SIMORGH

• Issue. 15
4*.03()r*TTVF

SSIMORGH
IMORGHM
MAGAZINE
AGAZINE

22

15١١
‫شماره‬
‫سال‬
‫آوریل‬
1 ‫پنجشنبه‬
‫اول •ﺷﻤﺎﺭﻩ‬
• ‫ﺍﻭﻝ‬
‫ •ﺳﺎﻝ‬2010
• ٢٠١٠
‫ﻓﻮﺭﯾﻪ‬
١ ‫ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ‬

••

WWW
WWW.S
.SIMORGHMAGAZINE.COM
IMORGHMAGAZINE.COM

Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15

SIMORGH MAGAZINE

3

15 ‫سیمرغ • شماره‬

AUGUST 2009

• Issue.1

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫‪4‬‬

‫اخبار فرهنگی ‪ ،‬هنری ‪5‬‬
‫اخبار علمی ‪7‬‬
‫اخبار کاناداو اتاوا ‪8‬‬

‫ناشر‪ :‬انتشارات سیمرغ‬
‫‪Publisher: Simorgh Publication‬‬
‫سردبیر‪ :‬سعید کریمیان‬
‫‪Editor: Saeed Karimian‬‬
‫مدیریت آگهی ها و بازاریابی‪ :‬شهریار ایوب زاده‬
‫‪Marketing & Advertising: Shahriar Ayoubzadeh‬‬
‫مسئول وب سایت سیمرغ‪ :‬لیناردو گریرو‬
‫‪Website Coordinator: Leonardo Guareero‬‬
‫صفحه آرایی‪ ,‬گرافیک و طراح هنری ‪ :‬پیام کشتگانی‬
‫‪Pagination, Graphic & Design: Payam Keshtgani‬‬
‫تایپ ‪ :‬فرناز کریمیان‬
‫‪Typing: Farnaz Karimian‬‬
‫نقل مندرجات سیمرغ فقط با ذکر ماخذ آزاد است‪.‬‬
‫سیمرغ در اصالح و ویرایش مطالب رسیده آزاد است‪.‬‬
‫مطالب همراه نام یا منبع ‪ ،‬نظرات نویسندگان آنها را بیان می کند‬
‫و الزاما نظر نشریه سیمرغ نیست‪ .‬مسئولیت اینگونه مطالب به‬
‫عهده نویسندگان آنهاست‪.‬‬
‫استفاده از طرح ها و آگهی های نشریه سیمرغ منوط به کسب‬
‫اجازه کتبی است‪.‬‬
‫سیمرغ در قبال آگهی های چاپ شده در نشریه هیچگونه مسئولیتی‬
‫ندارد‪ .‬آخرین مهلت برای درج و یا تغییرات آگهی ها برای هرشماره ‪ ،‬پنج‬
‫روز پس از انتشار شماره قبل می باشد‪.‬‬

‫امور تبلیغات و آگهی ها‪ads@simorghmagazine.com :‬‬
‫سردبیر‪editor@simorghmagazine.com :‬‬
‫اطالعات‪info@simorghmagazine.com :‬‬
‫آدرس دفتر مرکزی‪:‬‬
‫‪508 Gladstone Ave. Suite 201-B‬‬
‫‪Ottawa, Ont. K1R 5P1‬‬
‫‪Tel: 613.292.6181‬‬
‫‪Fax: 1.888.459.8681‬‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫اخبار حوادث ‪11‬‬
‫پوران‪ ،‬خواب ناز نیلوفر‬
‫غالمحسین مصاحب؛ «استاد بیهمتا»‬
‫بیهمتا»‬
‫شور و نشاط نوروزی در شهر‬
‫آشپزخانه یا داروخانه‬

‫سیزده بدر‬

‫‪Cover Page:‬‬
‫طراحی جلد‪:‬‬
‫پیام کشتگانی‬

‫نوروز‬
‫موسیقی نوروز در ایران‬
‫اعیاد مذهبی مقارن با نوروز‬
‫ریشه ضرب املثل های فارسی‬
‫راههای تسلط بر دیگران‬
‫تغذیه در ورزش والیبال‬
‫آجیل؛ مفید اما پرچربی‬

‫‪14‬‬
‫‪15‬‬
‫‪17‬‬
‫‪18‬‬
‫‪21‬‬
‫‪23‬‬
‫‪25‬‬
‫‪26‬‬
‫‪27‬‬
‫‪29‬‬
‫‪30‬‬
‫‪31‬‬

‫پابرهنه ای در دربار شاه عباس ‪32‬‬
‫دروغ اول آوریل یا سیزده نوروز! ‪35‬‬
‫قوانین مهاجرت از طریق تخصص و حرفه‬
‫مسابقه و سرگرمی‬
‫جدول کلمات‬

‫‪REINVENTING FASHION IN IRAN BY LEILA PEJMAN‬‬

‫‪37‬‬
‫‪46‬‬
‫‪48‬‬
‫‪49‬‬

‫نشریه سیمرغ ‪ ،‬نشریه ای است که به جهت استحکام بیشتر پیوند مابین فارسی زبانان مقیم اتاوا متولد گردیده است‪ .‬در این راستا ‪،‬‬
‫بزودی بخشی از این نشریه به گفته ها ‪ ،‬درددلها ‪ ،‬سواالت ‪ ،‬نظرات و پیامهای شما اختصاص خواهد یافت ‪ .‬خواهشمند است برای انعکاس‬
‫پیامهایتان ‪ ،‬با ما بصورت پستی به آدرس دفتر مرکزی و یا بصورت ایمیل به آدرس ‪ contact@simorghmagazine.com‬در متاس باشید‪.‬‬
‫بی صبرانه در انتظار نامه هایتان هستیم ‪.‬‬

‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫منصور خاکسار‪ ،‬شاعر و‬
‫نویسنده ایرانی درگذشت‬
‫منصور خاکسار‪ ،‬شاعر و‬
‫نویسنده ایرانی‪ ،‬روز ‪۱۸‬‬
‫مارس در مرگی خودخواسته‬
‫به زندگی خود پایان داد‪.‬‬
‫او که در شهر لسانجلس‬
‫زندگی میکرد‪ ،‬هنگام مرگ‬
‫‪ ۷۱‬سال داشت‪.‬‬
‫نسیم خاکسار‪ ،‬نویسنده‬
‫نامی ایرانی و برادر منصور‪،‬‬
‫به بیبیسی گفت که مرگ‬
‫ناگهانی این شاعر و نویسنده‪ ،‬خانواده و دوستان او را در بهت‬
‫و حیرت فرو برده است‪.‬‬
‫منصور خاکسار به عنوان شاعر و نویسندهای مبارز همچنان‬
‫پرتوان و فعال بود‪ .‬او دو کتاب شعر زیر چاپ دارد و تنها یک‬
‫ماه پیش در یک گردهمایی سیاسی در حمایت از جنبش‬
‫اعتراضی مردم ایران شرکت کرده بود‪.‬‬
‫منصور خاکسار پیش از انقالب در عرصه خلق و نشر ادبیات‬
‫متعهد فعال بود‪.‬‬
‫او که متولد خوزستان است در سالهای دهه ‪ ،۱۳۴۰‬در ایران‪،‬‬
‫به همراه ناصر تقوایی‪ ،‬نویسنده و فیلمساز‪ ،‬سردبیری نشریه‬
‫ادبی "هنر و ادبیات جنوب" را به عهده داشت‪.‬‬
‫آقای خاکسار تنها پیش از انقالب به دلیل فعالیت ادبی و‬
‫فرهنگی اش به همراه برادرش نسیم خاکسار و چند تن دیگر‬
‫از روشنفکران خوزستانی به زندان افتاد‪.‬‬
‫منصور خاکسار پس از انقالب نیز مدتی در بازداشتگاه‬
‫جمهوری اسالمی زندانی بود‪.‬‬
‫او پس از آزادی از زندان راه تبعید را در پیش گرفت و پس از‬
‫چند سال اقامت در اروپا‪ ،‬به سال ‪ ،۱۹۹۰‬به آمریکا مهاجرت‬
‫کرد و در شهر لسآنجلس اقامت گزید‪.‬‬
‫منصور خاکسار از اعضای قدیمی "کانون نویسندگان ایران"‬
‫و همچنین "کانون نویسندگان ایران در تبعید" بود‪ ،‬و از‬
‫یاران همیشگی گروه ادبی دفترهای شنبه در لسآنجلس‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫‪5‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫به شمار میرفت‪.‬‬
‫از منصور خاکسار ‪ ۱۳‬مجموعه شعر به نامهای "کارنامه‬
‫خون"‪" ،‬حیدر و انقالب"‪ ،‬شرارههای شب‪ ،‬سرزمین شاعر‪،‬‬
‫"با طره دانش عشق"‪ ،‬و قصیده "سفری در مه"‪ ،‬به فارسی‬
‫و لسآنجلسیها‪ ،‬تا این نقطه‪ ،‬آن سوی برهنگی‪ ،‬و چند‬
‫نقطه دیگر‪ ،‬و با آن نقطه‪ ،‬به دو زبان فارسی و انگلیسی‬
‫منتشر شده است‪.‬‬
‫از جمله کارهای آماده چاپ او کتاب دو جلدی گفتارهای‬
‫پراکنده پیرامون شعر و ادبیات مهاجرت‪ ،‬گفتگویی بلند با‬
‫عنوان "من هرگز به سکوت نیندیشیدهام" و مجموعه شعر‬
‫"از سحرخیزان" است که کتاب آخر به چاپ سپرده شده‬
‫است‪.‬‬

‫پری دریایی دانمارک به سفر‬
‫چین میرود‬
‫پری دریایی معروف شهر‬
‫کپنهاگ از روز پنجشنبه‬
‫(‪ ۲۵‬مارس) برای شرکت در‬
‫نمایشگاه بزرگ شانگهای به‬
‫سفر میرود و تا آخر ماه اکتبر‬
‫در چین اقامت خواهد داشت‪.‬‬
‫ارسال معروفتترین مجسمه‬
‫دانمارک به خارج از کشور‪،‬‬
‫برای بسیاری از دانمارکیها‬
‫غیرقابل درک است‪ ،‬و در رسانههای کشور بحث داغی راه انداخته‬
‫است‪.‬‬
‫پیا آالسلو‪ ،‬شهردار کپنهاگ‪ ،‬در برابر انتقادات گفته است که او‬
‫هم از دوری پری دریایی ناراحت است‪ ،‬اما "چینیها پول خوبی‬
‫پیشنهاد کردهاند"‪ .‬به گفته خانم شهردار‪ ،‬برگزارکنندگان نمایشگاه‬
‫بزرگ شانگهای در سال ‪ ۲۰۱۰‬اصرار داشتهاند‪ ،‬نه یک کپی از‬
‫پری دریایی‪ ،‬بلکه اصل مجسمه را به چین ببرند‪.‬‬
‫برای آن که اهالی کپنهاگ از دوری پری دریایی خیلی غصه‬
‫نخورند‪ ،‬قرار شده‪ ،‬مجسمه کوچکتری از آن در پارک تیوولی در‬

‫مرکز شهر کپنهاگ نصب شود‪ ،‬اما برای رفتن کنار این بدل پری‬
‫دریایی و عکس برداشتن با او باید ‪ ۹۵‬کرون (حدود ‪ ۱۷‬دالر)‬
‫ورودیه پرداخت‪.‬‬

‫نخستینمستندتخصصی‬
‫موسیقی راک‬
‫پرشیامگ ‪ -‬مراحل‬
‫فیلم برداری نخستین‬
‫تخصصی‬
‫مستند‬
‫موسیقی راک ایرانی‬
‫با عنوان ‪ROCK‬‬
‫‪ ON‬به کارگردانی‬
‫شهیار کبیری و تهیه‬
‫کنندگی فرامرز محبی‬
‫به اتمام رسید‪ .‬پیش تولید این اثر بیش از ‪ ۳‬سال طول‬
‫کشیده است و فیلم برداری آن پس از حدود ‪ ۲‬ماه به اتمام‬
‫رسیده است‪.‬‬
‫امیر مطلبی مجری طرح و دستیار اول کارگردان اعالم کرد‬
‫‪ :‬سعی ما بر آن بوده که فقط راجع به فرم موسیقی سبک‬
‫راک و فرم کالم در آن و‪...‬موضوعاتی از این دست را مطرح‬
‫کنیم و مباحث حاشیه ای اعم از مشکالت و عدم حمایت‬
‫راک از سوی جامعه را در این فیلم کنار بگذاریم‪ُ .‬مطلبی‬
‫ادامه داد که عالوه بر موزیسین ها و خوانندگانی که در این‬
‫فیلم مستند حضورپیدا کرده اند‪ ،‬کارشناسان و منتقدانی نظیر‬
‫ادیب وحدانی‪ ،‬سعید گنجی‪ ،‬میثم یوسفی و ‪ ...‬نیز در این‬
‫اثر حاضرند‪.‬‬
‫وی همچنین از حضور موزیسین های مطرحی همچون‬
‫بابک ریاحی پور ‪ ،‬شهریار مسرور ‪ ،‬همایون مجد زاده‬
‫(سرپرست گروه کهت میان) و‪ ....‬از میان مجازها و کاوه‬
‫آفاق (سرپرست گروه ‪ ، )The Ways‬گروه ‪MINUS۱‬‬
‫و‪ ...‬از میان غیر مجازها اشاره کرد‪.‬‬
‫این فیلم مستند تخصصا به ساختار موسیقایی سبک راک‬
‫و زیر شاخه هایش در بین راکرهای ایرانی داخل و خارج از‬
‫ایران می پردازد‪.‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫‪6‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫جمعی از سینماگران و‬
‫نویسندگان ایرانی خواهان‬
‫آزادی پناهی و نوریزاد شدند‬
‫بیش از چهل‬
‫سینماگر و نویسنده‬
‫ایرانی در نامه ای‬
‫سرگشاده خواهان‬
‫آزادی بی قید و شرط‬
‫جعفر پناهی و محمد‬
‫نوری زاد‪ ،‬دو سینماگر‬
‫زندانی‪ ،‬شدند‪.‬‬
‫امضاکنندگان این نامه "ضمن تایید حق فیلمسازی برای‬
‫هرکس که درحال و آینده براین امکان دست یابد و تائید‬
‫آزادی بیان و خالقیت شغلی برای همه و حق اعتراض‬
‫حق‬
‫ِ‬
‫ِ‬
‫به نقض حقوق اجتماعی و صنفی و شهروندی درحال و‬
‫آینده برای همگان" خواهان آزادی نامشروط این دو سینماگر‬
‫زندانی شده اند‪.‬‬
‫بهرام بیضایی‪ ،‬کیومرث پور احمد‪ ،‬بابک احمدی‪ ،‬فاطمه معتمد‬
‫آریا‪ ،‬مسعود کیمیایی‪ ،‬کامران شیردل‪ ،‬خشایار دیهیمی‪ ،‬ناصر‬
‫تقوایی و شهال الهیجی از امضا کنندگان این نامه هستند‪.‬‬
‫جعفر پناهی‪ ،‬کارگردان سینمای ایران که با فیلمهایی چون‬
‫بادکنک سفید‪ ،‬دایره و آفساید برنده جوایز متعدد بین المللی‬
‫شده‪ ،‬شامگاه روز ‪ ۱۰‬اسفند (اول مارس) به همراه همسر و‬
‫دخترش و جمعی از میهمانان در منزلش دستگیر و از آن‬
‫هنگام تا کنون در بازداشت به سر می برد‪.‬‬
‫عباس جعفری دولت آبادی‪ ،‬دادستان عمومی تهران گفته که‬
‫جرم آقای پناهی سیاسی نبوده است‪ ،‬اما نگفته است که دلیل‬
‫بازداشت او چه بوده است‪.‬‬
‫محمد نوری زاد‪ ،‬فیلمساز و نویسنده سابق روزنامه کیهان که‬
‫در پی انتخابات ریاست جمهوری ایران در چند نامه سرگشاده‬
‫از آیت آهلل خامنه ای‪ ،‬رهبر جمهوری اسالمی و دولت ایران‬
‫انتقاد کرده بود‪ ،‬روز ‪ ۲۹‬آذر به اتهام توهین به "مسئولین و‬
‫تبلیغ علیه نظام جمهوری اسالمی" بازداشت شد‪.‬‬

‫مارگارت آتوود بازیگر شد‬
‫آتوود‪ ،‬نویسنده برنده جایزه‬
‫«من بوکر» کانادایي‬
‫بازیگر فیلمي درباره هاکي‬
‫روي یخ شد‪.‬‬
‫آتوود ‪ ۷۱‬ساله پس از‬
‫انتشار چندین کتاب‬
‫و رمان ادبي حاال به‬
‫بازیگري روي آورده است‬
‫تا نشان دهد از عهده هر‬
‫کار غیرقابل پیش بیني‬
‫برميآید‪.‬‬
‫این نویسنده کانادایي که سال ‪ ۲۰۰۰‬جایزه «من بوکر» را‬
‫براي رمان «آدمکش کور» دریافت کرد‪ ،‬در قسمتي از فیلم‬
‫«هاکي موزیکال» که درباره هاکي روي یخ است‪ ،‬نقش‬
‫آفریني کرده است‪.‬‬
‫آتوود که تا به حال نزدیک به ‪ ۱6‬نشان افتخار دریافت کرده‬
‫است‪ ،‬در این فیلم نقش یک خواننده را بازي کرده است‪.‬‬
‫این فیلم درباره یک نوجوان ورزشکار در رشته هاکي و‬
‫مادرش است‪ .‬آتوود ميگوید به خاطر عالقهاش به این رشته‬
‫ورزشي در این فیلم بازي کرده است‪.‬‬
‫فیلم «هاکي موزیکال» قرار است اکتبر سال جاري میالدي‬
‫براي اولین بار در کانادا اکران شود‪.‬‬
‫آتوود صاحب آثار برجستهاي است که برخي از آثار او از جمله‬
‫«اوریکس و کریک» و «عروس فریبکار» به فارسي ترجمه‬
‫و منتشر شدهاند‪.‬‬
‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫•‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫‪7‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫با تماشای این فیلم ترسناک‪،‬‬
‫‪ 10‬هزار دالر برنده شوید‬

‫کانادا در مقابل حمالت‬
‫سایبری ‪ ،‬کامال بی دفاع است‬
‫ایرانتو‪ :‬سیستم های‬
‫رایانه ای کانادا‬
‫می تواند‪ ،‬به شکل‬
‫قربانی‬
‫وحشتناکی‪،‬‬
‫حمالت تازه کارترین‬
‫هکرهای جهان قرار‬
‫گیرد‪.‬‬
‫"دراگوس روئیو" از‬
‫مشاوران یک موسسه‬
‫امنیت رایانه ای در ادمونتون با اعالم این مطلب افزوده‬
‫است‪ ":‬هم اکنون باید دولت تدابیر الزم برای تأمین امنیت‬
‫شبکه های موجود را که در برابر ساده ترین ابزارها آسیب‬
‫پذیر هستند‪ ،‬اتخاذ کند‪".‬‬
‫وی اضافه کرد‪ ":‬در این زمینه باید بسیار اندیشید‪ ،‬فراوان‬
‫صحبت کرد و مغزهای بسیاری را بکار گرفت ‪ ،‬چرا که تنها‬
‫نقطه ای که یک جوان ‪ ۱۷‬ساله می تواند به تنهایی‪ ،‬یک‬
‫ملت و یک کشور را مورد هدف قرار داده و پیروز شود‪،‬‬
‫همین بخش است‪".‬‬
‫روئیو که از برگزارکنندگان اصلی کنفرانس امنیت شبکه‬
‫در ونکوور است ‪ ،‬امروز همچنین گفت‪ ":‬وقتی سخن از‬
‫حمالت سایبری می شود‪ ،‬حتی یک دستگاه موبایل جیبی‬
‫نیز ممکن است هدف قرار گیرد‪ .‬به همین دلیل ‪ ،‬در‬
‫کنفرانس امسال‪ ،‬ما بدنبال مقاوم ترین دستگاه تلفن همراه‬
‫نیز خواهیم بود‪".‬‬
‫کشورهای دیگر جهان ‪ ،‬از جمله آمریکا‪ ،‬روسیه و چین‪،‬‬
‫بدنبال دریافت تهدیدهای متعدد‪ ،‬برنامه های وسیعی را‬
‫برای حفاظت از شبکه های خود باجرا در می آورند‪.‬‬
‫در سخنرانی افتتاحیه پارلمان در سال جدید میالدی ‪ ،‬گفته‬
‫شد که دولت کانادا در این زمینه ‪ ،‬تدابیری را اتخاذ خواهد‬
‫کرد‪ ،‬در حالیکه این سومین بار است که چنین شعارهایی‬
‫داده می شود اما جنبه عملی پیدا نمی کند‪.‬‬

‫موز سالحی قدرتمند در‬
‫مبارزه با ایدز‬
‫محققان می گویند‬
‫پروتئین گیاهی که‬
‫به طور طبیعی در‬
‫موز یافت می شود‪،‬‬
‫به اندازه دو داروی‬
‫ضد اچ آی وی‪ ،‬که‬
‫در حال حاضر در‬
‫دست آزمایش است‪،‬‬
‫در مهار گسترش این ویروس در بدن انسان موثر است‪.‬‬
‫آنها می گویند که کشف جدید آنها ممکن است نهایتا منجر‬
‫به تولید میکروبسیدهای ارزان قیمت تری شود‪.‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫اطالعات به دست آمده در نشریه "شیمی بیولوژیکی"‪،‬‬
‫منتشر شده است‪.‬‬
‫محققان اذعان دارند که دستیابی به سالح های جدید برای‬
‫جنگیدن با ویروس اچ آی وی امری ضروری است‪.‬‬
‫در ازای هر نفر که داروهای حیاتی ضد ویروس ایدز را‬
‫دریافت می کند‪ ،‬بیش از دو نفر به حامالن این ویروس‬
‫تبدیل می شوند‪.‬‬
‫محققان می گویند مطالعه در حوزه لسیتین ها از جمله‬
‫حوزه هایی است که احتمال می دهند منجر به نتیجه های‬
‫مثبت در زمینه درمان ایدز شود‪.‬‬
‫ماده های شیمیایی که در گیاهان یافت می شود‪ ،‬به طور‬
‫موثری جلوی گسترش عفونت را می گیرد‪ .‬محققان می‬
‫گویند لسیتین ها این کار را با غلبه بر اچ آی وی و جلوگیری‬
‫از ادغام این ویروس با سلول انجام می دهند‪.‬‬
‫گروه تحقیق از دانشگاه میشیگان معتقد است اگر بتوان با‬
‫استفاده از میکروبیسیدهایی که از این پروتئین گیاهی تولید‬
‫شده‪ ،‬احتمال آلودگی در ناحیه مهبل را کاهش داد‪ ،‬روشی‬
‫نسبتا کم هزینه‪ ،‬به ویژه برای کشورهای در حال توسعه‪،‬‬
‫کشف شده است‪.‬‬
‫یکی از بزرگترین مزایای استفاده از لسیتین این است که‬
‫این ماده شیمیایی تکثیر ویروس اچ آی وی را مهار و‬
‫احتمال مقاومتر شدن آن در برابر درمان های موجود را‬
‫کاهش می دهد‪.‬‬
‫بنا به تخمین آنها اگر برای سه سال‪ ،‬بیست درصد از افراد‬
‫را با میکروبیسدی که با پروتئین گیاهی تولید شده و فقط‬
‫شصت درصد کارایی دارد‪ ،‬تحت درمان قرار داد‪ ،‬از آلودگی‬
‫دو و نیم میلیون نفر به این ویروس جلوگیری شده است‪.‬‬

‫علف دریایی می تواند کلید حل‬
‫مشکل چاقی باشد‬
‫محققان دانشگاه‬
‫نیوکاسل می گویند‬
‫که علف هرز دریایی‬
‫می تواند کلید حل‬
‫مشکل چاقی باشد‬
‫زیرا مانع جذب چربی‬
‫در بدن می شود‪.‬‬
‫تیم محققان دریافت‬
‫که یک نوع سبوس‬
‫(‪ )alginate‬که در علف دریایی یافت می شود‪ ،‬جذب‬
‫چربی توسط بدن را بیش از ‪ ۷۵‬درصد کاهش می دهد؛ که‬
‫رقمی بهتر از اکثر معالجات ضدچاقی است‪.‬‬
‫محققان این سبوس را در تالشی برای آماده کردن‬
‫غذاهایی که به کاهش وزن کمک کنند‪ ،‬به نان اضافه‬
‫کرده اند و آزمایش های کلینیکی برای سنجش میزان تاثیر‬
‫این سبوس در یک رژیم غذایی عادی طراحی شده است‪.‬‬
‫دکتر ایان برانلی‪ ،‬که از سرپرستان تیم تحقیق بوده است‬
‫گفت‪" :‬این تحقیقات حاکیست که اگر بتوانیم این سبوس‬
‫را به محصوالتی مانند نان‪ ،‬بیسکوئیت و ماست که روزانه‬
‫مصرف می کنیم اضافه کنیم‪ ،‬تا سه چهارم چربی موجود‬
‫در این غذاها توسط بدن دفع می شود‪".‬‬

‫دانشمندان برای آزمایش میزان تاثیر ‪ 6۰‬نوع الیاف گیاهی‬
‫مختلف از یک "شکم مصنوعی" استفاده کردند‪ .‬آنها میزان‬
‫تاثیر این الیاف بر هضم چربی را اندازه گیری کردند‪.‬‬
‫این یافته ها در نشست جاری انجمن شیمی آمریکا در‬
‫سانفرانسیسکو ارائه شده است‪.‬‬
‫دکتر بانلی گفت‪" :‬ادعاهای بی شماری در مورد معالجات‬
‫اعجازآمیز برای کاهش وزن وجود دارد‪ ،‬اما فقط چند مورد‬
‫آنها شواهد معقول علمی در تایید این ادعا ارائه می کنند‪".‬‬
‫او افزود‪" :‬چاقی مشکلی است که روز به روز بزرگتر می‬
‫شود و رعایت کردن رژیم و برنامه ورزشی برای کاهش‬
‫وزن برای خیلی ها مشکل است‪ .‬یافته های اولیه مطالعه‬
‫ما حاکیست که این نوع سبوس می تواند راه حلی واقعی‬
‫در مبارزه با چاقی ارائه کند‪".‬‬

‫رابطهی بدهکاری و چاقی‬
‫موسسهی "سالمت‬
‫کار‪ ،‬جامعه و محیط‬
‫زیست"‪ ،‬وابسته به‬
‫دانشگاه شهر ماینز در‬
‫آلمان‪ ،‬با ارزیابی یک‬
‫نظر سنجی از ‪ ۹۴۹‬فرد‬
‫شدیداَ مقروض به این‬
‫نتیجه رسیده است که‬
‫‪ ۲۵‬درصد آنها به چاقی‬
‫دچارند‪ .‬در حالی که به طور متوسط تنها ‪ ۱۱‬درصد کل‬
‫جامعه با چنین مشکلی روبروست‪.‬‬
‫تا کنون چاقی را به عواملی همچون درجهی تحصیل‬
‫و آموزش و موقعیت اجتماعی و اقتصادی افراد مربوط‬
‫میدانستند‪ .‬اما یافتن نشانههایی از رابطه میان این عارضه‬
‫و بدهکاری نکتهی تازهای است‪.‬‬
‫اوا مونستر‪ ،‬رئیس گروه پژوهشی موسسهی دانشگاه ماینز‬
‫میگوید که بدهکاری شدید فرد احتمال اضافهوزن و‬
‫چاقشدن او را افزایش میدهد‪ .‬به عقیدهی وی‪ ،‬بحران‬
‫اقتصادی کنونی میتواند مشکالت بهداشتی و درمانی‬
‫خانوادههای شدیداَ مقروض را تشدید کند‪.‬‬
‫حال پرسش این است که چرا افراد مقروض معمو َال از چاقی‬
‫رنج میبرند‪ .‬پاسخ متخصصان این است که بدهکاری و‬
‫کاهش درآمدها تآثیری تشدیدکننده بر فاکتورهای مربوط‬
‫به ایجاد بیماریهای مزمن دارند‪ .‬برای مثال فعالیتهای‬
‫ورزشی و تفریحات سالم افراد مقروض کاهش پیدا میکند‪.‬‬
‫سبد غذایی آنها نیز به خاطر صرف هزینهی کمتر به سوی‬
‫تنقالت و غذاهای فوری پرچربی سوق پیدا میکند و از‬
‫سبزی و میوه خالی میشود‪.‬‬
‫این پرسش را هم میتوان مطرح کرد که آیا افراد مقروض‬
‫سریعتر چاق میشوند یا چاقها سریعتر مقروض میشوند‬
‫و اصو َال میتوان یک رابطهی خطی و علت و معلولی میان‬
‫ابن دو پدیده قائل شد؟ پژوهشگران موسسهی وابسته به‬
‫دانشگاه ماینز در این باره نظر واحدی ندارند‪ .‬آنها میگویند‬
‫که برای پاسخگویی به این سؤالها به تحقیقات بیشتری‬
‫نیاز است‪.‬‬
‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫‪8‬‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫ﺍﺧﺒﺎﺭ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﻭ ﺍﺗﺎﻭﺍ‬
‫کانادا گزارش کارشناسی شورای‬
‫حقوق بشر سازمان ملل را‬
‫حاوی»ادعاهای بی اساس» خواند‬
‫کانادا نسبت به‬
‫"گزارش کارشناسی"‬
‫سازمان ملل در مورد‬
‫حقوق اقلیت های‬
‫کشور واکنش نشان داد‬
‫و ادعا کرد این گزارش‬
‫حاوی مطالب نادرست‬
‫است و بربنیان ادعاهای بی اساس تهیه شده است‪.‬‬
‫گی مک دوگال‪ ،‬کارشناس مستقل امور اقلیت ها در‬
‫شورای حقوق بشر سازمان ملل در سفر ده روزه خود به‬
‫کانادا در ماه اکتبر سال گذشته‪ ،‬گزارش کارشناسی خود را‬
‫در مورد وضعیت حقوق بشر اقلیت های این کشور به این‬
‫شورا تقدیم کرده است‪.‬‬
‫خانم مک دوگال به شورای حقوق بشر سازمان ملل گفته‬
‫است که کانادا به تنوع قومی و فرهنگی کشور احترام می‬
‫گذارد‪ ،‬اما وی درعین حال تصویر تیره و تاری از اقدامات‬
‫تبعیض آمیز علیه اقلیت های نژادی و دینی کانادا به این‬
‫شورا ارائه کرده است‪.‬‬
‫نمانیده ویژه امور اقلیت ها در شورای حقوق بشر سازمان‬
‫ملل‪ ،‬هم در اظهاراتش در برابر اعضای شورا و هم در‬
‫گزارش اخیر خود ادعا کرده است که اقلیت های کانادا‬
‫قربانیان سطوح نابرابر و غیرمتجانس فقر‪ ،‬بازار شغلی‪،‬‬
‫تبعیض در محیط کار و همچنین هدف تبعیض های نژادی‬
‫پلیس این کشورهستند‪.‬‬
‫در شرایطی که این مقام شورای حقوق بشر سازمان ملل‪،‬‬
‫کانادا را دارای جامعه ای باز و پذیرای تفاوت های فرهنگی‪،‬‬
‫زبانی و مذهبی خوانده اما در عین حال تاکید کرده است‬
‫که بسیاری از افراد جوامع عضو اقلیت های نژادی‪ ،‬مذهبی‬
‫و زبانی احساس می کنند که مشکالتشان به شیوه مناسب‬
‫و درخور شایستگی شان مرتفع نشده اند‪.‬‬
‫براساس این گزارش‪ ،‬کانادا باید در کاریابی‪ ،‬مشارکت در‬
‫عرصه سیاسی و رهایی از فقر و کاهش آمار ترک تحصیل‬
‫دانش آموزان دبیرستان به اقلیت های کشور کمک کند‪.‬‬
‫خانم مک دوگال در گزارش خود تاکید کرده است کانادا‬
‫باید اطمینان حاصل کند که جوامع عرب و مسلمان کشور‬
‫احساس نکنند درمبارزه با تروریسم هدف قرار گرفته اند‪.‬‬
‫دولتمردان اتاوا در واکنشی نسبت به گزارش کارشناسی‬
‫نماینده ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل گفتند کانادا با‬
‫محتوی و تحلیل خانم مک دوگال و اتهامات تبعیض های‬
‫نژادی و قومی مخالف است‪.‬‬
‫آلیسون لوکلیر‪ ،‬معاون نماینده ثابت کانادا در سازمان ملل‬
‫در ژنو خطاب به این شورا گفته است‪ :‬این گزارش حاوی‬
‫اظهار نظرهای تندی در مورد طبقه بندی نژادی است اما‬
‫شواهد آماری روشنی برای تائید و اثبات چنین مشاهداتی‬
‫ارائه نمی کند‪ .‬متاسفانه در برخی موارد یافته های این‬
‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫•‬

‫گزارش فقط بر بنیان نقل قول های برخی و یا از ارزیابی‬
‫یک خبرنگار و یا یک فرد استوار است‪.‬‬
‫از سویی دیگر جیسن کنی‪ ،‬وزیر مهاجرت دولت فدرال‬
‫کانادا نیز در واکنشی نسبت به گزارش نمانیده ویژه امور‬
‫اقلیت های شورای حقوق بشر سازمان ملل گفته است با‬
‫وجودی که پیشینه کانادا در پذیرش و ادغام اقلیت ها و تازه‬
‫واردان بی عیب و نقص نبوده است‪ ،‬اما درعین حال شایسته‬
‫انتقاد از آن در گزارش جدید سازمان ملل نیز نیست‪.‬‬
‫روزنامه مونترال گزت به نقل از وزیر مهاجرت دولت فدرال‬
‫کانادا می نویسد سازمان ملل باید به جای انتقاد از نحوه‬
‫رفتار کانادا با اقلیت ها باید به حکومت های سراسر جهان‬
‫که به نقض گسترده و برنامه ریزی شده حقوق اقلیت ها‬
‫می پردازند‪ ،‬توجه کند‪.‬‬

‫وزارت مهاجرت دولت کانادا پرونده‬
‫ضمانت اقامت عروس های‬
‫خردسال در این کشور را رد می کند‬
‫بنا به گزارش رسانه‬
‫های کانادا‪ ،‬تعداد‬
‫پرونده های ضمانت‬
‫دختران‬
‫اقامت‬
‫خردسالی که به عقد‬
‫ازدواج مردان مسن‬
‫مقیم کانادا درمی آیند‪،‬‬

‫افزایش یافته است‪.‬‬
‫نشریه تورنتوسان گزارش داده است تعداد مردانی که با‬
‫قرارهای از پیش تعیین شده با دختران بسیار جوان تر از‬
‫خود در کشورهای مادری شان پیمان ازدواج می بندند و‬
‫سپس برای همسر خردسال خود پرونده ضمانت اقامت‬
‫تشکیل می دهند‪ ،‬افزایش یافته اند‪.‬‬
‫مقامات وزارت مهاجرت دولت فدرال اعالم کرده اند‬
‫برای توقف بررسی پرونده ضمانت اقامت "عروس های‬
‫خردسال" که با مردان بسیار مسن تر از خود ازدواج می‬
‫کنند‪ ،‬نمی توانند اقدام موثری انجام دهند‪.‬‬
‫بنا به گزارش این نشریه مقامات ارشد وزارت مهاجرت‬
‫کانادا و پاکستان اذعان کرده اند تنها راهکار پیش روی آن‬
‫ها‪ ،‬عدم موافقت با پرونده های ضمانت اقامت مردانی ست‬
‫که درصدند "عروس خردسال" خود را به کانادا ببرند‪.‬‬
‫براساس اعالم مقامات مهاجرت کانادا‪ ،‬مردانی که قصد‬
‫دارند باردیگر برای پرونده ضمانت اقامت همسران‬
‫خردسال خود اقدام کنند‪ ،‬باید تا زمانی که عروس به سن‬
‫شانزده سالگی برسد‪ ،‬منتظر بمانند‪.‬‬
‫براساس قانون شریعت اسالمی‪ ،‬پیمان ازدواج مردان با‬
‫دختران خردسال غیرقانونی نیست‪.‬‬
‫براساس گزارش این نشریه کانادایی‪ ،‬مردان مسلمانی که‬
‫شهروند کانادا هستند و یا اقامت دائم این کشور را دریافت‬

‫کرده اند‪ ،‬به کشورهای مادری شان بازمی گردند و در یک‬
‫ازدواج سنتی و از پیش تعیین شده‪ ،‬به ازای تعیین مهریه با‬
‫یک "عروس خردسال" ازدواج می کنند‪.‬‬
‫مقامات اداره مهاجرت دولت فدرال گفته اند برخی از این‬
‫عروس ها چهارده ساله هستند و بعضی از آن ها اندکی‬
‫بزرگترند و به ناچار با مردانی که چند برابر آن ها سن دارند‪،‬‬
‫ازدواج کرده اند‬
‫براساس گزارش نشریه تورنتو سان این ازدواج های از‬
‫پیش تعیین شده با دختران خردسال در کشورهایی همچون‬
‫افغانستان‪ ،‬پاکستان‪ ،‬ایران و لبنان رخ می دهند اما ازدواج با‬
‫دختران خردسال در کانادا قانونی محسوب نخواهد شد‪.‬‬
‫استیو بالمر‪ ،‬مقام مسئول صدور روادید اقامت دائم‪ ،‬در‬
‫اسناد طبقه بندی شده ماه اوت سال ‪ ۲۰۰۹‬دولت فدرال‪ ،‬از‬
‫مخالفت خود با پرونده ضمانت اقامت مرد پاکستانی تباری‬
‫که قصد دریافت روادید برای انتقال عروس پانزده ساله خود‬
‫به کانادا را داشت‪ ،‬خبر داده است‪.‬‬
‫ریچارد کرلند‪ ،‬وکیل کانادایی‪ ،‬براساس "قانون دسترسی‬
‫به اطالعات" به نامه های الکترونیکی این مقام مهاجرت‬
‫دولت فدرال دست پیدا کرده است‪.‬‬
‫آقای بالمر در این مکاتبات اذعان کرده است که درهیچ‬
‫بخش قانون تبصره ای وجود ندارد که اعتبار این ازدواج را‬
‫فسخ کند و حتی اگر ازدواج با دختران خردسال غیرقانونی‬
‫باشد اما سن عروس پیمان ازدواج را از اعتبار ساقط نخواهد‬
‫کرد‪.‬‬
‫عبدالحمید‪ ،‬مقام بخش مهاجرت سفارت کانادا در اسالم‬
‫آباد به تورنتوسان گفته است پیمان عقد ازدواج با دختران‬
‫خردسال در کانادا از اعتبار ساقط خواهد بود‪.‬‬
‫وی گفته است‪" :‬براساس قانون کانادا‪ ،‬ازدواج با دختران‬
‫کم سن و سال جرم محسوب می شود و مجازات به همراه‬
‫خواهد داشت‪ ،‬اما پیمان ازدواج از اعتبار ساقط نخواهد شد‪.‬‬
‫ما این پرونده ها را براساس قانون کانادا و بر این بنیان که‬
‫پیمان ازدواج در کانادا بی اعتبارخواهد شد‪ ،‬رد می کنیم‪".‬‬
‫ویلیام هاک‪ ،‬مقام مسئول "واحد اقامت دائم" وزارت‬
‫مهاجرت دولت فدرال نیز تأکید کرده است پرونده ضمانت‬
‫اقامت دائم عروس های خردسال زیر شانزده سال در کانادا‬
‫مورد پذیرش قرار نخواهند گرفت‪.‬‬

‫برای درج آگهی درمجله‬
‫سیمرغ با ما تماس بگیرید‬

‫‪613.292.6181‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15

SIMORGH MAGAZINE

9

15 ‫سیمرغ • شماره‬

AUGUST 2009

• Issue.1

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫حکم دادگاه استان کبک کانادا در‬
‫مورد ارائه تسهیالت ویژه به زنان‬
‫مسلمان روبنده پوش‬

‫‪10‬‬

‫احمد‪ ،‬به جنجال های رسانه ای در مورد اخراج وی پایان‬
‫داد‪ .‬وی در این نامه تاکید کرده بود در صورت عدم موافقت‬
‫با برداشتن نقاب از چهره‪ ،‬وی حق ادامه تحصیل نخواهد‬

‫نحوه امتیازبندی متقاضیان و نوع‬
‫مشاغل مورد نیاز برای مهاجرت‬
‫تغییر می کند‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫برای پرستاران را کاهش داده اند و این امر موجب مهاجرت‬
‫دسته جمعی آنان به کشورهای دیگر از جمله ایاالت متحده‬
‫شده است‪.‬‬
‫خانم " لیندا هسالم ایستراد" رییس انجمن پرستاری انتاریو‬
‫با اعالم این مطلب افزود‪ ":‬ما بسیار از این موضوع متأسفیم‬
‫‪ ،‬چرا که آمریکا‪ ،‬امکانات جذاب وسیعی را برای همکاران‬
‫ما ارائه می کند‪".‬‬
‫کارشناسان بهداشتی هشدار داده اند که ممکن است کانادا‬
‫دچار همان بحران دهه ‪ ۱۹۹۰‬شود‪ ،‬زمانی که تنها ‪۲۷،۰۰۰‬‬
‫پرستار از ایالت های مختلف به سمت آمریکا سرازیر‬
‫شدند‪.‬‬
‫از سوی دیگر‪ ،‬یک مقام مسئول در کبک نیز ‪ ،‬موضوع‬
‫کمبود پرستار را یک بحران بین المللی عنوان کرد ه و‬
‫اظهار داشت که هم اکنون همه کشورهای جهان‪ ،‬نیازمند‬
‫پرستار هستند‪ .‬انجمن پرستاری کبک این هفته اعالم کرد‬
‫که تنها ‪ ۲۵۰‬پرستار آن ایالت‪ ،‬در یک بیمارستان کوچک‬
‫دانشگاهی در سوئیس‪ ،‬مشغول فعالیت هستند!‬
‫این درحالیستکه انجمن پرستاری کانادا ‪ ،‬معتقد است‪ ،‬حتی‬
‫بدون در نظر گرفتن خروج پرستاران از کشور‪ ،‬کانادا بطور‬
‫کلی با کمبود ده ها هزار پرستار مواجه بوده است‪.‬‬
‫هم اکنون گروه های جستجوگر از ایالت های تگزاس‪،‬‬
‫کالیفرنیا و سایر مناطق آمریکا‪ ،‬با پیشنهادهای وسوسه‬
‫انگیز‪ ،‬مسکن‪ ،‬ادامه تحصیل و سایر امتیازات جانبی‪،‬‬
‫درکانادا بسر برده و با تک تک پرستاران ارتباط برقرار می‬
‫کنند‪.‬‬
‫البته همه ایالت های کانادا در زمینه شیوه برخورد با‬
‫پرستاران ‪ ،‬یکسان عمل نمی کنند‪ .‬به عنوان مثال‪ ،‬استان‬
‫آلبرتا‪ ،‬با علم به اهمیت حفظ نیروهای خود‪ ،‬اخیرا وضعیت‬
‫شغلی آنان را سامان داده که کم کردن شیفت های کاری‪،‬‬
‫امکانات رفاهی بهتر و حتی ارسال آنان به مناطق گرم‬
‫جهت تجدید نیرو ‪ ،‬از آن جمله است‪ .‬با این وجود در آلبرتا‬
‫نیز دست کم ‪ ۱۴۰۰‬فرصت شغلی برای پرستاران از بین‬
‫رفته است‪.‬‬
‫استان های بریتیش کلمبیا‪ ،‬کبک و انتاریو هم کم و بیش ‪،‬‬
‫چنین تغییراتی را اعمال کرده اند‪ ،‬اما تاکنون در نگهداشتن‬
‫پرستاران‪ ،‬موفق نبوده اند‪.‬‬
‫اضافه می شود‪ ،‬انواع مشاغل پرستاری‪ ،‬جزو ‪ ۳۸‬رشته‬
‫موردنیاز مهاجرت به کانادا است که متقاضی در صورت‬
‫داشتن سایر شرایط و کسب امتیاز الزم‪ ،‬بالفاصله پذیرفته‬
‫می شود‪.‬‬

‫دادگاهی در استان‬
‫کبک کانادا دستور داده‬
‫است زنان مسلمان‬
‫مقیم این استان که‬
‫ایرانتو‪ :‬وزارت مهاجرت‬
‫صورت خود را با روبنده‬
‫و شهروندی کانادا‪،‬‬
‫می پوشانند به منظور‬
‫در نظر دارد‪ ،‬با توجه‬
‫دریافت کارت بیمه‬
‫به نیاز فعلی بازار کار‬
‫خدمات درمانی و عکس روی آن باید نقاب را از چهره‬
‫کشور ‪ ،‬در نوع مشاغل‬
‫خود بردارند‪.‬‬
‫اعالم شده برای‬
‫حکم روز چهارشنبه (‪ ۱۷‬مارس) دادگاه کبک در پی‬
‫مهاجرت متخصصین و‬
‫جنجال های اخیر پیرامون ارائه خدمات به زنان مسلمان‬
‫همچنین شرایط الزم برای متقاضیان‪ ،‬تجدید نظر کند‪.‬‬
‫روبنده پوش پدید آمده است‪.‬‬
‫در شرایطی که برخی از زنان مسلمان روبنده پوش استان "جیسون کنی" وزیر مهاجرت با اعالم این مطلب افزود‪":‬‬
‫کبک خواستار دریافت تسهیالت ویژه آموزشی و دولتی دولت کانادا از مردم می خواهد نظر خویش را در خصوص‬
‫شده بودند‪ ،‬رسانه های کانادا از مقاومت دولت استانی و نحوه بازسازی اقتصادی کشور از بحران جهانی اخیر‪،‬‬
‫برخی از اقشار جامعه در برابر چنین تقاضاهایی خبر می اعالم کنند‪ .‬این مشاوره می تواند در زمینه های تکمیل‬
‫نیروی کار متخصص مورد نیاز ‪ ،‬همچنین تنظیم شرایط‬
‫دهند‪.‬‬
‫خبرگزاری رسمی کانادا گزارش داده است زنان مسلمان مناسب برای متقاضیان مهاجرت‪ ،‬جهت جذب آسانتر در‬
‫برقع پوش مقیم استان کبک که متقاضی دریافت کارت بازار باشد‪".‬‬
‫بیمه خدمات درمانی هستند‪ ،‬برای عکس روی کارت‪ ،‬باید اطالعات اخذ شده‪ ،‬بمنظور اجرا در طرح ‪Action‬‬
‫نقاب را از چهره خود بردارند و با درخواست آن ها برای ‪ Plan for Faster Immigration‬مورد استفاده‬
‫عکسبرداری توسط یک کارمند زن وزارت بهداشت استان قرار خواهد گرفت که اولین بار در فوریه ‪( ۲۰۰۸‬شامل ‪۳۸‬‬
‫رشته فعلی) به منظور کم کردن حجم زیاد متقاضیان و‬
‫مخالفت خواهد شد‪.‬‬
‫براساس تصمیم کمیسیون حقوق بشر کبک‪ ،‬برداشته مدت زمان انتظار‪ ،‬ارائه گردید‪.‬‬
‫شدن نقاب و آشکار شدن چهره زن در برابر یک کارمند جیسون کنی با ابراز رضایت از شیوه اجرای پالن مذکور‬
‫مرد برای مدت کوتاه عکس گرفتن را نقض حقوق زنان و موفقیت های اخیر افزود‪ Action Plan ":‬برای‬
‫این طراحی شد تا موضوع مهاجرت‪ ،‬تناسب و سازگاری‬
‫مسلمان قلمداد نمی شود‪.‬‬
‫طی سال های اخیر‪ ،‬وزارت بهداشت استان کبک برای زنان بیشتری با اقتصاد کشور داشته باشد‪ ،‬وقتی شرایط قبلی‬
‫مسلمان نقاب دار تسهیالتی فراهم می کرد تا کارمندان اقتصادی تغییر می کند‪ ،‬شیوه کار ما نیز باید با آن همخوان‬
‫زن این وزارتخانه از آن ها عکس بگیرند‪ .‬اما بر اساس گردد‪".‬‬
‫تصمیم کمیسیون حقوق بشر کبک مبنی برای ملزم نبودن پیش از اجرای طرح ‪Action Plan for Faster‬‬
‫وزارت بهداشت استان به فراهم آوردن تسهیالت ویژه ‪ Immigration‬میزان متقاضیان منتظر برای مهاجرت‬
‫برای پیروان مذاهب خاص‪ ،‬دادگاه سیاست ارائه خدمات فدرال‪ ،‬بالغ بر ‪ 6۰۰،۰۰۰‬نفر بودند که رقم مذکور هم اکنون سختگیری جدید در مورد‬
‫با ‪ ۴۰‬درصد مواجه شده است‪ .‬در حال حاضر افرادی که‬
‫ویژه به زنان مسلمان روبنده پوش را ممنوع کرد‪.‬‬
‫تصمیم مقامات وزارت بهداشت استان کبک برای عدم برای مهاجرت از طریق تخصص و حرفه اقدام می کنند‪ ،‬مهارت زبان متقاضیان‬
‫ارائه تسهیالت ویژه به زنان روبنده دار با سیاست استان انتظار دارند که در عرض یکسال ‪ ،‬اقامت خود را دریافت مهاجرت‬
‫انتاریو مغایرت دارد‪ .‬در انتاریو‪ ،‬کارمندان زن این وزارتخانه کنند‪ ،‬این درحالیستکه مدت زمان انتظار برای متقاضیان‬
‫قبلی‪ ،‬حداقل ‪ 6‬سال بود‪.‬‬
‫به زنان مسلمانی که برقع می پوشند‪ ،‬خدمات ارائه می نظرسنجی درباره نحوه بازنگری در رشته های تخصصی ایرانتو‪ :‬وزارت مهاجرت و شهروندی کانادا‪ ،‬در نظر دارد‪،‬‬
‫کنند‪.‬‬
‫و شرایط متقاضیان از نظر امتیاز بخش های مختلف‪ ،‬با حذف شانس مجدد اثبات مهارت زبان‪ ،‬برای متقاضیان‬
‫است‬
‫شده‬
‫اعالم‬
‫درحالی‬
‫کبک‬
‫استان‬
‫دادگاه‬
‫اخیر‬
‫تصمیم‬
‫از طریق سازمان های دست اندرکار فدرال و استانی و گروه های "متخصصین فدرال" و "تجربه کانادایی" ‪ ،‬از‬
‫که اخراج مکرر یک زن مصری تبار از دو موسسه آموزش همچنین بصورت عمومی و آنالین تا ‪ ۱6‬آوریل ‪ ۲۰۱۰‬مدت زمان بررسی پرونده ها و صدور شماره فایل‪ ،‬بکاهد‪.‬‬
‫زبان فرانسه به عنوان زبان دوم‪ ،‬جنجال های خبری (‪ ۲۷‬فروردین) انجام و نتایج مربوطه‪ ،‬مالک نحوه تعریف جیسون کنی‪ ،‬وزیر مهاجرت و شهروندی‪ ،‬دیروز اعالم کرد‪،‬‬
‫بسیاری در کانادا پدید آورده است‪.‬‬
‫کلیه متقاضیانی که از دهم آوریل (‪ ۲۱‬فرودین) به بعد‬
‫درحالی که نعیمه احمد‪ ،‬زن ملسمان مصری تبار بر شرایط مهاجرت متخصصین خواهد شد‬
‫اقدام نمایند‪ ،‬می بایست مدرک زبان خود را به همراه سایر‬
‫پوشاندن چهره خود با برقع اصرار ورزیده بود‪ ،‬مقامات‬
‫مدارک‪ ،‬ارسال نمایند و افسران مهاجرت ‪ ،‬بخاطر کمبود‬
‫اولین موسسه آموزشی مسئول اخراج وی ادعا کرده اند‬
‫امتیاز ‪ ،‬فرصت دیگری را به متقاضی برای ارسال مدارک‬
‫برقع مانع می شود که معلم مدرسه دهان دانش آموز و مهاجرت وسیع پرستاران‪ ،‬از‬
‫تکمیلی زبان ‪ ،‬نخواهند داد‪.‬‬
‫نحوه تلفظ او را ببیند‪.‬‬
‫کانادا به کشورهای دیگر‬
‫در حال حاضر‪ ،‬اگر افسر مهاجرت تشخیص دهد ‪ ،‬مدرک‬
‫مسلمان‬
‫زن‬
‫این‬
‫اند‬
‫گفته‬
‫آموزشی‬
‫مقامات این موسسه‬
‫ارائه شده از سوی متقاضی برای مهارت زبان کافی نیست‪،‬‬
‫معلم‬
‫برابر‬
‫در‬
‫نقاب‬
‫برداشتن‬
‫با‬
‫کالس‬
‫مصری در ابتدای‬
‫ایرانتو‪ :‬کانادا بزودی با او تماس گرفته و خواهان ارسال مدارک دیگر نظیر‬
‫کالسی‬
‫هم‬
‫به‬
‫خود‬
‫چهره‬
‫دادن‬
‫نشان‬
‫از‬
‫زن موافق بود‪ ،‬اما‬
‫دچار بحران کمبود آیلتس و غیره می شوند ‪.‬‬
‫بود‪.‬‬
‫کرده‬
‫خودداری‬
‫های مرد‬
‫پرستار خواهد شد‪ .‬بدین ترتیب‪ ،‬پرونده های در حال بررسی دیگر بخاطر زبان‬
‫زبان‬
‫فرانسه‬
‫موسسه‬
‫دو‬
‫از‬
‫اخراج‬
‫به‬
‫اعتراض‬
‫در‬
‫احمد‬
‫خانم‬
‫گزارش های جدید متوقف نشده و تصمیم مقتضی درباره آنها اتخاذ می شود‬
‫شکایت‬
‫پرونده‬
‫استان‪،‬‬
‫این‬
‫بشر‬
‫حقوق‬
‫کمیسیون‬
‫در‬
‫کبک‪،‬‬
‫حاکی از آن است که و این کار باعث خواهد شد‪ ،‬تقاضاهای بیشتری به جریان‬
‫تشکیل داد‪.‬‬
‫دولت های محلی برای بیافتد‪.‬‬
‫غلبه بر کسری بودجه‪،‬‬
‫وزیر مهاجرت استان کبک‪ ،‬با ارسال نامه ای به خانم‬
‫فرصت های شغلی‬
‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫پرونده یک دانشمند ایرانی‬
‫مقیم‪ ،‬در دادگاه بدوی کانادا‬
‫قاضی دادگاه فدرال‬
‫کانادا پرونده اقامت‬
‫یک پژوهشگر ایرانی‬
‫را که از سوی مقامات‬
‫مهاجرت دولت کانادا‬
‫به مشارکت در برنامه‬
‫تسلیحاتی جمهوری‬
‫اسالمی ایران متهم‬
‫شده است‪ ،‬برای تجدید نظر و بررسی بیشتر به دادگاه‬
‫بدوی ارجاع کرد‪.‬‬
‫به گزارش صدای آمریکا‪ ،‬مقامات مهاجرت دولت فدرال‬
‫محمد جهازی‪ ،‬دانشمند پیشین "شورای ملی پژوهش"‬
‫کانادا را به مشارکت در برنامه تسلیحاتی ایران و جاسوسی‬
‫و ارائه اطالعات مربوط به ایرانیان ناراضی مقیم کانادا و‬
‫اروپا متهم کرده اند‪.‬‬
‫قاضی دادگاه فدرال در حکم اخیر خود تاکید کرده است که‬
‫پرونده اتهامی دولت علیه آقای جهازی بر بنیان "اطالعات‬
‫مشکوکی که روی اینترنت پیدا کرده اند‪ ،‬استوار است و با‬
‫گزارش های دیگر آژانس های اطالعاتی دولت همخوانی‬
‫ندارد‪".‬‬
‫براساس گزارش رسانه های کانادا‪ ،‬محمد جهازی ‪ ۵۱‬ساله‪،‬‬
‫در سال ‪ ۱۹۷۷‬ایران را به قصد تحصیل در فرانسه ترک‬
‫کرد‪ .‬وی دکترای خود را در دانشگاه مک گیل مونترال‬
‫در کانادا اخذ کرد‪ .‬فرزند ارشد او در سال ‪ ۱۹۸۹‬در کانادا‬
‫متولد شده است‪.‬‬
‫روزنامه نشنال پست گزارش می دهد آقای جهازی در سال‬
‫‪ ۱۹۹۰‬به ایران بازگشت و به طور تمام وقت در دانشگاه‬
‫تربیت مدرس و به صورت پاره وقت در سازمان تحقیقات‬
‫علوم و فن آوری ایران مشغول به کار شد‪ .‬وی در سال‬
‫‪ ۲۰۰۱‬با ویزای کار به کانادا بازگشت و ابتدا به استخدام‬
‫دانشگاه مک گیل در آمد و پس از مدتی به مقام یکی‬
‫ازمحققان ارشد «موسسه تحقیقات هوا فضا» در «شورای‬
‫ملی پژوهش» در کانادا نائل شد‪.‬‬
‫آقای جهازی در سال ‪ ۲۰۰۱‬درخواست مهاجرت و اقامت‬
‫دائم در کانادا را به مقامات این کشور ارائه کرد‪ ،‬اما ماموران‬
‫سازمان امنیت و اطالعات کانادا پس از مصاحبه با این تبعه‬
‫ایرانی‪ ،‬به دالیل امنیتی با پرونده مهاجرت وی مخالفت‬
‫کردند‪.‬‬
‫ماموران سازمان امنیت و اطالعات دولت فدرال کانادا ادعا‬
‫کرده اند محمد جهازی عضو گروهی بوده است که در‬
‫فعالیت های جاسوسی‪ ،‬تروریستی و اقدامات خرابکارانه‬
‫دست دارند‪.‬‬
‫با وجود این که نام این سازمان تروریستی در رسانه ها ذکر‬
‫نشده است‪ ،‬اما مقامات مهاجرت دولت کانادا ادعا کردند‬
‫آقای جهازی در دانشگاهی استخدام شده بوده که تحت‬
‫کنترل سپاه پاسداران انقالب اسالمی است‪.‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫‪11‬‬

‫مقامات مهاجرت همچنین گفته اند که فعالیت های سازمان‬
‫تحقیقاتی که محمد جهازی در ایران در آن مشغول به کار‬
‫بوده‪ ،‬داللت بر این دارد که این سازمان در تولید سالح‬
‫های کشتار جمعی متمرکز بوده است‪.‬‬
‫آقای جهازی درجلسه دادگاه روز هشت مارس‪ ،‬این اتهامات‬
‫را رد کرده است‪.‬‬
‫بر اساس گزارش نشریه کانادایی نشنال پست‪ ،‬پرونده‬
‫محمد جهازی تا حدودی یک مورد سری و اطالعاتی‬
‫امنیتی قلمداد می شده و حتی این تبعه ایرانی نیز از‬
‫جزئیات آن اطالعی نداشته است‪.‬‬
‫در شرایطی که مقامات سازمان اطالعات و امنیت دولت‬
‫فدرال کانادا در مصاحبه های خود با محمد جهازی از‬
‫احتمال همکاری وی با سازمان اطالعات جمهوری‬
‫اسالمی‪ ،‬تماس با دیپلمات های ایران و وابستگی او به‬
‫انجمن اسالمی دانشجویان پرسش کرده اند‪ ،‬این تبعه‬
‫ایرانی تاکید کرده که نه تنها ماموران سازمان اطالعات‬
‫جمهوری اسالمی هرگز پیشنهاد همکاری با وی را مطرح‬
‫نکرده اند‪ ،‬بلکه وی تخصص ویژه ای دارد که می تواند به‬
‫صنایع کانادا خدمات مهمی ارائه کند‪.‬‬
‫علی خان ولشی‪ ،‬سخنگوی وزیر مهاجرت دولت فدرال‪،‬‬
‫ضمن ابراز تاسف از حکم دادگاه‪ ،‬به نشریه کانادایی‬
‫نشنال پست گفته دولت معتقد است اطالعاتی که آقای‬
‫جهازی در مورد گذشته و تاریخچه سفرهای خود در اختیار‬
‫مقامات قرار داده است‪ ،‬همخوانی ندارند و اسنادی که به‬
‫طورعلنی و عمومی در دسترس است‪ ،‬حاکی از آن هستند‬
‫که کارفرماهای ایرانی وی در فروش سالح و فعالیت‬
‫های تروریستی دست داشته اند‪.‬‬
‫گرچه قاضی دادگاه فدرال به آقای جهازی اجازه داده است‬
‫تا حکم دادگاه مهاجرت را به دادگاه تجدید نظر ارجاع کند‪،‬‬
‫اما در حین مراحل رسیدگی دادگاه بدوی به پرونده‪ ،‬مجوز‬
‫بازگشت این تبعه ایرانی به کانادا را صادر نکرده است‪.‬‬

‫ماجرای جالب درگیری وزیر‬
‫کانادایی با مأموران بازرسی‬
‫فرودگاه اتاوا‬
‫ایرانتو‪ :‬برای دومین‬
‫بار ‪ ،‬مأموران بازرسی‬
‫فرودگاه های کاناداا‪،‬‬
‫با یکی دیگر از وزرای‬
‫کابینه ‪ ،‬درگیر شدند‪.‬‬
‫"ژان پی یر بلک‬
‫بورن" وزیر امور کهنه‬
‫سربازان‪ ،‬هنگامی که قصد داشت‪ ،‬یک بطری حاوی‬
‫مشروب ‪ tequila‬را با خود به داخل هواپیما ببرد‪ ،‬با‬
‫ممانعت مأموران بازرسی مواجه شد‪.‬‬
‫این اتفاق درست‪ ،‬چهار روز پس از آن روی داد که خانم‬
‫"هلنا گورجیز" وزیر دیگر کابینه‪ ،‬به دلیل مشابه‪ ،‬با مأموران‬
‫بازرسی فرودگاه جزیره پرنس ادوارد به مشاجره پرداخته‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫بود‪.‬‬
‫آقای بلک بورن‪ ،‬خواستار نادیده گرفتن یک قانون یکسان‬
‫برای همه کانادایی بود که طبق آن هیچ مسافری حق‬
‫ندارد‪ ،‬ظرف حاوی مایعات با حجم بیش از ‪ ۱۰۰‬میلی لیتر‬
‫را با خود داشته باشد‪.‬‬
‫به گفته شاهدان عینی‪ ،‬وقتی مأموران به او اجازه‬
‫نگهداشتن بطری مشروب را ندادند‪ ،‬وی از آنان خواست‪،‬‬
‫در حضور او‪ ،‬محتوی بطری را خالی کنند‪.‬‬
‫اما بدنبال باال کشیدن دامنه بحث و جدل بین او و مأموران‪،‬‬
‫پلیس فرودگاه مجبور به مداخله شد‪.‬‬
‫یک نماینده حزب مخالف لیبرال‪ ،‬با تأیید شیوه برخورد‬
‫مأموران با وی تأکید کرد‪ ،‬دولتمردانی که مایل به رعایت‬
‫مقررات حفاظتی فرودگاه ها نباشند‪ ،‬باید از سمت خود‬
‫برکنار گردند‪.‬‬
‫گزارش ها حاکیست‪ ،‬نخست وزیر کانادا‪ ،‬در جلسه خصوصی‬
‫کابینه خطاب به وزرا گفت که آنها فراتر از قانون نبوده و‬
‫موظف به اجرای تمامی مقررات مصوب کشور هستند‪.‬‬

‫چهار کشته و مجروح‪،‬‬
‫در تیراندازی گروه های‬
‫گنگستریمونترآل‬
‫ایرانتو‪ :‬بر اثر تیراندازی‬
‫گروه های گنگستری‬
‫در مونترآل ‪ ،‬دو نفر‬
‫کشته و دو نفر دیگر‬
‫مجروح شدند‪.‬‬
‫پلیس سرگرم جستجو‬
‫برای یافتن دو‬
‫تیراندازی است که‬

‫صورت خود را پوشانده بودند‪.‬‬
‫هویت قربانیان فاش نشده ‪ ،‬اما گفته می شود‪ ،‬یکی از آنها‬
‫‪ ۲۰‬و دیگری ‪ ۳۰‬سال داشته است‪.‬‬
‫حادثه مقارن ساعت ‪ ۱:۴۵‬دقیقه ظهر روز پنجشنبه ‪۱۷‬‬
‫مارچ‪ ،‬و در فروشگاه لباس ‪ Flaw nego‬در قسمت‬
‫توریستی و قدیمی مونترآل روی داد که متعلق به‬
‫‪ Joseph Ducarme‬یکی از رهبران گروه های‬
‫گنگستری خیابانی بوده است ‪ .‬منابع مطلع‪ ،‬این رویداد را‬
‫در رابطه با مرگ سه ماه پیش ‪ Vito Rizzuto Jr‬و‬
‫نوعی انتقام گیری گروهی دانسته اند‪.‬‬

‫برای درج آگهی درمجله‬
‫سیمرغ با ما تماس بگیرید‬

‫‪613.292.6181‬‬
‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫همسرکشی در جنوب تهران‬
‫پرونده جنایات سال ‪ ۸۹‬در پایتخت با وقوع یک همسرکشی‬
‫در جنوب تهران گشوده شد‪.‬‬
‫ساعت ‪ ۱۱‬پیش ازظهر روز سه شنبه سوم فروردین ماه‬
‫سال جاری‪ ،‬صدای درگیری زوجی جوان ساکنان ساختمان‬
‫مسکونی در محله خزانه را به راهروهای آپارتمان کشاند‬
‫و در همین حین مردی ‪ ۳۵‬ساله به نام مجید در حالی که‬
‫دستها و لباسهایش خونی بود به سرعت از بین جمعیت‬
‫عبور کرد و با خروج از ساختمان متواری شد‪.‬‬
‫اهالی ساختمان پس از ورود به منزل این زوج‪ ،‬با جسد غرق‬
‫در خون زن جوان به نام مریم در حالی روبرو شدند که با‬
‫ضربات متعدد چاقو داخل حمام به قتل رسیده بود‪.‬‬
‫در پی تماس با مرکز فوریتهای پلیسی ‪ ،۱۱۰‬ماموران‬
‫کالنتری ‪ ۱6۰‬خزانه از وقوع این جنایت باخبر شدند و‬
‫بالفاصله قاضی محمد حسین شاملو بازپرش کشیک قتل‬
‫پایتخت را در جریان حادثه قرار دادند‪.‬‬
‫بازپرس ویژه قتل تهران پس از حضور در صحنه‪ ،‬دستور‬
‫انتقال جسد به پزشکی قانونی و بازداشت متهم را صادر‬
‫کرد‪.‬‬
‫این در حالی بود که متهم به قتل‪ ،‬ساعت ‪۱۲‬ظهر خود را‬
‫تسلیم ماموران کرد و با معرفی خود به کالنتری ‪ ۱6۰‬خزانه‬
‫جنایت را گردن گرفت‪.‬‬
‫بازپرس جنایی تهران در بازجوییهای ابتدایی از مجید‬
‫دریافت که وی اعتیادی شدیدی به ماده روانگردان شیشه‬
‫دارد‪.‬‬
‫وقوع این جنایت با انگیزههای ناموسی یکی از فرضیات‬
‫قاضی شاملو در بررسی پرونده است اما آنچه بیشتر مدنظر‬
‫قرار دارد توهمات ناشی از سوء مصرف مواد روانگردان از‬
‫سوی متهم بوده که چنین جنایتی را رقم زده است‬

‫‪12‬‬

‫نیز در این روستا پس از استفاده از محصول مشابه مرغ‬
‫استفاده شده در مراسم عروسی دچار مسمومیت شدهاند‪.‬‬

‫طلسم زن جادوگر برای‬
‫شوهرش کارساز نبود‬

‫دادگاه حکم طالق زن‬
‫میانسالی را که خرافاتی‬
‫و دعانویس شده بود‬
‫به درخواست شوهرش‬
‫صادر کرد‪.‬به گزارش‬
‫اجتماعی‬
‫خبرنگار‬
‫باشگاه خبری فارس‬
‫«توانا»‪ ،‬اسفند امسال‬
‫مرد میانسالی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محالتی‪،‬‬
‫شکایت خود را به قاضی شعبه ‪ ۲۴۰‬این مجتمع ارائه کرد‪.‬‬
‫این مرد در حضور قاضی شعبه ‪ ۲۴۰‬این مجتمع مدعی شد‬
‫که همسرش خرافاتی است و قدیمی فکر میکند و دائم در‬
‫خانه بساط فال قهوه به راه میاندازد‪.‬‬
‫وی ادامه داد‪ :‬همسرم هفتهای ‪ ۳‬بار به منزل یک دعانویس‬
‫میرود و وقتی از آن منزل بر میگردد به من میگوید که‬
‫دهنت را با دعا بستهام و تو دیگر هر چیزی که بخواهم‬
‫باید به من بدهی‪.‬‬
‫وکیل این مرد هم افزود‪ :‬همسر این فرد با توهمات زندگی‬
‫میکند و خانه را به محلی برای جادو و جادوگری تبدیل‬
‫کرده است‪.‬‬
‫وی مدعی شد‪ :‬موکلم احساس ترس کرده و از همسرش‬
‫دوری میکند‪ ،‬او گمان میکند که همسرش به بیماری‬
‫خرافات و جادوگری مبتالست‪.‬‬
‫این مرد بار دیگر در مقابل قاضی مدعی شد‪ :‬همسرم‬
‫نزدیک به ‪ ۳‬سال است که این کارها را انجام میدهد و من‬
‫دیگر تحمل ندارم و میخواهم از او جدا شوم‪.‬‬
‫وی گفت‪ :‬ما حدود ‪ ۳۳‬سال است که با هم زندگی میکنیم‬
‫و دارای ‪ ۲‬فرزند پسر و یک دختر متأهل هستیم‪.‬‬
‫زن میانسال هم در مقابل قاضی گفت‪ :‬من به این موضوع‬
‫اقرار میکنم به دلیل اینکه میخواهم با جادو و دعا شوهرم‬
‫را مطیع خود کنم‪.‬‬
‫وی مدعی شد‪ :‬شوهرش باید از او فرمان بگیرد و ما‬
‫احتیاجی به دادگاه نداریم من با یک سری جادو تمام مال او‬
‫را تصاحب خواهم کرد و با دعایی استرس و ترس شوهرم را‬
‫کم میکنم و ارواح مرا در این موضوع کمک خواهند کرد‪.‬‬
‫در پایان رسیدگی به این پرونده قاضی با وجود پرونده‬
‫مرغهای منجمد ‪ 140‬نفر را‬
‫پزشک و بیماری روانی و خرافاتی بودن زن‪ ،‬حکم طالق‬
‫راهی بیمارستان کرد‬
‫که از سوی مرد درخواست داده شده بود را صادر کرد؛ در‬
‫ضمن مرد متعهد شد که تمام مهریه و نفقه و اجرتالمثل‬
‫رئیس مرکز بهداشت زن را تمام پرداخت کند‪.‬‬
‫استان هرمزگان ضمن‬
‫تائید خبر مسمومیت‬
‫‪ ۱۴۰‬نفر از اهالی‬
‫روستای رمچاه قشم‬
‫اظهار داشت‪ :‬در پی این‬
‫مسمومیت یک نفر جان‬
‫خود را از دست داد‪.‬‬
‫وی ادامه داد‪ :‬از حلیم‪ ،‬مرغ و آب آشامیدنی که برای تهیه‬
‫غذای این مراسم استفاده شده است نمونهگیری به عمل‬
‫آمده که نتایج آزمایشات ظرف ‪ ۴۸‬ساعت آینده مشخص‬
‫میشود‪.‬‬
‫مدنی گفت‪ :‬هم اکنون ‪ ۳6‬نفر از مسمومشدگان مرتبط با‬
‫این مراسم از قشم به بندرعباس منتقل و در بیمارستان‬
‫شهید محمدی این شهر بستری شده و اقدامات درمانی بر‬
‫روی آنها ادامه داد‪.‬‬
‫وی اضافه کرد‪ :‬در همین راستا دستگاههای مربوطه فروش‬
‫مرغ تولید یک شرکت را تا اطالع ثانونی به حالت توقیف‬
‫درآورده و تا کامل شدن نتیجه بررسیها امکان عرضه و‬
‫پخش مرغ تولیدی به این شرکت داده نخواهد شد‪.‬‬
‫به گفته برخی از اهالی روستای رمچاه قشم افراد دیگری‬
‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫نیازمندیها‬

‫)چاپ رایگان(‬

‫خدمت جدید نشریه سیمرغ‬
‫به جامعه ایرانیان‬
‫◄ اگر می خواهید وسایل اضافی‬
‫منزلتان رابفروش برسانید ‪،‬‬
‫◄ اگر به فکر خرید اتومبیل‬
‫دست دوم هستید‬
‫◄ اگر جویای کار می باشید ‪،‬‬
‫◄ اگر کسب و کار کوچک‬
‫خانگی دارید و می خواهید دیگران‬
‫را از آن مطلع سازید ‪،‬‬
‫◄ اگر میخواهید کسی را‬
‫استخدام کنید ‪،‬‬
‫◄ اگر نیاز به خدمات خاصی‬
‫دارید‬
‫و اگر مایل به چاپ آگهی تبریک و‬
‫تسلیت می باشید ‪...‬‬
‫نشریه سیمرغ ‪ ،‬آگهی شما را بطور‬
‫رایگان در صفحه نیازمندیها چاپ‬
‫کرده و پیام شما را به دیگر همزبانان‬
‫شما در شهر اتاوا می رساند ‪.‬‬
‫برای کسب اطالعات بیشتر و یا درج‬
‫آگهی رایگان ‪ ،‬لطفا با تلفن ‪-6181‬‬
‫‪ 613-292‬و یا آدرس ایمیل @‪ads‬‬
‫‪ simorghmagazine.com‬متاس حاصل‬
‫منائید ‪.‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

SIMORGH • Issue. 15

SIMORGH MAGAZINE

13

15 ‫ • سال اول • شماره‬2010 ‫ آوریل‬1 ‫پنجشنبه‬

AUGUST 2009

• Issue.1

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫‪14‬‬

‫پوران‪ ،‬خواب ناز نیلوفر‬

‫از‪ :‬مهتاج رسولی‬

‫سعدی در حکایتی میگوید‪« ،‬فواید سفر بسیار است‪ ،‬اما‬
‫مسلم پنج طایفه راست‪ :‬نخستین‪ ،‬بازرگانی که با وجود‬
‫نعمت و مکنت‪ ،‬غالمان و کنیزان دارد دالویز و شاگردان‬
‫چابک و‪ ...‬دوم‪ ،‬عالمی که به منطق شیرین و قوت‬
‫فصاحت و مایۀ بالغت هر جا که رود به خدمت او اقدام‬
‫سیم‪ ،‬خوبرویی که درون صاحبدالن‬
‫نمایند و اکرام کنند‪ّ .‬‬
‫به مخالطت او میل کند که بزرگان گفتهاند اندکی جمال به‬
‫از بسیاری مال‪ .‬چهارم‪ ،‬خوشآوازی که به حنجرۀ داوودی‪،‬‬
‫آب از جریان و مرغ از طیران باز دارد‪»...‬‬
‫پوران خواننده‪ ،‬صفت دو گروه از پنج گروهی را که‬
‫سعدی بر میشمارد‪ ،‬یکجا داشت‪ .‬هم صاحب جمال بود‬
‫و هم آواز خوش داشت‪ .‬عالم هنر از عوالم دیگر جداست؛‬
‫مخاطب عام دارد‪ .‬یکی بر اثر آواز خوش یکشبه ره صدساله‬
‫میپیماید و البته‪ ،‬به همان سرعت نیز ممکن است جا به‬
‫دیگران بسپارد‪.‬‬
‫پوران که زادۀ ‪ ۱۵‬بهمنماه ‪ ۱۳۱۲‬بود‪ ،‬در هجده‪-‬‬
‫نوزدهسالگی وارد عالم موسیقی شد‪ .‬در آن زمان رادیو که‬
‫در عالم رسانهها رقیب نداشت‪ ،‬تازه داشت در ایران به‬
‫خانهها راه مییافت و خوانندگان و نوازندگان را به شهرت‬
‫میرساند‪ .‬پوران در سال ‪ ۱۳۳۱‬فعالیت خود را با رادیو‬
‫آغاز کرد و در همان سال با عباس شاپوری ازدواج کرد و‬
‫یکشبه ره صدساله رفت‪ .‬او هفت سال با عباس شاپوری‬
‫زندگی کرد و حدود ‪ ۱۰۰‬آهنگ از ساختههای او‪ ،‬از جمله‬
‫ترانههایی مانند تکدرخت‪ ،‬شانه‪ ،‬عشق و شاعری و نیلوفر‬
‫را خواند‪.‬‬
‫او پس از جدائی از عباس شاپوری (‪ )۱۳۳۷‬با نام پوران‬
‫به فعالیت خود ادامه داد و توانست جایگاه خود را در عالم‬
‫تصنیفخوانی حفظ کند‪ .‬او خواهرزادۀ بانو روحبخش بود‬
‫که در دهۀ بیست خوانندۀ شهیری بود‪ .‬صدای خشدار‬
‫دلنشینی داشت که مانند آن کمتر دیده شدهاست‪.‬‬
‫از ترانههای او «کبوتر بهشتیام سفر مکن ‪ /‬ز درد و‬
‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫غصه کشتیام سفر مکن» هنوز ورد زبانهاست‪ .‬جالبتر‬
‫این که پوران خواهر مهین اسکویی بود که در تئاتر ایران‬
‫نامی بزرگ است‪ .‬میدانیم که مهین اسکویی نام اصلیاش‬
‫مهین عباس طالقانی بود‪ ،‬چنانکه نام پوران هم‪ ،‬فرحدخت‬
‫عباس طالقانی بود‪ .‬مهین اسکویی زمانی که با مصطفی‬
‫اسکویی ازدواج کرد‪ ،‬نام اسکویی را برگزید‪ .‬پوران هم‬
‫از زمانی که خواننده شد‪ ،‬ابتدا عنوان «بانوی ناشناس»‬
‫و سپس نام «بانو شاپوری» را اختیار کرد‪ ،‬تا در نهایت‬
‫«پوران» شد‪.‬‬
‫بعدها پوران با حبیب روشنزاده ازدواج کرد که یکی از دو‬
‫مفسر بزرگ ورزشی زمان خود بود و نامش مانند نام عطا‬
‫بهمنش در تفسیر ورزش میدرخشید‪ .‬پس از انقالب پوران‬
‫مانند دیگر خوانندگان راهی خارج از کشور شد‪ ،‬اما دیری‬
‫نپایید که به مرض سرطان دچار شد و به ایران بازگشت و‬
‫روز‪ ۱۲‬مهرماه ‪ ۱۳6۹‬به قول پروین اعتصامی‪ ،‬به آخرین‬
‫منزل هستی رسید و در امامزاده طاهر کرج که گورستان‬
‫مشاهیر است‪ ،‬به خاک سپرده شد‪.‬‬
‫پوران استعدادی درخشان و صدایی خوش و دلکش داشت‪.‬‬
‫اسماعیل نواب صفا که یکی از شاعران و ترانهسرایان‬
‫معروف بود‪ ،‬سرعت فراگیریاش را از دیگر خوانندگان‬
‫بیشتر میدانست و میگفت‪« :‬از باهوشترین خوانندگان‬
‫زن» است‪.‬‬
‫حبیباهلل بدیعی نیز از او به عنوان بهترین خوانندۀ‬
‫تصنیف یاد میکرد‪« :‬ادیب خوانساری بهترین خوانندۀ مرد‬
‫و روحانگیز بهترین خوانندۀ زن و پوران بهترین خوانندۀ‬
‫تصنیف»‪.‬‬
‫پوران از سال ‪ ۱۳۳۴‬ترانههای متن برخی فیلمهای‬
‫سینمایی را اجرا میکرد‪ .‬در آن زمان هنوز سینما قوت رادیو‬
‫را نداشت و سینمای فارسی از طریق صدای خوانندگان‬
‫معروف میکوشید گیشۀ خود را رونق دهد‪ .‬همین همکاری‬
‫با سینما و البته‪ ،‬آنچه سعدی در حکایت خود «خوبرویی»‬
‫مینامید‪ ،‬سبب شد که در سال ‪ ۱۳۳۹‬با بازی در فیلم‬
‫«اول هیکل» به هنرپیشگی نیز روی آورد و در فیلمهای‬
‫بسیاری ایفای نقش کند‪ .‬رویهمرفته‪ ،‬در سیزده فیلم بازی‬
‫کرد‪ ،‬اما شهرت او همواره بر اثر خوانندگیاش بود‪ ،‬نه به‬
‫خاطر هنرپیشگیاش‪ .‬سینما چیزی بر شهرت او نیفزود‪،‬‬
‫چون هنرپیشه نبود‪ .‬در عوض تا بخواهید‪ ،‬رادیو و نوار‬
‫کاست موجب شهرتش شد‪ ،‬چون خواننده بود‪ .‬هنوز هم که‬
‫نزدیک بیست سال از مرگش میگذرد‪ ،‬جایگاه خود را در‬
‫بین خوانندگان ایران حفظ کرده و در کمتر خودروی است‬
‫که سیدیهای او پیدا نشود‪.‬‬
‫صدای او وسیع نبود‪ ،‬ولی در لطافت از برگ نیلوفر سبق‬
‫میبرد‪ .‬همین لطافت صدا سبب راهیابی او به برنامۀ گلها‬
‫شد‪ .‬ترانههای دوصدایی او با ویگن نیز از بهترین ترانههای‬
‫زبان فارسی است‪.‬‬
‫میگویند صدها ترانه اجرا کرده که بعضی از آنها به خاطر‬
‫شعر ساده و خواندن راحت‪ ،‬کمنظیرند‪ .‬یکی از آنها ترانهای‬
‫است که با عنوان «کیه کیه در میزنه‪ ،‬من دلم میلرزه»‬
‫معروف است‪ .‬نیز «گل اومد‪ ،‬بهار اومد‪ ،‬من از تو دورم»‪،‬‬
‫«مال ممد جان»‪« ،‬اشکم دونه دونه» از مشهورترین‬
‫آهنگهای اوست‪.‬‬
‫برگرفته از‪ :‬جدیدآنالین‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫بخـــوانیم و‬

‫بیاموزیم‬

‫خوشبختی؟‬
‫چه وقت و چگونه؟‬

‫همه ما خودمان را چنین متقاعد میکنیم که با‬
‫ازدواج ‪ ،‬زندگی بهتری خواهیم داشت‪ ،‬وقتی بچه‬
‫دار شویم بهتر خواهد شد‪ ،‬و با به دنیا آمدن بچههای‬
‫بعدی زندگی بهتر‪....‬‬
‫ولی وقتی میبینیم کودکانمان به توجه مداوم‬
‫نیازمندند‪ ،‬خسته میشویم‪ .‬بهتر است صبر کنیم تا‬
‫بزرگتر شوند‪..‬‬
‫فرزندان ما که به سن نوجوانی میرسند‪ ،‬باز کالفه‬
‫میشویم‪ ،‬چون دایم باید با آنها سروکله بزنیم‪.‬‬
‫مطمئن ًا وقتی بزرگتر شوند و به سنین باالتر برسند‪،‬‬
‫خوشبخت خواهیم شد‪ .‬با خود میگوییم زندگی وقتی‬
‫بهتر خواهد شد که ‪:‬‬
‫همسرمان رفتارش را عوض کند‪،‬یک ماشین شیکتر‬
‫داشته باشیم‪ ،‬بچه هایمان ازدواج کنند‪ ،‬به مرخصی‬
‫برویم و در نهایت بازنشسته شویم‪.....‬‬
‫حقیقت این است که برای خوشبختی‪ ،‬هیچ زمانی‬
‫بهتر از همین اآلن وجود ندارد‪.‬‬
‫اگر اآلن نه‪ ،‬پس کی؟ زندگی همواره پر از چالش‬
‫است ‪...‬‬
‫بهتر این است که این واقعیت را بپذیریم و تصمیم‬
‫بگیریم که با وجود همه این مسائل‪ ،‬شاد و خوشبخت‬
‫زندگی کنیم‪.‬‬
‫خیالمان میرسد که زندگی‪ ،‬همان زندگی دلخواه‪،‬‬
‫موقعی شروع میشود که موانعی که سر راهمان‬
‫هستند ‪ ،‬کنار بروند‪:‬‬
‫مشکلی که هم اکنون با آن دست و پنجه نرم‬
‫میکنیم‪ ،‬کاری که باید تمام کنیم‪ ،‬زمانی که باید‬
‫برای کاری صرف کنیم‪ ،‬بدهیهایی که باید پرداخت‬
‫کنیم و ‪ ...‬بعد از آن زندگی ما‪ ،‬زیبا و لذت بخش‬
‫خواهد بود!‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫بعد از آنکه همه اینها را تجربه کردیم‪ ،‬تازه می‬
‫فهمیم که زندگی‪ ،‬همین چیزهایی است که ما آنها‬
‫را موانع میشناسیم‪.‬‬
‫این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم که جادهای‬
‫بسوی خوشبختی وجود ندارد‪ .‬خوشبختی‪ ،‬خو ٍد همین‬
‫جاده است‪ ..‬پس بیایید از هر لحظه لذت ببریم‪..‬‬
‫برای آغاز یک زندگی شاد و سعادتمند الزم نیست که‬
‫در انتظار بنشینیم‪ :‬در انتظار فارغ التحصیلی‪ ،‬بازگشت‬
‫به دانشگاه‪ ،‬کاهش وزن ‪ ،‬افزایش وزن‪ ،‬شروع به کار‪،‬‬
‫ازدواج‪ ،‬شروع تعطیالت‪ ،‬صبح جمعه‪ ،‬در انتظار دریافت‬
‫وام جدید‪ ،‬خرید یک ماشین نو‪ ،‬باز پرداخت قسطها‪،‬‬
‫بهار و تابستان و پاییز و زمستان‪ ،‬اول برج‪ ،‬پخش فیلم‬
‫مورد نظرمان از تلویزیون‪ ،‬مردن‪ ،‬تولد مجدد و‪...‬‬
‫خوشبختی یک سفر است‪ ،‬نه یک مقصد‪ ..‬هیچ زمانی‬
‫بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد‪.‬‬
‫زندگی کنید و از حال لذت ببرید‪ ..‬اکنون فکر کنید و‬
‫سعی کنید به سؤاالت زیر پاسخ دهید‪:‬‬
‫‪ .۱‬پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید‪.‬‬
‫‪ .۲‬برندههای پنج جام جهانی آخر را نام ببرید‪.‬‬
‫‪ .۳‬آخرین ده نفری که جایزه نوبل را بردند چه کسانی‬
‫هستند؟‬
‫‪ .۴‬آخرین ده بازیگر برتر اسکار را نام ببرید‪.‬‬
‫نمیتوانید پاسخ دهید؟ نسبت ًا مشکل است‪ ،‬اینطور‬
‫نیست؟ نگران نباشید‪ ،‬هیچ کس این اسامی را به خاطر‬
‫نمی آورد‪ .‬روزهای تشویق به پایان میرسد! نشانهای‬
‫افتخار خاک می گیرند! برندگان به زودی فراموش‬
‫میشوند!‬
‫اکنون به این سؤالها پاسخ دهید‪:‬‬
‫‪ .۱‬نام سه معلم خود را که در تربیت شما مؤثر بودهاند‬
‫‪ ،‬بگویید‪.‬‬
‫‪ ..۲‬سه نفر از دوستان خود را که در مواقع نیاز به شما‬
‫کمک کردند‪ ،‬نام ببرید‪.‬‬
‫‪ .۳‬افرادی که با مهربانیهایشان احساس گرم زندگی‬
‫را به شما بخشیدهاند‪ ،‬به یاد بیاورید‪.‬‬
‫‪ .۴‬پنج نفر را که از هم صحبتی با آنها لذت میبرید‪،‬‬
‫نام ببرید‪.‬‬
‫حاال ساده تر شد‪ ،‬اینطور نیست؟ افرادی که به‬
‫زندگی شما معنی بخشیدهاند‪ ،‬ارتباطی با «ترینها»‬
‫ندارند‪،‬ثروت بیشتری ندارند‪ ،‬بهترین جوایز را نبردهاند‪،‬‬
‫‪ ....‬آنها کسانی هستند که به فکر شما هستند‪ ،‬مراقب‬
‫شما هستند‪ ،‬همانهایی که در همه شرایط‪ ،‬کنار شما‬
‫میمانند ‪...‬‬
‫کمی بیاندیشید‪ .‬زندگی خیلی کوتاه است‪ .‬و شما در‬
‫کدام لیست قرار دارید؟ نمیدانید؟ اجازه دهید کمکتان‬
‫کنم‪ .‬شما در زمره مشهورترین نیستید‪،....‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫‪15‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫غالمحسین مصاحب؛ «استاد بیهمتا»‬
‫روز جهان معرفی و استوار کرد‪.‬‬
‫«تئوری مقدماتی اعداد» که جلد اول آن در سال ‪،۱۳۵۳‬‬
‫و جلد دوم آن پنج سال بعد منتشر شد‪ ،‬همراه با دو اثر یاد‬
‫شده‪ ،‬مجموعا نزدیک به پنج هزار صفحه را در بردارند‪.‬‬
‫چنین کار عظیمی برای کسی که به شهادت همهی‬
‫کسانی که از دور و نزدیک با او آشنا بودند‪ ،‬دقت و وسواس‬
‫بیاندازهای در پژوهشهای علمی داشت‪ ،‬به معنای تالشی‬
‫شبانهروزی و طاقتفرساست‪.‬‬
‫دانشنامهنویسی؛ صعود به قلهی فرهنگ‬

‫‪ ۲۱‬مهر ‪ ،۱۳۸۸‬سیامین سالروز درگذشت غالمحسین‬
‫مصاحب‪ ،‬معرف ریاضیات جدید و پایهگذار دانشنامهنویسی‬
‫علمی به زبان فارسی بود‪ .‬او از برجستهترین دانشمندان‬
‫تاریخ معاصر به شمار میرود و علم و فرهنگ در ایران‬
‫بسیار مدیون اوست‪.‬‬
‫غالمحسین مصاحب‪ ،‬در سن ‪ 6۹‬سالگی هنگامی که‬
‫مشغول غلطگیری آخرین صفحههای نمونهی چاپی کتاب‬
‫«تئوری مقدماتی اعداد» بود‪ ،‬سکته کرد و درگذشت‪ .‬شاید‬
‫این اتفاق غمانگیز جلوهای از زندگی این دانشمند پر تالش‬
‫را آشکارتر کند؛ تحصیل و آموزش علم و دانش محور و‬
‫بنیاد تمام فعالیتهای مصاحب بود که از نوجوانی آغاز شد‬
‫و بدون وقفه تا آخرین نفس ادامه یافت‪.‬‬

‫به رغم شهرت و اعتباری که مصاحب به عنوان یکی‬
‫از دانشمندان علوم ریاضی در جهان داشت‪ ،‬بسیاری از‬
‫ایرانیان او را بیشتر به عنوان پایهگذار دانشنامه نویسی با‬
‫روش علمی در ایران میشناسند‪.‬‬
‫اواسط دههی سی خورشیدی غالمحسین مصاحب به‬
‫پیشنهاد موسسه انتشارات فرانکلین سرپرستی تالیف یک‬
‫دائره المعارف فارسی را بر عهده گرفت‪ .‬این نخستین کتاب‬
‫از این نوع بود که در ایران با روش علمی و معیارهای‬
‫پذیرفته شدهی بینالمللی منتشر میشد‪.‬‬
‫بسیاری از صاحبنظران شیوهی به کار گرفته شده در این‬
‫دانشنامه را الگویی برای کارهای پژوهشی و تنظیم اثار‬
‫علمی ارزیابی میکنند‪ .‬همکاران مصاحب در دانشنامه و‬
‫دیگر فعالیتهای دانشگاهی‪ ،‬همچون دانشجویانی که زیر‬
‫نظر او به تحصیل و تحقیق پرداختهاند معتقدند که سهم او‬
‫در ترویج روشهای علمی کمتر از نقش او در شناساندن‬
‫ریاضیات جدید و پایهگذاری دانشنامهنویسی نوین نیست‪.‬‬
‫عالقه و تسلط مصاحب به فرهنگ و ادبیات فارسی و دانش‬
‫گستردهاش از فلسفه و علوم روز غرب به او امکان داد در‬
‫حوزههای دیگر نیز دانشمندی پرتاثیر و مهم باشد‪.‬‬

‫جستن و آموزش دانش از گهواره تا گور‬
‫غالمحسین مصاحب در خانوادهی اهل فرهنگی بالید‬
‫که به گفتهی برادرش محمود «شخصیت فرهنگی و‬
‫اجتماعی آنان به ‪ ۳۰۰‬سال پیش باز میگردد‪ ».‬عالقهی‬
‫فراوان او به آموختن در همان سالهای کودکی و نوجوانی‬
‫مشهود بود‪ .‬مصاحب دبیرستان را به عنوان شاگرد اول‬
‫تهران‪ ،‬دو سه سال زودتر از زمان معمول‪ ،‬و در شانزده‬
‫سالگی تمام کرد‪.‬‬
‫او سپس تحصیالت دانشگاهی خود را در تهران‪ ،‬پاریس و‬
‫لندن ادامه داد و در سال ‪ ۱۳۲۷‬مدرک دکترای ریاضیات‬
‫را از دانشگاه کمبریج انگلستان گرفت‪ .‬یکی از نقاط اوج‬
‫دوران تحصیل دانشگاهی او پذیرفته شدن به حلقهی‬
‫شاگردان خاص برتراند راسل فیلسوف و ریاضیدان نامدار‬
‫بود‪ .‬راسل که صدها نفر در کالسهای عمومیاش حضور‬
‫مییافتند‪ ،‬از میان با استعدادترین آنها پنج نفر را برای‬
‫فراگیری در کالسهای ویژهی خود برمیگزید‪.‬‬
‫مصاحب در بیست سالگی‪ ،‬سالهای ‪ ۱۳۰۹‬و ‪ ،۱۳۱۰‬با‬
‫انتشار «مجله ریاضیات عالی و مقدماتی» گامهای موثری‬
‫در ترویج ریاضیات جدید در ایران برداشته بود‪ .‬دو کتاب‬
‫«مدخل منطق صورت» (‪ )۱۳۳۴‬و «مدخل آنالیز ریاضی»‬
‫(‪ )۱۳۴۸‬ریاضیات نوین را در ایران بر پایه و اساس دانش‬

‫از معرفی خیام ریاضیدان تا روزنامهنگاری سیاسی‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫‪16‬‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫یکی از کارهایی که با سرپرستی مصاحب و در کنار تالیف‬
‫دائره المعارف انجام میشد‪ ،‬وضع واژههای جدید فارسی‬
‫برای مفاهیم و واژههای غربی بود‪ .‬حاصل این تالشها‬
‫از جمله انتشار «فرهنگ اصطالحات جعرافیایی» در سال‬
‫‪ ۱۳۳۸‬است‪.‬‬
‫غالمحسین مصاحب در ‪ ۲۸‬سالگی کتاب «جبر و مقابله‬
‫خیام» را از عربی به فارسی ترجمه و منتشر کرد‪ .‬این‬
‫نخستین معرفی خیام به عنوان ریاضیدان در یک اثر‬
‫مستقل به فارسی محسوب میشود‪ .‬مصاحب چند سال بعد‬
‫با انتشار «حکیم عمر خیام به عنوان عالم جبر» گام مهمی‬
‫دیگری در این راه برداشت‪.‬‬
‫او مدتی نیز در سالهای پس از خاتمه جنگ دوم جهانی با‬
‫انتشار روزنامه «برق» به روزنامهنگاری سیاسی روآورد‪ .‬فرید‬
‫قاسمی در مقالهای که در شماره ‪ ۳۷‬مجله بخارا منتشر شد‪،‬‬
‫به بررسی کارنامه روزنامهنگاری مصاحب پرداخته است‪.‬‬
‫بنابر این گزارش روزنامه برق که از مرداد ‪ ۱۳۲۲‬کار خود را‬
‫آغاز کرد‪ ،‬به دلیل انتشار مقالههای انتقادی و تند در مورد‬
‫سیاستهای دولت بارها توقیف شد‪.‬‬
‫مصاحب در یکی از یادداشتهای خود در مورد توقیف این‬
‫روزنامه نوشته است‪« :‬در مملکتی که جزای خیانت پاداش‬
‫و مستمری و سزای دزدی منصب و مقام است‪ ،‬آنان که‬
‫حقایق را بیپرده میگویند و مینویسند باید منتظر مشت و‬
‫تودهنی باشند و پیه توقیف را به تن بمالند‪».‬‬
‫او در یادداشتی به مناسبت طرح الیحهای در مورد مطبوعات‬
‫در مجلس نوشت‪ ،‬باالترین و «مقدسترین حقوق ملت‬
‫آزادی قلم و بیان است‪ ».‬او به نمایندگان مجلس یادآوری‬
‫میکند که سوگند یاد کردهاند به حقوق ملت خیانت نکنند و‬
‫به مردم هشدار میدهد «چشم باز کنید و خائنین بهحقوق‬
‫مردم و کشور را بشناسید!»‬
‫آموزگار بیهمتای روشمندی‬
‫اغلب کسانی که با مصاحب همکار یا از شاگردان او بودند‪،‬‬
‫بر نقش او در تحولی که در آموزش عالی به وجود آورد‬
‫اشاره کردهاند‪ .‬هرمز همایونپور در مقالهای که تابستان‬
‫‪ ۱۳۸۸‬در مجله «نگاه نو» منتشر شد مینویسد‪ ،‬تا پیش از‬
‫دههی چهل خورشیدی در دانشگاه تهران «از آنچه درباره‬
‫نقش اصلی دانشگاه میگویند که آموختن روش تحقیق‬
‫است خبر چندانی نبود‪».‬‬
‫به گفتهی وی‪ ،‬اصول این کار را از مصاحب و اوایل‬
‫دههی چهل آموخته است‪ .‬داریوش آشوری که خود از‬
‫پژوهشگران معتبر معاصر است‪ ،‬در همان شماره «نگاه نو»‬
‫مصاحب را «آموزگار روشمندی» و از چهرههای استثنایی‬
‫دانشآموختگان ایرانی به فرنگ رفته میخواند‪ .‬آشوری این‬
‫جایگاه استثنایی را به علت رسیدن به چیزی میداند که‬
‫«فرانسویها «روح علمی» مینامند که گوهر جویندگی و‬
‫پویندگی علمی مدرن است‪».‬‬
‫داریوش آشوری در ستایش از جایگاه مصاحب مینویسد‪:‬‬
‫«آنچه من میتوانم گواهی کنم و از نزدیک شاهد آن‬
‫بودهام‪ ،‬این بود که او‪ ،‬در میان ما‪ ،‬با دست یافتن به روح‬
‫علمی استاد بیهمتای آموزش روشمندی بود‪ .‬از این جهت‬
‫هیچ کس را نمیشناسم که با او همسری تواند کرد‪».‬‬
‫در سه دههی گذشته به مناسبتهای مختلف در مورد‬
‫تسلط مصاحب به چند زبان خارجی‪ ،‬دانش گستردهاش در‬
‫زمینهها و علوم مختلف‪ ،‬و کارهایی که او پایهگذاشت سخن‬
‫بسیار گفته شده‪ .‬نکتهای که همهی شاگردان و همکاران او‬
‫بر آن تاکید دارند همین «استاد بیهمتا» بودن او در تمام‬
‫حوزههایی است که به آنها وارد شد‪.‬‬
‫نویسنده‪ :‬بهزاد کشمیریپور‬
‫تحریریه‪ :‬شهرام احدی‬
‫برگرفته از‪:‬دویچه وله‬
‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫•‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫‪17‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫شور و نشاط نوروزی در شهر‬
‫امسال شه ِر اتاوا با‬
‫حال دیگری‬
‫شور و ِ‬
‫استقبال سال‬
‫به‬
‫ِ‬
‫‪ 1389‬رفت‪ .‬این‬
‫استقبال نسبت به‬
‫سال گذشته‬
‫چندین ِ‬
‫بی نظیر بود و اتاوا‬
‫تا به حال اینگونه به‬
‫پیشوا ِز نوروز نرفته‬
‫بود‪.‬‬
‫در ما ِه اسفند ‪1388‬‬
‫برای با ِر دوم‬
‫اتاوا‬
‫ِ‬
‫آقای صدا‬
‫میزبان‬
‫ِ‬
‫ِ‬
‫«ابی» بود که در‬
‫حدو ِد ‪ 700‬نفر حضور‬
‫داشتند‪ ،‬در این کنسرت‬
‫شادی بیشتری به‬
‫جوان ایرانی « تهران»‪،‬‬
‫نسل‬
‫ِ‬
‫کمدین ِ‬
‫ِ‬
‫ِ‬
‫جمعیت افزوده بود ‪ .‬این استقبال مجد ِد با شکو ِه مرد ِم‬
‫قول‬
‫اتاوا از حضو ِر دوباره ابی بعد از دو سال باعث شد ابی ِ‬

‫سال آینده به اتاوایی ها بدهد‪.‬‬
‫دوباره آمدنش را ِ‬
‫برای دو ِ‬
‫برای مهمانی بعد‬
‫بعد ازاختتامییه کنسرت ‪ ،‬ابی و «تهران» ِ‬
‫از کنسرت که حدودا ّ ‪ 2:30‬صبح بود‪ ،‬آمدند و در حدود‬
‫بیشتر از یک ساعت ابی به گپ زدن و عکس گرفتن با‬
‫دوستدارانش در شه ِر اتاوا مشغول بود وهمچنین «تهران»‬
‫به رقص و پایکوبی‪ .‬بی صبرانه منتظ ِر حضو ِر دوباره ابی‬
‫در اتاوا خواهیم بود‪.‬‬
‫بعد از کنسرتِ ابی ‪ ،‬کنسرت دومی در اسفند ما ِه ‪1388‬‬
‫در اتاوا برگزار شد با حضو ِر شهرام و شهبال شبپره و بلک‬
‫استقبال بسیار خوبی از‬
‫کتز و فیروزه ‪ .‬این کنسرت هم با‬
‫ِ‬
‫اتاوایی ها برگزار شد‪ ،‬کنسرتی بسیار شاد و محیطی گرم و‬
‫فراموش نشدنی بود ‪.‬‬
‫نوبتی هم که باشد‪ ،‬میرسیم به چهار شنبه سوری که‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫در فرهنگ‬
‫نوروزی آخرین‬
‫شب‬
‫سه شنبه ِ‬
‫سال جایگا ِه ویژه‬
‫سالیان سال است که ایرانیان در تما ِم نقاطِ دنیا‬
‫ای دارد و‬
‫ِ‬
‫آجیل مشگل گشا‬
‫هنوز برای رقص و پایکوبی و‬
‫خوردن ِ‬
‫ِ‬
‫مثل هر سال این‬
‫دو ِر هم جمع میشوند‪.‬‬
‫ایرانییان اتاوا هم ِ‬
‫ِ‬
‫های آتش در محوطه‬
‫ِ‬
‫سنت کهن را به جا آوردند و از کپه ِ‬
‫ورزشی نپیین پریدند و این شب را جشن گرفتند‪ .‬خوبی‬
‫این جشنها عالوه بر اینکه تجدید خاطرات هستند‪ ،‬این‬
‫است که به حفظ کردن سنتهایمان کمک می کند و حتی‬
‫کودکان ما با این سنت ها میشود‪ .‬به‬
‫باعث اخت گرفتن‬
‫ِ‬
‫شب‬
‫امید برگزاری هر چه با شکوه ت ِر هر ساله سه شنبه ِ‬
‫آخ ِر سال‪.‬‬
‫مثل خرید به‬
‫از بچگی به یاد دارم که هیچ خریدی ِ‬
‫سال جدید ‪ ،‬خرید آجیل و شیرنی و لواز ِم‬
‫مناسبت‬
‫آمدن ِ‬
‫ِ‬
‫سفره هفت سین لذت نداشت‪ .‬بازا ِر نوروزی اتاوا‪ ،‬امسال‬
‫کلیسای سن الیاس در رو ِز یکشنبه ‪ 14‬مارچ‬
‫سالن‬
‫در‬
‫ِ‬
‫ِ‬
‫برگزار شد و مردم از تمامی سنین از این بازار دیدن‬
‫های مختلف با محصوالت سنتی‬
‫کردند و حضور غرفه ِ‬
‫هنرهای ایرانی و نقاشی صورت و به‬
‫و انواع و اقسام‬
‫ِ‬
‫خصوص تی شرتهایی که با طراحی خط ایرانی در رنگ‬
‫های مختلف در غرفۀ ‪Rumi Couture‬‬
‫و مدل ِ‬
‫سرای‬
‫جذابیت این بازار را بیشتر از بیش کرده بود‪ .‬کافه‬
‫ِ‬
‫موزیک‬
‫غذاهای ایرانی ‪،‬‬
‫سنتی ایرانی ‪ ،‬کباب و انواع‬
‫ِ‬
‫ِ‬
‫ایرانی و هفت سینی زیبا واقع ٌا نوروز را به اتاوا آورده‬
‫برگزاران بازا ِر نوروزی ‪ ،‬گروه بیا تو اتاوا از طرف‬
‫بود‪ .‬از‬
‫ِ‬
‫ایرانییان شهر قدردانی میکنیم ‪.‬‬
‫ِ‬
‫شب سال ‪ ،‬جمعه شب مهمانی در کالب شب لگو‬
‫آخرین ِ‬
‫با شور و شوق شروع سال جدید و رسیدن بهار برگزار شد‪.‬‬
‫به ویژه اینکه امسال شهر اتاوا بهار واقع ٌا در فصل بهار آمد‪.‬‬
‫این مهمانی از ساعت ‪ 10‬شب تا ‪ 2‬صبح ادامه داشت‪.‬‬
‫شنبه شب بعد از سال تحویل و در ساعات اولیۀ ‪1389‬‬
‫وقت جمع خانوادگی است‪ .‬به همین مناسبت دو‬
‫وقت ‪ِ ،‬‬
‫مهمانی شب در کران پالزا هتل با حضو ِر ‪ 600‬نفر و در‬
‫ِ‬
‫مرک ِز هنری اتاوا با حضو ِر ‪ 250‬نفر برگزار شدند‪.‬‬
‫سال جدید ‪ ،‬شرو ِع متفاوتی بود‪ ،‬پر‬
‫واقع ًا امسال استقبال ِ‬
‫از شور و هیاهو و به مدت دو هفته در شهر به صورت‬
‫سال نو بر‬
‫های متفاوت به مناسبت‬
‫مداوم برنامه ِ‬
‫رسیدن ِ‬
‫ِ‬
‫وطنان ایرانی‬
‫برای تمامی هم‬
‫قرار بود که این فرصت را ِ‬
‫ِ‬
‫به وجود آورده بود که حداقل در یک یا دو تا از این برنامه‬
‫آمدن عید را و کمتر به‬
‫ها حضور داشته باشند تا بیشتر‬
‫ِ‬
‫جای خوشحالی‬
‫دور از وطن بودن را احساس کنند و این ِ‬
‫سال گذشته چقدرایرانیان به هم‬
‫دارد که نسبت به چندین ِ‬
‫موفقیت بیشت ِر جامعۀ‬
‫نزدیکتر شده اند و این میتواند به‬
‫ِ‬
‫ایرانی اتاوا کمک کند‪.‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫طرف‬
‫کنندگان‬
‫در آخر جا دارد از برگزار‬
‫تمامی این مراسم از ِ‬
‫ِ‬
‫ِ‬
‫نشریه سیمرغ تشکر کنیم و سالی پر از برکت ‪ ،‬سالمتی ‪،‬‬
‫برای همه شما عزیران آرزومندیم‪.‬‬
‫آرامش و شادی را ِ‬
‫فروردین ‪ – 1389‬ندا افنانی‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫داروخانه‬
‫آشپزخانهیا‬

‫‪18‬‬

‫کابینت آشپزخانه شما پر از غذاهای انرژی بخش است که‬
‫میتواند از بروز بیماریهاو صدمات جلوگیری کند‬

‫دارچین ‪...‬‬

‫در تامین سالمتی معجزه می کند‪.‬‬

‫طبق مدارک موجود‪ ،‬دارچین یکی از قدیمی ترین ادویه هاست که بشر آن را‬
‫می شناسد و به خاطر طعم و بوی دلپذیر و اختصاصی خود به همراه مواد خوراکی‬
‫نوعی آرامش به شخص می دهد‪ .‬در گذشته از دارچین به علت گران بودن آن طبقه‬
‫مشخصی از مردم استفاده می کردند و در بازار هم وزن این ادویه قدیمی با نقره‬
‫مبادله و خرید و فروش می شد‪ ،‬زیرا عقیده بر این بود که دارچین داروی بسیاری از‬
‫دردهای مزمن بوده و در ضمن تقویت کننده قوای جنسی می باشد‪ .‬هنوز در بسیاری‬
‫از کشورهای دنیا از دارچین برای درمان سرماخوردگی و سرفه و گلودرد استفاده می‬
‫کنند‪ .‬در سالهای اخیر نقش مهم دارچین در پایین آوردن قند خون مسلم شده زیرا‬
‫ترکیبات موجود در این ادویه استثنایی سبب ترشح انسولین از غده لوزالمعده شده و در‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫سوخت و ساز قند خون موثر است‪.‬‬
‫یونانیان معتقد بودند که سوزاندن دارچین در منزل موجب ضد عفونی محیط می گردد‪.‬‬
‫به همین جهت از این ادویه در از بین بردن عوامل عفونت زا استفاده می کردند‪.‬‬
‫معجون پودر دارچین و عسل بهترین دارو و مسکن دردهای مفاصل (‪)Arthritis‬‬
‫می باشد‪ .‬در یک بررسی جالب در یکی از مراکز پزشکی آمریکا به ‪ 200‬نفر که به‬
‫دردهای مفاصل دچار بودند مقداری از مخلوط دارچین و عسل قبل از صرف صبحانه‬
‫داده شد و هر روز آزمایشات مختلفی در مورد این بیماری و اثرات دارچین و عسل به‬
‫عمل آمد‪ .‬این بررسی نشان می دهد که درصد باالیی از افراد تحت مطالعه پس از مدتی‬
‫هیچ عارضه و دردی نداشتند‪ .‬نتایج این بررسی سبب تعجب پژوهشگران و بیماران شد‬
‫به دلیل این که ادویه و دارچین در تخفیف دردهای مزاحم و خسته کننده مفاصل معجزه‬
‫یافته جالب خود سبب می گردد که دانشمندان بیشتر در‬
‫می کند و این‬
‫مورد خواص غذایی و دارویی دارچین تحقیق کنند و‬
‫نسخه های طب سنتی را در آزمایشگاهها‬
‫و مراکز تحقیقات طب مدرن کالبد‬
‫شکافی نمایند و نظریه غذا به‬
‫جای دوا را تحقق دهند‪.‬‬

‫لبنيات ‪ ،‬مؤثرتر از كلسيم در رشد استخوانها‬
‫مطالعات جدید نشان میدهد مصرف روزانه لبنیات بیشتر از خوردن مکمل هاي کلسیمي در رشد استخوا نها مؤثر است‪ .‬این تحقیق‬
‫به منظور مقایسه تأثیر مکمل هاي کلسیم و لبنیات بر رشد استخوا نها و بر روي ‪ 300‬موش آزمایشگاهي انجام شد‪.‬‬

‫مو شهایي که از شیرخشک به عنوان منبع کلسیم تامین شده بودند در مقایسه با مو شهاي گروه دیگر که از کربنات کلسیم‬
‫تغذیه شده بودند‪ ،‬استخوا نهاي درازتر‪ ،‬پهن تر‪ ،‬مستحکم تري داشتند‪.‬‬

‫مطالعات نشان مي دهد که انسان در سنین ‪ 9‬تا ‪ 18‬سالگي روزانه به ‪ 1300‬میلي گرم کلسیم احتیاج دارد‪ ،‬این میزان‬
‫معادل ‪ 4‬فنجان شیر یا ماست یا دیگر ترکیبات مشابه است‪ .‬به عقیده محققان مهمترین یافته این تحقیق این بود که در‬
‫صورت مصرف کافي لبنیات در سنین ‪ 9‬تا ‪ 11‬سالگي حتي با وجود کاهش بسیار در مصرف آن‪ ،‬بعد از ‪ 11‬سالگي استخوا نها‬
‫قویتر از حالتي خواهند بود که به طور مستمر از کربنات کلسیم استفاده مي شود‪.‬‬

‫اسفناج؛ مانع تخريب شبكيه چشم‬
‫یک متخصص تغذیه گفت‪ :‬اسفناج داراي لوتئین وزئا زانتین است که از تخریب‬
‫شبکیه چشم جلوگیري میکند و مانع کوري میشود‪ ،‬همچنین سبب سالم ماندن‬
‫ماکوالي چشم مي شود‪.‬‬

‫اسفناج منبع غني ویتامین آهن و پتاسیم ‪C ،A، B3،‬‬
‫است و براي کساني که به کارهاي فکري اشتغال دارند‬
‫به دلیل داشتن فسفر مفید است‪.‬‬

‫اسفناج ملین است و یبوست را برطرف میکند و‬
‫یکي از سبز یهاي کم کالري است‪ .‬یک فنجان اسفناج‬
‫‪ 40‬کالري دارد‪ .‬براي الغر شدن و وزن کم کردن مفید‬
‫است‪ .‬خوردن اسفناج در رفع تشنگي مؤثر است و سبب‬
‫پایین آمدن کلسترول خون میشود‪ .‬همچنین اسفناج‬

‫سرشار از اسیدفولیک است و آهن قابل مالحظه اي دارد اما‬
‫جذب آهن در اسفناج به خوبي آهنهاي گوشت حیواني نیست‪ .‬به‬
‫یاد داشته باشید مصرف اسفناج با ماست مانع جذب مقداري از کلسیم‬
‫ماست مي شود‪.‬‬

‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫ویتامین ‪ E‬طبیعی از بروز سرطان ریه جلوگیری می کند‬

‫پژوهشگران دانشگاه تکزاس اعالن نمودند که مصرف الزم و کافی ویتامین‪ E‬می‬
‫تواند تا حدود ‪ 55‬درصد از بروز سرطان ریه که بیماری خطرناکی ست جلوگیری نماید‪ .‬در‬
‫یک بررسی علمی توسط این گروه بر روی ‪ 1088‬بیمار مبتال به سرطان ریه و ‪ 1414‬نفر‬
‫از افراد سالم و مطالعه دقیق عادات غذایی و روش زندگی آنها معلوم ساخت که ویتامین‬
‫‪ ، E‬مخصوصا ویتامین ‪ E‬طبیعی می تواند عملکرد عوامل سرطان زا را در بدن خنثی‬
‫نموده و از بروز سرطان ریه پیشگیری کند‪ .‬نتایج این بررسی نشان می دهد که‬
‫افراد سالم به طور متوسط هر روز حدود ‪ 13‬میلی گرم ویتامین ‪ E‬به همراه رژیم‬
‫غذایی دریافت می نمودند‪ ،‬در حالی که این رقم در افراد بیمار کمتر از ‪ 7‬میلی‬
‫گرم گزارش گردیده و این خود به وضوح بیانگر نقش ویتامین ‪ E‬در جلوگیری‬
‫از بروز سرطان ریه است‪.‬‬
‫چند نوع ویتامین ‪ E‬در طبیعت و در مواد خوراکی وجود دارد که نوع‬
‫آلفا توکوفرول از بهترین آنها است‪ .‬در این بررسی اثر ویتامین ‪ E‬از نوع‬
‫بتاتوکوفرول و همچنین گاما و دلتا توکوفرول نقشی در پیشگیری سرطان‬
‫ریه نداشتند‪ .‬ویتامین ‪ E‬رژیم غذایی مردم اروپا به طور کلی از نوع آلفا است‬
‫در حالی که مردم آمریکای شمالی بیشتر از نوع گاما استفاده می کنند‪ .‬تقریبا تمام‬
‫قرص های ویتامین ‪ E‬از نوع آلفا هستند‪.‬‬
‫غذاهایی مانند آووکادو‪ ،‬سبزیجات سبز تیره رنگ‪ ،‬مارچوبه‪ ،‬دانه های روغنی‪ ،‬زیتون‬
‫و جوانه گندم حاوی مقدار زیادی ویتامین ‪ E‬هستند‪ .‬روغنهای گیاهی مانند روغن ذرت‪،‬‬
‫پنبه دانه‪ ،‬آفتابگردان‪ ،‬سویا نیز منابع خوبی از ویتامین ‪ E‬می باشند‪.‬‬
‫دكتر پرویز قدیریان استاد دانشگاه مونتریال‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

09 Dodge Avenger
• Load, A/C,
Auto
• st: 29146
• km: 49128
$

11,850
103***

08 Prius Hybrid
• Load, A/C,
Auto
• st: 28330
• km: 81618
$

18,850
148***

15 ‫سیمرغ • شماره‬

19

Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15

06 Lincoln Zephyr
• Load, A/C,
Lthr
• st: 29014
• km: 56801
$

17,850

33,750

184*

06 Honda CR-V

07 BMW Z4 R3.0i Roadster
• Convertable
• Load, A/C
• st: 29234
• km: 16307
$

299**

• 4WD, Load,
A/C
• st: 28602
• km: 100596
$

15,450
159*

08 KIA Sorento
• Load, A/C,
Auto
• st: 28495
• km: 19332
$

18,850
156***

$

$

$

$

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

07 Honda Civic
• Load, A/C,
Std
• st: 28865
• km: 77988
$

13,850
123***

09 Elantra GLS

110***

$

Bi-weekly

Bi-weekly

08 KIA Rondo EX
14,950
117***

$

13,950

$

• Load, A/C,
Auto
• st: 28667
• km: 44300
$

GREAT VEHICLES UNDER

• Load, A/C,
Auto
• st: 28742
• km: 33159
$

06 Jaguar X-Type 3.0
• AWD, Load,
Roof, Lthr
• st: 28469
• km: 63233
$

23,870
246*

05 Toyota Echo
• A/C, Std
• st: 27361
• km: 95823

7,850

$

87*

$

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

07 Mazda3
• A/C,
Std
• st: 29278
• km: 73424
$

10,670
104**

09 Grand Caravan
• Stow N Go,
Load, A/C
• st: 29298
• km: 54737
$

16,750
131***

8,950

78***

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

07 Ford F-150 Triton
15,950
141**

22,470
176***

• Load,
A/C, Std
• st: 28269
• km: 87787
$

6,450

72*

$

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

09 Nissan Versa
• Load, A/C,
Auto
• st: 29249
• km: 55744
$

11,850
103***

19,850
156**

• Auto,
A/C
• st: 29221
• km: 55490
$

8,950

78***

$

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

09 Journey SXT
• Load, A/C,
Roof
• st: 29335
• km: 52132
$

17,890
140**

09 Pontiac G8
• Load, A/C,
Auto, Roof
• st: 29271
• km: 37198
$

22,850
194***

Bi-weekly

8,950

100*

$

Bi-weekly

06 Pontiac G6
• Load, A/C,
Auto
• st: 28959
• km: 71693
$

9,350

104*

$

Bi-weekly

8,450

74***

8,750

76***

$

Bi-weekly

6,960

77*††

$

$

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

07 Mazda5
• Load, A/C,
Std
• st: 29258
• km: 90347
$

11,850
115**

07 Toyota Yaris

06 BMW 325 XI AWD
• Load, Lthr,
Auto, Roof
• st: 28306
• km: 68321
$

29,950
309*

• Std
• st: 29044
• km: 77412

8,350

$

81**

Bi-weekly

9,340

104*

$

$

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

Bi-weekly

06 Accord SE

05 Saturn VUE V6
• Load,
A/C, Auto
• st: 28165
• km: 61692
$

12,650
130*

• Load, A/C,
Roof, Std
• st: 29324
• km: 89471
$

12,890
133*

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

06 Honda Pilot EX
• 4WD, Load,
A/C
• st: 28586
• km: 78558
$

24,850
256*

09 Corolla CE
• A/C,
Auto
• st: 28910
• km: 61227
$

14,450
113***

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

07 Mazda CX-7 Sport
• AWD, Load,
A/C, Auto
• st: 28707
• km: 62279
$

21,860
194**

05 Pathfinder
• 4WD, Load,
A/C, Auto
• st: 28161
• km: 99339
$

18,670
213*

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

08 Santa Fe GLS
• 4WD, Load,
A/C, Auto
• st: 28374
• km: 61951
$

20,950
164***

09 Lancer
• Load, A/C,
Auto
• st: 29312
• km: 23904
$

15,650
123***

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

09 Altima 2.5S

09 Sebring
• Load,
A/C
• st: 29244
• km: 56874
$

11,950
104***

• Load, A/C,
Auto
• st: 28318
• km: 32852
$

19,850
156***

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly

07 Honda Fit

05 Saturn Relay
• Load,
A/C
• st: 29036
• km: 70122
$

206*

Bi-weekly

05 Pontiac Wave
• Load,
A/C
• st: 27575
• km: 74681
$

19,950

$

08 Cobalt LS
• A/C,
Auto
• st: 29140
• km: 61031
$

08 Hyundai Accent
• Auto,
A/C
• st: 29194
• km: 69385
$

142**

05 Malibu MAXX LT
• Load, A/C,
Roof, Auto
• st: 90564-B
• km: 76478
$

08 Suzuki Swift

09 Toyota Camry LE V6
• Load,
A/C
• st: 29293
• km: 28091
$

9,450

105*

$

05 Sentra 1.8SE

10 Ford Mustang
• Load,
A/C, Auto
• st: 29207
• km: 29348
$

14,980

06 Nissan Murano S
• AWD, Load,
A/C
• st: 28931
• km: 71266
$

$

05 Pontiac Montana
• Load,
A/C
• st: 90564-B
• km: 76478
$

08 KIA Spectra
• Load, A/C,
Auto
• st: 29343
• km: 61325
$

$

• Load,
A/C, Auto
• st: 29320
• km: 73318
$

10,000

07 Matrix XR
• Load, A/C,
Auto
• st: 26930
• km: 57850
$

• Load, A/C
Auto
• st: 29062
• km: 77391
$

10,970
107**

08 Sonata
• Load, A/C,
Auto
• st: 28354
• km: 64132
$

12,850
101***

$

$

Bi-weekly

Bi-weekly
Disclaimer: Bi weekly payments include taxes.
Vehicles may not be exactly as shown. Freight
and reconditioning (if any) included. †Prices
do not include taxes and license. *60 month
(130 payments) ** 72 months (156 payments
at 8.90% annual rate (OAC) $0 down, ***
OAC for 84 months (182 payments) at 8.9%
(minimum $10,000) all included, $0 down.
**** OAC minimum $10,000 financing 12 to
84 months at fixed rate starting at 8.9% open
loan 2nd chance financing not eligible for
$500 bank commission (Wells, Fargo, HSBC).
††
Get $1000 cash back on selected vehicles
with our dealer plan financing. One coupon
per customer. †††No payments for 90 days
applies to purchase finance offers. Some
restrictions apply. Details at Mega Automobile.

SIMORGH MAGAZINE

AUGUST 2009

• Issue.1

SIMORGH • Issue. 15

SIMORGH MAGAZINE

20

15 ‫ • سال اول • شماره‬2010 ‫ آوریل‬1 ‫پنجشنبه‬

WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫‪21‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و‬
‫شادی کردن در واقع جشن نوروز را با شادی به پایان می‬
‫رساندند و به قول امروزی ها «حسن ختامی بود بر بزرگ‬
‫ترین جشن سال»‪.‬‬
‫در کتاب « المحاسن و االضداد » گفته شده ‪:‬‬
‫«‪ ...‬در صحن کاخ سلطنتی دوازده ستون از خشت خام‬
‫برپا می کردند که در هریک از آنها یکی از حبوبات دوازده‬
‫کـشتی که از پشم گوسفند بافته می‬
‫گانه را می کاشتند و ُ‬
‫شود‪ ،‬شش قسمت است که هر قسمت دوازده رشته می‬
‫شود که بطور مجموع هفتاد و دو نخ می شود‪ ،‬می بستند‪».‬‬
‫عدد شش اشاره است به شش گاههنبار و عدد دوازده به‬
‫یاد دوازده ماه است و هفتادودو هم به هفتادودو فصل یسنا‬
‫اشاره است‪.‬‬
‫تاریخچه ی سیزده بدر‬

‫سیزده بدر‬
‫نگارش ‪ :‬بهزاد فرهانیه‬
‫تیر روز از فروردین ماه برابر با ‪ 13‬فروردین در گاهشماری‬
‫ایرانی‪.‬‬
‫سخن پیرامون جشن «سیزده بدر»‪ ،‬همانند دیگر جشن‬
‫های ملی و باستانی ایران‪ ،‬نیاز به پژوهش زیاد و مقدمه‬
‫چینی ای طوالنی دارد‪ ،‬به ویژه جشنی با این گستره ی‬
‫برگزاری و سابقه ی طوالنی که این پهنه و زمان تغییراتی‬
‫ژرف در آیین ها و مراسم ویژه ی این روز ایجاد کرده‬
‫است‪.‬‬
‫در این راستا کوشش بر این بوده است تا خردورزانه ترین و‬
‫مستندترین گفتارها‪ ،‬نوشتارها و نگرش ها را در این زمینه‬
‫گردآوری کنیم‪.‬‬
‫بهتر است در آغاز‪ ،‬پیشگفتاری پیرامون عدد ‪ 13‬و روز‬
‫سیزدهم و اینکه آیا این عدد و این روز در ایران و فرهنگ‬
‫ایرانی نحوست داشته یا نه فراهم آوریم ‪:‬‬
‫نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ‬
‫ایرانی‪ ،‬هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیمن» یا‬
‫«شوم» شمرده نشده‪ ،‬بلکه چنانچه می دانیم هر یک از‬
‫روزهای هفته و ماه‪ ،‬نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از‬
‫مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند‪(،‬نگاه‬
‫کنید به نام روزهای ماه) و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی‬
‫در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره‬
‫ی تیشتر‪ ،‬ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته‬
‫ی ما از روی خجستگی‪ ،‬این روز را برای نخستین جشن‬
‫تیرگان سال‪ ،‬انتخاب کرده اند‪.‬‬
‫همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمند و‬
‫نویسنده ای‪ ،‬از این روز به بدی یاد نکرده اند بلکه در‬
‫بیشتر نوشتارها و کتاب ها‪ ،‬از سیزدهم نوروز با عنوان‬
‫روزی فرخنده و خجسته نام برده اند‪.‬‬
‫برای نمونه‪ ،‬کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس‬
‫بودن روزها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم‬
‫نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده‬
‫است‪.‬‬
‫اما پس از حمله ی تازیان به ایران از این رو که اعراب‬
‫هفت روز در هر ماه را نحس می دانستند و سیزدهمین روز‬
‫از هرماه نیز جز این روزها بوده‪ ،‬روز سیزدهم فروردین را‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫هم به اشتباه نحس خواندند‪.‬‬
‫برای مثال دو بیتی ای از «ابونصر فراهی» هست که‬
‫نحوست روزهای هر ماه را بیان می کند ‪:‬‬
‫هفت روزی نحس باشد در مهی‬
‫زان حذر کن تا نیابی هیچ رنج‬
‫سه و پنج و سیزده با شانزده‬
‫بیست ویک وبیست وچهار وبیست وپنج‬
‫از سویی دیگر پس از نفوذ فرهنگ سامی نوبت به رخنه‬
‫ی فرهنگ اروپایی در زمان حکومت صفویان رسید که‬
‫در این فرهنگ نیز عدد ‪ 13‬را نحس می دانستند‪ ،‬و هنوز‬
‫هم با پیشرفت های علمی و فن آوری پیشرفته اروپا‪ ،‬این‬
‫خرافات عمیقا در دل بسیاری از اروپاییان وجود دارد که‬
‫در مقایسه با خرافات شرقی‪ ،‬شمارگان آن ها کم نیست و‬
‫مثال های بسیار دیگری مانند «داشتن روزی بد با دیدن‬
‫گربه ی سیاه رنگ»‪« ،‬احتمال رویدادی شوم پس از رد‬
‫شدن از زیر نردبام» یا «شوم بودن گذاشتن کلید خانه‬
‫روی میز آشپزخانه»‪« ،‬خوش شانسی آوردن نعل اسب»‬
‫و بسیاری موارد خرافی دیگر که خوشبختانه تا کنون وارد‬
‫فرهنگ ما نشده اند و برای ما خنده آور هستند‪.‬‬
‫اما تنها چیزی که در فرهنگ ایرانی می توانیم درباره ی‬
‫عدد سیزده پیدا کنیم‪« ،‬بد قلق» بودن عدد ‪ 13‬به خاطر‬
‫خاصیت بخش ناپذیری آن است‪(.‬این خود نشانه ای از‬
‫دانش باالی ایرانیان از ریاضی و به کارگیری آن در زندگی‬
‫روزمره است‪).‬‬
‫اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت‬
‫می کنیم منابع معقول و مستند با سوابق تاریخی زیادی‬
‫را می یابیم‪.‬‬
‫همان طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام‬
‫دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد سپند (مقدس)‬
‫و بزرگواری است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام‬
‫دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان‬
‫است به نام او می باشد‪.‬‬
‫فروردین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان‬
‫فرود آمدن فروهرها است‪ .‬و تیر روز از این ماه نخستین تیر‬
‫روز از سال می باشد در میان ایرانیان باستان بسیار گرامی‬
‫بوده و پس از دوازده روز جشن که یادآور دوازده ماه سال‬
‫است‪ ،‬روز سیزدهم را پایان رسمی روزهای جشن نوروز‬

‫همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید‬
‫می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت‬
‫هست که ‪:‬‬
‫«‪ ...‬جمشید‪ ،‬شاه پیشدادی‪ ،‬روز سیزده نوروز را در صحرای‬
‫سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و‬
‫چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه‬
‫این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی‬
‫آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار‬
‫چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ‪»...‬‬
‫اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع‬
‫مکتوب‪ ،‬تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و‬
‫گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده‬
‫اند‪ ،‬از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این‬
‫جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت‬
‫بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن‬
‫وجود دارد‪.‬‬
‫همانطور که پیش از این گفته آمد‪ ،‬تنوع و گوناگونی شیوه‬
‫های برگزاری یک آیین‪ ،‬و دامنه ی گسترش فراخ تر یک‬
‫باور در میان مردمان‪ ،‬بر پایه ی قواعد مردم شناسی و‬
‫فرهنگ عامه‪ ،‬نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است‪.‬‬
‫همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری‬
‫و بابلی از آن آگاهی داریم‪ ،‬آیین های سال نو در سومر با‬
‫نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا‬
‫می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت‬
‫برگزار می شده‪ .‬بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر‬
‫دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است‪.‬‬
‫شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫همانگونه که اشاره شد شیوه های برگزاری این جشن و‬
‫همچنین مراسم و آداب این روز بسیار متفاوت و گسترده‬
‫می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت‪،‬‬
‫اما همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز‬
‫می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی‪ ،‬و مردمان ایرانی‬
‫برای نیایش و گرامیداشت تیشتر‪ ،‬ایزد باران آور و نوید‬
‫بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در‬
‫زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان‬
‫صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند‬
‫و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی‬
‫های ویژه غافل نمی شدند‪.‬‬
‫بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی‬
‫تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در‬
‫پیوند است‪.‬‬
‫برای نمونه فال گوش ایستادن‪ ،‬فال گیری (به ویژه فال‬
‫کوزه)‪ ،‬گره زدن سبزی و گشودن آن‪ ،‬بخت گشایی (که‬
‫درسمرقند و بخارا رایج است)‬
‫و نمونه های پرشمار دیگر ‪...‬‬
‫عالوه بر این ها آیین های سیزده بدر مانند چهارشنبه‬

‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫‪22‬‬

‫سوری و نوروز‪ ،‬پر شمار‪ ،‬زیبا و دوست داشتنی است‪،‬‬
‫بازی های گروهی‪ ،‬ترانه ها و رقص های دسته جمعی‪،‬‬
‫گردآوری گیاهان صحرایی‪ ،‬خوراک پزی های عمومی‪،‬‬
‫بادبادک پرانی‪ ،‬سوارکاری‪ ،‬نمایش های شاد‪ ،‬هماوردجویی‬
‫جوانان‪ ،‬آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که‬
‫ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند‪ .‬از جمله شادی‬
‫کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و‬
‫تیره‪ ،‬روبوسی نماد آشتی‪ ،‬به آب سپردن سبزه ی سفره‬
‫ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و‬
‫گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند‬
‫میان زن و مرد‪ ،‬ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور‬
‫کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است‪.‬‬
‫علف گره زدن‬
‫افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر‬
‫و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث»‬
‫دارای اهمیت زیادی است‪ ،‬در «اوستا» چندین بار از‬
‫کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز‬
‫نخستین بشر نامیده است‪.‬‬
‫گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِ نی ملوک‬
‫االرض و االنبیاء» صفحه های ‪ 23‬تا ‪ 29‬و گفته های‬
‫«مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه‬
‫های ‪ 110‬و ‪ 111‬و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر‬
‫پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد‬
‫که ‪:‬‬
‫« َمشیه» و « َمشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث‬
‫بودند‪ ،‬روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با‬
‫هم ازدواج کردند‪ .‬در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته‬
‫نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی‬
‫«م ُورد»‪ ،‬پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند‪ ،‬آن مراسم را به‬
‫ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند‪ ،‬امروزه نیز‬
‫دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی‪ ،‬نیت می کنند‬
‫و علف گره می زنند‪.‬‬
‫این رسم از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان‬
‫«هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است‪.‬‬
‫در کتاب « ُمجمل التواریخ» چنین آمده است ‪ ...« :‬اول‬
‫مردی که به زمین ظاهر شد‪ ،‬پارسیان آن را «گل شاه»‬
‫نامیدند‪ ،‬زیرا که پادشاهی او اال بر گل نبود‪ ،‬پس پسر و‬
‫دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز‬
‫سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال‬
‫هیجده فرزند بوجود آوردند و چون ُمردند‪ ،‬جهان نود و چهار‬
‫سال بی پادشاه بماند‪».‬‬
‫همانگونه که شباهتی بین چهارشنبه سوری و نوروز امروزی‬
‫متداول در تهران و شهرهای بزرگ‪ ،‬با شیوه های اصیل و‬
‫کهن آن وجود ندارد‪ ،‬سیزده بدر امروزی نیز تنها نامی از‬
‫یک جشن کهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین‬
‫کهن و یادگار نیاکان ما ندارد‪ .‬نحوه ی اجرای این جشن‪،‬‬
‫مانند بسیاری از دیگر آیین های ایرانی‪ ،‬عمیقا از شیوه ی‬
‫اصیل و باستانی خود دور شده است و به شکل فعلی آن‪،‬‬
‫دارای سابقه ی تاریخی در ایران نیست‪.‬‬
‫اگر در گذشته مادران و پدران ما‪ ،‬سبزه های نوروزی خود را‬
‫در این روز به صحرا می برده و برای احترام به زمین و گیاه‪،‬‬
‫آن را در آغوش زمین می کاشته اند‪ ،‬امروزه ما آن را به‬
‫سوی یکدیگر پرتاب می کنیم و تکه تکه اش می کنیم‪.‬‬
‫سیزده بد ِر پیشینیان ما‪ ،‬روزی برای ستایش تیشتر‪ ،‬برای‬
‫طلب باران فراوان در سال پیش رو‪ ،‬برای گرامیداشت و‬
‫پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن‪ ،‬و زیست بوم مقدس آنان‬
‫بوده است‪ .‬در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت‬
‫است‪.‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫نوروز‬

‫از‪ :‬دکتر پرویز ناتل خانلری‬

‫نوروز‪ ،‬اگرچه روز نو سال است‪ ،‬روز کهنه قرنهاست‪ .‬پیری‬
‫فرتوت است که سالی یکبار جامهی جوانی میپوشاند‪ ،‬تا‬
‫بشکرانهی آنکه روزگاری چنین دراز بسر برده و با این همه‬
‫دمسردی ِزمانه تاب آورده است‪ ،‬چند روزی شادی کند‪ .‬از‬
‫اینجاست که شکوه پیران و نشاطِ جوانان در اوست‪ .‬پیر‬
‫نوروز یادها در سر دارد‪ .‬از آن کرانه زمان میآید‪ ،‬از آنجا‬
‫که نشانش پیدا نیست‪ .‬دراین راه دراز رنجها دیده و تلخیها‬
‫چشیده است‪ ،‬اما هنوز شاد و امیدوار است‪ .‬جامههای‬
‫رنگارنگ پوشیده است‪ ،‬اما از آن همه یک رنگ بیشتر‬
‫رنگ ایران است‪.‬‬
‫آشکار نیست‪ ،‬و آن ِ‬
‫دربارهی خُ لق و خوی ایرانی بسیار سخن گفتهاند‪ .‬هر‬
‫ملتی عیبهایی دارد‪ .‬در حق ایرانیان میگویند که قومی خو‬
‫پذیرند و هر روز به مقتضای زمانه به رنگی در میآیند‪ .‬با‬
‫زمانه نمیستیزند‪ ،‬بلکه میسازند‪ .‬رسم و آیین ِهر بیگانهای‬
‫را میپذیرند و شیوهی دیرین ِخود را زود فراموش میکنند‪.‬‬
‫بعضی از نویسندگان این صفت را هنری دانسته و راز بقای‬
‫ایران را در آن جستهاند‪ .‬من نمیدانم که این صفت عیب‬
‫است یا هنر است‪ ،‬اما در قبول ِ این نسبت تردید و تأملی‬
‫دارم‪.‬‬
‫از روزی که پدران ِما به این سرزمین آمدهاند و نام خانواده‬
‫و نژاد خود را به آن دادهاند‪ ،‬گویی سرنوشتی تلخ و دشوار‬
‫برای ایشان مقرر شده بود‪ .‬تقدیر چنان بود که این قوم‬
‫نگهبان ِفروغ ِایزدی یعنی دانش و فرهنگ باشند‪ .‬میان‬
‫ِجهان ِروشنی که فرهنگ و تمدن در آن پرورش مییافت و‬
‫عالم تیرگی‪ ،‬که در آن کین و ستیز میرویید‪ ،‬سدی شود و‬
‫نیروی ِیزدان را از گزن ِد اهریمن نگهدارد‪ .‬پدران ِما‪ ،‬از همان‬
‫سترگ خود را دریافتند‪.‬‬
‫آغاز کار‪ ،‬وظیفهی‬
‫ِ‬
‫ماموریت قوم ایرانی را‬
‫زرتشت از میان ِگروه برخاست و‬
‫ِ‬
‫درست و روشن معین کرد‪ .‬فرمود که باید بیاری یزدان‬
‫با اهریمن بجنگد تا آنگاه که آن دشمن بد کنش از پا‬
‫درآید‪ .‬ایرانی بار گران ِاین امانت را بدوش کشید‪ .‬پیکاری‬
‫بزرگ بود‪ .‬ف ِر کیان‪ ،‬ف ِر مزداآفرید‪ ،‬آن فر نیرومن ِد ناگرفتنی‬
‫را به او سپرده بودند‪ .‬فری که اهریمن میکوشید تا بر آن‬
‫دست یابد‪ .‬گاهی فرستادهی اهریمن دلیری میکرد و پیش‬
‫میتاخت تا فر را برباید‪ .‬اما خود را با پهلوان روبرو مییافت‬
‫و غریو دلیرانهی او به گوشش میرسید‪ .‬اهریمن گامی‬
‫واپس مینهاد‪ .‬پهلوان دلیر و سهمگین بود‪ .‬گاهی پیش‬
‫می‪-‬خرامید و میاندیشید که دیگر فر از آن ِاوست‪ .‬آنگاه‬
‫اهریمن شبیخون میآورد و نعرهی او در دشت میپیچید‪.‬‬
‫پهلوان درنگ میکرد و اهریمن سهمگین بود‪.‬‬
‫در این پیکار روزگارها گذشت و داستان ِاین زد و خورد‬
‫افسانه شد و بر زبان ها روان گشت‪ .‬اما هنوز نبرد دوام‬
‫داشت‪ .‬پهلوان سالخورده شد‪ ،‬فرتوت شد‪ ،‬نیروی تنش‬
‫سستی گرفت‪ ،‬اما دل و جانش جوان ماند‪ .‬هنوز اهریمن از‬
‫نهیب ِاو بیمناک است‪ ،‬هنوز پهلوان دلیر و سهمگین است‪.‬‬
‫رنگ‬
‫این همان پهلوان است‪ ،‬که هر سال جامهی رنگ ِ‬

‫‪23‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫نوروز میپوشد و به یا ِد روزگار جوانی‪ ،‬شادی میکند‪.‬‬
‫اگر بر ما ایرانیان ِاین روزگار عیبی باید گرفت این است که‬
‫تاریخ ِخود را درست نمیشناسیم‪ .‬دربارهی آنچه بر ماگذشته‬
‫است‪ ،‬هر چه را که دیگران را گفتهاند و میگویند‪ ،‬طوطی‬
‫وار تکرار میکنیم ‪ .‬کمتر ملتی را در جهان میتوان یافت‪،‬‬
‫که عمری چنین دراز را بسر آورده و با حوادثی چنین بزرگ‬
‫روبرو شده و تغییراتی چنین عظیم در زندگیاش روی داده‬
‫باشد و پیوسته‪ ،‬در همه حال‪ ،‬خود را به یاد داشته باشد‪ ،‬و‬
‫دمی از گذشته و حال و آیندهی خویش غافل نشود‪.‬‬
‫این جشن ِنوروز‪ ،‬که دو سه هزار سال است با همهی آداب‬
‫و رسوم در این سرزمین باقی و برقرار است‪ ،‬مگر نشانی‬
‫از ثبات و پایداری ِایرانیان در نگهداشتن ِآیین ِملی خود‬
‫نیست ؟‬
‫ملیت ماست‪ .‬نوروز یکی از روزهای‬
‫نوروز یکی از نشانههای ِ‬
‫تجلی ِروح ِایرانی است‪.‬‬
‫نوروز برهان ِاین دعوی است که ایران با همهی سالخوردگی‬
‫هنوز جوان و نیرومند است‪.‬‬
‫در این روز باید دعا کنیم‪ .‬همان دعا که سه هزار سال پیش‬
‫از این زرتشت کرد ‪:‬‬
‫« منش ِ بد شکست بیابد‪.‬‬
‫منش ِ نیکو پیروز شود‪.‬‬
‫دروغ شکست بیابد‪.‬‬
‫راستی بر آن پیروز شود‪.‬‬
‫اهریمن ِ بد کنش ناتوان شود و رو به گریز نهد‪.‬‬
‫و نوروز بر همه ایرانیان فرخنده و خرم باشد‪».‬‬

‫زندگینامه پرویز ناتـل خانلری‬
‫(برگرفته از‪ :‬ویکیپدیا)‬

‫پرویز ناتـل خانلری در اسفند ماه سال ‪ 1292‬خورشیدی در‬
‫تهران متولد شد‪ .‬تحصیالت متوسطه خود را در دارالفنون‬

‫با عنوان «تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی‬
‫تحول اوزان غزل فارسی» به چاپ رسید‪ .‬پس از پایان‬
‫خدمت وظیفه‪ ،‬با درجه دانشیاری در دانشگاه تهران آغاز‬
‫به تدریس کرد‪.‬‬
‫دکتر خانلري از دوران تحصیل دبیرستان ‪ ،‬همکاري خود‬
‫را با مطبوعات آغاز کرد و در سال چهارم متوسطه بود که‬
‫اشعار و نوشتههایش در مجله مهر انتشار مییافت‪ .‬وي در‬
‫سال دوم دانشکده ‪ ،‬با گروه ربعه متشکل از صادق هدایت‬
‫‪ ،‬مجتبی مینوی ‪ ،‬بزرگ علوی و مسعود فرزاد آشنا گردید‪.‬‬
‫خود او در این زمینه مي گوید‪ « :‬آشنایی با این گروه خیلی‬
‫براي من مفید واقع شد ‪ ،‬چون هرکدام از آنها در ادبیات‬
‫یکی از ممالک دست داشتند و من که تشنه آشنایي با‬
‫دوستي آنها را مغتنم شمردم‪.‬‬
‫ادبیات دنیا بودم ‪،‬‬
‫ِ‬
‫دکتر خانلری در سال ‪ 1320‬با خانم زهرا کیا ازدواج کرد‬
‫که حاصل آن یک دختر و یک پسر بودند که پسرش آرمان‬
‫در جوانی درگذشت‪.‬‬
‫دکتر خانلری در سال ‪ 1327‬به پاریس رفت و دو سال در‬
‫آنجا اقامت گزید و به مطالعه و تحقیق پرداخت‪ .‬سخنرانی‬
‫وی در مدرسه زبان های شرقی پاریس مربوط به حافظ‬
‫مدتها موضوع روزنامهها و مجالت ادبی بود‪ .‬وی همواره‬
‫کرسی دانشگاهی خود را که تاریخ زبان فارسی بود حفظ‬
‫کرد‪.‬‬
‫دکتر خانلری در سال ‪ 1334‬معاون وزارت کشور شد‪ ،‬و از‬
‫سال ‪ 1341‬به وزارت فرهنگ رسید اما دوره وزارت او کوتاه‬
‫بود‪ .‬در پی آن چند دوره سناتور بود‪ .‬اما شاید مهمترین‬
‫خدمت او مشارکت در تأسیس بنیاد فرهنگ ایران در سال‬
‫‪ 1344‬بود که با همکاري عده اي از پژوهشگران آغاز‬
‫به کار و در مدت فعالیتش بیش از سیصد عنوان کتاب‬
‫را منتشر کرد که غالب آنها متون و تحقیقات مهمی در‬
‫جنبههای مختلف ادبی و تاریخی و علمی بود‪ .‬ریاست این‬
‫بنیاد از ابتدای تأسیس تا سال ‪ 1357‬به عهده خانلری بود‪.‬‬
‫دکتر خانلری همچنین ریاست فرهنگستان ادب و هنر را‬
‫به عهده داشت‪.‬‬
‫از دیگر کارهای ارزشمند خانلری انتشار مجله سخن از‬
‫سال ‪ 1322‬تا ‪ 1357‬بود که جمع ًا ‪ 27‬دوره منتشر شد‪.‬‬
‫شماره اول مجله به صاحب امتیازی دکتر ذبیحاهلل صفا‬
‫منتشر شد‪ ،‬اما با رسیدن خانلری به سی سالگی صاحب‬
‫امتیازی مجله به او منتقل شد‪ .‬مجله سخن بخصوص در‬
‫دورههای اول خود دریچهای به روی ادبیات جهان بود‬
‫و محلی برای انتشار آثار نویسندگان تازهنفس و شاعران‬
‫نوگرا بود‪ ،‬و نقش بسزایی در جهتگیری ادبیات فارسی در‬
‫دوره معاصر داشت‪.‬‬
‫خانلری خود با آن که در جوانی در شاعری گرایشهایی‬
‫مشابه نیما یوشیج داشت‪ ،‬ولی با مطالعه بیشتر به این نتیجه‬
‫رسید که عروض فارسی ظرفیتهای گستردهای دارد و‬
‫آنچه نیازمند تغییر و تحول است ‪ ،‬زبان شعر است که‬
‫باید امروزی شود‪ .‬مجموعه اشعار او با نام ماه در مرداب‬
‫در سال ‪ 1343‬انتشار یافت و بارها تجدید چاپ شد‪ .‬شعر‬
‫عقاب او که به صادق هدایت تقدیم شده‪ ،‬از زیباترین و‬
‫پرمحتواترین نمونههای شعر معاصر ایران است که این‬
‫گونه آغاز میشود‪:‬‬

‫و تحصیالت عالی را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران‬
‫انجام داد‪ .‬سپس ضمن تحصیل در دبیرستانها دوره ي‬
‫دکتري زبان و ادبیات فارسي را گذراند‪ .‬در سال ‪1322‬‬
‫جزو اولین گروه دریافتکنندگان دکتري زبان و ادبیات‬
‫فارسي از دانشگاه تهران بود‪ .‬پایان نامه دکتری او بعدا‬

‫ادامه در صفحه ‪25‬‬

‫◄◄‬

‫نشریه سیمرغ ‪ ،‬نشریه ای است که به جهت استحکام بیشتر پیوند مابین فارسی زبانان مقیم اتاوا متولد‬
‫گردیده است‪ .‬در این راستا ‪ ،‬بزودی بخشی از این نشریه به گفته ها ‪ ،‬درددلها ‪ ،‬سواالت ‪ ،‬نظرات و پیامهای‬
‫شما اختصاص خواهد یافت ‪ .‬خواهشمند است برای انعکاس پیامهایتان ‪ ،‬با ما بصورت پستی به آدرس‬
‫دفتر مرکزی و یا بصورت ایمیل به آدرس ‪ contact@simorghmagazine.com‬در متاس باشید‪.‬‬
‫بی صبرانه در انتظار نامه هایتان هستیم ‪.‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

SIMORGH • Issue. 15

SIMORGH MAGAZINE

24

15 ‫ • سال اول • شماره‬2010 ‫ آوریل‬1 ‫پنجشنبه‬

WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬
‫►► ادامه از صفحه ‪7‬‬

‫(نوروز)‬

‫گشت غمناک دل و جان عقاب‬
‫چو ازو دور شد ایام شباب‬
‫دید کش دور به انجام رسید‬
‫آفتابش به لب بام رسید‬
‫باید از هستی دل برگیرد‬
‫ره سوی عالم دیگر گیرد‪...‬‬
‫پس از انقالب اسالمی کار پژوهشی دکتر خانلری برای‬

‫‪25‬‬

‫موسیقی نوروز در ایران‬
‫چه معجزه ها در پس این نوروز است‬

‫پیش از هر سخنی باید بگویم که این مطلب نتایج پژوهشی‬
‫از بخشی بسیار اندک از انواع موسیقی نوروز در ایران است که‬
‫اول اشارهای دارد به نوروز و آیینها در ایران و دوم مجریان‬
‫موسیقی نوروز‪.‬‬
‫در اینجا هم شروع سال ‪ 1389‬را تبریک عرض می کنیم و‬
‫امیدواریم سال جدید سالی پربار برای موسیقی کشور باشد ‪.‬‬
‫‪ ) 1‬نوروز و آیینها در ایران‬
‫در ایران آمدن نوروز بر چهار پایه از مراسم و آداب که همواره‬
‫به دستهها و شاخههای گوناگون بخش می شوند‪ ،‬شکل می‬
‫یابد‪:‬‬
‫نخست‪ :‬نوروز و پاکیزگی‬
‫دو ‪ :‬نوروز و نونواری (تازه شدن)‬
‫سه ‪ :‬نوروز و تکاپو و تندرستی‬
‫چهارم‪ :‬نوروز و استواری و پایندگی زنجیره وابستگیها و‬
‫پیوستگیها‬
‫این چهار پایه‪ ،‬آیین نوروز را شکل می بخشند که در یک‬
‫گردش فلکی‪ ،‬برای ایرانیان سه تغییر رویه در کارکرد و‬
‫زندگی پیش می آورد‪:‬‬
‫الف‪ :‬پیشباز رفتن نوروز‬
‫ب‪ :‬نوروزداری‬
‫ج‪ :‬آداب ویژه زندگی در نوروز‬

‫ادبیات و زبان فارسی به پایان رسید و دکتر پرویز ناتل‬
‫خانلری دستگیر شد و به زندان افتاد و خانه مسکونی‬
‫اش مصادره شد‪ .‬بنیاد فرهنگ ایران و پژوهشکده‬
‫فرهنگ ایران را انقالبیون منحل کردند‪ .‬در درازای‬
‫این سال ها پرونده دکتر خانلری را به دادگاه رسمی‬
‫برای تعیین جرم وی نفرستادند‪ .‬فشار روحی و جسمی‬
‫در زندان دکتر خانلری را در هم شکست و وی به دلیل‬
‫شکستگی استخوان در زندان وضع جسمی اش وخیم‬
‫شد حکومت دکتر خانلری را نزدیک به درگذشتش‬
‫آزاد کرد‪ .‬دکتر خانلری در شهریور ‪ 1369‬پس از یک‬
‫دوره بیماری طوالنی در زندان در ‪ 77‬سالگی در تهران‬
‫درگذشت‪ .‬همسرش پس از چندماه که از فوت وی می‬
‫گذشت دار فانی را بدرود گفت‪.‬‬
‫دکتر خانلری در نامه ای به پسرش در جواب به پرسش‬
‫او که چرا ایران را ترک نمی کند نوشت «‪...‬من از آن‬
‫دسته گیاهان هستم که به سادگی ریشه هایم را نمی‬
‫توان بر کنم و در جای دیگر دوباره به کارم‪ .‬پدر من‬
‫و پدر بزرگ من نیز در راه ادبیات ایران عمر شان‬
‫را سرمایه گذاری کردند ما مسولیت این را بر شانه‬
‫هایمان داریم که میراث فرهنگی ایران را به نسل‬
‫های آینده منتقل کنیم ‪»...‬‬
‫دکتر مظاهر مصفا ادیب و شاعر معاصر شعر زیبایی در‬
‫رثای دکتر خانلری سرود که بیانگر مقام بلند وی در‬
‫ادبیات فارسی است‪:‬‬
‫دردا که آفتاب مروت به خون نشست‬
‫فریاد ای فتی که فتوت به خون نشست‬
‫بربست رخت خسرو ملک سخنوری‬
‫شاهنشه بالغت پرویز خانلری‬
‫حقا که بود خسرو پرویز روزگار‬
‫شیرین او زبان شکرپرور دری‬
‫افتاد آن درخت همایون دریغ و درد‬
‫با آن بلندشاخی و با آن تناوری‬
‫اهل سخن نه ای‪ ،‬ز سخن گر به هیچ روی‬
‫یادآوری و هیچ ازو یاد ناوری‪...‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫در این تغییر رویهها ماجراگونههایی تحت عناوین زمانی ‪،‬‬
‫فصلی ‪ ،‬اجرایی نیز نام آیین به خود می گیرد‪ .‬پس نوروز‪ ،‬خود‬
‫بزرگ آیینی است که از خرده آیینها تشکیل می شود‪ ،‬که‬
‫همگی آنان جای پژوهش و ثبت و کدگذاری و دسته بندی‬
‫و گردآوری دارد‪ ،‬آیینهایی چون‪ :‬حکومت زنان (مزدگیران) ‪،‬‬
‫حکومت میرنوروزی ‪ ،‬همیاری نوروزی‪ ،‬جشن مردگان ‪ ،‬روز‬
‫نابر ‪ ،‬روز پرهیز ‪ ،‬روز دروغ گفتن‪ ،‬جشن گاه (عیدگاه) نوروزی‬
‫‪ ،‬مسابقات نوروزی ‪ ،‬رقصها و بازیهای نوروزی در دو گروه‬
‫جوانان و نوجوانان و میانساالن و سالخوردگان ‪ ،‬روز کوچ‬
‫نمایش دادن با حیوانات ‪ ،‬جنگ انداختن حیوانات ‪ ،‬پخت و‬
‫پز نوروزی ‪ ،‬نامگذاری نوروزی موسیقیها‪ ،‬آوازها و ترانههای‬
‫نوروزی فی البداهه ‪ ،‬مهمان نوازی نوروزی و ‪ ...‬بسیاری دیگر‬
‫از خرده آیینها که اهمیت نوروز را به خوبی نشان می دهد‪.‬‬
‫‪ ) 2‬مجریان موسیقی نوروز در ایران‬
‫در این آیینها‪ ،‬موسیقی چه به صورت آوازی‪ ،‬چه به صورت‬
‫سازی و چه به صورت ترکیبی‪ ،‬حضوری زیبا‪ ،‬ناملموس و‬
‫شگفت آور دارد که در گونههای زیر می توان آن را دسته‬
‫بندی کرد‪:‬‬
‫‪ -1‬موسیقی نیایش و توسل‬
‫‪ -2‬موسیقی ستایش بهار و نوروز‬
‫‪ -3‬موسیقی آرزومدارانه تغزلی (عاشقانه)‬
‫‪ -4‬موسیقی شوخ (طنز)‬
‫‪ -5‬موسیقی مژده بخش دگرگونی فصل (سال)‬
‫‪ -6‬موسیقی بازیهای ویژه جشن گاههای نوروزی‬
‫‪ -7‬روایتگری موسیقایی‬
‫‪ -8‬نمایش گونهها (خرده نمایشهای) موسیقایی‬
‫مجریان این موسیقیها از لحاظ جنسیت اجراکنندگان به دو‬
‫گروه مرد و زن تقسیم می شوند‪ ،‬اما در جشن گاهها نوازندگان‬
‫مرد برای زنان نیز اجازه اجرای موسیقی را آن هم فقط برای‬
‫اجرای بازیهای خاص زنان و رقصهای آنان دارند‪ .‬ادواتی‬
‫که در موسیقی نوروز در ایران در مناطق و نواحی ایران در‬
‫محدوده اقوام‪ ،‬طوایف و عشایر کاربرد دارند عبارتند از‪ :‬سرنا‪،‬‬
‫دونی (دوزله و قمشه هم می گویند)‪ ،‬زل‪ ،‬کرنا‪ ،‬انواع دهل‬
‫دستی و کوبه‪ ،‬کوس و نقاره‪ ،‬دایره‪ ،‬زنگ و زنگوله‪ ،‬تشت‬
‫مسی‪ ،‬کوزه سفالین‪ ،‬الوک (تشت چوبی)‪ ،‬قاشق و کاسه‪،‬‬
‫دوتار‪ ،‬قوپوز (ساز عاشیقی)‪ ،‬باالبان‪ ،‬تنبک فلزی‪ ،‬نی‪ ،‬نی‬
‫لبک‪ ،‬زنبورک‪ ،‬تمبوین (دایره زنگی)‪ ،‬تمبورک‪ ،‬قیچک‪،‬‬
‫دونلی‪ ،‬دوتار‪ ،‬تنبو‪ ،‬رباب و کمانچه‪.‬‬
‫موسیقی نوروز در ایران در بخش بندی اجتماعی به دو‬
‫دسته تقسیم می شود‪ :‬الف‪ :‬موسیقی شهری که از دربار‬
‫امیران و شاهان و حاکمان به عنوان موسیقی رسمی با‬
‫نام موسیقی اصیل ایرانی (سنتی) رواج داشته و دارد‪ .‬ب‪:‬‬
‫موسیقی غیرشهری ویژه مناطق و نواحی ایران که بر اساس‬

‫ویژگیهای اقوام و عشایر شکل گرفته است‪ .‬بر این گونه‬
‫موسیقیها‪ ،‬موسیقی تیرههایی از کولیان (لوریان هند) را هم‬
‫باید افزود که بیشتر موسیقی شادیانهها و جشن گاهی به عهده‬
‫آنان بود‪ .‬در موسیقی نوروز سه شیوه اجرایی وجود دارد‪:‬‬
‫‪ -1‬تک خوانی‬
‫‪ -2‬آوازهای ضدآوایی (آنتی فونیک) دو نفره‬
‫‪ -3‬آوازها و ترانههای جمعی‬
‫گذشته از موسیقیهایی که می توان آن را موسیقی درون‬
‫طایفهای نامید که مجریان آن اغلب غیرحرفهای اند و فقط‬
‫در محدوده خانه و زندگی خویش آن را به اجرا درمی آورند‬
‫مانند الالییهایی که مادران برای فرزندان شان می خواند‬
‫و یا نوع دعاخوانی تحویل سال که بزرگترهای خانواده بر‬
‫سر سفره هفت سین می خواند و یا آوازهای شبانان و یا‬
‫آوازهایی که کوچک و بزرگ طوایف به وقت خود با هم و‬
‫به مناسبت می خوانند‪ ،‬موسیقی نوروز دارای اصناف خاص‬
‫خود بوده که در دو رده بساط اندازان و معرکه گیران قرار‬
‫می گرفته اند‪ .‬ولی در قرن کنونی با زوال فرهنگها به سبب‬
‫ورود فرهنگهای بیگانه و تاثیرات عدم برنامه ریزی فرهنگی‬
‫در سطح کالن جامعه‪ ،‬هر کسی که تمایل به انجام این گونه‬
‫موسیقیها دارد به آن می پردازد و آنچه که از هنر هنروران‬
‫موسیقی ویژه نوروز بازمانده‪ ،‬به همت اینان بوده است‪ .‬در‬
‫صنف معرکهگیران‪ ،‬طبقات زیر در موسیقی ویژه نوروز وجود‬
‫داشتهاند‪ :‬حاجیفیروزها‪ ،‬کوسهها‪ ،‬نوروزخوانان‪ ،‬تورهها‪،‬‬
‫سایاچیها‪ ،‬عروسکگردانان دورهگرد‪ ،‬عمو نوروزها‪ ،‬آهوبازها‪،‬‬
‫رسنبازها‪ ،‬بازیگران اسب چوبی‪ ،‬بارانخواهان‪ ،‬اللبازها‪.‬‬
‫در صنف بساطاندازان‪ ،‬طبقات زیر در موسیقی ویژه نوروز‬
‫حضور نمایش موسیقایی داشتند‪ :‬شعبدهبازان‪ ،‬آتشبازها‪،‬‬
‫سیماچهبازها‪ ،‬خیمهشببازها‪ ،‬پهلوانان نمایش گر‪ ،‬پردهخوانان‪،‬‬
‫مطربان دورهگرد نمایشگر‪ ،‬حیوانبازان (نظیر خرس‬
‫بازیدهندگان و یا بازیدهندگان بوزینه و انتر)‪ ،‬عالوه بر این‬
‫افراد هر طایفه و ایل برای خود فرد روایت گری را به عنوان‬
‫بخشی‪ ،‬کالمگو‪ ،‬عاشیق و پهلوان داشتند که در روزهای نوروز‬
‫برای مردم و بنا به درخواست آنان هر کدام حکایتی را بازگو‬
‫میکردند و چون بیشتر این گونه مجالس در شبها برگزار‬
‫میشد از جمعیت فراوانی بهره میبرد‪.‬‬
‫شبهای نوروز در ایران حکایات زیبایی در خود داشت و‬
‫مراسمی ویژه که باز از نوعی خنیاگری موسیقایی غیر حرفهای‬
‫بهره میبرد‪ .‬مانند قاشقزنی در شب چهارشنبهسوری‪ ،‬یا‬
‫شالاندازی از بام بر داخل خانهها‪ ،‬یا مناجات سر سال که‬
‫نیمه شبها انجام میشد‪ .‬از موسیقی ویژه نوروز در بخش‬
‫موسیقی شهری به نوروز صبا‪ ،‬نوروزخارا‪ ،‬نوروز بزرگ‪ ،‬نوروز‬
‫عجم‪ ،‬نوروز عرب‪ ،‬نوروز کوچک‪ ،‬خجسته و چکاوک میتوان‬
‫اشاره کرد‪.‬‬
‫درسینه من راز نهان‪ ،‬نوروز است‬
‫این آن پر از ترانه نوروز است‬
‫انگشت بر این در بنواز آنگه بین‬
‫چه معجزهها در پس این نوروز است‬
‫برگرفته از‪ :‬پرشیامگ‬
‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫‪26‬‬

‫اعیاد مذهبی مقارن با نوروز‬
‫عید پسح‬

‫پسح یکی از اعیاد سه گانه یهودیان است که به نام پیامبر‬
‫بنی اسرائیل ‪ -‬حضرت موسی‪ -‬مزین شده و نتیجه رسالت‬
‫او از سوی خداوند متعال برای آزادی بنی اسرائیل و همه‬
‫انسانها از بردگی است‪.‬‬
‫ازآنجا که این عید کلیمیان اوایل فصل بهار برگزار می‬
‫شود‪ ،‬بنابراین‪ ،‬آن را جشن بهار نیز نامیده اند‪.‬‬
‫نزدیکی عید پسح با نوروز ‪ -‬عید باستانی ایرانیان (در‬
‫بیشتر سالها)‪ -‬موجب شده است که مراسم پسح در میان‬
‫ایرانیان کلیمی با شکوه و مراسم ویژه ای انجام شود و‬
‫افزون بر مراسم مذهبی‪ ،‬سنتهای جاری نوروز چون دید و‬
‫بازدید خانواده ها اجرا شود ‪.‬‬
‫این جشن یادآور واقعه خروج بنی اسرائیل از مصر و آزادی‬
‫از ظلم و ستم فرعون است و به مدت هشت روز ادامه دارد‪،‬‬
‫در تمام این روزها استفاده از گندم و جو و یا فرآورده های‬
‫حاصل از آنها به صورت تخمیر شده ممنوع است و به جای‬
‫آن از نان فطیر ویژه ای به نام مصا استفاده می شود‪.‬‬
‫عید پسح افزون بر مراسم و احکام مقدس خاص خود‪ ،‬پیام‬
‫آزادی را نیز به تمام انسانها اعالم می کند‪ .‬خداوند مایل‬
‫است که انسانها از اسارت و بندگی همنوعان و نیز از بندگی‬
‫امیال نفسانی خویش خارج شوند و خالصانه به عبادت و‬
‫کسب رضای خالق خود مشغول شوند‪ .‬پسح‪ ،‬بیانگر مفهوم‬
‫مقدس و الهی آزادی است‪ ،‬یعنی‪ ،‬آزاد شدن از آرزوهای‬
‫پوچ و تباهی پذیر دنیا و تالش برای اجرای خواسته های‬
‫خالق جهان‪.‬‬
‫در دو شب نخست این عید همه افراد خانواده دور هم‬
‫جمع شده و حکایت خرج بین اسرائیل از مصر را از کتاب‬
‫ویژه مراسم پسح به نام «هگادا» تالوت می کنند و به‬
‫شکرانه خالصی از روزگار تلخ زمان فرعون نان فطیر و‬
‫خوراکی های ویژه ای تناول می کنند و از کتاب مزامیر‬
‫داوود نیز سرودهایی می خوانند‪.‬‬

‫عید رضوان‬

‫عید رضوان یکی از اعیاد دین بهائی و سلطان اعیاد این‬
‫دین به شمار میرود‪ .‬این عید را عید گل هم میگویند‪.‬‬
‫ایام عید رضوان از سی و دوم نوروز شروع و مدت ‪ ۱۲‬روز‬
‫ادامه دارد‪ .‬روز اول مطابق ‪ ۲۱‬آوریل‪ ،‬اول اردیبهشت و ‪۱۳‬‬
‫شهرالجالل بدیع (تقویم بهائی) است‪.‬‬
‫این ایام مصادف با ورود بهاءاهلل شارع دین بهائی به باغی‬
‫در حومه شهر بغداد در آوریل ‪ ۱۸۶۳‬است‪ .‬این باغ بعدها در‬
‫بین بهائیان به باغ رضوان شهرت یافت‪.‬‬
‫در ‪ ۲۱‬آوریل سال ‪ ۱۸۶۳‬میالدی پیش از آنکه حضرت‬
‫بهاءاهلل را از بغداد به اسالمبول تبعید کنند وی در خارج از‬
‫شهر بغداد در باغی به نام نجیبیه رسالت روحانی خویش‬
‫را به عموم همراهانشان اعالم نمود و گفت که موعودی‬
‫هستند که حضرت باب و جمیع انبیاء پیشین به ظهورشان‬
‫بشارت دادند‪ .‬حضرت بهاءاهلل به همراه ‪ ۱۱‬نفر از خانواده‬
‫و ‪ ۲۶‬نفر از پیروانش ‪ ۱۲‬روز را در باغ رضوان ماندند که‬
‫ا ّولین روز آن را روز ا ّول عید رضوان یا عید گل مینامند و‬
‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫•‬

‫روزهای نهم و دوازدهم آن هم از ایام محر ّمه میباشد‪ ،‬پس‬
‫از ‪ ۱۲‬روز ماندن در باغ نجیبیه (رضوان) آنجا را به طرف‬
‫استانبول ترک میکند‪.‬این ا ّیام سرور انگیزترین ا ّیام متبرکه‬
‫و تعطیالت دینی بهائی است‪.‬‬

‫عید پاک‬

‫روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان یکی از مهمترین‬
‫اعیاد مسیحیان است‪ .‬روز یکشنبه برای اولین بار از سوی‬
‫شورای نیقیه در سال ‪ ۳۲۵‬میالدی رسم ًا بهعنوان روز قیام‬
‫مسیح معرفی شد و بدین ترتیب مسیحیان روز یکشنبه را‬
‫جایگزین روز شنبه یا «شبات» کردند که مطابق شریعت‬
‫یهود‪ ،‬روز استراحت مذهبی یهودیان بود‪.‬‬
‫قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا‬
‫اوایل آوریل‪ ،‬در آغاز بهار جشن گرفته میشود‪ .‬بد نیست‬
‫پس عنوان و تاریخ این عید که در بین ایرانیان‬
‫ببینیم در ِ‬
‫به عید پاک و در دنیای انگلیسیزبان به «ایستر» معروف‬
‫است‪ ،‬چه سنتی نهفته است‪.‬‬
‫عنوان «پاک» برخالف آنچه برخی تصور میکنند‪ ،‬ربطی‬
‫فرانسوی عید‬
‫به «پاکی» و «تمییزی» ندارد‪ ،‬بلکه ترجمه‬
‫ِ‬
‫قیام است‪ .‬واژه فرانسوی «پاک» نیز خود از واژه التین‬
‫«پاسخا» (‪ )Paskha‬مشتق شده است که ریشهاش همان‬
‫«پسح»‪ ،‬مهمترین عید یهودیان است‪ .‬علت‬
‫واژه‬
‫ِ‬
‫عبری َ‬
‫این است که مصلوب شدن عیسی مسیح در هفتهای اتفاق‬
‫افتاد که یهودیان بره پسح یا فصح را به یادبود خروج قوم‬
‫یهود از اسارت مصر قربانی میکردند‪ .‬درست همانطور که‬
‫شب واقعۀ پسح خون بره که بر سر د ِر منازل قوم خدا‬
‫در ِ‬
‫پاشیده شده بود سبب رهایی آنان گردید‪ ،‬در واقعه صلیب و‬
‫رستگاری قوم‬
‫خون بره خدا سبب رهایی و‬
‫ِ‬
‫قیام مسیح نیز ِ‬
‫جدید خدا شد …‪.‬‬
‫انگلیسی ‪ Easter‬از کجا آمده‬
‫و اما در این مورد که واژه‬
‫ِ‬
‫است دو نظر وجود دارد‪ .‬برخی از محققین آن را برگرفته‬
‫از لغت ‪ Easter‬میدانند که نا ِم الهۀ نور یا بهار در میان‬
‫اقوام آنگلوساکسون بود‪ .‬آنگلوساکسونها این الهه را مظه ِر‬
‫نو ِر در حال تزاید میدانستند که نویددهندۀ رسیدن بهار و‬
‫آغاز سال بود‪ .‬به همین دلیل امروزه در آلمان جشنی سنتی‬
‫بهنام ‪ Ester‬وجود دارد که در آن مردم تخممرغهای قرمز‬
‫رنگ به نشانۀ تولد دوباره به یکدیگر میدهند‪ .‬برخی دیگر‬
‫لغت ‪ Eostarun‬در زبان‬
‫معتقدند که عنوان ‪ Easter‬از ِ‬
‫قدیمی آلمان به معنی «فجر» یا «سپیدهدم» آمده است‪.‬‬
‫شبیه همین لغت در زبان آلمان قدیم به معنی «سفید» نیز‬
‫هست‪ .‬جالب است که عید قیام از دیرباز روزی «سفید»‬
‫دانسته میشد چون مسیحیانی که در این روز برای اولین‬
‫بار غسل تعمید میگرفتند‪ ،‬به مناسبت جشن قیام مسیح‬
‫جامههایی سفید میپوشیدند …‪.‬‬
‫مسیحیان معتقد به کتابمقدس‪ ،‬رستاخیز مسیح را آغازگر‬
‫خلقت تازه میدانند زیرا خدا در پی آن است که همۀ‬
‫آفرینش خود را از نو احیا کند و از مؤمنان به خود نیز دعوت‬
‫کرده تا در این پروژۀ نوسازی با او همکاری کنند‪.‬‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫طنز ‪:‬‬

‫اشتباه عمدی مال نصرالدین‬
‫مال نصرالدین هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم‬
‫با نیرنگی حماقت او را دست میانداختند‪ .‬دو سکه‬
‫به او نشان میدادند که یکی شان طال بود و یکی از‬
‫نقره‪ .‬اما مال نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب‬
‫میکرد‪ .‬این داستان در تمام منطقه پخش شد‪ .‬هر‬
‫روز گروهی زن و مرد میآمدند و دو سکه به او‬
‫نشان می دادند و مال نصرالدین همیشه سکه نقره‬
‫را انتخاب میکرد‪ .‬تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید‬
‫و از اینکه مال نصرالدین را آنطور دست میانداختند‬
‫ناراحت شد‪ .‬در گوشه میدان به سراغش رفت و‬
‫گفت‪ :‬هر وقت دو سکه به تو نشان دادند سکه طال‬
‫را بردار‪ .‬اینطوری هم پول بیشتری گیرت میآید و‬
‫هم دیگر دستت نمیاندازند‪ .‬مال نصرالدین پاسخ داد‪:‬‬
‫ظاهراً حق با شماست اما اگر سکه طال را بردارم‬
‫دیگر مردم به من پول نمیدهند تا ثابت کنند که‬
‫من احمق تر از آنهایم‪ .‬شما نمیدانید تا حاال با این‬
‫کلك چقدر پول گیر آوردهام‪.‬‬
‫شرح حكایت ‪( 1‬دیدگاه بازاریابی استراتژیک)‬

‫مال نصرالدین با بهرهگیری از استراتژی ترکیبی‬
‫بازاریابی‪ ،‬قیمت کمتر و ترویج‪ ،‬کسب و کار‬
‫«گدایی» خود را رونق میبخشد‪ .‬او از یك طرف‬
‫هزینه کمتری به مردم تحمیل میکند و از طرف‬
‫دیگر مردم را تشویق میکند که به او پول بدهند‪.‬‬
‫«اگر کاری که می کنی هوشمندانه باشد هیچ‬
‫اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند‪« .‬‬
‫شرح حكایت ‪( 2‬دیدگاه سیستمی اجتماعی)‬

‫مال نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی‬
‫مردم داشته است‪ .‬او به خوبی می دانسته که گداها‬
‫از نظر مردم آدم های احمقی هستند‪ .‬او می دانسته‬
‫که مردم‪ ،‬گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان‬
‫خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند‪ .‬در واقع‬
‫مالنصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود‪ ،‬فرصت‬
‫دریافت پولی را بدست می آورده است‪.‬‬
‫«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتماال‬
‫به تو کمك خواهند کرد‪« .‬‬
‫شرح حكایت ‪( 3‬دیدگاه حكومت ماکیاولی)‬

‫مال نصرالدین درک درستی از نادانی های مردم‬
‫داشته است‪ .‬او به خوبی می دانسته هنگامی که از‬
‫دو سکه طال و نقره مردم‪ ،‬شما نقره را بر می دارید‬
‫آنها احساس میکنند که طال را به آنها بخشیده اید!‬
‫و مدتی طول خواهد کشید تا بفهمند که سکه طال‬
‫هم از اول مال خودشان بوده است‪ .‬و این زمان به‬
‫اندازه آگاهی و درک مردم میتواند کوتاه شود‪ .‬هرچه‬
‫مردم نا آگاهتر بمانند زمان درک این نکته که ثروت‬
‫خودشان به خودشان هدیه شده طوالنیتر خواهد بود‪.‬‬
‫در واقع مالنصرالدین با درک میزان جهل مردم به‬
‫شیوه خود‪ ،‬فرصت دریافت پولی را بدست می آورده‬
‫است‪.‬‬
‫«اگر بتوانی ضعفهای مردم را بفهمی میتوانی سر‬
‫آنها کاله بگذاری! و آنها هم مدتی لذت خواهند‬
‫برد! «‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫معرفی کتاب‬

‫‪27‬‬

‫ریشه ضرب المثل های فارسی‬

‫از کتاب « ریشه های تاریخی امثال و حکم « تألیف زنده یاد مهدی پرتوی آملی‬

‫"هم چوب را خورد و هم‬
‫پياز را و هم پول را داد"‬
‫در زمان قدیم شخص خطاکاري بود که حاکم دستور‬
‫داد براي جریمه خطایش باید یکي از این سه راه را‬
‫انتخاب کند یا صد ضربه چوب بخورد یا یك من پیاز‬
‫بخورد یا اینکه صد تومان پول بدهد‪ .‬مرد گفت‪ :‬پیاز‬
‫را ميخورم‪ ،‬یك من پیاز براي او آوردند‪ .‬مقداري از‬
‫آن را که خورد دید دیگر نميتواند بخورد گفت‪ :‬پیاز‬
‫نميخورم چوب بزنید‪ ،‬به دستور حاکم او را لخت کردند‪.‬‬
‫چند ضربه چوب که زدند گفت‪ :‬نزنید پول ميدهم‪ ،‬او را‬
‫نزدند و صد تومان را داد‪.‬‬

‫"بره کشان است"‬
‫ضرب المثل ها و اصطالحات‬
‫فارسی و معادل آنها به انگلیسی‬
‫ضرب المثل ها و اصطالحات فارسی که امروزه‬
‫داریم و آنها را بکار می بریم ‪ ،‬چکیده افکار و تجربیات‬
‫گذشتگان هستند و در آنها نکته های واقعی و آموزنده‬
‫نهفته است‪ .‬دانستن برگردان یا معادل آنها به انگلیسی‬
‫‪ ،‬عالوه بر این که بیانگر فرهنگ یك قوم است ‪ ،‬به‬
‫پیشرفت زبان انگلیسی افراد‪ ،‬هم از لحاظ گفتاری و هم‬
‫نوشتاری کمك موثر می کند‪.‬‬
‫نوشته باال از پیشگفتار کتاب ضرب المثل ها و‬
‫اصطالحات فارسی و معادل آنها به انگلیسی به همراه‬
‫برگزیده ای از سخنان بزرگان و ادباء و معادل آنها به‬
‫انگلیسی است که با کوشش آقای احد حبیب نیا ترجمه‬
‫و تدوین گردیده و توسط انتشارات خردمند در تورنتو به‬
‫چاپ رسیده است‪ .‬این کتاب شامل سه فصل است‪:‬‬
‫فصل نخست‪ :‬ضرب المثل ها و اصطالحات فارسی و‬
‫معادل آنها به انگلیسی‪.‬‬
‫فصل دوم‪ :‬ضرب المثل های انگلیسی ترجمه شده‬
‫و یا معادل آنها به فارسی از کتاب‪The Penguin‬‬
‫‪Dictionary of Proverbs, by: Jonathon‬‬
‫‪Law and Rosalind Ferguson‬‬
‫فصل سوم‪ :‬برگزیده ای از سخنان بزرگان و ادباء‪.‬‬
‫مطالعه این کتاب به عالوه آشنایی به ضرب المثل‬
‫های انگلیسی ‪ ،‬به پیشرفت زبان انگلیسی زبان آموزان‬
‫نیز کمك موثر می کند‪.‬‬
‫برای تهیه این کتاب می توانید با ایمیل‬
‫تماس‬
‫‪ahadhabibnia@yahoo.com‬‬
‫بگیرید‪.‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫در عبارت باال به ظاهر معني و مفهوم ذبح و کشتن‬
‫بره ‪ -‬بچه میش ‪ -‬افاده مي شود که به منظور کباب و‬
‫بریان کردن و بر سفره نهادن‪ ،‬این حیوان ملوس و بي‬
‫آزار را سر مي برند و با اشتهاي تمام تناول مي کنند‪ .‬اما‬
‫در معني و مفهوم استعاره اي کنایه از اخاذیهاي کالن‬
‫و خوشگذرانیهاي چشمگیر است که غالب ًا غیر مجاز و‬
‫نامشروع بعض ًا حاصل آمده باشد‪ .‬في المثل اگر بگویند‪:‬‬
‫بره کشي یا بره کشان فالن دسته و جمعیت است‪ ،‬به‬
‫قول عالمه دهخدا یعني‪ :‬زمان استفاده هاي مالي آنان‬
‫و زمان خوشگذراني آنهاست‪.‬‬
‫اما ریشه تاریخي آن‪:‬‬
‫بره‪ ،‬به طوري که همگان دانند‪ ،‬همان بچه گوسفند‬
‫است که هنوز چند ماه از تولدشان نگذشته‪ ،‬چوپانان‬
‫آنها را از شیر مست مي کنند و به ثروتمندان شکمباره‬
‫مي فروشند تا یك وعده‪ ،‬فقط یك وعده از گوشت‬
‫نرم و لذیذ آن لذت برند و شکم بي هنر را سیر سازند‪.‬‬
‫چوپانان موصوف براي آنکه بره را شیر مست و خان‬
‫پسند کنند آن را دو مادره میکردند تا از دو میش شیر‬
‫بخورد و سخت فربه شود‪ .‬از این چوپانها بي انصافتر‬
‫آنهایي بودند که گوسفند باردار و آبستن را ذبح میکردند‬
‫و بره درون شکم را که به نام تودلي موسوم است به‬
‫افرادي بي رحمتر از خود میفروختند‪ .‬این نابخردیها و‬
‫اعمال بي رویه سبب شده بود که به قول تاورنیه سیاح‬
‫معروف فرانسوي در عصر صفویه‪ ...« :‬شتر به ارمنستان‬
‫و آناطولي فروخته مي شد‪ .‬گوسفند ایران تا اسالمبول‬
‫و ادرنه نیز مي رفت‪ ».‬و اکنون به صورت یخ زده و‬
‫منجمد از اروپا و استرالیا به ایران وارد مي شود‪.‬‬
‫در طول تاریخ ایران‪ ،‬تنها زمامداري که از بره کشي‬
‫و بزغاله کشي قوی ًا جلوگیري کرده‪ ،‬قاورد سلجوقي‬
‫پادشاه کرمان بود که در حکومت سي و دو ساله خود‬
‫به قول محمد بن ابراهیم‪ ....« :‬هرگز رخصت نداد که‬
‫بر خوان او بره یا بزغاله آورند و قصابان نیز نهاراً جهاراً‬
‫نیارستندي به مذبح برد‪ .‬گفتي‪ :‬بره و بزغاله طعام یك‬
‫مرد باشد‪ ،‬و چون یکساله شد طعام بیست مرد‪ ،‬و در‬
‫پروردن آن رنجي به کسي نمي رسد‪ .‬علف از صحرا‬
‫مي خورد و مي بالد‪».‬‬
‫در واقع بره کشي و بره کشان از قدیمترین تاریخ‬
‫حشم داري در نزد حشم داران معمول و متداول و‬
‫مایه افاده و افتخار بوده است تا با این عمل نابخردانه‪،‬‬

‫شخصیت کاذبه خویش را به رخ دیگران بکشند‪ ،‬ولي‬
‫واقعه اي که آنرا به طور کامل و صریح ورد زبان ساخته‪،‬‬
‫صورت ضرب المثل به آن داده‪ ،‬واقعه تاریخي زیر است‬
‫که في الجمله شرح داده مي شود‪:‬‬
‫شادروان حسن مستوفي الممالك که چهار راه حسن‬
‫آباد (در تهران) به نام او نامگذاري شده‪ ،‬از رجال نامدار‬
‫و شریف ایران است که به علت کمال امانت و صداقت‬
‫و وطنخواهي به نام آقا معروف بوده است‪ .‬زنده یاد‬
‫مستوفي الممالك از اردیبهشت ‪ ۱۲۸۶‬تا اردیبهشت‬
‫‪ ۱۲۸۸‬خورشیدي در شش کابینه سمت وزارت جنگ و‬
‫مالیه را داشت و از سال ‪ ۱۲۸9‬تا خرداد ‪ ۱۳0۶‬خورشیدي‬
‫ده بار نخست وزیر ایران شد‪ ،‬که تمام دوران خدمتش به‬
‫پاکي و نیکنامي مصروف گردید‪ .‬باري پس از آنکه کابینه‬
‫قوام السلطنه در پنجم خرداد ‪ ۱۳0۱‬خورشیدي استعفا‬
‫کرد‪ ،‬مستوفي الممالك با رأي اکثریت مجلس چهارم‬
‫به ریاست وزرا منصوب گردید‪ .‬در اواخر مجلس بر اثر‬
‫اختالفات شدیدي که بین نمایندگان مجلس و اعضاي‬
‫دولت پیش آمد (که البته بر محور انتخابات دوره پنجم‬
‫مجلس دور میزد) نامه اي مبني بر عدم اعتماد به دولت‬
‫به امضاي چهل و پنج نفر از نمایندگان مجلس رسید‬
‫تا دولت مجبور به استعفا شود ولي زنده یاد مستوفي‬
‫الممالك که به ریشه اختالفات و بازیهاي پشت پرده‬
‫کام ً‬
‫ال واقف بود زیر بار استعفا نرفت و حرفش این بود که‪:‬‬
‫«باید استیضاح کنند و من جواب بگویم‪ .‬اگر رأي اعتماد‬
‫به حد کافي نداشتم کنار بروم‪».‬‬
‫کار این محاوره و مشاجره به درازا کشید و باالخره‬
‫مرحوم مدرس و عده اي از رفقایش که در صف مخالفان‬
‫بودند‪ ،‬اجباراً ورقه استیضاح را که مربوط به «رویه دولت‬
‫نسبت به سیاست خارجي» بود توسط رییس مجلس به‬
‫دولت ابالغ کردند‪ .‬روز مزبور از طرف ناطقین دو طرف‬
‫که مهترین آنها مدرس و فروغي وزیر خارجه بودند‪،‬‬
‫بیانات شدیدالحني در لفافه تعریض و کنایه ولي با کمال‬
‫احتیاط رد و بدل شد‪ .‬عاقبت زنده یاد مستوفي الممالك‬
‫که دامن خویش را از هرگونه آلودگي منزه میدانست با‬
‫کمال ناراحتي پشت تریبون رفت و ضمن نطق تاریخي‬
‫خویش چنین گفت‪ ...« :‬از چندي به این طرف مشتري‬
‫زیاد براي صحت عمل و اجراي قانون و پاکدامني نمي‬
‫بینم‪ .‬هیچ وقت براي رسیدن به مقام تالش نکرده ام‪.‬‬
‫خوشوقتم که در این موقع آقاي مدرس بیش از قصور‬
‫نسبتي به کابینه نداد‪ ،‬و با اطمینان میگویم که کابینه‬
‫اندک قصوري هم در وظیفه نکرده است‪ ....‬مطالب روشن‬
‫است‪ .‬وضعیات امروز طوري است که مداخله امثال من‬
‫پیشرفت ندارد‪ .‬اشخاصي مي خواهند آجیلها بخورند و‬
‫آجیلها بدهند‪ .‬ایام غیبت مجلس هم‪ ،‬ایام بره کشي است‪.‬‬
‫معده من ضعیف است‪ .‬براي حفظ احترام اکثریت میروم و‬
‫استعفاي خود را خدمت اعلیحضرت (احمد شاه) میدهم‪».‬‬
‫و از مجلس خارج شد و مشیر الدوله مأمور تشکیل کابینه‬
‫گردید‪.‬‬
‫کاري به دنباله مطلب و جریان مجلس نداریم‪ .‬غرض‬
‫این است که بره کشي و بره کشان از این تاریخ و با این‬
‫نطق تاریخي مرحوم مستوفي الممالك ورد زبان و قلم‬
‫سخنرانان و نویسندگان جراید و مجالت گردید و رفته‬
‫رفته در محافل خصوصي و محاورات عمومي صورت‬
‫ضرب المثل پیدا کرده است‪.‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

SIMORGH • Issue. 15

SIMORGH MAGAZINE

28

15 ‫ • سال اول • شماره‬2010 ‫ آوریل‬1 ‫پنجشنبه‬

WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM

‫‪29‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪1‬‬

‫راههای تسلط بر دیگران‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫بخـــوانیم و‬

‫بیاموزیم‬

‫بهشت و جهنم‬

‫در زندگی جذب‪ ،‬غلبه و تسلط بر دیگران اگر درست پیاده‬
‫شود‪ ،‬عملی است مثبت نه منفی‪ .‬در صورت کسب این‬
‫مهارت می توانید به روابط دوستانه و شغلی خود استحکام‬
‫بیشتری ببخشید‪ .‬به منظور نیل به این هدف می توانید از‬
‫راهکارهای زیر استفاده کنید‪:‬‬
‫گام اول‪:‬‬
‫در واقع کسب مهارت تسلط بر افراد کار دشواری نیست‪.‬‬
‫البته در این راه باید یه مقدار زرنگ تر از دیگران باشید و‬
‫از یك سری اصول آن پیروی کنید‪ .‬تا به حال فکر کرده‬
‫اید که چطور و چرا بعضی از مردم به راحتی تحت پیروی‬
‫کسان دیگر قرار دارند؟ رکن اساسی موفقیت در این راه این‬
‫است که نباید طوری رفتار کنید که نفر مقابل شما به هدف‬
‫اصلی شما پی ببرد‪.‬‬
‫گام دوم‪:‬‬
‫راه رسیدن به این هدف فرمول پیچیده ای ندارد‪ .‬اولین‬
‫قانون آن این است که بدانید نمی توانید هیچگاه به زور‬
‫کسی را مطیع خود سازید‪ ،‬چرا که به زور کاری را انجام‬
‫دادن یك نوع زورگیری محض است نه تسلط‪ .‬در ابتدا باید‬
‫طوری رفتار کنید که ظاهرا» بر خالف میل درونی و واقعی‬
‫شما باشد‪ ،‬ولی چاره ی دیگری ندارید‪ ،‬در این جاست که‬
‫نفر مقابل شما تصمیم می گیرد تا به شما برای رسیدن به‬
‫نیتتان کمك کند‪.‬‬
‫گام سوم‪:‬‬
‫در اصل‪ ،‬شما باید با نحوه رفتار و برخوردتان اعتماد طرف‬
‫مقابل را جلب کنید‪ ( .‬طوری که او مطمئن شود قصد ضرر‬
‫رساندن به او را ندارید و کامال» فردی صادق هستید)‪ .‬جهت‬
‫کسب اطمینان و اعتماد طرف مقابل‪ ،‬باید با احتیاط پیش‬
‫بروید‪ .‬رابطه ای صمیمی با او ایجاد کنید و از محاسن وی‬
‫تعریف کنید‪ .‬دقیقا» پس از چندی که معتمد بودن خود را‬
‫در دید نفر مقابل احساس کردید می توانید هدف اصلی خود‬
‫را اجرا کنید!‬
‫گام چهارم‪:‬‬
‫اگر نفر شما همکارتان باشد‪ ،‬با بازی با کلمات و در کمال‬
‫احترام از او خواهش کنید که اگر می تواند یك فنجان چای‬
‫یا قهوه برایتان بیاورد؛ برای مثال این طور بگویید‪« :‬آقای‬
‫رضایی می دانم که خیلی مشغول هستی و رئیس کلی کار‬
‫برای تو گذاشته ولی احساس می کنم کافئین خونم پایین‬
‫آمده و دقیقا» وسط کارم است و نمی توانم آن را نیمه کاره‬
‫رها کنم‪ ،‬می توانم از تو خواهش کنم یك فنجان قهوه‬
‫برایم بیاوری؟» ‪ 90‬درصد او اینکار را می کند مگر اینکه‬
‫خیلی آدم بد جنسی باشد!‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫گام پنجم‪:‬‬
‫در مرحله بعد از حس صمیمی بودن وی با خود مطمئن‬
‫شوید‪ .‬بطور مثال‪ ،‬از او بخواهید که بعد از اتمام کار روزانه‬
‫با هم به یك باشگاه ورزشی تنیس بروید‪ ،‬حتی نظر او را در‬
‫مورد یك باشگاه خوب جویا شوید و پیشنهاد دهید که به‬
‫باشگاه پیشنهادی او بروید‪ .‬در قدم بعدی اگر او در بازی خود‬
‫مهارت زیادی داشت از او البته اغراقانه! تعریف کنید‪ ،‬بطور‬
‫مثال‪« :‬می دانستی تو در این بازی خیلی ماهری و این یك‬
‫استعداد ذاتی و مادرزادی است که در تو از کودکی بوده»‬
‫گام ششم‪:‬‬
‫بعد از اتمام ورزش خود قدم بعدی این است؛ ابتدا مطمئن‬
‫شوید یه مقدار پول همراهتان است‪ ،‬سپس به دوستتان‬
‫بگویید‪« :‬چقدر برای ثبت نام در این باشگاه هزینه کرده‬
‫ای‪ ،‬می آیی به دفتر بروم و من هم ثبت نام کنم» موقع‬
‫پرداخت‪ ،‬پول خود را از جیب بیرون بیاورد‪ ،‬در اینجاست‬
‫که رفیق شما به حساب آشناییت با باشگاه نمی گذارد شما‬
‫پولی بدهید! البته این کار خیلی پستی است و من خودم هیچ‬
‫وقت دوست ندارم کسی دائما» به من دستور بدهد یا چیزی‬
‫بخواهد‪ ،‬در این حالت است که با تکرار این قضایا به رفاقت‬
‫بینمان شك می کنم‪.‬‬
‫گام هفتم‪:‬‬
‫در راه تسلط به دیگران همواره باید توجه کنید که هدف‬
‫شما دشمن کردن دوستان و رفقای شما نباشد و این مهارت‬
‫خود را در راه منفی و یا اثرگذاشتن منفی در زندگی و روحیه‬
‫دیگران بکار نبرید‪ .‬خود من سالها پیش حدود ‪ ۲۵‬سال قبل‬
‫ناآگاهانه با اجرای غلط و افراطی این هدف باعث اختالف‬
‫و بحث دو نفر از دوستان صمیمی ام شدم که البته خود‬
‫آنها بعد از این همه سال نمی دانند که جرقه ی این آتش‬
‫اختالف را من به راه انداختم! خیلی ناراحت کننده است‪ .‬پس‬
‫باز هم یادآوری می کنیم که استحکام در روابط را محور‬
‫اصلی هدف جذب دیگران و تسلط بر آنها قرار دهید‪.‬‬
‫نكاتی مهم در این مورد‪:‬‬
‫در چگونگی ادای کلمات در این راه‪ ،‬همواره ادب و نزاکت‬
‫را رعایت کنید‪.‬‬
‫در موارد الزم قدرانی و سپاس خود را ابراز کنید‪.‬‬
‫یکی از مزیتهای جذب و تسلط بر دیگران این است که در‬
‫مواقعی که موردی به میل شما نیست با این روش می توانید‬
‫دیگران را به طرف تمایل و هدف خود سوق دهید‪.‬‬
‫برگرفته از‪ :‬مردمان ‪ .‬نت‬

‫روزی یك مرد زاهد در هنگام دعا به درگاه خداوند‬
‫از او پرسید «خداوندا! می خواهم بدانم بهشت و‬
‫جهنم چگونه هستند؟»‬
‫خداوند نوری بر آن مرد تاباند و او به سمت دو در‬
‫هدایت شد‪ .‬یکی از درها باز شد و مرد نگاهی به‬
‫داخل اتاق انداخت‪ .‬در وسط اتاق یك میز بزرگ‬
‫وجود داشت که روی آن پر از غذاهای خوشمزه بود‬
‫‪ .‬دور میز افرادی نشسته بودند که بسیار زار و نزار‬
‫و الغر بودند و به نظر قحطیزده میآمدند‪ .‬آنها‬
‫در دست خود قاشقهای دستهی بلندی داشتند که‬
‫این دستهها به باالی بازوهایشان وصل شده بود ‪.‬‬
‫همه آنها به راحتی میتوانستند دست خود را داخل‬
‫ظرف های غذا ببرند و قاشق خود را پر کنند اما‬
‫چون که این دستهها از بازوهایشان بلندتر بود‪،‬‬
‫نمیتوانستند دستشان را برگردانند و قاشق را به‬
‫دهان خود بگذارند‪.‬‬
‫مرد زاهد با دیدن این صحنه بسیار غمگین شد‪.‬‬
‫صدای خداوند آمد که‪« :‬تو جهنم را دیدی»‬
‫سپس آنها به سمت در بعدی رفتند ‪.‬آنجا هم‬
‫مثل اتاق قبلی شامل یك میز بزرگ پر از غذاهای‬
‫خوشمزه بود و افراد دور میز‪ ،‬مانند اتاق قبلی همان‬
‫قاشقهای دستهبلند و متصل به بازوهایشان را‬
‫داشتند‪ ،‬ولی افراد نشسته در دور این میز قوی و تا‬
‫حدی چاق تر از مردم جهنم بوده و در هنگام غذا‬
‫خوردن نیز مشغول گفتن و خندیدن بودند‪.‬‬
‫صدای خداوند آمد که‪« :‬تو بهشت را دیدی»‬
‫مرد زاهد با حیرت‪ ،‬سری تکان داد و گفت‪« :‬اصال‬
‫متوجه نمی شوم»‬
‫خداوند جواب داد‪« :‬ساده است! زندگی در بهشت و‬
‫جهنم نیاز به دانستن یك اصل مهم در زندگی دارد‪.‬‬
‫بهشتیان یاد گرفتهاند که به همدیگر غذا بدهند‪ ،‬در‬
‫حالی که آدمهای طمعکار جهنمی تنها به خودشان‬
‫فکر میکنند و به همین دلیل الغر و نزار و غمگین‬
‫هستند‪».‬‬
‫مترجم ‪ :‬باور‬
‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫‪30‬‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫تغذیه در ورزش والیبال‬
‫والیبال‪ ،‬ورزشی نیازمند به قدرت‪ ،‬سرعت و دقت می باشد‪ .‬ورزشکاران این رشته باید‬
‫حرکاتی سریع داشته و با پرشهای بلند‪ ،‬شیرجه های دقیق و تغییر مسیرهای ناگهانی‪،‬‬
‫امتیاز کسب نمایند‪ .‬در طی مسابقات فشرده‪ ،‬تیمی برنده خواهد بود که بتواند توان ورزشی‬
‫خویش را تا آخرین روز بازی ها حفظ نماید‪ .‬تغذیه از عوامل موثر بر کارآیی این ورزشکاران‬
‫بوده و در تامین مواد مغذی مورد نیاز عضالت‪ ،‬ترمیم بافت های آسیب دیده ورزشکار و‬
‫جایگزینی ذخایر انرژی به ویژه پس از پایان مسابقه موثر است‪.‬‬
‫سیستم تولید انرژی در ورزش والیبال‬
‫حدود ‪ 90‬درصد از انرژی مورد نیاز یك والبیالیست در مسابقه‪ ،‬از سیستم انرژی بی هوازی‬
‫تامین می گردد‪ .‬به خاطر دارید که سیستم تولید انرژی به روش بی هوازی‪ ،‬خود به دو‬
‫بخش تقسیم می گردید که اولین بخش‪ ،‬سیستم تامین کننده انرژی برای فعالیت هایی بود‬
‫که انجام آن ها در طی چند ثانیه صورت می گیرد(سیستم فسفاژن) و دیگری تامین انرژی‬
‫را برای فعالیت هایی که برای مدت زمان حدود ‪ ۱۵‬ثانیه تا ‪ ۲‬دقیقه به طول می انجامند‪،‬‬
‫برعهده دارد‪ .‬بنا بر موارد فوق‪ ،‬یك ورزشکار والبیال نیازمند تامین انرژی از منابع با دسترسی‬
‫سریع است که مهم ترین آن ها ذخایر ترکیبات ُپرانرژی نظیر آدنوزین تری فسفات‪ ،‬کراتین‬
‫فسفات و گلیکوژن می باشند‪.‬‬
‫نیاز به انرژی و درشت مغذی ها‪:‬‬
‫نیاز به انرژی در ورزشکاران این رشته بر اساس کیلوگرم وزن بدن تعیین می گردد‪ .‬جدول‬
‫زیر نشانگر میزان انرژی مصرفی در هر دقیقه در رشته ورزشی والیبال بوده و بر اساس‬
‫کیلوگرم وزن بدن ورزشکار تنظیم گردیده است‪.‬‬
‫میزان مصرف انرژی در هر دقیقه از ورزش والیبال (در یک مسابقه سنگین)‬
‫برنامه غذایی در‬
‫این رشته شامل‬
‫یك برنامه غذایی‬
‫با کربوهیدرات‬
‫باال(حداقل ‪۶۵‬‬
‫انرژی)‪،‬‬
‫درصد‬
‫مقدار متوسطی از‬
‫چربی ها (حدود‬
‫‪ ۲۵‬درصد انرژی) و مقدار مناسبی از پروتئین (حدود ‪ ۱۲ -۲0‬درصد انرژی) می باشد‪.‬‬
‫برای تامین نیاز کربوهیدرات روزانه‪ ،‬مصرف غالت و سبزیجات نشاسته ای نظیر سیب‬
‫زمینی و ترکیبات آمادهای نظیر ماکارونی کم چرب توصیه می گردد‪ .‬درصد چربی در برنامه‬
‫غذایی بسیار متغیر بوده و براساس شرایط و هدف ورزشکار قابل تغییر است‪ .‬در مواردی که‬
‫ورزشکار قصد کاهش وزن دارد‪ ،‬می تواند با کاهش میزان چربی دریافتی روزانه‪ ،‬وزن بدن‬
‫خویش را در طی مدت زمانی مطلوب به محدوده مناسب برساند‪ .‬پروتئین ها نیز با توجه‬
‫به تاثیر آن ها در تشکیل بافت های جدید و ترمیم بافت های آسیب دیده می بایست‬
‫براساس درصد ذکر شده و یا به میزان‪ ۲/۱–7/۱‬گرم به ازای کیلوگرم وزن بدن در روز‬
‫مصرف گردند‪.‬‬

‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫نیاز به ریز مغذی ها‪:‬‬
‫بررسی ها در رشته ورزشی‬
‫والیبال‪ ،‬نشان می دهد که‬
‫تامین چهار ترکیب معدنی‬
‫شامل کلسیم‪ ،‬آهن‪ ،‬سدیم و‬
‫پتاسیم به همراه برخی ویتامین‬
‫ها به ویژه ویتامین های دارای‬
‫نقش آنتی اکسیدانی مانند‬
‫ویتامین ‪ E‬و ‪ ،C‬از اهمیت‬
‫بیشتری برخوردار است‪ .‬در طی‬
‫ورزش شدید و سنگین‪ ،‬حرارت‬
‫اضافی تولیدی‪ ،‬از طریق عرق‬
‫بازیکن از بدن او دفع می شود‬
‫و این امر‪ ،‬بدن وی را در برابر‬
‫آسیب ناشی از افزایش حرارت‬
‫درونی بدن‪ ،‬محافظت خواهد‬
‫نمود‪ .‬لیکن قطرات عرق مقداری‬
‫امالح گوناگون به ویژه سدیم و‬
‫پتاسیم را از بدن خارج می نمایند‪ .‬از آنجا که مقادیر مناسب این دو عنصر برای عملکرد‬
‫طبیعی اندام های مختلف به ویژه عضالت و سیستم قلبی ضروری می باشد‪ ،‬لذا بازیابی‬
‫ذخایر این ترکیبات معدنی به ویژه در مراحل بازتوانی پس از ورزش مهم می باشد‪ .‬البته‬
‫برخی نوشیدنی های ورزشی دارای مقادیر اندکی از این دو ترکیب معدنی بوده و می توانند‬
‫در جایگزینی ذخایر این ترکیبات معدنی در حین ورزش موثر باشند‪.‬‬
‫متخصصان تغذیه و سالمت با پی گیری و بررسی برنامه غذایی والیبالیست های خانم‪،‬‬
‫دریافتند که برنامه غذایی ایشان از نظر مقدار کلسیم و آهن دچار کمبود می باشد‪.‬‬
‫با توجه به نقش ویژه کلسیم در بافت استخوانی‪ ،‬کمبود دریافت آن با افزایش خطر‬
‫شکستگی ها همراه است‪ .‬از منابع خوب کلسیم می توان به شیر و لبنیات و برخی‬
‫سبزیجات اشاره کرد‪.‬‬
‫آهن برای نقل و انتقال اکسیژن از شش ها به بافت های فعال نظیر عضالت‪ ،‬مورد نیاز‬
‫بوده و کمبود آن موجب کاهش توان و انرژی فرد به ویژه در انجام فعالیت های استقامتی‬
‫می گردد‪ .‬مهم ترین منابع غذایی این ماده معدنی عبارتند از انواع گوشت ها‪ ،‬حبوبات و‬
‫برخی سبزیجات‪.‬‬
‫ترکیبات کارافزا‪:‬‬
‫ورزشکاران این رشته نیز نظیر بسیاری از رشته های دیگر عالقه وافری به امتحان نمودن‬
‫ترکیباتی دارند که بر اساس ادعای تولید کنندگان آن ها افزایش توان ورزشی‪ ،‬استقامت‪،‬‬
‫سرعت عمل و یا کاهش چربی بدن را موجب می شوند‪ .‬لیکن دسترسی آسان به این‬
‫ترکیبات ممکن است موجب گردد که ورزشکار فریب برخی تبلیغات بی اساس را خورده و‬
‫اقالمی که فاقد اثربخشی الزم بوده و یا حتی ممکن است مضر باشد را انتخاب نماید‪.‬‬
‫بر این اساس توصیه می گردد که در مرحله نخست با متخصصین علوم تغذیه‪ ،‬علوم‬
‫ورزشی و یا اعضای کادر گروه پزشکی مشورت نموده و در هنگام تهیه محصول مورد نظر‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫‪31‬‬

‫به دارا بودن مشخصات بهداشتی‪ ،‬تاریخ تولید و انقضای محصول‪ ،‬شرکت تولید کننده و ‪...‬‬
‫دقت نمایید‪ .‬در خصوص هر مکملی دقت در میزان مصرف آن‪ ،‬به اندازه انتخاب نوع مکمل‬
‫مهم و اساسی است‪.‬‬
‫در جدول زیر مشخصات ‪ ۳‬مکملی که مصرف آن در رشته والیبال شایع تر به نظر می‬
‫رسد‪ ،‬بیان گردیده است‪.‬‬
‫نیاز به مایعات‪:‬‬
‫گرمای هوا و میزان رطوبت‪ ،‬عواملی هستند که در کنار مواردی دیگر نظیر شدت ورزش‪،‬‬
‫بر میزان نیاز ورزشکاران به آب و مایعات موثر هستند‪ .‬نیاز به مایعات به ویژه در ورزشکاران‬
‫والیبال ساحلی که مسابقات آنان در زیر آفتاب برگزار می شود‪ ،‬از اهمیت باالیی برخوردار‬
‫است‪.‬‬
‫این ورزشکاران نیز نظیر سایر ورزشکاران و بر اساس اطالعات ارایه شده در مقاالت قبلی‬
‫می توانند با روش توزین بدن خویش و با توجه به میزان وزن کاسته شده ایشان در طی‬
‫مسابقه یا تمرین‪ ،‬میزان نیاز خویش را به مایعات تعیین نمایند‪ .‬همانند سایر رشته های‬
‫ورزشی نیز مصرف نوشیدنی های ورزشی کربوهیدراتی با حدود ‪ ۶‬تا ‪ ۸‬درصد کربوهیدرات‪،‬‬
‫می تواند عالوه بر تامین مایعات مورد نیاز بدن‪ ،‬با صرفه جویی در مصرف گلیکوژن‬
‫عضالت‪ ،‬توان ورزشی فرد را افزوده و موجب تاخیر در خستگی وی گردد‪ .‬البته تمام‬
‫نوشیدنی های ورزشی که در کشور به فروش می رسند مقدار مناسب کربوهیدرات ندارند و‬
‫حتی نوشیدن زیاد آن ها خود موجب کاهش آب بدن می شود‪.‬‬
‫مایعات توصیه شده در ورزشكاران رشته والیبال‬

‫از‪ :‬محمد حضوری ‪ -‬دکترای تغذیه‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫آجیل؛ مفید اما پرچربی‬
‫در روزهای آغاز سال نو و هنگام دیدوبازدید مصرف آجیل و خشکبار بیشتر میشود‪.‬‬
‫مصرف یك وعده دانههای چرب در طول روز مفید است اما بیشتر نه! یك وعده‪ ،‬به مقدار‬
‫‪ ۲0‬تا ‪۳0‬گرم یا تقریبأ یك نعلبکی است‪.‬‬
‫قرنهاست که خشکبار و آجیل جایگاه ویژهای در رژیمهای غذایی مردم نقاط مختلف‬
‫جهان دارد‪ .‬دانههای چرب در فرهنگهای مختلف‪ ،‬پای ثابت مراسم جشن و شادمانی‬
‫هستند‪ .‬در اروپا‪ ،‬روزهای کریسمس و آغاز سال نو مسیحی در زمستان‪ ،‬روزهایی است که‬
‫مصرف خشکبار و آجیل افزایش پیدا میکند‪ .‬در ایران آغاز بهار و سال نو خورشیدی بدون‬
‫آجیل سر نمیشوند!‬
‫دانههای چرب یا آجیل حاوی چربی فروان و از این رو جزو مواد غذایی پرکالری هستند‪.‬‬
‫ماده غذایی این دانهها با یکدیگر متفاوت است به طور مثال ‪۱00‬گرم آجیل پسته‪ ،‬بادام‬
‫و گردو حاوی حدود ‪ ۱0‬گرم پروتئین‪ ۸ ،‬تا ‪ ۱۶‬گرم هیدراتکربن و ‪ ۱7‬تا ‪ ۳7‬گرم چربی‬
‫اشباع نشده است‪.‬‬
‫مصرف آجیل‪ ،‬کاهش خطر سكته‬
‫به جز نارگیل‪ ،‬تمامی دانههای چرب درختی یا زمینی حاوی اسیدهای چرب اشباع نشده‬
‫هستند‪ .‬از آنجا که این چربی گیاهی است‪ ،‬عاری از کلسترین است و در نتیجه مفید برای‬
‫بدن‪ .‬در آغاز دهه نود میالدی نتیجه تحقیقی پردامنه در آلمان حاکی از آن بود که مصرف‬
‫بیش از یك وعده دانههای چرب در طول هفته‪ ،‬خطر ابتال به بیماریهای قلبی و سکته‬
‫مغزی را کاهش میدهد‪ .‬در این تحقیق ذکر شده بود که هر چه مصرف دانههای چرب‬
‫بیشتر باشد ضریب خطر کمتر میشود‪.‬‬
‫تحقیقات بعدی که در دو دهه گذشته صورت گرفت‪ ،‬نتیجه مثبت این بررسی را ثابت کرد‪.‬‬
‫مصرف دانههای چرب نقش موثری در حفظ سالمت قلب مردان‪ ،‬زنان و سالمندان دارد‪.‬‬
‫نکته قابل توجه‪ ،‬تأثیر مثبت مصرف این دانهها در سالمت قلب و عروق افرادی است که‬
‫فشار خون باال دارند‪ .‬حدود ‪ ۸0‬درصد یك دانه چرب تبدیل به انرژی میشود که حاصل‬
‫چربی اشباع نشده دانه است‪.‬از سوی دیگر این دانهها سرشار از مگنزیوم‪ ،‬مس‪ ،‬آهن و‬
‫ویتانین ب‪ ۱۲‬هستند که در تصفیۀ خون و ساخت گلبولهای خونی تازه شرکت میکنند‪.‬‬
‫سم آفالتوکسین‬
‫این نکته را نباید فراموش کرد که دانههای چرب فاقد کلسترین اما پرکالری هستند‪۱00 .‬‬
‫گرم دانههای چرب حاوی حدود ‪ 700‬کیلوکالری است‪ .‬این میزان از کالری در صورت عدم‬
‫تحرک به سرعت در بافتهای مختلف بدن بصورت چربی انباشته شود‪ .‬از این رو توصیه‬
‫میشود که در صورت مصرف این دانهها‪ ،‬رژیم غذایی روزانه خود را سبك کنید‪.‬‬
‫نکته بسیار مهم دیگر نگهداری آجیل یا دانههای چرب است‪ .‬قارچ کپك که با چشم‬
‫دیده نمیشود به سرعت در محیطهای گرم در دانههای چرب رشد میکند‪ .‬این قارچ‪،‬‬
‫سم خطرناکی به نام آفالتوکسین تولید میکند که باعث تلخی دانه میشود‪ .‬این سم که‬
‫سرطانزاست در صورت ورود به بدن انسان اندامهای بیمار یا ضعیف را هدف قرار میدهد‪.‬‬
‫دانههای چرب خرد شده مانند مغز گردوی خرد شده‪ ،‬بیشتر در معرض خطر حمله قارچ‬
‫کپك دانه هستند‪ .‬از این رو توصیه میشود که دانههای چرب را در یخچال و در درازمدت‬
‫در فریز نگهداری کنید و از خوردن دانههایی که طعم تلخی دارد جدأ پرهیز کنید‪.‬‬
‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬
‫قسمت چهاردهم‬

‫‪32‬‬

‫پا برهنه ای‬
‫در دربار شاه عباس‬
‫اثری از‪Elgin Groseclose :‬‬
‫مترجم‪ :‬غالمرضا کریمیان‬

‫در دهکده «ایوان کیف» که خربزه آن‬
‫معروف بود و همان جایی که جاده قدیم‬
‫کاروان های ابریشم آسیا جاده شمال را‬
‫قطع می کرد ‪ ،‬راهب خوان با جوانی که در‬
‫اصفهان برایش کار می کرد و حاال از آزادی‬
‫اربابش خبردار شده بود برخورد کرد‪.‬‬
‫جوان اطاق گرمی در یکی از کاروانسراها‬
‫تهیه کرده بود و راهب را به آن جا برد و‬
‫پاهای سرمازده او را گرم و با غذا و چای‬
‫گرم از او پذیرایی کرد و در این مدت مرتب‬
‫به روس ها دشنام می داد‪.‬‬
‫ولی راهب خسته به حرف های او اعتراض‬
‫کرده و گفت‪ :‬روس ها آنقدر هم آدم های‬
‫بدی نیستند فقط کمی نسبت به اشخاص‬
‫بدگمانند که آن هم شاید یك روز که ما را‬
‫بهتر بشناسند وما بیشتربا آن ها آشنا شویم ‪،‬‬
‫بتوانیم با هم کنار بیاییم‪.‬‬
‫جوان گفت‪ :‬ای آقا شما اینها را نمی شناسید‪.‬‬
‫تنها راهی که روس ها می توانند احترام به‬
‫افراد را بیاموزند این است که احترام را به‬
‫زور به خورد آن ها بدهیم‪.‬‬
‫مدت ها به ناسزاهای خود ادامه داد ولی‬
‫راهب خسته تر از آن بود که قدرت اعتراض‬
‫داشته باشد‪ .‬به اضافه ‪ ،‬دیگر در فکر روس‬
‫ها نبود و آن قضیه برایش تمام شده بود‪.‬‬
‫آنچه اینك برایش اهمیت داشت مالقات‬
‫با شاه و موضوع خانه کارملیتها و راهبان‬
‫جوانی بود که پشت سر گذاشته بود‪ .‬پیش‬
‫خود فکر می کرد شاید سه سال زندانی‬
‫بودن بیهوده نباشد و فداکاری های او در‬
‫راه منافع شاه دل او را به رحم آورد و شاید‬
‫در غیاب او سیلوستر و آنسلم موفقیت های‬
‫زیادی کسب کرده باشند‪.‬‬
‫در این افکار بود که از جوان اسم شاه را‬
‫شنید و دومرتبه متوجه او شد پرسید‪ :‬درباره‬
‫شاه چه گفتی؟‬
‫جوان ناگهان ساکت شد و راهب به انتظار‬
‫ماند آنگاه راهب گفت‪ :‬چقدر در این مدت‬
‫تغییر کرده ای سه سال پیش پسری بیش‬
‫نبودی و حاال مردی شده ای‪ .‬از تو خیلی‬
‫ممنونم که محبت کرده و به دیدن من‬
‫آمدی‪ .‬اوضاع خانه چطور است؟ پدران‬
‫روحانی چطورند؟‬
‫جوان قبل از جواب مدتی خود را با کار‬
‫مشغول کرد سپس با صدای تلخی که‬
‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫ناراحتی از آن پیدا بود گفت‪:‬‬
‫سه سال خیلی طوالنی است‪ .‬در مدت‬
‫سه سال شما در خدمت شاه ‪ ،‬پیر شده و‬
‫موهایتان را سفید کرده اید و مانند نی قلیان‬
‫الغر شده اید‪ .‬البته پررویی مرا ببخشید ولی‬
‫چه نتیجه دارد؟‬
‫راهب با ناراحتی پرسید‪ :‬چطور؟ مگر چه‬
‫شده است؟‬
‫رفتار جوان آرامش بخش بود و برای این‬
‫که احساسات خود را مخفی کرده باشد مرتبا‬
‫خود را با چیزهای دیگر مشغول می کرد‪،‬‬
‫باالخره یك فنجان چای ریخته و به راهب‬
‫تعارف کرد و راهب آن را گرفته و به زمین‬
‫گذاشت و گفت‪:‬‬
‫من هر کاری کرده ام به خاطر خدا کرده ام‬
‫چون می دانی که شاه قول داده در مراجعت‬
‫من دستور دهد خانه دیگری برای ما تهیه‬
‫کند‪.‬‬
‫جوان از جا بلند شد و در حالی که چشمانش‬
‫می درخشید گفت‪ :‬شاه شما را فراموش‬
‫کرده و همان طور هم قول هایش را از یاد‬
‫برده است‪.‬‬
‫راهب ناگهان از این همه توجه و عالقه‬
‫جوان نسبت به خود یکه خورده و به نظرش‬
‫رسید شاید این موضوع مهم تر از اخبار‬
‫بدی باشد که بعدا می شنود‪ .‬در عین حال‬
‫به جوان گفت‪ :‬درباره وضع خانه برای من‬
‫تعریف نکردی؟‬
‫جوان به طور خالصه گفت‪ :‬دیگر خانه‬
‫ای وجود ندارد‪ ،‬خانه را از ما گرفتند‪ ،‬و ما‬
‫را از آن جا بیرون راندند و پدران روحانی‬
‫سیلوستر و آنسلم هم از ایران رفتند و فقط‬
‫برادر دینی گریگور باقی مانده که من و او‬
‫هم در کاروانسرایی در نزدیکی دروازه قم‬
‫زندگی می کنیم‪.‬‬
‫راهب از این حرف احساس سرگیجه بیشتری‬
‫کرد‪ .‬چشمان خود را بست و سرش را فرو‬
‫آورده و از خدا خواست که تحملش را بیشتر‬
‫کند‪ .‬مدتی طول کشید تا توانست افکار خود‬
‫را برای حرف زدن متمرکز کند‪.‬‬
‫بیرون به شدت باران می بارید‪ .‬صدای‬
‫فریادهای مردم شنیده می شد‪ ،‬چاپاردار خود‬
‫را برای ادامه سفر و حمل چهل مرده به‬
‫مشهد آماده می کرد‪.‬‬
‫راهب به این اجساد فکر می کرد که هر یك‬

‫•‬

‫از آن ها روزی قالب روحی بودند که امروز‬
‫آن روح ها از بدن جدا شده و گوشت آن ها‬
‫در حال فساد است‪ .‬در این ناراحتی عمیق‬
‫سخن یکی از پیامبران به خاطرش آمد که‬
‫گفته بود‪ :‬ایکاش سرم دریای آب و دیدگانم‬
‫اشك بود تا می توانستم شبانه روز بگریم‪،‬‬
‫چون مرگ از پنجره خانه ها و قصرهای ما‬
‫به درون می آید و پیر و جوان را از میان‬
‫ما می برد و رابطه آن ها را با زندگی قطع‬
‫می کند‪.‬‬
‫در این افکار بود که صدای پایی را از پله ها‬
‫شنید و لحظه ای بعد ضربه ای بر در خورد‬
‫و چاپاردار را دید که در آستانه در ایستاده‬
‫است‪ .‬چاپاردار که مردی چاق و فربه به نام‬
‫کاظم بود گفت‪ :‬دوست من آمده ام تا دیگر‬
‫با تو خداحافظی کنم‪ .‬راستی قصه هایی را‬
‫که از پیامبران مسیحی خود گفتی خیلی‬
‫جالب بود و روزهای ما را کوتاه تر و تحمل‬
‫سرمای سخت را آسان تر می کرد‪.‬‬
‫راهب گفت‪ :‬مگر از قاطرهای تو خوب‬
‫نگهداری نکردم؟‬
‫چرا‪ ،‬ولی معلومات تو درباره قاطر بی شباهت‬
‫به شاگرد خرکچی من علی نیست‪ .‬در عوض‬
‫طرز راه باز کردن تو را در بین برف ها فقط‬
‫با یك کلنگ دستی هرگز فراموش نمی‬
‫کنم‪ .‬مردم اینجا حتی برای به دست آوردن‬
‫طال هم اینقدر زحمت نمی کشند‪ .‬گفتی که‬
‫عازم اصفهان هستی؟‬
‫راهب که از شنیدن این حرف خوشحال شده‬
‫بود گفت‪ :‬راستی؟ جوان اسم آن کاروانسرا‬
‫چیست؟‬
‫ کاروانسرای شاه اسماعیل‪.‬‬‫ بله در کاروانسرای شاه اسماعیل به سراغ‬‫ما بیا و اگر آن جا بودم این ارباب تو را‬
‫راهنمایی می کند‪ ،‬حتما از دیدنت خوشحال‬
‫خواهم شد‪.‬‬
‫دیدار چاپاردار تا اندازه ای باعث تقویت‬
‫روحیه راهب شده بود‪ .‬پس از رفتن او رو‬
‫به جوان کرد و گفت‪ :‬از راهب وینسنت‬
‫در هرمز چه خبر داری؟ آیا پولی برای تو‬
‫فرستاده است؟‬
‫ فعال دشمنی بین شاه و پرتغالی ها است‬‫که تجارت بین دو مملکت فوق العاده کم‬
‫شده و از تاریخ ورود انگلیسی ها دیگر هیچ‬
‫خبری از راهب وینسنت نداریم‪.‬‬
‫ انگلیسی ها؟‬‫ بله‪ ،‬نمایندگان یك کمپانی انگلیسی‬‫از هندوستان اینك در اصفهان هستند و‬
‫پیشنهاد کرده اند تمام محصول ابریشم‬
‫مملکت را بخرند و عالوه بر این بر علیه‬
‫پرتغالی ها به ایران کمك کنند و شاه هم‬
‫برای خوشحالی انگلیسی ها دیگر رویی به‬
‫کاتولیك ها نشان نمی دهند‪ .‬چون عقیده‬
‫دارد که پاپ به ایجاد اتحاد بر علیه ترک ها‬
‫به عهد خودش وفا نکرده است‪.‬‬
‫روحیه راهب که کمی بهتر شده بود از‬
‫این حرف در هم رفت و پرسید‪ :‬جوان چیز‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫دیگری هم هست که دانستنش برای من‬
‫الزم باشد؟‬
‫ بدگمانی شاه نسبت به پسرش صفی‬‫میرزا روز به روز بیشتر می شود‪ ،‬ولی دو‬
‫مرتبه فرماندهی سپاه را به عهده او گذاشته‬
‫است‪ .‬به اضافه سوءظن شدیدی نسبت‬
‫به اطرافیان و بعضی درباریان پیدا کرده‬
‫و می ترسد او را از سلطنت بیاندازند‪ ،‬به‬
‫همین علت دیگر مثل سابق آزادانه به این‬
‫طرف و آن طرف نمی رود و می گویند هر‬
‫شب اطاق خواب خود را عوض می کند و‬
‫شایع شده که اخیرا به خوردن شیره گیاه‬
‫خشخاش معتاد شده است‪.‬‬
‫راهب از ناراحتی از جا برخاسته و پابرهنه‬
‫در اطراف اطاق قدم می زد‪ .‬جوان اعتراض‬
‫کرد و گفت‪ :‬پدر شما از سرما خواهید مرد‪،‬‬
‫خواهشمندم بنشینید تا دو مرتبه پاهای شما‬
‫را بمالم‪.‬‬
‫راهب به قدری عصبانی بود که نمی‬
‫توانست بنشیند‪ ،‬باالخره نشست و کفش‬
‫های نمدی روسی خود را که نزدیك منقل‬
‫گذاشته بود تا خشك شود را برداشته و دید‬
‫در چند محل پاره شده است به طوری که‬
‫آب برف به راحتی می توانست وارد کفش‬
‫شود‪ .‬آنگاه گفت‪ :‬تو خیلی به من توجه می‬
‫کنی در صورتی که خوب نیست ما مردان‬
‫مذهبی زندگی چندان راحتی داشته باشیم ‪،‬‬
‫مخصوصا وقتی که کار و وظایفی به عهده‬
‫داریم‪ .‬ما باید حتما وسیله ای برای مسافرت‬
‫پیدا کنیم‪.‬‬
‫جوان گفت‪ :‬پدر ما وسیله داریم؛ اسب های‬
‫ما در اصطبل حاضر است و صبح فردا می‬
‫توانیم حرکت کنیم‪.‬‬
‫ اسب؟‬‫ بله اسب‪.‬‬‫ اسب از کجا آورده ایم؟‬‫ شاهزاده خانم برای ما تهیه کرده اند‪.‬‬‫راهب ساکت ماند‪ ،‬چون اسب سواری برای‬
‫او غدغن بود‪ .‬پدر روحانی پل نیز در این‬
‫باره با شاه صحبت کرده بود ولی راهب‬
‫خوان مدت ها بود که با این دستور کنار‬
‫آمده و پاپ نیز دستور صریح داده بود‬
‫که این قانون و سایر دستورات مربوط به‬
‫لباس و غذا و رفتار را می توان متناسب با‬
‫موقعیت و زمان تعدیل کرد و فقط تعلیماتی‬
‫که درباره ریاضت و اطاعت و نجابت است‬
‫با قوت کامل باقی خواهد ماند‪.‬‬
‫لذا برای مواردی که به سرعت احتیاج بود‬
‫راهب خوان از اسب و در موارد دیگر از‬
‫قاطراستفاده کرده و یا پیاده می رفت‪ .‬حال‬
‫چه علتی اسب سواری او را ایجاب می‬
‫کند؟ چند روز غیبت اضافی در مقابل سه‬
‫سال چه اثری دارد؟ یا در مواردی که قاطر‬
‫وجود داشته باشد عذر او برای پذیرفتن‬
‫اسب چیست؟‬
‫و برای این که فرصتی برای تصمیم گیری‬
‫پیدا کند موضوع را عوض کرد و گفت‪ :‬حال‬
‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫شاهزاده خانم چطور است؟‬
‫ پدر روز به روز زیباتر و مهربان تر می‬‫شود و ضمنا گریگور هم مشتاق دیدن‬
‫شماست‪.‬‬
‫راهب باالخره گفت‪ :‬با قاطر می رویم‪.‬‬
‫جوان که اخالق راهب را شناخته بود و می‬
‫دانست چگونه می توان او را به اجرای‬
‫نقشه های خود وادار کند‪ ،‬بدو اعتراض‬
‫گفت‪ :‬خیلی خوب پس در این صورت من‬
‫باید اسب ها را از جلو ببرم چون باید آن ها‬
‫را به اصفهان برگردانم‪.‬‬
‫پس از این حرف مدتی به سکوت گذشت‪.‬‬
‫راهب ناگهان احساس نگرانی کرد‪ .‬و برای‬
‫اینکه خودش را نگه دارد شروع به خواندن‬
‫دعا کرد و بعد از لحظه ای از پنجره به‬
‫بیرون نگاه کرد و گفت‪ :‬باران کم شده و سه‬
‫ساعت تا غروب مانده اگر االن راه بیافتیم‬
‫تا شب می توانیم به شریف آباد برسیم‪.‬‬
‫صورت جوان با ناراحتی در هم رفت و به‬
‫دقت در حال راهب نگریسته و گفت‪ :‬پدر‬
‫البته هر طور شما بخواهید‪ ،‬ولی به نظر من‬
‫بهتر است مدتی در بستر استراحت کنید‬
‫چون ظاهرا حال شما خوب نیست‪ .‬راهب‬
‫که صبرش تمام شده بود ناگهان از جای‬
‫برخاسته و سینه را جلو داده و گفت‪ :‬حرف‬
‫بیهوده مزن‪ .‬حال که به این سرزمین مرتفع‬
‫رسیده ام حالم خوب خواهد شد‪ .‬زودباش‬
‫راه بیافتیم‪.‬‬
‫جوان فهمید که باالخره با اسب خواهند‬
‫رفت و برای زین کردن آن ها از اطاق‬
‫خارج شد‪ .‬راهب نیز مشغول جمع آوری‬
‫اثاثیه اش شد‪ .‬در میان خرده ریزها به‬
‫کتابی با جلد چرمی سبز برخورد‪ .‬نسخه ای‬
‫از دیوان اشعار موالنا جالل الدین رومی بود‬
‫که قبل از حرکت از اصفهان شاهزاده خانم‬
‫به او هدیه داده بود‪ ،‬ولی هرگز به علت‬
‫نگهداری این کتاب فکر نکرده بود شاید‬
‫هم برای یاد بود اولین فرزند روحانی خود‬
‫نگه داشته بود‪ .‬راهب خوان مدتی کتاب را‬
‫در دست نگهداشت و صفحات آن را ورق‬
‫زد و پیش خود فکر می کرد شاید وقت‬
‫آن رسیده باشد که از دست سنگینی این‬
‫کتاب راحت شود‪ .‬وی ناگهان چشمش بر‬
‫قطعه ای از اشعار مثنوی افتاد که سخت بر‬
‫او اثر کرد‪.‬‬
‫پس از خواندن ‪ ،‬راهب کتاب را بست و‬
‫آن را در دستمال ابریشمی رنگینی پیچید‬
‫و در خورجین گذاشت‪ .‬هنگامی که جوان‬
‫وارد اطاق شد دید راهب روی چهارپایه‬
‫ای نشسته و سرش پایین است‪ ،‬جوان با‬
‫نگرانی پرسید پدر حاضرید؟ هنوز هم میل‬
‫دارید حرکت کنید؟‬
‫راهب هنگامی که سر بلند کرد چشمانش به‬
‫طرز عجیبی می درخشیدند و جوان فهمید‬
‫که تب دارد‪ .‬راهب خوان خودش را مرتب‬
‫کرده و گفت‪ :‬من حاضرم ‪ ،‬راه بیافتیم‪.‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫‪33‬‬
‫جوان فکر می کرد که راهب باز هم برای‬
‫مسافرت نیروی کافی دارد ولی قبل از آن‬
‫که به شریف آباد برسند راهب روی زین تلو‬
‫تلو می خورد‪ .‬به محض ورود به کاروانسرا‬
‫در حالی که در تب شدیدی می سوخت‬
‫جوان او را وادار کرد بخوابند‪.‬‬
‫معهذا روز بعد به اصرار راهب به مسافرت‬
‫خود ادامه داد‪ .‬خوشبختانه هوا کمی مالیم‬
‫تر شده بود و به تدریج که به طرف جنوب‬
‫می رفتند هوا بهتر می شد‪.‬‬
‫دو هفته بعد به اصفهان رسیدند ولی تا آن‬
‫زمان نیروی راهب به کلی از بین رفته بود‬
‫و تب او برگشته و به حالت بیهوشی افتاده‬
‫بود‪.‬‬
‫شاهزاده خانم با شنیدن خبر آزادی راهب‬
‫از دست روس ها و بازگشت او به اصفهان‬
‫خانه ای برای او تهیه کرده و جوان و‬
‫اربابش را به این خانه راهنمایی کرد‪.‬‬
‫خانه ای بود بسیار زیبا و با باغ و پنجره‬
‫هایی که به طرف رودخانه باز می شد‪.‬‬
‫جوان بعد از این که راهب را خوابانید به‬
‫عجله به دیدن شاهزاده خانم رفت و او را از‬
‫ورود راهب آگاه ساخت‪.‬‬
‫روزی که راهب خوان مجددا دیدگان خود‬
‫را گشود یکی از روزهای زیبای بهاری بود‬
‫که شهر اصفهان به خاطر آن شهرت داشت‬
‫و می توان گفت در واقع با شکوه تر از خود‬
‫بهار است‪.‬‬
‫از پنجره منظره لك لك ها که بر فراز برج‬
‫ها مشغول ترمیم النه های خود بودند به‬
‫خوبی دیده می شد‪ .‬زیر نور خورشید صلیب‬
‫طالیی کلیسای جلفا می درخشید‪ .‬کبوتران‬
‫در هوا پرواز می کردند و گنبد مسجد شاه‬
‫در فاصله دوری می درخشید‪ .‬ولی هنگامی‬
‫که راهب چشمان خود را گشود تنها چیزی‬
‫که دید چشمان سبز شاهزاده خانم بود که‬
‫به او خیره شده بود‪.‬‬
‫شاهزاده خانم وقتی راهب را بیدار دید مانند‬
‫یك دوست قدیمی و با همان وقار چرکسی‬
‫روی زمین پهلوی رختخواب او نشست و‬
‫دامنش را دایره وار در اطراف خود پهن‬
‫کرد‪ .‬آنگاه با لحنی توأم با تعجب گفت‪:‬‬
‫از این که به سالمتی برگشته اید بسیار‬
‫خوشحالم! خوشحالی واقعی از کالم او‬
‫پیدا بود و با تمام کوششی که در حفظ این‬
‫خوشحالی می کرد‪ ،‬اما چشمانش تر بود‬
‫و قطرات اشك بی اختیار از گونه هایش‬
‫سرازیر می شد‪ .‬وضعیت او که تا این حد‬
‫متأثر و غمناک بود برای راهب تازگی‬
‫داشت و چون احساس نگرانی کرد دست‬
‫خود را به طرفش دراز و آستین او را لمس‬
‫کرد و گفت‪ :‬لطف بی نهایت خداوندی‬
‫شامل حال من شده و ما به همین علت‬
‫باید خوشحال باشیم‪.‬‬
‫شاهزاده خانم اشك خود را کنترل و با‬
‫دستمالی گوشه های چشمش را پاک کرد‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫و لبخندی زد و گفت‪:‬‬
‫نمی دانید که برای حفظ شما چقدر به‬
‫درگاه خداوند دعا کردم و در غیاب شما‬
‫چه اشك هایی که بالش مرا خیس کرد‪.‬‬
‫حاال که برگشته اید اجازه نداریم چند قطره‬
‫اشك خوشحالی بریزیم؟‬
‫راهب خوان بقدری متأثر شده بود که‬
‫کلمات مناسبی برای پاسخ پیدا نمی کرد‪،‬‬
‫ولی باز هم یك احساس مبهم درونی او را‬
‫وادار می کرد که شاهزاده خانم را مواخذه‬
‫کند ولی علتش را نمی دانست چون از‬
‫وجود احساس دیگر کامال آگاه بود‪.‬‬
‫معهذا این احساس به قدری لطیف و زیبا‬
‫بود که جرأت نداشت آن را از دل دور کند‪.‬‬
‫خوشبختانه شاهزاده خانم اورا از زحمت‬
‫پاسخ به این مسأله راحت کرد و گفت‪ :‬مگر‬
‫شاعر نگفته « پایان شب سیه سپید است»‬
‫حاال دیگر با تکیه بر عظمت و الطاف‬
‫خداوندی قدم برمی داریم و دیگر لزومی‬
‫ندارد درباره تجربیات تلخ و وقایع ناگوار‬
‫دوران مسافرت شما به روسیه صحبت‬
‫کنیم‪ .‬شاهزاده خانم سکوت کرد و فقط در‬
‫چشمان راهب خیره شد به طوری که راهب‬
‫حس کرد قدرتی در دیدگان اوست که او‬
‫را محصور خود کرده‪ .‬پس از لحظه ای با‬
‫صدای خشکی پرسید‪ :‬آیا در این مدت امور‬
‫مذهبی خود را کامال انجام داده اید؟‬
‫و گویی از میان مه یا از میان ابری از‬
‫شکوفه های بادام صدای شاهزاده خانم را‬
‫شنید که می گوید‪:‬‬
‫پدر روحانی ممکن است مرا عفو بفرمایید‪،‬‬
‫چون آن طوری که باید در این مدت به‬
‫وظایف خود عمل نکرده ام‪ .‬راهب گفت‪:‬‬
‫کشیشان هر چقدر هم بیمار باشند نباید‬
‫فرایض دینی خود را ترک کنند‪.‬‬
‫آرنج خود را به زمین فشار داد تا قدری‬
‫سرش را بلند کند ولی تقریبا بالفاصله از‬
‫ضعف سرش بر روی بالش افتاد‪.‬‬
‫شاهزاده خانم فورا پهلوی او زانو زده و‬
‫پشت او را مرتب کرد و صدا زد ظرف آبی‬
‫بیاورند تا پیشانی راهب را بشوید‪ .‬لحظه ای‬
‫بعد راهب دیدگان خود را گشوده و با لحنی‬
‫قاطع و سخت گفت‪ :‬لزومی ندارد! بگذارید‬
‫جوان از من مواظبت کند!‬
‫شاهزاده خانم فورا از این حرف فهمید که‬
‫راهب حال پذیرایی از مهمان را ندارد و به‬
‫آرامی از اطاق خارج شد‪.‬‬
‫ایام بهار و یکی از دوران مذهبی مسیحیان‬
‫بود ‪.‬راهب از خوردن گوشت که بیماران‬
‫در چنین حالتی اجازه داشتند خودداری‬
‫می کرد‪ ،‬در نتیجه خیلی به کندی رو به‬
‫بهبودی می رفت‪ .‬شاهزاده خانم هر روز به‬
‫دیدن او می آمد و چیزهایی از قبیل میوه‪،‬‬
‫یا ماست تازه و یا دسته گلی برای او می‬
‫آورد‪ .‬همیشه خواجه فردوش همراه او بود و‬
‫گاهی یکی دو نفر از خانم های ارامنه آشنا‬

‫را با خود می آورد‪ .‬شاهزاده خانم در طول‬
‫این چند ساله از دختری شجاع و گستاخ‬
‫که برای اولین مرتبه راهب در سفر روسیه‬
‫بود به طور فوق العاده جالبی رشد کرده بود‬
‫و بر وقار و شکوه او افزوده شده بود‪ ،‬ولی‬
‫باز هم آن خوی جنگ جویی را از دست‬
‫نداده و هنوز بر اخالق خشن خود مسلط‬
‫نشده بود‪.‬‬
‫به کرات از اشیای مختلف خوشش می‬
‫آمد و مقرری ماهانه خود را بی حساب‬
‫برای اجناس تجملی خرج می کرد و در‬
‫انجام نماز و دعای خود کوتاهی می کرد؛‬
‫این قسمتی از اعترافات شاهزاده خانم و‬
‫درخواست بخشش از گناهان خود بود‪.‬‬
‫گذشته از این ها ناراحتی دیگری در درون‬
‫او بود که از اعترافاتش نمی شد به آن پی‬
‫برد‪.‬‬
‫راهب مدت ها بود که از پاکی سرشت‬
‫شاهزاده خانم اطالع داشت و این موضوع‬
‫از سادگی و درستی اعترافات او و آمادگی‬
‫به قبول اندرزهای روحانی آشکار بود‪ ،‬ولی‬
‫اینك مطلبی وجود داشت که ظاهر نمی‬
‫شد اما معلوم بود که شاهزاده خانم از یك‬
‫ناراحتی شدید روحی رنج می برد و این‬
‫ناراحتی گاهگاه در رفتار و گفتار او منعکس‬
‫می شد‪ .‬اما پس از چند لحظه یك سوال‬
‫اتفاقی راهب تا اندازه ای موضوع را روشن‬
‫کرد‪ .‬راهب پرسید‪ :‬آیا شاه هنوز به شما‬
‫عالقه دارند؟‬
‫شاهزاده خانم در حال تفکر سری به عالمت‬
‫منفی تکان داد و گفت‪ :‬از تاریخ بازگشت‬
‫شان از زیارت نه به دیدن من آمده اند و نه‬
‫احضارم فرموده اند‪.‬‬
‫راهب گویی از این حرف گیج شده باشد‪،‬‬
‫گفت‪ :‬شما چطور؟ آیا شما هم او را از‬
‫افکار خود خارج کرده اید؟ البته بالفاصله‬
‫از سوال خود پشیمان شد چون کنجکاوی‬
‫در کار دیگران با سیاست مذهبی او تناسب‬
‫نداشت‪ .‬شاهزاده خانم ملتمسانه نگاهی به‬
‫راهب کرد و گفت‪ :‬پدر شما در زندگی من‬
‫تنها نقطه ثابت و قابل اتکا و تنها کسی‬
‫هستید که می توانم به او اعتماد داشته‬
‫باشم‪ .‬لحن صدایش چنان مضطرب توام‬
‫با خوشحالی بود که راهب دیگر قادر به‬
‫سخنی نبود‪.‬‬
‫روز بعد که راهب فشار و ناراحتی زیادی‬
‫را حس می کرد‪ ،‬جوان را به جستجوی‬
‫سر رابرت شرلی فرستاد و گفت‪ :‬اگر در‬
‫شهر بود به او پیغام دهد که به سراغ‬
‫راهب بیاید‪ .‬هنگامی که جوان به خانه‬
‫مرد انگلیسی رفت به او جواب دادند که‬
‫سر رابرت برای مأموریتی همراه نیروهای‬
‫دولتی به مازندران رفته و زمان بازگشت او‬
‫معلوم نیست‪.‬‬
‫*** ادامه در شماره آینده سیمرغ ***‬
‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

SIMORGH • Issue. 15

SIMORGH MAGAZINE

34

15 ‫ • سال اول • شماره‬2010 ‫ آوریل‬1 ‫پنجشنبه‬

WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫‪35‬‬

‫دروغ اول آوریل یا سیزده نوروز!‬
‫این تغییر آغاز سال که عمأل ارج و منزلت روز اول آوریل‬
‫را به روز اول ژانویه منتقل کرده بود‪ ،‬آنچه برای روز‬
‫اول آوریل‪ ،‬در مقابل آن همه بزن و بکوبها و عیدیها و‬
‫هدایایی که قبأل در چنین روزی رد و بدل میشد‪ ،‬بجا نهاد‪،‬‬
‫چیزی درحد شوخی و مسخرگی و دست انداختن این روزی‬
‫شد که با یك فرمان از اعتبار افتاده بود‪ .‬ادامه این شوخیها‬
‫به تدریج تبدیل به این راه و رسم شد که مردم در چنین‬
‫روزی با دروغهایی سر به سر هم بگذارند و به این دروغها‬
‫نیز نام «ماهی آوریل» بدهند‪.‬‬

‫ویژه سیزده نوروز‬
‫در ایران‪ ،‬اولین نشریهای که «دروغ اول آوریل» را‪،‬‬
‫«دروغ سیزده نوروز» کرد‪ ،‬روزنامه «نبرد» خسرو اقبال‬
‫بود که «محمود تفضلی»‪« ،‬جواد فاضل»‪« ،‬حسن‬
‫ارسنجانی»‪« ،‬جهانگیر تفضلی»‪« ،‬اسماعیل پوروالی» و‬
‫سه چهار تن دیگر بودند که شماره سیزده فروردین سال‬
‫‪ ۱۳۲۲‬خورشیدی روزنامه «نبرد» را یك پارچه به صورت‬
‫دروغ درآوردند‪ .‬مطلبی بسیار خواندنی از ماهنامه «روزگار‬
‫نو» اردیبهشت ‪.۱۳70‬‬
‫بخش آغازین مطلب‪ ،‬نوشته زنده یاد «اسماعیل پوروالی»‬
‫سردبیر این نشریه است‪ .‬و بقیه مطلب را «عبدالمجید مجید‬
‫فیاض»‪ ،‬صاحب امتیاز روزنامه «هیرمند» نقل کرده‪ ،‬که‬
‫زمانی با یکدیگر همکاری داشتهاند‪.‬‬
‫***‬
‫قضیه شوخی یا دروغ اول آوریل که در فرانسه به آن‬
‫«ماهی آوریل» ‪ Poisson d’avril‬میگویند و اول‬
‫آوریل با یك روز اختالف‪ ،‬مصادف با سیزده نوروز ما است‪،‬‬
‫ماجرایی است که ریشه آن از فرمانی آب میخورد که در‬
‫حدود نیم قرن پیش‪ ،‬از طرف «شارل نهم»‪ ،‬پادشاه فرانسه‬
‫صادر شده است‪ .‬در واقع این پادشاه که فرزند «هانری‬
‫دوم» و «کاترین دومدیسی» است‪ ،‬با آنکه چهارده سال‬
‫به ظاهر سلطنت کرده ولی معروف است که جز اجرای‬
‫اوامر مادر‪ ،‬به کار دیگری نپرداختهاست‪ .‬یکی از این اوامر‪،‬‬
‫موضوع تغییر آغاز سال بوده‪ ،‬از اول آوریل به اول ژانویه‪.‬‬
‫یعنی از ماهی که مقارن عید پاک است – روز رستاخیز‬
‫عیسی پس از به صلیب کشیدنش – به ماهی که متعاقب‬
‫میالد مسیح میآید و اگر روز نوئل یا کریسمس که برای‬
‫تولد عیسی در نظر گرفته شده‪ ،‬در ‪ ۲۵‬دسامبر‪ ،‬ثابت است‪،‬‬
‫روز عید پاک که اولین یكشنبهای است که از آغاز بهار‬
‫متعاقب بدر کامل ماه (شب چهارده) فرا میرسد‪ ،‬ثابت‬
‫نیست و بین ‪ ۲۲‬ماه مارس تا ‪ ۲۵‬آوریل جا بجا میشود‪.‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫چرا ماهی آوریل؟!‬
‫از دید مردم زمین‪ ،‬در ماه آوریل‪ ،‬خورشید در منطقۀالبروج‬
‫(مسیر بیضیشکل حرکت انتقالی زمین که به دوازده قسمت‬
‫شدهاست) از برج معروف به برج «حوت» به معنی «ماهی»‬
‫«بره» میشود‪.‬‬
‫درمی آید و وارد برج «حمل» به معنی ّ‬
‫این رسم پاگرفته‪ ،‬در میان مردم سابقهای شد برای‬
‫روزنامههای قرون بعد و رادیو و تلویزیونهای سالهای‬
‫اخیر که دنبال این سنت را بگیرند و گاهی این دروغگویی‬
‫ها تا جایی پیش بروند که کفر همه را دربیاورند‪ .‬چنان که‬
‫رادیوی «فرانس انتر» در پاریس در دهه شصت در اوایل‬
‫آوریل به شنوندگان خود خبر داده بود که یك هواپیمای‬
‫«گاالکسی» که گنجایش هزارمسافر را دارد‪ ،‬قرار است در‬
‫روز اول آوریل جماعتی را مجانی برای دو روز به نیویورک‬
‫ببرد و برگرداند‪ .‬کسانی که مایل به شرکت در قرعهکشی‬
‫این مسافرت بیخرج هستند‪ ،‬باید از ساعت یازده صبح روز‬
‫اول آوریل در زیر برج ایفل اجتماع کنند‪.‬‬
‫در آن روز چند هزار نفری به عشق سفر به آمریکا در‬
‫آنجا گردآمدند‪ .‬وقتی در هوای توفانی آن روز‪ ،‬همه از دم‬
‫مثل موش آبکشیده شدند‪ ،‬تازه فهمیدند که با دروغ اول‬
‫آوریل سر و کار داشتهاند‪.‬‬
‫ارتباط دروغ سیزده با دروغ اول آوریل‬
‫در ایران‪ ،‬اولین نشریهای که دروغ اول آوریل را دروغ‬
‫سیزده نوروز کرد – که یك روز با اول آوریل فاصله دارد –‬
‫روزنامه «نبرد» خسرو اقبال یود که محمود تفضلی‪ ،‬جواد‬
‫فاضل‪ ،‬حسن ارسنجانی‪ ،‬جهانگیر تفضلی و من (اسماعیل‬
‫پوروالی) و سه‪ ،‬چهار تن دیگر در آن قلم میزدیم‪.‬‬
‫ما شماره سیزده فروردین سال ‪ ۱۳۲۲‬شمسی روزنامه‬
‫«نبرد» را یكپارچه به صورت دروغ درآوردیم‪ .‬یکی از این‬
‫دروغها‪ ،‬نطقی بود از هیتلر که در آن بحبوحه جنگ‪ ،‬دستور‬
‫آتشبس میداد و این مژدهای بود که همه مردم از پیر و‬
‫جوان ‪ ،‬زن و مرد و بزرگ و کوچك را خوشحال میکرد‪.‬‬
‫در کنار این دروغ شادیدهنده‪ ،‬دروغ آزاردهندهای که در‬
‫آن روز بساط سیزده نوروز خیلی ها را به هم ریخت‪ ،‬خبر‬
‫فوت «حاج محتشم السلطنه» رئیس مجلس وقت بود که‬
‫چون در بین مردم تهران بخصوص بازاریها وجهه و احترام‬
‫و اعتباری خاص داشت‪ .‬هزارها نفر راه خانه او را درپیش‬
‫گرفتند تا در مراسم تشییع جنازهاش شرکت کنند‪.‬‬
‫دروغ بدعاقبتی که بعد ها به گرفتاری «خسرو اقبال»‬
‫سری تقسیم‬
‫و «جهانگیر تفضلی» انجامید‪ ،‬خبر پیمان ّ‬
‫ایران‪ ،‬بین انگلیس و شوروی بود که متفقین زمان جنگ‬
‫که ایران در اشغال آنها بود‪ ،‬آن را یك عمل تحریكآمیز‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫علیه دولتهای شوروی و انگلیس و به نفع آلمان هیتلری‬
‫تشخیص دادند‪.‬‬
‫دروغ اول و دوم‪ ،‬کار من بود و دروغ سوم‪ ،‬کار «حسن‬
‫ارسنجانی»‪ ،‬که دولت‪ ،‬آن را بهانه مناسبی برای توقیف دراز‬
‫مدت روزنامه «نبرد» تشخیص داد‪ .‬ما به ناچار به دنبال‬
‫گرفتن امتیاز دیگری رفتیم که «ایران ما» نام گرفت‪.‬‬
‫با این که در روزنامه «ایران ما»‪ ،‬دیگر ما به دنبال دروغ‬
‫سیزده نرفتیم‪ ،‬ولی این کار ما سرمشقی شد برای بسیاری‬
‫از روزنامههای تهران و شهرستانها که مدتها دست از‬
‫سر دروغ سیزده بر نمیداشتند و آقای «مجید فیاض» که‬
‫چندی پا به پای ما‪ ،‬در تهران در روزنامههای «نبرد» و‬
‫«ایران ما» قلم زده بود‪ ،‬وقتی تصمیم گرفت که در مشهد‬
‫روزنامه «هیرمند» را به راه بیندازد‪ ،‬این سوقات را با خود‬
‫به قلمرو امام رضا هم برد‪ .‬که شرح آن را از لندن برای ما‬
‫فرستادهاست‪.‬‬
‫اسماعیل پوروالی‬
‫نامه «مجید فیاض» اندر باب دروغ سیزده و اول‬
‫آوریل به «اسماعیل پوروالی»‬
‫دوست عزیز!‬
‫‪ ...‬در یکی از نوشتههای شما اشارهای به دروغ اول آوریل‬
‫شدهبود که یك سنت اروپایی است و هنوز هم رواج دارد‪.‬‬
‫من به یاد دارم که شما گردانندگان «ایران ما» این رسم‬
‫هیجانانگیز را با چاشنی ایرانی وارد مطالب روزنامهای‬
‫ایران کردید و نیز میدانم که بعضی از جراید و مجالت نیز‬
‫این کار شما را تقلید کردند‪ .‬امی به یاد ندارم که هیچیك از‬
‫آنها روی من اثر گذاشته باشد‪.‬‬
‫یکی از شگردهای روزنامهنگاری که من از گردانندگان‬
‫«ایران ما» آموختم و بعد در روزنامه «هیرمند» که همیشه‬
‫در ذهن من‪ ،‬نوچه مجله «بامشاد» بود‪ ،‬به کار بردم‪ ،‬همین‬
‫دروغگوییهای اول آوریل (سیزده نوروز) بود که سه‬
‫سال متوالی در شماره مخصوص سیزده نوروز هر سال با‬
‫موضوعی تازه و ابتکاری به چاپ رسید و همه ساله موجب‬
‫بحث و جنجال و مورد توجه عموم قرار گرفت و مدت ها‬
‫مایه گرمی گفتگوهای محافل و مجالس بود و یك بار‬
‫قضیه به نخستوزیر و چند روز بازداشت من کشید که‬
‫تصور میکنم از لحاظ رابطه با تاریخ مطبوعات‬
‫شهرستانها‪ ،‬شایسته چاپ در یکی از شمارههای «روزگار‬
‫نو»‪ ،‬خصوصأ مقارن با آوریل خواهد بود‪.‬‬
‫از نظر من سه دروغی که به مناسبت سیزده نوروز در‬
‫«هیرمند» چاپ شد و در شهر مشهد و استان خراسان و‬
‫حتی تهران تبدیل به یك «قضیه» گشت و باصطالح مثل‬
‫توپ ترکید‪ ،‬هنوز هم قابل بازگویی و خواندنی خواهد بود‪.‬‬
‫نخستین دروغ‬
‫نخستین دروغ سیزده نوروز که ما در هیرمند به کار‬
‫گرفتیم‪ ،‬احتماأل در سال ‪ ۱۳۳۸‬به چاپ رسید‪ .‬در آن سالها‬
‫ما‪ ،‬در مشهد یك شخصیت جالب و دوستداشتنی داشتیم‬
‫که یك استوار نیروی هوایی‪ ،‬از تیپ «هاردی»‪ ،‬همبازی‬
‫«لورل» بود‪ .‬قدی بلندتر از او و پوست و گوشتی مالیمتر و‬
‫اخالقی خوش و طبعی شوخ داشت‪ .‬برخوردهایش صادقانه‬
‫و باصفا بود‪ .‬از کسانی که برغم او «آقاصفت» بودند‪ ،‬بیریا‬
‫مطالبه پول میکرد و هر چه به او میدادند‪ ،‬میگرفت و‬
‫به قول خودش خرج بچه هایش که چند بار دوقلو به دنیا‬
‫آمده بودند اختصاص میداد‪ .‬اما بالفاصله برای جبران این‬
‫محبت برایشان سیگار‪ ،‬ورق بازی‪ ،‬مشروب‪ ،‬که به مناسبت‬
‫شغل خود و ارتباط با مستشاران آمریکایی نیروی هوایی‬
‫تهیهاش برای او آسان بود‪ ،‬میآورد و معموأل ضرر میکرد و‬
‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫غالبأ وجوهی را که با یك سالم نظامی و یا حرکت دوستانه‬
‫از این و یا آن به او میرسید‪ ،‬بین کسانی که از خودش‬
‫مستحقتر بودند‪ ،‬تقسیم میکرد‪.‬‬
‫او با همین حرکات و موتورسیکلت پر سر و صدایش که‬
‫گاهی سوار بر آن در صف مقدم اسکورت شاه و ملکه و‬
‫شاهپورها و زمانی جلوی اتوموبیل استاندار یا نایبالتولیه و‬
‫تقریبأ در همه تشریفات رسمی و نیمهرسمی دیده میشد‪،‬‬
‫برای مردم مشهد‪ ،‬فردی شناخته شده و مشخص بود‪ .‬او با‬
‫همه شوخی میکرد و به همه اجازه میداد که با او شوخی‬
‫کنند‪.‬‬
‫من از او عکسی خواستم که در «هیرمند» چاپ کنم و‬
‫به او گفتم قصد دارم به مناسبت سیزده نوروز با او شوخی‬
‫کنم و دروغی در رابطه با او بنویسم و او از فرط بیغمی و‬
‫بیخیالی بدون آنکه سؤالی بکند به من اجازه داد که هر‬
‫چه دلم میخواهد بنویسم و به چاپ برسانم‪.‬‬
‫عضالت نرم و برجسته سینه او مرا به فکر انداخته بود‬
‫که دروغی در رابطه با تغییر جنسیت ناگهانی این شخصیت‬
‫سرشناس و استوار معروف نیروی هوایی تنظیم کنم و‬
‫انتشار بدهم‪ .‬من این دروغ را چنان با آب و تاب پروراندم‬
‫که واقعأ عامه خوانندگان «هیرمند» و به تبع آنها مردم‬
‫عادی آن را باور کرده بودند و هر شماره روزنامه روز سیزده‬
‫در دامنه «کوه سنگی» که آن روز مهمترین گردشگاه‬
‫عمومی مشهد بود‪ ،‬تا سی تومان خرید و فروش شد‪.‬‬
‫متأسفانه به نسخههای روزنامه ی هیرمند دسترسی ندارم‬
‫که عین نوشته را منعکس کنم‪ .‬به طور خالصه‪ ،‬مطلب‬
‫چنین تنظیم شده بود که‪:‬‬
‫شب پیش فالنی بهطور ناگهانی احساس کردهاست که‬
‫جنسیت او در حال تغییر قرار گرفته و به توصیه اطباء شهر‬
‫به بیمارستان شاهرضای مشهد انتقال یافته و هم اکنون‬
‫گروهی از جراحان زیر نظر پرفسور «بولون» بلژیکی‪ ،‬جراح‬
‫معروف و استاد دانشکده پزشکی خراسان سرگرم عمل‬
‫هستند که از این تغییر جنسیت جلوگیری کنند اما آنها‬
‫این دگرگونی را بعید نمیدانند و به همین دلیل عدهای‬
‫از مشاورین طبی و حقــوقی از هــم اکنــون در اتاق‬
‫مجـاور اتاق عمــل بـه مشورت‬
‫نشسته اند که در صورت تغییر جنسیت او‪ ،‬تکلیف‬
‫دوقلوهای متعدد فالنی و رابطه پدر و فرزندی‪ ،‬تکلیف‬
‫رابطه زوجیت و خدمت سربازی و سابقه کارش چه خواهد‬
‫شد‪.‬‬
‫اضافه کرده بودم که خبر نگار «آسوشیتدپرس» امروز‬
‫صبح خودش را از تهران با طیاره به مشهد رسانده و لحظه‬
‫به لحظه‪ ،‬واقعه را برای خبرگزاری خود گزارش میدهد‪.‬‬
‫فرماندهی نظامی استوار مذکور به زحمت توانسته است‬
‫از میان جمعیتی که در پشت در و دیوار بخش جراحی‬
‫بیمارستان شاهرضا به انتظار نتیجه کار گرد آمدهاند‪ ،‬بگذرد‬
‫و خود را به اتاق مشاوره برساند‪.‬‬
‫با انتشار این خبر در مجله «هیرمند» و انتقال سینه به‬
‫سینه و زبان به زبان آن در شهر و بهکارگیری اسم پرفسور‬
‫«بولون» و اشاره به حضور فرمانده نظامی‪ ،‬اجتماع کثیر‬
‫مردم در اطراف بخش جراحی و خبرنگار «آسوشیتدپرس»‬
‫دروغ سیزده ما‪ ،‬درحد یك خبر واقعی انعکاس یافت و تا‬
‫روز بعد که استوار ما سوار بر موتورسیکلت پر سر و صدای‬
‫خود همه خیابانهای شلوغ شهر را زیر پا گذاشت‪ ،‬کمتر‬
‫کسی در صحت این خبر تردید داشت‪ .‬هنوز هم خاطره‬
‫این شوخی به یاد جوانهای همسن و سال آن روز استوار‬
‫سرشناس ما‪ ،‬پدر چند دوقلو باقیست‪.‬‬
‫دروغ دوم‬
‫دروغ دوم در گرمی بازار زمین شهری و شهرکسازی و‬
‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫‪36‬‬

‫خرید و فروش اراضی مرغوب استان قدس که چشم طمع‬
‫بساز و بفروشهای تهرانی هم به دنبال آن بود‪ ،‬انتشار‬
‫یافت‪ .‬مرحوم «محمد مهران» نایبالتولیه استان قدس در‬
‫واگذاری رایگان اراضی آستان قدس که با سرقفلی در بازار‪،‬‬
‫معامله میشد‪ ،‬سعه صدر داشت‪ .‬در آن زمان چشم همه‬
‫زمین خوارهای مسافر و مجاور باغ «مصطفیخانی» دوخته‬
‫شده بود که در نبش خیابان «احمدآباد» و فلکه دوم‪ ،‬واقع‬
‫بود‪ .‬شایع بود که پارهای از صاحب منصبان دایره اراضی با‬
‫بندو بست های متداول‪ ،‬قصد دارند این باغ را به صورتی‬
‫که جای اعتراض فضولباشیها نباشد‪ ،‬به یاران خود واگذار‬
‫نمایند‪ .‬من از این شایعه بهره گرفتم و چون میدانستم که‬
‫چشم ها به دنبال این زمین است‪ ،‬مطلبی را به صورت‬
‫آگهی مزایده با شماره اداری و تاریخ و قید دو حرف (ش‪ .‬آ‬
‫) در ذیل آن تنظیم و در وسط روزنامه چاپ کردم که آستان‬
‫قدس‪ ،‬باغ مصطفیخانی را از طریق مزایده و طبق ضوابط‬
‫اجاره زمین‪ ،‬برای ایجاد مسکن واگذار میکند‪ .‬عالقمندان‬
‫باید فالن مبلغ به حساب فالن بانك بریزند و اوراق شرکت‬
‫در مزایده را دریافت و پیشنهادات خود را تا ساعت هشت‬
‫بعد از ظهر روز چهاردهم فروردین به دفتر آستان قدس که‬

‫برای دریافت آنها باز خواهد بود تسلیم نمایند‪.‬‬
‫خدا میداند که چه غوغایی برپاشد‪ .‬حدود ساعت دوازده‬
‫صبح‪ ،‬پدرم که از صاحبمنصبان عالیرتبه آستان قدس‬
‫بود‪ ،‬با عصبانیت بسیار به سراغ من آمد و مرا به شدت‬
‫مورد اعتراض قرار داد‪ .‬هنوز ننشسته بود که تلفن زنگ زد‪.‬‬
‫مرحوم «مهران» بود‪ .‬صدایش میلرزید‪ .‬گویی میخواست‬
‫گریه کند‪ .‬مؤدب ولی گلهمند با صدای بلندش اعتراض‬
‫میکرد که این چه دروغی است‪ ...‬و میگفت تو شهر را‬
‫به سر من شوراندهای ‪ .‬از چپ و راست‪ ،‬از تربتحیدریه و‬
‫بیرجند تلگراف میرسد و جمعیتی کثیر‪ ،‬نامه به دست‪،‬‬
‫توی صحن اداره آستان قدس راه عبور مرا به اتاق کارم‬
‫بستهاند‪ .‬بانك‪ ،‬ما را سؤال پیچ کردهاست که کدام حساب‬
‫و چه فرمی؟‪.‬‬
‫از تهران کارمندان دربار‪ ،‬دوستان دور و نزدیك‪،‬‬
‫روزنامهنگارها و شخصیتهای مختلف زنگ میزنندو‬
‫تقاضا دارند که مهلت بیشتری قائل بشویم تا ۀنها هم‬
‫بتوانند در مزایده شرکت کنند‪ .‬چون طبق فرمان همایونی‬
‫فروش این باغ بدون اجازه ایشان ممنوع بوده و از این قبیل‬
‫اعتراض ها ‪ ...‬کهتا من توانستمسنت دروغ اول آوریل را به‬
‫او تفهیم کنم نه از شدت عصبانیت پدرم کاسته شد و نه‬
‫از دلتنگی او که عاقبت‪ ،‬کاسه کوزهها بسر پدرم شکست و‬
‫عرصه چنان تنگ شد که تقاضای بازنشستگی کرد‪.‬‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫دروغ سوم‬
‫دروغ سوم یکی از شاهکارهای من در روزنامهنویسی بود‬
‫و از شیوههای شیرین شما مایه میگرفت‪...‬‬
‫سالها بود که دولت طبق تصویب نامهای‪ ،‬خرید و‬
‫فروش مشروبات الکلی را در شهرستانهای مشهد‪ ،‬قم و‬
‫ری ممنوع کرده بود‪ .‬اما مشهد ما مثل همین روزها که‬
‫علیرغم چوب و فلك و شالق و شدت عمل کمیتهها و‬
‫دادگاههای منکرات‪ ،‬هر نوع مشروبی در هر کجای شهر‪،‬‬
‫خرید و فروش میشود‪ ،‬همه جا مشروب میفروختند و‬
‫بیش از همه « یروانت» ارمنی در مغازه مارس‪ ،‬حاشیه‬
‫خیابان پهلوی و صدقدمی شهربانی‪ ،‬با تقدیم پنج ریال‬
‫برای هر بطری‪ ،‬حق حساب آژان‪ ،‬بقیه معامالت را رها‬
‫کرده و از جاسازی درون مغازه‪ ،‬هر نوع مشروبی را بیرون‬
‫میکشید و به دست مشتری میداد‪.‬‬
‫من در یکی از سرمقالههای «هیرمند» به این تصویبنامه‬
‫بیاعتبار تاخته بودم که خاصیتی جز محروم کردن‬
‫شهرداری مشهد از عوارض فروش مشروبات الکلی ندارد‬
‫و متعاقب ًا در شماره سیزده نوروز تصویب نامهای را با قید‬
‫شماره و تاریخ از قول هیئت دولت‪ ،‬جعل و چاپ کردم‬
‫و نوشتم که ‪« :‬هیئت وزرا در جلسه عمومی روز سیزده‬
‫فروردین تصویبنامه شماره فالن را که به موجب آن‬
‫خرید و فروش مشروبات الکلی در شهرستانهای مشهد‪،‬‬
‫قم و ری ممنوع شده بود‪ ،‬لغو کردهاست‪ .‬انتشار این خبر‬
‫با آن فرم تقلید شده از متن تصویبنامه های هیئت‬
‫وزرا سبب شده بود که زودتر از همه « یروانت» ارمنی‬
‫و فروشندگان دیگر مشروبات الکلی قضیه را باور کنند و‬
‫با شادمانی و چراغانی‪ ،‬موجودی مشروبات را از پستوها به‬
‫پشت شیشه ویترینها منتقل سازند و در جواب اعتراض‬
‫آژانها نسخهای از روزنامه «هیرمند» را ارائه بدهند و البته‬
‫به زودی چوبش را بخورند و مشروباتشان به غارت برود‪.‬‬
‫لحظاتی چند پس از انتشار «هیرمند» حتی این خبر به‬
‫حوزههای مذهبی میرسد بدون تحقیق کافی‪ ،‬فرض را بر‬
‫صحت قرار داده و یك سلسله تلگرافهایی بین بعضی از‬
‫علمای مشهد و قم و دکتر علی امینی‪ ،‬نخستوزیر وقت‬
‫مبادله میشود و به این تصمیم هیئت دولت اعتراض به‬
‫عمل میآید‪ .‬دکتر امینی هم بدون توجه به علت انتشار‬
‫چنین دروغی آن را نوعی توطئه علیه خود میپندارد و‬
‫از طریق سازمان امنیت دستور بازداشت مدیر و توقیف‬
‫روزنامه «هیرمند» را ندیده و نسنجیده صادر میکند‪.‬‬
‫من در دفتر وکالتم نشسته بودم که «سیف الدینی» راننده‬
‫سرهنگ منوچهر هاشمی‪ ،‬رئیس ساواک خراسان وارد‬
‫شد و مؤدبانه خواهش کرد که فوراً برای مالقات «جناب‬
‫سرهنگ» همراه او بروم‪ .‬ناگزیر این دعوت محترمانه‬
‫را که میدانستم به زودی بازگشت ندارد‪ ،‬پذیرفتم‪ .‬سید‬
‫جاللالدین تهرانی‪ ،‬استاندار خراسان که با پدرم دوست‬
‫بود و به من نیز محبت داشت‪ ،‬اجازه نداده بود که در این‬
‫خصوص با او مذاکرهای بشود‪ .‬من یکی دو روز بازداشت‬
‫شدن را کیفر شلوغکاری خودم میدانستم اما بیش از آن‬
‫را تحمل نکردم و به سرهنگ هاشمی پیغام دادم که حق‬
‫ندارد با یك وکیل دادگستری چنین رفتاری داشته باشد‪...‬‬
‫و او فوری به دیدن من آمد و خواهش کرد بیست و چهار‬
‫ساعت دیگر به او مهلت بدهم تا خودش مستقیم ًا با تهران‬
‫تماس بگیرد و قضیه را حل کند و مدعی بود که چون‬
‫روابط او با سید جالل به هم خورده در کار هم کارشکنی‬
‫میکنند‪...‬‬
‫بعدها دکتر علی امینی در جواب نامهای به من نوشت‬
‫که انتشار آن تصویب نامه جعلی و دروغ سیزده‪ ،‬او را با‬
‫مشکلترین مسائل دوره ریاستالوزرائیش رو بهرو کرده‬
‫بود‪.‬‬
‫عبدالمجید مجید فیاض ‪ -‬صاحب امتیاز روزنامه‬
‫«هیرمند»‬
‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫‪37‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫قوانين مهاجرت از طریق‬
‫تخصص و حرفه‬
‫(‪)Skilled Workers‬‬

‫این مقاله برای آن دسته از هموطنان مقیم کانادا که تمایل دارند به دوستان و اقوامی که قصد مهاجرت به کانادا را دارند کمك نمایند ‪ ،‬تهیه گردیده است‪ .‬امید است که با مطالعه این‬
‫مطلب ‪ ،‬خوانندگان بتوانند اطالعات صحیحی را به عزیزانشان منتقل نمایند‪.‬‬
‫براساس قانونی که از تاریخ ‪ ۲7‬فوریه ‪ ۲00۸‬در حال اجراست‪ ،‬برای اینکه بتوان به عنوان نیروی کار متخصص جهت ویزای اقامت دائم کانادا اقدام کرد‪ ،‬باید یــــــــکی از شرایط‬
‫زیر را‪ ،‬به عنوان شرط اولیه پذیرش دارا بود‪:‬‬
‫پیشنهاد کار تایید شده توسط وزارت کار از یك کارفرمای کانادایی داشته باشید؛ یا‬
‫‪-۱‬‬
‫حداقل یك سال به صورت قانونی و با دراختیار داشتن ویزای کار یا تحصیل در کانادا زندگی کرده اید؛ یا‬
‫‪-۲‬‬
‫در طی ‪ ۱0‬سال گذشته حداقل یك سال سابقه کار تمام وقت در یك یا تعداد بیشتری از مشاغل فهرست شده در جدول زیر را در اختیار دارید‪:‬‬
‫‪-۳‬‬
‫ •‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬

‫مدیران امور مالی‬
‫مدیران کامپیوتر و سیستمهای اطالعات‬
‫مدیران بهداشت و درمان‬
‫مدیران رستوران و خدمات تغذیه‬
‫مدیران خدمات تفریحی‪ ،‬اسکان و هتلداری‬
‫مدیران خدمات ساخت و ساز‬
‫حسابداری و بازرسی مالی‬
‫زمین شناسی‪ ،‬ژئو شیمی و ژئو فیزیك‬
‫مهندسی معدن‬
‫مهندسی زمین شناسی‬
‫مهندسی نفت و رشته های مرتبط با صنعت نفت‬
‫پزشکان متخصص‬
‫پزشکان عمومی‬
‫شنوایی سنجی و گفتار درمانی‬
‫آسیب شناسان و پزشکان مشاغل‬
‫فیزیوتراپی‬
‫سرپرستاری‬
‫پرستاری‬
‫پرتو پزشکی‪ ،‬پرتو درمانی و رادیولوژی‬

‫ •‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬
‫• ‬

‫تدریس در کالج و موسسات آموزش فنی و حرفه ای‬
‫سرآشپز‬
‫آشپز‬
‫پیمانکاران و ناظران فنی(سرپرست)نصب لوله های صنعتی‬
‫پیمانکاران و ناظران فنی(سرپرست)صنایع چوب و نجاری‬
‫پیمانکاران و ناظران فنی(سرپرست)پرسنل ماشینهای سنگین ساختمانی‬
‫برقکار‬
‫برقکار صنعتی‬
‫لوله کش‬
‫نصب کننده لوله های بخار‪ ،‬سیستم های آتش نشان و آب پاش اضطراری‬
‫جوشکار و اپراتور ماشین آالت مرتبط‬
‫مکانیك ماشین آالت سنگین‬
‫اپراتور جرثقیل‬
‫کارگران و متخصصین حفاری‪ ،‬انفجار و بهره برداری معادن سطحی و زیر زمینی‬
‫کارکنان ارشد (سرپرست) معادن سطحی و زیر زمینی‬
‫کارکنان ارشد (سرپرست) حفاری چاههای نفت و گاز‬
‫کارکنان ارشد (سرپرست) صنایع نفت‪ ،‬گاز‪ ،‬پاالیش فراورده های نفتی و شیمیایی‬
‫بهیاری و کمك پرستاری‬
‫استادان دانشگاه‬

‫اگر یکی از شرایط ذکر شده را دارا باشید شرایط شما بر اساس ‪ ۶‬فاکتور گزینشی تعیین شده در سیستم امتیازدهی و گزینش مهاجران متخصص مورد بررسی قرار می گیرد‪ .‬این فاکتورها‬
‫عبارتند از تحصیالت و مدارج علمی‪ ،‬میزان تسلط بر زبانهای انگلیسی و فرانسه ‪ ،‬تجربه کار‪ ،‬سن‪ ،‬داشتن پیشنهاد تایید شده کار از کارفرمایی در کانادا و قابلیت وفق پذیری‪ .‬حداقل‬
‫‪ ۶7‬امتیاز برای تائید تقاضانامه مورد نیاز است‪ .‬همچنین متقاضیان باید با ارائه مدارک مالی سرمایه الزم جهت تامین مخارج زندگی تا زمان یافتن کار مناسب درکانادا را به همراه داشته‬
‫باشند‪.‬‬
‫متقاضیان متخصص باید در معاینات پزشکی شرکت کرده و از نظر تحقیقات امنیتی نیز مشکلی نداشته باشند‪.‬‬
‫سیستم امتیازدهی و گزینش مهاجران متخصص‬
‫اگر متقاضی اقامت دائم در کانادا از طریق تخصص و حرفه هستید باید حداقل امتیاز الزم (در حال حاضر ‪ ۶7‬امتیاز) را از این سیستم امتیازدهی کسب کنید‪ .‬شش فاکتوری که امتیازات‬
‫متقاضیان بر آن محاسبه میگردند‪ ،‬عبارتند از‪:‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫‪.‬‬

‫‪38‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬
‫‪.‬‬

‫‪:‬‬

‫تحصیالت و مدارج علمی‬

‫‪:‬‬

‫‪5‬‬

‫میزان تسلط بر زبانهای فرانسه و انگلیسی‬
‫بایستی یکی از آنها را که کار با آن‬
‫حداکثر امتیازی که از فاکتور زبان میتوانید کسب کنید ‪ 24‬امتیاز است‪.‬اگر با هر دو زبان انگلیسی و فرانسه آشنا بوده و یا بر آنها تسلط دارید می‬
‫‪.‬‬
‫برایتان آسان تر است و تسلط بیشتری بر آن دارید‪ ،‬به عنوان زبان اول و دیگری را به عنوان زبان دوم برگزینید و اگر تنها با یکی از این دو زبان آشنا هستید‪ ،‬آن زبان زبان رسمی اول‬
‫شما محسوب شده و تنها امتیاز مربوط به زبان اول را کسب خواهید کرد‪: .‬‬
‫عالی سطح بندی شده و با توجه به‬
‫در هر زبان با توجه به مدرک معتبری که ارائه میدهید چهار مهارت خواندن‪ ،‬نوشتن‪ ،‬شنیدن و صحبت کردن شما در سه سطح مقدماتی‪ ،‬خوب و‬
‫‪.‬‬
‫جدول زیر امتیاز کسب میکنید‪:‬‬
‫‪5‬‬

‫‪:‬‬

‫)‪International English Language Testing System (IELTS‬‬

‫)‪Writing(General Training‬‬

‫‪International‬‬
‫‪English Language‬‬
‫‪Testing‬‬
‫)‪System Training‬‬
‫)‪(IELTS‬‬
‫‪Speaking‬‬
‫‪Listening‬‬
‫‪Reading(General‬‬

‫‪6.5 - 9.0‬‬
‫)‪Writing(General Training‬‬

‫‪7.5 - 9.0‬‬

‫‪6.5 - 9.0‬‬

‫‪Listening‬‬

‫)‪Reading(General Training‬‬

‫‪6.5 - 9.0‬‬

‫‪5.5 - 6.0‬‬
‫‪6.5 - 9.0‬‬

‫‪5.0 - 6.0‬‬
‫‪6.5 - 9.0‬‬

‫‪5.5 - 7.0‬‬
‫‪7.5 - 9.0‬‬

‫‪4.0 - 5.0‬‬

‫‪3.5 - 4.5‬‬

‫‪4.5 - 5.0‬‬

‫‪4.0 - 5.0‬‬

‫‪5.5 - 6.0‬‬
‫‪4.0 - 5.0‬‬

‫‪3.5 - 4.5‬‬

‫‪CELPIP‬‬

‫‪5.5 - 7.0‬‬

‫‪5.5 - 6.0‬‬

‫‪4.5 - 5.0‬‬

‫‪4.0 - 5.0‬‬

‫‪TEF‬‬
‫( ‪IELTS‬‬

‫‪2‬‬

‫‪Speaking‬‬
‫‪5.5 - 6.0‬‬
‫‪6.5 - 9.0‬‬

‫‪5.0 - 6.0‬‬

‫‪4‬‬

‫(‪TEF‬‬

‫‪4‬‬
‫‪2‬‬

‫‪2‬‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬

‫‪0‬‬

‫‪1‬‬

‫‪0‬‬

‫‪TEF‬را نیز می توان در سایت رسمی اداره مهاجرت مشاهده نمود‪ .‬برای اینکه سطح توانمندیهای زبانی خود را به اثبات‬
‫‪TEFCELPIP‬‬
‫درجه مهارتها و برابری هر سطح در امتحانات ‪ CELPIP‬و‬
‫(‪TEF‬‬
‫( ‪IELTS‬‬
‫‪NOC‬نتیجه آزمون را به مدارک خود ضمیمه کنید‪.‬‬
‫برسانید باید در آزمون(‪( IELTS‬برای زبان انگلیسی یا(‪(TEF‬برای زبان فرانسه شرکت کرده و‬
‫تجربه کار‬
‫‪NOC‬معادل نیمه وقت آن) در یک یا تعداد بیشتری از عناوین فهرست ‪ 38‬شغل مورد نیاز‬
‫متقاضیان متخصص اقامت کانادا باید در ‪ 10‬سال گذشته حداقل یک سال تجربه کار تمام وقت (یا‬
‫داشته باشید‪ .‬عنوان شغلی شما باید در فهرست ‪ NOC‬موجود و نوع و سطح مهارت شغل مورد نظر بر اساس این فهرست یکی از سطوح( ‪ ( 0‬مشاغل مدیریتی ( ‪ ) A‬مشاغلی که به‬
‫آموزش دانشگاهی نیاز دارند‪ ،‬و یا (‪ )B‬مشاغل فنی و حرفه ای که کارآموزی و یا آموزش درکالج های فنی حرفه ای نیاز دارند باشد‪.‬‬
‫(‬
‫درکالج های فنی حرفه‪A‬ای نیاز دارند باشد‪.‬‬
‫کارآموزی و یا آموزش‬
‫‪.‬‬

‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫)‪(B‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫‪A‬‬

‫(‬

‫)‪(B‬‬

‫‪.‬‬

‫‪39‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫سن‬
‫فاکتور چهارم سن شما در زمان ارائه فرم تقاضانامه است که بر اساس جدول زیر قابل محاسبه است‪ .‬حداکثر امتیازی که از این قسمت میتوانید کسب کنید ‪ 10‬امتیاز میباشد‪.‬‬
‫پیشنهاد قطعی و تایید شده کار در کانادا‬

‫در صورت داشتن پیشنهاد کار و یاداشتن اجازه کار موقت در کانادا میتوانید از این فاکتور ‪ 10‬امتیاز کسب کنید‪ .‬حالت ‪-‬‬
‫های ممکن به قرار زیر است‪:‬‬
‫ویزای اقامت دائم دارای اعتبار است‪ .‬عالوه بر این باید از کارفرمای‬
‫ ‪-‬به موجب یک ویزای کار موقت در کانادا سکونت دارید و مجوز کارتان در زمان ارائه فرم تقاصانامه و در زمان صدور‬‫‬‫‪.‬‬
‫کنونی خود پیشنهاد کاری بیانگر استخدام شما در صورت صدور ویزای اقامت دائم در اختیار داشته باشید‪.‬‬
‫‪(HRSDC‬‬
‫‬‫‪.‬‬
‫‪(HRSDC‬‬
‫((‪ HRSDC‬رسیده است‪ ،‬در دست دارید‪.‬‬
‫کانادا‬
‫های‬
‫مهارت‬
‫و‬
‫انسانی‬
‫منابع‬
‫توسعه‬
‫خارج از کانادا هستید و ازیک کارفرمای کانادایی پیشنهاد کاری تمام وقت‪ ،‬که به تأیید اداره‬
‫‪ -‬شما‬‫‪.‬‬
‫بعالوه باید تمامی نیازمندیها و استانداردهای عنوان شغلی مورد نظر را دارا باشید‪.‬‬
‫‬‫‪NAFTA, CCFTA , GATS‬‬
‫‪(HRSDC‬‬
‫داشته باشید که در هر دو حالت فوق باید کاری که به آن مشغول هستید یا کاری که کارفرما پیشنهاد نموده است مورد‪ .‬تأیید اداره توسعه منابع انسانی و مهارتهای کانادا باشد‬
‫توجه‬
‫تأییدیه این مرکز معاف هستند‪).‬‬
‫‪CCFTA‬کسب‬
‫استثنائات ‪,‬دیگر از‬
‫‪NAFTA,‬‬
‫(البته بعضی مشاغل به موجب برخی توافقنامههای بینالمللی مثل ‪ NAFTA, CCFTA , GATS‬و ‪GATS‬‬

‫وفق پذیری‬
‫آخرین فاکتوری که در ارزیابی متقاضی مؤثر است مواردی هستند که قابلیت سازگاری یا وفق پذیری وی با زندگی در کانادا را افزایش میدهند‪ .‬متقاضیان متخصص می توانند حد اکثر‬
‫‪ 10‬امتیاز به واسطه قابلیت وفق پذیری کسب کنند‪ .‬این ‪ 10‬امتیاز از طریق ترکیبی از موارد زیر قابل دستیابی است‪:‬‬

‫‬‫‪-‬‬

‫منظور از خویشاوند درجه یک در جدول فوق عبارتست از پدر و مادر‪ ،‬پدربزرگ و مادر بزرگ‪ ،‬فرزندان و نوه ها‪ ،‬برادر و خواهر‪ ،‬عمه‪ ،‬عمو‪ ،‬خاله‪ ،‬دایی برادرزاده و خواهر زاده‪.‬‬
‫‪-‬‬

‫حد اقل سرمایه برای اقامت در کانادا ‪ -‬مهاجران متخصص‬
‫متقاضیان موظفند برای تامین مخارج زندگی در کانادا مبلغ مشخصی دارایی با خود داشته باشند‪ .‬این وجه را نمی‬
‫‪10,833‬‬
‫‪13,486‬گرفت و متقاضی باید هنگام ارسال تقاضانامه خود و با استفاده از مدارک مالی نشان‬
‫توان از شخص دیگری قرض‬
‫‪16,580‬اختیار دارد‪ .‬میزان حداقل سرمایه مورد نیاز با توجه به تعداد افراد خانواده متفاوت و‬
‫دهد که وجه مورد نیاز را در‬
‫‪10,833‬‬
‫‪20,130‬‬
‫مطابق جدول زیر است‪13,486:‬‬
‫‪22,831‬‬
‫‪16,580‬‬
‫هرساله افزایش پیدا میکنند‪.‬‬
‫شایان ذکر است این مبالغ‬
‫‪25,749‬‬
‫‪20,130‬‬
‫‪28,688‬‬
‫‪22,831‬‬
‫‪25,749‬‬
‫‪28,688‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫‪10,833‬‬
‫‪13,486‬‬
‫‪16,580‬‬
‫‪20,130‬‬
‫‪22,831‬‬
‫‪25,749‬‬
‫‪28,688‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

SIMORGH • Issue. 15

SIMORGH MAGAZINE

40

15 ‫ • سال اول • شماره‬2010 ‫ آوریل‬1 ‫پنجشنبه‬

WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM

‫‪41‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫م س ا‬
‫و سرگـــرمی‬

‫ب ق‬

‫ه‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫روزگار غریبیست نازنین ‪...‬‬

‫کمی فکر کنیم‪...‬‬

‫معماهای شماره ‪15‬‬
‫سوال اول‬

‫سیاستمداران‬

‫در یک میتینگ سیاسی ‪ 100‬نفر سیاستمدار شرکت کرده اند‪ .‬هر سیاستمدار یا «قابل اعتماد» است‬
‫و یا «غیر قابل اعتماد»‪ .‬دو حقیقت زیر در مورد این جمع صادق است‪:‬‬
‫‪ -1‬حداقل یکی از سیاستمداران‪ ،‬قابل اعتماد است‪.‬‬
‫‪ -2‬از هر دو نفر سیاستمدار حداقل یکی غیر قابل اعتماد است‪.‬‬
‫چند نفر از این سیاستمداران قابل اعتماد و چند نفر غیر قابل اعتمادند؟‬

‫سوال دوم‬

‫خالف رانندگی‬

‫یک راننده اتوبوس که همیشه قوانین رانندگی را رعایت می کند‪ ،‬در حال حرکت در خیابان‬
‫‪ .Carling Ave‬است ‪ .‬وقتي به ایستگاه اتوبوس میرسد‪ ،‬بدون آنکه توقف کند از ایستگاه رد‬
‫میشود‪ .‬بعد سر یک چهارراه به سمت راست گردش میکند که عالمت گردش به سمت راست‬
‫ممنوع و ورود ممنوع داشته است‪ .‬حاالبگویید که این راننده چگونه قوانین راهنمایي و رانندگي را‬
‫زیر پا گذاشته است؟‬

‫جواب معماهای شماره ‪12‬‬
‫جواب معمای اول (وزن ساعتهای شنی)‪ :‬در ابتدای قرار گرفتن دو ساعت بر روی دو کفه ترازو‪،‬‬
‫مقداری از شن های ساعت سالم روی هوا معلق هستند و بنابراین وزن آنها از کل وزن ساعت و شن‬
‫کسر میگردد و ساعت سالم سبکتر نشان داده میشود‪ .‬اما بعد از تمام شدن ریزش شن ها‪ ،‬وزن هر‬
‫دو دوباره یکسان خواهند بود‪.‬‬
‫جواب معمای دوم (کسب و سود)‪ :‬فرض کنید که دارایی نفر اول در ابتدا ‪ X‬دالر است‪ .‬بعد از خرید‬
‫اول دارائی او (‪ )12-X‬دالر و بعد از فروش اول برابر با (‪ )1+X = 13+12-X‬دالر خواهد بود‪ .‬این‬
‫شخص دوباره جنس را به قیمت ‪ 14‬دالر میخرد‪ ،‬پس داراءی او برابر میشود با (‪.)13-X = 14-1+X‬‬
‫و باالخره بعد از فروش مجدد آن ‪ 15‬دالر به مانده دارائیش اضافه می کند (‪ .)2+X = 15+13-X‬پس‬
‫او در مجموع ‪ 2‬دالر سود برده است‪.‬‬

‫پاسخ صحیح این معماها توسط خانم هنگامه ایزدخواه برای ما‬
‫ارسال شده بود که ضمن تبریک‪ ،‬جایزه ای ارزنده نیز تقدیم‬
‫ایشان گردید‪.‬‬

‫ازبین عزیزانی که پاسخ تست هوش مجله را‬
‫صحیح حل کرده و به دفتر مجله و یا آدرس ایمیل ‪:‬‬
‫‪contact@simorghmagazine.com‬‬
‫ارسال نمایند‪ ،‬یک نفر به قید قرعه انتخاب و یک‬
‫هدیه ارزنده تقدیم میگردد‪.‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫‪42‬‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫• جدول کلمات متقاطع‬

‫افقی‪:‬‬
‫‪ -1‬کتابي از بلقیس سلیماني در رابطه با زندگي و شعر عالمه علي اکبر‬
‫دهخدا – خوراک جدول ‪-2‬گلبانگ مسلماني – زمین موات – کنترل‬
‫و بازرسي حاکمیت بر فعالیتهاي سیاسي اجتماعي خاصه فرهنگي‬
‫‪ -3‬مردار –بي نقش و نگار – از ادات تشبیه – از مایعات اسیدي‬
‫بسیار ترش و بابوي تند ‪ -4‬قیمت بازاري – بخشندگي – محبوب و‬
‫معشوق – دهان‪ ،‬فم ‪ -5‬مرغ میرود – راه باریک و ناهموار –ثابت و‬
‫استوار – جوي خون ‪ -6‬شوهر مادر – رودي در کشور هند – قسمت‬
‫باالي تنه انسان ‪ -7‬از اقوام ایراني – دندانهاي نیش – زیاده بر احتیاج‬
‫‪ -8‬عرب توخالي – چپاولگر – مال بعضي ها خیلي زیاد است – از‬
‫همسران حضرت ابراهیم ‪ -9‬احمق و نادان – زیراندازي براي خوابیدن‬
‫– مقابل پایین – قسمتي از پا ‪ - 10‬دستگاه رسانه اي مخفي براي‬
‫استراق سمع – قرص – مایعي که پس از انعقاد خون روي آن مي ماند‬
‫– رنگ موي فوري ‪ - 11‬دور نیست – گوساله معروف – هالک شدن‬
‫‪ - 12‬عزیز این ایام – میوه این ایام – رباینده فلزات بخصوص آهن‬
‫‪ - 13‬حیوان باوفا – ناشي‪ ،‬ناآشنا به کار – مظهر – کلم هاي دالب‬
‫ر تعجب ‪ - 14‬زادگاه نیما – محلي براي نمایش هاي محیرالعقول‬
‫–نامي براي آقایان – چه زماني ‪ - 15‬دیو کوچک – طمع زیاد –نوعي‬
‫سال – علم احصاییه اش خوانند ‪ - 16‬توانایي و طاقت – محلي در‬
‫شمال شهر تهران – رسم کردن ‪ 17-‬مادربزرگ – کتابي از علي بابا‬
‫چاهي در رابطه با زندگي و شعر فریدون توللي‬

‫عمودی‪:‬‬
‫‪ 1‬میهمان خانه – کتابي از ملکم همیلتون با ترجمه دکتر محسن ثال ثي ‪ -2‬پاداش و جزا – مدال سومي – کشوري در قاره آمریکاي جنوبي که تحت الحمایه فرانسه ا ست ‪ -3‬ا ز‬‫آهن آالت ساختماني – مادر عرب –بچه – پوسته هاي سفید و ریز در موي سر ‪ -4‬از پسوندها –پرنده اي تقریبا همه چیزخوار – وام ها – ویتامین انعقادي ‪ -5‬صدمترمربع – واقعه‪،‬‬
‫حادثه – اتاق درس – کلمه تصدیق آلماني ‪ -6‬دزد و رباینده – روان‪ ،‬جان – فراتر از تصور ‪ -7‬از توابع فارس – دستور خودداري از تیراندازي – پول خارجي ‪ -8‬مقابل معنوي –نوعي‬
‫نان – رود مرزي – مایع حیاتي ‪ -9‬عضو تنفسي – پاي ثابت صبحانه – خاموشي –نیروها ‪ - 10‬فرو رفته بر اثر ضربه – خدمتکار – لوله اي در آزمایشگاه – معتمد‪ ،‬امانتدار ‪ - 11‬جدا‬
‫کردن‪ ،‬کندن – بي سواد و عامي – حیله و مکر ‪ - 12‬کسي که حساب ها را بررسي مي کند – دلهره‪ ،‬اضطراب – دستوري ‪- 13‬نشان مفعول صریح – لقب شیطان – شادمان گردیدن‬
‫– پشته ‪ - 14‬گرداگرد دهان – مردمان – کشور گل و گیاه – عقاید ‪ - 15‬دریغ و افسوس – کوچکترین عدد چهار رقمي – نوعي اجاق گاز – کم فروغ ‪ - 16‬نماي ساختمان – قرار‬
‫و سکون – یکي از حواس پنجگانه انسان ‪ - 17‬کتابي از نعمت اهلل فاضلي – نشانه و عالمت مخصوص‬

‫اعداد ‪ 1‬تا ‪ 9‬را طوری در سطرها‬
‫سطرها‬
‫طوری در‬
‫اعداد ‪ 1‬تا ‪9‬‬
‫دهید‬
‫جدول قرار‬
‫ستونهایرا این‬
‫و‬
‫یکباردهید‬
‫جدول قرار‬
‫تکرار‬
‫این فقط‬
‫ستونهایعدد‬
‫و که هر‬
‫یکبارهرتکرار‬
‫ضمنفقط‬
‫شود‪ .‬عدد‬
‫که هر‬
‫مربع‬
‫اینکه در‬
‫مربع‬
‫هر‬
‫در‬
‫اینکه‬
‫ضمن‬
‫شود‪.‬‬
‫کوچک نیز اعداد ‪ 1‬تا ‪ 9‬نیز باید‬
‫شوند‪ .‬باید‬
‫تکرارتا ‪ 9‬نیز‬
‫اعداد ‪1‬‬
‫کوچک نیز‬
‫برخی‬
‫یک بار‬
‫فقط‬
‫برخی‬
‫شوند‪.‬‬
‫تکرار‬
‫بار‬
‫یک‬
‫فقطاعداد را برای راهنمائی شما در‬
‫از‬
‫راهنمائی شما در‬
‫از اعداد‬
‫برایداده ایم‪.‬‬
‫جدولراقرار‬
‫جدول قرار داده ایم‪.‬‬

‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫•‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫‪43‬‬

‫سیمرغ • شماره ‪15‬‬

‫‪Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15‬‬

‫لطیفه های خودمانی‬
‫غضنفر کیس کامپیوترش رو می بره تعمیرگاه میگه آقا اینو برای ما تعمیرکن‪ .‬طرف‬
‫میگه ‪ :‬چه مشکلی داره ؟ میگه ‪ :‬واال نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون‬
‫نمیاد!‬
‫یه نفر میره جوراب فروشی میگه آقا جوراب میخوام فروشنده میگه‪:‬مردونه ؟یارو‬
‫دست میده میگه‪ :‬مردونه ‪.‬‬
‫مامانه ساعت ‪ 7‬صبح میآد باالی سرپسرش میگه‪ :‬رضاجون بلند شو باید بری مدرسه‬
‫دیرمیشه‪.‬‬
‫رضا از زیر پتو میگه‪ :‬نه من نمی خوام برم مدرسه اونجا هیچکس منو دوست نداره‪،‬‬
‫بچه ها باهام بدن‪ ،‬معلما ازم متنفرن‪ ،‬حتی فراش مدرسه هم سایه ام با تیر میزنه‪.‬‬
‫مامانه میگه‪ :‬آخه رضا جون نمیشه که نری مدرسه آخه ناسالمتی تو مدیر مدرسه‬
‫ای!‬
‫به غضنفر می گن برو با اره برقی ‪1000‬تا درخت بکن‪ .‬می ره ‪ 996‬تا می کنه خسته‬
‫می شه می شینه ‪.‬می گن چرا نشستی؟روشنش کن ‪4‬تا دیگه هم بکن ‪.‬می گه ‪ :‬ا‬
‫مگه روشنم می شه؟‬
‫غضنفر تاکسي سمند مي خره سه تا مسافر سوار مي کنه‪ .‬اولي به مقصد مي رسه مي گه‬
‫نگه دار‪ .‬غضنفر مي پرسه سمند داري؟ مي گه نه مي گه پس بشین‪ .‬دومي به مقصد مي‬
‫رسه مي گه نگه دار‪ .‬مي پرسه سمند داري؟ مي گه نه‪ .‬مي گه پس بشین‪ .‬سومي مي گه‬
‫من سمند دارم‪ ،‬نگه دار‪ .‬غضنفر مي گه پس بگو ترمزش کدومه؟‬

‫اولي‪ :‬من خواب دیدم رفته ام مسافرت‪.‬‬
‫دومي‪ :‬من هم خواب دیدم که یك غذاي خوشمزه خورده ام‪.‬‬
‫اولي‪ :‬تنهایي؟ پس چرا من را دعوت نکردي؟‬
‫دومي‪ :‬مي خواستم دعوتت کنم‪ ،‬ولي گفتند رفته اي مسافرت‪.‬‬

‫‪• Issue.1‬‬

‫‪AUGUST 2009‬‬

‫مامان بچه هه به بچش میگه که عزیزم وقتي خاله اومد قشنگ میري جلو سالم‬
‫میکني میبوسیش‪ .‬بچهه میزنه زیره گریه میگه نه مامان من خاله رو بوس نمیکنم!‬
‫مامانه میگه ا چرا عزیزم؟ بچه هه میگه آخه دیروز که بابا میخواست بوسش کنه‪،‬‬
‫خاله زد تو صورتش!‬
‫طرف کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره‪ ،‬تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت‬
‫تو ماشین گیر میکنن‪.‬‬
‫آقای مربوطه رشتهاش دامپروري بوده‪ ،‬روش نمیشده به کسي بگه‪ .‬یکي ازش‬
‫ميپرسه‪ :‬رشتهات چیه؟ میگه‪ :‬دامپیوتر‪ ،‬گرایش پشم افزار‪.‬‬
‫غضنفر میره «استریپ شو» ‪ ،‬بعد از چند ساعت به رفیقش میگه‪ :‬پاشو بریم‪ ،‬از اول‬
‫معلوم بود این دختره زورش نميرسه میله رو کج کنه‪.‬‬
‫یه دفعه یه بنده خدا میره خواستگاري بعد پدر مادر دختر میگن دخترمون فعآل درس‬
‫میخونه میگه باشه میرم ‪ 3‬ساعت دیگه میام‪.‬‬
‫غضنفر جلوي آیینه وایساده بود‪ .‬بعد گفت‪ :‬جون داداش من تو رو یه جا دیدم‪ .‬بعد‬
‫کمي فکر کرد و گفت‪ :‬آهان تو رو توي سلموني دیدم‪.‬‬
‫مادره به بچش می گه‪ :‬دیدی موهای خواهرتو کشیدی شیطونه گولت زد ‪.‬بچه هم‬
‫می گه ‪:‬آره ولی لگدی که بهش زدم ابتکار خودم بود‪.‬‬
‫غصنفر زنگ میزنه ‪ ،118‬میگه‪ :‬ببخشید شماره تلفن اصغرآقا رو دارین؟! یارو میگه‪:‬‬
‫نه‪ .‬غضنفر میگه‪ :‬پس من میخونم یادداشت کنین!‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫میوه ُدرُشت‬
‫نخرید‬

‫‪44‬‬

‫صرف نظر کنید و میوه های متوسط یا کوچک با رنگ‬
‫روشن را انتخاب کنید‪ .‬چرا که تیره بودن میوه‪ ،‬خود نشان‬
‫نیترات باالی آن است‪.‬‬

‫* از خرید سیب زمینیهای کدر و تیره رنگ اجتناب کنید‬
‫و پیازهایی را که بخش خروج جوانه آن ها باریک تر است‪،‬‬
‫انتخاب کنید‪.‬‬

‫* کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات باعث کاهش‬
‫ویتامین‪ C‬و بی طعم شدن محصول می شوند بنابراین‬
‫وقتی می بینید خیار یا گوجه فرنگی طعم واقعی خود را‬
‫ندارند می توانید مطمئن شوید که مقداری از سموم جذب‬
‫آن ها شده است‪ ،‬بنابراین میوه و سبزیجات بی مزه را‬
‫نخورید‪.‬‬

‫* از خرید سبزیجات غدهای درشت مثل پیاز‪ ،‬سیب زمینی‬
‫و هویج پرهیز کنید و بدانید که در هر کیلو سیب زمینی یا‬
‫پیاز باید ‪ 7‬تا ‪ 8‬عدد از این محصول جای گیرد‪.‬‬

‫این روزها وقتی برای خرید به بازار میوه فروشان مراجعه‬
‫می کنیم‪ ،‬میوه هایی با ظاهر بسیار درشت که طعم‪،‬‬
‫خاصیت و ماندگاری چندانی نیز ندارند توجه مان را جلب‬
‫می کند‪ .‬در واقع اغلب این میوه ها حاصل استفاده بی رویه‬
‫از کودها و سموم شیمیایی و باقی ماندن ترکیبات نامطلوب‬
‫آن ها در این گونه محصوالت است که به این صورت‬
‫ظاهر می شوند‪.‬‬

‫امروزه اغلب محصوالت کشاورزی در تمام مراحل رشد‬
‫از طریق کودها و سموم شیمیایی تغذیه می شوند‪ .‬این‬
‫محصوالت طعم خوب و کیفیت باالیی ندارند و نیترات‬
‫موجود در آن ها می تواند موجب بروز انواع سرطان های‬
‫گوارشی در مصرف کنندگان گردد‪.‬‬

‫نیترات موجود در کودها می تواند در همه انواع میوه و‬
‫سبزی رسوخ کند‪ .‬اما محصوالتی که در دل خاک جای‬
‫می گیرند‪ ،‬مثل‪ :‬پیاز‪ ،‬سیب زمینی‪ ،‬هویج و ‪ ...‬قابلیت جذب‬
‫بیشتری دارند‪ .‬معموال نفوذ ترکیبات نامطلوب کودها در‬
‫محصوالتی که در دل خاک رشد می کنند‪ ،‬می تواند‬
‫موجب بزرگ و سنگین شدن سبزی های غدهای گشته و‬
‫سود بیشتری را برای باغدار به دنبال داشته باشد‪.‬‬

‫این سموم می توانند در انواع میوه و سبزی که به صورت‬
‫بوته ای در سطح زمین رشد می کنند و ارتفاع کمتری‬
‫دارند نیز نفوذ کند‪ .‬اما در مقابل میوه های درختی که ارتفاع‬
‫بیشتری از زمین دارند‪ ،‬کمتر در معرض اثرات نامطلوب‬
‫کودها قرار می گیرند‪ .‬متاسفانه ذرات کودهای شیمیایی‬
‫وقتی به داخل میوه و سبزی راه پیدا می کنند با هیچ‬
‫روشی از بین نمی روند‪ .‬البته توصیه می شود برای کاهش‬
‫سموم سطحی‪ ،‬میوه ها را قبل از مصرف با مواد ضد عفونی‬
‫کننده بشویید‪.‬‬

‫چه باید کرد؟‬

‫* میوه های تکثیر یافته با کودهای شیمیایی بالفاصله‬
‫پس از بریده شدن تغییر رنگ داده و تیره می شوند لذا‬
‫وقتی سیبی را گاز زدید و به سرعت کدر شد از مصرف‬
‫آن بپرهیزید‪.‬‬

‫* سبزی های برگ درشت و سفت را انتخاب نکنید و‬
‫قبل از مصرف میوه و سبزی به دقت آن ها را ضد عفونی‬
‫کنید‪.‬‬

‫* بهترین توصیه به هموطنان عزیز آن است که از‬
‫مصرف میوه های گلخانه ای‪ ،‬انباری و وارداتی اجتناب‬
‫کنید و نوع فصلی آن ها را که معموال در فصل معین‬
‫خود رشد می کنند و تازه تر و ُپرخاصیت تر هستند و‬
‫طعم و ماندگاری بیشتری دارند و در مقایسه با میوههای‬
‫غیرفصلی(گلخانهای) کود و سموم کمتری برای پرورش‬
‫آن ها به کار رفته‪ ،‬استفاده کنید‪.‬‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫بخـــوانیم و‬

‫بیاموزیم‬

‫نزاع بین خیر و شر‬
‫شبی‪ ،‬نوه پیرمرد سرخ پوستی از وی درمورد‬
‫کشمکش و نزاع موجود درنهاد آدمیان سوال نمود‪،‬‬
‫او در جوابش گفت‪« :‬این نبرد‪ ،‬مبارزه بین دو گرگی‬
‫است که همواره در درونمان جریان دارد‪ ».‬و ادامه‬
‫داد‪« :‬یکی از گرگها‪ ،‬شر و بدی و یا همان عصبانیت‪،‬‬
‫حسادت‪ ،‬حزن‪ ،‬حسرت‪ ،‬حرص و آز‪ ،‬نخوت‪،‬‬
‫خودخواهی‪ ،‬گناه‪ ،‬خشم‪ ،‬دروغ‪ ،‬دنائت‪ ،‬غرور کاذب‬
‫و برتری جویی است‪ ،‬و گرگ دیگر‪ ،‬خیر و نیکی یا‬
‫همان شادی‪ ،‬صلح‪ ،‬عشق‪ ،‬آرامش‪ ،‬تواضع‪ ،‬مهربانی‪،‬‬
‫خیرخواهی‪ ،‬یک دلی‪ ،‬بخشندگی‪ ،‬صداقت‪ ،‬شفقت و‬
‫ایمان است»‬
‫پسرک بعد از دقیقه ای تامل‪ ،‬از پدر بزرگش پرسید‪:‬‬
‫«در نهایت کدام یک از این گرگها‪ ،‬پیروز میدان‬
‫است؟»‬
‫پدر بزرگ پاسخ داد ‪« :‬هر کدام که تو غذایش‬
‫دهی!»‬

‫دسته گل‬

‫برگرفته از‪ :‬سایت ایرانیان انگلستان‬

‫کاریکاتور انتخابی هفته‬

‫پیرمرد الغر و رنجور با دسته گلي بر زانو روي‬
‫صندلي اتوبوس نشسته بود ‪ .‬دختري جوان‪ ،‬روبه‬
‫روي او‪ ،‬چشم از گل ها بر نمي داشت‪ .‬وقتي به‬
‫ایستگاه رسیدند‪ ،‬پیرمرد بلند شد‪ ،‬دسته گل را به‬
‫دختر داد و گفت‪ :‬مي دانم از این گل ها خوشت‬
‫آمده است‪ .‬به زنم مي گویم که دادم شان به تو‪.‬‬
‫گمانم او هم خوشحال مي شود‪ .‬دختر جوان دسته‬
‫گل را پذیرفت و پیرمرد را نگاه کرد که از پلههاي‬
‫اتوبوس پایین مي رفت و وارد قبرستان کوچک شهر‬
‫مي شد‪.‬‬

‫* درشتی میوهها در بیشتر مواقع به دلیل نیترات باالی‬
‫موجود در آن ها است‪ .‬لذا هنگام خرید از میوه های درشت‬
‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15

SIMORGH MAGAZINE

45

15 ‫سیمرغ • شماره‬

AUGUST 2009

• Issue.1

‫‪46‬‬

‫پنجشنبه ‪ 1‬آوریل ‪ • 2010‬سال اول • شماره ‪15‬‬

‫‪SIMORGH • Issue. 15‬‬

‫‪ ::‬طالع بینی و فال شما ‪::‬‬

‫فروردین‬

‫اردیبهشت‬

‫مدتي است که انرژيتان جریان دارد و حاال‬
‫شما ميخواهید تغییري ایجاد کنید‪ .‬آگاه بودن به‬
‫محدودیتهایتان کمکتان ميکند‪ ،‬اما شما باید براي‬
‫عقب نشیني کردن و کوتاه آمدن برنامه ریزي کنید‪ .‬تنها‬
‫بودن در میان برنامههاي خیلي شلوغ تان از آنچه تصور‬
‫ميکنید بدتر است‪ .‬حتي اگر فکر ميکنید زمان براي‬
‫تمام کارهایتان ندارید‪ ،‬شما باید بتوانید با برنامه ریزي‬
‫اندکي از پس کارهایتان بربیایید‪.‬‬

‫تیر‬

‫امرداد‬

‫ماه برج حوت براي خرچنگ برج شما مثل یک‬
‫فرورفتگي و شیب در آبهاي زندگي ميماند که باال و پایین‬
‫ميرود‪ .‬خوشبختانه شما از تغییرات جزر و مد این آبها آگاه‬
‫هستید و این آگاهي سبب ميشود خودتان را در این امواج‬
‫احساسي جدید غوطه ور سازید‪ .‬اما از افراد دیگر انتظار‬
‫نداشته باشید براي یافتن مرواریدهاي پنهان در این غواصي‬
‫شما را همراهي کنند!! شما فقط باید با تکیه به خودتان در‬
‫جستجوي گنجینههاي واقعي باشید‪.‬‬

‫مهر‬

‫افراد دیگر شما را فردي ميدانند که همیشه ميدانید‬
‫چگونه خوش بگذرانید! اما زندگي شما طوري نیست که‬
‫به این سادگیها لذت ببرید و امروز ماه وارد هشتمین‬
‫خانهتان یعني خانه احساسات مشترک ميشود و بهتان‬
‫انگیزه ميدهد که مشکالت پیچیده که راه حل راحت‬
‫و سریعي ندارند را مطرح کنید‪ .‬باوجود این بیان کردن‬
‫آرزوهاي قلبي تان ممکن است به بحث عمیقي منجر‬
‫شود که این بحث دوستيهاي مهم شما را تقویت‬
‫ميکند‪.‬‬

‫آبان‬

‫شما کارهاي زیادي پیش رویتان دارید‪ ،‬اما دقیقا‬
‫مطمئن نیستید که بهترین راه براي انجام دادنشان‬
‫چیست؟! شاید فکر ميکنید تهیه کردن یک لیست بهتان‬
‫کمک ميکند که روي آنها تمرکز کنید‪ ،‬اما این کار براي‬
‫شما مثل یک وظیفه اضطراب آور است! اگرچه برنامه‬
‫ریزي کردن همیشه درست عمل ميکند‪ ،‬اما االن بهتر‬
‫است یکي یکي و به وقت خودش به کارهایتان برسید‪.‬‬
‫اگر امروز پیشرفت زیادي نداشتید زیاد به خودتان سخت‬
‫نگیرید؛ شما به زودي موفق خواهید شد‪.‬‬

‫دی‬

‫تفریح داشتن جزو یکي از واجبات زندگي به حساب‬
‫ميآید‪ ،‬اما شما االن به خاطر مسائل خانوادگي دچار‬
‫اضطراب شده اید‪ .‬لزومي ندارد روز خود را به خاطر‬
‫مشکالت خصوصي خراب کنید‪ ،‬چراکه شما قادرید به‬
‫نحو موثري احساسات خود را مدیریت کنید‪ .‬از آنجایي‬
‫که شما اغلب اوقات نميتوانید خواستههاي دل و عقلتان‬
‫را از هم مجزا کنید‪ ،‬آگاه بودن از احساساتتان کمکتان‬
‫ميکند بدون اینکه بگذارید دیگران بفهمند چه اتفاقي‬
‫افتاده است‪ ،‬با این مسائل کنار بیایید‪.‬‬

‫بهمن‬

‫شما امروز احساس ميکنید کنترل زندگي روزمره ان‬
‫از دستتان در رفته است و هرقدر بیشتر سعي ميکنید‬
‫اوضاع را به حالت قبل برگردانید‪ ،‬رضایت کمتري حاصل‬
‫ميشود‪ .‬اخم نکنید؛ دنیا به آخر نرسیده است!! درحقیقت‬
‫شاید بهتر از آنچه خودتان فکر ميکردید عمل کرده‬
‫باشید‪ .‬تا هفته آینده که بهرام به طور مستقیم در مسیر‬
‫نشانه شما قرار بگیرد مدتي طول ميکشد تا بفهمید که‬
‫چقدر پیشرفت کرده اید‪.‬‬

‫‪WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM‬‬

‫بودن بین بقیه چیزي است که امروز بهش نیاز دارید‪.‬‬
‫حتي اگر ظرفیت این را داشته باشید که تنهایي کار کنید‪،‬‬
‫بودن در میان یک گروه ميتواند به حس امنیت و آرامش‬
‫شما بیفزاید‪ .‬شما در این فکر هستید که آیا نظراتتان را‬
‫با افراد هم فکر در میان بگذارید و یا اینکه همکارانتان‬
‫را در اهداف مشترک سهیم کنید یا نه؟! ملحق شدن به‬
‫تالشهاي گروهي امري ستودني و قابل احترام است‪ ،‬اما‬
‫مسیر پیشرفت خود را از دست ندهید‪.‬‬

‫•‬

‫امروز مسائل و مشکالت مالي کام ً‬
‫ال شما را گیج و‬
‫پریشان ميکنند‪ ،‬براي اینکه شما واقعا نميدانید چه روشي‬
‫را انتخاب کنید‪ .‬نصیحت کنندههاي همیشگي شما! راههاي‬
‫پیچیدهاي را بهتان پیشنهاد ميکنند که حتي از خود مشکل‬
‫هم پیچیده تر است!! درنهایت شما باید هوشمندي و زیرکي‬
‫خود را کنار بگذارید‪ ،‬از تجزیه و تحلیل کردن منطقي دست‬
‫بردارید و به حرف دلتان گوش دهید‪ .‬امروز سعي نکنید‬
‫تصمیمات خود را با عقل و منطق توجیه کنید؛ فقط صداي‬
‫درونتان هرچه بهتان گفت گوش دهید‪.‬‬

‫خرداد‬
‫شما شاید زیاد در مورد خط سیر جدید خود در محل‬
‫کار مطمئن نباشید‪ ،‬اما اجازه ندهید این شک جلوي نشان‬
‫دادن نگرشهاي مثبتتان و انجام دادن بهترین کارهایتان‬
‫را بگیرد‪ .‬حاال احساس شما نسبت به شخصیتتان ممکن‬
‫است به خاطر مسئولیتهاي هیجان انگیزي که دور و‬
‫برتان هست تیره و تار شود‪ .‬مشکلي که در حال تبدیل‬
‫شدن از خیال به واقعیت است به آن راحتي که شما فکر‬
‫ميکنید باید باشد نیست‪ .‬زیاد به خودتان سخت نگیرید؛‬
‫راه شما به وقت خودش هموار ميشود تا بتوانید به مقصد‬
‫معین خود برسید‪.‬‬

‫شهریور‬
‫حاال که ماه وارد هفتمین خانهتان یعني خانه «دیگران»‬
‫شده است‪ ،‬امروز براي شما روز دوستان و روابط است‪ .‬اگر‬
‫همکارانتان به اندازه شما کار و تالش نکنند ممکن است‬
‫عصباني شوید‪ ،‬و امروز تالشهاي شما در جهت کمک‬
‫به آنها را انتقاد به خودشان تلقي ميکنند‪ .‬سعي نکنید‬
‫اشتباهاتي که پیش آمده و انتظاراتتان که آنها برآورده‬
‫نکرده اند را راست و ریس کنید! فقط نگرش خود را‬
‫متعادل کرده و جایي را براي بررسي کردن و صحبت‬
‫کردن در مورد نقصها اختصاص بدهید و به افراد دیگر‬
‫هم اجازه بدهید آنجا حضور داشته باشند‪.‬‬

‫آذر‬
‫امروز خوش بیني و مثبت اندیشي ضعیف شما ميتواند‬
‫اشکها و یا ترسهایتان را مخفي کند‪ .‬شما کار خیلي زیادي‬
‫نميتوانید براي کنترل کردن احساساتتان انجام دهید‪،‬‬
‫بنابراین اولین اقدام شما براي چیزهایي که فکر ميکنید‬
‫مورد قبول دیگران واقع نميشوند این است که آنها را به‬
‫جاي ابراز کردن مخفي کنید‪ .‬ولي حقیقت چیز دیگري‬
‫است!! اگر سفره دلتان را باز کنید حال خیلي بهتري پیدا‬
‫خواهید کرد‪ .‬حتي اگر راه حل سریعي پیشنهاد نشد‪ ،‬همه‬
‫ميتوانند جایگاه شما را بشناسند‪.‬‬

‫اسفند‬
‫بازگشت ماه به نشانهتان ممکن است روز خسته کنندهاي‬
‫را به همراه داشته باشد‪ ،‬بخصوص اگر مجبور باشید همین‬
‫حاال براي موضوع واجبي تصمیم گیري کنید‪ .‬مسائل و‬
‫مشکالت مربوط به دوستيهایتان روي دوشتان سنگیني‬
‫ميکند‪ ،‬اما خوب نیست تا موقعي که چنین فشاري روي‬
‫خود احساس ميکنید هیچ تصمیمي بگیرید‪ .‬اگر برایتان‬
‫امکان دارد بدون اینکه به کارهاي بلند و مدت و جدي‬
‫رسیدگي کنید تا هفته آینده صبر کنید‪.‬‬

‫‪SIMORGH MAGAZINE‬‬

Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15

47

15 ‫سیمرغ • شماره‬

‫شماره تلفن های مشاغل و موسسات ایرانی در شهر اتاوا – کانادا‬

‫نیازمندیها‬

Classified Ads
‫آگهی استخدام‬

‫به چند نفر کارمندآشنا به زبانهای‬
‫فرانسوی و فارسی جهت کار در‬
‫رستوران نیازمندیم‬
Tel: 613-720-9009

‫آگهی استخدام‬
‫به یک کمک آشپز و یک کارگر ساده‬
‫برای رستوران نیازمندیم‬
Tel: 613-720-9009

‫مدرسه فارسی‬

‫مدرسه فارسی بطور رایگان هر ساله از سپتامبر‬
‫تا جون و همچنین از اول جوالی تا اواخر جوالی‬
‫هر جمعه در خدمت ایرانیان عزیز‬

‫از هم اکنون پذیریش‬
‫برای عموم آزاد است‬
Tel: (613) 321-4070

‫آگهی استخدام‬

‫به یک نفر برای کار درآشپزخانه‬
‫نیازمندیم‬
:‫شماره تماس‬

Tel: (613) 741-7888

‫برای درج آگهی‬
‫رایگان در این‬
‫ستون لطفا با تلفن‬
613-292-6181
. ‫تماس حاصل نمائید‬
SIMORGH MAGAZINE

‫چاپخانه‬
Digital Zone Media Centre
Tel: (613) 806 - 0417 - (613) 292-6181
www.prints4you.com

‫رادیو‬

Radio Namashoum
Tel: (613) 889-4700

‫رستوران‬

Persian Cuisine Express :
Tel: (613) 235 - 1010
Saffron Restaurant:
Tel: (613) 789 - 0818
Yasseen Halal Pizza
Tel: (613) 216 - 4655
Silk Road Restaurant
Tel: (613) 741 - 7888
Aryan Restaurant
Tel: (613) 720-9009

‫عکاسی‬

Saeed Karimian
Tel: (613) 797 - 9028
www.saeed-karimian.ca

‫فروشگاه مواد غذائی‬

Arya Food Market
Tel: (613) 594 - 3636
Shiraz Grocery Store
Tel: (613) 563 - 1207
Alpha Food Market
Tel: (613) 238 - 3837
)‫لوازم بهداشتی (توالت و بیده‬
PLS Trading Inc.
Tel: (613) 565 - 6156

‫تلفن راه دور و رسانه اینترنتی‬
Payless Telecommunications.
Tel: (613) 523 - 7979

‫وام مسکن و جتاری‬
Minoo Hejri
Tel: (613) 265-8964
Email: hejrim@yahoo.ca

‫آژانس مسافرتی‬
Parsia Travel :Tel: (613) 230 - 8228
Ports of Call :Tel: (613) 238 - 2400
(Shirin Mortazavi)

‫تعمیرات اتومبیل‬

Arts Body Shop : Tel: (613) 237 - 2102
Max Auto : Tel: (613) 728 - 9884
Car Wash Online: Tel: (613) 746-5000

‫امور مالی‬
Bijan Fard : Tel: (613) 232 -1432 x. 202

‫مشاور امالک‬
Ali Manoussi : Tel: (613) 866 - 4050
www.manoussi.com
Hossein Pashootan: Tel (613) 263-4474
www.homeswithhoss.com
Haris Yousefzai: Tel: (613) 301-5094
www.harishomes.com

‫فرش فروشی‬
Terry’s Oriental Rug Gallery
Tel: (613) 220 - 6593

‫سالن عروسی‬
West Carleton Banquet Hall:
Tel: (613) 831 - 6471

‫دی جی‬

DJ Shahriar :
Tel: (613) 292 - 6181

‫تدریس موسیقی‬
Pouria :
Tel: (613) 263 - 9912

‫دندان پزشک‬

Dr. Farid Shojaee : Tel: (613) 216 - 2016

‫تزیین گل و سفره عقد‬،‫طراحی‬
Florartica
Tel: (613) 739-8383
AUGUST 2009

• Issue.1

SIMORGH • Issue. 15

48

15 ‫ • سال اول • شماره‬2010 ‫ آوریل‬1 ‫پنجشنبه‬

A Rising Star: Scottish-Iranian Singer, Drama
Artist Darius Danesh

Darius was born in 1980 in Glasgow,
Scotland, to Iranian father and Scottish
mother, both doctors. He studied English
Literature and Philosophy at Edinburgh
University. He is a platinum-selling
recording artist, songwriter, and popular
stage actor in West End, England's
world-class theatrical district and an
equivalent to New York's Broadway.
Darius Danesh's professional career
began playing a ten-year-old Trojan
boy in the Scottish Opera's avante
garde 1990's production of The Trojans.
As a teenager he then toured with the
Scottish Opera in a critically acclaimed
production of Carmen. After performing
at the Royal Opera House in Covent
Garden, Darius faced the first of many
career cross-roads. He chose to return
to his studies in lieu of training his rich
baritone voice for an Operatic career.
While studying English Literature
at Edinburgh University, a chance
audition and promise of a record deal
led Darius to fame on Popstars and the
subsequent television phenomenon that
was Pop Idol, from which American
SIMORGH MAGAZINE

Idol was born. Millions voted for him,
and the nation's favourite underdog left
the show with a major record contract
on the table. With this new career
cross-road ahead, Darius veered off
the road altogether, making his own
path, guitar over shoulder. He turned
down Simon Cowell's million pound
offer to become a Cover-song Idol, and
instead sent a self-composed track to
his favourite producer in the hope of
creating something original. Legendary,
Grammy-winning U2-producer Steve
Lillywhite signed him to a five-album
deal. In the summer of 2002 Colourblind
became Darius' first number one single
and that Christmas, his self-penned
album Dive In went platinum.
Over the next two years, Darius would
go on to support Shakira in Paris on her
World Tour; complete his own sell-out
UK tour; become an Ambassador for
the Prince's Trust; contribute to the War
Child charity album with Coldplay and
Oasis; write a no. 6 Sunday Times Best
Seller book, Sink or Swim; and headline
in India with Alanis Morissette after his
album went platinum there.
After receiving news that his father was
diagnosed with terminal cancer, Darius
wrote and dedicated his second studio
album to Dr Booth Danesh, the man he
calls his "hero". In 2005, the album's
title-track Live Twice became Darius'
5th Top Ten UK single. Amazingly,
father Booth not only lived to see his
son perform it at the Royal Albert Hall,
but fought his cancer into remission,
echoing the song's lyrics.
Recently, Darius celebrated a five month
sell-out West End run in Chicago and at
25, officially became the youngest actor
ever to fill the role of Billy Flynn since
the show first opened on Broadway in
1975, appearing in 121 shows without

missing a performance. Off stage, Darius
continues to work with the Lymphoma
Association to raise awareness of one of
the least understood and fastest growing
cancers, and continues to work with
underprivileged youth as a Prince's Trust
Ambassador. He is currently writing for
his third album.

WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM

Thurs. Apr. 1, 2010 • Vol. 1 • Issue. 15

49

REINVENTING FASHION IN IRAN
BY LEILA PEJMAN

Fashion has long played a defining role
in the culture of Persia, or Iran, as it’s
now known. Iranians have long been
fashion innovators, and have balanced
the expectations of different ethnic
tastes and religious beliefs in a country
that encompasses a rich tapestry.
Recent news reports refer to the growing
fashion scene in Iran as the “Pink
Revolution,”—a name that suggests
contempt for the Islamic government
and the enforced dress code of the
traditional black chador, which has been
required outer wear for women since the
Islamic Revolution in 1979.
While it is true that many women are now
expressing their dress more creatively.
And these Iranian fashionistas have
found ways to satisfy their love for
high fashion by wearing bright roosari
(headscarves) and manteau (overcoats),
or wrapping their scarves in creative
ways. There is also the use of heavier
make-up, designer sunglasses and
jewelry— especially turquoise, the
gem of distinction of Iran. Turquoise
has always been an integral part of the

SIMORGH MAGAZINE

Persian culture; in the ancient Persian
Kingdom this gemstone was originally
worn around the neck or on the hand as
protection to ward off unnatural death.
The most beautiful of Turquoises
in light blue are found in Northern
Iran. Turquoise in the Persian culture
symbolizes a protection to ward off
the influence of dark and evil powers
or simple seen as a good luck stone.
Essentially, the “Pink Revolution” has
been embraced by Iran’s women by
adding color and creativity to the simple
black garment (chador).
Ayatollah Khomeini labeled the simple
black shawl (or chador) 'the flag of
the revolution” in 1979. Forty-five
years earlier, the first Shah, Reza Shah
Pahlavi called it a “symbol of injustice
and shame,” and forbade women from
wearing it. It is probably the only
garment that has been closely monitored
by Iranian police for seven decades.
The chador and no garment as simple
has had such a dramatic impact on the
modern world of politics and culture.

15 ‫سیمرغ • شماره‬

SIMORGH
MAGAZINE
Simorgh Magazine is a free
publication providing content that
celebrates the lifestyles of Canadian
and Persian communities within
the cities of Ottawa, Gatineau and
surrounding townships. Our editorial
focuses on living life to the fullest,
blended with the best of literatures in
Persian and Canadian cultures. We
feature business profiles, cultural
information, biographies, health and
fitness articles, events and stories
that touch on issues that are directly
related to the lives of our readers.
Our goal is to provide our readers
with up-to-date articles that would
not only entertain but also inform.
Meanwhile, we are making a reliable
and trustworthy bridge between
experts and the community.
With its diverse contents for various
age groups and interests, Simorgh is
honoured to be the Persian-language
magazine of choice among IranianCanadians. Simorgh is an independent
magazine, published once a month
and is available in most Persian/
Iranian supermarkets and restaurants.
Simorgh’s on-line version is also
accessible to the world community
through SimorghMagazine.com and
www.bia2ottawa.com. Having a
significant number of readers, a free
soft copy of each issue is being sent
to more than 2000 readers throughout
Canada and Unites States.
If you run or own a business, we
believe that you can take advantage
of this powerful media to promote
your company name, services and
products among the large local,
national and international Iranian
community in a cost-effective way.
We would be pleased to hear from
you. For more information, please
contact us via email:
contact@simorghmagazine.com.
AUGUST 2009

• Issue.1

SIMORGH • Issue. 15

SIMORGH MAGAZINE

50

15 ‫ • سال اول • شماره‬2010 ‫ آوریل‬1 ‫پنجشنبه‬

WWW.SIMORGHMAGAZINE.COM

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful