافت حق بيمه‪ ،‬تعهد مي‌کند‬
‫تمام يا بخشى از خسارت‬
‫مازاد بر سقف از پيش تعيين‬
‫شده را جبران كند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Nonproportional‬‬
‫‪reinsurance‬‬

‫بيمه‌اتكاي‬
‫ى‬
‫غيرنسب‬
‫ى‬

‫‪O‬‬
‫رويداد‬
‫تعهدآور‬

‫رويدادي است که تعهدي‬
‫قانوني يا عرفي ايجاد مي‌کند‬
‫به‌گونه‌ای که واحد تجاري ملزم‬
‫به تسویه آن باشد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Obligating event‬‬

‫قرارداد‬
‫زيانبار‬

‫قراردادي است که مخارج‬
‫غيرقابل اجتناب آن برای‬
‫ايفاي تعهدات ناشي از‬
‫قرارداد‪ ،‬بيش از منافع‬
‫اقتصادي مورد انتظار آن‬
‫قرارداد است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Onerous‬‬
‫‪contract‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪76‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫فعاليتها‬
‫ي‌‬
‫عملياتي‌‬

‫عبارت ‌از فعاليتهاي اصلي‌ و‬
‫مستمر مولد درآمد عملياتي‌‬
‫واحد تجاري‌ است‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 2‬بند‬
‫‪11‬‬

‫‪Operating‬‬
‫‪activities‬‬

‫اجار ‌‬
‫ه‬
‫عملياتي‬

‫به‌ اجاره‌اي‌ غير از اجار ‌‬
‫ه‬
‫سرمايه‌اي‌ اطلق‌ مي‌شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Operating lease‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Options,‬‬
‫‪warrants and‬‬
‫‪their equivalents‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 6‬بند ‪2‬‬

‫‪Ordinary‬‬
‫‪activities‬‬

‫حق‌ تقدم‌ به موجب‌ ماده‌ ‪ 166‬اصلحيه‌‬
‫قانون‌ تجارت‌‪ ،‬حقي‌ است‌‬
‫قابل‌ نقل‌ و انتقال‌ كه‌ در‬
‫زمان‌ خريد سهام‌ جديد توسط‌‬
‫صاحبان‌ سهام‌ واحد تجاري‌ به‌‬
‫نسبت‌ سهامي‌ كه‌ مالكند‬
‫به‌ ايشان‌ تعلق‌ مي‌گيرد‪.‬‬
‫فعاليتها‬
‫ي‌ عادي‌‬

‫فعاليتهاي‌ معمول‌‪ ،‬تكرار‬
‫شونده‌ يا منظم‌ واحد تجاري‌‬
‫(فعاليتهاي‌ تجاري‌) و همچنين‌‬
‫فعاليتهاي‌ مرتبطي‌ است‌ كه‌‬
‫به‌ تبعيت‌ و در جهت‌ پيشبرد‬
‫فعاليتهاي‌ فوق‌ يا درنتيجه‌ آنها‬
‫توسط‌ واحد تجاري‌ انجام‌‬
‫مي‌شود‪ .‬چنانچه‌ وقوع‌ برخي‌‬
‫رويدادها‪ ،‬صرف‌ نظر از ماهيت‬
‫غير معمول‌ يا تناوب‌ آن‌‪ ،‬در‬
‫محيط‌ حاكم‌ بر عمليات‌ واحد‬
‫تجاري‌ (اعم از اقتصادي‪،‬‬
‫مقرراتي‌‪ ،‬جغرافيايي‌ و غيره‌)‬
‫مورد انتظار باشد‪ ،‬آثار آنها بر‬
‫عمليات‌ واحد تجاري‌ در زمره‌‬
‫فعاليتهاي‌ عادي‌ تلقي‌ مي‌شود‬
‫‪P‬‬

‫واحد‬
‫تجاري‌‬

‫يك‌ واحد تجاري‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا استاندار‬
‫چند واحد تجاري‌ فرعي‌ اس ‌‬
‫ت‬
‫د ‪ 18‬بند‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪77‬‬

‫‪Parent‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫اصلي‬

‫‪4‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪9‬‬

‫اعضـا‬

‫ل كليه‌ افراد اعم‌ از‬
‫شام ‌‬
‫شاغلين‌‪ ،‬بازنشستگان‌ و‬
‫مستمري‌بگيراني‌ است‌ كه‌ از‬
‫ح بازنشستگي‌‬
‫مزاياي‌ طر ‌‬
‫بهره‌مند مي‌شوند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 27‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Participants‬‬

‫صندوق‌‬
‫بازنشست‬
‫گي‬

‫شخصيت‌ حقوقي‌ مستقل ‌‬
‫ي‬
‫ي مانند‬
‫است‌ كه‌ تحت‌ عناوين ‌‬
‫صندوق‌‪ ،‬سازمان‌‪ ،‬مؤسسه‌ و‬
‫غيره‌ براساس‌ قانون‌‪،‬‬
‫اساسنامه‌ يا دستورالعمل‌‬
‫ه تأمين‌ مزاياي‌‬
‫خاص‌‪ ،‬در حوز ‌‬
‫بازنشستگي‌ اعضا‪ ،‬فعاليت‌‬
‫مي‌كند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 27‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Pension fund‬‬

‫حق بيمه‬

‫مبلغی است که بیمه‌گر‬
‫در ازای پذیرش خطر طبق‬
‫قرارداد بیمه از بیمه‌گذار‬
‫مطالبه می‌کند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Premium‬‬

‫عبارت‌ است‌ از واحد پول‌ مورد استاندار‬
‫واحد‬
‫استفاده‌ در ارائه‌ صورتهاي‌‬
‫پول‌‬
‫د ‪ 16‬بند‬
‫گزارشگر مالي‬
‫‪7‬‬
‫ي‌‬

‫‪Presentation‬‬
‫‪currency‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪78‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫تعديل ‌‬
‫ت‬
‫سنواتي‌‬

‫تعديلتي‌ با اهميت‌ است‌ كه‌ ب ‌‬
‫ه‬
‫ل مربوط‌ مي‌شود و‬
‫سنوات‌ قب ‌‬
‫از تغيير در رويه‌ حسابداري‌ يا‬
‫ي مي‌گردد‪.‬‬
‫اصلح‌ اشتباه‌ ناش ‌‬
‫تعديلت‌ سنواتي‌‪ ،‬اصلحات‌‬
‫تكرار شونده‌ معمول‌ و تعديل‌‬
‫براوردهاي‌ انجام‌ شده‌ در‬
‫سنوات‌ قبل‌ را شامل‌‬
‫نمي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 6‬بند ‪2‬‬

‫‪Prior period‬‬
‫‪adjustments‬‬

‫بيمه‬
‫اتكايى‬
‫نسبى‬

‫نوعى بيمه اتکايي است كه‬
‫به موجب آن بيمه‌گر اتکایی‬
‫در قبال دريافت نسبتى از‬
‫حق بيمه قرارداد بيمه اوليه‪،‬‬
‫تعهد مي‌کند بههمان نسبت‬
‫خسارت وارده به بيمه‌گر‬
‫واگذارنده را جبران كند‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Pro rata or‬‬
‫‪proportional‬‬
‫‪reinsurance‬‬

‫پروژه‬

‫تمام يا بخشي از واحدهاي‬
‫ساختماني مورد اجرا در يک‬
‫مکان جغرافيايي مشخص که‬
‫يک مرکز انباشت مخارج را‬
‫تشکيل مي‌دهد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 29‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Project‬‬

‫ارزش‬
‫نسبي‬
‫فروش‬

‫نسبت ارزش فروش هر واحد‬
‫ساختماني به ارزش فروش‬
‫مجموع واحدهاي ساختماني‬
‫يک پروژه يا نسبت ارزش‬
‫فروش هر پروژه به ارزش‬
‫فروش مجموع پروژه‌ها‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 29‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Proportional‬‬
‫‪selling price‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪79‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫رو ‌‬
‫ش‬
‫ارزش‌‬
‫ويژه‌‬
‫ص‬
‫ناخال ‌‬

‫نوعي‌ روش‌ ارزش‌ ويژه‌ است‌‬
‫م شريك‌‬
‫كه‌ به موجب‌ آن‌ سه ‌‬
‫خاص‌ به‌ تفكيك‌ مجموع‌‬
‫داراييها و مجموع‌ بدهيهاي‌‬
‫مشاركت‌ خاص‌ كه‌‬
‫تشكيل‌دهنده‌ مبلغ‌ خالص‌‬
‫سرمايه‌گذاري‌ وي‌ است‌ در‬
‫ترازنامه‌ و سهم‌ وي‌ از‬
‫درآمدهاي‌ عملياتي‌ مشاركت‌‬
‫خاص‌ در صورت‌ سود و زيان‌‬
‫منعكس‌ مي‌شود ‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Proportionate‬‬
‫‪consolidation‬‬

‫ذخيره‬

‫استاندار‬
‫نوعی بدهي است که زمان‬
‫تسویه و يا تعیین مبلغ آن توأم د ‪ 4‬بند ‪7‬‬
‫با ابهام نسبتا ً قابل توجه‬
‫است‬

‫‪Provision‬‬

‫‪Q‬‬
‫دارايي‌‬
‫واجد‬
‫ط‬
‫شراي ‌‬

‫ت كه‌‬
‫يك‌ دارايي‌ اس ‌‬
‫آماده‌ سازي‌ آن‌ جهت‌ استفاد ‌‬
‫ه‬
‫ش الزاماً‬
‫مورد انتظار يا فرو ‌‬
‫مدت‌ زيادي‌ طول‌ مي‌كشد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 13‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Qualifying asset‬‬

‫‪R‬‬
‫يک واحد مسکوني‪ ،‬تجاري يا‬
‫صنعتي‪ ،‬يا زميني که براي‬
‫فروش‪ ،‬احداث يا آماده‬
‫مي‌شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 29‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Real state‬‬

‫واحد‬
‫ساختمان‬
‫ي‬

‫عبارت‌ است‌ از مبالغ‌ قابل‌‬
‫مبالغ‌‬
‫ي دريافت‌ كه‌ بابت‌ صورت‌‬
‫دريافتن ‌‬
‫حسابهاي‌ صادره‌ در حسابها‬
‫بابت‌‬
‫ت منظور شده‌ است‬
‫پيشرف ‌‬
‫كار‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬

‫‪Receivable‬‬
‫‪amounts for‬‬
‫‪progress billings‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪80‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫مبال ‌‬
‫غ‬
‫دريافتي‌‬
‫بابت‌‬
‫پيشرفت‌‬
‫كار‌‬

‫عبارت‌ است‌ از‪:‬‬
‫الف‪ .‬علي‌الحسابهـا ‌‪ :‬مبالغي‌‬
‫است‌ كه‌ به طور موقت‌ در‬
‫قبال‌ صورت‌ حسابهاي‌ صادره‌‬
‫در دست‌ بررسي‌ دريافت‌‬
‫مي‌شود‬
‫ب‪ .‬ساير دريافتهـا‌‪ :‬عبارت‌‬
‫است‌ از اقلمي‌ كه‌ ماهيت‌‬
‫علي‌الحساب‌ نداشته‌‪ ،‬ليكن‌ در‬
‫قبال‌ پيشرفت‌ كار دريافت‌‬
‫مي‌شود و نيز دربرگيرنده‌ آن‌‬
‫بخش‌ از مبالغ‌ پيش‌ دريافت‌‬
‫پيمان‌ است‌ كه‌ كار مربوط‌ به‌‬
‫آن‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌‬
‫شده‌ است‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 9‬بند ‪3‬‬

‫‪Received‬‬
‫‪amounts for‬‬
‫‪progress billings‬‬

‫مبل ‌‬
‫غ‬
‫بازيافتن‬
‫ي‌‬

‫خالص‌ ارزش‌ فروش‌ يا ارزش‌‬
‫اقتصادي‌ يك‌ دارايي‪ ‌،‬هركدام‌‬
‫که بيشتر است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Recoverable‬‬
‫‪amount‬‬

‫بيمه اتکاي بیمه‌‌ای است كه به موجب آن‬
‫يك طرف (بيمه‌گر اتکایی)‬
‫ي‬
‫در ازاى دريافت حق بيمه‪،‬‬
‫جبران تمام يا بخشى از‬
‫خسارت وارده به طرف ديگر‬
‫(بيمه‌گر واگذارنده) را بابت‬
‫بيمه‌نامه يا بيمه‌نامه‌هاي‬
‫صادره و يا قبولى توسط وى‪،‬‬
‫تعهد مي‌کند‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 28‬بند‬
‫‪3‬‬

‫‪Reinsurance‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Related party‬‬

‫شخص‬
‫وابسته‬

‫یک شخص در صورتی وابسته‬
‫به واحد تجاری است که ‪:‬‬
‫الف‪ .‬به‌طور مستقیم‪ ،‬یا‬
‫غیرمستقیم از طریق یک یا‬
‫چند واسطه ‪:‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪81‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫‪ .1‬واحد تجاری را کنترل کند‪،‬‬
‫یا توسط واحد تجاری کنترل‬
‫شود‪ ،‬یا با آن تحت کنترل واحد‬
‫قرار داشته باشد (شامل‬
‫واحدهای تجاری اصلی‪،‬‬
‫واحدهای تجاري فرعی و‬
‫واحدهای تجاري فرعی‬
‫هم‌گروه) ‪،‬‬
‫‪ .2‬در واحد تجاري نفوذ قابل‬
‫ملحظه داشته باشد‪ ،‬يا‬
‫‪ .3‬بر واحد تجاری کنترل‬
‫مشترک داشته باشد ‪.‬‬
‫ب‪ .‬واحد تجاری وابسته آن‬
‫واحد باشد (طبق تعريف‬
‫استاندارد حسابداري شماره‬
‫‪ 20‬با عنوان ” حسابداري‬
‫سرمایه‌گذاری در واحدهای‬
‫تجاری وابسته“ ) ‪،‬‬
‫ج‪ .‬مشارکت خاص آن واحد‬
‫باشد (طبق تعريف استاندارد‬
‫حسابداري شماره ‪ 23‬با عنوان‬
‫” حسابداري مشارکتهاي‬
‫خاص“) ‪،‬‬
‫د‪ .‬از مديران اصلي واحد‬
‫تجاري يا واحد تجاري اصلي آن‬
‫باشد‪،‬‬
‫ه‪ .‬خويشاوند نزديک اشخاص‬
‫اشاره شده در بندهاي ” الف“‬
‫يا ” د“ باشد‪،‬‬
‫و‪ .‬توسط اشخاص اشاره شده‬
‫در بندهاي ” د“ يا ” ه “‬
‫کنترل مي‌شود‪ ،‬تحت کنترل‬
‫مشترک يا نفوذ قابل ملحظه‬
‫آنان است و يا اينکه سهم‬
‫قابل ملحظه‌اي از حق رأي آن‬
‫به طور مستقيم يا‬
‫غيرمستقيم در اختيار ايشان‬
‫باشد‪ ،‬و‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪82‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫ز‪ .‬طرح بازنشستگي خاص‬
‫کارکنان واحد تجاري يا طرح‬
‫بازنشستگي خاص کارکنان‬
‫اشخاص وابسته به آن و‬
‫همچنين واحدهاي تجاري تحت‬
‫کنترل اين گونه طرحها باشد‪.‬‬
‫معامله با انتقال منابع‪ ،‬خدمات یا‬
‫تعهدات بین اشخاص وابسته‬
‫شخص‬
‫صرف‌نظر از مطالبه یا عدم‬
‫وابسته‬
‫مطالبه بهای آن است‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Related party‬‬
‫‪transaction‬‬

‫بها ‌‬
‫ي‬
‫جايگزين‬
‫ي‌‬

‫عبارت‌ است‌ از مخارجي‌ كه‌‬
‫بايد براي‌ خريد يا ساخت‌ يك‌‬
‫قلم‌ موجودي‌ كامل ً مشابه‌‬
‫تحمل‌ شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 8‬بند ‪3‬‬

‫‪Replacement‬‬
‫‪cost‬‬

‫قسمت‌‬
‫قابل‌‬
‫گزارش‬

‫ي تجاري‌ يا جغرافيايي‌‬
‫قسمت ‌‬
‫است‌ كه‌ بر مبناي‌ تعاريف‌‬
‫پيشگفته‌ مشخص‌ مي‌شود و‬
‫براساس‌ اين‌ استاندارد‪،‬‬
‫ت قسمت‌‬
‫افشاي‌ اطلعا ‌‬
‫در مورد آن‌ ضرورت‌ دارد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Reportable‬‬
‫‪segment‬‬

‫تحقيق‬

‫پژوهشي نو و برنامه‌ريزي‬
‫شده است که با هدف کسب‬
‫دانش علمي يا فني جديد‬
‫انجام مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Research‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Residual value‬‬

‫مبلغ‌ برآوردي که واحد تجاري‬
‫ارزش‌‬
‫باقيمانده در حال حاضر مي‌تواند از‬
‫واگذاري دارايي پس از كسر‬
‫مخارج برآوردي واگذاري‬
‫بدست آورد‪ ،‬با اين فرض که‬
‫دارايي در وضعيت متصور در‬
‫پايان عمر مفيد باشد‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪83‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫برنامه‌اي است که توسط‬
‫مديريت طراحي و کنترل‬
‫مي‌شود و در دامنه فعاليت‬
‫واحد تجاري و يا شيوه انجام‬
‫آن فعاليت‪ ،‬تغييرات با اهميتي‬
‫ايجاد مي‌کند‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 4‬بند ‪7‬‬

‫‪Restructuring‬‬

‫تجديد‬
‫ساختار‬

‫طرحها ‌‬
‫ت كه‌ به‌ موجب‌‬
‫ي برنامه‌هايي‌ اس ‌‬
‫مزاياي‌‬
‫آن‌ براي‌ اعضا پس‌ از خاتمه‌‬
‫بازنشست خدمت‌‪ ،‬مزايايي‌ در قالب‌‬
‫گي‌‬
‫حقوق‌ بازنشستگي‌ يا‬
‫مستمري‌ فراهم‌ مي‌شود‪،‬‬
‫ن مزايا‬
‫به‌شرطي‌ كه‌ بتوان‌ اي ‌‬
‫را قبل‌ از خاتمه‌ خدمت‌‬
‫براساس‌ شرايط‌ مصوب‌ يا‬
‫رويه‌ مورد عمل‌ تعيين‌ يا‬
‫براورد كرد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 27‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Retirement‬‬
‫‪benefit plans‬‬

‫مزاياي‌‬
‫بازنشست‬
‫گي‌‬

‫عبارت‌ است‌ از حقوق‌‬
‫بازنشستگي‌ و ساير‬
‫مستمريهايي‌ كه‌ به‌موجب‌‬
‫ت طرح‌ انتظار مي‌رود‬
‫مقررا ‌‬
‫باتوجه‌ به‌ سنوات‌ خدمت‌‬
‫گذشته‌ اعضا به‌ آنان‌ پرداخت‌‬
‫شود‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 27‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Retirement‬‬
‫‪benefits‬‬

‫درآمد‬
‫عمليات ‌‬
‫ي‬

‫عبارت‌ است‌ از افزايش‌ در‬
‫حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌‪ ،‬بجز‬
‫ه صاحبان‌‬
‫موارد مرتبط‌ با آورد ‌‬
‫سرمايه‌‪ ،‬كه‌ از فعاليتهاي‌‬
‫اصلي‌ و مستمر واحد تجاري‌‬
‫ناشي‌ شده‌ باشد‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 3‬بند ‪8‬‬

‫‪Revenue‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪84‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫درآمد‬
‫حق امتيا‬
‫ز‬

‫ه از‬
‫مبالغي‌ كه‌ بابت‌ استفاد ‌‬
‫داراييهاي‌ غيرجاري‌ واحد‬
‫تجاري‌ نظير امتياز ساخت‌‪،‬‬
‫عليم‌ تجاري‌‪ ،‬حق‌ انتشار و‬
‫نرم‌افزار رايانه‌اي‌ مطالبه‌‬
‫مي‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 3‬بند ‪6‬‬

‫‪Royalties‬‬

‫‪S‬‬
‫داراييها‬
‫ي‌‬
‫قسمت‌‬

‫ي كه‌‬
‫عبارت‌ است‌ از داراييهاي ‌‬
‫به طور مستقيم‌ قابل‌ انتساب‌‬
‫يا بر مبنايي‌ منطقي‌ قابل‌‬
‫ه فعاليتهاي‌ عملياتي‌‬
‫تخصيص‌ ب ‌‬
‫قسمت‌ باشد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Segment assets‬‬

‫هزين ‌‬
‫ه‬
‫عملياتي‌‬
‫قسمت‌‬

‫عبارت‌ است‌ از هزينه‌ها ‌‬
‫ي‬
‫مرتبط‌ با فعاليتهاي‌ اصلي‌ و‬
‫مستمر كه‌ مستقيما ً قابل‌‬
‫انتساب‌ يا بر مبنايي‌ منطقي‌‬
‫قابل‌ تخصيص‌ به‌ قسمت‌ است‌‬
‫اعم‌ از اينكه‌ مرتبط‌ با فروش‌‬
‫به‌ مشتريان‌ برون‌ سازماني‌ يا‬
‫معاملت‌ با ساير قسمتهاي‌‬
‫همان‌ واحد تجاري‌ باشد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Segment‬‬
‫‪expense‬‬

‫بدهيهاي‌‬
‫قسمت‌‬

‫عبارت‌ است‌ از بدهيهايي‌ ك ‌‬
‫ه‬
‫مستقيما ً قابل‌ انتساب‌ و يا بر‬
‫مبنايي‌ منطقي‌ قابل‌ تخصيص‌‬
‫به‌ فعاليتهاي‌ عملياتي‌ قسمت‌‬
‫باشد‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Segment‬‬
‫‪liability‬‬

‫نتيج ‌‬
‫ه‬
‫عمليات‌‬
‫قسمت‌‬

‫عبارت‌ از درآمد عمليات ‌‬
‫ي‬
‫قسمت‌ پس‌ از كسر هزينه‌‬
‫ن است‌‪.‬‬
‫عملياتي‌ آ ‌‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 25‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Segment result‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪85‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫عبارت‌ است‌ از درآمد حاصل‌ از استاندار‬
‫فعاليتهاي‌ اصلي‌ و مستمر كه‌ د ‪ 25‬بند‬
‫مستقيما ً قابل‌ انتساب‌ يا‬
‫‪6‬‬
‫برمبنايي‌ منطقي‌‪ ،‬قابل‌‬
‫تخصيص‌ به‌ قسمت‌ است‌ اعم‌‬
‫از اينكه‌ از فروش‌ به‌ مشتريان‌‬
‫برون‌ سازماني‌ يا معاملت‌ با‬
‫ن واحد‬
‫ساير قسمتهاي‌ هما ‌‬
‫تجاري‌ ناشي ‌شده‌ باشد‪.‬‬

‫‪Segment‬‬
‫‪revenue‬‬

‫درآمد‬
‫عملياتي‌‬
‫قسمت‬

‫ارزش‬
‫فروش‬

‫بهاي فروش برآوردي جاري‬
‫يک واحد ساختماني در‬
‫وضعيت نهايي قابل فروش‬
‫آن‪ ،‬در هر مقطع زماني‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 29‬بند‬
‫‪6‬‬

‫‪Selling price‬‬

‫صورتها‬
‫ی مالی‬
‫جداگانه‬

‫صورتهای مالی که توسط‬
‫واحد تجاری اصلی ارائه‬
‫می‌شود و در آن‬
‫سرمایه‌گذاريها براساس منافع‬
‫مالکانه مستقیم و نه برمبناي‬
‫نتایج عملیات وخالص‬
‫داراییهای واحد سرمایه‌پذیر‬
‫به حساب گرفته می‌شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫‪4‬‬

‫‪Separate‬‬
‫‪financial‬‬
‫‪statements‬‬

‫نفوذ‬
‫قابل مل‬
‫حظه‬

‫توانایی مشارکت در‬
‫تصمیم‌گیریهای‌مربوط به‬
‫سیاستهای مالی و عملیاتی‬
‫واحد تجاری‪ ،‬ولی نه در حد‬
‫کنترل سیاستهای مزبور‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 12‬بند‬
‫‪6‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Significant‬‬
‫‪influence‬‬

‫نفوذ‬
‫قابل‌‬
‫ملحظه‬

‫عبارت‌ است‌ از تواناي ‌‬
‫ي‬
‫مشاركت‌ در تصميم‌گيريهاي‌‬
‫ه سياستهاي‌ مالي‌ و‬
‫مربوط‌ ب ‌‬
‫عملياتي‌ يك‌ فعاليت‌ اقتصادي‌‬
‫ولي‌ نه‌ در حد كنترل‌ يا كنترل‌‬
‫مشترك‌ آن‌ سياستها ‪.‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Significant‬‬
‫‪influence‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪86‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫عبارت‌ است‌ از توزيع‌ سود ب ‌‬
‫ه‬
‫سود‬
‫شكل‌ سهم‌ بين‌ صاحبان‌ سهام‌‬
‫سهمي‌‬
‫(يا سهام‌ يك‌ واحد تجاري‌ از محل‌ سود‬
‫تقسيم‌ نشده‌ يا اندوخته‌ها كه‌‬
‫جايزه‌)‬
‫با توجه‌ به‌ اصلحيه‌ قانون‌‬
‫تجارت‌ موكول‌ به‌ تصويب‌‬
‫مجمع‌ عمومي‌ فوق‌العاده‌‬
‫است‬
‫واحد‬
‫تجاري‌‬
‫فرعي‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 15‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Stock dividend‬‬

‫يك‌ واحد تجاري‌ كه‌ تحت‌ كنترل‌ استاندار‬
‫واحد تجاري‌ ديگري‌ ( واحد‬
‫د ‪ 18‬بند‬
‫تجاري‌ اصلي‌) است‌‬
‫‪،4‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 19‬بند‬
‫‪،9‬‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 20‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Subsidiary‬‬

‫‪T‬‬
‫دارايي‌‬
‫ثابت‬
‫مشهود‬

‫به‌ دارايي مشهودي ‌اطلق‬
‫مي‌شود که‪:‬‬
‫الف‪ .‬به منظور استفاده در‬
‫توليد يا عرضه کالها يا‬
‫خدمات‪ ،‬اجاره به ديگران يا‬
‫براي مقاصد اداري توسط‬
‫واحد تجاري نگهداري مي‌شود‪،‬‬
‫و‬
‫ب‪ .‬انتظار مي‌رود بيش از يک‬
‫دوره مالي مورد استفاده قرار‬
‫گيرد‬
‫‪U‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪87‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Tangible fixed‬‬
‫‪asset‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Unearned‬‬
‫‪finance income‬‬

‫ت بين‌‪:‬‬
‫عبارت‌ است‌ از تفاو ‌‬
‫درآمد‬
‫الف‪ .‬مجموع‌ حداقل‌ مبالغ‌‬
‫مالي‌‬
‫ه مربوط‌ به‌ قرارداد اجاره‌‬
‫كسب‌ نش اجار ‌‬
‫سرمايه‌اي‌ از ديد اجاره‌دهنده‌ و‬
‫ده‌‬
‫هر گونه‌ ارزش‌ باقيمانده‌‬
‫تضمين‌ نشده‌اي‌ كه‌ به‌ وي‌‬
‫تعلق‌ مي‌گيرد‪ ،‬و‬
‫ب‪ .‬ارزش‌ فعلي‌ مبلغ‌ ياد شده‌‬
‫در بند “ الف‌“ با نرخ‌ ضمني‌‬
‫سود تضمين‌شده‌ اجاره‌‪.‬‬

‫استاندار‬
‫عبارت‌ است‌ از آن‌ بخش‌ از‬
‫ارزش‌‬
‫ي كه‌‬
‫باقيمانده‌ ارزش‌ باقيمانده‌ داراي ‌‬
‫د ‪ 21‬بند‬
‫اجاره‌دهنده‌ نسبت‌ به‌ تحق ‌‬
‫تضمين‌‬
‫ق آن‌ ‪5‬‬
‫اطمينان‌ كافي‌ ندارد يا تنها‬
‫نشده‬
‫توسط‌ شخص‌ وابسته‌ به‌‬
‫اجاره‌دهنده‌ تضمين‌ شده‌‬
‫است‌‪.‬‬

‫‪Unguaranteed‬‬
‫‪residual value‬‬

‫عمر مفي‬
‫د‬

‫عبارت است از ‪:‬‬
‫الف‪ .‬مدت‌ زماني‌‌كه‌ انتظار‬
‫مي‌رود دارايي مورد استفاده‬
‫واحد تجاري قرار گيرد‪ ،‬يا‬
‫ب‪ .‬تعداد توليد يا واحدهاي‌‬
‫مقداري‌ مشابه‌ كه‌ انتظار‬
‫مي‌رود در فرايند استفاده‌ از‬
‫دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌‬
‫تحصيل‌ شود‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 11‬بند‬
‫‪5‬و‬
‫استاندار‬
‫د ‪ 17‬بند‬
‫‪5‬‬

‫‪Useful life‬‬

‫عمر‬
‫مفيد‬

‫ه استاندار‬
‫عبارت‌ است‌ از مدت‌ زماني‌ ك ‌‬
‫انتظار مي‌رود منافع‌ اقتصاد ‌‬
‫ي د ‪ 21‬بند‬
‫ه توسط‌‬
‫دارايي‌ مورد اجار ‌‬
‫‪5‬‬
‫واحد تجاري‌ مصرف‌ شود‪ .‬اين‌‬
‫دوره‌ از ابتداي‌ دوره‌ اجاره‌‬
‫شروع‌ مي‌شود و متأثر از‬
‫محدوديتهاي‌ زماني‌ مندرج‌ در‬
‫قرارداد اجاره‌ نيست‌‪.‬‬

‫‪Useful life‬‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪88‬‬

‫فرهنگ اصطلحات استانداردهای حسابداری و تعاریف آن‬

‫‪V‬‬
‫شريك‌‬
‫خاص‌‬

‫يكي‌ از طرفهاي‌ مشارك ‌‬
‫ت‬
‫خاص‌ است‌ كه‌ بر آن‌ كنترل‌‬
‫مشترك‌ دارد‬

‫گردآوری‪ :‬افسانه رفیعی‬

‫‪89‬‬

‫استاندار‬
‫د ‪ 23‬بند‬
‫‪2‬‬

‫‪Venturer‬‬

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful