‫ميخواهم توبه کنم‬

‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫پيشگوئى مترجم‬
‫حمد وستايش خدایى را كه همه بندگان خود را به توبه‬
‫نمودن دعوت نموده است ‪ ،‬وگناهان ايشان را هرچند که‬
‫ن ايشان شادمان‬
‫زیاد باشد می آمرزد ‪ ،‬و به توبه نمود ِ‬
‫دل مى سازد ‪،‬‬
‫شده ‪ ،‬وتمام بديهای ايشان را بخوبيها مب ّ‬
‫گواهى ميدهم كه بجز الله ‪ ‬ديگر معبودی سزاوار‬
‫عبادت نيست ‪ ،‬اوست خداوند آمرزگارِ توبه پذير ‪،‬‬
‫وگواهى ميدهم كه جناب حضرت محمد ‪ ‬بندۀ خدا‬
‫وفرستادۀ اوست ‪ ،‬آن پيغامبر توبه گذار ‪ ،‬که ميفرمودند‪" :‬‬
‫يا أيها الناس توبوا إلی الله واستغفروه ؛ فإني‬
‫أتوب في اليوم مائة مرة "‪.‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬اى مردم ‪ ..‬بسوی الله ‪ ‬توبه نموده ‪ ،‬و از‬
‫او طلب آمرزش كنيد ؛ كه من در روزی صدبار توبه‬
‫ميكـنم }‪.‬‬
‫درود وسلم ِ پـياپی تا بروز آخرت بر وی وبر آل واصحاب‬
‫واتباع راستين وی باد‪.‬‬
‫اما بعد ‪ :‬برادر گرامى ‪ ،‬وخوانندۀ محترم ‪ ..‬شكى‬
‫نيست كه يكى از بزرگترين نعمتهای خداوند بر بندگانش‬
‫اين است كه دروازۀ توبه را برای شان باز نموده ‪ ،‬وآنها را‬
‫برای درآمدن در آن امر فرموده ‪ ،‬وبه پذیرفتن توبۀ ايشان‬
‫وعده نموده ‪ ،‬وبرای توبه گذاران علوه از آمرزيدن‬
‫گناهان _ اجر وپاداش فراوانی مهيا کرده است ‪.‬‬
‫وتوبه کردن تنها از گنهگاران مطلوب نیست ‪ ،‬بلكه از‬
‫تمام مكلفان بشمول مومنان ونيكوكاران مطلوب است ‪،‬‬
‫خدای تعالى ميفرمايد ‪ :‬وتوبوا إلى الله جميعا ً أيه‬
‫المؤمنون لعلكم تفلحون ‪ » ‬سورۀ نور آيت‪«31 :‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬وتوبه نمائيد بسوی الله ‪ ‬همه يكجا ای‬
‫مومنان تا باشد كه كامياب شويد }‪ .‬وچنانچه در حديث‬
‫)‪(1‬‬

‫‪ ((1‬روایت امام مسلم در صحيحش ‪ :‬كتاب الذكر باب استحباب الستغفار رقم )‪.(6799‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫صحيح آمده ‪{:‬تمام بنى آدم خطاكار اند‪ ،‬وبهترين‬
‫خطاكاران آنانى اند كه توبه ميكنند}‪.‬‬
‫ليكن بسيار از مردم كه ميخواهند توبه كنند در راه توبه‬
‫برای شان بعض مشكلت وسختيها سر ميخورد ‪ ،‬ویا بعض‬
‫اشتباه ها وسوالها در ذهن ايشان وارد ميگردد‪ ،‬براى آن‬
‫جواب بكار دارند‪ ،‬پس برای شان اين كتاب قيمتناک را‬
‫تقديم ميداريم كه ‪ -‬إن شاء الله ‪ -‬در آن گمشده ای خود‬
‫را در مى يابند ‪.‬‬
‫كتاب مذکور خيلى از مسايل ضروری ‪ ،‬واحكام مهم ‪،‬‬
‫وفايدهای كميافت را در زمينه جمع نموده است ‪،‬‬
‫وخواندن آن برای هر مسلمان ضروری است ‪ ،‬خصوصا ً‬
‫كسانيكه ميخواهند بطور درست وصحيح توبه نمايند ‪.‬‬
‫مؤلف اين كتاب يكى از علمای گرامى اسلم " محمد‬
‫صالح المنجد" است ‪ ،‬از خداوند کریم ومهربان برايشان‬
‫اجر وپاداش بزرگ را استدعا داريم ‪.‬‬
‫اين بنده كتاب مذكور را به زبان فارسى ترجمه كردم ‪،‬‬
‫تا برادران فارسى زبانم از آن در مورد توبه استفاده‬
‫گيرند‪.‬‬
‫در اخير از خداوند جليل سوال دارم كه اين عمل اندک‬
‫ما را خالصانه برای رضای خويش قبول فرمايد ‪ ،‬وباعث‬
‫نفع وفايدۀ تمام مسلمانان گرداند ‪.‬‬
‫والله تعالى أعلم ‪ ،‬وصلى الله على نبينا محمد وعلى آله‬
‫وصحبه وسلم ‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫برادرتان ‪ :‬ابو داود خانابادی‬
‫باشندۀ ‪ :‬عربستان سعودی ‪ ،‬شهر‬
‫طايف‬
‫‪ 14‬شوال‪ ،‬سال ‪1427‬هـ ق ‪.‬‬
‫‪ ((1‬روایت امام احمد وترمذی وابن ماجه ودارمی – رحمت ال عليهم اجمعين – نگاه ‪ " :‬صحيح الجامع " رقم ‪) :‬‬
‫‪.(3008‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫پيشگفتار مؤلف‬
‫الحمد لله نحمده و نستعينه ‪ ،‬من يهده الله فل مضل‬
‫له ‪ ،‬ومن يضلل فل هادي له ‪ ،‬وأشهد أن ل إله إل الله‬
‫أما‬
‫دا عبده ورسوله‪.‬‬
‫وحده ل شريك له‪ ،‬وأن محم ً‬
‫بعد‪:‬‬
‫خداوند ‪ ‬همۀ مومنان را به توبه کردن امر فرموده‬
‫است ‪ ‬و توبوا إلى الله جميعا ً أيه المؤمنون‬
‫لعلكم تفلحون‪ » ‬سورۀ نور آيت‪ «31 :‬ترجمه ‪ {:‬ورجوع‬
‫كنيد وبازگرديد وتوبه نمائيد بسوی خدای تعالى همه يكجا‬
‫ای گروه مومنان تا باشد كه رستگار وكامياب گرديد}‪.‬‬
‫وخدای ‪ ‬بندگان خويش را بدو گروه تقسيم نموده ‪:‬‬
‫يكی گروه توبه كننده ‪ ،‬وديگری گروه ظالم وستمگر ‪ ،‬ودر‬
‫ميان اين دو _ گروهى سومى هرگز وجود ندارد ‪ ‬ومن‬
‫لم يتب فأولئك هم الظالمون ‪» ‬سورۀ حجرات آيت‪:‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪«11‬‬

‫ترجمه ‪ { :‬وهركه توبه نكند پس آن گروه ايشانند ظالمان‬
‫وستمگاران }‪.‬‬
‫واين زمان زمانيست كه در آن بسيار مردمان از دين‬
‫خدا دور شده اند‪ ،‬پس بسبب آن دوری _گناهان وفساد‬
‫بشكل عام منتشر گرديده ‪ ،‬تا اندازه ای که هيچ يكى‬
‫نمانده كه به چيزی از بديها مبتل نشده باشد ‪ ،‬مگر‬
‫كسيكه خداوند ‪ ‬اورا معصوم گردانيده است‪.‬‬
‫ليكن با وجود اين همه خدای ‪ ‬قبول نميكند مگر‬
‫اينكه تمام سازد نور خود را ‪ ،‬پس گروه زيادی از مردم از‬
‫غفلت خويش آگاه گرديدند ‪ ،‬واز خواب خود بيدار شده اند‬
‫‪ ،‬واحساس كوتاهى كرده اند در حق خداوند ‪ ،‬وبر كوتاهى‬
‫وگنهگاری خويش ندامت وپشيمانى نموده اند ‪ ،‬پس‬
‫بطرف منارۀ توبه به قصد توبه كردن روی گردانيدند‪.‬‬

‫‪ ((1‬ترجمه ‪ :‬سپاس وستایش مر خدای را‪ ،‬اورا ستایش نموده واز او کمک ميخواهيم ‪ ،‬هر که را خداوند‬
‫هدایت بخشد هرگز او را گمراه کننده نباشد‪ ،‬وهر که را خداوند گمراه سازد هرگز او را هدایت کننده‬
‫نباشد‪ ،‬گواهی ميدهم که بجز ال ‪ ‬دیگر معبود برحق نيست‪ ،‬وآنکه محمد ‪ ‬بندۀ خدا وفرستادۀ‬
‫اوست‪.‬‬
‫‪ ((2‬این کلمات باعث مسلمان شدن صحابی جليل ‪ :‬ضماد ازدی بوده ‪ ،‬وقتيکه آنرا از رسول خدا ‪ ‬شنيد مسلمان‬
‫شد‪ .‬نگاه ‪ :‬مختصر صحيح مسلم رقم )‪. (409‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫وگروه ديگرى از حيات شقاوت وبدبختى‪ ،‬واز زندگی‬
‫تنگ وتلخ مانده ودلزده شده اند‪ ،‬وايشان در طلب‬
‫وجستجوی راه برآمدن ازين تاريكيها بسوی روشنى اند‪.‬‬
‫ليكن جمعى بسياری ازين گروه در راه توبۀ ايشان‬
‫بعض مشكلت وسختيها بوجود ميآيد‪ ،‬گمان ميكنند كه آن‬
‫مشكلت ايشان را از توبه كردن مانع میگردد‪ .‬بعض آن‬
‫مشكلت در نفس وخاطر ايشان ‪ ،‬وبعض ديگری در واقع‬
‫ومحيط ايشان است‪.‬‬
‫واز باعث آن اين كتاب را نوشتم ‪ ،‬اميدوارم كه درين‬
‫كتاب بعض امورِ پوشيده واضح‪ ،‬وبعض اشتباهات معلوم ‪،‬‬
‫وبعض احكام بيان گردد ‪ ،‬تا آنكه شيطان رانده شود‪.‬‬
‫اين كتاب مشتمل بر نكات ذيل است ‪:‬‬
‫ت سبک‬
‫•‬
‫مقدمه )پيشگفتار( در بارۀ خطور ِ‬
‫شمردن گناهان ‪.‬‬
‫شرح وبيان شروط توبه ‪.‬‬
‫•‬
‫علجهای گرانبها ‪.‬‬
‫•‬
‫فتاوی برای توبه كنندگان با دليلهای از قرآن‬
‫•‬
‫كريم ‪ ،‬واز سنت رسول الله ‪ ، ‬وسخنان علمای‬
‫كرام‪.‬‬
‫خاتمه ‪.‬‬
‫•‬
‫وخداوند ‪ ‬را دعا ميكنم كه مرا وبرادران مسلمانانم‬
‫را باين سخنان نوشته شده نفع وفايده نصيب كند‪.‬‬
‫ت‬
‫نصيح‬
‫و مرا از جهت برادرانم يک دعای نيک ‪ ،‬ويا‬
‫ِ‬
‫خوب كافى است‪.‬‬
‫خداوند برای همۀ ما توبه نصيب كند ‪.‬‬
‫محمد صالح المنجد‬
‫شهر خبر ص‪ .‬پ ‪.2999 :‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪((1‬‬
‫‪((2‬‬

‫این کتاب در اصل محاضره ای بوده که بنده آن را درتاریخ )‪ (27‬ربيع اول از سال ‪1409‬هـ ق القاء نمودم ‪.‬‬
‫یعنی ‪ :‬در باره گناهان نا پروائی کردن ‪ » .‬مترجم «‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫مقدمه در بار ۀ خطورت سبک شمردن‬
‫گناهان‬
‫بدان ‪ -‬خداوند بر من وتو رحم نمايد ‪ -‬كه خدای ‪‬‬
‫همه بندگان را امرِ حتمى نموده است كه توبۀ خالصانه ادا‬
‫نمايند ‪ ،‬وفرموده است ‪‬يا أيها الذين آمنوا توبوا‬
‫إلى الله توبة نصوحا ً ‪ » ‬سورۀ تحريم آيت‪«8 :‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬ای آنان كه ايمان آورده ايد توبه كنيد به سوی‬
‫خداوند توبۀ خالصانه }‪.‬‬
‫وخداوند ‪ ‬ما را مهلت داده تا پيش ازينکه ملئکۀ‬
‫کراما ً کاتبين گناهان ما را در نامۀ اعمال بنويسند _ توبه‬
‫کنيم ‪.‬‬
‫پيغامبر خدا ‪ ‬میفرماید‪ ":‬إن صاحب الشمال‬
‫ليرفع القلم ست ساعات عن العبد المسلم‬
‫المخطئ ‪ ،‬فإن ندم واستغفر الله منها ألقاها‬
‫وإل کتبت واحدة "‪.‬‬
‫يعنی ‪ {:‬فرشتۀ دست چپ ‪ -‬که موکل به نوشتن‬
‫گناهان است ‪ -‬مدت شش ساعت قلم را از بندۀ‬
‫ن خطاکار مى بردارد ‪ ،‬پس اگر درين مدت‬
‫مسلما ِ‬
‫پشيمان شده واز خداوند آمرزش بخواهد _ فرشته آن‬
‫گناه را میگذارد ونمى نويسد ‪ ،‬واگر نه يک گناه نوشته‬
‫ميشود}‪.‬‬
‫ت ديگری داده ؛ تا پيش از‬
‫وبعد از نوشتن گناه مارا مهل ِ‬
‫اجل رسيدن توبه كنيم‪.‬‬
‫وامروز مصيبت بسيارى از مردم اين است كه ‪ :‬خدای‬
‫خود را بعظمت وبزرگواری نمى شناسند ) واز نافرمانى‬
‫او نمى ترسند ( پس او تعالى را بگناهان رنگارنگ شب‬
‫وروز نافرمانى ميكنند‪.‬‬
‫واز ايشان گروهی است كه به سبک شمردن وخرد‬
‫شمردن گناهان دچار شده اند ؛ پس مى بينى يكى‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫)‪( 3‬‬

‫)‪(4‬‬

‫)‪( 5‬‬

‫‪ ((1‬یعنی ‪ :‬توبه ای که تمام شروط توبه در آن وجود داشته باشد ‪ » .‬مترجم «‪.‬‬
‫‪ ((2‬فرشتگان که کارهای خوب وبد انسان را می نویسند ‪ » .‬مترجم «‪.‬‬
‫‪ ((3‬روایت امام طبرانی در " المعجم الکبير " وامام بيهقی در " شعب الیمان " ‪ ،‬والبانی ‪ -‬رحمه ال ‪ -‬اسناد این‬
‫حدیث را حسن گفته است‪ .‬نگاه ‪ " :‬سلسلة الحادیث الصحيحة " رقم )‪. (1209‬‬
‫‪ ((4‬احتمال دارد که مراد ازین ساعتها ساعتهای فلکی است که پيش همه معروف است ‪ ،‬ویا مراد مدت اندکی از شب‬
‫وروز است‪ .‬نگاه ‪ " :‬لسان العرب " ماّدۀ ‪ :‬سوع ‪ ،‬و " فيض القدیر " تاليف ‪ :‬المناوی ‪.‬‬
‫‪ ((5‬یعنی ‪ :‬گناه را که از او صادر شده نمی نویسد‪ » .‬مترجم «‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫ازيشان را كه بعض گناهان خرد واندک را در نفس خود‬
‫حقير و ناچيز می پندارد ‪ ،‬ومیگويد ‪ -‬مثل ً ‪ : -‬يكبار نظر‬
‫ن زن اجنبى چه نقص وضرر دارد؟!‬
‫كردن ويا دست زد ِ‬
‫ونفسهای خويش را در هنگام ديدن عکسهای حرام و‬
‫ناروا در مجله ها وفيلمها به اين چنين سخنها تسلى‬
‫ن كدام‬
‫ميدهند‪ .‬به اندازه ای كه بعض ايشان اگر حرام بود ِ‬
‫مسأله ای را بداند ) از روی استخفاف وناپروائى (‬
‫ميپرسد كه در آن چند وچقدر گناه است ؟!‬
‫آيا گناه خرد است يا بزرگ ؟!‬
‫پس وقتيكه اين واقع حاصل شده را ديدی ودانستى _‬
‫ميان آن وميان اين دو اثر آینده ‪ -‬که از صحيح امام بخاری‬
‫رحمه الله نقل نمودم ‪ -‬مقارنه وبرابری کن تا فرق بين‬
‫هردو برايت هويدا گردد‪:‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪ (1‬از حضرت انس ‪ ‬روايت است که فرمود‪ ":‬إنکم‬
‫لتعملون أعمال ً هي أدق في أعينکم من الشعر‪،‬‬
‫کنا نعدها علی عهد رسول الله ‪ ‬من‬
‫الموبقات"‪ .‬يعنی ‪ {:‬به تحقيق شما کارهايی را انجام‬
‫میدهيد که آن در نظر شما باريکتر از موی میباشد ‪ ،‬که‬
‫ما آنرا در زمان رسول الله ‪ ‬از گناهان موبقات می‬
‫شمرديم}‪ .‬موبقات‪ :‬يعنی گناهان بزرگ وهلک کننده‪.‬‬
‫)‪ (2‬از حضرت عبدالله بن مسعود ‪ ‬روايت است که‬
‫فرمود‪ ":‬إن المؤمن يری ذنوبه کأنه قاعد تحت‬
‫جبل يخاف أن يقع علیه ‪ ،‬وإن الفاجر يری ذنوبه‬
‫کذباب مّر علی أنفه فقال به هکذا ‪ -‬ای بيده ‪-‬‬
‫فذّبه عنه "‪ .‬يعنی ‪ {:‬به تحقيق كه مومن گناهان خود را‬
‫مانند كوه بالی سرش می بيند ‪ ،‬میترسد که بر وی به‬
‫افتد‪ .‬واما فاجر گناهان خويش را مانند مگسی مى بيند‬
‫کـه بـر بينی اش مرور میکــنـد ‪ ،‬و او را بدست خــود دور‬
‫میـسـازد }‪ ) .‬يعنی‪ :‬آنرا بسيار حقير وناچیز می گمارد (‬
‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬بجز محارم‪ ،‬مردان بيگانه را اجانب گویند‪) .‬مؤلف( ‪.‬‬
‫محرم ‪ :‬هرآن مرد را گویند که برای او نکاح آن زن هرگز روا نباشد ‪ ،‬نه درحال ونه در مآل؛ بسبب نسب مثل ‪:‬‬
‫پدر‪ ،‬وپدران پدر‪ ،‬وپدران مادر‪ ،‬وپسر‪ ،‬وپسران پسر‪ ،‬وپسران دختر‪ ،‬وبرادر‪ ،‬وپسران برادر‪ ،‬وپسران خواهر‪،‬‬
‫وکاکا )عموي‪ :‬برادر پدر(‪ ،‬وماما ) برادر مادر( ‪ .‬ویا بسبب رضاعه )شيرخوری( مثل ‪ :‬پدر وپسر وبرادر وکاکا‬
‫ومامای شيرخوری ‪ .‬وهرکه بسبب نسب محرم است بسبب رضاعه نيز محرم می باشد‪ .‬ویا بسبب مصاهره ) با‬
‫کسی خویشی کردن به زن دادن ویا زن گرفتن( مثل ‪ :‬خسور )پدر شوهر( وپسران شوهر از زن دیگر‪ .‬وغير‬
‫ازینها همه اجانب اند ‪ ،‬وباید ازیشان حجاب کند ‪ ،‬وبا ایشان خلوت نشيند ‪ ،‬ویکجا سفر نکند‪ » .‬مترجم «‪.‬‬
‫‪ ((2‬یعنی ‪ :‬تا این اندازه اورا سبک می شمارید ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫آيا این گروهی ناپروا ‪ -‬حال ‪ -‬اندازۀ خطورت این کار را‬
‫احساس میکنند چون این حديث شريف را بخوانند ‪":‬‬
‫قرات الذنوب ‪ ،‬فإنما مثل مح ّ‬
‫إیاکم ومح ّ‬
‫قرات‬
‫الذنوب کمثل قوم نزلوا بطن واٍد ‪ ،‬فجاء ذا‬
‫بعود ‪ ،‬وجاء ذا بعود ‪ ،‬حتی حملوا ما أنضجوا به‬
‫خبزهم ‪ ،‬وإن مح ّ‬
‫قرات الذنوب متی يؤخذ بها‬
‫صاحبها تهلکه "‪.‬‬
‫ن سبک شمرده شده ‪،‬‬
‫يعنی ‪ {:‬با حذر باشيد از گناها ِ‬
‫ل قومی است که در میان‬
‫که مثال آن گونه گناهان مثا ِ‬
‫واديی پائين شدند ‪ ،‬وهريک ازيشان در طلب هيزم‬
‫برامد ‪ ،‬پس يکی يک شاخه آورد‪ ،‬وديگری يک شاخه ‪ ،‬تا‬
‫بدين طريقه شاخه های زيادی از چوب جمع نمودند وازان‬
‫آتشی در دادند ‪ ،‬وطعام خويش را پخته کردند‪ .‬وهرگاه‬
‫کسی باین چنين گناهانيکه اورا سبک واندک ونا چيز می‬
‫پندارد _ گرفته شود )محاسبه شود( هلک خواهد شد }‪.‬‬
‫ودر روايت ديگری چنين آمده ‪ ":‬إياکم ومح ّ‬
‫قرات‬
‫الذنوب ؛ فإنهن يجتمعن علی الرجل حتی يهلکنه‬
‫"‪ .‬يعنی ‪ {:‬با حذر باشيد از گناهان حقير شمرده شده ؛‬
‫زيرا این چنين گناهان باهم يکجا شده انسان را به هلکت‬
‫میرساند }‪.‬‬
‫وعلما ‪ -‬رحمهم الله ‪ -‬ياد نموده اند که گاهی با گناه‬
‫خرد را‬
‫خرد بی حيائی وبی پروائی يکجا شده آن گناه ُ‬
‫ُ‬
‫ن مرتبۀ آن میرساند‪،‬‬
‫عي‬
‫در‬
‫بلکه‬
‫کبيره‪،‬‬
‫گناهان‬
‫ضمن‬
‫ِ‬
‫ازينجا گفته اند‪ " :‬ل صغيرة مع الصرار ‪ ،‬ول کبيرة‬
‫مع الستغفار"‪.‬‬
‫خرد در حال اصرار ورزيدن به آن وادامه‬
‫يعنی ‪ {:‬گناه ُ‬
‫خرد نمی ماند ‪ ،‬بلکه گناه بزرگ میگردد ‪ ،‬ودر مقابل‬
‫دادن ُ‬
‫گناه بزرگ در حال استغفار کردن ) آمرزش خواستن (‬
‫بزرگ نمی ماند ‪ ،‬بلکه بفضل استغفار بخشيده میشود }‪.‬‬
‫خـرد‬
‫وبرای این گونه مردم ‪ -‬که راجـع بـه گـنـاهـان ُ‬
‫خرديی گناه‬
‫ف ُ‬
‫نـاپروائی میکـنند – میگـوئيم که ‪ :‬به طر ِ‬
‫ف آن ذاتى نگاه کن که تـو او را‬
‫نگاه نکن‪ ،‬وليکن به طر ِ‬
‫نـافـرمانی کرده ای‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬یعنی ‪َ :‬دَره ‪ ،‬وگشادگی ميان دو کوه ‪ .‬نگاه ‪ :‬فرهنگ عميد ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬روایت امام احمد رحمه ال ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح الجامع رقم )‪2686‬و ‪. (2687‬‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫ن‬
‫واین چند سخنى است که ‪ -‬إن شاء الله ‪ -‬ازان بندگا ِ‬
‫راستين استفاده وبهره گيرند‪ ،‬آنانکه احساس گناه‬
‫وکوتاهی میکنند‪ ،‬نه کسانيکه پروای گناه را ندارند‪ ،‬ودر‬
‫گمراهی وباطل خويش پابند ومحکم اند ‪.‬‬
‫اين سخن برای کسی است که ايمان دارد بقول الله‬
‫تعالی ‪  :‬نّبئ عبادي أني أنا الغفور الرحيم ‪‬‬
‫»سورۀ حجر آيت‪ «49 :‬ترجمه ‪ {:‬خبر ده بندگانم را که من از‬
‫حد زياد آمرزنده ومهربانم }‪ .‬ودر عين حال ايمان دارد‬
‫ن عذابي هو العذاب اللیم ‪‬‬
‫بقول او تعالی ‪  :‬وأ ّ‬
‫»سورۀ حجر آيت‪«50 :‬‬

‫ترجمه ‪ {:‬وخبر ده ايشان را که عذاب من همان‬
‫عذاب دردناک است }‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫شروط ومكملت توبه‬
‫كلمۀ توبه خيلی كلمۀ بزرگى است ‪ ،‬كه از خود خيلى‬
‫مدلولهاى عميقی دارد ‪ ،‬نه چنانكه بسيارِ مردم گمان‬
‫ميكنند‪ ،‬كه او لفظهايى است بزبان گفته ميشود ‪ ،‬باز بر‬
‫گناه دوام داده ميشود ‪.‬‬
‫درين آيت مبارکه تامل نما‪ :‬وأن استغفروا ربكم‬
‫ثم توبوا إليه ‪ » ‬سورۀ هود آيت‪ «3 :‬ترجمه ‪ {:‬طلب‬
‫مغفرت وآمرزش کنيد از پروردگار خويش ‪ ،‬باز بسوی او‬
‫توبه نمائيد}‪ .‬ديدی که توبه چيزی بوده زيادتر از‬
‫استغفار ‪.‬‬
‫و چون هر امر بزرگى از خود شرطها ميداشته باشد _‬
‫علمای کرام ‪ -‬رحمت الله عليهم‪ -‬برای توبۀ درست بعض‬
‫شرطها ياد کرده اند ‪ ،‬که آن شرطها را از آيات قرآن‬
‫کريم و از احاديث پيغمبر ‪ ‬استنباط نموده اند ‪ ،‬بعض‬
‫آن شرطها را برايتان قرار ذيل بيان ميكنم ‪:‬‬
‫‪ -1‬ازگناه فوًرا باز ايستادن ‪ ،‬ودست برداشتن ‪.‬‬
‫‪ -2‬بر گناه گذشته ندامت واظهار پشيمانی کردن‬
‫‪.‬‬
‫‪ -3‬تصميم محکم گرفتن بر آن که بار ديگر بآن‬
‫گناه باز نگردد ‪.‬‬
‫‪ -4‬حقوق مردمی را که ظلم کرده است‬
‫بازگردانيدن ‪ ،‬ويا ازيشان طلب عفو وبخشش‬
‫خواستن ‪.‬‬
‫وبعض علما برای شروط توبۀ درست تفصيلت ديگری‬
‫را ياد نمودند ‪ ،‬که آن تفصيلت را با بعض مثالها درينجا ياد‬
‫میکنيم ‪:‬‬
‫اول ‪ :‬بايد گناه را خاص از برای خداوند ‪ ‬ترک كند نه از‬
‫برای چيزی ديگرى ‪ ،‬مثليكه آن گناه را بسبب ناتوانى ‪ ،‬ويا‬
‫ترس از ملمت کردن مردم _ ترک کند ‪ ،‬نه از برای خدا ‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫)‪( 3‬‬

‫‪ ((1‬یعنی ‪ :‬تنها ) استغفر ال ( ویا ) توبه کردم ( گفتن کفایت نميکند تا ازگناه دست نه بردارد ‪ ،‬وگرنه ریشخندی‬
‫ميباشد ‪ ،‬چنانچه شاعر ميگوید ‪:‬‬
‫» مترجم «‪.‬‬
‫معصيت را خنده می آید ز استغفار ما‬
‫سبحه بر دست‪ ،‬توبه بر لب‪ ،‬دل پر از ذوق گناه‬
‫‪ ((2‬یعنی ‪ :‬توبه تنها استغفر ال گفتن نيست ‪ ،‬بلکه اضافه برآن پشيمانی است بر گناه گذشته ‪ ،‬وترک گناه حالی ‪،‬‬
‫وعزم محکم بر آنکه در آینده بآن گناه باز نگردد ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((3‬در حاليکه گناه بحقوق مردم تعلق داشته باشد ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫پس تايب ناميده نمى شود كسى كه گناه را از برای‬
‫اينكه در جاه وسمعتش میان مردم تاثير نكند ‪ ،‬ويا از كار‬
‫و وظيفه اش دور كرده نشود _ ترک مى كند ‪.‬‬
‫ونيز تايب گفته نمى شود كسى كه از برای محافظت‬
‫ونگهبانى صحت وقوت خود گناهان را ترک ميكند‪ .‬مانند‬
‫شخصى كه زنا ويا فاحشه را از ترس مرضهای مرگ آور‬
‫وساری ‪ ،‬ويا از ترس اينكه جسم وذهن وی را ضعيف‬
‫نسازد _ ترک ميكند ‪.‬‬
‫وهمچنان تايب ناميده نمى شود كسى كه دزدی را‬
‫ترک نموده بعلت اينكه راه درامدن خانه را نيافته ‪ ،‬ويا‬
‫اينكه طريقۀ بازكردن خزينه را ندانسته ‪ ،‬ويا اينكه از پـيره‬
‫گاه وپاسبان آنجهت ترسيده است‪.‬‬
‫وباين ترتيب تايب ناميده نمى شود كسى كه از‬
‫رشوت گيری خود داری نموده از ترس اينكه شخص‬
‫رشوت دهنده ‪ -‬ناگهان ‪ -‬از هيئت مكافحت )از بين بردن(‬
‫رشوت نباشد‪.‬‬
‫وهمچنان تايب گفته نمى شود كسى كه شراب نوشى‬
‫‪ ،‬وچرس وترياک را ترک كرده ‪ ،‬از جهت اينكه او مفلس‬
‫ونادار است ‪.‬‬
‫واين چنين تايب ناميده نمى شود كسى كه از فعل‬
‫گناه عاجز مانده ‪ ،‬بسبب چيزی که خارج از اراده اش‬
‫باشد‪ .‬مانند‪ :‬دروغگوی که زبانش فلج شده واز سخنگوئى‬
‫عاجز مانده است ‪ ،‬ويا زناکار که قدرت زنا کردن را از‬
‫دست داده است ‪ ،‬ويا دزد که بسبب کدام حادثه دستش‬
‫تلف شده است ‪ ) .‬اين همه تايب ناميده نميشوند (‬
‫بلکه برهمۀ ايشان لزم است كه اظهار پشيمانى كنند‬
‫)بر گناه گذشته( ‪ ،‬وتمنای معصيت نكنند )در آينده( ‪ ،‬و بر‬
‫گناه كه فعل آن برايشان ميسر نشده افسوس نكنند ‪.‬‬
‫وبرای اين گونه مردم پيغامبر خدا ‪ ‬فرموده است كه ‪":‬‬
‫الندم توبة " ‪.‬‬
‫يعنی ‪ {:‬ندامتى وپشيمانى بر گناه گذشته توبه به شمار‬
‫مى رود }‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫)‪( 3‬‬

‫‪ ((1‬یعنی قيمت آن را ندارد تا او را بخرد ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬تا لقب تایب را کمایی کنند ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((3‬روایت امام احمد وابن ماجه ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح الجامع رقم )‪. (6802‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫وخداوند ‪ ‬شخص عاجز را كه بزبان تمنای معصيت‬
‫ميكند بمنزلت كسى گردانيده است كه آن معصيت را‬
‫مرتكب شده است ‪ ،‬آيا نميدانى كه پيغمبر ‪ ‬چه فرموده‬
‫است؟ فرموده است كه ‪ " :‬إنما الدنيا لربعة نفر ‪،‬‬
‫عبد رزقه الله مال ً وعلما ً فهو يتقي فيه ربه ‪،‬‬
‫ويصل فيه رحمه ‪ ،‬ويعلم لله فيه حقا ً ‪ ،‬فهذا‬
‫بأفضل المنازل ‪ .‬وعبد رزقه الله علما ً ولم يرزقه‬
‫مال ً ‪ ،‬فهو صادق النية ‪ ،‬يقول ‪ :‬لو أن لي مال ً‬
‫لعملت بعمل فلن ‪ ،‬فهو بنيته ‪ ،‬فأجرهما سواء‪.‬‬
‫وعبد رزقه الله مال ً ولم يرزقه علما ً ‪ ،‬يخبط في‬
‫ماله بغير علم ‪ ،‬ول يتقي فيه ربه ‪ ،‬ول يصل فيه‬
‫رحمه ‪ ،‬ول يعلم لله فيه حقا ً ‪ ،‬فهذا بأخبث‬
‫المنازل‪ .‬وعبد لم يرزقه الله مال ً ول علما ً فهو‬
‫يقول ‪ :‬لو أن لي مال ً لعملت فيه بعمل فلن ‪،‬‬
‫فهو بنيته ‪ ،‬فوزرهما سواء "‪.‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬دنيا برای چهار نفر است ‪ :‬يكى ‪ :‬بنده ای‬
‫كه او را خداوند ‪ ‬مال وعلم بخشيده ‪ ،‬پس او در بارۀ‬
‫مال خود از خدا ميترسد‪ ،‬وتوسط آن مال صله رحمى‬
‫ميكند ‪ ،‬وبرای خداوند ‪ ‬دران مال حق قايل است ‪ ،‬اين‬
‫شخص در بهترين و بلندترين منزلتها قرار دارد‪ .‬دوم ‪:‬‬
‫بنده ای كه او را خداوند ‪ ‬علم بخشيده ولی مال نداده ‪،‬‬
‫پس او نيت درست دارد ‪ ،‬میگويد‪ :‬اگر من مال مى داشتم‬
‫همانند فلنی عمل خواهم کرد )مانند شخص اول( ‪ ،‬این‬
‫شخص طبق نيتش جزا داده میشود ‪ ،‬پس اجر هردو‬
‫يشان برابر ميباشد‪ .‬سوم ‪ :‬بنده ای که خداوند ‪ ‬او را‬
‫مال بخشيده ولی علم نصيب نكرده است ‪ ،‬پس او در‬
‫مال خود بدون علم وبه بيراهی تصرف میکند‪ ،‬ودر بارۀ آن‬
‫از خدا نمی ترسد‪ ،‬وصله رحمی نمیکند‪ ،‬ودر آن برای‬
‫خداوند ‪ ‬هيچ حقى قایل نمی باشد‪ ،‬این شخص بر‬
‫بدترين وخبيث ترين منزلتها قرار دارد‪ .‬چهارم ‪ :‬بنده ای‬
‫که خداوند ‪ ‬اورا نه مال بخشيده ونه علم داده ‪ ،‬پس او‬
‫میگويد ‪ :‬اگر مال داشته باشم همانند فلنی عمل خواهم‬
‫کرد )مانند شخص سوم( ‪ ،‬این شخص را طبق نيتش جزا‬
‫داده میشود ‪ ،‬پس گناه هردويشان برابر میباشد }‪.‬‬
‫=====‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪((1‬‬
‫‪()2‬‬

‫روایت امام احمد وترمذی واو را صحيح گفته است ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح الترغيب والترهيب ‪.1/9‬‬
‫یعنی ‪ :‬زکات ميدهد ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫دوم ‪ :‬بايد بدی وضرر گناه را احساس کند ‪ ،‬ومعتقد‬
‫باشد‪ .‬باین معنی که ‪ :‬توبۀ صحيحه ودرست تقاضای اين را‬
‫دارد که بنده هنگام درياد آوردن گناه گذشته ‪ ،‬ويا تمنی‬
‫نمودن بازگشت بر آن گناه در آينده _ احساس لذت‬
‫وخوشی نکند ‪.‬‬
‫امام ابن القيم ‪ -‬رحمه الله ‪ -‬در دو کتاب خود ‪ " :‬الداء‬
‫والدواء " و " الفوائد" ضررهای زيادى برای گناه ياد‬
‫نموده ‪ ،‬ازان جمله ‪:‬‬
‫از علم محروم شدن ‪ ،‬احساس ترس وتنهائی در دل ‪،‬‬
‫مشکل تمام شدن کارها ‪ ،‬ضعف وکمزوری در بدن ‪ ،‬از‬
‫طاعت محروم شدن ‪ ،‬برکت را از بين بردن ‪ ،‬كم توفيقى‬
‫‪ ،‬سينه تنگی ‪ ،‬از يک گناه ديگر گناهان بوجود آمدن ‪،‬‬
‫عادت گرفتن گناهان ‪ ،‬بی قدری وبی قيمتی گنهگار پيش‬
‫خداوند‪ ‬وپيش مردم ‪ ،‬لعنتگوئی چهارپايان مر او را ‪،‬‬
‫لباس خواری وذلت پوشانيدن ‪ ،‬بر دل مهر نهادن ‪ ،‬زير‬
‫لعنت داخل گرديدن ‪ ،‬ناپذيرفتن دعا‪ ،‬فساد وتباهی در‬
‫بيابان ودرياها ‪ ،‬نابود شدن غيرت )بی ناموسی( ‪ ،‬از بين‬
‫رفتن حياء وعفت ‪ ،‬زایل گرديدن نعمتها ‪ ،‬پائين آمدن‬
‫عقوبتها ‪ ،‬ترس وهراس در دل گنهگار ‪ ،‬در اسارت‬
‫)دستگيری ( شيطان افتادن ‪ ،‬بخاتمۀ بد مبتل شدن ‪ ،‬عذاب‬
‫آخرت را مستحق شدن ‪.‬‬
‫شناختن بنده این گونه ضررها را ‪ -‬که گناه در پی دارد‬
‫ برايش باعث میگردد که از تماما ً گناهان بکليت باز‬‫ايستد ودور شود ؛ زيرا برخی از مردم گاهی از يک گناه‬
‫دور شده به گناه ديگر انتقال میکند ‪ ،‬باعث بعض اسباب ‪،‬‬
‫كه ازان جمله ‪:‬‬
‫‪ -1‬گمان میکند که گناه اخير از گناه اول کمتر وسبک تر‬
‫است ‪.‬‬
‫‪ -2‬به خاطريكه نفس او بگـنـاه دوم زيـادتر میل دارد ‪،‬‬
‫وشهـوت وخواهش او جهت آن قوى تر است‪.‬‬
‫سرتر است نسبت‬
‫‪ -3‬به خاطريكه اسباب گناه دوم مي ّ‬
‫بگناهان ديگر كه تهيه وتياری گرفتن بكار دارد ‪ ،‬واسباب‬
‫او تاهنوز مهيا وميسر نشده ‪.‬‬
‫)‪( 1‬‬

‫‪ ((1‬واگر نه در توبه خویش راستگو نباشد ‪ ،‬زیرا بنده ای که در توبۀ خود راست ميگوید در هنگام در یاد آمدن گناه‬
‫احساس درد واندوه وپشيمانی ميکند ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫‪ -4‬به خاطريكه رفيقان وهمنشينان او بر آن گناه مقيم اند‬
‫‪ ،‬وبر او مشكل است كه آنهارا ترک كند وازيشان خود را‬
‫جدا سازد ‪.‬‬
‫‪ -5‬گاه بعض گناهان انسان گنهگار را ميان يار واصحابش‬
‫جاه ومكانت مى بخشد ‪ ،‬پس او نمى خواهد كه اين مقام‬
‫ومنزلت را از دست دهد ‪ ،‬واز باعث آن بر گناه خود دوام‬
‫ميدهد ‪ ،‬طوريكه بعض سران گروه شر وفساد درين گونه‬
‫مصيبت دچار اند‪.‬‬
‫ل ابو نواس ‪ -‬شاعر بيباک ‪ -‬كه ابو عتاهيه ‪ -‬شاعر‬
‫مث ِ‬
‫واعظ ‪ -‬هنگام كه نصيحتش کـرد ‪ ،‬وبر بـيـبـاکی و بی‬
‫پـروائی اش در بـارۀ گـنـاهان مـلمتش کـرد ‪ ،‬پس او در‬
‫جــواب ابـو عتاهيه اين ابيات را گفت ‪:‬‬
‫ً‬
‫تـــاركــا تـلـك‬
‫أتـرانـي يــا عـتــاهي‬
‫المــلهي‬
‫دا بـالنــــــــــــسـك عـنـد‬
‫أتـرانـي مفـسـ ً‬
‫الـقـــوم جـاهي‬
‫يعنی میگويد ‪ :‬ای ابو عتاهيه! آيا گمان ميكنى كه من اين‬
‫بيباکی خود را ترک میکنم؟! ويا بسبب عبادت وپرهيزگاری‬
‫جاه ومقامم را پيش مردم باخت ميدهم؟! نه خير ‪ ،‬اين‬
‫کار را نمیکنم ‪.‬‬
‫سوم ‪ :‬بايد بنده به توبه کردن بشتابد ‪ ،‬ومبادرت ورزد ؛‬
‫زيرا تاخير نمودن توبه خودش در ذات خود يک گناهى‬
‫است كه حاجت بتوبه كردن دارد ‪.‬‬
‫=====‬
‫چهارم ‪ :‬بايد از ناقص بودن توبه اش در ترس باشد ‪،‬‬
‫وجزم نكند كه حتما ً توبۀ وی قبول است ‪ ،‬تا مبادا بآن‬
‫سبب تكيه بر نفس خويش نموده ‪ ،‬واز مكر خدا‪ ‬در‬
‫ايمن باشد‪.‬‬
‫=====‬
‫پنجم ‪ :‬اگر چيزی از حق خداوند را پيش از توبه كردن ادا‬
‫نكرده باشد ‪ ،‬وادا كردن آن برايش ممكن باشد ‪ ،‬بايد آنرا‬
‫ادا كند ‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫)‪(3‬‬

‫‪ ((1‬که مثل خودش گنهگارانند ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬مردم پست و بيباک مانند خودش ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((3‬مكر خدا ‪ :‬رسانيدن عقوبت وعذاب به بنده بطوریكه او گمان نکند ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫مثل زكات ‪ ،‬اگر در حال معصيت زكات نداده باشد ‪،‬‬
‫بايد بعد از توبه آن زكات را ادا كند ؛ چرا كه زكات علوه‬
‫ازينكه حق خداوند است فقيران نيز در او حق دارند ‪.‬‬
‫=====‬
‫ششم ‪ :‬از جای معصيت خود را دور سازد ‪ ،‬اگر وجود او‬
‫درانجا او را دوباره در معصيت دچار ميکرده باشد ‪.‬‬
‫=====‬
‫هفتم ‪ :‬بايد از كسيكه او را در فعل معصيت كمک كرده‬
‫است دور شود ‪ ،‬وجدا گردد‪.‬‬
‫واين مسأله ومسأله ای كه پيش ازين بود هردو از‬
‫حديث قاتل صد نفر گرفته شده ‪ ،‬كه آن حديث را در‬
‫آينده ذكر كرده ميشود ‪.‬‬
‫وخدای ‪ ‬ميفرمايد ‪  :‬الخلء يومئذ بعضهم‬
‫لبعض عدو إل المتقين ‪ » ‬سورۀ زخرف آيت‪ «67 :‬يعنى‬
‫‪ {:‬دوستان در روز قيامت بعض ايشان با بعض دشمن‬
‫ميباشند مگر پرهيزگاران }‪.‬‬
‫ودر روزقيامت رفيقان وهمنشينان بد يكديگر را لعنت‬
‫ميكنند ‪ ،‬وازين جهت بر تو لزم است ‪ -‬اى بندۀ توبه كننده‬
‫ كه از چنين همنشينان بد دور شوى ‪ ،‬وعلقۀ خود را‬‫ازيشان بريده ‪ ،‬وديگران را از دوستى وهمنشينى با‬
‫ايشان برحذر نمائى ‪ ،‬در حاليكه ايشان را دعوت ونصيحت‬
‫نمى توانى كرد‪.‬‬
‫وبا حذر باش كه شيطان ترا به بهانۀ دعوت ونصيحت‬
‫آنها بار ديگر با آنها آشنا نسازد‪ ،‬وقتيكه خودت ميدانی كه‬
‫ضعيف هستى وبا ايشان مقاومت كرده نميتوانى )دعوت‬
‫آنها را براى كسى ديگرى بگذار ‪ ،‬و خودت احتياط كن(‬
‫ودر ساحه حالت زيادى ثابت ميسازد که اشخاص‬
‫زيادى بعد از توبه کردن بار ديگر بمعصيت باز گرديدند ‪،‬‬
‫وآن بسبب دوباره علقه گرفتن با همنشينان قديم‬
‫خويش ‪.‬‬
‫=====‬
‫)‪( 1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫ق کسی است که معصيت او کفر ویا شرک نباشد ؛ زیرا کافر ویا مشرک اگر توبه کند بر او لزم‬
‫‪ ((1‬این حكم در ح ِ‬
‫نيست که چيزی از احکام اسلم را که در حال کفر ترک نموده بود _ قضاء کند ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬عبارت که ميان دو قوس است از اضافات مترجم ميباشد برای توضيح جمله ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫هشتم ‪ :‬بايد وسايل گناه ‪ ،‬ومحرمات را كه نزدش وجود‬
‫دارد اتلف كند ونابودش بسازد ‪ ،‬مانند ‪ :‬مسكرات‬
‫)شراب وغيره(‪ ،‬وآلت لهو مثل‪ :‬طنبوره وناى ‪ ،‬ويا‬
‫عكسها وفيلمهاى ناروا ‪ ،‬وقصه هاى بيباكى ‪ ،‬وتمثالها ‪،‬‬
‫)وغيره( ‪ .‬اين همه را بايد بشكند واتلفش كند ويا‬
‫بسوزانش ‪.‬‬
‫پس بندۀ توبه كننده بايد همه لباسهاى جاهليت‬
‫وگنهگارى را در درگاۀ استقامت كشيده بافگند ‪ ،‬واين كار‬
‫را بايد بكند ‪.‬‬
‫ودر زمينه چندين قصه ها است از اشخاصى كه توبه‬
‫كرده بودند ولى اين محرمات را از نزد خود دور نكردند ‪،‬‬
‫پس باعث وسبب بازگشت ورجوع ايشان از توبه ‪،‬‬
‫وگمراهى ايشان بعد از هدايت گرديد ‪.‬‬
‫از خداوند ثبات واستقامت را سوال داريم ‪.‬‬
‫=====‬
‫نهم ‪ :‬بايد برای همنشينی خود رفيقان نيكوكاران را‬
‫اختيار كند ‪ ،‬كه اورا بر كارهاى نيک كمک كنند ‪ ،‬وبرای او‬
‫عوض همنشينان بد همنشين شوند ‪.‬‬
‫وبايد در مجلسهاى علم وذكر حاضر شود ‪ ،‬ووقتهاى‬
‫خويش را بكارهای فايده مند ُپر سازد ؛ تا شيطان نزد او‬
‫هيچ وقت فراغ نيابد كه اورا بگذشته ها ياد آور سازد ‪.‬‬
‫دهم ‪ :‬بايد تن وبدن خويش را كه در حرام آلوده ساخته ‪،‬‬
‫وبخوراک حرام تغذيه داده بود _ در طاعت وعبادت خدا‬
‫‪ ‬مصروفش بگرداند ‪ ،‬ونان وخوراک خويش را حلل‬
‫گرداند تا برايش گشت خوب برويد‪.‬‬
‫=====‬
‫يازدهم ‪ :‬توبه بايد پيش از رسيدن جان بغرغره ‪ ،‬وپيش‬
‫ازينكه آفتاب از مغرب برايد _ بوقوع آيد ‪) ،‬وگرنه قبول‬
‫نمى شود( ‪.‬‬
‫وغرغره ‪ :‬آوازيست كه وقت جان كندن از حلق بيرون مى‬
‫آيد ‪.‬‬
‫ومقصود اينكه ‪ :‬بايد توبه پيش از قيامت صغرى‬
‫)مرگ( وپيش از قيامت كبرى )روز قيامت( صورت‬
‫بگيرد ‪) ،‬تا قبول شود( بدليل اين حديث ‪ ":‬من تاب إلى‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪( 2‬‬

‫‪ ((1‬تا باعث باز گردیدن او بگناه نشود ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬مراد از استقامت ‪ :‬راست شدن وپابند بودن بدین ‪ ،‬ومراد از افگندن ‪ :‬انداختن است ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫الله قبل أن يغرغر قبل الله منه "‪ .‬يعنى ‪ {:‬هر كه‬
‫پيش از رسيدن جان بغرغره بسوى خدا ‪ ‬رجوع نمايد‬
‫وتوبه كند خداوند توبۀ اورا قبول ميفرمايد}‪.‬‬
‫و در حديث ديگرى چنين آمده ‪ " :‬من تاب قبل أن‬
‫تطلع الشمس من مغربها تاب الله عليه"‪.‬‬
‫يعنى ‪ {:‬هركه پيش ازينكه آفتاب از مغربش برايد توبه‬
‫كند خداوند توبۀ او را مى پذيرد }‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬روایت امام احمد وترمذی ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح الجامع رقم )‪. (6132‬‬
‫‪ ((2‬روایت امام مسلم ‪ :‬کتاب الذکر باب استحباب الستغفار رقم )‪.(6801‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫تـــوبــ ۀ بــزرگ‬
‫ل اين امت صحابۀ‬
‫ل او ِ‬
‫اينجا يک نمونه از توبۀ رعي ِ‬
‫رسول خدا ‪ ‬را ياد مى نمائيم ‪:‬‬
‫از حضرت بريده ‪ ‬روايت است كه ‪ :‬ماعز بن مالک‬
‫اسلمى پيش رسول الله ‪ ‬آمده وفرمود ‪ :‬يا رسول الله‬
‫من بر نفس خود ظلم نموده ودر زنا واقع شدم ‪،‬‬
‫وميخواهم كه مرا ازين گناه پاک سازيد‪ .‬آنحضرت ‪ ‬اورا‬
‫بازگردانيد‪ .‬پس چون فردا شد باز بخدمت آنحضرت ‪‬‬
‫آمده وفرمود ‪ :‬ای پيغامبر خـدا من واقـعا ً زنـا كـردم‪ .‬بـار‬
‫ديگر آنحضرت ‪ ‬او را بازگردانيد‪ .‬سپس پيغمبر خدا ‪‬‬
‫بسوی قوم او كسى را فرستادند ‪ ،‬وازيشان پرسيدند‪ :‬آيا‬
‫در عقل او كدام عيبى را ميدانيد؟ آيا از تصرف او چيزى‬
‫انكار داريد؟‪ .‬گفتند‪ :‬قرار كه ما ميدانيم او دارای عقل‬
‫كامل وسالم است ‪ ،‬و يكى از نيكوكاران ما بشمار ميرود‪.‬‬
‫روز سوم باز پيش رسول خدا ‪ ‬آمده وگفتۀ خود را‬
‫عرض نمود ‪ .‬آنحضرت ‪ ‬بار ديگر بسوی قوم او نفر‬
‫فرستاده واز حال او پرسيد ‪ ،‬قوم او در جواب گفتند‪ :‬ما‬
‫نه در ذات او ‪ ،‬ونه در عقل او هيچ كدام عيبى را نمى‬
‫دانيم ‪.‬‬
‫بار چهارم كه پيش رسول خدا ‪ ‬آمد ‪ ،‬امر فرمودند‬
‫برايش يک چاله )چقرى( كنده شد ‪ ،‬سپس صحابۀ كرام را‬
‫امر فرمود او را سنگسار كردند ‪.‬‬
‫حضرت بريده ‪ ‬ميفرمايد ‪ :‬پس ازان زنى كه‬
‫بغامديه ياد ميشد نزد رسول خدا ‪ ‬آمده وگفت ‪ :‬يا‬
‫رسول الله! من زنا كردم ‪ ،‬مرا ازين گناه پاک ساز‪.‬‬
‫آنحضرت ‪ ‬اين زن را نيز بازگردانيد‪ .‬فردا باز پيش‬
‫رسول خدا ‪ ‬آمده وگفت ‪ :‬ای رسول خدا! چرا مرا باز‬
‫میگردانيد؟ شايد ميخواسته باشيد مرا مانند ماعز‬
‫بازگردانيد تا از حال من بپرسيد؟ بخدا قسم كه من از اثر‬
‫زنا حامله دار هستم‪.‬‬
‫آنحضرت ‪ ‬فرمودند‪ :‬حال تو را چيزى نخواهم كرد ‪ ،‬تا‬
‫آنگاه كه آنچه در رحم دارى تولد شود‪ .‬پس ناچار آن زن‬
‫رفته ‪ ،‬ووقتيكه كودكش تولد شد ‪ ،‬در يک كال اورا‬
‫پـيچانده بخدمت پـيغمبر خدا ‪ ‬آمده وگفت ‪ :‬اينک اورا‬
‫ولدت نمودم‪ .‬جنابشان فرمودند‪ :‬برو اين كودک را شير‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫بده تا از شير جدا شود‪ .‬آن زن رفته و او را شير داد ‪،‬‬
‫ووقتيكه از شـير جـدا شـد ‪ ،‬در دستش يک پــاره نــان‬
‫داده وپيش رســول خـدا ‪ ‬آورد ‪ ،‬وگفت ‪ :‬يـا رسول‬
‫الله! اينک او را شير دادم تا از شير جدا شد ‪ ،‬وحال نان‬
‫ميخورد‪.‬‬
‫جناب پيغامبر خدا ‪ ‬آن كودک را براى یک مرد از‬
‫مسلمانان سپاريد ‪ ،‬وبعد ازان امر فرمود تا برای آن زن‬
‫به اندازۀ سينه اش چاله كندند ‪ ،‬ومردم را امر كرد او را‬
‫سنگسار كردند‪.‬‬
‫حضرت خالد بن الوليد ‪ ‬بر سر آن زن يک سنگ زد ‪،‬‬
‫خون آن بر روى حضرت خالد پاش شد ‪ ،‬پس حضرت‬
‫خالد او را دشنام داد ‪ ،‬رسول خدا ‪ ‬دشنام او را شنيد‪،‬‬
‫برايش گفت ‪ ":‬مهل ً يا خالد! فوالذي نفسي بيده‬
‫مکس لغفر له "‪.‬‬
‫لقد تابت توبة لو تابها صاحب َ‬
‫يعنى ‪ {:‬ای خالد! صبر كن‪ .‬قسم بذاتيكه جانم بدست‬
‫اوست ‪ ،‬اين زن چنان توبه نموده است كه اگر باج گير‬
‫آن چـنـان تـوبـه كـند گـناهش بخشـيده خـواهـد شـد}‪.‬‬
‫پس ازان امر كردند بر جنازۀ آن زن نماز جنازه خواندند ‪،‬‬
‫و دفنش كردند ‪.‬‬
‫ودر بعض روايات آمده كه حضرت عمر ‪ ‬گفتند ‪ :‬يا‬
‫رسول الله! او را سنگسار كرديد باز بر او نماز جنازه هم‬
‫سمت‬
‫ميخوانيد؟! فرمودند ‪ ":‬لقد تابت توبة لو ق ّ‬
‫على سبعين من أهل المدينة وسعتهم‪ ،‬وهل‬
‫وجدت شيئا ً أفضل من أن جادت بنفسها لله ‪."‬‬
‫يعنى ‪ {:‬البته اين زن چنان توبه نموده است كه اگر توبۀ‬
‫ويرا ميان هفتاد تن از اهل مدينه بخش كرده شود همۀ‬
‫ايشان را بخوبى كفايت ميكند ‪ ،‬آيا ازين هم چيزی بهتر‬
‫خواهد يافت كه نفس خود را برای خدا ‪ ‬ارزانى نموده‬
‫است ‪..‬؟! }‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫)‪(3‬‬

‫‪ ((1‬روایت امام مسلم در صحيحش کتاب حدود باب من اعترف على نفسه بالزنا شماره حدیث )‪.(4407‬‬
‫‪ ((2‬باج گير ‪ :‬کسی است که از مردم باج )ضریبه( ميگيرد ‪ ،‬صاحب فرهنگ عميد در تعریف باج چنين گفته است ‪:‬‬
‫باج – یا باژ ‪ :‬خراج ‪ ،‬ماليات ‪ ،‬عوارض ‪ ،‬آنچه که در قدیم پادشاهان بزرگ از پادشاهان مغلوب وزیر دست خود‬
‫ميگرفتند ‪ ،‬پولی که راهداران از مسافران بگيرند ‪) ،‬ونيز( بمعنی پولی که بزور از کسی گرفته شود _ ميگویند ‪.‬‬
‫» مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((3‬روایت امام عبد الرزاق در مصنف خویش ‪ . 7/325‬گفتم ) مترجم (‪ :‬اصل این روایت نيز در صحيح امام مسلم‬
‫به شماره )‪ (4408‬وارد شده است ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫توبه گناهان گذشته را محو وپاک ميسازد‬
‫شايد كسى بگويد‪ :‬من ميخواهم توبه كنم ‪ ،‬وليكن چه‬
‫چيز برايم مغفرت خداوند را ضامن ميشود اگر من توبه‬
‫كنم ؟‬
‫ومن دوست دارم كه در راه استقـامت راه روم ‪،‬‬
‫وليكن در داخـلم احساس تـردد ميكنم ‪ ،‬واگر من بدرستى‬
‫بدانم كه خداوند ‪ ‬مرا مى آمرزد البته توبه خواهم كرد ‪.‬‬
‫براى اين شخص ميگويم ‪ :‬آنچه تو در نفس خويش‬
‫احساس ميكنى ‪ ،‬آنرا نيز برخى از مردم كه پيش از تو‬
‫بودند ‪ -‬از صحابۀ رسول الله ‪ - ‬احساس نمودند‪ .‬واگر‬
‫درين دو روايت با يقين تأمل نمائى ‪ ،‬آنچه در نفس دارى‬
‫ إن شاء الله ‪ -‬دور خواهد شد‪:‬‬‫* روايت اول ‪ :‬امام مسلم ‪ -‬رحمت الله عليه ‪ -‬قصۀ‬
‫مسلمان شدن حضرت عمرو بن العاص ‪ ‬را روايت‬
‫نموده است ‪ ،‬ودر قصۀ وى آمده است كه ‪ :‬عمرو بن‬
‫العاص ‪ ‬فرمودند‪ :‬زمانيكه خداى ‪ ‬محبت دين اسلم‬
‫را در دلم جاى داد بخدمت پيغامبر خدا ‪ ‬آمده وبرايش‬
‫گفتم ‪ :‬دست مبارک تان را پيش كنيد تا شما را مبايعت‬
‫کنم‪.‬‬
‫آنحضرت ‪ ‬دست مباركشان را پيش كردند ‪ ،‬من‬
‫دست خود را پس كشيدم ‪ ،‬جنابشان فرمودند‪ :‬چه شد ترا‬
‫اى عمرو ؟!‪ .‬گفتم ‪ :‬خواستم كه ‪ -‬پيش از مسلمان‬
‫شدن ‪ -‬شرط بگذارم‪ .‬فرمودند ‪ :‬چه شرط خواهى‬
‫گذاريد؟‪ .‬گفتم ‪ :‬آنكه الله تعالى مرا بيامرزد‪ .‬فرمودند ‪":‬‬
‫أما علمت ‪ -‬يا عمرو ‪ -‬أن السلم يهدم ما كان‬
‫قبله ‪ ،‬وأن الهجرة تهدم ما كان قبلها ‪ ،‬وأن الحج‬
‫يهدم ما كان قبله " ‪ .‬يعنى ‪ {:‬اى عمرو ‪ ..‬آيا نميدانى‬
‫كه دين اسلم گناهان ما قبلش را پاک ميسازد؟ وهجرت‬
‫گناهان پيشين را محو ميسازد؟ وحج بديهاى گذشته را‬
‫نابود ميسازد؟}‪.‬‬
‫* روايت دوم ‪ :‬امام مسلم ‪ -‬رحمت الله عليه ‪ -‬از‬
‫حضرت ابن عباس ‪ -‬رضى الله عنهما‪ -‬روايت نموده است‬
‫‪ :‬كه يک گروه از مشركين كه از حد زياد قتل وزنا كرده‬
‫بودند ‪ ،‬بخدمت پيغامبر خدا ‪ ‬آمده وگفتند‪ :‬آنچه ميگوئيد‬
‫)‪(1‬‬

‫‪()1‬‬

‫نگاه ‪ :‬صحيح امام مسلم کتاب ایمان باب کون السلم یهدم ما قبله شماره حدیث )‪.(317‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫وبسوى او دعوت ميكنيد خيلى چيزى خوب وپسنديده‬
‫است ‪ ،‬مگر مارا خبر ده كه آنچه ما عمل نموديم ) از‬
‫گناهـان وبديها ( از خود كفاره دارد يا نه ؟‪.‬‬
‫خداى ‪ ‬در جواب ايشان اين آيت مباركه را نازل‬
‫فرمود ‪  :‬والذين ل يدعون مع الله إلها ً آخر ول‬
‫يقتلون النفس التي حرم الله إل بالحق ول‬
‫يزنون ومن يفعل ذلك يلق أثاما ً * يضاعف له‬
‫العذاب يوم القيامة ويخلد فيه مهانا ً * إل من تاب‬
‫وآمن وعمل عمل ً صالحا ً فأولئك يبدل الله‬
‫سيئاتهم حسنات وكان الله غفورا ً رحيما ً ‪ » ‬سورۀ‬
‫فرقان آيت‪ 68 :‬تا ‪.«70‬‬
‫ترجمه‪ { :‬و بندگان راستين خدا ‪ ‬كسانى اند كه با‬
‫خداوند ‪ ‬معبود ديگرى را عبادت نميكنند ‪ ،‬ونفسى را كه‬
‫خداوند ‪ ‬كشتن آن را حرام گردانيده نمى كشند مگر‬
‫براه حق ‪ ،‬وزنا نميكنند‪ .‬و اگر كسى مرتكب اين گونه‬
‫گناهان شود بعقوبت سختى برخوَرد‪ ،‬كه روز قيامت براى‬
‫او عذاب را دوچند كرده شود ‪ ،‬ودران عذاب هميشه خوار‬
‫و رسوا بماند ‪ ،‬مگر كسانيكه توبه كنند وايمان آورند‬
‫وعمل شائسته كنند پس خداى ‪ ‬بديهاى ايشان را‬
‫دل ميسازد‪ ،‬وخداوند آمرزنده ومهربان است }‪.‬‬
‫بخوبيها مب ّ‬
‫واين آيت مباركه را نيز نازل نمود ‪  :‬قل يا عبادي‬
‫الذين أسرفوا على أنفسهم ل تقنطوا من رحمة‬
‫الله إن الله يغفر الذنوب جميعا ً إنه هو الغفور‬
‫الرحيم ‪ » ‬سورۀ زمر آيت ‪. « 53 :‬‬
‫يعنی ‪ {:‬ای پـيـغـمـبر ‪ ‬از طـرف من بـراى‬
‫بـنــدگانم بگــو ‪ :‬اى بنـــدگان مــن ‪ ..‬اى كسانيكه بر‬
‫نفسهاى خويش اسراف نموديد ‪ -‬يعنى از حد زياد گناه‬
‫كرده ايد ‪ -‬از رحمت خدا ‪ ‬نا اميد نشويد ‪ ،‬به تحقيق‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪( 2‬‬

‫)‪(3‬‬

‫‪ ((1‬کفاره ‪ :‬آنچه گناه را پاک سازد ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬در روایت در ذکر آیات تا اینجا اکتفا نموده ‪ ،‬ولی من باقی آیات را تکميل نمودم تا مقصود هویدا گردد ‪.‬‬
‫» مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((3‬نگاه صحيح امام مسلم کتاب ایمان باب في قوله تعالى‪ :‬والذین ل یدعون مع ال إلهاً آخر‪ ‬شماره حدیث )‬
‫‪.(318‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫خداوند همه گناهان را مى آمرزد ‪ ،‬به تحقيق خداوند‬
‫نهايت آمرزگار ومهربان است }‪.‬‬
‫)‪(4‬‬

‫آيا خـداونـد مـرا مى آمـرزد ‪..‬؟!‬
‫وشايد بگوئى ‪ :‬من ميخواهم توبه كنم وليكن گناهانم از‬
‫حد زياد است ‪ ،‬وهيچ نوع از بديها وفاحشات را نگذاشتم‬
‫مگر اينكه او را مرتكب شدم ‪ ،‬وهيچ گناهى نيست كه‬
‫درخيـالت ميآيـد ويـا نمى آيد مگـر اينكـه اورا مـن كـرده‬
‫ام ‪ ،‬به اندازه ای که حـال نمـيدانم آيـا خداوند ‪ ‬برايم آن‬
‫گناهان را که در طول آن سالهای دور ودراز مرتکب شده‬
‫بودم _ می آمرزد يا نی ‪..‬؟!‬
‫در جواب برايت میگويم ‪ :‬اى برادر مهربانم ‪ ..‬مشكلى‬
‫را كه عرض نمودى مشكل تو تنها نيست ‪ ،‬بلكه او مشكل‬
‫بسيارى از مردم است كه ميخواهند توبه كنند ‪ ،‬ودرين‬
‫باره يک مثال در يادم ميآيد ‪ ،‬كه يكبار يكى از جوانان مى‬
‫پرسيد كه ‪ :‬او از خـردى در فعل معصيت آغاز نموده‬
‫است ‪ ،‬فقط بهنگام هفده سالگى او را يک سجل نامۀ‬
‫خيلى بزرگ پر از همه بديهاى خـرد وبزرگ ورنگارنگ ثبت‬
‫گرديده ‪ ،‬كه آن بديها را با مردمان مختلف از خـردسالن‬
‫وكلن سالن ممارست نموده ‪ ،‬اندازه ای كه بر يک‬
‫دخترک خـرد اعتدا نموده ‪ ،‬وچندين دزديها كرده است ‪،‬‬
‫وميگويد‪ :‬حال من توبه كردم ‪ ،‬وبسوی خداوند رجوع‬
‫نمودم ‪ ،‬وبعض شبها بيدار شده نماز ميخوانم ‪ ،‬وهر دو‬
‫شنبه وپنجشنبه روزه ميگيرم ‪ ،‬وبعد از نماز بامداد قرآن‬
‫تلوت ميكنم ‪ ،‬آيا توبۀ من درست ميگردد ؟‬
‫‪ ((4‬بشمول کفر وشرک ونفاق ‪ ،‬برای کسيکه پيش از مرگ توبه کند ‪ ،‬واما آیت ‪ ‬إن ال ل یغفر أن یشرك به ‪‬‬
‫یعنی ‪ :‬خداوند هيچ گونه شرک آوری را نمی آمرزد ‪ .‬پس مراد ازان کسی است که توبه ناکرده و مشرک مرده‬
‫است ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫مبدأ وعقيدۀ ما مسلمانان چنين است كه در طلب‬
‫فهميدن احكام ‪ ،‬وكشادن مشكلت‪ ،‬ودانستن علجها _‬
‫بايد رجوع بكتاب خدا ‪ ‬وسنت مصطفى ‪ ‬بكنيم ‪.‬‬
‫پس ما هنگاميكه در قرآن كريم بحث نموديم جواب‬
‫اين مشكله را ‪ -‬بطور بسيار واضح وروشن كه حاجت به‬
‫توضيح وبيان ندارد ‪ -‬در اين آيت مباركه دريافتيم ‪  :‬قل‬
‫يا عبادي الذين أسرفوا على أنفسهم ل تقنطوا‬
‫من رحمة الله إن الله يغفر الذنوب جميعا ً إنه هو‬
‫الغفور الرحيم * وأنيبوا إلى ربكم وأسلموا له‪..‬‬
‫»سورۀ زمر آيت ‪53 :‬و ‪. « 54‬‬
‫اما اين را احساس نمودن كه گناه او بسيار زياد‬
‫است ‪ ،‬به اندازه اى كه از حدود مغفرت خدا بيرون‬
‫است ‪ .‬پس باعث اين احساس چند سبب ميباشد‪:‬‬
‫يكى ‪ :‬يقين نداشتن بنده به رحمت وسيع وبى نهايت‬
‫خداوند ‪. ‬‬
‫دوم ‪ :‬ناقص بودن ايمان بنده بقدرت وتوانائى خداوند ‪‬‬
‫بر آمرزيدن همۀ گناهان‪.‬‬
‫سوم ‪ :‬ضعيف بودن يكى از مهمترين اعمال قلب كه او‬
‫عبارت از رجا ) يعنى‪ :‬اميد ( است ‪.‬‬
‫چهارم ‪ :‬اندازۀ مفعوليت واثر توبه را ‪ -‬در محو وپاک‬
‫ساختن گناه ‪ -‬ندانستن ‪.‬‬
‫) يعنى ‪ :‬بفايده واثر توبه يقين نداشتن ( ‪.‬‬
‫وهريک ازين چهار امور را جواب خواهيم داد ‪:‬‬
‫پس در بيان جواب اول باين آيت مباركه اكتفا مينمائيم‬
‫كه خداى تعالى ميفرمايد ‪ :‬ورحمتي وسعت كل‬
‫شيء‪ » ‬سورۀ اعراف آيت ‪«156 :‬‬
‫يعنى ‪ {:‬ورحمت من همه چيزها را در بر گرفته است }‪.‬‬
‫واما در بيان جواب دوم پس باين حديث قدسى‬
‫صحيح اكتفا ميكنيم ) كه جناب پـيغمبر خدا ‪ ‬روايت‬
‫نموده( كه الله تعالى فرموده است ‪ ":‬من علم أني ذو‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬آیت اول را در صفحه )‪ (29‬ترجمه کرده شده ‪ ،‬ولی معنای جمله ‪ ‬وأنيبوا إلی ربکم وأسلموا له ‪ ‬این است‬
‫که ‪ :‬وباز گردید بسوی پروردگار خویش وبرای او گردن نهانيد‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬حدیث قدسی ‪ :‬حدیث که پيغمبر خدا ‪ ‬از پروردگارش روایت کند ‪ ،‬که از حيث معنی من عند ال باشد ‪ ،‬واز‬
‫حيث لفظ از پيغمبر خدا ‪ ‬باشد ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫قدرة على مغفرة الذنوب غفرت له ول أبالي ‪،‬‬
‫ما لم يشرك بي شيئا ً "‪.‬‬
‫يعنى ‪ {:‬هر كسى كه بداند‪ -‬وايمان بياورد ‪ -‬كه من بر‬
‫مغـفرت گـنـاهان قدرتمـند وتـوانـا ام ‪ ،‬البته آنكس را‬
‫بيامرزم وباكى ندارم ‪ ،‬بشرطيكه بمن هيچ چيزى را‬
‫شريک نياورد}‪ .‬واين واقعه در روز آخرت در هنگام‬
‫ملقات بنده با خداى خود ميباشد ‪.‬‬
‫واما مشكل سوم را پس اين حديث قدسى بزرگ علج‬
‫خواهد كرد ‪ ":‬يا ابن آدم إنك ما دعوتني ورجوتني‬
‫غفرت لك على ما كان منك ول أبالي ‪ ،‬يا ابن آدم‬
‫لو بلغت ذنوبك عنان السماء ثم استغفرتني‬
‫غفرت لك ول أبالي ‪ ،‬يا ابن آدم لو أتيتني بقراب‬
‫الرض خطايا ثم لقيتني ل تشرك بي شيئا ً لتيتك‬
‫بقرابها مغفرة "‪.‬‬
‫يعنى ‪ {:‬اى فـرزنـد آدم ‪ ..‬هـرگاه كه مرا دعـا كردى‬
‫واز مـن اميــد نمـــودى ترا مى آمرزم ‪ -‬برهر عمليكه‬
‫باشى ‪ -‬وباكى ندارم‪ .‬اى فرزند آدم ‪ ..‬اگر گناهانت ‪ -‬از‬
‫بسيارى ‪ -‬بآسمان برسد ‪ ،‬باز هم از من آمرزش بخواهى ‪،‬‬
‫ترا مى آمرزم وباكى ندارم‪.‬‬
‫ای فرزند آدم ‪ ..‬اگر به پـرى زمين از گناهان نزدم‬
‫بيائى ‪ ،‬سپس با من رو برو شوى ‪ ،‬بر حاليكه بمن‬
‫چيزى را شريک نياورده باشى _ البته من به اندازۀ پـرى‬
‫دت خواهم آمد }‪.‬‬
‫زمين از مغفرت به نز َ‬
‫اما در جواب مشكل چهارم پس اين حديث شريف‬
‫كفايت ميكند كه آنحضرت ‪ ‬فرمودند ‪ ":‬التائب من‬
‫الذنب كمن ل ذنب له "‪.‬‬
‫يعنی ‪ {:‬شخصى كه از گناه توبه ميكند مانند كسى است‬
‫كه هيچ گناه ندارد }‪.‬‬
‫وبراى هران كسانيكه مغفرت وآمرزش خداوند ‪ ‬را‬
‫براى گناهان وبديهاى فراوان خويش سخت ومشكل مى‬
‫پندارند _ اين حديث شريف را تقديم ميداريم ‪:‬‬
‫)‪( 1‬‬

‫)‪( 2‬‬

‫)‪( 3‬‬

‫)‪(4‬‬

‫‪ ((1‬روایت امام طبرانی در " المعجم الکبير " وامام حاکم ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح الجامع رقم )‪. (4330‬‬
‫‪ ((2‬روایت امام ترمذی ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح الجامع رقم )‪. (4338‬‬
‫‪ ((3‬یعنی ‪ :‬گناهانت باندازه پهناورى زمين باشد ‪ ،‬که زمين را با حجم خود پر سازد ‪ » .‬مترجم «‬
‫‪ ((4‬روایت امام ابن ماجه ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح الجامع رقم ) ‪. (3008‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫تـوبـ ۀ قـاتل صـد نـفـر‬
‫از حضرت ابو سعيد سعد بن مالک بن سنان خدرى ‪‬‬
‫روايت است كه جناب پيغامبر خدا ‪ ‬فرمودند ‪ :‬در‬
‫كسانيكه پيش از شما بودند يک شخصى بود ‪ ،‬كه نود ونه‬
‫نفر را كشته بود ‪ ،‬آن شخص مردم را پرسيد كه‬
‫دانشمندترين اهل زمين كيست ؟ )تا او را از گناه خود‬
‫بپرسد( ‪ ،‬مردم اورا بسوى يک راهب رهنمائى كردند‪.‬‬
‫پيش آن راهب رفته واو را پرســيـد كه ‪ :‬مــن نـود ونه‬
‫نـفـر را قـتل نمـــودم ‪ ،‬آيـــا براى مـن چـارۀ تــوبـه كردن‬
‫است يا نى؟‪ .‬راهب گفت ‪ :‬نه خير‪) .‬يعنى ‪ :‬جرم تو توبه‬
‫ندارد( آن شخص راهب را نيز قتل نمود ‪ ،‬وبا او تعداد صد‬
‫نفر را تمام ساخت ‪ ،‬باز بار ديگر مردم را پرسيد كه‬
‫عالمترين اهل زمين كيست؟ اين بار اورا به يک عالم‬
‫رهنمائى كرده شد‪ ،‬پيش آن عالم رفته وپرسيد كه ‪ :‬من‬
‫صد نفر را كشته ام ‪ ،‬آيا برايم فرصت توبه كردن است يا‬
‫نى؟‪ .‬عالم گفت ‪ :‬آرى ‪) ،‬چرا نيست؟( ‪ ،‬كدام كس بين‬
‫تو وبين توبه كردن مانع شده ميتواند ‪..‬؟! وبرايش گفت ‪:‬‬
‫به فلن سر زمين برو ‪ ،‬آنجا مردمانى هستند كه خدا را‬
‫پرستش وعبادت ميكنند‪ ،‬تـو نيز بـا آنها يكجا خداوند ‪ ‬را‬
‫پرستش وعبادت كن ‪ ،‬وآنجا باش ‪ ،‬و به سر زمين خود باز‬
‫نگرد ؛ زيرا او سر زمين بد است ‪ ،‬آن شخص بسوى آن‬
‫سر زمين موصوف روان شد ‪ ،‬در نيم راه مرگ او رسيده‬
‫ووفات نمود ‪ ،‬پس در بارۀ او ملئكۀ رحمت وملئكۀ عذاب‬
‫نزاع وجنجال كردند ‪ ،‬ملئكۀ رحمت گفتند ‪ :‬اين شخص‬
‫بسوى خدا ‪ ‬از صدق دل توبه نموده آمده است ‪ ) ،‬پس‬
‫او از نصيب ما است( ‪ ،‬وملئكۀ عذاب گفتند ‪ :‬اين شخص‬
‫هيچ گونه كار خير نكرده است‪) ،‬پس او از نصيب ما‬
‫است( ‪.‬‬
‫دران اثنا يک فرشته در صورت آدمى نزد ايشان آمد ‪،‬‬
‫آنها او را بين خويش حاكم وفيصله كن مقرر نمودند ‪) ،‬تا‬
‫ميان ايشان به چيزيكه مناسب مى بيند فيصله كند( ‪ ،‬آن‬
‫فرشته برايشان گفت ‪ :‬شما ميان هر دو سر زمين اندازه‬
‫گيرى كنيد ‪ ،‬به هر سر زمينيكه نزديكتر باشد از نصيب آن‬
‫سر زمين ميباشد‪ .‬پس ميان هر دو سر زمين اندازه گيرى‬
‫)‪( 1‬‬

‫‪ ((1‬راهب ‪ :‬عابد وگوشه نشين وپرهيزگار مردم نصاری ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫كردند‪ ،‬واو را بسر زمين كه نيت رفتن بآن داشت نزديكتر‬
‫يافتند ‪ ،‬پس ملئكۀ رحمت او را گرفته وبا خود بردند‪.‬‬
‫ودر روايت ديگرى در صحيح آمده كه ‪ :‬او بقريۀ نيک يک‬
‫جب قريب تر بوده ‪ ،‬پس از اهل آن قريه شمرده شد‪.‬‬
‫و َ‬
‫ودر روايت ديگرى در صحيح چنين آمده كه ‪ :‬الله تعالى‬
‫بزمين كه اهل آن مردم بد بودند وحى نمود كه ‪ :‬دور شو‪.‬‬
‫وبزمينى كه مردم آن نيكوكاران بودند وحى نمود كه ‪:‬‬
‫نزديک شو ‪ .‬وفرمود ‪ :‬ميان هر دو اندازه گيرى كنيد‪ .‬پس‬
‫اورا بسر زمينيكه سوی آن روان بود نزديک تر يافتند ‪،‬‬
‫وهمان بود كه گناه او را آمرزيده شد ‪.‬‬
‫بلى ‪ ..‬كدام كس ميتواندكه بين او وبين توبه‬
‫مانع گردد ‪..‬؟!‬
‫اى كسيكه ميخواهى توبه كنى ‪ ..‬آيا گـنـاهـان‬
‫خـود را از گـنـاهـان اين شخـص بزرگتر مى بينى‬
‫كه خداوند توب ۀ اورا پذرفته است ‪..‬؟‬
‫پس نا اميدى چرا ‪..‬؟!‬
‫بلكه ‪ -‬برادر مسلمانم ‪ -‬قضيه ازين هم بزرگتر است ‪،‬‬
‫درين آيات مباركات تأمل نما ‪  :‬والذين ل يدعون مع‬
‫الله إلها ً آخر ول يقتلون النفس التي حرم الله‬
‫ً‬
‫إل بالحق ول يزنون ‪ .‬ومن يفعل ذلك يلق أثاما *‬
‫يضاعف له العذاب يوم القيامة ويخلد فيه مهانا ً *‬
‫إل من تاب و آمن وعمـل عمـل ً صـالحـا ً فـأولـئـك‬
‫يبـدل الله سـيـئاتـهـم حـسـنـات وكان الله‬
‫غـفـورا ً رحـيـمـا ً ‪» ‬سورۀ فرقان آيت ‪ 68 :‬تا ‪. «70‬‬
‫تنها نزد قول حق سبحانه وتعالى ‪  :‬فأولئك يبدل‬
‫الله سيئاتهم حسنات ‪ ‬ايستادن وتأمل نمودن تو را‬
‫از فضل بزرگ الله تعالى خبر دار ميسازد ‪.‬‬
‫علماى كرام ميفرمايند‪ :‬تبديل كه درين آيت مباركه‬
‫مذكور است بر دو نوع است ‪:‬‬
‫يكى ‪ :‬تبديل نمودن صفتهاى بد ونا درست به صفتهاى‬
‫نيک وپسنديده ‪ ،‬مثل اينكه ايشانرا بجاى شرک ايمان ‪،‬‬
‫وبجاى زنا عفت ‪ ،‬وبجاى دروغگوئى راستگوئى ‪ ،‬وبجاى‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬متفق عليه ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح امام بخاری شماره حدیث )‪ (3470‬وصحيح امام مسلم کتاب توبه باب قبول توبة القاتـل‬
‫وإن کثر قتله شماره حدیث )‪.(6939‬‬
‫‪ ((2‬ترجمه این آیتها در صفحه )‪ (28‬گذشته است ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫خيانت امانتدارى _ ارزانى كند ‪ ،‬وبهمين كيفيت ديگر‬
‫صفتهاى بد ايشان را به صفتهاى خوب تبديل ميكند‪.‬‬
‫دوم ‪ :‬تبديل نمودن كارهاى بدى كه ايشان در دنيا‬
‫مرتكب شده بودند به حسنات واجر وثواب در روز قيامت‬
‫‪.‬‬
‫ودرين جمله ‪ ‬يبدل الله سيئاتهم حسنات ‪‬‬
‫بدقت تأمل نما ‪ ،‬الله تعالى ميفرمايد كه ‪ :‬بديهاى ايشان‬
‫دل ميسازد ‪ ،‬ونه گفت كه ‪ :‬هر يكى از‬
‫را به خوبيها مب ّ‬
‫دل ميسازد ؛ چراكه شايد‬
‫بديهاى ايشان را بيک خوبى مب ّ‬
‫آن خوبى ‪ -‬از نگاه عدد ويا كيفيت ‪ -‬از آن بدى كمتر ويا‬
‫زيادتر ويا با او برابر باشد ‪ ،‬راجع به صدق وكمال توبۀ توبه‬
‫گذار ‪ ،‬پس كدام فضل واحسان را بزرگتر ازين فضل‬
‫الهى ديده اى ‪..‬؟! واين فضل وكرم خداوندى را درين‬
‫حديث شريف نگاه كن ‪:‬‬
‫عبد الرحمن بن جبير ‪ -‬رحمت الله عليه ‪ -‬روايت كرده‬
‫است كه ابو طويل "شطب الممدود " ) يكى از صحابۀ‬
‫ق‬
‫كرام ‪ (‬بخدمت پيغامبر خدا ‪ ‬آمد ‪ -‬ودر ديگر طـُر ِ‬
‫حديث چنين آمده كه ‪ :‬مردى موسفيد‪ ،‬پير‪ ،‬وكهن سال‪،‬‬
‫كه از بسى كلن سـالى مـوهـاى هر دو ابرويش بر هر دو‬
‫چشمانش فرود آمده بود ‪ ،‬بر یک عصا چوبى تكيه نموده ‪،‬‬
‫)وبه بسيار مشكلت زياد( پيش پيغامبر خدا ‪ ‬آمده‬
‫ايستاد شده ‪ -‬وگفت ‪ :‬مرا از مردى خبر ده كه هيچ گونه‬
‫گناه را نگذاشته مگر او را مرتكب شده است ‪ ،‬واو در‬
‫مجال معصيت هيچ خـردى ويا بزرگى را نگذاشته مگر‬
‫اينكه آن را مرتکب شده است ‪ -‬ودر روايت ديگرى گفته‬
‫است ‪ :‬وهيچ حقى از حقوق مردم را نگذاشته مگر اينکه‬
‫او را بدست خويش كنده وگرفته است ‪ ،‬آنقدر گناه او‬
‫زياد است كه اگر ميان همه اهل زمين بخش كرده شود‬
‫آنها را هلک خواهد كرد ‪ -‬آيا براى اين مرد كدام فرصتی‬
‫هست كه توبه كند‪..‬؟! آنحضرت ‪ ‬در جواب گفتند‪ :‬آيا‬
‫مسلمان شده اى ‪.‬؟ گفت ‪ :‬من گواهى ميدهم كه نيست‬
‫معبود برحق مگر الله وگواهى ميدهم كه تو رسول‬
‫وفرستادۀ او تعالى هستى‪ .‬آنحضرت ‪ ‬فرمودند‪ :‬اعمال‬
‫خير را انجام ده ‪ ،‬وكارهاى بد را بگذار ‪ ،‬خداوند ‪ ‬در‬
‫دل ميسازد‪.‬‬
‫نتيجه همه گناهان تو را بخوبيها وحسنات مب ّ‬
‫گفت ‪ :‬وخيانتها وتباهكارى هايم همه نيز چنين‬
‫ميباشند ‪..‬؟! فرمودند ‪ :‬آرى ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫آن مردى موسفيد ) از خوشى زياد( گفت ‪ :‬الله اكبر ‪.‬‬
‫وتاكه از نظر مردم دور شد تكبير میگفت ‪.‬‬
‫واينجا شايد شخص تايبى سوال كند‪ ،‬وبگويد ‪ :‬من چون‬
‫گمراه بودم نماز نمى خواندم ‪ ،‬يعنى ‪ :‬از ملت اسلم‬
‫بيرون بودم ‪ ،‬ودران اثنا بعض كارهاى نيک هم انجام داده‬
‫بودم ‪ ،‬آيا آن كارها به نفع وفايدۀ من حساب میگردد ‪..‬؟‬
‫يا اينكه در دم بادها رفته گم وگمزار شده است‪..‬؟‬
‫در جواب برايت اين حديث شريف را عرض مينمايم ‪:‬‬
‫از عروة بن الزبير ‪ -‬رحمت الله عليه ‪ -‬روايت است كه‬
‫حزام ‪ ‬وى را خبر داده است ‪ ،‬كه او‬
‫حضرت حكيم بن ِ‬
‫به پيغامبر خدا ‪ ‬گفته بوده ‪ :‬يا رسول الله ‪ ..‬خبرم ده از‬
‫كارهايى كه من آنرا در هنگام ِ جاهليت ) پيش از اسلم (‬
‫بقصد پرستش وعبادت انجام ميدادم ‪ ،‬از قبيل صدقه‬
‫دادن ‪ ،‬غلم آزاد ساختن ‪ ،‬وصله رحمى _ آيا دران كارها‬
‫برايم كدام اجر وثوابى هست يا نه ‪.‬؟ پيغمبر ‪ ‬در جواب‬
‫ت من خير "‪.‬‬
‫ت على ما أسلف َ‬
‫فرمودند ‪ ":‬أسلم َ‬
‫ترجمه ‪ {:‬تو بر كارهاى نيک گذشته ات مسلمان شده‬
‫اى }‪ ) .‬يعنى ‪ :‬بعد از اسلم آوردن آن كارهاى نيک كه در‬
‫حالت كفر انجام داده بودى _ اجر وثوابش برايت ثابت‬
‫خواهد شد(‪.‬‬
‫پس اينست گناهان كه بخشيده ميشود ‪ ،‬واينست بديها‬
‫دل ميشود ‪ ،‬واينست نيكوئيهاى كه در‬
‫كه بخوبيها مب ّ‬
‫جاهليت )حالت گناه( كرده شده بود _ براى صاحبش بعد‬
‫از توبه ثبت ميشود ‪ ،‬پس چه باقى مانده است ‪..‬؟!‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫)‪( 3‬‬

‫)‪(4‬‬

‫‪ ((1‬ال اکبر گفتن درینجا معنای مهمى دارد ‪ ،‬یعنی ‪ :‬هرچند که گناهت زیاد وبزرگ باشد ‪ ،‬خداوند ازان هم بزرگتر‬
‫است ‪ ،‬پس تو نيز برادر گنهگارم ‪ -‬وهریک از ما آن گنهگاریم ‪ -‬در دهن شيطان فریبکار سنگ زده ‪ ،‬ال اکبر‬
‫بگو‪ ،‬وخود را از اسيری شيطان رها نموده ‪ ،‬وبه بندگی ال ‪ ‬مشرف ساز‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬امام هيثمی گفته است ‪ :‬این حدیث را امام طبرانی وبزار بالفاظ قریب روایت نمودند‪ ،‬وراویان اسناد امام بزار‬
‫همه راویان صحيح اند ‪ ،‬بجز محمد بن هارون مکنی به ابو نشيطه ‪ ،‬واو هم ثقه است ‪ .‬نگاه ‪ :‬مجمع الزوائد ‪.1/36‬‬
‫وامام منذری گفته است ‪ :‬اسناد این حدیث درست وقوی است ‪ .‬نگاه ‪ :‬الترغيب والترهيب ‪ .4/113‬وامام ابن حجر‬
‫گفته است ‪ :‬اسناد این حدیث با شرط صحيح برابر است‪ .‬نگاه ‪ :‬الصابة في تمييز الصحابة ‪ .4/149‬ترجمه ‪ :‬شطب‪.‬‬
‫‪ ((3‬ترک نماز در صحيح ترین اقوال علماء کفر است ‪ ،‬وانسان را از دین اسلم بيرون ميسازد ‪ ،‬ودر زمينه دليلهای‬
‫زیادی است ‪ ،‬ازان جمله این حدیث را یاد ميکنم ‪ ":‬العهد الذي بيننا وبينهم الصلة فمن ترکها فقد کفر " ترجمه ‪:‬‬
‫حّد فاصل ميان ما وميان کفار نماز است پس هرکه نماز را ترک کند کافر ميشود ‪ .‬روایت امام ترمذی وامام نسائی‬
‫وامام حاکم وغيرهم ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح الجامع رقم )‪ » . (4143‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((4‬روایت امام بخاری شماره حدیث )‪ (1436‬و)‪ (2220‬و)‪ (2538‬و)‪.(5992‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫اگر در گناه واقع شوم چه بايد كنم ؟‬
‫وشايد بگوئى ‪ :‬اگر در معصيت واقع گرديدم ‪ ،‬چگونه‬
‫باز فورا ً ازان گناه توبه كنم ؟‬
‫آيا درانجا كدام كاری هست كه آنرا بعد از وقوع در گناه‬
‫فورا ً انجام دهم ؟‬
‫جواب اينكه ‪ :‬بايد بعد ازينكه از گناه باز آمدى دو چيز‬
‫را انجام دهى ‪:‬‬
‫اول آن كار قلب است ‪ ،‬عبارت از پشيمانى بر‬
‫گذشته ‪ ،‬وعزم وتصميم ِ محكم بر آنكه در آينده بار ديگر‬
‫بگناه باز نگردد ‪ ،‬واين عمل قلبى نتيجۀ خوف وترس از‬
‫خداى ‪ ‬ميباشد ‪.‬‬
‫دوم آن كار بدن است ‪ ،‬عبارت از بجا آوردن انواعى‬
‫از خوبيها كه ازان جمله " نماز توبه" است ‪ ،‬كه درين‬
‫حديث بيان گرديده ‪:‬‬
‫حضرت ابو بكر ‪ ‬ميفرمايد‪ :‬جناب رسول خدا ‪ ‬را‬
‫شنيدم كه فرمودند‪ " :‬ما من رجل يذنب ذنبا ً ‪ ،‬ثم‬
‫يقوم فيتطهر ‪ ،‬ثم يصلي ركعتين ‪ ،‬ثم يستغفر‬
‫الله إل غفر الله له "‪ .‬يعنى ‪ {:‬هيچ كسى نيست كه‬
‫مرتكب گناه ميشود ‪ ،‬باز برخاسته طهارت ميكند ‪ ،‬سپس‬
‫دو ركعت نماز ميخواند ‪ ،‬باز از خدا ‪ ‬براى گناه خود‬
‫طلب مغفرت ميكند _ مگر اينكه خداوند ‪ ‬آنكس را مى‬
‫آمرزد }‪.‬‬
‫بعد ازان رسول كريم ‪ ‬اين آيت مباركه را بطور دليل‬
‫تلوت نمودند ‪:‬‬
‫‪ ‬والذين إذا فعلوا فاحشة أو ظلموا أنفسهم‬
‫ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن يغفر‬
‫الذنوب‬
‫إل الله ولم يصروا على ما فعلوا وهم يعلمون ‪‬‬
‫»سورۀ آل عمران آيت ‪.«135 :‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬وپرهيزگاران كسانى اند كه ‪ :‬اگر گناه‬
‫بزرگى را مرتكب شوند ‪ ،‬يا نفسهاى خويش را بذريعۀ‬
‫گناهان خـرد ظلم وستم كنند _ آنگاه ياد كنند خدا را‬
‫) يعنى ‪ :‬عظمت وبزرگوارى او تعالى را بياد آورند( پس از‬
‫خداوند ‪ ‬براى گناهان خويش آمرزش بخواهند ‪ ،‬وكيست‬
‫)‪(1‬‬

‫‪ ((1‬روایت اهل سنن ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح الترغيب والترهيب ‪.1/284‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫كه بيامرزد گناهان را مگر خدا؟! وبر گناه خود دوام‬
‫نميدهند در حاليكه ميدانند كه خداوند ‪ ‬توبه پذير است‬
‫}‪.‬‬
‫ودر ديگر روايت هاى صحيحه صفتهاى ديگرى براى اين‬
‫دو ركعت نماز ‪ -‬كه سبب آمرزش گناهان است ‪ -‬آمده‬
‫است ‪ ،‬خلصۀ آن روايت ها را قرار ذيل بيان مينمايم ‪:‬‬
‫‪ " -1‬ما من أحد يتوضأ فيحسن الوضوء "‪ .‬يعنى ‪{:‬‬
‫هركه وضو كند ‪ ،‬پس وضوى خود را بشكل كامل وخوب‬
‫ادا نمايد‪ - .‬زيرا خطاها از اعضاى شسته شده با همراى‬
‫آب ويا آخرين قطرۀ آب مى ريزد ‪.-‬‬
‫واز خوبى وكمال وضو اينست كه پيش از شروع در آن‬
‫" بسم الله " گفته شود ‪ ،‬وبعد از انتها اذكار وارد شده‬
‫را خوانده شود ‪ ،‬كه آن اذكار قرار ذيل است ‪:‬‬
‫* " أشهد أن ل إله إل الله وحده ل شريك له ‪،‬‬
‫وأشهد أن محمدا ً عبده ورسوله"‬
‫) معنى ‪ :‬گواهى ميدهم كه نيست معبود بر حق مگر الله‬
‫‪ ‬كه يكتا ول شريک است ‪ ،‬وگواهى ميدهم كه محمد ‪‬‬
‫بنده وفرستادۀ او تعالى است (‬
‫* " اللهم اجعلني من التوابين واجعلني من‬
‫المتطهرين " ‪ ) .‬معنى ‪ :‬الهى مرا از توبه كنندگان‬
‫بگردان ‪ ،‬ونيز از كسانى بگردان كه هميشه پاک وپاكيزه‬
‫اند(‬
‫* " سبحانك اللهم وبحمدك أشهد أل إله إل أنت‬
‫أستغفرك وأتوب إليك " ‪.‬‬
‫)معنى ‪ :‬خداوندا! پاكى ترا بيان ميكنم ‪ ،‬وترا ستايش مى‬
‫نمايم ‪ ،‬گواهى ميدهم كه بجز تو ديگر معبود برحق‬
‫نيست ‪ ،‬از تو طلب مغفرت ميكنم ‪ ،‬وبسوى تو توبه‬
‫مينمايم (‬
‫وبراى هريک ازين اذكار كه بعد از وضو گفته‬
‫ميشود اجر بزرگى ثابت شده است ‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫)‪(3‬‬

‫)‪(4‬‬

‫‪ ((1‬این فضيلت در صحيح امام مسلم از حدیث ابو هریره ‪ ‬کتاب الطهارة باب خروج الخطایا مع الماء برقم )‬
‫‪ (576‬ثابت است‪ » .‬مترجم«‬
‫‪ ((2‬روایت امام مسلم ‪ :‬كتاب الطهارة باب الذكر المستحب عقب الوضوء ‪ .‬شماره حدیث )‪ 552‬و ‪» .(553‬مترجم«‬
‫‪ ((3‬روایت امام ترمذى رقم حدیث )‪ (55‬نگاه صحيح سنن الترمذی رقم )‪ » . (48‬مترجم «‪.‬‬
‫‪ ((4‬روایت امام نسائى در كتاب » عمل اليوم والليلة « صـ ‪ .173‬نگاه ‪ :‬ارواء الغليل ‪1/135‬و ‪» .2/94‬مترجم«‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫‪ " -2‬يقوم فيصلي ركعتين "‪ .‬يعنى ‪ :‬برخيزد ودو‬
‫ركعت نماز ادا نمايد ‪.‬‬
‫‪ " -3‬ل يسهو فيهما "‪ .‬يعنى ‪ :‬در آن دو ركعت نماز‬
‫خويش سهو نكند ‪.‬‬
‫دث فيهـمـا نفسه " ‪ .‬يعنى ‪ :‬در آن دو‬
‫‪ " -4‬ل يح ّ‬
‫ركعت بـا نفس خـود سخن نگـويد‪) .‬به اين معنى كه در‬
‫هوش وفكرش هر گونه سخنها رفت وآمد نكند ‪ ،‬صرف در‬
‫نماز خود فكر كند(‬
‫‪ " -5‬يحسن فيهن الذكر والخشوع "‪ .‬يعنى ‪ :‬آن نماز‬
‫را با ذكر وخشوع خوب ودرست ادا نمايد ‪.‬‬
‫‪ " -6‬ثم استغفر الله "‪ .‬يعنى ‪ :‬سپس از خداوند‬
‫آمرزش خواهد ‪.‬‬
‫)هرگاه اين اعمال مذکوره را بجا نمايد ( در نتيجه‬
‫برايش اين دو جايزه بخشيده ميشود ‪:‬‬
‫يكى ‪ " :‬غفر له ما تقدم من ذنبه "‪ .‬همه گناهان‬
‫گذشته اش آمرزيده مى شود ‪.‬‬
‫دوم ‪ " :‬وجبت له الجنة "‪ .‬دخول جنت برايش لزم‬
‫وحتمى مى گردد ‪.‬‬
‫علوه ازين‪ ،‬از ديگر خوبيها وطاعتها نيز بسيار انجام‬
‫دادن مطلوب است‪.‬‬
‫نگاه كن حضرت عمر بن الخطاب ‪ ‬را ‪ ،‬هنگاميكه‬
‫احساس گناه كرد در گفت وگوى خود با جناب رسول خدا‬
‫‪ ‬در بارۀ صلح حديبيه _ بعد ازان گفت ‪ " :‬فعملت‬
‫لذلك أعمال ً "‪ .‬يعنى ‪ {:‬از براى پاک ساختن گناه خود‬
‫كارهای نيکى انجام دادم }‪.‬‬
‫ودرين مثال كه درين حديث صحيح وارد شده تأمل‬
‫نما ‪ ،‬كه آنحضرت ‪ ‬فرمودند ‪" :‬إن مثل الذي يعمل‬
‫السيئات ثم يعمل الحسنات كمثل رجل كانت‬
‫عليه درع ضيقة قد خنقته‪ ،‬ثم عمل حسنة‬
‫فانفكت حلقة ‪ ،‬ثم عمل أخرى فانفكت الخرى ‪،‬‬
‫حتى يخرج إلى الرض"‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬نگاه ‪ :‬صحيح الترغيب والترهيب ‪.95 -1/94‬‬
‫‪ ((2‬روایت امام طبراني ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح الجامع رقم )‪. (2192‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫يعنى ‪ {:‬مثال كسيكه عمل بد ميكند وسپس عمل نيک‬
‫ميكند ‪ ،‬مثال شخصى است كه بر تن او يک درع تنگى‬
‫بوده ‪ ،‬كه از تنگى زياد آن شخص را خفه ساخته است ‪،‬‬
‫سپس آن شخص يک عمل نيک انجام داد ‪ ،‬به ذريعۀ آن‬
‫عمل يكى از حلقه هـاى آن درع وا گرديد ‪ ،‬باز يک عمل‬
‫نيک ديگری انجام داد ‪ ،‬تـوسط آن عمل يک حلقۀ ديگرى‬
‫ازان حلقه ها وا گرديد ‪ ،‬وبه همين ترتيب ازان درع رها‬
‫گرديده ‪ ،‬وبر زمين آزاد رفتار نمود }‪.‬‬
‫پس نيكيها شخص گنهگار را از زندان معصيت آزاد‬
‫نموده ‪ ،‬وبه عالم طاعت وسيع ميكشد ‪.‬‬
‫وهمۀ امور گذشته را برايت ‪ -‬برادر عزيزم ‪ -‬اين قصۀ‬
‫عبرتناک ملخص ميسازد ‪:‬‬
‫از حضرت عبد الله بن مسعود ‪ ‬روايت است كه‬
‫فرمودند‪ :‬شخصى نزد رسول خدا ‪ ‬آمده وگفت ‪ :‬يا‬
‫رسول الله ‪ !..‬من يک زنی را در يک باغ )تنها( يافتم ‪،‬‬
‫پس با آن زن هرچه توانستم كردم ‪ ،‬مگر با او جماع‬
‫نكردم ‪ ،‬او را بوسه كردم ‪ ،‬ودر آغوش خود گرفتم ‪ ،‬وغير‬
‫ازين ديگر چيزى نكردم ‪ ) ،‬وحال پيش شما آمدم ( هر چه‬
‫ميخواهيد حكم كنيد‪ .‬جناب پيغامبر خدا ‪ ‬او را هيچ‬
‫جوابی نگفت‪ .‬او پس بيرون رفت‪.‬‬
‫حضرت عمر ‪ ) ‬كه در مجلس حاضر بود( گفت ‪ :‬حقا‬
‫كه او را خداوند ‪ ‬ستر كرده بود ‪ ،‬اگر خود را ستر مى‬
‫نمود خوب ميشد‪.‬‬
‫ودر اثناى برامدن آن شخص رسول خدا ‪ ‬او را ‪-‬‬
‫هرسو كه ميرفت ‪ -‬با چشم مباركشان نگاه ميكردند ‪،‬‬
‫سپس فرمودند ‪ ":‬ردوه علي "‪ .‬يعنى ‪ :‬آن شخص را‬
‫پـيش من برگردانيد ‪ .‬اورا بخدمت آنحضرت ‪‬‬
‫بازگرداندند ‪ ،‬جنابشان بر او اين آيت مباركه را تلوت‬
‫نمودند ‪  :‬وأقم الصلة طرفي النهار وزلفا ً من‬
‫الليل إن الحسنات يذهبن السيئات ذلك ذكرى‬
‫للذاكرين ‪ » ‬سورۀ هود آيت ‪ . «114 :‬ترجمه ‪ {:‬وبر پا كن‬
‫نماز را در دو طرف روز وساعتى چند از شب ‪ ،‬خوبيها‬
‫واقعا ً بديهارا محو وپاک ميسازند ‪ ،‬اين فرمان پندى است‬
‫پند پذيران را }‪.‬‬
‫)‪( 1‬‬

‫‪ ((1‬درع ‪ :‬زره ‪ ،‬جامه جنگ که از حلقه ها یا تکه های آهن درست کنند ‪ .‬نگاه ‪ :‬فرهنگ عميد ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫حضرت معاذ ‪ - ‬ودر روايتى ‪ :‬حضرت عمر‪ - ‬گفت‬
‫‪ :‬يا رسول الله! اين حكم تنها براى اين شحص است؟ يا‬
‫براى همۀ مردم؟ فرمودند‪ :‬بلكه براى همۀ مردم است ‪.‬‬
‫)‪(2‬‬

‫‪ ((2‬روایت امام مسلم ‪ .‬مترجم ميگوید ‪ :‬حدیث مذکور را امام بخاری در صحيح خود بشماره )‪ (526‬و)‪, (4687‬‬
‫وامام مسلم در صحيح خود کتاب توبه باب قوله تعالى ‪  :‬وأقم الصلة طرفي النهار وزلفًا من الليل إن الحسنات‬
‫یذهبن السيئات ذلك ذكرى للذاكرین ‪ ، ‬وامام ترمذى در سنن خود به شماره )‪ ، (3113‬وامام ابن ماجه به شماره‬
‫)‪ (1398‬و)‪ (4254‬روایت نمودند‪ ،‬ولى الفاظ ایشان با لفظ مؤلف موافق نيست ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫مردمان بد هميشه در دنبال من اند ومرا‬
‫مى رانند‬
‫وشايد بگوئى ‪ :‬من ميخواهم توبه كنم ‪ ،‬وليكن مردمان‬
‫بدكاران از همنشينان قديمم هميشه ودر هرجا در دنبال‬
‫من اند ومرا مى رانند ‪ ،‬وبمجرد اينكه در حالم كدام‬
‫تغييرى را مشاهده نمايند بر من حملۀ پراگنده وطولنى‬
‫خواهند كرد ‪ ،‬ومن در مقابل آنها احساس كمزورى‬
‫ميكنم ‪ ،‬پس من چه چاره كنم ‪..‬؟!‬
‫در جواب میگوئيم ‪ :‬صبر كن ‪ ،‬که اينست سنت خداوند‬
‫ن مخلصانش ‪ ،‬تا به ذريعۀ اين‬
‫‪ ‬در ابتل وامتحان بندگا ِ‬
‫ابتل وامتحان راستگويان را از دروغگويان ظاهر سازد ‪،‬‬
‫وتا پليدى را از پاكى جدا گرداند ‪.‬‬
‫وماداميكه قدم خود را در اول راه نهاده اى پس بايد‬
‫محكم باشى ‪ ،‬واين مردم ايشانند شيطانهاى جن وانس ‪،‬‬
‫كه بايكديگر در حق تو وسوسه ميكنند ‪ ،‬تا تورا بر حــال‬
‫قديمت و بر معصيت اولت بازگردانند‪ ،‬پس هرگز ايشان‬
‫را اطاعت نكن ‪.‬‬
‫البته آنها در بدايت برايت ميگويند كه ‪ :‬اين راه كه‬
‫براى خود اختيار نموده اى يک ديوانگى وسبک عقلى است‬
‫كه زود از تو زايل خواهد شد ‪ ،‬واين يک حالت تنگدلى‬
‫وضيقيت است كه برايت پيدا شده وپس گم ميشود ‪.‬‬
‫وجاى تعجب است كه يكى ازين مردم براى رفيق خود‬
‫ كه نو در بدايت راه توبه بوده‪ -‬ميگويد‪ :‬خيريت است ؟!‬‫ترا كدام بدى نرسيده باشد ؟!‬
‫ونيز از عجايب اينكه ‪ :‬يكى از زنان كه با يک جوان از‬
‫طريق تليفون علقه يافته بود ‪ ،‬باز بعد از چند مدت‬
‫خداوند آن جوان را هدايت داده ‪ ،‬واو راه توبه را اختيار‬
‫نمود _ آن زن به او تليفون كرد ‪ ،‬واو تليفون را در روى‬
‫وى بند نمود ؛ زيرا او توبه نموده وديگر ازين زيادتر گناه‬
‫نمى خواهد ‪ ،‬آن زن بعد از مدتى بار ديگر به او تليفون‬
‫كرده وگفت ‪ :‬شايد حال وسواس از تو دور شده‬
‫باشد ‪ ) !!..‬توبه را وسواس مينامد‪( !!..‬‬
‫وخداوند ‪ ‬ميفرمايد كه ‪  :‬قل أعوذ برب الناس‬
‫* ملك الناس * إله الناس * من شر الوسواس‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫الخناس * الذي يوسوس في صدور الناس * من‬
‫الجنة والناس ‪‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬بگو پناه ميگيرم به پروردگار مردمان ‪.‬‬
‫پادشاه مردمان ‪ .‬معبود بر حق مردمان‪ .‬از شر وبدى‬
‫وسوسه كننده )در هنگام غفلت( دور شونده )در هنگام‬
‫ذكر خداوند( ‪ .‬آنكه وسوسه مى افگند در سينه هاى‬
‫مردمان ‪ .‬از شيطانهاى جن وانس }‪.‬‬
‫پس ) برادر مسلمانم ( كى ليق اطاعت تو است ؟‬
‫پروردگارت يا همنشينانت ؟‬
‫وبايد خوب بدانى كه رفيقان وهمنشينان بد هميشه ودر‬
‫هرجا كه باشى در پی وطلب تو ميباشند ‪ ،‬وسعى‬
‫وكوشش ميكنند تا ترا بسوى راه گمراهى وتباهى به هر‬
‫وسيله اى كه ممكن است بازگردانند‪.‬‬
‫يک جوان بعد از توبه كردنش برايم قصه ميكند كه او‬
‫قبل ً با يک دختر بد علقه داشته‪ ،‬وبعد ازينكه توبه نموده‬
‫هرسو كه ميرفت آن دختر موتروان خود را امر ميكرد كه‬
‫از دنبال او برود ‪ ،‬حتى هنگام مسجد رفتن از پی او با‬
‫موتر خود رفته ‪ ،‬وبا او از كلكين موتر سخن ميزد‪ .‬البته‬
‫در چنين حالت ‪ ‬يثبت الله الذين آمنوا بالقول‬
‫الثابت في الحياة وفي الخرة ‪ » ‬سورۀ إبراهيم آيت ‪:‬‬
‫‪ «27‬ترجمه ‪ {:‬ثابت میگرداند خدا آنانى را كه ايمان‬
‫آوردند بگفتن سخن درست در زندگانى دنيا ودر آخرت }‪.‬‬
‫اين مردمان بد كوشش مى نمايند كه ترا به روزهاى‬
‫گذشته ات ياد آور سازند‪ ،‬وگناهان سابقه را برايت مزين‬
‫وآراسته سازند‪ ،‬به هر طريقه اى كه ممكن است ‪،‬‬
‫بطريقۀ ياد آورى ‪ ..‬بطريقۀ عذر وزارى ‪ ..‬بطريقۀ عكس ها‬
‫‪ ..‬بطريقۀ خطها ونامه ها ‪.‬‬
‫پس هرگز آنها را اطاعت نكن ‪ ،‬وبا حذر باش كه ترا‬
‫گمراه نكنند ‪ ،‬ودرينجا در ياد داشته باش قصۀ صحابى‬
‫جليل حضرت كعب بن مالک ‪ ‬را ‪ ،‬هنگاميكه رسول‬
‫كريم ‪ ‬همۀ صحابه را امر فرمود كه با حضرت كعب‬
‫علقۀ خويش را قطع كنند ‪ ،‬زيرا او از غزوۀ تبوک تخّلف‬
‫نموده ‪ ،‬تا خداوند توبۀ او را قبول فرموده ‪ ،‬ودر شأن او‬
‫آيت نازل كند ‪ ) ،‬واين مقاطعه تا پنجاه روز ادامه داد ‪،‬‬
‫وحضرت كعب ‪ ‬بسبب آن بسيار بتنگ آمدند ‪ ،‬تا اندازه‬
‫اى كه زمين با پـهناوريش براى وى تنگ شد ( درين حالت‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫سان" بعنوان او یک نامه اى فرستاده‬
‫بود كه پادشاه "غ ّ‬
‫ودران نامه چنين عرض نموده كه ‪ :‬اما بعد ‪ ..‬براى ما خبر‬
‫رسيده كه يار تو )محمد ‪ ( ‬به تو جفا نموده است ‪،‬‬
‫وخداوند ترا خوار نگذاشته وضایع نخواهد كرد ‪ ،‬پس به‬
‫پيش ما بيا ‪ ،‬ما ترا كمک كرده واز تو قدردانى خواهيم‬
‫كرد ‪.‬‬
‫اين پادشاه كافر ميخواهد كه اين بندۀ مومن را بطرف‬
‫خود جلب نمايد ‪) ،‬وباين چنين سخنان شيرين او را دلجوى‬
‫كند( ‪ ،‬تا از مدينه )سر زمين اسلم( بر آمده ‪ ،‬و به سر‬
‫زمين كفر رفته ضايع گردد ‪.‬‬
‫موقف اين صحابى جليل ازين نامه چه بود ؟‬
‫حضرت كعب ‪ ‬ميفرمايد ‪ :‬چون نامه را خواندم با‬
‫خود گفتم ‪ :‬اين نيز از ابتل وامتحان است ‪) ،‬خداوند مرا‬
‫آزمايش ميكند كه آيا در توبۀ خود راست ومحكمم يا نى؟(‬
‫پس آن نامه را گرفته قصد تنور شدم ‪ ،‬واو را در تنور‬
‫انداخته سوزانيدم ‪.‬‬
‫پس تو نيز ‪ -‬اى بندۀ مسلمان ! مرد باشى يا زن ‪ -‬بايد‬
‫چنين نمائى ‪ ،‬هر نامه اى كه برايت از طرف اهل سوء‬
‫فرستاده ميشود ‪ ،‬آنرا گرفته )بلب تنور برده( بسوزانش‪،‬‬
‫تا كه خاكستر گردد ‪ ،‬وهنگاميكه او را مى سوزاندى آتش‬
‫دوزخ را در ياد داشته باش ‪ ) ،‬كه اگر تو امروز آن نامه را‬
‫نسوزانى ‪ ،‬شايد فردا روز قيامت خودت بسبب آن در‬
‫آتش دوزخ بسوزى( ‪ ‬فاصبر إن وعد الله حق ول‬
‫يستخفنك الذين ل يوقنون ‪» ‬سورۀ روم آيت اخير« ‪.‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬پس صبر كن بر اذيت ايشان ‪ ،‬ويقين دار كه‬
‫وعدۀ خداوند حق است ‪ ،‬وسبكسار نكنند ترا كسانيكه‬
‫يقين نمى آورند }‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫خَرد ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((1‬سبکسار ‪ :‬سبک سر ‪ ،‬سبک عقل ‪ ،‬کم ِ‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫آنها مرا تهديد ميكنند‬
‫وشايد بگوئى ‪ :‬من ميخواهم توبه كنم ‪ ،‬وليكن ياران‬
‫ورفيقان پـيشينم مرا تهديد ميكنند‪ ،‬مرا ميترسانند ‪،‬‬
‫ميگويند كه فضايح ‪ ،‬عيبها ‪ ،‬ورسوائى هايت را ميان مردم‬
‫اعلن ميكنيم ‪ ،‬اسرار وكارهـاى پنهـانت را براى همه‬
‫افـشا مى نمـائيم‪ .‬نزد آنهـا عكس هـا ووثيـقه هـا وجود‬
‫دارد ‪ ،‬من از افشا نمـودن آن بر سمعت وآبـرويم خـوار‬
‫ميخـورم ‪ !!..‬مـن ميترسم ‪!!..‬‬
‫در جواب ميگوئيم ‪ :‬با دوستان وفرمانبرداران شيطان‬
‫جهاد كن ‪ ،‬وازيشان نه ترس ‪ ،‬كه مكر وحيلۀ شيطان‬
‫سست وبى قوت است ‪ ،‬واين تنگيرى وفشار آورى‬
‫مددكاران ابليس است ‪ ،‬كه همه يكجا شده بر تو فشار‬
‫مى آورند ‪ ،‬باز مدت اندكى را دربر ناگرفته بزودى ‪ -‬پيش‬
‫صبر مومن وثبات ومحكم بودن او ‪ -‬تيت وپاشان‬
‫ميگردند ‪.‬‬
‫وبدان كه هرگاه سخن آنها را باور نمودى ‪ ،‬وبا آنها‬
‫سستروى كردى ‪ ،‬بر سرت زيادتر اثباتها خواهند گرفت ‪،‬‬
‫پس اول وآخر خودت خسارت مى بينى ‪ ،‬وليكن ايشان را‬
‫اطاعت نكن ‪ ،‬وبرعليه شان از خداوند كمک ويارى خواه ‪،‬‬
‫وبگو ‪ " :‬حسبي الله ونعم الوكيل " وجناب پيغامبر‬
‫خدا ‪ ‬هرگاه از كدام قومى خوار ميخوردند اين دعا را‬
‫ميگفتند ‪ ":‬اللهم إنا نجعلك في نحورهم ‪ ،‬ونعوذ‬
‫بك من شرورهم "‪.‬‬
‫يعنى ‪ {:‬خدايا ! ما ترا در برابر دشمنان خویش قرار مى‬
‫دهيم ‪ ،‬واز شرارت وبدى هـاى‬
‫آنها به تو پناه مى بريم }‪.‬‬
‫درست است كه مـوقف بسـيـار سخت است ‪ ،‬وآن‬
‫زنى بيـچـاره اى كه تــوبـه نمـوده يـار بدش به او تليفون‬
‫كرده واو را تهديد نموده برايش ميگويد‪ :‬آوازها وسخنانت‬
‫را ثبت نموده ام ‪ ،‬ونزدم عكسهايت وجود دارد‪ ،‬وهرگاه با‬
‫من برامدن را قبول نکنی ترا پيش اهل وفاميلت رسوا‬
‫مى سازم !!‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬معنی ‪ :‬بس است مرا خدا یاری دهنده وکفایت کننده ‪ ،‬وخداوند چه خوب کار گذاریست ‪» .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬روایت امام احمد وابو داود ‪ .‬نگاه ‪ :‬صحيح الجامع رقم )‪. (4582‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫درست است كه اين زنى بيچاره در موقفى قرار دارد كه‬
‫كسى او را برآن موقف حسد نكند !‬
‫ونگاه كن بسوى مردان وزنان بيت وغزل خوانان و‬
‫ممثلين وممثلتى كه توبه كرده اند ‪ ،‬ببين كه پيروان‬
‫شيطان با آنها چگونه جنگ ها ميكنند؟ بدترين بيتها‬
‫وفيلمهاى ايشان را در بازارها پائين ميسازند )براى چه ؟(‬
‫براى فشارآورى ‪ ،‬وحرب نفسى با ايشان ‪.‬‬
‫وليكن خداوند با متقيان وبا توبه كنندگان است ‪ ،‬واو‬
‫است دوست وكارساز مومنان‪ ،‬وايشان را هرگز بى كمک‬
‫وبى نصرت نميگذارد ‪ ،‬واز يارى دادن ايشان دست بر‬
‫نمى دارد‪ ،‬وهيچ بنده اى نيست كه بخداوند ‪ ‬پناه برده‬
‫باشد‪ ،‬باز نا اميد شده باشد ‪ ،‬وبدان كه با هر سختى‬
‫آسانى است ‪ ،‬وبعد از هر تنگی گشادگی است ‪.‬‬
‫وبخدمت تو ‪ -‬برادر توبه گذارم ‪ -‬اين قصۀ مؤثر را‬
‫بحيث نمونه ودليل روشن بر آنچه ياد نمودم تقديم ميدارم‬
‫‪:‬‬
‫آن قصه‪ ،‬قصۀ صحابى جليل مرثد بن ابى مرثد‬
‫غنوى است ‪ ،‬آن مرد فداكار كه مسلمانان ضعيفان‬
‫وبيچارگان را از مكۀ مكرمه بمدينۀ منوره بطور پنهان مى‬
‫گريزانيد ‪.‬‬
‫ودر مكۀ مكرمه يک زن بغى بود كه او را " عناق "‬
‫مى ناميدند ‪ ) ،‬پيش از اسلم ( آن زن با مرثد يار ورفيق‬
‫بوده ‪ ،‬روزى مرثد كسى را وعده داده بود كه او را از‬
‫مكۀ مكرمه گريزانيده بمدينۀ منوره مى برد‪ .‬حضرت‬
‫مرثد ميگويد ‪ :‬پس بمكه آمدم ‪ ،‬تا كه به سایۀ يک ديوارى‬
‫از ديوارهاى مكه رسيدم ‪ ،‬در شب مهتاب روشن ‪ ،‬بود كه‬
‫ر‬
‫" عناق " درآنجا پيدا شد ‪ ،‬وسياهى سايه ام را در ب ِ‬
‫ديوار ديد‪ ،‬وهنگاميكه بمن نزديک شد مرا شناخت ‪،‬‬
‫وگفت ‪ :‬تو مرثدى ؟‪ .‬گفتم ‪ :‬بلى مرثدم‪ .‬گفت ‪ :‬خوش‬
‫آمدى ‪ ،‬در جاى خودت آمدى ‪ ،‬بفرما امشب جاى ما‬
‫خواب كن‪ .‬گفتم ‪ :‬اى عناق! خداوند ‪ ‬زنا را حرام‬
‫گردانيده است‪ .‬چون اين سخن را از من شنيد فرياد كرد‪:‬‬
‫)‪( 1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬ليکن باید دانست که بغير از توبه کردن کدام راه خلص نيست ‪ ،‬وبه فشار آوری ایشان سر ماندن تباهی دنيا‬
‫وآخرت را در پی دارد ‪ ،‬وهرگاه خداوند ‪ ‬از بنده اش عزم محکم وتوبه راستين را بداند حتمًا او را نگه ميدارد ‪،‬‬
‫واز او دفاع ميکند ‪ ‬إن ال یدافع عن الذین آمنوا ‪ ، ‬وعيبهای او را ستر ميکند ‪ ،‬وکدام دشمن خدا ميتواند که‬
‫پرده ویرا بدراند ؟ ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬بغی ‪ :‬زانيه ‪ ،‬فاحشه ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫اى باشندگان خيمه ها اينست آن مردى كه اسيران شمارا‬
‫هردم مى گريزاند‪ !.‬همين بود كه هشت نفر ازيشان در‬
‫طلب من برآمدند‪ ،‬من ازيشان فرار نموده ‪ ،‬وخود را در‬
‫كوۀ " خندمه " زدم ‪ ،‬ودر يک غار ويا كهفى دران كوه‬
‫درامده پناه گرفتم‪ ،‬آنها از پی من آمده‪ ،‬وبمن خيلى‬
‫نزديک شدند‪ ،‬اندازه اى كه بر بالى سرم ايستاد شدند ‪،‬‬
‫ولى خداوند ‪ ‬چشمان شان را كور ساخت‪ ،‬پس مرا‬
‫نديدند ‪ ،‬وازآنجا بازگشتند ‪ ،‬ومن به پيش آن مرد كه با او‬
‫وعده دار بودم بازگشتم‪ ،‬واو را بار كرده گريزانيدم‪ ،‬واو‬
‫يک انسان خيلى گران و وزين بوده ‪ ،‬تا به يک منطقه اى‬
‫رسيـديم كـه "اذخر" نام داشتـه ‪ ،‬آنجـا قيدهـا‬
‫وزنجـيرهـاى او را وا نمـودم ‪ ،‬وبـار ديگر او را‬
‫ازآنجا برداشته تا مدين ۀ منوره آوردم ‪ ،‬ومرا تا آنجا‬
‫خيلى مانده ساخت ‪.‬‬
‫پس از رسيدن بخدمت رسول الله ‪ ‬آمده وبرايش‬
‫گفتم ‪ :‬يا رسول الله! آيا " عناق " را به نكاح بگيرم؟‬
‫سوال خود را دو بار تكرار نمودم ‪ ،‬ولى پـيغامبر خدا ‪‬‬
‫در هر دو بار سكـوت را اخـتـيـار نمـودند ‪ ،‬وهيچ جـوابم را‬
‫ندادنـد ‪ ،‬تــا اين آيت مبــاركـه نـازل گرديد‪ :‬الزاني ل‬
‫ينكح إل زانية أو مشركة ‪ ،‬والزانية ل ينكحها إل‬
‫زان أو مشرك وحرم ذلك على المؤمنين‪ » ‬سورۀ‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫نور آيت‪«3 :‬‬

‫ن زنا كار ويا‬
‫ترجمه ‪ {:‬مردِ زنا كار نكاح نميكند مگر ز ِ‬
‫ن زنا كار را بنكاح نمى گيرد مگر مردِ زنا‬
‫مشرک را ‪ ،‬وز ِ‬
‫كار ويا مشرک ‪ ،‬واين كار بر مومنان حرام گردانيده شده‬
‫}‪.‬‬
‫پس پيغامبر خدا ‪ ‬برايم فرمودند‪ :‬اى مرثد! مردِ زنا‬
‫ن زنا‬
‫ن زنا كار ويا مشرک را‪ ،‬وز ِ‬
‫كار نكاح نميكند مگر ز ِ‬
‫كار را بنكاح نمى گيرد مگر مرد ِ زنا كار ويا مشرک ؛ ازين‬
‫نگاه تو آن زن را بنكاح نگير ‪.‬‬
‫آيا ديدی كه خداوند ‪ ‬چطور از مومنان دفاع ميكند؟‬
‫وچگونه با بندگان نيكوكارانش ميباشد؟‬
‫)‪(3‬‬

‫ل مکه مکرمه ‪.‬‬
‫‪ ((1‬خندمه ‪ :‬کوه معروفى است در کنار یکی از راه های دخو ِ‬
‫‪ ((2‬آیت را تا اینجا ذکر نموده ‪ ،‬ولى من آنرا از برای اتمام معنی تا آخر یاد نمودم ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((3‬نگاه ‪ :‬صحيح سنن الترمذی ‪.3/80‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫واگر قضيه را بر بدترين احتمالتش بگيريم ‪ ،‬وبگوئيم‬
‫كه آنچه ازو مى ترسيدى واقع شد ‪ ،‬بعض عيبها ويا بديها‬
‫ن تو را آنها براى مردم اعلن وافشا كردند‬
‫ويا كارهاى پنها ِ‬
‫‪ ،‬وقضيه بتوضيح كردن احتياج داشت _ پس ) هيچ ُنقصى‬
‫ندارد ‪ ،‬به دهن پر وصراحت كامل ( موقف خود را براى‬
‫ديگران بيان نما ‪ ،‬وبگو ‪ :‬بلى ‪ ..‬من قبل ً گنهگار بودم ‪،‬‬
‫وبعدا ً بسوى خداوند توبه نمودم ‪ ،‬پس شما چه‬
‫ميخواهيد؟!‬
‫وبايد همۀ ما بدانيم كه رسوائى بزرگ وحقيقى آن‬
‫رسوائى است كه در روز قيامت پيش خداوند جليل ‪‬‬
‫ميباشد ‪ ،‬آن روز رسوائى بزرگ نه پيش صد يا دو صد نفر‬
‫‪ ،‬ونه پيش يک هزار ويا دو هزار نفر ‪ ،‬بلكه در حضور‬
‫گواهان ‪ ،‬پيش همۀ خليق ‪ ،‬از ملئكه وجن وانس ‪ ،‬شروع‬
‫از آدم ‪ ‬تا آخرين كسيكه درين دنيا زندگی كرده است _‬
‫ميباشد‪.‬‬
‫بيا دعاى ابراهيم ‪ ‬را بشنو كه چه میگويد ‪  :‬ول‬
‫تخزني يوم يبعثون * يوم ل ينفع مال ول بنون *‬
‫إل من أتى الله بقلب سليم ‪ » ‬سورۀ شعراء آيت ‪-87 :‬‬
‫)‪( 1‬‬

‫‪«89‬‬

‫ترجمه ‪ {:‬خدايا ! مرا رسوا نكن در روزيكه مردمان از‬
‫قبرهاى خويش كشيده ميشوند‪ .‬روزيكه دران نه مال ونه‬
‫فرزندان سود وفايده رسانند‪ .‬مگر كسى را كه پيش‬
‫پروردگار خود بدل سالم از گناه بيايد }‪.‬‬
‫ودر وقتهاى سختى ومشكلت وترس از رسوائى _ خود‬
‫را بدعاهاى نبوى تحصين كن‪ ،‬و بگو ‪:‬‬
‫" اللهم استر عوراتنا ‪ ،‬وآمن روعاتنا "‬
‫•‬
‫ترجمه ‪ {:‬خدايا ! عورتها وعيب هايم را ستر نما ‪،‬‬
‫وترس ولرزم را آرام ساز }‪.‬‬
‫" اللهم اجعل ثأرنا على من ظلمنا ‪،‬‬
‫•‬
‫وانصرنا على من بغى علينا "‬
‫‪ ((1‬وترا درین کار پيروی نيک است به موسی ‪ ‬هنگاميکه فرعون برایش گفت ‪  :‬وفعلت فعلتك التي فعلت‬
‫وأنت من الکافرین‪ ‬ترجمه ‪}:‬وآن کردی خود را انجام داده ای وتو از نا سپاسانی{‪ .‬فرعون ميخواهد که حضرت‬
‫موسی ‪ ‬را بر گناه گذشته اش ‪ -‬که مرد قبطی را بقتل رسانيده بود ‪ -‬ملمت وسرزنش کند ‪ ،‬ولی موسی ‪‬‬
‫ت مومن برایش گفت ‪  :‬فعلتها إذًا وأنا من الضالين * ففرت منکم لما خفتکم فوهب‬
‫بدهن پر وصراحت کامل وثبا ِ‬
‫لي ربي حکمًا وجعلني من المرسلين ‪ ‬ترجمه ‪}:‬بلی من آن کردی خود را آنگاه انجام داده بودم ‪ ،‬ومن از گمراهان‬
‫بودم‪ .‬بعد ازان ترس از عقوبت شما فرار نمودم ‪ ،‬پس پروردگارم مرا علم وحکمت بخشيد ومرا از پيغمبران خود‬
‫گردانيد{‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫ترجمه ‪{:‬خداوندا ! براى ما ازكسانيكه ما را ظلم‬
‫كرده اند انتقام گير‪ ،‬وما را بر كسانيكه سرِ ما بغاوت‬
‫وسركشى كرده اند نصرت ده }‪.‬‬
‫" اللهم ل تشمت بنا العداء ول‬
‫•‬
‫الحاسدين " ترجمه ‪{:‬خدايا ! دشمنان وحاسدان‬
‫را ‪ -‬بسبب اهانت ورسوائى ما ‪ -‬شادمان نگردان }‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫گناهانم زندگانى ام را تلخ وناخوش ساخته‬
‫است‬
‫وشايد بگوئى ‪ :‬من گناهان زياد وگوناگونى را مرتكب‬
‫شده بودم ‪ ،‬وحال بسوى پروردگارم توبه نمودم ‪ ،‬وليكن‬
‫بازهم درد آن گناهان پی مرا نگذاشته است‪ ،‬وهرگاه‬
‫كارهاى گذشتۀ خويش را ياد كنم برمن زندگانى ام را تلخ‬
‫ميسازد‪ ،‬وخوابگاهم را نا آرام ‪ ،‬وشبم را بى خواب ‪،‬‬
‫وراحتم را دور ميسازد ‪ ،‬پس راه راحت وآرام شدنم‬
‫چيست ؟‬
‫برايت ميگويم ‪ :‬اى برادر مسلمانم! اين احساسها‬
‫نشانه هاى توبۀ راست ودرست است ‪ ،‬واين عين ندامت‬
‫وپشيمانى است ‪ ،‬وپشيمانى از گناهان گذشته در ذات‬
‫خود توبه است ‪ ،‬پس بسوى گناهان گذشتۀ خود بچشم‬
‫اميد نگاه كن ‪ ،‬اميد آنكه خداوند رحيم آن گناهان را‬
‫بيامرزد ‪ ،‬واز رحمت وسيع خداوند ‪ ‬نا اميد نباش ‪ ،‬كه‬
‫خداى تعالى ميفرمايد ‪  :‬ومن يقنط من رحمة ربه‬
‫إل الضالون ‪ » ‬سورۀ حجر آيت ‪.« 56‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬وكيست كه نا اميد شود از رحمت پروردگار‬
‫خود مگر گمراهان }‪.‬‬
‫ن‬
‫گناها‬
‫بزرگترين‬
‫‪:‬‬
‫ميفرمايد‬
‫‪‬‬
‫مسعود‬
‫وحضرت ابن‬
‫ِ‬
‫بزرگ عبارت اند از ‪ :‬شرک آورى با خداوند ‪ ، ‬ودر امان‬
‫بودن از مكر خداوند ‪ ، ‬ونا اميد بودن از رحمت خداوند‬
‫‪ ، ‬ودر روزگار عسرت وتنگی از كمک ويارى خداوند‬
‫مايوس شدن ‪.‬‬
‫وبندۀ مومن بايد هميشه ميان ترس واميد بسوى الله‬
‫‪ ‬راه برود ‪ ،‬وگاه در بعض اوقات يکی ازين دو حالت را‬
‫بر ديگر ‪ -‬نظر بحاجت انسان ‪ -‬غالب تر گردانیده ميشود ‪،‬‬
‫پس هنگاميكه در گناه واقع ميشود جانب خوف وترس را‬
‫غالب تر بسازد؛ تا او را باعث شود كه توبه كند ‪ ،‬وچون‬
‫توبه كرد جانب رجا واميد را غالب تر ساخته ‪ ،‬واز خداوند‬
‫عفو وبخشش بخواهد ‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬یعنی ‪ :‬ناگاه گرفتن خداوند ‪ ‬مر بنده خود را ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬این اثر را امام عبد الرزاق روایت نموده ‪ ،‬وامام هيثمی وامام ابن کثير هردو اسناد آن را صحيح شمردند ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫آيا بر من لزم است كه اعتراف كنم ؟!‬
‫پرسنده اى بآواز غمگين واندوهناک پرسيده ميگويد‪:‬‬
‫من ميخواهم توبه كنم ‪ ،‬وليكن آيا بر من لزم است كه‬
‫رفته وبآنچه گناه كرده ام اعتراف واقرار كنم ؟!‬
‫آيا از شروط قبول توبه همين است كه پيش قاضى‬
‫محكمه رفته به همه گناهانى كه مرتكب بودم اقرار‬
‫كنم ؟!‬
‫واز او بخواهم كه بر من عقوبت وجزاى شرعى را تطبيق‬
‫نمايد ؟!‬
‫وقصه هايكه پـيشتر خوانده ام در بارۀ توبه كردن ماعز‬
‫وزن غامديه ومردى كه زنى را در باغى بوسه نموده بود _‬
‫اين همه قصه ها چه معنى دارد ؟!‬
‫در جواب برايت ميگويم ‪ :‬برادر مسلمانم ‪ ..‬اتصال‬
‫وپيوستگی بنده به پروردگارِ خود ‪ ،‬بدون اينكه ميان‬
‫خويش وميان پروردگارش كدام كسى را وسيط ويا‬
‫ميانجى گرداند _ يكى از بزرگترين مزاياى دين اسلم‬
‫است ‪ ،‬دين يكتا پرستى كه خداى تعالى آن را براى ما‬
‫پسنديده وانتخاب نموده است ‪ ،‬ارشاد خداوندى است ‪:‬‬
‫‪ ‬وإذا سألك عبادي عني فإني قريب أجيب‬
‫دعوة الداع إذا دعان ‪» ‬سورۀ بقره آيت‪.«186 :‬‬
‫ترجمه ‪{:‬وچون ترا ‪ -‬اى پيامبر ‪ - ‬بندگانم از صفت‬
‫من ‪ ،‬ويا از معاملۀ من با ايشان در وقت دعا كردن‬
‫بپرسند ‪ ،‬پس برايشان بگو كه من به ايشان نزديكم ‪،‬‬
‫دعاى دعا كننده را وقتيكه مرا دعا ميكند مى شنوم وقبول‬
‫ميكنم }‪.‬‬
‫ن‬
‫واگر ما حقا بر اين ايمان باشيم كه توبه پذيرفتن از آ ِ‬
‫خدا است ‪ ،‬پس اعتراف نمودن نيز پيش او تعالى است ‪،‬‬
‫ودر دعاى " سيد الستغفار" اين جمله مذكور است كه‬
‫‪ ":‬أبوء لك بنعمتك علي ‪ ،‬وأبوء بذنبي "‪ .‬يعنى ‪:‬‬
‫بنعمتهاى گوناگونت قايلم ‪ ،‬وبگناهان خود اقرارم‪.‬‬
‫وما مسلمانان ‪ -‬الحمد لله ‪ -‬مثل مردم نصارى نيستيم‬
‫كه در توبۀ خويش محتاج ِقسيسى باشيم ‪ ،‬ويا چوكى‬
‫)‪(1‬‬

‫‪ ((1‬قسيس ‪ :‬پير ‪ ،‬سرکلن ‪ ،‬پيشوا ‪ ،‬مرد معتبر ودانا نزد مردم نصاری است ‪.‬‬
‫تنبيه ‪ :‬برخی از مردم بر این باور اند که شخص تایب باید پيش آن کسی که خود را " پير " ویا " مرشد " می‬
‫نامد‪ ،‬رفته دست پير نماید‪ ،‬ورنه توبۀ او قبول نخواهد بود‪ .‬البته این گمان آنها باطل وبی اساس ميباشد ‪ » .‬مترجم «‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫ن ريشخنديها‬
‫اعتراف ‪ ،‬وقبالۀ غفران ‪ ،‬تا با آخر اركا ِ‬
‫ومسخره بازى آنها _ محتاج هيچ يكى ازين گونه خرافات‬
‫نيستيم ‪ ،‬بلكه الله تعالى ميفرمايد‪  :‬ألم يعلموا أن‬
‫الله هو يقبل التوبة عن عباده‪ » ‬سورۀ توبه آيت‪:‬‬
‫‪.«104‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬آيا ندانسته اند كه الله ‪ ‬آن ذات اقدسى‬
‫است كه توبه را از بندگان خويش قبول ميفرمايد}‪.‬‬
‫يعنى ‪ :‬توبه را از بندگان خود مستقيما ً بدون هيچ گونه‬
‫وسيط مى پذيرد‪.‬‬
‫اما در بارۀ تطبيق نمودن حدود ) عقوبتهاى شرعى (‬
‫پس اگر قضيه به امام مسلمين ويا حاكم منطقه ويا‬
‫قاضى محكمه نه رسيده باشد _ هرگز لزم نيست كه بندۀ‬
‫گنهگار پيش ايشان رفته اقرار كند ؛ زيرا هر كه را الله ‪‬‬
‫ستر كرده باشد باكى ندارد كه او نيز خود را ستر كند ‪،‬‬
‫وبرايش كافى است كه در بين خود وبين الله ‪ ‬توبه‬
‫كند ‪.‬‬
‫ويكى از نامهاى بارى تعالى " الستـير " است ‪،‬‬
‫بمعناى ‪ :‬ستر كننده ‪ ،‬واو تعالى دوست دارد كه بر بندگان‬
‫خود ستر كند ‪.‬‬
‫اما آن صحابۀ كرام ) كه پيش رسول الله ‪ ‬آمده ‪ ،‬و‬
‫به گناه خويش اعتراف نمودند ‪ ،‬واز آنحضرت ‪ ‬خواستند‬
‫ط تطبيق نمودن عقوبات شرعى ازان‬
‫كه ايشان را توس ِ‬
‫ن غامديه كه‬
‫گناهان پاک سازد ( همچون ‪ :‬ماعز ‪ ،‬وز ِ‬
‫هريک زنا كرده بودند ‪ ،‬و مردى كه زنى را در باغى از‬
‫باغها بوسه نموده بود _ پس ايشان ‪ ‬كارى كردند كه بر‬
‫ايشان واجب ولزم نبود‪ ،‬بلكه آن كار از حرص زياد ايشان‬
‫بود براى پاک ساختن نفسهاى خويش ؛ بدليل اينكه‪ :‬هنگام‬
‫كه حضرت ماعز ‪ ‬وهمچنان آن زنی غامديه ‪ -‬رضى‬
‫الله عنها ‪ -‬نزد رسول الله ‪ ‬آمده ‪ ،‬واعتراف نمودند _‬
‫در ابتدا آنحضرت ‪ ‬ازيشان اعراض نمود ‪ ) ،‬تا باز‬
‫گرديده‪ ،‬خود را ستر نموده ‪ ،‬وتوبه نمايند ( ‪ ،‬وبه همين‬
‫صورت گفت حضرت عمر ‪ ‬براى آن مردى كه زنى را‬
‫بوسه كرده بود‪ " :‬حقا كه او را خداوند ‪ ‬ستر‬
‫كرده بود ‪ ،‬اگر خود را ستر مى نمود خوب ميشد‬
‫"‪ .‬و پيغامبر خدا ‪ ‬سخن وى را اقرار نمودند ‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫‪ ((1‬مثل ‪ :‬کشتن قاتل ‪ ،‬سنگسار کردن زانی ‪ ،‬دست بریدن دزد ‪ ،‬وغيره ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫بنـابر اين ‪ -‬مـاداميـكـه الله ‪ ‬او را سـتر وپـرده‬
‫كـرده است ‪ -‬بـر او لزم نيست کـه بـه محكمه رفته‬
‫واعترافهاى خود را بصورت رسمى ثبت كند‪ .‬وهمچنان‬
‫لزم نيست كه پيش امام مسجدى رفته واز او بخواهد كه‬
‫حد ّ خداوند ‪ ‬را بر وى تطبيق سازد ‪ ،‬ويا اينكه به يكى از‬
‫رفيقان خود كمک خواهد تا او را در داخل خانه دّره زنـد ‪،‬‬
‫چنانچه در ذهن هاى بعضى وارد ميگردد ‪.‬‬
‫وقتيكه سخن گذشته را دانستى برايت موقف بد‬
‫ت بعض جاهلن نسبت به بعض توبه كنندگان در مثل‬
‫وزش ِ‬
‫اين قصه هويدا ميگردد ‪ ،‬كه خلصۀ آن را ذكر مى نمايم ‪:‬‬
‫شخص گنهگارى پيش يک امام مسجد ‪ -‬كه جاهل بوده‬
‫ رفته ‪ ،‬وبراى او همه گناهان خود را عرض نموده ‪ ،‬واز‬‫او راه حل را پرسيد‪ .‬آن امام جاهل در جواب برايش‬
‫گفت ‪ :‬نخست از همه بايد به محكمه بروى ‪ ،‬وآنجا همه‬
‫اقرار هاى خود را شرعا ً تصديق وثبت نمائى‪ ،‬وبر تو‬
‫عقوبتهاى شرعى كه لزم است تطبيق كرده شود ‪ ،‬بعد‬
‫ازان در بارۀ توبه ات ديده ميشود‪ .‬چون آن شخص بيچاره‬
‫ديد كه برداشت اين چنين سخن را ندارد _ از راه توبه‬
‫برگشت ‪ ،‬ودر گناه خود ادامه نمود ‪.‬‬
‫ومن اين فرصت را غنيمت دانسته در بارۀ يک مسأله‬
‫اى بسيار مهم تعليق نموده ميگويم‪ :‬اى مسلمانان ‪!..‬‬
‫يقينا ً دانستن احكام دين امانت است ‪ ،‬وآن احكام را از‬
‫مصادر صحيح ودرستش طلب نمودن هم امانت است ‪،‬‬
‫الله تعالى ميفرمايد ‪  :‬فاسألوا أهل الذكر إن كنتم‬
‫ل تعلمون ‪ » ‬سورۀ نحل آيت‪«45 :‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬اگر چيزى را نميدانستيد از اهل علم بپرسيد}‪.‬‬
‫ودر آيت ديگرى ميفرمايد‪  :‬الرحمن فاسأل به‬
‫خبيرا ً‪» ‬سورۀ فرقان آيت‪«59 :‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬الله ‪ ‬نهايت بخشاينده است ‪ ،‬پس بپرس از‬
‫حال او داناى را}‪.‬‬
‫پس هر واعظى ليق اين نيست كه مردم را فتوى دهد‬
‫‪ ،‬وهر امام مسجد ويا مؤذن اهليت اين را ندارد كه مردم‬
‫را در خصوص مشكلتى كه براى ايشان پيش مى آيد _‬
‫طبق احكام شريعت خبر دهد‪ .‬و اين چنين هر اديب ويا‬
‫قصه گوى نميتواند كه فتواهاى علما را بطور درست براى‬
‫مردم نقل نمايد ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫وبندۀ مسلمان ازين چيز مسئول است كه از كدام كس‬
‫بايد فتوا گرفت ؟ زيرا الله تعالى ما را به اين چيز متعّبد‬
‫ساخته است ‪.‬‬
‫وپيغمبر ما ‪ ‬راجع به امت خود از دانشمندان‬
‫وپيشوايان گمراه كنندگان ترسيده است‪.‬‬
‫ف صالح ميفرمايد ‪ :‬اين علم ِ كه شما ياد‬
‫يكى از سل ِ‬
‫ميگيريد در حقيقت دين شما است ‪ ،‬پس شما بدرستى‬
‫بسنجيد كه دين خود را از كدام كس ياد ميگيريد؟‪.‬‬
‫پس آگاه باشيد ‪ -‬اى بندگان خدا ‪ -‬ازين گونه لغزشها ‪،‬‬
‫وعلماى واقعى را شناخته ‪ ،‬واز ايشان در بارۀ اموريكه بر‬
‫شما اشكال وارد ميشود بپرسيد‪.‬‬
‫وخداوند يگانه کسی است که از او کمک خواسته ميشود ‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫فتواهاى مهم براى توبه كنندگان‬
‫وشايد بگوئى ‪ :‬من ميخواهم توبه كنم ‪ ،‬وليكن احكام‬
‫توبه كردن را نميدانم ‪ ،‬ودر بارۀ درست شدن توبه از بعض‬
‫گناهان ‪ ،‬وكيفيت بجا آوردن حقوق خداوند كه دران تقصير‬
‫وكوتاهى نمودم ‪ ،‬وطريقۀ بازگردانيدن حقوق مردم كه‬
‫ازيشان گرفته بودم ‪ ،‬در بارۀ اين مسائل در ذهن من‬
‫سوالهاى زيادى وارد ميشود ‪ ،‬پس آيا بر اين سوالها‬
‫جوابى خواهم يافت ؟‬
‫اينک براى تو ‪ -‬اى رجوع كننده بسوى خدا ‪ - ‬در‬
‫زمينه اين چند سوال وجواب را تقديم ميدارم ‪ ،‬اميد است‬
‫ت دلت را دواء باشد ‪.‬‬
‫كه دران سوخ ِ‬
‫‪ ((1‬سلف صالح ‪ :‬گذشته گان نيک از صحابه کرام ‪ ،‬وتابعين ایشان ‪ ،‬وعلمای اسلم اند ‪ ».‬مترجم «‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫=====‬
‫س ‪ -1‬من در گناه واقع ميگردم سپس توبه‬
‫ميكنم ‪ ،‬باز نفس بدكاره ام برمن غالب گرديده‬
‫بار ديگر به گناه باز ميگردم ‪ ،‬آيا توب ۀ اولـم باطل‬
‫ميشود ؟ وجرم ِ گناه اول وما بعدش برمن باقى‬
‫ميماند ؟‬
‫جـ ‪ -1‬اكثر علما بر آنند كه در صحت توبه اين چيز شرط‬
‫نيست كه بار ديگر به گناه باز نگردد ‪.‬‬
‫صحت توبه متوقف بر چند چيز است ‪ :‬دست برداشتن‬
‫از گناه ‪ ،‬ندامت وپشيمانى از ارتكاب آن گناه ‪ ،‬وعزم ِ‬
‫محكم كه در آينده به آن گناه باز نگردد ‪.‬‬
‫بعد ازين امور اگر بار ديگر بآن گناه باز گردد آنوقت‬
‫مانند كسى ميباشد كه گناه نو كرده است ‪ ،‬وبر او لزم‬
‫است كه ازين گناه نو توبۀ نو كند ‪ ،‬وتوبۀ اول او درست‬
‫ميباشد ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -2‬اگر من در چند گناه واقع باشم ‪ ،‬از يكى‬
‫آن توبه كنم ‪ ،‬در حاليكه بر گناه دیگرم دوام دارم‬
‫‪ ،‬آيا توبه ام ‪ -‬از گناه اول ‪ -‬درست ميباشد ؟‬
‫جـ ‪ ) -2‬آرى ( توبۀ انسان از يک گناه ‪ -‬هرچند كه بر گناه‬
‫ديگرى پابند باشد ‪ -‬درست ميگردد ‪ ،‬بشرطيكه از نوع‬
‫گناه اول نباشد ‪ ،‬و با او تعلق هم نداشته باشد ‪.‬‬
‫مثل ً ‪ :‬اگر از سود خورى توبه كند ‪ ،‬در حاليكه از شراب‬
‫نوشى توبه نه كرده است ‪ ،‬پس توبۀ او از سود خورى‬
‫درست ميباشد ‪ ،‬وعكس اين نيز درست ميباشد ‪.‬‬
‫اما اگر ‪ -‬مثل ً ‪ -‬از یک نوع سود خورى توبه كند ‪ -‬رباى‬
‫فضل ‪ -‬وبر نوع ديگرى ازان ‪ -‬رباى نسيئه ‪ -‬پابند باشد ‪،‬‬
‫درين حالت توبه اش درست نمى باشد ‪.‬‬
‫وبه همين ترتيب اگر از چرس زدن توبه كند ‪ ،‬ولى بر‬
‫شراب نوشى ادامه ورزد ‪ ،‬ويا عكس اين كار كند‪.‬‬
‫وهمچنان اگر از زنا با يک زنى توبه كند ‪ ،‬در حاليكه بر‬
‫زنا با زنى ديگرى پابند باشد‪ .‬اين چنين اشخاص را توبۀ‬
‫)‪(2‬‬

‫)‪(1‬‬

‫)‪(3‬‬

‫‪ ((1‬زیرا سود خوری نه از نوع شراب نوشی است ونه باو تعلق دارد ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬یعنی ‪ :‬اگر از شراب نوشی توبه کند ‪ ،‬در حاليکه از سود خوری توبه نه کرده است ‪ ،‬توبه او از شراب نوشی‬
‫درست ميباشد ‪» .‬مترجم«‪.‬‬
‫‪ ((3‬ربای فضل وربای نسيه دو نوع از سود خوری است ‪» .‬مترجم«‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫شان درست نمى باشد ؛ منتهى كاريكه ايشان انجام داده‬
‫اند اين است كه ‪ :‬آنها از یک نوع گناه به نوع ديگرى ازان‬
‫گناه انتقال نمودند ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -3‬من در عمر گذشته ام بعض حقوق خداوند‬
‫‪ ‬را ترک نمودم ‪ ،‬از قبيل ‪ :‬نمازهای كه ادا نه‬
‫نمودم ‪ ،‬و روزه اى كه نگرفته بودم ‪ ،‬وزكاتى كه‬
‫منع نموده بودم ‪ ،‬پس حال من چه بايد كنم ؟‬
‫ن اقوال در بارۀ تارک نماز اين است كه ‪:‬‬
‫جـ ‪ -3‬صحيح تري ِ‬
‫بر وى نمازهاى ترک شده را قضا خواندن لزم نيست ؛‬
‫بسبب آن كه وقتهاى آن نمازها فوت شده است ‪ ،‬و آن را‬
‫دريافتن ممكن نيست ‪ ،‬واز عوض آن بسيار توبه ‪،‬‬
‫واستغفار ‪ ،‬ونفل خوانى كند ؛ تا باشد كه خداوند او را‬
‫عفو كند ‪.‬‬
‫اما تارک روزه اگر هنگام ِ روزه ترک كردنش مسلمان‬
‫بوده باشد پس بروى قضا گرفتن آن روزها واجب است ‪،‬‬
‫واگر روزۀ قضائى را از یک رمضان تا دیگر رمضان بدون‬
‫كدام عذرى تاخير كرده باشد درين حالت بر وى كفاره‬
‫دادن نيز لزم است ‪ ،‬واو عبارت ازينكه با هر روزيكه قضا‬
‫ميگيرد یک مسکین را نيز طعام دهد ‪ ،‬واين كفارۀ تاخير‬
‫نمودن قضاى رمضان تا داخل گرديدن رمضان ديگر‬
‫است ‪ ،‬واو يک كفاره است ‪ ،‬و بسبب تعدد سالها دوچند‬
‫نميگردد‪ ،‬باين معنى كه اگر روزۀ قضايى را چند سالها هم‬
‫تاخير كرده باشد‪ ،‬فقط یک كفاره ميدهد‪.‬‬
‫مثال ‪ :‬شخصى سه روز روزۀ رمضان را از سال‬
‫‪1400‬هـ ‪ ،‬وپنج روز روزۀ رمضان را از سال ‪1401‬هـ از‬
‫روى ناپروائى روزه نگرفته است ‪ ،‬وبعد از چند سالها‬
‫بسوى خدا رجوع نموده توبه كرد ‪ ،‬بر اين شخص لزم‬
‫است كه آن هشت روز را قضائى روزه بگيرد ‪ ،‬وهشت‬
‫مسكين را در عوض تأخير نمودن قضاى آن طعام دهد ‪.‬‬
‫)‪( 1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬درین باره بکتاب " مدارج السالکين " رجوع کرده شود ‪.‬‬
‫‪ ((2‬در بارۀ کفارۀ تأخير قضای یک رمضان تا داخل شدن رمضان دیگر یک حدیث مرفوع آمده نزد دارقطنی‬
‫‪ 2/197‬وبيهقی ‪ 4/253‬مگر اسنادش ضعيف است ‪ ،‬واز حضرت ابن عباس رضی ال عنهما نزد بيهقی ‪4/253‬‬
‫وحضرت ابو هریره نزد دارقطنی ‪2/196‬ثابت شده که هردو به همين رأی بودند ‪ .‬وبه این قول هریک ‪ :‬امام مالک‬
‫وامام شافعی وامام احمد گرفته اند ‪ ،‬ونزد امام ابو حنيفه تنها قضا گرفتن لزم است وکفاره لزم نيست ‪ .‬وال تعالی‬
‫اعلم ‪ » .‬مترجم «‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫مثال ديگرى ‪ :‬دخترى در سال ‪1400‬هـ به بلوغ رسيد ‪،‬‬
‫وشرم كرد كه خانواده اش را از حال خود خبر دهد ‪ ،‬پس‬
‫هشت روز را كه عادت ماهانۀ او بوده روزه گرفت ‪ ،‬وآن‬
‫روزها را دوباره قضا نگرفت ‪ ،‬وحال ‪ -‬بعد از چند سال ‪-‬‬
‫توبه كرده است ‪ ،‬پس بر اين زن نيز هشت روز روزه‬
‫قضا گرفتن ‪ ،‬با هشت مسكين طعام دادن لزم است ‪.‬‬
‫وبايد دانست كه بين ترک نماز وترک روزه ) از ناحيۀ‬
‫حكم شرعى ( فرق است ‪ ،‬وعلما ‪ -‬رحمت الله عليهم ‪-‬‬
‫آن فرق را در كتابهاى خويش ذكر نموده اند ‪ ،‬بعض از‬
‫علما بر اين رأى اند كه ‪ :‬كسى كه قصدا ً بدون كـدام‬
‫عـذرى روزه نگـيرد بـر وى روزۀ قـضايى نمى باشد ‪.‬‬
‫اما كسى كه زكات را ادا نكرده است پس بر وى‬
‫واجب است كه آن را كشيده ‪ ،‬و به مستحقانش بدهد ؛‬
‫زيرا زكات از يک جهت حق خداوند است‪ ،‬واز جهت‬
‫ديگرى حق فقير است ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -4‬اگر در حق كسى از آدميان بدى كرده باشد‬
‫‪ ،‬پس توب ۀ او چگونه ميباشد؟‬
‫جـ ‪ -4‬اصل وبنياد اين مسأله درين حديث شريف بيان‬
‫گرديده است ‪ ":‬من كانت لخيه عنده مظلمة من‬
‫عرض أو مال ‪ ،‬فليتحلله اليوم قبل أن يؤخذ منه‬
‫م ‪ ،‬فإن كان له عمل صالح‬
‫يوم ل ديناَر ول دره َ‬
‫أخذ منه بقدر مظلمته ‪ ،‬و إن لم يكن له عمل أخذ‬
‫من سيئات صاحبه فجعلت عليه " ‪.‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬هركه بر ذمۀ وى از برادرش كدام مظلمه اى‬
‫ل مال ويا عرض باشد‪ ،‬بايد امروز از حق آن‬
‫از قبي ِ‬
‫شخص گردن خود را خلص سازد ‪ ،‬پيش ازينكه حق وى‬
‫را از او در روزى گرفته شود كه نه دينارى دران روز باشد‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫)‪( 3‬‬

‫)‪( 4‬‬

‫)‪(5‬‬

‫)‪( 6‬‬

‫‪ ((1‬برای زن جایز نيست که در حالت خون ماهانه دیدن روزه بگـيرد ‪ ،‬واگـر روزه بگـيرد روزه اش درست نمی‬
‫بـاشـد ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬یعنی ‪ :‬از روی عقوبت نه از روی تخفيف ‪ ،‬باین معنی که اگر هرچند از عوض آن روز روزه بگيرد باز هم حق‬
‫آن را قـضا کرده نمی تـوانـد ‪ ،‬ودرین باره یک حدیث روایت شده ولی آن حدیث از ناحيه اسناد ضعيف است ‪،‬‬
‫وجمهور علماء به شمول ائمه اربعه بر قول اول اند‪ ،‬یعنی باید قضا بگيرد‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((3‬برای شرح زیادتر بکتاب " مدارج السالکين " ‪ .1/383‬رجوع کرده شود ‪.‬‬
‫‪ ((4‬روایت امام بخاری ‪.‬‬
‫‪ ((5‬مظلمه ‪ :‬آنچه بظلم وستم از کسی گرفته می شود ‪ ،‬ویا ظلم وستم که بر کسی کرده می شود ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((6‬عرض ‪ :‬ناموس وآبروی انسان ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫ونه درهمى ‪ ،‬پس اگر او را عمل نيک باشد ‪ ،‬ازان عمل‬
‫گرفته وبراى شخص مظلوم باندازۀ حقش داده مى شود ‪،‬‬
‫واگر عمل نیک نداشته باشد از گناهان شخص مظلوم‬
‫گرفته وبر ذمۀ او گذاشته مى شود }‪.‬‬
‫پس بنـدۀ تـوبه گذار بــايد گردن خــود را ازين گونه‬
‫مظـلــمـه هــا در دنيـا خلص سازد ‪،‬‬
‫يا آنرا به اصحابش بازگرداند ‪ ،‬ويا ازيشان بخشش بخواهد‬
‫‪ ،‬اگر او را بخشيدند خوب وگرنه بايد حقشان را بدهد ‪.‬‬
‫س ‪ -5‬در غيبت بعض مردم واقع شدم ‪ ،‬وبعض‬
‫دیگرى را به چيزهاى تهمت نمودم كه آنها ازان‬
‫پاک اند ‪ ،‬آيا بر من لزم است كه ايشان را بآنچه‬
‫گفته ام خبر دهم ‪ ،‬و ازيشان بخشش بخواهم؟‬
‫واگر لزم نباشد پس چه قسم بايد توبه كنم؟‬
‫جـ ‪ -5‬اين مسأله اعتماد بر فهميدن اندازۀ مصلحت‬
‫ومفسدت دارد ‪ ،‬پس اگر ايشان را بآنچه غيبت نموده ويا‬
‫تهمت زده است خبر دهد _ آنها بر او غضب نمى شده‬
‫باشند ‪ ،‬واين كار باعث كينه وبدبينى ودشمنى آنها با وى‬
‫نمى گرديده باشد‪ ،‬درين حالت آنها را خبر دهد ‪ ،‬وازيشان‬
‫بخشش بخواهد ‪ ،‬واگرچه بعبارتهاى مجمل هم باشد‬
‫كفايت ميكند ‪ ،‬مثل اينكه بگويد‪ :‬من پيش ازين در حق‬
‫شما خطا وغلطى كرده ام ‪ ،‬ويا من ذريعۀ سخن خويش‬
‫ترا ظلم كرده ام ‪ ،‬وحال من از كرده هاى خود توبه‬
‫نمودم ‪ ،‬واز شما بخشش ميخواهم ‪ .‬اگر به اين چنين‬
‫عبارتها معذرت بخواهد بدون تفصيل باكى ندارد ‪.‬‬
‫واگر آنها را بآنچه غيبت نموده ويا تهمت كرده است‬
‫خبر دهد _ آنها بر او قهر وغضب مى شده باشند ‪ ،‬وغم‬
‫وغصه وكينۀ ايشان افزايش پيدا مى كرده باشد ‪ -‬وشايد‬
‫اين حالت بيشتر مردم باشد ‪ ، -‬و يا اينكه اگر آنها را به‬
‫عبارتهاى مجمل خبر دهد قناعت نمى كـرده بـاشـند ‪ ،‬تـا‬
‫به تفـصـيل بيـان نكند ‪ ،‬واگر آن را به تفصيل بشنوند‬
‫ناراض شده ‪ ،‬و با او زيادتر بدبينى ودشمنى كنند _ درين‬
‫حالت هرگز بر او لزم نيست كه آنها را خبر دهد ؛ زيرا‬
‫شريعت امر بزياده نمودن مفسده ها نمى كند ‪ ،‬وآنكه‬
‫شخصى را به چيزى خبر داده شود ‪ ،‬كه او پيش از شنيدن‬
‫آن آرام بوده ‪ ،‬به طريقه اى كه سبب دشمنى و بدبينى او‬
‫گردد ‪ ،‬واين کار خلف مقصد شريعت است ؛ زيرا‬
‫شريعت امر به يكجا ساختن دلها ‪ ،‬وجلب نمودن محبت‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫بين مسلمانان مى كند ‪ ،‬وشايد خبر دادن آنها باعث‬
‫دشمنيى شود ‪ ،‬كه بعد ازان دل آن شخص غيبت شده‬
‫ت شخص غيبت كننده هرگز صاف نه گردد‪.‬‬
‫جه ِ‬
‫پس درين حالت براى درست شدن توبه اين‬
‫چند چيز ذيل كفايت ميكند‪:‬‬
‫پشيمان شدن ‪ ،‬واز خداوند ‪ ‬مغفرت‬
‫‪-1‬‬
‫خواستن ‪ ،‬همراه تأمل در شناعت وبدى اين‬
‫جريمه ‪ ،‬وحرام بودن آن را يقين داشتن ‪.‬‬
‫سخن خود را نزد كسى كه غيبت ويا تهمت‬
‫‪-2‬‬
‫او را شنيده دروغ بشمارد ‪ ،‬وبرائت او را ثابت‬
‫سازد ‪.‬‬
‫خوبيهاى كسى را كه غيبت نموده ‪ ،‬در عين‬
‫‪-3‬‬
‫مجلس هاى كه او را غيبت كرده ياد نمايد ‪ ،‬واو را‬
‫بخوبى ياد كند ‪.‬‬
‫از تن او دفاع كند ‪ ،‬و از او پشتيبانى كند‬
‫‪-4‬‬
‫چون كسى ميخواسته باشد به او بدى كند ‪.‬‬
‫براى او در غيابش دعا كند ‪ ،‬وآمرزش‬
‫‪-5‬‬
‫خواهد ‪.‬‬
‫و ملحظه نما – برادر مسلمانم – فرق را بين حقوق‬
‫مالى وجنايات بدنى ‪ ،‬وبين غيبت وسخنچينى ‪.‬‬
‫حقوق مالى چون صاحبانش را خبر داده شود به فايده‬
‫ايشان ميباشد ‪ ،‬كه حقوق شان براى شان بازگردانيده‬
‫مى شود ‪ ،‬و به اين كار راضى وخوشنود مى شوند ‪ ،‬ازين‬
‫نگاه آن را پنهان كردن جايز نيست ‪ ،‬به خلف حقوق كه‬
‫تعلق به ننگ وناموس مردم دارد ‪ ،‬كه اگر آنها را خبر داده‬
‫شود خشم وغضب شان را زياد مى سازد ‪ ،‬وباعث نقص‬
‫وضرر او ميگردد‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -6‬كسى كه به قصد‪ ،‬قتل ناحق كرده است‬
‫چطور بايد توبه كند ؟‬
‫جـ ‪ -6‬قاتلى كه كسى را به قصد كشته است بر وى سه‬
‫حق لزم ميگردد ‪:‬‬
‫يكى‪ :‬حق خداوند‪ .‬دوم‪ :‬حق شخص كشته شده‪ .‬سوم‪:‬‬
‫حق ورثۀ مقتول‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫‪ ((1‬نگاه ‪ " :‬مدارج السالکين " ‪ ، 1/91‬و " المغنی " همراه شرح ‪. 12/78‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫حق خداوند‪ ‬بجز توبه به چيزى ديگرى ادا نمى شود ‪،‬‬
‫وحق ورثۀ مقتول آنست كه خود را به ايشان تسليم كند تا‬
‫حق شان را به يكى از سه چيز بگيرند ‪ :‬يا قصاص ‪ ،‬ويا‬
‫ديت ‪ ،‬ويا معاف نمودن ‪.‬‬
‫باقى مى ماند حق مقتول ) شخص كشته شده ( كه‬
‫آن را در دنيا وفا كرده نمى تواند ‪ ،‬ودرينجا علماء ‪ -‬رحمت‬
‫الله عليهم ‪ -‬فرموده اند كه ‪ :‬اگر شخص قاتل بطور‬
‫صحيح ودرست توبه كند خداى ‪ ‬در روز قيامت حق‬
‫مقتول را از ذمۀ او مى بردارد‪ ،‬و در عوض آن براى‬
‫مقتول از جانب خود خوبيهاى فراوانى عطا ميفرمايد ‪،‬‬
‫واين قول در بارۀ توبۀ قاتل بهترين اقوال است ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -7‬دزد چطور توبه ميكند ؟‬
‫جـ ‪ -7‬اگر چيزيكه دزدى كرده است در پيشش باشد بايد‬
‫آن را به صاحبانش بازگرداند ‪ ،‬واگر تلف شده باشد ‪ ،‬ويا‬
‫اينكه قيمتش كم شده باشد بسبب استعمال نمودن ‪ ،‬ويا‬
‫كهنه شدن ‪ ،‬ويا زياد وقت نزدش ماندن _ درين حالت بر‬
‫او لزم است كه عوض آن را برايشان بدهد ‪ ،‬مگر در‬
‫حاليكه او را ببخشند ‪ ،‬پس ) گردن او خلص مى گردد (‬
‫والحمد لله ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -8‬هنگام با كسانيكه ازيشان دزدى كردم روى‬
‫بروى شوم بسيار احساس شرم‬
‫وخجالتی ميكنم ‪ ،‬ونمى توانم كه به صراحت با‬
‫ايشان سخن گويم ‪ ،‬ويا ازيشان بخشش‬
‫خواهم ‪ ،‬پس چطور كنم ؟‬
‫جـ ‪ -8‬باكى ندارد كه یک راه پيدا كنى كه دران راه اين‬
‫شرمندگی وخجالتی ‪ -‬كه ترا از روى بروى شدن با آنها‬
‫مانع مى شود ‪ -‬نباشد ‪ ،‬مثليكه ‪ :‬حقوق شان را بدست‬
‫كسى ديگرى بفرستى ‪ ،‬و او را بگو كه نامت را برايشان‬
‫ياد نكند ‪ ،‬ويا آن را بذريعۀ پست بعنوان شان بفرست ‪ ،‬ويا‬
‫آن را به پنهانى برده ونزدشان بگذار ‪ ،‬ويا با ايشان توريه‬
‫را استعمال نما وبگو ‪ :‬اين حقوق شما است ‪ ،‬نزد كسى‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬نگاه ‪ " :‬مدارج السالکين " ‪. 1/299‬‬
‫‪ ((2‬توریه ‪ :‬پوشانيدن وپنهان کردن حقيقت ‪ ،‬امری را بخلف حقيقت نشان دادن ‪ ،‬حقيقت را نهفتن وطور دیگر وا‬
‫نمود کردن ‪» .‬مترجم « نقل از فرهنگ عميد ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫بوده ‪ ،‬واو نمى خواهد كه نامش را براى تان ياد كنم‪.‬‬
‫مهم اينكه حق را به صاحبانش باز گردانى ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -9‬از جيب پدرم به خفيه وپنهانى دزدى‬
‫ميكردم ‪ ،‬وحال ميخواهم كه توبه كنم ‪ ،‬ليكن‬
‫نميدانم كه از جيب شان چقدر گرفته ام ! ومن‬
‫از صراحت با وى خوار ميخورم ‪ ) .‬چه بايد‬
‫كنم ؟ (‬
‫جـ ‪ -9‬بايد چيزى را كه از جيب پدرت گرفته اى ‪ ،‬اندازۀ آن‬
‫را بچيزى كه بر گمان غالب مى آيد تحديد نموده ‪ ،‬و يا‬
‫ازانقدر زيادتر براى پدرت بازگردان ‪ ،‬وباكى ندارد كه آن‬
‫را بطوريكه )خفيه وپنهان( گرفته بودى پس دوباره )خفيه‬
‫وپنهان( بازگردانى ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -10‬از بعض مردم اموالى را دزدى نمودم ‪،‬‬
‫وحال توبه كردم ‪ ،‬وليكن آدرسهاى آنها را‬
‫نميدانم ) تا اموال شان را بازگردانم (‬
‫شخص ديگرى ميگويد‪ :‬از یک شركت اموالى‬
‫را به َربودگی گرفتم ‪ ،‬وحال آن شركت وظيف ۀ‬
‫خود را بسر رسانيده ‪ ،‬وازين كشور برآمده است‬
‫‪.‬‬
‫شخص سومى ميگويد‪ :‬از یک دكان تجارتى‬
‫بعض سامانها را دزدى كرده بودم‪ ،‬وحال آن دكان‬
‫جاى خود را تغيير نموده ‪ ،‬وصاحبش را نمى‬
‫شناسم ‪.‬‬
‫جـ ‪ -10‬بايد تا جايى كه طاقت دارى ازيشان جستجو‬
‫كنى ‪ ،‬اگر ايشان را يافتى حقوق شان را برايشان‬
‫بازگردان ‪ -‬والحمد لله ‪ ، -‬واگر صاحب مال وفات نموده‬
‫باشد براى ورثۀ وى آن را داده مى شود ‪.‬‬
‫واگر بعد از جستجوى درست ايشان را نيافتى ‪ ،‬آن‬
‫اموال را از جانب ايشان صدقه كن ‪ ،‬وثوابش را براى‬
‫شان نيت كن ‪ ،‬اگرچه آنها كافر هم باشند باكى ندارد ؛‬
‫زيرا الله تعالى مزد كافران را در دنيا ميدهد ‪ ،‬ودر آخرت‬
‫ايشان را هيچ ثوابى نميباشد ‪.‬‬
‫)‪( 1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬مقصودش خودش باشد تا دروغ شماریده نشود ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬ربودگی ‪ :‬چيزی را با تر دستی وچابکی از جائی برداشته وبردن ‪ » .‬مترجم « به نقل از " فرهنگ عميد "‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫وابن القيم ‪ -‬رحمت الله عليه – در كتاب خود " مدارج‬
‫السالكين " ‪ 1/388‬یک مسأله را شبيه به اين مسأله ذكر‬
‫نموده كه ‪ :‬شخصى در یک لشكرى از مسلمانان كدام‬
‫چيزى را از مال غنيمت دزدى كرده بوده ‪ ،‬وبعد از مدتى‬
‫توبه نموده ‪ ،‬وآنچه را كه از مال غنيمت گرفته بوده آورده‬
‫‪ ،‬وبراى آمر لشكر تسليم نموده ‪ ،‬ولى آمر آن را تسليم‬
‫نشد ‪ ،‬وگفت ‪ :‬حال بعد ازينكه آن لشكر متفرق شده اند ‪،‬‬
‫من چطور اين مال را براى شان برسانم ؟!‬
‫سپس آن شخص پيش حجاج بن الشاعر آمده ‪ ،‬واز او‬
‫درين باره فتوی پرسيد‪.‬‬
‫در جواب برايش گفت ‪ :‬اى بندۀ خدا! بى شک الله ‪‬‬
‫آن لشكر ونام ونسب شان را ميداند ‪ ،‬تو پنج یک آن مال‬
‫را براى كسى كه داده ميشود بده ‪ ،‬وباقى آن را از طرف‬
‫صاحبانش صدقه كن ‪ ،‬خداى ‪ ‬آن را براى شان ميرساند‬
‫‪ .‬پس آن شخص طبق فتواى او عمل كرد ‪.‬‬
‫حضرت معاويه ‪ ‬وقتيكه ازين قضيه باخبر شد‬
‫فرمود‪ :‬اگر من شخصا ً اين فتوى را ميدادم ‪ ،‬آن بهتر مى‬
‫بود نزد من از نيم ِ پادشاهى ام ‪.‬‬
‫ونيز در " مدارج السالكين " یک فـتـواى ديگـرى‬
‫شـبـيـه بـه اين فـتـوى از شـيخ اسـلم ابن تيميه – رحمت‬
‫الله عليه – در ضمن يک قصه آمده است ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -11‬مال بعض ايتام را بزور گرفتم ‪ ،‬وبآن‬
‫تجارت نموده ‪ ،‬وربح وفايده بدست آوردم ‪ ،‬وآن‬
‫مال زياد شده و چند برابر گرديد ‪ ،‬بعد ازان از‬
‫خدا ترسيدم ‪ ،‬وپشيمان شدم ‪ ،‬پس من از گناه‬
‫خود چگونه توبه كنم ؟‬
‫جـ ‪ -11‬علماء را درين مسأله چند قول است ‪ ،‬ميانه ترين‬
‫وعادل ترين آن اقوال اين است كه ‪ :‬سرمایۀ مال اصلى‬
‫را ) يعنى آنقدر مال را كه از ايتام گرفته ( با همراه نيم‬
‫فايده براى ايتام باز میگرداند ‪ ،‬گويا كه با ايشان در فايده‬
‫شریک باشد‪ ،‬بعد از باز گردانيدن اصل مال برايشان ‪.‬‬
‫اين قول روايتى است از امام احمد ‪ ،‬ورأى شيخ اسلم‬
‫ابن تيميه ‪ ،‬وترجيح شاگرد او ابن القيم – رحمت الله‬
‫عليهم اجمعين ‪. -‬‬
‫)‪(1‬‬

‫‪ ((1‬نگاه ‪ " :‬مدارج السالکين " ‪.1/392‬‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫واين چـنين اگر شتر ويا گوسفند چرنده اى را بزور‬
‫بگيرد ‪ ،‬و ازان شتر ويا گوسفند بچه ها بوجود آيد _ درين‬
‫حالت نيز آن شترها وگوسفندها را همراه نيم بچه ها براى‬
‫مالک اصلى اش باز ميگرداند ‪.‬‬
‫واگر آن شترها ويا گوسفندها نزد او بميرد ‪ ،‬قيمت آن‬
‫را با نيم بچه ها باز ميگرداند‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -12‬شخصى در فرودگاه ‪ ،‬شعب ۀ باربرى‬
‫وظيفه دارد ‪ ،‬دربعض اوقات بعض سامانها‬
‫نزد ايشان دير مى ماند ‪ ،‬آن شخص یک » تیپ «‬
‫را ازان سامانها به ربودگی گرفته بوده ‪ ،‬وحـال‬
‫بعـد از چـند سـال تـوبه كرده است ‪ .‬آيا بر او‬
‫لزم است كه خود آن » تيپ « را بازگرداند ؟‪ .‬ويا‬
‫اينکه قيمت آن را ‪ ،‬ويا شبيه بآن یک » تیپ «‬
‫ديگرى را باز گرداند؟ معلوم تان باشد كه در‬
‫بازارها از نوع آن » تيپ « ‪ -‬حال ‪ -‬وجود ندارد ‪.‬‬
‫جـ ‪ -12‬خود آن را باز ميگرداند ‪ ،‬همراه چيزى كه از قيمت‬
‫آن ‪ -‬سبب استعمال نمودن ويا كهنه شدن ‪ -‬كم شده‬
‫است ‪ ،‬وآن را به یک ترتيب مناسبى بازگرداند كه باعث‬
‫ضرر واذيت او نشـود ‪ ،‬واگـر بازگردانيـدن آن ممكن‬
‫نبـاشد ‪ ،‬قيمت آن را از طرف صاحب اصلى اش صدقه‬
‫دهد ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -13‬پيش من مالی بود از ربا )از سود( ‪،‬‬
‫وليكن هم ۀ آن را خرچ كرده ام ‪ ،‬وهیچ چيزى ازان‬
‫نزدم نمانده است‪ .‬وحال من از گناه خود توبه‬
‫كرده ام ‪ ،‬پس چه چيز بر من لزم است؟‬
‫جـ ‪ -13‬بر تو بجز توبه كردن چيزى ديگرى لزم نيست ‪،‬‬
‫پس بسوى الله ‪ ‬رجوع نموده ‪ ،‬توبۀ راست ودرست‬
‫انجام نما‪.‬‬
‫و ربا ) سود خورى ( خيلى گناه بزرگ وخطرناكى‬
‫است ‪ ،‬كه خداى ‪ ‬در قرآن كريم با هيچ يكى از‬
‫گنهگاران اعلن جنگ نكرده مگر با سود خوران ‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫‪ ((1‬ال تعالی ميفرماید ‪ ‬يا أيها الدين آمنوا اتقوا ال و ذروا ما بقي من الربوا إن کنتم مؤمنين * فإن لم تفعلوا فأذنوا‬
‫بحرب من ال و رسوله وإن تبتم فلکم رءوس أموالکم ل تظلمون ول تظلمون‪» ‬سوره بقره آیت‪278 :‬و ‪«279‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬ای کسانيکه ایمان آورده اید از خدا بترسيد ‪ ،‬و ترک کنيد آنچه را که باقی مانده است از مال سود ‪ ،‬اگر‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫وی همه خرچ شده باشد پس حال‬
‫وماداميكه آن مالهاى رِب َ ِ‬
‫بر تو از جهت آن هيچ چيزى لزم نيست ‪.‬‬
‫س ‪ -14‬یک » موتر « را بمال كه بعـض آن حـلل‬
‫وبعـض ديگرش حـرام بـوده خـريدم ‪ ،‬وآن » موتر‬
‫« تا هنوز نزدم ميباشد‪ ،‬حال من چه كنم ؟‬
‫جـ ‪ -14‬هركسى بمالى كه بعض آن حلل وبعضش حرام‬
‫است چيزى بخرد كه او قابل تجزئه نباشد ) يعنى‪ :‬قابل‬
‫تقسيم نيست ( مانند خانه ويا موتر ‪ ،‬پس بايد او باندازۀ‬
‫آن مال حرام از ديگر مالهاى پاكيزۀ خود جدا كرده ‪ ،‬وآن‬
‫را صدقه دهد ‪ ،‬بخاطر پاكيزه ساختن ممتلكات خويش ‪.‬‬
‫واگر آن قسمت از مال حرام حق ديگران باشد ‪ ،‬بر وى‬
‫واجب است كه اندازۀ آن را برايشان باز گرداند ‪ ،‬به‬
‫تفصيلى كه قبل ً ياد نموديم ‪.‬‬
‫س ‪ -15‬مالی كه از طريق تجارت » سيگار «‬
‫) سكريت ( به فايده آمده است ‪ ،‬آن را چطور‬
‫بايد كرد؟ اين چنين اگر آن مال با مالهاى حلل‬
‫يكجا شده باشد ‪ ،‬وآن را نتواند جدا كرد _ چه‬
‫حكم دارد ؟‬
‫جـ ‪ -15‬هركسى كه بـه چيـزهـاى حـرام تجـارت كند ‪،‬‬
‫مـانـند ‪ :‬آلت لهـو ‪ ،‬فيـته هـاى محرم‬
‫)كسيت هاى بيت وساز وسرود ( ‪ ،‬سيگار ‪ ) ،‬وغيره ( در‬
‫حالكه او حكم آن را ميدانسته باشد ‪ ،‬باز توبه كند _ درين‬
‫حالت بايد فايدهاى آن تجارت حرام را در راهاى خير‬
‫صرف سازد ‪ ،‬از براى ذمۀ خود را خلص ساختن ‪ ،‬نه به‬
‫نيت صدقه ؛ زيرا الله تعالى پاكيزه است و بجز چيزهاى‬
‫پاكيزه چيزى ديگرى را نمى پذيرد ‪.‬‬
‫واگر اين مال حرام با مال حلل آميخته شده باشد‬
‫) مختلط شده باشد ( ‪ ،‬مانند دكاندار كه سيگار هم‬
‫ميفروشد ‪ ،‬وديگر سامانهاى مباح هم ميفروشد_ درين‬
‫حالت بايد به اجتهاد خود اندازۀ آن مال حرام را تحديد‬
‫نموده بيرون سازد ‪ ،‬تا برگمان وى غالب گردد كه مال‬
‫حلل خود را ازان كسب حرام پاک ساخته است ‪ ،‬و الله‬
‫تعالى در عوض آن برايش خير بزرگى عطا فرمايد ‪ ،‬واو‬
‫تعالى صاحب كرم وگشايش دهنده است ‪.‬‬
‫حقا هستيد از مومنان‪ .‬پس اگر آن را ترک نمی کنيد باخبر باشيد به جنگی از طرف خدا ورسول او‪ ،‬واگر توبه‬
‫کردید پس برای شما اصل مالهای تان ميباشد – وازان اضافه تر حق ندارید – نه کسی را ظلم کنيد ‪ ،‬ونه بر شما‬
‫ظلم کرده شود }‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫و بطور عموم ‪ :‬هركه نزد خود مالى از كسب حرام‬
‫داشته باشد‪ ،‬وبخواهد كه توبه كند‪:‬‬
‫‪ (1‬اگر در وقت كسب كردن آن مال كافر بوده باشد ‪،‬‬
‫وقت توبه كردن او را به بيرون آوردن آن مال ملزم‬
‫ساخته نمى شود ؛ زيرا وقتيكه صحابه كرام بدين اسلم‬
‫مشرف شدند رسول خدا ‪ ‬آنها را ملزم نساخت كه‬
‫مالهاى حرام را كه پيش خود داشته اند بيرون سازند‪.‬‬
‫‪ (2‬واگر وقت كسب كردن آن مال مسلمان بوده باشد‬
‫‪ ،‬وحرام بودن آن را ميدانسته بود _ پس حتما ً آنچه از مال‬
‫حرام را که بدست آورده بود‪ ،‬وقتيكه توبه مى كند بيرون‬
‫ساخته ) و در راه هاى خير آن را صرف ميسازد ‪ ،‬به‬
‫غرض گردن خود را خلص ساختن ‪ ،‬نه بغرض صدقه‬
‫وخيرات ( ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -16‬شخصى رشوت كار بوده ‪ ،‬سپس الله‬
‫تعالى او را براه استقامت هدايت بخشيده ‪ ،‬حال‬
‫آن شخص در بار ۀ مالهاى كه رشوت گرفته بود‬
‫چه كار كند ؟‬
‫جـ ‪ -16‬اين شخص بر يكى از دو حالت ميباشد ‪:‬‬
‫‪ (1‬يا اينكه رشوت را از كسى گرفته كه او مظلوم‬
‫وصاحب حق بوده ‪ ،‬از مجبورى رشوت داده تا حق خود را‬
‫بدست آورد ؛ زيرا او بجز رشوت دادن راه ديگرى در‬
‫پيش نداشته تا او را بحقش برساند‪ .‬درين حالت بر اين‬
‫شخص كه رشوت گرفته واجب است كه آن مال را براى‬
‫صاحب حق ‪ -‬كه رشوت داده است ‪ -‬باز گرداند ؛ زيرا آن‬
‫مال در حكم مالى است كه بزور گرفته شده باشد ‪ ،‬ونيز‬
‫او را مجبور ساخته آن مال را از او گرفته است ‪.‬‬
‫‪ (2‬ويا اينكه آن رشوت را از شخص ظالمى همانند‬
‫خودش گرفته است ‪ ،‬كه او از طريق رشوت دادن‬
‫ن او نبوده‪ .‬پس مالى را‬
‫چيزهاى را بدست آورده كه از آ ِ‬
‫كه ازين شخص گرفته است باز نمى گرداند ‪ ،‬بلكه بايد آن‬
‫را در راهاى خير مصرف كند ‪ ،‬مثل ً آن را براى فقيران‬
‫بدهد ) بنيت كمک نه بنيت صدقه واجر وثواب( ‪ ،‬واضافه‬
‫برين بايد ازينكه صاحبان حق را از حق شان ‪ -‬سبب‬
‫رشوت گيرى ‪ -‬محروم ساخته توبه كند ‪.‬‬
‫=====‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫س ‪ -17‬كارهاى حرام ونا درست را انجام داده ‪،‬‬
‫ودر مقابل آن اموالى گرفته بودم‪ ،‬وحال كه من‬
‫توبه نمودم آيا بر من لزم است كه آن اموال را‬
‫براى كسانيكه بمن در مقابل آن كارها داده بودند‬
‫بازگردانم ؟‬
‫جـ ‪ -17‬شخصى كه در امور محرمه ) كارهاى نا روا ( كار‬
‫ميكند ‪ ،‬ويا براى مردم خدمتهاى ناروا تقديم نموده ‪،‬‬
‫وازيشان مقابل آن كارها وخدمتها چيزى ميگيرد _ اين‬
‫شخص اگر توبه كند وچيزى ازين مال حرام نزد او باقى‬
‫مانده باشد بايد خود را ازان مال حرام پاک سازد ) در‬
‫راهاى خير آن را صرف سازد ( ‪ ،‬وآن را براى كسانيكه‬
‫برايش داده بودند باز نگرداند ‪.‬‬
‫پس زن زناكار كه در مقابل زنا مالى را گرفته بوده ‪،‬‬
‫وقتيكه توبه ميكند آن مال را براى شخص زانى باز نمى‬
‫گرداند‪ .‬ومغنى وغزل خانى كه در مقابل غزل خانى اش‬
‫مالى گرفته بوده ‪ ،‬وقتيكه توبه ميكند آن مال را براى‬
‫كسانيكه برايش داده بودند باز نميگرداند‪ .‬وشراب فروش‬
‫ويا مخدرات ) چرس وترياک وغيره ( فروش وقتيكه توبه‬
‫ميكند قيمت آن را براى كسانيكه خريده بودند باز‬
‫نمیگرداند‪ .‬وكسى كه به دروغ شاهدى داده ‪ ،‬ودر مقابل‬
‫آن مالى گرفته است ‪ ،‬وقتيكه توبه ميكند آن مال را براى‬
‫كسانيكه از شهادت دروغ او استفاده كرده اند باز‬
‫نميگرداند‪ .‬وديگر امور نيز بهمين قياس ميباشد ‪.‬‬
‫اين گـونـه امـوال براى صاحبـانش بازگردانيده نمى‬
‫شود ؛ زيرا اگر آن را برايشان بازگرداند _ برايشان دو‬
‫چيز جمع ميگردد ‪ :‬كار حرام ‪ ،‬وعوض حرام ‪ ،‬وباين كار‬
‫آنها را بر معصيت خداوند ‪ ‬كمک ميكند‪.‬‬
‫ازين نگاه او را همين قدر كافى است كه خود را ازان‬
‫مال خلص سازد ‪.‬‬
‫اين قول اختيار شيخ اسلم ابن تيميه وشاگرد او ابن‬
‫القيم ‪ -‬رحمت الله عليهما ‪ -‬است‪ ،‬چنانچه در " مدارج‬
‫السالكين " ‪ . 1/390‬آمده است ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -18‬یک چيزى مرا به تشويش انداخته ‪،‬‬
‫وباعث نا آرامى وبى خوابى من گرديده است‪،‬‬
‫آن چيز عبارت ازينكه من در فاحش ۀ زنا با يک‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫زنى واقع شدم ‪ ،‬پس حال چگونه بايد توبه كنم؟‬
‫آيا براى من جايز است كه آن زن را به نكاح‬
‫بگيرم ‪ ،‬تا اين قضيه را ستر كنم؟‬
‫وشخص ديگرى مى پرسد كه او در يكى از‬
‫دولت هاى خارج در فاحش ۀ زنا با يک زنى واقع‬
‫شده ‪ ،‬وآن زن از او حامله دار شده است ‪ .‬آيا‬
‫اين كودک پسر او ميباشد؟ وآيا بر او واجب است‬
‫كه نفق ۀ آن كودک را برايش بفرستد؟‬
‫جـ ‪ -18‬در مورد امور متعلقه به فواحش پرسش هاى‬
‫مردم زياد شده است ‪ ،‬به اندازه اى كه برهمۀ مسلمانان‬
‫لزم گرديده كه در بارۀ وضع واحوال خويش اعادۀ نظر‬
‫كنند ‪ ،‬واحوال خود را مطابق بر هدى قرآن كريم وسنت‬
‫پيغامبر ‪ ‬اصلح ودرست کنند ‪ ،‬خصوصا ً در مسايل چشم‬
‫پوشى ) از ديدن حرام ( ‪ ،‬وحرام بودن خلوت ) با زنى‬
‫بيگانه تنها يكجا شدن ( ‪ ،‬ونا جايز بودن مصافحت زنى‬
‫اجنبى ) يعنى ‪ :‬دست دادن بزنى بيگانه در هنگام سلم‬
‫دادن ( ‪ ،‬وبحجاب شرعى كامل ملتزم بودن ‪ ،‬وخطورت‬
‫يكجا نشست وبرخاست كردن زنان با مردان ‪ ،‬وبه‬
‫كشورهاى كافر سفر كردن ‪ ،‬وبه خانه اى مسلمانى‪،‬‬
‫وخاندان مسلمان اهتمام دادن ‪ ،‬و زودتر عروسى كردن ‪،‬‬
‫وسختيهاى آن را آسان ساختن‪.‬‬
‫اما در بارۀ جواب سوال ‪ ،‬پس ميگوئيم كه ‪ :‬هر كه‬
‫فعل فاحشه انجام ميدهد او از يكى از دو حالت خالى‬
‫نمى باشد ‪:‬‬
‫‪ (1‬يا اينكه آن زن را مجبور ساخته و بزور زنا كرده‬
‫است ‪ ،‬پس درين حالت بر او لزم است كه براى آن زن ‪-‬‬
‫در عوض ضرريكه به وى رسانيده ‪ -‬مهر همانندش را بدهد‬
‫‪ ،‬همراه توبۀ راست ودرست خالصا ً لله انجام دادن ‪ ،‬واگر‬
‫قضيه به پيش حاكم مسلمانان ويا نايب وى همچون‬
‫قاضى محكمه رسيده باشد بر او حد شرعى تطبيق‬
‫ميشود ‪.‬‬
‫‪ (2‬و اگر او را برضايت خودش زنا كرده باشد ‪ ،‬پس‬
‫بر وى هيچ چيزى بجز توبه لزم نيست ‪ ،‬وكودک در هردو‬
‫حالت بآن مرد الحاق كرده ) نسبت داده ( نمى شود ‪،‬‬
‫ونفقۀ او هم بر وى واجب نمى باشد ؛ زيرا آن كودک از‬
‫)‪(1‬‬

‫‪ ((1‬نگاه ‪" :‬مدارج السالکين "‪. 1/336‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫طريق زنا بوجود آمده است ‪ ،‬واين گونه كودک را به‬
‫مادرش نسبت داده مى شود ‪ ،‬وجايز نيست كه او را به‬
‫زانى نسبت داده شود‪.‬‬
‫ومرد زانى چون توبه نمايد برايش جايز نيست كه زن‬
‫زانيه را به نكاح خود بگيرد ؛ تا قضيه را ستر كند ‪ ،‬خداى‬
‫تعالى ميفرمايد ‪  :‬الزاني ل ينكح إل زانية أو‬
‫مشركة ‪ ،‬والزانية‬
‫ل ينكحها إل زان أو مشرك وحرم ذلك على‬
‫المؤمنين ‪ » ‬سورۀ نور آيت‪« 3 :‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬مرد ِ زنا كار نكاح نميكند مگر زنى زنا كار ويا‬
‫ن زنا كار را بنكاح نمى گيرد مگر مردِ زنا‬
‫مشرک را‪ ،‬وز ِ‬
‫كار ويا مشرک ‪ ،‬واين كار بر مومنان حرام شده است}‪.‬‬
‫و زن كه از طريق زنا حامله دار است بر او عقد نكاح‬
‫بستن جايز نيست ‪ ،‬هر چند كه آن كودک از جهت خود آن‬
‫مرد باشد‪ .‬همچنان بر زن كه حامله بودن ويا نابودن او‬
‫معلوم نباشد عقد نكاح بستن روا نيست ‪.‬‬
‫ولى اگر هريک مرد زانى وزن زانيه توبۀ راست‬
‫ودرست انجام دهند ‪ ،‬وثابت گردد كه آن زن در رحم خود‬
‫چيزى ندارد _ درين حالت جايز است كه باهم ازدواج كنند‬
‫‪ ،‬وزندگانى نو بطوريكه الله تعالى دوست دارد آغاز نمايند‬
‫‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -19‬من در فاحش ۀ زنا – والعياذ بالله – واقع‬
‫شدم ‪ ،‬وزنى را كه با وى زنا كرده بودم بعدا ً به‬
‫نكاح خود دراوردم ‪ ،‬وازين واقعه چند سال ها‬
‫گذشته است‪ ،‬وهريک از ما از صدق دل توبه‬
‫نموده است ‪ ،‬پس حال بر ما چه چيز واجب‬
‫است ؟‬
‫جـ ‪ -19‬ماداميكه از هر دو طرف توبۀ درست صورت‬
‫گرفته باشد ‪ ،‬بايد عقد نكاح را از سر به شرطهاى شرعى‬
‫اش بسته كرده شود ‪ ،‬كه در حضور سرپرست زن و دو‬
‫شاهد صورت بگيرد ‪ ،‬ولزم نيست كه اين كار در محكمه‬
‫انجام گيرد ‪ ،‬بلكه اگر در خانه انجام گيرد كفايت ميكند‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -20‬زنى مى پرسد وميگويد كه او يک مردى‬
‫نيكوكار را ازدواج نموده ‪ ،‬وپيش از عقد زواج‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫بعض كارهايى كه خلف رضاى خداوند بـوده‬
‫انجـام داده است ‪ ،‬وحـال وجـدانش او را ملمت‬
‫ميكند ‪ ،‬ومى پرسد كه آيا بر وى لزم است كه‬
‫شوهرش را بآنچه پيش از ازدواج انجام ميداده‬
‫خبر دهد ؟‬
‫جـ ‪ -20‬بر هيچ يكى از زن وشوهر واجب نيست كه همسر‬
‫خود را بآنچه از بديهاى كه پيش از ازدواج انجام ميداده‬
‫خبر دهد ‪ ،‬وبايد كسى كه به چيزى ازين بديها مبتل مى‬
‫شود خود را به پردۀ خداوند‪ ‬پرده كند ‪ ،‬وبراى وى توبۀ‬
‫درست انجام دادن كفايت ميكند ‪ ) ،‬ولزم نيست كه عيب‬
‫هاى خود را براى يكديگر بيان كنند (‪ .‬ولى اگر مردى زنى‬
‫را دختر گفته بگيرد ‪ ،‬وبعد از يكجا شدن باوى برايش ثابت‬
‫گردد كه او دختر نبوده ‪ ،‬بسبب فاحشه كارى كه او قبل ً‬
‫مرتكب شده بوده ‪ ،‬درين حالت آن مرد حق دارد كه‬
‫مهرى را كه براى آن زن داده بوده ‪ ،‬واپس كند‪ ،‬وخود را‬
‫از آن زن جدا سازد ‪ ،‬واگر ديد كه او از گناه خود توبه‬
‫نموده ‪ ،‬پس او را ستر كرد ‪ ،‬ودر نكاح خود گذاشتش ‪،‬‬
‫برايش از جانب خداوند‪ ‬اجر وثواب ميباشد‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -21‬بر كسى كه ميخواهد از فاحش ۀ لواطت‬
‫توبه كند چه چيز واجب است؟‬
‫جـ ‪ -21‬بر كسى كه اين كار را كرده ‪ ،‬ويا كسى كه در حق‬
‫او اين كار شده است واجب است كه بسوى الله ‪‬‬
‫رجوع نموده ‪ ،‬وتوبۀ بزرگى انجام دهد؛ زيرا هيچ قومى را‬
‫دانسته نشده كه خداوند ‪ ‬به مانند قوم لوط بر آنها‬
‫انواعى از عذاب را نازل كرده باشد ‪ ،‬بخاطر شناعت‬
‫وبدى جريمه اى كه آنها مرتكب شده بودند‪.‬‬
‫قوم لوط را خداوند ‪ ‬بعذابهاى ذيل هلك‬
‫ساخت ‪:‬‬
‫‪ -1‬چشمهاى ايشان را باز گرفت ‪ ،‬وايشان كور شده ‪،‬‬
‫وهرسو هرسو خود را ميزدند ‪ ،‬چنانچه الله تعالى‬
‫ميفرمايد ‪ ‬فطمسنا أعينهم ‪‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬پس محو كرديم چشمهاى ايشان را }‪.‬‬
‫‪ -2‬بر ايشان آواز سخت ونعرۀ بد را فرستاد‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫‪ -3‬شهرهاى ايشان را ) بآسمان بال برده ( روى دیگر‬
‫گردانيد‪ .‬يعنى بالى آن را زير وزير آن را بال گردانيد‪ ) ،‬و‬
‫بر زمين زدشان ( ‪.‬‬
‫‪ -4‬بر بالى ايشان سنگهايى از گل پخته پـياپی بارانيد ‪،‬‬
‫وبه اين وسيله همۀ ايشان را از بيخ وريشه هلک ساخت ‪.‬‬
‫ازين نگاه حد ّى كه بر مرتكب اين فاحشه تطبيق مى‬
‫شود ) يعنى‪ :‬عقوبت شرعى او ( قتل است ‪ ،‬برابر است‬
‫كه او محصن باشد ويا غير محصن‪.‬‬
‫چنانچه رسول الله ‪ ‬فرمودند ‪ " :‬من وجدتموه‬
‫يعمل عمل قوم لوط فاقتلوا الفاعل والمفعول‬
‫به "‪ .‬ترجمه ‪ {:‬هركه را در حال انجام دادن عمل قوم‬
‫لوط دريافتيد‪ ،‬پس هريک فاعل ومفعول به را قتل كنيد‬
‫}‪.‬‬
‫س ‪ -22‬از گناهان خود توبه نموده ‪ ،‬وبسوى‬
‫خداوند ‪ ‬رجوع كرده ام ‪ ،‬ولى نزد خود بعض‬
‫چيزهاى حرام دارم ‪ ،‬مثل ‪ :‬آلتهاى ساز وسرود ‪،‬‬
‫وفيته هاى بيت ‪ ،‬وفيلمهاى فيديو‪ .‬آيا براى من‬
‫جايز است كه آن چيزها را بفروشم؟ خصوصا ً‬
‫قيمت آنها خيلى پول زياد ميشود‪.‬‬
‫جـ ‪ -22‬چيزهاى محّرم را فروختن جايز نيست ‪ ،‬وقيمت‬
‫فروخت آن حرام است‪ .‬جناب پيغامبر خدا ‪ ‬فرموده‬
‫است ‪ " :‬إن الله إذا حرم شيئا ً حّرم ثمنه"‪.‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬هر گاه خداوند ‪ ‬چيزى را حرام سازد ‪ ،‬قيمت‬
‫آن را نيز حرام ساخته است }‪.‬‬
‫وهرچه را ميدانى كه غير تو آن را در چيزى حرام‬
‫استعمال ميكند‪ ،‬براى تو جايز نيست كه آن چيز را براى‬
‫آنكس بفروشى ‪ ،‬زيرا الله تعالى ازين كار نهى نموده ‪،‬‬
‫وفرموده است ‪  :‬ول تعاونوا على الثم والعدوان‬
‫‪ » ‬سورۀ مائده آيت ‪ « 2:‬ترجمه ‪ {:‬در بارۀ گناه وستمگارى با‬
‫يكديگر كمک وهمكارى نكنيد }‪ .‬وهر قدر از مال دنيا را‬
‫باخت دهى باكى ندارد؛ زيرا آنچه برايت نزد خداوند ‪ ‬در‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫)‪(3‬‬

‫)‪(4‬‬

‫‪ ((1‬محصن ‪ :‬مرد زن دار ‪ .‬غير محصن ‪ :‬مرد بی زن ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫‪ ((2‬روایت امام ابو داود وامام ترمذی وامام ابن ماجه – رحمهم ال – ‪ ،‬والبانی – رحمه ال – او را صحيح گفته‬
‫است ‪ .‬نگاه ‪ ":‬إرواء الغليل " رقم )‪. (2350‬‬
‫‪ ((3‬فاعل ‪ :‬کسی که آن کار را در حق دیگری ميکند ‪ .‬مفعول به ‪ :‬کسی که در حق وی آن کار می شود ‪ ».‬مترجم «‪.‬‬
‫‪ ((4‬روایت امام ابو داود – رحمه ال – وحدیث صحيح است ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫عوض آن ميباشد بهتر وبادوام تر است ‪ ،‬واو تعالى به‬
‫فضل ومنت وكرم خويش ترا عوض آن را ميدهد ‪.‬‬
‫=====‬
‫س ‪ -23‬من يک انسان گمراه بودم ‪ ،‬كه افكار‬
‫علمانى را نشر مى نمودم ‪ ،‬وقصه ها‬
‫وگفتارهاى الحادى را مى نوشتم ‪ ،‬وشعر خود‬
‫را در نشر نمودن اباحيت وفسق وفساد استخدام‬
‫مى نمودم ‪ ،‬خداى ‪ ‬مرا به رحمت خود درک‬
‫نمود ‪ ،‬پس مرا از تاريكيها به روشنى كشيد ‪،‬‬
‫وبرايم هدايت بخشيد‪ .‬پس من چطور توبه كنم ؟‬
‫جـ ‪ -23‬بخدا كه اينست نعمت بزرگ ومنت كلن ‪ ،‬نعمت‬
‫هدايت ‪ ،‬پس خداوند ‪ ‬را بر اين نعمت شكر بگو ‪،‬‬
‫وسپاس گذار ‪ ،‬و از او تعالى پابندى بر دين ‪ ،‬وزيادتر از‬
‫فضلش بخواه ‪.‬‬
‫كسى كه زبان وقلم خود را در جنگ برعليه اسلم ‪،‬‬
‫ونشر عقايد منحرفه ‪ ،‬ويا بدعتهاى گمراه كننده ‪ ،‬وفسق‬
‫وفجور استعمال مى نمود ‪ ،‬بر وى كارهاى ذيل واجب‬
‫است‪:‬‬
‫اول ‪ :‬توبۀ خود را از همۀ آن خطاها اعلن كند ‪ ،‬وبه هر‬
‫وسيله و راه كه ميتواند براى همۀ مردم باز گشت خود را‬
‫ازان غلطيها آشكارا سازد؛ تا در بارۀ كسانى كه ايشان را‬
‫گمراه ساخته است عذر كرده شود ‪ ،‬وباطل را كه او بر‬
‫آن بوده بيان نمايد‪ ،‬تا كسى كه قبل ً بآن تأثير يافته است‬
‫فريب نخورد ‪ ،‬وآن شبه هاى را كه ميان مردم نشر كرده‬
‫بود‪ ،‬وآن خطاهاى كه دران واقع شده بود‪ ،‬همۀ آن را‬
‫جستجو وپی جويى نموده ‪ ،‬وهريک ازان را جواب گفته رد‬
‫كند‪ ،‬واز چيزى كه گفته بود اعلن بيزارى كند‪.‬‬
‫واين امور را بيان كردن یک واجبى از واجبات توبه‬
‫است ‪ ،‬خداى تعالى ميفرمايد‪ :‬إل الذين تابوا‬
‫وأصلحوا وبينوا فأولئك أتوب عليهم وأنا التواب‬
‫الرحيم »سورۀ بقره آيت‪«160 :‬‬
‫‪‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬مگر كسانيكه توبه كردند‪ ،‬وكارهاى تباه شده‬
‫اى خويش را اصلح نمودند‪ ،‬وچيزى را كه پنهان كرده‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪( 2‬‬

‫‪((1‬‬
‫‪((2‬‬

‫علمانی ‪ :‬زندگانی دور از دین ‪ ،‬جدائی کامل ميان دین وزندگانی ‪ ،‬علقه نداشتن دین بزندگانی ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬
‫الحادی ‪ :‬کافری ‪ ،‬بی دینی ‪ » .‬مترجم « ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫بودند بيان نمودند‪ ،‬پس توبۀ ايشان را مى پذيرم ‪ ،‬ومنم‬
‫توبه پذيرندۀ‬
‫مهران }‪.‬‬
‫دوم ‪ :‬قلم وزبان خود را در نشر دين اسلم مسخر سازد‬
‫‪ ،‬وهمه طاقت وقدرت خود را در نصرت دادن دين خدا ‪،‬‬
‫ن حق براى مردم ‪ ،‬ودعوت نمودن ديگران‬
‫وتعليم داد ِ‬
‫بسوى آن حق _ موظف سازد‪.‬‬
‫سوم ‪ :‬بايد طاقت وتوانائى خود را در رد كردن بر‬
‫دشمنان خدا ‪ ،‬ورسوا ساختن آنها ‪ ،‬وآشكار نمودن نقشه‬
‫ها و انديشه هاى آنها استخدام نمايد ‪ -‬چنانكه پيش ازين‬
‫آنها را يارى ميداد ‪ ، -‬ودعواهاى غلط دشمنان اسلم را‬
‫نيست ونابود سازد ‪ ،‬و شمشيرى باشد براى اهل حق ضد‬
‫اهل باطل ‪.‬‬
‫وهمچنان هر كسى را كه ‪ -‬اگر چه در مجلس خاص به‬
‫تنهائى ‪ -‬به چيزى از كارهاى حرام ونا جايز قناعت داده‬
‫باشد‪ ،‬مثل ‪ :‬جايز بودن سود خورى ‪ ،‬وآنكه او فايدهاى‬
‫مباح و روا است ‪ ،‬پس بر وى لزم است كه چنان كه‬
‫آنكس را گمراه ساخته بود ‪ ،‬برايش حق را بيان كند؛ تا‬
‫اين عمل‪ ،‬گناهان وى را پاک سازد‪ ،‬وخداوند خودش‬
‫هدايت دهنده است‪.‬‬

‫خـــاتمــه‬
‫اى بندۀ خدا ‪ !..‬الله ‪ ‬دروازۀ توبه را گشوده است ‪،‬‬
‫پس آيا داخل نميشوى ؟!‬
‫در حديث شريف آمده است كه " إن للتوبة بابا ً‬
‫عرض ما بين مصراعيه ما بين المشرق والمغرب‬
‫)وفي رواية ‪ :‬عرضه مسيرة سبعين عامًا( ل‬
‫يغلق حتى تطلع الشمس من مغربها "‬
‫)‪(1‬‬

‫‪ ((1‬روایت امام طبرانی ‪ -‬رحمه ال ‪ -‬در " المعجم الکبير " نگاه ‪ " :‬صحيح الجامع " رقم ‪.2177 :‬‬

‫‪4‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫ترجمه ‪ {:‬براى توبه دروازه اى است كه بردارى ميان‬
‫هر دو لنگۀ او اندازۀ ما بين مشرق ومغرب است ) ودر‬
‫روايت ديگرى آمده كه ‪ :‬بردارى او اندازۀ هفتاد سال راه‬
‫است ( آن دروازه بسته نمى شود تا وقتيكه آفتاب از‬
‫مغرب ببرايد }‪.‬‬
‫وخداوند‪ ‬به بندگانش خطاب كرده است كه ‪ " :‬يا‬
‫عبادي ‪ ..‬إنكم تخطئون بالليل والنهار‪ ،‬وأنا أغفر‬
‫الذنوب جميعًا‪ ،‬فاستغفروني أغفر لكم "‪.‬‬
‫ترجمه ‪ {:‬اى بندگانم ‪ ..‬شما شب و روز گناه ميكنيد‬
‫‪ ،‬ومن همه گناهان را مى آمرزم‪ ،‬پس شما از من آمرزش‬
‫خواهيد من شما را مى آمرزم }‪.‬‬
‫پس آيا آمرزش نميخواهى ؟!‬
‫و خـداونـد دست مبـارک خـود را در شب ميكـشـايـد‬
‫تـا گنهگار روز توبه كند ‪ ،‬و در روز ميكشايد تا گنهگار شب‬
‫توبه كند‪ ،‬وخداوند ‪ ‬عذر خواهى را دوست دارد ‪ ،‬پس‬
‫آيا بدرگاه او پيش نمى شوى ؟!‬
‫چه خوب سخنى است سخن بندۀ توبه گذار ‪ ،‬چون‬
‫ميگويد ‪:‬‬
‫خدايا‪ ..‬ترا بعزتت وخواريم سوال دارم كه مرا رحم‬
‫نمائى ‪ ،‬ترا به توانائى ات وكمزوريم سوال دارم ‪ ،‬ترا به‬
‫بى نيازيت از من ومحتاجيم بتو سوال دارم ‪ ،‬اينک پيشانى‬
‫دروغگو وخطا كارم را پيش دو دستت گذاشته ام ‪،‬‬
‫بندگانت بجز من بسيار اند‪ ،‬ولى من بجز تو ديگر‬
‫پروردگارى ندارم ‪ ،‬از قهر وغضبت به هيچ جائى پناه برده‬
‫ويا نجات طلبيده نمى شود مگر بسوى خودت ‪ ،‬مى‬
‫پرسم ترا پرسيدن بندۀ بيچاره ‪ ،‬وزارى ميكنم ترا زارى‬
‫كردن بندۀ سرخم شده اى خوار گرديده ‪ ،‬ودعا ميكنم ترا‬
‫دعا كردن بندۀ ترسنده اى ضرر رسيده ‪ ،‬پرسيدن كسى‬
‫كه از براى تو گردنش خم شده ‪ ،‬واز براى تو بينى اش‬
‫خاک آلود شده ‪ ،‬واز براى تو چشمانش اشک ريزان‬
‫شده ‪ ،‬واز براى تو دلش ذليل گرديده است ‪.‬‬
‫قص ۀ ذيل را تأمل نما ‪ ،‬ودللت آن را در بار ۀ‬
‫توبه انديشه كن ‪:‬‬
‫آمده است كه يكى از نيكوكاران در بعض راه ها مى‬
‫گذريده ‪ ،‬ناگهان دروازه اى را ديد كه باز شده ‪ ،‬وازان يک‬
‫)‪(1‬‬

‫‪ ((1‬روایت امام مسلم ‪ -‬رحمت ال عليه – در صحيح خود کتاب البر والصلة باب تحریم الظلم شماره حدیث )‪(6517‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫كـودک فرياد زده وگريان كرده بيرون مى شود ‪ ،‬و در پی‬
‫وى مادرش او را پيش كرده ‪ ،‬واز خانه بيرونش ميكند ‪،‬‬
‫ودروازه را در روى او بند كرده ‪ ،‬و به خانه داخل مى شود‬
‫‪.‬‬
‫سپس آن كودک تا يک اندازه راه رفته ‪ ،‬ودور ناشده‬
‫در جاى خود ايستاد شد ‪ ،‬وهرچه فكر كرد وسنجيد بجز‬
‫خانه اى كه او را ازان بيرون كرده شده ديگر جاى‬
‫آرامگاه نيافت ‪ ،‬وبجز مادر خود ديگر جاى دهنده پيدا نكرد‬
‫‪ ،‬پس دل شكسته وغمگين به خانۀ خود باز گشت ‪ ،‬وقتيكه‬
‫بنزد خانه رسيد دروازه را ديد كه بند است ‪ ،‬پس بر آن‬
‫دروازه تكيه نموده ‪ ،‬و رخسار خود را بر آستانۀ دروازه‬
‫گذاريده ‪ ،‬واشكهايش بر رويش روان بوده‬
‫خواب كرد ‪.‬‬
‫بعد از مدتى مادرش دروازه را باز كرده بيرون شد‪،‬‬
‫وهنگاميكه پسرک خود را به اين حالت ديد برداشت كرده‬
‫نتوانست ‪ ،‬وخود را بر وى انداخت ‪ ،‬و او را در آغوش خود‬
‫گرفته بوسه كرده گريان ميكرد ‪ ،‬وميگفت ‪ :‬اى پسرک‬
‫من ‪ ..‬از پيش من كجا رفتى؟ ترا بجز من كى جاى خواهد‬
‫داد؟ ترا نگفته بودم كه مرا نافرمانى نكن؟! و باعث‬
‫عقوبت من مشو؟! بر خلف خوى وعادت كه مرا خداوند‬
‫بر آن آفريده است از نگاه رحمت وشفقت بر تو!‪ .‬سپس‬
‫پسرک خود را گرفته داخل خانه شد‪.‬‬
‫ه‬
‫لل‬
‫"‬
‫‪:‬‬
‫ميفرمايد‬
‫وليكن ‪ -‬بدان كه ‪ -‬رسول خدا ‪‬‬
‫ُ‬
‫أرحم بعباده من هذه بولدها "‪ .‬ترجمه ‪ { :‬خداوند‬
‫مهربان تر است به بندگانش ازين مادر به پسرش }‪.‬‬
‫وموقع رحمت ومهربانى مادر از رحمت ومهربانى‬
‫خداوند جليل كه همه چيز را احاطه كرده است كجا‬
‫ميباشد؟!‬
‫وخداوند ‪ ‬به توبه بنده اش ‪ -‬چون توبه كند ‪ -‬شادمان‬
‫مى شود ‪ ،‬وما هرگز از خير وخوبى خداوند كه شادمان‬
‫مى شود محروم نمى مانيم ‪.‬‬
‫در حديث شريف آمده است كه ‪ :‬خداوند ‪ ‬به توبۀ‬
‫بنده اش چون توبه كند شادمان تر ميباشد از شخصى كه‬
‫در بيابانى سفر كرده است ‪ ،‬ودر یک جاى ازان بيابان‬
‫)‪(1‬‬

‫‪ ((1‬روایت امام مسلم ‪ -‬رحمت ال عليه ‪ . -‬مترجم ميگوید ‪ :‬حدیث مذکور را امام بخارى به شماره )‪ (5999‬وامام‬
‫مسلم در صحيح خود كتاب التوبة باب‪ :‬في سعة رحمة ال تعالى به شماره )‪ (6912‬روایت كرده اند ‪.‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫پائين شده ‪ ،‬كه آنجا هر كه بماند هلک خواهد شد ‪،‬‬
‫وهمراه خود شترى داشته كه سرِ آن شتر خوراک ‪ ،‬وآب‬
‫آشاميدن خود را بار كرده بوده ‪ ،‬و زير سایۀ یک درختى‬
‫رفته ‪ ،‬وآنجا سر خود را مانده ‪ ،‬و اندكى خواب كرد ‪،‬‬
‫ووقتيكه از خواب بيدار شد ديد كه شترش وجود ندارد ‪،‬‬
‫پس او را هر سو جستجو نمود ‪ ،‬بر يک بلندى بال شده ‪،‬‬
‫وهر سو نگاه كرد ولى چيزى نديد ‪ ،‬ازان بلندى پائين شده‬
‫بر بلندى ديگرى بال شد ‪ ،‬باز هم چيزى نديد‪ ،‬تا كه گرمى‬
‫وتشنگی بر وى غلبه نمود‪ ،‬آنگاه گفت ‪ :‬پس بجاى خود‬
‫زير آن درخت بازگرديده ‪ ،‬وآنجا تا مرگم رسيدن خواب‬
‫ميكنم ‪ .‬سپس از شتر خود نا اميد شده‪ ،‬زير آن درخت‬
‫رفته ‪ ،‬ودر سایۀ آن خواب نمود ‪ ،‬در اثنائيكه او اين حالت‬
‫را بسر ميبرد ‪ ،‬سرخود را بلند كرد كه نا گهان شترش‬
‫بالى سرش ايستاد است ‪ ،‬و ريسمان خود را كش دارد ‪،‬‬
‫وبر پشت او طعام وشرابش بار است ‪ ،‬پس از ريسمان‬
‫او گرفته ) و از خوشى زياد غلط كرده گفت ‪ :‬خدايا ‪ ..‬تو‬
‫بندۀ من ‪ ،‬ومن پروردگار تو هستم ( ‪ ،‬خداى ‪ ‬به توبۀ بندۀ‬
‫مومن ازين شخص به بار وشتر خود زيادتر شادمان مى‬
‫باشد ‪.‬‬
‫بدان ‪ -‬برادرم ‪ -‬كه گناه براى بندۀ توبه گذارِ صادق‬
‫ذلت و فروتنى را پيش روى پروردگارش مى بخشد ‪ ،‬وآه‬
‫ونالۀ توبه گذاران نزد پروردگار جهانيان محبوب است‪.‬‬
‫وبندۀ مومن هميشه گناهان خود را پيش روى خود ميگذارد‬
‫‪ ،‬پس گناهان او برايش شكستگی وپشيمانى را جلب مى‬
‫نمايد ‪ ،‬پس از پی آن گناه طاعتها وخوبيهاى فراوانى‬
‫انجام ميدهد‪ ،‬انداز ۀ كه شيطان شايد بگويد ‪ :‬اى‬
‫كاش او را درين گناه واقع نمى كردم ‪.‬‬
‫ازين نگاه حـالت بعـض تـوبه گذاران بـعد از گـناه‬
‫وتـوبه كردن از آن‪ ،‬شـايد بهتر ونيكوتر‬
‫باشد از حالت ايشان پيش از گناه ‪ ،‬هركه به اندازۀ توبه‬
‫اش‪.‬‬
‫وهرگز الله تعالى بـنـدۀ خـود را كـه بسـوى‬
‫پروردگارش روى گردانيده ‪ ،‬وتوبه كرده باز مى آيد نا اميد‬
‫نمى سازد‪.‬‬
‫)‪(1‬‬

‫)‪(2‬‬

‫‪ ((1‬عبارت که در ميان دو قوس است از اضافات مترجم ميباشد ‪ ،‬بنا بر روایات که در زمينه ثابت شده است ‪.‬‬
‫‪ ((2‬الفاظ این حدیث را از چندین روایتهای صحيحه جمع نمودم ‪ .‬نگاه ‪ " :‬ترتيب صحيح الجامع" ‪.4/368‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

‫اگر ‪ -‬بطور مثال ‪ -‬یک پسر در سايۀ پدرش زندگی‬
‫ميكرده باشد ‪ ،‬كه او را از خوبترين طعام وشراب غذا‬
‫ميداده باشد ‪ ،‬واز بهترين لباسها مى پوشانده باشد‪،‬‬
‫وبهترين تربيه ميكرده باشد‪ ،‬ونفقۀ او را ميداده باشد‪،‬‬
‫وتمام مصالح او را شخصا ً بجا ميكرده باشد‪.‬‬
‫پس روزى او را پدرش از براى حاجتى بكدام جا‬
‫فرستاد ‪ ،‬ودر راه یک دشمن با او روى بروى شده ‪ ،‬واو را‬
‫اسير گرفته ‪ ،‬ودستهاى او را پشت سرش سخت بسته‬
‫كرده ‪ ،‬وبكشور دشمنان برد‪ .‬وبا او برخلف معامله اى كه‬
‫پدرش با او ميكرد معامله نمود ‪ ،‬پس هر گاه كه تربيت‬
‫واحسان پدرش را ياد ميكرد در هر بار در دل او دردهاى‬
‫حسرت بجــوش مـيـآمـد‪ ،‬و نـوش ونـعـمت وزنـدگـانى‬
‫خـوبى را كه پيـش ازين بـسر مى بـرد در يـاد مى آورد‪.‬‬
‫و در هنگاميكه او در اسيرى دشمن بوده ‪ ،‬كه او را‬
‫سخت عذاب ميداد ‪ ،‬وميخواست كه او را در اخير بكشد _‬
‫درين اثنا يكبار چشم او بسوى شهر پدرش افتاد‪ ،‬وناگهان‬
‫پدر خود را در نزديكى خود ديد‪ ،‬دويده دويده بسوى‬
‫پدرش رفته‪ ،‬وخود را بالى پدرش انداخت ‪ ،‬وپيش روى او‬
‫افتاده ‪ ،‬داد وناله كرده ميگفت ‪ :‬پدر جانم ‪ !..‬پدر جانم‬
‫‪ !..‬پدر جانم ‪ !..‬بسوى پسرت بنگر ‪ ،‬ببين او در‬
‫چه حال است؟!‬
‫اشكها بر رخسارش ريخته ‪ ،‬و دست به گردن پدرش‬
‫انداخته ‪ ،‬واو را بآغوش خود ميكشد‪ .‬ودشمن او در‬
‫جستجويش دوان دوان آمده روان است ‪ ،‬تا بالى سر او‬
‫رسيده ايستاد شد‪ ،‬در حالى كه او پدر خود را بغل كرده ‪،‬‬
‫واو را سخت قايم گرفته است‪.‬‬
‫آيا گفته ميتوانى كه اين پدر پسرک خود را درين حالت‬
‫براى دشمنش تسليم ميكند؟ واو را ميگذارد كه هرچه‬
‫خواهد با پسرش بكند؟‬
‫پس چه گمان است بآن ذاتيكه او به بندۀ خود رحيم تر‬
‫است ازين پدر به پسرش ‪ ،‬واز مادر به بچه اش ؟ وقتيكه‬
‫بنده بسوى او فرار كند ‪ ،‬واز دشمن خود به او پناه ببرد ‪،‬‬
‫ونفس خود را پيش دروازۀ او باندازد‪ ،‬ورخسار خود را در‬
‫خاک بارگاه او بمالد ‪ ،‬وپيش دو دست او گريان كند‪،‬‬
‫وبگويد‪ :‬اى بار خدايا ‪ ..‬رحم كن مر كسى را كه بجز تو‪،‬‬
‫او را ديگر رحم كننده اى نيست ‪ ،‬و او را بجز خودت ديگر‬
‫يارى دهنده اى نيست ‪ ،‬و او را بجز خودت ديگر جاى‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫وليکن ‪!!...‬‬

‫‪4‬‬

‫دهنده اى نيست ‪ ،‬و او را بجز خودت ديگر كمک كننده اى‬
‫نيست‪ ،‬بندۀ بيچاره‪ ،‬فقير وخير خواهت ‪ ،‬تو خودت پناهگاه‬
‫وتكيه گاه اويى ‪ ،‬نيست او را جاى خلص وراه نجات از تو‬
‫مگر بسوى خودت ‪.‬‬
‫پس بيا ‪ -‬اى برادر توبه گذارم ‪ -‬بسوى انجام دادن‬
‫خوبيها ‪ ،‬وكسب كردن نيكيها ‪ ،‬وهمنشينى با نيكوكاران ‪.‬‬
‫وباحذر باش از بازگشتن از حق بعد از شناختن آن ‪ ،‬و‬
‫از گمراه شدن بعد از راه يافتن‪ .‬وخداوند با تو باشد‪.‬‬
‫والسلم عليكم ورحمة الله وبركاته ‪.‬‬
‫م‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬
‫‪3‬‬
‫‪4‬‬
‫‪5‬‬
‫‪6‬‬
‫‪7‬‬
‫‪8‬‬
‫‪9‬‬
‫‪1‬‬
‫‪0‬‬
‫‪1‬‬
‫‪1‬‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬
‫‪1‬‬
‫‪3‬‬
‫‪1‬‬
‫‪4‬‬
‫‪1‬‬
‫‪5‬‬

‫فهرست‬

‫عنوان‬
‫پيشگوئى مترجم‪.‬‬
‫پيشگفتار مؤلف‪.‬‬
‫مقدمه در بارۀ خطورت سبك‬
‫شمردن گناهان‪.‬‬
‫شروط ومكملت تـوبه‪.‬‬
‫توبۀ بزرگ‪.‬‬
‫توبه گناهان گذشته را محو وپاک‬
‫ميسازد‪.‬‬
‫آيا مرا خداوند مى آمرزد ‪..‬؟‬
‫توبۀ قاتل صد نفر !!‬
‫اگر در گناه واقع شوم چه بايد كنم ؟‬
‫مردمان بد هميشه در دنبال من‬
‫اند !!‬
‫آنها مرا تهديد ميكنند !!‬

‫صفحه‬
‫‪3‬‬
‫‪6‬‬
‫‪9‬‬
‫‪14‬‬
‫‪24‬‬
‫‪27‬‬
‫‪30‬‬
‫‪34‬‬
‫‪40‬‬
‫‪45‬‬
‫‪49‬‬
‫‪55‬‬

‫گناهانم زندگانى ام را تلخ وناخوش‬
‫ساخته است !!‬
‫آيا بر من لزم است كه اعتراف‬
‫كنم ؟!‬
‫فتواهاى مهم براى توبه كنندگان ‪.‬‬

‫‪62‬‬

‫خــــــاتــمــــــــــــــــه ‪.‬‬

‫‪86‬‬

‫‪57‬‬

‫ميخواهم توبه کنم‬
‫‪www.mostaqim.com‬وليکن ‪!!...‬‬

‫‪3‬‬

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful