‫فهرست مطالب‬

‫فصل اول ‪ :‬بیان مسئله‬
‫‪-1-1‬مقدمه‬
‫‪ -1-2‬بیان مسئله‬
‫‪ 1-3‬اهمیت و ضرورت تحقیق‬
‫‪ 1-4‬سوالت پژوهش‬
‫‪ 1-5‬اهداف پژوهش‬
‫‪ 1-6‬فرضیه های پژوهش‬
‫‪ 1-7‬تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها‬

‫فصل دوم ‪ :‬پایه های نظری و پیشینه ی تحقیق‬
‫ههاي فرهنگ‬
‫مد ْ بر مولف ‌‬
‫تاثير ُ‬
‫مد‪ ،‬تقلید‪ ،‬تنوع طلبی‬
‫مد‪ ،‬خودنمایی یا تنوع طلبی‬
‫مد‪ ،‬هنجار یا ناهنجار‬
‫نوآوری یا هنجارشکنی‬
‫آسیب شناسی مدهای ناهنجار و تاثیرآن برجوانان‬
‫مسئله شناسی مد وجوانان‬
‫سازگاری خودانگیخته‬
‫ناهمنوایی‬
‫رقابت بین طبقه بالوپایین‬
‫مدگرایی وگروه مرجع‬
‫مد وموفقیت‬
‫‪1‬‬

‫مد و ارزش ومنزلت اجتماعی‬
‫ریشه یابی‬
‫انگیزه وزمینه های روانشناختی مدگرایی درجوانان‬
‫ابرازوجود وجلب توجه دیگران‬
‫مواجهه با مد در مدار عقلنیت‬
‫مد از کجا پیدا شد‬
‫مفهوم شناسی مد‬
‫پدیده نو و فطرت انسانی‬
‫آثار و نتایج مدگرایی و مدزدگی‬
‫مد و نهادهای فرهنگی‬
‫رسانه و مد‬
‫ارتباطات‬
‫جامعه‬
‫وظایف رسانه ها‬
‫وظایف خبری و آموزشی‬
‫وظایف راهنمایی و رهبری‬
‫وظایف تفریحی و سرگرمی‬
‫كپي برداري از فرهنگ بيگاته‬
‫صنعت – فرهنگ "مد"‬
‫تاثیر مد بر فرهنگ ودین‬
‫مد و جهاني شدن‬
‫مدگرایی و مقابله فرهنگی‬
‫حقیقت مد و مدگرایی‬
‫چیستی مد‬
‫‪2‬‬

‫شعار و مخاطبان‬
‫مد و تبلیغات‬
‫مد و اتهام‬
‫مد و پدیدارهای جمعی‬
‫زن و مد‬
‫مد و دختران‬
‫راهکارها وپیشنهادات‬
‫جوانان و مد در ایران‬
‫مد و مد گرایی و تاثیرات آن در تغییرات فرهنگی جوامع‬
‫فصل سوم ‪ :‬روش پژوهش‬
‫‪ 3-1‬مقدمه‬
‫‪ 3-2‬جامعه ی آماری پژوهش‬
‫‪ 3-3‬نمونه ی آماری و روش نمونه گیری‬
‫‪ 3-4‬طرح پژوهش‬
‫‪ 3-5‬روش دست یابی به داده ها‬
‫‪ 3-6‬پرسش نامه ی نگرش مذهبی‬
‫‪ 3-7‬پرسش نامه ی سلمت عمومی‬
‫‪ 3-8‬اعتبار پرسش نامه ی سلمت عمومی‬
‫‪ 3-9‬پایایی پرسش نامه ی سلمت عمومی‬
‫‪ 3-10‬روش نمره گذاری پرسش نامه سلمت عمومی‬
‫‪ 3-11‬مقیاس های سلمت عمومی‬
‫‪ 3-12‬پرسش نامه ی خودکارآمدی‬
‫‪ 3-13‬روش جمع آوری داده ها‬
‫‪ 3-14‬روش اجرای اصلی پژوهش‬
‫‪3‬‬

‫‪ 3-15‬روش آماری‬

‫فصل چهارم ‪ :‬یافته ها‬
‫‪ 4-1‬مقدمه‬
‫‪ 4-2‬داده های تحلیل شده‬
‫‪ 4-3‬فرضیه های پژوهش و تائید یا عدم تائید آنها‬

‫فصل پنجم‪ :‬بحث و نتیجه گیری‬
‫‪ 5-1‬مقدمه‬
‫‪ 5-2‬نتایج تحقیق و بحث و بررسی‬
‫‪ 5-3‬محدودیت های پژوهش‬
‫‪ 5-4‬پیشنهاد های تحقیق‬

‫منابع و ماخذ‬

‫‪4‬‬

‫ههاي فرهنگ‬
‫مدْ بر مولف ‌‬
‫تاثير ُ‬
‫مد یکی از شکل های رفتار جمعی است که بیشتر خاص جوامسسع مسسدرن و پسسست‬
‫مدرن می باشد‪ .‬با این وجود در جوامع سنتی نیز بسسه علسست گسسسسته شسسدن مسسرز‬
‫کشورها به واسطه ظهور تکنولوژی های ارتباطی چون ماهواره‪ ،‬اینترنت‪ ،‬رسانه‬
‫ها و نیز مهساجرت افسراد بسه کشسورهای مختلسف رفتسه رفتسه الگوهسای خاصسی از‬
‫مصرف‪ ،‬رفتار و اندیشه رواج پیدا می کند که غالبا ناهماهنگ و در تضاد با ارزش‬
‫های جوامعه سنتی بوده و نوعی بحران هویت و یا شسسکاف نسسسلی را بیسسن افسسراد‬
‫ایجاد می کند‪ .‬در حقیقت مد میوه نظام سرمایه داری است‪.‬‬
‫در چرخه مدگرایی کشورهای توسعه نیافته از کشورهای توسعه یافته تقلید مسسی‬
‫کننسسد و ایسسن تقلیسسد تسسا جسسایی ادامسسه پیسسدا دارد کسسه مسسولفه هسسای اساسسسی فرهنسسگ‬
‫کشورهدف را را مورد لطمه قرار می دهد‪.‬‬
‫در کشور ما مسأله مد موضوع پیچیده ای است زیرا عوامل بسیاری بر آن تسسأثیر‬
‫گذارند و یا از آن تأثیر می پذیرنسسد‪ .‬گسساهی در شسسرايط سسسالم‪ ،‬آگاهسسانه و درسسست‪،‬‬
‫گسترش مىيابد و گاهی تحت تأثير عوامل خارجى و غير طبيعى‪ ،‬رشسسد و اشسساعه‬
‫پيدا مىكند كه در اين صورت‪ ،‬خطرناك است‪ .‬الگوهاى رفتارى و گفتارىاى كسسه در‬
‫هر دوره‪ ،‬باب مىشوند‪ ،‬بعضی مواقع برخاسته از فرهنسسگ بسسومى و داراى رنسسگ و‬
‫بوى خودى است و آشناست و مغايرتى با محتسسواى تسساريخى‪ ،‬فرهنگسسى و مسسذهبى‬
‫جامعه ندارد؛ ولى گاه‪ ،‬ريشه در بيسسرون خسسانه دارد و ايسسن جاسسست كسسه جسسامعه در‬
‫دراز مدت‪ ،‬از درون‪ ،‬پوك مىشود و در اين شرايط‪ ،‬الگوها و مدهاى غلط بيگانه‪،‬‬
‫اقشار جسامعه )بسسويژه جوانسان و نوجوانسسان( را مىربايسد و بسدل بسه بختسك شسسومى‬
‫‪5‬‬

‫مىشود كه مىتوان از آن به »تهاجم فرهنگى« تعبير كرد‪ .‬در حقيقت مد باز تاب‬
‫و انعکاس تحول فرهنگي در سطح جامعه مي باشد و به هميسسن دليسسل اسسست کسسه‬
‫اگر بخواهيم بگوييم عمر يک مد تا چه اندازه اي است ويا به عبارت ديگر يک مد‬
‫تا چه اندازه ماندگاري دارد‪ ،‬بايد به تحول و مانسسدگاري و تغييسسر ليسسه هسساي زيريسسن‬
‫فرهنگي جامعه )هنجارها و ارزش ها( برگرديم‪ ،‬هسسر زمسسان کسسه ليسسه هسساي زيريسسن‬
‫متحول شد در مد هم تغيير و تحول ايجاد خواهد شد‪ .‬اگر باور داشسته باشسيم کسه‬
‫انسان تحول و تنوع خواه است و دائما ً در پي خلقيت و نوآوري مي باشد مد هم‬
‫به تبع آن تحول خواه و دائما ً طبق زمان تغيير خواهد کرد‪ .‬تحقیقات بعمسسل آمسسده‬
‫نشان داده است که نوع پوشش های رایج شده در كشسسور مسسا ارتبسساط زیسسادی بسسا‬
‫ماهواره و اینترنت ندارد بلكه به یك نوع تنوع طلبی لجام گسیخته برمی گردد كه‬
‫در حال حاضر از كنترل خارج شده و علت آن عدم وجود الگسسوی مشسسخص بسسرای‬
‫استفاده از حجاب اسلمی در محیط های مختلف جامعه است‪ ،‬زیرا باعث ایجسساد‬
‫نابهنجاری در جامعه شده كه از نظر محیط اجتماعی و تفكر دینی محكوم است‪.‬‬
‫باید به این باور برسیم در صورت همخوانی مد با معیارهسسای ملسسی و مسسذهبی یسسك‬
‫جامعه می تواند پیامدهای مثبت بسیاری را به دنبسسال داشسسته باشسسد زیسسرا پوشسساك‬
‫شاخص تریسسن نشسسانه فرهنسسگ‪ ،‬قسسومیت‪ ،‬عقیسسده‪ ،‬گرایسسش و شخصسسیت افسسراد یسسك‬
‫جامعه است و استفاده از پوشش های متنوع با رنگ های متناسب نشسسان دهنسسده‬
‫روحیه افراد یك جامعه یا ملت است‪.‬‬
‫آنچه مسّلم است‪ ،‬ايسن اسست كسه تغييسرات جهسان كنسونى بسا سسرعت زيساد‪ ،‬وارد‬
‫جامعه ما نيز خواهد شسسد‪ .‬در نسستيجه بايسسد سسسعى كسسرد بسا ايسن سسسرعت‪ ،‬همسساز و‬
‫همراه شد و براى همراهى بايسد نيازهساى بشسرىاى كسه مىخواهسد امسروزى باشسد‪،‬‬
‫شناخته شود كه شايد اين نيازها تعرف شده يا حتى گاهى منطقى نباشند‪ .‬بسسراى‬
‫همگام شدن با اين شتاب و تغيير كنونى‪ ،‬اولين گام‪ ،‬تربيت فرزندان به شسسيوهاى‬
‫صحيح براى سازگارى با اين تغييرات سريع است‪ .‬حسستى بخسسش ميانسسسال جسسامعه‬
‫)كه حسسدود پنجسساه سسسال سسسن دارنسسد( نيسسز بايسسد همگسسام شسسدن بسسا ايسسن تغييسسرات را‬
‫بياموزنسسد؛ چسسرا كسسه دورى از ايسسن گردونسسه‪ ،‬آنهسسا را گوشهنشسسين مىكنسسد و بسساعث‬

‫‪6‬‬

‫دلمردگى اين نسل خواهد شد و چه بسا ارتباط بيسسن نسسسلهاى مختلسسف‪ ،‬گسسسسته‬
‫شود و فاصلهاى عميق و آزار دهنده بين نسلهاى موجود‪ ،‬پديد آيد‪.‬‬
‫مد‪ ،‬تقلید‪ ،‬تنوع طلبی‬
‫پدیده مد ومدگرایی از محصولت ورود و حضور مسدرنیته در ایسران اسست‪ .‬شساید‬
‫بتوان گفت از اوایل سلطنت فتحعلی شاه قاجار كه پای مستشاران خسسارجی بسسه‬
‫ایران باز شد پدیده های نوظهور غربی نیز به تدریج به ایرانیان شناسانده شسسد و‬
‫آداب و رسوم فرهنگی كه ابتدا توسط خاندان سلطنتی تقلید شده بود بسسه مسسرور‬
‫در طبقه های زیرین اجتماع نیز شیوع پیدا كرد‪ .‬ناصرالدین شاه اولین شاه ایران‬
‫بود كه به طور رسمی به فرنگ سفر كرده و توانسته بسسود مظسساهر نوپسسای تمسسدن‬
‫غربی را از نزدیك ببیند‪ .‬او با هدیه هایی كه از سفر اروپا بسسرای حرمسسسرای خسسود‬
‫آورد تغییری نه اجباری به پوشش بانوان طبقات بالی جامعه داد‪.‬‬
‫سلطنت ‪ ۵۰‬ساله این شاه مستبد‪ ،‬سرآغاز آشسسنایی ایرانیسسان بسا تمسدن و مظساهر‬
‫غربی بود‪ .‬فرستادن افسسرادی بسسه فرنسسگ بسسرای تحصسسیل از سسسوی عبسساس میسسرزا و‬
‫بازگشت آنها پس از اتمام تحصیل به ایران‪ ،‬آشنای ایرانیان و بخصوص دربسسار بسسا‬
‫ماشین آلت صنعتی و غربی‪ ،‬آمدن سینماتوگراف )كه به نوعی یكی از بزرگترین‬
‫اشاعه دهندگان فرهنگ غرب بود(‪ ،‬تأسیس مدرسه جدید دارالفنون و روزنامه ها‬
‫همه و همه مؤلفه های این آشنایی بودند‪ .‬این جریان تا زمان دیكتاتوری رضاشاه‬
‫ادامه یافت‪ .‬رضاشاه كه با كمك انگلیس توانسسسته بسود نظسسام حساكم را در دسسست‬
‫گیرد‪ ،‬در تنها سفر خود به تركیه تحت تأثیر مظاهر و فرهنگ غربی قرار گرفت و‬
‫به این نتیجه رسید كه تنها راه پیشرفت ایران ملبس شسسدن و متظسساهر شسسدن بسسه‬
‫تمامی ظواهر فرنگی است‪ .‬این چنین شد كه در سال ‪ ۱۳۰۷‬فرمان متحدالشكل‬
‫شدن لباس ها صادر و در ‪ ۱۷‬دی ‪ ۱۳۱۴‬كشف حجاب در كابینه جم تصویب شسسد‪.‬‬
‫به این ترتیب رضاشاه اولین گام را در جهت مبارزه بسسا سسسنت ایرانسسی و اسسسلمی‬
‫برداشت و اولین نشانه های هجمه همه جانبه مدرنیته و فرهنگ غربسسی در ایسسران‬
‫نمایان شد‪ .‬به عبارتی رضاخان مبدع اولیه تحولت لباس در زنان و مسسردان بسسود‪.‬‬
‫این روند كم كم در ظاهری ترین شئون فرهنگی و اجتماعی‪ ،‬یعنی نسسوع پوشسسش‬
‫‪7‬‬

‫مردان و زنان اثرات همه جانبه ای گذارد‪ ،‬كه یكی از پیامسسدهای آن شسسیوع پدیسسده‬
‫مد و مدگرایی در ایران است‪ .‬این كه مد و مسسدگرایی بسسه خسسودی خسسود پدیسسده ای‬
‫مثبت یا منفسسی اسسست جسسای بحسسث بسسسیار دارد‪ .‬ایسسن گسسزارش سسسعی دارد جسسوانب‬
‫مختلف این پدیده را از منظسسر اجتمسساعی بسسه بررسسسی بكشسسد‪ .‬بسسه سسسومین ردیسسف‬
‫مانتوها كه رسید با دست یكی‪ ،‬یكی آنهسسا را كنسسار زد‪ ،‬نگسساهش روی یكسسی از آنهسسا‬
‫ثابت شسسد‪ .‬زن مسسسن كنسسارش بسسا دلخسسوری گفسست‪» :‬ایسسن چیسسه نسسه جنسسس داره نسسه‬
‫ریخت‪«.‬دختر اخم كرد‪ ،‬فروشنده جوان چند قدم جلو آمد‪ .‬نگاهی به مسسانتو كسسرد؛‬
‫»اینها تازه برامون اومده‪ ،‬طرحش جدیسسده‪ ،‬رنگسسش هسسم مسسد سسساله‪ ،‬از صسسبح كسسه‬
‫آوردیم خیلی از آن فروختیم‪ ،‬فقط همیسسن چنسسد تسسا مونسسده‪«.‬زن چنسسد قسسدم جلسسوتر‬
‫رفت به ردیف آخر كه رسید‪ ،‬صدا زد؛ »لیل بیا‪ ،‬این چطوره؟« دختر با بی میلسسی‬
‫نگاه كرد‪ .‬رویش را برگرداند‪ .‬با صسسدایی نسسسبتا ً بلنسسد گفسست‪» :‬مسسن همیسسن را مسسی‬
‫خواهم‪ ،‬مده‪ ،‬همه دارند می پوشند‪«.‬زن لبش را گزیسسد و آرام گفسست‪» :‬مسسد‪ ،‬مسسد‪،‬‬
‫مد‪«...‬جریان مد و مدگرایی‪ ،‬ترویج به مصرف كالهسسایی نسسه چنسسدان ضسسروری‪ ،‬بسسا‬
‫طرح‪ ،‬رنگ و نشان های خاص‪ ،‬بدون آن كه از جمله نیازهسای اساسسی محسسوب‬
‫شود‪ ،‬جریانی جهانی است كه امروزه اكسسثر جوامسسع در نقسساط مختلسسف دنیسسا بسسا آن‬
‫روبه رو هستند‪ .‬اگر هنگام عبور از خیابانهای شهر بخصوص مراكسز اصسلی خریسد‬
‫نگاه اجمالی به ویترین مغازه ها بیندازیم به آسانی متوجه خواهیم شد كه مدل و‬
‫رنگ خاصی از لباس در تمام آنها مشترك است‪ .‬البته مسأله بسسه همیسسن جسسا ختسسم‬
‫نمی شود‪ ،‬بلكه مد پدیده ای است كه تمام كالها از جمله لوازم منسسزل‪ ،‬وسسسایل‬
‫آرایشی و‪ ...‬را در برمسسی گیسسرد‪ .‬لبسساس هسسایی بسسا مسسدل هسسای گونسساگون كسسه مسسا در‬
‫زمانهای مختلف شاهد آن هستیم‪ ،‬برای مدتی از سوی خریداران مورد اسسستقبال‬
‫قرار می گیرد و با پیدایش مد جدید به فراموشسسی سسپرده مسی شسود‪ .‬از ایسن رو‬
‫می توان مد را یك پدیده اجتماعی دانست‪ .‬پدیده ای كه از نظر جامعه شناسسسان‬
‫دارای یك خصیصه همرنگی با جماعت است و بسساعث شسسباهت فسسرد بسسه اشسسخاص‬
‫دارای موقعیت بالتر می شود‪ ،‬به عبارتی مد اشاعه سریع كال یا گرایش بسه یسك‬
‫رفتار در میان قشر یا قشرهایی از جامعه است كه می توانسسد ناشسسی از نیازهسسای‬
‫روانی‪ ،‬نقاط ضعف افراد‪ ،‬حس برتری طلبی‪ ،‬تجددخواهی‪ ،‬نوجویی‪ ،‬تنوع طلبی‪،‬‬
‫میل و هوس شخصی‪ ،‬چشم و هسسم چشسسمی‪ ،‬احسسساس كمبسسود‪ ،‬تمكسسن مسسالی و‪...‬‬
‫‪8‬‬

‫باشد و دارای رواج ناگهانی و كم دوام اسسست و بسسه سسسرعت تغییسسر مسسی یابسسد‪ .‬بسسه‬
‫روایتی مد همان چیزی است كه ما امسروزه در خیابسان هسا شساهد آن هسستیم‪ ،‬یسا‬
‫همان كالیی كه در فروشگاه ها بسسه فسسروش مسسی رسسسد و بسسارزترین شسسكل آن در‬
‫شیوه لباس پوشسیدن افسراد یسك جسامعه ظساهر مسی شسود‪ .‬در ایسران مسسأله مسد‬
‫موضوع پیچیده ای است زیرا عوامل بسیاری بر آن تأثیر گذارند و یسسا از آن تسسأثیر‬
‫می پذیرنسسد عسسواملی چسسون بسسازار‪ ،‬زیسسرا كسسه بخسسش عمسسده ای از مسسد بسسه وضسسعیت‬
‫اقتصادی جامعه مربوط است‪ .‬افرادی مسسد را وارد بسسازار مسسی كننسسد و آن را رواج‬
‫می دهند كه این پدیده برایشان منافع اقتصادی به همراه دارد و این كه در ابتسسدا‬
‫افرادی به آن گرایش پیدا می كنند كه توان اقتصادی نسبتا ً بالیی دارنسسد‪ .‬امسسا بسسه‬
‫مرور مد به طبقات دیگر جامعه نیز سرایت می كند‪ .‬بسسر ایسسن اسسساس هسسر یسسك از‬
‫افراد جامعه با توجه به فرهنگ‪ ،‬باور و ارزش های خاص خود تعریف متفسساوتی از‬
‫این پدیده اجتماعی دارند‪.‬‬
‫مد‪ ،‬خودنمایی یا تنوع طلبی‬
‫اگر چه جست وجوی تازگی و زیبادوستی از خصایص تمام افراد بشر اسسست امسسا‬
‫نیاز به شكستن قالب های موجود‪ ،‬فاصله گرفتسسن از هسسویت قبلسسی و رسسسیدن بسسه‬
‫هویت جدید‪ ،‬نوجویی و نیاز به نو شدن یكی از مظسساهر اساسسسی دوران جسسوانی و‬
‫بحران بلوغ است كه به اشكال مختلف از جملسسه تغییسسر در شسسیوه پوشسسش‪ ،‬طسسرز‬
‫رفتار‪ ،‬به كارگیری اصطلحات مخصوص و‪ ...‬بروز پیدا مسسی كنسسد‪ .‬از سسسوی دیگسسر‬
‫می توان گفت اكثر افرادی كه خرید كالهای مد روز را ترجیح مسسی دهنسسد‪ ،‬سسسعی‬
‫می كننسد تسا از ایسن طریسق جسایی بسرای خسود در جسامعه و میسان افسراد بسه قسول‬
‫خودشان با كلس و متشخص باز كنند‪ .‬از این رو با پرداخت هزینه هسای هنگفست‪،‬‬
‫كه گاهی تأمین آن برایشان دشوار نیز هست‪ ،‬سعی می كنند تسسا از قسسافله عقسسب‬
‫نمانند‪ .‬بر این اساس مد از دید طرفسسداران آن كسه بیشسستر شسسامل طبقسسات مرفسسه‬
‫جامعه و سنین ‪ ۱۵ ۳۰‬سال می شود‪ ،‬امری مطلوب و دلنشین اسسست كسسه بسساعث‬
‫شادی‪ ،‬نشاط و ارضای حس تنسسوع طلسسبی مسسی شسسود‪ .‬بسسرای ایسسن گسسروه از افسسراد‬
‫نسبت مد با فرهنگ‪ ،‬ارزش ها و هنجارهای اجتماعی در مراحل بعدی قرار دارد‪.‬‬

‫‪9‬‬

‫مد‪ ،‬هنجار یا ناهنجار‬
‫مد الگویی است که بین افراد گروه هسسای مختلسسف یسسا اقشسسار مختلسسف جسسامعه بسسه‬
‫عنوان یک هنجار پذیرفته می شود و از آن به عنوان یک مطلوب مسسورد اسسستفاده‬
‫قرار می گیرد‪ .‬انسان بسالطبع خواسستار روابسط گروهسی اسست و هسم افزایسی در‬
‫وجود هر فردی یک غریزه طبیعی‪.‬‬
‫همچنین امنیت و آرامش در بین اعضای یک گروه امری بدیهی و روشن اسسست و‬
‫هر فردی سعی در پیوند خویش با گروهسی خساص را دارد و آن را آرمسان خسویش‬
‫قرار می دهد و تمامی تلش خود را برای الگوپسسذیری از رهسسبر گسسروه یسسا اعضسسای‬
‫گروه می کند چه گروه سیاسی‪ ،‬مذهبی‪ ،‬اجتماعی و‪ ...‬که مسسورد تاییسسد بسسودن آن‬
‫گروه به شخصیت و تربیت خانوادگی و فطرت شخص بازمی گردد‪.‬‬
‫در این رابطه تبلیغات و رسانه ها هم سهم به سزایی دارنسسد مسسد بسسه نسسوعی تنسسوع‬
‫طلبی و پذیرش آن است خواه آن گروه یا شخصیت قوانین و هنجارها را رعایت‬
‫کرده یا نکرده باشد البته اگر این اشخاص و گروه ها تسسابع هنجارهسسای اجتمسساعی‪،‬‬
‫اخل قی باشند بالطبع پذیرش آن ها می تواند به جسسامعه ای دور از هسسرج و مسسرج‬
‫کمک کند‪ ،‬ولی اگر گروه هایی که به عنوان الگوی جوانان پسسذیرفته مسسی شسسود از‬
‫اخلقیات و هنجارهسسای اجتمسساعی دوری کننسسد و دسسست بسسه اعمسسال ضسسداخل قسسی و‬
‫آرمانی بزننسسد کسسه مسسورد تاییسسد فرهنسسگ و تمسسدن و آرمسان هسا و مسسذهب مسسا نباشسسد‬
‫وضعیتی پیش میآید که جای بسی تاسف است و در گوشه و کنار خیابان ها مسسی‬
‫توانیم این روزها مشاهده کنیم‪ .‬البته انسان ها آزادند و مسی تواننسسد تسسا جسسایی کسسه‬
‫فرمان خداوند به آن ها اجازه می دهد و اجتماع مسسی پذیرنسسد از مسسد پیسسروی کننسسد‬
‫ولی پیروی از مد که پشت سر آن تفکر و اندیشسسه باشسسد و بسسرای آن کسسار مثبسستی‬
‫صورت گرفته باشد‪ ،‬نه این که پشت سر آن دست هایی در کار باشسسد تسسا در پسسی‬
‫منافع مادی و انگیزه های ضدآرمانی مسسد را بسسه وجسسود آورده باشسسد تسسا بسسا پیسسر وی‬
‫جوانان از الگو و مد مغز متفکر و اندیشه جوانان که می تواند فرداهسسا را بسسسازد‬
‫به تزلزل کشیده شده و در نهایت از بین رود‪.‬‬

‫‪10‬‬

‫مدگرایی با دید حساب شده و منطقی بالذاته بد نیست و کسسسی بسسا آن مخسسالفت‬
‫ندارد‪ .‬ولی در جامعه ای که جوان آن فرق تنوع طلبی و هرج و مرج را نمی داند‬
‫باید فرهنگ سازی قوی تری صورت بگیرد‪.‬‬
‫تنوع طلبی و هرج و مرج دو قطب مخالف است‪ .‬باید به جوان یاد داد کسسه از مسسد‬
‫بهسسترین اسسستفاده را بنمایسسد کسسه در خسسور شخصسسیت و برازنسسده یسسک جسسوان ایرانسسی‬
‫مسلمان باشد‪ .‬ایرانی در قاموس خود دارای فرهنگ و تمدن چندین هسسزار سسساله‬
‫است و اگر رجعتی به گذشته خود داشته باشد نیسسازی بسسه الگوپسذیری از غسرب را‬
‫ندارد‪.‬‬
‫فرهنسسگ ایرانسسی بسسا فرهنسسگ غربسسی اختل ف مسساهوی دارد و اگسسر جسسوان بدانسسد کسسه‬
‫استفاده از امکانات و البسه و رفتار و حتی شیوه کلم نمایانگر شخصیت درونی‬
‫و بیرونی یک ایرانی با فرهنگ مسلمان است مطمئنا دیگر حاضسسر نمسسی شسسود بسسا‬
‫آرایش موهای خود به سبک خوانندگان غربی یا پوشیدن لباس هایی کسسه حسستی بسسا‬
‫مارک شیطان پرست که به وفور یافت می شسسود لطمسسه ای بسسه تمسسدنش بزنسسد و‬
‫فرهنگ خویش را زیر سوال ببرد‪ .‬البته اسسستقبال و رویکسسرد بسسه تنسسوع و آراسسستگی‬
‫ظاهری امری است بدیهی و در هیچ قانون و منطق و مذهبی منع نشده بلکه در‬
‫دین و آیین ما حسستی مسسورد سسستایش قسسرار گرفتسسه و بایسسد بسسرای پسسذیرش و جسسامعه‬
‫شناختی آن رفتار و تفکر مربوط به آن را به صورت هنجسسار درآورده و هسسر گسسونه‬
‫پوشش و تفکر وارداتی جدید را نپذیریم و اگسسر در جسسایی گروهسسی را کسسه سسساختار‬
‫شکنی می کنند مل حظسه کردیسم آن را مسد تلقسی نکنیسم چسرا کسه ساختارشسکنی‬
‫اجتماعی و مذهبی و زیر پا گذاشتن مطلوب ها از نظر اجتمسساع مسسد نیسسست بلکسسه‬
‫یک رفتار نابخردانه و ناپسند است و اگر این ساختارشکنی ها که بسسدون مطسسالعه‬
‫و تفکر پدید آمده کم کم به هنجار تبدیل شود برای یک نوجسسوان ارزش محسسسوب‬
‫می شود‪.‬‬
‫از آن جایی که ارزش ها ل یتغیر هستند برای نوجوان نوعی تضاد به وجود میآیسسد‬
‫و چون بدون تفکر دست به کاری زده دچار تزلزل شخصیتی می شود‪ .‬هنوز هسسم‬
‫با گذشت سال هسسای دور ارزش معنویسسات و محجسسوبیت از بیسسن نرفتسسه و اکسسثریت‬
‫افراد جامعه بسسرای آداب و رسسسوم و افسسراد خسساص ارزش ویسسژه ای قسسائل هسسستند‪،‬‬
‫‪11‬‬

‫چون اعتقاد به مطلوب در خون هر ایرانی مسلمان است ولی متاسفانه با ورود‬
‫رسانه های اطل عاتی که در دسترس همگان است و قبل برای ورود آن فرهنسسگ‬
‫سازی و زمینه سازی نشده هنجارها رو به نابودی می رود و از بین رفتن حدود و‬
‫حریم در جامعه باعث فساد اخل قسسی و رواج بسسی بنسسد و بسساری گشسسته و در نسستیجه‬
‫امنیت اجتماعی مختل شده و آرامش اخل قی از بین می رود‪.‬‬
‫البته تذکر این مطالب خدای ناخواسته به ایسسن معنسسی نیسسست کسسه بسسا تکنولسسوژی و‬
‫پیشرفت مخالف هستیم بلکه حقایق موجود در جامعه و آمارهسسا ماننسسد داغسسی بسسر‬
‫پیشانی ها نمایان است و ل زم به ذکر نیست‪.‬‬
‫با دیدن تصاویر و تبلیغات در رسانه های اطل عسساتی اعسسم از مسساهواره و اینسسترنت‬
‫جوان به خود اجازه ورود به این تصاویر را به ذهن خسسود مسسی دهسسد و بسسا سسسرمایه‬
‫گذاری احساسی برای پذیرش آن مد مورد تبلیغ آسیب پسسذیر مسسی شسسود‪ ،‬اگسسر بسسه‬
‫صرف این که فل ن مدل مو شده یا فل ن لباس در بورس است حتی به نوشسسته‬
‫روی آن توجه نکنیم و کورکورانه و بدون مطالعه از آن استفاده کنیم غلط است‪.‬‬
‫از آن جایی که دنیا هر روز و هر ثانیه در حال تحول است و بهره گیری از صسنایع‬
‫تکنولوژی پوشاک و‪ ...‬نیاز به تنوع دارد تا بتواند نیاز روحی جوان را نیسسز بسسرآورده‬
‫کند پس باید در پی آن باشیم که نوعآوری متفکرانه داشته باشیم تا بتوانیم قسسدم‬
‫اول پیشرفت را برداریم‪ .‬ولی اگر کورکورانه تقلید کنیسسم بسساز هسسم بسسه ماننسسد قبسسل‬
‫سقوط خواهیم کرد چرا حال ما نباید کاری کنیسسم تسسا آن هسسا از لبسساس مسسا و شسسکل‬
‫ظاهری ما به عنوان الگو و مد استفاده کننسد و بسه گسونه ای نباشسیم کسه بسا ورود‬
‫مهمان خارجی به سطح خیابان های شهر انگشت به دهان گیرد و متعجب علسست‬
‫این همه ناهمگونی را از ما بپرسد‪.‬‬
‫در کشورهای اروپایی و آمریکایی اشخاصی که از جایگاه اجتماعی بال برخسسوردار‬
‫هستند در نوع پوشش خود دقت ل زم را به عمل میآورد و بسسرای ورود بسسه محسسل‬
‫کسسار یسسا دانشسسگاه مرزبنسسدی خاصسسی وجسسود دارد مثل در بعضسسی از کشسسورها ورود‬
‫دانشجو با تی شرت و شسسلوار جیسسن ممنسسوع اسسست و در واقسسع ایشسسان از فرهنسسگ‬
‫ساده پوشی و ساده زیستی بیشتر از ما استفاده می کنند اگر بسسه ارقسسام و آمسسار‬
‫‪12‬‬

‫استفاد لوازم آرایشی سری بزنید متوجه می شوید کسسه ایسسران پسسس از عربسسستان‬
‫بالترین رکورد را کسب کرده چرا که مقوله مدپرستی و زیبایی در کشسسور مسسا از‬
‫رونق زیادی برخوردار است و کاهش سن مصرف کنندگان این لوازم به سرعت‬
‫رو به افزایش است و متوسل شدن به ابزار و آل ت و حتی جراحی هایی که بسسه‬
‫منظور زیباسازی مورد استفاده قرار می گیرد نیز شگفت انگیز است باید متذکر‬
‫شوم که در ایران در پی ترویج غلط مد و مدپرسسستی سسسال نسسه یسسک میلیسسارد دل ر‬
‫لوازم آرایشی مصرف می شود اروپاییان و زنان آمریکایی آرایسسش را بسسه زمسسانی‬
‫موکول می کنند که زیبایی هسسای خسسدادادی کسسم کسسم رو بسسه ضسسعف اسسست ولسسی در‬
‫کشور ما متاسفانه دختران و به تازگی پسران از زمانی که به مرحلسسه بلسسوغ مسسی‬
‫رسند از این آل ت و ادوات استفاده می کنند و در واقسسع آزادی را از نسسوع افسسسار‬
‫گسیخته اش می پسندند نه آزادی سامان یافته‪.‬‬
‫اگر خانواده ها و در نهایت جامعه نیاز جوان را بشناسند و علت رویکرد جسسوان را‬
‫به سوی فرهنگ غلط و مدگرایی غربی دریابند و پدیده را از ریشه جسسست و جسسو‬
‫کنند و با برقراری ارتباط صحیح و القای الگوهای مناسب اجتماعی و مسذهبی بسسه‬
‫ریشه یابی و درمان آن بپردازند نه با زور و استبداد چرا کسسه جسسوان آزادی طلسسب‬
‫است و بنا به اقتضای سن از دستور و فرمان بیزار‪.‬‬
‫نوآوری یا هنجارشکنی!؟‬
‫آسیب شناسی مدهای ناهنجار و تاثیرآن برجوانان‬
‫حسسس تنسوع طلسسبی تسسوام بسسا گرایسسش بسسه خودنمسسایی درمحیسسط اجتمساعی‪ ،‬تغییسرات‬
‫چشمگیری درنوع پوشش‪ ،‬آرایش‪ ،‬الگو‪ ،‬رفتارواغلب گرایسسش هسسای بشسسری را بسسه‬
‫همراه داشته است‪ .‬گستردگی این دگرگونی ها به اندازه زندگی انسسسان امسسروزی‬
‫بوده واشاعه هریک ازآنها درسطح جامعه پیامدهای خاص خسود را بسه همسراه دارد‬
‫پدیسسده مسسد گریبانگیرجسسامعه مصسسرف محورامروزجهسسان اسسست‪ .‬گرایسسش بسسه مسسد‬
‫بیانگرنوعی تجدید نظرخواهی ودرواقسسع تلش در جهسست نسسوکردن وتغییردرمسسسائل‬
‫مختلف ظاهری زندگی است‪ .‬به عبارت دیگرگرایش وسیع به تغییر و تنوع‪ ،‬بیانگر‬
‫‪13‬‬

‫حرص ونیازشدید انسان برای ورود به قلمروهای جدیسسد اسسست‪ ،‬نیسسازی کسسه جسسزئی‬
‫ازفطرت انسان ها را تشکیل می دهد‪ .‬میل به تغییرازیک نیساز فطسری سرچشسمه‬
‫گرفتسسه وقابسسل سسسرکوب کسسردن نیسسست‪ .‬بسسرای همیسسن انسسسان همسسواره بسسه دنبسسال‬
‫تغییرقالب ها وفراراز کلیشه هاست‪.‬‬
‫درهم آمیختگی اجتماعی باعث می شود کسه جسامعه بسه سسمت یسک دسست شسدن‬
‫درسبک پوشش‪ ،‬مدل آرایش‪ ،‬سلیقه رایج وطرزرفتاربرود‪ .‬هرازچند گاهی شسساهد‬
‫تغییراتی دراین یکدستی می باشیم که نشانه مدرنیسم ومسسد اسسست‪ .‬بسسا ظهسسورتب‬
‫مدرنیته یا مدرنیزاسیون وجهانی شدن وتحول دربرخی مفاهیم ومعیارهسسا‪ ،‬فضسسای‬
‫زندگی بشرتبدیل به فضایی مصرف زده‪ ،‬سسطحی وکاملصسوری سسوق داده مسی‬
‫شود‪ .‬دراین فضا انسان به دنبال این اسست کسه شسکل ظساهری خسود را تغییردهسد‬
‫وازآنجا که این تغییربسزودی اورا دل زده مسی کنسد‪ ،‬بسه سسرعت بسه دنبسال اشسکال‬
‫ظاهری جدیدی می رود‪ .‬چنانچه این ظواهرنوین به شکل صحیح ودرقالب فرهنگ‬
‫ملی ومذهبی جامعه دراختیاروی قرارنگیرد‪ ،‬یا آنها را خلق می کند ویسسا ازدیگسسران‬
‫تقلیسسد مسسی کنسسد‪ .‬براسسساس تحقیقسسات انجسسام شسسده‪ ،‬جسسوامعی کسسه درقبسسال ایسسن‬
‫رفتارجوانان ونوجوانان واکنش های تحقیرآمیزومقابله ای درپیش مسسی گیرنسسد‪ ،‬بسسه‬
‫نتایجی وخیم تردرمسئله بحران نسل ها رسسیده وبخسش مهمسی ازنیسروی کارآمسد‬
‫انسانی خود را مضمحل خواهند یافت‪.‬‬
‫مسئله شناسی مد وجوانان‬
‫دوره جسوانی دوره گسذرازبلوغ و شسکل گیسری حسس اسستقلل طلسبی فسرد اسست‪.‬‬
‫ازهمین رو جوان سعی دارد بسا روش هسای مختلسسف اسستقلل وهسویت خسود را بسه‬
‫دیگسران نشسان دهسد‪ .‬مسد ومسدگرایی پدیسده ای اسست کسه کمسابیش درمیسان همسه‬

‫‪14‬‬

‫اقشارجامعه وجود دارد‪ ،‬اما دراین میان‪ ،‬جوانان ونوجوانان بیش ازدیگران به مسسد‬
‫اهمیت داده وبسیارمدگرا می باشند‪.‬‬
‫فزونی احساس تنوع طلبی به عنوان یک نیاز روحی‪ ،‬روانسسی همسسراه بسسا تمایسسل بسسه‬
‫خودنمایی در جوانان‪ ،‬گسترش رسانه ها و اینترنت‪ ،‬توسعه وسایل ارتباط جمعی‬
‫و فناوری های جدید رایانه ای و در پی آن گسترش ارتباط بین جوامسسع بسسا فرهنسسگ‬
‫هسسای گونسساگون وهمچنیسسن مشسساهده تصسساویر جسسذاب از هنرپیشسسگان‪ ،‬خواننسسدگان‪،‬‬
‫ورزشکاران و چهره های محبوب با مسدل هسای جدیسد پوششسی‪ ،‬آرایشسی وغیسره‪،‬‬
‫همچنین متنوع تر شدن تفریحات و تسسهیلت زنسدگی‪ ،‬مسوقعیت جدیسد درشسناخت‬
‫وفهم ارزش ها‪ ،‬باورها وانتخاب ها ودرنتیجه ترویج ناگهسسانی آداب وعقایسسدی را در‬
‫پی دارد که دربرخی موارد فراترازحد متعارف به ناهنجاری ورفتارهسسای متضسساد بسا‬
‫ارزش های جامعه تبدیل شده وخود را به عنوان یک مسئله اجتمساعی نشسان مسی‬
‫دهد‪ .‬اگرازجوانانی که عادت کرده اند پوشش‪ ،‬آرایش ورفتارشان را طبق آخرین‬
‫مدهای رایج تنظیم کنند‪ ،‬پرسیده شود که به چسه علست ایسن کسار را کسرده انسد‪ ،‬یسا‬
‫مثلاین آرم وکلمه روی لباس آنها چه کارکردی دارد‪ ،‬به سسسختی مسسی تسسوان پاسسسخ‬
‫متقاعسسد کننسسده ای شسسنید‪ ،‬جسسز آنکسسه‪» :‬خسسب‪ ،‬قشسسنگه!«‪» ،‬بسسرای اینکسسه مسسده‪ !«.‬بسسه‬
‫نظربرخی جوانان‪ ،‬رعایت سسبک پسسندیده روزوپیسروی ازمسد روز‪ ،‬امسری اجتنساب‬
‫ناپذیراست‪.‬‬
‫این پاسخ ها گرچه سطحی به نظرمسسی رسسسند‪ ،‬امسا در یسسک تحلیسسل روان شسسناختی‬
‫نشان دهنده نوعی از تعلق گروهی‪ ،‬نوجسسویی‪ ،‬تنسسوع طلسسبی و گرایسسش جوانسسان بسسه‬
‫امروزی شدن است و یک پدیده طبیعی در جهت ارضای این نیازها محسوب مسسی‬
‫شود؛ اما از آنجا که همراه آلمسد )آنچسه کسه مسد شسده اسست(‪ ،‬الگوهسای رفتساری‪،‬‬
‫هنجاری و ارزش های خاصی در بین جوانان و نوجوانان رونق وشسیوع یسافته ومسد‬
‫که نمایانگرارزش مسلط یک زمان در یک جامعه خاص است‪ ،‬عاملی برای انتقال‬
‫‪15‬‬

‫هنجاروارزشسسی از جسسامعه ای بسسه جسسامعه ای دیگسسر مسسی شسسود؛ بررسسسی زمینسسه هسسا‬
‫وپیامدهای مدگرایی‪ ،‬یکی ازموضسسوعات مهسسم درجسسامعه مسسا محسسسوب مسسی شسسود‪.‬‬
‫ازآنجا که دراکثرمواقع چنین محصولتی )کالهای فرهنگی( که تولیسسد داخسسل باشسسد‬
‫را یافت نمی کند‪ ،‬به نوع تغییرشسکل یسافته وارداتسی آن روی مسی آورد کسه همیسن‬
‫مسئله باعث بروزبرخی مسائل اجتماعی از جمله بحران هویت‪ ،‬مسسی گسسردد‪ .‬ایسسن‬
‫موضوع اهمیت ولزوم ارائه کالهی فرهنگسسی متناسسسب بسا فرهنسسگ ملسسی ومسسذهبی‬
‫وهمچنین متناسب با تغییرات روز )جهان( را می رساند‪.‬‬
‫سازگاری خودانگیخته‪:‬‬
‫»هربرت بولومر« یکی ازمهم ترین نظریه پردازان کنش متقابل‪ ،‬معتقد است که‬
‫مدها بیانگر سازگاری خودانگیخته عظیمی از جمعیت کشورها با محیط آنهاسسست‪.‬‬
‫این تطابق طی دو مرحله نوآوری و انتخاب صورت می گیسرد‪ .‬در مرحلسه نسوآوری‬
‫تمامی مدهای جدید با توجه به پذیرش اجتماعی به وجسود مسی آیسد‪ ،‬امسا برخسی از‬
‫آنها نادیده گرفته می شود‪ .‬درمرحلسه انتخساب‪ ،‬مسد اشساعه مسی یابسد‪ .‬ایسن فرآینسد‬
‫دارای سه کارکرد می باشد؛ اول انتخاب میان مدل های مختلف‪ ،‬مسوجب انتخساب‬
‫مدل های مناسب تر می شود و این امر موجب هم شکل شدن افراد مسی گسردد‪.‬‬
‫دوم مدل ها طی یک روند منظم از گذشته به آینده حرکست مسی کننسد‪ .‬سسوم ایسن‬
‫احساس مشترک را پرورانده‪ ،‬شکل داده و یک تجانس روحی به وجسود آورده کسه‬
‫آنها در مقابل مدهای گذشته قرار می دهد‪ .‬طبیعت مد با ارتبسساط ذاتسسی دومفهسسوم‬
‫بیان می شود ‪ :‬مد داروخارج از مد‪ .‬بولومراشاره کرده که این واژه هسسا مشسسخص‬
‫کننده یک الگوی مداوم تغییراست که گروه های خاص بسسه طورموقسستی آن را مسسی‬
‫پذیرند تا دوباره جایگزین شوند‪ .‬هرچند که مد را در محدوده الگوهای زینتی قسسرار‬
‫می دهند‪ .‬اما تغییر مد در بسیاری ازجنبه های زندگی نسبتا مسسستقل بسسوده‪ ،‬تحسست‬

‫‪16‬‬

‫تاثیر آن قرار دارند و بدون آنکه به جنبه های دیگر زندگی تاثیر گذارند‪ ،‬تغییسر مسی‬
‫یابند‪.‬‬
‫طبق گفته بولومر‪ ،‬مدها به جنبه های دیگر زندگی تاثیر نمی گذارند‪ ،‬ولی خسسود از‬
‫آن تاثیر می پذیرند‪ .‬این در حالی است که مشاهده می گردد کسسه اگسسر یسسک پدیسسده‬
‫بسسرای فسسرد بیشسستر از هسسر چیسسز اهمیسست داشسسته باشسسد و فرصسست هسسای مناسسسبی در‬
‫دستیابی به اهدافش بیابد‪ ،‬در عمل مدگرا شده و سعی می کند گرایش بیشسستری‬
‫به آن پیدا کند‪ .‬در این حالت زندگی را از منظر به روز بودن یا نبسسودن نگریسسسته و‬
‫بسسدین سسسان تسساثیر زیسسادی در زنسسدگی اش بسساقی مسسی گسسذارد‪ .‬ایسسن مطسسالب از آنجسسا‬
‫سرچشمه می گردد که هر ابزاری در کنار خود ایدئولوژی خسود را هسم بسه همسراه‬
‫می آورد‪.‬‬
‫ناهمنوایی‪:‬‬
‫هرجامعه در درون خود ارزش ها وهنجارهای خاصی را تعریسسف کسسرده کسسه تخطسسی‬
‫ازآن ناهنجاری محسوب می شود‪ .‬به عقیده »تسسالکوت پارسسسونز« کجسسروی امسسری‬
‫نسبی است‪ ،‬چرا که عملی که ممکن است ازنظر جامعه کجروی محسوب شود‪،‬‬
‫دسته ای آن را هنجاربدانند‪.‬‬
‫» رابرت مرتن« معتقد است که آدم ناهمنوا الزاما خطاکار نیست‪ .‬وی بین‬
‫ناهمنوایی و کجسسروی تمسایز قسائل شسده اسسست‪ .‬بسسسیاری از افسراد نساهمنوا‪ ،‬نظیسر‬
‫منتقدین فرهنگی و اصلح طلبان اجتمسساعی‪ ،‬رفتسسار ناهمنوایسسانه خسسود‪ ،‬یعنسسی عسسدم‬
‫پذیرش اهداف یا راهکار از دیگران را پنهان نمی کنند و بسرای ایسن امسر توجیهسات‬
‫خاص خود را دارند‪ .‬افراد دیگری را که مسی تسوان در دسسته ناهمنوایسان جسای داد‪،‬‬
‫مدگرایان جوانی هستند که برای عمل خود دلیل خاص خسود را دارنسد هرچنسد کسه‬
‫این رفتارها با هنجار و فرهنگ حاکم در جامعه ناسازگار باشد‪ .‬از جمله دلیل آنهسسا‬
‫‪17‬‬

‫تنسوع طلسبی اسست کسه مسی تسوان آن را پسذیرفت زیسرا از نظسر روانسی بسا ویژگسی‬
‫شخصیتی جوان سازگار است‪ .‬می توان گفت که هر منحرفی ناهمنوا است‪ ،‬ولی‬
‫هر ناهمنوایی منحرف نیست‪ .‬بر اساس نظریه مرتن‪ ،‬مسسدگرایان نسساهمنوا خوانسسده‬
‫می شوند‪ ،‬اما نمی توان آنها را در حوزه انحراف اجتماعی قرار داد‪ .‬حتی ممکسسن‬
‫است اصول و روش های ناهمنوایان بسسه علسست تغییسسر در هنجارهسا و ارزش هسسا‪ ،‬در‬
‫زندگی مردم قرار گیرد و عدول از آن ناهمنوایی و انحراف تلقسسی شسسود‪ .‬بسسه نظسسر‬
‫»آنتونی گیدنز«‪ ،‬هنجارها درمیان فرهنگ های مختلف وحتی بین خرده فرهنگ‬
‫های گوناگون درون یک جامعه فرق می کنند‪ .‬مثلهنجاری که درفرهنگی‪ ،‬طسسبیعی‬
‫قلمداد می شود‪ ،‬درفرهنگی دیگرانحراف به حساب می آید‪ .‬کجروی را می تسسوان‬
‫ناهمنوایی با هنجار یا مجموعه هنجارهای معینی تعریف کرد که توسط تعداد قابل‬
‫ملحظه ای از مردم در اجتماع یا جامعه ای پذیرفته شده اسسست‪ .‬هیسسچ جسسامعه ای‬
‫را نمی توان به سادگی به کسانی که از هنجارهای منحرف مسسی شسسوند و کسسسانی‬
‫که با آنها همنوایی می کنند‪ ،‬تقسیم کرد‪ .‬از آنجسا کسه همسه کجروهسا در یسک طبقسه‬
‫قرار نمی گیرند‪ ،‬می تواننسد چنسدین دسسته باشسند بسا تخلسف هسای متفساوت‪ ،‬یعنسی‬
‫منحرفین درجه بندی شده به ترتیب تخلف های شان‪ .‬همه هنجارهای اجتماعی بسسا‬
‫ضمانت های اجرایی همراه هستند که ازآنها درمقابل ناهمنوایی حمایت می کنند‪.‬‬
‫ضمانت اجرایی هر واکنشی از سوی دیگران نسبت بسسه رفتسسار یسسک فسسرد یسسا گسسروه‬
‫است که هدفش تامین اطلعات از هنجار معینی می باشد‪.‬‬
‫ضمانت اجرایی ممکن است مثبت باشد )دادن پساداش بسرای همنسوایی( یسا منفسی‬
‫)تنبیه برای رفتاری که همنوایی نمی کند( ضمانت اجرایی به دوصورت رسمی‬
‫)مانند نظام کیفری( وغیررسمی ) مانند خانواده( می باشد‪ .‬مدگرایی جوانان‬
‫عملی نیست که نیازمند به ضمانت اجرایی رسمی داشته باشند‪ ،‬چرا کسه جوانسان‬
‫ذاتا تنوع طلب بوده واین عمل باعث نساهمنوایی آنسان بسا هنجارهسایی جسامعه مسی‬
‫‪18‬‬

‫شود‪ .‬به همین منظورباید به جوانسسان طریقسسه درسسست همنسسوایی کسسردن بسسا رعسسایت‬
‫هنجارها را آموخت‪ .‬ضمانت اجرایی غیر رسسمی )مثسل تائیسد نشسدن ایسن رفتارهسا‬
‫ازطریق خانواده( نیزمی تواند نتایج خوبی داشته باشد‪.‬‬
‫رقابت بین طبقه بالوپایین ‪:‬‬
‫سبک هایی که به منظور تشخص پدید می آید‪ ،‬توسسط طبقسات پسایین تسر سساختار‬
‫اجتماعی مورد تقلید قرار گرفته که به نوبه خود طبقات بالرا به نسسوآوری و ابسسداع‬
‫در مد تشویق می نماید‪ .‬در این دیدگاه مدگرایی تنها یک رفتسار نمسی باشسد‪ ،‬بلکسه‬
‫کارکردی پویا میان طبقات بسسالو پسسایین جسسامعه مسسی باشسسد‪ .‬بسسه عبسسارت دیگرافسسراد‬
‫طبقات پایین سعی می کنند که هر چه بیشستر شسبیه افسراد طبقسات بالباشسند‪ ،‬در‬
‫سویی دیگر نیز افراد طبقه بالوقتی بین خود و طبقات پایین تفسساوتی نمسسی بیننسسد‪،‬‬
‫سعی می کنند وضع گذشته را رها سازند و با خرید کالها و لباس های گرانقیمت‬
‫مانع ازرسیدن طبقات پایین به سطح آنان شوند‪ .‬پس از مد نیزبرای برتری نشان‬
‫دادن خسسود اسسستفاده مسسی شسسود‪» .‬گئورگ زیمسسل« جسسامعه شسسناس آلمسسانی‪ ،‬مسسد و‬
‫مدسسسازی را فرآینسسدی مسسی دانسسد کسسه بسسر اثسسر کشسسمکش میسسان طبقسسات متضسساد‬
‫برسردستیابی به منابع بیشتربا تکیه برفراگرد تمایزحاصسسل مسسی شسسود‪ .‬بسسه اعتقسساد‬
‫وی‪ ،‬مد صورتی از تقلید و بنابراین صورتی از تشخیص اجتمسساعی اسسست‪ .‬ولسسی در‬
‫عیسسن حسسال ضسسمن دگرگسسونی مسسستمر خسسود یسسک زمسسان را از زمسسان دیگرویسسک‬
‫قشراجتماعی را ازیک قشردیگرمتمایز مسی کنسد‪ .‬مسواردی را کسه مربسوط بسه یسک‬
‫طبقه اجتماعی است متحد کرده وآنها را ازدیگران منفک مسسی کنسسد‪ .‬درنسستیجه ایسسن‬
‫انتخاب است که مد به وجود مسسی آیسسد و هنگسسامی کسسه تسسوده مسسردم در تلش بسسرای‬
‫ازمیان بردن تفاوت های ظاهری مربوط وطبقه اجتمسساعی ازآن تقلیسسد کننسسد‪ ،‬ایسسن‬
‫مد را به خاطر یک شیوه مردم پسند جدید رها می سازند‪ .‬خصوصیات واقعی مسسد‬
‫ایجاب می کند که دریک موقع به وسیله بخشی ازیک گروه معیسسن‪ ،‬یعنسسی اکسسثریت‬
‫‪19‬‬

‫عظیمی که صرفا در مسیرپذیرش آنها هستند به مرحله اجرا درآید‪ .‬بسسه مجسسرد آن‬
‫که یک نمونه از مد مورد قبول عام قرار گرفت‪ ،‬دیگر از آن به صورت مسسد سسسخن‬
‫نمی گوییم‪ .‬هنگامی که مد گسترش یافته و عمومیت پیدا کند‪ ،‬به تدریج بسسه پایسسان‬
‫خود نزدیک شده و نابود می گردد‪» .‬هربرت اسپنسر« خاطرنشان می سسسازد کسسه‬
‫مد یکی ازخصسایص همرنگسی بسا جمساعت اسست کسه سسعی مسی کنسد مسردم را بسا‬
‫همدیگر همرنگ نماید‪ .‬او معتقد است مد برعکس تشریفات‪ ،‬مسوجب شسباهت بسه‬
‫اشخاص طبقه بالتر می شسود؛ در واقسع نسوعی تقلیسد ناشسی از رقسابت اسست در‬
‫برابر تقلید ناشی از پسند و ستایش‪.‬‬
‫مدگرایی وگروه مرجع‪:‬‬
‫طبق نظر »مارکس« اگر خانه ای بزرگ یا کوچسسک‪ ،‬مشسسابه خسسانه هسسای اطرافسسش‬
‫باشد‪ ،‬نیاز اجتماعی سکونت را به راحتی مرتفع می کند؛ اما اگریسسک خسسانه بسسزرگ‬
‫درکنار یک خانه کوچک باشد‪ ،‬اعضای خانه کوچسک‪ ،‬خسود را دریسک کلبسه تصسورمی‬
‫کنند‪ .‬گروه مرجع به عنوان ابزاری که ما را در تصمیم گیری یساری مسی کنسد‪ ،‬مسی‬
‫تواند نقش مهمی درزندگی ما ایفا کند‪ .‬بسدیهی اسست کسه عمومسا مسا بسه مقایسسه‬
‫ابعاد مطلوب می پردازیم؛ ازاین روتلش می کنیسم تسا بسرای کسسب پایگساه شسبیه‬
‫پایگاه مطلوبیت را درخود احیا کنیم و همیشه گروهسی را بسه عنسوان گسروه مرجسع‬
‫درنظرداشته باشیم؛ این گروه مرجع معیارمقایسه ما می باشد‪ .‬بسیاری از لباس‬
‫هایی که ما می پوشیم در ابتدا توسط هنرپیشگان و ورزشسسکاران پوشسسیده شسسده‪،‬‬
‫سپس به بازار عرضه می گردد و چون همیسسن طسسرح توسسسط آنهسسا پوشسسیده شسسده‪،‬‬
‫مردم آنها را خریداری کرده و استفاده می کنند‪» .‬تورشتاین وبلن« مسسد را وسسسیله‬
‫ای برای این که افراد نشان دهنسسد ثروتمنسسد وباشخصسسیت ویسسا دارای اندیشسسه هسسای‬
‫بخصوصی هستند‪ ،‬می دانسد؛ لسذا بسه محسض اینکسه مسدی درجسامعه گسسترده شسد‪،‬‬

‫‪20‬‬

‫اشراف زادگان وثروتمندان به سراغ این مد جدید می روند؛ چرا کسسه مسسد قسسدیمی‬
‫دیگر آنها را از طبقات دیگر جامعه متمایز نمی کند‪.‬‬
‫مد وموفقیت ‪:‬‬
‫ما برای موفق شدن در زندگی نیازمند به راه های گوناگون هستیم و هر کسسدام از‬
‫این راه ها ما را بیشتر به موفقیت برساند‪ ،‬به دفعسسات مکسسرر از آن اسسستفاده مسسی‬
‫کنیم‪ .‬برای بررسی این موضوع از نظریسه مسوفقیت و انگیسزه »هسومنز« اسستفاده‬
‫می کنیم‪ .‬وی معتقد است از میان اعمسالی کسه شسخص انجسسام مسسی دهسسد‪ ،‬اگسسر آن‬
‫عمل بیشتر به پاداش منجر شسود‪ ،‬احتمسال تکسرار آن افزایسش مسی یابسد و قضسیه‬
‫انگیزه را چنین بیان می کند ‪ :‬اگر عملی که قبلباعث موفقیت شده باشد‪ ،‬همسسان‬
‫موفقیت مجددا تکرار شود‪ ،‬آن شخص ممکن است دست به همان رفتار بزند‪ ،‬بسا‬
‫توجه به همین قضایا می توان گفت که اگر چه شخص ممکن است با مدگرایی با‬
‫خانواده خود درگیسسر شسسود ولسی در میسسان همسسسالن خسسود مسسورد تشسسویق و تائیسسد و‬
‫اعتماد قرار می گیرد و حتی در ارتبساط بسا جنسس مخسالف بسه مسوفقیت رسسیده و‬
‫ارزش و منزلت خود را بالتر می برد‪ ،‬چون این موفقیت ها در راستای مسسدگرایی‬
‫او انجام گرفته‪ ،‬این عمل بیشتر مورد تکرار قرار می گیرد‪.‬‬
‫مد و ارزش ومنزلت اجتماعی‪:‬‬
‫به طورکلی تمامی رفتارهای انسان درراستای برآورده کردن نیازهای اومی باشد‬
‫وانسان سعی می کند درقالب رفتارها یا واکنش ها بتواند به نیازهسای خسود پاسسخ‬
‫دهد‪ .‬مدگرایی نیز یکی از رفتارهایی می باشد که ما طسی آن بسه طسور ناخودآگساه‬
‫به نیازهای خود پاسخ می دهیم‪ .‬به اعتقاد »ابراهسسام مسسازلو« نیازهسسای انسسسان پنسسج‬
‫دسته می باشد که عبارت اند از‪ :‬نیازهای جسمانی )اساسی ترین نیازهای حیات‪،‬‬
‫مثل غذا وآب(‪ ،‬نیازهسای امنیستی )محیسط فیزیکسی و احساسسی مطمئن(‪ ،‬نیازهسای‬
‫‪21‬‬

‫تعلسق داشستن )برقسراری دوسستی و پسذیرش از سسوی دیگسران(‪ ،‬نیازهسای احسترام‬
‫)شناخت‪ ،‬توجه ونیازازسوی دیگران(‪ ،‬نیازهای خودشکوفایی ) پیشرفت‪ ،‬بالترین‬
‫دسته نیازها( به گفته مازلوارزش و منزلت یکی از نیازهای مهم انسان می باشد‪.‬‬
‫جوانان نیسسز بسسر حسسسب مقتضسسیات سسسنی مسسی خواهنسسد از ارزش واحسسترام دیگسسران‬
‫برخوردار باشند و برای رسسسیدن بسسه ایسسن هسسدف از ابزارهسا و شسسیوه هسای مختلسسف‬
‫استفاده مسی کننسد؛ برخسی از طریسق درس خوانسدن‪ ،‬عسده ای بسا ورزش و هنسر و‬
‫برخی نیز با تغییرات ظاهری باب روز اظهار وجود می نماینسسد‪ .‬بنسسابراین از لحسساظ‬
‫روانی مد با خودنمایی و نیاز به جلب توجه دیگران به خود بستگی دارد‪.‬‬
‫ریشه یابی‪:‬‬
‫همان طور که اشاره شد دلیل به وجود آمدن مد را می توان به حس تنوع طلسبی‬
‫و کشش افراد به سمت ابداع و تغییروتجربسه ایسن تغییسرات دانسسست‪ .‬سسسابقه ایسن‬
‫مسئله در اولین جوامع بشری نیز مشاهده می شود‪ ،‬چرا که هر یک از قشسسرهای‬
‫این جامعه دارای سلیقه و نوع پوشش متفاوتی بودنسد و ایسن تنسوع طلسبی بشسررا‬
‫ازهمان بدو پایه گذاری جوامع بشری می توان ملحظه نمود‪.‬‬
‫مردم وبخصوص نوجوانان وجوانان بنا برمیل ذاتی خویش‪ ،‬تنسسوع طلسسب وخواهسسان‬
‫تغییروتحول هستند ولذا این علقه وجود دارد که خود را بسسه شسسکل افسسراد و گسسروه‬
‫های محبوب اجتماعی و یا ستارگانی که پیرامون آنها تبلیغات حیسسرت آوری وجسسود‬
‫دارد‪ ،‬درآورند‪ .‬در این میان با توجه به قدرت‪ ،‬تنوع وگستردگی تبلیغات غربی مسی‬
‫توان گفت که ستاره هسسا و مسسدل هسسای آنهسسا‪ ،‬بسسسیار فراگیرتروتاثیرگسسذارتراز انسسواع‬
‫داخلسی هسستند‪ .‬مسد ومسدگرایی را مسی تسوان ازجهستی مولسود مدرنیسسم دانسست‪.‬‬
‫مدرنیسم نگاه نو به عالم وآدم است‪ ،‬نگاه و شناختی که برخاسسسته از زیسسستن در‬
‫حال و گسستن از گذشسسته بسسوده و صسریحا بسسا مفهسوم سسسنت در تقابسل مسی افتسد‪.‬‬
‫‪22‬‬

‫مسسدرنیته کسسه شسسکل عینیسست یسسافته فرهنسسگ مسسدرن اسسست‪ ،‬همسسراه و همسسزاد بسسا‬
‫گذرازگذشته به حال‪ ،‬نوآوری‪ ،‬تجدد ومد است‪ .‬ازاین رومسسدرنیته همسسواره خسسود را‬
‫در ستیز و چالش با کهنگی‪ ،‬رکود‪ ،‬قدمت وسنت وپیروی ازهنجارهای پایدار قسسرار‬
‫می دهد و کشش و تمایل آن به سسوی تجسدد و نسوآوری در فرهنسگ و ارزش هسای‬
‫اجتمسساعی اسسست‪ .‬بنسسابراین‪ ،‬نسسوآوری در تفکسسر و رفتسسار بسسه عنسسوان نمسساد اندیشسسه‬
‫مدرنیسم قلمداد می شود و از آنجا که جوامع غربی موطن ومظهرمسدرنیته بسوده‬
‫اند‪ ،‬فرایند مدرنیزاسیون )مدرن سازی( و اشاعه طسسرح هسسا و مسسدهای نسسو‪ ،‬رابطسسه‬
‫مدگرایی و غرب گرایی را نشان می دهد‪ .‬برای این که به چگونگی پذیرش مد در‬
‫جوامع امروزی بپردازیم‪ ،‬باید بسه قسوانین مسذهبی و عرفسی‪ ،‬فرهنگسی و اجتمساعی‬
‫احاطه داشته باشیم‪ .‬در جامعه ای مثل ایسران‪ ،‬مشساهده مسی کنیسم کسه هیسچ گساه‬
‫قانون و عرف به مردم اجازه نمی دهد که مانند زنان ومسسردان غربسسی بسسا پوشسسش‬
‫نیمه برهنه درجامعه تردد کنند‪ .‬پس هرگز مد شدن چنین پوشش هسسایی درجسسامعه‬
‫ایران به وقوع نخواهد پیوست‪ .‬می توان گفت خاسسستگاه اولیسسه مسسد دریسسک جسسامعه‬
‫حالت روحی‪ ،‬روانی وعرف آن جامعه می باشد‪ .‬دراینکه درجوامع امروزی تقریبا‬
‫هرچند ماه یک باروبا تغییر فصسل‪ ،‬شساهد مسد شسدن و تغییسرات بسسیاری در انسواع‬
‫رفتارها هستیم‪ ،‬جای هیچ شکی نیست کسه ایسن سسرعت تغییسر مرهسون پیشسرفت‬
‫صنعت است‪) .‬مدهای پوششی وابسته به صنایع نساجی‪ ،‬مدهای آرایشی وابسسته‬
‫به صنایع شیمیایی و ‪ (...‬حتی به جرات می توان گفت مدسازی خسسود یسسک صسسنعت‬
‫به حساب می آید‪.‬‬
‫بسسسیاری ازصسسنایع خسسود را درصسسنعت مسسد شسسریک مسسی کننسسد تسسا بسسه بازارهسسای‬
‫بیشتروخریداران ودرنهایت درآمد بالتری برسند‪ .‬صنایعی مثل رنگسرزی‪ ،‬پوشساک‪،‬‬
‫عطروحتی خسودرو در ایسن راه بسه درآمسدهای زیساد رسسیده انسد‪ .‬اگسر بخسواهیم بسه‬
‫بررسی چگونگی پذیرش مد در دنیا بپردازیم‪ ،‬می بینیم که مد بر اثر یک اتفاق یسسا‬
‫‪23‬‬

‫رخداد حادث نمی شود‪ .‬این طور نیست که یک فرد بسدون هیسج بررسسی و هسدفی‬
‫به یک تغییر و تحول بپردازد و سپس از آن به عنوان مد یاد شود‪ .‬بلکه مد حاصسسل‬
‫یک بررسی و تحقیق در زمینه های گوناگون است‪ .‬زمسانی کسه یسک شسرکت تولیسد‬
‫لباس تصمیم به ابداع یک مد جدید می گیرد‪ ،‬به فرآیندی دقیق و منظم برای ایسسن‬
‫کار نیاز دارد تا بتواند طرح مورد نظسسر خسسود را عرضسسه نمایسسد‪ .‬ایسسن فرآینسسد شسسامل‬
‫شناخت صحیح و کامل جامعه هدف‪ ،‬فرهنگ‪ ،‬مذهب و قوانین‪ ،‬نحسسوه اسسستقبال از‬
‫طرح های قبلی‪ ،‬سلیقه و طبع جوانان‪ ،‬میسزان تاثیرپسذیری جوانسان و دیگسسر افسسراد‬
‫جامعه از طرح های ارائه شده‪ ،‬نوع آب و هوای مناطق مورد نظر‪ ،‬رنسسگ پوسسست‪،‬‬
‫مو و چشم انسان های منطقه هدف‪ ،‬نحوه انتخسساب‪ ،‬سسسلیقه و زمسسان بنسسدی بسسرای‬
‫ارائه مد می باشد‪ .‬تولیدکننسدگان پوشساک‪ ،‬عطرولسوازم آرایشسی‪ ،‬لسوازم خسانگی‪،‬‬
‫خودرو و ‪ ...‬که همگی در خلق مد موثرند‪ ،‬با تغییر برخسسی شاخصسسه هسسا بسسه تحقیسسق‬
‫درآنها می پردازند و از نتایج این تحقیقات است که مثلتولید کنندگان پوشسساک بسسه‬
‫کارخانجات نساجی و رنگرزی سفارش پارچه با رنسگ مسد نظسر را مسی دهنسد و بسا‬
‫نظر طراحان مد به تولید و ارائه اجناس خود به عنوان یک طرح و مد جدیسسد مسسی‬
‫پردازند‪.‬‬
‫البته در جوامع پیشرفته چنین کارهایی صسورت مسی پسذیرد ودرکشسورهای درحسال‬
‫توسعه یا عقب مانده فقط تقلید است که به رواج یک مد کمک می کنسسد‪ .‬چنسسانچه‬
‫شاهد هسستیم افسراد بسا دیسدن یسک فیلسم‪ ،‬سسریال‪ ،‬خسبر‪ ،‬عکسس یسک هنرپیشسه یسا‬
‫ورزشکارمشهور به تقلید ازاوپرداخته وعده ای نیزبه تولیسد نسوع پوشسش وی مسی‬
‫پردازند و آن را مد جلوه می دهند وبا گشساد وتنسگ کسردن‪ ،‬یسا کوتساه وبلنسد کسردن‬
‫مدل های قبلی‪ ،‬سبک جدیدی ازمد را ارائه می دهنسد‪ .‬حسال بسه ایسن پرسسش مسی‬
‫رسیم که چسرا جسامعه مسا درحسال حاضسردچاراین تقلیسد شسده وازاصسالت وهسویت‬
‫مذهبی وملی دورشده است؟ درپاسخ به این مسئله اشاره می کنیسسم کسسه درحسسال‬
‫‪24‬‬

‫حاضرفناوری وصنایع مرتبط با مدگرایی جوانان کمتربا فرهنگ مان تناسب دارنسسد‬
‫و این باعث شده که ما در جامعه مسان رواج بسی رویسه لبساس‪ ،‬لسوازم بهداشستی و‬
‫آرایش‪ ،‬رنگ‪ ،‬خودرو خارجی ووارداتی از سایر کشورها باشیم‪ .‬در این میان نگسساه‬
‫واردکنندگان نیزبیشتر مبتنی بر پایه سودآوری بیشستر از ایسن کاراسست کسه همیسن‬
‫موضوع باعث ورود اجناس با کیفیت فرهنگی پایین می باشد‪.‬‬
‫انگیزه وزمینه های روانشناختی مدگرایی درجوانان ‪:‬‬
‫علوه برزیرساخت های تاریخی واجتماعی‪ ،‬مدگرایی دربین جوانسان از یسک سسری‬
‫اصول وسازه های روان شناختی نیز تبعیت می کند وبا انگیزه ها ونیازهای چنسسدی‬
‫در ارتباط است‪ .‬میل به دیده شدن توسط دیگران درتمسسام انسسسان هسا بسسه نسسسبت‬
‫های مختلف وجود دارد‪ .‬گاه این خصلت به صورت نوعی خودنمایی وتقلید چشسسم‬
‫بسته از فرهنگ بیگانگان جلوه می کند واغلب نتیجه آن ترویج هویت هسسای بیگسسانه‬
‫است‪ .‬جامعه شناسان معتقدنسسد کسه رواج برخسسی مسسدها‪ ،‬گساهی اوقسسات بسسه معنسسای‬
‫مخالفت جوانان یک نسل با محیسسط پیرامونشسسان اسسست‪ .‬بسسه عبسسارتی هنگسسامی کسسه‬
‫جوانی قادر نباشد آزادانه دیدگاهش را بیان کند‪ ،‬امکانی برای رشد اقتصادی خود‬
‫فراهم نبیند‪ ،‬راهی برای تفریح و ابراز شادی ها و هیجاناتش نیابد‪ ،‬به ناچسار بسرای‬
‫رهایی از این فشارها و یا برای مهار کردن خشم خویش از جسسامعه ای کسسه تصسسور‬
‫می کند زندگی را بر او تنگ کرده است‪ ،‬گاه به صسسورت خودآگسساه یسسا ناخودآگسساه و‬
‫بسسرای شکسسستن ارزش هسسای رسسسمی رایسسج اعلم مسسی کنسسد‪ .‬او در ایسسن شسسرایط در‬
‫سکوتی ظاهری و با به فاصله گرفتن از ارزش هسسای جسسامعه مسسی خواهسسد بگویسسد ‪:‬‬
‫»من هستم‪ .‬مرا ببینید«!‬
‫ابرازوجود وجلب توجه دیگران‪:‬‬

‫‪25‬‬

‫افرادی هستند که با تعویض و تغییر هرروزلباس و آرایش خود وخرید لبسساس هسسای‬
‫گران قیمت و مد روز‪ ،‬در صدد جلب توجه دیگران بر می آیند‪ .‬اسسستفاده از لبسساس‬
‫های چسبناک وبراق ورنگارنگ‪ ،‬جوراب های شبیه تور ماهیگیری‪ ،‬کفسسش هسایی بسا‬
‫پاشنه های خیلی بلند‪ ،‬آرایش تندی با رنگ های غیر طبیعی و ‪) ...‬که بیش از همسسه‬
‫در بین جوانان و بخصوص دختران رایج است(‪ ،‬باعث جلسب تسوجه دیگسران شسده‪،‬‬
‫نگاه هایی را به خود معطوف می دارد‪ .‬یکی ازدلیسسل گرایسسش جوانسسان بسسه مسسد بسسه‬
‫خاطر مورد توجه قرار گرفتن )ابراز وجود و خودنمسسایی کسسردن( و پاسسسخگویی بسسه‬
‫نیازهای روانی آنهاست‪ .‬جوانان به دلیل داشتن روحیه تاثیرپذیر آمسسادگی بیشسستری‬
‫برای پدیده های نو دارنسد‪ .‬دلیسل دیگسر هسم مسی توانسد سسرخوردگی هسا و نداشستن‬
‫اعتماد به نفس و چشم و همچشمی باشد که افراد را بسسه سسسوی مسسدهای مختلسسف‬
‫می کشاند‪ .‬البته عده ای هم هستند که هیچ دلیل خاصی برای تبعیت از مد ندارند‬
‫و فقط به خاطر اینکه این پدیسده در جسامعه رواج پیسسدا کسسرده از آن اسسستقبال مسی‬
‫کنند‪ ،‬می خواهند جای خود را درمیان اطرافیان وهم سن وسال های خود بازکنند‬
‫وبابت آن هزینه های بسیاری را تقبل می کنند‪ ،‬حتی اگربرایشان مشکل باشد‪ .‬در‬
‫ادامه به تکمیل این بحث می پردازیم‪.‬‬

‫مواجهه با مد در مدار عقلنیت‬
‫مد از کجا پیدا شد‬
‫نوع پوششسسی کسسه امسسروز »مسسد« نامیسسده مسسی شسسود همسسراه بسسا تعمیسسق مسسدرنیته و‬
‫تجددگرایی در متن جامعه ایرانی رایج شد‪ .‬هنگامی که رضسساخان بسسا قلسسدری و بسسا‬
‫پشتیبانی عوامل استعمار در ایران یک »دولت شبه مدرن« بنا کرد از سسسوی یسسک‬
‫‪26‬‬

‫محفل روشنفکری هشت نفره که اتاق فکری رژیم رضاخانی را تشکیل مسسی داد‬
‫وی مامور شد تا با سسسنت زدایسسی تجسسددگرایی را از طبقسسات اشسسراف بسسه طبقسسات‬
‫زیرین جامعه تحمیل کند‪.‬‬
‫تاسیس سازمان »وعظ و خطابه« برای کنترل نهادهای تبلیغی دینی کله پهلسسوی‬
‫و لباس متحدالشکل کشف حجاب نظام دیوانسالری شسسبه مسسدرن و حسستی تغییسسر‬
‫سبک معماری از خامه اندیشسسه همیسسن محفسسل بسسود‪ .‬از ایسسن میسسان پیشسسنهاد لبسساس‬
‫متحدالشکل و کشف حجاب به یحیی دولسست آبسسادی بسساز مسسی گشسست‪ .‬او از بانیسسان‬
‫ازلی و فراماسونر بود و بسسا طسسرح ایسسن پیشسسنهاد بسسرای رضسساخان عمل مبسسارزه بسسا‬
‫شوون ظاهری انسان مسلمان به مبارزه برخاسسست‪ .‬وی نخسسستین ایرانسسی اسسست‬
‫که در مجامع عمومی از همسر و دخترانش حجاب را برداشت و رضاخان را نیسسز‬
‫به این کار تشسسویق کسسرد‪ .‬البتسه پیسسش از وی طساهره برغسسانی )قسسره العیسن( مریسد‬
‫سیدکاظم رشتی که بعد جزو اصسسحاب »الحسسی« علسسی محمسسد بسساب شسسده بسسود بسسا‬
‫کشف حجاب این اقدام را جزو آموزه های دینی بسساب معرفسسی کسسرده بسسود‪ .‬از آن‬
‫پس قزاق ها مامور شدند تا هر جا بانوی محجبسسه ای مسسی بیننسسد بسسه زور چمسساق و‬
‫سرنیزه حجاب آنها را بردارند‪ .‬در برخسسی از محلت و شسسهرهای کشسسور نسسوامیس‬
‫مردم سال ها از روی بام یا حفره هایی که بین خانه های خسسود و همسسسایه ایجسساد‬
‫کرده بودند رفت و آمد می کردند تا با قزاق هسسا و گزمسسه هسسای رضسساخانی مسسواجه‬
‫نشوند‪.‬‬
‫بالخره مصرف رضاخان پایان یافت‪ .‬اما جالب اینجاست که محفسسل روشسسنفکری‬
‫که نظام رضاخانی را هدایت می کرد با رفتن رضاخان پابرجا ماند و از این پسسس‬
‫پسسروژه مدرنیزاسسسیون را بسسه محمدرضسسا دیکتسسه مسسی کسسرد‪ .‬بعسسد از رضسساخان آنسسان‬
‫دریافتند که دیگسسر برخوردهسسای قلسسدرمآبانه کسسارکرد خسسود را از دسسست داده اسسست‬
‫بنابراین پروژه سنت زدایی و تجددآفرینی را بسسا اقسسدامات نسسرم افسسزاری و خزنسسده‬
‫ادامه دادند‪ .‬از این پس تغییسسر در شسسوون فرهنگسسی و اجتمسساعی جسسامعه بسسا همسسان‬
‫شدت و حدت ادامه یافت اما نسسوع مسسواجهه ظریسسف تسسر بسسود‪ .‬همیسسن زمسسان بسسازار‬
‫مددسازی و سالن های مدنمایی با پشتیبانی دولت گرم شد‪.‬‬

‫‪27‬‬

‫جهانشاه و اولین کانون مدنمایی چگونگی حمایت پشتیبانی رژیسسم سسسفاک پهلسسوی‬
‫از مدسازی و مدنمایی را می توان در زندگی و احوالت خانم »زینت جهانشسساه«‬
‫به خوبی مشاهده کسرد؛ البتسه بسرای یسافتن ارتبساط سسازمانی وی بسا دربسار تامسل‬
‫بیشتری کرد امسا همیسن سرگذشسست و فعسالیت هسای او بسسه خسسوبی نمایسسانگر رونسد‬
‫»مدرنیزاسسسیون نسسرم در بعسسد پوشسسش جسسامعه« پسسس از مدرنیزاسسسیون سسسخت‬
‫رضاخانی است‪ .‬زینت جهانشاه دختر سرهنگ حبیب الله فرود بود و تا زمانی که‬
‫در ایران بود در دبیرستان »ژاندارک« تحصیل می کرد‪ .‬این دبیرستان با حمسسایت‬
‫فرانسسسویان در تهسسران دایسسر شسسده بسسود و ویسسژه فرزنسسدان اعیسسان و اشسسراف بسسود‪.‬‬
‫سرهنگ فرود زمانی سرپرست محصلن وزارت جنسسگ شسسد و بسسرای رتسسق و فتسسق‬
‫امور این محصلن به آلمان رفت‪ .‬او در این سفر دختر خود را نیز همسسراه بسسرد و‬
‫او را برای ادامه تحصیل به مدرسه دخترانه »لته فراین« سپرد‪ .‬این مدرسه یسسک‬
‫آموزشگاه بین المللی بود و دانش آموزانی از اقصی نقاط جهان داشسست‪ .‬اغلسسب‬
‫این دانش آموزان دخسستران شخصسسیت هسسای سیاسسسی و متمسسولی بودنسسد کسسه بسسرای‬
‫آموختن آداب زندگی مدرن به این مدرسه اعزام می شدند‪ .‬در این مدرسه خانه‬
‫داری متجددانه و اموری چون »تندنویسسسی« و »ماشسسین نویسسسی« »حقسسوق زن«‬
‫»پرنسسده شناسسسی« »جانورشناسسسی« »پسسرورش گسسل و گیسساه خسسانگی« »آشسسپزی«‬
‫»سسسفره آرایسسی« »خیسساطی« »لباسشسسویی« »اتسسو و رفسسو کسسردن و وصسسله کسسردن‬
‫لباس« »شوهرداری« »رقص« »موسیقی« »مهمانداری« و‪...‬تدریس می شد‪.‬‬
‫جهانشاه یکسال و نیم در این مدرسه درس خواند و سپس بسسا یسسک افسسسر جسسوان‬
‫ازدواج کرد‪ .‬بعد از آن برای اقامتی که دو سسسال و نیسسم طسسول کشسسید راهسسی بسسرن‬
‫پایتخت سوئیس شد‪ .‬او در این شهر کار خیاطی حرفه ای را با جدیت ادامسسه داد‬
‫و دوره آموزشی خود را تکمیل کرد‪.‬‬
‫سپس با شوهرش که مامور خدمت در فرانسه شسسده بسسود راهسسی پسساریس شسسد و‬
‫فرصت مهیاتری برای ادامه کار حرفه ای خود در پیش رو یسسافت‪ .‬فرهنسسگ شسسیک‬
‫پوشی و راحت طلبی مردم فرانسه از سالهای دور پاریس را به شسسهر مدسسسازی‬
‫تبدیل کرده بود‪ .‬او در این شهر نزد »پیر بسسالمن« کسسه از معسسروف تریسسن خیاطسسان‬
‫اروپا بود طراحی دوخت و دوز و شیوه های اداره یسسک نمایشسسگاه مسسد و مشسستری‬
‫‪28‬‬

‫داری را آموخت‪ .‬یک سال بعد و در حالی که جنسسگ جهسسانی پایسسان یسسافته بسسود او و‬
‫همسرش به ایران بازگشتند و همان سال )‪ ( ۱۳۲۱‬نخستین کارگسساه و نمایشسسگاه‬
‫لباس مسسد فرنگسسی را در ایسسران دایسسر کسسرد‪ .‬ایسسن نمایشسسگاه کسسه در خیابسسان امیریسسه‬
‫تاسیس شده بود ابتدا با ‪ ۵‬کارگر کسسارش را شسسروع کسسرد امسسا بسسه زودی بسسا جسسذب‬
‫مشتریانی از زنسسان اشسسراف و درباریسسان بسسه یسسک فروشسسگاه و نمایشسسگاه بسسزرگ و‬
‫مجهز تبدیل شد‪.‬‬
‫او با جذب تعدادی دختر و زن جوان که جدیدترین لباس ها را پوشیده بودند برای‬
‫زنان اعیان و اشراف برنامه نمایشسسی ویسسژه ترتیسسب مسسی داد و آنسسان را بسسه خریسسد‬
‫کالهای خود تشویق می کرد تا اینکه نمایشگاه و فروشگاه وی به عرضسسه کننسسده‬
‫لباس مد و معیار تبدیل شد و بقیه نمایشگاه ها و فروشسسگاه هسسا نیسسز از الگوهسسای‬
‫وی تبعیت می کردند‪ .‬قیمت یک پالتوی زنانه در نخسسستین روزهسسای فسسروش ‪۱۰۰۰‬‬
‫ریال بود‪ .‬در آن ایام کارمزد روزانه یک کارگر سسساده کمسستر از ‪ ۵‬ریسسال بسسود‪ .‬او تسسا‬
‫سال ‪ ۱۳۴۷‬کار خود را ادامه داد و بعد با واگذاری فروشگاه و نمایشگاه خسسود بسسه‬
‫دخترش خود را بازنشسته کرد‪.‬‬
‫مفهوم شناسی مد‬
‫مد در لغت به معنی سلیقه تازه و روش جدیسسد اسسست امسسا در اصسسطلح بسسه تغییسسر‬
‫سلیقه ناگهانی گروهی از افراد گفته می شسسود کسسه منجسسر بسسه گرایسسش بسسه انجسسام‬
‫رفتاری خاص یا مصرف کالی به خصوصی یا در پیسسش گرفتسسن سسسبکی خسساص در‬
‫زندگی مسی شسود‪ .‬ایسن واژه بسه واژگسانی چسون مسدرن مسدرنیته و مدرنیراسسسیون‬
‫نزدیک است‪ .‬در اروپای قرون وسطی از این واژه هسسا پرهیسسز مسسی شسسد و مقسسوله‬
‫جدید و بدیع با واژه »نیو« توصیف می شد‪ .‬شی یا پدیده نسسو )نیسسو( امسسر تسسازه ای‬
‫بود که متعلق به سساحت آسسمانی و ناشسی از آفرینسش گسری خداونسد و خلقیست‬
‫الهی بود اما پدیده »مدرن« و »مد« متعلق به ساحت زمینسسی و دهسسری بسسود‪ .‬مسسد‬
‫ناشی از اراده انسان برای خلقیت بود و مفهومی نزدیک به »بدعت« در فرهنگ‬
‫اسلمی داشت‪ .‬اما همزمان بسسا سسسنت زدایسی در امسور اجتمسساعی اروپسسا در عصسسر‬
‫روشنگری واژه هایی چسسون مسسدرن و مسسد نیسسز تقسسدیس شسسدند و بیشسستر مقبسسولیت‬
‫‪29‬‬

‫عمومی یافتند‪ .‬از سیر مفهومی این واژه که بگذریم امسسر نسسو و جدیسسد بسسه خسسودی‬
‫خود نه بد است و نه خوب‪.‬‬
‫انتخاب مد امری مباح است که اگر نوع آن در تعارض آشکار با سنت های الهسسی‬
‫و هنجارهای فرهنگی جامعه باشد امری مذموم و ناپسند می شود‪ .‬نباید از نظسسر‬
‫دور داشت که مدگرایی و حد افراطی آن »مدزدگی« تنها شامل لبسساس و کسسالی‬
‫خاصی نمی شود‪ .‬اقشار و طبقات اجتماعی هریک به نوعی از مد اسسستقبال مسسی‬
‫کنند و گاه گرفتار مدزدگی می شوند چنانکه مقولتی چون ناسیونالیسسسم پسسس از‬
‫اینکه امواج ناسیونالیستی در اروپا رایج شد در کشورهای دیگر نیسز مسد مطلسوب‬
‫روشنفکران شد و در برخی مواقع بسه حسد افراطسی بسه قسسومیت پرسسستی و بسروز‬
‫نبردهای خونین قومی در کشسسورهای اسسسلمی انجامیسسد‪ .‬امسسروز هسسم آسسسیب هسسای‬
‫مدزدگی را در میان برخی نخبگان و شبه روشنفکران می بینیم‪.‬‬
‫پدیده نو و فطرت انسانی‬
‫وقتی خواص و روشنفکران جامعه در جستجوی امر نو و بدیع هسسستند توقسسع نسسابه‬
‫جایی است که از جوان بخواهیم تمنای امسسر نسسو را نداشسسته باشسسند‪ .‬آدمسسی فطرتسسا‬
‫موجودی کمال طلب است و تمنای امر نو و پدیده جدید را اگر بسسا دیگسسر کمسسالت‬
‫انسسسانی مغسسایر نباشسسد در راسسستای همسسان کمسسال خسسواهی مسسی بینسسد‪ .‬نوخسسواهی و‬
‫نوگرایی به معنای عام آن مقوله ای فطری است و در قلب آحاد جامعه انسسسانی‬
‫به ویژه انسان های صافی ضمیر جوشش دارد‪ .‬طبع جوانی که کمسستر بسسه آلیسسش‬
‫های دنیوی گرفتار شده است نیز بیش از پیش این امسسر فطسسری را جسسستجو مسسی‬
‫کند‪ .‬جامعه ایرانی نیز همواره نوخسسواه و نسسوگرا بسسوده و گسساه در مسسواردی خسسواص‬
‫پیشگام دیگر جوامع در تمنای امور نو بوده است‪.‬‬
‫استقبال شایان جامعه ایرانی از اسلم به عنوان آئینی نو که در اصول و مبانی با‬
‫ادیان الهی پیشین مشترک بود امسا از تحریفسسات و آلیسسش هسا بسسه دور بسسود از یسک‬
‫منظسسر ناشسسی از همیسسن نوخسسواهی فطسسری اسسست کسسه بسسا فطسسرت توحیسسدگرایی و‬
‫خداجویی ایرانیان ممزوج شده بود‪ .‬مقام معظم رهبری در این خصسسوص تصسسریح‬
‫می کنند ‪» :‬تقلید فرهنگی خطر خیلی بزرگی است اما این حرف اشسستباه نشسسود‬
‫‪30‬‬

‫با اینکه بنده با مد و تنوع و تحول در روش های زندگی مخالفم نخیر مسسدگرایی و‬
‫نوگرایی اگر افراطی نباشد اگر روی چشم و هم چشمی و رقابت هسسای کودکسسانه‬
‫نباشد عیبی ندارد‪«.‬‬
‫لباس و رفتار و آرایش تغییر پیدا می کند مسسانعی هسسم نسسدارد امسسا مسسواظب باشسسید‬
‫قبله نمای این مدگرایی به سمت اروپا نباشد ایسن بسد اسست‪ .‬اگسر مدیسست هسای‬
‫اروپا و آمریکا در مجلتی که مدها را مطرح می کننسسد فلن طسسور لبسساس را بسسرای‬
‫مردان یا زنان خودشان ترسیم کردند آیا ما باید اینجا در همسسدان یسسا تهسسران یسسا در‬
‫مشهد آن را تقلید کنیم‪ .‬بنابراین استقبال از اندیشه نو برای نخبگان و کسسالی نسسو‬
‫برای عامه به خودی خود نه تنها مذموم نیست بلکه مطلوب و منطبسسق بسسا کمسسال‬
‫خسسواهی آدمسسی اسسست‪ .‬از ایسسن رو در فرهنسسگ اسسسلمی بسسر خلف فرهنسسگ قسسرون‬
‫وسطی تمنای امر جدید مقوله ای پذیرفته شده است‪ .‬اما ماننسسد فرهنسسگ مسسدرن‬
‫جسسستجوی پدیسسده نسسو و تمنسسای مقسسوله جدیسسد در گزینشسسی هواخواهسسانه و نفسسسانی‬
‫صورت نمی پذیرد و یله و رها نیسسست‪ .‬انسسسان مسسسلمان مقسسوله نسسو را بسسا خسسرد و‬
‫دانش خود می سنجد و اگر آن را با سنت های الهی مغایر ندید برمی گزیند‪.‬‬
‫آثار و نتایج مدگرایی و مدزدگی‬
‫نوخواهی در پوشش و مدگرایی آثار مثبت و منفی خود را دارد‪ .‬آثسسار خسسوب و بسسد‬
‫آن را می توان در موارد زیر برشمرد ‪:‬‬
‫الف نوخواهی موجب رونق یافتن کارگاههای تولیدی می شود و اگسسر کارگاههسسای‬
‫داخلی بهتر بتوانند به این امر مبادرت کننسسد مسسی تسسوان فضسسای مناسسسبی را بسسرای‬
‫افزایش کارآفرینی تولیدکنندگان داخلی فرض کرد‪.‬‬
‫ب میل به مقولت نو در پوشش و آرایسسش امسسری فطسسری اسسست و مسسا در سسسیره‬
‫اولیای خدا نیز توجه به صورتی و لباسی آراسته را مشاهده می کنیم‪ .‬آراسسستگی‬
‫لباس از نظسر روحسی نیسز آثسار مثبستی داشسته و مسوجب نشساط و شسادمانی فسرد‬
‫آراسته و اطرافیانش می شود‪.‬‬

‫‪31‬‬

‫درباره فواید و آثار آراستگی فقیهان سلف مانند ملمحمدباقر مجلسسسی در حلیسسه‬
‫المتقین مباحث مبسوطی را طرح کرده بودند‪.‬‬
‫ج مدزدگی و افراط در نوخواهی مسسوجب اسسسراف و تبسسذیر در امسسور زنسسدگی مسسی‬
‫شود‪ .‬به ویژه اگر در داخل کشور پاسخ کسسافی بسسه تمنسسای مسسدخواهی داده نشسسود‬
‫چنانکه اکنون این گونه است وارادت و خروج گسترده ارز و سسسرمایه هسسای ملسسی‬
‫موجب ورود آسیب به اقتصاد کشور می شود‪.‬‬
‫د گرایش کورکورانه و فاقد تعقل و انتخاب به مد به ویسسژه در پوشسسش و آرایسسش‬
‫موجب تهدید هویت و شان آدمی می شود‪ .‬بسسه همیسسن دلیسسل همسسه مراجسسع عظسسام‬
‫پوشیدن لباس شهرت لباسی که عرف جامعه نمی پسسسندد را حسسرام عنسسوان مسسی‬
‫کنند‪ .‬ممکن است درباره مصداق لباس شهرت اختلف نظسر در میسسان باشسد امسسا‬
‫در این که پوشش خلف عرف و ناهنجار حسسرام اسسست مسسورد نظسسر همسسه عالمسسان‬
‫دینی می باشد‪ .‬به علوه پوشش ناهنجار می توانسسد موجبسسات فسسساد و فروپاشسسی‬
‫اخلقی و خانوادگی را در جامعه فراهم کند‪ .‬ایسسن محسسور از مقسسولت مسسورد تسسوجه‬
‫دشمنان اسلم است‪.‬‬
‫مد و نهادهای فرهنگی‬
‫بنابرآنچه گفته شد مبارزه با نوخواهی نه تنها بی فایسسده و در تعسسارض بسسا فطسسرت‬
‫انسانی است بلکه امری مذموم و ضد فرهنگی است‪ .‬اما اکنون بسا پدیسسده ای در‬
‫جامعه مواجه هستیم که از ظواهر برخسسی جوانسسان جسسامعه مسسا صسسورتی ناپسسسند و‬
‫نامطلوب ایجاد کرده است‪ .‬این امر ناشی از »عدم پاسخگویی« نهادهای متولی‬
‫فرهنگ عمومی به نوخواهی و نوجویی جوانان از یک سو و »پاسسسخگویی« مثبسست‬
‫مراکز و نهادهایی دیگر به این نیاز فطری است‪ .‬این مراکز و نهادهای دیگر که یا‬
‫با فرهنگ اسلمی ایرانی آشنا نیستند و یا اساسا با آن تعارض دارند و در خدمت‬
‫غرب و دشمنان اسلم هستند می کوشند با جلسسوه گسسری مسسداوم بسسه نیسساز فطسسری‬
‫نوخواهی جامعه پاسخ مثبت بدهند‪ .‬بدیهی اسسست کسسه جسسوان بسسه ویسسژه اگسسر دارای‬
‫ضعف هویتی بوده و تعلق عمیقی به فرهنگ ایرانی اسلمی نداشته باشد در این‬
‫میان به پذیرش محصولت مراکز مد آفرین می پردازند‪ .‬در این میان آنهایی هسسم‬
‫‪32‬‬

‫که به هویت و تعلقات فرهنگی خود پایبند هستند در حسرت محصسسولت نسسو مسسی‬
‫مانند و فطرت نوخواهی خود را در این بعد سرکوب می کنند‪.‬‬
‫رسانه و مد‬
‫بنابر تعریف‪ ،‬مد همان شیوه تازه ای است که به وجود آمده و عده ای طبسسق آن‬
‫رفتار می کنند‪ .‬مد‪ ،‬شیوه زنسسدگی‪ ،‬حسسرف زدن‪ ،‬لبسساس پوشسسیدن‪ ،‬آرایسسش خسسانه و‬
‫وسایل آن و امثال اینها را شامل می شود‪ .‬مد بسسه خسسودی خسسود‪ ،‬مسسذموم نخواهسسد‬
‫بود و در صورتی می توانیم آن را ارزشگذاری کنیم که آثار مثبسست و منفسسی آن را‬
‫در جامعه ارزیابی کنیم‪ .‬در این نوشتار‪ ،‬به جنبه هسسا و آثسسار منفسسی آن اشسساره مسسی‬
‫قی می گردد که به »مدپرستی« تبدیل شود‬
‫شود و در صورتی مذموم و منفی تل ّ‬
‫و جامعه و خانواده ها را با مشکلت فراوان مواجه کند‪.‬‬
‫ارتباطات‬
‫افراد در جامعه زندگی می کنند و اجتماعی زیسسستن‪ ،‬مسسستلزم »ارتبسساط« اسسست‪.‬‬
‫گاهی فرد با فردی دیگر یا گروهی کوچک و بزرگ ارتباط دارد‪ .‬افسسراد در ارتبسساط‬
‫با همدیگر‪ ،‬خانواده‪ ،‬مدرسه‪ ،‬گروه های همسالن و‪ ...‬تسأثیر مسی گذارنسد و متسأثر‬
‫می شوند؛ بنسسابراین‪ ،‬تأثیرگسسذاری دو طرفسسه اسسست‪ .‬گسساهی ایسسن ارتبسساط دو سسسویه‬
‫ف ناشی می شود که بیشتر در وسایل‬
‫نیست و فرایند تأثیرگذاری تنها از یک طر ْ‬
‫ارتباط جمعی نمود پیدا می کند‪ .‬البته در بعضی موارد‪ ،‬ارتباط در این وسایل هم‬
‫دو طرفه است‪.‬‬
‫جامعه‬
‫هر جامعه ای کسسه دارای هسسویت‪ ،‬پیشسسینه تسساریخی و ارزش هسسای فرهنگسسی اسسست‪،‬‬
‫افرادش زنده‪ ،‬پویا و دارای شخصیت اند‪ .‬جامعه ما‪ ،‬جسسامعه ای دینسسی اسسست کسسه‬
‫ارزش هسای اسسسلمی در آن گساهی ُپررنسسگ و در مسسوقعیت هسسایی‪ ،‬کسسم رنسسگ شسسده‬
‫است‪ .‬در زمان جنگ تحمیلی عسسراق علیسسه ایسسران‪ ،‬ارزش هسسا پررنسسگ شسسد و اکسسثر‬
‫افراد‪ ،‬بیشتر مقید بودند تابع فرهنگ‪ ،‬آداب و رسسسوم و ارزش هسسای خسسود باشسسند؛‬
‫‪33‬‬

‫ولی بعد از جنسگ‪ ،‬ایسن ارزش هسا بسه تدریسج کسم رنسگ شسد )کسه دلیسل و عوامسل‬
‫اجتماعی خاص خود را دارد‪.‬‬
‫عدم اسراف‪ ،‬قناعت‪ ،‬احترام به والدین‪ ،‬رعایت حدود شرعی )بویژه در فضاهای‬
‫عمومی(‪ ،‬ساده زیستی و‪ ...‬به تدریج کم ارزش شدند‪ .‬عواملی دست بسسه دسسست‬
‫هم دادند و این تغییرات را به وجود آوردند که به نظسر مسی رسسد در ایسن زمینسه‪،‬‬
‫وسایل ارتباط جمعی نقش مهمی داشته اند‪.‬‬
‫این مقاله در تلش است تا اندازه ای‪ ،‬نقش وسایل ارتباط جمعی را در راهیسسابی‬
‫مد به حریم فردی و جامعه بیان کند‪.‬‬
‫وظایف رسانه ها‬
‫دانشمندان برای وسایل ارتباط جمعسسی‪ ،‬وظسسایف )یسسا کارکردهسسای( متعسسددی ذکسسر‬
‫کرده اند‪ .‬دکتر کاظم معتمدنژاد )استاد برجسته ارتباطات(‪ ،‬سه وظیفه اساسسسی‬
‫را نام برده است که طبق این سه وظیفه‪ ،‬راهیابی مد ارزیابی می شود‪.‬‬
‫وظایف خبری و آموزشی‬
‫نقش وسایل ارتباطی‪ ،‬انتشار جریان رویدادهای اجتماعی است که انسان امکان‬
‫می یابد از رویدادهای مهم اطلع پیدا کند و واکنش های متناسبی در پیسسش گیسسرد‬
‫یا می تواند از آموزش های درسی و غیسسر درسسسی اسسستفاده کنسسد؛ ولسسی بعضسسی از‬
‫وسایل ارتباطی بویژه تلویزیون‪ ،‬ماهواره‪ ،‬اینترنت و مطبوعات با پخش فیلم هسسا‬
‫و آموزش ها تلش می کنند آموزه هسسایی بسسا مسسدهای تسسازه و متناسسسب بسسا فرهنسسگ‬
‫خودشان به گیرندگان برنامه ها ارائه دهند‪ .‬بسسرای مثسسال‪ ،‬کسساربران مسسی تواننسسد از‬
‫آموزش های اینترنت و ماهواره استفاده نمایند و با مدهای جدید آشنا شوند‪ .‬این‬
‫آموزش ها به طور مستقیم و غیرمستقیم‪ ،‬مدهایی را ارائه می دهند که لزوما با‬
‫فرهنگ جامعه ما متناسب نیست‪.‬‬
‫پخش فیلم ها و برخی از برنامه ها در تلویزیون و سینما‪ ،‬علوه بر این که نقسسش‬
‫اطلع رسانی دارند و به آگاهی های افراد می افزایند‪ ،‬در عواطف و عقایسد آنسان‬
‫‪34‬‬

‫نیز تأثیرات زیادی می گذارند‪ .‬این تأثیرگذاری به اّتخسساذ شسسیوه هسای تسازه زنسدگی‬
‫می انجامد‪» ،‬مثل ً با دیدن فیلم هسای مربسسوط بسسه زنسسدگی جوانسسان امسسروز‪ ،‬عقیسسده‬
‫شخصی فرد‪ ،‬نسبت به اخلق و شرایط زندگی جوانان دگرگون می شود و حتی‬
‫ممکن است در خود‪ ،‬گرایش به زندگی آشفته جوانان امروز را احساس کند«‪.‬‬
‫این مسئله هنگامی نمود پیدا می کند که گروهی از همسالن‪ ،‬طبسسق شسسیوه هسسای‬
‫ارائه شده رفتار کنند‪ .‬کسی که عضوی از گروه های همسال است‪ ،‬برای این که‬
‫از گروه‪ ،‬رانده و مورد تمسخر واقع نشود‪ ،‬رفتار‪ ،‬پوشش و چهره ظسساهری خسسود‬
‫را به شکل آنان در می آورد‪.‬‬
‫وظایف راهنمایی و رهبری‬
‫همان طور که گفته شد‪ ،‬جامعه ما‪ ،‬جسسامعه ای دینسسی مبتنسسی بسسر اسسسلم اسسست بسسا‬
‫ارزش ها و هنجارهای خاص خودش‪ .‬بنابراین رسانه ها باید به عنسسوان ابسسزاری در‬
‫خدمت ارزش ها و هنجارها باشند و با ارائه برنامه های مختلف‪ ،‬افراد جسسامعه را‬
‫به سوی سعادت و زندگی بهتر رهنمون سازند‪ .‬ارائه شیوه هسسای درسسست و بهسستر‬
‫زندگی‪ ،‬الگوهای پوشش و رفتار و‪ ...‬متناسب با فرهنگ خودی‪ ،‬از مواردی است‬
‫که می تواند به عنوان یک روش تازه به نسل جدید منتقسسل شسسود؛ ولسسی بسسا تغییسسر‬
‫تدریجی ارزش ها‪ ،‬این وظیفسسه بسسویژه در سسساخت فیلسسم )چسسه در سسسینما و چسسه در‬
‫تلویزیون( کم رنگ شد و تلش گردید ایده ها و افکاری به بیننسسدگان تلقیسسن شسسود‬
‫که با هنجارهای جامعه‪ ،‬منافات داشت‪ .‬این برنامه هسسا‪ ،‬مخاطبسسان جسسوان و نسسسل‬
‫جدید را هرچه بیشتر و سریع تر به طرف شیوه های تازه‪ ،‬رهبری می کنند‪.‬‬
‫تبلیغ فیلم و نمایشسسنامه هسسا در مجلسسه هسسا و نمسسایش آنهسسا در تلویزیسسون و سسسینما و‬
‫تماشای بعضی از آنها از طریق ماهواره‪ ،‬جلوه های دیگسسری دارد‪ .‬در کشسسور مسسا‪،‬‬
‫بیشتر فیلم ها در خانه های بزرگ و شیک ساخته می شوند‪ .‬وسسسایل خسسانه )اعسسم‬
‫از مبلمان‪ ،‬سرویس های غذاخوری‪ ،‬آشپزخانه و وسایل آن‪ ،‬اتاق ها و‪ (...‬آخریسسن‬
‫مدهایی هستند که به کار می روند‪.‬‬
‫در غالب فیلم های سینمایی و سریال های ایرانسی‪ ،‬بسه هنرپیشسه هسا‪ ،‬تسازه تریسن‬
‫لباس های مدشده را می پوشانند و در هر صحنه از فیلم‪ ،‬لبسساس هسسا و زیسسورآلت‬
‫‪35‬‬

‫جدیدی جایگزین می شوند‪ .‬دختران مجرد و متأهل به طور خیره کننده ای چهره‬
‫پردازی می شوند )حتی اگر در فیلم‪ ،‬نقش فرد مذهبی ای بسسازی شسسود(‪ ،‬روابسسط‬
‫بین زن و مرد و به طور کلی محسسرم و نسامحرم‪ ،‬عسادی جلسوه داده و راه و روش‬
‫های دوستیابی در میان جنس مخالف به نمایش گذاشته می شوند‪.‬‬
‫سازندگان فیلسسم بسسا اسسستفاده از هنرپیشسسه هسسای معسسروف‪ ،‬سیسسستم نسسور و صسسدا و‬
‫دیالوگ های گیرا و برگزیده‪ ،‬ارزش هایی را به تماشاگران القا می کنند که گمان‬
‫مسسی رود مسسورد نیسساز اسسست‪ .‬از طسسرف دیگسسر‪ ،‬وسسسایل ارتبسساط جمعسسی بسسی هیسسچ‬
‫محدودیتی در تمام مراحل زندگی با انسان ها همسسراه انسسد و محسسدودیت زمسسانی و‬
‫مکانی ندارند و می توانند همه را زیر پوشسسش خسسود قسسرار دهنسسد و بسسدین وسسسیله‪،‬‬
‫هرچسسه بیشسستر بسسر کوچسسک و بسسزرگ‪ ،‬مسسرد و زن‪ ،‬شسسهری و روسسستایی‪ ،‬و‪ ...‬تسسأثیر‬
‫بگذارند‪.‬‬
‫»تقلیدهای شگفت آور از انواع آرایش مسسو و لبسساس و حرکسسات هنرپیشسسگان فیلسسم‬
‫های غربی‪ ،‬بلفاصله پس از نمایش آن فیلم ها در خیابان هسسای تهسسران‪ ،‬آن چنسسان‬
‫به چشم می خوَرند که می توان گفت یک شبه مانند قسسارچ‪ ،‬پسسا بسسه عرصسسه وجسسود‬
‫نهند‪ .‬دنباله َروی تماشاگران از قهرمانسسان فیلسسم هسسا بسسه قسسدری آشسسکار اسسست کسسه‬
‫صسساحبان مؤسسسسات و شسسرکت هسسای تجسساری در سسسال‪ ،‬صسسدها میلیسسون دلر بسسه‬
‫مد کردن و تبلیغ پاره ای از کالهای خود‪،‬‬
‫سازندگان فیلم ها و هنرپیشگان‪ ،‬جهت ُ‬
‫پرداخت می کنند‪ ،‬هرچند کالهای بی ارزش و نامرغوبی باشند«‪.‬‬
‫بیشتر فیلم های ایرانی‪ ،‬خانواده های طبقه بال را به نمایش می گذارند که تقلید‬
‫طبقه متوسط و پایین را در پی دارد‪ .‬به بیننده طوری القا می شود که هسسر کسسس‬
‫ماشین‪ ،‬مبلمان‪ ،‬تلفن همراه‪ ،‬رایانه و‪ ...‬نداشته باشسسد‪ ،‬فقیسسر‪ ،‬بیچسساره و بسسدبخت‬
‫است؛ گویا ایسسن وسسسایل از ضسسرورت هسسای زنسسدگی امسسروزی اسسست و بسسدون آنهسسا‪،‬‬
‫زنسسدگی امکسسان پسسذیر نیسسست‪ .‬چنیسسن برداشسستی‪ ،‬انعکاسسسی از زنسسدگی بسسورژوازی‬
‫ور در‬
‫)سرمایه داری( است‪ .‬اگر نمایش چنین فیلم ها و برنامه هسسایی‪ ،‬ایجسساد تص س ّ‬
‫مردمان دیگر کشورهاست که ایرانیان در چنین مکان هایی زندگی می کنند‪ ،‬پس‬
‫پاسخگوی افزایش انتظارات‪ ،‬آثار بد‪ ،‬مشکلت و احساس محرومیت عسسده ای از‬
‫جوانان هم باید بود‪.‬‬
‫‪36‬‬

‫گذشته از مطالب پیشین‪ ،‬انتخاب وسیله ارتباط جمعی و پخش برنامه هسسا از آن‪،‬‬
‫در تغییر ارزش ها و انتقال ایده ها بسیار مهم اسسست‪ .‬بسسرای مثسسال‪ ،‬سسسینما دارای‬
‫سالنی تاریک با افرادی است که در یک جا جمع شده انسسد و در مقابسسل‪ ،‬پسسرده ای‬
‫بزرگ با نور ویژه را مشاهده می کنند‪ .‬چنین فضایی آنان را مسحور مسسی کنسسد و‬
‫توجه را به فیلم‪ ،‬جذب می نماید‪ .‬تلویزیسسون‪ ،‬در هسسر خسسانه ای وجسسود دارد‪ .‬افسسراد‬
‫خانواده معمول ً در کنار هم با خیالی آسوده‪ ،‬مشغول تماشای تلویزیون هسسستند و‬
‫هر کسی می تواند در اتاق خود‪ ،‬برنسسامه مسسورد علقسسه اش را ببینسسد‪ .‬ایسسن ویژگسسی‬
‫باعث می شود که محتوای پیام‪ ،‬زودتر به بیننده ها )از هسسر گسسروه س سّنی( منتقسسل‬
‫شده‪ ،‬تأثیر بگذارد‪.‬‬
‫تماشای تکراری برنامه های شبیه به هم‪ ،‬به تدریج‪ ،‬حساسیت را از بین می برد‪،‬‬
‫بویژه آن که عده ای طبق آن برنامه ها عمل کنند؛ یعنی »تکرار«‪ ،‬بینندگان را به‬
‫رفتار کردن مشابه‪ ،‬تشویق می کند‪ .‬هر قسدر پخسش برنسامه هسای مشسابه بیشستر‬
‫تکرار شود‪ ،‬رفتار طبق آن برنامه نیسز بیشستر مسی شسود و افسراد بسه انجسام دادن‬
‫چنان رفتارهایی عادت می کنند‪.‬‬
‫»وقتی بینندگان به یک محّرک ارزشی عادت کنند‪ ،‬دیگسسر آن را« بسسد یسسا »منفسسی«‬
‫نمی دانند‪ .‬بسیاری از انسان ها معتقدند و می دانند که مواد مخدر )مثل ً تریاک(‪،‬‬
‫چیز بدی است؛ زیرا توانایی جسسسمی و فکسسری و قسسدرت تصسسمیم گیسسری افسسراد را‬
‫کاهش می دهد؛ اما اگر به همان انسان ها با روش هسسای مختلسسف‪ ،‬بسسدون آن کسسه‬
‫آنها ادراک نماینسسد‪ ،‬بسه تدریسسج‪ ،‬مقسسادیر کمسی تریساک خورانسده شسسود و آنهسا بسه آن‬
‫مقادیر‪ ،‬عادت کنند‪ ،‬آنها دیگر تریاک را یک چیز »بد« نمی دانند‪ .‬به همین ترتیسسب‬
‫نیز اعضای یک جامعه قبل از تغییر ارزش هایشان‪ ،‬ارزش هایی را که قرار است‬
‫به آنها انتقال یابد‪ ،‬منفی ارزیابی می کنند؛ اما بعد از مدتی که ارزش های جدیسسد‬
‫با ظرافت و زیرکی‪ ،‬بدون وقوف خودِ آنها‪ ،‬به آنها انتقال داده شد‪ ،‬به آن‪ ،‬عادت‬
‫می کنند و آن را چیز خوبی می دانند‪.‬‬
‫وظایف تفریحی و سرگرمی‬

‫‪37‬‬

‫وسایل ارتباط جمعی می توانند با ارائه برنامه های مختلف‪ ،‬اوقات فراغت را ُپر‬
‫کنند‪ ،‬سرگرمی مناسبی باشند‪ ،‬آرامش روانی ایجاد کنند‪ ،‬به طسسور مسسوقت‪ ،‬ذهسسن‬
‫اشخاص را از مشکلت روزمّره دور سازند‪ ،‬و شیوه گفتار و رفتار درست را کسسه‬
‫با فرهنگ جامعه هماهنگی داشته باشد به گیرندگان‪ ،‬انتقال دهنسسد‪ .‬بسسه کسسار بسسردن‬
‫کلمه های ناخوشایند و تکیه کلم ها و رفتارهای بی معنا و بی محتوا‪ ،‬از مسسواردی‬
‫است که به سرعت در میان اقشار جامعه )هرچند کوتاه مدت( شایع می شود‪.‬‬
‫كپي برداري از فرهنگ بيگاته‬
‫امسسروزه بسسا گسسسترش وسسسایل ارتبسساط جمعسسی و فنسساوری هسسای جدیسسد رایسسانه ای‪،‬‬
‫ارتباطات گسترده ای با جوامع و فرهنسسگ هسسای گونسساگون پديسسد امسسده و از ايسسن رو‬
‫شناخت و فهم ارزش ها‪ ،‬باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب‪ ،‬پیچیده تر و مشکل‬
‫تر شده است و چه بسا زمینه های موجود‪ ،‬باعث شده تا جوانسسان و نوجوانسسان بسسه‬
‫رفتارها و هنجارهای متضاد با ارزش های جامعه خویش هم روآورند‪ .‬هسر چنسد كسه‬
‫وع طلبی و گرایش جوانان به امروزی شدن کامل یک پدیده طسسبیعی و‬
‫نوجویی‪ ،‬تن ّ‬
‫بهنجار در جهست ارضسای نیازهسسايي اسسست كسه بسسه اقتضساي سنشسان در انهسا ايجسساد‬
‫ميگردد‪ ،‬اما گساه افسراط و وسسواس زيساد در ايسن كاربساعث مسي شسود كسه طیسف‬
‫وسیعی از نیروهای جوان و خلق کسه بسسه جسای ظهسور استعدادهایشسان در فرآینسد‬
‫پیشرفت کشور؛ تنها به دنبال همانندسازي خود با الگوهسساي غربسسي باشسسند و تمسام‬
‫ذهن و فكر و وقت خود را هم در گرو اين كسار بگذارنسد‪ ،‬آنسوقت بايسد حسسابش را‬
‫كرد كه يك كشوري كسه هميسسن جوانسان آينسسده اش را مسي سسسازند بسسه كجسسا خواهسسد‬
‫رسيد!؟ در واقع همانندسازی به فرایندی ناهشیار اطلق می شود کسسه فسسرد‪ ،‬طسسی‬
‫آن‪ ،‬ویژگسسی هسسا )نگسسرش هسسا و الگوهسسای رفتسساری( ی فسسرد دیگسسری را بسسرای خسسود‬
‫سرمشق قرار می دهد و با تقلید از نگرش ها و ویژگی رفتاری وی احساس مسسی‬
‫کند که مقداری از قدرت و کفسایت او را نیسز بسه دسست آورده اسست پسس بسا ايسن‬
‫وجود فرد در قالب شخصيتي ديگر قرار مي گيرد كه ان شخصسسيت بسسراي فرهنسسگ‬
‫‪38‬‬

‫ديگريست و اين امكان وجود دارد كه با فرهنگي كه در جامعه اي كسسه فسسرد در آن‬
‫وع دوسسستی‪ ،‬هیجسسان‬
‫زنسسدگي مسي كنسسد در تضسساد كامسسل باشسسد‪ .‬اسسستقلل طلسسبی‪ ،‬تنس ّ‬
‫خواهی‪ ،‬نقد گذشته و نوگرایی از جمله ویژگی های دوران جوانی است‪ ،‬شکستن‬
‫قالب های موجود‪ ،‬فاصله گرفتن از هنجارهای پیشین و رسیدن به هوّیستی متمسایز‬
‫از کسانی که پیش از او بوده اند و همچنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین به‬
‫صورت مدگرایی درجوانان ظاهر می شود‪ .‬رقابت و چشسم و همچشسمی از دیگسر‬
‫مد در بین جوانان و نوجوانان محسوب می شسسود‪ ،‬در واقسسع فسسرد‬
‫عوامل پیروی از ُ‬
‫دائما خواستار اين است كه از ديگري كم نداشته باشد بنسسابراين دائمسسا خسسود را بسسا‬
‫ديگران مي سنجد تا مبادا از آنها عقب بيفتد‪ ،‬اگر جهتگیری رقابت به سوی امسسور‬
‫مدپرستی باشسد و فسرد‪ ،‬سسعی کنسد از لحساظ ظساهری )و مثل در سسبک و‬
‫ما ّ‬
‫دی و ُ‬
‫شیوه لباس پوشیدن( از دیگران عقب نمانسسد‪ ،‬سسسرانجام ِ خسسوبی نخواهسسد داشسست و‬
‫اين رقابت مثبتي در جهت اعتلي فرد نخواهد بود‪.‬‬
‫همچنين گاهي اوقسات تمايسل بسه مسد ناشسي از تسرس و نگرانسی از مجسازات هسای‬
‫خصوصا غیر رسمی از سوی دوستان است؛ لذا تحقیر و تمسسسخر‪ ،‬پوزخنسسد زدن و‬
‫متلک گفتن اطرافیان و ترس از آن‪ ،‬بساعث مسی شسود کسه جوانسان و نوجوانسان از‬
‫مدهای رایج پیروی کنند تا از سوي دوستان خود طرد نگردند‪ ،‬بايد در نظر داشت‬
‫ُ‬
‫كه در اينجسا فسرد بسه صسورت ناخواسسته بسه سسمت مسدگرايي كشيده مي شود‪.‬‬
‫درصدي هم براي جلب توجه و معطوف شدن نگاه های ديگران به خسسود ايسسن كسسار‬
‫را انجام مي دهند و با تعسسویض و تغییسسر هسسر روزه لبسساس و آرایسسش خسسود و خریسسدن‬
‫مد ِ روز اين كار را دنبال مي كنند‪.‬‬
‫لباس های گران قیمت و ُ‬
‫برخي هم براي نشان دادن برتري خود نسبت به دیگران به مد روي مسسي اورنسسد و‬
‫اصول اين افراد را بيشتر قشر مرفه جامعه تشكيل مي دهنسد آنهسا ایسن برتسری را‬
‫در گویش‪ ،‬لباس پوشیدن‪ ،‬محیط آرایی و سبک آرایش و زیورآلت خود نشان مي‬
‫دهند‪ .‬دليل آن هم كه ثروتمندان به سراغ مد جدید می روند اين است كسسه آنهسسا را‬
‫‪39‬‬

‫از طبقات دیگر جامعه متمایز کند‪.‬‬
‫گرايش به مد به هر دليلي در صورتي كه كوچكترين همخواني بسا فرهنسگ مختسص‬
‫با جامعه ي پذيرندگان ان نداشته باشد و هنجارهسساي آن جسسامعه را در هسسم بشسسكند‬
‫عواقب سويي دارد بنابراين به خصوص در جامعه ي اسلمي ما بايد با هوشسسياري‬
‫هر چه تمام تر و انجام كارهاي كارشناسانه دقيق مرتبط با ايسسن موضسسوع درصسسدد‬
‫ايجاد الگوهاي برآمده از فرهنگ خود برآييم ما نبايد فرهنگ غني خودمان با تمدن‬
‫كهن را فراموش كنيم و رو بسه سسوي فرهنسگ هسايي بسا پيشسينه ي نسه چنسدان دور‬
‫رويم‪.‬‬
‫صنعت – فرهنگ »مد"‬
‫استفاده از واژه مد تنها بسرای تشسریح گسونه ای پوشسش بکسار نمسی رود بلکسه‬
‫فراتسسر از یسسک تعریسسف آکادمیسسک بسسه رفتسساری اشسساره دارد کسسه بسسه نسسوع خاصسسی از‬
‫اندیشیدن خواهد انجامید‪ .‬این اندیشه متقدم‪ ،‬فرهنگ و خصیصه های متفسساوتی بسسا‬
‫خود به همراه خواهد آورد‪ .‬از سسسویی‪ ،‬اگرچسسه ریشسسه در هسسویت بشسسری دارد‪ ،‬مسسی‬
‫توانیم جنبه اقتصادی آنرا نیز در نظر داشته باشیم‪ .‬در این نگاه –نگسساه اقتصسسادی‪-‬‬
‫مد امروزه به صنعتی تبدیل شده است که کارخانه هسای مختلسف پوشساک و زیسور‬
‫آلت را به استخدام خسود درآورده و کشسورهای خساص و حستی مراکسز و بازارهسای‬
‫خاصی مثل میلن در ایتالیا یا پاریس در فرانسسسه بعنسسوان تولیسسد کننسسده یسسا بعبسسارت‬
‫بهتر‪ ،‬بصورت طراحان این صنعت درآمده اند‪.‬‬
‫اینک از دیدگاه چپ‪ ،‬مد پدیده ای جهانی از جنبه فرهنگی اسست کسه دسسستاورد‬
‫مستقیم استعمار نو )نئو کولونیالیسم( و کاپیتالیسم حاضر است‪ .‬مد میسسوه نظسسام‬
‫سرمایه داری است که نتایج و پسامدهای مختلفی در حیطه های گوناگون خواهسسد‬
‫داشسست‪ .‬ایسسن تسساثیرات بیسسش از همسسه در کشسسورهای جهسسان سسسوم )یسسا آنچنسسان کسسه‬
‫‪40‬‬

‫حکمرانان این کشورها می نامند‪ ،‬کشورهای در حال توسعه( مثل ایران بروز می‬
‫یابند‪ .‬بطوریکه بصورت بزرگترین ابزار رشد مصرف گرایی در آمده است‪.‬‬
‫در چنین شرایطی کشوری مثل ما‪ ،‬حتی اگر دارای پشتوانه فرهنگی مقسسومی‬
‫باشد‪ ،‬استثناء نخواهد بود‪ .‬بخصوص هنگامیکه نقش این فرهنگ ملی تارنمسا شسده‬
‫باشسد‪ .‬جهسانی سسازی فرهنگسی همچسون جنبشسی جهسانی مدتهاسست وارد شسده و‬
‫روزبروز درحال رشد است حتی اگر احمقان در پسسی سسسرکوب آن باشسسند‪ .‬هسسدایت‬
‫کنندگان و کارگردانان جهانی مد تصمیم می گیرند که چگونه‪ ،‬کجسسا و چسسه وقسست و‬
‫چه چیز‪ ،‬پیاده سازی شود‪ .‬چراکه آنان تولید کنندگان این صنعت‪ -‬فرهنسسگ هسسستند‬
‫و در سوی دیگر کشورهای مصرف کننده ای مثل ما که اگرچه فقیسسر نیسسستند امسسا‬
‫هویت از دست داده اند‪ .‬شاید در ایران نتیجه رواج مد کمی متفاوت بوده باشد و‬
‫مثل اکثر پدیده ها و واژگسانی کسه از غسسرب آمسده انسد‪ ،‬خسواه در بسستر فرهنسگ یسا‬
‫اجتماع با رویکرد قهرآمیزی مواجه شده است‪.‬‬
‫از آنجا که امروزه هیچ ایدئولوژیی یارای ایستادن در برابر صنعت‪ -‬فرهنگ مد‬
‫را ندارد‪ ،‬همواره شاهد سسیری صسعودی در اقبسال جهسانی بسه مسد خسواهیم بسود؛ و‬
‫ااااا چه بجا می گفت که »امروز به شبح مارکس نیازمندیم؛ که سرمایه داری‬
‫افسارگسیخته عمل می کنسسد‪ «.‬ایسسن افسارگسسسیختگی سسسرمایه داری از آن جهسست‬
‫است که بالنس و توازن در جهان فلسفه و سپس در جهان عینسسی از میسسان رفتسسه‬
‫است‪.‬‬
‫»بورژوازی با استثمار بازار جهانی‪ ،‬به تولیدات و مصارف تمام کشورها مهر‬
‫بین المللی میزند و همه ملتها را مجبور می سازد یا ساختار تولیدی بسسورژوازی را‬
‫بپذیرند یا نابود شوند‪ .‬آنان را مجبور می سازد تا چنین تمدنی را در سینه هاشسسان‬
‫پرورش دهند به ایسن معنسا کسه تبسدیل بسه بسورژوازی شسوند‪ .‬جهسانی را مسی سسازد‬
‫‪41‬‬

‫برگرفته از عکس خود و مشابه آن‪) .‬مانیفست حزب کمونیست‪ ،‬کارل مارکس و‬
‫فردریش انگلس(«‬
‫تاثیر مد بر فرهنگ ودین‬
‫درباره »مد« این سوال اساسی را طرح می کنیم‪:‬‬
‫معیار شما در هنگام خرید پوشاک چیست؟‬
‫پاسخ ها متفاوت است‪ .‬عده ای فقسسط »قیمسست« برایشسسان مهسسم اسسست‪ .‬بسسه ایسسن‬
‫معنی که صرفا دنبال پیراهن و شسسلواری مسسی گردنسسد کسسه قیمتسسش تسسا حسسد ممکسسن‬
‫ارزان باشد‪ .‬برای این عده رنگ و طرح و دوخت لباس زیسساد مهسسم نیسسست‪ .‬حسستی‬
‫نسبت به جایی هم که خرید می کنند حساس نیستند‪.‬‬
‫»مد« برای این گروه از جامعه واژه ای فوق العاده غریب و بیگانه است‪.‬‬
‫لباس های بی روح و بعضا بی کیفیت سوژه خرید این گروه است‪.‬‬
‫گروهی دیگر هستند که قیمت برایشان مهم است اما در کنار آن‪ ،‬روح لباس نیز‬
‫برایشان اهمیت دارد‪.‬‬
‫»مسسد« در یسسک بیسسان سسساده و قابسسل فهسسم درک خسسواص ظسساهری لبسساس و شسسناخت‬
‫موقعیت اجتماع نسبت به پوشش افراد است‪.‬‬
‫شادپوشیدن و استفاده از رنگ و طرح هماهنگ در لباس خود باعث خلسسق »مسسد«‬
‫می شود‪.‬‬
‫صنعت پوشاک در کشورمان طی چند سال گذشته حرکت های بسیار ارزشمند و‬
‫ماندگار در ارتباط با نهادینه کردن فرهنگ »مد« انجام داده است‪.‬‬
‫فروشگاه های متمرکز برای عرضه مستقیم محصولت در کنار تسسوجه بسسه رنسسگ و‬
‫طرح و دوخت ظریف در بین تولیدات داخلی باعث شده میسسل مصسسرف کننسسدگان‬
‫‪42‬‬

‫پوشاک به خرید لباس های شاد نیسسز بیشستر شسسود‪ .‬امسا هنسوز بسرای رواج فرهنسسگ‬
‫مناسب کشور در بحث مد پوشاک بسیار فاصله داریم‪.‬‬
‫ضرورت تلش برای کسساهش ایسسن فاصسسله آن هسسم در شسسرایطی کسسه واردات انسسواع‬
‫پوشاک روزبه روز افزایش می یابد‪ ،‬بسیار احساس می شود‪.‬‬
‫مد و جهاني شدن‬
‫»مد معمول نوعي زشتي است كه چنان غير قابل تحمسل اسست كسه بايسستي هسر‬
‫شش ماه يكبار عوضش كرد« )اسكار وايلسسد ‪ . ( 1935 ،‬مسسد از نظسسر لغسسوي بسسه‬
‫معناي صورت وشكل و از نظر اصطلحي به چيزي گفته مي شود كه بسسه دليلسسي‬
‫مختلف در يك زمان معيني رواج پيدا مي كند‪ .‬به عبارتي ديگر بسسه الگسسوي رايجسسي‬
‫گفته مي شود كه در زمسساني معيسسن مسسورد پسسذيرش قسسرار مسسي گيسسرد بسسر دو قسسسم‬
‫است ‪.1 :‬مادي مانند ‪ :‬لباس‪ ،‬لسوازم منسزل ‪ .2‬غيسسر مسادي ماننسسد رفتارهسا‪ ،‬نحسوه‬
‫زندگي يا نگرش ها ونظرات كه در يك زمان به صورت مد نمودار مي شسسود كسسه‬
‫قاعدتا تحت تاثير دو عامل ابتكار و خلقيت در طي زماني مسسورد پسسذيرش عمسسوم‬
‫قرار مي گيرد‪ .‬پديده ي مد‪ ،‬پديده ي جديدي نمسسي باشسسد‪ ،‬اگسسر در دوران گذشسسته‬
‫طي مسافرت هاي به مرزهاي ديگر جغرافيايي وتحت تسساثير فرهنسسگ هساي ديگسسر‪،‬‬
‫ايجاد مي شد‪ ،‬طي دهه ي اخير با گذشتن از بعسسد زمسسان ومكسسان وارد عرصسسه اي‬
‫شده است كه بر طبق مفروضه ي مك لوهان )‪ ،(1924‬پيدايش رسسسانه ي سسسرد‬
‫تلويزيون كه باعث‪ ،‬انفجار زمان ومكان و همگون شدن فرهنگ هسساي مسسسلط در‬
‫جهان شده است نحوه ي شكل گيري اين پديده را در مسسسيري ديگسسر قسسرار داده‬
‫است‪ .‬پديده ي مد‪ ،‬پديدهاي است كه همچو ساير پديده هاي عصر حاضسسر تحسست‬
‫تاثير انقلب هاي ارتباطي و دنياي جهاني شده قرار گرفته است‪ .‬مسئله ي مهسسم‬
‫اين مي باشد كه در چه روند ي سير مي كند‪ ،‬حال در عصر فرامدرن منبع شكل‬
‫دهنده ي مد‪ ،‬كجا مي باشد و چرا به پديده اي جهان تبديل شسسده اسسست وتمسسامي‬
‫كشور ها را صرف نظر ابعاد مكاني و زماني در بر مي گيرد‪ .‬تشديد فرآيند هسساي‬
‫بين المللي شدن‪ ،‬الگوهاي مصرفي فرهنگسسي )همگرايسسي ذائقسسه هسسا ي ترجيحسسات‬
‫فرهنگی( وجود فن آوري هاي ارتبسساطي نسسوين )تلويزيسسون مسساهواره اي‪ ،‬شسسبكه ي‬
‫اينترنت( بر دامنه ي تماس وتجربيات بين فرهنگي افزوده است ونتيجه ي همين‬
‫‪43‬‬

‫تماس ها وتجربيات بين فرهنگي‪ ،‬تاثير گذاري بر دامنه ي ارزشسسي جوامسسع اسسست‬
‫در تمامي سطوح‪ ،‬لباس پوشيدن‪ ،‬موسسسيقي‪ ،‬نحسسوه وسسسبك زنسسدگي عسسامه پسسسند‬
‫و ‪ ...‬تا قبل از انقلب ارتباطات وغلبه بر فرهنگ ها بر يكديگر وتسساثير پسسذيري آن‪،‬‬
‫هر منطقه بنا به اقليم وفرهنگ كهن همان منطقه بدون تغيير محسوس نسل به‬
‫نسل به انتقال ارزش ها يش مي پردازد و‪ .‬با هويت قومي عجين مي شود‪ .‬امسسا‬
‫با حضور نظام جهاني ما با يك تنوع فرهنگي وبه تبع نا همگسسوني رو بسسه رو شسسده‬
‫ايم ‪ ...‬براي توضيح بيشتر اين مطلب لزم است به توضسسيح جهساني شسسدن ارزش‬
‫ها در سطح جوامع بپردازيم‪ ،‬ارزش به معناي عام كلمه يعني آنچه كه بسسراي يسسك‬
‫فرد مهم است‪ .‬ارزش ها منعكس كننده ي ترجيحات پسسايه‪ ،‬بسساور هسسا ونگسسرش هسسا‬
‫وچهارچوب هاي فكري افراد به شمار مي روند‪ ،‬اين باور ها ونگرش ها در سطح‬
‫فردي واجتماعي نمود پيدا مي كنند كه هنگام گذار از سطوح فسسردي بسسه سسسطوح‬
‫اجتماعي بايسسد برآينسسد نظامهسساي ارزشسسي مربسسوط بسسه گسسروه هسساي كوچسسك وبسسزرگ‬
‫متشكل از افراد مختلف را مد نظر قرار داد‪ ،‬به طور كلي مسير حركسست جوامسسع‬
‫وهماهنگي درازمدت اقدامات گروهي آنها متاثر از ارزش هاي اجتمسساعي اسسست‪.‬‬
‫ملموس ترين شواهد مبتني بر وجود وحاكميت ارزش هاي اجتماعي را مي توان‬
‫در مصنوعات فرهنگي‪ ،‬همچون موسيقي وفيلم‪ ،‬و‪ ...‬يافت كه شيوه واسسستاندارد‬
‫هاي زندگي مردم بازتاب دهنده ي اين ارزش هاي اجتماعي مسي باشسد‪ .‬شسواهد‬
‫وروند هاي كنوني نشانگر آن است كسسه نظسسام هسساي ارزشسسي جوامسسع آينسسده را نسسه‬
‫رسانه ها‪ ،‬نه ساز وكار هاي آموزش ونه نهاد هسساي كوچكسستري همچسسو ن خسسانواده‬
‫تعيين مي كنند‪ ،‬بلكسه جهساني شسدن وانقلب اطلعسات بسا تقسويت بسي سسابقه ي‬
‫ارتباطات شبكه اي‪ ،‬بين المللي وبين فرهنگي موجب مي شوند كسسه نسسسل هسساي‬
‫آينده از لحاظ نظام هاي ارزشي بيشتر شبيه همديگر باشند در واقع انتخسساب هسسا‬
‫وتصميم ها بويژه سبك زندگي افراد‪ ،‬لبسساس پوشسسيدن‪ ........ ،‬در جوامسسع مختلسسف‬
‫جهان در يك ظرف جهاني قرار مي گيرد وتحسست تسساثير يسسك نظسسام ارزشسسي جهسسان‬
‫شمول است تا نظام ارزشي بومي_ منطقه اي امسسا نكتسسه قابسسل تسسوجه ايسسن مسسي‬
‫باشد كه با قسسرار گرفتسسن ارزشسسها در ظسسرف جهسساني‪ ،‬پديسسده ي غسسالب يسسا فرهنسسگ‬
‫موثرتر كدام فرهنگ است؟ در اين روند تاثير گذاري وتاثير پذيري كدام كشور ها‬
‫خط دهنده ي اصلي مي باشند؟ مي توان اين سير را ابتدا در سسسطح يسسك جسسامعه‬
‫‪44‬‬

‫سنتي بررسي كرد نحوه ي شكل گيري پديسسده ي مسسد بسسه عنسسوان روش واسسسلوب‬
‫غالب جامعه از چه منابعي تاثير مي پذيرد‪ :‬طبقه برتر است كسسه معيسسن مسسي كنسسد‬
‫جامعه كدام شيوه زندگي را بسسه عنسسوان سسسبك آراسسستگي وافتخسسار آميسسزي خواهسسد‬
‫پذيرفت ونيز وظيفه آن است كسسه بسسا ارائه راه وروش مطلسسوب سسسبك اجتمسساعي‬
‫زندگي خوب را در عالي ترين وآرماني ترين شكل آن را رواج دهد مسلما اصول‬
‫اقتصادي در جريان واقعيت هسساي روزمسسره فرآينسسد زنسسدگي‪ ،‬تسساثير عملسسي را بسساقي‬
‫خواهد گذاشت ‪...‬شيوه مصرفي مانند صسسرف هزينسسه در راه لبسساس پوشسسيدن و‪...‬‬
‫خود بيانگر اين موضوع است‪ ،‬معتبر سليقه وآبرومندي است كه قاعدتا منشا اي‬
‫جز طبقه ي مرفه جامعه نخواهد داشت‪ .‬شسسيوه ي زنسسدگي پسسذيرفته شسسده ي يسسك‬
‫گروه بر اثر توافق نظر بين اعضاي آن گروه پديد آمده است وطبق ايسسن توافسسق‬
‫معين شده است كه درست خوب مناسسسب وزيبسسا كسسدام اسسست در واقسسع بسسا رشسسد‬
‫جامعه وبا تغيير ودگرگوني نهسساد هسساي اجتمسساعي‪ ،‬انتخسساب هسساي طسسبيعي و عسسادات‬
‫وانديشه هاي افراد طي فرآيند اجباري تطابق با محيط تغيير مسسي كنسسد در نسستيجه‬
‫اين نهاد هاي تغيير يابنده به نوبه ي خود براي گزينش گسترده اي در جهسست پيسسدا‬
‫كردن مناسب ترين خوي وعادات ها زمينه اي را فراهم مسسي كننسسد ونيسسز شسسرايط‬
‫سازگاري وتطابق بيشتر را با ايسسن خسوي عسادات هساي فسردي را بسا محيسط تغييسر‬
‫يابنده از طريق تشكيل نهاد اي تازه آماده مي سازند واين مسئله دقيقا در پديده‬
‫ي مد نمود پيدا مي كند‪ .‬براي مثال به بررسي مد در مورد لبسساس مسسي پردازيسسم‪،‬‬
‫بديهي است كه بعضي سبك ها و گونه ها ي لباس در قسمت هاي مختلف جهان‬
‫رايج مي شود‪ .‬چنان كه لباس هاي سنتي چيني و ژاپني هسا وملست هساي شسرقي‬
‫در اروپا وبلعكس‪ .‬مد لبسساس قاعسسدتا داراي هسسم خسسواني بسسا واقعيسست هسساي زنسسدگي‬
‫روزمره مي باشد‪ .‬فرايندي كه احسسساس زيبسسايي شناسسسي را بسسه مرحلسسه ي ابسسراز‬
‫بيزاري مي رساند مدتي وقت لزم دارد‪ .‬طول اين زمان بسا ميسزان زشستي ذاتسي‬
‫آن رابطه ي معكوس دارد و اين رابطه ي زماني بين زشتي ناپايداري مدها ما را‬
‫به درك اين نتيجه مي رساند كه هر چه سبكي سريع تسسر جسساي خسسود را بسسه سسسبك‬
‫ديگري بدهدگوياي آن است كه با ذوق سليم بيشتر در تضاد بوده است‪ .‬بنسسابراين‬
‫فرض بر اين است كه هر چه جامعه و بسسويژه طبقسسه ي ثروتمنسسدتر شسسود وتحسسرك‬
‫اجتماعي وروابط انساني گسترده تر باشد قانون ضايع كردن تظاهري نفوذ خسسود‬
‫‪45‬‬

‫را بر شيوه ي لباس پوشيدن بيشتر تحميل مي كند احساس زيبايي هنري بيشسستر‬
‫مسكوت مي ماند ومغلوب قانون اعتبار مالي مي شود مدها زودتر تغيير وتيديل‬
‫پيدا مي كند وپي در پي سبك هاي خنده آور وغير قابل تحمل يكسسي جسساي ديگسسري‬
‫را مي گيرند ومتداول مي شوند ‪ ...‬زماني كه سبكي رواج پيسسدا مسسي كنسسد مسسدتي‬
‫باقي مي ماند تا زماني كه تسسازه اسسست بسسراي مسسردم جسسذاب اسسست وبعسسد ازمسسدت‬
‫زماني طي تغيير در محيط‪ ،‬فرد نياز به شيوه وسبك جديسسد دارد كسسه ‪ .1‬بسسا سسسبك‬
‫قبلي متفاوت باشد ‪ .2‬داراي اعتبار باشد؟ )تورستين وبلن ‪ ( 1929-1857‬حال‪،‬‬
‫اين طبقه ي مرفه در يسسك جسسامعه سسسنتي‪ ،‬در دنيسساي جهسساني شسسده جسساي خسسود را‬
‫باجوامع سسسرمايه دار عسسوض مسسي كنسسد‪ ،‬جوامسسع سسسرمايه داري كسسه بسسا در دسسست‬
‫داشتن قدرت تكنولوژيكي بال‪ ،‬سياست موثر نظام جهاني را ايجاد مسسي كننسسد كسسه‬
‫در اين نظام جهاني‪ ،‬ناهمگوني وتنوع فرهنگسسي فقسسط ويژگسسي سسسطحي فرهنگسسي‬
‫جهان باشد ودر زير اين سسسطح يسسك منطسسق فرهنگسسي واحسسد وجسسود داد كسسه همسسان‬
‫مصرف گرايي است موفقيت ايسن صسنايع فرهنگسسي در جهسان وابسسته بسسه كنسسترل‬
‫انحصاري آنان بر تبليغات وبازاريابي جهاني مي باشسسد‪ .‬رفساه فسسرد گرايسسانه‪ ،‬سسسود‬
‫جويي‪ ،‬طمع آسايش خود خواهانه همگسسي نمادهسسايي هسسستند كسسه بسسراي مخاطبسسان‬
‫جهان تبليغ مي شوند كه براساس اين رويكرد‪ ،‬يك فرهنسسگ جهسساني آمريكسسايي بسسر‬
‫جهان سلطه مي يابد )فيتز پاتريك ‪ (2001‬كه پديده ي مد را مسسي تسسوان در ايسسن‬
‫حيطه قرار داد‪ .‬اين كشورهاي سرمايه دار چون نيازمنسسد مصسسرف كننسسده هسسايي‬
‫براي كالهاي وارداتي خويش هستندو ابزاري جز ابزار فرهنگ ندارند در نتيجه به‬
‫يكسان سازي فرهنگ و به تبع ايجاد سبك وشيوه ي خاص بسسه نسسام مسسد در سسسطح‬
‫جوامع پيرامون دست مي زنند‪ .‬پديده ي مد از زيسسر مجمسسوعه هسساي ايسسن يكسسسان‬
‫سازي است رواج يك سبك يا شيوه در سطح يك جامعه به عنوان پديده اي رايج‬
‫در سطح جهان‪ ،‬متناسب باهمان اهداف نظام سرمايه دار جهاني شده اسسست؛ و‬
‫از طرف ديگر ما در عصر فرا نوگرايي قرار داريم كه پارادايم فرهنگسي را ايجساد‬
‫كرده است كه اساس ماهوي اين پسسارادايم فرهنگسسي‪ ،‬وجسسود انسسسجام وسسسازگاري‬
‫دروني بين عناصر متعدد اين پارادايم است كسسه داراي عناصسسر وعوامسسل گونساگون‬
‫مي باشد كه عبارتند از ‪ .1 :‬ارتباط بين عناصر فرهنگي ‪ .2‬ارتبسساط بيسسن واقعيسست‬
‫هاي فرهنگي ‪ .3‬توجه به مصاديق اقتصسسادي‪ ،‬فرهنگسسي از قبيسسل توليسسد ومصسسرف‪،‬‬
‫‪46‬‬

‫نهاد هاي فرهنگي‪ ،‬روش توزيع وتوليسد كسال هساي فرهنگسي اسست ‪ .4‬رابطسه بيسن‬
‫مفهوم‪ ،‬واقعيت وادراك ذهني است‪ .‬در واقع پسسارادايم فرهنگسسي بعسسد مسسدرن‪ ،‬اثسسر‬
‫غير مستقيم ولي عمده اي بر رفتار جمعي افراد جسسامعه دارد كسسه در الگوسسسازي‬
‫عملي وعيني بسسراي حركسست جمعسسي مسسوثر مسسي باشسسد‪ .‬يكسسي از كاركردهسساي مهسسم‬
‫اجتماعي پارادايم فرهنگي شرايط وحيات اجتماعي‪ ،‬فرهنگي واقتصاد در مراحل‬
‫نهايي سرمايه داري مي باشسسد كسسه از انديشسسه هسسا ونظريسسه هسساي اساسسسي بعسسد از‬
‫نوگرايي به عنوان يك پارادايم فرهنگ‪ ،‬تسلط گرايي غسسرب در اشسسكال گونسساگون‬
‫نفي جهان غير غربي كه ويژگي عمده دوران نوگرايي مي باشد كسسه عامسسل ديگسسر‬
‫در طرح بحران جامعه جديد مي باشسسد‪ .‬نظريسسه نسسوگرايي كسسه اسسساس بسسسياري از‬
‫ديدگاهاي وگرايشات دوره نوگرايي است با تكيه زدن به تحول تك خطي جوامسسع‬
‫وفرهنگ ها را به وحدت ويكسوسازي فسسرا مسسي خوانسسد‪ .‬در ايسسن ميسسان تكنولسسوژي‬
‫همزمان ارتباطات وبه طور خاص اينترنت دو فضايي شدن به هم پيوسسسته اي را‬
‫در زندگي روزمره را ايجادكرده است كه گذران زندگي روزمسره ويسا بسه عبسارتي‬
‫شيوه هاي زندگي ويا راه زندگي در اين فضسساها ي متمسسايز ومتفسساوت ظهسسور پيسسدا‬
‫مي كندكه در فرهنگ هم نمود پيدا مي كند‪ .‬اين تكنولوژي هاي همزمسسان ارتباطسسا‬
‫ت ظرفيت هايي را توليسسد مسي كنسسد ومساهيتي را ايجسساد مسسي كنسسد بسر فرهنسگ هسسم‬
‫تاثيرگذار خواهد بود‪ .‬در واقع‪ ،‬كه در اين ميان با نوعي مصسسرفي گرايسي روبسه رو‬
‫هستيم جامعه مدرن ‪ ،‬جامعه اي مصرف گرا هست‪ ،‬ما در فضسسايي قسسرار داريسسم‬
‫كه با انباشت وفراواني كالها روبه رو هستيم كالهايي كه با رشد غلبه اي آگهسسي‬
‫يك مصرف كننده كار وبا دوام ايجاد مي كندو در اين حيسسن يكسسي از ويژگسسي هسساي‬
‫جامعه مصرفي ظهور مد‪ ،‬در يك بازار يابي پيشرفته است مد نشان مي دهد كه‬
‫ثروت حداقل اي ا وجود دارد ونيز مشروعيتي براي مصرف كننده به ارمغان مي‬
‫آورد وپرستيژ معتبري تنها براي حال ايجاد مي كند‪ .‬براي طبقات رقيب آسان تسسر‬
‫است تا از آن تقليد كنند ونسبتا انگيزش باليي را براي بسط مصرف گرايسسي در‬
‫بين طبقات اجتماعي فراهم مي كند‪ .‬همچنين مسسد امسسروزه اسسستراتژي اي بسسراي‬
‫نشان دادن پرسستيژ اجتمساعي بسراي همسه طبقسات بجسز طبقسات بسسيار ثروتمنسد‬
‫است‪ .‬چون آنها به انحسساي مختلسسف بسسه دنبسسال متمسسايز كسسردن خسسود از طريسسق نسسوع‬
‫ديگري از مصرف هستند‪ .‬به طور خلصه توجه به جنبه هاي مد كال سبك زندگي‬
‫‪47‬‬

‫را به عنوان يك شيوه زندگي تغييسسر داده اسسست‪ .‬مسسد محصسسول طبقسسه ي ثروتمنسسد‬
‫جامعه است كه بعد از قرار گرفتن در يك عرصه ي فرا مدرن متناسب با ويژگي‬
‫هاي آن دوره دچار تغيير شكل شده است‪ .‬نظام جهسساني شسسكل گرفتسسه در عصسسر‬
‫حاضسسر جسسامعه ي سسسرمايه داري را بوجسسود آورده اسسست كسسه بسسه خسساطر داشسستن‬
‫تكنولوژيك غالب در حوزه ي ارتباطات وارد دنياي جوامع ديگر مي شود متسساثر از‬
‫اين تكنولوژيك فرهنگ خود را به طور غير مستقيم‪ .‬بعضا مستقيم رواج مي دهد‬
‫فرهنگ جامعه ي سرمايه داري كسسه نيسساز منسسد جوامسسع مصسسرفي اسسست‪ .‬حسسال ايسسن‬
‫چهارچوب را در ظرف مد مي ريزد وبه رواج سسسبك وطرحسسي خسساص در دورهسساي‬
‫مشخص مي پردازد ودر اين ميان فرهنگ هايي از جوامع ديگر را هم داخسسل مسسي‬
‫كند مسئله ي مد همان طور كه گفته شد فقسسط مختسسص لبسساس وپوشسساك نيسسست‬
‫نحوه ي زندگي‪ ،‬موسيقي‪ ،‬حتي عليق واعتقادات افراد را شامل مي شسسود نكتسسه‬
‫قابل توجه اين است كه اگر برگشتي به علت ظهور هسسر سسسبك داشسسته باشسسيم بسسا‬
‫عنوان مد روز به فرهنگ غربي بالخص آمريكسسايي مسسي رسسسيم پسسس دور از ذهسسن‬
‫نيست كه دنيا را در حال غربي شد نببينيم‪ .‬اگر چه اين فرهنگ وارداتي وقسستي در‬
‫جوامع اي قرار مي گيرد طرحي بومي محلي هم پيدا مي كند فضا ها ودنياهايي‬
‫مجازي كه بعضا جاي دنياي روزمره ما را مي گيرد‪ .‬رسانه هسسايي مثسسل تلويزيسسون‬
‫راديو ماهواره همگي در دهكده اي جهاني قسسرار گرفتسسه انسسد كسسه پيسسروي كننسسده ي‬
‫سبك يا طرحي خاص مي شوند‪ .‬موسسسيقي پسساپ غربسسي مسسدل هسساي لبسساس ديويسسد‬
‫بكهام‪ ،‬مايكل جكسون‪ ،‬نحسسوه ي زنسسدگي جوانسسان آمريكسسايي ويسسا بعضسسا غربسسي در‬
‫جوامع شرقي تمامي گواه صسسدق ايسسن مطلسسب اسسست‪ .‬در واقسسع مسسا بسسا يسسك سسسبك‬
‫زندگي فرامدرن در دنياي امسروز بعسد از انقلب ارتباطسات رو بسه رو هسستيم كسه‬
‫طي آن جريان هاي فرهنگي همديگر را ملقات مي كنندوتركيبات جديسسدي پيونسسد‬
‫مي خورد كه كارگذاران اصلي آنها جز سرمايه گذاران فرهنگي نمي باشند‪ .‬واين‬
‫مردم عامي هستند كه اين واردات فرهنگي را در دو بخش شكل ومحتوا در يسسك‬
‫ظرف جهسساني بسسا محتسسوايي محلسسي مسسي ريزنسسد‪ .‬در ايسسن ميسسان ارزش هسساي دينسسي‪،‬‬
‫اعتقاداتي‪ ،‬آداب ورسوم بومي محلي دريك مراوده با اين كالهاي خسسارجي قسسرار‬
‫مي گيرد‪ .‬پديده ي مد اگر چه در گذشته متاثر از طبقسسه ي مرفسسه جسسامعه وبعضسسا‬
‫فرهنگ هايي از شهرهاي نزديك از لحاظ جغرافيايي مي شد اما عصسسر حاضسسر بسسا‬
‫‪48‬‬

‫توسعه ي ارتباطات وشكل گيري نظام ارتبسساطي گسسسترده‪ ،‬حضسسور فرهنسسگ هسساي‬
‫مختلف‪ ،‬سرعت ومحدوده ي تاثير گذاري آن گسترده تر شده است ‪ ...‬از طرف‬
‫ديگر ابزاري در جهت منافع كشورهاي سرمايه دار شده است كه بسه يسك الگسوي‬
‫فرهنگي دست بزنند‪ .‬پديده ي مسسد ماننسسد تمسسامي فراينسسد هساي زنسسدگي همگسسام بسسا‬
‫دنياي جهاني قرار گرفته است‪.‬‬
‫مدگرایی و مقابله فرهنگی‬
‫مقوله فرهنسگ در هسر منطقسه ای مشستمل بسر یسسك سسسری خواسسسته هسا و پیشسسینه‬
‫هاست‪ .‬هر فرهنگی هم به لحاظ توجه انسان به معنسسویت‪ ،‬دارای صسسبغه مسسذهبی‬
‫هم هست‪ .‬در خیلی از كشسسورها فرهنسسگ بسسا مسسذهب عمسسومی جسسامعه یسسك رابطسسه‬
‫همزیستی دارد‪ .‬تأثیر مذهب را بر فرهنگ عمومی نمی توان نادیده گرفت‪.‬‬
‫هر جامعه ای برای خود اصول و ارزشهایی دارد‪ .‬نشسسانه هسسای آن اصسسول نیسسز بسسه‬
‫شیوه های مختلسسف‪ ،‬در جاهسسای گونسساگون ارائه شسسده و مسسردم آن جسسامعه خسسود را‬
‫ملزم به رعایت می كنند‪ .‬حال اگر یك مد با ارزشهای اسلمی در تضسساد بسسود چسسه‬
‫باید كرد؟ »تنها زمانی باید جلوی رواج مد را گرفت كه با حداقل هسسا و ارزشسسهای‬
‫اساسی جامعه در تعارض و ناهماهنگی باشد اما واقعیت این اسسست كسسه بسسسیاری‬
‫از مسسدهای امسسروز در عیسسن وارداتسسی بسسودن تعسسارض چنسسدانی بسسا ارزشسسهای جسسامعه‬
‫ندارند‪ ...‬مد هم به اقتضای بسیاری دیگسسر از عناصسسر فرهنگسسی تحسست تسسأثیر غسسرب‬
‫قرار دارد و صرفا ً به خاطر غربسی بسودن نبایسد جلسوی رواج آن را گرفست‪ «.‬همسه‬
‫قبول دارند كه اگر مد با ارزشهای اسلمی در تضاد بود باید جلوی آن را گرفسست‪.‬‬
‫اما در مصداق بین صاحبان رأی اختلف است‪.‬‬
‫حقیقت مد و مدگرایی‬
‫مدگرایی را به طور مطلق نمی توان رد کسسرد و از سسسویی‪ ،‬پسسذیرش کامسسل و بسسی‬
‫چون و چسرای آن نیسسز عساقلنه نیسسست‪ ،‬بلکسسه میسانه روی در مسدگرایی و مراقبست‬
‫داشتن بر هماهنگی آن با فرهنگ و مسسذهب و ملیسست خسسویش‪ ،‬مناسسسبت تریسسن راه‬
‫برخورد با مد و مدگرایی است‪.‬‬

‫‪49‬‬

‫برخی‪ ،‬مدگرایی را نشانه تمدن و گروهی‪ ،‬آن را دلیل بی هویتی فرد مسسی داننسسد‪.‬‬
‫حال آنکه با میانه روی در این امر و در نظر داشسستن فرهنسسگ و مسسذهب سسسرزمین‬
‫خود‪ ،‬می توان از مدگرایی سسسود جسسست و نگرانسسی خسسویش را از رواج مسسدگرایی‬
‫برطرف ساخت‪.‬‬
‫میان روح و جسم آدمی‪ ،‬ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و این دو‪ ،‬تأثیر متقسسابلی بسسر‬
‫یکدیگر می گذارند و میان آنها کنش و واکنسسش هسسای مختلفسسی شسسکل مسسی گیسسرد‪.‬‬
‫نمادها ودگرگونی های مادی و معنوی پیرامسسون انسسسان‪ ،‬بسسر روح و روان او تسسأثیر‬
‫مستقیم دارند و هر اثرپذیری روحی‪ ،‬پسسی آمسسدهای رفتسساری ویسسژه ای دارد‪ .‬بسسرای‬
‫مثال‪ ،‬گاهی انسان از شنیدن نوعی موسیقی و آهنگ به آرامسسش مسسی رسسسد و از‬
‫شنیدن نوعی دیگر از موسیقی‪ ،‬پرخاش گر می شود‪ .‬همچنین رنگ ها به تنهسسایی‬
‫یا در کنار دیگر رنگ ها تأثیر ذهنی ویژه ای بر فرد می گذارند‪ .‬رنگ هسسای گسسرم و‬
‫رنگ های سرد‪ ،‬پیام های روانی متفاوتی را به افراد منتقل می کنند‪ .‬انسسواع خسسط‬
‫های موجود در طسسبیعت و چگسسونگی نمایسسان شسسدن آنهسسا در برابسسر دیسسدگان بیننسسده‪،‬‬
‫معانی قراردادی غیرمستقیمی را به روان آدمی القا می کنند‪.‬‬
‫طراحان مد نیز معمول ً با بهره گیری از این نکته ها می کوشند هدف های مسسورد‬
‫نظر را در بیننده اجرا و این افراد نیز با تأثیرپذیری روانی‪ ،‬بنسسا بسسر خواسسسته هسسای‬
‫آنان رفتار کنند‪.‬‬
‫طراحان مد به کمک »روان شناسی مد«‪ ،‬قصد تأثیرگذاری بر مخاطب و تحریک‬
‫او به انجام دادن کاری معین را دارند‪ .‬بنابراین کسی که به دنبال مدگرایی است‬
‫نباید از این نکته غفلت کند‪.‬‬
‫چیستی مد‬
‫در بیشتر موارد‪ ،‬مفهوم واژه »مد« با »شعار«‪ ،‬ارتباطی نزدیک دارد‪ .‬امروزه در‬
‫جامعه ما واژه شعار به معنای سخن بی عمل به کار می رود‪ ،‬در حالی که معنی‬
‫واقعی آن »فهماندن« و »اعلن خلصه« است‪ .‬برای مثسسال گسساهی مسسی شسسنویم‪:‬‬
‫کنگره فلن با شعارِ فلن بر پا شد یا شعار انجمن فلن ایسسن اسسست‪ .‬پسسس شسسعار؛‬
‫یعنی اعلن خلصه هدف ها و باورها‪.‬‬
‫‪50‬‬

‫شعار همیشه در قالب لفظ نیست‪ ،‬بلکه گاهی نوعی از طرح‪ ،‬رنگ و لباس ویژه‬
‫می تواند حامل پیام یک شعار باشد‪ .‬یک پلیس با لباس مخصوص خود‪ ،‬به بیننسسده‬
‫می فهماند که‪» :‬من یک پلیس هستم‪ «.‬نشانی که بسسر سسسربرگ نوشسسته ای قسسرار‬
‫می گیرد‪ ،‬وابستگی آن را به یک شرکت‪ ،‬ادراه یا نوعی انجمن خبر می دهد‪ .‬بنسسا‬
‫براین‪ ،‬مد نیز نوعی شعار است و پیامی را آگاهانه به مخاطب منتقل می کند‪.‬‬
‫مد و مدگرایی‪ ،‬نوعی شعار به شمار می آید‪.‬‬
‫شعار‪ ،‬به معنای فهماندن خلصه هدف ها و باورها یا آشکار کسسردن وابسسستگی بسسه‬
‫چیزی است‪.‬‬
‫شعار می تواند یک جمله‪ ،‬طرح‪ ،‬رنگ ولباس ویژه ای باشد‪.‬‬
‫شعار و مخاطبان‬
‫افرادی که مخاطبان شعارها قرار می گیرند و با آن ارتباط سمعی یا بصری می‬
‫یابند‪ ،‬معمول ً بدون تحقیق و بی اختیار‪ ،‬پیام نهفته در شعار را دریافت می کنند و‬
‫با حرکت ذهنی معین براسساس آنهسا‪ ،‬اسستدلل هسای عقلسی خسود را سسامان مسی‬
‫دهند‪ .‬البته این کار‪ ،‬از سوی افراد نکته سنج‪ ،‬کم دقتی به شمار می آید‪.‬‬
‫در روایت های امامان معصوم علیهم السلم به نکته های ارزنده ای درایسسن بسساره‬
‫اشاره شده است‪ .‬امام صادق علیه السلم می فرماید‪:‬‬
‫س َ‬
‫حُبوا أ َهْ َ‬
‫م‪.‬‬
‫م فََتصیُرو ِ‬
‫کواحدٍ ِ‬
‫ص َ‬
‫ل ال ْب ِد َِع وَ لُتجال ِ ُ‬
‫من ْهُ ْ‬
‫سوهُ ْ‬
‫ل تَ ْ‬
‫عن ْد َ الّنا ِ‬
‫با اهل بدعت هم صحبت نشوید و با ایشان هسسم نشسسینی نکنیسسد؛ زیسسرا نسسزد مسسردم‪،‬‬
‫یکی از آنها شمرده می شوید‪.‬‬
‫ن تَ َ‬
‫م؛‬
‫ه بِ َ‬
‫قوْم ٍ فَهُوَ ِ‬
‫من ْهُ ْ‬
‫شب ّ َ‬
‫رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرموده است‪َ » :‬‬
‫م ْ‬
‫هر کس خودش را به گروه خاصی شبیه سازد‪ ،‬جزو آنها شمرده می شود«‪.‬‬
‫این سخنان‪ ،‬بازگوکننده یکی از حقیقت های رفتاری انسان ها در جامعه اسسست و‬
‫با توجه به آنها درمی یابیم‪ .‬اگر از کسی شعاری دیسسده یسسا شسسنیده شسسود‪ ،‬بیننسسده و‬
‫‪51‬‬

‫شنونده‪ ،‬ناخودآگاه‪ ،‬پیام موجود در شعار را دریافت می کند‪ .‬سسسپس بسسا قضسساوت‬
‫کردن بر اساس آن‪ ،‬حکمی را برای خسسود‪ ،‬صسادر و بسا آن ارتبساط برقسسرار خواهسسد‬
‫کرد‪ .‬این ارتباط می تواند از نوع هم فکری‪ ،‬تقلید‪ ،‬عضویت‪ ،‬پیروی‪ ،‬علقه مندی‬
‫و وابستگی باشد و چه بسا خود شعاردهنده از ایسسن ارتبسساط و قضسساوت‪ ،‬بسسی خسسبر‬
‫باشد‪.‬‬
‫مد‪ ،‬به طور پنهانی و سریع بر شخص مدگرا تأثیر می کند‪ .‬بنا براین‪ ،‬انسان بایسسد‬
‫در استفاده از مد‪ ،‬هوشیار باشد‪.‬‬
‫مد و تبلیغات‬
‫هر مد‪ ،‬درواقع‪ ،‬تابلوی تبلیغاتی یک فرهنگ یا خرده فرهنگ است‪ .‬پسسس اسسستفاده‬
‫کننده از یک مد‪ ،‬باید به مثبت یا منفی بودن فرهنگ آن مد توجه کند و زمام فکر‬
‫و عمل خود را بدون بررسی دقیق‪ ،‬در اختیار آن مد و صاحبان فرهنگی آن قسسرار‬
‫ندهد‪.‬‬
‫بسیاری از شرکت های تجاری و تولیدی برای اینکه تعدادی از مردم‪ ،‬محصسسولت‬
‫نشان دار آنها را مصرف کنند‪ ،‬هزینه های هنگفتی می پردازنسسد‪ .‬بسسرای نمسسونه‪ ،‬در‬
‫ساخت فیلم ها و سریال ها و مسابقات ورزشی‪ ،‬به عنسسوان حسسامی مسسالی برخسسی‬
‫اشخاص حقیقی و حقوقی سرمایه گذاری می کنند تا برای چند لحظه‪ ،‬نشسان آن‬
‫شرکت به نمایش درآید‪.‬‬
‫جریان های فکری‪ ،‬بیشسستر از راه مسسد و تبلیسسغ باورهسسای خاسسستگاه خسسود‪ ،‬حضسسور و‬
‫گسترش مسی یابنسسد‪ .‬در کشسسورهای غربسسی‪ ،‬حسزب هسا‪ ،‬جمعیسست هسا و گسسروه هسای‬
‫فراوانی با باورهای گوناگون دینی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬اخلقی‪ ،‬اجتماعی و فرهنگسسی وجسسود‬
‫دارند که اعتقادهای آنها در بیشتر موارد با هسسویت اسسسلمی و ایرانسسی مسسا سسسازگار‬
‫نیست‪ ،‬به ویژه گروه هایی مثل‪ :‬شیطان پرستان‪ ،‬هم جنس گرایان و فمینیسسست‬
‫ها‪ .‬این گروه ها برای خود شعارهایی در نوع لباس‪ ،‬نوع دوخسست‪ ،‬ترکیسسب رنگسسی‪،‬‬
‫طرح خاص‪ ،‬آرایش مو و چهره‪ ،‬دست بندها و گردن آویزها فراهم آورده انسسد‪ .‬از‬
‫این رو‪ ،‬استفاده از نشسسانه هسسای مسسد آنسسان مسسی توانسسد بسسه معنسسی وابسسستگی بسسه آن‬
‫جمعیت ها‪ ،‬پذیرش آنها‪ ،‬علقه به آنها‪ ،‬هم فکری و هم سویی با آنها و تبلیغ شان‬
‫‪52‬‬

‫باشد‪ .‬کار منطقی آن است که پیش از پیسروی کسردن از ایسن مسدها‪ ،‬بسه شسناخت‬
‫کافی درباره آن گروه‪ ،‬هدف ها و باورهای آنها دست یابیم‪ .‬در غیر ایسسن صسسورت‪،‬‬
‫حرکتی انفعالی و بی پایه و تقلیدی کورکورانه شکل خواهد گرفت‪.‬‬
‫جریان های فکری‪ ،‬از راه مد‪ ،‬حضور و گسترش می یابند‪.‬‬
‫استفاده از هرگونه مد‪ ،‬تبلیغ جمعیتی است که این مد از آنجا برخاسته است‪.‬‬
‫پیروی بدون تحقیق از یک مد‪ ،‬نوعی تقلید کورکورانه است‪.‬‬
‫اجرای مد‪ ،‬قرار گرفتن در سیاهی لشکر پیروان اندیشه مد است‪.‬‬
‫مد و اتهام‬
‫انسان ها در زندگی خود گاه با مسائل تخصصی روبه رو مسسی شسسوند کسسه در ایسسن‬
‫حالت‪ ،‬بنا بر نظر کارشناس آن فن رفتار می کنند‪ .‬برای مثال‪ ،‬هنگام بیماری‪ ،‬بسسا‬
‫نظر و دستور پزشک و صلح دید او عمل می کنند یا در مسائل فقهی‪ ،‬از مرجسسع‬
‫خاصی تقلید می کنند‪ .‬در مقابل‪ ،‬برای مواردی چسسون نسسوع لبسساس‪ ،‬آرایسسش و مسسد‪،‬‬
‫عملکرد شخص بایسسد برخاسسسته از باورهسسا‪ ،‬نیازهسسا و شسسرایط فرهنگسسی و بسسومی او‬
‫باشد‪ ،‬نه بر اساس تقلید کورکورانه از دیگران‪ .‬بی توجه بودن به این نکته هسسا در‬
‫انتخاب مد‪ ،‬نشان دهنده سستی فرد در حفظ اعتقسساد و منسسش اخلقسی اوسسست و‬
‫درواقع‪ ،‬چنین شخصی‪ ،‬خود را در معرض نوعی اتهام قسسرار داده اسسست‪ .‬در کلم‬
‫پیشوایان معصوم علیهم السلم نیز در این باره سخنانی آمده است‪ ،‬چنان که در‬
‫حدیثی از امیرالمؤمنین علی علیه السلم می خوانیم‪:‬‬
‫فسه ِللتهمة َفلیُلومن م َ‬
‫ن‪.‬‬
‫ض نَ ْ َ ُ ّ ْ َ ِ‬
‫َ‬
‫ن عََر َ‬
‫ن أساَء ب ِهِ الظ َ ّ‬
‫َ َ ّ َ ْ‬
‫م ْ‬
‫هر کس خودش را در معرض اتهام قرار دهد‪ ،‬کسی را که بسسه او گمسسان بسسد بسسرد‪،‬‬
‫سرزنش نکند‪.‬‬
‫ة؛ از جایگسساه‬
‫مس ِ‬
‫ن الت ّهْ َ‬
‫آن امام همام در جای دیگر فرموده است‪» :‬وَ اّیاکَ وَ َ‬
‫مواط ِ َ‬
‫های تهمت دوری کن«‪.‬‬
‫‪53‬‬

‫پس با توجه به این حقیقت عرفی‪ ،‬نسنجیده استفاده کردن از مدهای نامناسسسب‪،‬‬
‫به معنی ایجاد بهانه اتهام است‪ .‬برای مثال‪ ،‬اگر فردی‪ ،‬ناآگاهانه از مدی که نماد‬
‫»شیطان پرستی« است‪ ،‬استفاده کند‪ ،‬در صورتی که بیننده او بدون پرس وجو‪،‬‬
‫او را یک »شیطان پرست« بپندارد‪ ،‬در اینجا آن که سزاوار سرزنش اسسست‪ ،‬فسسرد‬
‫مدگراسست‪ ،‬نسه بیننسده؛ زیسرا آن شسخص بسا اسستفاده از چنیسن مسدی‪ ،‬خسود را در‬
‫معرض تهمت دیگران قرار داده است‪.‬‬
‫همچنین به کارگیری این نمادها‪ ،‬بسه معنسسی بسال بسردن تعسداد طرفسسداران و علقسه‬
‫مندان آن جمعیت خواهد بود‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬سیاهی لشکر آن نگرش به شسسمار‬
‫مسسی رود و مسسانور تبلیغسساتی گسسسترده ای را بسسرای آنهسسا فراهسسم مسسی آورد‪ .‬یکسسی از‬
‫شاخص های رسانه های غربی در تجزیه و تحلیل باورهای ما‪ ،‬اسسستفاده از همیسسن‬
‫نمادهاست‪ .‬شاید تعجب کنید اگر در رسانه ای بشنوید‪» :‬گرایش جوانسسان ایرانسسی‬
‫به گروه فلن افزایش یافته است و این مطلب را می توان در شسسیوه پوشسسش و‬
‫آرایش آنها می توان دید«‪.‬‬
‫معمول ً انسان ها براساس آنچه می بینند‪ ،‬قضاوت می کنند‪.‬‬
‫با استفاده و اجرای مد‪ ،‬مواد خام قضاوت بینندگان فراهم می شود‪.‬‬
‫انسان حق ندارد مقدمات متهم شدن خودش را فراهم کند‪.‬‬
‫اجرای مد‪ ،‬قرار گرفتن در سیاهی لشکر پیروان اندیشه مد است‪.‬‬
‫مد و پدیدارهای جمعی‬
‫پدیدار »مد« شاید از آن دسته پدیدارهای جمعی باشد که حسستی در تجربسسه روزانسسه‬
‫صرف‪ ،‬زودتر از هر پدیدار دیگر این نکته را روشن می سازد که در رفتارهای مسسا‬
‫ِ‬
‫امر اجتماعی وجود دارد‪ .‬این پدیدار به ما مسی آمسوزد کسه شسیوه هسای عمسل و بسه‬
‫ویژه شیوه های لباس پوشیدنی هست که در نظر دیگران شایسته و تأیید شده و‬
‫زیبا و عاقلنه است‪» .‬مد« دیروز زشت و مضسحک و »مسد« فسردا چنسان کسه اعلم‬
‫‪54‬‬

‫می شود‪ ،‬نارسا و نامعقول است و مضحک و »مسسد« روز خسسوب اسسست‪ .‬امسسا آنچسسه‬
‫اینک دیروز است‪ ،‬چندی پیش امروز بوده و آینده نیز به زودی به حال مبسسدل مسسی‬
‫شود‪.‬‬
‫بسیاری سعی کرده اند که از حد این گونه تفکرات‪ ،‬انسدکی فراتسر رفتسه‪ ،‬طسبیعت‬
‫پدیدار »مد« را روشن سازند‪ .‬هربرت اسپنسر زیر عنوان »نهادهسسای تشسسریفاتی«‬
‫خاطرنشان مسی سسازد کسه »مسد« یکسی از خصسائص همرنگسی بسا جمساعت اسست‪.‬‬
‫درست است کسه »مسد« از بعضسی جهسات بسه مراسسم دیگسر شسبیه اسست‪ ،‬امسا بسا‬
‫رفتارهای تشریفاتی‪ ،‬مثل هدایا و بازدیدها که روشن گر نابرابری ها و تفسساوت هسسا‬
‫است‪ ،‬عمیقا ً فرق دارد‪» .‬مد« به عکس این گونه تشسریفات‪ ،‬مسوجب شسباهت بسه‬
‫اشخاص طبقه بالتر می شود و در واقع نوعی تقلیسسد ناشسسی از رقسسابت اسسست )در‬
‫برابر تقلید ناشی از پسند و ستایش( و رفته رفته بسساعث برابسسری مسسی شسسود و بسسه‬
‫خوبی در خور جامعه ای است که از وضع مترتب )ظامی( بیرون آمده‪ ،‬بسسه سسسوی‬
‫دموکراسسسی )جسسامعه صسسنعتی( قسسدم بسسر مسسی دارد؛ امسسا ایسسن پدیسسدار غیسسر از ایجسساد‬
‫همرنگی و برابری‪ ،‬جنبه های دیگری نیسز دارد‪ :‬بسه نظسر کروبسر‪» ،‬مسد« عبسارت از‬
‫تفاوت و تغییر‪ ،‬آن هم تغییر خاصی است؛ زیرا در حالی که بسیاری از پدیسدارهای‬
‫اجتماعی بر اثر رشد درونی یا علل بیرون‪ ،‬دگرگون می شوند‪» ،‬مد« تغییری بسسی‬
‫دلیل و در واقع تغییر به خاطر تغییر است‪.‬‬
‫به نظر نویسسندگان دیگسر‪ ،‬ایسن دو جنبسه »مسد« را نبایسد متضساد و جسدا از یکسدیگر‬
‫شمرد؛ بلکه باید آنها را به هم پیوند داد و چنان که فلوگل می گوید‪ ،‬غرابت مد در‬
‫همین است‪» .‬مد« یک حرکت نیست؛ بلکه عبارت از دو حرکت اسسست؛ یکسسی ایسسن‬
‫که افراد طبقات پایین را به افراد طبقه بال شسبیه مسی کنسد و دوم ایسن کسه افسراد‬
‫طبقات بال را وادار می کند تا وضع گذشته را رها کننسسد و نگذارنسسد افسسراد طبقسسات‬
‫پایین به آنان شبیه شوند‪.‬‬
‫‪55‬‬

‫تحقیقات تجربی درباره آمادگی های فردی نسبت به »مد« نیسسز در واقسسع تجزیسسه و‬
‫تحلیل مسذکور راتأییسد مسی کنسد‪ .‬از یسک سسو‪ ،‬تلش بسرای همرنگسی بسا دیگسران در‬
‫انتخاب لباس‪ ،‬اساسسی اسست؛ چنسان کسه در بررسسی هسارلوک آمسده اسست‪ :‬سسه‬
‫چهارم زنانی که از آنان پرسش شده بسسود‪ ،‬اظهسسار داشسسته بودنسسد کسسه بسسا پیسسروی از‬
‫»مد«‪ ،‬سعیشان این است که انگشت نما نباشند و از سوی دیگر‪ ،‬میل به‬
‫همرنگی با دیگران با میل به ممتساز بسسودن همسسراه اسسست و میسسل اخیسسر عمومسا ً بسسه‬
‫صسورت خودنمسایی ظساهر مسی شسود‪ .‬بنسابراین‪ ،‬از لحساظ روانسی »مسد« بسا نسوعی‬
‫خودنمایی و نیاز به جلب توجه دیگران بستگی دارد و این نیاز را بسسه قسسول فلوگسسل‬
‫باید در بافتی از همچشمی جنسی و اجتماعی درک کرد‪.‬‬
‫باری‪ ،‬با مشاهده خارجی‪ ،‬در »مد« غرابت و تناقضی دیده می شود که از تجزیسسه‬
‫و تحلیل منطقی آن نیز اسستنباط مسی شسود‪ .‬دو مسوردی کسه ذکسر شسد‪ ،‬همسواره و‬
‫بالضروره با هم وجود ندارند و به یک شدت نیسز ظساهر نمسی شسوند‪ .‬در پیسروی از‬
‫»مد«‪ ،‬از لحاظ ذهنی و عینی شیوه های بسیاری وجود دارد‪ .‬یکی از بررسی های‬
‫روانی جدیدی که با وسایلی کامل تر از وسایل هارلوک و فلوگل و بار انجام شده‬
‫است‪ ،‬نشان می دهد کسه غسرض بعضسی از زنسان در پیسروی از »مسد«‪ ،‬فقسط ایسن‬
‫است که از انظار پنهان بمانند‪ .‬با این حال شکی نیست که در اکثر زنان دو غرض‬
‫مذکور که از لحاظ عقلی متضادند‪ ،‬واقعا ً همراه با یکسسدیگر وجسسود دارنسسد‪ .‬از سسسال‬
‫‪ ۱۹۰۵‬م‪ .‬فیلسوف آلمانی‪ ،‬گئورگ زیمل این نکته را دریافت و برای آن تعبیر و‬
‫تفسیری پیشنهاد کرد‪ .‬به عقیده او »مد«‪ ،‬هم میل به همرنگی با دیگران را ارضسسا‬
‫می کند و هم میل به جدایی و ممتاز بودن از دیگران را‪.‬‬
‫فرد با پیروی از »مد«‪ ،‬هم خود را متفاوت و بدیع احساس مسسی کنسسد و هسسم مسسورد‬
‫تأیید اکثریتی کسه ماننسد او رفتسار مسی کننسد‪ ،‬مسی دانسد‪ .‬بنسابراین‪» ،‬مسد« یسک نهساد‬
‫اجتماعی مهم و قابل توجهی است که میسسان میسسل بسسه همرنگسسی بسسادیگران و تأییسسد‬
‫‪56‬‬

‫آنان و ایمنی از یک سو و میل به ممتاز بودن و برجسسسته و خسساص بسسودن از سسسوی‬
‫دیگر‪ ،‬تعادل مناسبی به وجود می آورد و به اصطلح برای مسسا حسسادثه بسسی خطسسری‬
‫است‪.‬‬
‫با وجود این‪ ،‬تجزیه و تحلیل و مشاهدات گذشته‪» ،‬مد« رادیدگاهی که مطالعه آن‬
‫اساسا ً کار روان شناسی فردی اسست‪ ،‬مسی پنسدارد؛ در حسالی کسه مطسالعه آن بسه‬
‫عنوان پدیداری جمعی با محتسوا و آهنسگ و جریسان خساص نیسز در حسد خسود‪ ،‬جسالب‬
‫توجه است‪ .‬به همین جهت فولگل در تبیین شکل پوشسساک در یسسک لحظسسه تسساریخی‬
‫معتقد است که باید میان »مد« و افکار رایج و روح زمان‪ ،‬رابطه متقابلی موجود‬
‫باشسسد‪ .‬اخیسسرا ً نیسسز بعضسسی از دانشسسمندان خاطرنشسسان کسسرده انسسد کسسه در هسسر دوره‬
‫تاریخی‪ ،‬میان سبک معماری و سبک پوشاک‪ ،‬نوعی نزدیکی یا خویشساوندی وجسود‬
‫دارد‪.‬‬
‫چنین تجزیه و تحلیل‪ ،‬هنوز جنبه کامل ً نظری دارد‪ .‬کروبر با اندازه گیری مجمسسوعه‬
‫ای از تصاویر »مد«‪ ،‬مربوط به سال های میسسان ‪ ۱۷۸۷‬و ‪ ۱۹۳۶‬م‪ .‬به نتایج نسبتا ً‬
‫دقیق و عینی دست یافت که نشان می دهد مد »ریتم« هایی مخصسسوص بسسه خسسود‬
‫دارد‪.‬‬
‫برای رسیدن به توافق درباره موضوع مقساله‪ ،‬نخسست بایسد نخسسستین پدیسسدار ذاتسا ً‬
‫فرهنگی و اجتماعی یعنی وجسسود نظسسام هسسای عمسسده پوشسساک را کنسسار گذاشسست‪ .‬در‬
‫دوره یونان و رم باستان برای مردم‪ ،‬لباس عبارت از پارچه هایی بود که بسسه نحسسو‬
‫نامشخص آنها را دور خود می پیچیدند؛ در حالی که در نظر مسسردم مغسسرب زمیسسن‪،‬‬
‫لباس پوشیدن‪ ،‬تطبیق دقیق پوشسسش بسسا بسسدن اسسست و هنسسوز هسسم آثسساری از شسسیوه‬
‫گذشته آن به صورت مسانتو و دامسن دیسده مسی شسود‪ .‬علوه بسر اینهسا‪ ،‬نظسام هسای‬
‫دیگری مانند نظام شسرق دور یسا نظسام مخصسوص منساطق حساره وجسود دارد و در‬
‫‪57‬‬

‫درون هر نظامی‪ ،‬تغییراتی جزئی در پوشساک آنهسا بسه صسورت »مسد« حاصسل مسی‬
‫شود‪ .‬کروبر ضمن مطالعه این تغییرات در نظام لباس پوشیدن در جسسامعه غربسسی‬
‫معاصر‪ ،‬متوجه شده است که باید دو مطلب را از هم متمایز ساخت‪:‬‬
‫یکی تغییراتی که پنجاه سسال یسک بسار در ریخست کلسی لبساس حاصسل مسی شسود و‬
‫بنابراین با دوره ای از نظم مربوط به قرن همراه است‬
‫ودیگری تغییرات در جزئیات بسیار ناچیزی که از دیدن آن‪ ،‬به شخص احساس بی‬
‫ثباتی دست می دهد‪ .‬در واقع »مد« میان دو نوع سبک در نوسان اسست‪ :‬یکسی آن‬
‫که در دوره معینی‪ ،‬نوع پایدار است )مثل دامن فراخ و بلند و کمر باریسک و بسالی‬
‫لگن خاصره( و دیگری مخالف نوع اول که نوعی انحراف از قاعسده بسه نظسر مسی‬
‫رسد )و به صورت دامن تنگ و کوتاه و کمر گشاد بال زده یا پایین افتسساده اسسست(‪.‬‬
‫هر گاه تغییرپذیری اندازه های لباس را در مدت معینی مطسالعه کنیسم‪ ،‬مسی بینیسم‬
‫که نوع پایدار‪ ،‬ثابت است؛ در حالی که نوع انحرافسی در طسول ایسن مسدت ناثسابت‬
‫می نماید‪.‬‬
‫بسیاری از جریان های دیگر »مد« لباس‪ ،‬به عنسسوان یسسک پدیسسدار جمعسسی‪ ،‬از جملسسه‬
‫نشر آن در لحظه ای از زمان و در مکان جغرافیایی و مکان اجتمسساعی )یعنسسی بسسر‬
‫حسب سن و نوع مسکن و مراتب اجتماعی و اقتصادی( و نیز راه های آن‪ ،‬قابسسل‬
‫تحقیقات عینی است و بعضی از این واقعیات گساه بسه صسسورت جسسزئی جمسع آوری‬
‫شده است؛ ولی جا دارد که این بررسی ها دنبال شسود و پدیسدار »مسسد« در خسانه‪،‬‬
‫وسایل خانه‪ ،‬باغچه‪ ،‬اتومبیل‪ ،‬اعتقادات‪ ،‬نهادها‪ ،‬علوم و در زمینسسه هسسای دیگسسر نیسسز‬
‫بررسی شود‪ .‬با این همه‪ ،‬مطالعه پدیدارهای جمعی »مد« هنوز از حدود مشاهده‬
‫فراتر نرفته است‪.‬‬
‫زن و مد‬
‫‪58‬‬

‫اگر مد گرایش به همسان شدن و منفردشدن‪ ،‬یعنی انگیسزش تقلیسد و برتسری بسر‬
‫دیگران را همزمان ابراز و بر آن تاكید می كند‪ ،‬پس شاید توجیهی باشد بسسر اینكسسه‬
‫چرا زنان به طور كل اینچنین به مد علقه مندند‪.‬‬
‫به عبارت دیگر‪ ،‬ضعف جایگاه اجتماعی كسه زنسان در قسسمت اعظسم تاریسخ بسدان‬
‫محكوم بوده اند‪ ،‬موجب شده است تا آنان با آنچه »عرف و شایسته است« و بسسا‬
‫شكل وجودی رایج و مقبول رابطه نزدیكی پیدا كنند‪.‬‬
‫چراكه فرد ضعیف از اتكا بسسه خسسود در مسسواجهه بسسا مسسسوولیت هسسا و اضسسطرارات و‬
‫پذیرش فردیت اجتناب ورزیده و نمی تواند صسرفا بسه كمسك قسوای درونسی اش از‬
‫خود دفاع كند‪.‬‬
‫فقسسط شسسكل نسسوعی زنسسدگی )‪ (typische Lebensform‬است كه از او ] ضعیف[‬
‫پشسستیبانی مسسی كنسسد و همیسسن شسسكل‪ ،‬فسسرد قسسوی را از سسسوء اسسستفاده از نیروهسسای‬
‫استثنائی اش مانع می شود‪ .‬اما زنان تلش می كنند كه به میزانی از فردی شدن‬
‫و متمایزشدنی دست یابند كه هنوز در بنیان مستحكم عسسرف و سسسطح متوسسسط و‬
‫عمومی زندگی برایشان امكان دارد‪.‬‬
‫مد این تركیب را به بهترین وجه ممكن برای آنها ارائه می كنسسد‪ :‬از یكسسسو عرصسسه‬
‫تقلید عمومی‪ ،‬شنا در عریض ترین جریان اجتماعی و برداشتن بار مسسسوولیت در‬
‫انتخاب ذائقه و رفتسار از دوش افسراد اسست و از دیگسر سسو متمایزشسدن‪ ،‬تاكیسد و‬
‫آرایش فردی شخصیت است‪.‬‬
‫به نظر می رسد كه برای هر دسته )‪ (Klasse‬از انسان ها‪ ،‬البته احتمال برای هر‬
‫فرد‪ ،‬رابطه كیفی معینی بین گرایش به فردی شدن و گرایش به زیرسطح رفتسسن‬
‫و گم شدن میان جمع وجود داشته باشد‪ ،‬به طوری كه وقتی در عرصه معینسسی از‬
‫‪59‬‬

‫زندگی تحقق یكی از گرایشات منع می شود‪ ،‬آن گرایش در جست وجوی عرصه‬
‫دیگری به تكاپو می افتد كه در آن‪ ،‬به اندازه مورد نیاز‪ ،‬خود را محقق می كند‪.‬‬
‫پس به نظر می آید كه مد در عین حال چونان سوپاپ اطمینان‪ ،‬گریزگاهی باشسسد‬
‫كه احتیاج زنان به متمایز شدن و برجسته بودن فردی را كه در عرصه های دیگسسر‬
‫ارضائشان نفی شده است‪ ،‬برمل می سازد‪ .‬آلمان در قرون چهاردهم و پسسانزدهم‬
‫تكامل فوق العاده شدیدی از فردیت را نشان داد‪ .‬نظام هسسای جمسسع گسسرای قسسرون‬
‫وسطی به واسطه آزادی بالی شخصیت های فردیت یافته در هم شكست‪.‬‬
‫امسا زنسان طسی ایسن تكامسل فردگرایسانه هنسوز جایگساهی نیافتنسد و آزادی تحسرك و‬
‫شكوفایی فردی از ایشان سلب شد‪ .‬آنسان از طریسق افراطسی تریسن و نامتعسارف‬
‫ترین مدهای لباس جبران مافات كردند‪ .‬برعكس می بینیم كسسه در ایتالیسسای همسسان‬
‫دوره‪ ،‬آزادی عمل بیشتری برای تكامل فردیت در اختیار زنسان قسرار مسی گرفست‪.‬‬
‫زنان رنسانس فرصت های بسیاری برای سازندگی‪ ،‬فعالیت بیرونسسی و تمایزیسسابی‬
‫شخصی داشتند‪.‬‬
‫پرورش فرزندان و آزادی تحرك نیز‪ ،‬به خصوص در اقشار فرادست جامعه بسسرای‬
‫هر دو جنس تقریبا مساوی بود‪ ،‬حال آنكه مجددا این فرصت ها طسسی قسسرن هسسا از‬
‫آنان دریغ شد‪ .‬اما اكنون از ایتالیا هم هیچ خبری از خرق عرف توسط مد زنانه به‬
‫ما نمی رسد‪ .‬نیاز به اثبات خویش در این زمینه مد و به دست آوردن نوعی تمایز‬
‫از دیگران‪ ،‬دیگر مطرح نیست‪ ،‬زیرا گرایش درونی كه در اینجا نمود می یابد‪ ،‬راه‬
‫های ارضای خود را در دیگر عرصه ها به قدر بسنده ای یافته است‪.‬‬
‫تاریخ زنان‪ ،‬به طسسور كسسل در زنسسدگی بیرونسسی و درونسسی شسسان‪ ،‬در فسسرد فردشسسان و‬
‫همینطور در كلیت شان نشان دهنده وحدت‪ ،‬مسسوازنه و همسسسانی عظیمسسی اسسست‬
‫مبنی بر اینكه آنها دست كم در عرصه مد‪ ،‬عرصه ای كه تماما عرصه تنوع است‪،‬‬
‫‪60‬‬

‫به فعالیت پوینده تری نیازمندند تا خود و زندگی خود را هم برای احساس خسسود و‬
‫همینطور برای احساس دیگران جذاب سازند‪.‬‬
‫بین فسردی شسدن و جمعسی شسدن و همیسن طسور بیسن تفساوت و تشسابه محتویسات‬
‫زندگی‪ ،‬نسبت معینی از احتیاجات پدیدار می شود؛ نسبتی كه با جابه جاشدن بسسه‬
‫این سو و آن سو در عرصه های مختلف می كوشد تا نفی آن احتیاجسسات در یكسسی‬
‫از عرصه ها را به واسطه برآوردن آنها در دیگری به تعادل بكشاند‪.‬‬
‫به طور كلی می توان گفت كه زن در قیاس با مرد‪ ،‬سرشتی )‪ (Wesen‬وفادارتر‬
‫دارد؛ حتی وفا كه توازن و یكپارچگی وجود زن را بر مبنای طسسبیعتش آشسسكار مسسی‬
‫سازد به خاطر برقراری تعادل در گرایشات زندگی به تنوعی پوینده تر در عرصه‬
‫های به حاشیه رانده شده نیاز دارد‪ .‬برعكس‪ ،‬مرد كسسه بسسر اسسساس سرشسستش بسسی‬
‫وفاتر است‪ ،‬به رابطه ای كه یكبار برقرار شده نوعا با همان قاطعیت و تمركسسزی‬
‫كه نسبت به دیگر منافع زندگی دارد متعهد نمی ماند و به تبع آن كمتر نیسازش بسه‬
‫اشكال تنوع ظاهری می افتد‪.‬‬
‫آری‪ ،‬طرد تغییرات در عرصه های ظاهری یعنی بی اعتنایی نسبت به جلسسوه هسسای‬
‫رنگارنگ پدیده بیرونسی‪ ،‬اساسسا مردانسه اسست؛ نسه بسه ایسن خساطر كسه او مساهیتی‬
‫یكپارچه تر دارد بلكه بیشتر به این خاطر كه او به طور كلی از ماهیتی متنسسوع تسسر‬
‫برخوردار است و بنابراین متمایل است تا از تنوعات بیرونی صسرفنظر كنسد‪ .‬پسس‬
‫زن آزاد امروزی كه بر آن است خود را به ماهیت‪ ،‬تمایزیابی‪ ،‬شخصیت و تكسساپوی‬
‫مردانه نزدیك كند‪ ،‬بر بی اعتنایی خود نسبت به مد تاكید می ورزد‪.‬‬
‫همچنین مد در مفهسوم مسوردنظر‪ ،‬در عسوض جایگساه زنسان در چسارچوب مسوقعیت‬
‫شغلی‪ ،‬برای آنهسا ]فقسط[ جسایگزینی ارائه مسی كنسد‪ .‬مسرد كسه در چنیسن جایگساهی‬
‫پرورش یافته و بدین وسیله خود را در حیطه توازنات نسسبی قسرار داده اسست در‬
‫‪61‬‬

‫چارچوب این جایگاه برای بسیاری افراد دیگر یكسان است‪ ،‬یعنی فقط نسخه ای‬
‫است از مفهوم این جایگاه یا این شغل‪.‬‬
‫وی از سوی دیگر و برای جبران مافات البته خود را با دللت كامل ایسسن جایگسساه و‬
‫همچنین با قوای اجتماعی و موضوعی آن می آراید‪ ،‬دللت تعلق به این جایگاه بر‬
‫دللت فردیش افزوده می شود؛ تعلقی كه اغلسسب مسسی توانسسد كمبسسود و نابسسسندگی‬
‫وجود محض شخصی را بپوشاند‬
‫حال این امر در محتویات كامل متفاوت مد به نحوی دیگر جلوه می كنسد؛ مسد نیسز‬
‫عدم دللت شسخص و بسی كفسایتی اش را مرتفسع مسی سسازد و موجسودیت فسرد را‬
‫صرفا از ناحیه خود‪ ،‬فردیت می بخشد‪ ،‬آن هم از طریق متعلق ساختن بسه حیطسه‬
‫ای كسسه بسسه واسسسطه مسسد مختصسسات یسسافته‪ ،‬برجسسسته شسسده و بسسه منظسسور آگسساهی )‬
‫‪ (Bewusstsein‬عموم به نحوی به هم وابسته است‪.‬‬
‫البته در اینجا نیز شخصیت بماهو شخصیت در طسسرح واره ای )‪ (Schema‬عمومی‬
‫وارد می شود كه حتی خود این طسرح واره نیسز بسه لحساظ اجتمساعی رنسگ آمیسزی‬
‫فردی داشته و در عسوض طسرق انحرافسی اجتمساعی چیسزی را بسه جسایگزینی مسی‬
‫نشاند كه آن چیز دستاورد شخصیت به طرق محض فردی را منكر است‪.‬‬
‫اینكه این دمیموند ‪ ،Demimonde‬منظور زنی است كه گرچه باشكوه پا به عرصه‬
‫می گذارد‪ ،‬اما طبقه اجتماعی مبهم و ناشناخته ای داشته و اساسا فاقسسد فرهنسسگ‬
‫واقعی است به مراتب همان خط شسكن مسد جدیسد اسست‪ ،‬بسر شسكل زنسدگی بسی‬
‫خانمان گونه منحصر به فردش استوار است؛ وجود حاشیه نشینی كه جامعه بسسدو‬
‫می بخشد در او نفرتی پنهان یا آشكار نسبت به هر امسر از پیسش قسانونی شسده و‬
‫استوارشده پدید می آورد؛ نفرتی كه خود را به مظلومانه ترین شكل در پیشروی‬
‫به سوی اشكال نوینی از پدیده ها به طور نسبی بیان می كند‪.‬‬
‫‪62‬‬

‫در این تلش مسستمر بسه سسوی امسر جدیسد‪ ،‬یعنسی بسه سسوی مسدهایی كسه تساكنون‬
‫پذیرفته نشده اند و در بی ملحظه بودنش كه با آن‪ ،‬مدهایی كسسه تسسا بسسه امسسروز بسسا‬
‫آنها مقابله می شده را مشتاقانه در بر می كند‪ ،‬شكلی زیباشناختی از گرایش بسه‬
‫مداخله نهفته است كه این گرایش به نظر مسی رسسد همسه وجودهسای بسه حاشسیه‬
‫رفته را تا زمانی كه به لحاظ درونی كامل به بردگی درنیامسسده باشسسند‪ ،‬از آن خسسود‬
‫می داند‪.‬‬
‫مد و دختران‬
‫فاصله گرفتن از خانواده و نزدیک شدن به اجتمسساِع غریبسسه دوسسستان و همکلسسسی‬
‫ها‪ ،‬پیامدهای بسیاری دارد‪ .‬انکسسار قانونمنسسدی هسسا و اصسسول سسسنتی خسسانواده یعنسسی‬
‫قبول و پسذیرش الگوهسای جدیسد اجتمساع بیسرون از خسانواده‪ ،‬دخستران دبیرسستانی‬
‫بیشتر و زودتر از پسران هم سن و سال خسسود شسسیفته مظسساهر دل فریسسب جهسسان‬
‫بیرون می شوند‪ .‬حس غریزی زیبانمایی‪ ،‬دختر را بسیار زودتر از پسسسر بسسه تلش‬
‫وا می دارد؛ تلشی که بتواند چهره او را بهتر و کامل تسسر از آنچسسه هسسست‪ ،‬نشسسان‬
‫دهد‪ .‬معمول ً خواسته ها و سلیقه دخسستر بسسا آنچسسه پسسدر و مسسادر از او مسسی خواهنسسد‪،‬‬
‫هماهنگ نیست‪ .‬چرا که دختر از همسسان سسسال هسسای آغسسازین نوجسسوانی‪ ،‬دوسسستان و‬
‫نزدیکان دیگری برای خود دست و پسا کسرده اسسست‪ .‬بنسسابراین ریشسه تفساوت هسا و‬
‫تضادهای او را با خانواده اش باید در همان الگوهسسای تسسازه یسسافته‪ ،‬جسسستجو کسسرد‪.‬‬
‫دوستی های عاشقانه میان هم شاگردی ها سبب می شود آنها به دقسست رفتسسار و‬
‫گفتار یکدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند‪ .‬البته این ارزیابی نه به معنای انتقسساد از‬
‫رفتارهای غلط همدیگر‪ ،‬که به معنای »تقلید« از هم است‪ .‬دوستان صسمیمی کسه‬
‫خرده رفتارهای هم می شسوند‪ .‬هسر‬
‫گاه پیمان خواهری با یکدیگر می بندند‪ ،‬مقل ّدِ ُ‬
‫چند ممکن است در بسیاری موارد این تقلید‪ ،‬یکطرفه و یک جانبه باشد‪.‬‬
‫بی تردید دختران در سنین نوجوانی و آغاز جوانی به شدت تحت تأثیر جلوه های‬
‫بیرونی هستند‪ .‬جهان بیرون‪ ،‬آنها را فریفته و شیدای خود می کنسسد‪ .‬آنهسسا مبهسسوت‬
‫زیبایی های تازه جهانی می شوند که هیچ شباهتی به توصیه هسسای والسسدین نسسدارد‪.‬‬
‫‪63‬‬

‫ممنوعیت و محدودیت ِاعمال شده از سوی پسسدر و سسسختگیری هسسای خیرخواهسسانه‬
‫مادر‪ ،‬اشتیاق دختر را برای یکی شدن با جلوه های رنگارنگ و تازه به تازه دنیای‬
‫پیرامون‪ ،‬بیشتر می کند‪.‬‬
‫مد« یکی از همان الگوهای بیرونی است که بسسه آسسانی و بسی هیسچ زحمسستی بسسه‬
‫» ُ‬
‫خانه ها راه می یابد‪ .‬فرزندان جلوه های تازه مد را از کوچه و خیابان و مدرسسسه‬
‫به خانه می آورند‪ .‬رسانه ها نیز در این میان نقش مؤثر خود را بسسه خسسوبی بسسازی‬
‫می کنند‪ .‬اما پدر و مادر به راحتی در برابر هجوم بی امان مدزدگی تسسسلیم نمسی‬
‫شوند‪ .‬بحث های خانوادگی که معمول ً پرتنش و تشنج آمیز هم هست‪ ،‬بیشسستر در‬
‫باره مدل مو و رخت و لباس بچه هاست‪ .‬والدین همه مسسسیرها و همسسه راههسسا را‬
‫امتحان می کنند تا الگوهای آشنای سنتی را تحمیسسل کننسسد‪ .‬ترغیسسب و تشسسویق بسسه‬
‫ی خانواده و تحقیر مدهای عجیب و غریسسب و خنسسده دار‪،‬‬
‫استفاده از الگوهای خود ِ‬
‫یکی از آن راههاست‪ .‬چاره بعدی‪ ،‬تهدیسسد و تنسسبیه اسسست کسسه تجربسسه و علسسم ثسسابت‬
‫کرده اند همیشه بی حاصل است‪.‬‬
‫دخترهای خسسانواده هسسای متوسسسط چسسه از نظسسر فرهنگسسی و چسسه از نظسسر اقتصسسادی‬
‫معمول ً ویژگی های زندگی طبقه اجتماعی خود را نمی پذیرند‪ .‬شاید بهسستر اسسست‬
‫بگوییم آنها شیوه زندگی را برازنده شخصیت اجتمسساعی خسسود نمسسی داننسسد‪ .‬طبقسسه‬
‫اجتماعی خانواده یک دختر را نمی توان با ارزیابی شیوه های رفتاری‪ ،‬گفتسساری و‬
‫نوع پوشسسش دخسستر در اجتمسساع )دبیرسسستان‪ ،‬دانشسسگاه‪ ،‬خیابسسان و ‪ (...‬معیسسن کسسرد‪.‬‬
‫»تیپ« اجتماعی دختر در بیشتر موارد با طبقه فرهنگی و حتی اقتصادی خانواده‬
‫اش متفاوت است‪ .‬این تفاوت در میسسان دخسستران اقشسسار متوسسسط و پسسایین تسسر از‬
‫متوسط به خوبی قابل مشاهده است‪.‬‬
‫رسانه هایی چون تلویزیون‪ ،‬سینما و نشریات مختلف‪ ،‬زمینه های آماده و جذابی‬
‫برای دختر اسسست‪ .‬امسسروزه‪ ،‬تلویزیسسون و مجمسسوعه هسای داسسستانی رنگسسارنگش دم‬
‫دسسستی تریسسن الگسسو بسسرای نسسوع لبسساس پوشسسیدن‪ ،‬مسسدل اتومبیسسل و مبلمسسان و آداب‬
‫معاشرت است‪ .‬بی میلی دختر نسبت به آداب سنتی و بیزاری از الگوی تحمیلی‬
‫مادر و پدر‪ ،‬تأثیرپذیری او را از الگوهای بیرونی دوچندان می کند‪.‬‬
‫‪64‬‬

‫عاملی که تأثیرپذیری دختر را از جهسسان بیسسرون‪ ،‬نسسسبت بسسه بسسرادرش شسسدت مسسی‬
‫بخشد‪ ،‬ویژگی های شخصیتی و ذاتی است‪ .‬مهارت هسسای کلمسسی دخسستربچه هسسا از‬
‫همان دوران کودکی‪ ،‬سبب می شود آنها زودتر از پسرها با دنیای اطراف ارتباط‬
‫برقرار کنند‪ .‬توانایی های اجتماعی زودهنگسسام و میسسل مهارناپسسذیر دخسستر بسسه دیسسده‬
‫شدن و البته زیبا به نظر رسیدن‪ ،‬مهسسم تریسسن عسساملی اسسست کسسه دخسستر را بسسسیار‬
‫زودتر از پسر به سوی اجتماع و هیاهوی پرزرق و برق آن مسسی کشسساند‪ .‬بنسسابراین‬
‫بسیار طبیعی است کسه دخترهسا زودتسر از پسسرها بسه دنبسال شسکل هسای جدیسد و‬
‫مدهای تازه راه بیفتند‪.‬‬
‫ت‬
‫در واقع می تسوان گفست مسدگرایی افراطسی دخستران نوجسوان ریشسه در طسبیع ِ‬
‫متفاوت آنها دارد‪ .‬تنها مسئله ای که باید بسسدان پرداخسست‪ ،‬مسسسئله مسسسخ تسسدریجی‬
‫ی متنوع است‪ .‬آنچه خانواده هسسا را‬
‫دختر نوجوان و یکی شدن با جلوه های ظاهر ِ‬
‫نگران سر و وضع دخترشان در کوچه و خیابان می کند‪ ،‬پیسسروی موقسستی دخسستر از‬
‫جریان گذرای مد نیست‪ .‬اشتیاق هرازگاه به آنچه جریان مداوم مسسد عرضسسه مسسی‬
‫کند‪ ،‬شوقی طبیعی و بی خطر است‪ .‬آنچه هم خانواده ها و هسسم صسساحب نظسسران‬
‫جامعه شناسی را نگران می کند‪ ،‬فرو رفتسسن در ایسسن جریسسان اسسست‪» .‬تسسابع« مسسد‬
‫شدن و چشم به راه تازه های مد ماندن به اعتیادی بسسدل مسسی شسسود کسسه فرصسست‬
‫اندیشیدن را از انسان مدزده مسسی گیسسرد‪ .‬مسسد یسسک سسسرگرمی ظسساهری اسسست کسسه‬
‫پرداختن بیش از حد به آن‪ ،‬سبب می شود »روح« به عنوان جنبه بنیادین و برتسسر‬
‫هستی آدمی به فراموشی سپرده شسسود‪ .‬آرایسسه هسسای ظسساهر‪ ،‬زیبسسایی هسسای دسسست‬
‫نخورده باطن را پنهان می کند و رفته رفته آدمی را بسسه یسسک صسسورتک زیبسسا مبسسدل‬
‫می کند؛ صورتکی که پشت آن یک تهی بزرگ نهفته است‪.‬‬
‫راهکارها وپیشنهادات‬
‫در هر حال‪ ،‬بهترين راه پيشگيرى و مبارزه بسسا مسسدهاى غلسسط و نامناسسسب‪ ،‬احيسساى‬
‫ارزشهاى مّلى و مذهبى است ويكى از پسنديدهترين شيوههاى احيسساى ارزشسسهاى‬
‫ملسسى و مسسذهبى در جسسامعه‪ ،‬ارائه صسسورتهاى زيبسسا و الگوهسساى صسسحيح از ايسسن‬
‫ارزشهاست‪.‬‬
‫‪65‬‬

‫حال سؤال این است چه باید كرد؟ آیا به جای رقابت باید به تقلیسسد پرداخسست‪ .‬آیسسا‬
‫می توان طرح های ایرانی را جایگزین الگوهای وارداتی كرد و چگونه مسسی تسسوان‬
‫گرایش های افراد را تغییر داد؟ شاید بتوان گفت عدم آگاهی و شسسناخت جوانسسان‬
‫از فرهنگ اصیل ایرانی و اسلمی و نیز نبود امكانات و نیازهای فرهنگی متناسب‬
‫با ارزش های اصیل ایرانی و اسلمی عامل جذب بسیاری از جوانان به الگوها و‬
‫مدهای وارداتی است‪.‬‬
‫و در این زمینه باید با برنامه ریسسزی و محتسساط عملکسسرد چسسرا کسسه‪ ،‬نظسسام سیاسسسی‬
‫بخواهد برای جامعه اشكال خاصی از مد لباس را طراحسسی و افسسراد را ملسسزم بسسه‬
‫اطاعت از آن كند راه به جایی نخواهد برد‪ .‬بسسرای تحقسسق لبسساس یسسا پوششسسی كسسه‬
‫زیبنده جوانان مسلمان ایرانی باشد توجه به برخی مسسوارد ضسسروری اسسست‪ .‬زیسسرا‬
‫همان طور كه مد با فرهنگ های درونی مردم جلوه می یابد فرهنگ سسسازی بایسسد‬
‫در این محیط ها صورت پذیرد‪ .‬زیرا هنجار از نظام اجتمسساعی بسسه نظسسام سیاسسسی‬
‫منتقل می شود پس باید این هنجارمندی در محیط جمعی و جامعه صورت گیسسرد‬
‫تا جلوه گری های مد تحت كنترل در آید‪.‬‬
‫با این حال امروزه با توجه به گسترش دامنه ارتباطات و فناوری اطلعات‪ ،‬حتی‬
‫با کنترل های بیشتر بر روی رسانه های ملی‪ ،‬نمی توان دروازه های ذهسسن افسسراد‬
‫را به گروه های مرجسع غیسسر بسسومی و مسسدهای وارداتسسی بسسست‪ .‬جوانسسان بسسه طسسرق‬
‫مختلف از نحو پوشش‪ ،‬مسسدل مسسو‪ ،‬رفتسسار خسسانوادگی و ‪ ...‬ایسسن افسسراد مطلسسع مسسی‬
‫شوند‪ .‬بنابراین تنها را موثر مقابله بسسا مسسدهای رایسسج در کشسسور‪ ،‬کسسه عمسسده عامسسل‬
‫محسسرک آن هسسا در خسسارج از مرزهسسای کشسسور اسسسلمی مسسا اسسست فرهنسسگ سسسازی‪،‬‬
‫معرفی هرچه بیشتر افراد و گروه های مرجسسع شایسسسته خسسودی‪ ،‬و تغییسسر افسسراد و‬
‫گروه های مرجع غیر بومی جوانان به افراد و گروه های مرجع ریشسسه دار خسسودی‬
‫می باشد و در این میان نقش نهادهای اجتماعی از جملسسه رسسسانه هسسا‪ ،‬آمسسوزش و‬
‫پسسرورش‪ ،‬خسسانواده و‪ ...‬بیشسستر از گذشسسته احسسساس مسسی شسسود‪ .‬درواقسسع نهادهسسای‬
‫اجتماعی ما باید در رقابت با رسانه های غیر بومی جوانان را بیمه کنند‪.‬‬
‫از راهکارهسسای دیگسسری کسسه مسسی توانسسد در کسساهش مسسدگرایی مسسوثر باشسسد کسساهش‬
‫نابرابری های مختلف در جامعه و ارتقای هسسویت اجتمسساعی جوانسسان اسسست‪ .‬ایجسساد‬
‫‪66‬‬

‫عدالت اقتصادی‪ ،‬اجتماعی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬ایجاد اشتغال‪ ،‬کارا نمسسودن نهسساد تربیسستی در‬
‫کنار آموزش‪ ،‬کاهش سن ازدواج در جامعه‪ ،‬و ایجاد احساس خودباوری در افسسراد‬
‫از طرف جامعه برای ارتقسسای هسسویت فسسردی و اجتمسساعی در آن هسسا و رواج ذائقسسه‬
‫های و ارزش های ریشه دار در هویت ملی و دینسسی از جملسسه ایسسن راهکارهسسا مسسی‬
‫باشد‪.‬‬
‫جوانان و مد در ایران‬
‫پدیده مد از موضوعاتی است که همواره می توانسد اقشسار مختلسف جسامعه را بسه‬
‫شکل های گوناگون تحت تاثیر خود قرار دهد‪ .‬البته نسوع نگسرش حکسومت بسه ایسن‬
‫پدیده اجتماعی‪ ،‬می تواند نقش آن را در جامعه افزایش یا کاهش دهسسد‪ .‬حکسسومت‬
‫اسلمی بعد از انقلب با اجرای یک سری برنامه های خاص اجتماعی توانست یک‬
‫نسسوع نگسسرش را در جسسامعه انتشسسار داد و بسسدین طریسسق بسسا ایجسساد ممنسسوعیت هسسا و‬
‫محدودیت های خاص آن زمسسان در جسسامعه و تنسسبیه متخلفیسسن بسسه اشسسکال گونسساگون‬
‫اقشار مختلسف جسامعه را بسه همساهنگی و تطسابق بسا فرهنسگ اسسلمی و حکسومت‬
‫اسلمی بکشاند‪ .‬اما به مرور زمان ایسن روش تغییسر پیسدا مسی کنسد و پدیسده مسد و‬
‫مدگرایی به الگوهای غیر اسلمی شاید بتسوان گفست »غربسی« در ایسران در میسان‬
‫نسل نوجوان و جوان افزایش شدیدی یافت‪ .‬امسروز گرایسش نسسل جسوان کشسور‬
‫روز به روز به مدهای جدید لباس‪ ،‬مسدل و رفتارهسای تقلیسدی گسروه هسای موزیسک‬
‫رپ‪ ،‬تکنو‪ ،‬پاپ‪ ،‬راک و ‪ ...‬هنرمندان و ورزشکاران خارجی بخصوص از نوع غربسسی‬
‫و آمریکائیش افزایش بیش از حد یافته است‪.‬‬
‫چنین گرایشاتی در گذشته بیشتر در جوانان مقیم بالی شهر )ثروتمنسسد بسسه لحسساظ‬
‫مالی( دیده می شد ولی امروز بین جوان و نوجوان بسال و پسایین شسهر در عرصسه‬
‫یک سری تمایلت و خواست های اجتماعی و آزادی های مدنی بسسرای یسسک زنسسدگی‬
‫بهتر‪ ،‬راحت تر و آزادتسر تسوافقی وجسود دارد و آن هسا در ایسن سسال هسای اخیسر بسا‬
‫‪67‬‬

‫ارتباط یکدیگر و تبادل امکانات‪ ،‬روابط گسترده با یکدیگر برقرار کرده اند‪ .‬نسسسل‬
‫سوم کشورمان بسا وسسائلی چسون مساهواره‪ ،‬اینسترنت‪ ،‬نسوار ویسدئو‪ ،‬نسوار کاسست‪،‬‬
‫پوسترها‪ ،‬لباس و شلوار لی با مارک های مختلف‪ ،‬به شدت تحت تاثیر تغییرات و‬
‫شرایط جهانی شدن قرار گرفته اند و به اشکال گونساگون از خسود عکسس العمسل‬
‫نشان می دهند و چنان که می بینیم مسد در زنسدگی آن هسا نقسش مهسم و اساسسی‬
‫بازی می کند‪ ،‬مراجعه به کانال های موسیقی چون ‪ MTV‬و ‪ TMF‬و ‪ ...‬از طریق‬
‫آنتن های ماهواره ای به شدت در نسل جوان کشور رایج است‪.‬‬
‫بسیار دیده شده که یک جوان کارگر با درآمد روزانه سه الی چهار هسزار تومسانی‪،‬‬
‫برای خود پیراهن یا شلواری با مارک خارجی را با قیمت ‪ ۲۵‬هزار تومان می خرد‬
‫تا بلکه بدین طریق خود را با شرلیط دیگر جوانان وفق دهد و در واقسسع یسسک هفتسسه‬
‫حقوقش را بابت آن پیراهن یا شسسلوار پرداخسست کسسرده اسسست‪ .‬نسسسل سسسوم کشسسور‬
‫لباس هایی با نوشته ها و مارک های معروف را می پوشند تا بلکه بدین طریق بسسا‬
‫این نوع پوشش بتوانند خود را بسسا شسسرایط موجسسود وفسسق دهنسسد کسسه در واقسسع آن را‬
‫نوعی تجدد خواهی و نوگرایی به حساب می آورد‪ .‬ایسسن روش هسسا و برخوردهسسا بسسه‬
‫عبارتی نوعی دفاع از حقوق انسانی و انتخاب فردی جوانان در جسسامعه و اجتمسساع‬
‫است و ازاین زاویه برای آنها نوعی ترقی به حساب می آید‪ .‬که بایسد مسورد تسوجه‬
‫دولتمردان و روان شناسان و جامعه شناسان قرار گیرد‪.‬‬
‫تاریخچه لباس ملی در ایران‬
‫بر اساس آنچه که در دانش نامه ایرانیکا درباره پوشساک ایرانیسان در دوره پهلسوی‬
‫نوشته شده است‪ ،‬پوشاک ایرانی ها طی سال های اولیه سلسله پهلوی‪ ،‬به طور‬
‫کلی شبیه پوشاک دوره قاجار بودکه اختلفسات میسان اقسوام‪ ،‬روسستاها‪ ،‬منساطق و‬
‫نیز طبقات اجتماعی را منعکس مسسی کسسرد‪ .‬در اواخسسر قسسرن نسسوزدهم میلدی تلش‬
‫‪68‬‬

‫های زیادی برای تغییر پوشش از سوی حکومت صورت گرفت‪ .‬مخصوصا پسسس از‬
‫انقلب مشروطه که بسیاری از مردان به خارج سفر کرده بودند پوشش اروپایی‬
‫و پوشسسیدن کسست و شسسلوار‪ ،‬پسساپیون و کسسراوات را پسسذیرا شسسدند‪ .‬در ‪ ۲۹‬بهمن ‪۱۳۰۱‬‬
‫مجلس لیحه ای را تصویب کرد که همه کارکنان خدمات شهری‪ ،‬اعضای کابینه و‬
‫نمایندگان مجلس را ملزم به پوشیدن پوشاک دوخت ایران در طول سساعات کسار‬
‫می کرد‪ .‬این دستورالعمل در اول میسزان ‪ ۱۳۰۲‬بنا بر حکم وزیر جنگ‪ ،‬سردار‬
‫سپه شامل پرسنل نظامی نیز شد‪.‬‬
‫در ‪ ۴‬مهر ‪ ۱۳۰۷‬کابینه مقرر کرد که تمام مردهای ایرانی به طور یکدست و به‬
‫سبک غربی لباس بپوشند‪ .‬تن پسسوش هسسای بیرونسسی سسسنتی ماننسسد شسسال هسا‪ ،‬قباهسسا‪،‬‬
‫سرداری ها و لباده ها‪ ،‬با کست جسایگزین شسد‪ .‬شسلوارهایی کسه بسه طسور سسنتی از‬
‫پارچه سیاه جناغی یا مشابه آن دوخته می شد با شلوار و کمربند غربی جایگزین‬
‫شدند‪ .‬تمام کارمندان دولت و دانش آموزان پسر‪ ،‬کله هسسای لبسسه دار اسسستوانه ای‬
‫معروف به کله پهلوی را به جای کله های خز مرسوم و کله های بیضوی به سر‬
‫کردند‪ .‬فقسسط روحسانیون‪ ،‬شسسامل اسسستادان مسدارس‪ ،‬طلب دینسی و زعمسای سسایر‬
‫مذاهب به رسمیت شناخته شده از این حکسسم کسسه در روز اول فروردیسسن ‪ ۱۳۰۸‬در‬
‫شهرها و یک سال بعد در دهات و مناطق روستایی اجرا شد‪ ،‬معاف بودند‪.‬‬
‫در خرداد تا تیر ‪ ۱۳۱۳‬پهلوی اول از ترکیه دیدن کرد و در آنجا عمیقا ً تحت تاثیر‬
‫برنامه های کمال آتاترک بسرای مسدرنیزه کسردن قسرار گرفست‪ .‬او مصسمم شسد کسه‬
‫ایرانی ها هم چون اروپسایی هسا لبساس بپوشسند‪ .‬او در ترکیسه دسستوری خطساب بسه‬
‫نخست وزیر وقت صادر کرد که مقرر می داشت از آن پس تمام کارگران ایرانی‬
‫کله های لبه دار به سبک اروپایی بر سر بگذارند و توجیه او این بود کسسه لبسسه پهسسن‬
‫کله‪ ،‬کارگرانی را که در هوای آزاد کار می کردند و از آفتاب سوختگی حفظ مسسی‬
‫کند‪ .‬در ‪ ۱۶‬تیر ‪ ۱۳۳۴‬حکم کابینه‪ ،‬به سر گذاشتن این کله را برای تمام مردان‬
‫‪69‬‬

‫اجباری ساخت و به این ترتیب جای کله پهلوی را گرفت‪ .‬این دستور که به شدت‬
‫اعمال می شد مقاومت های زیادی را خصوصا ً در استان ها برانگیخت‪.‬‬
‫در یک واقعه مشهور‪ ،‬گروهی از مسلمانان ره رهبری روحسانی صسسریح اللهجسسه ای‬
‫به نام شیخ تقی بهلول در مسجد گسوهر شساد مشسهد بسست نشسستند کسه در آنجسا‬
‫مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفته و تعدادی از مردم کشته شدند‪.‬‬
‫لباس زنان ایرانی‬
‫پیش از واقعسه گسوهر شساد‪ ،‬پهلسوی اول شخصسا ً بسرای تغییسر لبساس زنسان السزام و‬
‫اجباری اعلم نکرده بود‪ .‬بعضی اعضای دربار که در خارج تحصیل کسسرده بودنسسد بسسا‬
‫منسسسوخ کسسردن کامسسل حجسساب موافسسق بسسوده و بسسر حضسسور زنسسان در فعسسالیت هسسای‬
‫اجتمسساعی تاکیسسد داشسستند‪ .‬یکسسی از حامیسسان چنیسسن دیسسدگاهی‪ ،‬وزیسسر وقسست دربسسار‪،‬‬
‫عبدالحسین تیمورتاش بود که در جلسه کسسابینه در سسسال ‪ ۱۳۱۲‬واردات کله زنانه‬
‫از خارج را قانونی کرد‪.‬‬
‫سرانجام در سال ‪ ۱۳۱۴‬پهلوی اول‪ ،‬دستور به کشف حجاب داد‪ .‬وی نخستین‬
‫حکمران منطقه بود که چنیسن کساری را انجسام مسی داد‪ .‬آتساترک حجساب را ممنسوع‬
‫نکرده بود‪.‬‬
‫این عمل نیز با مقاومت و اعمال زور روبرو شد‪ .‬اکسسثریت قریسسب بسسه اتفسساق زنسسان‬
‫ایرانی به گونه ای تربیت شده بودند که حجاب را واجب تر می دانسستند و معتقسد‬
‫بودند آشکار ساختن سر و گردن گناه است‪ .‬وانگهی‪ ،‬مسسردان ایرانسسی کنسسار نهسسادن‬
‫حجاب را آشکارا نشان بی عفستی مسی دانسستند‪ .‬از طرفسی فشسار پلیسس اجتنساب‬
‫ناپذیر بود‪ .‬آنها زنان را کتک می زدند‪ ،‬چادرها و روسری هایشان را کشیده و پاره‬
‫می کردند و حتی خانه هایشان را به زور می گشتند‪ .‬هر چند رفته رفته مقسساومت‬
‫‪70‬‬

‫مردم بر زور حکومت فایق آمد‪ ،‬اما سه تا چهار سسال آخسر سسلطنت پهلسوی اول‪،‬‬
‫زن ها با لباس های بلند ساده‪ ،‬جوراب های کلفت و کله های حصسسیری لبسسه پهسسن‪،‬‬
‫در اجتماع ظاهر می شدند‪ .‬در برخی روستاها و شهرهای کوچک‪ ،‬زنان دیگر خانه‬
‫هایشان را ترک نکردند‪ ،‬تا آنکه رضا خان در شهریور ‪ ۱۳۲۰‬مجبور به کناره گیری‬
‫شد‪ .‬در دوران پهلوی دوم نیز بی حجابی و تقلید از مدهای غربی میان گروهسسی از‬
‫مردم ایران رواج داشت‪ .‬تا آنکه در سال ‪ ۱۳۵۷‬و با پیروزی انقلب اسلمی‪ ،‬بی‬
‫حجابی برای زنان ممنوع و پوشیدن لباس هسای سساده تسر از آنچسه مسد غسرب بسود‬
‫برای مردان به عنوان ارزش شناخته شد‪.‬‬
‫امسسروزه پسسس از گذشسست حسسدود ربسسع قسسرن از انقلب اسسسلمی در ایسسران و رواج‬
‫تکنولسسوژی ارتباطسسات و راه یسسافتن امسسواج مساهواره ای بسسه منسازل برخسی ایرانیسسان‬
‫)آمارهای رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلمی نشان دهنده استفاده هر چند‬
‫غیر مجاز برخی خانواده ها از دستگاه های گیرنده امسواج مساهواره ای اسست( بسه‬
‫نظر مسی رسسد‪ ،‬دوبساره آهنسگ پیسروی از مسدهای غربسی مخصوصسا ً میسان جوانسان‬
‫پایتخت روندی صعودی یافته است‪ .‬به طوری که مسسسئولن بسسه فکسسر طسسرح لبسساس‬
‫ملی افتادند اما اینکه نتیجه این طرح چسسه خواهسسد شسسد و چگسسونه از بسسوته آزمسسایش‬
‫بیرون می آید مسئله ای است که نیاز به گذشت زمان دارد‪.‬‬

‫مد و مد گرایی و تاثیرات آن در تغییرات فرهنگی جوامع‬
‫مد پدیده ای است خاصه جامعه انسانی که با مفهوم مدرنیسنیم ارتباط تگسساتنگی‬
‫دارد‪ .‬به عبارتی مد با مسدرن شسدن جوامسع پدیسد آمسده اسست چسرا کسه در اعصسار‬
‫گذشته پدیده ای به نام مد و مدگرایی در بین مسسردم جایگسساه محسسسوس امروزیسسن‬
‫خود را نداشته است هر چند با نگاهی به تاریخ شاید بتوان این پدیسسده را در میسسان‬
‫‪71‬‬

‫تمدنهای بزرگ دنیا مشاهده نمود‪ .‬همچنان که در مورد زنان سومری گفته شسسده‪،‬‬
‫استفاده از بسیاری زینست آلت و پوشسش هسای تجملسی در میسان زنسان قشسرهای‬
‫مرفه رونق به سزایی داشته است‪.‬‬
‫ویل دورانت در مورد زنسان مصسری معتقسد اسست››اگسر زنسان قسدیم مصسر اکنسون‬
‫دوباره به دنیا می آمدنسد‪ ،‬از لحساظ رنسگ کسردن‪ ،‬روغسن زدن بسه سسر و صسورت و‬
‫آراسته شدن با جواهر‪ ،‬نیاز به آن نداشتند که چیزی از زنان معاصر بیاموزند‹‹‬
‫دکتر عبسدالعظیم رضسایی مسی گویسد بیشستر وقتهسا دیسده مسی شسود کسه زن سساده‬
‫ابتدایی از لباس همان چیزی را مسی خواسست کسه زنسان پیشسرفته بعسد از آن مسی‬
‫خواستند‪ .‬به این معنی که مقصسد وی آن نیسست کسه برهنگسی او را بپوشساند بلکسه‬
‫چنان می خواهد که لباس لطف اندام او را در نظر دیگران آشکار تر نماید‪.‬‬
‫اگسر از دیسدگاه موشسکافانه قسوم شسناختی و مسردم شناسسانه نیسز نگساهی بسه نسوع‬
‫پوشش و آدات زندگی مردمان اعصار پیشین بیاندازیم به آسانی به ایسسن واقعیسست‬
‫خواهیم رسید که شاید مد و مدگرایی ریشه هایش در گذشته تاریخ بشر باشد‪ ،‬به‬
‫عنوان مثال نوع پوشش قوم آریا و یا نوع پوشش رومیها و یونانیها و یا مصری ها‬
‫در میان همان اقوام همگون اما در مقایسه با اقوام دیگر متفسساوت بسسوده اسسست و‬
‫شاید مردمان آن زمان نیز کارکرد متمایز کننده مسد و مسدل هسا را بسه نسوعی مسی‬
‫دانستند‪.‬‬
‫اما بعد از عصر رنسانس در اروپا و بوجود آمدن انقلب صنعتی با تحول در نوع و‬
‫شیوه زندگی مردمان به مرور این پدیده در زندگی انسانهای شهری پدیسسدار و بسسه‬
‫آهسسستگی خسسود را بسسه عنسسوان نسسوعی خسسرده فرهنسسگ در تفکسسر و زنسسدگی متمسسدنین‬
‫شهرنشین رسوخ داده است‪ .‬این پدیده نو ظهور که هنوز در حال تطور و تکامسسل‬
‫می باشد تا جایی پیشرفت کرده که در برخی جوامع مقلد نبودن از آن بسسه منزلسسه‬
‫‪72‬‬

‫عقب ماندن از زنسدگی محسسوب مسی شسود‪ .‬در جوامسع قبسل از انقلب صسنعتی و‬
‫کمی دورتسر نیازهسای اولیسه بشسر شسامل خسوراک‪ ،‬پوشساک و مسسکن بودنسداما در‬
‫جوامع امروزی و با پیچیده تسسر شسسدن سسساختارهای اقتصسسادی و اجتمسساعی نیازهسسای‬
‫دیگری همچون مدگرایی به آنها اضافه شسده انسد‪ .‬مسی تسوان ریشسه بوجسود آمسدن‬
‫پدیسده مسد را در آسسوده شسدن ذهسن بشسر از نیازهسای اولیسه )خسوراک‪ ،‬پوشساک و‬
‫مسکن( دانست‪ ،‬چرا که در گذشته دغسسدغه هسسای اصسسلی انسسسانها تسسامین ایسسن سسسه‬
‫اصل اساسی برای خود و خانواده هایشان بوده اسست ولسی بسا پیشسرفت و تغییسر‬
‫درساختارهای اقتصادی و متعاقبا تغییر در سبک زندگی انسسسانها ذهسسن بشسسر کمسسی‬
‫آسوده تر گردیده است‪ .‬امروزه شاهد هستیم در جوامع پیشرفته غربی )دولتهای‬
‫رفاه( افراد دغدغه زیادی بابت تهیه نیازهای اولیسه خسود ندارنسد و دولتهسا موظفنسد‬
‫ایسن نیازهسا را در حسد امکسان بسر آورده نماینسد و نیازهسای دیگسری همچسون شسغل‪،‬‬
‫جایگاه اجتماعی‪ ،‬متمایز شدن‪ ،‬مد و ‪ ...‬برای آنها مطرح گردیده است‪.‬‬
‫در همین جاست که ذهن بشر فرصت تفکر بیشتری پیدا می کند و به گفتسسه لسسوی‬
‫اشتروس دانشمند انسان شناسسسی بعسسد از مرتفسسع شسسدن نیازهسسای اولیسسه در میسسان‬
‫انسانها یک نیاز اساسی دیگر به نسام )نیساز مسورد تسوجه واقسع شسدن( مطسرح مسی‬
‫گردد‪ .‬یعنی اینکه انسانها به هر طریقی می خواهنسسد مسسورد تسسوجه دیگسسر همنوعسسان‬
‫خسود قسرار بگیرنسد و بسرای رسسیدن بسه ایسن نیساز سسعی در ایجساد تفساوت و گساهی‬
‫همرنگی با دیگران دارند‪ .‬به عبارتی مد یکسسی از روشسسهایی اسسست کسسه بسسه انسسسانها‬
‫کمک می کند تا خود را در جامعه و فعالیتهای اجتماعی وارد کرده و با همگونی با‬
‫سایر انسانها به سمت یک زندگی اجتماعی حرکت کنند‪ ،‬ضمن اینکسسه در اوج ایسسن‬
‫همگونی دوست دارند از آنها متمایز هم باشند‪.‬‬
‫تنوع طلبی و تغییر جسسزو اساسسی زنسدگی و فرهنسسگ انسسانی اسست چسرا کسه اگسر‬
‫انسانها تغییر نمی کردند مسسا نمسسی توانسسستیم از عصسسر حجسسر و سسسنگ چخمساق هسسم‬
‫‪73‬‬

‫فراتر رویم و به جایگاه فعلی برسیم‪ .‬پس می توان مد و مدگرایی را در راسسستای‬
‫یکی از نیازهای انسانها که همان مورد توجه واقع شدن است قرار دهیم‪ .‬به گفته‬
‫گئورگ زیمل جامعه شناس آلمسانی مسد و مسد سسازی فراینسدی اسست کسه بسر اثسر‬
‫کشمکش میان طبقات متضاد بر سر دستیابی به منابع بیشتر با تکیسسه بسسر فراگسسرد‬
‫تماییز حاصل می شود‪.‬‬
‫دکتر فرامرز رفیع پور معتقد است مد سسازی ریشسه در نسابرابری هسای اجتمساعی‬
‫دارد و از آنجا که منابع اقتصادی و منزلتی محسدود و پایسان یسافتنی هسستند‪ ،‬افسسراد‬
‫همواره به دنبال به حداکثر رساندن سود واتخاذ رفتاری مناسب بسرای جسذب ایسن‬
‫منابع می باشند‪.‬‬
‫پس می توان مد و پیروی کردن از آن را یکسسی از راههسسای رسسسیدن بسسه ابسن منسسابع‬
‫دانست‪ .‬چرا که مدها همیشه برای ذائقه و سلیقه طبقات بسسالی جسسامعه طراحسسی‬
‫می گردد و اولیسن کسسانی کسه از مسد هسا بسرای متمسایز شسدن اسستفاده مسی کننسد‬
‫طبقات مرفه می باشند‪ .‬حال طبقات پایین تر جامعه که اکثرا نیم نگاهی بسسه نسسوع‬
‫و شیوه زندگی آنها دارند در جهت همرنگی با آنها حرکت کرده و با پیسسروی کسسردن‬
‫از نوع زندگی آنها سعی در از بین بردن این فاصله ها دارند و در این مرحله یعنی‬
‫وقتی آن مد و شیوه خاص همه گیر شسد جسذابیت خسود را از دسست داده و ارزش‬
‫آن به سرعت در نزد طبقه مرفه تنزل پیدا کرده و طراحان مد نیز در چنین بسازار‬
‫آشفته ای به این موضوع دامن زده و به سرعت مسدلهای جدیسدی از انسواع لسوازم‬
‫مصرفی را طراحی و وارد بازار کرده و این چرخه همچنان ادامه پیسدا مسی کنسد و‬
‫بیشترین منفعت و سود عاید طراحان و عرضه کنندگان مدها می گردد و تا وقتی‬
‫این چرخه ادامه دارد صحنه گردانان این عرصه از بازار و درآمد خوبی برخسسوردار‬
‫خواهند بود چرا که همیشه چیزهایی برای عرضه کردن خواهند داشت‪.‬‬

‫‪74‬‬

‫مارکوزه یکی از متفکرین مکتب انتقادی به ایسن نکتسه اشساره مسی کنسد کسه نظسام‬
‫سرمایه داری با استفاده از شیوه های نادرست به دنبال ایجسساد کسسردن همبسسستگی‬
‫اجتماعی و پیوند میسان افسراد اسست‪ .‬از ایسن حیسث نظسام بسرای اینکسه بقسا و دوام‬
‫کارکردی خویش را تضمین نماید به توده سازی و همانند نمودن افراد بسر اسساس‬
‫خلق نیازهای کاذب و طفره رفتن از ارضای نیازهای راستین و حقیقی آنان دست‬
‫میزند‪ .‬نیازهسای حقیقسی نیازهسایی هسستند کسه ارضسای آنهسا بسه رشسد و شسکوفایی‬
‫استعدادهای فردی منجر شده و موجب تقویت استعدادهای انسسسانی درخسسور مسسی‬
‫گردد‪ .‬اما در چرخه مدگرایی انسانهایی که کمتر به چرایی علت اعمال خسسود مسسی‬
‫اندیشند‪ ،‬بلکه چگونگی انجام عمل برای دستیابی بسه هسدف در نسزد آنسان اولسویت‬
‫دارد‪ ،‬استفاده از مدلهای لبساس‪ ،‬اجنساس لسوکس و حستی افکسار خسارج از عسرف و‬
‫ارزشهای جامعه از جمله مواردی هستند که در این میان به نحو فزاینده ای بسسروز‬
‫می کنند‪.‬‬
‫اما نکته مهمی که در این چرخه قابل توجه است لطمه های وارد شده بر فرهنگ‬
‫می باشد‪ .‬در این چرخه همسسانگونه کسسه طبقسسات پسسایین تسسر جسسامعه از نسسوع و شسسیوه‬
‫زندگی طبقات بالتر جامعه پیروی می کنند در بعدی وسیع تر کشورهای در حسسال‬
‫توسعه نیز از کشورهای پیشرفته تر پیروی می کنند و همین جا است که لطمسسات‬
‫جبران ناپذیری بر فرهنگ ملتها وارد خواهد آمد‪ .‬پیروی از این مسدها جوامسع را بسه‬
‫سوی مصرف گرایی سوق میدهد و زندگی مصرفی هم فرهنگ خاص خسسود را بسسه‬
‫دنبال خواهد داشست کسه ریشسه در فرهنسگ همسان کشسورهای مبسدا دارد و بتدریسج‬
‫باعث ایجاد تغییرات اساسی فرهنگی در سبک و شیوه زندگی کشسسورهای مقصسسد‬
‫می گردد‪ .‬به عبارتی این چرخه باعث از بین رفتن اعتماد بنفسسس‪ ،‬قسسدرت تصسسمیم‬
‫گیری و خلق نوآوری در کشورهایی که از مد گرایی پیسروی مسی کننسد مسی گسردد‪،‬‬

‫‪75‬‬

‫زیرا همیشه چشم به این دارند که کشورهای صساحب مسد چسه مسدهای جدیسدی از‬
‫انواع کالها عرضه خواهند نمود تا آنها تهیه نمایند‪.‬‬
‫مثل معروف ایرانی که می گوید مرغ همسایه غاز است در اینجا مصداق پیدا می‬
‫کند‪.‬‬
‫پیروی کردن صرف از مد گرایی با از بیسسن رفتسسن تولیسسدات داخلسسی و بسسومی و بسسی‬
‫علقگی برای خرید و اسستقبال از آنهسا همسراه خواهسد بسود‪ .‬همسانگونه کسه در دهسه‬
‫گذشته و با ترویج واشاعه بیشستر مسد و مسدگرایی در کشسور شساهد از بیسن رفتسن‬
‫بسیاری از تولیدات داخلی به دلیل عدم استقبال و به تبع آن بسسروز پدیسسده دیگسسری‬
‫به نام بیکاری بوده ایم‪.‬‬
‫مارکوزه جامعه شناس آلمانی معتقسد اسست کسه در گذشسته زمینسه هسای بیشستری‬
‫برای خلق انسانهای قوی و اسسستوار فراهسسم بسسود‪ :‬افسسرادی کسه بسسرای خسسود تصسسمیم‬
‫گرفته و سبک زندگی مورد علقه خود را انتخاب مسی کردنسد‪ .‬آنهسا درون دارتسر از‬
‫انسانهای ضعیف امروزیسن بسوده انسد‪ ،‬در مقابسل انسسانهای امسروزی از تسوان لزم‬
‫برای مقابله با جبرهای اجتماعی و تحرکات بیرونی برخسوردار نیسستند و بسسته بسه‬
‫میزان اثرگزاری و شدت عوامل اجتماعی‪ ،‬سبک هسسا و شسسیوه هسسای زنسسدگی بعضسسا‬
‫ضد و نقیضی را پیش می گیرند‪.‬‬
‫او می گوید امروزه فرهنگ توده ای‪ ،‬عوام گونه‪ ،‬مصرف گرا‪ ،‬غیر خلق و منفعل‬
‫در جامعه رشد می یابد و بدین ترتیب فرد مبدل به ابزاری برای برآوردن اهسسداف‬
‫نظامهای مدگرا می گردد‪.‬‬
‫نمونه این نیازهای کاذب را میتوان در مصرف و بهره گیری از اجنسساس و کالهسسای‬
‫لوکس خانگی مشاهده نمود‪.‬‬
‫‪76‬‬

‫افراد با داشتن وسایل لزم جهت رفع نیازهای ضروری به تلش بیشتری برای بسسه‬
‫دست آوردن کالهای لوکس مشابه مبادرت می ورزند و پس از بسسه دسسست آوردن‬
‫آن کالها به سرعت به فکر داشتن نوع بهتر آن بر مسی آینسد در حسالی کسه تفساوت‬
‫این اجناس ممکن است بسیار ناچیز و به لحاظ کارکردی هم بسیار نزدیک باشند‪.‬‬
‫همین موضوع باعث به وجود آمدن نسوعی چشسم و هسم چشسمی در جسامعه شسده‬
‫است و پیامد آن عدم آرامش روحی برای افراد است چسسرا کسسه خسسود نمسسی تواننسسد‬
‫برای زندگی خود تصمیم بگیرند و این جامعه مصرفی و مسد گسرا اسست کسه بسرای‬
‫آنها تصمیم گیری می کند که حال چسه بخرنسد و چسه کساری انجسام بدهنسد و آنهسا را‬
‫تبدیل به انسانهای منفعل ساخته که درون این کشستی طوفسان زده گرفتسسار شسسده‬
‫اند و ناآگاهانه راهی جز پیروی کردن از تصسمیمات صسحنه گردانسان مسدگرایی کسه‬
‫همان شرکت های بزرگ چند ملیتی مسی باشسند ندارنسد‪ ،‬آنهسا بسا تبلیغسات وسسیع و‬
‫فراگیر و ایجاد القائات درونی باعث منفعل شدن افراد جامعه و سود روز افزون‬
‫خود شده اند‪ .‬به گفته مارکوزه اینکه نتوانیم برای خسود تصسمیم بگیریسم و زنسدگی‬
‫خود را با انتخاب خود تعیین کنیم موجب از بین رفتسن آرامسش روانسی و احسساس‬
‫سرخوردگی است؛ لذا نظام مد گرایی سعی دارد با ایجاد محصسسولتی مشسسابه در‬
‫عرصه های گوناگون یک زمینه مشابه و واحد را پایه ریسزی نماینسد بسه طسوری کسه‬
‫شالوده و بنیان اشیا از یک جوهر بوده اما در ظاهر تفاوتهای مشخصی میان آنهسسا‬
‫وجود داشته باشد‪ ،‬به عنوان مثال این افراد هستند که با انتخاب از بیسن لباسسهای‬
‫مختلف حس آزادی و توانایی انتخاب را یافته و بدین طریسسق آرامسسش دروغینسسی را‬
‫در خود باز می یابند در حالی که در تمام ایسسن اوقسسات افسسراد از میسسان گزینسسه هسسای‬
‫مشابه انتخاب می کنند و در واقع به لحاظ محتوایی انتخابی در کسسار نیسسست بلکسسه‬
‫تفاوتها تنها در صورتهاست‪ ،‬بسسدین ترتیسسب نظسسام سسسرمایه داری تسساثیر شسسگرفی در‬

‫‪77‬‬

‫بازار تولید مد و سبک های زنسدگی جدیسد بسرای امنیست بخشسی کساذب و مصسرفی‬
‫کردن جامعه دارد‪.‬‬
‫مثال بسیار بارزی که مسی تسوانیم راجسع بسه از بیسن رفتسن گسونه هسای فرهنگسی در‬
‫کشورهای هدف مدگرایی بیان کنیم از بین رفتن موسیقی سنی آن کشورها مسسی‬
‫باشد‪.‬‬
‫اشساره کردیسم کسه در چرخسه مسد گرایسی کشسورهای توسسعه نیسافته از کشسورهای‬
‫توسعه یافته و پیشرفته تقلید می کنند و این تقلید تا جایی ادامسسه دارد کسسه مسسولفه‬
‫های اساسی فرهنگ کشور هدف را مورد لطمه قرار می دهد‪ .‬در بحث تسساثیر مسسد‬
‫گرایی در فرهنگ می توانیم به موسیقی اشاره کنیم‪ .‬امسسروزه شسساهد هسسستیم کسسه‬
‫پیروی کردن جوانان کشورهای توسعه نیافته و یا به عبارتی شرقی از سبک هسسای‬
‫موسیقی غربی بسیار شسسایع شسسده‪ ،‬سسسبک هسسایی چسسون ‪ RAP, METAL‬و ‪ PAP‬و‬
‫‪ BLU‬و ‪ PUNK‬و ‪ ...‬که روز به روز بیشتر خود را درونی کرده و مورد استفاده‬
‫جوانان قرار می گیرند‪ .‬پیروی کردن از این سبکها باعث پیروی و استفاده کسسردن‬
‫از سازهای غربی در بین جوانان شده اسست و ایسن در حسالی اسست کسه سسبکها و‬
‫سازهایی که در فرهنگ اصیل کشورهای مسسورد هسسدف موجسسود مسسی باشسسند از بعسسد‬
‫تاریخی دارای سابقه بسیار طولنی تر بوده اند مورد بی توجهی و عسدم اسستقبال‬
‫قرار گرفته و به نوعی موسیقی اصیل آن کشورها در ورطه فراموشی و انسسزوال‬
‫قرار گرفته است‪.‬‬
‫با نگاهی ژرفاتر دریافت خواهیم کرد کسه پیسروی کسردن از دیگسر مسدها ی فرهنسگ‬
‫مسسدگرایی ماننسسد )نسسوع لبساس پوشسیدن‪ ،‬طسسرز غسذا خسوردن‪ ،‬نسسوع تفکسسر و اندیشسسه‬
‫و‪(...‬چقدر در فرهنگ خودی تاثیر گذاشسته اسست‪ ،‬تسا جسایی کسه تساثیر ایسن تقلیسدها‬

‫‪78‬‬

‫باعث ایجاد نوعی بی هویتی و از خسود بیگسانگی جوانسان بسا فرهنسگ اصسیل خسودی‬
‫گردیده است‪.‬‬
‫از دیدگاه بوردیو جامعه شناس معاصر‪ ،‬جامعه به منزله فضای اجتماعی بازنمایی‬
‫می شود )‪ (SOCIAL SPACE‬وی فضای اجتماعی را جایگاه رقابتی شدید و بی‬
‫پایان می داند کسه در جریسان ایسن رقابتهسا تفاوتهسایی ظهسور مسی کنسد کسه مساده و‬
‫چهارچوب لزم برای هستی اجتماعی را فراهم می آورند‪.‬‬
‫بوردیو فضای اجتماعی را بسه میسسدانهایی تشسبیه مسی کنسد ماننسسد میسسدان سیاسسسی‪،‬‬
‫میدان علمی و معتقد است میدان فضای روابط میان کنشگران است‪ .‬میدانها به‬
‫واسطه اعمالی که در آنها پی گرفته می شود شناسسایی شسده و از بقیسه میسدانها‬
‫متمایز می شوند‪ .‬او میدان را اصول به عنوان پهنه نبرد در نظر می گیرد و معتقد‬
‫است که میدان‪ ،‬میدان کشمکشها است‪.‬‬
‫او می گوید میدان قدرتی است که تصمیمات مشخص خود را بر کسانی که وارد‬
‫آن می شوند تحمیل می کند و در مرحله دوم میدان صحنه کشاکشسسی اسسست کسسه‬
‫کنشگران و نهادها از طریق آن در پسی حفسظ یسا بسر انسدازی نظسام موجسود توزیسع‬
‫سرمایه هستند‬
‫بوردیو فضای اجتماعی را با چند محور ترسیم می کند ‪:‬‬
‫سرمایه اقتصادی‬
‫سرمایه فرهنگی‬
‫سرمایه اجتماعی‬
‫سرمایه نمادین‬
‫‪79‬‬

‫بوردیو سرمایه را به میدان ربط میدهد و معتقد است آنچسسه بسسه میسسدان معنسسا مسسی‬
‫دهد‪ ،‬سرمایه است‪ .‬از نظر بوردیو سرمایه هسسر گسسونه خواسسستگاه و سرچشسسمه در‬
‫عرصه اجتماعی است که در توانایی فرد برای بهره مندی از منافع خاصی کسسه در‬
‫این صحنه حاصل می گردد موثر می شود‪.‬‬
‫سرمایه ها اساسا به چها ر صورت دیده می شسسوند ‪ :‬اقتصسسادی )دارایسسی‪ ،‬مسسالی و‬
‫مادی( فرهنگی )کال‪ ،‬مهارت و عناوین نمادین کمیاب( و اجتماعی )منابعی که بسسه‬
‫صرف عضویت در گروه به فرد تعلق می گیرد( و سسسرمایه هسسایی هسسم وجسسود دارد‬
‫که افراد متوجه تاثیرات آن آنگونه که هست نیستند و آن را درک نمی کنند و ایسسن‬
‫نوع سرمایه که به نام سرمایه نمادین مشخص می شود‪ ،‬چهارمین نسسوع سسسرمایه‬
‫است‪ .‬پرستیژ‪ ،‬غرور و افتخار نماینده سرمایه نمادین هستند‪.‬‬
‫اما با برسی و تامق در نظریه بوردیسو مسی تسوانیم اینگسونه تصسور کنیسم کسه مسد و‬
‫مسسدگرایی مسسی توانسسد بسسه عنسسوان یسسک نسسوع سسسرمایه نمسسادین در عرصسسه فعالیتهسسای‬
‫اجتماعی مطرح باشد‪ .‬به عبارتی از دیدگاه بوردیو پرسستیز‪ ،‬غسرور و افتخسار جسزو‬
‫گونه های سرمایه نمادین قرار دارند که از منظری می توانند با مد گرایی ارتباط‬
‫تنگاتنگی داشته باشند و به صورت متقابل بسر یکسدیگر تساثیر بگذارنسد‪ .‬چسرا کسه در‬
‫نوع تفکر امروزی مسد و مسدلهای روز مسی تواننسد بساعث پرسستیژ‪ ،‬غسرور و افتخسار‬
‫اشخاص شسود و بسه دنبسال آن در متمسایز کسردن جایگساه اجتمساعی آنهسا نقسش بسه‬
‫سزایی داشته باشسد‪ ،‬امسا بوردیسو مفهسسومی دیگسر را نیسسز در عرصسسه اجتمسساعی بسه‬
‫چالش می کشد که می تواند ارتباط ویژه ای با مد و مدگرایی داشته باشسسد و آن‬
‫سلیقه است‪.‬‬
‫بوردیو معتقد است که سلیقه یسک عملکسرد اسست کسه یکسی از کارکردهسایش ایسن‬
‫است که به افراد ادراکی از جایگاهشان در نظام اجتماعی مسی دهسد‪ .‬بسه عبسارتی‬
‫‪80‬‬

‫سلیقه آنهایی را که ترجیه های همسسانی دارنسد بسه هسم نزدیسک مسی سسازد و ایسن‬
‫افراد را از افراد دیگری که سلیقه های متفاوت با آنهسا دارنسد متمسایز مسی سسازد‪،‬‬
‫بدین سان انسانها از طریق کاربردهسسا و دللتهسسای عملسسی سسسلیقه چیزهسسا را طبقسسه‬
‫بندی می کنند و دراین فراگرد خودشان را نیز طبقه بندی می کنند‪.‬‬
‫بوردیو معتقد است که سلیقه امری اجتماعی است و معتقد است کسه سسلیقه بسه‬
‫حیثیت اجتماعی و جایگاه افراد در جامعه بستگی دارد ‪.‬‬
‫او معتقسسد اسسست کسسه جسسدایی از برخسسی حسسس پسسذیریهای درونسی منحصسسر بفسسردی و‬
‫شخصی‪ ،‬سلیقه یک توانایی اجتماعی است که از تربیت و پرورش طبقاتی ناشی‬
‫می شود‪ .‬او معتقد است که سلیقه نشان دهنده پیوند میسان بعضسی محصسولت و‬
‫مصرف کنندگان آنها در یک فضای اجتماعی طبقه بندی شده را نشان می دهد‪.‬‬
‫پس به عبارتی با بررسی نظریه بوردیو در مورد سلیقه که آن را امری اجتمسساعی‬
‫و مربوط به طبقه بندی اجتماعی می داند می توان به نگاه طراهان مد به ذائقسسه‬
‫طبقات بالی جامعه معتقد تر شد چرا که از منظر دیگر طبقات جسسامعه‪ ،‬ذائقسسه و‬
‫یا سلیقه افراد طبقات بال از مطلوبیت بیشتری برخوردار است و به همین جهسست‬
‫نگاه طراهان مسسد و مسسد گرایسی بیشسستر بسسه سسلیقه طبقسات مرفسسه و بسالی جسامعه‬
‫معطوف خواهد بود‪.‬‬
‫اما بوردیو نظریه ای را در مورد پدیده مصرف مطرح مسی کنسد و در کتساب تمسایز‬
‫می گوید )اقتصاد جدید طالب دنیسای اجتمساعی اسست کسه در آن مسردم بسه همسان‬
‫اندازه که بر اساس ظرفیتشان در تولید ارزیابی می شوند‪ ،‬بر حسب ظرفیتشان‬
‫در مصرف نیز ارزیابی خواهند شد(‬

‫‪81‬‬

‫اگر مفهوم مد گرایی را با مصرف گرایی مترادف فرض کنیم به نظریه بوردیو در‬
‫باره مصرف گرایی بیشتر نزدیک خواهیم شد چرا که بوردیو می خواست مفهسسوم‬
‫منزلت اجتماعی و استفاده ای که گروههای منزلتی از الگوهای خاص مصرف بسسه‬
‫مثابه راهی برای مجزا کسردن روش زنسدگی یکسی از دیگسری کننسد را بسا ایسن ایسده‬
‫ترکیب کند که مصرف متضمن نشانه ها‪ ،‬نمادها‪ ،‬ایسده هسا و ارزشهاسست‪ .‬بوردیسو‬
‫معتقد است که مصرف را نباید به عنسوان ارضسائ یسک دسسته از نیازهسای از نظسر‬
‫زیستی ریشه دار تحلیل کرد‪.‬‬
‫او در نظسر داشست تسا تحلیسل کنسد کسه چگسونه گروههسای خساص بسه ویسژه طبقسات‬
‫اجتماعی و اقتصادی از میان سایر چیزها‪ ،‬انواع کالهای مصسرفی‪ ،‬روشسهای ارائه‬
‫خوراک و غذا خوردن‪ ،‬مبلمان و تزیین داخلی منزل را به کار مسی گیرنسد تسا روش‬
‫زندگی مجزای خود را مشخص کنند و خود را از دیگران متمایز سازند‪.‬‬
‫از نظر بوردیسو مبسارزه بسرای شناسسایی اجتمساعی‪ ،‬بعسدی اساسسی از کسل حیساط‬
‫اجتماعی است‪ .‬بوردیو معتقد است که کالها اشیایی هستند که چیزهایی را بیسسان‬
‫می کنند و طبقسات مختلسف کالهسای مختلسف را مسی خرنسد تسا جایگساه خسود را در‬
‫ساخت اجتماعی نشان دهند به عبسارتی طبقسات در رقابتنسد و کالهسا اسسلحه ایسن‬
‫رقابت است؛ لذا تنشی دائمی بیسسن اسسستفاده از کالهسسای خسساص و عمسسومی شسسدن‬
‫استفاده از آنها که موقعیت تمایز یافته آنان را به خطر می اندازد وجود دارد؛ لسسذا‬
‫کالها درگیر بی پایان تعریف و باز تعریف موقیت اجتماعی اند‪.‬‬
‫اما در آخر میتوان اینگسونه متصسور شسد کسه مسد و مسد گرایسی بسه عنسوان حقیقستی‬
‫اجتنساب ناپسذیر و جسزئی لینفسک از جسامعه مصسرفی و ماشسینی مسی باشسد و تنهسا‬
‫جوامعی از این پدیده نو ظهور آسیب جدی خواهند دید که جوامعی تقلید کننسسده و‬
‫یا به عبارتی جوامع هسدف خواهنسد بسود‪ .‬چسرا کسه مسدها و تولیسدات جسامعه مسدگرا‬
‫‪82‬‬

‫جزئی از فرهنگ همان جوامع بسه حسساب مسی آینسد و در واقسع آنهسا در حسال طسی‬
‫کردن مسیر فرهنگی خود می باشند‪ ،‬امسا مصسرف ایسن مسدلها و مسدها در جوامسع‬
‫تقلید کننده در بعضسسی مواقسسع ضسسد ارزش و بسساعث تخریسسب هویسستی و فرهنگسسی آن‬
‫جوامع در همه ابعاد خواهد شد‪.‬‬
‫لذا جوامع تقلید کننده از مصرف گرایی و یا به عبارتی مد گرایی باید با شناسایی‬
‫دقیق و صحیح ارزشهای فرهنگسسی و اجتمسساعی جسسامعه خسسود و شناسسسایی کالهسسا و‬
‫مدلهایی که بساعث آسسیب جسدی و تخریسب فرهنگسی خواهسد شسد از ایجساد فضسای‬
‫تخریبی هویتی و فرهنگی خود جلوگیری نمایند‪ .‬چرا که تقلیسسد بسسی چسسون و چسسرا از‬
‫مسدگرایی در دراز مسدت بساعث از بیسن رفتسن بسسیاری از جنبسه هسای فرهنگسی آن‬
‫جوامع خواهد بود و یکی از راههای دیگر جلسوگیری از تساثیر فرهنسگ مسدگرایی بسر‬
‫فرهنگ خودی‪ ،‬تقویت ارزشها و تولیسدات ارزشسمند مقبسول داخلسی اسست کسه بسه‬
‫عنوان شناسنامه تاریخی و فرهنگی باعث قوام و دوام یسک قسوم یسا ملست خواهسد‬
‫شد که نهاد های آموزشی و رسانه ای می توانند در تقویت ایسسن بنیانهسسا نقسسش بسسه‬
‫سزایی داشته باشند‪ .‬جامعه ای که هویت فرهنگی و ریشه های خود را فرامسسوش‬
‫کند و برای آنها ارزش قائل نباشد به راحتی متاثر از جامعه مصرف گرایسسی و مسسد‬
‫گرایی قرار خواهد گرفت و متعسساقب آن دچسسار یسسک نسسوع بسی ارزشسسی و دگرگسسونی‬
‫فرهنگی عظیم خواهد گردید که می تواند در تعیین سرنوشسست فرهنگسسی نسسسلهای‬
‫بعدی آن جامعه اثر نامطلوبی بجا گذاشسسته و بسساعث احسسساس دوری و نسسا آشسسنایی‬
‫جوانان نسلهای بعدی آن جامعه با ریشه های فرهنگی خود گردد و متعاقبا بسساعث‬
‫منفعل شدن جوانان و از کار افتادن قوه ابتکار و نو آوری و بروز مشکلت عدیده‬
‫خواهد گردید‪.‬‬

‫‪83‬‬

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful