‫فوکو متفکری بی نظیر‬

‫دانیال حاتم پور‬
‫چكیده‬
‫فوکو در میان همه متفکران معاصر فرانسوی در کشور ما جایگاه ویژه ایَرا به خود اختصاص داده است‬
‫بطوریکه اکثر آثار وی به فارسی ترجمه شده اند لذا پرداختن به اندیشه چنین متفکری خالی از لطف نیست ‪.‬‬
‫فوکو در ‪ 15‬اکتبر ‪ 1926‬در پوآتیه فرانسه در خانواده ای بورژوا بدنیا آمد ‪ .‬در سا ل ‪ 1948‬لیسانس فلسفه را‬
‫از دانشگاه اکول نرمال پاریس گرفت و لیسانس روانشناسی را در سا ل ‪ 1950‬اخذ کرد ‪ .‬و یک سا ل بعد دیپلم‬
‫آسیب شناسی روانی را دریافت کرد و بعنوان آسیب شناس در یک بیمارستان روانی مشغول بکار شد ‪ .‬رساله‬
‫دکترای خود را در سا ل ‪ 1960‬با عنوان ککککک کککک کک ککک کککککک نوشت ‪ .‬در سا‬
‫ل ‪ 1970‬به سمت استادی در ککککک ککککککک کککککک درکالج دوفرانس برگزیده شد‬
‫سرانجام در سا ل ‪ 1984‬بر اثر بیماری ایدز درگذشت‪ .‬و هابرما س ) اندیشمند معاصر ( نسبت به مرگ وی‬
‫اظهار تأ سف کرده است و آنرا واقعه ای نا بهنگام توصیف نموده است‪.‬‬
‫فوکو تفکرات هایدگر‪ -‬نیچه را بعنوان اصلی ترین منبع اندیشه خود معرفی کرده است‪.‬وی با خواندن‬
‫کتاب تبار شناسی اخلق نیچه متوجه شد که حتی اخلق نیز تاریخ دارد بنابراین نوعی روش شناسی را از‬
‫نیچه وام گرفته است ‪،‬بدون شک روح آثار فوکو روحی نیچه ای است ‪ .‬مرزهای اصلی جهان اندیشه فوکو را‬
‫پدیدار شناسی‪،‬هرمنوتیک‪ ،‬ساختار گرائی‪،‬و مارکسیسم تشکیل می دهند درعین حال در قالب هیچکدام از این‬
‫گرایشها نمی گنجد‪،.‬فوکو برخلف هرمنوتیک هایدگر‪ ،‬قایل به وجود حقیقت غائی یا عمقی نیست ‪،‬برخلف‬
‫پدیدار شناسی هوسرل به فعالیت معنا بخش سوژه خود مختار و آزاد متوسل نمی شود ‪،‬بر خلف ساختار‬
‫گرائی آلتوسر و اشتراوس در پی ایجاد الگوی صوری قاعده مندی برای رفتار انسان نیست و بر خلف‬
‫مارکسیسم بر فرایندهای عمومی تاریخ و تضاد های طبقاتی تأ کید نمی کند‪.‬‬
‫فوکو متفکری است بین رشته ای که اندیشه های او در قالب یک رشته علمی متداول نظیر فلسفه‪،‬‬
‫سیاست‪،‬جامعه شناسی‪ ،‬تاریخ و‪ ....‬قا بل طبقه بندی نیست بلکه اغلب رشته های علمی علوم انسانی از آبشخور‬
‫آن سیراب می شوند ‪ .‬اندیشه فوکو گسترده‪،‬پر مایه و پذیرای انواع تفسیرهاست‪ .‬فوکو در خصوص نحوه کار‬
‫خود می گوید‪" :‬کک کک کککککک کک کک کککک ک کک کک ککککککک کک‬
‫کککک کک کک کک ککککک‪ ".‬فوکو در زمره طرفداران فرا ساختار گرایی قرار می گیرد هر چند‬
‫خود از این عنوان راضی نیست ‪ ،‬وی به نظم حاکم بر عصر روشنگری اعتقا دی نداشت و به تمام جنبه های‬
‫تمد ن غرب با دیدی انتقادی نگاه می کرد ‪.‬‬
‫فوکو در تدوین آثار خود از دو روش خاص بهره جسته است ‪ -1 :‬دیرینه شناسی)باستان شنا سی( ‪ -2‬تبار‬
‫شناسی‬
‫در دیرینه شناسی وی به کردارهای غیر گفتمانی هیچگونه توجهی ندارد و فقط به بررسی واژه ها و معانی‬
‫می پر دازد و بررسیهای او جنبه "عینیت یافته" و بی طرفانه دارند ‪ ،‬در واقع دیرینه شناسی شیوه تحلیل‬
‫قواعد نهفته و نا آگاهانه تشکیل گفتمانها در علوم انسانی است ‪ .‬فوکو با استفاده از این شیوه بدنبال کشف‬
‫شرایط شکل گیری و ظهور گفتمان و انتشار آن در سطح جامعه و مناسبات اجتماعی است ‪ ،‬آثار عمده ای که‬
‫فوکو با استفاده از این روش نگاشته است عبارتند از ‪ :‬پیدایش درمانگاه‪ ،‬نظم اشیاء )باعنوان فرعی دیرینه‬
‫شناسی( و باستان شناسی) که دیرینه شناسی به صراحت در عنوان اصلی آمده است( ‪.‬‬
‫در تبار شناسی رابطه میان صورتبندیهای گفتمانی و حوزه های رفتاری )غیر گفتمانی( محوریت می‬
‫یابد در این روش فوکو با دیدی انتقادی ساخت قدرت در جامعه و رابطه آن با دانش و تکنولوژی مورد‬
‫بررسی قرار می دهد با این روش فوکو روند پیدایش علوم انسانی و پزشکی را مورد بررسی قرار می دهد و‬
‫آنها را با تکنولوژی قدرت مندرج در کردارهای اجتماعی پیوند می دهد ‪ .‬فوکو با این روش در پی کشف‬
‫اشیاء و ذات آنها نیست و لحظه ظهور را نقطه عالی فرایند تکامل نمی داند ‪ .‬فوکو در این روش سخت تحت تأ‬
‫ثیر نیچه است‪.‬‬

‫تحلیل تبارشناسانه پدیده ها منجر به نفی تحمیل ساختارها ی فرا تاریخی بر پدیده هاست ‪ .‬تبارشناسی کثرت‬
‫عوامل‪،‬استراتژیها و نیرو هایی را که به امورجنبه بدیهی و ضروری می دهند کشف می کند‪ . .‬با استفاده از‬
‫این روش فوکو جامعه را متشکل از ساختهای کلن اجتماعی در نظر نمی گیرد بلکه جامعه را متشکل از‬
‫حوزه های خرد قدرت ) خرده قدرتها ( می داند ‪.‬‬
‫مسأ له اصلی در تبار شناسی فوکو این است که انسانها چگونه بواسطه قرار گرفتن در درون شبکه ای از‬
‫روابط قدرت و دانش به عنوان سوژه نمود پیدا می کنند ‪ .‬تحلیل تبار شناسانه در دو اثر عمده متأ خر فوکو‬
‫یعنی انضباط و مجازات و تاریخ جنسیت در سه جلد مورد استفاده واقع شده است ‪.‬‬
‫فوکو در آثارش همواره قدرت‪،‬کنترل‪،‬کشمکش و تغییرتاریخی را مد نظر داشته و بصورت زیرکانه ای نظام‬
‫سرمایه داری و عقلنیت مدرن را به نقد می کشد و چهره واقعی و سیاست استعمارگر‪ ،‬مستبدانه و‬
‫سرکوبگرانه آنرا با بررسی نظم و انضباط به نمایش می گذارد و نیات مخفی طراحان آنرا بر مل می کند‪.‬‬
‫انقلب اسلمی ایران مورد استقبال شدید فوکو قرار گرفته است و از آن با عنوان " ککک کک‬
‫کککک کک ککک " یاد می کند و آنرا نمودی از جریانات پست مدرنیستی در نظر می گیرد‪.‬‬

‫مقدمه ‪:‬‬
‫فوکو در میان همه متفکران فرانسوی در کشور ما جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است ‪ .‬بطوریکه‬
‫می توان گفت تقریبا" همه آثار مهم وی به فارسی ترجمه به فارسی ترجمه و منتشر شده ‪ .‬شاید دلیل عمده آن‬
‫توجهی باشد که فوکو به انقلب ایران معطوف داشته و اظهار نظریه های وی درباره ی آن باشد‪.‬‬
‫فوکو متفکری بزرگ است که می تواند برای همه شاخه های علوم اجتماعی نظیر سیاست‪،‬جامعه شناسی‬
‫‪،‬تاریخ‪ ،‬فلسفه و ‪......‬الگویی مناسب باشد و دانش پژوهان این رشته ها از تفکرات منحصر به فرد و شیوه بد‬
‫یع وی استفاده های وافری به عمل آورند ‪ .‬فوکو سعی می کند با روش تازه و غیر متعارف برای پدیده ها و‬
‫موضوعات اجتماعی تاریخ ارائه نماید و بخوبی موفق شده است نحوه شکل گیری و گسترش آنها را تشریح‬
‫نماید ‪ .‬ایشان وظیفه خود را در نگارش تاریخ زمان حال معرفی می کند و در بررسی تمام موضوعات این‬
‫نکته را مد نظر دارد که انسان چگونه به سوژه تبدیل می شود ‪.‬‬
‫فوکو در آثارش همواره قدرت‪ ،‬کنترل‪،‬کشمکش و تغییر تاریخی را مد نظر داشته است و بصورت زیرکانه ای‬
‫نظام سرمایه داری و عقلنیت مدرن را به نقد می کشد و چهره واقعی و سیاست استعمار گر ‪،‬مستبدانه و‬
‫سرکوبگرانه آنرا با بررسی نظم و انضباط نیات مخفی طراحان آن بخوبی به نمایش می گذارد ‪.‬‬
‫در این مقاله به بنیاننظری‪ ،‬روشهای مورد عمل و برخی موضوعات مورد بررسی این اندیشمند بزرگ‬
‫پرداخته می شود‪.‬‬

‫زندگینامه‪:‬‬
‫میشل فوکودر ‪ 15‬اکتبر ‪ 1926‬در شهر پوآ تیه فرانسه در خانواده ای بورژوا بد نیا آمد‪.‬تحصیلت مقدماتی‬
‫خود را در مدارس محلی به پایان برد‪.‬در سال ‪ 1945‬به پاریس رفت و در کلسهای آمادگی برای شرکت در‬

‫آزمون ورودی اکول نرمال سوپریور شرکت کرد ‪.‬در سال ‪ 1946‬آزمون ورودی را با موفقیت پشت سر‬
‫گذاشت در سا ل ‪ 1948‬لیسانس فلسفه و در سال ‪ 1950‬لیسانس روانشناسی خود را گرفت و در همین سال بود‬
‫که برای چند ماهی به عضویت کمونیست فرانسه در آمد و در اکتبر سال بعد از آن جدا شد‪.‬یک سال پس از‬
‫ان دیپلم آسیب شناسی روانی را اخذ کرد‪،‬و پژوهشهایی در این زمینه به انجام رسا ند حاصل مطالعات این‬
‫دوره کتابی با نام بیماری روانی و شخصیت بودکه در سال ‪ 1953‬انتشار یافت‪.‬فوکو در فاصله پاییز ‪ 1955‬تا‬
‫پایان سال ‪ 1960‬بعنوان رایزن فرهنگی به کشورهای سوئد ‪،‬لهستان و جمهوری فدرال آلمان سفر کرده و در‬
‫دانشگاههای اوسپال ‪،‬ورشو و هامبورگ به تدریس پرداخت او در این مدت بویژه در هنگام اقا مت دراوسپا ل‬
‫طرح نخستین اثر عمده خود با نام‬
‫تاریخ دیوانگی را ریخته و به مطالعات گسترده ای در این خصوص دست زد‪.‬این طرح بعنوان رساله دکترای‬
‫وی ارائه گردید و سرانجام در سال ‪ 1961‬با عنوان جنون و بی عقلی )تاریخ جنون در عصر کلسیک انتشار‬
‫یافت در سال ‪ 1964‬رسما" به سمت استاد فلسفه در دانشگاه کالرمون – فرانس منصوب شد در سال ‪1968‬‬
‫ژان ایپولت )استاد تأ ثیر گذار او( درگذشت و فوکو در سال ‪ 1970‬بجای وی به سمت استادی در تاریخ‬
‫نظامهای اندیشه در کالج دو فرانس برگزیده شد ‪.‬فوکو در سال ‪ 1971‬با پیوستن به گروه اطلع رسانی درباره‬
‫زندانها )‪ ( GIP‬و در گیر شدن در پاره ایی فعالیتهای سیاسی به تأ ملت و مطالعات هر چه گسترده تری‬
‫درباره روابط قدرت و جامعه انضباتی پرداخت‪ .‬فوکو در سال ‪ 1948‬از کشورهای چندی نظیر ایالت متحده‬
‫دیدن کردو در همایشها و سخنرانیها ی متعددی شرکت جست سرانجام در ‪ 3‬ژوئن ‪ 1984‬در سن ‪ 58‬سالگی‬
‫بر اثر بیماری ایدز در گذشت‪،۲) .‬ص ‪( 4- 1‬هابرماس در مورد مرگ فوکو می گو ید ‪:‬مرگ فوکو چنان غیر‬
‫منتظره و نا گهانی بود که دشوار بتوان در برابر این اندیشه مقاومت کردکه مشروطیت و پیش آمد سبعانه این‬
‫مرگ ‪،‬خود سندی بر زندگی و تعالیم این فیلسوف است مرگ یک مرد ‪ 58‬ساله حتی دورادور ‪،‬‬
‫واقعه نابه هنگامی بنظر می رسد که قدرت بی رحم زمانه را اثبات می کند ‪،‬قدرت وقوع را که بی هیچ هدف‬
‫یا نصرتی پرمعنای بدقت پی ریخته حیات انسانی حکم فرماست برای فوکو تجربه ای به شکل انگیزه فلسفی‬
‫درآمد‪،‬من تنها یکبار در سال ‪ 83‬با فوکو دیدار کردم و شاید او را به خوبی درک نکردم)‪، ۲‬ص ‪( 291‬‬

‫آثار‪:‬‬
‫عمده ترین آثار مکتوب فوکو عبارتند از ‪:‬‬
‫بیماری روانی و شخصیت )‪( 1953‬ویراست دوم این کتاب در سال ‪ 1964‬تحت عنوان بیماری روانی‬
‫‬‫و روانشناسی منتشر شد‪.‬‬
‫‪-‬‬

‫جنون و بی عقلی ‪،‬تاریخ جنون در عصر کلسیک )‪(1961‬این اثر بعنوان رساله دکترای نوشته شد‪.‬‬

‫‪-‬‬

‫پیدایش درمانگاه ‪:‬دیرینه شناسی علم پزشکی)‪(1963‬‬

‫‪-‬‬

‫مقدمه ای بر مکالمات ژان ژاک روسو‬

‫‪-‬‬

‫ریمون روسل)‪(1963‬پژوهشی است درباره نویسنده سور رئالیست فرانسوی ریمون روسل‬

‫‪-‬‬

‫مقاله "مقدمه ای بر تخطی" به پاس داشت اندیشه ژرژباتای نوشته شد‬

‫واژه ها و چیزها ) نظم اشیاء ( ‪:‬باستان شناسی علوم انسانی )‪(1966‬بعنوان مهمترین اثر دوره دیرینه‬
‫‬‫شناسی فوکو معروف است‬

‫باستان شناسی دانش)‪(1969‬بعنوان آخرین اثراز آثار مربوط به باستان شناسی و تحلیلهای گفتمانی‬
‫‬‫معروف است‬
‫‪-‬‬

‫مقاله "نیچه‪،‬تبار شناسی ‪،‬تاریخ")‪ (1971‬به پاس داشت ژان ایپولین استاد معروف فوکو نوشته شد‬

‫من‪،‬پیرریو یر‪،‬مادر ‪،‬خواهر‪،‬و برادرم را سلخی کرده ام)‪( 1973‬کندوکاوی است در خصوص یک‬
‫‬‫پرونده جنائی قرن ‪19‬‬
‫‬‫مگریت‬

‫این یک حق نیست )‪(1968‬جستاری است در خصوص تابلو های نقاشی سوررئالیست بلژیکی رنه‬

‫‪-‬‬

‫تاریخ رهیافت جنسی جلد اول با عنوان فرعي اراده دانش)‪(1976‬‬

‫ انضباط و مجازات‪:‬زایش زندان)‪ ( 1975‬این کتاب به همراه تاریخ رهیافت جنسی آغاز گر روش تازه او‬‫در تحلیل اخلق‪،‬مسأ له سوژه و رابطه با نفس بود‬
‫مقاله روشنگری چیست؟)‪ (1984‬بحث انگیزترین مقاله فوکو ست که در آن به بررسی مفهوم‬
‫‬‫روشنگری ازدید کانت میپردازد‬
‫‪-‬‬

‫تاریخ رهیافت جنسی جلد دوم با عنوان فرعي کاربرد لذات)‪(1984‬‬

‫‪-‬‬

‫تاریخ رهیافت جنسی جلد سوم با عنوان فرعي دغدغه نفس )‪،۲) (1984‬ص ‪( 4-1‬‬

‫بنیان نظری ) آبشخور فكري (‪:‬‬
‫فوکو نظریه پردازی خلق‪،‬بد یع و نو آور و فراتر از مرزها و انگیزه ها است وعمدتا" در سنت کسانی قرار‬
‫میگیرد که وضعیت جامعه لیبرال کنونی را آزار دهنده و نگران کننده می دانند اما زیاده روی در تلشهای‬
‫خاصی که در طول تاریخ علیه این جامعه و رهایی از آن صورت گرفته نظیر قتل عام یهودیان بدست نازیها‬
‫بدلیل هویت آنها )هولوکاست(در بند کشیدن و کشتن مخالفان بوسیله نظام استالینی بر پایه این ادعا که نظام‬
‫حکومتی دانای حقیقیت است باعث وحشت آنها می شد‪.‬‬
‫فوکو مانند بسیاری از اندیشمندان که در فرانسه بعد از جنگ جهانی دوم زندگی می کردند در پی یافتن سنت‬
‫فلسفی بود که در مقابل با سنت پیشین قرار داشته و اعتقاد به ذات دانشی را که جنبه ای بنیادین داشت را نقد‬
‫کند و بتواند نسبت به پیوند بین عقل و سلطه حساسیت بیشتری از خود نشان دهد ) ‪،۴‬ص ‪ ( 14‬فوکو از بدو‬
‫ورودش به دانشگاه اکول نرمال تحت تأ ثیر شخصیت و دیدگاه آلتوسر )مارکسیت ساختار گرا( قرار گرفت‬
‫بطوریکه به توصیه او در سال ‪ 1950‬به عضویت حزب کمونیست در آمد) ‪،۴‬ص ‪(1‬خواندن آثار نیچه در دهه‬
‫‪ 1950‬بر کارهایی که فوکو در این خصوص انجام داد تأ ثیر ماندگارو برجسته ای داشته است ‪ 0‬فوکو با‬
‫خواندن کتاب تبار شناختی اخلق نیچه بود که در یافت حتی اخلق نیز دارای پیشینه و تاریخ خاص خود است‬
‫بنابراین روش تحلیل فوکو وامدار نقد نیچه ای درباره عقل و کارهای ژرژ کانگیهم و گاستون باشلر است )‬
‫‪،۵‬ص ‪ 383‬و ‪ ( 4‬بدون شک تفکر فوکو تحت تأ ثیر اندیشه های مارکس ‪،‬نیچه و فروید است ولی این تأ ثیر‬
‫مستقیم نبوده بلکه آمیزه غریبی از آنها پرورده و فرآورده تازه ای بدست داده است بنظر فوکو این سه اندیشمند‬
‫فضائی را ایجاد کرده اند که در درون آن اندیشه مدرن و بویژه نگرش تعبیری نوین پدید آمده است‬

‫مارکس بر روابط اندیشه و قدرت ‪،‬فرویدبر پیوند میان امیال و معرفت و نیچه بر روابط بین دانش و اراده‬
‫معطوف به قدرت تأ کید داشت و این هر سه تعبیری از وضعیت بشری بدست می دهند و اینها به فوکو نشان‬
‫می دهند که تعبیر کاری بی نهایت و بی سر انجام است )‪، ۴‬ص ‪ ( 14‬فوکو مانند هر متفکر خلق دیگر ی از‬
‫تأ ثیر پذیری از جو فکری و فرهنگی زمان و مکان خویش بر کنار نماند‪.‬جو تفکر فرانسه آن زمان تحت تأ‬
‫ثیر پدیدار شناسی مرلوپونتی و هوسرل بود که به همراه خود دکارت ‪،‬کا نت و هگل رامطرح می‬
‫کرند‪،‬جریان مهم دیگراگزیستا نسیالیسم سارتر بود و در کنار این نامها مارکس و فروید در هر بحث فکری‬
‫جلوه ای بی چون و چرا داشتند ‪.‬فوکو در عین تأ ثیر پذیری کوتاه مدت از همه این نحله ها تحت تأ ثیر شدید‬
‫هیچکدام از آنها قرار نگرفت و حتی بعد ها همه این نگرش ها را به نقد کشید‪، ۲).‬ص ‪ ( 4‬اما در شکل گیری‬
‫زمینه فکری و نوع نگرش و تحلی فوکو دو متفکر تأ ثیر اساسی داشته اند هایدگرکه فوکو در سال ‪1951‬‬
‫برای اولین بار با آثار او آشنائی پیدا کرد و نیچه که از رهگذر آثار ها یدگر مجذوب آثار او شد ‪.‬فوکو بارها‬
‫هایدگر – نیچه را بعنوان اصلی ترین انگیزه اندیشه خود معرفی کرده ست ‪.‬وی نوعی روش شناسی را از‬
‫نیچه وام گرفته و آنرا در جهت مقاصد خود بسط داد و بکار گرفت البته با این تفاوت که نیچه در آثارش به‬
‫گزیده گوئی و قطعه نویسی می پردازد در صورتیکه فوکو آثار مشروح ‪،‬مستند و پر تکلفی را مهیا کرد که‬
‫نگرش نیچه ای را با سبکی غیر نیچه ای پیوند داده و نبوغ خود را در نویسندگی به نمایش می گذارد اما روح‬
‫آثار فوکو بی شک روحی نیچه ای است)‪،۲‬ص ‪ ( 5‬با این وجود مرزهای اصلی جهان اندیشه فوکو را پدیدار‬
‫شناسی ‪،‬هرمونتیک ‪،‬ساختگرائی و مارکسیم شکل می دهند و در عین حال در قا لب هیچکدام از این گرایشها‬
‫نمی گنجد ‪،‬فوکو بر خلف پدیدار شناسی هوسرل به فعالیت معنا بخش سوژه خود مختار و آزاد متوسل نمی‬
‫شود ‪،‬بر خلف هرمونتیک هایدگر قایل به وجود حقیقت‬
‫غائی یا عمیقی برای کشف نیست ‪،‬بر خلف ساختار گرائی آلتوسه و اشترواس در پی ایجاد ا لگوی صوری‬
‫قاعده مندی برای رفتار انسان نیست و بر خلف مارکسیسم بر فرآیندهای عمومی تاریخ و تضادهای طبقاتی تأ‬
‫کید نمی کند بلکه خصلت منفرد و پراکنده رخدادهای تاریخی را در نظر دارد‪ ،۴).‬ص ‪ (14‬اما در شکل گیری‬
‫زمینه فکری و نوع نگرش و تحلی فوکو دو متفکر تأ ثیر اساسی داشته اند هایدگرکه فوکو در سال ‪1951‬‬
‫برای اولین بار با آثار او آشنائی پیدا کرد و نیچه که از رهگذر آثار ها یدگر مجذوب آثار او شد ‪.‬فوکو بارها‬
‫هایدگر – نیچه را بعنوان اصلی ترین انگیزه اندیشه خود معرفی کرده ست ‪.‬وی نوعی روش شناسی را از‬
‫نیچه وام گرفته و آنرا در جهت مقاصد خود بسط داد و بکار گرفت البته با این تفاوت که نیچه در آثارش به‬
‫گزیده گوئی و قطعه نویسی می پردازد در صورتیکه فوکو آثار مشروح ‪،‬مستند و پر تکلفی را مهیا کرد که‬
‫نگرش نیچه ای را با سبکی غیر نیچه ای پیوند داده و نبوغ خود را در نویسندگی به نمایش می گذارد اما روح‬
‫آثار فوکو بی شک روحی نیچه ای است‪« ۲).‬ص ‪( 5‬‬

‫گرايش فكري ‪:‬‬
‫بسیاری از شارحان آثار فوکو معتقدند که نمی توان اندیشه او را به آسانی در درون یکی از شاخه های علوم‬
‫اجتماعی متداول طبقه بندی کرد چرا که آثار و نوشته ها و موضوعات مورد بررسی او در حوزه های‬
‫متعددی نظیر فلسفه‪ ،‬سیاست جامعه شناسی و تاریخ قابل توجه و مورد استفاده هستند هر چند بیشتر آثار وی‬
‫صبغه فلسفی دارنداما آنچه فوکو به آن شهرت دارد آن است که آثار و تفکرات او در حیطه هیچ یک از رشته‬
‫های رسمی و رایج علمی قرارنمی گیرد در واقع متفکری است بین رشته ای که اکثر رشته های علوم انسانی‬
‫از آبشخورآن سیراب نمی شوند‪.‬دو عامل باعث جذابیت آثار فوکو حیطه جامعه شناسی شده است نخست‬
‫وسعت وسعت و دامنه فکری آثار فوکوست دوم خصلت خود انتقادی )خود سنجشگرانه(که در آثار وی به چشم‬
‫می خورد و دیدگاه روشن‪ ،‬متمایز و نقادانه ای که در باره روابط بین قدرت‪،‬ذهنیت و علوم انسانی بدست می‬
‫دهد ‪، ۵).‬ص ‪ ( 382 -3‬فوکو به معنای رایج کلمه یک فیلسوف‪،‬یک مورخ‪،‬یا یک جامعه شناس نبود با این‬
‫حال نگرشهای فلسفی‪ ،‬تاریخی ‪،‬اجتماعی و‪ ......‬را به گونه ای ستودنی در هم آمیخته و آمیزه ای عرضه کرده‬
‫است که بی شک باید آنرا آمیزه ای نیچه ای دانست )‪، ۲‬ص ‪ (6‬فوکو از بیرون یا از بالی سر به علوم‬
‫اجتماعی می نگریست نه از درون آنها بنابراین مفاهیمی را که بکارمی برد با مفاهیم رایج در علوم اجتماعی‬
‫بسیار متفاوت است )‪، ۴‬ص ‪ (13‬تنوع بیش از حد درک کار فوکو را دشوار می کند ‪،‬اندیشه های وی هر چند‬

‫متأ ثر از اندیشمندان دیگر هستند اما اقتباس کاملی از آنها نیستند ضمن ادغام در جهت گیری نظری غیر‬
‫متعارف فوکو تغییر شکل داده اند‬
‫برای مثا ل نظریه عقلنیت وبر گرچه بی تأ ثیر بر ذهن فوکونست اما او آنرا تنها در نقاط مرکزی معین‬
‫می یابد و بجای آنکه عقلنیت را قفس آهنین بینگارد هیشه در برابر آن مقاومتی را نیز تصور می کند ‪،‬افکار‬
‫مارکسیستی نیز در کار فوکو پیدا می شوند اما او خودش را به اقتصاد محدود نمی کند بلکه بر طیفی از آنها تأ‬
‫کید می ورزد ‪،‬او از علم تاویل استفاده می کند تا پدیده های اجتماعی مورد علقه اش را بهتر بشناسد ‪،‬فوکو‬
‫تحت تأ ثیر پدیده شناسی است اما اندیشه یک شناسای خود مختار و معنا بخش را رد می کند )‪،۶‬ص ‪( 556‬‬
‫وی همواره در بحث تبار شناسی از کاربرد توضیحات علی معین در خصوص تحولت اجتماعی در تاریخ‬
‫نگاری اجتناب می ورزد و صرفا"به توصیف سیر روند ظهور و رشد نهادهای اجتماعی و فنون و انضباتهای‬
‫اجتماعی – علمی که به تقویت کردارهای اجتماعی منجر می شوند بسنده می کند و تحولت اجتماعی را‬
‫بعنوان فرایندهای پیوسته و تدریجی در نظر می گیرد‪.‬توضیحات کاربردی به جای توضیحات علی منجر به‬
‫پیامدهایی شده که فوکو خود از آن خرسند نیست بعبارتی این موضوع باعث شده تا این شائبه شکل بگیرد که‬
‫فوکو در تحلیل نظامهای اندیشه از کار کرد گرائی جامعه شناسانه وام گرفته است که حیات اجتماعی را‬
‫بعنوان حیاتی در نظر گیرد که به صورت نظام مند دارای انسجام درونی است و تحول در یک یخش بخشهای‬
‫دیگر را نیز تحت تأ ثیر قرار می دهد و به کلیت آن ترکیب تا زه ای می بخشدو این امر می تواند فوکو را یک‬
‫محافظه کار سیاسی معرفی نماید که البته این بحث با بررسی کار فوکو در خصوص باستان شناسی )دیرینه‬
‫شناسی(که منجر به شناسائی گفتمانهای خود بسنده که با گسستهای شدید مشخص می شوند کم رنگ میشود)‬
‫‪،۲‬ص ‪ (28‬و صبغه ساختار گرائی وی قوت می گیرد هر چند خود فوکو از بکار بردن این‬
‫اصطلحات)ساختارگرایا پسا ساختار گرا یا پست مدرن(نا خرسند است و حتی معتقد است که "ما هنوزنمیدانیم‬
‫مدرنیته چیست تا برآن اساس بدانیم پسا مدرنیته چیست یا چه خواهد بود ")همان‪،‬ص ‪( 7‬والزر معتقد است که‬
‫فوکو کار کرد گرائی قایل به این پیش فرض است که جامعه کلیتی تحت امر دستی غیبی است نه اینکه تحت‬
‫یک قدرت دوستی مسئول مشروع و یک قانون مداری عقلنی باشد گفته می شود که فوکو همچون یک‬
‫آنارشیست قایل به این است که یک ساختار سیاسی و یا هر سرشت انسانی می تواند فارغ از نظامهای‬
‫اجتماعی دوام آورد به این ترتیب بهبود اجتماعی از راهی غیر از بر انداختن کل جامعه مدرن غیر ممکن‬
‫است این نابود خواهی رادیکال دیدگاهی نهیلیستی است که نتیجه این موضوع از دو حالت خارج نیست یا هیچ‬
‫چیز انسانی ایی بجا نخواهد ماند و یا انضباتهای جدیدی ایجاد می شوند که بهتر از گذشته هستند البته فوکو‬
‫هیچ دلیلی برای این نظر ارائه نمی دهد )همان‪،‬ص ‪(52‬‬
‫پاتنام فوکو را یک نسبی نگر معرفی می کند )همان‪،‬ص ‪(52‬بنابراین همانطور که بیان شد کارهای فوکو‬
‫بحدی گسترده است که براحتی نمی توان انها را در قالب یک روش خاص قرار داد بنابراین کار فوکو گذشته‬
‫از گستردگی ‪،‬پر مایه و پذیرای انواع تفسیرهاست ‪،‬فرار بودن عمدی فوکو نیز کار او را پیچیده تر میکندفوکو‬
‫در این خصوص می گوید‪":‬از من نپرسید کی هستم و از من نخواهید همان کس باقی بمانم" همانطور که‬
‫بررسی کا رها یش نشان می دهد در زندگی حرفه ای بارها به گونه ای اساسی تغییر موضع داده است ‪).‬‬
‫‪،۶‬ص ‪6‬و ‪(555‬‬
‫با همه این تفاسیر فوکو در زمره طرفداران فرا ساختار گرائی )گروه ساخت شکنان(]‪ [1‬قرار‬
‫میگیرد)هر چند خود از این عنوان بیزار است()‪،۷5‬ص ‪ (289‬فوکو به نظم عصر روشنگری اعتقادی نداشت‬
‫و از این رو خود را ساختگرا نمی داند )‪،۱۰‬ق ‪(164‬‬
‫البته ساختارگرائی نفوذ نیرومندی بر کارهای اولیه فوکو داشت اما در کا رهای بعدی نفوذش را کم کم از‬
‫دست داد‪.‬فوکو رانه تنها غا لبا" یک پسا ساختار می دانند بلکه با عنوان ما بعد نوگرا)پسا مدرنیست( نیز او را‬
‫یاد می کنند )‪،۶‬ص ‪(556‬این عنوان زمانی بیشتر‬
‫نمود پیدا می کند که به بررسی قدرت از دید فوکو بپردازیم‪ .‬وی دیدگاه مارکسیستی کلسیک را درباره انقلب‬
‫که متضمن بد ست گرفتن دولت و قدرت است رد می کند‪.‬زیرا مبتنی بر این فرض است که خود قدرت در‬
‫دست دولت متمرکز نیست به موجب این نظریه د نیای اجتماعی شهر فرنگی است از مبارزه برای تصاحب‬
‫قدرت و هرگز نمی توان به فرا سوی آن حرکت کرد‪.‬بجای انقلب با سلسله بی پایانی از مبارزات قدرت‬
‫مواجه ایم که نمی توان آنها را از بین ببریم چون قدرت بخش ضروری و ذاتی هر رابطه ای است در واقع به‬
‫این ترتیب بود که شورشیان ‪ 1968‬در فرانسه پا به عرصه ظهور گذاشتند – به مثابه یک سلسله مبارزات‬

‫قدرت متمرکز در دانشگاهها ‪،‬کار خانه ها و ادارات – در این رهیافت که به پسا ساختار گرائی معروف است‬
‫از هم گسیختگی سیاسی و نظری آشکارا به چشم می خورد )‪،۱‬ص ‪4‬و ‪(233‬‬
‫مع الوصف نظرات فوکو از چنان گستردگی برخوردارند که این امکان را ایجاد کرده اند که هر کس با‬
‫هر دیدگاهی به آثار او نظری بیفکند بتواند برداشت خاصی از وی داشته باشد ‪.‬آنها که به دنبال خلص کردن‬
‫خود از دغدغه مدرنیته بوده اند فوکوی مخالف با روشنگری را دستاویز خود قرار داده اند ‪،‬آنها که در‬
‫جستجوی سرچشمه های اصا لت و هویت بوده اند ‪،‬انتقادات پر طمطراق او از تمدن غرب را سرلوحه کار‬
‫خود قرار می دهند و کسانی که هنوز در سودای ایدئو لوژی رهائی یا رستگاری اند اورا پیشوای خود قرار‬
‫داده اند‪،۲).‬ص ‪(10‬‬

‫آرا و انديشه های فوکو ‪:‬‬
‫آثار فوکو از حیث محتوا به سه بخش تقسیم می شوند‪:‬‬
‫بخشی که تحت تأ ثیر هرمنو تیک]‪[2‬هایدگری است که اوج این گرایش در کتا ب تاریخ جنون آشکار شده‬
‫است ‪،‬بخش دیگر را می توان باستان شنا سی یا دیرینه شناسی دانش نامید که تحلیلی شبه ساختاری یا نیمه‬
‫ساختاری است مهمترین آثار او در این نگرش در پیدایش در مانگاه ‪،‬نظم اشیا ء و باستان شناسی دانش متجلی‬
‫است ‪،‬بخش سوم آثار فوکو تبار شناسانه است که به بررسی رابطه گفتمان و دانش از یک طرف و قدرت از‬
‫طرف دیگر می پردازد ‪. .‬آثار مراقبت و مجازات‪ ،‬تاریخ جنسیت‪،‬نیچه‪،‬تبار شناسی و تاریخ از نوشته های‬
‫مربوط به این نگرش هستند‪.‬‬
‫فوکو درتدوین آثار خود از دو روش خاص بهره برده است ‪ -1‬دیرینه شناسی ‪ -2‬تبار شناسی‬
‫در دیرینه شناسی وی به کردارهای غیر گفتمانی هیچگونه توجهی ندارد و فقط به بررسی واژه ها و معانی‬
‫می پردازد‪ -2.‬در تبار شناسی رابطه میان صورت بندیهای گفتمانی و حوزه های رفتاری )غیر گفتمانی(‬
‫محوریت می یابد ‪ .‬این دو روش در کار فوکو به تکمیل هم می پرداخته اند و نمی توان به صراحت گسستی‬
‫بین آنها مشاهده کرد و در واقع ارتبا ط بین آنها ارتباطي تنگاتنگ است که در طول عمر پژوهش فوکو شاهد‬
‫بکار گیری هر دو روش هستیم بطوریکه فوکو در آثار متاخرخود از روش دیرینه شناسی مکمل تبار شناسی‬
‫برای تحلیل گفتمانهای موردی استفاده می کند ‪.‬‬
‫در دیرینه شناسی توجهات فوکو بیشتر حالت "عینیت یافته" و بی طرفانه دارند اما در تبار‬
‫شناسی دیدگاه فوکو حالت انتقادی به خود می گیرد موضوعاتی نظیر قدرت را با دید انتقادی مورد بررسی‬
‫قرار می هد‪ .‬نگرش تاریخی فوکو به هر حال در هر دو روش یکسا ن است و در بررسی موضوعا ت بجای‬
‫نقطه آغاز و منشاء از تفرق‪ ،‬تفاوت و پراکندگی سخن به میان می آید‪.‬‬
‫اولین روشی که فوکو در تحقیقات و پژوهشهای خود بکار گرفت معروف به دیرینه شناسی)باستان‬
‫شناسی(است‪" .‬دیرینه شناسی شیوه تحلیل قواعد نهفته و نا آگاهانه تشکیل گفتمانها در علوم انسانی است")‬
‫‪،۴‬ص ‪(20‬که شیوه متفاوتی در تفحص تاریخی به شمار می رود هدف دیرینه شناسی کشف حقیقت نیست وی‬
‫تحت تأ ثیر نیچه به حقیقت بیرونی و مستقل از شرایط تفسیری و تاریخی اعتقادی ندارد ‪ ،‬فوکو با استفاده از‬
‫این شیوه به دنبا ل کشف شرایط پدیداری و وجودی گفتمان – سخن و انتشار آن در سطح جامعه و مناسبات‬
‫احتماعی و پژوهش گر در پی کشف قواعد و گفتمانهای نهفته در صورت –بندیهای خاص است )‪،۱۰‬ص‬
‫‪ (163‬از این نگاه گفتمانها در مسیر اجتنا ب نا چذیری واحدی قرار نمی گیرند و رویه های خود مختار و‬
‫مستقلند‪ ،‬در دیرینه شناسی سخن از گسستها‪ ،‬شکافها ‪،‬خلءها ‪ .‬تفاوتهاست نه تکامل‪،‬ترقی و توالی اجتناب نا‬
‫پذیر‪.‬بر اساس استدلل دیرینه شناسانه قواعد حاکم بر گفتمان می یابد عناصر درونی خود آن باشند در نتیجه‬
‫کردارهای غیر گفتمانی ‪،‬اجتماعی ‪،‬سیاسی و نهادی و نقش آنها در تشکیل گفتمانها نا دیده گرفته شده اند )‬
‫‪،۴‬ص ‪22‬و ‪ (21‬آثار عمده ای که فوکو با استفاده از این روش نگاشته است عبارتند از ‪ :‬پیدایش در مانگاه‬
‫‪،‬نظم اشیاء)که عنوان فرعی آنها دیرینه شناسی است(و باستان شناسی دانش )که دیرینه شناسی به صراحت در‬

‫عنوان اصلی آن آمده است( است در این روش تأ ثیر موضوعاتی نظیر دیوانگی)جنون(و بیماری در پیدایش‬
‫علوم انسانی مورد بررسی قرار می گیرد ‪.‬‬
‫روش دیگر مورد استفاده فوکو تبار شناسی است که در آن ارتباط میان دانش و قدرت و فناوریهای قدرت‬
‫برجسته می شود‪ .‬در این روش دانش وابسطه به زمان و مکان و در رابطه دو سویه با منا سبا ت قدرت‬
‫منعکس شده در لیه های اجتماع است )‪،۱۰‬ص ‪(163‬‬
‫تبار شناسی‪،‬پیدایش علوم انسانی و شرایط امکان آنها را به نحو جدائی نا پذیری با تکنو لوژی قدرت‬
‫مندرج در کردارهای اجتماعی پیوند می دهد این روش بر خلف نگرشهای تاریخی مرسوم در پی کشف اشیاء‬
‫و جوهر نیست و لحظه ظهور را نقطه عالی فرایند تکامل نمیداند بلکه از هویت بازسازی شده ی اصل و‬
‫منشاءو پراکندگی های نهفته در آن سخن می گوید ‪ ،‬فوکو در بکار گیری این روش سخت تحت تأ ثیر نیچه‬
‫است و هما نند او بجای اصل و منشاءاز تحلیل تبار و پیدایش سخن به میان می آورد ‪،‬تحلیل تبار‪،‬یگانگی را‬
‫نفی می کند و تنوع و تکثیر رخدادهای نهفته در پس آغاز و منشاء تاریخی را کشف می کند و فرض پیوستگی‬
‫تاریخی پدیده ها را فی می کند ‪ .‬با این روش بطلن فرض یکپارچگی ‪،‬همگنی و سیر تکاملی پیوسته پدیده ها‬
‫به اثبات می رسد که آنچه در بنیا ن دانش و هویت ما نهفته است حقیقت نیست بلکه تنوع رویداد هاست‪ .‬فوکو‬
‫نخستین موضوع تبار شناسانه را در بدن آدمی جستجومی کند‪،‬انسان در طول تاریخ به گونه ای متعدد و‬
‫متفاوتی نمود داشته است هر لحظه ای از تاریخ نه اثبات رویدادهای گذشته ونه مرحله ای در حفظ تکامل‬
‫‪،‬بلکه لحظه ای خا ص است که نشانگر تعامل مخاطره آمیز سلطه ها و نبرد نیروها ست از این روهر دوره یا‬
‫هر لحظه از تاریخ تنها مرحله گذرائی از مجموعه ای از وابستگیهاست در این حالت جائی برای تعیین سوژه‬
‫تاریخی با قی نمی ماند ‪ .‬انسان از شکلی از سلطه به شکلی دیگر می رسد ‪،‬تاریخ نها دینه شدن مستمر اشکال‬
‫سلطه و خشونت در قالب قواعد است ‪ .‬تبار شناسی از طریق بررسی تار یخی بودن پدیده ها اثبا ت می کند که‬
‫دانش وابسته به زمان و مکان است تحلیل تبار شناسانه پدیده ها منجر به نفی تحمیل ساختارهای فرا تاریخی بر‬
‫پدیده ها می شود ‪ .‬تبار شناسی کثرت عوامل‪،‬استراتژیها و نیروهایی را که به امور ‪،‬خصلت بدیعی و‬
‫ضروری می دهند کشف می کند مثل" زندان‪،‬کردار های آموزشی‪،‬فلسفه تجربی‪،‬شیوه های نوین تقسیم‬
‫کار‪،‬پیدایش ساختار معماری مراقبت و جامعه سراسربین و تکنیکهای جدید قدرت همه با هم جمع می شوند تا‬
‫کردار حبس جنائی به عنوان رخدادی ظهور پیدا کند‪ .‬موضوع تبار شناسی نه سیر تاریخ و نه نیا ت سوژه ای‬
‫تاریخی بلکه رخداد ها و پراکندگی – هایی است که محصول منازات ‪،‬مقابل نیرو ها و روابط قدرت هستند با‬
‫ایتن تعبیر علم و دانش چیزی جز پشم اندازی تاریخی نیست ‪ .‬فوکو معتقد است که حتی تن آدمی نیز تا بع‬
‫تاریخ است و بوسیله نظم کار و استراحت تجزیه می شود ‪ .‬مسأ له اصلی در تبار شناسی فوکو اینست که‬
‫انسانها چگونه بواسطه قرار گرفتن د ر درون شبکه ای ازروابط قدرت و دانش به عنوان سوژه و‬
‫ابژه)موضوع و عامل( شکل می گیرد ‪ .‬تحلیل شرایط تاریخی و اشکال دانش و روابط قدرتی که از طریق آنها‬
‫انسانها تحت سلطه قرار می گیرند در کانون بحث تبار شناسی است‪ .‬تبارشناسی نحوه حکومت انسانها بر خود‬
‫و بر دیگران را از طریق تأ سیس رژیمهای حقیقت نشان می دهد )‪،۴‬ص ‪ (22-24‬و تبارشناسی تحولتی را‬
‫که به سطح رویدادها‪،‬جزئیا ت کوچک‪ ،‬دگرگونیهای جرئی و موقعیتهای کم اهمیت مربوط می شود پیگیری و‬
‫دنبال می کند ‪ .‬با انشای دگرگونیهایی که در قدرت بوجود آمده و تأ ثیری که رژیمهای اجتماعی بر جای‬
‫گذاشته اند تبارشناسی درصدد برمی آید که هاله مشروعیت این رژیمها را از بین ببرد )‪،۵‬ص ‪(384‬‬
‫تحلیل تبارشناسانه در دو اثر عمده متأ خر فوکو یعنی انضبا ط و مجازات و تاریخ جنسیت مورد استفاده واقع‬
‫شده است ‪.‬‬
‫در اینجا سعي خواهیم كرد برخي از موضوعات مورد بررسي فوكو را به اختصار ارائه كنیم ‪.‬‬

‫قدرت و انضباط‪:‬‬
‫موضوعی که بیش از هر چیزموجبا ت شهرت فوکو را فراهم و آورده است نحوه پرداختن وی به قدرت و‬
‫تحلیلهای بسیار بدیعی است که در بررسی این موضوع بدست آمده است هر چند که در پردازش این موضوع‬
‫از نیچه الهام گرفته است قصد داریم در اینجا به طور خلصه به بررسی موضوع قدرت از دیدگاه فوکو‬
‫بپردازیم‪ .‬فوکو مسیر تحول قدرت را بطور روشن در کتب انضبا ط و مجازات با عنوان فرعی شجره شناسی‬

‫قدرت مشخص شده است در این کتا ب فوکو همواره بر آنست که به این سؤ ا ل پاسخ بگوید که قدرت چگونه‬
‫اعما ل می شود ؟ فوکو قدرت را همانند چیزی در تملک و دارائی اعما ل کنندگان آن در نظر نمی گیرد بلکه‬
‫با آن برخوردی صرفا" اسمی دارد و حتی می خواهد بگوید که قدرت وجود ندارد و تنها اعما ل موضعی‬
‫قدرت است که واقعیت دارد قدرت بر خلف دیدگاه دارندورف که تمام جامعه را به دو گروه فرمانده و‬
‫فرمانبردار تقسیم می کند از نظر فوکو آن چیزی نیست که طبقه مسلط دارای آن و افراد تحت ستم فاقد آن با‬
‫شند ‪ .‬فوکو ترجیح می دهد که قدرت را راهبردی پیچیده در نظر بگیرد که شبکه وار در تمام ابعاد جامعه البته‬
‫به بصورت خرده – قدرتها نمایان گر است و افراد تحت سلطه به اندازه افراد مسلط گر بخشی از شبکه روابط‬
‫قدرت و چارچوب اجتماعی هستند ‪ .‬فوکو در بررسی فوکو نمی خواهد ماهیت قدرت را تقریر کند بلکه می‬
‫خواهد این نکته را متذ کر شود که قدرت را در کجا باید جهت و افراد چگونهئمی توانند بر دیگران قدرت‬
‫داشته باشند ‪ .‬از نظر فوکو قدرت تأ ثیر فرد بر افراد دیگر نیست بلکه تأ ثیر عمل بر اعمال دیگر است )‪،۲‬ص‬
‫‪(198 -203‬فوکو در بررسی قدرت قصد ندارد نظریه پردازی کند بلکه به گفته ی خودش چیزی که عرضه‬
‫می کند تحلیلت قدرت است‪(۴،311) .‬‬
‫از نظر فوکو قدرت نه یک نهاد است‪،‬نه یک ساختار‪،‬حتی توان خاصی که به ما بخشیده با شند نیست‪،‬‬
‫قدرت نامی است که آدمی به موقعیت راهبردی پیچیده ای در یک جامعه خاصی می دهد ‪ .‬قدرت نه مرکز‬
‫است و نه یک جامعه‪ ،‬نه یک جا نبه‪ ،‬نه مسلط ‪،‬قدرت توزیعی است‪،۸).‬ص ‪(41‬‬
‫فوکو جهت شجره شناسی )تبارشناسی(قدرت به بررسی مجازات زندانیان و مجریان به فاصله سالهای ‪1757‬‬
‫تا ‪ 1830‬می پردازد دوره ای که طی آن شکنجه زندانیان جایش را به نظارت بر آنها بوسیله مقررات‬
‫زندانبانی داد ‪ .‬فوکو این دگرگونی )تبدیل اعدام و شکنجه زندانی به نظارت و انضباط(را به منزله ایجاد رفتار‬
‫مهربانانه و شفقت آمیز با زندانیان تلقی نمی کند ‪ ،‬بلکه معتقد است که مجازات خصلت معقولنه تری به خود‬
‫می گیرد )مأ مور اعدام با گیوتین جای خود را به مأ مور مراقبت می دهد( در نتیجه از بسیاری جهات روی‬
‫زندانبان نفوذ بیشتری اعمال می شد ‪ .‬شکنجه پیش زندانیان هر چند ممکن بود برای نمایش عمومی خوب و‬
‫هیجان آور باشد اما برای صاحب قدرت بیشتر نمودی منفی پیدا می کرد ‪،‬زیرا تما شاگران آن منظره را نسبت‬
‫به حاکمان بد بین کرده و موجبات شورش آنها را فراهم می کرد ‪،‬اما نظام نوین مقررات ‪،‬با قاعده تر‪،‬کار آمد‬
‫تر ‪،‬پایدارتر‪،‬و نتیجه بخش تر بود‪ .‬خلصه اینکه نظام تأ ثیرها یش را بیشتر و هزینه های اقتصا دیش را‬
‫کمتر ساخته بود ‪،‬در واقع این نظام نوین برای آن ساخته نشده بود تا انسانی تر عمل کند بلکه برای مجازات مؤ‬
‫ثرتر و نفوذ عمیقتر قدرت در بدنه اجتماع ساخته و پرداخته شده بود ‪ .‬بر خلف شکنجه که برای فرد مجرم‬
‫قابل اجراست ‪،‬فراگرد نوین در ابتدای فرایند کجروی اعمال می شود ‪،‬در دفعات بیشتری بکار بسته می‬
‫شود ‪،‬دیوانسالرانه تر ‪،‬کا رآمد تر‪ ،‬غیرشخصی تر‪،‬تغییر ناپذیر است و علوه بر افراد بزه کار سرا سر‬
‫جامعه را تحت نظارت می گیرد ‪ .‬البته فوکو وجود این گونه مقررات انضباطی رانهاد هائی نظیر ارتش و کا‬
‫رخانه های صنعتی مثبت ارزیابی می کند اما از گسترش آن در قالب شبکه پلیس دولتی ) نیروی انتظامی(‬
‫جهت نظارت انضباطی بر سراسر جامعه احساس هراس می کند ‪ .‬فوکو معتقد است انضباط و مقررات هنجار‬
‫بخش به تدریج سراسر جامعه را تحت تأ ثیر قرار می دهد در اینجا تصویری از قفس آهنین به چشم می خورد‬
‫با این تفاوت که فوکو معتقد است نیروهائی در جامعه وجود دارند که در مقابل نظام انضباطی مقاومت نشان‬
‫می دهند به عبارتی نوعی دیا لکتیک ساختاری پیوسته در سراسر جامعه جریان دارد )‪،۶‬ص ‪ (661-663‬بد‬
‫ینسان انضباط نوعی قدرت است که افراد لزم را برای سکونت در جامعه می سازد ‪،۵) .‬ص ‪ (386‬هدف‬
‫نهائی فوکو از بحث انضبات و مجازات‪،‬رد یابی روند تکوین تکنولوژی جدید قدرتی است که به واسطه آن‬
‫انسانها بصورت سوژه و ابژه در می آیند و بحث اصلی در خصوص رابطه دانش ‪،‬قدرت و بدن آدمی و نیز‬
‫تکنولوژی قدرت است ‪ .‬در اینجا بدن آدمی بعنوان موضوع بل واسطه عملکرد روابط قدرت در جامعه جدید‬
‫ظاهر می شود ‪ .‬با تحولت اساسی در رفتارهای مجازات و با محو تنبیه بدنی در ملءعا م و ایجاد نظام‬
‫جزائی جدید روح جای بدن را بعنوان موضوع ا صلی مجازات می گیرد ‪ .‬فوکو این قدرت جدید را قدرت‬
‫انضباطی می نامد که پیدایش و اعما ل آن به نحو جدائی نا پذیری با پیدایش دستگاههای خاص دانش و تکوین‬
‫علوم انسانی پیوند داشته است ‪ .‬از نظرفوکو جامعه انضباطی با سه فرا گرد کلی همراه است‪ :‬اول" از لحاظ‬
‫اقتصادی و اجتمائی‪ ،‬تکنولوژی های قدرت انضباطی در زمانی شکل گرفتند که وقوع تحولتی در جمعیت و‬
‫در شیوه تولید زمینه منا سبی را برای گسترش تکنولوژیهای اداره جمعیت و تأ مین کارائی برای دستگاهای‬
‫تولیدی فراهم آورده بود و این شتاب فرایند انباشت سرمایه شد ‪ .‬ثانیا" از لحاظ حقوقی و سیاسی تکنولوژیهای‬
‫انضباطی در درون ساختارهای سیاسی و حقوقی تعبیه شدند تا ضا من اطاعت و فرمانبرداری باشند ‪ .‬ثا لثا"‬
‫روابط متقابل میان اعمال قدرت و تشکیل دانش قرت گرفت ‪ .‬فوکو از جامعه انضباطی با نام شبکه حبس یاد‬
‫می کند که درآن مکانیسمهای انضبا ط در سراسر پیکر جامعه پخش و منتشر می شودند و در درون آن‬

‫زندانها‪ ،‬مؤ سسات خیریه‪،‬پرورشگاها ‪،‬ماکز تربیت اخلقی ‪،‬و‪ .......‬قرار دارند ‪ .‬نظارت‪ ،‬مراقبت ‪ ،‬ایجاد‬
‫امنیت‪ ،‬کسب دانش و اطلعا ت ومنفرد سازی ویژگیهای شبکه حبس اند و هدف اصلی آن بهنجار سازی است‬
‫‪،۴).‬ص ‪(24-29‬‬

‫قدرت و دانش‪:‬‬
‫فوکو کار خود را نوشتن تاریخ زمان حا ل می داند دانش تاریخ نگارانه ای که در مطالعات وی مطرح است‬
‫دانشی است که عاری از روابط قدرت در نظر گرفته نشده است ‪ .‬فوکو همچون هابرماس معتقد است که اید‬
‫ئولوژی طبقه حاکم است که دانش موجود را ایجاد می کند و این دانش تحت تأ ثیرمنافع و مقاصد پیکره قدرت‬
‫شکل می گیرد وی معتقد است که فناوری قدرتی که در زندانها بکار بسته شده در همه وجوه جامعه بسط یافته‬
‫است و بدین صورت است که شبکه حبس ایجاد می گردد‪،۲).‬صص ‪(206-209‬‬
‫فوکو به این موضوع علقه مند است که دانش چگونه تکنولوژیهائی را برای اعمال قدرت بوجود آورد ‪.‬‬
‫دراین مورد ایده جرمی بنتام با عنوان دیده بان مشرف به حیات )زندان تمام دید(را مثال می آورد ‪ .‬بر اسا س‬
‫این ایده برجی بلند در مرکز زندان ایجاد می شد و سلولهای زندان بصورت دایره وار بر حول آن برج ساخته‬
‫می شدند ‪ .‬ساختار برج به شکلی بود که از بالی برج فضای درون سلولها بطور کامل قابل رؤیت بود‬
‫بنابراین کارکنان زندان اجازه پیدا می کردند تا بزهکاران را کامل" تحت نظر داشته باشند ‪ .‬دیده بانی مشرف‬
‫به صحنه به زندان بانان قدرت عظیمی می بخشید زیرا امکان مراقبت همه جا نبه را برای آنها فراهم می‬
‫سازد ‪ .‬مهمتر اینکه چون در اینجا زندانیان تصور می کنند همواره زیر نظر قرار دارند از بسیاری از‬
‫رفتارهای بزه کارانه خود داری می کنند از طرفی چون زندانیان همدیگر را نیز تحت نظر دارند قدرت این‬
‫ساختار مضاعف می شود‪ .‬در اینجا پیوند آشکاری بین تکنولوژی ‪ ،‬دانش و قدرت به چشم می خورد‪.‬‬

‫قدرت و جنسیت‪:‬‬
‫فوکو جنسیت را بعنوان یک نوع نقطه انتقال متراکم در زمینه روابط قدرت در نظر می گیرد‪ ،.‬و هد ف‬
‫خودرا در بررسی تا ریخ جنسیت تعریف رژیمی متشکل از قدرت‪ ،‬دانش و لذت قید می کند که نحوه مباحثه‬
‫در باره جنسیت بشری را در جهان ما تعیین و حفظ می کند ‪.‬برای این منظور ضمن بررسی تاریخ رفتار‬
‫جنسی بشر از یونان باستان تا کنون مشخص می کند که چگونه میل جنسی وارد گفتمان و روند مباحثه شده و‬
‫قدرت چگونه بر این نوع مباحصه تأ ثیر می گذارد ‪ .‬فوکو رفتار جنسی را در طول تاریخ بشر در سه دسته‬
‫طبقه بندی می کند ‪:‬‬
‫شهرت‪ ،‬جنسیت و زندگی)‪،۴‬ص ‪ (289‬که به اختصار به بررسی هر کدام‬
‫می پردازیم ‪-1:‬شهوت‪:‬که از ابتدای تاریخ تا قرن هجدهم مهمترین اصل حا کم بر رفتار جنسی را شهرت می‬
‫داند و تمام رفتار جنسی انسان تحت تأ ثیر زیبائی شناختی و لذت شکل می گیرد و مهمترین دوره را در یونان‬
‫باستان و تا پیش از دوره هلینم در نظر می گیرد که در آن دوره روابط جنسی شکلی کامل" آزادانه و به دور‬
‫از هر گونه سرکوب و اختفاء صورت می گرفته است‬
‫‪ -2‬جنسیت‪:‬که مبتنی بر گسستن رندگی از وصلت و قرابت است ‪ .‬جنسیت موضوعی فردی است و با لذات‬
‫خصوصی پنهان ‪،‬زیاده رویهای خطر آفرین برای بدن و تخیلت مخفی و محرمانه سرو کار دارد ‪ .‬جنسیت‬
‫بدین معنی بعنوان ماهیت اصلی فرد و هسته هویت شخصی تلقی می شود در این دوره اتفاقی رخ می دهد که‬
‫فوکو از آن بعنوان " انتشار جنسیت" یاد می کند که در آن پزشکان و روانپزشکا ن به دنبا ل کشف علل‬

‫برخی بیماریها و بزهکاریها ازرا معاینه و اعترافات شخص بیمار وارد زندگی خصوصی و اعمال مخفی‬
‫افراد می شوند این حقیقت مربوط به سده هجدهم میلدی است‪.‬‬
‫‪ -3‬زندگی جنسی‪:‬مشخصه قرن نوزدهم است که در آن زندگی جنسی امری است مربط به خانواده ‪،‬در این‬
‫دوره گفتمان خاصی در مورد زندگی جنسی شکل می گیرد که جهت سر و سامان دادن به زندگی جنسی و‬
‫برای آن در قا لب خانواده و قوانین و مراتب اجتماعی خاصی تدوین می شود که که براساس آنها دو دسته‬
‫رفتار شکل می گیرد ممنوع و مجاز ‪:‬هر آنچه در قالب خانواده انجام می شود مجاز و خارج از این قاعده‬
‫ممنوع است ‪.‬‬
‫فوکو معتقداست در جامعه معاصر میل جنسی تبیین کننده همه چیزشده است ‪ ،‬فوکو بجای تأکید بر سرکوبی‬
‫میل جنسی می گوید که در بررسی میل جنسی باید بر رابطه میان آن و قدرت تأکید کرد در دوره معاصر‬
‫هدف دستگاه قدرت سرکوب میل جنسی نیست بلکه می خواهد آنرا مورد تحلیل واقع بینانه و مشاهده پایدار‬
‫فرار دهد ‪.‬‬
‫با پیدایش روانکاوی دانشمندان این علم ریشه و منشاء همه بیماریها و انحرافات را در میل جنسی می یا فتند که‬
‫سعی داشتند با استفاده از تکنولوژی اعتراف به درمان بیماریها بپردازند ‪ .‬از دیدگاه روانپزشکان جنسیت در‬
‫کل ابعاد رندگی فرد منحرف رسوخ داشت از این رو کل زندگی وی باید شنا خته می شد در حالی که لواط در‬
‫گذشته انحرافی موقتی محسوب می شد اینک بصورت یک بیماری مورد توجه قرار می گرفت ‪.‬فوکو در‬
‫درون گفتمانهایی که درباره جنسیت تکثیر یا فته اند چهار استراتژی مهم را کشف می کند ‪:‬‬
‫‪-1‬هیجان پذير شمردن بدن زن‪ :‬بدن زن بعنوان بدنی کامل" اشباع شده از جنسیت مورد تحلیل قرار گرفت‬

‫‪ -2‬آموزش پذير شمردن زندگی جنسی کودکان‪:‬همه کودکان برخوردار از جنسیتی هستند که هم طبیعی و هم‬
‫خطرناک است بنابراین مصلحت فردی و جمعی اقتضا میکندکه والدین مراقبتهای ویژه ای در این خصوص‬
‫اعمال نمایند ‪.‬‬

‫‪ - 3‬قرار دادن زاد و ولد در کانون توجه دولت و جامعه‪ :‬دولت باید با بذل توجه دقیق به تنظیم امر زاد و ولد‬
‫جمعیت را کنترل نماید ‪،‬زن و شوهر مسؤ لیتهای طبی و اجتماعی پیدا کردند قصور بر مراقبت دقیق بر‬
‫زندگی جنسی می تواند به وجه خطر ناکی به افول سلمت و تندرستی خامواده و جامعه بینجامد ‪.‬‬

‫‪ -4‬تلقی لذات ناشی از انحرافات جنسی به عنوان بیماری روانی‪:‬‬

‫همه این استراتژیها به صورت عجیبی به پیدایش پیوند میان قدرت و لذت می انجامند ‪،‬معاینه پزشکی‪،‬تحقیق‬
‫روانشناسانه‪،‬گزارش و شرح حال و مراقبت خانوادگی ممکن است همگی دارای این هدف کلی و ظاهری‬
‫باشند که هر گونه جنسیت منحرف و غیر مولد را نفی می کند )‪،۴‬ص ‪(2869-296‬‬
‫جا معه از طریق علم به قضیه جنسی توانسته است قدرت بیشتری را در برخود زندگی اعما ل کند‪.‬‬
‫فوکو سه مضمون عمده را در بحث تاریخ جنسیت مطرح کی کند‪:‬‬

‫‪ -1‬روابط قدرت جنسی بر آنچه ما آنرا درونی ترین تجربه خود یعنی تمایلت پنهان می دانیم اثر می گذارد و‬
‫سرکوب و منع و تحریم ویژگی این تأ ثیر نبوده بلکه تحریک ‪ ،‬آماده سازی و ساماندهی تجربه جنسی از‬
‫خصوصیات آن محصوب می شوند فوکو نشان می دهد که نوعی تحریک نمادین برای انجام گفتمان هر چه‬
‫بیشتر در این موضوع در سطح جامعه ایجاد میشود و نتیجه آن گسترش تمایلت جنسی فردی ‪،‬نابهنجاریها و‬
‫انحرافات بود ‪.‬‬
‫‪ -2‬فوکو در صدد یافتن منشاء رویه اعتراف کردن در نزد پزشک یا روانکاو است بدین نحو که عمل اعتراف‬
‫کردن در صومعه های اولیه مسیحی آغاز شد )مسیحیان هر سال حداقل یکبار باید به صومعه رفته و به گناهان‬
‫که شخصی ترین اعمال آنها بود نزد راهب اعتراف کنند (و رفته رفته به حقوق‪ ،‬روانپزشکی‬
‫‪،‬پزشکی‪،‬آموزش و پرورش ‪،‬روابط خانوادگی و نظایر آن تسری پیدا کرد‪.‬‬

‫‪ -3‬فوکو شبکه ای از روابط که به تجربه جنسی غرب نظم داده را توضیح می دهد بدین ترتیب که دولتها پی‬
‫بردند که صرفا" با رعایا و فرمانبرداران ‪،‬سر و کار ندارند بلکه با یک جمعیت یا پدیده های مشخص و‬
‫منحصر به فرد یعنی زاد و ولد ‪،‬مرگ و میر‪ ،‬باروری و امید به زندگی مواجه اند به دین ترتیب به فکر تنظیم‬
‫مقررات و انضبا طی برای مراقبت از آن افتادند و سیاستهای تنظیم جمعیت شکل گرفت‪،۵) .‬ص ‪(388-9‬‬

‫اخلق‪:‬‬
‫فوکو معتقد است که ما انسانها جوهره هایی هستیم که در مقابل قدرت مقاومت می کنیم قسنتی از ظرفیت و‬
‫توان ما صرف قدرت می شود و قسمتی دیگر نیز باقی می ماند که باید با آن ارتباط بر قرار شود ‪ .‬فوکو این‬
‫ارتباط با خود را اخلق می داند‪ .‬همین اخلق که مایه فرهیختگی و تمایز فرد از دیگران می شود ‪ .‬فوکو در‬
‫تحلیل رابطه جنسی است که مفهوم اخلق را مورد کنکاوش قرار می دهد)‪،۵‬ص ‪ (392‬برای این کار جامعه‬
‫یونان باستان را مورد بررسی قرار می دهد ‪ .‬از نظر یونانیان اعمال و افعالی که به لذت شدید و حاد مربوط‬
‫می گردید باید کنترل می شد و این کنترل نه بواسطه قانون گذاری و نظام اخلقی عام و کلی بلکه بواسطه خود‬
‫پروری و زهد فردی و حکم فرمائی فرد بر خود صورت می گرفت )همان‪ ،‬ص ‪(393‬و از این طریق بود که‬
‫فرد به صورت سوژه اعمال خود ظهور پیدا می کرد)‪،۴‬ص ‪(36‬‬
‫فوکو چهار جنبه اصلی از اخلق بعنوان رابطه با نفس را تشخیص میدهد عبارتند از ‪:‬‬

‫غايت‬
‫شیوه اطاعت‬
‫جوهر اخلقی‬
‫فعالیت‬
‫خود سازی‬

‫‪ -1‬جوهر اخلقی ‪:‬بخشی از نفس یا رفتار است که بعنوان قلمروی منا سب برای قضاوت اخلقی در نظر‬
‫گرفته می شود ‪.‬‬
‫‪ -2‬شیوه اطاعت)انقیاد( شیوهای است که افراد از آن طریق فرا خوانده یا بر انگیخته می شوند تا تعهدات‬
‫اخلقی خود را به رسمیت بشناسند)‪ 0‬ممکن است این تعهدات بر گرفته از قانون الهی باشند یا قانون اجتماعی‪،‬‬
‫فوکو این تعهدات را تلش برای بخشیدن زیبا ترین شکل ممکن به وجود خویش تعریف می کند ( که در‬
‫اعصار متفاوت مختلفند ‪.‬‬
‫‪ -3‬فعالیت خود سازی ‪ :‬وسایلی که به یاری آنها نفس خود را یرای بدل شدن به سوژه های اخلقی به یاری‬
‫فعالیت خود سازانه خویش یا زهد در گسترده ترین مفهوم آن متحول ساخته یا پردازش می کنیم‪.‬‬
‫‪ -4‬غایت ‪ :‬موقعیتی است که به هنگام رفتار اخلقی مشتاق رسیدن به آن هستیم ‪ .‬از نظر فوکو ممکن است‬
‫تغییر در یکی از چهار جنبه تغییراتی را نیز در جنبه های دیگر را ایجاد کند )دید کار کرد گرایانه(‬

‫فوکو و انقلب اسلمی‪:‬‬

‫فوکو در اوج پختگی علمی حیات خود انقلب اسلمی ایران را تجربه کرد و به بررسی علل شکل گیری و‬
‫ماهیت آن پرداخت و مقالت چندی درباره ان نوشت ‪ .‬وی انقلب اسلمی ایران را انقلبی ‪،‬پسا مدرن دانسته‬
‫و آنرا رویکردی در مسیر عبور از مدرنیته معرفی کرده است و در واقع آنرا اعتراضی در مقابل مدل نو‬
‫سازی رژیم شاه می داند ‪ .‬فوکو از انقلب اسلمی ایران بعنوان "راهی منحصر به فرد" یاد می کند که راه‬
‫جدیدی را پیش روی ایرانیان و حتی جهانیان گشوده است ‪ .‬وی در این تحلیل به طرح این سؤ ال می پردازد‬
‫که این "راه منحصربه فرد" مردم ایران را کجا خواهد برد؟) ‪(۹‬‬
‫فوکو در مقاله ای تحت عنوان ایرانیان چه رویائی در سر دارند ؟به تحلیل انگیزه مردم ایران از انقلب می‬
‫پردازد و می نویسد که روح انقلب ایران در این حقیقت نهفته است که ایرانیها از خلل انقلب خود در صدد‬
‫ایجاد تحول و تغییر در خویش هستند ‪ ،‬هدف اصلی آنها ایجاد تحولی بنیادین در وجود فردی و در حیات‬
‫سیاسی واجتماعی و در نحوه تفکر و نگرش است ‪ .‬آنها می خواهند تجربه و نحوه زیستن خود را دگر گون‬
‫سازند )‪،۳‬ص ‪ (45‬همچنین در کتاب ایران ‪،‬روح یک جهان بی روح شخصیت امام خمینی )ره( را چنین‬
‫توصیف می کند‪:‬‬
‫" شخصیت آیت ا‪ ...‬خمینی )ره( پهلو به افسانه می زند هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسی ایی نمی تواند‬
‫ادعا کند که مردمش با او پیوندی چنین شخصی و چنین نیرومند دارند‪)".‬همان‪،‬ص ‪(44‬‬
‫فوکو از انقلب ایران تحت عنوان "روح یک جهان بیروح" یاد می کند که حاکی از احاطه تفکر معنویت بر‬
‫تمام جنبه های آن است و این معنویت خواهان تغییر همه جانبه در روح و روان افراد جامعه و ملت متبلور‬
‫است و ملت ایران با آرزوی تغییر در روش بودن می خواهند بایدهای جدیدی را پیش روی مردم جهان‬
‫بگشایند و در واقع نفی فرا روایتها ی حاکم بر جهان است ‪،۱۳) .‬ص ‪( 1‬‬

‫نتیجه گیری‪:‬‬
‫فوکو متفكري است که به سادگی نمی توان از کنار آن گذشت وی با استفاده از نبوغی کم نظیردر نویسندگی و‬
‫تمسک به متفکرانی برجسته نظیر نیچه و هایدگر و فضای روشنگری حاکم بر فرانسه زمان خود توانست با‬
‫شیوه ای غیر متعارف و بدیع به طرح موضوعاتی بپردازد که کمتر محل بحث و جدل بوده اند که در عین‬
‫حال موفق شد در عمر نه چندان طولنی اش خدمات علمی ارزشمندی به جامعه علمی جهان عرضه نماید ‪ ،‬و‬
‫موضوعاتی پژوهشی نوینی فرا روی علقه مندان و پژوهشگران قرار دهد وی از زوایائی ببه بررسی‬
‫موضوعات مطروحه پرداخته که تا آنمورد توجه واقع نشده اند ‪ .‬اما با توجه به گستردگی اندیشه و حوزه‬
‫فکری فوکو انتقاداتی چند بر برخی زوایای کاری وی وارد شده است که عمده ترین آنها عبارتند از ‪:‬‬
‫ کوزنزهوی معتقد است که فوکو زمان حال را بدون اینکه به چگونگی امکان ایجاد آینده ای بهتر بپردازد‬‫مورد نقادی قرار می دهد )‪،۲‬ص ‪ (207‬که البته این رویه در کار بیشتر متفکران پست مدرن مشهود است و‬
‫فوکو نیز از این خصیصه مستثنی نیست‪.‬‬

‫گیدنز ایراداتی به نظرات فوکو وارد کرده است که عبارتند از‪:‬‬
‫ فوکو گسترش قدرت انضباطی را با ظهور سرمایه داری صنعتی پیوند داده است که این ارتباط تنها به‬‫شیوه ای کلی مطرح شده و به جزئیات آن نپرداخته است‬
‫ استدلل فوکو در خصوص ایجاد نظام کیفری و گسترش زندان بجای شکنجه و اعدام در ملء عام‬‫استدللی جامع و منطبق برشرایط زمانه نیست در واقع فوکو در این تحول به گسترش شهر ها و نیاز مشهود‬
‫مقامات دولتی برای ایجاد شیوه های جدید کنترل افراد پست و شریر در فضاهای بزرگ شهری که در آن‬
‫شیوه های مجازات اجتماع محلی دیگر کابردی نداشت نا دیده گرفته شده است‪.‬‬
‫ ‪.‬فوکو ارتباط بسیاری نزدیکی بین زندان و کارخانه بر قرار می کند غافل از اینکه بین زندان و کارخانه‬‫) حتی در بدترین شرایط کاری آن ( تفاوتهایی وجود دارد از جمله ‪ :‬کار تنها یک بخش ) گرچه وقت گیر ترین‬
‫بخش زندگی ( از زندگی روزانه افراد را تشکیل می دهد به عبارتی افراد کارگر بخش غیر کاری را خارج از‬
‫محیط انضبا طی کار خانه سپری می کنند و همچنین کارگر به زور در کارخانه و اداره نگه داشته نمی شود‬
‫بلکه بعنوان کارگر مزد بگیر آزاد وارد محیط کارخانه می شود در صورتیکه زندانی چنین نیست ‪ .‬و حتی‬
‫کارگر در محیط کار مقاومتهایی را از خود به نمایش می گذارد در صورتیکه زندانیان باید آدمهای سر به‬
‫راهی باشند ‪.‬‬
‫ فوکو آنچنان که باید و شاید به بررسی دولت در تفکراتش نمی پردازد و فقط از آن با عنوان تکنولوژی‬‫حساب شده انقیاد یاد می کند و یا قالب انضباطی که بر دیگران نظارت می کند این تعبیر فقط بخشی از حقیقت‬
‫را در برگرفته که همان جنبه نضارتی دولت است و جنبه کارکردی آنرا نادیده می گیرد ‪ ،۷ ) .‬صص ‪-5‬‬
‫‪( 292‬‬

‫]‪ [1‬هانری لوی عقیده فرا ساختار گرایان را اینچنین معرفی می کند‪:‬‬
‫" من کودک حرام زاده وصلت نا مقدس فا شیسم و استا لینیسم هستم اگر شاعر بودم وحشت زندگی و کو‬
‫لکهای جدیدی را که فردا در انتظار ماست می سرودم ‪،‬اگر آهنگ ساز بودم ‪،‬از خنده ابلهانه و اشکهای‬
‫عاجزانه و همهمه دهشتنا ک گمشد گان ‪،‬که در ویرانه های چادر زده اند و در انتظار سرنوشتشان هستند سخن‬
‫می گفتم‪ .‬اگر نقاش بودم‪،‬آسمان رنگ غبار گرفته را به تصویر می کشیدم که روی سا نتیاگو‪ ،‬لواندا‪ ،‬یا کو لیما‬
‫فرود آمده است ‪.‬اما نه نقاش هستم ‪،‬نه آهنگ ساز و شاعر ‪.‬من فیلسوف هستم کسی که از اندیشه ها و واژه ها‬
‫استفاده می کند‪ -‬واژه هائی که قبل" احمقها آنرا خرد و خمیر کرده اند‪،‬بنابراین با واژه های زبانم کاری نمی‬

‫توانم بکنم جز اینکه از قتل عامها سخن بگویم ‪،‬از باز داشتها و کاروانهای مرگ ‪،‬آنها را که دیده ام و دیگران‬
‫را نیز که می خواهم بیاد آورم‪ .‬اگر بتوانم توتا لیتا ریسم جدید فر ما نروایان متبسم را که گاهی وعده خو‬
‫شبختی به ملتشان می دهند‪،‬تبیین کنم راضی خواهم بود ‪)،‬کارمن(‪.......‬بد ینسان باید به منزله باستان شناس‬
‫زمان حا ضر تلقی شود که از میان مه تیره گفتار و کردار معاصر طرح و نشان بربریتی با جهره انسانی را‬
‫باز میجوید‪،۷ )".‬ص ‪7‬و ‪(286‬‬
‫]‪ [2‬هرمنوتیک در پی کشف معنای پنهان یا عمیق تر نهفته در ورای تعبیر های افراد از خودشان است از‬
‫نگاه فوکو هرمنوتیک در جستجوی اصل و منشائی است که هیچگاهتحقق نیافته و نخواهد یافت‪،۴).‬ص ‪(39‬‬

‫جهت دریافت منابع با پست الکترونیک نویسنده ارتباط برقرار نمائید‬
‫استفاده از مطالب یا ذکر ماخذ مجاز است‬

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful