‫آنارشیسم چیست؟ )و چه نیست؟(‬

‫نوشته‌‪ :‬لیز ا‪ .‬هایلیمن‬
‫ترجمه‪ :‬امیرغلمی‬

‫آنارشیسم به عنوان یک فلسفه ی سیاسی‪ ،‬آکنده از بدفهمی است‪ .‬دلیل اصلی این بدفهمی ها‬
‫این است که آنارشیسم در حقیقت یک شیوه ی متکثر اندیشیدن است که به راحتی در قالب یک‬
‫شعار ساده یا خط حزبی نمی گنجد‪ .‬اگر شما از ‪ ۱۰‬آنارشیست بخواهید تا آنارشیسم را تعریف‬
‫کنند به احتمال زیاد ‪ ۱۰‬جواب متفاوت می گیرید‪ .‬آنارشیسم فراتر از یک فلسفه ی سیاسی است‌‪:‬‬
‫آنارشیسم یک شیوه ی زندگی است که حیطه های سیاسی‪ ،‬پراگماتیک و فردی زندگی را در بر‬
‫می گیرد‪.‬‬

‫ایده ی اصلی آنارشیسم این است که اتوریته ی سلسله مراتبی ]هیرآرشیک [‪ - 1‬چه سلطه ی‬
‫دولت‪ ،‬چه سروری زعمای دین یا نخبگان اقتصادی ‪ -‬نه تنها غیرضروری است بلکه نقش مخربی بر‬
‫شکوفایی قابلیت های انسان دارد‪ .‬آنارشیست ها عموما معتقدند که انسان ها می توانند و باید بر‬
‫پایه ی خلقیت‪ ،‬تعاون و احترام متقابل امور خود را سامان دهند و لذا نیازی به ارباب و سرور و زعیم‬
‫و مقتدا ندارند‪ .‬به اعتقاد آنارشیست ها قدرت سلسله مراتبی ذاتا فساد انگیز است و اتوریته ها به‬
‫ناگزیر بیشتر دلمشغول بقا و بسط قدرت خود هستند تا خیر رساندن به زیردستان شان‪ .‬آنارشیست‬
‫ها عموما بر این باورند که امور اخلقی‪ ،‬امور شخصی هستند و باید بر پایه ی رعایت حال دیگران و‬
‫بهزیستی جامعه باشد نه بر پایه ی تحمیل از جانب اتوریته های حقوقی یا قانونی )از جمله قوانین‬
‫تقدیس شده ای مثل قانون اساسی(‪ .‬بیشتر فیلسوفان آنارشیست معتقدند که افراد خود مسئول‬
‫کردارشان هستند‪ .‬اتوریته پدرسالر‪ ،‬یک ذهنیت تحقیرشده را به مردم تحمیل می کنند که در آن‬
‫مردم به جای آنکه خود بیاندیشند و عمل کنند منتظر می نشینند تا زعما و اولیای امور نیازهایشان‬
‫را برآورند‪ .‬وقتی یک اتوریته به خود حق می دهد تا در بنیادی ترین تصمیمات اخلقی افراد دخالت‬
‫‪1 . hierarchical authority‬‬

‫کند و حرف آخر را بزند مانند اینکه چه کسی لیق مرگ یا قتل است )مانند مجازات اعدام‪ ،‬خدمت‬
‫سربازی اجباری یا سقط جنین‌( آزادی آدمی به قهقرا می رود‪.‬‬
‫آنارشیست ها میان اقسام مختلف سلطه ‪ -‬از جمله فرودستی زنان )سکسیسم(‪ ،‬نژادپرستی‬
‫ٰ)راسیسم(‪ ،‬ضدیت با دگرباشان جنسی‪ ،‬استثمار طبقه کارگر و شوونیسم ملی ‪ -‬رابطه می بیند‬
‫و تأکید دارند که اگر ما به مقابله با یکی از این اقسام بی عدالتی متمرکز شویم و از بقیه غافل‬
‫بمانیم ره به جایی نخواهیم برد‪ .‬آنارشیست ها باور دارند که وسایلی که برای تغییر جهان به کار‬
‫می گیریم باید متناسب با اهدافی باشد که امید داریم به آنها دست یازیم‪ .‬آنارشیست ها به رغم‬
‫اختلف نظرهایی که درباره ی استراتژی ها و تاکتیک ها دارند‌‪ ،‬از جمله در مورد نحوه ی‬
‫سازماندهی و نیز موجه بودن ِاعمال خشونت برای سرنگونی نهادهای خشونت ورز‪ ،‬اغلب می‬
‫پذیرند که تمرکز مبارزه نباید صرفا بر نابودی نظم موجود باشد بلکه همچنین باید معطوف به شکل‬
‫دادن صور نوین و انسانی تر برای جایگزینی نهادهای سلطه گر کنونی شکل داد‪.‬‬
‫تاریخچه آنارشیسم‬
‫آنارشیست ها در جنبش های انقلبی سراسر تاریخ نقش داشته اند‪ .‬انقلب فرانسه که در سال‬
‫‪ ۱۷۸۹‬آغاز شد یک مولفه ی قوی آنارشیستی داشت‪ .‬آنارشیست هایی مانند پیر‪-‬ژوزف پرودون‪،‬‬
‫پیتر کروپوتکین‪ ،‬میخائیل باکونین و اریکو مالتستا نقش عمده ای در بالندگی نظریه ی انقلبی در‬
‫اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم داشته اند‪ .‬آنارشیست ها نقش اساسی در جنبش های‬
‫انقلبی سال های ‪ ۱۹۰۵‬و ‪ ۱۹۱۷‬روسیه داشته اند‪ ،‬اما به محضی که بلشویک ها قدرت خود را‬
‫تحکیم کردند‪ ،‬آنارشیست ها را )اغلب بی رحمانه( سرکوب کردند‪ .‬انقلب اسپانیا در سالهای‬
‫‪ ۱۹۳۹-۱۹۳۶‬صحنه ی گسترده ترین تحقق آنارشیسم در عمل بود که در آن سازمان های‬
‫آنارکوسندیکالیست ‪ FAI‬و ‪ CNT‬با موفقیت آلترناتیوهای اجتماعی و اقتصادی کارآ و غیرسلسله‬
‫مراتبی را پیاده کردند‪ .‬در جنبش های سندیکایی ایالت متحده و مکزیک و آمریکای لتین نیز تأثیر‬
‫آنارکوسندیکالیسم مشهود بوده است )مثل در اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان ‪ .(2 IWF‬چهره‬
‫های برجسته ی آنارشیست مانند اِما گلدمن و الکساندر برکمن در سال های ابتدایی قرن بیستم‬
‫در جنبش های رادیکال مختلفی شرکت داشته اند‪ .‬در بسیاری از جنبش های اجتماعی آلترناتیو‬
‫دهه ی ‪ ۱۹۶۰‬نیز تأثیر نگرش آنارشیستی مشهود است )از جمله بخش هایی از جنبش‬
‫فمنیستی‪ ،‬جنبش رهایی همجنسگرایان‪ ،‬جنبش های ضدجنگ و حامی آزادی بیان(‪ ،‬گرچه در‬
‫بسیاری موارد این رگه ی آنارشیستی در سایه ی جریان های مارکسیست‪/‬لنینیست‪/‬مائوییستی‬
‫مغفول مانده یا آشکارا منکوب شده است‪.‬‬
‫آنارشیسم چه نیست؟‬
‫‪2 . Industrial Workers of the World‬‬

‫در تلش برای توضیح اینکه آنارشیسم چیست‪ ،‬خوب است ببینیم آنارشیسم چه نیست‪:‬‬
‫کمونیسم‪ :‬گرچه بسیاری از آنارشیست ها به کمونیسم و جمع گرایی ارج می نهند اما تمامیت‬
‫خواهی‪ 3‬نظام های کمونیستی‪ ،‬با به بیان دقیق تر مارکسیست‪-‬لنینیستی بلوک شرق سابق را‬
‫نفی می کند‪ .‬شکاف میان آنارشیست ها و مارکسیست ها از سال های ‪ ۱۸۷۰‬و هنگامی آغاز شد‬
‫که آنارشیست ها دریافتند که مارکسیسم‪ ،‬تداوم تمامیت خواهی تحت نامی دیگر است‪ .‬احزاب‬
‫مارکسیست‪-‬لنینیست به طور سنتی بر نیاز به یک حزب پیشرو طبقه ی کارگر و دیکتاتوری پرولتاریا‬
‫تأکید داشته اند‪ .‬این ایده ها اساسا در تضاد آنارشیسم است که بر ضدیت با تمامیت خواهی و‬
‫بیشینه کردن آزادی های فردی تأکید دارد‪ .‬اگرچه مارکسیسم ارتدکس پیشگویی می کند که دولت‬
‫در گذر زمان »زوال می یابد« اما تاریخ به کرات نشان داده که چگونه رژیم های کمونیستی قدرت‬
‫حکومتی خود را تحکیم کرده اند و سپس به سرکوب مخالفان و دگراندیشان پرداخته اند‪.‬‬
‫لیبرتارینیسم‪ : 4‬هر چند آنارشیسم همپوشانی هایی با لیبرتارینیسم دارد اما این دو را نباید یکی‬
‫گرفت‪ .‬هر دو نگرش بر آزادی فردی و میل به خلصی از شر حکومت تأکید دارند‪ .‬بسیاری از‬
‫لیبرتارین ها اولیت اصلی را به فرد می دهند و بر اصالت علئق نیکوی افراد اصرار دارند حال آنکه‬
‫تأکید اغلب آنارشیست ها بر همکاری و تلش مشارکتی برای بهبود وضعیت همه ی اعضای اجتماع‬
‫است ‪ .‬لیبرتارین ها را می توان از دیدگاه اقتصادی شان بازشناخت‪ .‬آنان حامی بازار آزاد سرمایه‬
‫داری با کمترین میزان دخالت حکومت هستند )و برخی از آنها خود را »آنارکو‪-‬کاپیتالیست«‌‪ 5‬می‬
‫خوانند(؛ لیبرتارین ها استفاده از زور برای دفاع از اموال خصوصی را مشروع می دانند‪ ،‬مخالف‬
‫هرگونه مداخله ی دولت در کسب سود اقتصادی هستند و ارزش هایی را که نتوان با کمیت های‬
‫اقتصادی )عموما پول( سنجید خوار می شمارند‪ .‬هر چند که لیبرتارین ها مخالف دولت هستند اما‬
‫اغلب مخالف همه ی صور سلطه و سلسله مراتب )هیرآرشی(‪ 6‬نیستند و اغلب یک مولفه ی‬
‫»بقای اصلح« یا » اراده ]ی اقتصادی[ موجب حق است«‪ 7‬در فلسفه ی لیبرتارین یافت می شود‪.‬‬
‫همچنین آنان در پی تغییر رادیکال روابط قدرت اجتماعی‪ ،‬به ویژه روابط مبتنی بر قدرت اقتصادی‪،‬‬
‫نیستند‪ .‬در مقابل‪ ،‬آنارشیست ها رویکرد سوسیالیستی تری دارند و خواهان نابودی سیستمی‬
‫هستند که در آن ثروتمندان می توانند به میزان نامتناسبی از مواهب اجتماعی بهره مند شوند و‬
‫ضعفا مجبورند در مضیقه و فلکت زندگی کنند‪ .‬هر چند آنارشیست ها ابتکار‪ ،‬هوش و خلقیت فردی‬
‫را ارج می نهند اما معتقدند که کسانی که بهره ی کمتری از این قابلیت ها دارند نیز باید از کرامت و‬
‫عدالت برخوردار باشند‪ .‬ابژکتیویست ها‪ 8‬حامی یک روایت افراطی لیبرتارینیسم هستند‪ .‬حزب‬
‫لیبرتارین ]ایالت متحده[ نسبتا میانه رو است و تأکیدش بر اموری مانند اصلحات انتخاباتی‪ ،‬الغای‬
‫‪. totaliterianism‬‬
‫‪. libertarianism‬‬
‫‪. anarcho-capitalist‬‬
‫‪. hierarchy‬‬
‫"‪. "[economic] might makes right‬‬
‫‪. objectivists‬‬

‫‪3‬‬
‫‪4‬‬
‫‪5‬‬
‫‪6‬‬
‫‪7‬‬
‫‪8‬‬

‫قوانین ممنوعیت مواد مخدر و نیز کاهش مقررات دولتی است‪ .‬بسیاری از لیبرتارین ها‬
‫»مینارشیست«‪ 9‬هایی هستند که معتقدند صورتی از دولت ضروری است اما دولت باید تا سرحد‬
‫ا مکان کمینه و غیرمداخله گر باشد‪ .‬این که چه نوع نظام اقتصادی در یک جامعه ی آنارشیستی‬
‫پذیرفتنی است‪ ،‬یک پرسش گشوده است‪ .‬برخی آنارشیست ها معتقدند که همه ی اقسام‬
‫سرمایه و اقتصاد بازار باید ملغا شوند؛ برخی دیگر خواهان نظامی هستند که مشوق مالکیت توسط‬
‫کارگران و یک دموکراسی مشارکتی تمام عیار درون یک اقتصاد بازار باشد؛ و گروهی دیگر معتقدند‬
‫که چند نظام اقتصادی متفاوت می توانند همزیستی داشت باشند به شرطی که هیچ کدام‬
‫نکوشد تا قواعد و ارزش های خود را بر بقیه تحمیل کند‪.‬‬
‫لیبرالیسم‌‪ :‬انگاره ی سیاسی غالب در این کشور ]ایالت متحده[ آنارشیسم را با چپ گرایی مترادف‬
‫می شمارد و چپ گرایی را با لیبرالیسم‪ .‬اما آنارشیسم و لیبرالیسم تفاوت های حقیقی‪ ،‬چه کیفی‬
‫می‪ ،‬دارند‪ .‬ایده ی »چپ« از سال ‪ ۱۹۹۰‬به این سو مناقشه برانگیز شده است‪ ،‬چرا که‬
‫و چه ک ّ‬
‫عمده ی سیاست مدرن از مدار تقسیم بندی سنتی میان چپ )لیبرال(‪ /‬راست )محافظه کار( خارج‬
‫شده است‪ .‬اگرچه بیشتر آنارشیست ها حامی سیاست های »پیشرو« هستند اما آنارشیسم‬
‫واقعا جایگاهی در گستره ی سیاسی سنتی ]آمریکا[ ندارد‪ .‬برخی نظریه پردازان ماتریسی را پیش‬
‫نهاده اند که گرایش سیاسی را بر پایه ی دو محور میزان اقتدارگرایی‪ 10‬اقتصادی و میزان اقتدارگرایی‬
‫اجتماعی می سنجد؛ اغلب کسانی که حامی آزادی اقتصادی هستند مخالف آزادی اجتماعی اند و‬
‫برعکس ‪ .‬عمده ی سیاست پیشروی مدرن ]در دهه ی ‪ [۱۹۹۰‬مبتنی بر »سیاست هویتی« است‬
‫یعنی این ایده که دغدغه و علقه ی اصلی شخص باید بر پایه ی نژاد‪ ،‬جنسیت و‪/‬یا گرایش جنسی‬
‫اش باشد‪ .‬اگرچه بسیاری از آنارشیست ها اهمیت سیاست هویتی را می پذیرند اما آرمان یک‬
‫فلسفه ی جامع تر آنارشیستی آن است که افراد چندان دلمشغول چنین تقسیم بندی هایی‬
‫نباشند‪ .‬اگر چه لیبرال ها می کوشند تا سیستم کنونی را اصلح کنند )از طرقی مانند انتخابات‪،‬‬
‫لبی کردن‪ ،‬و تظاهرات های سازمان یافته( اما بیشتر آنارشیست ها دیدگاه رادیکال تری دارند‪ ،‬و در‬
‫پی جایگزینی کلیت نهادهای سرمایه داری کنونی‪ ،‬نه به صورت دخالت دولت مدار بلکه از طریق‬
‫کنش مستقیم‪ ،‬در جهت خلق جامعه ای انسانی تر هستند‪ .‬اگر چه آنارشیست ها عمومًا برای‬
‫تغییرات تدریجی نیز همچون تغییرات انقلبی ارزش قائلند‪ ،‬اما معتقدند که برای حصول یک جامعه ی‬
‫حقیقتًا آزاد‪ ،‬از میان برداشتن همه ی صور روابط سلطه ی هیرآرشیک موجود الزامی است؛ از حیث‬
‫تاریخی این نفی هیرآرشی جزو اولیت های لیبرال ها نبوده است‪ .‬به نظر آنارشیست ها خود‬
‫ساختارهای قدرت )خواه سرمایه داری باشد‪ ،‬خواه کمونیستی‪» ،‬دموکراتیک« یا تمامیت خواه( خود‬
‫ریشه ی معضلت اند پس به خودی خود راه چاره محسوب نمی شوند‪ .‬اگرچه برخی از‬
‫آنارشیست ها در انتخابات و تظاهرات سازمان یافته شرکت می کنند اما صرفا به این سبب که می‬
‫اندیشند حتی پیشرفت های محلی کوچک و کم دامنه هم ارزشمند است؛ اما در عین حال معتقدند‬
‫یا آنارشیست مینیمال ‪9 . minarchist :‬‬
‫‪10 . authoritarianism‬‬

‫که این فعالیت ها صرفا نقش گام های میانی را دارند که باید برای نیل به تغییرات حقیقی و پایدار‬
‫برداشت‪.‬‬

‫نهیلیسم‪ :‬برخلف شعار »ضد همه چیز« نهیلیسم‪ ،‬آنارشیست ها مدافع خشونت کور و کتره ای‪،‬‬
‫خرابکاری‪» ،‬هر کی هر چی خواست« و آشوبگری نیستند )هر چند همیشه عده ی کمی با این‬
‫‪11‬‬

‫فلسفه هستند که خود را »آنارشیست« می خوانند(‪ .‬این تصور شابع که آنارشی را معادل آشوب‬
‫می گیرند یک بدفهمی اسف بار است که ارباب قدرت به آن دامن می زنند زیرا آنان می خواهند‬
‫چنین القا کنند که اتوریته برای حفظ نظم ضروری است‪ .‬آنارشیست ها معتقدند که تحقق یک‬

‫جامعه ی کارآمد‪ ،‬بسامان و عادلنه به طور غیرهیرآرشیک‪ ،‬غیرمتمرکز‪ ،‬و با مشارکت همگانی میسر‬
‫است‪.‬‬
‫برخی مسائل بحث برانگیز‬
‫آنارشیست ها در بسیاری موارد اختلف نظر دارند‪ .‬یک اختلف نظر عمده در مورد نقش فرد در برابر‬
‫اجتماع است‪ .‬آنارشیست های فردگرا‪ 12‬اولیت را به آزادی های فردی می دهند‪ ،‬در حالی که تأکید‬
‫آنارکو‪-‬کمونیست ها‪) 13‬و آنارکو ‪۰‬سندیکالیست ها‪ (14‬بر مزایای گروه های اجتماعی بزرگ مقیاس‬
‫است‪ .‬نگرش همیاری گرایان‪ 15‬جایی در میان دو دسته اخیر قرار می گیرد‪ .‬امید کلی بر این است که‬
‫ل اراده ی آزاد‬
‫در یک جامعه ی آنارشیستی ایده آل‪ ،‬نیازهای کلیت اجتماع چنان برآورده شود که مخ ّ‬
‫و خودفرمایی افراد درون آن اجتماع نباشد‪.‬‬

‫بحث دیگر درون جنبش آنارشیستی بر سر مسئله ی تقابل زیستبوم )اکولوژی( و فنآوری )تکنولوژی(‬
‫است‪ .‬آنارشیست های کلسیک با انگاره های سنتی مارکسیستی در مورد ارزش علم و‬
‫خردگرایی‪ ،‬و این باور که پیشرفت تکنولوژیک عمومًا به سود جامعه است همرأی بودند‪ .‬بسیاری از‬
‫آنارشیست های مدرن اما‪ ،‬معتقدند که فنآوری به خودی خود نه خیر است و نه شر‪ .‬باید آن را نقد‬
‫کرد و به شیوه ی مسئولنه ای در اجتماع به کار گرفت تا به بهترین وجه در خدمت بهره برندگان و‬
‫سایر کسانی باشد که از آن تأثیر می پذیرند‪ .‬برخی دیگر از آنارشیست های معاصر دیدگاهی‬
‫ضدتکنولوژی و زیستبوم محور داشته اند)که افراطی ترین روایت این نگرش بدوی گرایان‪ 16‬و‬

‫‪. chaos‬‬
‫‪. individualist‬‬
‫‪. anarcho-communists‬‬
‫‪. ararcho-syndicalists‬‬
‫‪. mutualists‬‬
‫‪. primitivists‬‬

‫‪11‬‬
‫‪12‬‬
‫‪13‬‬
‫‪14‬‬
‫‪15‬‬
‫‪16‬‬

‫نئولودیت ها‪ 17‬هستند(‪ .‬به اعتقاد این دسته ی اخیر جامعه ی آنارشیستی تنها از طریق طرد‬
‫پیشرفت فناوری و بازگشت به شیوه ی زندگی بدوی تر‪ ،‬محلی و هماهنگ با زیستبوم قابل تحقق‬
‫است‪.‬‬
‫مسئله ی ناسیونالیسم نیز در بحث های آنارشیست ها اهمیت دارد‪ .‬عمومًا آنارشیست ها مدافع‬
‫ایده ی انترناسیونالیسم )یا چه بسا به بیان بهتر بتوان گفت نا‪-‬ملی گرایی‪ (18‬هستند و‬
‫ناسیونالیسم و وطن پرستی‪ 19‬را نشانگر تلش دولت ها برای بسط و تعمیق قدرت خود از طریق‬
‫ایجاد شکاف های تصنعی میان مردمان جهان می دانند‪ .‬به نظر آنارشیست ها‪ ،‬ملت‪-‬دولت‬
‫برساخته ایست که در خدمت منافع انواع و اقسام نخبگان و سروران است در حالی که طبقات‬
‫فرودست جوامع در سراسر جهان در فقر و فاقه دست و پا می زنند‪ .‬در عین حال آنارشیست ها‬
‫اغلب معتقدند که حمایت از برخی تلش های آزادیبخش ملی )مانند رهایی فلسطینیان در‬
‫خاورمیانه‪ ،‬ناسیونالیست های سیاهپوست در آمریکا‪ ،‬و مردمان بومی تحت ستم در سایر نقاط‬
‫جهان( شایسته است چرا که ایجاد ملت های کوچک تر مستقل‪ ،‬گرچه همچنان بعید از آزادی ایده‬
‫آل است‪ ،‬اما نسبت به سلطه ی استثماری و فراگستر امپراتوری های جهانی مرجح است‪.‬‬
‫جریان های درون جنبش آنارشیستی معاصر‬
‫»جنبش آنارشیستی« کنونی را می توان به بیان دقیق تر رنگین کمانی از جنبش های متفاوتی‬
‫دانست که ویژگی های فلسفی و سیاسی مشترک گوناگونی دارند و بر پایه ی اصول کلسیک‬
‫آنارشیستی‪ ،‬و گاهی متنافر با آن اصول‪ ،‬عمل می کنند‪ .‬گروه های گوناگونی هستند که انگاره ی‬
‫کلسیک آنارشیسم را بازتعریف می کنند‪.‬‬
‫آنارکا‪-‬فمنیست ه‪ 20‬ا ایده های فمنیسم و آنارشیسم را در هم می آمیزند‪ .‬تأکید آنارکافمنیست ها بر‬
‫رهایش زنان و نقش مخرب پدرسالری‪ ،21‬بیش از آنارشیست های کلسیک است‪ ،‬اما این دسته‬
‫)بر خلف برخی دیگر از فمنیست ها( از دیگر صور سلطه چشم پوشی نمی کنند‪ .‬البته همه ی‬
‫زنان آناشیست خود را آنارکافمنیست نمی خوانند و نه همه ی آنارکافمنیست ها زن نیستند – وجه‬
‫تمایز آنارکافمنیست ها عمدتًا مربوط به این است که چقدر ارزش های خود را »زن‪-‬محور«‪ 22‬می‬
‫دانند و اینکه بر چه وجوهی از سلطه تأکید دارند‪ .‬در آنارشیسم نیز مانند بسیاری از جنبش های‬
‫سیاسی دیگر‪ ،‬مسئله ی جدایی طلبی‪ 23‬جنسیتی حل ناشده است‪ .‬از یک سو ‪ ،‬اصرار بر همان‬
‫‪. neo-luddites‬‬
‫‪. no-nation'alism‬‬
‫‪. patriotism‬‬
‫‪. anarcha-feminists‬‬
‫‪. patriarchy‬‬
‫‪. women-centered‬‬
‫‪. separatism‬‬

‫‪17‬‬
‫‪18‬‬
‫‪19‬‬
‫‪20‬‬
‫‪21‬‬
‫‪22‬‬
‫‪23‬‬

‫تقسیم بندی های تصنعی جنسیتی که نظام اجتماعی هیرآرشیک و پدرسالر بر جامعه تحمیل‬
‫کرده می تواند معارض با آرمان ایجاد برابری حقیقی قلمداد شود و مانع فرو ریختن برج و بارو هایی‬
‫باشد که آنارشیست ها با آن در ستیزند‪ .‬از سوی دیگر‪ ،‬بسیاری از زنان احساس می کنند که‬
‫ایجاد یک فضای زنانه درون جنبشی که سنتًا مردمحور بوده الزامی است و معتقدند که پیش از نیل‬
‫به وحدت باید دلمشغولی های خاص زنان در فلسفه ی آنارشیستی جذب و به رسمیت شناخته‬
‫شود‪ .‬آنارکافمنیست ها عمومًا راه حل های دولت محور برای مسائل زنان )مانند ممنوعیت‬
‫‪24‬‬

‫پورنوگرافی برای کاهش خشونت علیه زنان( را نفی می کنند و به جای آن حامی خودتوانی‬

‫و‬

‫عمل مستقیم‪ 25‬هستند‪ .‬از ویژگی های سازماندهی آنارکافمنیستی می توان به تأکید بر‬
‫‪26‬‬

‫تمرکززدایی‪ ،‬تصمیم گیری مشارکتی‬

‫‪27‬‬

‫و کنشگری از پایین‬

‫اشاره کرد‪ .‬آنارکافمنیست ها عموما‬

‫معتقدند که قابلیت های انسانی هنگامی به بهترین وجه شکوفا می شوند که بتوان از نقش های‬
‫سنتی جنسیتی فراتر رفت لذا آنان مشوق پرورش خصال »مردانه« و »زنانه« در همه ی مردم و‬
‫برابری در همه ی روابط هستند‪.‬‬
‫بسیاری از آنارشیست های معاصر در پی تحقق آرمان های آزادی اراده و خودفرمانی‪ 28‬بر زندگی‬
‫شخصی شان هستند‪ .‬تأکید آنان بر پذیرش گزینه های گوناگون در حیطه ی جنسیت‪ ،‬خانواده و‬
‫روابط با دیگر اشخاص است‪ .‬به باور آنان‪ ،‬روابط میان اشخاص باید مبتنی بر انتخاب آزادانه و رضایت‬
‫همه ی طرف های درگیر باشد‪ ،‬و نه مقید به قیود دولت‪ ،‬دین‪ ،‬یا رسوم اجتماعی‪ .‬بسیاری‬
‫آنارشیست ها دگرباش جنسی‪ 29‬هستند ‪ -‬گی‪ ،‬لزبین‪ ،‬ترانس سکسوئل‪ ،‬یا چه بسا دوجنسه‬
‫هستند‪ .‬اشتیاق آنارشیستی به شکستن مقولت سنتی به ویژه نزد کسانی مشهود است که‬
‫هویت های جنسی غیرمتعارف و‪/‬یا مطرود شده دارند‪ .‬مانند فمنیست ها‪ ،‬برخی گروه های‬
‫گی‪/‬لزبین‪/‬دگرباش نیز ایده های آنارشیستی ضداتوریته و کنش مستقیم را اعمال می کنند )مثل‪،‬‬
‫فعالن ایدز که برنامه های زیرزمینی تبادل سرنگ یا کلوب های استفاده از داروهای تأیید نشده را‬
‫می گردانند(‪ .‬نزد آنارشیست ها‌‪ ،‬گردن نهادن به قیود سنتی مانند ازواج‪ ،‬خانواده ی هسته ای‬
‫پدرسالر‪ ،‬و زاد و ولد اجباری‪ ،‬خدمت به منافع صاحبان قدرت و اتوریته محسوب می شود‪ .‬در تقابل‬
‫با این سنت های مستقر‪ ،‬آنارشیست ها علوه بر پذیرش گزینه های رایج تر سنتی‪ ،‬مشوق‬
‫پرداختن به روابط خلقانه و داوطلبانه ی آلترناتیوی مانند غیرتک همسری‪ ،30‬خانواده های گسترده و‬
‫پرورش گروهی کودکان هستند‪ .‬آنارشیست ها اغلب خواهان کوتاه کردن دست دولت از تأیید و‬
‫رسمیت بخشیدن به روابط شخصی هستند‪ ،‬نه اینکه اتوریته ی دولت به روابط همجنس گرا نیز‬
‫تسّری یابد‪ .‬دگرباشان آنارشیست همچنین مخالف افزایش حضور دگرباشان جنسی در نهادهای‬
‫‪. self-empowerment‬‬
‫‪. direct action‬‬
‫‪. participatory decision-making‬‬
‫‪. grassroots‬‬
‫‪. self-determination‬‬
‫‪. queer‬‬
‫‪. nonmonogamy‬‬

‫‪24‬‬
‫‪25‬‬
‫‪26‬‬
‫‪27‬‬
‫‪28‬‬
‫‪29‬‬
‫‪30‬‬

‫سرکوب گری مانند ارتش هستند‪.‬‬
‫آنارشیست های کلسیک جملگی بیخدا بودند ) عمدتاً در واکنش به نفوذ مخّرب نهادهای دینی‬
‫اقتدارگرای سنتی( اما برخی آنارشیست های معاصر نگرش مثبتی به مکاتب معنوی دارند‌‪ :‬از‬
‫انواع و اقسام نئو‪-‬پاگانیسم‪ 31‬گرفته تا الهیات آزادیبخش درون ادیان سنتی‪ .‬این علقه به مکاتب‬
‫معنوی از این باور ناشی می شود که شناخت جنبه های معنوی و قدسی شخصیت انسان‪ ،‬به‬
‫تحقق بیشینه ی قابلیت های شخصیت و فرهنگ انسانی کمک می کند‪ .‬در حیطه ی اخلقیات‪،‬‬
‫آنارشیست های معنویت گرا به مسئولیت فردی در قبال دیگران تأکید دارند و نه تبعیت از اوامر و‬
‫نواهی اتوریته های قانونی و اخلقی‪ .‬آنارشیست های معنویت گرا عمومًا همه ی جان ها را‬
‫همبسته می شمارند و عقایدشان عمومًا با آنارشیست های دوستدار زیستبوم و طبیعت‬
‫همپوسانی دارد‪ .‬با این حال همچنان یک مولفه ی قوی بیخدایانه در میان آنارشیست ها باقی است‬
‫چرا که به اعتقاد آنان ایده های »قداست« و اتکا به »نظام های متعالی« موجب تحکیم انگاره‬
‫های هیرآرشیک سنتی می شود که در تعارض با آزادی تمام و کمال انسان است‪.‬‬
‫‪33‬‬

‫بسیاری از جوانان جنبش های پانک‪ ،‬هنر آلترناتیو‪ ،‬ریو‪» ،32‬کله مرده« ها‬

‫و دانشجویان رادیکال‬

‫ایده آل های آنارشیستی دارند‪ .‬این جوانان می کوشند تا به طرق مختلف با بی عدالتی و از‬
‫خودبیگانگی رایج در جامعه ی مصرفی مقابله کنند‪ .‬مثل با تشکیل گروه های مقاومت مبتنی بر‬
‫عمل مستقیم؛ ایجاد کانون های خوداتکایی مانند زندگی اشتراکی‪ ،‬زندگی در ساختمان های‬
‫متروکه‪ ، 34‬برپا کردن دکه های اطلع رسانی‪ ،‬و ایجاد اقتصادهای آلترناتیو مانند تعاونی های غذایی‬
‫مستقل یا تولید و توزیع موسیقی خارج از چارچوب شرکت ها‪ .‬اگرچه این جوانان بسیاری از آموزه‬
‫های کلسیک آنارشیسم را می پذیرند )شاید نه تحت عنوان آنارشیسم( اما عمومًا بیشتر‬
‫دلمشغول شان ضدیت با اتوریته و خودفرمانی در عمل و پرداختن به کنش های اعتراضی در‬
‫‪35‬‬

‫زندگی روزمره است‪ .‬برخی آنارشیست های معاصر اما‪ ،‬به جای این »سبک زندگی گرایی«‬

‫بیشتر معطوف به تشکل و سازماندهی گروه ها و شبکه هایی هستند که بتوانند به طور موثر در‬
‫تحولت وسیع تر اجتماعی نقش آفرین باشند‪.‬‬
‫آنارشیست ها دست اندرکار نشر گستره ی وسیعی از مطبوعات هستند‌‪ :‬از خبرنامه های یکباره‬
‫گرفته تا مجله ها و روزنامه های بادوام و کتاب‪ .‬آنارشیست ها به طرز فزاینده ای از اینترنت به عنوان‬
‫ابزار الکترونیک نشر و تبادل نظر استفاده می کنند‪ .‬اغلب اینترنت را نمونه ی آنارشی در عمل‬
‫شمرده اند ‪ .‬در واقع هم رشد و گسترش اینترنت بدون اتوریته ی دولتی رخ داده است‪ .‬مبادلت‬
‫‪. neo-paganism‬‬
‫‪. rave‬‬
‫‪. deadheads‬‬
‫‪. squatting‬‬
‫‪. lifestylism‬‬

‫‪31‬‬
‫‪32‬‬
‫‪33‬‬
‫‪34‬‬
‫‪35‬‬

‫الکترونیک شیوه ای برای درنوردیدن مرزهای ملی است و می تواند اهمیت موانع فرهنگی مانند نژاد‬
‫و جنسیت را به حداقل برساند‪ .‬با این حال‪ ،‬این خطر هست که اتکای فزاینده به ارتباطات الکترونیک‬
‫«و‬
‫موجب تحکیم برج و باروهای اقتصادی شود که جوامع عصر اطلعات را به دو بخش »داراها ‌‬
‫« تقسیم بندی می کند ‪ .‬آنارشیست ها به نحو فضاینده ای از اینترنت برای برنامه ریزی‬
‫»ندارها ‌‬
‫رخدادها‪ ،‬پراکندن اخبار مهم و تبادل اطلعات استفاده می کنند‪ :‬گروه های ایمیل و یوزنت و گروه‬
‫های خبری و وبسایت های چندی به آنارشیسم و مخالفت با اتوریته اختصاص یافته اند‪ .‬همچنین‬
‫‪36‬‬

‫می توان به پروژه های بلندپروازانه تری مانند آرشیوهای الکترونیک اسپانک پرس‬

‫اشاره کرد‪.‬‬

‫روشن است که دولت ها از آزادی اینترنت می ترسند و همه ی تلش خود را برای اختلل در جریان‬
‫آزاد اطلعات بکار می گیرند )تحت پوشش مبارزه با مطالب مستهجن یا تروریسم(‪ .‬عده ای از‬
‫آنارشیست ها هم مخالف روابط الکترونیک هستند زیرا آن را یک نوع رابطه ی »باواسطه« و غیر‬
‫رودررو می دانند یا اینکه به خاطر اثرات مخرب تکنولوژی بر محیط زیست با آن مخالف اند‪.‬‬
‫نتیجه گیری‬
‫مختصر اینکه‪ ،‬آنارشیسم گونه گون است‪ ،‬و فلسفه ی متکثری است که روایت های مختلفی از آن‬
‫مقبول اشخاص و گروه های متنوع بوده است‪ .‬بسیاری از آنان به صراحت خود را »آنارشیست«‬
‫نمی خوانند‪ .‬آنارشیسم می تواند به تمام جوانب هستی انسان مربوط باشد‪ .‬آنارشیسم با تأکید بر‬
‫آزادی‪ ،‬خودفرمانی‪ ،‬مسئولیت فردی‌‪ ،‬عمل مستقیم‪ ،‬خلق و داوطلبانه‪ ،‬همیاری های آلترناتیو‪،‬‬
‫نگرشی منعطف است معطوف به ارائه ی شیوه هایی برای تحول حیات خویشتن‪ ،‬و نیز کنشگری‬
‫رادیکال برای ایجاد تغییرات رادیکال و پاینده در جامعه و دگرگونی در جهان‪.‬‬

‫درج شده در‌‪http://iransecular.info/node/303 :‬‬
‫منبع اصلی‪http://www.black-rose.com/articles-liz/intro-@.html :‬‬

‫‪36 . Spunk Press‬‬

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful