‫زيارت وزيارتنامه‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫فصل پنجم كتاب‪ :‬راه نات از شرّ غلة‬

‫تأليف‬
‫حيدر علي قلمداران‬

‫‪‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪‬‬

‫‪3‬‬

‫‪‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫باسمه تعالي‬
‫انتشار كتاب ((امراي هسببتي)) تأليببف آيببة الله العظمببي سببيد أببو‬
‫الفضببل نبوي‪ ،‬موجببب شدكببه اسببتاد مجاهببد حيدر علي قلمداران (ره)‬
‫سكوت را جايز ندانسته و در نقد مطالب آن كتاب‪ ،‬كتابي به نام ((راه‬
‫نجات از شّر غلة)) در پنببج فصببل مبسببوط بببه رشتببة تحريببر آوَرد‪.‬‬
‫فصبول پنجگانبة كتاب عبارت بودنبد از‪1 :‬بب ((بحصث در اختصصاص علم‬
‫غ يب به خدا))؛ ‪2‬بب ((ب حث در ول يت و حقي قت آن))؛ ‪3‬بب ((ب حث‬
‫در شفاعصصت و حقيقصصت آن))؛ ‪4‬ببب ((بحصصث در بارة غلة))؛ ‪5‬ببب‬
‫((بحث در بارة زيارت))‪.‬‬
‫ما چنانكبه انتظار مبي رفبت‪ ،‬امكان نشبر كتاب را نيافبت‪ ،‬ناگزيبر‬
‫ا ّب‬
‫فصبل نخسبت تأليبف خويبش را ببه چنبد بخبش تقسبيم و مخفيانبه هبر‬
‫قسبببمت را در چاپخانبببه هاي مختلف تهران حروفچينبببي كرده و چون‬
‫امكان باز بينببي و تصببحيح مطالب چاپ شده نبود‪ ،‬كتاب بببه صببورتي‬
‫بسببيار مغلوط و آشفتببه و بببا حروفببي ناهمسببان و اسببقاط برخببي از‬
‫مطالب‪ ،‬آماده و ببه تعدادي بسبيار محدود‪ ،‬ميان برادران ايمانبي توزيبع‬
‫گرديد‪.‬‬
‫همچنيببن در نخسببتين سببال پيروزي انقلب ايران‪ ،‬فصببل سببوّم و‬
‫چهارم كتاب مذكور به صورتي چشم آزار و نادلپسند به طبع رسيد‪.‬‬
‫اينببك براي نخسببتين بار‪ ،‬فصببل ((زيارت)) كتاب ((راه نجات از‬
‫شّر غلة)) بببه صببورتي مقبول‪ ،‬در معرض قضاوت اهببل تحقيببق قرار‬
‫مي گيرد‪.‬‬
‫اميد است توفيق يابيم ديگر فصول اين كتاب را به همين صورت‬
‫به برادران ايماني عرضه بداريم؛ إن الله ولي التوفيق‪.‬‬

‫‪‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪‬‬

‫‪4‬‬

‫‪‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫مقدمه‬
‫در کتاب "راه نجات از شصر غلة" پنبج بحبث ببه ميان آورده ايبم‬
‫کبه يبک بحبث آن موضوع زيارت اسبت‪ ,‬زيرا غاليان ايبن زمان در ادعاي‬
‫خود ببه وليبت تکوينبی و تصبرف چهارده معصبوم ببه ملکوت زميبن و‬
‫آسمان به پاره ای از فقرات زيارتنامه ها تمسک جسته اند چون فقرة‪:‬‬
‫"السصلم عليصک يصا عيصن الله الناظره و يده الباسصطه" و امثال‬
‫آن؛ از ايبن رو ناگزيريبم کبه در اصبل مسبألة "زيارت" و مشروعيبت آن‬
‫به طريق علمی تحقيق بپردازيم‪:‬‬
‫مسلم است که زيارت بدين کيفيت در دين مقدس اسلم حقيقتي‬
‫ندارد و قطعا ً از احکام "ما أنزل به الکتاب و أرسل به الرسول" نيست‬
‫و هيبج پيغمببري در شريعبت خود حکمبي براي زيارت نيآورده و در هيبچ‬
‫دينی از اديان الهي ّه‪ ,‬عبادتي به عنوان زيارت قبور تشريع نشده است‪،‬‬
‫ي‬
‫شاهببد ايببن مطلب کتببب موجودة آسببماني و عدم وجود قبور انبببيا ِ‬
‫بيشمار الهبي و ذراري آنان اسبت‪ .‬و کتاب مجيبد و فرقان حميبد نيبز نبه‬
‫تنها هيچ آيه و اشاره اي بدين عمل ندارد بلکه به صراحت و اگر نه به‬
‫َ‬
‫م‬
‫مت شده اسبت چنانکبه مبی فرمايبد‪« :‬أل َ‬
‫هاك ُص ُ‬
‫کنايبت از ايبن عمبل مذ ّب‬
‫َ‬
‫ن (‪ )3‬ث ُص َّ‬
‫م َ‬
‫م‬
‫و َ‬
‫مو َص‬
‫ف تَ ْ‬
‫التَّكَاثُُر (‪َ )1‬‬
‫قابَِر (‪ )2‬ك َ ّل َص‬
‫عل َ ُ‬
‫م ال َ‬
‫حت َّصى ُزْرت ُص ُ‬
‫س ْ‬
‫َ‬
‫ن» يعني "شما را تفاخر و فزونی جوئی تا آن حد‬
‫و َ‬
‫مو َ‬
‫ف تَ ْ‬
‫ك َ ّل َ‬
‫عل َ ُ‬
‫س ْ‬
‫مشغول و واله کرده است که قبرستانها را زيارت کنيد‪ ،‬نه چنين است‬
‫که به زودی خواهيد دانست‪ .‬آری به زودی خواهيد دانست"(‪.)1‬‬
‫اگبببر روزی هبببم زيارت مرقبببد اولياء براي رضای خدا بوده باری‬
‫امروز اکثراً برای اعمالی اسببت مورد نهببی شرع کببه سبببب ملمببت و‬
‫مذمبت خدای اکببر و موجبب حسبرت و ندامبت در روز محشبر اسبت‪،‬‬
‫زيرا چنانکبه گفتيبم در کتاب خدا زيارت از ابتدای بعثبت حضرت ختمبی‬
‫مرتببت بب بب مورد نفرت وکراهت شريعت بوده است‪ .‬چنانکه فقرة‬
‫متواترةب ب«إنصي نهيتكصم عصن زيارة القبور»ب ببرب باينب بمدعیب بدليلي‬
‫روشن و برهاني متقن است‪ .‬و اگر جملة بعد از آن مورد استناد مدَّع َي‬
‫قرار گيرد كه مقام رسالت پس از نهي امر بعد الحظر فرموده است‬
‫‪1‬‬

‫() تفاخر وتکاثر انسان يا به مزايا و فضايلی است که در نفس اوست چون علم و شجاعت‬
‫و فهم‪ .....‬و يا در خارج از نفس او چون مال و جاه و اقربا و منسوبين‪ ......‬افتخار به علم و‬
‫شجاعبت و کمالت نفسبانی هرگاه از روی عجبب ببه نفبس و خودسبتايی نباشبد‪ ،‬بلکبه براي‬
‫تشويق و ترغيب ديگران‪ ،‬يا از باب حديث نعمت باشد‪ ،‬مذموم نيست‪ ،‬اما افتخار به مزايای‬
‫خارج از نفبس امری ناپسبند اسبت‪ .‬زيارت قبور هرگاه از ايبن نظبر (افتخار ببه غيبر) باشبد‬
‫مورد مذمبت خالق وخلق اسبت‪ ،‬در زيارت معموله بسبا کبه در نهايبت از ايبن نظبر باشبد کبه‪:‬‬
‫علی دارم چه غم دارم!!‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪5‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ها َ‬
‫كه‪:‬ب ب"أل َ‬
‫خَرةَ (الموت) (‪ )1‬بب=ب باكنون‬
‫فُزوُرو َص‬
‫ها تُذَكُِّرك ُصم اْل ِ‬
‫فإِن َّص َ‬
‫قبرستانها را زيارت كنيد كه آن آخرت (مرگ) را به ياد شما مي آورد"‪.‬‬
‫در جواب مي گوييم‪ :‬بديهي است اينگونه زيارت قبور كه انسان را به‬
‫ياد مرگ و آخرت مي افكند در اين زيارتگاههاي پر جلل و جبروت و‬
‫آراسته به انواع زينتهاي دنيا از ضرايح سيمين و گنبدها و نيز گلدسته‬
‫هاي زرين و ايوانهاي طل و آئينه كاري و فرشهاي گرانبها و لوسترها و‬
‫شمعدانهاي زيبا‪ ،‬نه تنها خاصيت تذكر آخرت و ياد مرگ را ندارد‪ ،‬بلكه‬
‫تماشاي آنها خود محرك قوي براي جمع آوري زينتها و توجه شديد به‬
‫دنياست‪،‬ب ببهب بعلوهب بدستورب بشارعب بدرب باينب بمسألهب بمنحصرب ببهب بزيارت‬
‫قبرستانهايب بمؤمنينب بنيستب ببلكهب بزيارتب بقبورب بمؤمنينب بوكفارب بدرب بآن‬
‫مساوي است زيرا اين هر دو انسان را به ياد مرگ و آخرت مي افكند‬
‫به شرط آن كه از حد قبرستان تجاوز نكند وبه سرحد عاليترين بناي‬
‫باشكوه و عظمت نرسد‪ ،‬چنانكه رسيده است‪ ،‬و اگر متشبثين‪ ،‬مفهوم‬
‫َ‬
‫َ‬
‫هم َّ‬
‫ول َ ت َ ُ‬
‫ص ِّ‬
‫م‬
‫ل َ‬
‫د ِّ‬
‫ح ٍ‬
‫علَى أ َ‬
‫ما َص‬
‫من ْص ُ‬
‫ق ْص‬
‫ول َ ت ُص َ‬
‫ت أبَدًا َ‬
‫مخالف آية شريفة ﴿ َ‬
‫ى َ‬
‫ه‪" = ﴾ ...‬ابدا بريكي از ايشان {منافقين} كه مرده است‬
‫َ‬
‫ر ِ‬
‫عل َ َ‬
‫قب ْ ِ‬
‫نماز مگذار و بر قبرش نايست" (التوبه‪ ) 84/‬را كه رسول خدا را از‬
‫نماز بر منافق وقيام بر قبر او نهي مي فرمايد‪ ،‬دليل برمدعاي خود‬
‫گيرند كه بنا بر اين مي توان بر قبر مؤمن قيام كرد! اگر طالب حق‬
‫باشند و تشبث غريقانه نكنند‪ ،‬مي دانند كه مراد از قيام بر قبر در اين‬
‫آية شريفه عملي است كه پس از انجام نماز ميت صورت مي گيرد و‬
‫به هر كيفيتي كه باشد اصل ً ناظر به زيارت نيست زيرا بل فاصله بعد‬
‫از نماز ميت قيام به قبر كه همان پرداختن به دفن است مي باشد‪،‬‬
‫چنانكه گوئي "قام علي المر = به كار اقدام كرد"‪.‬‬
‫صرف نظر از نبودن چنين عملي در هيچ ديني و آئيني از شرايع‬
‫حقة الهيه(‪ )2‬بوعدم وجود چنين حكمي در كتاب وسنت سنية اسلميه‪،‬‬
‫تاريخ مسلمين صدر اول وسيرة نبويه نيز از وجود چنين عملي خالي‬
‫وبي خبر است‪ ،‬تا جايي كه پس از گذشت بيش از سي يا چهل سال‬
‫از رحلت رسول بزرگوار همين كه عايشه زوجة رسول خدا در زمان‬
‫حكومت معاويه به زيارت قبر برادرشب «عبد الرحمن بن أبي بكر»‬
‫‪1‬‬

‫‪2‬‬

‫() اين حديث در فريقين درجه قبول يا فته است چنا نكه در "سنن الكبري" بيهقي (ج ‪ ،4‬ص‬
‫‪ )77‬آمده اسبت‪ :‬قال رسصول الله صصلى الله عليصه وسصلم‪ :‬كنصت نهيتكصم عصن زيارة‬
‫القبور ثصصم بدا لي فزوروهصصا فإنهصصا ترق القلب وتدمصصع العيصصن وتذكصصر الخرة‬
‫فزوروا ول تقولوا هجراً‪ .‬ودر كتاب "ذكري" شهيد اول با اندك اختلفي آمده است‪.‬‬
‫() در "انجيبل" نيبز نبه تنهبا هيچگونبه توصبيه اي ببه مزار سبازي و زيارت قبور نيسبت‪ ،‬بلكبه‬
‫سباختن بناي يادبود بر مرقبد انبيبا را كار مردم رياكار دانسبته اسبت‪ ،‬از جمله در انجيبل متبي‬
‫باب ‪ 23‬آمده اسببت كببه حضرت عيسببي (ع) فرمود ‪ :‬واي بببه حال شمببا اي علماي دينببي و‬
‫فريسبي هاي رياكار‪ ،‬شمبا براي پيامببراني كبه اجدادتان آنهبا را كشتبه انبد‪ ،‬ببا دسبت خود بناي‬
‫يادبود درست مي كنيد؟!‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪6‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫رفت مورد ملمت ونهي صحابة پيغمبر و مسلمانان قرار گرفت كه‬
‫چرا مرتكب عملي شده است كه رسول خداب باز آن نهي فرموده‬
‫است(‪.)1‬‬
‫پس اين عمل‪ ،‬در صدر اول هرگز رخ نداده است وشعبي (ابو‬
‫عمرب بوعامرب ببنب بشراحيلب بالكوفيب بمتوفايب ‪ 104‬بهجري)ب بكهب بخودب باز‬
‫دانشمندان بزرگ اسلمي است وبيش از صد و پنجاه تن از صحابة‬
‫رسول خدا را ديده است‪ ،‬و از آنان حديث اخذ كرده‪ ،‬به قول «ابن‬
‫بطال» همواره مي گفت‪:‬ب لول أن رسصول الله نهصى عصن زيارة‬
‫ي = اگر نه اين بود كه رسول خداب باز‬
‫القبور لزرت قصبر النصب ّ‬
‫(‪)2‬‬
‫زيارت قبور نهي فرموده است من قبر پيغمبر را زيارت مي كردم ‪.‬‬
‫روايات ديگري نيز متضمن اين حقيقت است كه نه تنها زيارت‬
‫قبور عبادت نيست بلكه مورد نهي شريع است‪ ،‬چنانكه عبد الرزاق‬
‫صنعاني شيعي در كتاب گرانقدر خود «المصنف» چنين آورده است‪:‬‬
‫َ‬
‫عبصد الرزاق‬
‫ه‬
‫صل ّى الل ُص‬
‫عصن معمصر عصن قتادة أن رسصول الله َص‬
‫َّ‬
‫م قال‪ :‬مصن زار القبور فليصس من ّصا ب= كسي كه‬
‫َ‬
‫وآل ِص ِ‬
‫و َص‬
‫سل َ‬
‫ه َ‬
‫عل َصيه َ‬
‫قبرها را زيارت كند از ما [=مسلمانان] نيست‪.‬‬
‫يعنيب تاب گذشتب صد بسال بازب هجرت‪،‬ب زيارت بفرديب ببدينب كيفيت‬
‫وجود نداشت‪ .‬ما نمي دانيم اين بدعت در چه زماني در مسلمين شايع‬
‫و در شيعه رايج گشته است؟ و اينكه گفته اند اولين كسي كه حضرت‬
‫ابا عبد الله الحسين (ع) را در كربل زيارت كرده است "جابر بن عبد‬
‫الله انصاري" صحابي بزرگوار رسول خدا بوده است‪ ،‬با وجود كثرت‬
‫راويان كذاب وغاليان بي حد و حساب نمي توانيم چنين رواياتي را‬
‫قبول كنيم و مستند سخن قرار دهيم و به فرض صحت اين خبر به هيچ‬
‫وجه معلوم نيست كه آن جناب آن قبر شريف را به عنوان يك عمل‬
‫عبادي زيارت كرده باشد زيرا درآن زمان‪ ،‬مرقد آن امام همام (ع)‬
‫فاقد ِ بنا و ضريح و ‪ ........‬بوده و اعمالي كه امروزه زائرين در حرم و‬
‫بارگاه آن حضرت انجام مي دهند از قبيل طواف وعرض حاجات و‬
‫استشفاع و ‪ ........‬آن بزرگوار انجام نداده است‪ ،‬بلكه حد اكثر مي‬
‫توان گفت جابر بر مرقد سيد الشهداء (ع)‪ ،‬براي آن حضرت به درگاه‬
‫پروردگار حي قيوم دعا كرده است‪ ،‬به هر صورت اين واقعه را نمي‬
‫توان دليلي محكم و مدركي معتبر براي شد ّ رحال به زيارت محسوب‬
‫كرد‪.‬‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬

‫() سنن الكبري بيهقي‪ ،‬ج ‪/ 4‬ص ‪.78‬‬
‫() در پاره اي از كتب احاديث چون كتاب «المصنف» اثر عبد الرزاق صنعاني (ج ‪ ،3‬ص ‪)569‬‬
‫ي» لفظ «ابنتي» آمده است كه در هر صورت متضمن نهي‬
‫در اين حديث به جاي كلمة «النب ّ‬
‫است!‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪7‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫اينك‪ ،‬براي تأييد اين معني و اثبات اين مدعا كه "زيارت قبور" در‬
‫نظر شرع اسلم‪ ،‬امري ممدوح و مورد توجه نبوده و از حقايق شرعيه‬
‫نيست‪،‬ب ببلكهب ببهب بدللتب برواياتب بواردهب بموردب بانكارب بوبرائتب بوب ببيزاري‬
‫رسول مختار و اصحاب بزرگوار آن حضرت در صدر اسلم بوده و ل‬
‫أقل امري مأمور به نبوده است‪ ،‬اخباري و آثاري چند از كتب معتبره‬
‫در اين مختصر از نظر خوانندگان منصف و صاحب نظر مي گذرانيم‪:‬‬
‫‪1‬ب چنانكه گذشت‪ ،‬در كتاب شريف "المصنف" عبد الرزاق صنعاني‬
‫(متولد ‪126‬هب) كه از اقدم كتب اخبار اسلمي و مؤلف آن معاصر أئمه‬
‫ب عليهم السلم ب از زمان حضرت صادق (ع) تا زمان حضرت جواد (ع)‬
‫و به تصريح علماي رجال شيعي مذهب بوده‪ ،‬آمده است‪:‬‬
‫"عبد الرزاق عن معمر عن قتاده‪ :‬ان رسول الله قال‪ :‬من زار‬
‫القبور فل يس من ّصا = رسول خداب بفرمود‪" :‬هركه قبرها را زيارت‬
‫كند از ما نيست!"‪.‬‬
‫‪2‬بب بحاكمب بنيشابوريب ببهب باسنادب بخودب باز‪:‬ب ب"عبدب باللهب ببنب بعمروب ببن‬
‫( )‬
‫ت؟»‬
‫العاص ‪ " 1‬روايت مي كند كه گفت‪:‬ب «يصا فاطم ُ‬
‫جئ ْص ِ‬
‫ة مصن أيصن ِ‬
‫هم‪.‬‬
‫ت مصن أهصل المي ّ ِصت رحم ُص‬
‫قالت‪ :‬جئ ُص‬
‫ميِّت َصهم وعَّزيْت ُص ُ‬
‫ت إليهصم َ‬
‫َّ‬
‫ت مع هم الكدي؟» قالت‪ :‬معاذ الله أن أبلغ‬
‫قال‪ « :‬فلعلك بلغ َ‬
‫ي‪ ،‬وقصد سصمعت ُ َ‬
‫ك تذكصر فيصه مصا تذكصر!‪ ،‬قال‪« :‬لو‬
‫معهصم الكد َص‬
‫ك » = مبا‬
‫ت الجن َّ َ‬
‫ت معهصم الكدي مصا رأي ِص‬
‫بلغ ِص‬
‫ة حتصى يرى جدُّ أبي ِص‬
‫با رسول خدا مردي را كه مرده بود در قبر نهاديم‪ ،‬چون برگشتيم و‬
‫محاذي خانة آن ميت رسيديم ناگاه با زني برخورد كرديم كه گمان مي‬
‫كنم رسول خدا او را شناخت‪ ،‬پس فرمود‪ :‬اي فاطمه از كجا مي آيي؟‬
‫آن زن گفببت‪ :‬از نزد خانوادة ايببن ميببت‪ ،‬براي ترحيببم و تعزيببت ايشان‬
‫رفتببه بودم‪ ،‬رسببول خدا فرمود‪ :‬مبادا بببا ايشان بببه قبرسببتان رفتببه‬
‫باشي؟ زن گفت‪ :‬معاذ الله كه من با ايشان تا قبرستان رفته باشم در‬
‫حالي كبه تبو در ايبن باب آنچبه را كبه بايبد‪ ،‬تذك ّبر داده اي! رسبول خدا‬
‫فرمود‪ :‬اگببر بببا ايشان بببه قبرسببتان رفتببه بودي ديگببر بهشببت را نمببي‬
‫ديدي!! تبا آنگاه كبه جد ّ پدرت كبه ببت پرسبت بود آن را ببينبد(‪")2‬ب بيعني‬
‫محال بودكه به بهشت وارد شوي‪.‬‬
‫اين حديث شريف مي رساند كه زيارت قبور در ابتداي اسلم تاچه‬
‫حد در نظر شارع مكروه و منفور بوده است‪.‬‬
‫‪3‬ب روايات و احاديثي كه در نهي از زيارت قبور در ابتداي بعثت از‬
‫‪1‬‬

‫‪2‬‬

‫() عبد الله بن عمر بن العاص تنها كسي است كه از رسول خدا ﷺ اجازة نوشتن احاديث آن‬
‫حضرت را داشت‪.‬‬
‫() المستدرك علي الصحيحين‪ ،‬ج ‪ ،1‬ص ‪.371‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪8‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫جانبب برسولب بخداب ببمأثورب باست‪،‬ب بهرچندب بدرب بآخرب بفرمود‪(( :‬إنصي‬
‫نهيتكصصم عصصن زيارة القبور أل فزوروهصصا‪ ))...‬كببه براي عبببرت‬
‫اجازت فرموده‪ ،‬ايبن مطلب در كتبب عامبه وخاصبه حتبي در مسبند زيبد‬
‫بن علي از امير المؤمنين (ع) منقول است كه‪(( :‬نهانا رسول الله‬
‫َ‬
‫َ‬
‫م عن زيارة القبور)) = "پيامبر ما‬
‫ه َ‬
‫وآل ِ ِ‬
‫و َ‬
‫سل ّ َ‬
‫صل ّى الل ُ‬
‫َ‬
‫ه َ‬
‫عل َيه َ‬
‫(‪)1‬‬
‫را از زيارت قبور نهي فرمود "‪.‬‬
‫‪4‬بب همچنيبن از طريبق عامبه وخاصبه آمده اسبت كبه رسبول خدا‬
‫ت ال ْ ُ‬
‫ر(‪" = )))2‬كبه زنان زائرة قبور را‬
‫ه َزائَِرا ِص‬
‫فرمود‪(( :‬ل َ َ‬
‫ع َص‬
‫ن الل ُص‬
‫قبُو ِ‬
‫لعنت كرده است"‪.‬‬
‫‪5‬بب و نيبز مورد اتفاق مسبلمين اسبت كبه رسبول خدا بمكررا ًب مي‬
‫فرمود‪:‬ب ((ل تتخذوا قصبري عيداً)) = قبرم را محل آمد وشد قرار‬
‫ندهيد كه شرح بيشتر آن إن شاء الله خواهد آمد‪.‬‬
‫‪ 6‬ب احاديث لرزاننده اي است كه نهي شديد و كراهت عظيم اين‬
‫عمل را متضمن است چون حديث شريف "عطاء بن يسار" از پيغمبر‬
‫َ‬
‫ه َّ‬
‫م‬
‫بزرگوار كه بارها با عجز از دربار پروردگار مي خواست كه‪(( :‬الل ّ ُ‬
‫ل َ‬
‫ع ْ‬
‫وثَناً)) = ب"بار خدايا قبر مرا بُتي مكن كه پرستيده‬
‫ج َ‬
‫َل ت َ ْ‬
‫ري َ‬
‫قب ْ ِ‬
‫شود" آنگاه شدت غضب خدا را متوجه قومي مي كند كه قبور انبياء را‬
‫مسجد كردند‪.‬‬
‫‪7‬ب مضمون حديث عايشه است كه مي گويد‪" :‬رسول خدا از آن‬
‫بيم داشت كه قبرش مسجد شود بدين جهت از ابراز قبر خود كراهت‬
‫خذَ‬
‫داشت"‪.‬بببب ((ولول ذلك لبرز قصصصبره إل أنصصصه خشصصصي أن يُت َّ َ‬
‫جداً)) (‪.)3‬‬
‫م ْ‬
‫َ‬
‫س ِ‬
‫‪8‬ب بي اعتنايي پيغمبر خدا و اصحاب بزرگوارش به قبوري كه در‬
‫آن زمان از انبياء واولياء به راست يا دروغ باقي مانده بود از قبيل قبر‬
‫حضرت اسمعيل (ع) و هاجر كه در مكه بود وقبر حضرت ابراهيم‬
‫(ع) و حضرت يوسصف (ع) كبه در شام و قببر حضرت هود (ع) كبه در‬
‫يمن كه هيچ يك را زيارت نكرد‪ ،‬در زمان رسول خدا نيز عزيزاني از‬
‫دنيا رفتند كه جا داشت قبر آنان مزار قرار گيرد چون قبر أم المؤمنين‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬

‫‪3‬‬

‫() مسند المام زيد‪ ،‬دار مكتبة الحياة‪ ،‬ص ‪ ،146‬باب الكل من لحوم الضاحي‪.‬‬
‫() روايبت مذكور در كتاب "التاج الجامبع للصبول فبي أحاديبث الرسبول"‪( ،‬ج ‪ ،1‬ص ‪ )382‬ببه‬
‫ن عَلَيْهَا‬
‫مت َّ ِ‬
‫ه َزائَِرا ِ‬
‫ت الْقُبُورِ‪ ،‬وَال ُ‬
‫ن الل ُ‬
‫خذِي َ‬
‫لفظ‪ :‬زائرات ذكر شده كه رسول خدا ( ) فرمود‪ :‬لَعَ َ‬
‫جد َ وَال ُّ‬
‫ج‪.‬‬
‫سُر َ‬
‫م َ‬
‫سا ِ‬
‫ال َ‬
‫() در مسند امام زيد (ص ‪ ،177‬باب غسل النبي وتكفينه) نيز از قول حضرت امير (ع) آمده‬
‫َ‬
‫حدُ لنصا والضريصح‬
‫اسبت كبه فرمود‪" :‬سبمعت أنبه قال‪ :‬سبمعت رسبول الله يقول‪(( :‬الل ّ ْ‬
‫لغير نا‪ = )).‬شنيدم كبه پيامببر ميفرمود‪ :‬لحبد براي مبا (=مسبلمانان) اسبت و ضريبح براي‬
‫غير ما" (از قبيل مردم عهد جاهليت و برخي از اهل كتاب و ‪.)..........‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪9‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ُصص‬
‫حد و برزگان اصببحاب چون عثمان بببن‬
‫خديجببه (ع) و شهداي بَدْر و أ ُ‬
‫مظعون و غيرهبم كبه هيبچ يبك بديبن صبورت احترام نيافتنبد! و حتبي قببر‬
‫فرزندان خود رسببول الله هيچگاه مطاف نشببد چنانكببه قبببر يگانببه‬
‫فرزندش در دورة نبوت يعنبي ابراهيبم كبه در مدينبه وفات يافبت بنبا بر‬
‫آنچببه در كتاب "مببن ل يحضره الفقيببه" صببدوق ‪ -‬عليببه الرحمببه ‪ -‬و در‬
‫"كافي" آمده‪ ،‬مزار قرار نگرفت‪" :‬و في روايه عامر بن عبد الله‬
‫علَى َ‬
‫م‬
‫ن َ‬
‫ر إِبَْرا ِ‬
‫قال سمعت أ با ع بد الله (ع) يقول‪(( :‬كَا َ‬
‫هي َ‬
‫قب ْ ِ‬
‫ُ‬
‫ن ال َّ‬
‫فل َ َّ‬
‫ت َ‬
‫ما‬
‫ه‬
‫َ‬
‫ل الل ِ‬
‫ه ِ‬
‫س َ‬
‫ما دَاَر ْ‬
‫ن َر ُ‬
‫م َ‬
‫حيْث ُ َ‬
‫ش ْ‬
‫عذ ْقٌ يُظِل ّ ُ‬
‫سو ِ‬
‫اب ْ ِ‬
‫م ِ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫ْ‬
‫ص‬
‫َ‬
‫ص‬
‫َ‬
‫ب أثَُر ال َ‬
‫ر َ‬
‫ه!)) = حضرت‬
‫عذْ صقُ ذَ َ‬
‫ه َص‬
‫س ال َ‬
‫م يُ ْ‬
‫مكَان ُ ص ُ‬
‫م َ‬
‫عل ْ‬
‫فل ْ‬
‫يَب ِ ص َ‬
‫قب ْ ِ‬
‫صادق فرموده است‪" :‬بالي قبر ابراهيم پسر رسول خدا شاخة نخل‬
‫خرمايي بود كه چون خشك شد قبر نيز گم شد و ديگر معلوم نشد(‪!")1‬‬
‫پبس اگبر قببري زيارت و طواف مبي شبد شايسبته بود قببر پسبر رسبول‬
‫خدا باشد نه اينكه در زمان خود آن حضرت قبر ابراهيم معدوم الثر‬
‫شود! و همچنيببن قبببر عموي بزرگوارش حضرت حمزة سببيد الشهداء‬
‫(ع) نيز مزار نبود(‪ .)2‬به تصريح جميع تواريخ وكتب اخبار‪ ،‬از جمله سيرة‬
‫مي و بحار النوار جلد ششبم‪،‬‬
‫اببن هشام و تفسبير علي ببن ابراهيبم ق ّب‬
‫مثله ديد فرمود‪:‬‬
‫چون پيامبر جسد حمزه را در دامنة كوه عريان و ُ‬
‫َ‬
‫ن ذَل ِص َ‬
‫ع‬
‫سبَا َ‬
‫عا ِ‬
‫في َ ِ‬
‫ز َ‬
‫ول أ ْ‬
‫ساءَنَا‪ ،‬لَتََركْنَا هُ لِل ْ َ‬
‫ن يُ ْ‬
‫ة ‪ -‬يَ ْ‬
‫ك ن ِص َ‬
‫عن ِصي ال ّ‬
‫((ل َ ْ‬
‫ح ِ‬
‫ح َ‬
‫ع‬
‫م ال ْ ِ‬
‫ة ِ‬
‫م ِ‬
‫حت ّصصصى ي ُ ْ‬
‫والطّيَْر ‪َ -‬‬
‫و َصصص‬
‫ن ال ّصصص‬
‫م ْصصص‬
‫قيَا َ‬
‫ن بُطُو ِصصص‬
‫شَر ي َ ْ‬
‫َ‬
‫سبَا ِ‬
‫ّ‬
‫ر)) = اگرنبه ايبن بود كبه جنازة حمزه ببا ايبن وضبع‪،‬‬
‫ي‬
‫الط‬
‫ل‬
‫ص‬
‫وا‬
‫ح‬
‫و‬
‫َ َ َ ِص ِ‬
‫ْ ِ‬
‫زنان مبا را اندوهگيبن مبي كنبد مبا او را وا مبي گذاشتيبم تبا درندگان و‬
‫مرغان جسبدش را بخورنبد و در روز قيامبت از شكبم درندگان و چينبه‬
‫دان مرغان محشور شود‪.‬‬
‫بديهبي اسبت اگبر عمبل زيارت آن چنان مطلوب و محبوب بود كبه‬
‫مدعيان مبي گوينبد هرگبز رسبول خدا ببه ايبن كيفيبت در بارة حمزه‬
‫سيد شهيدان راضي نمي شد!‪.‬‬
‫‪ 9‬ب اخبار بسياري است كه در نهي از بناء و تعمير و تجصيص قبور‬
‫وارد شده اسبت و پبر واضبح اسبت كبه در آن اخبار‪ ،‬بيبن انببياء واولياء و‬
‫افراد ديگبر فرقبي نيسبت چنانكبه در مسبتدرك الوسبائل(‪ )3‬آمده اسبت‪:‬‬
‫عبببن علي ببببن أببببي طالب (ع) قال‪(( :‬أ َّ‬
‫و ُ‬
‫ل الخرة القبوُر‪،‬‬
‫ل َ‬
‫عدْ ِ‬
‫ع)) اوليبن بعدل و برابري آخرت‪ ،‬قبرها‬
‫ف شري ٌص‬
‫عَر ُص‬
‫و ِ‬
‫ف ِ‬
‫ل يُ ْ‬
‫م ْص‬
‫ن َ‬
‫ضي ْص ٍ‬
‫هستند كه در آن شريف و بزرگوار از پست وخوار شناخته نمي شود"‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬

‫‪3‬‬

‫() فروع كافي‪ ،‬ج ‪ ،3‬ص ‪.254‬‬
‫() حضرت علي (ع) نيبز در زمان خلفبت خويبش نسببت ببه سباخت مزار براي مرقبد مطهبر‬
‫پيامبر يا شهداء و بزرگان در گذشتة اسلم دستور نداد‪( .‬برقعي)‪.‬‬
‫() ج ‪ ،1‬كتاب الطهاره‪ ،‬ابواب الدفن‪ ،‬باب ‪ ،79‬ص ‪.148‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪10‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫و صدها حديثي كه در اين باب در كتب احاديث مسلمين آمده است‬
‫جاي انكار براي كسي باقي نمي گذارد كه نهي از تعمير قبور براي آن‬
‫است كه قبر‪ ،‬مزار نشود‪.‬‬
‫‪10‬بب باوامريب بكهب بازب بطرفب برسولب بخداب ببهب باميرب بالمؤمنينب بوب باز‬
‫طرف امير المؤمنين (ع) به ابي الهياج در خصوص تخريب و تهديم‬
‫قبور و تمثال صادر شده است‪ ،‬حقيقت اين معني را حاكي است كه‪:‬‬
‫ها ول َ‬
‫س َّ‬
‫ه ‪« = ))...‬قببري‬
‫((ل تَدَص ْ‬
‫م َ‬
‫قبَْرا ً إل َص‬
‫وت َص َ‬
‫ويْت َ ُ‬
‫وَرةً إّل َ‬
‫ع ُص‬
‫ح ْ‬
‫ص ْ‬
‫باقبي مگذار مگبر آنكبه آن باخاك يكسبان سبازي و تنديسبي باقبي مگذار‬
‫مگر آنكه خرابش كني»‪.‬‬
‫و نيبز آنچبه در باب نهبي از تعميبر و تحديبد آن وارد شده اسبت ببه‬
‫وضوح تمام گوياي ايبببن حقيقبببت اسبببت‪ ،‬چنانكبببه در "مبببن ل يحضره‬
‫الفقيببه" صببدوق و "المحاسببن" برقببي و جلد ‪" 18‬بحار النوار" و سبباير‬
‫جدَّدَ‬
‫ن َ‬
‫م ْ‬
‫كتب معتبر آمده است كه امير المؤمنين علي (ع) فرمود‪َ (( :‬‬
‫ف َ‬
‫ل مثالً‪َ ،‬‬
‫مث َّ َ‬
‫سلمِ)) هركببه قبببري را‬
‫قدْ َ‬
‫ج َ‬
‫خَر َ ص‬
‫ن ال ْ ص‬
‫قصصبرا ً أو َ‬
‫ع ِص‬
‫تجديد بنا كرده ويا مجسمه اي بسازد از اسلم خارج شده است"‪.‬‬
‫روشبن اسبت كبه اگبر زيارت قبور و طواف آنهبا و طلب حاجات و‬
‫شفيببع قرار دادان اموات‪ ،‬مطلوب شارع و امري محبوب بود‪ ،‬پيغمبببر‬
‫خدا و علي مرتضي ب سلم الله عليهما ب مأموريني خاص براي تخريب‬
‫و انهدام قبور همبببه بدون اسبببتنثاء نمبببي فرسبببتادند و قبور معمور را‬
‫همرديف بتهاي مجسم نمي گرفتند كه بفرمايند هر كه قبري را تجديد‬
‫كند يا مج َّ‬
‫سمه اي بسازد در حقيقت از اسلم خارج شده است‪ .‬چنانكه‬
‫در زمان خود ايببن حقيقببت را بببه خوبببي درك و لمببس مببي كنيببم‪ .‬مببا‬
‫احاديبث و قرائن بسبيار در اختيار داريبم امبا در اينجبا ببه ايبن ده حجبت‬
‫ع َ‬
‫ة‪.‬‬
‫اكتفا مي كنيم‪ ،‬تلك َ‬
‫مل َ ٌ‬
‫شَرةٌ كَا ِ‬
‫‪‬‬

‫‪‬‬

‫‪‬‬

‫دليل عقلي و تاريخي در نفي زيارت‬
‫مبا دليبل نقلي را از آن جهبت مقدم داشتيبم كبه معتقدان ببه زيارت‬
‫از جهببت نقلي بدان متمسببك انببد و گرنببه از جهببت عقلي هيببچ عاقلي‬
‫زيارت قبور را امري ممدوح نمي شمارد و لزم نمي داند‪.‬‬
‫اينببك دليببل عقلي آن‪ ،‬كببه زيارت قبور از طرف شارع مأمور بببه‬
‫نيست‪:‬‬
‫‪ 1‬ب در تمام آيات قرآن كوچكترين اشاره اي بدين عمل نيست بلكه‬
‫َ‬
‫م َ‬
‫قابَِر﴾ = "افزون‬
‫م التَّكَاثُُر‪َ .‬‬
‫از آيبة شريفبة‪﴿ :‬أل َ‬
‫هاك ُص ُ‬
‫م ال َ‬
‫حت َّصى ُزْرت ُص ُ‬
‫طلبي شما را غافل كرد آن چنانكه به زيارت گورها رفتيد" (التكاثر‪-1/‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪11‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫‪ )2‬نفببي و منببع آن را مببي توان اسببتنباط نمود زيرا در مقام مذمببت از‬
‫كساني است كه به زيارت قبور مي روند‪.‬‬
‫‪2‬بب در اديان و مذاهبب إلهيبه قببل از اسبلم نيبز اثري از زيارت قبور‬
‫نبوده و در كتبب آسبماني آن مذاهبب نيبز خببري از آن نيسبت‪ ،‬و خوب‬
‫مبي دانيبم كبه ديبن اسبلم همان ديبن نوح و ابراهيبم و سباير پيغمببران‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫حيْن َصا إِلَي ْص َ‬
‫من‬
‫ن ِص‬
‫و َ‬
‫و َ‬
‫والنَّبِي ِّي َص‬
‫ك ك َص َ‬
‫ح َ‬
‫ما أ ْ‬
‫اسبت كبه‪﴿ :‬إِن َّصا أ ْ‬
‫حيْن َصا إِلى نُو ٍص‬
‫ه ‪ = ﴾...‬ببه تبو وحبي كرده ايبم همچنان كبه ببه نوح و پيامببران پبس‬
‫د ِ‬
‫ع ِ‬
‫بَ ْ‬
‫و َّ‬
‫از او وحي كرديم" (النساء‪ )113/‬و ﴿ َ‬
‫صى‬
‫شَر َ‬
‫ع لَك ُم ِّ‬
‫ن ال ِّ‬
‫م َ‬
‫ن َ‬
‫ما َ‬
‫دي ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫حيْن َصا إِلَي ْص َ‬
‫سى‬
‫ه إِبَْرا ِ‬
‫صيْنَا ب ِص ِ‬
‫وال ّ ِ‬
‫ب ِص ِ‬
‫و َ‬
‫ه نُو ًص‬
‫مو َص‬
‫و ُ‬
‫هي َص‬
‫و َص‬
‫و َّص‬
‫م َ‬
‫ذي أ ْ‬
‫ما َ‬
‫ك َ‬
‫حا َ‬
‫سى ‪ =﴾...‬آنچبه را كبه از ديبن ببه نوح سبفارش كرده بود بر شمبا‬
‫و ِ‬
‫عي َص‬
‫َ‬
‫مقرر نمود و آنچبه ببه تبو وحبي كرديبم و آنچبه ببه ابراهيبم و موسبي و‬
‫َ ُ َص َ َ‬
‫ما َ‬
‫ما ي ُقال ل‬
‫قدْ‬
‫ك إ ِ ّل َص‬
‫عيسببي سببفارش نموديببم" (الشوري‪ )13/‬و﴿ َص‬
‫َ‬
‫ك إ ِص َّ‬
‫ن َرب َّص َ‬
‫قبْل ِص َ‬
‫ع َ‬
‫من َ‬
‫قي َ‬
‫يمص﴾‬
‫م ْ‬
‫وذُو ِ‬
‫غ ِ‬
‫ِ‬
‫فَر ٍ‬
‫ل ِص‬
‫ل لِلُّر ُص‬
‫ك لَذُو َ‬
‫قا ٍص‬
‫ة َ‬
‫س ِ‬
‫ب أل ِ ٍ‬
‫َ‬
‫( ُ‬
‫ت‪ = )43/‬اي پيامببر ببه تبو گفتبه نمبي شود جبز آنچبه ببه پيامببران‬
‫ف ِّ‬
‫صل ْ‬
‫پيش از تو گفته شده" (فصلت‪ )43/‬كه مفاد آنها اين است كه دستوري‬
‫كبه در ديبن اسبلم ببه پيغمببر آخبر الزمان داده شده همان اسبت كبه ببه‬
‫ساير پيغمبران داده شده است‪ ،‬پس چيزي كه به ساير پيغمبران گفته‬
‫نشده بديهي است كه در اين د ين نيست و اگر به آنان گف ته شده بود‬
‫به پيامبر اكرم نيز گفته مي شد‪.‬‬
‫‪3‬ب يا اينكه بنا به مشهور صد و بيست و چهار هزار پيغمبر در جهان‬
‫آمده اسبت بلكبه ببه نبص قرآن‪ ،‬شمارة پيغمببران ببه قدري اسبت كبه‬
‫م‬
‫كسببي جببز خدا آنان را نمببي دانببد‪﴿ :‬لَ ي َ ْ‬
‫ه َ‬
‫جاءت ْ ُ‬
‫م ُ‬
‫ه ْصص‬
‫م إِل الل ُصص‬
‫ه ْصص‬
‫عل َ ُ‬
‫ت﴾ = [شمارشان] را جبز خدا نمبي دانبد‪ ،‬پيامببرانشان‬
‫هم بِالْبَيِّنَا ِ‬
‫سل ُ ُ‬
‫ُر ُ‬
‫َ‬
‫ص‬
‫ّ‬
‫هم ّصَ‬
‫م نَ ْ‬
‫ص‬
‫و ِ‬
‫من ْص ُ‬
‫من ل ْ‬
‫ص ْ‬
‫ق ُص‬
‫بببا دلئل روشببن آمدنببد (إبراهيببم‪َ ...﴿ )9/‬‬
‫علَي ْ َ‬
‫ك﴾ = و از پيامبران هستند كساني كه ماجرايشان را برايت نگفته‬
‫َ‬
‫ايبببم" (المؤمبببن‪ ،)78/‬معهذا هيچگونبببه قببببري و مزاري از ايشان ديده‬
‫نشده‪ ،‬و چنبد قببري كبه ببه ايشان نسببت داده شده حقيقبت آن معلوم‬
‫نيست چنانكه در طبقات ابن سعد (چاپ بيروت‪ ،‬ص ‪ )53‬از اسحق بن‬
‫عبد الله ابي فروه آمده است كه‪(( :‬ما يعلم قبر نبي من النبياء‬
‫إل ثلثة = هيچ قبري از قبور انبياء معلوم نيست مگر سه نفر‪:‬‬
‫(‪ )1‬قبببر هود كببه در تپببه اي از ريببگ در زيببر كوهببي از جبال يمببن‬
‫است‪.‬‬
‫(‪ )2‬قبر اسماعيل كه در زير ناودان بين ركن و خانة كعبه است‪.‬‬
‫در مدينه‪.‬‬

‫(‪ )3‬قبر رسول خدا‬
‫كه اينها واقعا ً قبر انبياء است!!‪.‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪12‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫در حالي كبه اگبر امبر زيارت در نظبر شارع محبوب و مطلوب بود‬
‫زيارت قببر داوود پيغمببر (ع) كمتبر از زيارت امامزاده داوود نيسبت‪ ،‬و‬
‫قبر حضرت الياس (ع) كمتر از امامزاده علي عباس!!‪.‬‬
‫‪4‬بب چنانكبه كتبب تواريبخ و سبير گواه انبد در صبدر اسبلم و در حيات‬
‫بنيانگذار اسببلم آن همببه مؤمنان و مجاهدان بزرگ كببه چببه ببه مرگ‬
‫طبببيعي و چببه بببه شهادت در ركاب رسببول در غزوات و سببرايا از دنيببا‬
‫رفتند‪ ،‬قبر هيچ يك آنها به طريق زيارت مورد احترام قرار نگرفت‪ ،‬در‬
‫حالي كبه بسبياري از آنان از جمله حمزه سبيد الشهداء و پسبر پيامببر از‬
‫اعلم بودند‪.‬‬
‫‪5‬بب عمبل تدفيبن در صبدر اسبلم خود حاكبي اسبت كبه هيبچ يبك از‬
‫اموات هببر چنببد از بزرگان و رؤسبباي اسببلم بودنببد بببا ديگران فرقببي‬
‫نداشت و هيچ كدام داراي زائر و مزار نبودند‪.‬‬
‫‪ 6‬ب دفن كردن امير المؤمنين عليه السلم فاطمة زهرا سيدة نساء‬
‫عالميان را به كيفيتي كه حتي قبر فاطمه تا امروز هم معلوم نيست‪ ،‬و‬
‫دفببن جنازة خود مول بر حسببب وصببيتش كببه قبببرش از انظار جهانيان‬
‫مخفي باشد براي اولي البصار و صاحب نظران نكاتي را ياد آور است‬
‫كه اعجاب و تحير عقلي خدا پرست جهان را به بينش وسيع و بصيرت‬
‫ببي نهايبت ديدة خدا بيبن علي (ع) وامبي دارد كبه گويبي از وراء اسبتار‬
‫قرون و اعصار‪ ،‬بت پرستان بعد از سال هزار را‪ ،‬مي نگرد!! علي (ع)‬
‫آن بزرگ موحد عالم است كه از جانب رسول خاتم مأمور مي شود‬
‫كبه قببر مردگانبي كبه تبا آن زمان زيارتگاه آدميان و در حقيقبت بتخانبة‬
‫مرده پرستان بود ويران نمايد‪ ،‬چنانكه مأموريت يافت كه مجسمة بتان‬
‫را به صورت تمثال در معابد و شايد در مقابر آنان بود منهدم كند‪.‬‬
‫ن پيغمبببر چببه فرقببي‬
‫ن زما ِب‬
‫براي علي (ع) آن ابراهيببم بببت شك ِب‬
‫داشبت كبه در فتبح مكبه بر دوش پيغمببر برآيبد و بتهبا را از خانبة خدا‬
‫فرو ريزد و يبا ببه قبرسبتانها رود و قبرهبا را ويران و ببا زميبن مسباوي و‬
‫هموار نمايببد‪ ،‬هببر دو رضاي خدا و امببر رسببول الله اسببت‪ ،‬آيببا چنيببن‬
‫بزرگواري با ديد دورانديش خود نمي بيند كه عن قريب اين امت تازه‬
‫نجات يافتبه از تاريكيهاي جاهليبت‪ ،‬ممكبن اسبت قببر يگانبه دختبر پيغمببر‬
‫ة‬
‫خود را كببه از جانببب رسببول الله بببه مزاياي خاصببي چون "فاطم ُ‬
‫ة سصي ِّدةُ نسصاء العالميصن" سبرافراز اسبت‪،‬‬
‫من ّ ِصي" و "فاطم ُ‬
‫بضع ٌ‬
‫ة ِ‬
‫زيارتگاه يبا ببه تعببير صبحيح ببه صبورت همان بتخانبه اي كبه وي مأمور‬
‫ويرانبي آن بود در آورنبد‪ ،‬لذا نيمبه شبب او را طوري دفبن مبي نمايبد كبه‬
‫هيچ كس را بر مزار او اطلعي نباشد!‪.‬‬
‫همچنين در خصوص دفن خود چنان وصيت مي كند كه كس نداند‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪13‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫جسبم آن مجسبمة توحيبد‪ ،‬در كجبا دفبن شبد‪ ،‬براي اينكبه در بارة خود‬
‫همان واقعه را به يقين مي ديد‪ ،‬زيرا در حيات خود كساني را ديده بود‬
‫كبه او را تاحبد خدايبي مبي سبتودند بلكبه او را خدا و خالق خويبش مبي‬
‫پنداشتنبد! تبا جايبي كبه براي بازگشبت آنان از ايبن عقيدة فاسبده ناچار‬
‫شبد آنان را تبا حبد كشتبن و سبوزاندن تهديبد و حتبي عمبل كنبد و مبع هذا‬
‫اين افراد از عقيده خود برنگشتند و سوخته شدند‪ .‬آيا چنين كسي نبايد‬
‫قببر خود و قببر دختبر پيغمببر خدا را از نظبر مردم مقرون ببه جاهليبت‪،‬‬
‫مخفي دارد؟‪.‬‬
‫اما اينكه پاره اي از علماي نفاق افكن اخفاي قبر فاطمه (ع) را از‬
‫ايبن جهبت القاء مبي كننبد كبه بدان منظور بوده كبه شيخيبن بر او نماز‬
‫نخواننبد خدا مبي دانبد كبه جبز كذب محبض و القاء اختلف و عداوت بيبن‬
‫مسلمين نيست‪.‬‬
‫علي سالها بعد از شيخين در دنيا بود و فرزندان فاطمه (ع) نيز در‬
‫زمانبي كبه ديگبر چنيبن بيمبي نبود باقبي بودنبد پبس چرا قببر فاطمبه (ع)‬
‫همچنان نبا معلوم مانده و آن بزرگواران آن قببر را آشكار نفرمودنبد؟ و‬
‫اينكه گفته اند وصيت آن حضرت در اخفاي قبر خويش نيز از آن جهت‬
‫بود كببه مببي ترسببيد خوراج جنازة او را بسببوزانند نيببز دروغ بيفروغببي‬
‫اسبت كبه حقيقبت و تاريبخ‪ ،‬مكذ ّب آن اسبت‪ ،‬زيرا خوارج جنازة هيبچ يبك‬
‫از مخالفين خود را نسوزانده اند و در اخبار چنين چيزي نيست‪ ،‬كساني‬
‫كبه چنيبن اباطيبل و مزخرفات را در بيبن مسبلمين شايبع مبي كننبد يبا از‬
‫حقيقبت ديبن ببي خبرنبد و از شناختبن اولياء ديبن عاجبز انبد و يبا متعصبب‬
‫احمق اند و يا مأمور اختلف افكني و يا هرسه!!؟‪.‬‬
‫‪7‬ببب قضيببة نهببي رسببول الله از زيارت قبور آن چنان معمول و‬
‫مشهور بوده است كه چون عبد الرحمن بن أبي بكر در سال ‪ 55‬يا ‪56‬‬
‫هجري در مكبه فوت كرد‪ ،‬هميبن كبه عايشبه زوج رسبول الله و خواهبر‬
‫عببد الرحمبن ببه زيارت قببر او رفبت‪ ،‬از جانبب مسبلمانان مورد ملمبت‬
‫قرار گرفبت كبه رسبول خدا از زيارت قبور نهبي فرموده اسبت‪ ،‬وي‬
‫عذر آورد كه رسول خدا پس از نهي اجازه داده است‪.‬‬
‫‪ 8‬ب موضوع نهي رسول خدا از زيارت قبور تا بيش از صد سال‬
‫در غايت شهرت و كمال قوت بود چنانكه پيش از اين نيزگفتيم شعبي‬
‫(ابو عامر شراحيل) متوفاي سال ‪ 104‬كه بيش از يكصد وپنجاه نفر از‬
‫اصحاب رسول خدا را ديده و از آنان حديث روايت كرده است بارها‬
‫مي گفت‪" :‬لول أن رسول الله نهى عن زيارة القبور لزرت‬
‫ت قبَر ابْنَت ِي]= ا گر نه اين بود كه‬
‫ي [و في رواية‪ :‬لَُزْر ُ‬
‫قبر النب ّ‬
‫رسبول خدا باز زيارت قبور نهي فرموده است من قبر پيغمبرب بيا‬
‫قبر دخترم را زيارت مي كردم"‪.‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪14‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫‪9‬ب بهترين دليل عقلي و نقلي آن آست كه پس از گذشت نزديك به‬
‫يك قرن از وفات پيغمبر قبر مطهر آن حضرت مورد زيارت هيچ يك‬
‫از اصحاب بزرگوار و تابعين عاليمقام آن جناب قرار نگرفت! زيرا آنچه‬
‫مسلم است پيكر پاك پيغمبر را در همان خانه اي كه منزل عايشه‬
‫بود دفنب كردند وب طبق تواريخ معتبرب عايشه بآن منزل برا بترك بنكرد‬
‫چنانكه ابن سعد در طبقات الكبري (صب ‪ ، 313‬چاپ بيروت) و عموم‬
‫مورخينب بمي نويسندب بكهب بعايشهب برويب بقبرب بپيغمبرب بزندگيب بكردهب بو‬
‫مر" كه وي در آن خانه بود حجاب‬
‫همانجا مي خوابيد و تا زمان دفن "ع ُ َ‬
‫مر" دفن شد مقنعه از سر و شايد‬
‫برخويش نمي گرفت اما همينكه "ع ُ َ‬
‫جلباب از بدن نمي گذاشت تا ديواري بر قبور كشيد‪.‬‬
‫و نيز در طبقات (ص ‪ )307‬آمده است كه مسلم بن خالد روايت‬
‫كرده است‪ :‬زماني كه عمر بن عبد العزيز در سالهاي بعد از هشتاد‬
‫هجري‪ ،‬از طرف وليد بن عبد الملك والي مدينه بود ديوار خانه اي كه‬
‫مر بن‬
‫قبر رسول خداب بدر آن بود به علت باران خراب شد‪ ،‬و " ُ‬
‫ع َ‬
‫عبد العزيز" آن را تعمير مي كرد‪ ،‬من به مدينه رفتم در خانة عايشه‬
‫مقبرة رسول خدا را ديدم كه ظرف آب خالي و پالن كهنة پوسيدة‬
‫شتر در كنار آن بود‪ ،‬و سقف خانه به همان حالت اوليه بود‪.‬‬
‫پر واضح است كه در خانه و مقبره اي كه نزديك به يك قرن هنوز‬
‫در آن سبوي آب و پالن شتر مانده باشد هرگز زيارتگاه نبود و دليل‬
‫بارزي است بر سكونت عايشه در آن خانه!‬
‫مرب ببنب عبدب العزيز"ب بدرب بهنگام‬
‫درب بهمين بكتاب بآمدهب استب بكهب ب"عُ َ‬
‫تعمير خانه از خويشان رسول خدا و ابو بكر كساني را به بيرون بردن‬
‫خاكها و خاكروبها امر كرد و چون "مزاحم" غلم او نيز خاكروب ها را‬
‫مر" دردمندانه مي گفت‪ :‬مأموريتي كه به مزاحم دادم‬
‫بيرون برد "عُ َ‬
‫اگرب بخودب بمنب بآنب بخاكروبب بهاب براب ببيرونب بمي بردمب بازب بتمامب بدنياب ببرايم‬
‫محبوبتر بود(‪.)1‬‬
‫بديهي است‪ :‬اگر آن روضة شريف زيارتگاه بود آن همه خاكروبه‬
‫كه قبل ً به حضرت زين العابدين (ع) و قاسم بن محمد بن ابي بكر و‬
‫سالم بن عبد الله و اخيرا ً به "مزاحم" محول شد در آنجا نمي بود!‪.‬‬
‫‪ 10‬ب در همان زمان كه ديوار خانه اي كه قبر رسول خدا در آن‬
‫ي بدي از قسمت شرقي آن‬
‫بود به علت باران يا حادثة ديگر افتاد‪ ،‬بُو ِ‬
‫خانه برخاست‪ ،‬عمر بن عبد العزيز با يكي از نوادنگان آمده‪ ،‬وردان را‬
‫مر را پس و‬
‫امر كرد كه قضيه را كشف كند و خاكهاي اطراف قبر ع ُ َ‬
‫مر بن عبد العزيز كه از‬
‫مر بن الخطاب به ع ُ َ‬
‫پيش كند‪ ،‬عبد الله نوادة ع ُ َ‬
‫‪1‬‬

‫() وفاء الوفاء‪ ،‬سمهودي‪ ،‬ص ‪.546‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪15‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫اين پيشآمد هراسان بود گفت‪ :‬أيها المير ناراحت نباش كه اين بوي دو‬
‫مر بن الخطاب است!‪ .‬و در خبر ديگري آمده است بوي‬
‫قدم جدت ع ُ َ‬
‫مذكور‪،‬ب ببويب بگربةب بمردهب بايب ببودهب باست‪،‬ب بوب بالبتهب بخبرب بدومب بصحيحتر‬
‫مي نمايدب بزيراب بسالهاب بازب بدفنب بعمرب بگذشتهب ببودب بوب باستخوانهايشب بهم‬
‫پوسيده بود چه رسد به دو قدم وي!‬
‫‪11‬ب محمد بن عبد الرحمن قُرشي از پدرش روايت مي كند كه در‬
‫همين زمان كه عمر بن عبد العزيز والي مدينه بود و ديوار خانة قبر‬
‫شريف افتاده بود من از نخستين كساني بودم كه بدان سو شتافتند‪،‬‬
‫منب بخودب بقبرب برسولب بخداب براب بديدمب بكهب ببينب بقبرب بوب ببينب بديوارب بمحل‬
‫سكونت عايشه فاصله اي بيش از يك وجب نبود‪ ،‬از آن رو‪ ،‬فهميدم كه‬
‫به قبر آن حضرت از طرف قبله وارد نشده اند‪ ،‬يعني چون از اين‬
‫طريق وارد نشده اند از طريق ديگر نيز نمي توان وارد شد!‪.‬‬
‫‪ 12‬ب پس از دفن رسول خداب بو شيخين در آن خانه پاره اي از‬
‫مردم كه دسترسي به قبر پيدا مي كردند از خاك آن به عنوان تبرك‬
‫بر مي داشتندب بعايشهب بدستورب بدادب بكهب بديواريب باطرافب بقبرب بكشيدهب بو‬
‫روزنهب بايب بباقيب بگذاشتندب بوب بچونب بازب بآنب بروزنهب بنيزب بهمينب باستفاده‬
‫مي شد‪ ،‬عايشه دستور داده كه همان روزنه را نيز مسدود نمودند‪.‬‬
‫َ‬
‫و ده ها از اين قرائن كه مسل ّم مي دارد كه قبر شريف در آن‬
‫زمان مورد زيارت هيچ يك از مسلمانان نبوده كه براي اطلع بر بيش‬
‫از اين‪ ،‬بايد به كتب تواريخ از جمله "وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفي"‬
‫تأليفب بنورب بالدينب بعليب ببنب باحمدب بالسمهوديب ب(صب ‪ 543‬ببهب ببعد)ب برجوع‬
‫نمود‪.‬‬
‫‪13‬ب اخبار و آثار بسياري موجود است كه زيارت قبر رسول خدا‬
‫از همان ابتدا مورد نهي اصحاب و انصار و حتي ذراري بزرگوار آن‬
‫حضرت بوده است از آن جمله‪:‬‬
‫الف ب در كتاب گرانقدر المصنف تأليف "عبد الرزاق صنعاني (ج ‪،3‬‬
‫صب ‪ ) 577‬و در كتاب وفاء الوفاء سمهودي (صب ‪ ) 1360‬نقل شده كه‪:‬‬
‫عبد الرزاق عن ابن عجلن عن رجل يقال له سهيل عن الحسن بن‬
‫الحسن بن علي (ع) قال‪:‬ب رأى قوما ً عنصد القصبر‪ ،‬فنهاهصم وقال‪:‬‬
‫إن النصصبي قال‪ :‬ل تتخذوا قصصبري عيدا ً ول تتخذوا بيوتكصصم‬
‫قبوراً))‪.‬‬
‫مضمون حديث شريف آن است كه‪ :‬جناب حسن مثني فرزند امام‬
‫حسن مجتبي (ع) گروهي را در نزد قبر پيغمبر ديد‪ ،‬ايشان را از اين‬
‫عمل نهي كرد و فرمود‪ :‬همانا پيغمبر خداب بفرمود قبر مرا عيد (=‬
‫محل آمدوشد) مگيريد و خانه هاتان را قبرستان نكنيد"‪.‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪16‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ب ب در همين كتاب آمده است‪(( :‬روي عن علي بن الحسين‬
‫رضصي الله عنهمصا أنصه رأى رجل ً يجيصء فرجصة عنصد قصبر النصبي‬
‫فيدخل فيها فيدعوه‪ ،‬فنهاه‪ ،‬فقال‪ :‬أل أحدثكم حديثا ً سمعته‬
‫عصن أبصي عصن جدي عصن رسصول الله قال‪ :‬ل تتخذوا قصبري‬
‫عيدا ً ول بيوتكصم قبورا ً فإن تسصليمكم يبلغنصي أينمصا كنتصم))‪.‬‬
‫حضرت زيبن العابديبن (ع) مردي را ديبد كبه از دريچبه اي كبه نزديبك قببر‬
‫پيغمببر باست داخل محل مي شود و آنگاه پيغمبرب برا مي خواند‪،‬‬
‫حضرت او را از اين عمل نهي كرده‪ ،‬فرمود‪ :‬آيا شما را حديث نكنم‬
‫بدانچه شنيدم از پدرم از جدم از رسول خدا كه فرمود‪ :‬قبر مرا عيد‬
‫مگيريد و خانه هاي خود را قبرستان مكنيد‪ ،‬همانا سلم شما هر جا كه‬
‫باشيد به من مي رسد"‪.‬‬
‫ج ب و باز در همين كتاب "سمهودي" در بحث "صلوات بر پيغمبر‬
‫"ب بازب بقاضيب باسماعيلب بنقلب بكردهب باستب بكه‪:‬ب عصن سصهل بصن أبصي‬
‫سصصهيل قال‪ :‬جئت لسصصلم على النصبي وحسصصن بصن حسصن‬
‫ر ضي الله تعالى عنه ما يتع شى وبي ته عنصد ب يت ال نبي‪ ،‬و في‬
‫روايصة‪ ... :‬رآنصي الحسصن بصن الحسصن رضصي الله تعالى عنهمصا‬
‫عنصصد القصصبر وهصصو فصصي بيصصت فاطمصصة رضصصي الله تعالى عنهصصا‬
‫م إلى العشاء فقلت‪ :‬ل أريصد‪ ،‬فقال‪ :‬مصا لي‬
‫يتعشصى قال‪ :‬هل َّص‬
‫رأيتك ع ند القبر؟‪ ،‬وفي رواية ‪ :‬ما لي رأيتك وقفت؟ قلت‪:‬‬
‫ت أسصصل ِّم على النصصبي! فقال‪ :‬إذا دخلت فسصصلم عليصصه!‬
‫وقف ُصص‬
‫َّ‬
‫وفي رواية‪ :‬إذا دخلت المسجد فسلم عليه! قال‪ :‬إن رسول‬
‫الله قال‪ :‬ل تتخذوا بيتصصي عيداً! ول بيوتكصصم مقابر ثصصم قال‪:‬‬
‫ما أنتم ومن بالندلس إل سواء!)) از سهل پسر ابو سهيل روايت‬
‫شده كبه گفبت‪ :‬آمدم نزديبك قببر پيغمببر تبا ببه آن حضرت سبلم كنبم در‬
‫حالي كبه حضرت حسبن مثنبي (ع) فرزنبد امام حسبن مجتببي (ع) شام‬
‫مبي خورد و خانبة او نزديبك خانبة پيغمببر ببود‪.‬ب ب بوب بدرب بروايتيب بديگر‪:‬‬
‫حسن بن حسن مرا نزد قبر پيغمبرب بديد در حالي كه او در خانة‬
‫فاطمة ب رضي الله تعالي عنها ب بود و شام ميل مي كرد‪ ،‬فرمود‪ :‬بيا‬
‫شام بخور!ب گفتم‪ :‬نمي خواهم‪ ،‬پسب گفت‪ :‬چرا من ترا در كنار قبر‬
‫ديدم؟!‪ .‬و در روايتي ديگر‪ :‬چرا ترا در اينجا متوقف مي بينم؟ گفتم‪:‬‬
‫ايستاده ام تا به پيغمبر سلم كنم‪ ،‬گفت‪ :‬همينكه داخل شدي سلم‬
‫كن بر او‪.‬‬
‫و در روايتي ديگر‪ :‬همينكه داخل مسجد شدي سلم كن (يعني او‬
‫در خارج و بيرون از مسجد بوده است)‪ ،‬پس گفت‪ :‬همانا رسول خدا‬
‫فرمود‪ :‬خانة مرا عيد مگيريد و خانه هاي خودتان را قبرستان نكنيد‪،‬‬
‫آنگاه حسن مثني فرمود‪ :‬شما و آن كس كه در اندلس (= اسپانيا)‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪17‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫هستب بيسكانب بايد‪،‬ب بيعنيب بدرب بسلمب بدادنب ببرب بپيغمبرب‬
‫مساوي اند! (و آمدن به مدينه لزم نيست)!‪.‬‬

‫بدورب بوب بنزديك‬

‫د ب ايضا قاضي اسماعيل در حديثي ديگر كه سند آن را به حضرت‬
‫علي بن الحسين بمي رساند بمي نويسد‪:‬ب ((إن رجل ً كان يأتصي ك َّ‬
‫ل‬
‫ة فيزور قصبر النصبي ويصصلي عليصه و يصصنع مصن ذلك مصا‬
‫غدا ٍ‬
‫ي بصن الحسصين‪ ،‬فقال له علي بصن الحسصين‬
‫انتهره عليصه عل ُّص‬
‫رضصصي الله تعالى عنهمصصا‪ :‬مصصا يحملك على هذا؟ قال‪ :‬أحصصب‬
‫التسليم على النبي ‪ ،‬فقال له علي بن الحسين رضي الله‬
‫تعالى عنهمصا‪ :‬هصل لك أن أحدثصك حديثا ً عصن أبصي؟ قال‪ :‬نعصم!‪،‬‬
‫قال له علي بصن الحسصين رضصي الله تعالى عنهمصا‪ :‬أخصبرني‬
‫أبصي عصن جدي أنصه قال‪ :‬قال رسصول الله ‪ :‬ل تجعلوا قصبري‬
‫عيداً))‪ .‬مردي بود كه هر بامداد مي آمد و قبر پيغمبر را زيارت مي‬
‫كرد و برآن حضرت صلوات مي فرستاد! و از اين كارها مي كرد به‬
‫طوري كه حضرت علي بن الحسين را به خشم مي آورد! و از روي‬
‫غضب بر او بانگ مي زد! (ناچار) حضرت به او فرمود‪ :‬چه چيز تورا به‬
‫اين كار وامي دارد؟ آن مرد گفت‪ :‬من دوست دارم كه بر پيغمبرب‬
‫سلم كنم‪ ،‬حضرت علي بن الحسين ب عليهما السلم ب به او فرمود‪:‬‬
‫دلتب بمي خواهدب بكهب بحديثيب بكهب بازب بپدرمب بشنيدهب بامب ببرايتب ببيانب بكنم؟‬
‫گفت‪ :‬آري‪ ،‬حضرت علي بن الحسين (ع) فرمود‪ :‬خبر داد مرا پدرم از‬
‫جدم (امير المؤمنين‪ ) ‬كه گفت‪ :‬رسول خداب بفرمود‪ :‬قبر مرا عيد‬
‫(جاي برو بيا) مگيريد!!‪.‬‬
‫عيْداً‬
‫از غرائب امر آن است كه اين حديث‪ " :‬ل تجعلوا َ‬
‫ري ِ‬
‫قب ْ ِ‬
‫"‪ ،‬كبه ببه نحبو تواتبر از رسبول خدا صبادر شده اسبت‪ ،‬و تمام آنان كبه‬
‫اين حديث را روايت كرده اند حتي نوادگان بزرگوارش چون حسن بن‬
‫حسن و علي بن الحسين عليهم السلم آن را به معناي واقعي آن‬
‫يعني تكرار آمدوشد گرفته و عمل ًب بنا به مفاد آن‪ ،‬مردم را از زيارت‬
‫قبر پيغمبرب بمنع مي كردند‪ ،‬مع هذا پاره اي از كج انديشان بدعت‬
‫دوست چون ديده اند كه اين عبارت با بدعتشان موافق نيست‪ ،‬گفته‬
‫اند‪ :‬ل تجعلوا قبري عيدا يعني قبر مرا چون عيد قرار مدهيد كه سالي‬
‫يكي دو بار زيارت كنيد‪ ،‬بلكه هميشه و هر روز!!! معني كردن اينان از‬
‫اين حديث چون معني كردن جعالن كذاب در بارة آن حديث نبويب‬
‫استب بكهب بفرمود‪:‬بب مصصن كذب عل ّ صَ‬
‫ي متعمدا ً فليتبوأ مقعده مصصن‬
‫النار= كسي كه حديث دروغ بر من بگويد بايد جايگاه خود را در آتش‬
‫ي"‪ ،‬و‬
‫مهيا كند"‪ ،‬مي گفتند پيغمبر خدا فرموده است " من كذب عل َّص‬
‫ي " جعل نمي كنيم‬
‫نفر موده است "مصن كذب لي"‪ ،‬ما حديث "عل َّص‬
‫بلكه حديث "لي" جعل مي كنيم‪ ،‬يعني حديث دروغ ما به ضرر پيغمبر‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪18‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫نيست بلكه به نفع آن حضرت است!!!!‪.‬‬
‫هب ب ايضا ًب سمهودي كه خود از طرفداران زيارت است در كتاب‬
‫وفاء الوفاء (صب ‪ ) 1368‬مي نويسد‪:‬ب ((ُروي عصن إبراهيصم بصن سصعد‬
‫بصن إبراهيصم بصن عبصد الرحمصن بصن عوف الزهري أنصه قال ‪:‬مصا‬
‫رأيصصت أبصصي قصصط يأتصصي قصصبر النصصبي وكان يكره إتيانصصه = از‬
‫فرزندان عببد الرحمبن ببن عوف كبه از صبحابة پيغمببر بزرگوار اسبت‪:‬‬
‫روايت مي كنند كه پسرش گفته است‪ :‬من پدرم را هرگز نديدم كه به‬
‫قبببر پيغمبببر نزديببك شود و او آمدن نزد قبببر پيغمبببر را ناپسببند‬
‫مي داشت!!"‪.‬‬
‫و بب در صببدر اسببلم قريبب يبك قرن اصبحاب پيغمبببر ببوب بتابعين‬
‫اصحاب از آمدوشد مردم را از زيارت قبر پيغمبر‪ ،‬صراحه يا كنايه باز‬
‫مي داشتندب چنانكهب بمراتبب بمذكورهب بوب باخبارب بمأثورهب ببهب باينب بحقيقت‬
‫گواهي مي دهد از جمله در كتاب المصنف عبد الرزاق صنعاني (ج ‪،3‬‬
‫ص ‪ )576‬و سنن بيهقي آمده است‪(( :‬عبد الرزاق عن الثوري عن‬
‫أبصي المقدام أنصه سصمع ابصن المسصيِّب ‪ ،‬ورأى قوما ً يسصل ِّمون‬
‫ي قال‪ :‬ما مكث نب ٌّ‬
‫ي في الرض أكثر من أربعين‬
‫على النب ِ ّ‬
‫يوماً = اببو المقدام از سبعيد ببن مسبيب (كبه از فقهاي سببعة مدينبه و‬
‫از تابعيبن متوفاي سبال ‪ 95‬هجري اسبت) گروهبي را ديدكبه بر پيغمببر‬
‫(نزد قببر) سبلم مبي كننبد‪ ،‬گفبت‪ :‬هيبچ پيغمببري بعبد از مرگ بيبش از‬
‫چهبل روز در زميبن نمبي مانبد" يعنبي زيارت پيغمببر ببه تصبور اينكبه آن‬
‫حضرت در قبر يا در اطراف قبر است بي فائده و غلط است!‪.‬‬
‫با تتبع و دقت در كتب تواريخ معلوم و مسلم مي شود كه در صدر‬
‫اسلم و زمان حيات صحابة رسول خدا و تابعين طبقة اولي هيچ خبر‬
‫و اثري از مسألة زيارت در بين مسلمانان نبوده و قبر مطهر پيغمبر‬
‫هرگز مزار ياران ابرار آن بزرگوار قرار نگرفته است! و در سال نود و‬
‫يك هجري به بعبد كه عمر بن عببد العزيبز از جانبب وليد بن عببد الملك‬
‫خليفة اموي مأمور تعمير خرابي ديواري كه از طاق مقبرة رسول الله‬
‫ساقط شده بود گرديد‪ ،‬تا آن زمان هيچ كس به زيارت قبر پيغمبر‬
‫نمي رفت چنانكه قبل گذشت كه جناب حسن مثني و حضرت علي بن‬
‫الحسين ب عليهم السلم ب نوادگان بزرگوار رسول خدا كساني را كه‬
‫بببه قصببد زيارت و سببلم بر آن بيببت شريببف وارد مببي شدنببد مانببع‬
‫مبي گشتنبد! و چون هبر دو ايبن بزرگواران همسباية آن قببر مبارك و از‬
‫همبه كبس بهتبر و آشناتبر ببه مقرارت شرع و آييبن ديبن مببين بودنبد لذا‬
‫بيش از همه كس خود را مأمور به رعايت احكام اسلم مي دانستند‪.‬‬
‫َ‬
‫از جملة دليلي كه مسل ّم مي دارد كه قبر مبارك رسول خدا بر‬
‫حسببب مضمون حديببث شريببف‪" :‬ل تجعلوا قبببري عيدا" تاگذشببت يببك‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪19‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫قرن اصبل ً محل آمدو شد زائران آن حضرت قرار نگرفت‪ ،‬آن است كه‬
‫بر طببق نقبل نور الديبن علي ببن احمبد السبمهودي از صبحيح بخاري در‬
‫"وفاء الوفاء" (ص ‪ 547‬و ‪ )548‬در همان زماني كه عمر بن عبد العزيز‬
‫از طرف وليد بن عبد الملك‪ ،‬مأمور تعمير خرابي مقبرة مبارك و خريد‬
‫خانببه هاي اطراف براي و سببعت دادن بببه روضببة مبارك بود قبببل از‬
‫تعمير در آنجا اثر قدمي روي خاكهاي اطراف قبر ديدند كه از ديدن آن‬
‫وحشتببي بر بينندگان دسببت داد و تصببور كردنببد كببه آن جاي پاي خود‬
‫مر اسبت يعنبي از‬
‫پيغمببر اسبت! و بعدا ً معلوم شبد كبه آن جاي پاي ع ُب َ‬
‫مر بن الخطاب تا آن روز كسي نزد آن قبر منور نرفته بود!‪.‬‬
‫زمان ع ُ َ‬
‫ز ببببب در كتاب كافببببي كتاب الجنائز (ص ‪ ،201‬چاپ اسببببلميه) از‬
‫حضرت صببادق (ع) نقببل شده كببه فرمود‪ :‬كان َ‬
‫ه‬
‫ل الل ِص‬
‫قبُْر َر ُص‬
‫سو ِ‬
‫مَراءَ ‪ ،‬وماننبد ايبن حديبث در طبقات اببن سبعد (ج‬
‫صصبَاءَ َ‬
‫ب َ‬
‫ص ٌ‬
‫م َ‬
‫ح ْ‬
‫ُ‬
‫ح ْ‬
‫ح َّص‬
‫دّ مادري حضرت‬
‫‪ ،2‬ص ‪ )307‬از عمرو ببن عثمان از قاسبم ببن محمبد ج ِ‬
‫ر على‬
‫ص َ‬
‫ت على ِص‬
‫صبادق (ع) آمده اسبت كبه گفتبه اسبت‪(( :‬اطلع ُص‬
‫غ ٍ‬
‫القبور فرأيت عليها حصباء حمراء))‪.‬‬
‫مضمون هببر دو حديببث كافصصي و طبقات ايببن اسببت تببا زمان‬
‫حضرت صادق ب عليه السلم ب كه بيش از صد و بيست سال از هجرت‬
‫گذشتببه بود قبببر رسببول خدا و روپوش آن كببه ريگهاي سببرخ بود بر‬
‫مردم مجهول بود كبه بايبد حضرت صبادق و جدِّ مادري اش "قاسبم ببن‬
‫محمد ابن ابي بكر" از آن خبر دهند و چنانكه حديث قاسم مي گويد او‬
‫در زمانبي كبه كودك بوده ببا سبركشيدن از دريچبه اي يبا پشبت پرده اي‬
‫آن قبر شريف را ديده است‪.‬‬
‫ح بب در هنگام تعميبر ديوار خانبه كبه قببر مبارك در آن بود يبك كاسبة‬
‫چوببي يبا گلي در كنار قببر يبا طاقچبة اطاق بود كبه ببا فرو ريختبن ديوار‬
‫آن كاسببه شكسببت! (طبقات ابببن سببعد‪ ،‬ج ‪ ،2‬ص ‪ 307‬و وفاء الوفاء‪،‬‬
‫ص ‪.)549‬‬
‫ط بب همينكبه ديوار خانبه افتاد سبه قببر در آن مشاهده شبد كبه وليبد‬
‫بن عبد الملك خليفة اموي آنها را نشناخت تا اينكه عمر بن عبد العزيز‬
‫صباحبان آن قبور (= رسبول خدا و شيخيبن) را معرفبي كرد‪ ،‬اگبر تبا آن‬
‫روز زيارتببي معمول بود‪ ،‬ايببن قبور اينسببان مجهول نبودنببد كببه محتاج‬
‫سؤال باشد‪.‬‬
‫ي بب در المصصنف (ج ‪ ،3‬ص ‪ )503‬عبصد الرحمصن بصن قاسصم بصن‬
‫محمصد بصن ابصي بكصر گفتبه اسبت‪ :‬هنگامبي كبه ديوار خانبة قببر رسبول‬
‫خدا فرو ريخبت من ببه پرده دار آن گفتبم‪ :‬پرده را بلنبد كبن تا مبن آن‬
‫را بببينم همينكبه پرده دار آن را بلندكرد اطراف قببر را زميبن خراشيده‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪20‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫اي ديدم كبه روي آن رمبل اسبت ماننبد رملهاي عرصبه‪ ،‬بايبد دانسبت كبه‬
‫عبببد الرحمببن بببا اينكببه از وارثان عايشببه بود هنوز تببا آن زمان قبببر را‬
‫نديده بود!‪.‬‬
‫ايبن علمات دهگانبه دليبل اسبت كبه حديبث شريبف‪ :‬ل تجعلوا قببري‬
‫عيداً‪ ،‬بيش از يك قرن عمل ً در كمال قوت بود! تلك عشرةٌ كاملة‪.‬‬
‫‪14‬ببب مهمتريببن دليببل بر اينكببه زيارت معمول در زمان مببا از قبور‬
‫اولياء‪ ،‬هرگبز در بيبن مسبلمين صبدر اول و ائمبة هدي بب عليهبم السبلم بب‬
‫كبه ايبن همبه روايات و احاديبث در ثوابهاي زيارت را ببه ايشان نسببت‬
‫داده انبد‪ ،‬معمول نبود و ببي اعتبار اسبت‪ ،‬آن اسبت كبه در هيبچ تاريبخ‬
‫معتبببري ديده نمببي شود كببه يكببي از ايببن بزرگواران براي زيارت قبببر‬
‫سفَر‬
‫پيغمببر يبا انببياي ديگبر يبا زيارت قببر يكبي از امامان شد ّ رحال و َب‬
‫كرده باشبد‪ ،‬و باور كردنبي نيسبت كبه امامبي كبه خود از اعببد عباد الله‬
‫اسبت‪ ،‬بلكبه حتبي يبك مسبلمان معتقبد‪ ،‬مردم را ببه عبادتبي امبر كنبد و‬
‫خود از آن خودداري نمايبد!! آيبا چنيبن كسبي مشمول آيبة قرآن نيسبت‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ما َل ت َ ْ‬
‫م تَ ُ‬
‫ن؟‪.‬‬
‫ها ال ّ ِ‬
‫علُو َ‬
‫قولُو َ‬
‫ف َ‬
‫كه مي فرمايد‪ ﴿ :‬يَا أي ُّ َ‬
‫ذي َ‬
‫ن َ‬
‫منُوا ل ِ َ‬
‫نآ َ‬
‫َص‬
‫ما َل ت َ ْ‬
‫ن تَ ُ‬
‫م ْ‬
‫ن!﴾ = اي كسباني كبه‬
‫قت ًصا ِ‬
‫علُو َص‬
‫عنْدَ الله أ ْ‬
‫ف َ‬
‫قولُوا َص‬
‫كَبَُر َ‬
‫ايمان آورده ايبد چرا كاري كبه خود نمبي كنيبد بدان قائل مبي شويبد‪ ،‬در‬
‫نزد خدا بزرگتريبن بغبض شديبد و دشمنبي اسبت كبه كاري را كبه خود‬
‫نمي كنيد بدان قائل شويد"(الصف‪.)3-2/‬‬
‫مثل ً در احاديببث زيارت آورده انببد كببه حضرت رضببا (ع) فرموده‬
‫ج َّ‬
‫عت ِصي أ َص َّ‬
‫د ُ‬
‫ل‬
‫ن‬
‫اس بت‪ (( :‬أَبْل ِ ص ْ‬
‫ه َ‬
‫ل ِ‬
‫عنْدَ الل ِص‬
‫ع ِ‬
‫غ ِ‬
‫و َ‬
‫زيَاَرت ِصي ت َ ْ‬
‫شي َ‬
‫عَّز َ‬
‫ِ‬
‫ح َّ‬
‫ح َّ‬
‫ع َ‬
‫ف ُ‬
‫ل‪َ :‬‬
‫ة! َ‬
‫قا َ‬
‫ة؟؟‬
‫ر عليه السلم أَل ْ َ‬
‫أَل ْ َ‬
‫ج ٍ‬
‫ج ٍ‬
‫ف َ‬
‫ج ْ‬
‫ت ِلَب ِي َ‬
‫ف َ‬
‫قل ْ ُ‬
‫ف ٍ‬
‫ل‪ :‬إي والل ه وأَل ْ َ َ‬
‫ح َّ‬
‫َ‬
‫ه)) = به‬
‫ن َزاَر هُ َ‬
‫ح ِّ‬
‫ق ِ‬
‫ج ٍ‬
‫رفا ً ب ِ َ‬
‫ف َ‬
‫ف أل ْ ِ‬
‫م ْ‬
‫ة لِ َ‬
‫ِ َ‬
‫َ‬
‫عا ِ‬
‫قا َ ِ‬
‫َ‬
‫شيعيان مبا برسبان كبه ثواب زيارت مبن در نزد خداي عَّز وج ّ‬
‫ل برابر ببا‬
‫ثواب هزار حبج اسبت!‪ ،‬راوي مبي گويبد‪ :‬ببه حضرت امام محمبد تقبي‬
‫پسبر حضرت رضبا بب عليهمبا السبلم بب عرض كردم‪ :‬برابر ببا ثواب هزار‬
‫حبج اسبت؟! حضرت فرمود‪ :‬آري ببه خدا سبوگند برابر ببا هزار هزار (=‬
‫يك ميليون) حج است‪ ،‬براي كسي كه زيارت كند در حالي كه عارف به‬
‫حق آن جناب باشد!!!(‪.)1‬‬
‫در اينجا اين سؤال پيش مي آيد كه هرگاه اين سخن درست باشد‬
‫كبه ثواب زيارت حضرت رضبا (ع) برابر ببا ثواب هزار حبج باشبد تبا چبه‬
‫رسبد ببه اينكبه برابر ثواب هزار هزار حبج باشبد‪ ،‬و ثواب حبج مسبتحبي‬
‫طببق احاديثبي كبه از هميبن بزرگوارن رسبيده افضبل از صبله وصبيام و‬
‫حتبي ببا لتبر از آزاد كردن بنده و حتبي طببق روايتبي از حضرت صبادق‬
‫‪1‬‬

‫() مستدرك الوسائل‪ ،‬ج ‪ ،2‬ص ‪.225‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪21‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫(ع)‪ ،‬پيغمببر خدا ببه مردي كبه از فوت حبج متأسبف بود و از رسبول‬
‫خدا خواسبت كبه او را ببه عملي هدايبت كنبد كبه اجبر حاجبي را داشتبه‬
‫باشبد‪ ،‬رسبول خدا فرمود‪ :‬ببه ايبن كوه اببو قببيس نگاه كبن! اگبر همبة‬
‫كوه ابو قببيس براي تبو طل باشبد و تبو آن را در راه خدا انفاق كنبي‪ ،‬ببه‬
‫ثوابي كه حاجي بدان دست مي يابد نخواهي رسيد! يا ثوابهاي بسياري‬
‫كه در تهذيب شيخ طوسي آمده است‪.‬‬
‫هرگاه مطلب چنيبن باشبد حضرت امام محمبد تقبي (ع) كبه نزديبك‬
‫هيجده سببال در دربار مأمون‪ ،‬بببه عنوان دامادي محترم مببي زيسببت و‬
‫مأمون حضرت رضببا (ع) را در خراسببان در قبببة هارونببي دفببن نمود و‬
‫زيارت دامادش از قببر پدرش كبه در آن قببر هارون هبم بود هيبچ مانعبي‬
‫نداشببت‪ ،‬بلكببه موجببب خوشحالي او هببم مببي شببد! چرا از درك چنيببن‬
‫ثواب بزرگببي خودداري فرمود؟! در حالي كببه علوه بر درك ثواب يببك‬
‫ميليون حجبي كبه خود قائل بود‪ ،‬و ل أقبل ثواب هزار حجبي كبه در كتاب‬
‫خود حضرت رضبببا (ع) آمده بود‪ ،‬چنبببد فائده فوق العادة ديگبببر هبببم‬
‫داشت‪:‬‬
‫أب حضرت رضا (ع) پدر حضرت امام محمد تقي (ع) بود‪ ،‬علوه بر‬
‫درك زيارت‪ ،‬ثواب بّر به والد هم مي برد!‪.‬‬
‫ب ب اين عمل او حجت و سند بود براي كساني كه زيارت را امري‬
‫مشروع و مستحب مي دانستند‪.‬‬
‫ج ب زيارت او موجب مي شد كه ديگران هم باكمال اطمينان بدين‬
‫عمل اقدام كنند‪.‬‬
‫نببه تنهببا حضرت امام محمببد تقببي (ع) بببه ايببن عمببل كببه تببا حدي‬
‫مشقبت مسبافرت داشبت زيرا از بغداد كبه مدتهبا در آن بود تبا خراسبان‬
‫مسافتي طولني بود هرچند با رفاهيت و وسائلي كه مأمون خليفه در‬
‫اختيارش مبي گذاشبت‪ ،‬چندان مشكبل نبود‪ ،‬عمبل نكرد بلكبه حتبي ببه‬
‫زيارت جببد بزرگوارش حضرت موسببي بببن جعفببر (ع) كببه در همان‬
‫نزديكببي بغداد در مقابر قريببش آن روز و كاظميببن امروز واقببع اسببت‪،‬‬
‫نرفبت! در حالي كبه طببق اخبار بسبياري كبه از پدر بزرگوارش حضرت‬
‫رضببا (ع) در كتببب احاديببث آورده انببد ايببن عمببل آن حضرت نيببز فوائد‬
‫بسبيار داشبت كبه علوه بر درك ثواب بسبيار زيارت‪ ،‬و درك ثواب بّر ببه‬
‫والديبن‪ ،‬شهرت زنده بودن حضرت كاظبم (ع) كبه طائفبة واقفيبه قائل‬
‫بودنبد و آن حضرت را قائم آل محمبد و آخريبن امام دانسبته و ائمبة بعبد‬
‫از وي را قبول نداشتنببد عمل انكار و بببه هببر صببورت از كثرت و شدت‬
‫واقفيه با اين عمل‪ ،‬تا حد بسياري مي كاست و موجب تصديق رواياتي‬
‫كه از پدرش در ثواب زيارت جدش آمده بود مي گشت!‪.‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪22‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫بببه موجببب ايببن روايات و ملحظببة آن رفاهيات كببه براي حضرت‬
‫جواد الئمه (ع) حاصل بود‪ ،‬جنابش را ب العياذ بالله ب مي توانيم از چند‬
‫جهببت مقصببر بدانيببم! زيرا آن حضرت علوه بر آنكببه از زيارت پدر و‬
‫جدش ‪ ‬با همة امكاناتي كه در اختيار داشت از زيارت بزرگترين كسي‬
‫كه از همه كس نه تنها بر حضرت جواد بلكه بر تمام مسلمانان حقوق‬
‫بسيار داشت يعني حضرت مولي الموحدين امير المؤمنين علي بن ابي‬
‫طالب ‪ ‬كببه قبببر مباركببش بنابر مشهور در نجببف يعنببي نزديببك بغداد‬
‫است كه آن روز مقر و مسكن داماد خليفه بود خودداري كرد!!!‪.‬‬
‫در حالي كببه زيارت حضرت اميببر المؤمنيببن (ع) از چنببد جهببت بر‬
‫حضرت امام محمد تقي (ع) واجب مي نمود!‪:‬‬
‫أب در احاديث بسياري از ائمه ب عليهم السلم ب ‪ ،‬ثواب بي شماري‬
‫براي زائر اميببر المؤمنيببن (ع) وارد شده حتببي تهديداتببي وحشببت زا !‬
‫ن تََر َ‬
‫ك‬
‫م ْ‬
‫چون روايتي كه از حضرت صادق (ع) آورده اندكه فرمود‪َ (( :‬‬
‫َ‬
‫ه)) = كسي كه زيارت‬
‫ه إِلَي ْ ِ‬
‫مؤ ِ‬
‫زيَاَرةَ أ ِ‬
‫منِي َ‬
‫ر الل ُ‬
‫ن ‪ ‬لَ ْ‬
‫ر ال ُ‬
‫م يَنْظُ ِ‬
‫مي ِ‬
‫ِ‬
‫حضرت اميببر المؤمنيببن (ع) را ترك كنببد‪ ،‬خدا بببه نظببر رحمببت بر او‬
‫نمبي نگرد!‪ .‬و ايبن تهديدي نيسبت كبه اگبر روايبت صبحيح باشبد بتوان آن‬
‫را آسان گرفت‪.‬‬
‫ب ببب در زيارت اميببر المؤمنيببن علوه بر آن ثوابهببا‪ ،‬ثواب بّر بببه‬
‫والدين نيز وجود داشت زيرا آن حضرت ابو الئمه است‪.‬‬
‫ج بب عمبل آن حضرت مسبألة زيارت قبور را كبه در كراهبت مشهور‬
‫است تخفيف مي داد ! اما همين خودداري حضرت جواد وائمة ما قبل‬
‫و بعببد او ب ب عليهببم السببلم ب ب ‪ ،‬دليببل بزرگببي اسببت برصببحت كراهببت‬
‫زيارت!‪.‬‬
‫دبب زيارت آن حضرت اميبر المؤمنيبن (ع) را در نجبف‪ ،‬تصبديق او از‬
‫مزاري اسبت كبه هارون الرشيبد ببه حدس و گمان و گفتبة يبك دهقان از‬
‫قبر مولي متقيان‪ ،‬در آن بيابان بنياد نهاد‪ ،‬كه اكثر مورخان از قبول آن‬
‫اباء دارند!!‪.‬‬
‫اگر يك زيارت از طرف حضرت جواد ب عليهم السلم ب در آن مزار‬
‫صورت مبي گرفت بيبش از ه مه‪ ،‬مأمون‪ ،‬از آن جناب ممنون مي شبد‪،‬‬
‫زيرا پدر مأمون اسباس بارگاه نجبف را بنبا نهاد‪ ،‬و ضمنا ً دليلي بزرگ بر‬
‫صحت روايات زيارت مي شد‪.‬‬
‫پبس و قتبي مبي بينيبم حضرت جواد (ع) كبه بيبش از ائمبة مبا قببل‬
‫خود امكان عمبل كثيبر الثواب زيارت قبور پدران بزرگوار خود را دارد و‬
‫بنا به نقل روايات منتسبه به آن جناب از همة ائمة بيشتر براي زيارت‬
‫ثواب قائل اسبت‪ ،‬چنانكبه ثواب زيارت حضرت رضبا بب عليبه السبلم بب را‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪23‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫كببببه خود حضرت برابر بببببا هزار حببببج مببببي گيرد‪ ،‬حضرت جواد (ع)‬
‫مبي فرمايبد‪ :‬هزار هزار حبج اسبت(‪ )1‬و مبع هذا بدان مبادرت نمبي كنبد‪،‬‬
‫مبي دانيببم كبه مطلب چنيبن نيسبت و ايبن گفتبه فرمايبش آن حضرت‬
‫نيسببت‪ ،‬و رواياتببي از حضرت جواد و سبباير ائمببة (ع) كببه ايببن روايات‬
‫ثواب زيارتهبا را ببه ايشان‪ ،‬نسببت داده انبد‪ ،‬صبحيح نيسبت‪ ،‬زيرا در آن‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫م تَ ُ‬
‫ن‬
‫ها ال ّ ِ‬
‫قولُو َص‬
‫صبورت ناچار مشمول همان آيبة‪﴿ :‬ي َصا أي ُّص َ‬
‫ذي َص‬
‫منُوا ل ِص َ‬
‫نآ َ‬
‫ما َل ت َ ْ‬
‫ن؟﴾ = "چرا كاري را كبه خود انجام نمبي دهيبد بدان قائل‬
‫علُو َ‬
‫ف َ‬
‫َ‬
‫مي شويد‪ ،‬مي شوند! و ما هرگز چنين اعتقادي در بارة آن بزرگواران‬
‫ندرايم" (الصف‪.)2/‬‬
‫نكتة قابل توجه و مهم اين است كه اگر تتبع شود زيارت قبر هيچ‬
‫امامي را از طرف هيچ امامي در هيچ تاريخ معتبري نمي توان يافت!‪،‬‬
‫و اما آنچه در خصوص زيارت حضرت صادق (ع) از قبر امير المؤمنين‬
‫(ع) آمده اسبت در صبفحات بعدي هميبن كتاب از ضعبف و سبستي آن‬
‫مطلع خواهيد شد‪.‬‬

‫‪‬‬

‫‪1‬‬

‫‪‬‬

‫‪‬‬

‫() در بطلن اينگونه روايات ترديد نيست چه هر عاقل منصفي مي داند كه اگر زيارت مرقد‬
‫انبياء و ائمة ب عليهم السلم ب ثواب هزار حج و مانند آن را داشت‪ ،‬شايسته بلكه واجب بود‬
‫كه در قرآن كريم كه تبيانا لكل شيء بوده و به صفت يهدي للتي هي اقوم ممتاز است‪ ،‬به‬
‫چنين ثوابي امر شود‪ ،‬نه اينكه در آن به حج و حتي امور جزئي و كم ثوابتر امر شود‪ ،‬اما در‬
‫بارة عملي كبه از حيبث اجبر ثواب هزار بلكبه هزاران برابر آن اسبت كمتريبن سبخني ببه ميان‬
‫نيايد!!!‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪24‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫حل مشكل و رفع معضل‬
‫پبس ببا بيانبي كبه گذشبت و دليبل عقلي و نقلي كبه آورديبم‪ ،‬معلوم‬
‫شبد م سألة زيارت كه در ايبن امت تا ا ين حد وسبعت و گسترش يافته‬
‫است و اكثر مردم مي پندارند كه يكي از فرائض مهمة الهيه‪ ،‬و ركني‬
‫از اركان عظيمبة اسبلمي اسبت‪ ،‬ببه هيبچ اصبلي از اصبول ديبن متكبي‬
‫نيست و اكثر تبعاتش از بدعتها مايه مي گيرد!!‪.‬‬
‫شايد خواننده از خود بپرسد پس اين همه روايات و احاديثي كه در‬
‫خصوص زيارت در كتب فريقين از شيعه و سني وجود دارد و اين همه‬
‫مزارات و بقاع كه در كشورهاي اسلمي بر قبور اموات بنا شده است‬
‫و اين قافله هاي بسيار زوّار كه از يمين و يسار بلد و قراء رهسپار به‬
‫سبوي هبر مزار و فرقبه اي مقيبم و ثاببت و گروهبي متحرك و سبياراند‬
‫چيسبت؟ و ايبن همبه كتبب و رسبائل زيارت و آداب آن را كبه از جانبب‬
‫اَعلم منتشر مي شود‪ ،‬چه چيز باعث است؟!‬
‫شايد بتوان تنها از كتب شيعه چون "كامل الزياره" و "تهذيب"‬
‫و "اسصصتبصار" و "كافصصي" و "مصصصباح" و سبباير رسببائل و صببحائف‪،‬‬
‫نزديببك بببه هزار حديببث و روايببت يافببت كببه در ثواب زيارت و آداب و‬
‫رسببوم دخول بببه مشاهببد و خواندن زيارات متعددي كببه پاره اي داراي‬
‫عباراتي مانند‪" :‬السلم على عين الله الناظرة ويده الباسطة"‬
‫اسبت‪ ،‬واردشده‪ ،‬كبه از آنهبا جناب آيبت الله العظمبي! در كتاب "امراء‬
‫ه ستي"‪ ،‬اسبتناد ببه وليبت تكوينبي امام نموده اسبت‪ ،‬آيبا ممكبن اسبت‬
‫بيهوده سخن به اين درازي باشد؟!‪.‬‬
‫اينبك مبا بعون الله تعالي در ايبن مختصبر تبا حدي كبه بگنجبد مسبأله‬
‫را روشن مي كنيم‪:‬‬
‫لزم اسببت كببه ايببن نكتببه را در نظببر داشتببه باشيببم كببه از كثرت‬
‫احاديبث و بسبياري كتبب و رسبائل در ايبن باب بلكبه در هيبچ موضوعبي‬
‫نبايبد و حشبت داشبت‪ ،‬زيرا اگببر كسبي ببا كتبب و رسبائل‪ ،‬سبر و كار‬
‫داشتبه باشبد و بر احاديبث و اخبار احاطبه حاصبل نمايبد‪ ،‬مبي بينبد و مبي‬
‫دانبد كبه بسبياري از ايبن نوشتبه هبا ازرش اعتناء نداشتبه‪ ،‬بلكبه بهتريبن‬
‫خدمت به بشريت آن است كه آنها را باكمال احترام به دريا بريزند!! و‬
‫كثرت احاديببث هببم در پاره اي مواضببع اهميتببي ندارد‪ ،‬و همان مثببل‬
‫معروف را بايببد در مقابببل دليببل عقلي و حسببي و تاريخببي كببه آن را‬
‫باطببل مببي نمايببد بببه كار برد كببه‪ :‬هزار كلغ را بببا يببك كلوخ مببي توان‬
‫پَراند!‪.‬‬
‫شمبا مبي بينيبد كبه در مقاببل صبدها حديثبي كبه در خصبوص زيارت‬
‫َ‬
‫آمده است مسل ّما ً بهترين آن مزارها بايد قبر منور پيغمبر خدا ‪ ،‬باشد‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪25‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫كبه شيعبه و سبني در خصبوص زيارت آن حضرت در كتبب خود احاديثبي‬
‫آورده اند! اما ما با دليل عقلي و نقلي ثابت كرديم كه قبر رسول خدا‬
‫در حدود يبك قرن كبه اصبحاب بزرگوار او حيات داشتنبد‪ ،‬هرگبز مورد‬
‫زيارت هيچ مسلماني قرار نگرفت تا چه رسد به قبر ديگران از ائمه و‬
‫اولياء‪.‬‬
‫پس‪ ،‬هرگاه قبر رسول خدا هيچگاه در صدر اسلم مورد زيارت‬
‫مسببلمانان نبوده و اصببحاب و ذراري آن بزرگوار‪ ،‬پاره اي از مردم بببي‬
‫اطلع از احكام اسبلم را از زيارت پيغمببر ممنوع مبي داشتنبد‪ ،‬ديگبر‬
‫چبه اعتبار ببه احاديبث وارده در ايبن موضوع خواهبد بود كبه يقينا ً از آثار‬
‫طاريه از ديگران‪ ،‬بر اسلم است‪.‬‬
‫همه مي دانيم كه اسلم تنها در محل ظهور خود (= مكه و مدينه)‬
‫محبوس نمانبد‪ ،‬بلكبه ببه اذن خدا و كوشبش مسبلمانان ببه اقصبي نقاط‬
‫جهان راه يافبت‪ ،‬و اكثبر نقاط معمورة عالم كبه در برابر اسبلم تسبليم‬
‫شدنبد و داراي آداب و سبنن خاصبي بودنبد كبه از تمدن مخصبوص آنان‬
‫مايبه مبي گرفبت كبه از آن جمله در پاره اي كشورهاي متمدن آن روز‪،‬‬
‫احترام ببه مردگان و بنياد بقعبه و بارگاه برگور آنان بود‪ ،‬چون مصبر كبه‬
‫در آن مقابر الملوك وجود داشت و قبور فراعنه با عظمت فوق العاده‬
‫بنببا مببي شببد و اهرام ثلثببة موجود‪ ،‬از آثار روشببن ايببن عقيده اسببت‪،‬‬
‫همچنيبن در ايران كبه قببر كورش كببير و داريوش و پازارگاد و كوردختبر‬
‫و سبباير آثار ناشببي از احترام بببه اموات‪ ،‬در گوشببه و كنار آن موجود‬
‫اسببت‪ ،‬و در خود حجاز هببم در جاهليببت و شرك براي مردگان اثببر و‬
‫قدرت فوق العاده اي قائل بودنبد‪ ،‬و ظاهرا يكبي از علل و حكمبت نهبي‬
‫از زيارت قبور‪ ،‬هميببن عقيدة فاسببدة جاهليببت بببه قدرت و احاطببه و‬
‫تصرف مردگان در امور زندگان بود‪ ،‬كه اسلم با تمام كوشش در محو‬
‫آثار غلط جاهليبت كوشيبد‪ ،‬امبا مبي بينيبم بعبد از غروب خورشيبد نبوت‪،‬‬
‫باز هبم ببه تدريبج آثار جاهليبت‪ ،‬زنده مبي شود علي الخصبوص پبس از‬
‫اينكه مسلمانان با مردم ممالك ديگري كه از حيث قدمت و مدنيت بر‬
‫آنان برتري داشتنبد همنشيبن مبي شونبد‪ ،‬ببه ويژه در زمان عباسبيان كبه‬
‫دولت و خلفبت اسبلمي يسبكره در اختيار اشراف ايران قرار گرفبت!‪،‬‬
‫اكثببر آداب و عادات ايران بببه نام آداب اسببلم در ميان مسببلمين رايببج‬
‫شد‪ ،‬مخصوصا ً آداب و سنن تجهيز اموات چون تشييع جنائز اشراف‪ ،‬با‬
‫توق و ع َلَم و بوق و كرنبا و برافراشتبن و بنياد بقعبه و دخمبه و روشبن‬
‫كردن چراغ و تشريفات ديگر‪ ،‬بدين ترتيب مسألة زيارت اموات رونقي‬
‫تازه يافت‪.‬‬
‫پبس‪ ،‬علت سبادة ايبن كيفيبت همان تقليبد و تبعيبت از سبنن و آداب‬
‫ملل غيببر اسببلمي اسببت كببه خواه ناخواه بر مسببلمانان تأثيببر نهاد ودر‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪26‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ميان آنان رواج يافت‪.‬‬
‫اما بايد ديد براي چه اين همه ثواب و فضليت براي زيارت اموات‬
‫در كتب احاديث و زيارت آمده است كه منظور اصلي ما هم از تأليف‬
‫اين رساله‪ ،‬تحقيق همين و ضعيت است كه مي بينيم مسألة زيارت در‬
‫دين اسلم‪ ،‬خصوصا ً در مذهب شيعه از بزرگترين عبادات شمرده شده‬
‫تبا آنجبا كبه سبائر عبادات ببه لحاظ ثواب‪ ،‬تحبت الشعاع آن قرار گرفتبه‬
‫است!!‪.‬‬

‫‪‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪‬‬

‫‪27‬‬

‫‪‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫علت توجه به زيارت و اهميت يافتن آن‬
‫علت توجه به زيارت اولياء‪ ،‬در مذهب شيعه‪ ،‬دوچيز است‪:‬‬
‫‪1‬بب سببياست شيعببه را در امببر ديانببت و در مسببألة زيارت‪ ،‬نقشببي‬
‫اسباسي بود‪ ،‬و علتبش آن بود كبه مبي دانيبم‪ :‬طرفداران حضرت اميبر‬
‫المؤمنين (ع) كه در اواخر زمان حيات رسول خدا عدة مخصوص را‬
‫تشكيل مي دادند‪ ،‬پس از صلح امام حسن (ع) با معاويه‪ ،‬و در نتيجة‬
‫فشار دولت بني اميه وضعيتي پيش آمد كه ناچار به اختفاء و استتار‬
‫شدند‪ ،‬و با تمام تلشهايي كه چه در زمان حضرت امام حسن (ع) و‬
‫چه بعد از آن به كار بردند‪ ،‬در انتقال دولت از نبي اميه به آل علي (ع)‬
‫نتيجه اي نگرفتند تا اينكه فاجعة خونين جگرسوز و دلگداز كربل پيش‬
‫آمد به صورتي كه همه كس بيش و كم از آن آگاه است‪ ،‬از اين رو‬
‫مخالفانب بحكومتب بامويب بكهب بالبتهب ببسياريب بازب بآنانب بدرب بشمارب بدوستان‬
‫نادان بوده اند‪ ،‬براي تضعيف امويان و اقناع مردم به نامشروع بودن‬
‫حكومت اين خاندان و جنباندن و شوراندن مردم عليه آل اميه‪ ،‬از يك‬
‫سو به انتشار فضائل كم مثال علي (ع) و حضرت حسنين ب عليهم‬
‫السلمب ببب بكهب بهنوزب بچونب بدريايب بمواجب بدرب بسينةب بباقيماندگانب باصحاب‬
‫رسول الله مي جوشيد‪ ،‬پرداختند و حتي در اين عرصه از جعل اخبار‬
‫نيز دريغ نورزيدند و از سوي ديگر به ذكر متاعب و مصائبي كه از‬
‫ستمگران اموي بر ابرار و اخيار آل علي (ع) به خصوص حضرت سيد‬
‫الحرار حسين بن علي ب عليهما السلم ب وارد آمده بود پرداختند و در‬
‫اين ميدان نيز از جعل خبر پرهيز نداشتند و سرانجام نيز دولت بني‬
‫اميه به زوال و اضمحلل نزديك شد‪ ،‬اما با روي كار آمدن بني عباس‬
‫نيز از ارتكاب مظالم به آل علي (ع) كاسته نشد و در نتيجه همين‬
‫طريقه يعني ذكر مظالم مخالفين و مصائب اهل بيت ب عليهم السلم ب‬
‫و بيان فضائل بسيار آنان‪ ،‬ادامه يافت‪ ،‬بديهي است براي تشويق و‬
‫تحريكب بافرادب ببهب باينگونهب باعمالب ب(زيارتب بوب بعزاداري)ب بكهب بخودب باز‬
‫كارآمدترينب بروشهاب بدرب بآنب بزمانب ببود‪،‬ب بجعلب باينگونهب باحاديثب بدرب بثواب‬
‫زيارت و تعزيت و نسبت دادان آن به كساني كه مقبول القول اند يعني‬
‫ائمة اهل بيت (ع)‪ ،‬امري مورد انتظار بود!! زيرا در مردم تأثير بسيار‬
‫مي گذاشت اما اثري موقت و زود گذر!‪.‬‬
‫شايدب بنسبتب بجعلب باحاديثب بدرب بنظرب بپارهب بايب بازب بخوانندگانب بباور‬
‫كردني نيايد‪ ،‬ليكن آنان كه به تاريخ حديث و سير آن آشنايند مي دانند‬
‫كهب باينب بامرب بدرب بنظرب بسياستمدارانب بوب بمصلحتب بانديشانب ببسيب بآسان‬
‫است‪ ،‬به شرحي مختصر كه پس از اين خواهد آمد ان شاء الله‪.‬‬
‫‪ 2‬ب علت ديگر كه در جعل اينگونه احاديث اثري بيشتر داشت و‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪28‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫كسان بسياري را به جعل آن برمي انگيخت‪ ،‬دشمني باطني با حقايق‬
‫اسلم و تعاليم قرآن بود‪ ،‬زيرا قرآن چونان نور مبيني بود كه از كانون‬
‫ربوبيت برا فروخته و از قلب طبيعت تراويده بود‪ ،‬و انسان را رهين‬
‫اعمال و كردار خود مي شناخت مي فرمود‪﴿ :‬ك ُ ُّ‬
‫ب‬
‫س َ‬
‫ما ك َص َ‬
‫ر ٍ‬
‫ئ بِ َ‬
‫لا ْ‬
‫م ِ‬
‫ن﴾ = هببر انسبباني در گببر و اعمال خودش اسببت" (الطور‪﴿ )21/‬‬
‫َر ِ‬
‫هي ٌص‬
‫شَّراً‬
‫ً‬
‫مث ْ َ‬
‫مث ْ َ‬
‫َ‬
‫ة َ‬
‫قا َ‬
‫م ْ‬
‫قا َ‬
‫م ْ‬
‫ة َ‬
‫ل ذََّر ٍ‬
‫ل ِ‬
‫ل ذََّر ٍ‬
‫ل ِ‬
‫من ي َ ْ‬
‫من ي َ ْ‬
‫ع َ‬
‫و َ‬
‫ع َ‬
‫ف َ‬
‫خيَْرا يََرهُ‪َ .‬‬
‫رهص ص= هركبه ببه مقدار ذره اي نيكبي كنبد [پاداش] آن را مبي بينبد و‬
‫ي َ َ ُ﴾‬
‫هركبه ببه قدر ذره اي بدي كنبد [جزاي] آن را مبي بينبد" (الزلزله‪.)9-8/‬‬
‫و اينگونبه ذره بينبي و دقبت و ببه اصبطلح موشكافبي! كسباني را كبه‬
‫مببي خواسببتند دري گشاده و ميدانببي آزاد براي اجراي شهوات داشتببه‬
‫باشند طبعا ً به دنبال بازاري بودندكه متاعي در آن يافت شود كه باتمام‬
‫ولنگاري و بي بند و باري آنان را از محاسبة يوم الحساب در امان دارد‬
‫نبه تنهبا از سبختي و شدت عذاب يوم عظيبم نجات بخشبد و از ندامبت‬
‫َ‬
‫سُرور حور و‬
‫شَرر بار يوم الحسببره بيمببه كنببد بلكببه از وعده هاي پببر ُ ب‬
‫قصور بهشت و رضوان نيز مسرور دارد‪.‬‬
‫چنين خواسته هايي عرضه كنندگاني به وجود آورد كه هم فاجران‬
‫و فاسقان از متاع شفاعت بر خوردار مي شدند و اين امتياز به وسيلة‬
‫توسبل و تضرع در برابر بنده اي مسبؤول انجام مبي يافبت و ببا زيارت‬
‫مي ّببِتي مقبور و خواندن چنببد كلمببة نببا مفهوم بببه عنوان دعائي مأثور‪،‬‬
‫َ‬
‫مسبلوب العيوب و مغفور الذنوب مبي شدنبد‪ ،‬و هبم ببه وسبيلة اينگونبه‬
‫بدعتهببببا از اتيان تمام احكام و رعايببببت حلل و حرام و تحمببببل انواع‬
‫مشقات عبادت‪ ،‬آسبببوده گشتبببه‪ ،‬و سبببر انجام باكمال احترام در روز‬
‫واپسين داخل بهشت برين مي شدند!‪.‬‬
‫ابتداء پيدايببش اينگونببه احاديببث از جاعلن كببه هدف از آن ازميان‬
‫بردن اوامببر و نواهببي قرآن بود و بيشببك از ناحيببة دشمنان اسببلم بببه‬
‫وسبيلة عالم نمايان ببه ظاهبر مسبلمانان صبادر مبي شبد در همان زمان‬
‫حيات رسبول الله نيبز كبم و بيبش ديده مبي شبد تاجايبي كبه خود آن‬
‫حضرت ناچار شببد كببه قيام فرموده و مردم را از ايببن خطببر بزرگ بر‬
‫حذر دارد چنانكببه بببه فرمودة اميببر المؤمنيببن (ع) خود رسببول خدا‬
‫خطببه اي خوانبد و فرمود‪" :‬لقبد كثرت علي الكذاببه ‪ .....‬فمصن كذب‬
‫فلْيتَب َ ْ‬
‫م ْ‬
‫عل ّ صَ‬
‫عدَ صهُ فصصي النار = "دروغ بسببتن بر مببن‬
‫ع ِّ‬
‫ق َ‬
‫مت َ َ‬
‫وأ َ‬
‫ي ُ‬
‫مدا ً َ َ َ ّ‬
‫بسيار شده ‪ ......‬هركه عامدانه بر من دروغي بگويد‪ ،‬بايد كه جايگاهش‬
‫را در دوزخ بگيرد"‪.‬‬
‫امببا هنوز اصببحاب امجاد آن حضرت در قراء و بلد بودنببد كببه بازار‬
‫حديبث كبه در اوايبل بسبي كسباد بود بعدهبا ببه علت رواج‪ ،‬رو ببه ازدياد‬
‫نهاد و بببه همان علت گشاد بازي بببه فرمايببش جناب سببلمان محمدي‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪29‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ملجأ وپناهگاه فراريان از قرآن قرار گرفت‪.‬‬
‫در رجال كشبي از حضرت باقبر (ع) روايبت شده كبه مبي فرمود‪:‬‬
‫ن‪،‬‬
‫((عصن محمصد بصن حكيصم‪ ،‬قال ذُكَِر عنصد أبصي جعفصر ‪ ‬سصلما ُ‬
‫ن المحمدي‪ ،‬إن سصلمان من َّصا أه َ‬
‫ل البيصت‪ ،‬إنصه‬
‫فقال ذلك سصلما ُ‬
‫كان يقول للناس هربتصم مصن القرآن إلى الحاديصث‪ ،‬وجدتصم‬
‫كتابا ً رقيقا ً حوسصصبتم فيصصه على النقيصصر والقطميصصر والفتيصصل‬
‫وحبصة خردل فضاق ذلك عليكصم وهربتصم إلى الحاديصث التصي‬
‫اتَّسعت عليكم))‪.‬‬
‫مضمون حديببث شريببف آن اسببت كببه در نزد حضرت امام محمببد‬
‫باقببر (ع) نام سببلمان برده شببد حضرت فرمودنببد‪ :‬او سببلمان محمدي‬
‫اسبت همانبا سبلمان از مبا اهبل بيبت اسبت‪ ،‬او بود كبه همواره ببه مردم‬
‫مي گفت‪ :‬شما مردم از قرآن گريخته به احاديث پناه برديد از آن جهت‬
‫كبه قرآن را كتاببي يافتيبد كبه شمبا را بر نقيبر و قطميبر و فتيبل و خردل‬
‫(يعنبي ببه اندك چيزي چون پوسبتة هسبتة خرمبا و خال پشبت هسبته) ببه‬
‫حسباب مبي كشبد‪ ،‬از ايبن جهبت برشمبا پذيرش قرآن سبخت آمبد و ببه‬
‫تنگنا افتاديد‪ ،‬لذا به احاديث پناه برديد زيرا بر شما گشايش داد!!!(‪.)1‬‬
‫بببا اينكببه در ابتداء و زمان حيات رسببول الله نقببل احاديببث كببم‬
‫اتفاق مببي افتاد و از جهببت اينكببه مبادا عبارات احاديببث بببا آيات قرآن‬
‫مشتبه و مخلوط گردد‪ ،‬از نقل آن جلوگيري مي شد و بنا به پاره اي از‬
‫روايات تنهببا از ميان اصببحاب بببه عبببد الله بببن عمرو بببن العاص اجازه‬
‫داده شده بود كه آنچه از پيغمبر خدا مي شنود بنويسد‪ ،‬و ديگران چنين‬
‫حقي نداشتند تا بدانجا كه ابو بكر بنابه نقل دخترش عايشه‪ ،‬در حدود‬
‫پانصد حديث از رسول خدا در دفترچه اي نوشته بود ولي شبي كه تا‬
‫صببح مضطرب بود "علي الطليعبه" آب يبا آتشبي از دخترش خواسبت و‬
‫آن احاديث را از ترس آنكه مبادا تخليط شده باشد از بين برد! مع ذلك‬
‫بعدا ً يعنبي پبس از گذشبت يبك قرن كبه نوشتبن احاديبث ببه فرمان عمبر‬
‫ببن عببد العزيبز آزاد شبد بازار حديبث آن چنان رواج گرفبت كبه كثرت‬
‫حفظ و نقل آن يكي از مفاخر و امتيازات آن زمان گرديد!‬
‫و كار بببه جايببي رسببيد كببه خريببد و فروش آن گرانبهاتريببن متاع‬
‫روزگارشببد!! معروف اسببت كببه قبببل از آن در زمان معاويببه بببن ابببي‬
‫سبفيان‪ ،‬اببو هريره و سبمره ببن جندب يبا شخبص ديگري براي نقبل يبك‬
‫حديث دروغ! هريك چهار صد هزار درهم از معاويه دريافت داشتند‪.‬‬
‫و با لخره كثرت احاديث در زمان احمد بن حنبل به حدي رسيد كه‬
‫او مسبند خود را كبه اكنون سبي و چنبد هزار حديبث اسبت از ميان يبك‬
‫‪1‬‬

‫() رجال كشي‪ ،‬چاپ كربل‪ ،‬ص ‪ 22‬و ‪.23‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪30‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ميليون حديببث انتخاب و تأليببف كرد! و امام بخاري‪ ،‬صببحيح خود را كببه‬
‫اكنون قريببب هفببت هزار حديببث اسببت از ميان هفتصببد و پنجاه هزار‬
‫حديبث تدويبن كرد و همچنيبن مسبلم‪ ،‬صبحيح خود را كبه كمتبر از صبحيح‬
‫بخاري است از سيصد هزار!‪.‬‬
‫اين عمل آن روز به مسلماناني كبه امروز به طائفبة عامبه و سني‬
‫مشهور انبد منحصبر نبود‪ ،‬بلكبه در گروهبي كبه امروز شيعبه ناميده و در‬
‫آن روزگار رافضببي خوانده مبي شدنببد ودر حقيقببت احزاب غيببر علنببي‬
‫بودنببد‪ ،‬شدتببش بيشتببر بود‪ ،‬زيرا معارف و آثار ايشان تحببت كنترل و‬
‫چندان مشهور نبود و دريبك گروه و حزب خاصبي باقبي نمبي ماندنبد‪ ،‬و‬
‫همببه روزه در اسببتتار و انتشار و انفجار بودنببد! و گاه از يببك گروه‪ ،‬ده‬
‫گروه يا بيشتر انشعاب كرده و جدا مي شدند!‪.‬‬
‫جعالن كذاب اكثرا در عراق بودنبد ببه طوري كبه گفتبه انبد در يبك‬
‫هزار حديببث محدثيببن عراق‪ 999 ،‬حديببث دروغ و يببك حديببث ديگببر نيببز‬
‫محل ترديد است!!‪.‬‬
‫ببه ناچار حقيقبت را بايبد پذيرفبت كبه كسباني كبه آن روز ببا اسبلم‬
‫دشمنبي داشتنبد غالبا ً خود را در رديبف شيعيان علي بب ‪ ‬بب در آورده و‬
‫ضربتبي مهلك بر پيكبر اسبلم وارد مبي كردنبد كبه مهتمريبن حرببه شان‬
‫جعبل حديبث بود!! ايبن حقيقبت آنگاه مورد تصبديق قرار خواهبد گرفبت‬
‫كبه كتبب ملل و نحبل را خصبوصا ً كتببي كبه علماي بزرگ شيعبه‪ ،‬در ايبن‬
‫خصببوص نوشتببه انببد‪ ،‬مطالعببه شود‪ ،‬از قبيببل كتاب المقالت و الفرق‬
‫"سببعد بببن عبببد الله الشعري القمببي" متوفببي ‪ 301‬هجري كببه خود از‬
‫اعلم شيعبه و از خواص اصبحاب ائمبه بب عليهبم السبلم بب بوده‪ ،‬و كتاب‬
‫فرق الشيعه اثر "ابو محمد حسن بن موسي النوبختي" متوفي ‪ 300‬هب‬
‫كبه او نيبز از بزرگان علماي ايبن فرقبه اسبت‪ ،‬اكثبر فرق خارج از ديبن‬
‫حببق را‪ ،‬از شيعببه شمرده انببد چون سبببائيه و كيسببانيه و مغيريببه و‬
‫سرحوبيه و رافضيه واسماعيليه و فطحيه و واقفيه و خطابيه و نميريه‬
‫و غيرهبببم‪ ،‬و نام مبارك علي (ع) و مظلوميبببت آن حضرت و فرزندان‬
‫حسن شهرت در بين مسلمين ممتاز بودند‪ ،‬پناهگاهي‬
‫بزرگوارش كه به ُ‬
‫بود براي بدانديشان و بيديناني كه در صدد ويراني بنيان اسلم بودند و‬
‫بديبن ترتيبب بود كبه ببا جعبل احاديبث و احداث مذاهبب توانسبتند پيكبر‬
‫شريف جامعة اسلمي را قطعه قطعه كنند!‪.‬‬
‫پبس چنانكبه ديديبم جعبل احاديبث دو انگيزه داشبت نخسبت براي‬
‫فرار از قرآن‪ :‬تابه وسيلة اشتغال و توجه به آن‪ ،‬از انذارات و تخويفات‬
‫آن در امان باشنبببد‪ ،‬و براي اجراي شهوات وسبببعت و آزادي داشتبببه‬
‫باشنبببد‪ ،‬و منظور دوم و مهمتبببر تخريبببب بنيان اسبببلم بود و هرگروه‬
‫انگيزه اي داشبت و گاه دريبك گروه هبر دو انگيزه موجود بود! شمبا ببه‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪31‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫هميبن دو كتاببي كبه از ايبن دو عالم شيعبه (سبعد ببن عببد الله اشعري و‬
‫حسبن ببن موسبي نوبختبي) رحمبة الله عليهمبا‪ ،‬مراجعبه كنيبد و ببينيبد‬
‫فَِرقي كه تأسيس مذاهب و جعل اخبار مي كردند‪ ،‬چگونه احكام حلل‬
‫و حرام اسببلم را براي تضييببع‪ ،‬هدف قرار مببي دادنببد و مردم را بببه‬
‫ارتكاب محرمات تشويق مي نمودند!‪.‬‬
‫مثل فرقببه اي از اصببحاب ابببي الخطاب كببه آن روز فرقببه اي از‬
‫شيعبه را تشكيبل مبي دادنبد طببق نقبل المقالت و الفرق (ص ‪ 15‬چاپ‬
‫ُ‬
‫تهران) "أحل ّوا المحارم مصصن الزنصصا والسصصرقة وشرب الخمصصر و‬
‫تركوا الزكاة والصصصلة والصصصيام والحصصج‪ ،‬و أباحوا الشهوات‬
‫بعضهم لبعض" = امور حرام چون زنا و دزدي و شرب خمر را حلل‬
‫شمرده و پرداخبت و اداي نماز و روزه و حبج را ترك كرده و شهوات را‬
‫نسبت به يكديگبر مباح ساختند"!! هميبن عبارات در كتاب فرق الشيعة‬
‫نوبختي ( ص‪ 61‬چاپ نجف) با اندك اختلف در "المقالت" است كه در‬
‫آنجا لواط و سرقت را هم اضافه كرده است!!‬
‫و در بارة فرقببة "مجسببمه" در "المقالت و الفرق" (ص ‪ )57‬آمده‬
‫اسببببت‪" :‬وأباحوا الفروج كلهصصصصا وأبطلوا النكاح و الطلق" =‬
‫تمامي زنان را حلل شمرده و ازدواج و طلق را باطل اعلم كرد ند"!!‬
‫براي آگاهي از سائر عقايد فاسدة اينان در بارة اسماعيليه و نصيريه و‬
‫نميريه به صفحات ‪ 63‬و ‪ 92‬و‪" 100‬المقالت و الفرق"‪ ،‬و صفحات ‪ 81‬و‬
‫‪ 105‬و ‪" ،116‬فرق الشيعه" مراجعه نمائيد"‪.‬‬
‫تببا برشمببا معلوم شود كببه مهمتريببن مقصببد جاعليببن حديببث و‬
‫مؤسسين مذهب‪ ،‬فرار از مقرارت اسلم و تخريب آن بوده است!‪.‬‬
‫شايد در ا ين مورد گفته شود‪ :‬اگر اين گروه كه نامشان ذكر شد‬
‫از فرق شيعه بوده اند‪:‬‬
‫اول ً امروز از نظر شيعة اماميه مطرود اند‪ ،‬ثانيا ً در زمان ما بحمد‬
‫الله از ايشان فرقه اي در روي زمين نيست‪ ،‬پس اين قضيه چه ربطي‬
‫به ما نحن فيه دارد؟‪.‬‬
‫مبي گوييبم درسبت اسبت كبه ايبن فرق از نظبر شيعبة اماميبه گروه‬
‫ضالّه بوده و مطرود انبد‪ ،‬امبا آثار و اخبار بسبياري از آنان هنوز هبم‪ ،‬در‬
‫بيبببن شيعبببة اماميبببه موجود اسبببت و حبببق و باطبببل آثار باقيمانده از‬
‫گذشتگان ببا يكديگبر مخلوط اسبت و متأسبفانه تبا كنون اقدامبي جدي‬
‫براي تفكيك و اصلح آن آثار به عمل نيامده است!‬
‫ببه علوه بسبياري از راويان اخبار شيعبة اماميبه همان معتقدان ببه‬
‫مذاهب باطله چون فطحيه و واقفيه و شلمغانيه هستند و حتي كساني‬
‫هببم كببه بببه امامببي مشهورانببد بسببا كببه قبل در همان مذاهببب باطله‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪32‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫روزگاري سبپري كرده و بعدا ً ببه مذهبب اماميبه رجوع كرده انبد از قبيبل‬
‫فرزندان اعين و ابو خديجه و معلي بن خنيس و غيرهم‪.‬‬
‫و در صبورت عدم تمسبك ببه قرآن كريبم‪ ،‬تفكيبك و تفريبق اخبار و‬
‫آثاري كه اينان در زمان اعتقاد به مذهب سابق روايت كرده اند و ثبت‬
‫شده‪ ،‬از آثاري كبه در زمان گرويدن ببه مذهبب اماميبه نقبل كرده انبد‪،‬‬
‫بسيار مشكل است‪.‬‬
‫‪‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪‬‬

‫‪33‬‬

‫‪‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫احاديث باقيمانده از فرق ضاله‬
‫صبرف نظبر از تمام ايبن معايبب‪ ،‬اينبك در كتبب معتببر شيعبة اماميبه‬
‫ي مذاهبب باطله را دارد‪ ،‬و‬
‫احاديثبي موجود اسبت كبه همان رنبگ و بُو ِب‬
‫همچنان انسان را جرأت بر امور خلف قرآن فرامي خواند!‬
‫از آن جمله‪:‬‬
‫‪1‬ب ب "ابببن بابويببه" در امالي در "المجلس الثمانون" ضمببن فضليببت‬
‫ماه رجبب و ثواب روزه در آن‪ :‬مبي نويسبد‪" :‬ومصن صصام مصن رجصب‬
‫ة و عشرين يوما ً غفر الله عَّز و ج َّ‬
‫شاراً‬
‫ل له و لو كان ع ّ‬
‫تسع ً‬
‫َ‬
‫ً‬
‫أو لو كانت امرأة فجرت بسبعين مَّرةً [امرأ] بعد ما أرادت به‬
‫وجصصه الله والخلص مصصن جهنصصم لغفصصر الله لهصصا !" ملحظبببه‬
‫مبي فرماييبد ببا بيسبت و نبه روز روزه در ماه رجبب گناه زنبي كبه هفتاد‬
‫بار با هفتاد مرد زنا كرده باشد آمرزيده مي شود!! و شايد با هر مردي‬
‫هفتاد مرتببه‪ ،‬جمعبا ‪ 4900‬مرتببه!! در ايبن صبورت آيبا مبي توان حتبي يبك‬
‫حلل زاده جستجو نمود؟!‪.‬‬
‫‪ 2‬ب در كتاب منتهي المطلب‪ ،‬علمة حلي (ج ‪ ،1‬ص ‪ )461‬ضمن آنكه‬
‫ح ُّ‬
‫ب أن يج عل م عه (= الم يت) شيئا ً من تر بة‬
‫ست َ َ‬
‫مبي نويسبد‪" :‬ي ُ ْ‬
‫الحسصين ‪ ‬طلبا ً للبركصة والحتراز مصن العذاب (والسصتر) مصن‬
‫العقاب = مسبتحب اسبت ببه منظور طلب بركبت و دوري از عذاب و‬
‫بر كنار ماندن از مجازات‪ ،‬بببا مي ّ بِت مقداري از تربببت امام حسببين (ع)‬
‫نيببز قرار داده شود" سببپس داسببتان زنببي مببي آورد كببه مرتكببب زنببا‬
‫مبي شبد و فرزندانبي كبه مبي آورد‪ ،‬از ترس رسبوائي مبي سبوزانيد! و‬
‫مرد و دفبن شبد‬
‫كسبي جبز مادرش از كارش خببر نداشبت‪ ،‬هنگامبي كبه ُ‬
‫خاك او را بيرون انداخت و قبول نكرد! و به هرجا كه بردند وضع چنين‬
‫بود‪ ،‬خانواده اش خدمبت حضرت صبادق (ع) رفتنبد و قضيبه را گفتنبد‪،‬‬
‫امام از مادر آن زن پرسبيد كبه ايبن زن در زمان حياتبش چبه معصبيتي‬
‫مرتكب مبي شبد؟ مادرش ناگزير واقعيت را به استحضار امام رسباند‪،‬‬
‫حضرت فرمود‪ :‬زميببن او را قبول نخواهببد كرد زيرا او خلق خدا را بببه‬
‫عذاببي كبه خاص خبد اسبت معذب مبي كرده اسبت!! در قببر او مقداري‬
‫از تربببت حسببين (ع) بگذاريببد! چنيببن كردنببد و خدا آن زن را مسببتور‬
‫داشبت!! آري ببا مقداري خاك ترببت‪ ،‬معصبيتي بديبن عظمبت تخفيبف‬
‫يافت!! تا كور شود هر آنكه نتواند ديد!!!‪.‬‬
‫‪3‬ب ب در جلد نوزدهببم بحار النوار (ص ‪ 302‬چاپ كمپانببي) از مهصصج‬
‫الدعوات "سيد بن طاووس" نقل شده است‪ :‬روينا بإسنادنا إلي سعد‬
‫ببن عببد الله‪ ،‬آنگاه سبند حديبث را تبا ببه حضرت صبادق (ع) مبي رسباند‬
‫م ُهص غيَرنصا" = چيزي داريبم‬
‫كبه فرمود‪" :‬إن عندنصا مصا نكتمصه ول نعل ِّ ُ‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪34‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫كببه آن را كتمان مببي كنيببم و غيببر مببا آن را نمببي دانببد" و مببي خواهببد‬
‫برسباند كبه نعوذ بالله ايبن سبر از اسبرار آل محمبد اسبت! تبا آنجبا كبه‬
‫مي گويد‪ :‬امام جعفر صادق (ع) فرمود‪ :‬گواهي بر پدرم مي دهم كه او‬
‫مرا حديث كرد از پدرش از جدش كه علي ب ‪ ‬ب فرمود‪ :‬اي پسرك من‬
‫ناچار تقديبر الهبي و احكام آن بر آنچبه مبن دوسبت دارم قضبا و امضبا‬
‫مي شود ‪ ...........‬تا آنجاكه مي فرمايد‪ :‬ترا از خيري آگاه مي كنم كه‬
‫اصبل آن از خداسبت! كبه تبو آن را صببح و شام خواهبي گفبت و بدان‬
‫هزار هزار فرشتبه را مشغول خواهبي داشبت كبه ببه هبر فرشتبه از آن‬
‫هزار هزار فرشتبه‪ ،‬نيروي هزار هزار نويسبندة تنبد نويبس داده خواهبد‬
‫شببد يببا داده شده اسببت‪ ،‬و خداي براي ايببن آن هزار هزار فرشتببه را‬
‫مأمور كرده است كه براي تو استغفار كنند در حالي كه به هر فرشته‬
‫نيروي هزار هزار سبببخنگوي تنبببد داده شده اسبببت و براي تبببو در دار‬
‫السبلم (بهشبت) هزار خانبه در صبد قصبر بنبا شود كبه در آنجبا همسباية‬
‫جد خود خواهي بود و براي تو در بهشت هاي عدن هزار هزار شهر بنا‬
‫خواهبد شبد! و در قببر تبو نوشتبه هاي ايبن شهرهبا و قصبرها (= سبند مبا‬
‫لكيبت آنهبا!!) با تو محشور خواهبد شبد تبا براي تو هيبچ ترسبي و خوفبي‬
‫نبوده و هيچ تزلزل و لغزشي در صراط و هيچ عذابي نباشد و ‪ ........‬و‬
‫‪ ..........‬و‪ .........‬و براي تبو هبر روز ببه شمارة ثقليبن ( = جبن و انبس)‬
‫به هر نفس آنها هزار هزار حسنه نوشته و هزار هزار گناه محو و هزار‬
‫هزار درجه بلند خواهد شد و براي تو عرش و كرسي استغفار خواهند‬
‫كرد تا آنگاه كه تو در مقابل خدا قرار گيري و ‪ .......‬و ‪..........‬‬
‫باري‪ ،‬تمام ثوابها براي چيست؟ براي اينكه تو بگويي‪ :‬سبحان الله‬
‫والحمبد الله و ل إله إل الله والله أكببر و چنبد كلمبة ديگبر‪ ،‬البتبه حضرت‬
‫اميببر المؤمنيببن از حضرت حسببن يببا حضرت حسببين (ع) پيمان گرفتببه‬
‫است كه اين راز را به كسي (= نا محرم) نگويند اما متأسفانه اين راز‬
‫كشبف و در ايبن گنبج عجيبب و عظيبم باز شده و كتابهبا را پركرده اسبت‬
‫و اكنون هببر فاسببق و فاجري مببي توانببد تمام انذارات قرآن را هيببچ‬
‫گرفته و با خاطر جمع به فسق خود ادامه دهد! و اهل معني مي دانند‬
‫كبه ايبن اصبرار در كتمان ايبن راز براي آن بوده اسبت كبه بازار ايبن دعبا‬
‫گرم باشببد كببه "النسصصان حريصصص على مصصا منصصع" " كصصل ممنوع‬
‫متبوع" و مفت و ارزان از دست ندهند!!‪.‬‬
‫‪4‬بب ببا زهبم احاديثبي از ايبن قبيبل در كتاب "م هج الدعوات" و غيبر‬
‫آن فراوان است كه پناهگاه خوبي! براي مأمون بودن از انذارات قرآن‬
‫اسبت‪ ،‬از آن جمله حديثبي اسبت در دعبا كبه در جلد ‪ 19‬بحار النوار از‬
‫"مهببج الدعوات" آمده اسببت و از جمله ثوابهاي آن دعببا آن اسببت كببه‬
‫حتي زناي با مادر هم آمرزيده مي شود!!!‪.‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪35‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫و اينببك آن حديببث‪" :‬عبصصد الله قال حدثنصصا أبصصو جعفصصر حميصصد‬
‫البصري قال بلغنا عن رجل من أهل نيشار يقال له عبد الله‬
‫قال حدثنا إبراهيم بن أدهم عن موسى الفراء عن محمد بن‬
‫علي بصصن أبصصي طالب ‪ ‬عصصن النصصبي قال‪ :‬مصصن دعصصا بهذه‬
‫السماء استجاب الله عز وجل"‪.......‬‬
‫ايببن روايببت كببه سببندش را بببه حضرت اميببر المؤمنيببن علي (ع)‬
‫رسبانده انبد آن اسبت كبه فرمود‪ :‬پيغمببر خدا فرموده اسبت‪ :‬هبر كبه‬
‫ايبن نامهبا را بر پاره هاي آهبن بخوانبد هبر آينبه آهنهبا آب شود و ‪..........‬‬
‫و ‪ ...........‬و ‪ ..........‬اگبر مردي ايبن دعبا را چهبل شبب جمعبه بخوانبد‬
‫خدا هبر گونبه گناهبي را كبه بيبن او و خدا هسبت بيامرزد‪ ،‬هرچنبد ببا مادر‬
‫خود زنا كرده است البته خدا او را با اين دعا مي آمرزد‪ ،‬و ‪ ............‬و‬
‫‪.............‬‬
‫دعبا اينسبت‪ ،‬مبي گويبي‪" :‬اللهصم إنصي أسصألك يصا مصن احتجصب‬
‫بشعاع نوره عصصن نواظصصر خلقصصه" و چنببد سببطر ديگببر ‪= ........‬‬
‫پروردگارا همانببا از تببو مببي خواهببم اي آنكببه بببا پرتببو نورش از ديدگاه‬
‫خلقش در حجاب است"‪.‬‬
‫گفتبه انبد كبه سبلمان عرض كرد يبا رسبول الله! پدر و مادرم فداي‬
‫تو باد اين دعا را به مردم تعليم نكنم؟ پيغمبر فرمود‪ :‬اي ابا عبد الله‬
‫نببه كببه (خوانندگان ايببن دعببا) نماز را ترك مببي كننببد و مرتكببب زنببا‬
‫مبببببي شونبببببد در حالي كبببببه خدا همبببببة آنهبببببا و خانواده هايشان و‬
‫همسايگانشان را و حتي كساني كه در مسجد آنها هستند و تمام مردم‬
‫شهر خوانندة دعا را مي آمرزد!!!‪.‬‬
‫يعني ثواب اين دعا آنقدر تند و تيز است كه نه تنها موجب آمرزش‬
‫خوانندة دعبا كبه نماز را ترك مبي كنبد و مرتكبب زنبا حتبي ببا مبا در خود‬
‫مببي شود‪ ،‬بلكببه تمام مردميكببه در شهببر خوانندة ايببن دعببا سبباكن انببد‬
‫آمرزيده خواهند شد!!‪.‬‬
‫چه كسي مي تواند بگويد كه در يك شهر يك تن يافت نمي شود‬
‫كبه در طول عمبر يبك بار ايبن دعبا را بخوانبد تمام اهالي شهبر آمرزيده‬
‫شوند!؟‪.‬‬
‫حديبث از ايبن بهتبر؟ نويسبنده اي چون سبيد ببن طاووس و روايبت‬
‫كننده اي چون امير المؤمنين و گوينده اي چون پيغمبر ‪ ،‬اين حساب‬
‫دنيا و آخرت! مرگ هم مي خواهي برو گيلن!!‪.‬‬
‫‪ 5‬ب باز هم از بركات احاديث خصم قرآن كه در كتب معتبر فراوان‬
‫اسببت حديثببي اسببت كببه در همان كتاب "مهببج الدعوات" سببيد بببن‬
‫طاووس بنبا ببه نقبل بحار النوار جلد نوزدهبم ( ص ‪ 296‬چاپ كمپانبي)‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪36‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫اسبت ببه ايبن عبارت‪" :‬و مصن ذلك دعاء جامصع لمولنصا ومقتدانصا‬
‫أميصصر المؤمنيصصن علي بصصن أبصصي طالب ‪ ‬رويناه بإسصصنادنا إلى‬
‫سصعد بصن عبصد الله فصي كتابصه كتاب فضصل الدعاء قال حدثنصا‬
‫يعقوب بن زيد يرفعه قال قال سلمان الفارسي رضي الله‬
‫عنه"(‪.)1‬‬
‫سلمان فارسي روايت مي كند كه از حضرت علي بن ابي طالب‬
‫بب ‪ ‬بب شنيدم كبه مبي فرمود‪ :‬رسبول خدا فرمود‪ :‬يبا علي هركبه ايبن‬
‫دعا را بر پاره هاي آهن بخواند آنها ذوب شوند ‪...........‬‬
‫تبا آنجبا كبه فرمود‪ :‬قسبم ببه كسبي كبه مرا ببه پيغمببري برانگيختبه‬
‫است اگر خواننده اي اين دعا را چهل شب از شبهاي جمعه بخواند خدا‬
‫گناهان او را كه بين او و آدميان اسبت بيامرزد هبر چنبد با مادر خود زنبا‬
‫كرده باشد! (= ولو فجر بأمه)‪.‬‬
‫كسي كه بخواند اين دعا را در حالي كه مي خوابد به هر حرفي از‬
‫اين دعا هزار هزار از روحانيون (= فرشتگان) را كه رخسارشان هفتاد‬
‫بار بهتر از آفتاب و ماه باشد برانگيزد كه برايش استغفار كنند‪ ،‬و براي‬
‫او حسنات و درجات بنويسند!! سلمان گفت‪ :‬عرض كردم پدر و مادرم‬
‫فداي تو يا امير المؤمنين آيا كسي كه اين دعا را بخواند همة اين ثوابها‬
‫را خواهبد داشبت علي (ع) فرمود‪ :‬مبن از پيامببر پرسبيدم و رسبول خدا‬
‫فرمود‪ :‬يا علي ترا خبر دهم به عظيمتر از اينها‪ ،‬كسي كه بخوابد در‬
‫حالي كببه تمام گناهان كبببيره را مرتكببب شده باشببد اگببر ايببن دعببا را‬
‫بخوانبد و بميرد در نزد خدا شهيبد اسبت و هرچنبد بدون توببه بميرد‪ ،‬خدا‬
‫او را و خانواده اش را و والدينش را و فرزندانش را و مؤذن مسجدش‬
‫را و امامش را به عفو و رحمت خويش بيامرزد!!‪.‬‬
‫ايببن دعببا در بحار چنببد سببطر اسببت و بببا جملة‪" :‬اللهببم انببك حببي‬
‫ليموت" = "پروردگارا همانببا تببو زنده اي هسببتي كببه نمببي ميرد" آغاز‬
‫مي شود‪.‬‬
‫حال ايبن دهاعبا كبه در ايبن كتبب معتببر!! كبه بزرگانبي چون شيبخ‬
‫صببدوق و علمببة حلي و سببيد طاووس و امثال ايشان نوشتببه انببد و در‬
‫كتبب ادعيبه موجود اسبت‪ ،‬فقبط يبك اسبتعداد مخصبوص زناي ببا محارم‬
‫لزم دارد تبا انسبان ايبن ادعيبه را ببه دسبت آورد و وسبيلة آمرزش خود‬
‫قرار دهببد!! و هرگناه كببه مببي خواهببد مرتكببب شود و از هببر زنببي كببه‬
‫رغببت كنبد كام دل گيرد زيرا زنايبي بدتبر از زناي ببا مادر كبه نيسبت‪ ،‬در‬
‫صبورتي كبه ببا مادر نيبز ببا ايبن دعبا بدون توببه مغفور اسبت!! ديگبر چبه‬
‫گناهي در مقابل اين دعا تاب مقاومت دارد؟!‪.‬‬
‫‪1‬‬

‫() كتاب مهج الدعوات‪ ،‬چاپ جديد‪ ،‬ص ‪ 76‬و ص ‪ 137‬از انتشارات كتابخانة سنائي‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪37‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫اينسبت بركات احاديبث در كتبب معتببر مبا!! ودر اينگونبه احاديبث‬
‫است كه ثواب زيارت يك قبر بيش از نود حج با رسول الله و بيش از‬
‫يك ميليون حج با ديگران است!!!‬
‫پاره اي از مخالفان مبا كبه عاشبق هبر بدعبت‪ ،‬و ببا حبق خصبم ببي‬
‫حجبت انبد چون ببا چنيبن انتقادي در آثار مبا آشنبا مبي شونبد‪ ،‬مبي گوينبد‬
‫فلن را چبه شده كبه جسبتجو كرده ايبن نوادر را پيدا نموده آنگاه آن را‬
‫بزرگ كرده و به رخ ما مي كشد!‪.‬‬
‫در پاسخ مي گوييم‪:‬‬
‫اول ً آنچبه مبا از ايبن بدعتهاي سبنت شكبن آورده ايبم نوادر نيسبتند‬
‫بلكه بسيارند و در دسترس همه‪.‬‬
‫ثانيا ً فرضا ً كببه اينهببا نوادر باشنببد و حال آنكببه كتببب مملو از آنهببا‬
‫اسبت‪ ،‬آيبا براي تزلزل اركان ديبن بلكبه ويرانبي بنيان شريعبت هبر يبك و‬
‫حتي يكي از آنها كافي نيست؟!‪.‬‬
‫هرگاه با يك دعاي مسند و مختصر بتوان انواع گناهان را مرتكب و‬
‫بدون تو به مغفور و مالك باغهاي بهشت و حور و قصور شد و بايك بار‬
‫زيارت يك قبر‪ ،‬ثواب از نود حج با رسول الله را كه در عمر مباركش‬
‫فقط يك حج اسلمي به جاي آورد‪ ،‬حائز شد! و بايك قطرة اشك چشم‬
‫در عزاداري‪ ،‬آتبش غضبب خدا را خاموش كرد! آيبا ديگبر براي انذارات‬
‫قرآن كه در بيش از هزار آية قرآن مذكور است‪ ،‬اثري باقي مي ماند و‬
‫در چنيببن جامعببه اي اثري از انسببانيت و مسببلماني مببي توان يافببت؟!‬
‫عيان كافبي از بيان اسبت! و ببا يدهبم چنيبن باشبد زيرا‪ :‬يبك مثقال زهبر‪،‬‬
‫يك نهر آب را مسموم و هزاران نفر را مقتول و معدوم مي كند‪.‬‬
‫صد كاسه انگبين را يك قطره بس بُوَد‬
‫زان چاشني كه در بُن دندان ارقم است!‬
‫و بدتبر از همبه آثار شرك باري اسبت كبه در ايبن دعاهبا و زيارتنامبه‬
‫هبا ببه چشبم مبي خورد مثل ً ببه اميبر المؤمنيبن بب ‪ ‬بب لقبب "عيصن الله‬
‫الناظرة ويده الباسصطة " مببي دهببد تببا از ايببن لقببب هببا‪ ،‬آيببت الله‬
‫العظمي زمان ما استنباط و استدلل به وليت تكويني و عالم الغيب ل‬
‫يعزب عنبه مثقال ذّرِه‪ ،‬در بارة امامان كنبد!! و از جملة " إياب الخلق‬
‫إليكصصم وحسصصابهم عليكصصم" اسببتفادة معفببو و مغفور بودن جميببع‬
‫شيعيان از تمام گناهان ببه علوه شفيبع بودن آنهبا بر جميبع خلق جهان‪،‬‬
‫شود!! و فقبط ببا بودن هميبن جمله در زياتنامبه ببه حسباب تمام آيات‬
‫قرآن كبه اسببتماع حتبي يبك آيببة آن در خصبوص حسباب و ميزان يوم‬
‫القيامة دل كوه را آب و جگرشير را كباب مي كند قلم نسخ بكشد!!‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪38‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫و هر انسان عاقلي از خود مي پرسدكه اين پيغمبر مگر همانگونه كه‬
‫دشمنانبش مبي گفتنبد‪ :‬العياذ بالله بيكار بود كبه از يبك طرف آن گونبه‬
‫آيات هول انگيببز و جملت زهره گداز از جانببب خدا بيآورد كببه خواب و‬
‫آسبايش را از هبر مؤمبن صباحب شعور سبلب كنبد و از طرف ديگبر ببا‬
‫رهنمود ببه خواندن يبك دعاي چنبد سبطري و يبك زيارت چنبد قدمبي نبه‬
‫تنهبا خوانندة آن دعبا و زائران قببر‪ ،‬مغفور و مالك هزاران حور و قصبور‬
‫خواهد شد بلكه ميليونها ثواب و اجور ديگر از خدا طلبكار مي شود!!؟‬
‫آيبا ايبن تناقبض نيسبت؟ و اگرنبه‪ ،‬پبس تناقبض چيسبت؟ شايبد مطالعبه و‬
‫نظبر در ايبن مختصبر تبا حدي خوانندة صباحب نظبر را ببه ايبن حقيقبت‬
‫رهبري كند!‬
‫چنانكه گذشت جعل حديث كه از همان ابتدا براي مقاصد سياسي‬
‫و به منظور دشمني با حقايق اسلمي صورت گرفت كه ما شرحي از‬
‫آن را در كتاب ارمغان آسببمان(‪ )1‬آورده ايببم در مسببألة دعببا و زيارت و‬
‫محببت و وليبت كبه ببه وسبيلة آن موضوع خوف و خشيبت را از ارتكاب‬
‫معصيت از مسلمين مبي برد‪ ،‬قصبد اصلي دشمنان‪ ،‬تضعيف د ين بود و‬
‫إل نه اين دعاها را آن ا ثر‪ ،‬و نه ا ين زيارتها را آن ثمر ا ست! و چنانكه‬
‫قبل ً آورديبببم زيارت اموات را در شريعبببت حضرت خيبببر البريات ايبببن‬
‫بركات نيست!!‬
‫در اينجا اين سؤال مطرح مي شود كه مسألة ثواب زيارت در اين‬
‫امت منحصر به فرقة شيعه نيست بلكه در كتب اهل سنت نيز احاديثي‬
‫در ايببن باب مببي توان يافببت‪ ،‬از جمله در همان كتاب "وفاء الوفاء"‬
‫سببمهودي كببه خود تاريببخ قبببر رسببول خدا را آورده اسببت و از آن‬
‫مبي توان در يافبت كبه در طول يبك قرن پبس از رحلت رسبول خدا‬
‫هيچ خبر و اثري از زيارت قبر آن حضرت در بين مسلمانان از اصحاب‬
‫و تابعيببن نبود مببع هذا در بارة زيارت حدود هفده حديببث ضبببط شده‬
‫است و علوه بر آن سي وسه حديث از طريق شيعه آورده است!!‬
‫البته پاره اي از اين احاديث از حيث متن و سند مكرراند به طوري‬
‫كه مي توان گفت تمام آنها منتهي مي شود به دو حديث!! كه آن دو را‬
‫بيهقصي در سصنن الكصبري (ج ‪ ،5‬ص ‪ )245‬آورده اسببت كببه از حيببث‬
‫سند يكي مجهول و ديگري ضعيف است!!‬
‫از هفده حديبث سصمهودي‪ ،‬ن ُبه حديبث آن مسبتند ببه "ابصن عمصر"‬
‫اسبت و ظاهرا ً ايبن اسبتناد از آن جهبت اسبت در ميان اصبحاب رسبول‬
‫خدا تنهببا "عبببد الله بببن عمببر" بوده اسببت كببه چون از سببفري بر‬
‫مي گشت به در خانه اي كه در آن قبر رسول خدا و ابو بكر و پدرش‬
‫‪1‬‬

‫() ر‪.‬ك "ارمغان آسبمان" ص ‪ ،173‬ايبن كتاب بيسبت و انبد سبال قببل انتشار يافتبه و نيازمنبد‬
‫تصحيح و تهذيب و تغيير برخي از مطالب است‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪39‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫بود مي رفت و سلم مي كرد ! لذا حديث سازان به عمل او استناد و‬
‫احاديببث را بببه او اسببناد داده انببد! و اگببر دقببت شود اكثببر راويان آن‬
‫مجاهيبل بوده انبد! و يكبي از عجائب در ايبن احاديبث آن اسبت كبه در‬
‫بيشتبر آنهبا ايبن جمله ديده مبي شود كبه‪" :‬مصن زارنصي بعصد مماتصي‬
‫فكأن َّما زارني في حيا تي" = هبر كبه مرا بعبد از مردنم زيارت كند‬
‫همچون كسببي اسببت كببه مرا در زنده بودنببم زيارت كرده اسببت!! و‬
‫همين عبارت نيز دليل بر بي اعتباري آن است!‪.‬‬
‫در هببر منطقببي و نزد هببر عاقلي و حتببي بببه مضمون خود هميببن‬
‫احاديث‪ ،‬حيات بهتر از ممات است‪ ،‬اينك بايد ديد مگر آنان كه در حيات‬
‫رسول خدا او را زيارت كردند اما به تعاليم آن بزرگوار عمل نكردند‬
‫چبه فضيلتبي بردنبد؟ كبه اكنون زائريبن بعبد از موت از آن بهره ور مبي‬
‫شونبد؟ و چون حديبث ببه كلمبة "مبن" بدون مقيبد بودن ببه صبفتي ابتدا‬
‫مي شود معلوم مي گردد كه هركس باشد گو باش! بنابر اين بسياري‬
‫از زائرين آن حضرت در زمان حيات كفار و منافقين بودند و زيارت آن‬
‫حضرت نببه تنهببا فضيلتببي برايشان كسببب نكرد بلكببه بالعكببس موجببب‬
‫خسارت ايشان گرديد و براي مؤمنين هم تنها زيارت آن حضرت كسب‬
‫فضليببت نكرد بلكببه آنچببه موجببب سببعادتشان شببد تبعيببت از پيامبببر و‬
‫اعمال صبالحة ايشان بود! چنانكبه مشهور اسبت "اويصس قرنصي" كبه‬
‫آن حضرت را نديببد بارهببا مورد مدح آن جناب بود كببه‪" :‬إن ّصصِي أش ّصصُ‬
‫م‬
‫من" = رايحببة رحمببت پروردگار از‬
‫ح َ‬
‫من ِ‬
‫جان َص َ‬
‫ن َ‬
‫رائ َ‬
‫م ْص‬
‫ب الي َص َ‬
‫ة الَّرح َص‬
‫سوي يمن به مشامم مي رسد و "عبد الله بن ابي" كه آن حضرت را‬
‫بارها ديدار كرد مورد لعن خدا و رسول بود‪.‬‬
‫آنچبه مسبلم اسبت ببه طور قطبع و يقيبن حتبي يكبي از ايبن احاديبث‬
‫كه پنجاه باشد يا دو حديث‪ ،‬از طرف پيغمبر خدا صادر نشده است‪،‬‬
‫و گرنببه اگببر يكببي از ايببن حديثهببا در زمان حيات رسببول الله از آن‬
‫حضرت شنيده بود از همان روز دفببببن آن جناب‪ ،‬مزارش مورد زيارت‬
‫همبة اصبحاب بود!‪ ،‬نبه اينكبه پبس از گذشبت يبك قرن هنوز در خانبه اي‬
‫كببه قبببر آن حضرت اسببت پالن پوسببيدة شتببر در گوشببه اي و ظرف‬
‫خالي از آب در گوشببه اي! و جاي پاي عمببر روي خاكهاي مجاور قبببر‬
‫باقي مانده باشد!‪.‬‬
‫علوه بر آنكه زيارت قبور نهي شده و در اسلم جز براي عبرت و‬
‫تذكببر موت بدان دسببتور داده نشده اسببت بلكببه طبببق كتببب رجال‪،‬‬
‫كساني كه احاديث زيارت را روايت كرده اند همگي از غلة وضعفاء‬
‫و مجاهيصل بوده انبد كبه مبا حدود چهبل نفبر آنان را كبه احاديبث زيارت‬
‫بديشان مسبتند اسبت در هميبن مختصبر ببه نقبل از كتبب ائمبة رجال‪،‬‬
‫معرفي خواهيم كرد‪ ،‬و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!!‪.‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪40‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫پس اينگونه احاديث اگر براي تخريب دين نبود (كه بود) باري براي‬
‫تأييببد ديببن نبوده و نيسببت! و خوانندة حقيقببت جببو در هميببن رسببالة‬
‫مختصبر كبه ترجمبة حال رجال و راويان ايبن احاديبث را كبه زيارت را ببا‬
‫آن ثوابهاي كذائي براي ما ارمغان آورده اند هرگاه با دقت مطالعه كند‬
‫در مبي ياببد ببد كبه نبه سبند ايبن احاديبث مقبول اسبت و نبه متبن آن‬
‫معقول! بلكه افكار خام و نابكار يك مشت غالي و جاهل است كه اگر‬
‫دشمن اسلم نبوده اند باري به حقائق آن هم راهي نيافته اند و علقه‬
‫ها َ‬
‫ض﴾ (النور‪.)40/‬‬
‫ع ُ‬
‫وقَ ب َ ْ‬
‫ت بَ ْ‬
‫ما ٌ‬
‫ض َ‬
‫اي نداشته اند‪﴿ :‬ظُل ُ َ‬
‫ف ْ‬
‫ع ٍ‬
‫‪‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪‬‬

‫‪41‬‬

‫‪‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫خسارت و خصومت احاديث با آيات قرآن !!‬
‫احاديببث اسببلمي كببه بببه هببر صببورت براي درك و فهببم شريعببت‬
‫اسلمي از آن بي نياز نيستيم و سنت پيامبر و تفصيل مجملت آيات را‬
‫از آن طريبق مبي توان ببه دسبت آورد! امبا متأسبفانه از هميبن رهگذر‬
‫خسارتهاي سنگيني به احكام قرآن و اوامر و نواهي شريعت وارد شده‬
‫اسببت كببه اشارتببي اجمال ً ببه پاره اي از آنهبا مببي شود! خسببارت ايببن‬
‫احاديببث تنهببا منحصببر بببه ثوابهاي بببي حببد و حسبباب زيارت و دعببا و‬
‫عزاداري و امثال آن كبه نيروي محرك ديبن و شريعبت را ببي اثبر بلكبه‬
‫بالعكبس انسبان را تبديبل ببه جانور بلكبه صبدها مرتببه بدتبر مبي كنبد‪،‬‬
‫نيست!‬
‫بلكبه خسبارتهايي از نواحبي ديگبر و ضربات جان ربايبي چون گرز و‬
‫خنجر بر پيكر حقايق اسلم وارد مي كند!‬
‫مثل ً صبرف نظبر از اينكبه نماز را كبه ركبن مهبم اسبلم اسبت ببه‬
‫وسبيلة احاديبث در پاره اي موارد شكلي ديگبر مبي دهبد!! زكات را كبه‬
‫اسباس تأميبن معيشبت فقراء و هفبت صبنف ديگبر اسبت و در حقيقبت‬
‫بودجببة مملكببت اسببلمي اسببت‪ ،‬بببا چنببد حديببث مجعول و نببا معقول‪،‬‬
‫منحصر به اشياء نه گانه چون شتر و گاو و گوسفند غير معلوف و طل‬
‫و نقرة مسببببكوك و گندم و جببببو و مويببببز و خرماي مشروط شرائط‬
‫مخصببوص مببي كنببد‪ ،‬كببه در ايببن زمان بببه صببورتي نببا معقول در آمده‬
‫است‪.‬‬
‫همچنيبن از طريبق احاديبث خمسبي را در جامعبة شيعبه رواج داده‬
‫انبد كبه از خدا و پيغمببر در ايبن باره خببري و در عمبل مسبلمين صبدر‬
‫اول‪ ،‬از آن اثري نيست(‪.!!)1‬‬
‫هميچنين به استناد حديثي مجعول براي قبور ائمه و بناي آن املك‬
‫و مسبتغلت و اموال فراوانبي را صبرف بنياد بقاع و قباب طل و ضرايبح‬
‫نقره و انواع تشريفات قبور اموات مببي كننببد كببه بببه اقرار محاسبببان‬
‫اوقاف بيش از يك ربع اراضي و املك ايران صرف تعمير و تزيين اين‬
‫مقابر و مشاهبد كبه شباهبت بسبياري ببه كاخ سبلطين جبار و فراعنبة‬
‫روزگار دارد‪ ،‬مبي شود و در هبر شهبر و دهبي قبور بسبياري ببا جلل و‬
‫جبببروت و موقوفات بببه چشببم مببي خورد‪ ،‬و بببا قدرت و قوت هميببن‬
‫احاديث است كه عده اي از تنبلن و انگلن را به نام سادات و علما بر‬
‫گردة مردم مسلمان تحميل كرده اند تا آن حد كه در زمان ما به نام و‬
‫ليت‪ ،‬هر فرد كم طلعبي را قيم و صاحب اختيار همة مسلمانان بلكه‬
‫‪1‬‬

‫() ما در مورد زكات و خمس كتابي در دو مجلد به نام حقائق عريان در اقتصاد قرآن تاليف‬
‫كرده ايم‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪42‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫جميبع خلق جهان تبليبغ مبي كننبد! و خوف آن اسبت كبه بديبن ترتيبب نام‬
‫اسلم را هم خداي ناخواسته مكروه دنيا كنند!‪.‬‬
‫اينهبا و صبدها ماننبد آن غيبر از خسباراتي اسبت كبه از غلو و افراط‬
‫در بارة ائمببه (ع) كببه متواضببع تريببن عباد الله بوده انببد حاصببل شده و‬
‫آنان را مديبببر و متصبببرف عالم امكان و انداد و شركاء پروردگار جهان‬
‫كرده اند!! تعالي الله عما يقول المشركون‪.‬‬
‫مخفي نماند كه ما منكر و مخالف احاديث نيستيم و چنانكه گفتيم‬
‫براي فهبببم و درك اوامبببر و نواهبببي و تفصبببيل مجملت قرآن‪ ،‬بدان‬
‫نيازمنديبم‪ ،‬امبا آن حديثبي كبه طببق راهمنايبي ائمبه بب عليهبم السبلم بب‪،‬‬
‫مؤيبد و موافبق باشبد نبه اينگونبه احاديبث كبه مضاميبن آن ناسبخ بلكبه‬
‫خصم قرآن است!‬
‫مثل احاديبث كبه ببا ثوابهاي ببا ور نكردنبي(‪ )1‬مردم را ببه زيارت قبور‬
‫ترغيب و تشويق مي كنند به صراحت يا ل أقل به كنايه مخالف با قرآن‬
‫َ‬
‫م َ‬
‫قابَِر﴾‬
‫م التَّكَاثُُر‪َ .‬‬
‫است زيرا قرآن مي فرمايد‪﴿ :‬أل َ‬
‫م ال َ‬
‫حتَّى ُزْرت ُ ُ‬
‫هاك ُ ُ‬
‫= "افزون طلبببي شمببا را غافببل كرد آن چنان كببه بببه زيارت گورهببا‬
‫رفتيبد" (التكاثبر‪ )2-1/‬و زيارت مقابر براي تكاثبر و تفاخبر مكروه بلكبه‬
‫ممنوع قرآن اسببت و بببه نببص احاديببث و آثار وارده و مسببلم تواريببخ‪،‬‬
‫زيارت قبور مورد نهبي رسبول الله بوده كبه فرمود‪" :‬إنصي نهيتكصم‬
‫عن زيارة القبور" پس زيارت قبور از هركه باشد جايز نيست‪ ،‬و جز‬
‫به قصد عبرت و تذكر موت‪ ،‬استثناء نشده است و پر واضح است كه‬
‫ايببن مشاهببد و مقابر پببر جلل و جبببروت كببه پاره اي از آنهببا طعنببه بر‬
‫بارگاه فراعنه و اكاسره مي زند‪ ،‬هرگز از ديدن تشريفات آنها كسي به‬
‫ياد موت و آخرت نمي افتد بلكه علقه و محبت به دنيا و زخارف آن را‬
‫صبد چندان مبي كنبد! و مشاهدة هميبن گنبدهبا و گلدسبته هبا و ضرايبح و‬
‫ايوانهاي مزيببن و منقببش‪ ،‬مترفيببن و مسببرفين و ثروتمندان را كببه بر‬
‫مزار اولياء چنين مي بينند‪ ،‬تشويق مي كند كه آنان نيز مقبره هاي خود‬
‫را ببا انواع زينتهبا و فرشهبا و چراغهبا ببا بناهاي عالي بياراينبد كبه اولد و‬
‫احفاد آنان همان تفاخبر و تكاثبر جاهليبت را بر مقابر تجديبد نماينبد!‪ ،‬و‬
‫صدها مفاسد و تالي فاسد هاي ديگر كه در دنبال اين اعمال مي آيد‪.‬‬
‫به علوه آن وعده هاي غرور انگيز كه ثواب يك زيارت و يا خواندن‬
‫يك دعا و بكاء بلكه تباكي در عزاداري‪ ،‬عامل آن را تا آنجا مي برد كه‬
‫هيچ ملك مقرب و پيغمبر مرسلي بدان دست نمي يابد!!‪ ،‬و براي خنثي‬
‫بلكببه مغفول نمودن آيات انذار و تبشيببر قرآن از جنود ابببو جهببل و ابببو‬
‫‪1‬‬

‫() علماي "درايبه الحديبث" عقيده دارنبد كبه از علئم احاديبث مردود و مجعول آن اسبت كبه‬
‫براي كاري ناچيبز ثوابهاي بسبيار زياد و يبا عقابهاي شديبد كبه تناسببي ببا عمبل ندارد‪ ،‬قائل‬
‫شوند‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪43‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫سفيان بسي مؤثرتر است!‬
‫خداي سميع و بصير مي داند و "كفي بالله شهيداً" كه نگارندة اين‬
‫سبطور از تأليبف و نشبر ايبن منشور محرور و سباير آثار مأثور خود جبز‬
‫زدودن غبار اوهام و كثافات پبببر دوام از چهرة نوارنبببي آييبببن اسبببلم‬
‫غرضبي نداشتبه و در تمام ايام عمبر خود در ايبن مرام جبز تحمبل آلم و‬
‫اتهام بهره و احترامببي نيافتببه ام‪ ،‬تاجايببي كببه در معرض قتببل و انعدام‬
‫قرار گرفتبه ام و يقيبن دارم كبه پبس از مرگ نيبز مورد لعبن و دشنام‬
‫ليالي و ايام بسبياري از خاص و عام خواهبم بود! امبا چون ايبن مرام را‬
‫براي رضاي پروردگار علم ذو الجلل و الكرام انجام مببي دهببم و ايببن‬
‫كار را بزرگتريبن جهاد براي تقويبت اسبلم مبي دانبم! هبر چبه مشقبت و‬
‫مصيبت افزون تر مسلما ً ثواب و انعام مجاهد بيشتر است!‬
‫در اينجا تذكر نكته اي را لزم مي دانم؛ كساني كه طرفدار زيارت‬
‫معمول اند هنگامي كه از هر حجت در مي مانند مي گويند‪:‬‬
‫گيريم كه زيارت قبور بزرگان دين مشمول اين همه ثواب نبوده و‬
‫از طرف شارع بدان مأمور نباشيبم باري وجود ايبن مشاهبد و بارگاههبا‬
‫كمتر از قبر سرباز گمنام نيست كه در تمام كشورهاي متمدن يا بعض‬
‫آنهببا‪ ،‬مورد احترام و سببمبل حيثيببت آن كشورهببا اسببت كببه وارديببن و‬
‫وافدين به زيارت آن مي روند!!‪.‬‬
‫هبر چنبد پبر واضبح اسبت كبه تفاوت و تضاد بسبياري بيبن ايبن دو‬
‫هسبت! مبع هذا مبي گوئيبم‪ :‬اگبر مطلب از ايبن نظبر باشبد مبا براي آن‬
‫فوايد و فضايل بيشتر سراغ داريم‪ :‬اما به چند شرط‪:‬‬
‫اولً‪ :‬ايببن آفات را كببه در ايببن عمببل از ايببن احاديببث اسببت از آن‬
‫برداريم‪ ،‬و اين گونه نسبتها را به شريعت ندهيم تا آن را در نزد عقلي‬
‫دنيببا موهون و خود را از جهببت ارتكاب بدعببت در نزد خدا ملعون و از‬
‫جهت صرف اموال در كارهاي بيهوده متضرر و مغبون ننماييم‪.‬‬
‫ثانياً‪ :‬اكتفا به يكي دوتا از اين قبور كه صاحبان آنها به فضائلي در‬
‫دنيا مشهوراند اختصاص دهيم‪.‬‬
‫ثالثاً‪ :‬اين همه تشريفات و تزيينات و صرف اموال و عرض حاجات‬
‫و نذورات را از آنها برداريم تا از ورطة پر آتش شرك نجات يابيم‪.‬‬
‫رابعا ً و مهمتر از همه‪ :‬همه ساله يا در موقع مقتضي بر سر مزار‬
‫اجتماعبي باشكوه تشكيبل داده و مراتبب جهاد و فداكاري و شخصبيت و‬
‫سبزاواري آن مزور را ببه وسبيلة خطباء و مبلغيبن شايسبته و ليبق و ببا‬
‫اسبتناد ببه مدارك معتببر تاريخبي در مقاببل حضار ببه صبور مختلفبه ببه‬
‫منظور تهييج حس فداكاري در راه خدا تكرار نماييم‪.‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪44‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫بديهي است اگر به چنين اموري اقدام نماييم فوايد و نتايجي خيلي‬
‫بيش از آنكه بنياد گزاران دل سوز گفته اند خواهيم برد‪ ،‬و اين مطلبي‬
‫است كه ما در سي و چند سال قبل در كربل در صحن مطهر حسيني ب‬
‫سبلم الله عليبه بب پيشنهاد كرديبم‪ ،‬و در ايبن مختصبر نيبز مجملي از آن‬
‫آمده است(‪.)1‬‬
‫مقدمه را همين جا پايان مي دهيم و مي پردازيم به متن كتاب كه‬
‫در چنببد سببال آن را براي چاپ در جواب و رد كتاب "امراء هسصصتي"‬
‫يكي از آيات عظماي إلهي!!! قم آماده كرده بوديم‪ ،‬و با اينكه تا كنون‬
‫چنبد بحبث از پنبج بحبث آن را ببا تمام سبختيها و گرفتاريهبا و كارشكنيهبا‬
‫طببع و تقريبا ً مخفيانبه منتشبر كرده ايبم(‪ )2‬متأسبفانه دو بحبث آن‪ :‬بحبث‬
‫ول يت و بحث زيارت‪ ،‬تاكنون به علت نداشتن و سائل و قدرت چاپ و‬
‫فقدان امنيبت و موانبع ديگبر در عقدة تعويبق مانده اسبت‪ ،‬اينبك بحبث‬
‫زيارت آن را ببا همان اسبلوب مباحبث قبلي ببه حول و قوة پروردگار در‬
‫اختيار طالبان حق مي گذاريم‪ ،‬و ما توفيقي إل بالله‪.‬‬

‫‪‬‬

‫‪1‬‬
‫‪2‬‬

‫‪‬‬

‫‪‬‬

‫() ر‪.‬ك صفحة ‪ 92‬به بعد همين كتاب‪.‬‬
‫() اين بحث ها عبارت اند از بحث "علم غيب" و شفاعت" و "غلة"‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪45‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫ضعف روايات زيارت از كتب ائمة رجال‬
‫ق مخالف خود از يهوديان‬
‫ترديد نيست پس از آنكه مسلمانان با فَِر ِ‬
‫و ترسبايان و گببران و بودائيان و قبطيان تماس گرفتنبد و در مرز و بوم‬
‫آنان مقابر الملوك و پازارگاد و قببببببر كورش و داريوش و امثال آن را‬
‫ديدنبد‪ ،‬مسبألة زيارت ببه ميان آمبد و در زمان عباسبيان سباختمان مقابر‬
‫و مشاهبد بر گورِ مردگان مسبلمانان آغاز شبد و قافلة زوّار از يميبن و‬
‫شمال براي زيارت قبور پاره اي از صببلحا و اوليببا شدِّ رحال نمودنببد‪ .‬و‬
‫هبر روز گنبدي گليبن و آجريبن و اخيرا ً سبيمين و زريبن از هبر گوشبه اي‬
‫قب ّبه بر آسبمان سبود‪ ,‬و راويانبي از خاور و باختبر براي جعبل خببر و در‬
‫حقيقبببت ببببي اثبببر كردن احكام جاندار و حياتبخبببش شرع انور سبببر‬
‫برآوردنببد‪ ,‬و كتببب احاديببث و اخبار را از وعده هاي گزاف و خلف پببر‬
‫كردنبد تبا جائي كبه زيارت قببر ببا چنبد حبج و چنبد عمره و اخيرا ً ببا صبد‬
‫هزار ح ّجب با رسول خدا (ص) صد هزار عمره و حتي صد هزار غزوه با‬
‫پيغمبر و امام عادل برابر گرديد‪ ...‬بلكه بيشتر !!!‬
‫علت و انگيزة اين ماجرا هرچه باشد آنچه بيشتر نزد ارباب عقول‬
‫مورد قبول واقع مي شود آن است كه چون اكثر بلكه تمام راويان اين‬
‫احاديببث چنانكببه شرح آن بيايببد غاليان و كاذبان و مفسببدان و بيدينان‬
‫بوده انبد‪ ,‬جعبل ايبن احاديبث‪ ،‬ببه منظور تضعيبف و سبست كردن بنيان‬
‫شريعبت و ابتذال و اسبتهزاء ببه كتاب خدا‪ ,‬بوده اسبت تبا باور كنندگان‬
‫آن‪ ,‬روح خوف و خشيببت را كببه از وقوع در معصببيت و يببا سببستي در‬
‫انجام عبادت در خود حبس مبي كردنبد از خويبش زائل كرده و ببه غرور‬
‫انبار كردن اينهمه طاعات و زاد و توشه و حسنات ‪ ...‬براي يوم القيامه‬
‫جرأت و گسببتاخي در معصببيت حضرت خالق البريات پيدا كننببد‪ ,‬و بببه‬
‫فسببق و فجور‪ ,‬وقببت و نسببل خود را ضايببع نموده و از روي آوردن بببه‬
‫خيرات و حسببببببنات و بذل مال و جان در راه خدا و ذخيرة يوم المعاد‬
‫خود داري نمايند‪ .‬و مخصوصا ً جهاد في سبيل الله كه خود وسيلة ترقي‬
‫و پيشرفبت وعظمبت اسبلم بوده اسبت فراموش شود‪ ,‬و در عوض ببه‬
‫عملي مشغول شونبد كبه از آن اگبر ذلت و نكبتبي نصبيب نشود لجرم‬
‫عزت و شوكتي دست ندهد‪.‬‬
‫و غرض ديگبر از نشبر و تبليبغ ايبن موضوع شايبد چنانكبه مخالفان‬
‫شيعه گفته اند آن بوده است كه سياستمداران خواسته اند از اهميت‬
‫فراوان و ببي بديبل حبج خانبة خدا كبه يكبي از بزرگتريبن وسبائل ارتباط‬
‫مسلمانان و اتحاد اسلمي است حتي المقدور كاسته شود!‬
‫هرچبه بود ايبن نقشبه و سبياست كار خود را ببه شديدتريبن صبورت‬
‫انجام داده است به طوري كه امروز در مردمي كه ادعاي مسلماني و‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪46‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫تشيببع مببي نماينببد بزرگتريببن آرزو و مهمتريببن عمببل‪ ,‬زيارت قبور و‬
‫عزاداري و سوگواري است! و پر واضح استكه اين عمل تاكنون نتيجة‬
‫روشنبي كبه داشتبه جبز غرور و جهبل و فقبر و احتجاج چيبز ديگري عايبد‬
‫ايببن ملت نكرده اسببت! و چيزي كببه بر معارف و عقايببد ايببن طائفببه‬
‫افزوده اسببت همان فقرات كفرآميببز غرورانگيببز اسببت كببه امامان را‬
‫((عيصصصصن الله الناظرة و يده الباسصصصصطة‪ ..‬وإيابهصصصصم إليكصصصصم‬
‫وحسصابهم عليكصم))(‪ )1‬معرفبي كرده اسبت و شبب و روز ايبن عبارات‬
‫م َ‬
‫شاهد متبركة ايشان خوانده شود‪.‬‬
‫شرك و كفر در َ‬
‫چنانكه در سطور آينده خواهيد خواند اكثر بلكه تمام اين ثوابها كه‬
‫براي تشويبق از طرف راويان و محدّثان و علماي شيعبه در كتبب اخبار‬
‫جمبع شده از ناحيبة غاليان و كذابان و دشمنان دنيبا و آخرت مسبلمانان‬
‫جعل و وضع شده است‪ .‬اما آنچه باعث تعجب و حيرت است آن است‬
‫كبه چگونبه بسبياري از جامعيبن ايبن احاديبث كبه خود از ائمبة علم رجال‬
‫انبد ايبن احاديبث را در كتبب خود آورده آنبد‪ .‬مثل مرحوم شيبخ طوسبي‬
‫«عليببه الرحمببه» كببه خود دو كتاب در علم رجال تأليببف كرده اسببت‬
‫بسياري از راويان اين احاديث را غالي و كذ ّاب و ضعيف شمرده است‬
‫معهذا در كتاب معروف خود «تهذيبببب الحكام» بسبببياري از احاديبببث‬
‫زيارت از همين غاليان كذ ّاب روايت كرده است!‬
‫اينان چون طببيبان انبد كبه براي احتراز از ابتل ببه امراض خودشان‬
‫دسببتوراتي براي پرهيببز مريببض مببي دهنببد آنگاه خود در نشببر ميكروب‬
‫همان مرض حريبص انبد(‪ !!)2‬مبا عقيده داريبم كبه آنان را جبز خدمبت ببه‬
‫شريعبت نظري نبوده اسبت امبا ببه هبر حال از ايبن غفلت و اشتباهشان‬
‫نيز نبايد غافل بود‪.‬‬
‫ة‬
‫باري ما اين مقدمه را با بحثي كه در خصوص زيارت داريم‪ ,‬قرب ً‬
‫‪1‬‬

‫‪2‬‬

‫علَي ْص َ‬
‫من َ‬
‫ء﴾ =‬
‫ي ٍ‬
‫ما َ‬
‫ن ِ‬
‫ك ِ‬
‫ح َص‬
‫م ْص‬
‫هم ّ ِص‬
‫() مقايسبه كنيبد ايبن عبارات را ببا آياتبي نظبر‪َ ﴿ :‬ص‬
‫ش ْ‬
‫ساب ِ ِ‬
‫َ‬
‫و‬
‫م إ ِ ّل َ‬
‫ن ِ‬
‫حسبباب آنان بببه هيببچ وجببه بببا تببو نيسببت (النعام‪﴿ , )52/‬إ ِص ْ‬
‫ساب ُ ُ‬
‫ح َص‬
‫ه ْ‬
‫علَى َرب ّ ِصي ل َ ْ‬
‫ن﴾ = حسبابشان جبز ببا خدايبم نيسبت‪ ,‬اگبر مبي دانسبتيد (الشعراء‪﴿ , )113/‬إ ِص َّ‬
‫تَ ْ‬
‫ن إِلَيْن َا‬
‫عُرو َص‬
‫ش ُ‬
‫م إ ِص َّ‬
‫م‪ .‬ث ُص َّ‬
‫م﴾ = همانبا بازگشتشان ببه سبوي مبا و آنگاه حسبابشان ببا‬
‫ن َ‬
‫علَيْن َصا ِ‬
‫ساب َ ُ‬
‫ح َص‬
‫إِيَاب َ ُ‬
‫ه ْ‬
‫ه ْص‬
‫ماست‪( .‬الغاشية‪.)26-25/‬‬
‫() در أمبم بدوي قببل از اسبلم كبه آنيميزه شيوع داشبت‪ ,‬و هنوزهبم شايبع اسبت‪ ,‬آنان معتقبد‬
‫بودند كه ارواح رؤساء و بزرگان قبيله از خوش آمد و تملق و چابلوسي زندگان خوشنود مي‬
‫شوند و از وفاداري و خلوص ممنون مي گردند‪ ,‬از اينرو بايد همواره به ياد آنان بود‪ ,‬تا جلب‬
‫رضايتشان شود‪ .‬در اسبطوره هاي نيبم تاريخبي قهرمان هاي بعضبي از فضائل قببل از مرگ‪,‬‬
‫مراحبل كمال را مبي پيماينبد تبا جنببة الوهيبت مبي يابنبد‪( .‬خلصبه از تاريبخ جامبع اديان و سباير‬
‫كتب ملل و نحل)‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪47‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫إلى الله وطلبا ً لمرضا ته ببا تمام خسبارات مادي و ضررهاي معنوي‬
‫دنيوي كه براي ما دارد و از چنين جهادي انتظار مي رود‪ ,‬تقديم طالبان‬
‫حق ّب وحقيقبت مبي كنيبم تبا خود ببا عقلي روشبن و چشمبي بصبير بدان‬
‫بنگرنببد‪ ,‬اگببر عقببل و وجدانشان آن را پذيرفببت در نشببر و اشاعببة آن‬
‫بكوشند تا شايد بتوانيم از اين خرافات‪ ,‬طالبين حق را نجات دهيم و به‬
‫شاهراه اسبلم صبحيح كبه سبعادت دنيبا و آخرت در آن اسبت برسبانيم و‬
‫در نتيجببه ثوابببي از آن عايببد گردد‪ ,‬و گرنببه مببا ديببن خود را نسبببت بببه‬
‫شريعتبي كبه علوه بر تبعي ّبت‪ ,‬ببه حفبظ و حراسبت آن نيبز مأموريبم ببه‬
‫قدر مقدور ادا نموده و انجام وظيفه كرده ايم‪.‬‬
‫َ‬
‫ُ‬
‫ه‪.‬‬
‫في ِ‬
‫و ِ‬
‫قي إِل ّ بِالل ِ‬
‫إِ ْ‬
‫ستَطَ ْ‬
‫صل َ َ‬
‫ع ُ‬
‫ما ا ْ‬
‫و َ‬
‫ح َ‬
‫ريدُ إِل ال ِ ْ‬
‫ما ت َ ْ‬
‫ت َ‬
‫نأ ِ‬
‫تعدادي از راويان احاديثببي كببه در كتببب شيعببه (كافصصي و كامصصل‬
‫الزياره و مصصصن ل يحضره الفقيصصصه و تهذيصصصب الحكام) در باب‬
‫"زيارت" آمده آسبت ببه ترتيبب حروف تهجبي به قرار ذيبل اسبت‪ ،‬مگبر‬
‫افراد نادري كبه گفتار آنهبا چندان مخالفتبي ببا مبانبي ديبن نداشتبه و يبا‬
‫ظهور آن احاديث از طرف آنان ارزش يقين نگرفته است‪:‬‬
‫‪‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪‬‬

‫‪48‬‬

‫‪‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫اسامي روات‬
‫‪-1‬أحمببببببد بببببببن هلل ‪-18‬عببد الله ببن عببد الرحمبن‬
‫الصم‬
‫عبرتايي‬
‫‪-2‬بكر بن صالح‬

‫‪-19‬عبببببد الله بببببن القاسببببم‬
‫الحضرمي‬

‫‪-3‬جعفببر بببن محمببد بببن ‪-20‬عبد الله بن ميمون القداح‬
‫مالك‬
‫‪-4‬حسببن بببن عبببد الله ‪-21‬عثمان بن عيسى‬
‫قمي‬
‫‪-5‬حسن بن علي بن ابي ‪-22‬علي بن حسان‬
‫حمزه‬
‫‪-6‬حسن بن علي بن ابي ‪-23‬علي بن فضال‬
‫عثمان‬
‫‪-7‬حسببن بببن علي بببن ‪-24‬عمرو بن ثابت‬
‫زكريا‬
‫‪-8‬حسين بن عبد الله‬

‫‪-25‬قاسم بن يحيي‬

‫‪-9‬حسين بن مختار‬

‫‪-26‬محمد بن أرومه‬

‫‪-10‬حسببببين بببببن يزيببببد ‪-27‬محمد بن اسلم‬
‫النخعي‬
‫‪-11‬خيببببببري ببببببن علي ‪-28‬محمد بن جمهور‬
‫الطحان‬
‫‪-12‬داوود بن كثير الرقي‬

‫‪-29‬محمبببد ببببن حسبببن ببببن‬
‫شمعون‬

‫‪-13‬سلمه بن الخطاب‬

‫‪-30‬محمد بن سليمان الديلمي‬

‫‪-14‬سهل بن زياد‬

‫‪-31‬محمد بن سنان‬

‫‪-15‬سيف بن عميره‬

‫‪-32‬محمد بن صدقه‬

‫‪-16‬صالح بن عقبه‬

‫‪-33‬محمبد ببن عيسبي ببن عبيبد‬
‫اليقطيني‬

‫‪-17‬عبد الرحمن بن كثير‬

‫‪-34‬محمد بن فضيل‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪49‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫‪-35‬محمببببد بببببن موسببببى ‪-40‬يونس بن ظبيان‬
‫الهمداني‬
‫‪-36‬معلى بن محمد البصري ‪-41‬موسبببببي ببببببن عمران‬
‫النخعي‬
‫‪-42‬سبببببليمان ببببببن عمرو‬

‫‪-37‬مفضل بن صالح‬

‫النخعي‬

‫(‪)1‬‬
‫(‪)2‬‬

‫‪-38‬مفضل بن عمر‬

‫‪-43‬صالح النيلي‬

‫‪-39‬موسي بن سعدان‬

‫‪-44‬منذر بن جارود‬

‫(‪)3‬‬

‫پاره اي از اين راويان يك حديث و پاره اي از آنان تا بيست حديث‬
‫و بيشتر درباب زيارت و ثواب آن با واسبطه يا بل واسبطه از ائ مة اهل‬
‫بيت ‪ -‬سلم الله عليهم‪ -‬روايات كرده اند‪.‬‬
‫اينبك مبا ببه ترتيبب اسبامي اينان‪ ,‬سبابقه و ترجمبة حال هبر يبك از‬
‫ايشان را از كتببب معتبببر رجال شيعببه چون رجال نجاشصصي و شيصصخ‬
‫طوسصصي و غضائري و علمصصة حلي ‪ -‬عليهببم الرحمببه‪ -‬بببه نظببر‬
‫خوانندگان حقيقبت جبو مبي رسبانيم و پاره اي از احاديثبي كبه اينان در‬
‫خصبوص زيارت و ثواب آن آورده انبد همراه ترجمبة آن مبي نگاريبم تبا‬
‫خود انصبباف دهنببد كببه آيببا شخصببي كببه ايمان بببه خدا و رسببول و روز‬
‫قيامت دارد مي تواند به استناد چنين احاديثي از چنين راوياني مطمئن‬
‫و مغرور شده و عملي را كببه نببه در كتاب خدا از آن خبببري و نببه در‬
‫سنّت رسول الله از آن اثري است به عنوان بزرگترين عبادات انجام‬
‫داده و عبارات و فقراتبي كفرآميبز كبه در ايبن زيارتنامبه هبا آمده اسبت‬

‫‪ )( 1‬استاد "قلمداران" نام اين سه راوي را در رديف روات احاديث زيارت آورده ولي معرفي‬
‫آنان در كتاب از قلم افتاده است‪.‬‬
‫دو راوي اول از معاصرين امام صادق (ع) بوده اند‪.‬‬
‫«سليمان بن عمرو النخعي» را علماي رجال«بسيار ضعيف» مي دانند‪ .‬وي از بس دروغ گفته‬
‫او را "كذاب النخع" لقب داده اند!‬
‫‪« )( 2‬صبالح ببن الحكبم النيلي الحول» نيبز در صبفحة ‪ 151‬رجال نجاشبي ضعيبف شمرده شده‬
‫است‪.‬‬
‫‪ )( 3‬دربارة «منذر بببن جارود العبدي» نيببز مرحوم ممقانببي در صببفحة ‪ 248‬جلد سببوم تنقيببح‬
‫المقال مي گويد كه‪ :‬به هر حال در ضعيف بودن منذر هيچ شبهه نيست‪( .‬برقعي)‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪50‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫مه (ع) بر كبل‬
‫مدرك و حجبت در وليبت تكوينبي و تصبرف و حاكميبت ائ ّ ِب‬
‫موجودات بشمارد و ملتبي را كبه در تاريبخ جهان راقبي تريبن ملل جهان‬
‫بوده انببد‪ ,‬در نتيجببة اينگونببه القائات شوم بببه صببورت منحطتريببن و‬
‫ذليلترين ملل عالم از حيث دين و دنياي امروز درآورد؟‬
‫بناببه ترتيبب حروف تهجبي اوليبن رجال احاديبث زيارت‪ :‬احمصد بصن‬
‫هلل عصبرتايي اسبت ‪ ,‬ليكبن چون ترجمبة حال او در متبن بحبث آمده‬
‫اسببت(‪ , )1‬در اينجببا فقببط بببه ذكببر نام او از لحاظ ترتيببب‪ ,‬اشاره مببي‬
‫نمائيم‪ ,‬و بقيه را به متن بحث احاله مي كنيم‪.‬‬
‫‪2‬بب بكصر بصن صصالح الرازي‪ ,‬كبه شرح حال او در متبن بحبث آمده‬
‫است لذا به آنجا إحاله مي شود(‪.)2‬‬
‫‪3‬ب جعفر بن محمد بن مالك‪:‬‬
‫أ) مجمع الرجال ج ‪/2‬ص ‪( 42‬غض)‪ :‬جعفر بن محمد بن مالك‬
‫بصصن عيسصصى بصصن شابور‪ ،‬كذَّاب‪ ،‬متروك الحديصصث جملة‪ ،‬وكان‬
‫فصصي مذهبصصه ارتفاع ويروي عصصن الضعفاء والمجاهيصصل وكصصل‬
‫ة فيه!‪.‬‬
‫عيوب الضعفاء مجتمع ٌ‬
‫مرحوم غضائري مببي فرمايببد‪" :‬جعفببر بببن محمببد بببن مالك مردي‬
‫اسبت بسبيار دروغگبو و جملة حديثهاي او متروك اسبت و در مذهبب او‬
‫ارتفاع و غلو اسبت ‪ ,‬ببه علوه از ضعفاء و مجهولن روايبت مبي كنبد‪ ,‬و‬
‫تمام عيوب ضعفاء در او جمع شده است‪.".‬‬
‫ب) در رجال نجاشي ص ‪ ,94‬همين صفات زشت را دربارة او مي‬
‫شمارد بببه علوة مببي فرمايببد‪ " :‬وسصصمعت مصصن قال‪ :‬كان أيضاً‬
‫فاسصصد المذهصصب والروايصصة " جناب ايشان او را فاسببد المذهببب و‬
‫الروايبه مبي دانبد‪ .‬يعنبي علوه بر صبفات زشتبي كبه غضائري بر او مبي‬
‫شمارد فاسد المذهب و الروايه هم هست!‪.‬‬
‫ج) رجال علمبة حلي ص ‪ 215‬هميبن گفتبه هاي نجاشبي و غضائري‬
‫را تكرار كرده و سبرانجام مبي فرمايبد‪ " :‬عندي فصي حديثصه تو ُّص‬
‫قف‬
‫ول أعمصل بروايتصه = مبن در حديبث او توقبف كرده و ببه روايبت او‬
‫عمل نمي كنم"‪.‬‬
‫‪4‬ب حسن بن عبد الله القمي‪:‬‬
‫ايببن شخببص را بنببا بببه نقببل تنقيببح المقال‪ ,‬ج ‪ ,1‬ص ‪ 288‬و خلصببة‬
‫علمبه‪ ,‬ص ‪ 212‬حسبن ببن عببد الله يبا حسبن يبا عبيبد الله گفتبه انبد و‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬

‫() ر ‪ .‬ك صفحة ‪ 130‬همين كتاب‪.‬‬
‫() ر ‪ .‬ك صفحة ‪ 105 - 104‬همين كتاب‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪51‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫متهم به غلو است‪.‬‬
‫‪5‬ب حسن بن علي بن ابي حمزه البطائني‪:‬‬
‫أ) رجال نجاشببي‪ ,‬ص ‪ " :28‬إنصصه كان مصصن وجوه الواقفصصة‪ ،‬ل‬
‫أستح ُّ‬
‫ل روايته"‪ .‬وي از بزرگان واقفه است كه منكر امامت حضرت‬
‫رضبا و ائمبه بعبد از او (ع) بودنبد ببه طوري كبه جناب نجاشبي روايبت از‬
‫حسن بن علي را حلل نمي شمارد‪.‬‬
‫ب) مجمع رجال قهپائي ج ‪/2‬ص ‪ " :121‬محمد بن مسعود قال‪:‬‬
‫ضال عن الحسن بن علي بن أبي‬
‫سألت علي بن الحسن الف ّ‬
‫ن = محمبد ببن مسبعود مبي‬
‫ب ملعو ٌص‬
‫حمزة البطائنصي؟ فقال‪ :‬كذَّا ٌص‬
‫گويد كه ‪ :‬از علي بن فضال كه خود از فطحيه بود دربارة احوال حسن‬
‫بن علي بن ابي حمزة بطائني پرسيدم‪ ,‬على گفت‪ :‬او بسيار دروغگوي‬
‫ملعوني است!"‪.‬‬
‫ج) مرحوم غضائري در بارة او فرموده اسبببت‪ " :‬الحسصصصن بصصصن‬
‫علي بصصن أبصصي حمزة البطائنصصي مولى النصصصار أبصصو محمصصد‬
‫ي ضعيف في نفسه = حسن بن علي بن ابي‬
‫ي بن واقف ّ‬
‫واقف ّ‬
‫حمزة واقفي فرزند واقفي است و خودب به خود ضعيف است‪".‬‬
‫د) در نقبد الرجال تفرشبي ص ‪ 92‬مراتبب بال را ورده و اضافبه مبي‬
‫كنببد‪ :‬حكصصى لي أبصصو الحسصصن حمدويصصه ابصصن نصصصير عصصن بعصصض‬
‫أشياخصه أنصه قال‪ :‬الحسصن بصن علي بصن أبصي حمزة رج ُ‬
‫ل سصوء‬
‫= حسن بن علي بن أبي حمزة مرد ِ بدي است‪.".‬‬
‫اينببك ايببن احاديببث را از ايببن كذاب ملعون در كامببل الزيارة "ابببن‬
‫قولويبه" بخوانيبد كبه در ص ‪ 119‬آن كتاب مبي نويسبد ‪" :‬عصن علي بصن‬
‫وك َ َ‬
‫ه‬
‫ل الل ُ‬
‫أ بي حمزة عن أ بي ب صير عن أ بي ع بد الله قال‪َ :‬‬
‫تبارك وتعالى بالحسصين سصبعين ألف ملك يصصلون عليصه كل‬
‫يوم شعثا ً غصصبرا ً ويدعون لمصصن زاره ويقولون يصصا رب! هؤلء‬
‫زوار الحسين افعل بهم وافعل بهم [كذا وكذا] "‪.‬‬
‫يعنببي‪ " :‬ايببن علي بببن أبببي حمزة كذاب ملعون از ابببي بصببير از‬
‫حضرت صبادق (ع) روايبت كرده اسبت كبه آن حضرت فرموده اسبت‪:‬‬
‫خدا هفتاد هزار فرشته بر قبر حسين عليه السلم گمارده است كه هر‬
‫روز به صورت ژوليده مو و غبارآلود از روز كشته شدن آن حضرت تا‬
‫روزي كبه قائم قيام كنبد بر او صبلوات مبي فرسبتند و ببه كسبي كبه آن‬
‫حضرت را زيارت كند دعا مي كنند و مي گويند‪ :‬پروردگارا اينان زائرين‬
‫حسين اند به ايشان چنين و چنان كن‪.".‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪52‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫كسبي نمبي دانبد ايبن خداي حكيبم براي چبه فرشتگان را ببه ايبن‬
‫صورت در آنجا گمارده است‪ ,‬ژوليده مو و غبارآلود بودن فرشتگان چه‬
‫فايده اي دارد؟ مگبر پاكيزه و مرتبب بودن عيببي دارد ؟! آيبا ببا سبر و‬
‫وضع مناسب و پاك نمي توان عزاداري كرد؟‬
‫در ص ‪ 153‬آن كتاب ‪" :‬عصن الحسصن بصن علي بصن أبصي حمزة‬
‫عن الح سن بن مح مد بن ع بد الكر يم عن المف ضل بن ع مر‬
‫عن جابر الجعفي قال‪ :‬قال أبو عبد الله في حديث طويل‪:‬‬
‫فإذا انقلبصت مصن عنصد قصبر الحسصين‬

‫ناداك مناد لو سصمعت‬

‫مقالته لقمت عمرك عند قبر الحسين وهو يقول‪ :‬طوبى‬
‫لك أيهصا العبصد! قصد غنمصت وسصلمت‪ ،‬قصد غفصر لك مصا سصلف‬
‫فاستأنف العمل! "‪.‬‬
‫يعني‪" :‬همين حسن بن علي بن أبي حمزه از حسن بن محمد بن‬
‫عبد الكريم كه در كتب رجال از او نامي نيست از مفضل بن عمر كه‬
‫خود از رجال بدنام اسببت از جابر جعفببي كببه او نيببز خوشنام نيسببت‬
‫روايبت مبي كنبد كبه حضرت صبادق عليبه السبلم در حديبث طولنبي‪,‬‬
‫فرمود‪ :‬همينكه از نزد قبر حسين – عليه السلم‪ -‬برگردي ندا كننده اي‬
‫ترا ندا كند كه اگر گفتار او را مي شنيدي در تمام عمر خود در نزد قبر‬
‫حسين اقامت مي كردي‪ .‬او مي گويد‪ :‬اي بندة خدا راستي كه غنيمت‬
‫كردي و سبببالم ماندي‪ ,‬گناهان گذشتبببة تبببو آمرزيده شبببد عمبببل را از‬
‫سربگير!!!!"‪.‬‬
‫آري اينگونه احاديث است كه از يكسو مغروران را به گستاخي در‬
‫معصبيت إلهبي جرأت مبي دهبد و هبر منكري را ببه اميبد ثواب زيارت‪,‬‬
‫مرتكبب مبي شونبد‪ .‬و از سبوي ديگبر سبالي ميليونهبا تومان رنجدسبت‬
‫خود و ديگران را در ا ين راه مصرف مي كنند و نتيجه اش همين وضع‬
‫است كه ملحظه مي فرماييد‪.‬‬
‫‪6‬ب حسن بن علي بن ابي عثمان‪:‬‬
‫أ) در رجال شيخ طوسي عليه الرحمه ص ‪ 413‬و ‪ 425‬مي نويسد‪" :‬‬
‫الحسن بن علي بن أبي عثمان‪ ،‬السجادة‪ ،‬غالي"‪.‬‬
‫ب) در مجمببع رجال قهپائي ج ‪/2‬ص ‪ ,124‬غضائري مببي فرمايببد‪":‬‬
‫الحسصن بصن علي بصن أبصي عثمان أبصو محمصد الملقصب بسصجادة‬
‫في عداد القميين ضعيف وفي مذهبه ارتفاع = حسن بن علي‬
‫ببن اببي عثمان كبه ملقبب ببه سبجاده اسبت در عداد غاليان قبم بوده و‬
‫ضعيف است و در مذهب او ارتفاع و غلو است"‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪53‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ج) رجال نجاشبي ص ‪ " :48‬الحسصن بصن علي بصن أبصي عثمان‬
‫عفه أصحابنا =‬
‫أبو محمد الملقب بسجادة أبو محمد كوفي ض ّ‬
‫علماي ما (=شيعيان) او را ضعيف شمرده اند"‪.‬‬
‫د) رجال كشببببي ص ‪ 478‬چاپ كربل مببببي نويسببببد‪ " :‬قال أبصصصو‬
‫عمرو‪ ...‬السصصصجادة لعنصصصه الله ولعنصصصه اللعنون والملئكصصصة‬
‫أجمعون" يعنببي‪ :‬ابببو عمرو صبباحب رجال كشببي فرموده اسببت‪ :‬اي‬
‫سبجاده را خدا لعنبت كنبد و تمام لعنبت كنندگان و همبة فرشتگان لعنبت‬
‫كننبد‪ .‬ايبن بدبخبت ملعون ببه همراهبي رفيبق ديگرش "حسبين ببن عببد‬
‫الله" كبه إن شاء الله شرح حال نكببت مآلش خواهبد آمبد(‪ ,)1‬در صبفحة‬
‫‪" 132‬كامبل زياره" ايبن حديبث سبراسر اغراق و غلو آميبز را از يكدگبر‬
‫روايت كرده اند‪ " :‬عن الحسن بن علي بن أبي عثمان عن عبد‬
‫الجبار النهاوندي عصن أبصي سصعيد عصن الحسصين بصن ثويصر بصن‬
‫أ بي فاخ تة قال قال أبو ع بد الله ‪ :‬يا ح سين! من خرج من‬
‫منزله يريصد زيارة قصبر الحسصين بصن علي إن كان ماشيا ً كتصب‬
‫ة ح تى إذا صار في‬
‫ة وم حا ع نه سيئ ً‬
‫الله له ب كل خطوة ح سن ً‬
‫الحائر كتبصصصه الله مصصصن المصصصصلحين المنتجصصصبين [المفلحيصصصن‬
‫المنجحيصن] حتصى إذا قضصى مناسصكه كتبصه الله مصن الفائزيصن‬
‫حتصصى إذا أراد النصصصراف أتاه مل ٌصص‬
‫ك فقال إن رسصصول الله‬
‫يقرئك السصلم ويقول لك اسصتأنف العمصل فقصد ُ‬
‫فَر لك مصا‬
‫غ ِ‬
‫مضى!" = حضرت صادق ‪ ‬فرمود‪ :‬اي حسين (بن ثور) كسي كه از‬
‫منزل خود بيرون شود و قصببد زيارت قبببر حسببين بببن علي – صببلوات‬
‫الله عليهمبا‪ -‬را داشتبه باشبد اگبر پياده برود خدا ببه هبر گامبي براي او‬
‫حسنه نوشته و گناهي از او را محو نمايد تا هنگامي كه وارد حائر شود‬
‫خدا او را از مصبلحين (رسبتگاران پيروزان) شايسبتگان بنويسبد تبا آنگاه‬
‫كبه مناسبك(‪ )2‬خود را ببه جبا آورد خدا او را از فائزيبن بنويسبد‪ ,‬همينكبه‬
‫قصببد انصببراف كنببد فرشتببه اي آمده گويببد رسببول خدا ترا سببلم‬
‫فرسببتاده مببي فرمايببد عمببل خود را از سببرگير كببه گناهان گذشتببة تببو‬
‫آمرزيده شد"!!!‬
‫تعجب ما از اين است كه هرگاه مردي در كتب رجال بدين بدنامي‬
‫اسبت‪ ,‬گبر بخواهيبم روايبت رجبل بدنامبي را رد كنيبم حبق ايبن اسبت كبه‬
‫آنچبه مربوط ببه عقيدة اوسبت و ايبن قبيبل احاديبث كبه روح غلو از آن‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬

‫() ر ‪ .‬ك صفحة ‪ 64‬همين كتاب‪ .‬وي با شماره ‪ 8‬معرفي شده است‪.‬‬
‫() در اين حديث جعلي زيارت قبر امام (ع) را "مناسك" خوانده‪ ,‬در حالي كه لفظ "مناسك"‬
‫اختصاص به اعمال "حج" دارد و يا عباداتي كه خدا و رسول امر كرده باشند‪( .‬برقعي)‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪54‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫مببي بارد مطرود شود‪ .‬پببس چرا مسببؤولين شريعببت بببه چنيببن عملي‬
‫همبت نگماشتبه انبد؟ مگبر نبه ايبن چنيبن احاديبث اسبت كبه روح خوف و‬
‫خشيبت را در افراد كشتبه و آنان را ببه جرئت در معصبيت و سبستي در‬
‫انجام احكام‪ ,‬مغرور مببي نمايببد كببه يببك زيارت چنديببن هزار حسببنه در‬
‫نامبة عمبل زائر ثببت و چنديبن هزار سبيئه را محبو مبي كنبد فلذا براي‬
‫دسبت يبا فتبن بدان ببه هبر قيمتبي باشبد اقدام مبي كنبد تبا از قيبد سباير‬
‫احكام آزاد گردد؟‬
‫‪ 7‬ب ديگر از رجال احاديث زيارت حسن بن علي بن زكريا يا حسين‬
‫بن علي بن زكريا (به اختلف نسخه ها) است‪.‬‬
‫اين شخص را در كتب رجال چنين معرفي كرده اند‪:‬‬
‫أ) غضائري در "مجمببببع الرجال" ج ‪ ,2‬ص ‪ 195‬فرموده اسببببت‪" :‬‬
‫الحسصين بصن علي بصن زكريصا بصن صصالح ُز فر العدوي أبصو سصعيد‬
‫ب = حسبين ببن علي ببن زكريبا ببن صبالح‪ ...‬خيلي‬
‫ضعي ٌص‬
‫ف جدا ً كذّا ٌص‬
‫ضعيف و بسيار دروغگوست‪.".‬‬
‫ب) رجال علمبة حلي ص ‪ 217‬نيبز او را ببه هميبن صبفات نكوهيده‬
‫مذمت كرده است‪.‬‬
‫‪8‬بب ح سين بن ع بد الله اسبت كبه در ضمبن شرح حال حسبن ببن‬
‫علي ببن اببي عثمان نامبي از او برده شبد(‪ .)1‬وي را در كتبب رجال چنيبن‬
‫وصف كرده اند‪:‬‬
‫أ) رجال عل مة حلي ص ‪ " :216‬الحسين بن ع بد الله السعدي‬
‫مي‬
‫أبو ع بد الله بن عب يد الله بن سهل ممن طعنوا عليه وُر ِ‬
‫بالغلو = حسبن ببن عببد الله از كسباني اسبت كبه بر او طعبن زده و او‬
‫را به غلو نسبت داده اد"‪.‬‬
‫ي‬
‫ُ ب) رجال كشبي ص ‪ " : 432‬إن الحسصين بصن عبصد الله القم ّص‬
‫ج مصن ُص‬
‫رجون مصن اتهموه بالغلو =‬
‫أ ْ‬
‫ر َص‬
‫قم فصي وقصت كانوا يُخ ِ‬
‫خ ِ‬
‫حسبين ببن عببد الله قمبي كسبي اسبت كبه او را هنگام اخراج غاليان از‬
‫قم‪ ,‬از شهر بيرون راندند"!‬
‫‪9‬ب حسين بن مختار‪:‬‬
‫تنقيبببح المقال ج‪ 1/‬ص ‪ 343‬او را از قول شيبببخ طوسبببي – عليبببه‬
‫الرحمبببه‪ -‬واقفبببي مبببي شمارد‪ ,‬و در قسبببمت دوم رجال علمبببه كبببه‬
‫مخصوص حال ضعفاء است نيز او را واقفي مي داند‪ ,‬و همچنين شيخ‬
‫بهائي در "وجيزه" او را از ضعفاء مي شمارد‪.‬‬
‫‪1‬‬

‫() حسن در صفحة ‪ 62‬باشمارة ‪ 6‬معرفي شده است‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪55‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫‪10‬ب حسين بن يزيد النخعي‪:‬‬
‫مجمبع رجال از قول نجاشبي عليبه الرحمبه آورده اسبت كبه " قال‬
‫قوم مصن القمييصن إنصه غل فصي آخصر عمره = او در آخببر عمببر‪,‬‬
‫غالي شده است"!‬
‫‪11‬ب خيبري بن علي الطحان‪:‬‬
‫غضائري (ره) در مجمبببببع الرجال ج‪ 2/‬ص ‪ 275‬فرموده اسبببببت‪":‬‬
‫خيصبري بصن علي بصن الطحان ضعيصف الحديصث غال المذهصب‬
‫كان يصحب يونس بن الظبيان ويكثر الروايات عنه وله كتاب‬
‫عن أبي عبد الله ‪ ‬ل يُلْت َ َ‬
‫ت إلى حديثه = خيبري از مردم كوفه‬
‫ف ُ‬
‫و ضعيبف الحديبث اسبت غالي مذهبب اسبت‪ ,‬او همنشيبن و مصباحب‬
‫يونس بن شبيان است كه از بدترين غاليان و دروغگويان است‪ ,‬و از او‬
‫روايات بسبيار نقبل مبي كنبد‪ ,‬وي داراي كتاب حديثبي اسبت ببه نقبل از‬
‫حضرت صادق (ع)‪ ,‬اما به حديث او نبايد اعتناء كرد‪.‬‬
‫و در رجال نجاشبي ص ‪ 118‬نيبز او را ببه هميبن صبفات نكوهيده‬
‫مذمت مي كند كه در مذهب او ارتفاع و غلو است‪.‬‬
‫ايببن بدبخببت غالي احاديثببي چنببد در موضوع زيارت دارد‪ ,‬يكببي از‬
‫احاديبث او ايبن حديبث سبراسر كذب و غلو اسبت كبه در كتاب "كامبل‬
‫الزياره" ص ‪.... " : 147‬عصصن الخيصصبري عصصن الحسصصين بصصن محمصصد‬
‫الق مي عن أ بي الح سن الر ضا ‪ ‬قال‪ :‬من زار قبر أ بي ع بد‬
‫الله ‪ ‬بشط الفرات كان كمن زار الله فوق [في] عرشه! =‬
‫حضرت رضبا (ع) فرمود‪ :‬كسبي كبه قببر حسبين –عليبه السبلم‪ -‬را در‬
‫شببط فرات زيارت كنببد چون كسببي اسببت كببه خدا را در عرش زيارت‬
‫كرده است"!!‬
‫آري حسبببين (ع) چون خدا و فرات‪ ,‬چون عرش اسبببت(‪ !)1‬عجبببب‬
‫اسببت كببه ايببن حديببث را باهميببن سببند شيببخ طوسببي نيببز در "تهذيببب‬
‫الحكام" ج ‪ , 6‬ص ‪ 46‬آورده است‪.‬‬
‫‪ -12‬داوود بصن كثيصر الرقصي‪ :‬شرح حال او در متبن بحبث مذكور‬
‫(‪)2‬‬
‫است بدانجا رجوع شود‪.‬‬
‫‪1‬‬

‫‪2‬‬

‫() اينان هرگز با خود نينديشيده اند كه فرق عرش خدا از نظر احاطه با زمين چيست؟‪ ":‬أََل‬
‫يءٍ ُّ‬
‫ه بِك ُ ِّ‬
‫ل َ‬
‫حي طٌب = آگاه باشيبد كبه خداونبد بر همبه چيبز احاطبه دارد" (فصبلت‪ )54/‬و آيبا‬
‫م ِ‬
‫إِن َّب ُ‬
‫ش ْ‬
‫تشبببيه و مقايسببة امام حسببين بببا خدا‪ ,‬و شببط فرات بببا عرش إلهببي‪ ,‬جببز مقايسببة غاليانببه‬
‫است؟!!!‬
‫() ر ‪ .‬ك ص ‪ 106 - 105‬همين كتاب‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪56‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫‪ -13‬سلمه بن الخطاب‪:‬‬
‫از سبلمه ببن الخطاب بيبش از بيسبت حديبث در "كامبل الزياره" و‬
‫"تهذيب الحكام" روايت شده است ‪ ,‬اينك ترجمة او‪:‬‬
‫أ) مجمبببع الرجال الغضائري‪ ,‬ص ‪ " :152‬سصصصلمة بصصصن الخطاب‬
‫البراوستاني أبو محمد من سواد الري‪ ،‬ضعيف "‪.‬‬
‫ب) رجال نجاشبي‪ ,‬ص ‪ " :142‬سصلمة بصن الخطاب أبصو الفضصل‬
‫البراوستاني اليرقاني قرية من سواد الري كان ضعيفا ً في‬
‫حديثصصه " كببه هببر دو بزرگوار‪ :‬غضائري و نجاشببي‪ ,‬او را در حديببث‪,‬‬
‫ضعيف شمرده اند‪.‬‬
‫ج) رجال علمبه ص ‪ 227‬نيبز او را ضعيبف الحديبث دانسبته اسبت‪.‬‬
‫همچنين ديگر كتب معتبر رجال‪.‬‬
‫‪14‬بب سصهل بصن زياد الدمصي‪ :‬ايبن شخبص نيبز ترجمبة حال نكببت‬
‫مآل او در متن بحث آمده است(‪.)1‬‬
‫‪15‬بب سصيف بصن عميره‪ :‬ايبن شخبص ببه فرمودة مؤلف "كشبف‬
‫الرموز" و بنا به نقل تنقيح المقال مطعون و ملعون است‪.‬‬
‫‪16‬ب صالح بن عقبه‪:‬‬
‫از ايببن بدبخببت در موضوع زيارت در "تهذيببب" و "كامببل الزياره"‬
‫احاديث بسياري آمده است‪ .‬اينك ترجمة حال او‪:‬‬
‫أ) مجمببع الرجال ج ‪ 3‬ص ‪ ,256‬غضائري در بارة او فرموده اسببت‪:‬‬
‫صالح بن عقبة بن قيس بن سمعان ريحة مولى رسول الله‪،‬‬
‫ل‪ ،‬كذاب‪ ،‬ل يُلت َ َ‬
‫فت إليه!‪.‬‬
‫روى عن أبي عبد الله ‪ ،‬غا ٍ‬
‫وي هم غالي و هم كذاب است كه نبايد به او اعتناء نمود!‪.‬‬

‫ب) در رجال علمببه ص ‪ 235‬القسببم الثانببي‪ ,‬عيببن هميببن عبارات‬
‫تكرار شده است‪.‬‬
‫ج) تنقيببح المقال ج ‪ ,2‬ص ‪ 93‬بببه نقببل از ابببن داوود بببا ذكببر هميببن‬
‫سب إلى ابصن الغضائري أنصه قال‪ :‬ليصس‬
‫جملت مبي فرمايبد‪ :‬ون ُص ِ‬
‫ل‪ ،‬كذاب‪ ،‬كثير المناكير = حديثش به هيچ نمي‬
‫حديثه بشيء‪ ،‬غا ٍ‬
‫ارزد‪ ,‬او هم غالي و هم دروغگو و كثير المناكير است‪.‬‬
‫اينبك ايبن تحفبة غاليانبه را كبه در "كامبل الزياره" صبفحة ‪ 154‬آمده‬
‫اسبت از او بشنويبد‪ .... " :‬عصن صصالح بصن عقبصة عصن أبصي هارون‬
‫المكفوف قال قال أبصو عبصد الله ‪ :‬يصا أبصا هارون! أنشدنصي‬
‫‪1‬‬

‫() ر ‪ .‬ك ص ‪ 118‬همين كتاب‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪57‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫فصصي الحسصصين ‪ ،‬قال‪ :‬فأنشدتصصه فبكصصى فقال أنشدنصصي كمصصا‬
‫تنشدون يعنصصصصي بالرقصصصصة قال فأنشدتصصصصه‪ :‬امرر على جدث‬
‫الحسين فقل لعظمه الزكية‪...‬‬
‫قال فبكى ثم قال زدني قال فأنشدته القصيدة الخرى‬
‫قال فبكصصى‪ ،‬وسصصمعت البكاء مصصن خلف السصصتر‪ ،‬قال‪ :‬فلمصصا‬
‫فرغصصت قال لي‪ :‬يصصا أبصصا هارون! مصصن أنشصصد فصصي الحسصصين ‪‬‬
‫شعرا ً فبكصى وأبكصى عشرا ً كتبصت له الجنصة‪ ،‬ومصن أنشصد فصي‬
‫ة كتبصت له الجنصة‪ ،‬ومصن‬
‫الحسصين شعرا ً فبكصى وأبكصى خمسص ً‬
‫أنشصصد فصصي الحسصصين شعرا ً فبكصصى وأبكصصى واحدا ً كتبصصت لهمصصا‬
‫الجنة‪ ،‬ومن ذكر الحسين ‪ ‬عنده فخرج من عينه [عينيه] من‬
‫الدموع مقدار جناح ذباب كان ثوابصصصصه على الله ولم يرض له‬
‫بدون الجنصة = "صبالح ببن عقببه از اببو هارون المكفوف روايبت مبي‬
‫كنبد‪( ,‬هميبن اببو هارون را "تنقيبح المقال" فصبل الكنبي و خلصبة علمبة‬
‫م!‬
‫حلي ص ‪ 267‬چنيبن معرفبي مبي كننبد كبه‪ُ " :‬روي فيصه طع ٌص‬
‫ن عظي ٌص‬
‫= بروي طعبن عظيبم وارد كرده انبد"‪ .‬ايبن شخبص بدنام مبي گويبد) كبه‬
‫حضرت صبادق ‪ ‬ببه مبن فرمود‪ :‬اي اببو هارون در مرثيبة امام حسبين‪,‬‬
‫شعري بسببراي‪ ,‬مببن قصببيدة‪" :‬امرر على جدك الحسببين" را تببا آخببر‬
‫سبرودم‪ ،‬و آن حضرت گريبه كرد‪ ,‬آنگاه فرمود‪ :‬زياده كبن‪ ,‬مبن قصبيده‬
‫اي ديگبر سبرودم‪ ,‬باز حضرت گريسبت‪ ,‬و مبن صبداي گريبه را از پشبت‬
‫پرده (= حرم حضرت) شنيدم‪ ,‬چون فارغ شدم‪ ,‬حضرت فرمود‪ :‬اي‬
‫ابو هارون كسي كه در مرثية حسين شعري بگويد كه خود گريه كند و‬
‫ده نفبر را بگريانبد‪ ,‬بهشبت براي او نوشتبه مبي شود و كسبي كبه شعري‬
‫بسبرايد و گريبه كنبد و پنبج نفبر را بگريانبد بهشبت براي او نوشتبه مبي‬
‫شود‪ ,‬و كسببي كببه شعري بگويببد و خود بگريببد و يببك نفببر را بگريانببد‪,‬‬
‫بهشت براي او نوشته شود‪ ,‬و كسي كه نام حسين در نزد او ذكر شود‬
‫و از چشمان او به اندازة بال مگس اشك بتراود ثواب آن بر خدا است‬
‫كبه حبد أقبل آن‪ ,‬ايبن اسبت كبه ببه كمتبر از بهشبت براي او راضبي نمبي‬
‫شود"‪.‬‬
‫آري اينگونبه افسبانه هاسبت كبه از ايبن شياطيبن انسبي ببه وحبي و‬
‫الهام شياطيببن جنببي بر مردوم مببا شببب و روز القاء مببي شود‪ .‬آنگاه‬
‫مردمي بي حساب و كتاب و بدون عقل و شعور و انسانيت و گستاخ و‬
‫فاسبد بار مبي آينبد كبه ديگبر ببه هيبچ وجبه اصبلح آنان امكان نمبي پذيرد‪.‬‬
‫زيرا از همان راهبي فاسبد شده انبد كبه بايبد اصبلح مبي شدنبد‪ .‬يعنبي از‬
‫راه دين و همان است كه چون فاسد شد ديگر چيزي جانشين آن نمي‬
‫شود‪.‬‬
‫از ايبن غالي كذاب كثيبر المناكيبر كبه در كفبر و غلو ببي نظيبر اسبت‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪58‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫احاديبث بسبياري در كتبب اخبار از هبر قسبم آمده اسبت‪ .‬امبا در "كامبل‬
‫الزياره"‪ ,‬ص ‪ " :169‬عن صالح بن عقبة عن بشير الدهان قال‪:‬‬
‫قلت لبصصي عبصصد الله ‪ ‬ربمصصا فاتنصصي الحصصج فأعرف (أي أكون‬
‫يوم عرفة) عند قبر الحسين ‪ ‬فقال‪ :‬أحسنت يا بشير! أيما‬
‫مؤمصن أتصى قصبر الحسصين ‪ ‬عارفا ً بحقصه فصي غيصر يوم عيصد‬
‫كتب الله له عشرين حجة وعشرين عمرة مبرورات متقبلت‬
‫وعشريصن غزوة مصع نصبي مرسصل أو إمام عدل‪ ،‬ومصن أتاه فصي‬
‫يوم عيصد كتصب الله له مائة حجصة ومائة عمرة ومائة غزوة مصع‬
‫نصبي مرسصل أو إمام عدل‪ ،‬ومصن أتاه يوم عرفصة عارفا ً بحقصه‬
‫كتصب الله له ألف حجصة وألف عمرة مت َ‬
‫قبَّلت وألف غزوة مصع‬
‫نصصبي مرسصصل أو إمام عدل! قال فقلت له‪ :‬وكيصصف لي بمثصصل‬
‫ي شبصه المغضصب ثصم قال‪ :‬يصا بشيصر!‬
‫الموقصف؟ قال فنظصر إل َّص‬
‫إن المؤمصن إذا أتصى قصبر الحسصين ‪ ‬يوم عرفصة واغتسصل فصي‬
‫جه إليه كتب الله له بكل خطوة حجة بمناسكها‬
‫الفرات ثم تو ّ‬
‫ول أعلمصه إل قال وغزوة‪.‬؟! = صببالح بببن عقبببه از بشيببر الدهان‬
‫روايت مي كند كه من به حضرت صادق (ع) عرض كردم كه بسا مي‬
‫شود كببه حببج از مببن فوت مببي شود و مببن عرفببه را در نزد قبببر امام‬
‫حسبين ‪ ‬بسبر مبي بردم‪ ,‬حضرت فرمود‪ :‬كارنيبك مبي كنبي اي بشيبر‬
‫كسبي كبه ببه زيارت قببر حسبين بيايبد و عارف ببه حبق آن حضرت باشبد‬
‫اگر غير از روز عيد باشد‪ ,‬خدا براي او ثواب ده حج و ده عمرة نيكو و‬
‫ده غزوه (= جهاد با پيامبر) با پيغمبر مرسل و امام عادل مي نويسد‪,‬‬
‫اما كسي كه در روز عيد عرفه بيايد خدا براي او ثواب هزار حج و هزار‬
‫عمرة مقبوله و هزار جهاد ببا پيغمببر مرسبل و امام عادل مبي نويسبد‪,‬‬
‫بشيببر مببي گويببد‪ :‬عرض كردم چگونببه براي مببن ثواب موقببف عرفببه‬
‫نوشته خواهد شد؟ آن حضرت غضبناكانه به من نگريست و فرمود‪ :‬اي‬
‫بشير همينكه مؤمن روز عرفه به زيارت قبر امام حسين ‪ ‬بيايد و در‬
‫فرات غسل كند آنگاه متوجه مرقد آن حضرت شود خدا براي او به هر‬
‫قدمبي ثواب حبج باتمام مناسبك آن مبي نويسبد‪ ,‬بشيبر مبي گويبد نمبي‬
‫دانم حضرت عمره هم فرمود يا نه"!!!‬
‫آيببا كسببي كببه ايمان بببه خدا و رسببول و روز قيامببت دارد‪ ,‬چنيببن‬
‫حديثبي را كبه ببا شرك فاصبلة چندان ندارد از چنيبن كذاببي هرگبز باور‬
‫مبي كنبد؟‪ .‬و از چنيبن حديثبي جبز ببي اعتنائي و سبهل انگاري ببه احكام‬
‫حيات بخش اسلمي و اكتفاء به چنين عملي كه هرگز در رديف اوامر‬
‫الهي نيست چه بر مي آيد؟!‬
‫از همه مهمتر زيارت عاشورا است كه يكي از روات آن نيز همين‬
‫صبالح ببن عقببه اسبت كبه محمبد ببن موسبى الهمدانبي كبه خود نيبز از‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪59‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫غاليان و كذابان اسبت از سبيف ببن عميرة واقفبي مطعون و ملعون از‬
‫صالح بن عقبه روايت مي كند كه در ص ‪" 174‬كامل الزياره" نقل شده‬
‫كبه سبند را صبالح ببن عقببه ببه مالك جهمبي و او ببه حضرت باقبر ‪ ‬مبي‬
‫رسببباند كبببه فرمود‪ " :‬مصصن زار الحسصصين ‪ ‬يوم عاشوراء مصصن‬
‫ه تعالى يوم القيامصة‬
‫ي الل َص‬
‫المحرم حتصى يظصل عنده باكيا ً لق َص‬
‫بثواب ألفصصصصي ألف [ألف] حجصصصصة وألفصصصصي [ألف] ألف عمرة‬
‫وأل في ألف غزوة وثواب كل حجة وعمرة وغزوة كثواب من‬
‫حصج واعتمصر وغزا مصع رسصول الله ومصع الئمصة الراشديصن‬
‫صلوات الله عليهم = حضرت باقر ‪ ‬فرمود‪ :‬كسي كه حسين را در‬
‫روز عاشوراز زيارت كنبد ببا ثواب دو مليون حبج و دو مليون عمره و دو‬
‫مليون غزوه (= جهاد ببا پيامببر) كبه ثواب هبر حبج و عمره و غزوه اي‬
‫چون ثواب حبج و عمره و غزوة كسبي اسبت كبه ببا رسبول خدا و ائمبة‬
‫راشدين صلوت الله عليهم اجمعين انجام داده باشد"!!!‬
‫مي بينيد كه با اين عمل كه به موجب همين روايت از دور هم مي‬
‫توان انجام داد ديگبر آبرو و ارزشبي براي سباير احكام باقبي نمبي مانبد!‬
‫آيا اين كذب بر خدا و رسوله و ائمة هدي (ع) نيست؟ آيا همين روايت‬
‫خود نشانة غلو كه برادر شرك است نمي باشد؟ آيا براي هيچ پيغمبري‬
‫و امامبي و صبالحي ممكبن بوده اسبت كبه در عمبر خود دو مليون حبج و‬
‫دو مليون عمره و دو مليون جهاد با پيغمبر يا امام انجام دهد؟ كه ثواب‬
‫آن تنهببا در يببك زيارت عاشورا نصببيب فردي مببي شود و اگببر چنديببن‬
‫عاشوراء باشبد چگونبه اسبت؟ آيبا چنيبن افسبانه اي بازي ببا ديبن خدا‬
‫نيسبت؟‪ .‬پيغمببر خدا و ائمبة هدى (ع) هبر كدام در عمبر خود يبك حبج و‬
‫حد اكثر ت بيست حج به جا آورده و زائر با يك زيارت اينهمه!!‪.‬‬
‫‪17‬ب عبد الرحمن بن كثير‪:‬‬
‫رجال نجاشبي ص ‪ ,189‬ضمبن ترجمبة حال "علي ببن حسبان" كبه از‬
‫عموي خود عببد الرحمبن ببن كثيبر روايبت مبي كنبد‪ ,‬مبي نويسبد‪" :‬عبصد‬
‫الرحمصن بصن كثيصر الهاشمصي ضعيصف جداً‪ ،‬ذكره بعصض أصصحابنا‬
‫فصي الغلة‪ ،‬فاسصد العتقاد" و غضائري (ره) در مجمبع الرجال ص‬
‫‪ 176‬در شرح حال علي بن حسان مي فرمايد ‪" :‬روى عن عمه عبد‬
‫الرحمن بن كثير‪ ،‬غال ضعيف (يعني عبد الرحمن بن كثير غالي و‬
‫ضعيبف اسبت)" و رجال علمبة حلي ص ‪ 233‬قول غضائري و نجاشبي را‬
‫نقبل كرده و مبي گويبد مسبعودي فرموده اسبت " فهصو كذاب وهصو‬
‫واقفي = عبد الرحمن كذاب و واقفي مذهب است"‪.‬‬
‫‪18‬ب عبد الله بن عبد الرحمن الصم‪:‬‬
‫ايببن شخببص كببه بسببياري از احاديببث "كامببل الزيارة" از طرف او‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪60‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫روايت شده است‪ ,‬ترجمة حالش در كتب رجال چنين است‪:‬‬
‫ا) رجال نجاشبي ص ‪ " :161‬عبصد الله بصن عبصد الرحمصن الصصم‬
‫ي ضعيصف غال ليصس بشيصء وله كتاب المزار!‬
‫المسصمى بصصر ّ‬
‫= عببد الله ببن عببد الرحمبن الصبم ضعيبف و غالي بود‪ ,‬هيبچ ارزشبي‬
‫ندارد‪ ,‬و او را كتاب مزار اسبت (يعنبي هميبن ل طائلت كبه در احاديبث‬
‫زيارت آورده است!!)"‪.‬‬
‫ب) مرحوم غضائري در مجمببببببببببع الرجال ج ‪ ,4‬ص ‪ 25‬دربارة او‬
‫فرموده اسببت‪" :‬عبصصد الله بصصن عبصصد الرحمصصن الصصصم المسصصمى‬
‫ي ضعيصصف مرتفصصع القول‪ ،‬وله كتاب فصصي الزيارات‪ ،‬مصصا‬
‫بصصصر ّ‬
‫يدل على خبث عظيم ومذهب متهافت‪ ،‬وكان من كذابة أهل‬
‫البصرة"‪.‬‬
‫ج) رجال علمة حلي رحمه الله عليه ص ‪ ,238‬القسم الثاني‪" :‬عبد‬
‫ي ضعيف غال‪ ،‬ليس بشيء‪،‬‬
‫الله بن عبد الرحمن الصم بصر ّ‬
‫وله كتاب فصصصي الزيارات يدل على خبصصصث عظيصصصم ومذهصصصب‬
‫متهافت وكان من كذابة أهل البصرة "‪.‬‬
‫خلصببة فرمايببش هرسببه بزرگوار ( غضائري و نجاشببي و علمببه)‪,‬‬
‫چنين است "عبد الله بن عبد الرحمن الصم شخصي است ضعيف در‬
‫حديبث و در مذهبب غالي و مشرك و هيبچ ارزشبي ندارد‪ ,‬و او را كتاببي‬
‫اسبت در موضوع زيارات (احاديبث كامبل الزياره و غيره از اوسبت) كبه‬
‫دللت بر خباثبت عظيمبي دارد و مذهببي متهافبت (كبه گاهبي مؤمبن و‬
‫گاهي كافر است)‪ ,‬و او از دروغگويان درجة اول اهل بصره است‪.‬‬
‫اينك چند حديث از احاديث اين ضعيف غالي خبيث بسيار دروغگو‬
‫كبه زينبت بخبش كتاب "اببن قولويبه" اسبت‪ .‬در صبفحة ‪ 68‬ايبن كتاب از‬
‫حضرت صبادق ‪ ‬چنيبن روايبت مبي كنبد‪ " :‬كان الحسصين ‪ ‬مصع أمصه‬
‫تحمله فأخذه رسول الله فقال لعن الله قاتليك ولعن الله‬
‫قومص مصن محبينصا‬
‫ٌ‬
‫سصالبيك ‪( .....‬إلى قوله لفاطمبة)‪ ... :‬ويأتيصه‬
‫ليصصس فصصي الرض أعلم بالله ول أقوم بحقنصصا منهصصم وليصصس‬
‫على ظهر الرض أحدٌ يلتفت إليه غيرهم أولئك مصابيح في‬
‫ظلمات الجور وهم الشفعاء = امام حسين ‪ ‬را مادرش برداشته‬
‫بود‪ ,‬پس رسول خدا او را گرفت و گفت خدا قاتلن تورا لعنت كند‪ ...‬تا‬
‫آنجبا كبه پيغمببر خدا شرح شهادت حسبين را داد و فرمود‪ :‬گروهبي از‬
‫دوسبتان مبا ببه زيارت او مبي آينبد كبه در روي زميبن از ايشان كسبي‬
‫داناتبر ببه خدا و قائمتبر ببه حبق مبا نيسبت‪ ,‬و در روي زميبن احدي جبز‬
‫ايشان به حسين توجه ندارد‪ ,‬آنان چراغهايي هستند كه در تاريكي هاي‬
‫ظلم و جور مي درخشند و شفيعان روز قيامت اند"!!‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪61‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫در ايببن حديببث فقببط زائران حسببين را عالمتريببن مردم بببه خدا و‬
‫قائمتريبن ايشان ببه حقوق رسبول الله ‪ ,‬و تنهبا كسباني كبه متوجبه آن‬
‫حضرت هسببببببببببببتند‪ ,‬چراغهاي درخشنده در ظلمتهاي ظلم و جور و‬
‫شفيعان روز قيامت مي شمارد‪ ,‬آيا به راستي چنين است؟!‪.‬‬
‫در ص ‪ " 81‬كامل الزياره" در حديثي از حضرت صادق (ع) روايت‬
‫مبي كنبد كبه آن حضرت ببه زراره مبي فرمايبد‪ :‬يصا زرارة! إن السصماء‬
‫بكصصت على الحسصصين أربعيصصن صصصباحا ً بالدم وإن الرض بكصصت‬
‫أربعيصصن صصصباحا ً بالسصصواد وإن الشمصصس بكصصت أربعيصصن صصصباحاً‬
‫بالكسصوف والحمرة وإن الجبال تقطعصت وانتثرت وإن البحار‬
‫تفجرت وإن الملئكة بكت أربعين صباحا ً على الحسين ‪ ‬وما‬
‫اختضبصصت منصصا امرأة ول ادهنصصت ول اكتحلت ول رجلت حتصصى‬
‫ن‬
‫أتانصا رأس عبيصد الله بصن زياد ‪( ...‬إلى قوله)‪ ... :‬ومصا مصن عي ٍص‬
‫أحب إلى الله ول عبرة من عين بكت ودمعت عليه‪ ،‬وما من‬
‫ك يبكيه إل وقد وصل فاطمة عليها السلم وأسعدها عليه‬
‫با ٍ‬
‫ووصل رسول الله وأدى حقنا وما من عبد يحشر إل وعيناه‬
‫باكيصصة إل الباكيصصن على جدي الحسصصين ‪ ‬فإنصصه يحشصصر وعينصصه‬
‫ن على وجهه والخلق في‬
‫قريرة والبشارة تلقاه والسرور بيِّ ٌ‬
‫الفزع وهصصم آمنون والخلق يعرضون وهصصم حداث الحسصصين ‪‬‬
‫تحت العرش وفي ظل العرش ل يخافون سوء يوم الحساب‬
‫يُ َ‬
‫قا ُ‬
‫ل لهصصم ادخلوا الجنصصة فيأبون ويختارون مجلسصصه وحديثصصه‬
‫وإن الحور لترسصل إليهصم = اي زراره آسبمان چهبل روز بر حسبين‬
‫‪ ‬باخون و زميبن چهبل روز ببا سبياهي و آفتاب چهبل روز ببا كسبوف و‬
‫سرخي گريه كرد و كوهها پاره پاره و پراكنده شدند‪ ,‬تا آنجا كه فرمود‪:‬‬
‫هيج چشمي نزد خدا دوستتر و گريانتر از چشمي كه گريان و اشك ريز‬
‫بر حسببين باشببد‪ ,‬نيسببت (تببا آنجببا كببه فرمود)‪ :‬گريببه كننده بر حسببين‬
‫محشور مي شود در حالي كه چشمش روشن و بشارت او را روبرو و‬
‫شادمانبي از چهره اش آشكار اسبت در حالي كبه مردم در فزع و ترس‬
‫روز قيامببت هسببتند‪ ,‬ولي گريببه كنندگان ايمببن انببد و مردم در معرض‬
‫حسباب انبد و اينان ببا حسبين ‪ ‬در زيبر عرش و در ساية عرش در حال‬
‫گفتگبو مبي باشنبد در حالي كبه از سبختي روز حسباب نمبي ترسبند‪ ,‬ببه‬
‫ايشان گفته مي شود كه داخل بهشت شويد و حوريان بهشتي قاصدها‬
‫به نزدشان مي فرستند كه ما مشتاق شما هستيم ولي اينان ابا كرده‬
‫و همنشيني و گفتگو با امام حسين را ترجيح مي دهند ‪ ....‬الخ"!!!!‬
‫آري اينگونبه احاديبث از كاذبان و غاليان‪ ,‬آن معركبه هايبي كبه ديده‬
‫ايد‪ ,‬به پا مي كنند‪.‬‬
‫در صبفحة ‪ 86‬ايبن كتاب ايبن حديبث از ايبن كذاب‪ ,‬آمده اسبت كبه‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪62‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫حضرت صبادق (ع) فرمود‪ " :‬إذا زرتصم أبصا عبصد الله (الحسصين) ‪‬‬

‫فالزموا الصصمت إل مصن خيصر وإن ملئكصة الليصل والنهار مصن‬
‫الحفظصصصة تحضصصصر الملئكصصصة الذيصصصن بالحائر فتصصصصافحهم فل‬
‫يجيبونهصا مصن شدة البكاء فينتظرونهصم حتصى تزول الشمصس‬
‫ور الفجصر ثصم يكلّمونهصم ويسصألونهم عصن أشياء مصن‬
‫وحتصى ين ِّ‬
‫أمصر السصماء فأمصا مصا بيصن هذيصن الوقتيصن فإنهصم ل ينطقون‬
‫ول يفترون عصصن البكاء والدعاء ول يشغلونهصصم فصصي هذيصصن‬
‫الوقتيصن عصن أصصحابهم فإنمصا شغلهصم بكصم إذا نطقتصم! قلت‪:‬‬
‫جعلت فداك! ومصا الذي يسصألونهم عنصه وأيهصم يسصأل صصاحبه‬
‫الحفظة أو أهل الحائر قال أهل الحائر يسألون الحفظة لن‬
‫أهصل الحائر مصن الملئكصة ل يصبرحون والحفظصة تنزل وتصصعد!‬
‫قلت‪ :‬فما ترى ي سألونهم ع نه؟ قال‪ :‬إن هم يمرون إذا عرجوا‬
‫بإسصصماعيل صصصاحب الهواء ‪ = ...‬همينكبببه حضرت أببببا عببببد الله‬
‫الحسبين (ع) را زيارت كرديبد‪ ,‬خاموش باشيبد مگبر از حرف خوب براي‬
‫اينكبه فرشتگان شبب و روز ببا فرشتگان محافبظ كبه در حايرانبد حاضبر‬
‫مبي شونبد و ببا آنان مصبافحه مبي كننبد ليكبن آن فرشتگان ببه ايشان از‬
‫شدت گريبه جواب نمبي گوينبد‪ ,‬لذا ايبن فرشتگان تبا زوال آفتاب را و يبا‬
‫تا وقتي كه فجر روشن شود انتظار مي كشند و آنگاه با ايشان سخن‬
‫مبي گوينبد و از چيزهايبي از امبر آسبمان از ايشان سبؤال مبي كننبد‪ ,‬امبا‬
‫در بيبن ايبن دو وقبت آنهبا سبخن نمبي گوينبد‪ ,‬و از گريبه نمبي ايسبتند و‬
‫مشغول شما هستند كه چه مي گوئيد"!!‬
‫و از ايبن قبيبل موهومات كبه دللت كامبل بر جهبل گوينده و جاعبل‬
‫آن دارد‪.‬‬
‫و در صبفحة ‪ ,138‬ايبن كذاب در روايتبي تارك زيارت امام حسبين ‪‬‬
‫را عاق رسول الله شمرده و كسي كه آن حضرت را زيارت كند گناه‬
‫پنجاه سباله اش را آمرزيده و هبر درهمبي را كبه در ايبن راه صبرف كنبد‬
‫ثواب انفاق ده هزار درهمن دارد و ثوابهاي بي حد و شمارديگر ‪ ,‬وعده‬
‫مي دهد!‬
‫اين حديث را شيخ طوسي نيز در تهذيب ج ‪/6‬ص ‪ 45‬از همين خبيث‬
‫آورده است!‬
‫آري چنيبن غاليان كذاببي آفرينبش خدا و ديبن خدا و پيغمببران خدا و‬
‫اولياي خدا را ببه اسبتهزاء گرفتبه و چنان مبي نماينبد كبه خدا و انببياء و‬
‫بالخره دستگاه خلقت و هدف آفرينش چيزي نيست جز گريه كردن بر‬
‫امام حسببين يببا زيارت آن حضرت و چنانكببه در حديببث صببفحة ‪ 8‬آمده‬
‫است‪ " :‬حضرت فاطمه (ع) همينكه نظري به زائران مي كند در حالي‬
‫كبه هزار پيغمببر و هزار شهيبد و يبك مليون كروببي او را براي گريسبتن‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪63‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫مدد مي كنند ناگاه صيحه اي مي كشد كه در آسمانها فرشته اي نماند‬
‫مگر اينكه از صداي فاطمة (ع) به گريه درآيد و فاطمه (ع) دختركم تو‬
‫اهببل آسببمانها را بببه گريببه در آوردي و آنهببا را از تسبببيح و تقديببس باز‬
‫داشتبي‪ ,‬پبس خودداري كبن تبا آنان خدا را تقديبس كننبد كبه خدا خود ببه‬
‫كارهاي خود رسباست‪ ".‬و ايبن حديبث را ببا ايبن عبارت خاتمبه مبي دهبد‬
‫كه‪ ":‬إنها لتنظر إلى من حضر منكم فتسأل الله لهم من كل‬
‫خ ير ول تزهدوا في إتيا نه فإن الخ ير في إتيا نه أك ثر من أن‬
‫يحصى! = حضرت فاطمه (ع) مي نگرد به شما كه در آنجا حاضر مي‬
‫شويد و از خدا براي زائران از همه گونه خوبي ها در خواست مي كند‪.‬‬
‫پبس شمبا در رفتبن ببه زيارت حسبين خودداري نكنيبد كبه در آمدن ببه‬
‫زيارت او آنقدر خير است بيش از آنكه به احصاء درآيد"!‬
‫از مجموع اين حديث بر مي آيد كه همه روزه اين معركه بر قرار‬
‫اسببت كببه فرشتگان پائيببن و بال مببي رونببد و پيغمبببران و صببديقان و‬
‫شهيدان ببا كروبيان در خدمبت فاطمبة زهرا (ع) بوده و ببه تبعيبت از او‬
‫گريببه مببي كننببد و پيغمبببر خدا همببه روزه مببي آيببد و او را آرام مببي‬
‫فرمايبد و فاطمبه بر زائران دعبا مبي كنبد و باز روز ديگبر هميبن كيفيبت‬
‫تكرار مبي شود!‪ ,‬و موهومات ديگبر كبه در ايبن حديبث اسبت‪ .‬تبو گوئي‬
‫ايبن همبه مصبيبت هبا كبه فاطمبة زهرا – سبلم الله عليهبا – در دنيبا بدان‬
‫مبتلي بود براي آزار او كافببي نبود كببه بايببد در بهشتببي هببم كببه براي‬
‫ف َ َ‬
‫ن = نبه بيمبى دارنبد و نبه‬
‫مؤمنان " ل َ َ‬
‫و ٌص‬
‫ول َ ُ‬
‫حَزنُو َص‬
‫م يَ ْ‬
‫ه ْص‬
‫ه ْص‬
‫خ ْ‬
‫م َ‬
‫علي ْ ِ‬
‫اندوهيگن شوند" است دائما بگريد و در حزن و اندوه باشد‪ .‬و همچنين‬
‫ساير پيغمبران و اولياي خدا!!!‬
‫در صبفحة ‪ 101‬ايبن كتاب نيبز حديثبي عجيبب از ايبن كاذب كذيبب از‬
‫سمع بن عبد الملك كرد بن المبصري روايت مي كند كه حضرت صادق‬
‫ببه او وعده هاي زيادي در ثواب زيارت حضرت حسبين ‪ ‬مبي دهبد‪ ,‬تبا‬
‫آنجاكه مي فرما يد‪ ":‬أما إنك سترى عند مو تك حضور آبائي لك‬
‫ووصيتهم ملك الموت بك وما يلقونك به من البشارة أفضل‬
‫ولملك الموت أرق عليصك وأشصد رحمصة لك مصن الم الشفيقصة‬
‫على ولدهصا = تبو ببه زودي در هنگام مرگ حضور پدران مرا خواهبي‬
‫ديد كه سفارش ترا به فرشتة مرگ مي كنند و آنچه از بشارات كه با‬
‫تو رخ به رخ مي شود بالتر است و ملك الموت نسبت به تو رفيقتر و‬
‫مهربانتر است از مادر مهربان نسبت به فرزندش"‪.‬‬
‫آنگاه حديبث را ببا موهومات ديگبر ادامبه مبي دهبد كبه براي تفصبيل‬
‫بشتر بايد به آن كتاب مراجعه شود‪.‬‬
‫ايبن كتاب مملو اسبت از ايبن قبيبل احاديبث از غاليان و كذابان تبا‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪64‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫مغروران و مفسدان را به معصيت خدا گستاختر كند‪ .‬و ارزش عبادات‬
‫مقرره در شرع انور را پائيبن آورده ببا ايبن قبيبل اعمال مبادله كبن كبه‬
‫قيمت آن يك به چندين هزار برابر عبادات تشريعي است‪!!.‬‬
‫‪ -19‬عبد الله بن القاسم الحضرمي‪:‬‬
‫يكبي از راويان احاديبث زيارت و شفاعبت و امثال آن "عببد الله ببن‬
‫قاسم الحضرمي" است‪ ,‬او در كتب رجال چنين معرفي شده است‪:‬‬
‫أ) در مجمع الرجال ج ‪/4‬ص ‪ 35‬جناب غضائري – رحمة الله عليه‬
‫تل‬
‫ل متهاف ٌ‬
‫– مي فرمايد‪ ":‬عبد الله بن القاسم الحضرمي غا ٍ‬
‫ارتفاع بصه = عببد الله ببن القاسبم الحضرمبي از اهبل كوفبه‪ ,‬غالي و‬
‫تناقض گو‪ ,‬حساب و نظامي در كارش و گفتارش نيست"‪.‬‬
‫ب) رجال نجاشبي ص ‪ ":167‬عبصد الله بصن القاسصم الحضرمصي‬
‫ل‪ ،‬يروي عصن الغلة‪ ،‬ل خيصر ف يه‬
‫المعروف بالبطصل‪ ،‬كذا ٌص‬
‫ب‪ ،‬غا ٍ‬
‫عتَدُّ بروايتصصه = وى غالي بسببيار دروغگويببي اسببت كببه از غلة‬
‫ول ي ُ ْ‬
‫روايبت مبي كنبد‪ ,‬و هيبچ خيري در او نيسبت و ببه روايتبش اعتناء نمبي‬
‫شود"‪.‬‬
‫ج) رجال علمببه ص ‪ " :336‬عبصد الله بصن القاسصم الحضرمصي‬
‫من أصحاب الكاظم عليه السلم واقف ٌّ‬
‫ف بالبطل‪،‬‬
‫عَر ُ‬
‫ي وهو ي ُ ْ‬
‫عتَدُّ بروايتصصصه‬
‫وكان كذّابا ً روى عصصصن الغلة ل خيصصصر فيصصصه ول ي ُ ْ‬
‫ول يس بشيء ول يُرت َ َ‬
‫فع بصه = عببد الله از اصبحاب امام كاظبم (ع)‬
‫و واقفبي مذهبب و دروغگويبي اسبت مبه از غلة روايبت مبي كنبد و ببه‬
‫روايتش اعتماد نمي شود و ارزش ندارد‪"...‬‬
‫اين شخص غالي و كذاب با اين سابقه احاديثي به منظور غرور و‬
‫فريب بدكاران به وحي شيطان از امامان (ع) ساخته و پرداخته است‪.‬‬
‫از جمله در ص ‪" 119‬كامببل الزياره" مذكور اسببت كببه مردي كذاب بببه‬
‫نام "موسببي بببن سببعدان" كببه بعدا ً معرفببي خواهدشببد(‪ )1‬از او و او از‬
‫"عمبر ببن ابان الكلينبي" و بالخره از حضرت صبادق ‪ ‬روايبت مبي كنبد‬
‫كببه آن حضرت فرمود‪ " :‬أربعصصة آلف ملك عنصصد قصصبر الحسصصين ‪‬‬
‫شعصصث غصصبر يبكونصصه إلى يوم القيامصصة رئيسصصهم ملك يقال له‬
‫منصصصصور ول يزوره زائر إل اسصصصتقبلوه ول يودعصصصه مودع إل‬
‫شيعوه ول يمرض إل عادوه ول يموت إل صصلوا عليصه [وعلى‬
‫جنازتصه] واسصتغفروا له بعصد موتصه = چهار هزار ملك غبار آلود در‬
‫نزد قبر حسين ‪ ‬هستند كه تا روز قيامت بر او گريه مي كنند‪ ,‬رئيس‬
‫ايشان فرشته اي است كه به او منصور گفته مي شود‪ ,‬هيچ زائري آن‬
‫‪1‬‬

‫() ر ‪ .‬ك ص ‪ 90‬همين كتاب‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪65‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫حضرت را زيارت نمبي كنبد مگبر اينكبه او را اسبتقبال مبي كننبد و هيبچ‬
‫وداع كننده اي آن حضرت را وداع نمبي كنبد مگبر اينكبه او را مشايعبت‬
‫مببي كننببد و مريببض نمببي شود مگببر اينكببه او را عيادت نمببي كننببد و‬
‫نمببي ميرد مگببر اينكببه بر او و جنازه اش نماز مببي خواننببد و پببس از‬
‫مرگش براي او استغفار مي كنند"‬
‫در صبفحة ‪ 192‬نيبز هميبن حديبث را تكرار مبي كنبد جبز اينكبه مبي‬
‫گويبد كبه ايبن چهار هزار ملك همبن فرشتگان انبد كبه براي جنبگ ببه مدد‬
‫آن حضرت آمدنببد ولي آن جناب بببه ايشان اجازه نداد‪ ,‬و چون مرتبببة‬
‫ديگر براي استيذان برگشتند حضرت كشته شده بود لذا ماندند‪.‬‬
‫در صفحة ‪ 66‬ا ين كتاب داسبتان فطرس ملك كه به علت سبستي‬
‫در امبر الهبي مغضوب و در جزيره اي شصبت سبال ببه عبادت مشغول‬
‫بود تبا در روز تولد حسبين ببه شفاعبت قنداقبة آن حضرت آزاد شبد‪ ,‬و‬
‫اكنون در نزد قبر آن حضرت مشغول تبليغ سلم زائران به آن حضرت‬
‫است‪.‬‬
‫چون اين قبيل موهومات در زبان روضه خوانان براي مغرور كردن‬
‫جاهلن در جريان اسببت لذا ياد آوري شببد تببا بداننببد از كدام ريشببه آب‬
‫مبي خورد و چبه غاليان و كذابان و مفسبداني اصبل و ريشبة آن هسبتند‪.‬‬
‫يعنبي عببد الله ببن القاسبم الحضرمبي و موسبي ببن سبعدان(‪ )1‬و امثال‬
‫ايشان!‬
‫‪ -25‬عبد الله بن ميمون القداح‪:‬‬
‫اين مفسد از بانيان مذهب اسماعيليه است و همين براي شناخت‬
‫او كافي است‪.‬‬
‫‪21‬ب عثمان بن عيسي‪:‬‬
‫اين شخص به تصريح ائمة رجال واقفي مذهب است و "كشي" در‬
‫رجال خود در احوال او مبي گويبد‪ :‬در نزد او اموال بسبياري از حضرت‬
‫رضبا (ع) بود كبه ببه آن حضرت مسبترد نكرد و حضرت رضبا (ع) ببه او‬
‫خشمناك بود و سببوابق او بببه تفصببيل در صببفحة ‪ 247‬جلد دوم تنقيببح‬
‫المقال و تخلف و استنكاف او از اوامر حضرت رضا (ع) مذكور است‪.‬‬
‫جزائري و ابببن داوود و محقببق اردبيلي و فاضببل مقداد و صبباحب‬
‫مدارك و علمة حلي عموما ً او را ضعيف شمرده اند‪.‬‬
‫اينك يك حديبث ديگبر در موضوع زيارت از ايبن مغرور غرور آفرين‬
‫َّ‬
‫ن‬
‫سى َ‬
‫و گسبتاخ كنندة مجرميبن‪ُ " :‬‬
‫ن ِ‬
‫ما َص‬
‫م َ‬
‫عي َص‬
‫ن ال ُ‬
‫عث ْ َ‬
‫على ب ْص ِ‬
‫ع ِص‬
‫ن ب ْص ِ‬
‫‪1‬‬

‫() چنانكه گفتيم شرح حال او در صفحة ‪ 90‬همين كتاب مرقوم است‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪66‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫َ‬
‫ل َ‬
‫ب َ‬
‫قا َ‬
‫قا َ‬
‫ه‬
‫ه َ‬
‫وآل ِ ِ‬
‫ِ‬
‫ل ال ُ‬
‫ح َ‬
‫ش َ‬
‫ن ‪ ‬لَِر ُ‬
‫سي ْ ُ‬
‫صل ّى الل ُ‬
‫ها ٍ‬
‫ل الله َ‬
‫عل َيه َ‬
‫سو ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ن َزاَر َ‬
‫ف َ‬
‫ك؟ َ‬
‫ل‪ :‬ي َا بُن َ َّ‬
‫قا َ‬
‫و‬
‫ن َزاَرن ِي َ‬
‫ما َ‬
‫م ْ‬
‫م ْ‬
‫ي! َ‬
‫جَزاءُ َ‬
‫ي َا أبَتَا هْ َ‬
‫حيّا ً أ ْ‬
‫ص‬
‫َص‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ص‬
‫َص‬
‫ً‬
‫و َزاَر َصص‬
‫خا َصص‬
‫و َزاَر أبَا َصص‬
‫ح ّ‬
‫عل َّ‬
‫ن‬
‫و َزاَر أ َ‬
‫قا َ‬
‫ك كَا َصص‬
‫يأ ْ‬
‫ن َ‬
‫َ‬
‫كأ ْ‬
‫كأ ْ‬
‫ميِّتا ً أ ْ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫ة = امام صادق (ع) فرمودكه امام حسين (ع) از‬
‫م ال ِ‬
‫م ِ‬
‫و َ‬
‫قيَا َ‬
‫أُزوَر هُ ي َ ْ‬
‫پيامببر پرسبيد‪ :‬اي پدر پاداش كسبي كبه ترا زيارت كنبد چيسبت؟ آن‬
‫حضرت پاسخ داد‪ :‬اي پسركم كسي كه مرا زنده يا مرده زيارت كند يا‬
‫پدرت و يببا ترا زيارت كنببد‪ ,‬بر مببن اسببت كببه او را روز قيامببت ديدار‬
‫كنم"!!‬
‫گوئي حضرت حسبين ‪ ‬از آغاز طفوليبت مبي دانسبته كبه خلقتبش‬
‫براي زيارت اسبت ليكبن از ثواب آن ببي خببر بوده اسبت! يبا خواسبته‬
‫اسببت بدينوسببيله بببه مردم ابلغ شود لذا از رسببول خدا از ثواب آن‬
‫پرسيده است!‬
‫‪22‬ب علي بن حسان‪ ,‬كه ترجمة حال و ارزش او در ضمن ترجمة‬
‫عمويببش عبببد الرحمبن ببن كثيبر اشاره شبد(‪ )1‬و روايتببش قابببل اعتماد‬
‫نيست‪.‬‬
‫‪ -23‬علي بن فضال‪ ,‬به قول صاحب سرائر خود و پدرش ملعون‬
‫و رأس كل ضلل اند‪.‬‬
‫ف‬
‫‪24‬ب عمرو بن ثابت را مجمع الرجال ص ‪ 175‬به صفت " ضعي ٌ‬
‫جداً = بسياري ضعيف نكوهش مي كند‪.‬‬
‫‪ 25‬ب قاسم بن يحيي‪ ,‬او از جدش "حسن بن راشد" روايت مي‬
‫كند‪:‬‬
‫در مجمبببببع الرجال ج ‪ ,5‬ص ‪ 53‬مرحوم غضائري در بارة او مبببببي‬
‫ضعيفص = از جبد خود روايبت مبي كنبد و‬
‫ٌ‬
‫فرمايبد‪ " :‬روى عصن جده‬
‫ضعيف است" و در "نقد الرجال" فاسد المذهب معرفي شده است‪ ,‬و‬
‫مرحوم علمة حلي‪ ,‬غضائري را در اين خصوص تبيعت مي نمايد‪ ,‬و در‬
‫خلصه او را ضعيف مي شمارد‪ .‬معهذا اولين حديث "كامل الزياره" كه‬
‫شيخ طوسي هم در تهذيب ج ‪,6‬ص ‪ 45‬آورده است از همين " قاسم بن‬
‫يحيي"‪ ,‬است كه در آن حديث منتهاي آرزوي امام حسين (ع) و سؤال‬
‫او هنگامي كه در دامن جد بزرگوارش رسول خدا نشسته است‪ ,‬اين‬
‫َ‬
‫وت ِص َ‬
‫ن َزاَر َص‬
‫ك؟ = اي‬
‫ك بَ ْ‬
‫م ْص‬
‫عدَ َ‬
‫ما ل ِ َ‬
‫ه! َص‬
‫اسبت كبه مبي پرسبد‪ : " :‬ي َصا أب َص ْ‬
‫م ْ‬
‫پدر پاداش كسي كه پس از وفاتبت‪ ,‬ترا زيارت كند چيسبت؟" و پيغمبر‬
‫(‪)2‬‬
‫خدا به او همان جوابي را مي دهدكه در حديث "عثمان بن عيسى"‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬

‫() وي در صفحة ‪ 71‬و ‪ 142‬همين كتاب معرفي شده است‪.‬‬
‫() وي باشمارة ‪ 21‬معرفي شده است‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪67‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫گذشت‪.‬‬
‫در صفحة ‪" :171‬كامل الزياره" يك حديث پر خير و بركت ديگر از‬
‫قاسبم بن يحيي فاسد المذهب و ضعيف الروايه‪ ,‬هست كه خود خيلي‬
‫خوشنام اسبت از جبد خوشنامبش (!!) و او از يونبس ببن ظببيان كبه از‬
‫مشهورتريبن غاليان و كذابان اسبت‪ ,‬روايبت مبي كنبد‪ ":‬قال أبصو عبصد‬
‫الله ‪ :‬مصصن زار الحسصصين ‪ ‬ليلة النصصصف مصصن شعبان وليلة‬
‫الفطصر وليلة عرفصة فصي سصنة واحدة كتصب الله له ألف حجصة‬
‫مبرورة وألف عمرة متقبلة وقضيت له ألف حاجة من حوائج‬
‫الدنيصا والخرة = امام صبادق (ع) فرمود هركبه در يبك سبال شبب‬
‫نيمبة شعبان و شبب عيبد فطبر و شبب عرفبه مرقبد امام حسبين (ع) را‬
‫زيارت كند خداوند برايش ثواب هزار حج نيكو و هزار عمرة مقبول مي‬
‫نويسبببببببد و هزار حاجبببببببت از حوائج دنيوي و اخروي او را بر آورده‬
‫سازد"!!!‬
‫ملحظه مي فرماييد كه با يك زيارت‪ ,‬اعمالي كه براي هيچ پيغمبر‬
‫و امامبي توفيقبش امكان ندارد براي يبك زائر ببا سبه زيارت حاصبل مبي‬
‫شود‪ ,‬تا كور شود هر آنكه نتواند ديد!!‪.‬‬
‫سّرِ خدا كه عارف كامل به كس نگفت‬
‫ِ‬
‫در حيرتم كه باده فروش از كجا شنيد؟‬
‫‪ -26‬محمد بن اورمه‪:‬‬
‫أ) رجال نجاشبببي ص ‪ " :253‬محمصصد بصصن أورمصصة أبصصو جعفصصر‬
‫القمي‪ :‬ذكره القميون وغمزوا عليه ورموه بالغلو حتى دس‬
‫عليصه مصن يفتصك بصه‪ ،‬فوجدوه يصصلي مصن أول الليصل إلى آخره‬
‫فتوقفوا عنصه‪ .‬وحكصى جماعصة مصن شيوخ القمييصن عصن ابصن‬
‫ن عليه بالغلو = علماي قم‬
‫الوليد أنه قال محمد بن أورمة طُ ِ‬
‫ع َ‬
‫او را ببه بدي ياد كرده و طعنهبا زده انبد و او را ببه غلو نسببت داده انبد‪,‬‬
‫حتبي كسبي را وادار كردنبد كبه بر او بتازد و كارش را بسبازد و او چون‬
‫ديببد كببه وى از اول شببب تببا آخرش مشغول نماز اسببت از كشتببن او‬
‫خودداري نمود‪.‬‬
‫و محمببد بببن الوليببد كببه از بزرگان علماي قببم اسببت جماعتببي از‬
‫شيوخ قبم از جناببش حكايبت كرده انبد كبه فرموده اسبت‪ :‬محمبد ببن‬
‫ارومه مطعون به غلوّ است‪.‬‬
‫ب) در مجمع الرجال ج ‪ ,5‬ص ‪ 160‬مرحوم غضائري نيز مي فرمايد‬
‫ميُّون بالغلو‬
‫ي اتهمصه الق ِّ‬
‫‪ " :‬محمصد بصن أرومصة أبصو جعفصر الق ّ‬
‫م ّص‬
‫= محمد بن ارومه را علماي قم به غلو نسبت داده اند"‪.‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪68‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ج) شيبخ طوسبي در "فهرسبت" ص ‪ 170‬مبي فرمايبد‪ " :‬مح مد بن‬
‫أرومصة‪ :‬له كتصب مثصل كتصب الحسصين بصن سصعيد وفصي رواياتصه‬
‫تخليصط‪ ،‬أخبرنصا بجميعهصا إل مصا كان فيهصا مصن تخليصط أو غلو‬
‫ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن الحسين بن الحسن بن أبان‬
‫عنه‪ ،‬وقال أبو جعفر ابن بابويه محمد بن أرومة طعن عليه‬
‫بالغلو = محمبد ببن ارومبه را كتابهايبي اسبت چون كتبب حسبين ببن‬
‫سبعيد و در روايات او حبق و باطلي اسبت كبه مبا را ببه جميبع آن خببر‬
‫داده انبد جبز آنكبه در آن باطبل و غلو اسبت‪ ,‬و مرحوم صبدوق نيبز بر او‬
‫به غلو طعن زده است"‪.‬‬
‫د) در رجال علمة حلي ص ‪ 252‬نيز اين صفات زشت را بر او مي‬
‫شمارد و در آخر مي فرمايد‪ " :‬والذي أراه التوقف في روايته =‬
‫من معتقدم كه در روايت او بايد توقف كرد (وآن را نپذيرفت)‪.‬‬
‫‪ -27‬محمد بن اسلم‪:‬‬
‫رجال علمه ص ‪ " : 255‬يقال أنه كان غاليا ً فاسد الحديث =‬
‫او هم غالي و هم حديثش فاسد است‪.‬‬
‫‪28‬ب محمد بن الحسن بن جمهور‪:‬‬
‫أ) مجمبع الرجال ج ‪,5‬ص ‪( 184‬غبض) ‪ " :‬محمصد بصن الحسصن بصن‬
‫جمهور أبصصو عبصصد الله العمصصي‪ ،‬غال فاسصصد الحديصصث‪ ،‬ل يكتصصب‬
‫حديثه‪ ،‬ورأيته له شعرا ً يحلل فيه محرمات الله عز وجل = او‬
‫علوه بر اينكه غالي و فاسد المذهب و حديثش نوشتني نيست‪ ,‬شعري‬
‫از او ديده ام كه حرامهاي خدا را در آن حلل شمرده است"‪.‬‬
‫ب) رجال نجاشبي ص ‪ 260‬او را ببه هميبن صبفت نكوهيبد‪ ,‬معرفبي‬
‫كرده و مببي فرمايببد‪" :‬محمصصد بصصن جمهور أبصو عبصصد الله العمصصي‪:‬‬
‫ضعيصف فصي الحديصث‪ ،‬فاسصد المذهصب‪ ،‬وقيصل فيصه أشياء الله‬
‫أعلم بهصا مصن عظمهصا = در بارة او سبخناني گفتبه انبد و چيزهايبي‬
‫هست كه از بزرگي خباثت آن خدا آگاه تر است‪.‬‬
‫‪ -29‬محمد بن حسن بن شمعون‪:‬‬
‫أ) در مجمبببع الرجال ص ‪ 187‬غضائري فرموده اسبببت‪ " :‬أصصصصله‬
‫بصصري واقفصي ثصم غل‪ ،‬ضعيصف متهافصت ل يلتفصت إليصه وإلى‬
‫مصصنفاته = محمبد ببن حسبن ببن شمعون از مردم بصبره اسبت او در‬
‫مذهبب واقفبي اسبت‪ ,‬امبا بعدا ً غالي شده اسبت‪ ,‬ضعيبف تناقبض گويبي‬
‫است كه نبايد به او و تصنيفاتش اعتناء و التفاتي داشت"‪.‬‬
‫ب) در رجال نجاشي ص ‪ " :158‬محمد بن الحسن بن شمون‪:‬‬
‫أبصو جعفصر‪ ،‬بغدادي‪ ،‬واقصف‪ ،‬ثصم غل‪ ،‬وكان ضعيفصا جدا‪ ،‬فاسصد‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪69‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫المذهصصب = او هببم واقفببي و هببم غالي و هببم ضعيببف و هببم فاسببد‬
‫المذهب است"‪.‬‬
‫ج) رجال علمببة حلي ص ‪ 252‬نيببز هميببن صببفات نكوهيده را در‬
‫مذمت اين واقفي غالي ضعيف الحديث فاسد المذهب بر مي شمارد‪.‬‬
‫‪ -30‬محمصد بصن سصليمان الديلمصي‪ ,‬در كتبب رجال ترجمبة حالش‬
‫چنين است‪:‬‬
‫أ) رجال نجاشببي ص ‪ " : 282‬محمصصد بصصن سصصليمان الديلمصصي‬
‫و ُ‬
‫ل عل يه في شيء = ضعيفبي است كه در هيچ‬
‫ضع يف جدا ً ل ي ُ َ‬
‫ع ّ‬
‫گفته اي نمي توان به او تكيه كرد"‪.‬‬
‫ب) در مجمبع الرجال ج ‪,5‬ص ‪ ,219‬غضائري فرمايبد‪ " :‬محمصد بصن‬
‫سصصليمان زكريصصا الديلمصصي أبصصو عبصصد الله ضعيصصف فصصي حديثصصه‬
‫مرتفصع فصي مذهبصه ل يُلت َص َ‬
‫فت إليصه = او در حديببث ضعيببف و در‬
‫مذهب غالي و اصل ً قابل اعتناء نيست‪.‬‬
‫ج) علمبة حلي در رجال خود ص ‪ 255‬همان عبارت نجاشبي را در‬
‫مذمت او مي آورده‪.‬‬
‫‪31‬ب محمد بن سنان‪:‬‬
‫مبا ايبن غالي ببد نام را كبه از كذابان مشهور اسبت‪ ,‬در ايبن كتاب‬
‫معرفبي كرده ايبم‪ .‬در اينجبا فقبط به ذكبر چنبد حديبث از احاديبث كذب و‬
‫غلو آميببز او مببي پردازيببم‪ .‬و ترجمببة حالش را بببه خود كتاب وا مببي‬
‫گذاريبم‪( .‬ترجمبة محمبد ببن سبنان در قسبمتهاي قبلي كتاب راه نجات‬
‫از شر غله گذشت(‪).)1‬‬
‫أ) كامبل الزياره ص ‪ ... " :67‬عصن محمصد بصن سصنان عصن أبصي‬
‫سصعيد القماط عصن ابصن أبصي يعفور عصن أبصي عبصد الله ‪ ‬قال‬
‫بينما رسول الله في منزل فاطمة عليها السلم والحسين‬
‫فصي حجره‪ ،‬إذ بكصى وخصر سصاجدا ً ثصم قال‪ :‬يصا فاطمصة! يصا بنصت‬
‫محمد! إن العل َّ‬
‫ي العلى تراءى لي في بيتك هذا في ساعتي‬
‫هذه في أحسن صورة وأهيأ هيئة وقال لي‪ :‬يا محمد! أتحب‬
‫الحسصين ‪‬؟ فقلت‪ :‬نعصم قرة عينصي وريحانتصي وثمرة فؤادي‬
‫وجلدة مصا بيصن عينصي‪ .‬فقال لي‪ :‬يصا محمصد! ‪ -‬ووضصع يده على‬
‫رأس الحسصين ‪ - ‬بورك مصن مولود عليصه بركاتصي وصصلواتي‬
‫ورحمتصصي ورضوانصصي ولعنتصصي وسصصخطي وعذابصصي وخزيصصي‬
‫‪1‬‬

‫() جناب مؤلف " اببن سبنان" را در بخبش "شفاعبت" كتاببش معرفبي فرموده‪ ,‬اينجانبب كلم‬
‫ايشان را در بارة وي ‪ ,‬در كتاب "خرافات و فور" عينبا نقبل كرده ام‪( .‬برقعبي) ر ‪ .‬ك صبفحة‬
‫‪ 281‬كتاب حاضر‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪70‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ونكالي على مصن قتله وناصصبه وناوأه ونازعصه أمصا إنصه سصيد‬
‫الشهداء مصن الوليصن والخريصن فصي الدنيصا والخرة =حضرت‬
‫صبادق (ع) فرموده اسبت‪ :‬در حالي كبه رسبول خدا در منزل حضرت‬
‫فاطمه (ع) بود وحسين (ع) در دامن آن حضرت بود ناگهان به گريه در‬
‫آمد و به سجده افتاد‪ ,‬آنگاه فرمود‪ :‬اي فاطمه دختر محمد همانا خداي‬
‫علي اعل در ايببن خانببة تببو و در هميببن سبباعت در بهتريببن صببورت و‬
‫نيكوتريببن هيئت بر مببن نمايان شببد‪ ,‬و گفببت‪ :‬اي محمببد آيببا حسببين را‬
‫دوسبت مبي داري؟ مبن گفتبم‪ :‬آري‪ ,‬او روشنبي چشمبم و گلدسبته ام و‬
‫ميوة دلم و پردة چشبم مبن اسبت‪ ,‬خداونبد در حالي كبه دسبتش را روي‬
‫سر حسين گذاشته بود فرمود‪ :‬مبارك باد مولودي كه بركات و صلوات‬
‫و رحمت و رضوان من بر اوست و لعنت و خشم و عذاب و رسوايي و‬
‫عقاب مببن بر كسببي كببه او را بكشببد و نصببب عداوت و دشمنببي بببا او‬
‫كرده به كشمكش بپردازد‪ ,‬همانا او سيد شهيدان از اولين و آخرين در‬
‫دنيا و آخرت است"‪.‬‬
‫مبي بينيبد در ايبن حديبث چگونبه خدا ببه خانبة فاطمبه آمده و براي‬
‫نوازش حسبين دسبت بر سبر او مبي گذارد و چنيبن و چنان مبي گويبد!‪,‬‬
‫اينها معارفي است كه در شناخت خدا مي خواهند به نام شيعيان علي‬
‫‪ ‬ببه جامعبة بشري ّبت هديبه كننبد‪ .‬آري محمبد ببن سبنان از مشهورتريبن‬
‫كذابان و غاليان است‪.‬‬
‫باز حديثببي عجيببب‪ ,‬در ص ‪ 267‬هميببن كتاب‪ ":‬عصصن محمصصد بصصن‬
‫سنان عن أبي سعيد القماط عن عمر بن يزيد بياع السابري‬
‫عصن أبصي عبصد الله (ع) قال‪ :‬إن أرض الكعبصة قالت مصن مثلي‬
‫وقصصد بنصصى الله بيتصصه [بنصصي بيصصت الله] على ظهري ويأتينصصي‬
‫الناس من كل فج عميق وجعلت حرم الله وأمنه فأوحى الله‬
‫إليها أن ك ّ‬
‫في وقري فوعزتي وجللي ما فضل ما فضلت به‬
‫فيمصصصا أعطيصصصت بصصصه أرض كربلء إل بمنزلة البرة غرسصصصت‬
‫[غمست] في البحر فحملت من ماء البحر ولول تربة كربلء‬
‫مصصا فضلتصصك ولول مصصا تضمنتصصه أرض كربلء لمصصا خلقتصصك ول‬
‫خلقصت البيصت الذي افتخرت به فقري واسصتقري وكو ني دنيصا‬
‫متواضعا ً ذليل ً مهينا ً غيصر مسصتنكف ولمسصتكبر لرض كربلء‬
‫وإل سخت بك وهويت بك في نار جهنم ! = حضرت صادق (ع)‬
‫فرمود ‪" :‬زميبن كعببه گفبت كبه كيسبت ماننبد مبن در حالي كبه خدا خانبة‬
‫خود را بر پشببت مببن بنببا كرده اسببت و مردم از هببر درة ژرفناكببي بببه‬
‫سوي من آيند و من حرم أمن إلهي شده ام‪ ,‬پس خدا به او وحي كرد‬
‫كببه بببس كببن و بر جاي خود نشيببن كببه بببه عزت و جللم سببوگند كببه‬
‫فضيلتبي كبه ببه تبو داده ام در مقاببل فضيلتبي كبه ببه زميبن كربل دادم‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪71‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫چيزي نيسبت جبز چونان سبوزني كبه در آب دريبا فروبرنبد‪ ,‬پبس مقداري‬
‫از آب دريا را به خود گيرد‪ ,‬و اگر خاك كربل نبود ترا فضيلتي نمي دادم‬
‫و اگر آنچه را كه خاك كربل در برگرفته است‪ ,‬نبود اصل ترا خلق نمي‬
‫كردم و نيبز خانبه اي را كبه تبو بدان افتخار مبي كنبي نمبي آفريدم‪ ,‬پبس‬
‫آرام باش و برجاي خود بنشيببن و پسببت شببو‪ ,‬متواضببع باش‪ ,‬ذليببل و‬
‫خوار شو و در برابر زمين كربل بدون استنكاف و استكبار باش‪ ,‬و گرنه‬
‫ترا فروبرده و به آتش جهنم مي افكنم"!!!‬
‫آري اينهاست آن اسراري كه امامان (ع) جز به اين غاليان بي دين‬
‫به كسي نگفته اند!!! خدا لعنت كند كاذبان و غالياني كه دين اسلم را‬
‫بديبن صبورت ببه جهانيان مبي شناسبانند و اهبل بيبت رسبول خدا را ببا‬
‫اين مفتريات به عالم معرفي مي كنند‪ .‬و اينهاست همان دسيسه ها كه‬
‫به منظور محو آثار اسلم به كار برده اند‪.‬‬
‫‪32‬ب محمد بن صدقه‪:‬‬
‫أ) مجمع الرجال ج ‪/5‬ص ‪" : 236‬محمد بن صدقة بصري غال"‪.‬‬
‫ب) رجال طوسي ص ‪" :391‬محمد بن صدقة بصري غال = او‬
‫از غاليان اهل بصره است"‪.‬‬
‫اما عجيب است كه همين شيخ طوسي كه " محمد بن صدقه" را‬
‫در رجال خود غالي مبي خوانبد‪ ,‬حديبث ذيبل را در تهذيبب ج ‪ ,6‬ص ‪ 44‬از‬
‫ح َّ‬
‫ح َّ‬
‫صصدَ َ‬
‫ن‬
‫ة َ‬
‫ن َ‬
‫او مبي آورد‪َ .." :‬‬
‫ق َ‬
‫م ِ‬
‫م ِ‬
‫ن ِص‬
‫م َ‬
‫م َ‬
‫ع ْص‬
‫ع ْص‬
‫ع ْص‬
‫ن ُ‬
‫ن ُ‬
‫ن َ‬
‫سنَا ٍ‬
‫د ب ْص ِ‬
‫د ب ْص ِ‬
‫ن أَت َصى َ‬
‫ل َ‬
‫ي َ‬
‫قا َ‬
‫قا َ‬
‫ن‬
‫ل أَب ُصو َ‬
‫عب ْ ِ‬
‫قبَْر ال ُ‬
‫ح َص‬
‫م ْص‬
‫د الله ‪َ :‬‬
‫َص‬
‫ح النِّيل ِص ِ ّ‬
‫صال ِ ٍ‬
‫سي ْ ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ح ِّ‬
‫ن‬
‫‪َ ‬‬
‫نأ ْ‬
‫ق أل ْص َ‬
‫م ٍ‬
‫ق ِهص كَت َص َ‬
‫هأ ْ‬
‫رفا ً ب ِ َ‬
‫ف ن َص َ‬
‫م ْص‬
‫م ْص‬
‫ة وك َ َ‬
‫س َ‬
‫جَر َ‬
‫ب الله ل َص ُ‬
‫عت َص َ‬
‫عا ِ‬
‫َ‬
‫ف َ‬
‫م َ‬
‫ة! "‪ .‬يعني‬
‫ل َ‬
‫س ِ‬
‫م ٍ‬
‫ج ٍ‬
‫مل ْ َ‬
‫سَر َ‬
‫علَى أل ْ ِ‬
‫َ‬
‫م ْ‬
‫في َ‬
‫ج َ‬
‫ة ُ‬
‫ل الله ُ‬
‫ح َ‬
‫سبِي ِ‬
‫فَر ٍ‬
‫محمبد ببن سبنان كبه خود از غاليان و كذابان اسبت از محمبد ببن صبدقه‬
‫كببه بببه فرمودة شيببخ طوسببي نيببز غالي اسببت از صببالح نيلي كببه بببه‬
‫فرمودة نجاشبي ضعيبف اسبت‪ ,‬روايبت مبي كنبد كبه حضرت صبادق (ع)‬
‫فرمود "كسي كه به زيارت قبر حسين بيايد در حالي كه عارف به حق‬
‫او باشبد يعنبي او را امام بدانبد خدا براي او اجبر هزار بنده اي كبه آزاد‬
‫كرده باشبد‪ ,‬مبي نويسبد‪ ,‬و چون كسبي اسبت كبه هزار اسبب براي جهاد‬
‫در راه خدا زين و لگام كرده و فرستاده باشد"!!‬
‫آيا دستگاه ثواب بخشي خدا كه در كتاب مبين خود‪ ,‬آن گونه دقيق‬
‫اسبت كبه مبي فرمايبد " إ ِص َّ‬
‫ن أَن ُ‬
‫م ْ‬
‫ن الل َهص ا ْ‬
‫م‬
‫ؤ ِ‬
‫شتََرى ِ‬
‫س ُ‬
‫ف َص‬
‫منِي َص‬
‫م َص‬
‫ه ْ‬
‫ن ال ُ‬
‫َ‬
‫وال َصهم بِأ َص َّ‬
‫ة = خدا از مؤمنيبن جانهبا و مالهايشان را‬
‫جن َّ َ‬
‫م ال َ‬
‫ن لَه ُص‬
‫وأ ْ‬
‫م َ‬
‫َ‬
‫مبي خرد تبا بهشبت براي آنان باشبد (التوببه‪ ،)111/‬و در جاي ديگبر مبي‬
‫َ َ ُ َ‬
‫َص‬
‫ْ‬
‫ول َص َّ‬
‫ن‬
‫مث‬
‫م أَن تَدْ ُ‬
‫جن َّ َ‬
‫ح ِص‬
‫ل ال ّ ِ‬
‫خلُوا ْ ال َ‬
‫م َ‬
‫فرمايبد ‪ " :‬أ ْ‬
‫ذي َص‬
‫سبْت ُ ْ‬
‫ما يَأتِك ُصم ّ‬
‫ة َ‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪72‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ْ‬
‫وال َّ‬
‫خل َ‬
‫م َّ‬
‫قبْلِك ُم َّ‬
‫من َ‬
‫حت َّى ي َ ُ‬
‫قو َ‬
‫ل‬
‫َ‬
‫وا ْ ِ‬
‫زلُوا ْ َ‬
‫ست ْ ُ‬
‫م الْبَأ َ‬
‫ه ُ‬
‫ْ‬
‫ضَّراء َ‬
‫ساء َ‬
‫وُزل ْ َ ِ‬
‫َ‬
‫صُر الل ِهص أل إ ِص َّ‬
‫سو ُ‬
‫صَر الل ِهص‬
‫وال ّ ِ‬
‫م َ‬
‫الَّر ُص‬
‫ذي َص‬
‫ع ُهص َ‬
‫منُوا ْ َ‬
‫نآ َ‬
‫ن ن َص ْ‬
‫مت َصى ن َص ْ‬
‫ل َ‬
‫َ‬
‫ب = آيا پنداشتيد كه به بهشت داخل مي شويد و حال اينكه هنوز‬
‫ري ٌ‬
‫ق ِ‬
‫آنچببه كببه براي مؤمنيببن قبببل از شمببا رخ داد براي شمببا پيببش نيامده‬
‫اسبت‪ ,‬بر آنان سبختي هبا و زيانهبا مبي رسبيد و متزلزل مبي شدنبد تبا‬
‫حدي كه پيامبر و كساني كه با او بودند مي گفتند پس چه وقت نصرت‬
‫خدا مي رسد؟" (البقره‪.)214/‬‬
‫يعني دخول بهشت به اين آساني نيست!‪ .‬أما مي بينيم اين منظور‬
‫اينگونبه گشاده و ببي حسباب و كتاب شده و اختيارش در دسبت غاليان‬
‫و كذابان است كه آن را اينگونه چوب حراج زده و مبتذل مي نمايند؟!‬
‫بنا بر اين با يك زيارت ديگر جاي هيچ بيم و ترسي از معصيت و عذاب‬
‫خدا براي كسي باقي نمي ماند‪ ,‬و بدين ترتيب مردمي بي بندوبار چنين‬
‫كببه اينببك هسببتند بببه وجود مببي آيببد؟! پببس چرا در قرآن مجيببد آنقدر‬
‫نظرتنگبي ببه خرج داده و براي هبر عملي أعبم از خيبر و شبر نتيجبه و‬
‫مث ْ َ‬
‫اثري مقرر داشته است؟‪ ,‬كه‪َ " :‬‬
‫قا َ‬
‫م ْ‬
‫خيًْرا يََر هُ‪.‬‬
‫ة َ‬
‫ل ذََّر ٍ‬
‫ل ِ‬
‫من ي َ ْ‬
‫ع َ‬
‫ف َ‬
‫مث ْ َ‬
‫ة َ‬
‫قا َ‬
‫م ْ‬
‫ه = هركه به قدر ذره اي عمل نيك‬
‫ل ذََّر ٍ‬
‫ل ِ‬
‫من ي َ ْ‬
‫شًّرا يََر ُ‬
‫ع َ‬
‫و َ‬
‫َ‬
‫ببه جاي آرد پاداش آن را مبي بينبد و از هبر كبه ببه قدر ذره اي كار ببد‬
‫سببرزند پاداش آن را خواهببد ديببد" ( الزلزله‪ )8-7/‬و نيببز مببي فرمايببد‪:‬‬
‫س َ‬
‫م نَ ْ‬
‫ة َ‬
‫س َ‬
‫شيْئًا‬
‫و م ِ ال ْ ِ‬
‫ن ال ْ ِ‬
‫"وَن َ َ‬
‫م ِ‬
‫ض ُ‬
‫ق ْ‬
‫زي َ‬
‫قيَا َ‬
‫ع ال َ‬
‫فَل تُظْل َص ُ‬
‫ف ٌ‬
‫ط لِي َ ْ‬
‫م َ‬
‫وا ِ‬
‫َ‬
‫وك َص َ‬
‫مث ْ َ‬
‫قا َ‬
‫ن‬
‫ن َ‬
‫حا ِص‬
‫ة ِّ‬
‫حب َّ ٍ‬
‫ن ِ‬
‫وإِن كَا َص‬
‫فى بِن َصا َ‬
‫ل َ‬
‫ل أتَيْن َصا ب ِص َ‬
‫سبِي َ‬
‫م ْص‬
‫ها َ‬
‫خْردَ ٍ‬
‫َ‬
‫= و روز رسبتاخيز ترازوي عدل را در ميان نهيبم و ببه هيبچ كبس سبتم‬
‫نخواهد شد و اگر عمل به قدر دانة خردل باشد‪ ,‬آن را بيآوريم و كافي‬
‫است كه ما خود حسابگر باشيم"( النبياء‪.)47/‬‬
‫ها إِن ت َ ُ‬
‫ل َ‬
‫مث ْ َ‬
‫قا َ‬
‫في‬
‫ن َ‬
‫فتَك ُن ِ‬
‫ة ِّ‬
‫حب َّ ٍ‬
‫ك ِ‬
‫ل َ‬
‫و نيز فرمايد‪" :‬إِن َّ َ‬
‫م ْ‬
‫خْردَ ٍ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫خر َ‬
‫ْ َ‬
‫ه إ ِ َّ‬
‫في ال َّ‬
‫ه‬
‫و ِ‬
‫و ِ‬
‫ض يَأ ِ‬
‫وا ِ‬
‫ص ْ َ ٍ‬
‫ت بِ َ‬
‫ن الل َ‬
‫ها الل ُ‬
‫س َ‬
‫َ‬
‫تأ ْ‬
‫ما َ‬
‫ةأ ْ‬
‫في الْر ِ‬
‫خبِيٌر = اگر (عمل) به قدر دانة خردل در سنگي سخت يا در‬
‫ف َ‬
‫لَطِي ٌ‬
‫آسبمانها يبا در زميبن باشبد خداونبد آن را مبي آورد‪ ,‬همانبا كردگار باريبك‬
‫بين آگاه است" ( لقمان‪.)16/‬‬
‫خدايا زين معما پرده بردار !‪ .‬البته در فضل و رحمت إلهي كه بي‬
‫نهايبت اسبت شكبي نيسبت‪ ,‬امبا در عملي كبه كمتريبن امري در قرآن‬
‫كريم در بارة آن نيست‪ ,‬اين فضولي غاليانه است؟!‬
‫‪33‬ب محمد بن عيسى بن عبيد اليقطيني‪:‬‬
‫أ) در مجمببع رجال طوسببي ص ‪ " :427‬محمصصد بصصن عيسصصى بصصن‬
‫عبيد اليقطيني ضعيف"‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪73‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ب) در الفهرسببت ص ‪ " :167‬محمصصد بصصن عيسصصى بصصن عبيصصد‬
‫اليقطينصي ضعيصف‪ ،‬وقيصل إنصه كان يذهصب مذهصب الغلة = ايبن‬
‫شخص ضعيف است و گفته اند كه وي از غاليان است"‪.‬‬
‫‪34‬ب محمد بن فضيل‪:‬‬
‫مجمبببع الرجال ج ‪ ,6‬ص ‪ " :23‬محمصصصد بصصصن فضيصصصل السصصصدي‬
‫مى بالغلو = او ضعيبف اسبت و او را ببه غلوّ متهبم كرده‬
‫ضعيصف‪ ،‬يُْر َص‬
‫اند"‪.‬‬
‫‪35‬ب محمد بن موسى الهمداني‪:‬‬
‫أ) مجمببع الرجال ص ‪( ,52‬غببض) ‪ ":‬محمصصد بصصن موسصصى بصصن‬
‫مان أبصصو جعفصصر الهمدانصصي ضعيصصف يروي عصصن‬
‫عيسصصى السصص ّ‬
‫الضعفاء تكلم فيه القميون بالرد = او هم ضعيف است و هم از‬
‫راويان ضعيف روايت مي كند و علماي قم او را رد كرده اند"‪.‬‬
‫ب) رجال نجاشبي ص ‪ " :24‬محمصد بن موسصى بن عيسصى أبصو‬
‫جعفصر الهمدانصي السصمان‪ ،‬ضعفصه القميون بالغلو‪ ،‬وكان ابصن‬
‫الوليصصد يقول إنصصه كان يضصصع الحديصصث "‪" .‬علوه بر آن صببفات‬
‫نكوهيده كه غضائري فرموده‪ ,‬مرحوم "محمد بن الوليد" مي فرمود كه‬
‫او حديث جعل مي كرد"!‬
‫ج) رجال علمبه حلي ص ‪ ":252‬محمصد بصن موسصى ملعون غال‬
‫= او ملعون و غالي است"‪.‬‬
‫همين محمد بن موسى الهمداني است كه از كذاباني چون "سيف‬
‫بببن عميره" و "صببالح بببن عقبببه" زيارت عاشورا بببا آن چنان ثواب بببه‬
‫طائفبة شيعبه ارزانبي داشتبه اسبت كبه براي هيبچ نببي و ولي و مؤمنبي و‬
‫حتي فرشته اي توفيق بدان حاصل نشده است!!‪.‬‬
‫‪36‬ب معلي بن محمد‪:‬‬

‫َ‬
‫عل ّى بصن محمصد البصصري‬
‫أ) مجمبع الرجال ص ‪ ,6‬ص ‪ " :113‬الم َ‬
‫أبصو محمصد يُعرف حديثصه ويُنْك َصر‪ ،‬ويروي عصن الضعفاء = معلي‬
‫بن محمد حديثش خوب و بد دارد و نيز از ضعفاء روايت مي كند"‪.‬‬
‫َ‬
‫عل ّى بصن محمصد البصصري أبصو‬
‫ب) رجال نجاشبي ص ‪ " :327‬الم َ‬
‫اسصصحق مضطرب الحديصصث والمذهصصب = معلي بببن محمببد‪ ,‬هببم‬
‫حديثش پريشان گوئي و هم مذهبش پريشان و بي ثبات است"‪.‬‬
‫ج) رجال علمه ص ‪ 259‬نيز همين صفات زشت را در بارة او ذكر‬
‫مي كند‪.‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪74‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫‪37‬ب مفضل بن صالح أبو جميله السدي‪:‬‬
‫أ) تنقيبببببح المقال ج ‪,3‬ص ‪ " :237‬قال الغضائري رحمصصصصة الله‬
‫عليه‪ :‬المفضل بن صالح أبو جميلة السدي النحاس مولهم‪،‬‬
‫ضعيصف كذاب يضصع الحديصث = مفضبل ببن صبالح از موالي اسبديان‬
‫است‪ ,‬هم ضعيف است و كذاب و هم حديث جعل مي كند"!!‬
‫در قسبمت دوم خلصبه‪ ,‬علمبة حلي‪ ,‬مفضبل ببن صبالح را ببه هميبن‬
‫صبفات نكوهيده اسبت‪ ,‬همچنيبن اببن داوود و سباير علماي رجال نيبز او‬
‫را ضعيف و كذاب و جعال حديث مي دانند‪.‬‬
‫‪38‬ب مفضل بن عمر‪:‬‬
‫أ) در مجمببع الرجال ص ‪ 123‬تببا ص ‪ ,131‬غضائري فرموده اسببت‪":‬‬
‫المفضصصل بصصن عمصصر الجعفصصي أبصصو عبصصد الله ضعيصصف متهافصصت‬
‫مرتفصصع القول خطّابصصي وقصصد زيصصد عليصصه شيصصء كثيصصر‪ ،‬وحمصصل‬
‫ب حديثه"‬
‫الغلة في حديثه حمل ً عظيما ً ول يجوز أن يُكْت َ َ‬
‫ب) رجال نجاشببي ص ‪ " :326‬مفضصل بصن عمصر أبصو عبصد الله‬
‫قيصل أبصو محمصد‪ ،‬الجعفصي‪ ،‬كوفصي‪ ،‬فاسصد المذهصب‪ ،‬مضطرب‬
‫عبَأ ُ بصصه‪ .‬وقيصصل إنصصه كان خطابياً‪ .‬وقصصد ذكرت له‬
‫الروايصصة‪ ،‬ل ي ُ ْ‬
‫ع َّ‬
‫و ُ‬
‫ل عليها"‬
‫مصنفات ل ي ُ َ‬
‫ج) علمبببة حلي در رجال خود ص ‪ " :258‬مفضصصصل بصصصن عمصصصر‬
‫الجعفي أبو عبد الله ضعيف كوفي فاسد المذهب مضطرب‬
‫الروايصة ل يعبصأ بصه متهافصت مرتفصع القول خطابصي وقصد زيصد‬
‫عليصصه شيء كثيصصر وحمصصل الغلة فصصي حديثصصه حمل ً عظيما ً ول‬
‫يجوز أن يكتب حديثه"‪.‬‬
‫خلصبة فرمايبش علماي رجال در بارة ايبن شخبص فاسبد المذهبب‬
‫غالي آن اسبت كبه غلة در حديبث بار خود را بردوش او نهاده انبد‪ ,‬تبا‬
‫جائي كببه علماي رجال نوشتببن حديببث او را جايببز ندانسببته انببد‪ ,‬و بببه‬
‫حديث و مصنفات او نبايد اعتماد كرد‪ ,‬علوه بر اينها خطّابي(‪ )1‬است كه‬
‫از بدترين مذاهب غلة است‪.‬‬
‫‪ -39‬موسي بن سعدان‪:‬‬
‫أ) در رجال نجاشببي ص ‪ " : 371‬موسصصى بصصن سصصعدان الح ّ‬
‫فاظ‬
‫ضعيف في الحديث"‪.‬‬
‫ب) در رجال علمببه ص ‪ " :257‬موسصصى بصصن سصصعدان الح ّ‬
‫فاظ‬
‫‪1‬‬

‫() خطابيبه فرقبه اي را گوينبد كبه عقيده داشتنبد‪ :‬اببو الخطاب" پيامببري اسبت كبه حضرت‬
‫صادق به سوي خلق مبعوث نموده است!!‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪75‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ف فصصي مذهبصصه غل ٌّ‬
‫و = او در‬
‫‪...‬روى عصصن أبصصي الحسصصن‪ ،‬ضعي ٌصص‬
‫حديث ضعيف و در مذهب غالي است"‪.‬‬
‫‪40‬بب يونصس بصن ظصبيان‪ ,‬كبه از غاليان و كذابان مشهور اسبت‪ ,‬و‬
‫در ايبن كتاب نامبش و ترجمبة حالش ببه كرات آمده و در ايبن مقدمبه‬
‫(‪)1‬‬
‫تكرار نمببي كنيببم و حديثببي از او در ذيببل احوال " قاسببم بببن يحببي"‬
‫آورديم‪ ,‬كه براي معرفي او كافي است(‪.)2‬‬
‫‪ 41‬ب احوال "موسى بن عمران النخعي" را در فصل "زيارت و‬
‫(‪)3‬‬
‫حقيقت آن" در بررسي سند "زيارت جامعة كبيره" مي آوريم‪.‬‬
‫اينببك كببه از ترجمببة احوال ننگيببن مآل تعدادي از روات احاديببث‬
‫زيارت فارغ شديبم و معلوم شبد كبه جملگبي(‪ )4‬غالي و كذاب و جعال و‬
‫در يبك كلم غيبر قاببل اعتماد بوده انبد‪ ,‬ممكبن اسبت ايبن سبؤال مطرح‬
‫شودكه‪:‬‬
‫آيا واقعا همانگونه كه بزرگان و أئمة علم رجال و دراية الحديث‬
‫چون غضائري و نجاشبي و كشبي و شيبخ طوسبي و علمبة حلي و اببن‬
‫داوود – رحمة الله عليهم‪ -‬آنان را معرفبي كرده ا ند غالي و وضاع و‬
‫كذاب بوده اند؟ در اين صورت نه تنها مي بايست به اقوال و منقولت‬
‫ايبن روايات ببي اعتنايبي نمود بلكبه لزم اسبت از ايشان اظهار برائت و‬
‫بيزاري كرد‪ .‬زيرا دروغ بسبتن ببه خدا ونبد متعال و پيامببر از معاصبي‬
‫كبببيره و از بزرگتريببن جنايتهاسببت و بببا دروغگويببي كسبباني كببه در‬
‫موضوعات شخصببي و عرفببي دروغ مببي گوينببد تفاوت بسببيار دارد‪ .‬بببا‬
‫اينكببه هببر نوع دروغگويببي‪ ,‬زشببت و معصببيت پروردگار عالم اسببت و‬
‫مرتكببب آن سببزاوار نفرت و لعنببت اسببت كببه‪َ " :‬‬
‫ع ْ‬
‫ة الله‬
‫عن َ َ‬
‫ل لَ ْ‬
‫ج َ‬
‫فن َ ْ‬
‫ن " (آل عمران‪ .)61/‬أمبببا دروغ گفتبببن از قول خدا و‬
‫َ‬
‫علَى الْكَاِذبِي َصصص‬
‫رسول‪ ,‬بدترين و شديدترين ظلم و ستمگري نسبت به خلق خدا است‬
‫َ‬
‫م َّ‬
‫نا ْ‬
‫كه ‪َ " :‬‬
‫ذب ًا = ظالمتر از آنكه‬
‫فتََرى َ‬
‫ه كَ ِ‬
‫علَى الل ِ‬
‫م ِ‬
‫م ْ‬
‫ن أظْل َ ُ‬
‫ف َ‬
‫م ِ‬
‫بر خدا دروغ مبي بندد كيسبت"؟ (العراف‪ ,27/‬الصبف‪ ,7/‬النعام‪-93-12/‬‬
‫‪ ,144‬العنكبوت‪ .)48/‬يعنبي سبتمگرتر از او كسبي نيسبت‪ .‬زيرا موجبب‬
‫گمراهببي و ضللت مردمان در مدتببي طولنببي بسببا كببه تببا پايان جهان‬
‫شود‪ ,‬ببا ايبن وصبف پبس چرا در بسبياري از حكام و فروعات و مطالب‬
‫و احكام شرعي‪ ,‬از همين كاذبين و جعالين كه نام برخي از آنان در اين‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬
‫‪3‬‬
‫‪4‬‬

‫()‬
‫()‬
‫()‬
‫()‬

‫ر ‪ .‬ك صفحة ‪ 80‬همين كتاب‪.‬‬
‫در بارة يونس ر ‪ .‬ك ‪ .‬صفحة ‪ 130‬كتاب حاضر‪.‬‬
‫ر ‪ .‬ك ‪ .‬صفحة ‪ 101‬همين كتاب‪.‬‬
‫چه آنان كه احوالشان ذكرشد و چه سايرين كه نام و حالشان در اينجا نيامده است‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪76‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫كتاب ذكر شد‪ ,‬احاديثي در كتب دي ني آمده و بر اساس آن عمل كرده‬
‫انبد؟! اگبر احاديبث آنان مقبول و قاببل تبعيبت بوده پبس چرا از طرف‬
‫ائمبة رجال از قبيبل بزرگوارانبي كبه نامشان مذكور شبد‪ ,‬مورد اينگونبه‬
‫حملت سببخت قرار گرفتببه و ضربات نسبببتهاي غلو و كذب و جعببل را‬
‫هدف گشتبه انبد؟‪ .‬مگبر نبه اينكبه در شريعبت مطهره تهمبت و غيببت و‬
‫اشاعة فحشاء در بارة مؤمنين شديدترين و خبيث ترين معصيت است‬
‫َ‬
‫ف َ‬
‫سبُوا َ‬
‫م ْ‬
‫م ْ‬
‫ن يُ ْ‬
‫د‬
‫ت بِ َ‬
‫ق ِ‬
‫منَا ِ‬
‫ؤ ِ‬
‫ؤ ِ‬
‫وال ّ ِ‬
‫ؤذُو َ‬
‫ما اكْت َ َ‬
‫منِي َ‬
‫ذي َ‬
‫ر َ‬
‫وال ْ ُ‬
‫ن ال ْ ُ‬
‫ن َ‬
‫كه َ‬
‫غي ْ ِ‬
‫ما ُّ‬
‫مبِين ًا = كساني كه مردان و زنان مؤمن را با‬
‫ا ْ‬
‫ملُوا ب ُ ْ‬
‫وإِث ْ ً‬
‫حت َ َ‬
‫هتَان ًا َ‬
‫گفتبن كاري كبه مرتكبب نشده انبد‪ ,‬آزار مبي كننبد‪ ,‬بهتان و گناه آشكاري‬
‫غت َصب‬
‫وَل ي َ ْ‬
‫وَل ت َ َ‬
‫س ُ‬
‫ج َّص‬
‫سوا َ‬
‫بر عهده مبي گيرنبد" (الحزاب‪ )58/‬و نيبز‪َ " :‬‬
‫َ‬
‫ضكُم بع ً َ‬
‫ح ُ َ‬
‫ميْتًا َ‬
‫م أَن يَأْك ُ َ‬
‫ر ْ‬
‫مأ ِ‬
‫ع ُ‬
‫خي ِ‬
‫ل لَ ْ‬
‫َ ْ‬
‫ب َّ ْ‬
‫بأ َ‬
‫ضا أي ُ ِ ّ‬
‫موهُ‬
‫هت ُ ُ‬
‫ح َ‬
‫حدُك ُ ْ‬
‫ه َ‬
‫فك َ ِ‬
‫= در احوال ديگران تجسبس نكرده و غيببت يكديگبر را مكنيبد‪ ,‬آيبا هيبچ‬
‫مردار برادرش را بخورد پس نا خوش‬
‫يك از شما دوست دراد گوشت ُ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫مببي داريببد" (الحجرات‪ ,)12/‬و نيببز ‪" :‬إ ِص َّ‬
‫ع‬
‫ن يُ ِ‬
‫ن أن ت َ ِ‬
‫ن ال ّ ِ‬
‫حبُّو َص‬
‫شي َص‬
‫ذي َص‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ال ْ َ‬
‫ح َ‬
‫ة‬
‫م َ‬
‫ش ُ‬
‫ة ِ‬
‫فا ِ‬
‫واْل ِ‬
‫م ِ‬
‫خَر ِ‬
‫في ال ّ ِ‬
‫عذَا ٌ‬
‫منُوا ل َ ُ‬
‫ذي َ‬
‫ب ألِي ٌ‬
‫ه ْ‬
‫نآ َ‬
‫في الدُّنْي َا َ‬
‫= كساني كه دوست دارند كه در ميان ايمان آوردگان زشتي ها شايع‬
‫شود‪ ,‬در دنيبببا و آخرت عذاببببي دردناك دارنبببد" (النور‪ .)19/‬پبببس چرا‬
‫علماي رجال ا ين نگون بختان را تيبر باران ن سبتهاي غلو و كذب و جعبل‬
‫قرار دانده اند‪.‬‬
‫لزم اسببت بدانيببم كببه شكببي نيسببت كببه در نسبببتهايي كببه آن‬
‫بزرگواران به اين راويان غالي و كذابان داده اند نه تنها تمام اين نكات‬
‫را رعايبت و از تمام آن معاصبي پرهيبز كرده انبد و از تهمبت و غيببت و‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪77‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫اشاعببة فحشاء در غايببت احتراز و اجتناب بوده انببد‪ ,‬بلكببه حقيقببت آن‬
‫است كه آنچه در مذمت آنان آورده اند‪ ,‬يك از هزار و اندكي از بسيار‬
‫است‪ ,‬زيرا اين راويان در واقع از بدترين دشمنان خدا و رسول و اعدا‬
‫عدو اسبلم بوده انبد كبه ببا نشبر اينگونبه احاديبث‪ ,‬جعبل مذاهبب نموده‪,‬‬
‫خيانتهاي بزرگبي ببه حقايبق اسبلم كرده و موجبب تحقيبر و اسبتهزاء ببه‬
‫شريعبت مطهره اي كبه عيبن الحياة جاودانبي الهبي بوده‪ ,‬گرديده انبد‪ ,‬و‬
‫بشريبت را از فوايبد بيكران ايبن سبرچشمة حيوان تبا حبد زيادي محروم‬
‫كرده انببد‪ .‬و از همببه مهمتببر اينكببه شكاف عميقببي در حصببار وحدت‬
‫اسببلمي و مسببلمين كببه بالتريببن آرزو و هدف اسببلم اسببت بببه وجود‬
‫آورده انبد‪ ,‬و ازهميبن جهبت اسبت كبه آنان بدتريبن سبتمكاران و موجبب‬
‫لعنت خالق سبحان و جميع خلق از انس و جان اند‪.‬‬
‫ببه نطببر مبا‪ ,‬در بارة احاديببث علج همان اسببت كبه أئمبه –عليهببم‬
‫السلم‪ -‬خود فرموده اند كه هر حديث موافق قرآن را مي توان قبول‬
‫كرد و آنچبه نبود بايبد نابود نمود‪ .‬و احاديبث زيارت از طرف آيات قرآن‬
‫مردود و مطرود است و ساخته و پرداختة غلة و كذابان است و طبعاً‬
‫مقبول نيست‪.‬‬
‫اينببك نتيجببة جعببل و كذب ايببن گروه ضال غال جعال را در بحببث‬
‫زيارت كببه چنببد سببال قبببل براي چاپ آماده بود و بببه علت كارشكنببي‬
‫محافظيبن خرافات در بوتبة اهمال مانبد‪ ,‬از نظبر خوانندگان حقجبو مبي‬
‫گذرانيبم تبا خود ببا عقبل خدا داد خود و ببا عرضبه ببه كتاب خدا قضاوت‬
‫نموده حقيقت را دريابند و از ورطة شرك و غلو كه بزرگترين آفت اين‬
‫شريعت مطهري است نجات يابند‪.‬‬
‫شايد خداي اسبلم بار ديگر نظري از رحمت و كرم خو يش بر اين‬
‫امبت افكنبد و آن را از ايبن ذلت و نكبتبي كبه دامنگريبش شده اسبت‪,‬‬
‫نجات بخشد و مسلمانان را از احكام حيات بخش و عظمت آفرين دين‬
‫مبين خود از قبيل داشتن اتحاد و حكومت و جمعه و جماعت و جهاد و‬
‫قي‬
‫عدالت و امت و‬
‫في ِ‬
‫و ِ‬
‫و َ‬
‫ما ت َ ْ‬
‫ساير مزاياي اسلمي بهره مند فرمايد‪َ .‬‬
‫َ‬
‫ُ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫ب‪.‬‬
‫ه َ‬
‫وإِلي ْ ِ‬
‫علَي ْ ِ‬
‫إِل ّ بِالل ّ ِ‬
‫ه أنِي ُ‬
‫وك ّل ُ‬
‫ت َ‬
‫ه تَ َ‬
‫با اين بيان معلوم شد كه اكثر بلكه تمام راويان احاديث زيارت يا‬
‫ضاع الحديث بوده اند‪ ,‬يا از غاليان و كذابان‬
‫خود غالي و كذّاب و و ّ‬
‫تبعيببت كرده و از آنان روايببت نموده انببد‪ ,‬و موجبب ايبن همبه فسبباد و‬
‫اتلف مال و اوقات و از همبببه بدتبببر باعبببث نشبببر شرك و خرافات‬
‫گرديده انببد‪ ,‬و گرنببه احترام اولياي خدا و عبببرت و تأسببي از حوادث‬
‫حيات آن بزرگواران و ديدار مزار آنان كبه موجب تحر يك حس غيرت و‬
‫فداكاري و عزت و حرمببببت ديببببن خدا شود‪ ,‬در نزد تمام عقلي عالم‬
‫پسبنديده اسبت و مطلوب‪ .‬و مبا در كتاب فلسبفه قيام حسبين (ع) ببه‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪78‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫نحببو أوفببي در ايببن باره داد سببخن داده ايببم(‪ .)1‬و هنوز هببم بر همان‬
‫ي العظيم‪.‬‬
‫اعتقاديم‪ .‬ول حول ول قوة إل بالله العل ِ ّ‬
‫‪‬‬

‫‪‬‬

‫‪‬‬

‫‪ )( 1‬خطابه اي در بيش از سي سال پيش در شب ‪ 19‬ماه صفر ‪ 1369‬قمري در صحن مطهر‬
‫حسبيني در كربل در حضور چنديبن هزار زائر و مجاور‪ ,‬القاء نمودم‪ ,‬و اينبك ببا اندك تغييبر و‬
‫مختصر تفسير به نظر خوانندگان محترم مي رسد و يادآوري مي شود كه ما همچنان بدين‬
‫نظر معتقد و پاي بنديم و آنرا پيشنهاد مي كنيم!‬
‫در اين كتاب يادآوري اين نكته را بسي لزم مي دانم كه شايد كساني‪ ,‬پيش خود تصور كنند يا‬
‫تلقيبن شونبد كبه اينگونبه نظرات و القاآت‪ ,‬از افكار و تبليغات طائفبة وهابيبه و غيبر آن كبه‬
‫مخالف شيعه اند‪ ,‬مي باشد!‪ .‬براي رد اين شبهه مي گوييم‪:‬‬
‫اول‪ ,‬آنچه ما در اين رساله آورده ايم همه از منابع شيعه و مأخوذ از كتاب خدا و سنت رسول‬
‫الله (ص) و تواريبخ معتببر و متببع از سبيرة مسبلمين صبدر اول اسبت كبه آلوده ببه بدعتهبا و‬
‫خرافات أمم ديگر نبودند‪.‬‬
‫ثانيبا‪ ,‬اگبر فرقبة وهابيبه يبا هبر فرقبة ديگبر سبخن حقبي بگوينبد و اگبر قولي موافبق كتاب و سبنت‬
‫َ‬
‫آورنبد آيبا نبايبد قبول كرد؟! در حالي كبه مسبلمانان ببه حكبم قرآن كبه " َ‬
‫ن‬
‫شْر ِ‬
‫عبَاِد‪ .‬ال ّ ِ‬
‫فب َ ّ ِ‬
‫ذي َص‬
‫َ‬
‫ل َ‬
‫ن ال ْ َ‬
‫و َ‬
‫ه = بشارت باد بر بندگانبي كبه سبخن را مبي شنونبد و‬
‫عو َ‬
‫عو َ‬
‫ست َ ِ‬
‫نأ ْ‬
‫فيَتَّب ِ ُ‬
‫م ُ‬
‫ح َ‬
‫يَ ْ‬
‫سن َ ُ‬
‫ق ْ‬
‫بهترينبش را پيروي مبي كننبد" (الزمبر‪ )18-17/‬مأمور انبد ببه سبخن حبق گوش دهنبد و آن را‬
‫تبعيت نمايند‪ ,‬وما در اين طريقيم‪ ,‬إن شاء الله تعالي‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪79‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫سخنراني مؤلف در صحن مطهر حسيني (ع)‬
‫در اربعيببن سببال ‪ 1369‬قمري طبببق تقاضببا و امببر حضرت علمببة‬
‫خالصبي –رحمصة الله عليصه‪ -‬در كربل در صبحن مطهبر حسبيني (ع) در‬
‫حضور پيببش از چنببد هزار تببن زائر عرب و عجببم‪ ,‬ايببن بنده خطابببه اي‬
‫ايراد كردم و در آن سبخنراني ببه ايبن قضيبه پرداختيبم كبه چرا ايبن همبه‬
‫فعاليببت و صببرف اموال و اوقات ايرانيان در امور دينببي مثمببر ثمببر‬
‫نيسببت!؟ و نتيجببه گرفتيببم كببه علت آن وضببع بببد و غلط تبليغات دينببي‬
‫اسبت كبه ببا روح حقيقبت و اسبلم موافبق نبوده و آلوده ببه موهومات و‬
‫خرافات اسببت‪ ,‬و از ايببن همببه ارادت و اشتياق ايرانيان بببه اهببل بيببت‬
‫رسالت و بذل اين همه اموال و اوقاتي كه به عقيدة خود در امور ديني‬
‫مصروف مي دارند نتيجة مفيدي گرفته نمي شود!‪.‬‬
‫مثل هميببن زواري كببه در چنيببن سببال‪ ,‬بببا آن همببه سببختي هببا و‬
‫مشكلتببي كببه در راه زيارت براي آنان فراهببم شده معهذا بببه نيروي‬
‫علقبه و ايمان‪ ,‬خود را ببا سبينة سبوزان و چشبم گريان ببه ايبن آسبتان‬
‫مقدس مي رسانند‪.‬‬
‫اما نتيجه اي كه از اين مسافرت مي برند‪ ,‬مگر جز اين است كه‬
‫بببه پندارخود و در نتيجببة تبليغات غلط مببي پندارنببد جوالهاي پببر از گناه‬
‫چنديبن سبالة خود را آورده در مرقبد مطهبر حسبيني خالي كرده! اينبك‬
‫سبكبار و آمرزيده برگشته تا باز براي پركردن آن حال و مجال بيشتري‬
‫بيابند! و ل أقل با همين عمل‪ ,‬اداي دين كرده و مقادير بسياري هم از‬
‫خدا طلبكارند!!‬
‫ارمغاني كه از اين مسافرت براي خويشان و همشهريان خود مي‬
‫برنببد چيزي جببز تعريببف گنبببد و گلدسببته و چگونگببي صببحن و بارگاه و‬
‫قيمت پارچه و اجناس و خرماي كربل نيست!!‪.‬‬
‫در حالي كبه اگبر مبا تشكيلت صبحيح و سبازمان تبليغات ببا تربيبت‬
‫درست اسلمي داشتيم مي بايست با تماشاي مزار اين خونين كفناني‬
‫كبه در راه حمايبت اسبلم و حفبظ آن از تجاوز جنود شيطان ايبن چنيبن‬
‫وجود خود را در طببق اخلص گذاشتبه و آن را در راه معشوق حقيقبي‬
‫خود درباختبه انبد عببرت بگيريبم و متأثبر شويبم‪ ,‬هرگاه ايبن منظبر ببا آن‬
‫كيفيببت در خور وشايسببتة خود تبليببغ و تشريببح شده بود بايببد آن چنان‬
‫روح از خود گذشتگببي در بينندگان قربانگاه ايببن قربانيان برانگيزد كببه‬
‫آنان را در طريببق جانبازي همچنون پيببش آهنگان و پيشوايان خود براي‬
‫جانبازي در راه دين خدا سر از پا نشناسند!‪.‬‬
‫اگببر مببا راهبببران و عالمان و مبلغان دانببا و دلسببوز و متدي ّببِن و‬
‫شايسبته اي داشتيبم مبي توانسبتند از ايبن منظرة همبت زا و شور انگيبز‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪80‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫جانبازانببي تربيببت كننببد كببه در راه مجببد و شرف و ديببن و حفببظ حدود‬
‫اسلمي با نفخة روح شهادت طلبي چون كوهي آتشفشان و دريايي پر‬
‫تلطم و خروشان باشند!‪.‬‬
‫براي تشويببق بببه فداكاري و جانبازي و تحريببك بببه سببوي شرف و‬
‫سببرافرازي چببه بيانببي رسبباتر و چببه زبانببي گوياتببر از مشاهدة قبور‬
‫مجاهدان گلگون كفنبي اسبت كبه در ايبن صبحراي سبوزان ببا لبانبي از‬
‫عطش داغ بسته و رخسارهايي كه گرد و غبار معركة جنگ به چشم و‬
‫گوش و بينبببي شان نشسبببته آن چنان ببببه جهاد پرداختبببه و در ميدان‬
‫عشببق‪ ,‬سببر و دسببت و جان و تببن درباختنببد كببه فرشتگان مل اعلي و‬
‫تماشاگران عالم بال را به حيرت و شگفتي انداختند!‪.‬‬
‫چبه خوب بود ببه جاي ايبن بارگاه پبر جلل و جببروت كبه از طل و‬
‫نقره و فيروزه و ياقوت كبببه مورد پسبببند و آرزو و معشوق فراعنبببه و‬
‫طاغوت اسبت ببه همان صبورت طببيعي قببر مندرس شهيبد باقبي مبي‬
‫ماند تا با تماشاي آن و لو نگاهي سطحي باشد به قطعات سر و دست‬
‫و انگشبت و بينبي قطعبه قطعبه و مثله مثله شدة فدائيان اسبلم كبه در‬
‫ايبن بيابان هولناك هريبك در گوشبه اي پراكنده امبا گويبا و زنده انبد‪ ,‬و‬
‫لبهاي تشنببه داغمببه بسببته اي كببه در كنار نهببر سببيال و مواج فرات در‬
‫حسبرت يبك جرعبه آب خشكيده انبد‪ ,‬و تصبور جگرهاي از سبوز عطبش‬
‫تفتيده و شريان و وريدي كببه از كثرت تلش وشدت كنكاش‪ ,‬ديگبببر از‬
‫داد و سببتد و انبسبباط و انقباض خون بازمانده انببد‪ ,‬در تصببور بيننده اي‬
‫بيدار كببه زائر ايببن مزار اسببت يقينا ً همان عشببق و حرارت آتشيببن را‬
‫ايجاد مي كند كه اين بدنهاي نازنين را در دهش و جنبش و اداشته بود!‬
‫مگببر همينان نبودنببد كببه در يوم ميعاد هريببك چون برق و باد بببه‬
‫كوشش و جهاد پرداخته و جان عزيز را در راه عزيزتر از جان يعني در‬
‫حمايت دين و حراست از اهل بيت در باختند؟‬
‫ايبن پروانبه هاي بال و پرسبوخته در گرد شمبع عالم افروز حسبيني‬
‫نبه بلكبه ايبن سبتارگان آسبمان هدايبت كبه در پيرامون آفتاب عالمتاب‬
‫شهادت‪ ,‬همواره كسب نور كرده و به جهان بشريت فروغ مي فروزند‪,‬‬
‫آيا تماشاي گور پر نورشان نمي تواند همان پرتو را در دلهاي تاريك ما‬
‫ايجاد كند كه از ظلمات ماديت بيرون آييم؟‬
‫قسم به حقيقت‪ ,‬اگر بتوانيم از وراي زرق و برق اين شمع و چراغ‬
‫و لوسببتر و پرده و صببفحات طل و قطعات نقره و زيور آلت ديگببر كببه‬
‫شايسبتة گور گببران و مرده پرسبتان و مانبع جلوة حقيقبي شاهدان بزم‬
‫شهادت اسببت كنار بزنيببم‪ ,‬و بببا چشمببي حقجوي بببا تماشاي يوسببفان‬
‫مجلس جانبازي بنشينيم‪ ,‬نه تنها سر و دست و انگشتان را در سيني و‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪81‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫صفحة ارادت تسليم بزم آراي اين جهان مي كنيم بلكه با قدم شتاب و‬
‫عجله تا درب منزل رب الرباب يعني پروردگار عالميان مي دويم تا به‬
‫تازيانبة عشبق خويبش‪ ,‬مبا دام العمبر عذابمان كنبد يبا در زاويبة سبكون و‬
‫آرامش در سجنمان كشد!‪.‬‬
‫اي مشاطبه گان ببد سبليقه و اي آرايشگران زشتبي آفريبن شمبا را‬
‫ببه جمال دلراي حبق سبوگند مبي دهبم كبه ايبن ضريبح سبيمين را كبه‬
‫محفوف ببه پاره هاي نقره و قطعبه هاي طلسبت از اطراف ايبن قبور‬
‫پببر نور‪ ,‬برداريببد و همان پيراهنهاي خونيببن و كفنهاي رنگيببن را كببه در‬
‫سباعتهاي واپسبين بر بدنهاي نازنيبن ايبن شيران عريبن بود ببه جاي ايبن‬
‫زر و زيور‪ ,‬بر مزار منوران بپوشانيبببد و آن جزاهاي آتشيبببن را كبببه در‬
‫نفسهاي آخرين از لبان تشنه و شيرين شان شنيده مي شد به صورتي‬
‫شايسته و با لحني شور آفرين برخوانيد تا از ديدن آن مناظر و شنيدن‬
‫آن حماسه بار ديگر‪ ,‬كربل‪ ,‬كربل شود و از ميان تماشاچيان آن معركه‪,‬‬
‫جواناني چون حر رياحي تميمي و پيراني چون حبيب بن مظاهر اسدي‬
‫برخيزنببد‪ ,‬و در هنگامببي كببه هيكببل اسببلم در اطراف و اقصبباي جهان‬
‫فرياد "هصل مصن ناصصر ينصصرني و هصل مصن معيصن يعيننصي" برمبي‬
‫آورد‪ ,‬ببه ياريبش بشتابنبد‪ ,‬و از كرببت غرببت‪ ,‬نجاتبش دهنبد‪ ,‬نبه اينكبه ببه‬
‫غرور زيارت كه ثواب آن را به خيال خام خود معادل چندين هزار حج و‬
‫جهاد مببي پندارنببد نببه تنهببا از دفاع و نصببرت خودداري كرده‪ ,‬بلكببه بببه‬
‫روشنبي چشبم دشمبن!‪ ,‬مغرورانبه ببه فسبق وفسباد برخيزنبد! چنانكبه‬
‫چنين اند!!‪.‬‬
‫شمببا را بببه خدا‪ ,‬ايببن ضريببح سببيمين و زريببن كببه شايسببتة قبور‬
‫سبلطين و فراعنبه و جباران روي زميبن اسبت‪ ,‬از روي ايبن ترببت پاك‬
‫كببه مورد تحسببين فرشتگان و مقربيببن اسببت دور كنيببد و همان مزار‬
‫خاكبي پسبر اببو تراب (ع) را كبه ببا بدن چاك چاك در آن خفتبه اسبت‪,‬‬
‫چنانكبه بايبد‪ ,‬نمايبش دهيبد و اگبر فزون طلبيبد نمونبه اي از پيراهبن خون‬
‫آلود با تيرهاي زهرآگيبن كه داشبت بدان اضافبه كرده روي قببر شريف‬
‫بيفكنيبد و آنگاه مرثيبه سبرايي شورانگيبز را كبه بتوانبد حبق مطلب را ادا‬
‫كنبد وا داريبد كبه از همبة حالت‪ ,‬خاصبه از آخريبن سباعات زندگبي حيات‬
‫آفرين حسين‪ ,‬داستان عاشقي و جنبازي سرور جوانان بهشت را براي‬
‫حاضرين مجسم كند كه چگونه‪ ,‬با بدني چاك چاك و لبهاي خشك پر از‬
‫داغ جوانان پژمان و چشمانبي از حيرت و حسبرت ببه سبوي خواهران و‬
‫زنان و كودكانبش نگران كبه سبرنوشت جگبر خراش ايبن ببي پناهان در‬
‫ايبن بيابان در ميان انبوه دشمنان‪ ,‬چبه خواهبد شبد؟ بر خود مبي پيچيبد و‬
‫اشبك حسبرت از ديدگان حبق بيبن مبي باريبد‪ ,‬امبا چون مبي ديبد ره پوي‬
‫طريبق حفبظ ديبن و انجام وظايبف اسبلمي و ايمانبي اسبت لذا سبر ببه‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪82‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫آسببمان كرده عرض مببي كنببد‪ " :‬إلهصي رضا ً بقضائك‪ ,‬صصبرا ً على‬
‫بلئك = الهي به قضايت راضي و بر بليت صبر مي كنم"‪.‬‬
‫ايبن كار عظمبت و ارزش ديبن را در نظبر مسبلمانان‪ ,‬هزار چندان‬
‫مي كند!‪.‬‬
‫آري از اين مشهد و منظر كه بسي شور انگيز است‪ ,‬چنان نمايش‬
‫دهيبد و آنگونبه آرايبش نماييبد كبه چون زائران از گذشبت بيبش از پنبج‬
‫سبال از واقعبة عاشورا همينكبه قببر غريبب او را در بيابان كربل ديدنبد‪,‬‬
‫كردند و آن سان در آتش حسرت و ندامت‪ ,‬شعله ور شدند كه تا جان‬
‫و هستي خود را در همان راه حسين و خط او نباختند‪ ,‬ساكت و ساكن‬
‫نشدند!‪.‬‬
‫از اين مناظر و مشاهد مي توان به اقتضاي زمان در هر سالي يك‬
‫دو بار يبا در موقعيتبي مناسبب‪ ,‬از ايبن ترببت هاي پاك‪ ,‬همچون شيعيان‬
‫صبدر اول ايجاد و بر پبا نمود‪ .‬امبا افسبوس و هزار افسبوس‪ :‬كبه ببا ايبن‬
‫تبليغات زهرآگين در ثواب بي حد و حصر زائرين كه رقابت و خصومت‬
‫ببا آيات كتاب مببين اسبت و موجبب سبستي و ببي اعتباري در أوامبر و‬
‫نواهي دين‪ ,‬جز گستاخي به حريم قوانين و آئين خاتم النبيين نيست‪.‬‬

‫‪‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪‬‬

‫‪83‬‬

‫‪‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫زيارت و حقيقت آن‬
‫از دليلي كببه آيببت الله العظمببي در كتاب «أمراء هسصصتي» بر‬
‫«وليت تكويني» و تصرف و تدبير أئمه – عليهم السلم – در كون و‬
‫مكان آورده اسبت فقرات «زيارت جامعصة كصبيره» اسبت كبه در ايبن‬
‫م َ‬
‫م‬
‫فت َص َ‬
‫ح الل ُهص وبِك ُص ْ‬
‫زيارتنامبه فقرات و جملتبي هسبت از آنجمله ((ِبك ُص ْ‬
‫َص‬
‫س ُ‬
‫ن تَ َ‬
‫ز ُ‬
‫علَى‬
‫غي ْص َ‬
‫ل ال ْ َ‬
‫يَ ْ‬
‫ع َ‬
‫م ِص‬
‫ماءَ أ ْ‬
‫ق َص‬
‫ك ال َّص‬
‫س َ‬
‫م يُ ْ‬
‫ث وبِك ُص ْ‬
‫م وبِك ُص ْ‬
‫خت ِص ُ‬
‫م يُن َ ّ ِ‬
‫َ‬
‫ْ َ‬
‫ف ال ُّ‬
‫س اله ّصصَ‬
‫م يُن َ ِّ‬
‫ضَّر‪= ))...‬‬
‫ش ُصص‬
‫م ويَك ْ ِ‬
‫ض إ ِ ّل بِإِذْن ِصص ِ‬
‫ه وبِك ُصص ْ‬
‫ف ُصص‬
‫الْر ِصص‬
‫بوسيلة شما امامان خدا آفرينش يا هر كاري را شروع كرده و بوسيلة‬
‫شمبا آنرا ختبم كرده اسبت و بوسبيلة شمبا خدا باران نازل مبي كنبد و‬
‫بوسبيلة شمبا خدا آسبمان را نگاه داشتبه اسبت كبه بر زميبن نيافتبد‪ ،‬و‬
‫بوسيلة شما غم ها زايل و زيان ها را بر طرف مي كند !!!‬
‫ودر صبببفحة ‪ 480‬آن كتاب از فقرات هميبببن زيارتنامبببه اسبببتناد و‬
‫اسبتشهاد كرده اسبت بر حسباب قيامبت ونظارت امام كبه در آن زيارت‬
‫ب ال َ ْ‬
‫م)) وبراي آنكه‬
‫م َ‬
‫مو ِ‬
‫آمده است‪(( :‬وإِيَا ُ‬
‫ساب ُ ُ‬
‫ح َ‬
‫علَيْك ُ ْ‬
‫ه ْ‬
‫ق إِلَيْك ُ ْ‬
‫خل ِ‬
‫مي (مرحوم حاج‬
‫ببه خيال خود جاي پاي خود را محكبم كنبد از محدِّث ق ّب‬
‫شيببخ عبّاس) در «انوار إلهيببه» ضمببن نقببل كلمات حضرت هادي (ع)‬
‫آورده است كه علمة مجلسي در بارة «زيارت جامعة كبيره» فرموده‬
‫اسببت‪(( :‬إن َّصها أصص ُّ‬
‫ت سصندا ً وأع ُّ‬
‫مهصا موردا ً وأفصصحها‬
‫ح الزيارا ِص‬
‫ى وأعلهصصصا شأناً)) = زيارت جامعبببه از تمام‬
‫لفظا ً وأبلغهصصصا معن ً‬
‫زيارت ها از حيث سند صحيحتر و از نظر لفظ فصيحتر و از جنبة معنا‬
‫بليغتر و از نظر شأن و رتبه عاليتر است !!‬
‫مبا قبل ً ببه سبند ايبن حديبث كبه مورد ادعاي ايبن آيبت الله العظمبي‬
‫(!) اسبت رسبيدگي مبي كنيبم آنگاه ببه تحقيقات خود دربارة زيارت مبي‬
‫پردازيم‪:‬‬
‫اگبر چنيبن فرض كنيبم كبه ايبن زيارت همانطور كبه علمبه مجلسبي‬
‫فرموده اسبت از تمام زيارتهبا صبحيحتر اسبت (اگبر در زيارتهبا صبحيحي‬
‫باشبد!) امبا بدبختانبه در زيارتهبا صبحيحي نيسبت تبا ايبن صبحيحتر باشبد‬
‫زيرا اكثر آنها بدون سند است يا اسناد آن ضعيف و فاسد است زيرا از‬
‫يبك مشبت افراد غالي فاسبد العقيده و اليمان نقبل شده اسبت كبه ببه‬
‫قدر مجال در اين باره به بحث پرداختيم ‪.‬‬
‫ايبببن زيارت علمبببه مجلسبببي در جلد ‪« 22‬بحار النوار» (= كتاب‬
‫المزار) از دقّاق وسنائي و وراق از أسدي و او از برمكي و او از نخعي‬
‫و او از حضرت امام علي النقي – عليه السلم – روايت كرده است‪:‬‬
‫نجاشي دربارة «اسدي» كه مراد از او «محمد بن جعفر السدي»‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪84‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ة‪،‬‬
‫اسببت فرموده اسببت ‪(( :‬محمصصد بصصن جعفصصر السصصدي كان ثق ً‬
‫صحيح الحديث‪ ،‬إل أنه روى عن الضعفاء‪ ))...‬يعني او ثقه است‬
‫(دروغ نمبي گويبد) صبحيح الحديبث اسبت (حديبث را آن گونبه كبه شنيده‬
‫اسبت بيان مبي كنبد) جبز اينكبه از ضعفبا روايبت مبي كنبد (پبس احتمال‬
‫ف روايببت اسببت )‪ ..‬و بعببد دربارة او مببي افزايببد‪(( :‬وكان يقول‬
‫ضع ِب‬
‫بالجصبر والتشصبيه!!)) يعنبي او بر خلف شيعبه قائل ببه جببر و تشببيه‬
‫است !!‬
‫"اببن داوود" نيبز او را ببه ايبن صبفت معّرفبي مبي كنبد و او را در‬
‫رديف ضعفا و مجروحين مي آورد‪.‬‬
‫مرحوم ممقانبي در «تنقيبح المقال» (ج ‪/2‬ص ‪ )95‬قسبمت دوم مبي‬
‫نويسببد‪(( :‬قوله بالجصصبر والتشصصبيه فإنصصه لو كان على حقيقتصصه‬
‫لوجصب فسصقه بصل كفره)) = اگبر حقيقبت داشتبه باشبد كبه او قائل‬
‫به جبر و تشبيه بوده است در آن صورت فسق و بلكه كفر او ثابت مي‬
‫شود‪ ....‬سپس مشغول دفاع از او و تطهير وتعميد او مي شود !!!‬
‫«أسببدي» ايببن زيارت را از «برمكببي» روايببت مببي كنببد و اينببك‬
‫برمكي‪ :‬وي محمد بن إسماعيل برمكي است‪ :‬محمد بن إسماعيل‬
‫بصصن أحمصصد بصصن بشصصر البرمكصصي أبصصو جعفصصر المعروف بصصصاحب‬
‫ف = محمد ضعيف است‪.‬‬
‫الصومعة‪ ،‬ضعي ٌ‬
‫در رجال "طه نجف" نيز او را در رديف ضعفاء آورده است‪.‬‬
‫بر مكي ا ين زيارت را از "نخعي" روايت مي كند‪ .‬او موسى بن‬
‫عبصد الله النخعصي اسبت‪ .‬از ايبن شخبص اصبل نامبي در كتبب رجال‬
‫نيست‪ ،‬و معلوم نيست چگونه مردي بوده است‪.‬‬
‫مرحوم مامقانبي در "تنقيبح المقال" در ذيبل ترجمبة "موسصى بصن‬
‫عبصد الملك " در بارة او گفتبه اسبت‪" :‬اهمالهبم ذكره فبي كتبب الرجال‬
‫غيبر قادح فيبه" = اگبر علماي رجال در بارة او اهمال كرده انبد موجبب‬
‫قدح و ذم او نمي شود!! و بدين و سيله دل خود را خوش كرده است‪،‬‬
‫و احتمال شيبخ صبدوق را آورده اسبت كبه موسبي ببن عببد الملك همان‬
‫نخعي است و او هرگز شراب نبيذ ننوشيده بود مگر هنگامي كه متوكل‬
‫خليفه او را با ابراهيم در قمار حاضر كرد و با او شراب نوشيد!‪ .‬فقط‬
‫از رجال حديبث يبك نخعبي را سبراغ درايبم كبه حضرت رضبا (ع) ببه او‬
‫فرمود‪" :‬اخرج عنصي لعنصك الله ولعصن مصن حدّصثك" = از پيبش مبن‬
‫برو بيرون خدا ترا و آن كس را كه تورا حديث كرد‪ ،‬لعنت كند‪.‬‬
‫در كتاب "عيون اخبار الرضببا"‪ ،‬راوي متصببل بببه امام ايببن زيارت‪،‬‬
‫موسصى بصن عمران النخعصي اسبت‪ ،‬و هرچنبد در "مصن ل يحضره‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪85‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫الفقيه" و تهذيب طوسي كه آن را صدوق روايت كرده و از " من ل‬
‫يحضره الفقيه" نقل مي كند موسى بن عبد الله النخعي است‬
‫و ظاهرا ايبببن اشتباه از آنجبببا ناشبببي شده اسبببت كبببه "عببببد الله" و‬
‫"عمران" در رسم الخط كوفي‪ ،‬شبيه به يكديگر است‪ ،‬هر چند موسي‬
‫بن عبد الله النخعي و موسي بن عمران النخعي‪ ،‬هر دو در كتب رجال‬
‫مجهول انببد‪ ،‬امببا قرائنببي‪ ،‬نشان مببي دهببد كببه او موسببي بببن عمران‬
‫النخعي است‪:‬‬
‫أ ب موسي بن عمران النخعي‪ ،‬برادر زادة حسين بن يزيد و حسين‬
‫بن يزيد به تصريح كتب رجال از غاليان بوده است و اسناد موسي بن‬
‫عمران ببه اببن يزيبد اسبت‪ ،‬و زيارت جامعبة كببيره مملو از غلو اسبت‪،‬‬
‫پس نسبت آن به موسي بن عمران درست است‪.‬‬
‫ب بب حسبين ببن يزيبد را از اصبحاب حضرت رضبا (ع) شمرده انبد و‬
‫موسبي ببن عمران برادر زادة اوسبت كبه معاصبر ببا حضرت هادي (ع)‬
‫است‪.‬‬
‫ج ب موسي بن عمران‪ ،‬از اين قبيل احاديث‪ ،‬بسيار دارد چنانكه در‬
‫"اكمال الديبن"(‪ )1‬صبدوق نيبز نظائر آن هسبت‪ ،‬و ببه هبر صبورت بدون‬
‫شببك ايببن زيارت سبباخته و پرداختببة غاليان و مشركان اسببت‪ ،‬چنانكببه‬
‫عبارات آن بر اين حقيقت بهترين بيان و برهان است‪.‬‬
‫موسي بن عمران النخعي‪ ،‬راوي زيارت جامعة كبيره بدون شك از‬
‫غلة است‪ ،‬در اكثر رواياتي كه از او در كتاب اخبار موجود است رائحة‬
‫غلو ببه شدت اسبتشمام مبي شود‪ ،‬ماننبد روايتبي كبه از ايبن شخبص در‬
‫توحيد صدوق (ص ‪ ،154‬چاپ بمبئي) از عمويش حسين بن يزيد آورده‬
‫است‪ .......... :‬عن علي بن الحسين عمن حدثه عبد الرحمن بن كثير‬
‫عبن اببي عببد الله (ع) قال‪ ،‬قال اميبر المؤمنيبن (ع) ‪" :‬أنصا علم الله‬
‫وأنصا قلب الله الواعصي ولسصان الله الناطصق وعيصن الله وجنصب‬
‫الله وأنا يد الله" = امير المؤمنين (ع) فرمود من پرچم خدا و قلب‬
‫خدا و زبان ناطق خدا و چشم خدا و جنب خدا و دست خدايم!!!‬
‫سند اين حديث چنين شروع مي شود‪ ........" :‬حدثنا موسى بن‬
‫عمران النخ عي الكو في عن ع مه الح سين بن يزيد عن علي‬
‫بصن الحسصين" كبه علي ببن احمبد ببن محمبد ببن عمران از محمبد ببن‬
‫جعفر كوفي و او از موسي بن عمران النخعي و او از عمويش حسين‬
‫بن يزيد اين عبارات سراسر كفر را از حضرت امير المؤمنين علي (ع)‬
‫به واسطة رواتي چون علي بن الحسين و راويان پس از او نقل كرده‬
‫‪1‬‬

‫() نام اين كتاب "كمال الدين وتمام النعمة" است كه ما در متن‪ ،‬نام مشهور تر اين كتاب را‬
‫ذكر كرديم‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪86‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫اسببت‪ .‬و يقينا ً و بدون هيببچ ترديببد هرگببز اميببر المؤمنيببن (ع)‪ ،‬چنيببن‬
‫كفرياتي بر زبان مبارك جاري نفرموده است‪.‬‬
‫باز از هميبن شخبص در هميبن كتاب (ص ‪ )291‬حديثبي آمده اسبت‬
‫كبه تصبديق آن تكذيبب نبوت پيغمببر خبد اسبت زيرا در طلوع و غروب‬
‫خورشيبد از قول رسبول خدا چيزهايبي مبي بافدكبه امروز هبر طفبل‬
‫ابجد خواني‪ ،‬به آن مي خندد!!‬
‫با مطالعة اين چرنديات‪ ،‬به خوبي معلوم مي شودكه اين غاليان يا‬
‫از بدترين احمقان و يا از بدترين دشمندان اسلم بوده اند!‬
‫نتيجه آنكه روات اين زيارت يا ضعيف اند ويا مجهول اند ويا گمنام‬
‫بلكببه ناموجود!! پببس چنيببن زيارتببي هرگببز صببحيح نخواهببد بود‪ ،‬لذا بر‬
‫خلف آنچبه آقايان ادعبا كرده انبد كبه ايبن زيارت از حيبث سبند از همبة‬
‫آنهبا صبحيحتر اسبت‪ ،‬معنبي آن ايبن نيسبت كبه ايبن زيارت صبحيح اسبت‪،‬‬
‫بلكه آن است كه در ميان كورها باز لوچ‪ ،‬و حال اينكه چنين هم نيست‬
‫بلكه خود آن هم كور است‪ .‬حتي كور اندر كور!!‪.‬‬
‫امبا از حيبث معنبي‪ ،‬براي منظور غاليان شايبد بليبغ باشبد‪ ،‬زيرا پاره‬
‫ة شرك اسبت‪،‬‬
‫اي از فقرات آن بوي شرك و غلو مبي دهبد بلكبه صراح ً‬
‫و هرگز امامي بلكه هر كسي كه ايمان به خدا و روز قيامت و شريعت‬
‫صببحيحة اسببلم داشتببه باشببد چنيببن كلماتببي بر سبببيل اعتقاد بر زبان‬
‫علَي ْص َ‬
‫ك الْبَل َص ُ‬
‫نمببي آورد‪ .‬زيرا آن خداسببت كببه مببي فرمايببد‪َ ﴿ :‬‬
‫غ‬
‫ما َ‬
‫فإِن َّص َ‬
‫ب﴾ = همانا و ظيفة تو ابلغ [رسالت] است و حساب‬
‫و َ‬
‫علَيْن َا ال ْ ِ‬
‫سا ُ‬
‫ح َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫م‪ .‬ث ُصص َّ‬
‫عليْن َصصا‬
‫ن َ‬
‫م إ ِصص ّ‬
‫آنان بببا ماسببت (الرعببد‪﴿ ،)40/‬إ ِصص ّ‬
‫ن إِليْن َصصا إِيَاب َ ُ‬
‫ه ْصص‬
‫م﴾ = همانببا بازگشتشان بببه سببوي مببا و آنگاه حسببابشان بببا‬
‫ِ‬
‫ساب َ ُ‬
‫ح َص‬
‫ه ْ‬
‫ماسبت (الغاشيبه‪ 25/‬و ‪ ،)26‬ولي در ايبن زيارت آمده اسبت كبه‪" :‬إياب‬
‫الخلق إليكصم وحسصابهم عليكصم" = بازگشبت همبة مردم ببه سبوي‬
‫شمببا امامان اسببت و حسبباب همببة مردم نيببز بر عهدة شماسببت!! و‬
‫معتقبد ببه چنيبن كفري‪ ،‬كافبر و مشرك اسبت‪ .‬خداونبد مبي فرمايبد‪﴿ :‬‬
‫َ‬
‫شَر َ‬
‫وأ َ ْ‬
‫ها﴾ (الزمصصصر‪ = )69/‬زميبببن ببببه نور‬
‫ق ِصصص‬
‫ر َرب ّصصِ َ‬
‫ت اْلْر ُصص‬
‫َ‬
‫ض بِنُو ِ‬
‫پروردگارش روشبببن اسبببت‪ ،‬ولي در ايبببن زيارت اسبببت‪" :‬أشرقصصت‬
‫الرض بنوركصم" = زميبن ببه نور شمبا امامان روشبن اسبت‪ .‬و ايبن‬
‫فقرات مي رساند كه أئمة هدي عليهم السلم خداي جهان و پروردگار‬
‫عالميان انبد‪ .‬شرك از ايبن واضحتبر چيسبت؟‪ .‬و اگبر اينهبا شرك و كفبر‬
‫نباشد ديگر در جهان شرك و كفري نيست!!‪.‬‬
‫آيبببت الله العظمبببي! براي تأييبببد كفريات خود جملتبببي از كتاب‬
‫التوحيبد كافبي باب النوادر آورده اسبت كبه حضرت صبادق (ع) فرمود‪:‬‬
‫خل َ َ‬
‫ص َّ‬
‫ه‬
‫ه َ‬
‫عل َصنا َ‬
‫ه فصي ِ‬
‫عبَاِد ِص‬
‫"إ َّص‬
‫ج َ‬
‫وَرنا‪ ،‬و َ‬
‫ول ِص َ‬
‫سان َ ُ‬
‫عيْن َص ُ‬
‫ن الل َص‬
‫قن َصا و َص‬
‫ه َ‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪87‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ه" = خدا مبا را‬
‫ق فصي َ‬
‫ة َ‬
‫سط َ َ‬
‫علَى ِ‬
‫خل ْ ِ‬
‫عبَاِد ِص‬
‫ه‪ ،‬ويَدَصهُ البَا ِص‬
‫ق ِص‬
‫الناطِص َ‬
‫آفريبببد و مبببا را چشبببم خود در ميان بندگانبببش و زبان ناطبببق خود در‬
‫آفريدگان خويش و دست گشادة خود در ميان بندگانش قرار داد!!‬
‫ايبن عبارت خود دليبل بر بطلن خود اسبت هبر چنبد سبند آن صبحيح‬
‫بنمايببد‪ .‬زيرا مخالف عقببل و ايمان و وجدان و قرآن اسببت‪ .‬مببع هذا از‬
‫حيث سند هم صعيف و بي ارزش است‪ .‬اصول ً صرف وجود حديثي در‬
‫كافبي دللت بر صبحت آن ندارد(‪ ،)1‬كافبي همان كتاببي اسبت كبه قبل هبم‬
‫گفتيبم كبه از شانزده هزار حديبث آن كمتبر از يبك دهبم از حيبث سبند‬
‫صبحيح انبد‪ .‬و امبا بپردازيبم ببه ايبن حديبث اوليبن راوي آن محمبد ببن‬
‫اسببمعيل اسببت‪ :‬مامقائي در تنقيببح المقال (ج ‪ ،2‬ص ‪ )82‬قسببمت دوم‬
‫وي را مجهول دانسبته‪ ،‬او از حسبين ببن حسبن روايبت كرده اسبت و در‬
‫تنقيح المقال (ج ‪ ،1‬ص ‪ )40‬او نيز مجهول و مهمل معرفي شده است‪.‬‬
‫حسين از بكر بن صالح روايت كرده است و بكر بن صالح به گفتة ابن‬
‫الغضائري‪" :‬ضعيصصف جدا ً كثيصصر التفرد بالغرائب" اسببت‪ :‬يعنبببي‪:‬‬
‫علوه بر اينكه خيلي ضعيف است‪ ،‬در نقل غرائب بي همتاست!!‬
‫نجاشبي در بارة او فرموده اسبت‪ :‬بكبر بن صبالح الرازي مولي بنبي‬
‫ضب ّببه ضعيببف (رجال نجاشببي‪ ،‬ص ‪ .)84‬علمببة حلي در بارة او فرموه‬
‫است‪" :‬ضعيف جدا ً كثير التفُّرد بالغرائب" (خلصه‪ ،‬ص ‪.)208‬‬
‫اببن داوود نيبز او را در قسبم دوم (= طبقبة ضعفاء) آورده‪ ،‬و او را‬
‫تضعيبف كرده اسبت (ص ‪ .)432‬در وجيزه نيبز او را ضعيبف يبا مشترك‬
‫بيبن ضعيبف و مجهول دانسبته انبد‪ ،‬مامقانبي در تنقيبح المقال در بارة او‬
‫فرموده است‪" :‬يسقط كل رواية لبكر بن صالح" يعني روايتي كه‬
‫بكر نقل كرده باشد از درجة اعتبار ساقط مي شود‪.‬‬
‫بكبر ببن صبالح آن را از هيثصم بصن عبصد الله‪ ،‬كبه حالش در رجال‬
‫مجهول است روايت كرده و هيثم آن را از مروان بن صباح كه اصلً‬
‫نامي از او در كتب رجال نيست از قول حضرت صادق (ع) جعل كرده‬
‫است‪ ،‬يا هم خود او و هم حديثش را جعل كرده اند!!‬
‫ايبن روايبت ببه قدري رسبواست كبه علمبة مجلسبي نيبز آن را در‬
‫كتاب "مرآة العقول‪ ،‬ج ‪ ،1‬ص ‪ "96‬ضعيببف شمرده اسببت‪ ،‬بببا ايببن‬
‫همببه‪ ،‬جناب آيببت الله العظمببي‪ ،‬مببي خواهببد باطلي بلكببه كفري را بببه‬
‫وسببيلة باطلي و كفري ديگببر تأييببد كرده بببه صببورت حببق جلوه دهببد!!‬
‫ً‬
‫غافل از آنكه‪ ﴿ :‬إ ِ َّ‬
‫ن الْبَاطِ َ‬
‫هوقا﴾ ص(السراء‪.)81/‬‬
‫ن َز ُ‬
‫ل كَا َ‬
‫‪1‬‬

‫() ايبن جانبب در كتاب "عرض اخبار اصبول بر قرآن و عقول" اكثبر احاديبث جلد اول "كافبي"‬
‫را سندًا و متنًا مورد تحقيق قرار داده ام (برقعي)‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪88‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫وي زرنگي ديگر به خرج داده و در ذيل ص ‪ 249‬كتابش از "خرايج‬
‫راوندي" كبه مشحون از ايبن قبيبل مطالب اسبت از داوود رقصي نقبل‬
‫كرده است كه حضرت صادق (ع) به او فرموده است‪" :‬اگر ما نبوديم‬
‫نهرها جاري نمي شد و ميوه ها نمي رسيد و درختها سبز نمي شد!! و‬
‫خواسبته اسبت ببا ايبن بيان تصبرف و تدبيبر امامان را در كون و مكان و‬
‫زمين و آسمان ثابت نمايد!‬
‫اينبك بايبد ديبد ايبن داوود رقبي چبه جانوري اسبت كبه توانسبته اسبت‬
‫آنقدر دروغ و كفر از زبان حضرت صادق (ع) جعل نمايد!‪:‬‬
‫داوود بصن كثيصر الرقصي را‪ ،‬در تنقيبح المقال (ج ‪ ،1‬ص ‪ )414‬كبه‬
‫گويبي براي غسبل تعميبد رجال بدنام تأليبف شده اسبت‪ ،‬چنيبن معرفبي‬
‫مببي كنببد‪" :‬قال بصصن الغضائري‪ :‬داوود بصصن كثيصصر الرقصصي مولى‬
‫بني أسد يروي عن أبي عبد الله ‪ ، ‬إنه كان فاسد المذهب‬
‫ضعيصصف الروايصصة ل يُلتفصصت إليصصه" = مذهببب او فاسببد و روايتببش‬
‫ضعيف بوده و قابل اعتناء نيست‪.‬‬
‫مرحوم نجاشببي نيببز در ايببن تعريببف بببا مرحوم غضائري موافببق‬
‫است‪ .‬او از احمد بن عبد الواحد‪ ،‬نقل مي كند كه‪" :‬داوود بن كثير‬
‫الرقصي يُكَن َّصى أبصا خالد وهصو يُكَن َّصى أبصا سصليمان‪ ،‬ضعيصف جداً‬
‫والغلة يروي عنصه" = خود داوود در روايبت بسبيار ضعيبف اسبت‪ ،‬ببه‬
‫طوري كببببه مصببببدر و منبعببببي اسببببت براي غلة (چون آيببببت الله‬
‫العظمي!!)‪.‬‬
‫ق َّ‬
‫ل مصا رأيصت منصه حديثاً‬
‫احمبد ببن عببد الواحبد فرموده اسبت‪َ " :‬‬
‫سصديداً " = مبن از ايبن شخبص يبك حديبث درسبت كبم ديده ام (رجال‬
‫نجاشي‪ /‬ص ‪.)119‬‬
‫اببو عمرو كشبي‪ ،‬فرموده اسبت‪" :‬و يذكصر الغلة إنصه كان مصن‬
‫أركانهصصم‪ ،‬ويُروى عنصصه المناكيصصر مصصن الغلو وتُنسصصب إليصصه‬
‫أقوالهصصصم" = غلة او را يكببببي از اركان مرام خود دانسببببته و از او‬
‫منكرات زيادي از غلو روايببت مببي كننببد و اقوال خود را بببه وي نسبببت‬
‫مي دهند‪.‬‬
‫در رجال ابببن داوود‪ ،‬در قسببم دوم (طبقببة ضعفاء ومجهوليببن‪ ،‬ص‬
‫‪ )452‬او را فاسد المذهب خوانده و او را جزو ضعفاء‪ ،‬شمرده است‪.‬‬
‫در رجال ميببر مصببطفي ص ‪ 129‬نيببز او را جدا ضعيببف شمرده و گفتببه‬
‫اسببببت غاليان از او روايببببت مببببي كننببببد و ‪ ............‬و ‪ .............‬و‬
‫‪.............‬‬
‫آري چنين جانوري بايد تكيه گاه غلة باشد‪ ،‬و آيت الله العظماهاي‬
‫زمان مبا قول او را سبند گرفتبه و از يبك گفتبة كفبر آميبز او صبد شرك‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪89‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫صبريح بيرون آورده بدان اسبتناد كرده مردم را ببه كفبر و شرك سبوق‬
‫دهند‪.‬‬
‫اينك بپردازيم به ساير جملتي كه آيت الله العظمي‪ ،‬در كتاب خود‬
‫از زيارتنامه ها براي كفريات خود استفاده كرده است‪:‬‬
‫يكي از فقرات زيارتنامه ها كه مورد استناد آيت الله العظمي قرار‬
‫گرفته‪ ،‬اين جمله است‪" :‬السلم عليك يا عين الله الناظرة ويده‬
‫الباسصصطة" اسببت ايببن جمله (در جلد ‪ 22‬بحار النوار) در دو مورد در‬
‫زيارت امير المؤمنين عليه السلم‪ ،‬ديده شده‪:‬‬
‫يك مورد آن زيارتي است كه علمة مجلسي آن را از مرحوم شيخ‬
‫مفيبد نقبل كرده اسبت و لفبظ آن را متابعبت نموده اسبت‪ ،‬زيرا گفتبه‬
‫اسبت‪" :‬إنه أسبق وأوثق" = آن قديبم تر و موثبق تر اسبت‪ ،‬و آن را‬
‫بدون سند از حضرت صادق (ع) نقل نموده است كه آن جناب فرموده‬
‫است‪ :‬چون خواستي متوجه قبر امير المؤمنين (ع) شوي‪ ،‬بگو‪ :‬السلم‬
‫عليببك يببا رسببول الله‪ ،‬تببا آنجببا كببه‪" :‬السصصلم عليصصك يصصا عيصصن الله‬
‫الناظرة ويده الباسطة وأذنه الواعية" در همين زيارت است كه‬
‫ب على القصصبر ف َ‬
‫هو ُ‬
‫ق ْ‬
‫ل ‪ ،".........‬يعنببي‪:‬‬
‫مببي گويببد‪" :‬ثصم انك ْص‬
‫قبِّل ْص ُ‬
‫"آنگاه روي قبر خم شده آن را ببوس‪ ،‬و بگو ‪ ......‬الخ"‪.‬‬
‫و مورد ديگبر زيارتبي اسبت مخصبوص هفدهبم ربيبع الول كبه روز‬
‫تولد حضرت رسول است كه باز شيخ مفيد و غير او روايت كرده اند‬
‫كه حضرت صادق (ع) در اين روز امير المؤمنين (ع) را زيارت كرده‪ ،‬و‬
‫ايبن زيارتنامبه را ببه محمبد ببن مسبلم ثقفبي تعليبم داده و ببه او فرموده‬
‫است‪ :‬همينكه به باب السلم رسيدي رو به قبله بايست و سي مرتبه‬
‫بگببو ‪ ،..............‬آنگاه بگببو‪ :‬السببلم علي رسببول الله ‪ .........‬و باز در‬
‫هميبن زيارت‪ ،‬حضرت به "محمد بن مسلم" دسبتور مبي دهبد كبه‪ " :‬ثم‬
‫هدُ أن َّ َ‬
‫هو ُ‬
‫ف َ‬
‫قبْر َ‬
‫على ال َ‬
‫وت َ ْ‬
‫لأ ْ‬
‫ق ْ‬
‫ب َ‬
‫ع كَل ِ‬
‫هدُ‬
‫م ُ‬
‫انك ّ‬
‫ش َ‬
‫ك تَ ْ‬
‫ش َ‬
‫س َ‬
‫قب ِّل ْ ُ‬
‫مي َ‬
‫م َ‬
‫مي" = آنگاه روي قبببر خببم شده و آن را ببوس و بگببو گواهببي‬
‫قا ِصص‬
‫َ‬
‫مبي دهبم كبه سبخنم را مبي شنوي و ايسبتادنم را مبي بينبي!! كبه ايبن‬
‫فقره نيبز بارهبا مورد اسبتناد و اسبتشهاد آيبت الله العظمبي و ديگران‬
‫ب‬
‫قرار گرفتبه اسبت‪ ،‬و در بعضبي نسبخه هبا پبس از جمله‪ " :‬ثصم انك ّص‬
‫ف َ‬
‫قبْر َ‬
‫على ال َ‬
‫ه"‪ ،‬كلمببة "قال" اسببت كببه معلوم مببي دارد خود‬
‫َ‬
‫قبِّل ْصص ُ‬
‫حضرت صببادق (ع) خببم شده و قبببر را بوسببيده و آن كلمات را گفتببه‬
‫است‪.‬‬
‫حال يبا خود حضرت ببه ايبن كيفيبت زيارت كرده باشبد يبا ببه محمبد‬
‫بن مسلم يا ديگري تعليم كرده باشد‪ ،‬به هر صورت دروغ است‪ .‬و آن‬
‫را غاليان يا دجالن‪ ،‬جعل و به حضرت صادق (ع) بسته اند‪ ،‬هر چند آن‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪90‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫را شيخ مفيد و سيد ابن طاووس و امثال ايشان‪ ،‬روايت كنند‪ ،‬به دليل‬
‫آنكه‪:‬‬
‫اولً‪ :‬در آنها سندي ذكر نشده است‪ ،‬و چنانكه ديديم و بعدا ً ان شاء‬
‫الله تعالي خواهيم ديد آن زيارتنامه ها كه سند دارد غالب آن از ضعفاء‬
‫و از غلة بنام است تا چه رسد به اينها كه معلوم نيست چه كسي آنها‬
‫را ساخته يا بافته است‪.‬‬
‫ثانياً‪ :‬آمدن حضرت صببادق (ع) بببه زيارت حضرت اميببر المؤمنيببن‬
‫عليه السلم مسلم نيست چنانكه شرح آن بيايد‪.‬‬
‫ثالثاً‪ :‬آنچبببه روايبببت شده حضرت صبببادق (ع) در زمان منصبببور‬
‫دوانيقبي ببه كوفبه آمده و ببه زيارت اميبر المؤمنيبن (ع) رفتبه اسبت ببه‬
‫قدري اختلف دارد كبه گاهبي آن را ببه "صبفوان جمال" نسببت داده انبد‬
‫و گاهبي ببه يونبس ببن ظببيان و گاهبي ببه معلي ببن خنيبس كبه در سبال‬
‫‪ ،132‬يعنبي قببل از اينكبه منصبور ببه خلفبت رسبد ببه دسبت داوود ببن‬
‫علي‪ ،‬كشته شد‪.‬‬
‫َ‬
‫و پاره اي از ايببن روات چون يونصصس بصصن ظصصبيان و معل ّى بصصن‬
‫خنيس به قدري بي اعتبارند كه اگر گواهي به روشني روز و تاريكي‬
‫شب دهند نمي توان به گفتارشان اعتماد كرد‪ ،‬چنانكه شخصيت منفور‬
‫اولي در صفحات گذشته معرفي شد و حال دومي نيز خواهد آمد(‪ )1‬ان‬
‫شاء الله تعالي‪.‬‬
‫رابعاً‪ :‬ايبببن مطالب (ديدار حضرت صبببادق از قببببر حضرت اميبببر‬
‫المؤمنيببن) در كتببب معتبببر و مشهور مذكور نيسببت چنانكببه مرحوم‬
‫مجلسبي در جلد ‪ 22‬بحار النوار داسبتان صبفوان راكبه با حضرت صبادق‬
‫(ع) به زيارت آمده است‪ ،‬چنين آورده است‪" :‬ذكر الفقيه صفي الدين‬
‫بببن سببعدان فببي مزار فقيهنببا محمببد بببن علي بببن فضببل ‪ .........‬قال‪:‬‬
‫ت هذه الزيارة مصن كتصب عمومتصي! وكانصت بخصط عمصي‬
‫"أخذ ُص‬
‫الحسصصين بصصن الفضصصل‪ ،‬قال‪ :‬حدثنصصي ‪ ......‬عصصن صصصفوان بصصن‬
‫يحيصصى عصصن صصصفوان الجمال ‪ "...............‬آنگاه داسببتان صببفوان‬
‫‪1‬‬

‫() معّرفبي "معلي ببن خنيبس" از قلم افتاده اسبت‪" .‬نجاشبي" در بارة "معلّي" فرموده وي‬
‫جدّا ضعيببف اسببت و بببه او اعتمادي نيسببت‪ ،‬مرحوم "غضائري" نيببز پببس از بيان اينكببه وي‬
‫مد ّبتي پيرو يكبي از منحرفيبن موسبوم ببه "مغيره ببن سبعيد" بوده اسبت‪ ،‬در بارة او فرمود‬
‫غلة از وي روايبت ميكننبد و مبن ببه احاديبث او اعتماد نمبي كنبم‪ .‬در رجال "كشبي" ص ‪213‬‬
‫آمده "معلّي" اوصببياء را در شمار انبببياء مببي دانسببته!! وامام صببادق (ع) از چنيببن كسبباني‬
‫اظهار بيزاري فرموده‪ .‬علمببة "حلّي" نيببز او را تضعيببف كرده اسببت‪ .‬البتببه افراد غالي و‬
‫ضعيفي چون "عبد الله بن عبد الّرحمن الصم المسمعي" رواياتي در تعريف از او آورده اند‬
‫كه قابل اعتماد نيست خصوصا ً كه به اتّفاق جمهور علما قول جارح مقدّم است (برقعي)‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪91‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫جمال را آورده كبه وي ببا حضرت صبادق (ع) از مدينبه ببه كوفبه آمده و‬
‫چون به حيره رسيده اند به نجف آمده اند‪ ،‬آنگاه حضرت ريسماني كه‬
‫از ليبف نارگيبل بود درآورده و مقداري از زميبن را مسباحت كرده تبا ببه‬
‫محلي رسيده از آن مقداري خاك برداشته و استشمام نموده‪ ،‬همچنين‬
‫بارها خاك برداشته و بو كرده است تا سر انجام به موضع قبر رسيده‬
‫و هميبن كبه خاك آن را برداشتبه و ببو كرده اسبت شهقبه اي كشيده و‬
‫بيهوش شده به طوري كه صفوان گمان كرده است كه حضرت از دنيا‬
‫رفته است و چون به هوش آمده فرمود است‪ " :‬هاهنا والله مشهد‬
‫أم ير المؤمنين" = سبوگند ببه خدا كبه اينجبا شهادتگاه اميبر المؤمنيبن‬
‫است‪.‬‬
‫به هر صورت روايت از چنان كتا بي گمنام نمي تواند مورد اعتماد‬
‫خاص و عام باشد‪.‬‬
‫باز در حديبث كامبل الزياره از اببي الخطاب از صبفوان ببن مهران‬
‫(= صفوان جمال) روايت شده كه من از حضرت صادق (ع) از موضع‬
‫قببر اميبر المؤمنيبن (ع) پرسبيدم‪ ،‬حضرت موضبع آن را براي مبن وصبف‬
‫كرد كببه آن نزديببك دكادك الميببل اسببت‪ ،‬پببس مببن رفتببم در آنجببا نماز‬
‫خواندم و سبال ديگبر آمدم خدمبت حضرت صبادق (ع)‪ ،‬و ببه حضرتبش‬
‫خببر دادم كبه مبن رفتبم و چنيبن و چنان كردم‪ ،‬حضرت فرمود‪" :‬درسبت‬
‫رفتبه اي"‪ ،‬و من (يعنبي صفوان) مدت بيسبت سبال در نزد آن قببر نماز‬
‫مبي خواندم‪ ،‬ايبن روايبت مبي رسباند كبه صبفوان ببا حضرت صبادق ببه‬
‫محبل قببر نرفتبه و فقبط نشانبي آن را پرسبيده اسبت‪ ،‬و چون حضرت‬
‫نشانببي آن را داده صببفوان رفتببه و بببا آن نشانببي آن قبببر را پيدا كرده‬
‫است‪ ،‬و چون آن نشاني ها را به حضرت بازگو كرده است‪ ،‬امام ب ‪ ‬ب‬
‫او را تصديق و تصويب فرموده است‪.‬‬
‫اگبر صبفوان ببا آن حضرت ببه نجبف رفتبه بود و آن قببر را ديده بود‬
‫ديگر لزومي نداشت كه بيست سال به آن نشاني كه حضرت داده بود‬
‫اكتفاء كند و آن را دليل بر درستي يافت خود بگيرد؟‪.‬‬
‫و چون حضرت صادق (ع) در زمان منصور‪ ،‬به بغداد تشريف برده‬
‫اند‪ ،‬و منصور در سال ‪ 136‬به خلفت رسيده‪ ،‬هرگاه فرض شود كه در‬
‫همان سببال اول خلفببت خود‪ ،‬آن حضرت را احضار كرده باشببد (حال‬
‫آنكبه چنيبن نيسبت) و ببا توجبه ببه اينكبه وفات آن جناب در سبال ‪148‬‬
‫مي باشد‪ ،‬در اين صورت فاصلة آمدن به كوفه و وفات آن جناب بازهم‬
‫بيشتبر از ‪ 12‬سبال نمبي شود و صبفوان بيسبت سبال يعنبي هشبت سبال‬
‫بغداد از اين هم‪ ،‬همان مكان را كه حضرت به او نشان داده بود زيارت‬
‫مي كرد‪ ،‬پس آمدن حضرت صادق (ع) با صفوان دروغ است!‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪92‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫خامساً‪ :‬موضع قبر امير المؤمنين ب ‪ ‬ب تا زمان حضرت رضا (ع)‬
‫در بيببن شيعيان مورد اختلف اسببت‪ ،‬زيرا عده اي قائل بودنببد كببه آن‬
‫حضرت در مسجد كوفه دفن شده است وعده اي قائل بودند كه آن‬
‫بزرگوار را در خانبه اش دفبن كرده انبد‪ ،‬و كسباني هبم ببه همان روايبت‬
‫صببفوان قائل بودنببد‪ ،‬چنانكببه در قرب السببناد از بزنطببي روايببت شده‬
‫اسبت كبه از حضرت رضبا (ع) از موضبع قببر اميبر المؤمنيبن (ع) سبؤال‬
‫كردم‪ ،‬حضرت فرمود‪ :‬از پيران خود در ايبن باره چبه شنيده اي؟ عرض‬
‫كردم صببفوان بببن مهران از جدت (= حضرت صببادق) روايببت كرده‬
‫است كه آن حضرت در نجف مدفون است و پاره اي از اصحاب ما (=‬
‫شيعيان) نيز از يونس بن ظبيان چنين روايت كرده اند‪ ،‬حضرت فرمود‪:‬‬
‫مبن هبم از او شنيده ام كبه مبي گفبت او در مسبجد شمبا كبه در كوفصه‬
‫است مدفون شده است‪.‬‬
‫ت منبه" كبه در حديبث اسبت‪،‬‬
‫شايبد مراد حضرت از ضميبر "سبمع ُ‬
‫حضرت صبادق باشبد‪ ،‬هبر چنبد بعيبد اسبت كبه خود آن حضرت‪ ،‬آن را‬
‫مسببتقيما از جببد بزرگوارش (=حضرت صببادق) شنيده باشببد‪ ،‬زيرا آن‬
‫جناب‪ ،‬در همان سببال وفات حضرت صببادق (‪ )148‬يببا يببك سببال قبببل‬
‫متولد شده اسبت‪ ،‬و يبا اينكبه مراد حضرت آن باشبد كبه از "يونبس ببن‬
‫ظبيان"‪ ،‬چنين شنيده است‪ ،‬آن نيز بعيد است‪ ،‬اما نه چنان‪.‬‬
‫باز در حديثي كه از حسن بن جهم روايت شده است‪ ،‬او مي گويد‬
‫مبن ببه حضرت رضبا (ع) داسبتان يحبي ببن موسبي و تعرض او را ببه‬
‫كساني كه به زيارت قبر امير المؤمنين مي روند ياد آور شدم تا آنجاكه‬
‫مبي گويبد مبن همان حديبث صبفوان را قبول درام زيرا معتقدم كبه قببر‬
‫اميبر المؤمنيبن (ع) در دار الخلفصه نيسبت از آن جهبت كبه خدا قببر او‬
‫را در منال منازل ظالمان و سبتمكاران قرار نمبي دهبد‪ ،‬در مسبجد هبم‬
‫نبايد باشد زيرا اهل بيت او مي خواستند قبر او مخفي باشد‪ ،‬كدام يك‬
‫صبحيح اسبت؟ حضرت رضبا (ع) فرمود‪ :‬همان گفتبة تود درسبت اسبت‬
‫زيرا قول جعفببر بببن محمببد (ع) را گرفتببه اي‪ .‬آنگاه فرمود‪" :‬يصصا أبصصا‬
‫محمصصد! مصصا أرى أحدا ً مصصن أصصصحابنا يقول بقولك ول يذهصصب‬
‫مذهبصك" = اي اببو محمبد (كنيبة حسبن ببن جهبم اببو محمبد بود) هيبچ‬
‫كس از اصحاب ما (= شيعيان) را نمي بينم كه قائل به قول تو بوده و‬
‫معتقد به مذهب تو (در خصوص قبر امير المؤمنين) باشد‪.‬‬
‫ببه هبر صبورت آنچبه مسبلم اسبت در زمان حضرت رضبا (ع) قببر‬
‫اميبر المؤمنيبن (ع) ببه درسبتي معلوم نبوده اسبت‪ ،‬پبس تعييبن قببر در‬
‫زمان حضرت صادق (ع) صحيح نيست‪.‬‬
‫سبادساً‪ :‬بر طببق تمام كتبب تواريبخ‪ ،‬اوليبن كسبي كبه ببه احتمال ببه‬
‫قببر اميبر المؤمنيبن دسبت يافبت‪ ،‬هارون الرشيبد بود كبه در شكارگاهبي‪،‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪93‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫آن محبل را ديبد‪ ،‬و پرسبيد؟ زارعيبن و سباكنين صبحراي نجبف گفتنبد‪ :‬مبا‬
‫از پدران خود شنيده ايبم كبه قببر اميبر المؤمنيبن علي ‪ ‬در ايبن حدود‬
‫اسبت‪ ،‬پبس آنگاه هارون دسبتور داد تبا در اطراف آن حفاري كردنبد و‬
‫موضع را يافتند و آن را تعمير كردند‪ ،‬از زمان وفات حضرت صادق (ع)‬
‫تبا زمان انتقال خلفببت ببه هارون‪ ،‬بيبش از بيسبت سبال طول كشيده‬
‫اسبت‪ ،‬زيرا وفات حضرت صبادق (ع) در سبال ‪ 148‬هجري بود و انتقال‬
‫خلفببت بببه هارون‪ ،‬در سببال ‪ 170‬بوده اسببت‪ ،‬حال در كداميببن سببال‬
‫خلفت‪ ،‬به هارون توفيق يافتن امير المؤمنين دست داده است؟‪.‬‬
‫هببر چببه هسببت در زمان حضرت صببادق (ع) قبببري نبوده تببا آن‬
‫حضرت ببه "محمبد ببن مسبلم" دسبتور رفتبن ببه زيارت و آداب ورود ببه‬
‫حَرم كبه "باب السبلم" نام داشتبه و در هاي ديگبر‪ ،‬كبه يكبي از آنهبا‬
‫دَرِ َ‬
‫باب السبلم‪ ،‬نام داشتبه اسبت‪ ،‬بدهبد‪ .‬در حالي كبه در ايبن زيارتنامبه كبه‬
‫مرحوم شيببخ مفيببد و ديگران از حضرت صببادق (ع) روايببت كرده انببد‬
‫معلوم مبي شود در زمانبي بوده كبه قببر اميبر المؤمنيبن (ع) چنديبن دَرِ‬
‫صبحن و سبرايي داشتبه كبه از آن جمله باب السبلم بوده‪ ،‬و در ضمبن‬
‫زيارت‪ ،‬دستور مي دهد كه خود را روي قببر انداخته و آن را ببو سد‪ ،‬يا‬
‫خود آن حضرت خبببم شده و قببببر را بوسبببيده‪ ،‬در حالي كبببه زمان آن‬
‫حضرت قبري نبوده تا بتوان آن را بوسيد و دربي نبوده تا بتوان به آنجا‬
‫آمده و رو به قبله ايستاد!!!؟‪.‬‬
‫از آنجبا كه دروغگبو كم حافظبه اسبت آن كس كبه ايبن زيارت ها را‬
‫بافته است‪ ،‬هيچ به ياد نيآورده است كه در زمان حضرت صادق (ع) در‬
‫و صحن و قبري نبوده تا با آن چنين و چنان كنند!!‬
‫در كتبب تاريبخ در محبل قببر و كيفيبت دفبن اميبر المؤمنيبن علي ‪‬‬
‫آنقدر اختلف اسبت كبه هيبچ كبس نمبي توانبد يقيبن كنبد قببري كبه اكنون‬
‫در نجف واقع شده‪ ،‬مرقد آن حضرت است‪.‬‬
‫اببو الفداء حافبظ اببن كثيبر در تاريبخ خود البدانصة والنهايصة (ج ‪،7‬‬
‫ص ‪ )330‬آورده است‪" :‬وما يعتقده كثير من جهلة الروافض من‬
‫أن قصصبره بمشهصصد النجصصف فل دليصصل على ذلك ول أصصصل له و‬
‫يقال إنمصصصا ذاك قصصصبر المغيرة بصصصن شعبصصصة‪ ،‬حكاه الخطيصصصب‬
‫البغدادي عصن أبصي نعيصم الحافصظ عصن أبصي بكصر الطلحصي‪ ،‬عصن‬
‫محمد بن عبد الله الحضرمي الحافظ‪ ،‬عن مطر أنه قال‪ :‬لو‬
‫علمصصت الشيعصصة قصصبر هذا الذي يعظمونصصه بالنجصصف لرجموه‬
‫بالحجارة‪ ،‬هذا قبر المغيرة بن شعبة‪.‬‬
‫قال الواقدي‪ :‬حدثني أبو بكر بن عبد الله بن أبي سبرة‬
‫عن إسحاق بن عبد الله بن أبي فروة قال‪ :‬سألت أبا جعفر‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪94‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫محمد بن علي الباقر كم كان سن علي يوم قتل؟ قال‪ :‬ثلثاً‬
‫وستين سنة‪.‬‬
‫قلت‪ :‬أيصن دفصن؟ قال‪ :‬دفصن بالكوفصة ليل وقصد غصبي عصن‬
‫دفنصه‪ ،‬وفصي روايصة عصن جعفصر الصصادق أنصه كان عمره ثمان‬
‫ن قبلي المسجد الجامع‬
‫وخمسين سنة‪ ،‬وقد قيل إن عليا ً دُ ِ‬
‫ف َ‬
‫من الكوفة‪ .‬قاله الواقدي‪ ،‬والمشهور بدار المارة"‪.‬‬
‫يعنبي‪" :‬عقيدة بسبياري از جاهلن روافبض (= شيعيان) ايبن اسبت‬
‫كبه قببر آن حضرت در نجصف اسبت‪ ،‬امبا دليلي بر آن نيسبت‪ ،‬و اصبلي‬
‫ندارد و گفته مي شود كه اين قبر‪ ،‬قبر مغيرة بن شعبه(‪ )1‬است‪.‬‬
‫ايبن قول را خطيبب بغدادي (در تاريبخ بغداد) از اببي نعيبم حافبظ از‬
‫اببو بكبر طلحبي از محمبد ببن عببد الله الحضرمبي از مطرانبه نقبل كرده‬
‫اسبت كبه گفتبه اسبت‪ :‬اگبر شيعبه بدانبد قببري كبه آنان در نجبف بزرگبش‬
‫مي دارند از آن كيست سنگسارش مي كنند‪ .‬اين قبر از آن مغيرة بن‬
‫شعببه اسبت‪ .‬و گفتبه شده اسبت كبه علي (ع) در جلوي مسبجد جامبع‬
‫كوفه دفن شده است‪ ،‬اين سخن را واقدي گفته است‪ .‬و مشهور آن‬
‫اسببت كببه آن حضرت در دار الماره دفببن شده اسببت‪ .‬و نيببز خطيببب‬
‫بغدادي از اببو نعيبم از فضبل ببن دكيبن روايبت كرده اسبت كبه‪ :‬حسبن و‬
‫حسين (ع) او را از كوفه حركت داده به مدينه نقل كرده و آن حضرت‬
‫را در بقيببع در نزد حضرت فاطمببه (ع) دفببن كردنببد‪ ،‬و گفتببه شده كببه‬
‫هنگامي كه جنازة آن حضرت را بر شتر حمل كردند شتر در بيابان گم‬
‫شده‪ ،‬قبيلة طي به خيال اينكه آن حمل‪ ،‬مالي است‪ .‬گرفتنه‪ ،‬اما چون‬
‫ديدنبد آنچبه در صبندوق اسبت جنازه اي اسبت و او را نشناختنبد صبندوق‬
‫را با آنچه در آن بود دفن كردند و هيچ كس ندانست كه قبر آن حضرت‬
‫در كجاست؟ و نيز خطيب بغدادي اين مطالب را حكايت كرده است‪ .‬و‬
‫حافبظ اببن عسباكر از حضرت امام حسبن (ع) روايبت كرده اسبت كبه‬
‫فرمود‪ :‬مببن علي را در حجره اي از كوچببة آل جعده دفببن كردم‪ .‬و از‬
‫عببد المطلب ببن عميبر روايبت شده اسبت كبه گفبت‪ :‬خالد ببن عببد الله‬
‫كه محل خانة فرزند خود را حفر مي كرد از زير پايه‪ ،‬پير مرد مدفوني‬
‫را بيرون آوردند كه موي سر و ريشش سفيد بود كه تو گويي ديروز او‬
‫را دفن كرده اند‪ ،‬خالد تصميم گرفت كه او را بسوزاند‪ ،‬ليكن خدا او را‬
‫از ايبن تصبميم منصبرف كرد‪ ،‬پبس پارچبه اي خواسبت و جنازه را ببا آن‬
‫پيچيببد و خوشبببو گردانيده بببه جاي خود گذاشببت گفتببه انببد ايببن نقطببه‬
‫محاذي دروازة كتابفروشان روبروي مسبببجد اسبببت‪ ،‬و از حضرت امام‬
‫‪1‬‬

‫() مغيرة بببن شعبببه از جانببب معاويببه و الي كوفببه بود و در همانجببا در سببال ‪ 50‬هجري در‬
‫گذشت‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪95‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫جعفبر صبادق (ع) روايبت شده اسبت كبه فرمود‪ :‬بر علي (ع) نماز ميبت‬
‫شبانبه خوانده شبد و در كوفصه دفبن شبد و محبل قببر او پوشانده شبد‪.‬‬
‫ليكن قبر آن حضرت در كوفه نزديك دار الماره است‪.‬‬
‫در مروج الذهصب مسصعودي (ج ‪ ،2‬ص‪ )2‬چنيبن مسبطور اسبت‪:‬‬
‫"و قد تنوزع في مو ضع قبره؛فمن هم من قال‪ :‬إ نه د فن في‬
‫مسجد الكوفة‪ ،‬ومنهم من قال‪ :‬به حمل إلى المدينة فدفن‬
‫ع ند قبر فاطمة‪ ،‬ومن هم من قال‪ :‬إ نه حمل في تابوت على‬
‫ل‪ ،‬وإن الجم َ‬
‫ل تاه ووقصع إلى وادي بطيصء‪ ،‬وقصد قيصل مصن‬
‫َ‬
‫ج َ‬
‫م ٍ‬
‫الوجوه غير ما ذكرنا" = در موضع قبر آن حضرت گفتگو و اختلف‬
‫شده اسبت‪ .‬گروهبي مبي گوينبد كبه آن حضرت در مسبجد كوفبه دفبن‬
‫شبد‪ ،‬و گروهبي قائل انبد كبه آن جناب را در صبندوقي روي شتبر حمبل‬
‫كردند و آن شتر در صحرا گم شد و به وادي طي افتاد‪ ،‬و غير از اين‪،‬‬
‫نيز اقوالي است(‪.)1‬‬
‫تاريصخ بغداد ( ج‪ ،1‬ص ‪ )134‬از حضرت باقببر بب ‪ ‬بب روايببت كرده‬
‫است كه اسحاق بن عبد الله از آن حضرت پرسيده است‪" :‬أين دفن‬
‫عن ّ ِصي دَ ْ‬
‫و َ‬
‫ه" = حضرت‬
‫ي َ‬
‫قدْ ُ‬
‫ع ِّ‬
‫فن ُص ُ‬
‫علي؟؟ فقال‪ :‬بالكوفصة ليلً‪َ ،‬‬
‫م َص‬
‫علي كجا دفن شد؟ فرمود‪ :‬شبانه در كوفه مدفون گرديد و مكانش بر‬
‫من معلوم نيست‪.‬‬
‫ت‬
‫و در ص ‪ ،136‬از حضرت امام حسن پرسيده شد؟ فرمود‪" :‬دفن ُ‬
‫أبي عل َّ‬
‫ي بن أبي طالب في حجلة أو قال في حجرة من دور‬
‫آل جعدة بن هبيرة" = من آن حضرت را در حجره اي از خانه هاي‬
‫آل جعده بن هبيره دفن كردم‪.‬‬
‫و در ص ‪ 137‬داسبتان حفبر "خالد ببن عببد الله" را آورده اسبت كبه‬
‫مبي خواسبت جنازة آن حضرت را بسبوزاند‪ ،‬و هيثبم ببن غربان مانبع آن‬
‫شبد‪ ،‬و سبپس از حسبن ببن محمبد النخعبي روايبت مبي كنبد كبه گفبت‪:‬‬
‫"جاء ر جل إلى شر يك فقال‪ :‬أ ين قبر علي بن أ بي طالب؟؟‬
‫فأعرض عنصه حتصى سصأله ثلث مرات! فقال له فصي الرابعصة‪:‬‬
‫نقله والله الحسصن بصن علي إلى المدينصة" = مردي نزد شريببك‬
‫آمبد و گفبت ‪ :‬قببر علي ببن اببي طالب كجاسبت؟ شريبك در ايبن سبؤال‬
‫سببه بار از او روي بگردانيببد‪ ،‬و در مرتبببة چهارم گفببت‪ :‬بببه خدا قسببم‬
‫حسن بن علي (ع) او را به مدنيه نقل كرد‪.‬‬
‫و عببد الملك ببن محمبد الرقامبي گفتبه اسبت‪" :‬وكنصت عنصد أبصي‬
‫نعيصصم فمَّر قوم على حميصصر‪ ،‬قلت‪ :‬أيصصن يذهصصب هؤلء؟ قال‪:‬‬
‫‪1‬‬

‫() ايبن اقوال در اكثبر كتبب تاريبخ و از آن جمله در تاريبخ دمشبق اببن عسباكر ج ‪ ،3‬ص ‪310‬‬
‫مذكور است‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪96‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ي أبصو نعيصم‬
‫يأتون إلى قصبر علي بصن أبصي طالب‪ ،‬فالتفصت إل َّص‬
‫فقال‪ :‬كذبوا! ن َ َ‬
‫ه إلى المدينة" يعني ابي نعيم نيز‬
‫ه الحس ُ‬
‫ن ابن ُ ُ‬
‫قل َ ُ‬
‫گفته است حضرت حسن (ع) جنازة او را به مدنيه انتقال داد‪.‬‬
‫ت‬
‫و در ص ‪ 138‬از قول مطيببببن آورده اسببببت كببببه ‪" :‬لو َ‬
‫م ِصصص‬
‫عل ِ َ‬
‫ة‪ ،‬هذا َ‬
‫ن‬
‫الرافض ُ‬
‫ه بال ِ‬
‫قبُْر المغير ِ‬
‫جاَر ِ‬
‫ح َ‬
‫ن هذا لََر َ‬
‫م ْ‬
‫مت ْ ُ‬
‫ج َ‬
‫ة قبَر َ‬
‫ةب ِ‬
‫ُ‬
‫عب َصة" = اگبر رافضبي هبا (= شيعيان) بداننبد ايبن قببر كيسبت‪ ،‬آن را‬
‫ش ْ‬
‫سنگسار مي كنند زيرا آن‪ ،‬قبر مغيرة بن شعبه است‪.‬‬
‫در طبقات ابصن سصعد (ج ‪ ،3‬ص ‪ )38‬چنيببن آمده اسببت‪" :‬دُصفن‬
‫ي بالكوفصة عنصد مسصجد الجماعصة‪ = ".............‬علي در كوفصه‬
‫عل ٌّص‬
‫در نزد مسجد جامع دفن شد‪.‬‬
‫البتببه منظور مببا اثبات يببا رد ايببن اقوال نيسببت‪ ،‬بلكببه إبطال قول‬
‫فقرات زيارتنامه ها است‪.‬‬
‫در زماني كه هنوز موضع قبر امير المؤمنين ب ‪‬ب نا معلوم و مورد‬
‫اينهمه اختلف‪ ،‬بود‪ ،‬چگونه اين فقرات كفر آميز و موهوم بر زبان امام‬
‫(ع) گذشت؟!!‪.‬‬
‫طرفببه آنكببه در كتاب "فرحببه الغريببّ" خلف آن را از محمببد بببن‬
‫مسلك‪ ،‬روايت كرده اند كه او و سليمان بن خالد به حضرت صادق (ع)‬
‫واردشده و از قببر اميبر المؤمنيبن (ع) سبؤال كرده انبد؟ حضرت نيبز ببه‬
‫آنها نشاني ها داده و آنان با آن نشاني ها رفته و اثري يافته اند‪.‬‬
‫پس فقرات اين زياتنامه ها همه جعلي است و هرگز امامي امير‬
‫المؤمنيببن (ع) را "عيببن الله الناظره" نخوانده اسببت تببا مورد اسببتناد‬
‫غاليان قرار گيرد‪.‬‬
‫علوه بر آن در اين زيارتنامه ها فقراتي است كه عقل و وجدان و‬
‫تاريخ و سيره بر كذب آن گواهي مي دهد‪ ،‬مانند‪" :‬السلم عليك يا‬
‫مصن خاطصب الثعبان وذئب الفلة" = سبلم بر تبو اي كسبي كبه ببا‬
‫اژدهببا و گرگ سببخن گفتببي! و باز در هميببن زيارت اسببت‪" :‬السصصلم‬
‫عليصك يصا مصن ُردت له الشمصس حامصي شمعون الصصفا" در ايبن‬
‫عبارت‪ ،‬اشارت است به داستاني كه در كتاب "مدينة المعاجز" آمده‬
‫است كه‪ :‬اژدهايي در زمان خلفت امير المؤمنين (ع) به كوفه آمده و‬
‫بيببش از پنببج بار آمدوشببد در حضور اميببر المؤمنيببن و مردم كوفببه بببه‬
‫كرات سبخن گفتبه اسبت!!‪ ،‬كبه بايبد شرح و تفصبيل اينگونبه دروغهاي‬
‫شاخدار را از اين گونه كتابها خواست(‪.!!)1‬‬
‫‪1‬‬

‫() چگونه ممكن است پيامبر بزرگواري كه خداوند تبارك وتعالي به او مي فرمايد‪" :‬اخفض‬
‫جناحك للمؤمنين" = براي مؤمنين فروتني كن (الحجر‪ )88/‬و يا "اخفض جناحك لمن اتبعك‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪97‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫عجبب اسبت كبه ثُعبان موسبي (ع) كبه ببه نبص صبريح قرآن كريبم‪،‬‬
‫بيببش از دو مرتبببه [يببك بار فقببط براي حضرت موسببي و بار ديگببر در‬
‫برابر فرعون و مردم] ظاهببر نشببد آن همببه غوغببا و سببروصدا در دنيببا‬
‫انداخت‪ ،‬اما ثعبان علي (ع) كه علوه بر پنج بار ظهور در حضور مردم‪،‬‬
‫آن همبه سبخن سبرايي كرد! مبع هذا هيبچ كبس آن را جبز فردي كذاب‬
‫نقل نكرد‪ ،‬چه معجزة بي مزه اي!!‬
‫يكبي از فقرات ايبن زيارتنامبه‪" :‬السصلم عليصك يصا مصن ُردت له‬
‫الشمصس" = سبلم بر تبو اي كسبي كبه خورشيبد براي او باز گردانده‬
‫شبد!! اسبت كبه غلة‪ ،‬آن را يكبي از دليبل تصبرف اميبر المؤمنيبن در‬
‫كون و مكان گرفتبه انبد وآن را ببا آب و تاب در هبر مجلسبي و محفلي‬
‫ذكبر مبي كننبد‪ ،‬ببا اينكبه علم و حبس و عقبل و تاريبخ بر محال و كذب‬
‫بودن آن گواهي مي دهند(‪.)1‬‬
‫قبول اين قبيل افسانه ها در اين زمان موجب سخره واستهزاء به‬
‫ديببن مبببين اسببت و بسبا كببه در نزد بعضببي باعببث انكار سبباير فضايببل‬
‫واقعبي اميبر المؤمنيبن (ع) شود‪ ،‬ببا ايبن حال در كمتبر شعبر و دفتري‬
‫است كه مدّاحان و فضايل تراشان جاهل آن را نيآورند!‪.‬‬
‫اينك ما آن داستان را از بهتر ين و موثّقتر ين صحاح شيعه آورده و‬
‫آن را مورد بررسي و تحقيق قرار مي دهيم‪.‬‬
‫َص‬
‫ن‬
‫حابِنَا َ‬
‫كافببي‪ ،‬آن را چنيببن روايببت مببي كنببد‪ِ " :‬‬
‫عدَّةٌ ِ‬
‫ص َ‬
‫ع ْص‬
‫م ْص‬
‫نأ ْ‬
‫ع َ‬
‫د‬
‫زيَاٍد َ‬
‫ن ُ‬
‫ر َ‬
‫ن الكافي ِ‬
‫عي ٍ‬
‫ج ْ‬
‫ن َ‬
‫س ْ‬
‫َ‬
‫مو َ‬
‫ع ْ‬
‫ع ْ‬
‫ن ُ‬
‫ع َ‬
‫ه ِ‬
‫ف ٍ‬
‫ل بْ ِ‬
‫سى ب ْ ِ‬
‫مَر ب ْ ِ‬
‫ن ِ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫ْص‬
‫ع َّ‬
‫سى َ‬
‫صدَ َ‬
‫قا َ‬
‫ت أن َصا‬
‫ل دَ َ‬
‫َ‬
‫ن َ‬
‫ة َ‬
‫ق َ‬
‫خل ُ‬
‫ن الح َص‬
‫مو َص‬
‫ع ْص‬
‫ن ُ‬
‫ن َص‬
‫ما ِ‬
‫س ِ‬
‫ع َ ِص‬
‫ر ب ْص ِ‬
‫ن ب ْص ِ‬
‫ع َّ‬
‫ف َ‬
‫خ َ‬
‫جدَ ال ْ َ‬
‫قا َ‬
‫ه‬
‫وأب ُصصو َ‬
‫ل ي َصصا َ‬
‫ماُر تََرى َ‬
‫ذ ِصص‬
‫ه ِ‬
‫عب ْ ِ‬
‫ف ِ‬
‫م ْصص‬
‫د الله ‪َ ‬‬
‫س ِ‬
‫ضي ِصص‬
‫هدَةَ ُ‬
‫م ‪ ...........‬الخ"(‪.)2‬‬
‫و ْ‬
‫ت نَ َ‬
‫قل ْ ُ‬
‫ع ْ‬
‫ال ْ َ‬
‫مضمون حديث آن است كه عمار بن موسي گفته است كه من و‬
‫حضرت صببادق (ع) داخببل مسببجد فضيببح در مدينببه شديببم‪ ،‬حضرت‬
‫فرمود‪ :‬اي عمار ايببن شكاف را مببي بينببي گفتببم آري‪ ،‬آنگاه حضرت‬

‫‪1‬‬

‫‪2‬‬

‫من المؤمنين" = براي مؤمنيني كه تو را پيروي ميكنند فروتني كن (الشعراء‪ )210/‬يا امامي‬
‫كبه خود أسبوة تواضبع اسبت و در زمانبي كبه زنده بود اجازه نمبي داد او را همچون ملوك و‬
‫سبلطين ببا القاب متعدد خطاب كننبد و اصبحاب و پيروانبش نيبز ببا آنان چنيبن نمبي كردنبد‪،‬‬
‫بگويببد مرا "عيببن الله الناظره" = چشببم بيناي خدا بخوانيببد و يببا بگويببد در زيارتببم بگوييببد‪:‬‬
‫"السلم عليك يا من خاطب الثعبان وذئب الفلة‪ ،‬السلم عليك يا من ُردت له‬
‫الشمس"؟!! (برقعي)‪.‬‬
‫() اينجانبب در كتاب "خرافات وفور در زيارات قبور" در بارة ماجراي "رد ّ شمبس" مطالببي‬
‫آورده ام (برقعي)‪.‬‬
‫() فروع كافي‪ ،‬ج ‪ ،1‬ص ‪.319‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪98‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫داسبتان رد شمبس را از زبان اسبماء بنبت عميبس كبه قبل زن حضرت‬
‫جعفر طيار و بعد از شهادت آن بزرگوار‪ ،‬زن ابو بكر و سر انجام زوجة‬
‫امير المؤمنين (ع) شد از قول آن حضرت نقل كرد! ما اينك روات اين‬
‫حديث مجعول غير معقول نا مقبول را معرفي مي كنيم‪:‬‬
‫راوي اول آن‪ ،‬سبهل ببن زياد اسبت كبه شيبخ طوسبي او را در كتاب‬
‫ف جدا ً عنصد ن َّ‬
‫قاد الخبار"‬
‫الفهرسبت ضعيبف و در اسبتبصار‪" ،‬ضعي ٌص‬
‫= نزد ناقدان اخبار بسبببيار ضعيبببف اسبببت "خوانده" و نجاشبببي او را‬
‫ضعيبف و غيبر معتمبد شمرده و گفتبه محمبد ببن عيسبي عليبه الرحمبه‬
‫شهادت ببه غلو او داده و او را دورغگبو خوانده و از قبم اخراجبش كرده‬
‫است و اظهار برائت و بيزاري از او نموده است‪ ،‬و نهي كرده است كه‬
‫كسي از او حديث استماع كند‪ ،‬يا از وي روايتي نقل نمايد‪.‬‬
‫ابببن الغضائري فرموده اسببت‪" :‬سصصهل بصصن زياد أبصصو سصصعيد‬
‫الدمصي الرازي كان ضعيفا ً جدا ً فاسصد الروايصة والديصن" ونيببز‬
‫فرموده است‪" :‬يروي المراسيل ويعتمد المجاهيل" يعني او جدا‬
‫ضعيف و دين و روايت او فاسد بوده و احاديث مرسل نقل كرده و به‬
‫روايت مجهول اعتماد مي كند‪.‬‬
‫فضل بن شاذان او را احمق خوانده است‪.‬‬
‫علماي رجال كبه ببه شرح حال او پرداختبه انبد همگبي او را ببه ايبن‬
‫صفات زشت معرفي كرده اند‪.‬‬
‫باشناختببن اوليببن راوي ايببن حديببث نيازي بببه معرفببي روات ديگببر‬
‫في ُ ُ‬
‫ج َ‬
‫وأ ُ ْ‬
‫ل﴾‬
‫م ال ْ ِ‬
‫ربُوا ْ ِص‬
‫ع ْ‬
‫ه ُص‬
‫نيسبت‪ ،‬امبا كسباني كبه مصبداق آيبة ﴿ َ‬
‫ش ِ‬
‫قلوب ِ ِ‬
‫(البقرة ‪ )93/‬دلهايشان بببه [محبببت] گوسبباله آميختببه و اشراب شده‬
‫اسبت هسبتند و ببه سبادگي دسبت از گوسبالة خرافات برنمبي دارنبد‪،‬‬
‫ناچار سباير رفقاء يبا اسباتيد او را معرفبي مبي كنيبم تبا بدانيبد كبه‪﴿ :‬وإ ِ َّ‬
‫ن‬
‫َّ‬
‫ضه م أ َ‬
‫الظ‬
‫ض﴾ (الجاثيصصة‪ )19/‬و ﴿المنافقون‬
‫ع‬
‫ب‬
‫اء‬
‫ي‬
‫ل‬
‫و‬
‫ع‬
‫ب‬
‫ن‬
‫مي‬
‫ل‬
‫ا‬
‫ِ‬
‫ِ‬
‫ُ‬
‫ِ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫ُ‬
‫َصص‬
‫ْصص‬
‫ْ‬
‫ٍصص‬
‫والمنافقات بعضهصصم مصصن بعصصض﴾ (التوبصصة‪ = )67/‬زنان ومردان‬
‫منافق از يكديگرند‪.‬‬
‫سهل بن زياد از موسي بن جعفر بغدادي روايت مي كند‪ ،‬موسي‬
‫بببن جعفببر بغدادي در تنقيببح المقال (ج ‪ ،3‬ص ‪ )254‬مجهول و ضعيببف‬
‫اسبت‪ ،‬او از عمرو ببن سبعيد نقبل مبي كنبد و عمرو ببن سبعيد متهبم ببه‬
‫فطحببي بودن اسببت (تنقيببح المقال‪ ،‬ج ‪ ،2‬ص ‪ .)321‬ابببن داوود نيببز در‬
‫رجال خود (ص ‪ )489‬او را در قسبم ضعفاء و مجروحيبن آورده اسبت‪ ،‬و‬
‫در نهبج المقال اسبتر ابادي (ص ‪ )247‬نصبر ببن الصبباح گفتبه اسبت‪" :‬ل‬
‫أعتمد علي قوله" به سخن او اعتماد نمي كنم‪.‬‬
‫عمرو بن سعيد از عمار بن موسي الساباطي روايت كرده است‪،‬‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪99‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫او نيز فطحي مذهب است (تنقيح المقال‪ ،‬ج ‪ ،2‬ص ‪.)318‬‬
‫و كاشببف الرموز گفتببه اسببت‪( :‬عمار فطحصصي ل أعمصصل على‬
‫روايتصصه) = عمار فطحببي مذهببب اسببت و مببن بببه روايببت او عمببل‬
‫نمي كنم‪.‬‬
‫و شيبخ طوسبي در بارة او فرموده اسبت‪" :‬إن عمار السصاباطي‬
‫ضعيصف فاسصد المذهصب ل يُعمصل على مصا يُختصص بروايتصه" =‬
‫همانبا عمار سباباطي ضعيبف و فاسبد المذهبب اسبت و ببه روايتبي كبه‬
‫فقط او روايت كرده باشد عمل نمي شود‪.‬‬
‫و صبببباحب تكلمببببه او را فطحببببي ملعون و از كلب ممطوره (=‬
‫سگان باران خورده) خوانده است‪.‬‬
‫اينان راويان حديث رد الشمس هستند‪.‬‬
‫حال چبه سبياستي بوده كبه ايبن فقرات را سباخته و در زياتنامبه آن‬
‫را به حضرت صادق (ع) نسبت داده اند؟ و مردم را وادار كرده اند كه‬
‫هر صبح و شام آنها را در مقابل قبور مطهرة ائمة ب سلم الله عليهم ب‬
‫بخوانند‪ ،‬خدا داناست‪.‬‬
‫آنچه ما مي دانيم نتيجة اينگونه موهومات و خرافات و جعليات كه‬
‫شايببع شده‪ ،‬توجببه دادن مردم از خالق بببه خلق و از توحيببد بببه شرك‬
‫است‪ ،‬و نيز موجب اهانت و استخفاف به دين مبين اسلم و احكام آن‬
‫و بالخره سببستي اعتقاد عقلء در ميان ازكياء و غرور حمقاء و سبباير‬
‫مفاسد است‪.‬‬
‫و جاي هيچ شك نيست كه اگرهم دشمنان اسلم در جعل اينگونه‬
‫خرافات دسبت نداشتبه‪ ،‬باري ببه انتشار آن هبا علقبه دارنبد‪ ،‬زيرا اكثبر‬
‫مقاصببد آنان بببا انتشار ايببن موهومات بر آورده اسببت‪ ،‬زيرا هببم ديببن‬
‫اسبلم را در انظار عقلء موهون و غيبر قاببل گروش‪ ،‬جلوه مبي دهنبد و‬
‫هم تودة جاهل را با ايجاد غرور از تمكين مقرارت شرع نامنقاد كرده و‬
‫به فساد مي دهند‪ ،‬آنگاه آن مي كنند كه دشمني با دشمن كند چنانكه‬
‫هم اكنون مي كنند!!‪.‬‬

‫‪‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪‬‬

‫‪100‬‬

‫‪‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫مسألة زيارت‬
‫موضوع اعتقاد ببه بقاي اموات صبرف نظبر از روح و جسبم بعبد از‬
‫مرگ‪ ،‬مسبأله اي اسبت كبه در پاره اي از أمبم سبالفه و اجيال ماضيبه‪،‬‬
‫سابقه داشته است كه در هنگام دفن مرده اي بعضي از ملت ها‪ ،‬آداب‬
‫مخصبوصي را رعايبت مبي كردنبد‪ ،‬آنگاه پاره اي از غذاهاي لزم و چراغ‬
‫و اشيايبي كبه آن ميبت در حيات خود ببه آن علقبه داشبت در آن دخمبه‬
‫مي گذاشتند(‪.)1‬‬
‫"جان ناس" در كتاب تاريخ جامع اديان مي نويسد‪ :‬اقوام ديري‬
‫كببه از ابتدايببي تريببن مردم روي زميببن انببد عقيده دارنببد كببه آسببمان‪،‬‬
‫كشوري اسببت ماننببد زميببن داراي اشجار و انهار كببه در آنجببا ارواح‬
‫مردگان و مورا موراها زندگي مي كنند تا آنجا كه مي نويسد‪ :‬مردگان‬
‫مبي تواننبد غالبا ً ببه زميبن آمده و در آنجبا نيبز گردش كننبد و در هنگام‬
‫خواب به ملقات آدميان آيند وچون چنين امري واقع شود بايد براي آن‬
‫ميبت كبه ببه ديدن آمده خوراكبي تهيبه كرده‪ ،‬بر سبر مزار او گذارنبد و‬
‫آتشي هم روشن كنند‪ ،‬واگر چنين نكنند‪ ،‬آن مرده غضبناك شده موجب‬
‫آزار و اذيت خواهد شد! (تاريخ جامع اديان‪ ،‬ص ‪.)22‬‬
‫و در صببفحة ‪ 26‬هميببن كتاب مببي نويسببد‪ :‬روميان باسببتان‪ ،‬اعتقاد‬
‫داشتند به ارواح پرستي‪.‬‬
‫و در صببفحة ‪ 95‬مببي نويسببد‪ :‬آريانهاي قديببم در بارة أرواح اجداد‬
‫احترامي به حد ستايش رعايت مي كردند‪.‬‬
‫و در صفحة ‪ 150‬مي نويسد‪ :‬عقايد به ارواح گذشتگان و احترام به‬
‫روان اجداد و نياكان در نزد عامببة تورانيان وجود داشببت‪ ،‬و بعضببي از‬
‫مذاهببب چون مذهببب برهمببا در هنببد و بودا در چيببن و ژاپببن تشريفات‬
‫بيشتري براي اموات تهيبه مبي ديدنبد‪ ،‬پاره اي از مذاهبب هنوز حتبي زن‬
‫آن مرده را هبم ببا زينبت و تجمبل ببه همراه جنازه حمبل مبي كردنبد و ببا‬
‫او مي سوزاندند و بعضي از ملل كنيزان و غلمان ميت را بعد از فوت‬
‫او گردن مي زدند تا در آن دنيا يار و مددكار او باشند‪.‬‬
‫براي تفصيل اين اعتقادات بايد به كتب ملل و نحل‪ ،‬رجوع كرد‪.‬‬
‫در عصببر جاهليببت قبببل از اسببلم در بارة ارواح عقايببد عجيبببي‪،‬‬
‫داشتنبد و اقبال و اعراض و دعبا و نفريبن آنهبا را در حبق زندگان‪ ،‬مؤثبر‬
‫‪1‬‬

‫() در مذاهب منسوخه مثل مذهب بودا‪ ،‬بر اين عقيده اند كه تمثال و مجسمة بودا نمايندة‬
‫موجودي اسبت حبي و دانبا و داراي شخصبيت فوق طبيعي كبه مناجات هبا را ميشنود و دعاهبا‬
‫را اجاببت ميكنبد‪ ،‬و معتقدنبد كبه تكرار دعاهبا بر أجبر و ثواب شخبص ميافزايبد (تاريبخ جامبع‬
‫اديان‪ ،‬جان ناس‪ ،‬ص ‪.)146‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪101‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫دانسته و همواره از ايشان در بيم و اميد بودند(‪.)1‬‬
‫دين اسلم كه آخرين و كاملترين اديان الهيه است در زماني ظاهر‬
‫شبد كبه سبرتاسر عالم در تاريكبي جهبل و خرافات‪ ،‬غوطبه ور بود‪ ،‬براي‬
‫اينكبه پايبة توحيبد از روز نخسبتين پاك و منزه باشبد‪ ،‬و مردم جبز براي‬
‫خدا‪ ،‬در برابر سبباير مخلوقات خضوع واظهار نياز نكننببد‪ ،‬و انسببان بببه‬
‫غيببر خداي سبببحان‪ ،‬هيببچ موجودي را در تدبيببر امور جهان و تقديببر و‬
‫سببرنوشت جهانيان مؤثببر ندانببد از تمام آداب و سببنني كببه از آن بوي‬
‫شرك مببي آيببد و انسببان را از خدا بببه غيببر خدا متوجببه مببي گردانببد‪،‬‬
‫جلوگيري نمود‪ ،‬و از زيارت اموات كببه در جاي خود از حكمببت و فائده‬
‫اي خالي نيسببت‪ ،‬منببع كرد‪ ،‬چنانكببه رسببول خدا خود فرمود‪" :‬إنصصي‬
‫نهيتكم عن زيارة القبور" = همانا من شما را از زيارت قبور نهي‬
‫كرده ام زيرا يقيبن داشبت كبه اگبر آن آداب و سبنن را تجويبز كرده ببه‬
‫جاي خود باقببي گذارد‪ ،‬پيشرفببت عقيدة توحيببد در قلوبببي چنيببن آلوده‪،‬‬
‫بسبي مشكبل اسبت‪ .‬امبا پبس از آنكبه در نتيجبة تعليمات پيگيبر اسبلم و‬
‫توضيحات آيات قرآن‪ ،‬درخببببببت توحيببببببد از آفات شرك‪ ،‬مأمون و در‬
‫مغرس خود تقويت شده به ثمر نشست‪ ،‬آنگاه فرمود‪" :‬أل فزوروها‬
‫فإنها تذكركم الخرة" = آگاه باشيد‪[ ،‬اينك] قبور را زيارت كنيد كه‬
‫آخرت را يادآوري مي كند و نيز آن را به عبارت ديگر‪" :‬زوروا القبور‬
‫فانهصصصا تذكصصصر الموت" = قبور را زيارت كنيبببد كبببه مرگ را يادآور‬
‫مي شود تأييد نمود‪ .‬و اين همان امر بعد الحظر است كه اصوليين آن‬
‫را اصلي از اصول فقه‪ ،‬شمرده اند‪.‬‬
‫پبس فايده اي كبه از زيارت مردگان‪ ،‬عايبد زندگان مبي شود‪ ،‬همان‬
‫يادآوري و فكر آخرت و تهية زاد و راحله براي قيامت‪ ،‬و بي اعتنايي به‬
‫فريبندگبي دنياسبت‪ ،‬ببا اينكبه رسبول خدا بعبد از نهبي از زيارت قبور‪،‬‬
‫باز ببببه منظور تذكبببر آخرت‪ ،‬بدان امبببر نمود‪ ،‬مبببع هذا ايبببن امبببر در‬
‫مسلمانان به قدري رسوخ داشت كه مسلمانان خود را از زيارت قبور‬
‫ممنوع مي دانستند‪.‬‬
‫مرحوم شهيبد اول در كتاب " الذكري" روايتبي بديبن عبارت آورده‬
‫‪ )( 1‬پرسبتش اموات در مذاهبب قديمبه و خاموش باطله‪ ،‬باشدت معمول بوده‪ ،‬چنانكبه اقوام‬
‫بدوي شيخ و رئيس قبيله را پس از دفن‪ ،‬حاكم بر مقدرات خويش پنداشته و براي رؤ ساي‬
‫خود در عالم ديگبر‪ ،‬نيرويبي مبا فوق انسباني بسبيار مهبم و هولناك تصبور ميكردنبد كبه آنهبا‬
‫ميتوانند مانع ومزاحم يا يار و مددكار زندگان شوند (تاريخ جامع اديان‪ /‬ص ‪.)8‬‬
‫"تايلور" گفتبه اسبت‪ :‬نزد اقوام بدوي‪ ،‬سبراسر عالم‪ ،‬پبر اسبت از موجودات روحبي كبه بر عالم‬
‫احاطه و تصرف دارند‪ ،‬و چون آنها را مركز نيروي غيبي ميدانند‪ ،‬تمام سر نوشت خود را به‬
‫دست آنها‪ ،‬سپرده و اعمالي كه نسبت به آنها به جا ميآورند‪ ،‬در اطراف جهان هم اكنون به‬
‫صور عديده و مظاهر بي شمار ملحظه مي شود!‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪102‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫است‪" :‬إن عائشة زارت قبر أخيها عبد الرحمن فقيل لها‪ :‬قد‬
‫نهصى رسصول الله عصن زيارة القبور‪ ،‬فقالت‪ :‬نهصى ثصم أمصر‬
‫بزيارتهصصا" = عايشببه قبببر برادر خود عبببد الرحمببن را [كببه در زمان‬
‫خلفت معاويه فوت نمود‪ ،‬تقريبا ً چهل و چند سال بعد از رحلت رسول‬
‫خدا ] زيارت كرده‪ ،‬مردم به او گفتند كه پيغمبر خدا از زيارت قبور‬
‫نهبي كرده اسبت؟ عايشبه گفبت‪ :‬آري‪ ،‬نهبي كرد‪ ،‬ليكبن پبس از آن ببه‬
‫زيارت قبور امر فرمود‪.‬‬
‫اين قضيه‪ ،‬معلوم مي دارد كه نهي رسول خدا به قدري شديد و‬
‫شايبع بوده اسبت كبه در ايبن مدت چهبل و چنبد سبال كسبي ببه زيارت‬
‫قبور نمبي رفتبه اسبت‪ ،‬آنسبان كبه عمبل عايشبه در نظبر مردم ‪ ،‬بدعبت‬
‫شمرده مي شد‪.‬‬
‫و "ا بن بطال" از "شعبي" نقل كرده است كه او مي گفته است‪:‬‬
‫"لول أن رسصصول الله نهصصى عصصن زيارة القبور لزرت قصصبر‬
‫النبي (أو قبر ابنتي)" = اگرنه اين بود كه رسول خدا از زيارت‬
‫قبور نهببي فرموده اسببت مببن قبببر پيغمبببر زيارت مببي كردم‪ .‬و ايببن‬
‫ت ال ْ ُ‬
‫ر"‪ ،‬از احاديث‬
‫ه َزائَِرا ِ‬
‫روايت از رسول خدا كه‪ " :‬ل َ َ‬
‫ع َ‬
‫ن الل ُ‬
‫قبُو ِ‬
‫مستفيضه است‪.‬‬
‫و همچنيبببن روايتبببي كبببه عببببد الرزاق صبببنعاني شيعبببي‪ ،‬در كتاب‬
‫"المصببنف" (ج ‪ ،3‬ص ‪ )569‬كببه از قديمتريببن كتببب حديببث بببه شمار‬
‫مببي رود آورده اسببت كببه‪" :‬مصن زار القبور فليصس من ّصا" = همانببا‬
‫رسبول خدا فرمود‪ :‬هبر كبس قبور را زيارت كنبد از مبا نيسبت و نهبي‬
‫اهببل بيببت پيغمبببر چون حسببن مثنببي فرزنببد امام حسببن مجتبببي و‬
‫حضرت زيبن العابديبن بب عليهمبا السبلم بب از زيارت قببر رسبول خدا‬
‫چنانكببه شرح آن گذشببت‪ ،‬و متروك بودن و مزار نبودن روضببة مبارك‬
‫بيش از يك قرن‪.‬‬
‫اما از آنجا كه گويي روح بت پرستي كه از آن جمله‪ ،‬مرده پرستي‬
‫است‪ ،‬در طبيعت آدمي چنان ممزوج است كه زدودن آن مشكل است‬
‫و رياضبت مسبتمر لزم دارد كبه روح توحيبد خالص در آن رسبوخ ياببد‪،‬‬
‫ما ي ُ ْ‬
‫ن‬
‫ؤ ِ‬
‫م ُص‬
‫و َص‬
‫چنانكببه باريتعالي از آن بديببن بيان خبببر مببي دهببد كببه‪َ ﴿ :‬‬
‫هم ُّ‬
‫م ْ‬
‫جز ببا حالت‬
‫و ُص‬
‫أَكْثَُر ُ‬
‫ركُو َص‬
‫ن﴾ = بيشتبر ايشان ُب‬
‫ه ْص‬
‫م بِالل ِهص إِّل َ‬
‫ش ِ‬
‫شرك ايمان نمبي آورنبد" ( يوسبف‪ )106/‬و چنان مبي فهمانبد كبه حتبي‬
‫بسياري از كساني كه اظهار ايمان مي كنند نيز از آن در أمان نيستند‪،‬‬
‫اينسبت كبه مبي بينيبم بعبد از فوت رسبول خدا و آميزش مسبلمين ببا‬
‫مللي همچون مصر و ايران كه به مردگان خود عنايت خاصي داشتند و‬
‫بر قبر آنان ضريح و قبه مي افراشتند‪ ،‬به تدريج روح مرده پرستي در‬
‫مسبلماناني رو ببه نموّ و توسبعه نهاد‪ ،‬تبا اينكبه در ظرف كمتبر از صبد‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪103‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫سال خصوصا ً بعد از اختلط مسلمين با ايرانيان و مصريان كه به مرده‬
‫پرستي شاخص و ممتاز بودند و مقابر سلطين و فراعنه در اين ديارها‬
‫بهترين شاهد روح مرده پرستي در اين ملتهاست‪ ،‬همان عقايد خرافي‬
‫ايام جاهليببت بببه شديدتريببن صببورت بببا آميختببه شدن بببه عقايببد مرده‬
‫پرسببتان ملل ديگببر‪ ،‬بازار مرده پرسببتي را رواج داد‪ .‬و بببا اينكببه ده هببا‬
‫روايت از پيغمبر و ائمه ب عليهم السلم ب در نهي از تعمير و تجصيص و‬
‫تجديد قبور و ساختن قبه و بنا بر قبور وارد شده است كه ما برخي از‬
‫آن را در كتاب ارمغان آسبمان ( ص ‪ 285‬ببه بعبد) آورده ايبم‪ ،‬ودر اينجبا‬
‫مجال ذكر همة روايات و احاديث نيست(‪ .)1‬و شارع مقدس به قدري از‬
‫ايبن عمبل بيزار و بر ملت اسبلم از آن بيمناك بود كبه بر طببق احاديبث‬
‫بسبيار رسبول خدا در آخريبن سباعات عمبر شريبف خود ببا تضرع و‬
‫الحاح از درگاه إلهي تقاضا مي كرد كه‪" :‬اللهم ل تجعل قبري وثناً‬
‫عب َصد" = خدايبا قببر مرا بتبي قرار مده كبه پرسبتيده شود‪ ،‬زيرا ببه روح‬
‫يُ ْ‬
‫مرده پرسبتي مردم آشنبا بود كبه خيلي زود ممكبن اسبت ببه جاهليبت‬
‫قبلي ومرده پرسبتي برگردنبد‪ .‬و اميبر المؤمنيبن علي بب ‪ ‬بب ببا مخفبي‬
‫داشتبن قببر فاطمبه بب سبلم الله عليهبا بب و وصبيت ببه اختفاء قببر خود‬
‫قصد داشت از انصراف توجه مردم از خالق به خلق جلوگيري شود(‪.)2‬‬
‫‪1‬‬

‫‪2‬‬

‫() ولي براي مزيبد فائدت‪ ،‬فصبل مربوط ببه "تعميصر قبور در اسصلم" را ببه سببب تناسبب‬
‫كامل آن با مطالب اين جزوه‪ ،‬به عنوان ضميمه‪ ،‬در آخر اين كتاب البته با اصلح و تهذيبي‬
‫مختصر‪ ،‬آورده ايم‪.‬‬
‫() مناسبب اسبت در اينجبا مطلببي از "مهاتمصا گاندي" نقبل كنبم‪ ،‬اميدوارم كبه كلم او حبق‬
‫جويان منصف را به انديشه وادارد و موجب شود كه به خود آيند‪ .‬وي مي نويسد‪" :‬در بريدة‬
‫روزنامبه اي كبه يكبي از روزنامبه نويسبان برايبم فرسبتاده بود خببري خواندم كبه در دهكده اي‬
‫معبدي ساخته اند و در آن مجسمه اي از مرا گذارده اند و ستايش مي كنند‪ ،‬من اين عمل‬
‫را يكي از ناپسندترين صور بت پرستي مي شمارم‪ .‬كسي كه معبد را بنا كرده ثروت خود را‬
‫به هدر داده و آن را در راه نا مناسبي به كار برده است و روستاياني كه به آن كشيده شده‬
‫انبد‪ ،‬گمراه گشتبه انبد و خود مبن مورد توهيبن قرار گرفتبه ام زيرا سبراسر زندگبي مبن در آن‬
‫معببد ببه صبورت كاريكاتور و مسبخره منعكبس شده اسبت‪ ،‬معنبي و مفهومبي كبه مبن براي‬
‫ستايش بيان كرده ام به كلي دگرگون شده است ‪ .....‬نقل طوطي وار جمله هاي "گيتا" (=‬
‫از كتبب مقدسبة ديبن هندو) سبتايش ايبن كتاب مقدس نخواهبد بود‪ ،‬بلكبه سبتايش واقعبي آن‬
‫است كه تعليمات آن دنبال گردد‪ .‬يك فرد هم وقتي واقعا مورد ستايش قرار ميگرد كه جنبه‬
‫هاي مثبت زندگيش مورد سر مشق واقع شده و دنبال گردد‪ .‬مذهب "هندو" از زماني كه به‬
‫سببطح سببتايش تصببويرها فرو افتاد و شكببل بببت پرسببتي پيدا كرد‪ ،‬صببورتي منحببط بببه خود‬
‫گرفببت ‪ .....................‬در واقببع تنهببا خداونببد از قلب اشخاص خبببر دارد و بببه ايببن جهببت‬
‫مطمئن تريبن راه آن اسبت كبه هيبچ شخصبي چبه مرده‪ ،‬مورد سبتايش واقبع نشود و فقبط‬
‫كمال الهي كه همان حقيقت است ستايش شود ‪ .................‬برايم موجب مسرت تسكين‬
‫دهنده اي خواهد بود اگر صاحب آن معبد مجسمة مرا از آنجا بردارد و ساختمان معبد را به‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪104‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫بدبختانبه طولي نكشيبد كبه صبدها قببه وبارگاه ببا زينتهبا و تجملت‬
‫عجيبب در اطراف و اكناف كشور اسبلمي بر گور مردگان بر افراشتبه‬
‫شببد و نوك گنبدهاي آنهببا سببر بر آسببمان سببود و موقوفات و نذورات‬
‫بيحبد و حسباب بر آن بارگاههبا ببه حدي رسبيد كبه متصبديان امور اوقاف‬
‫ادعبا مبي كننبد كبه رببع املك و قفبي ايران بلكبه بيشتبر‪ ،‬و قبف بر گور‬
‫مردگان است! و همچنين در ساير كشورهاي اسلمي‪.‬‬
‫كار افراط و گزاف در ايبن خصبوص ببه جايبي رسبيد كبه طببق خببر‬
‫مندرج در روزنامببببببة كيهان شمارة ‪ 8271‬مورخ ‪ 20/11/49‬يكببببببي از‬
‫ي يكبي از ايبن بارگاههبا در ايران ببه بهاي بيسبت ميليون تومان‬
‫لوسبترها ِ‬
‫خريداري شده اسببت‪ ،‬و در ميان لوسبترهاي زيادي كبه خريداري شده‪،‬‬
‫لوستري وجود دارد كه داراي هشتصد شاخه است‪.‬‬
‫ايببن لوسببترها در خارج بببه صببورت مجزي خريداري و وارد شده‬
‫اسبت‪ ،‬و ببه وسبيلة كارشناسبان‪ ،‬مونتاژ و نصبب گرديده اسبت‪ ،‬چنديبن‬
‫لوستر تا اين تاريخ نصب شده و نصب بقية لوسترها كه جمعا ‪ 95‬عدد‬
‫مي باشد‪.‬‬
‫چندين ماه به طول مي انجامد‪ .‬يك مقام به خبر نگار كيهان گفت‪.‬‬
‫با نصب لوسترهاي جديد‪ ،‬لوسترهاي قديمي كه ارزش هنري و تاريخي‬
‫درانبد‪ ،‬در موزه نگاهداري خواهبد شبد‪ ،‬در ميان لوسبترهاي قديمبي نيبز‬
‫لوسترهاي گران قيمت زيبا وجود دارد كه در ايران كم نظير هستند"‪.‬‬
‫اين يك نمونه از جمله تجملت و زينتهايي است كه درا اين بارگاه‬
‫صورت گرفته است‪.‬‬
‫و همببه روزه اموال زياد و بببي پايانببي برگور مردگان نثار و وقببف‬
‫مبببي شود كبببه از آن جمله خببببر مندرج در كيهان شمارة ‪ ،8642‬مورخ‬
‫كانوني براي ريسندگي اختصاص دهد تا فقيران در آنجا با ريسندگي براي خود مزدي بگيرند‬
‫و ديگران بببه نشان فداكاري در آنجبا كار كننبد ‪ .................‬چنيببن اقدامببي عمببل كردن بببه‬
‫تعليمات "گيتببا" و سببتايش واقعببي آن و همچنيببن احتارم گذاردن و سببتايش مببن خواهببد بود‬
‫(همة مردم بََرادرند‪ ،‬مهاتما گاندي‪ ،‬ترجمة "محمود تفضلي"‪ ،‬انتشارات امير كبير‪ ،‬ص ‪85‬‬
‫و ‪.)86‬‬
‫وقتبي كسباني چون "گاندي" كبه معتقبد ببه دينبي غيبر توحيدي بوده اسبت‪ ،‬ايبن چنيبن در هدف‬
‫خويش مستغرق باشد‪ ،‬پس مدعيان حب آل رسول در بارة پيامبر وائمه ب عليهم السلم ب‬
‫و فرزندانشان كبه داعبي الي الله و معلم احكام الهبي و در هدف خويبش كبه همان هدايبت‬
‫مردم وكسبب رضاي پروردگار اسبت‪ ،‬فانبي بوده انبد‪ ،‬چبه گوينبد؟! آيبا آنهبا را ببه اندازة امثال‬
‫"گاندي" مستغرق در هدف خويش نمي دانند‪ .‬اگر گاندي از اينگونه كارها خشنود نمي شود‪،‬‬
‫چگونه ممكن است معلمين بزرگ "توحيد" از چنين اعمالي خشنود شوند؟ أفل تعلقون؟‬
‫قطعبا آنان بيبش از ديگران آرزو دارنبد كبه پيروانشان ببه جاي حضور بر مرقدشان و مداحبي‬
‫از آنان‪ .‬عقايد خويش را با قرآن مطابقت داده و به احكام الهي واقعا عمل كنند‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪105‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫‪ 17/2/51‬مبي باشبد‪" :‬حاج آقبا حسبين ملك كبه رقبم اموال موقوفبة او‬
‫چندي پيش سر به سه ميليارد تومان زد‪ ،‬بهمن ماه سال گذشته‪ ،‬چهار‬
‫صببد ميليون تومان‪ ،‬اموال قيماندة خود را موزة ملك بببه صببورت تابلو‪،‬‬
‫نقاشببببي‪ ،‬فرش‪ ،‬دسببببتخط فرمان شاهان و اشياء عتيقببببه نگهداري‬
‫مي شود‪ ،‬و قف آستان قدس رضوي كرد ‪."..................‬‬
‫به راستي چقدر از اين اموال و املك كه بدين صورت تلف و هدر‬
‫مبي شود منظور نظبر شارع اسبت؟ آيبا چيزي از آن امور تعليبم معالم‬
‫ديبن‪ ،‬رسبيدگي ببه حال فقراء و ضعفاء‪ ،‬كمبك ببه محتاجان و درماندگان‬
‫و اداي دين مديوناني كه از پرداخت ديون خويش عاجزند و همراهي و‬
‫تعاون بببه جوانان از دختران و پسببران عزب كببه نياز شديببد بببه ازدواج‬
‫دارنببد‪ ،‬خريببد دارو و غذا براي بيماران‪ ،‬نشببر و ترويببج و تأليببف و طبببع‬
‫كتبي كه حاوي حقايق دين اند مي شود؟!‪.‬‬
‫در كتاب "انسصصصاب الشراف بلذري" (ج ‪ ،2‬ص ‪ )504‬صبببورت‬
‫وقفنامببة اميببر المؤمنيببن علي (ع) بديببن قرار آمده اسببت‪" :‬هذا مصصا‬
‫وقف علي بن أبي طالب أوصى به أنه وقف أرضه التي بين‬
‫ف ّصَ‬
‫م‪ ،‬وي ُ َ‬
‫ك الغارم‪ ،‬فل تُباع‬
‫الجبصصل والبحصصر أن يُنْك َص َ‬
‫ح منهصصا الي ّ ِص ُ‬
‫ول تُشترى ول تُوهب حتى يرث ها الله الذي يرث الرض و من‬
‫عليهصا" = اميبر المؤمنيبن علي (ع) زميبن هايبي را كبه بيبن جببل و بحبر‬
‫دارد و قبف مبي كنبد كبه از درآمبد آن‪ ،‬زنان ببي شوهبر ازدواج كننبد و‬
‫مقروضين از مسؤوليت قرض و دين خود آزاد شوند ‪...........‬‬
‫اما كساني كه ادعاي پيروي از آن حضرت را دارند و خود را شيعة‬
‫آن بزرگوار مببببي نامنببببد و قفشان برگور مردگان و ايجاد مفتخواران‬
‫اسبت! خدا شاهبد اسبت كبه اكثبر قريبب ببه اتفاق آنهبا صبرف أموري‬
‫مي شود كه مبغوض شارع و منهي عنه اوست‪.‬‬
‫ايبن افراط و گزاف در حالي صبورت مبي گيرد كبه قبل ً نيبز گفتيبم‬
‫بيببش از صببد حديببث از فريقيببن در حرمببت و كراهببت ايببن اعمال و‬
‫خصوص تعمير قبور و اعتكاف در آنها وارد شده است‪.‬‬
‫يكبي از فقهاي بزرگ شيعبه‪ ،‬مرحوم محمبد ببن مكبي معروف ببه‬
‫شهيبببد اول در كتاب گرانقدر خود "ذكري" ضمبببن آداب دفبببن اموات‬
‫نوشته است‪" :‬أما وضع الفراش عليه‪ ،‬والملحفة فل نص فيه‪،‬‬
‫س من طريقهم أنه جعل في قبر النبي‬
‫نعم روى ابن عبا ٍ‬
‫قطيفصصة حمراء‪ ..‬والتَّْر ُصص‬
‫ك أولى لنصصه إتلف للمال فيتوقصصف‬
‫على إذن الشارع ولم يثبصت"= در بارة انداختبن فرش روي قببر و‬
‫لحد درست كردن بر قبر‪ ،‬از جانب شارع نصي وارد نشده است‪ .‬آري‬
‫از اببن عباس از طريبق سبنّيان روايبت شده اسبت كبه بر قببر پيغمببر‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪106‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫يك قطيفة سرخ انداخته بودند‪[ ،‬آنگاه خود شهيد مي فرمايد] ترك اين‬
‫عمبل (= حتبي يبك قطيفبه انداختبن روي قببر پيغمببر) بهتبر اسبت‪ ،‬زيرا‬
‫ايبن كار موجبب اتلف مال اسبت و انجام چنيبن عملي متوقبف بر إذن‬
‫شارع است و چنين چيزي از طرف شارع ثابت نشده است!"‪.‬‬
‫آري گذاشتن يك قطيفه در قبر پيغمبر جايز نيست‪ ،‬و تلف كردن‬
‫مال است! اما چندين ميليون و ميليارد اموال را در زير گنبدهاي طل و‬
‫غير طل كردن و تلف نمودن جايز است‪ ،‬خدايا اين چه مسلماني است‬
‫كه حسابي در كارش نيست؟!‪.‬‬
‫باري پببببس از آنكببببه آثار جاهليببببت در زيارت اموات و روح مرده‬
‫پرستي بعد از رسول خدا در اسلم زنده شد كساني كه بت پرستي‬
‫در طببيعت آنهبا موج مبي زد ببه تحريبك دشمنان اسبلم همان آداب‪ ،‬و‬
‫سبنن ببت پرسبتي را ترويبح كردنبد‪ ،‬از جمله سباختن بناهاي عظيبم روي‬
‫قبور و تشويق مردم به زيارت آنها و وعده هاي گزاف و ثواب هاي بي‬
‫حببد وحسبباب براي ايببن اعمال و سبباختن و پرداختببن زيارتنامببه هببا و‬
‫گنجانيدن جملتبي كفبر آميبز نظيبر آنچبه گذشبت ببا اندراج و اندماج آن‬
‫كفريات و تمريببن آنهببا عوام الناس را بببه عقايببد شرك و كفببر و خلف‬
‫اسلم آشنا و معتقد و از حقايق اسلم متحجب و مهجور كردند‪ ،‬چنانكه‬
‫هم اكنون اكثر مضامين بلكه تمام آنها مخالف عقل و وجدان و مخاصم‬
‫قرآن و سنت است‪ ،‬اما چه بايد كرد كه اگر كسي به انكار سر برآورد‬
‫يببا سببستي آن مطالب را بببا دلئل عقببل و نقببل ثابببت كنببد‪ ،‬ماننببد‬
‫نويسبندگان كتاب "توحيصد عبادت"‪" ،‬شهيصد جاويصد" و "درسصي از‬
‫وليت" و ديگران‪ ،‬تهد يد و تفسيق مي شود و تا عمر دارد نانش آجبر‬
‫و مطرود هر تاجر و فاجري مي گردد‪ ،‬و از همين نظر است كه جهاد با‬
‫آن از جهاد ببا شرك لت و منات‪ ،‬مشكبل تبر و ثواببش عظيبم تبر اسبت‪،‬‬
‫لذا در ردِّ ايبن عقايبد فقبط بدانچبه مورد قبول عموم اسبت‪ ،‬مسبتمسك‬
‫شده و ضعف آن را ثابت مي كنيم‪.‬‬
‫روايات زيارت را علمة مجلسي در جلد ‪ 22‬بحار النوار جمع آوري‬
‫كرده اسبت‪ ،‬اكثبر آن روايات بدون سبند اسبت بلكبه غيبر مأثور اسبت‪،‬‬
‫يعنبي آنهبا را هبر شخصبي ببه دلخواه خود سباخته اسبت و ببه صبورت‬
‫زيارت درآورده اسبببت‪ ،‬مثل ً در زيارت رسبببول خدا مبببي نويسبببد‪:‬‬
‫َ‬
‫ة مصن مؤل ّفات بعصض أصصحابنا رضصي‬
‫ة قديم ٍ‬
‫"وجدت فصي نسصخ ٍ‬
‫الله عنهم ما هذا لفظه" = اين زيارتنامه را دريك نسخة قديمي از‬
‫تأليفات اصحابمان يافته ام" يا آنكه "زيارة أخرى له أملها علي‬
‫النصير أدام الله عزه" = ديگر زيارتنامة پيامبر را علي النصير ب‬
‫ادام الله عزه بب املء كرده اسبت!! يبا آنكبه مبي نويسبد‪" :‬رأيصت فصي‬
‫َ‬
‫ة من مؤل ّفات أصحابنا" = اين زيارتنامه را در نسخه‬
‫ة قديم ٍ‬
‫نسخ ٍ‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪107‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫اي قديمي از تأليفات اصحاب ما يافته ام‪.‬‬
‫ة‬
‫ت فصي نسصخ ٍ‬
‫در زيارت ائمببة بقيببع ب ب ‪ ‬ب ب مببي نويسببد‪" :‬وجد ُص‬
‫ة مصن أصصحابنا زيارةً لهصم عليهصم السصلم" در يكبي از نسبخ‬
‫قديم ٍ‬
‫قديبم اصبحاب مبا زيارتنامبة ايشان بب ‪ ‬بب را يافتبه ام و در زيارت اميبر‬
‫ة من تأليفات‬
‫ة قديم ٍ‬
‫المؤمنين (ع) مي نويسد‪" :‬وجدت في نسخ ٍ‬
‫بعض أصحابنا زيارةً أخرى" = در نسخه اي قديمي از تأليفات يكي‬
‫از اصببحاب مببا زيارتنامببة ديگري يافتببه ام‪ .‬يببا در آداب مسببجد كوفببه‬
‫مببي نويسببد‪" :‬وجدت الروايصة بخصط الفاضصل منقول ً مصن خصط‬
‫علي بصن السصكون رحمصه الله" = ايبن روايبت را ببه خبط يكبي از‬
‫دانشمندان كه از دستنويس علي بن السكون نقل كرده يافته ام‪.‬‬
‫ت‪ "..‬در اين قبيل كتاب بسيار است‬
‫ت‪ ،..‬وجد ُ‬
‫از اين قبيل "وجد ُ‬
‫كه معلوم نيست نويسندگان و جاعلين آنها چه كساني بوده اند؟!‪.‬‬
‫بسبياري از زيارتهاي مندرج در ايبن كتاب بدون هيبچ سبندي‪ ،‬منقول‬
‫اسبت از كتاب "مزار كصبير" و "مصصباح النوار" و امثال آنهبا‪ ،‬و اكثبر‬
‫آنهببا روايببت از غلة و ضعفاء سببت چون "علي بصصن ابصصي حمزة‬
‫بطائ ني واقفبي ملعون" و "مح مد بن سنان غالي مشرك" و "ع بد‬
‫الله بصصن مسصصعود مذموم" و "بكصصر بصصن صصصالح مطعون مشؤوم" و‬
‫"عمار بصن موسصي فطحصي" و "يونصس بصن طصبيان غالي كاذب" و‬
‫"احمصصصد بصصصن هلل غالي ملعون" و "سصصصيف بصصصن عميره مطعون‬
‫ملعون" و "علي بصن الحسصن فضال فطحببي ملعون" و "علي بصن‬
‫حسان كذاب" ‪ .........‬و‪ ............‬و‪ ،.............‬كه شرح حال فضاحت‬
‫مالمال هر يك از آنها را در ذيل احاديث مرويه از آنان آورديم و آنها كه‬
‫نيامده است عند اللزوم إن شاء الله مي آوريم‪ ،‬و خوانندگان گرامي را‬
‫ببه كتبب رجال حواله مبي دهيبم‪ ،‬شايبد از كلمبة "ملعون" كبه دنبال نام‬
‫راويان زيارتنامبه هاسبت‪ ،‬تعجبب كنيبد‪ ،‬و گمان كنيبد كبه ايبن لعنبت هبا از‬
‫جانبب نويسبندة ايبن رسباله اسبت‪ ،‬اينبك مبا يكبي دو تبن از ملعيبن را از‬
‫كتبب رجال ببه شمبا معرفبي مبي كنيبم تبا بدانيبد ايشان ملعون خدا و‬
‫رسول و امام اند‪:‬‬
‫يكي از ا ين راويان‪" ،‬أحمد بن هلل عبرتائي" اسبت كبه شيبخ‪،‬‬
‫او را در رجال خود‪" :‬بغداد ٌّ‬
‫ي غال" خوانده است‪ ،‬و در كتاب "تهذيب‬
‫الحكام" در باب و صيت به اهل ضلل فرموده است‪ " :‬إن أحمد بن‬
‫و" = مشهور اسبت كبه احمبد ببن هلل‬
‫هلل مشهوٌر باللعنصة والغل ّ‬
‫اهبل غلو بوده و لعبن شده اسبت و حضرت امام حسبن عسبكري عليبه‬
‫السلم توقيعاتي در "لعن" او صادر فرموده است (تنقيح المقال‪ ،‬ج ‪،1‬‬
‫ص ‪.)99‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪108‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫از جملة آنهبا‪" ،‬يونصس بصن ظصبيان" اسبت كبه داسبتان يافتبن قببر‬
‫اميبر المؤمنيبن (ع) را به معي َّبت حضرت صبادق (ع) روايبت كرده اسبت‪،‬‬
‫و زيارتهاي ديگببر در بحار از او روايببت شده اسببت‪ ،‬غضائري در بارة او‬
‫ضاع للحديث‪ ،‬روى‬
‫مي نويسد‪" :‬يونس بن ظبيان كوفي غال و ّ‬
‫عصن أبصي عبصد الله ‪ ‬ل يُلْت َ َ‬
‫ت إلى حديثصه" = او غالي و حديبث‬
‫ف ُص‬
‫ساز است و نبايد به حديث او اعتناء كرد‪.‬‬
‫و حضرت رضبا (ع) در بارة او فرموده اسبت‪" :‬لعصن الله يونصس‬
‫بصن ظصبيان ألف لعنصة‪ ،‬تتبعهصا ألف لعنصة‪ ،‬كصل لعنصة تبلغصك قعصر‬
‫جهنصم‪ ،‬أشهصد مصا ناداه إل الشيطان‪ ،‬أمصا إن يونصس مصع أبصي‬
‫الخطّاب فصي أشصد العذاب مقرونان" = خدا لعنبت كنبد يونبس ببن‬
‫ظبيان را هزار لعنت كه دنبالة هر لعنتي هزار لعنت باشد كه آن لعنتها‬
‫تبو را ببه قعبر جهنبم برسباند‪ ،‬گواهبي مبي دهبم كبه او را جبز شيطان ندا‬
‫نداده است اما يونس با ابي الخطاب در شديدترين عذابها باهم قرين‬
‫اند(‪.)1‬‬
‫فضبببل ببببن شاذان در كتاب خود گفتبببه اسبببت كبببه‪" :‬الكذابون‬
‫المشهورون‪ :‬أبصو الخطاب ويونصس بصن ظصبيان ويزيصد الصصائغ‬
‫ومحمصد بصن سصنان" = دروغگويان مشهور عبارت انبد از اببو الخطاب‬
‫و يونس بن ظبيان و يزيد صائغ و محمد بن سنان(‪.)2‬‬
‫اينان از جمله كساني هستند كه براي ما آن زيارتنامه ها را ارمغان‬
‫آورده انبد و براي آيبت الله العظمبي آنگونبه حجتهاي قوي در خصبوص‬
‫تصبرف و تدبيبر امامان در كون و مكان پنداشتبه شده انبد!!!‪ ،‬غافبل از‬
‫آنكبه از چنيبن اشخاص گمراه و شياطيبن مضليبن ايبن چنيبن گفتبه هبا را‪،‬‬
‫شخببص مسببلمان نبايببد بپذيرد‪ ،‬بلكبه حتبي اگببر العياذ بالله خود امامان‬
‫مسبتقيما ً چنيبن كلماتبي بر زبان آورنبد (كبه صبد البتبه نمبي آورنبد) ببه‬
‫دسبتور خداي سببحان و آيات محكمبة قرآن و فرمودة خود امامان نبايبد‬
‫آنهبا را بپذيريبم‪ ،‬زيرا ايبن گفتبه هبا كفبر اسبت و از هبر كبه باشبد‪ ،‬چنانكبه‬
‫خودشان فرموده انببد‪" :‬والله لو ابتُلُوا بنصا وأمرناهصم بذلك لكان‬
‫الواجصصب أل يقبلوه" = بببه خدا سببوگند اگببر اينان بببه وسببيلة مببا‪،‬‬
‫آزمايبش و مبتلي شده بودنبد و مبا ايشان را امبر مبي كرديبم كبه اينگونبه‬
‫مطالب را از مببا بپذيرنببد بر آنهببا واجببب بود كببه آن مطالب را از مببا‬
‫نپذيرند! (= فرمايش حضرت صادق)(‪.)3‬‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬
‫‪3‬‬

‫() رجال كشي‪ /‬ص ‪.309‬‬
‫() رجال كشي‪ /‬ص ‪ 428‬و ‪ 457‬ب رجال ابن داوود‪ /‬ص ‪.507‬‬
‫() رجال كشي‪ /‬ص ‪.196‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪109‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫پبس مطلب چگونبه خواهبد بود‪ ،‬در حالي كبه آن بزرگواران‪ ،‬آنقدر‬
‫تأكيببد و اصببرار كرده انببد كببه ايببن كفريات از كسببي پذيرفتببه نشود و‬
‫گويندگان آنهبا را لعصن و نفريصن كرده انبد‪ ،‬چنانكبه پاره اي از آنهبا قبل‬
‫گذشت‪ ،‬و پاره اي خواهد آمد إن شاء الله تعالي‪.‬‬
‫يكبي از كتببي كبه در موضوع زيارت نوشتبه شده‪ ،‬و در آن مطالب‬
‫ف "جع فر بن‬
‫خلف قرآن فراوان اسبت كتاب "كا مل الزيارت" تألي ِب‬
‫مي است كه مشهور و مقبول قرار گرفته اند!!‬
‫محمد بن قولويه" ق ّ‬
‫در اين كتاب مطالبي است كه هرگز مسلمان معتقد به خداي سبحان‬
‫منزه از مكان و زمان و محيبببط بركون و مكان و مهيمبببن بر زميبببن و‬
‫آسبمان نمبي توانبد آنهبا را بپذيرد‪ ،‬مبا ببه يكبي دو نمونبه از آن در اينجبا‬
‫اكتفاء مي كنيم‪:‬‬
‫‪1‬ببب در كامببل الزياره (چاپ جديببد‪ ،‬ص ‪ )113‬از يونببس از صببفوان‬
‫جمال حديثبي اسبت كبه او گفتبه‪" :‬هنگامبي كبه حضرت صبادق (ع) ببه‬
‫حيره تشريف آورده‪ ،‬به من فرمود‪ :‬دلت مي خواهد بر سر قبر حسين‬
‫(ع) حاضببر شوي؟ گفتببم‪ :‬تببو او را زيارت مببي كنببي‪ ،‬فدايببت شوم؟‬
‫فرمود‪ :‬چگونه او را زيارت نكنبم در حالي كه خدا در هر شب جمعه با‬
‫ملئكه و پيغمبران و اوصياء به سوي او هبوط مي كنند‪ ،‬و محمد كه‬
‫افضبل انببياء اسبت و مبا كبه افضبل اوصبياء هسبتيم نيبز‪ ،‬پبس صبفوان‬
‫گفبت‪ :‬فدايبت شوم پبس‪ ،‬در هبر جمعبه او را زيارت كنبم تبا درك زيارت‬
‫پروردگار كرده باشيبم؟ فرمود‪ :‬آري‪ ،‬اي صبفوان ملزم ايبن معنبي باش‬
‫تا زيارت قبر حسين ‪ ‬براي تو نوشته شود!!!‬

‫هر چند روات اين حديث مجاهيل و غلة اند كه يكي از آنها يونس‬
‫اسبت كبه شرح حال او قبل گذشبت‪ ،‬امبا ببه هبر صبورت‪ ،‬ايبن كفريات از‬
‫قلم عالمي باقي مانده است كه در محيط شيعه محترم است‪ ،‬و ناچار‬
‫در عامبه مورد قبول‪ .‬در ايبن حديبث كبم مانده اسبت كبه بب نعوذ بالله بب‬
‫بگويد خدا با عباء ورداء به زيارت مشرف مي شود!!‪.‬‬
‫اينها مطالبي است كه هر كس ادني شعوري داشته باشد مي داند‬
‫علوه بر كفببر بودن موجببب غرور اكثببر مردم اسببت و همينهاسببت كببه‬
‫گستاخي و جرأت مي دهد كه كساني با يك زيارت مثل ً شب جمعه كه‬
‫در آن با خدا ملقات مي كنند و شايد مصافحه اي هم به عمل بيايد!!‪،‬‬
‫و با انبياء نيز‪ ،‬آنگاه چنين كسي ديگر عزيز خدا است وهر چه كرد اميد‬
‫عفبو دارد‪ ،‬چنانكبه معلوم و مشهور اسبت كبه غالب فسباق و فجار ببه‬
‫طمبببع شفاعبببت و ثواب زيارت و ببببه غرور شيطان مرتكبببب اعمالي‬
‫مي شوند كه حتي ماديّون و ملحدان هم نمي شوند يا كمتر مي شوند‪.‬‬
‫بازهم در صفحة ‪ 67‬به بعد باب ‪21‬و ‪ 22‬از حضرت صادق (ع) چنين‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪110‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫روايتبي آورده اسبت‪" :‬هنگامبي كبه رسبول خدا در منزل فاطمبه (ع)‬
‫بود و حسببين در دامببن آن حضرت بود‪ ،‬ناگهان بببه گريببه درآمببد و بببه‬
‫سجده افتاد‪ ،‬آنگاه فرمود‪ :‬اي فاطمه‪ ،‬اي دختر محمد‪ ،‬همانا كه خداي‬
‫ي اعلي در ايببن خانببه و در هميببن سبباعت بر مببن نمايان شببد در‬
‫عل ّبب‬
‫نيكوتريببن صببورت و بهتريببن هيئت!!!‪ ،‬پببس گفببت‪ :‬اي محمببد آيببا او را‬
‫دوسببت مببي داري؟ گفتببم‪ :‬اي پروردگار مبن‪ ،‬او روشنببي چشبم مبن و‬
‫ريحانه ام و ميوة دلم و پردة ما بين چشم من است‪ ،‬پس در حالي كه‬
‫خدا دسببت خود را بر سببر حسببين (ع) گذاشتببه بود‪ ،‬فرمود‪ :‬اي محمببد‬
‫مبارك باد اين مولود و بركات من بر او باد"‪.‬‬
‫از اين قبيل احاديث در كتب شيعه بسيار است‪ ،‬با اينكه مخالف آن‬
‫مذهبب بلكبه مخالف ببا ضروريات اسبلم اسبت‪ ،‬ببا اينكبه عمبل زيارت‬
‫چنانكبه گفتيبم در كتاب خدا عملي مأمور ببه نبوده و در سبنت صبحيحة‬
‫رسول الله از آن اثري نيست‪ ،‬و مسلمين صدر اول هيچگونه عنايتي‬
‫ببه ايبن قبيبل امور نداشتنبد مثل ً هيبچ شنيده نشده اسبت كبه در زمان‬
‫رسبول خدا هيبچ مسبلماني براي زيارت اموات اعبم از شهداء صبلحاء‬
‫ببه مشهدي مسبافرت كنبد يبا بعبد از رسبول خدا مسبلماني ببه زيارت‬
‫قبر او به قصد زيارت بيايد يا قبري از شهيدي و يا صالحي تعمير شود‪،‬‬
‫بلكبه ضبد آن توصبيه شده اسبت‪ ،‬حتبي قببر بزرگانبي ماننبد حمزة سبيد‬
‫الشهداء متروك(‪ )1‬و قببر ابراهيبم (ع) فرزنبد رسبول خدا كبه در زمان‬
‫حيات آن حضرت فوت نمود طبق روايات وارده در تهذيب پس از يكي‬
‫دو سبال نبا معلوم و قببر فاطمبه (ع) دختبر رسبول خدا مجهول و قببر‬
‫اميبر المؤمنيبن (ع) ناپيدا بود و مدتهبا مورد توجبه و محبل اجتماع نبوده‬
‫اسببت‪ .‬چرا؟‪ ،‬گرچببه فلسببفه بافان براي هببر كدام اينهببا علتهايببي بدون‬
‫دليل و حتي سند‪ ،‬به خيال و سليقة خود بافته اند!!‬
‫امبا حقيقبت آن اسبت كبه آن بزرگوار نيبز دعاي رسبول خدا‬
‫‪1‬‬

‫را در‬

‫() قابل بسي دقت و تأمل است كه در زمان رسول خدا و صحابة بزرگوار نه تنها قبر هيچ‬
‫يبك از اولياء و بزرگان شهداء اسبلم تعميبر نشبد بلكبه همچنان متروك و مهجور مانبد‪ ،‬علوه‬
‫بر آن چنانكه از كتب سير و اخبار معتبر به دست مي آيد چون "مغازي واقدي" (ص ‪ )289‬و‬
‫تفسببير علي بببن ابراهيببم قمببي (ص ‪ ،112‬چاپ قديببم) و بحار النوار (ج ‪ ،6‬ص ‪ ،642‬چاپ‬
‫سربي) رسول خدا در مورد دفن حمزة سيد الشهداء عموي بزرگوار خود كه سيد و سالر‬
‫َص‬
‫ن ذَل ِ ص َ‬
‫ز َص‬
‫وَل أ ْ‬
‫ن يُ ْ‬
‫ك نِ ص َ‬
‫ساءَنَا ‪ ،‬لَتََركْنَاه صُ‬
‫شهيدان راه خدا در غزوة احببد بود‪ ،‬فرمود‪ " :‬ل َ ْ‬
‫ح ِ‬
‫ح َ‬
‫ع‬
‫سبَا َ‬
‫م ال ْ ِ‬
‫عا ِ‬
‫ة ِ‬
‫م ِ‬
‫في َ ِ‬
‫حت ّصى ي ُ ْ‬
‫والطّيَْر ‪َ -‬‬
‫ة ‪ -‬يَ ْ‬
‫لِل ْ َ‬
‫و َص‬
‫ن ال ّص‬
‫م ْص‬
‫عن ِصي ال ّص‬
‫قيَا َ‬
‫ن بُطُو ِص‬
‫شَر ي َ ْ‬
‫ع َ‬
‫سبَا ِ‬
‫ر" = اگرنه اين بود كه زنان ما ناراحت و محزون ميشوند‪ ،‬جنازة حمزه را‬
‫وا ِ‬
‫و َ‬
‫ص ِ‬
‫ح َ‬
‫َ‬
‫ل الطّي ْ ِ‬
‫ميگذاشتيبم تبا درندگان و مرغان بخورنبد تبا در روز قيامبت حمزه از شكبم درندگان و مرغان‬
‫محشور شود! آري‪ ،‬رسول خدا ميخواهد جنازة حمزه از شكم در ندگان محشور شود‪ ،‬اما‬
‫مرده پرستان براي امثال آن بزرگوار گنبد زرين و ضريح سيمين ميسازند!!‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪111‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫عب َصد =‬
‫هنگام وفات شنيده بودنبد كبه‪" :‬اللهصم ل تجعصل قصبري وثنا ً ي ُ ْ‬
‫خدايا قبر مرا بتي مكن كه پر ستيده شود" و علقه داشتند كه آن دعا‬
‫مشمول قبور مقدسة ايشان شود‪.‬‬
‫به راستي چرا بيش از صد و بيست و چهار هزار پيامبر كه خداوند‬
‫فرستاده است فقط قبر سه نفر از آنان معلوم است؟ اگر زيارت قبر‪،‬‬
‫آنقدر ثواب دارد چرا از قبور انببياء اثري نيسبت؟ آيبا حضرت داوود (ع)‬
‫كمتببر از امامزاده داوود اسببت؟ و يببا حضرت الياس كمتببر از امامزاده‬
‫علي عباس؟!!‪.‬‬
‫احاديثببي هببم كببه در بارة زيارت جمببع شده اسببت غالبا ً مخالف‬
‫يكديگر است مثل ً در حديثي زيارت حضرت سيد الشهداء (ع) معادل با‬
‫نود حج رسول الله است (در حال كه رسول خدا بعد از نزول آية‬
‫حج‪ ،‬بيش از يك حج انجام نداده است) و در بعضي احاديث خيلي بيش‬
‫از نود حج تا دو ميليون حج!!؟‪.‬‬
‫امبا در " قرب السبناد" روايتبي از "حنان ببن سبدير" منقول اسبت‬
‫كبه گفبت ببه حضرت صبادق (ع) عرض كردم‪" :‬مصا تقول فصي زيارة‬
‫قصبر الحسصين ‪ ‬فإنصه بلغنصا عصن بعضكصم أنصه قال تعدل حجصة‬
‫وعمرة؟ قال فقال‪ :‬مصصا أصصصعب هذا الحديصصث! مصصا تعدل هذا‬
‫كله‪ ،‬لكصن زوروه ول تجفوه وإنصه سصيد شباب الشهداء وسصيد‬
‫شباب أهل الجنة وشبيه يحيى بن زكريا"‪.‬‬
‫خلصة حديث آن است كه‪" :‬حنان مي گويد به حضرت صادق (ع)‬
‫عرض كردم در زيارت حسبين (ع) چبه مبي فرمايبي همانبا كبه از بعبض‬
‫شما اهل بيت به ما رسيده است كه زيارت آن حضرت معادل يك حج‬
‫و يبك عمره اسبت!! حضرت فرمود‪ :‬ايبن حديبث خيلي مشكبل اسبت‪،‬‬
‫خيبر‪ ،‬ثواب زيارت او آنقدر نيسبت‪ ،‬لكبن شمبا او را زيارت كنيبد زيرا او‬
‫سيد شهيدان و سيد جوانان اهل بهشت و شبيه يحي بن زكريا است‪.".‬‬
‫يكبي از مشكلت ايبن احاديبث آن اسبت كبه ببا اينكبه از ائمبه (ع)‬
‫آنقدر فضليت در زيارت ائمه ب عليهم السلم ب وارد شده‪ ،‬اما از طرف‬
‫خود امامان (ع) اقدامبي ببه ايبن عمبل كبه آنهمبه فضليبت براي آن قائل‬
‫شده انببد‪ ،‬صببورت نگرفتببه اسببت!‪ ،‬مثل در روايات وارد شده كببه از‬
‫حضرت امام محمبد تقبي (ع) سبؤال شده اسبت كبه گفتبه انبد‪ :‬زيارت‬
‫پدرت حضرت رضببا (ع) معادل بببا هزار حببج اسببت؟ حضرت فرمود‪:‬‬
‫معادل ببا هزار هزار (= يبك ميليون) حبج اسبت!!!‪ ،‬يعنبي هزار برابر ببا‬
‫لتببر اسببت‪ .‬خوب عملي كببه آنقدر ثواب دارد‪ ،‬چرا خود حضرت جواد‬
‫(ع) آن را حتببي براي يببك بار انجام نداد تببا حجتببي قوي باشببد بر آن‬
‫حديبث يبا ببه خوببي ايبن عمبل؟‪ .‬زيرا آن جناب كبه در ايبن باره عذري‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪112‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫نداشبت‪ ،‬و زمانبش هبم زمان تقيبه نبود و قدرت مالي هبم بر ايبن عمبل‬
‫داشبببت‪ ،‬زيرا داماد خليفبببة و قبببت (= مأمون) و در قصبببر او معزز و‬
‫محترم بود‪ ،‬و مأمون هم كه به شيعيان متمايل بود و از اين عمل بدش‬
‫نمي آمد‪ .‬به علوه حق پدري كه حضرت رضا بر حضرت جواد ب عليهما‬
‫السلم ب داشت‪ ،‬واجب مي نمود كه با اين همه فضليت يك زيارت‪ ،‬اقلً‬
‫از جا نب آن حضرت‪ ،‬صورت گيرد‪ .‬و همچنين به زيارت امير المؤمنين‬
‫(ع) نرفته است‪ ،‬با اينكه قريب هيجده سال در قرب جوار آن حضرت‪،‬‬
‫يعني در بغداد بوده است‪ ،‬و چون مي دانيم كه قبر امير المؤمنين (ع)‬
‫را هارون الرشيبد پيداكرده وتعميبر نمود‪ ،‬قطعا ً هبم هارون و هبم مأمون‬
‫بسببيار خوشحال مببي شدندكببه ايببن قبببه و بارگاهببي كببه بببه نام اميببر‬
‫المؤمنيبن بب ‪ ‬بب سباخته انبد‪ ،‬مورد توجبه مردم مخصبوصا ً امامانبي كبه از‬
‫فرزندان آن حضرت هستند‪ ،‬قرار گيرد‪ .‬امبا متاسبفانه از حضرت كاظبم‬
‫بب ‪ ‬بب تبا آخريبن امام‪ ،‬هيچكدام ايبن مزار را زيارت نكرده انبد‪ ،‬ببا آنهمبه‬
‫فضليبت كبه از براي ايبن عمبل از جانبب ايشان نقبل شده‪ ،‬يعنبي ببه آن‬
‫بزرگواران نسبت مي دهند‪.‬‬
‫آيا اينها مطالبي نسيت كه مورد دقت و توجه طالبان حقيقت قرار‬
‫گيرد؟‪.‬‬
‫آيبا حجتبي از كتاب خدا و سبنت عملي رسبول الله و ائمبه بب سبلم‬
‫الله عليهببم بب بر ايبن اعمال هسبت؟!‪ .‬آيبا اموال و اوقاتبي كبه صبرف‬
‫اعمال مببي شود كببه از طرف خدا و رسببول او دسببتوري در آن باب‬
‫نرسيده است‪ ،‬مورد مؤاخذه قرار گرفت؟ با آنهمه كفرياتي كه در اين‬
‫زيارتنامه ها هست؟‪.‬‬
‫آيا اعمالي كه سند صحيحي براي آن نمي توان يافت‪ ،‬و اقوالي كه‬
‫از يبك مشبت كذاب و غالي ببه شرحبي كبه گذشبت‪ ،‬صبادر شده‪ ،‬آنقدر‬
‫قوي اسببت كببه بايببد آن را خلف قرآن و بر ضببد تعليمات آن بببه كار‬
‫برد؟!!‪.‬‬
‫اينهبا سبؤالتي اسبت كبه هبر عاقلي از خود و از هبر كبس كبه ببه‬
‫جواب صبحيح آن قادر باشبد‪ ،‬آيبا امبر آخرت آنقدر سبرسري و غيبر قاببل‬
‫اعتناء است كه به هر چيزي مي توان اعتماد كرد؟‪.‬‬
‫شمبا اگبر يبك اسبكناس بيسبت ريالي داشتبه باشيبد كبه در آن اندك‬
‫خدشتبه اي تصبور كنيبد بدون رسبيدگي و تحقيبق ببه درسبتي آن جرأت‬
‫نمبي كنيبد كبه آن را ببه بازار برده در مقاببل آن چيزي خريداري كنيبد‪.‬‬
‫پببس چگونببه يببك مشببت موهومات و خرافات را بببه عنوان توشببة روز‬
‫قيامبببت‪ ،‬براي روز سبببخت ل ينفصصصع فيصصصه ما ٌ‬
‫ل ول بنون‪ ،‬ذخيره‬
‫مي كنيد و اصل ً در صدد تحقيق و تكذيب و تصديق آن نيستيد؟!!‪ .‬واقعاً‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪113‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫عجيب است!‪.‬‬
‫از خداي متعال توفيبق خود و جميبع مسبلمين را در هدايبت ببه راه‬
‫َ‬
‫ب مجي ٌص‬
‫راسبت و دُُرسبت مسبألت مبي كنبم‪ .‬إنصه قري ٌص‬
‫صل ّى الل ُهص‬
‫و َص‬
‫ب َ‬
‫علَى مح َّ‬
‫ه الطاهرين‪.‬‬
‫َ‬
‫د وآل ِ ِ‬
‫م ٍ‬
‫‪‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪‬‬

‫‪114‬‬

‫‪‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫تعمير القبور در اسلم!‬

‫(‪)1‬‬

‫در ضمبببببن مقالة "علل انحطاط مسصصصصصلمين" در روزنامبببببة‬
‫"وظيفه" اشاره اي به وضع اسف انگيز موقوفات نموده بوديم كه در‬
‫نتيجببة جهببل و نادانببي واقفيببن‪ ,‬اغلب موقوفات ايران – و شايببد سبباير‬
‫كشور هاي اسبلمي – صبرف بقعبه و بارگاه و خادم و قاري امامزادگان‬
‫خيالي مببي شود كببه البتببه مطلوب شرع نيسببت و در نتيجببه موجببب‬
‫ويرانبي آب و ملك و خراببي ممكلت و بيكاري و گرسبنگي مردم اسبت‪.‬‬
‫كساني از آن مقاله انتقاد كردند كه شايد به سبب عدم اطلع از تاريخ‬
‫صبدر اسبلم و مبادي ديبن و اصبول شريعبت‪ ,‬چندان مسبتحق ملمبت‬
‫ممين "قم" كه به فضل و دانش‬
‫نباشند‪ ,‬ولي نظر به اينكه يكي از مع ّ‬
‫مشهور است‪ ,‬در مقالة مندرجة خود در شمارة ‪ 137‬روز نامة "وظيفه"‬
‫بعد از تهمت ها و دشنام ها به حديثي استناد كرده است كه در آن به‬
‫تعميببر قبور تشويببق و ترغيببب شده و چون وي ادعببا كرده اسببت كببه‬
‫احاديببث و روايات بسببياري از زبان پاك ائمببة معصببومين در بارة آنهببا‬
‫رسببيده!! لذا بببا تذكببر ايببن نكتببه كببه در باب تعميببر قبور بدبختانببه يببا‬
‫خوشباختانه در تمام كتب شيعه بيش از يك حديث نيست و اثبات وجود‬
‫زياده بر آن بر عهدة مدعبي اسبت‪ ,‬حديبث مذكور را از نظبر خوانندگان‬
‫مبي گذرانيبم و آن را ببه لحاظ سبند و متبن مورد تحقيبق و مطالعبه قرار‬
‫داده و قضاوت را ببه ارباب فضبل و عقبل و انصباف وا مبي گذاريبم و‬
‫من الله التوفيق‪.‬‬
‫قببل از ورود ببه بحبث لزم اسبت ياد آور شويبم كبه سباختن بقعبه و‬
‫پرداختبن دخمبه و پرسبتش اموات يكبي از آداب و سبنن اديان خرافبي و‬
‫باطلة قبل اسلم بوده و صفحات تاريخ بدان مشحون است مخصوصاً‬
‫ايران كببببه دخمببببه براي اموات و بناي قبببببه و بارگاه براي شاهان و‬
‫شاهزادگان از بزرگتريبن عادات و سبنت ايرانيان اسبت كبه از جمله قببر‬
‫"كورش" اول معروف ببه "گور دختبر" كبه "واندنببرگ" كشبف كرده و‬
‫قبببر "چببه ايببش پيببش" و قبببر "راه دختببر" و در آرامگاه "پازارگاد" كببه‬
‫توسبط "هرسبفلد" مكشوف شبد و طببق تحقيبق باسبتانشناسان‪ ,‬تاريبخ‬
‫ايببن بناهببا بببه قرن هفتببم قبببل از ميلد مببي رسببد و در شمارة ‪-5275‬‬
‫‪ 9/11/39‬روزنامبببة كيهان شرح داده شده‪ .‬هنوز قببببر كورش كببببير در‬
‫مشهد مرغاب و قبر داريوش اول در نقش رستم و تخت مادر سليمان‬
‫در ايران و اهرام فراعنبه مصبر و وادي مقابر الملوك در سباحل غرببي‬
‫نيل و جانشينان "چچسوت" كه مقبرة سلطين جبار و خدايان ستمكار‬
‫مصببر اسببت (طبببق گزارش "واندنبببرك" بببه نقببل از روزنامببة كيهان ‪3‬‬
‫‪1‬‬

‫() ايبن مطالب قبل در كتاب "ارمغان آسصمان" ص ‪ 273‬ببه بعبد‪ ,‬ببه طببع رسبيده اسبت كبه‬
‫اينك با اندكي تصرف در اينجا آورده ايم‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪115‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫بهمبن ‪ )1339‬در آن سبرزمين خود نمايبي مبي كنبد و ببه تحقيبق مؤرخيبن‬
‫مانند "ويل دورانت" قريب پنجاه قرن بر آنها مي گذرد و همه روزه به‬
‫وسبيلة باسبتانشناسان در سبرزمين هاي ايران و مصبر گوري يبا بقعبه و‬
‫بارگاه و مرقد و ضريحي از زير خاك بيرون مي آيد چنانكه همين سال‬
‫جاري قببر (كوري دختبر) در بيبن كازرون و برازجان و پنبج آتشكده كبه‬
‫عينا ً شببيه ببه قببر كورش كببير بود توسبط پرفسبور "واندنببرك" بلژيكبي‬
‫كشف شد‪.‬‬
‫امبا در اسبلم چنانكبه تاريبخ نورانبي آن حكايبت مبي كنبد نه در زمان‬
‫رسبول اكرم و نبه در زمان خلفاي راشديبن و نبه در زمان مسبلمين‬
‫صبدر اول از سباختن گنببد و بارگاه و تعييبن خادم و قاري براي قببر هيبچ‬
‫يبك از اولياء و بزرگان سبابقه اي در دسبت نيسبت‪ .‬ببا اينكبه رسبول خدا‬
‫ي احبد مبي رفبت و فاطمبة زهرا (ع) قببر حمزة سبيد‬
‫ببه زيارت شهدا ِب‬
‫الشهداء (ع) را زيارت مي كرد و امير المؤمنين به زيارت قبور تشريف‬
‫مبي برد و در زمان حضرتبش صبدها و هزارهبا از بزرگان صبحابة رسبول‬
‫خدا و ياران و شيعيان آن بزرگوار يا در ميدان جنگ شهيد و يا در بستر‬
‫مرگ از دنيبا رفتنبد ولي هيچكدام نبه قببرشان تعميبر شبد و نبه قببه و‬
‫بارگاهبي داشتنبد و همچنيبن سبايرين تبا وقتبي كبه كشور هاي ايران و‬
‫مصبببر و روم و امثال اينان ببببا مجاهدت سبببربازان اسبببلم مسبببلماني‬
‫پذيرفتنبد و بعبد از يكبي دو قرن كبم كبم افراد زبدة كشور هاي نام برده‬
‫در دربار خلفاء مقاماتبببي احراز كردنبببد؛ آنگاه دأب و عادت و آداب‪ ,‬و‬
‫سببنت مذاهببب خود را بببه وسببايل مرموزي وارد ديببن اسببلم كردنببد‬
‫مخصوصا ايرانيان كه تا توانستند آداب و سنن مجوسيت را به عناوين‬
‫مختلف داخببل ديبن اسببلم كردنبد كبه عيببد نوروز از آن جمله اسببت‪ .‬و‬
‫آداب دفبن اموات مبا‪ ,‬اكثرا آلوده ببه مراسبم مجوسبيت و از آن جمله‬
‫سباختن بقعبه و دخمبه و روشبن كردن شمبع و چراغ و خيرحلوا و ميوه‬
‫بر سبر قببر‪ ,‬از ايبن قبيبل اسبت كبه براي تحقيبق ايبن مطالب بايبد ببه‬
‫كتابهاي «سبير تمدن و تطور ملل» و «مشرق زميبن گاهوارة تمدن» و‬
‫«ميراث اسبببلم» و آغاز تمدن بشبببر و صبببدها ماننبببد ايبببن تأليفات از‬
‫محققين داخلي و خارجي‪ ,‬رجوع كرد‪.‬‬
‫اينبك بپردازيبم ببه حديثبي كبه مورد اسبتناد طرفداران تعميبر قبور‬
‫امام زادگان است‪:‬‬
‫در تمام كتبب معتببرة شيعبه يبك حديبث ببا اندك اختلفبي در عبارت‬
‫در موضوع تعمير قبور آورده اند‪ ,‬متن حديث چنين است‪:‬‬
‫در تهذيب شيخ طوسي به اسناد خود از محمد بن احمد بن داوود‬
‫و او از محمد بن علي بن فضل و او از حسين بن محمد فرزدق و او از‬
‫موسي الحول و او از محمد بن ابي السري و او از عبد الله بن محمد‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪116‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫البلوي و او از عماره بن يزيد از ابو عامر واعظ أهل حجاز روايت مي‬
‫كنبد كبه او گفبت آمدم خدمبت حضرت صبادق و گفتبم چبه ثواب اسبت‬
‫كسي را كه زيارت كند قبر او را (يعني قبر امير المؤمنين را) و تربت‬
‫(=مزار) او را تعمير نمايد؟ حضرت فرمود‪ :‬يا أبا عمار حديث كرد مرا‬
‫پدرم از جدش حسبين ببن علي كبه پيغمببر ببه اميبر المؤمنيبن چنيبن و‬
‫چنان فرمود تبا مبي رسبد ببه ايبن جمله كبه مورد اسبتناد اسبت‪ " :‬ي َصا‬
‫ها َ َ‬
‫مَر ُ‬
‫عل ِص ُّ‬
‫ن‬
‫ما أ َ َ‬
‫ن َ‬
‫َ‬
‫عا َ‬
‫هدَص َ‬
‫ما َ‬
‫عا َص‬
‫م وت َ َ‬
‫ن ُص‬
‫ن ب ْص َ‬
‫م ْص‬
‫سلَي ْ َ‬
‫فكَأن َّص َ‬
‫قبُوَرك ُص ْ‬
‫ع َ‬
‫ي! َ‬
‫م ْ‬
‫س! = "يببا علي هركببس قبور شمببا را‬
‫علَى بِنَا ِ‬
‫ودَ َ‬
‫ق ِ‬
‫ء بَي ْ ص ِ‬
‫ت ال َ‬
‫دَا ُ‬
‫د ِص‬
‫تعمير كند و به آن آمد و شد و اقامت نمايد همچنان است كه سليمان‬
‫بن داوود را بر بناي بيت المقدس كمك و ياري كرده باشد!"‬
‫مبا در اينجبا اول ً اسبناد ايبن حديبث را بر اسباس علم درايبه و رجال‬
‫كه مقبول آقايان است مورد دقت قرار مي دهيم و سپس مي پردازيم‬
‫به مضمون آن‪:‬‬
‫ي" ابببببن طاووس و‬
‫ر ّصصص‬
‫در طريببببق اول آن كتاب "فرحصصصة الغ ِ‬
‫"تهذيب" شيخ طوسي "عبد الله بن محمد البلوي" است‪.‬‬
‫در كتب رجال اين مرد را چنين توصيف نموده اند‪:‬‬
‫علمبه در خلصبه مبي نويسبد‪ :‬إنصه ضعيصف مطعون عليصه‪ .‬ايبن‬
‫بدبخت هم حديثش ضعيف است و هم خودش مطعون است‪.‬‬
‫رجال نجاشببي هببم او را ضعيببف مببي شمارد و در رجال غضايري‬
‫و ُ‬
‫ح َّ‬
‫ح ُ‬
‫ن ُ‬
‫گفتبه شده‪َ " :‬‬
‫و ٍ‬
‫م ٍ‬
‫م ْ‬
‫م َ‬
‫عبْدُ الله ب ْص ُ‬
‫يّص‬
‫ن َ‬
‫ع َ‬
‫ن ُ‬
‫ف ْ‬
‫ظص الْبَل َ ِ‬
‫مي ْ ِ‬
‫ر ب ِص‬
‫د ب ِص‬
‫َ‬
‫ب و َّ‬
‫ر ُّ‬
‫أبو مح َّ‬
‫ع للحديث ل يُلْت َ َ‬
‫ت إلى حديثه‬
‫ضا ٌ‬
‫م ٍ‬
‫ي كذّا ٌ‬
‫ف ُ‬
‫د المص ِ‬
‫عبَأ ُ بصه " = مبي فرمايبد‪ :‬عببد الله البلوي بسبيار دروغگبو و بسبيار‬
‫ول ي ُ ْ‬
‫حديببث سبباز بوده بببه حديببث او التفاتببي نمببي شود و نبايببد بدان اعتناء‬
‫نمود‪.‬‬
‫حال ببينيبد ايبن شخبص خيلي محترم!! از چبه كسبي حديبث مبي كنبد‬
‫چنانكبه در اسبناد حديبث ملحظبه فرموديبد او از عماره ببن زيبد روايبت‬
‫مي كند‪ .‬اينك جناب عماره بن زيد را بشناسيد!!‬
‫خولن ّصصصُ‬
‫ي‬
‫د ال َ‬
‫رجال نجاشبببي مبببي نويسبببد‪ُ " :‬‬
‫ن َزي ْ ٍ‬
‫ماَرةُ ب ْصصص ُ‬
‫ع َ‬
‫ه َ‬
‫غيُْر هذا " = يعنببي از آقاي عماره‬
‫ر ِص‬
‫ي ل يُعرف مصن أ ْ‬
‫الهمدان ُّص‬
‫م ِ‬
‫بن زيد چيزي معلوم نيست كه اين شخص وجود داشته يا نه جز همين‬
‫س َّ‬
‫مي!‬
‫م َ‬
‫اسم بي ُ‬
‫د الله أن َّه‬
‫حسين بن ُ‬
‫عبي ِ‬
‫رجال ممقاني هم مي گويد‪ " :‬ذكر ال ُ‬
‫سئ ِ َ‬
‫ل عبصد الله بصن محمصد البلوي‬
‫س ِ‬
‫م َ‬
‫ع بعصض اصصحابنا يقول ُص‬
‫َص‬
‫ل نز َ‬
‫عصصن عمارة بصصن زيصصد هذا الذي حدثصصك؟ فقال رج ٌ‬
‫ل مصصن‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪117‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ج " = يعنببي‪ ,‬از آقاي عبببد الله بببن محمببد‬
‫السصماء حدَّثنصي ثصم َ‬
‫عَر َص‬
‫البلوي خوشنام بسبيار راسبتگو!! گفتبه (لببد هميبن حديبث بوده؟!) چبه‬
‫كسبي اسبت! گفبت مردي اسبت كبه از آسبمان نازل شده مرا حديبث‬
‫گفته آنگاه عروج فرموده!!‬
‫در رجال غضائري هببم از ايببن آقاي عماره بببن زيببد ايببن تعريببف و‬
‫م ليصس‬
‫توصبيف شايان را مبي بينيبم "وأصصحابُنا يقولون‪ :‬إنصه اسص ٌ‬
‫تحته أحدٌ‪ ،‬وك ُّ‬
‫ه"‬
‫ديث ِ ِ‬
‫ح ِ‬
‫ج ِ‬
‫ب والكذ ُ‬
‫ل ما يرو يه كذ ٌ‬
‫ه َ‬
‫و ْ‬
‫ب بي ِّ ٌ‬
‫ن في َ‬
‫يعني اصحاب ما (يعني شيعه) مي گويند كه عماره بن زيد اسمي است‬
‫ببي مسبما كبه تحبت ايبن نام احدي نيسبت و هرچبه را روايبت مبي كنبد‬
‫دروغ است و اساسا دروغ از ريخت و روي حديثش آشكار است!!‪.‬‬
‫رجال اببو داوود مبي نويسبد‪ :‬ضعيبف اسبت و اسبمي اسبت بدون‬
‫مسبمي و در خلصبه الرجال علمبه هبم او را بديبن صبفات ممتاز مبي‬
‫ستايد!!‬
‫اينها رجال اين حديث‪ ,‬در "تهذيب" اند‪.‬‬
‫ي"‪ .‬ابببن طاووس روايببت‬
‫ر ّصص‬
‫اينببك رجال آن از كتاب "فرحصصه الغ ِ‬
‫هميبن حديبث را از شيبخ مفيبد از محمبد ببن احمبد ببن داوود عبن اسبحق‬
‫ببن محمبد عبن احمبد ببن زكريبا ببن طهمان عبن الحسبن ببن عببد الله ببن‬
‫المغيره عبن علي ببن حسبان عبن عمبه عببد الرحمبن عبن اببي عببد الله‬
‫(ع) آورده است‪.‬‬
‫در سبند ايبن حديبث "اسبحق ببن محمبد" هسبت كبه در كتبب رجال‬
‫مثبل خلصبه الرجال علمبه و جامبع الرواه اردبيلي و رجال طبه و رجال‬
‫غضائري او را چنين معرفي مي كنند‪ " :‬اسحق بن محمد بن أحمد‬
‫ضاعا ً للحديصصث‬
‫إنصصه كان فاس صدَ المذهصصب كذّابا ً فصصي الروايصصة و ّ‬
‫ل يُلْت َ َ‬
‫ت إليصه= اسبحق فاسبد المذهبب و در روايبت بسبيار دروغگبو و‬
‫ف ُص‬
‫جاعل حديث بوده كه به او توجه نمي شود"‪.‬‬
‫يكي ديگر از رجال آن "احمد بن زكريا" است‪ .‬اينك اين بزرگوار!‪.‬‬
‫ي مصصن‬
‫رجال علمببه مببي نويسببد‪ " :‬أحمصصد بصصن زكريصصا القم ّصص‬
‫الكذّابين المشهورين = احمد بن زكريا قمي از دروغگويان مشهور‬
‫است"‪.‬‬
‫ايبن احمبد ببن زكريبا از "حسبن ببن عببد الله" روايبت مبي كنبد‪ .‬اينبك‬
‫آقاي حسن بن عبد الله را بشناسيم!‬
‫خلصه الرجال مي نويسد‪" :‬حسن بن عبد الله القمي يرمى‬
‫بالغلو" يعني‪ ,‬وي متهم به غلو و شرك است‪.‬‬
‫اين بدبخت از "علي بن حسان" روايت مي كند حال برويم سراغ‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪118‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫آقاي علي بن حسان‪:‬‬
‫رجال كشي مي نويسد ‪" :‬قال محمد بن مسعود سألت علي‬
‫بصن الحسصن بن علي بصن فضال عن علي بصن ح سان قال عن‬
‫أيهما سألت أ ما الواسطي ف هو ثقة وأ ما الذي عند نا (يشير‬
‫ي) يروي عصن عمصه عبصد الرحمصن‬
‫إلى علي بصن حسصان الهاشم ّص‬
‫بصن كثيصر‪ ،‬فهصو كذاب وهصو واقفصي أيضصا لم يدرك أبصا الحسصن‬
‫موسى ‪".‬‬
‫مضمون كلم فوق ايبن اسبت كبه علي ببن حسبان هاشمبي كبه از‬
‫عمويش عبد الرحمن بن كثير حديث را روايت مي كند گذشته از اينكه‬
‫بسيار دروغگو بوده واقفي مذهب هم بوده و امام موسي كاظم را به‬
‫امامت قبول نداشته است! گل بود به سبزه نيز آراسته شد!‬
‫خلصببه الرجال علمببة حلي مببي نويسببد‪ " :‬علي بصصن حسصصان‬
‫الهاشمصي يروي عصن عمصه عبصد الرحمصن غال ضعيصف رأيصت له‬
‫كتابا ً سصماه كتاب التفسصير ل يتعلّق مصن السصلم بسصبب‪ ،‬ول‬
‫يروي إل عن عمه "‬
‫از ايببن كلم معلوم مببي شود ايببن شخببص هببم غالي اسببت و هببم‬
‫ضعيبف و تفسبيري كبه نوشتبه اصبل ارتباطبي و تعليقبي ببه اسبلم ندارد‬
‫يعنببي كفريات اسببت‪ .‬بعببد مببي فرمايببد "ضعيصصف جدا ً ذكره بعصصض‬
‫أصحابنا في الغلة فاسد العتقاد = بسيار ضعيف ا ست‪ .‬برخي‬
‫از اصحاب ما او را در شمار غاليان فاسد العقيده آورده اند"‪.‬‬
‫ايببن آقاي علي بببن حسببان را هببم شناختيببم‪ .‬اينببك برويببم سببراغ‬
‫عمويش عبد الرحمن بن كثير كه اين علي بن حسان از او روايت مي‬
‫كند‪.‬‬
‫رجال نجاشبببي چاپ جديبببد تهران ص ‪ 175‬مبببي نويسبببد‪ ":‬عبصصصد‬
‫الرحمصصصن بصصصن كثيصصصر الهاشمصصصي مولى‪ ...‬كان ضعيفاً‪ ،‬غمصصصز‬
‫أصصصحابنا عليصصه وقالوا كان يضصصع الحديصصث = وي ضعيببف بوده و‬
‫اصبحاب مبا (=شيعيان) بر او طعنبه زده انبد و گفتبه انبد كبه او حديبث‬
‫جعل مي كرده است"‪ .‬آري هنرش وضع احاديث بوده!‬
‫"خلصه الرجال" اضافه مي كند كه ‪ ":‬ليس بشيء " اين بيچاره‬
‫هيچ نيست!‬
‫تمام اينهبا از اببو عامبر واعبظ حجاز نقبل مبي كننبد و بدبختانبه! در‬
‫كتب رجال از اين واعظ حجاز نام و نشاني نيست!! هر چند اگر آقاي‬
‫أبو عامر از مشاهير عباد و زهاد وفي المثل همرديف امام جعفر صادق‬
‫(ع) هم بود با آن رجال كه ديديم‪ ,‬سند اين حديث هيچ ارزشي نداشت‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪119‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫و آن حديث را از دروغ و جعل بودن خارج نمي ساخت ولي معهذا خود‬
‫اين آقاي واعظ اهل حجاز هم معلوم نيست چه كسي بوده؟!‬
‫بلي از بركبت ايبن يبك حديبث ايبن آقايان خيلي راسبتگو؟! بوده كبه‬
‫كشورهاي اسببلمي مملو از گنبببد و بارگاه امامزادگان راسببت و دروغ‬
‫است و كمتر دهي است كه يك چند امامزاده نداشته باشد كه به سنت‬
‫ايرانبي و آداب مجوسبي آنهبا را شاهزاده هبم مبي گوينبد مثل ً شاهزاده‬
‫حمزه! شاهزاده جعفر! شاهزاده احمد! و قس علي ذلك‪ ،‬زيرا ايرانيان‬
‫شاه پرسبت! كبه قببل از اسبلم صبدها از ايبن شاهزاده هبا داشتنبد كبه‬
‫داراي دخمه ها و گنبدها بوده اند حال نمي توانند بدون شاهزاده باشند‬
‫و بيبش از رببع آب و خاك زراعبي ايبن سبرزمين و خانبه و دكاكيبن آن‬
‫وقبف ايبن امامزاده هاسبت و شمبا مبي توانيبد از قياس خسبارت هميبن‬
‫يك عمل كه به نام دين صورت مي گيرد خسارت ساير اعمالي را كه‬
‫ببه نام ديبن انجام مبي شود و خوشبختانبه ديبن از آن ببي خببر بلكبه بيزار‬
‫است‪ ,‬به دست آوريد‪.‬‬
‫اينك به مضمون اين حديث مي پردازيم‪:‬‬
‫ابببو عامببر واعببظ اهببل حجاز كببه معلوم نشببد چببه كسببي بوده! از‬
‫حضرت صبادق (ع) مبي پرسبد كسبي كبه ترببت اميبر المؤمنيبن را تعميبر‬
‫كنبد چبه ثواببي دارد و حضرت از قول پيغمببر مبي فرمايبد كبه ببه اميبر‬
‫المؤمنيبن فرمود‪ :‬يبا علي كسبي كبه قبور شمبا را تعميبر كنبد مثبل كسبي‬
‫است كه به سليمان بن داوود در بناي بيت المقدس كمك كرده است‪.‬‬
‫ايبن مضمون صبرفنظر از آن رجال بسبيار معتببرش!! از چنبد نظبر‬
‫مخدوش و غير قابل اعتناء و همانطور كه سندش هم مي رساند از بيخ‬
‫دروغ است!!‬
‫اولً ‪ ,‬تعميبر قبور چنانكبه در احاديبث صبحيحه كبه از پيغمببر و ائمبه‬
‫(ع) رسبيده و بعدا ً آن احاديبث را خواهيبم آورد‪ ,‬عمبل مشروعبي نبوده‬
‫كه براي آن ثوابي باشد تاكسي از امام از ثواب آن بپرسد!‪.‬‬
‫ثانياً‪ ,‬قببر اميبر المؤمنيبن در زمان حضرت صبادق معلوم و روشبن‬
‫نبود كه كسي در صدد تعمير آن برآيد تا بخواهد بداند ثوابش چيست؟‬
‫مطاببق تواريبخ معتببر قببر اميبر المؤمنيبن در زمان هارون الرشيبد ببا‬
‫قرائنببي كشببف شببد كببه خيلي بعببد از حضرت صببادق بود و چيزي كببه‬
‫معلوم نيست پرسش از تعمير آن بسيار بعيد بلكه غير عاقلنه است‪ ،‬و‬
‫اگر در احاديث ديده مي شود كه گاهي حضرت صادق به نجف تشريف‬
‫برده و بببه آن نقاطببي كببه قبببر اميببر المؤمنيببن احتمال داده مببي شببد‬
‫مشرف مببي شده بببه قدري گببم و نببا معلوم اسببت كببه كسببي نمببي‬
‫توانست بداند قبر مطهر در كجاست‪ ,‬چنانكه اگر گاهي از خود حضرت‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪120‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫صببادق پرسببيده مببي شببد كببه قبببر در كجاسببت؟ حضرت علمات و‬
‫اشاراتي مي فرمود كه نقطة مشخصي تعيين نمي شد‪ ,‬مثل ً در حديث‬
‫عامبببر كبببه گفبببت‪" :‬جعلت فداك! إن الناس يزعمون أن أميصصر‬
‫المؤمنين ‪ ‬دفن بالرحبة = فدايت شوم مرد مي پندارند كه امير‬
‫المؤمنيبن در رحببه مدفون اسبت" حضرت فرمود‪ :‬نبه قببر او در رحببه‬
‫نيسببت ‪ ,‬عرض كرد پببس در كجاسببت؟ حضرت فرمود‪ " :‬لمصصا مات‬
‫احتمله الحسصصن فأتصصى بصصه ظهصصر الكوفصصة قريبا ً مصصن النجصصف‪،‬‬
‫حيَْرة‪ ،‬فدفنصه بيصن ذكوات بيصض‬
‫يسصرةً مصن ال َ‬
‫من َ ً‬
‫ة عصن ال ِ‬
‫ي‪ ،‬ي َ ْ‬
‫ر ّص‬
‫غ ِ‬
‫= وقتببي كببه اميببر المؤمنيببن از دنيببا رفببت حضرت امام حسببن او را‬
‫برداشبت و آورد پشبت كوفبه نزديبك نجبف دسبت چبپ غري و دسبت‬
‫راسببت حيره و آن حضرت را در بيببن ريگهاي سببفيدي (كببه آنهببا را در‬
‫نجبف مبي گوينبد) دفبن كرد" و معلوم اسبت ببا چنيبن نشانبه هائي قببر‬
‫كسي معلوم نمي شود‪.‬‬
‫ثالثاً‪ ,‬ثواب تعميببر قبببر را معلق بببه مجهول كرده زيرا بناي بيببت‬
‫المقدس در اسببلم عملي مأمور بببه نيسببت كببه براي آن ثوابببي تعييببن‬
‫شود و بتوان اعمالي را ببا آن مقايسبه نمود مثل مبي توان گفبت ثواب‬
‫فلن عمبل برابر چنديبن حبج يبا چنبد جهاد يبا چنبد ركعبت نماز و از ايبن‬
‫قبيبل اسبت زيرا اينهبا در شرع اعمال مأمور ببه هسبتند كبه اتيان آنهبا‬
‫موجب ثواب است ولي بناي بيت المقدس آن هم در زمان سليمان بن‬
‫داوود چه عملي است كه مقياس اعمال حسنة ديگر شود!؟‬
‫رابعاً ‪ ,‬اعانبت ببه سبليمان ببن داوود در بناي بيبت المقدس ببه نبص‬
‫ما ي َ َ‬
‫ن‬
‫شاءُ ِ‬
‫ملُو َص‬
‫قرآن كار ديوان و شياطيبن بوده اسبت‪ " :‬ي َ ْ‬
‫م ْص‬
‫ع َ‬
‫ه َص‬
‫ن ل َص ُ‬
‫و ُ‬
‫ج َ‬
‫ماثِي َ‬
‫ت = و از‬
‫سيَا ٍ‬
‫ر َرا ِصص‬
‫ن كَال َ‬
‫ري َصص‬
‫م َ‬
‫وت َ َ‬
‫َ‬
‫وا ِصص‬
‫و ِ‬
‫ب َ‬
‫ج َ‬
‫فا ٍصص‬
‫ل َ‬
‫ب َ‬
‫قدُو ٍ‬
‫حا ِ‬
‫جنيان برايبش (=سبليمان) قصبرها و مجسبمه هبا و كاسبه هايبي چونان‬
‫حوض و ديگهاي ثاببت چنانكبه مبي خواسبت‪ ,‬مبي سباختند" (سببأ‪.)13/‬‬
‫شيخ طبرسي در ذيل همين آية شريفه در كتاب شريف "مجمع البيان"‬
‫(چاپ جديببد تهران‪ ,‬جلد هشتببم‪ ,‬ص ‪ )382‬مببي نويسببد‪ " :‬كان ممصصا‬
‫عملوه بناء بيصصت المقدس" يعنببي از جمله چيزهايببي كببه شياطيببن‬
‫براي حضرت سببليمان (ع) سبباختند بيببت المقدس بود‪ .‬آنگاه مطلب را‬
‫بديببن عبارت دنبال مببي كنببد‪ " :‬توفاه الله (=داوود) واسصصتخلف‬
‫سليمان فأحب إتمام بيت المقدس فجمع الجن والشياطين‬
‫ق ّصصصَ‬
‫و َ‬
‫م عليهصصصم العمال" يعنبببي چون خدا جان داوود را گرفبببت‬
‫س َ‬
‫سبليمان جانشيبن او گشبت و خواسبت بيبت المقدس را ببه اتمام رسباند‬
‫لذا جن و شياطين را جمع نمود و كارهاي بيت المقدس را در ميان آنها‬
‫تقسيم كرد كه هر طائفه اي به كار مخصوصي بپردازد‪ .‬سپس كار هر‬
‫دسببته اي را شرح مببي دهببد‪ .‬جالب اينكببه قرآن هميببن سبباختن بيببت‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪121‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫َ‬
‫و‬
‫المقدس را عذاب مهين مي خواند و مي فرمايد‪" :‬ل ّ ْ‬
‫ن = اگبر غيبب‬
‫ال ْ َ‬
‫ما لَبِثُوا ِص‬
‫في ال ْ َ‬
‫غي ْص َ‬
‫ب ال ُ‬
‫ب َص‬
‫عذَا ِص‬
‫هي ِص‬
‫م ِ‬
‫عذاب خفَّت بار نمي ماندند" (سبأ‪.)14/‬‬

‫ن‬
‫مو َ‬
‫كَانُوا ي َ ْ‬
‫عل َ ُ‬
‫مبي دانسبتند در‬

‫تفسير "منهج الصادقين" (چاپ علمي تهران‪ ,‬جلد هفتم‪ ,‬ص ‪ 353‬و‬
‫‪ )354‬شرح ساختمان بيت المقدس را به وسيلة جنيان به تفصيل بيان‬
‫مببي كنببد چنانكببه گويببي هيببچ انسبباني در بناي آن دخالت نداشتببه و در‬
‫ن مي نويسد‪ :‬گويند‬
‫ما لَبِثُوا ِ‬
‫في ال ْ َ‬
‫ب الـ ُ‬
‫تفسير آية شريفة َ‬
‫عذَا ِ‬
‫هي ِ‬
‫م ِ‬
‫هنوز يكساله كار مانده بود در بناي بيت المقدس‪ ,‬كه متقاضي اجل به‬
‫سبليمان در آمبد طلب وديعبة روح نمود سبليمان كسبان خود را وصبيت‬
‫كرد كه مرگ مرا فاش نكنيد و مرا بر عصاي من تكيه دهيد كه تا جن‬
‫از عمبل خود بازنمانبد و مسبجد ببه اتمام رسبد‪ .‬و در بحار النوار (چاب‬
‫كمپاني جلد پنجم‪ ,‬ص ‪ )351-350‬نيز همين مضمون آمده است‪.‬‬
‫پببس تعميببر مزار اميببر المؤمنيببن بببا كاري كببه جنيان و شياطيببن‬
‫متصبدي آن بودنبد چگونبه مقايسبه اي اسبت؟!‪ .‬اگبر پاره اي از تعميبر‬
‫كنندگان آن مزار شريببف را كببه سببلطين جبار و سببفاكان سببتمكاري‬
‫ماننبد هارون الرشيبد و نادر شاه افشار‪ ,‬كبه اولي بانبي و دومبي آمبر ببه‬
‫تعميبر قببر بوده ببا شياطيبن مقايسبه كنيبم شايبد غلط نباشبد و مضمون‬
‫حديث را برساند!!‬
‫خامسصاً ‪ ,‬اگببر تعميببر قبببر اميببر المؤمنيببن ثوابببي داشتببه چرا خود‬
‫حضرت صببادق (ع) كببه بببه آن داناتببر بود و قدرت مالي هببم داشببت‬
‫(چنان كه خود آن جناب مي فرما يد‪ :‬من ثروتمندترين اهل مدينه هستم‬
‫‪ )...‬قيام نكرد و اگر گفته شود كه نفوذ معنوي نداشت‪ ,‬مي بينيم چنين‬
‫نيسببت زيرا آن حضرت در بحبوحببة قدرت خلفاي جور رئيببس شرطببة‬
‫داوود بببن علي حاكببم مدينببه را كببه معلي بببن خنيببس را كشتببه بود بببه‬
‫وسبيلة بسبرش اسبمعيل كشبت (چنانكبه در رجال كشبي آمده اسبت) و‬
‫كسبي متعرض وي نگشبت‪ .‬تعميبر قببر اميبر المؤمنيبن از ايبن كار خيلي‬
‫آسانتر بود و خوف ديگري هم در بين نبود و راستي اگر تعمير قبر علي‬
‫و اولده او ‪-‬عليهبم السبلم‪ -‬كار باثواببي بود جبا داشبت كبه خود حضرت‬
‫صبادق (ع) قببر يكبي از علوييبن و ل أقبل پسبر خود‪ ,‬اسبماعيل را تعميبر‬
‫نموده و قبببه و بارگاهببي براي او بسبازد تبا هبم كار ببا ثوابببي را تعليببم‬
‫شيعيان كرده باشد و هم از شهرت زنده بودن اسماعيل كه بعد از وي‬
‫اسماعيليه قائل شدند و موجب فساد بي شماري گرديدند‪ ,‬بكاهد‪ .‬و به‬
‫هر صورت يكي از ائمة معصومين و يا مؤمنين مي توانست اين سنت‬
‫سنيه را به جا آورد تا بعدا ً مورد استناد ديگران قرار گيرد‪.‬‬
‫سصصادساً ‪ ,‬فرض كنيبببم كبببه تعميبببر قبور أميبببر المؤمنيبببن و اولد‬
‫معصبومين او سبلم الله عليهبم اجمعيبن كار ثواببي باشبد ديگبر گنببد و‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪122‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫بارگاه سباختن براي هبر امامزادة خيالي چرا؟ مگبر اينكبه بگوئيبد چون‬
‫امامزاده هببا هببم سببادات و از اولد اميببر المؤمنيببن انببد مشمول ايببن‬
‫حديث بسيار شريف! و راست مي شوند كه در اين صورت بايد گفت‬
‫براي تمام سبادات كبه از دنيبا مبي رونبد و البتبه يقيبن ببه موجوديّتشان‬
‫بيش از بيشتر امامزاده هاست بايد گنبد و بارگاه درست كرد‪ .‬ولي آيا‬
‫مي دانيد در چنين صورت وضع اين مملكت چگونه خواهد شد؟!‬
‫چنانكبه گفتيبم حبد أقبل ثلث مسبلمانان از سبادات و منسبوب ببه‬
‫بيغمپر و ائمة اطهار اند‪ ,‬با قبول اين معني بايد يك طاق سرتاسري به‬
‫تمام ايران و كشور هاي اسببببلمي زد و آن را قبرسببببتان امامزادگان‬
‫ناميد! هرچند همين الن هم بهتر از قبرستان نيست؟!‬
‫سصابعاً ‪ ,‬فسباد ايبن عمبل منحصبر ببه گور امامزادگان نيسبت‪ ,‬بلكبه‬
‫چنان كه مي بينيم به طبقة مترف و مسرف كه خود را اشراف كشور‬
‫مي دانند نيز سرايت كرده‪.‬‬
‫الن در هميبن شهبر قبم قبرسبتانهاي عجيبب و غريببي سباخته شده‬
‫كه لشة گنديدة ثروتمندان و دزدان اجتماعي را در آن دفن مي كنند و‬
‫صاحب مقبره و خادم و قاري و فرش و چراغ و امثال آن هستند و يك‬
‫نفببر از پولدارهاي گردن كلفببت تهران ل بببد براي رضاي خدا! مقبببرة‬
‫خيلي مجلل در اين شهر ساخته كه هر بقعه اي را به ثروتمندان تهران‬
‫و شهرستانها به سي يا چهل هزار تومان مي فروشد‪.‬‬
‫آري اين است آنچه پاره اي حاميان دين از آن دفاع مي كنند و اين‬
‫عمبل مجوسبي را يكبي از اركان ديبن خاتبم النببيين مبي پندارنبد و اگبر‬
‫كسببي سببخن گويببد او را بببه تيببر تهمببت و هببر گونببه صببدمه اي كببه از‬
‫دستشان بر آيد آزار مي دهند و از خدا شرم و از پيغمبر آزرم و از روز‬
‫قيامت وحشتي ندارند!‬

‫‪‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪‬‬

‫‪123‬‬

‫‪‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫احاديثي كه در نهي از تعمير قبور وارد شده‬
‫اينبك برويبم سبراغ احاديثبي كبه از جانبب پيغمببر و أئمبه – عليهبم‬
‫السبلم – در باب نهبي از تعميبر قبور وارد شده و آن احاديبث شريفه را‬
‫كبه كتاب خدا و سبنت پيغمببر نيبز مؤيبد آنهاسبت ببا ايبن حديبث قلببي‬
‫مقايسه كنيم‪:‬‬
‫‪1‬بب در كتببا شريبف "محاسبن" برقبي و "وسبائل الشيعبه" باب ‪ 43‬از‬
‫ابواب دفبن اموات از اصببغ ببن نباتبه از اميبر المؤمنيبن (ع) روايبت شده‬
‫ف َ‬
‫ل مثالً‪َ ،‬‬
‫مث َّ َ‬
‫قدْ َ‬
‫ج َ‬
‫خَر َ‬
‫ن َ‬
‫ن ال ْ‬
‫م ْ‬
‫جدَّدَ قبرا ً أو َ‬
‫كه فرمود‪َ " :‬‬
‫سلمِ‬
‫ع ِ‬
‫= كسبي كبه قببري را تجديبد كنبد ( يعنبي بعبد از مندرس شدن از نبو‬
‫تعميببر نمايببد) يببا مجسببمه اي بسببازد در حقيقببت از اسببلم خارج شده‬
‫است"‪.‬‬
‫‪2‬ب ب و در كتاب كافببي از ابببي القداح روايببت شده كببه حضرت امام‬
‫قا ْ َ َ‬
‫جعفبر الصبادق (ع) فرمود ‪َ ":‬‬
‫م ْ‬
‫منيصن بعثنصي رسصول‬
‫ؤ ِ‬
‫ل أميُر ال ُ‬
‫ور فقال‪ :‬ل‬
‫الله إلى المدينصة فصي َ‬
‫وك َص ْ‬
‫ر ال ُّص‬
‫ص َ‬
‫هدْصم ِ القبور َ‬
‫س ِ‬
‫ها ول َ‬
‫س َّ‬
‫ويْتَه = علي (ع) فرمود‬
‫تَدَ ص ْ‬
‫م َ‬
‫قبَْرا ً إل َص‬
‫وت َص َ‬
‫وَرةً إّل َ‬
‫ع ُص‬
‫ح ْ‬
‫ص ْ‬
‫رسبول خدا مرا ببه مدينبه گسبيل داشبت براي خراببي گورسبتانها و‬
‫شكسبتن صبورتها و فرمود هيبچ صبورتي مگذار مگبر اينكبه آن را محبو‬
‫كني و هيچ قبري را مگذار مگر اينكه آن را با زمين مساوي گرداني"‪.‬‬
‫‪ 3‬ب شهيد اول در كتاب "ذكري" از ابي الهياج روايت نموده كه امير‬
‫َ‬
‫َ‬
‫عث ُ َ‬
‫ه النَّب ِ ُّ‬
‫ن‬
‫علَى‬
‫ك َ‬
‫عثَن ِي ب ِ ِ‬
‫ي أ ْ‬
‫ما ب َ َ‬
‫المؤمنين (ع) به او فرمود‪ " :‬أب ْ َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ْ ًص َ‬
‫ع َ‬
‫س َّ‬
‫ر‬
‫ه = تورا ببه‬
‫َل تَدَص َ‬
‫م ْص‬
‫فا إ ِ ّل َص‬
‫وَل ت ِ ْ‬
‫قبًْرا ُ‬
‫ست َ ُ‬
‫مثَاًل إ ِ ّل طَ َ‬
‫ويْت َ ُ‬
‫ه َ‬
‫مش ِ‬
‫مأموريتبي مبي فرسبتم كبه پيامببر مرا ببه چنيبن مأموريتبي فرسبتاد‪ ,‬هيبچ‬
‫قببري را كبه از زميبن بلنبد شده (يعنبي آن را بال آورده انبد) مگذار مگبر‬
‫اينكه آن را مساوي زمين گرداني و هيچ تمثال و مجسمه اي را مگذار‬
‫مگر اينكه آن را از بين ببري"‪.‬‬
‫‪ 4‬ب در كتاب تهذيب شيخ طوسي و وسائل الشيعه باب ‪ 44‬از ابواب‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ر َ‬
‫ع َ‬
‫قا َ‬
‫ن‬
‫ن َ‬
‫دفببن آورده انببد‪َ " :‬‬
‫ت أب َصا ال َ‬
‫ج ْ‬
‫ن َ‬
‫سأل ْ ُ‬
‫ح َص‬
‫ل َص‬
‫ع ْص‬
‫عل ِص ِ ّ‬
‫ف ٍ‬
‫س ِ‬
‫ي ب ْص ِ‬
‫وال ُ ُ‬
‫علَى ال ْ َ‬
‫ه ْ‬
‫ح؟‬
‫ن الْبِنَا ِ‬
‫س َ‬
‫ء َ‬
‫سى ‪َ ‬‬
‫ه َ‬
‫علَي ْص ِ‬
‫صل ُ ُ‬
‫مو َص‬
‫ُ‬
‫ل ي َص ْ‬
‫ر َ‬
‫قب ْ ِ‬
‫جلو ِص‬
‫ع ِص‬
‫َ‬
‫قا َ‬
‫ه‬
‫ح الْبِنَاءُ َ‬
‫ج ِصصصص‬
‫علَي ْصصصص ِ‬
‫وَل ت َ ْ‬
‫وَل ال ُ‬
‫صل ُ ُ‬
‫ص ُ‬
‫صي ُ‬
‫جلُو ُصصصص‬
‫ل‪َ :‬ل ي َصصصص ْ‬
‫س َ‬
‫ه َ‬
‫ه = علي ببن جعفبر مبي گويبد از برادرم حضرت موسبي ببن‬
‫وَل تَطْيِين ُص ُ‬
‫َ‬
‫جعفبر (ع) سبؤال كرد كبه آيبا سباختمان روي قببر و نشسبتن بر روي آن‬
‫خوب اسبت؟ فرمود‪ :‬نبه سباختمان روي قببر خوب اسبت و نبه نشسبتن‬
‫بر روي آن‪ ,‬نه گچ كاري آن و نه گل مالي نمودن آن"‪.‬‬
‫‪5‬بب در مجالس شيبخ صبدوق از حضرت صبادق (ع) روايبت كرده كبه‬
‫آن حضرت از آباء بزرگوارش روايبت نمود و گفبت رسبول خدا از گبچ‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪124‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫مالي نمودن قبر و نماز خواندن در آن نهي فرمود‪.‬‬
‫‪6‬ببب در محاسببن برقببي از جراح مداينببي از حضرت ابببي عبببد الله‬
‫علَى ال ْ ُ‬
‫وَل‬
‫صببببادق (ع) روايببببت شده كببببه فرمود ‪َ ":‬ل تَبْنُوا َ‬
‫ر َ‬
‫قبُو ِ‬
‫فإ ِص َّ‬
‫ره َص ذَل ِص َ‬
‫ت َ‬
‫س ُ‬
‫سو َ‬
‫ك = بر‬
‫قو َ‬
‫ف الْبُيُو ِص‬
‫ن َر ُص‬
‫وُروا ُص‬
‫ت ُص َ‬
‫ص ِّ‬
‫ل الله ك َ ِ‬
‫قبرهبا بنبا نكنيبد و سبقفهاي خانبه هبا را نقاشبي نكنيبد براي اينكبه رسبول‬
‫خدا اين عمل را مكروه مي داشت"‪.‬‬
‫‪7‬بب در وسبائل الشيعبه‪ ,‬باب ‪ 44‬ابواب دفبن‪ ،‬از حضرت صبادق (ع)‬
‫َ‬
‫َ‬
‫علَى َ‬
‫سو ُ‬
‫ر‬
‫صل ّى َ‬
‫ل الله أ ْ‬
‫هى َر ُ‬
‫روايت شده كه فرمود‪ " :‬ن َ َ‬
‫ن يُ َ‬
‫قب ْ ٍ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫و يُ ْ‬
‫ه = رسببول خدا نهببي فرمود كببه بر‬
‫و يُبْن َصى َ‬
‫عدَ َ‬
‫علي ْص ِ‬
‫علَي ْص ِ‬
‫ق َ‬
‫هأ ْ‬
‫أ ْ‬
‫قبببري نماز گذارده شود يببا روي آن بنشيننببد يببا بر آن سبباختماني بنببا‬
‫كنند"‪.‬‬
‫ن ال ْ َ‬
‫د‬
‫ن ُ‬
‫‪8‬ببب در "معانببي الخبار" آمده اسببت‪َ " :‬‬
‫عبَي ْ ٍ‬
‫قا ِ ص‬
‫سم ِ ب ْ ص ِ‬
‫ع ِص‬
‫َ‬
‫ص ال ْ ُ‬
‫ن تَ ْ‬
‫َر َ‬
‫و‬
‫هى َ‬
‫ه َ‬
‫و ُ‬
‫ق ِصص‬
‫ف َ‬
‫ه ن َصص َ‬
‫ع ْصص‬
‫ي أن ّصصَ ُ‬
‫ع ُصص‬
‫ه َ‬
‫ر َ‬
‫ن النَّب ِصص ِ ّ‬
‫قبُو ِ‬
‫صي ِ‬
‫ع ِصص‬
‫ص = پيامبر از گچ كاري گورها نهي فرمود"‬
‫ج ِ‬
‫الت َّ ْ‬
‫صي ُ‬
‫‪9‬ببب "فقببه الرضببا" روايببت كرده‪ " :‬فخرج عل ّصصٌ‬
‫ي ‪ ‬إلى الناس‬
‫َّ‬
‫فقال‪ ...‬وهصل تعلمون أنصه لعصن مصن جعصل القبور مصصلى و‬
‫لعصن مصن يجعصل مصع الله إلهاً = علي (ع) بببه سببوي مردم آمببد و‬
‫فرمود آيبا مبي دانيبد كبه رسبول خدا كسبي را كبه قببر هبا را مصبلي و‬
‫جاي نماز خواندن قرار دهببد لعنببت كرده اسببت و كسببي كببه بببا خدا‬
‫(‪)1‬‬
‫معبودي ديگر قرار دهد نيز لعنت فرمود؟"‪ ,‬يعني هر دو مشرك اند!!‬
‫‪10‬بب شيبخ صبدوق در "مبن ل يحضره الفقيبه" از حضرت كاظبم (ع)‬
‫روايببت كرده اسببت كببه فرمود‪ :‬چون داخببل قبرسببتان شدي قبرهببا را‬
‫پامال كبن تبا آنكبه مؤمبن اسبت بديبن وسبيله آرامبش ياببد و آنكبه منافبق‬
‫است احساس ألم كند‪.‬‬
‫عجالتا ً بببه هميببن ده حديببث شريببف اكتفاء مببي كنيببم و اگببر مببي‬
‫خواسبتيم تمام احاديثبي كبه در ايبن باب رسبيده در اينجبا بيآوريبم مقاله‬
‫طولنبي مبي شبد‪ ,‬و براي اينكبه بدانيبد فرقبي بيبن پيغمببر و ائمبه (ع) و‬
‫سببايرين در ايببن مورد نيسببت حديببث علل الشرايببع را مببي آوريببم كببه‬
‫ي‬
‫حضرت صادق از پدر بزرگوارش روايت مي كند كه" إن قبَر النب ِ ّ‬
‫ُرفصع شصبرا ً مصن الرض = قببر پيغمببر فقبط يبك وجبب از زميبن بال‬
‫‪1‬‬

‫() اين حديث نماز خواندن روي قبر را در كنار شرك قرار داده‪ ,‬زيرا اسلم كه توحيد خالص‬
‫است با توجبه ببه قبر نمي سازد‪ .‬بايد به مقبره سازان و كساني كه آنجا را محل عبادت و‬
‫دعا قرار مي دهند گفت‪ ,‬آيا أئمه با فرمايش جدشان موافق اند يا خير؟ و آيا مدعيان پيروي‬
‫از آنها بايد سخن آنان را بپذيرند يا خير؟ (برقعي)‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪125‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫خذُوا َ‬
‫ة‬
‫قبْل َ ً‬
‫آمده بود" و خود پيغمببببببببببببببببر فرمود‪َ " :‬ل تَت َّ ِ‬
‫ري ِ‬
‫قب ْ ِ‬
‫ج َّ‬
‫فإ ِ َّ‬
‫خذُوا ُ‬
‫جدا ً َ‬
‫قبُوَر‬
‫حي ْ ُ‬
‫ث ات َّ َ‬
‫ه َ‬
‫ل لَ َ‬
‫هودَ َ‬
‫و َ‬
‫ن الْي َ ُ‬
‫م ْ‬
‫ع َ‬
‫ن الل َ‬
‫وَل َ‬
‫س ِ‬
‫َ‬
‫عَّز َ‬
‫َ‬
‫جدَ = قبببر مرا قبله قرار ندهيببد و مسببجد نكنيببد زيرا‬
‫م َص‬
‫م َ‬
‫ه ْص‬
‫سا ِ‬
‫أنْبِيَائ ِ ِ‬
‫خداي تعالي يهود را براي اينكبببه قبور پيغمببببران خود را مسبببجد كرده‬
‫بودند لعنت فرمود"‪.‬‬
‫احاديثي كه در اين صفحات به نظر خوانندگان رسيد همه از كتب‬
‫معتبر شيعه است و از كتاب ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب و حتى‬
‫از كتب سنيان نيست كه اشكالت نيش غولي به آن گرفته شود!‬
‫ن‬
‫البتبه مضمون ايبن حديبث در كتبب عامبه نيبز آمده اسبت‪َ " :‬‬
‫ع ْص‬
‫َ‬
‫ة ذَك َر ت ل ِر سول الل ه كَنِي س ً َ‬
‫ة أ َ َّ‬
‫ن أ ُ َّ‬
‫عائ ِ َ‬
‫ض‬
‫َ‬
‫م َ‬
‫ش َ‬
‫ِ‬
‫ة َرأت ْ َ‬
‫َ‬
‫م َ‬
‫سل َ َ‬
‫َ ْ َ ُ ِ‬
‫ها بِأْر ِ‬
‫َص‬
‫ن ال ُ‬
‫ة يُ َ‬
‫ة َ‬
‫قا ُ‬
‫الْحب َ َ‬
‫ر‬
‫ري َ ُ‬
‫ت ِ‬
‫ش ِ‬
‫ها ِ‬
‫ما َرأ ْ‬
‫فذَكََر ْص‬
‫في َص‬
‫ل ل َص َ‬
‫م ْص‬
‫ه َص‬
‫ت ل َص ُ‬
‫ها َ‬
‫صّص َ‬
‫و ِ‬
‫ما ُِ‬
‫ه ‪ :‬أولَئ ِ َ‬
‫عبْدُ ال َّ‬
‫ف َ‬
‫َ‬
‫ك َ‬
‫سو ُ‬
‫قا َ‬
‫ح‬
‫ت ِ‬
‫ل الل ِ‬
‫صال ِ ُ‬
‫م ال ْ َ‬
‫ما َ‬
‫و ٌ‬
‫ل َر ُ‬
‫ه ْ‬
‫م إِذَا َ‬
‫ق ْ‬
‫في ِ‬
‫َ‬
‫في ِهص تِل ْص َ‬
‫علَى َ‬
‫ص َّ‬
‫ج ُ‬
‫ك‬
‫وا َ‬
‫وُروا ِ‬
‫ر ِص‬
‫صال ِ ُ‬
‫و الَّر ُ‬
‫م ْص‬
‫ه َ‬
‫و َص‬
‫ل ال َّص‬
‫س ِ‬
‫ح بَن َ ْ‬
‫جدًا َ‬
‫أ ْ‬
‫قب ْ ِ‬
‫شَراُر ال َ ْ‬
‫وَر أُولَئ ِ َ‬
‫ال ُّ‬
‫ه = أم سبلمه به رسبول خدا‬
‫ق ِ‬
‫ك ِ‬
‫عنْدَ الل ِ‬
‫ص َ‬
‫خل ِ‬
‫يادآور شد كه معبدي را در سرزمين حبشه ديده است كه به آن ماريه‬
‫مببي گفتنببد و آنچببه در آن از نقببش و نگارهببا و آيينببه كاريهببا ديده بود‬
‫معروض داشت‪ ,‬حضرت رسول فرمود‪ :‬اينان گروهي بودند كه چون‬
‫بندة صالح و مرد خوبي در ميان ايشان مي مرد‪ ,‬روي قببر او مسجدي‬
‫مي ساختند و در آن نقش و نگارها به كار مي بردند‪ ,‬اين قبيل مردم‪,‬‬
‫(‪)1‬‬
‫بدترين خلق خدايند‪".‬‬
‫اينك ملحظه كنيد آن يك حديث دروغ و جعلي چون مطابق هوي و‬
‫هوس كسبباني بوده اسببت كببه روح اموات پرسببتي و شاه پرسببتي در‬
‫حياتشان نفوذ داشته لذا آن همه قبه ها و بارگاهها ساخته و پرداخته و‬
‫مال و وقبت خود را در ايبن راه ضايبع و تلف كرده انبد تبا جايبي كبه رببع‬
‫معمورة ايبن كشور را معطبل و باطبل نموده انبد و در نتيجبه يبك مشبت‬
‫مفتخور بيكار بار آورده و بر ايببن ملت بدبخببت تحميببل نموده انببد و از‬
‫سنت رسول و چندين حديث كه در مذمت اين عمل كه يادگار فراعنه‬
‫و اكاسببره اسببت‪ ,‬وارد شده‪ ,‬چشببم پوشيده انببد!! تببو گويببي نهايببت‬
‫آرزويشان آن اسبت كبه هبر روزه بارگاهبي از مرده اي سبرپا كننبد و ببه‬
‫كار او بپردازند و دين و آئين را عبارت از همين چيزها بدانند و بس!‬
‫ديببن كببه در عرف عقببل و شرع عبارت از أمببر و نهببي پروردگار و‬
‫احكام و قوانينبي اسبت كبه ببا اجراي آن سبعادت دو جهان بندگان تأميبن‬
‫مبي شود در عرف ايبن گمراهان عبارت از ذكبر و فكبر افراد و اشخاص‬
‫و احترام و نيايش قبور آنهاست و ديگبر اصبل ً به فكبر آنكبه پيغمبر براي‬
‫‪1‬‬

‫() التاج الجامع للصول‪ ,‬ج ‪,1‬ص ‪ 243‬و ‪. 244‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪126‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫چبه آمبد و پروردگار عالم از بعثبت او چبه خواسبته و چبه چيزي از جانبب‬
‫پروردگار عالم آورده است‪ ,‬نبوده اند بلكه تا توانسته اند هر كدام را به‬
‫عذري معطل و موقوف و در نتيجه دين ابدي إلهي را مهجور و منسوخ‬
‫نموده اند و هيچ هم باكشان نيست!‬
‫از ديبن خدا فقبط چيزي كبه در نظبر اينهبا مهبم اسبت همان دايبر‬
‫بودن مقابر و عزاداري اسببت و بببه سبباير امور مهمببه عنايببت كمتري‬
‫دراند‪.‬‬
‫جالب توجببه اسببت كببه علي المشهور موقعببي كببه پادشاه كشور‬
‫حجاز در ايران بود عده اي از متظاهريبن ببه ديانبت و غمخواران أمبت!‬
‫از او در خواست نموده بودند كه قبور أئمة بقيع تعمير شود‪ ,‬مي گويند‬
‫او چنين گفته بود‪:‬‬
‫صب هشبت آيبة قرآن حجاب بر زن مسبلمان واجبب اسبت شمبا‬
‫ببه ن ّ‬
‫ايبن حكبم محكبم را كبه مسبتند ببه آيات محكمبة قرآن اسبت منسبوخ‬
‫نموده و زنان خود را با اين وضع رسوا در كوچه ها و خيابانها سرداده‬
‫ايد و هيچ به رگ غيرتتان بر نمي خورد(‪ ,)1‬ولي در تعمير قبور اموات كه‬
‫اگر از طرف شرع نهي وارد نشده باشد (و چنانكه ديديم وارد شده) ل‬
‫أقل دستوري در اين باره نداريم‪ ,‬شما آنقدر اصرار و ابرام داريد!‬
‫يكببي از هنببر نمائي هاي آقايان ايببن اسببت كببه چون از ايببن مقوله‬
‫سبخن ببه ميان آيبد مبي گوينبد "كسبروي" و فلن و فلن هبم چنيبن مبي‬
‫گفتند و آقايان جواب آنها را داده اند‪ ,‬برويد كتاب آقاي فلن را برداريد‬
‫و ببينيبد!‪ .‬در جواب ايبن آقايان بايبد گفبت اول ً مگبر هبر حرفببي را كبه‬
‫"كسروي" گفت باطل است؟ هرچند از روي غرض باشد‪.‬‬
‫شكبي نيسبت كبه آن مرد افيونبي داعيبه اي داشبت و روي ايبن نظبر‬
‫مقداري حرف حبق و باطبل ببه هبم آميخبت امبا ايبن دليبل بطلن تمام‬
‫حرفهاي او نمببببي شود‪ .‬دروغ بودن آن حديببببث كببببه مورد اسببببتناد‬
‫گنبدسببازان اسببت‪ ,‬چيزي نيسببت كببه بتوان كتمان كرد و اينكببه قبببه و‬
‫بارگاه سباختن يادگار فراعنبه و اكاسبره اسبت هبم چيزي نيسبت كبه در‬
‫آن ترديد توان نمود!؟ آن همه احاديث هم كه از ناحية پيغمبر و ائمه –‬
‫عليهببم السببلم‪ -‬در مذمببت ايببن عمببل وارد شده‪ ,‬و مببا چنببد حديببث را‬
‫آورديم‪ ,‬نمي توان از كتب احاديث برداشت‪ ,‬سيرة مسلمين صدر اول‬
‫هم معلوم است كه اين قبيل كارها را اصل ً مشروع نمي دانسته اند‪.‬‬
‫در مقابل كتاب خدا و سنت رسول و احاديث شريفه هر كه هر چه‬
‫بگويبد‪ ,‬چرنبد اسبت‪ ,‬هرچنبد عمامبه اش ببه قدر گنببد مسبجد اعظبم و‬
‫‪1‬‬

‫() خداي را سپاس پس از انقلب‪ ,‬وضع پوشش زنان رو به اصلح مي رود‪.‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪127‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ادعايببش اتصببال بببه لهوت و هنرش فلسببفه و عرفان بافببي باشببد و‬
‫كتابش را سراپا از دشنام پر كند‪.‬‬
‫در مقالتبي كبه مبا در روزنامبة "وظيفبه" انتشار داديبم يادآور شديبم‬
‫كبه ببا اينكبه اسباس اديان حقبه و بعثبت انببياي إلهبي براي بركندن ريشبة‬
‫شرك و ببت پرسبتي و جانشيبن نمودن روح توحيبد و يكتبا پرسبتي بوده‬
‫مبع ذلك چون نوع انسباني مدتهبا در ظلمات جهبل ببت پرسبتي ارواح و‬
‫اشخاص گذرانيده هنوز براي درك تعاليم انبياء و أخذ معارف حقه كامل‬
‫آماده نبوده و در هبر مذهببي كبم و بيبش آثاري از آن عقايبد زشبت كهبن‬
‫باقي مانده اسبت! چنانكه در مذهبب يهود و نصاري كه اسباس دينشان‬
‫بر حببق بود لكببن در نتيجببة انببس بببه همان خرافات دوران ظلمببت و‬
‫وحشيببت نتوانسببته انببد آراء و عقايببد موهوم و زشببت و باطببل را ترك‬
‫گوينبد و باز هبم مبي بينيبم كبه عمل ً ببه خدائي افراد معيبن معتقبد بوده و‬
‫به پرستش آنها روزگاري مي گذرانند‪.‬‬
‫دين مقدس اسلم كه به دين توحيد و يكتا پرستي مشهور و كتاب‬
‫آسماني آن حافظ و ملقن اين عقيده است و آيات صريحة شريفه اش‬
‫جدَّا ً ببا هبر گونبه كرنبش ببه اشخاص‪ ,‬مخالف و هبر سبتايشي را شايسبتة‬
‫ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫حدًا = ببا خداونبد‬
‫ذات أحاديبث مبي شمارد كبه " فل تَدْ ُ‬
‫م َعص الل ِهص أ َ‬
‫عوا َ‬
‫أحدي را نخوانيد"( الجن‪ )18/‬هرگز اجازه نمي دهد كه از مخلوقات وي‬
‫هر كس كه بوده باشد جنبة ربوبيت گرفته و تقديس و تسبيح شود‪.‬‬
‫پيشوايان ديبن مببين اسبلم از پيغمببر اكرم گرفتبه تبا أئمبه –عليهبم‬
‫السلم‪ -‬و صحابة رسول همواره مراقب و مواظب بودند كه كوچكترين‬
‫حركتي كه از آن اثر غلوّ نمايان باشد از مسلمانان سرنزند تا جايي كه‬
‫رسول خدا از بلند شدن اشخاص در مقابل خود ممانعت مي فرمود‬
‫و از غايت تواضع بر الغ بي پا لن سوار گشته و بز را به دست مبارك‬
‫مبي دوشيبد و در بيابان و در سبفر براي پختبن غذا خود هيزم جمبع مبي‬
‫كرد و از احدي كوچببك تريببن تملق را نمببي پذيرفببت و اجازه نمببي داد‬
‫كسي آن جناب را با القاب و عناوين اشرا في خطاب كرده و بستايد و‬
‫از شرح بسياري از فضايبل امير المؤمنين (ع) خود داري مبي فرمود تا‬
‫مبادا مردم نادان در بارة آن حضرت غلو نمايند و نسبتي ناروا دهند‪.‬‬
‫مبع ذلك مردمبي كبه دماغشان آكنده ببه ببت پرسبتي و روحشان از‬
‫پرسبتش اشخاص و ارواح سبيراب شده بود نتوانسبتند حقيقبت تعاليبم‬
‫اسبلم را كاملً درك كننبد كبه در عالم وجود و جهان غيبب و شهود جبز‬
‫يبك خداي معبود نيسبت و هيبچ قدرت و نيرو و مشيتبي جبز ذات واجبب‬
‫الوجود مؤثر در آفرينش و هستي يافت نمي شود‪.‬‬
‫افسبوس كبه ببا آن همبه تأكيدات متأسبفانه روح ببت پرسبتي شان‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪128‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫نمرد ببا ينكبه از رسبول خدا بارهبا شنيده مبي شبد كبه مبي فرمود‪" :‬‬
‫َ‬
‫م َ‬
‫م بِ َ‬
‫ما أَن َ صا ب َ َ‬
‫وإِذَا‬
‫ي ٍ‬
‫ف ُ‬
‫خذُوا ب ِ ص ِ‬
‫ء ِ‬
‫م ْص‬
‫ن ِدينِك ُصص ْ‬
‫مْرتُك ُصص ْ‬
‫إِن ّصصَ َ‬
‫شٌر إِذَا أ َ‬
‫ه َ‬
‫ش َْ‬
‫ْص‬
‫َ‬
‫ي َ‬
‫م بِ َ‬
‫ما أن َصا ب َ َ‬
‫ي ٍ‬
‫شٌر = مبن نيبز بشرم هرگاه‬
‫ء ِ‬
‫م ْص‬
‫فإِن َّص َ‬
‫مْرتُك ُص ْ‬
‫أ َ‬
‫ش ْ‬
‫ن َرأ ٍ‬
‫شمبا را ببه چيزي أمبر كردم كبه از دسبتورات ديبن شمبا اسبت آن را از‬
‫مبن فرا بگيريبد ولي هرگاه چيزي را از روي سبليقه و رأي خودم گفتبم‬
‫بدانيبد كبه مبن يبك بشرم"‪ .‬و نيبز از آن حضرت ببه صبحت پيوسبته اسبت‬
‫َ‬
‫َ‬
‫م = شمبا در امور دنياتان از مبن‬
‫م أَ ْ‬
‫ر دُنْيَاك ُ ْ‬
‫م بِأ ْ‬
‫عل َ ُ‬
‫كبه فرمود‪ " :‬أنْت ُ ْ‬
‫م ِ‬
‫داناتريد" و اين را زماني فرمود كه ديد نخلي را هرس مي كنند فرمود‬
‫چرا چنيبن مبي كنيبد آنهبا گمان كردنبد كبه حضرت نهيشان مبي نمايبد لذا‬
‫از هرس آن خودداري كردنببد‪ ,‬اتفاقا ً محصببول نخببل خوب نشببد و بار‬
‫فراوان نيآورد‪ .‬و أئمبه –عليهبم السبلم‪ -‬نيبز مقامبي براي خود جبز بيان‬
‫دّ خود حضرت خيبر‬
‫حلل و حرام ادعبا نكرده و جبز راويانبي از جانبب ج ِ‬
‫النام نبودنبد‪ .‬در كتاب "بصبائر الدرجات" محمبد ببن الحسبن الصبفار از‬
‫هشام ببن سبالم روايبت شده از محمبد ببن مسبلم كبه گفبت بعبد از قتبل‬
‫ابببن ابببي الخطاب بر حضرت امام جعفببر صبادق سببلم الله عليببه وارد‬
‫شدم و از احاديثي كه قبل از اين حادثه حضرت روايت مي كرد ياد آور‬
‫گشتببم حضرت فرمود‪" :‬بحسصصبك يصصا أبصصا محمصصد أن تقول فينصصا‬
‫يعلمون الحلل والحرام فصي يسصير مصن القرآن = هميبن اندازه‬
‫ترا كافي است كه در باره ما قائل شوي كه اينان كساني اند كه حلل‬
‫و حرام را در مقدار اندكي از قرآن تعليم مي دهند"‪.‬‬
‫و در تفسببير "البرهان" سببيد هاشببم بحرانببي از ايوب بببن الحببر از‬
‫حضرت صادق روايت مي كند كه به آن حضرت گفتيم امامان پاره اي‬
‫داناتببر از پارة ديگرنببد فرمود‪ " :‬نعصم! و علمهصم بالحلل والحرام‬
‫وتفسصير القرآن واحصد =آري و علمشان ببه حلل و حرام و تفسبير‬
‫قرآن يكي است‪".‬‬
‫أئمبه –عليهبم السبلم‪ -‬از دانسبتن غيبب كبه پاره اي از غلة –لعنهبم‬
‫الله‪ -‬ببه وجود مقدسبشان نسببت مبي دهنبد كمال اسبتيحاش را داشتنبد‬
‫چنانكبه در كتاب بحار از "اختصباص" از حضرت صبادق (ع) روايبت شده‬
‫كببه فرمود‪ " :‬لقصصد كان منصصي إلى أم هذه أو إلى هذه كخطصصة‬
‫القلم فأتتنصي هذه فلو كنصت أعلم الغيصب مصا كانصت تأتينصي و‬
‫ت مصع عبصد الله بصن الحسصن حائطصا بينصي و بينصه‬
‫لقصد قاسصم ُ‬
‫فأصصابه السصهل والشرب وأصصابني الجبصل "‪ .‬در ايبن حديبث از‬
‫پيبش آمدهايبي كبه خود حضرت در باطبن ببه آن راضبي نبوده و در صبدد‬
‫تغيير آن بوده لكن چون قدرت بر تغيير و علم به غيب نداشته بيان مي‬
‫نمايبد كبه از جمله باغبي بوده كبه بيبن او و عببد الله ببن حسبن بوده و‬
‫حضرت دوسببت مببي داشببت كببه قسببمت آبادتببر نصببيب وي شود ولي‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪129‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫بدبختانه قسمت سنگستان نصيب وي مي گردد!!‪.‬‬
‫ندانسبتن غيبب نبه تنهبا از مقام امامبت ائمبه نمبي كاهبد بلكبه حتبي‬
‫رسببول خدا كببه مؤيببد بببا تأييدات إلهيببه و مهبببط وحببي إلهببي اسببت‬
‫قل لَّ‬
‫دانستن آن را از خود نفي مي كند به موجب آية شريفة قرآن " ُ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫مل ِص ُ‬
‫سي ن َ ْ‬
‫ك لِن َ ْ‬
‫ما َ‬
‫م‬
‫تأ ْ‬
‫ول َ َ‬
‫ف ِص‬
‫ف ًص‬
‫و كُن ُص‬
‫عل َص ُ‬
‫ضًّرا إِل ّ َص‬
‫أ ْ‬
‫ول َ ْ‬
‫شاء الله َ‬
‫عا َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ي ال ُّ‬
‫م َّ‬
‫ذيٌر‬
‫ن ال ْ َ‬
‫ال ْ َ‬
‫ن أنَا ْ إِل ّ ن َ ِ‬
‫ت ِ‬
‫سوءُ إ ِ ْ‬
‫غي ْ َ‬
‫ستَكْثَْر ُ‬
‫ب لَ ْ‬
‫م َ‬
‫ما َ‬
‫و َ‬
‫ر َ‬
‫سن ِ َ‬
‫خي ْ ِ‬
‫شيٌر ل ِّ َ‬
‫ومص ي ُ ْ‬
‫ن = بگبو اگبر غيبب مبي دانسبتم خيبر بسبيار گرد‬
‫ؤ ِ‬
‫وب َ ِ‬
‫منُو َ‬
‫َ‬
‫ق ْ ٍ‬
‫جز‬
‫مي آوردم و به من بدي نمي رسيد‪ ,‬من براي آنان كه ايمان آورند ُ‬
‫بيم دهنده و مژده آورنده اي بيش نيستم"‪(.‬العراف‪.)188/‬‬
‫نببه تنهببا آن بزرگواران علم غيببب نمببي دانسببتند بلكببه بسببياري از‬
‫عوارض بشري كبه عارض هبر فرد عادي مبي شبد بر ايشان نيبز عارض‬
‫مي گرديد چنانكه در جلد هفتم "بحار النوار" و در "عيون اخبار الرضا"‬
‫از "هروي" روايبت شده اسبت كبه مبي گويبد خدمبت حضرت رضبا (ع)‬
‫عرض كردم كبه يبا اببن رسبول الله ! در كوفبه گروهبي هسبتند كبه مبي‬
‫پندارنبد كبه بر رسبول خدا سهو و اشتباهبي در نمازش واقبع نمي شبد‬
‫حضرت فرمود ‪ ":‬كذبوا لعنهم الله إن الذي ل يسهو هو الله =‬
‫خدا ايشان را لعنبت كنبد دروغ گفتبه انبد آن كبه سبهو نمبي كنبد فقبط‬
‫خداي تعالي است كه جز خدايي نيست"‪.‬‬
‫"فضيبل" روايبت مبي كنبد كبه ببه حضرت صبادق موضوع سبهو را‬
‫يادآور شدم‪ ,‬حضرت فرمود‪ ":‬و ينفلت مصصصن ذلك أحصصصد؟! ربمصصصا‬
‫م خلفصي يحفصظ عل َّ‬
‫ى صصلتي = مگبر ممكبن اسبت‬
‫أقعدت الخاد َص‬
‫كسببي سببهو نكنببد؟ بسببا مببي شود كببه مببن خادم خودرا پشببت سببرم‬
‫واميدارم كه حساب ركعات نماز مرا محفوظ دارد"!‪.‬‬
‫اميبر المؤمنيبن در نامبه اي كببه ببه "منذر ببن جارود" نوشتببه مبي‬
‫فإ ِ َّ‬
‫ت أَن َّ َ‬
‫من ْ َ‬
‫ح أَبِي َ‬
‫ك َ‬
‫فرمايد‪َ " :‬‬
‫و‬
‫ع َ‬
‫غَّرنِي ِ‬
‫ك تَتَّب ِ ُ‬
‫صَل َ‬
‫و ظَنَن ْ ُ‬
‫هدْي َ ُ‬
‫ن َ‬
‫ه َ‬
‫ك َ‬
‫سل ُ ُ‬
‫ه =همانببا نيكوكاري پدرت مرا فريفببت و پنداشتببم كببه‬
‫ك َص‬
‫تَص ْ‬
‫سبِيل َ ُ‬
‫هدايبت او را پيروي مبي كنبي و ببه راه او مبي روي" (نهبج البلغبه‪ /‬نامبه‬
‫‪.)71‬‬
‫چنانكببه در مقدمببة تفسببير "البرهان" در باب عاشببر منقول اسببت‬
‫كساني بعضي از آيات را به أئمه تفسير مي كردند "مفضل بن عمر"‬
‫ايببن معنببي را خدمببت حضرت صببادق عرض نمود آن بزرگوار فرمود‪":‬‬
‫ت تسصألُني عنهصا فهصو‬
‫مصن كان يديصن بهذه الصصفة التصي كتب َص‬
‫عندي مشر ٌ‬
‫ك بالله = كسي كه چنين عقيده اي كه تو از آن پرسش‬
‫نمودي دارد در نزد من مشرك به خداست"‪.‬‬
‫و يبا وصباياي مؤكدي كبه اميبر المؤمنيبن و ائمبه –عليهبم السبلم‪ -‬در‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪130‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫ح ّصصٌ‬
‫هل َصص َ‬
‫ب َ‬
‫ف ّصصَ‬
‫ل‬
‫بارة خودشان فرمودنببد‪ ,‬ماننببد " َ‬
‫م ِ‬
‫ك ِ‬
‫ي َر ُ‬
‫ن ُ‬
‫غا ٍ‬
‫جَل ِصص‬
‫ض َ‬
‫ل ‪ :‬دو كبس در مورد مبن هلك شونبد‪ :‬دوسبتدار غلو كننده‬
‫مب ْ ِ‬
‫و ُ‬
‫غ ٌ‬
‫َ‬
‫قا ٍ‬
‫و دشمنبي كبه اظهار كنبد" (نهبج البلغبه‪ ,‬كلمات قصبار‪ ,‬شمارة ‪ )117‬كبه‬
‫ببه عبارات مختلف از آن حضرت روايبت شده و در "تحبف العقول" نيبز‬
‫ضمن وصاياي امير المؤمنين است كه ‪ ":‬إياكم و الغلو فينا! قولوا‬
‫ن أحب َّصنا‬
‫م ْص‬
‫إنصا عبيصد مربوبون و قولوا فصي فضلنصا مصا شئتصم‪َ .‬‬
‫فليعمل بعملنا و ليستعن بالورع = از غلو و مبالغه در بارة ما بر‬
‫حذر باشيببد‪ ,‬مببا بندگانببي پروردة خداييببم در بارة فضائل مببا آنچببه مببي‬
‫خواهيد بگوييد‪ ,‬كسي كه ما را دوست بدارد بايد عمل ما را انجام دهد‬
‫و از پرهيزكاري مدد گيرد"‪ .‬و مكرر سبببفارش مبببي كردنبببد كبببه‪ ":‬ل‬
‫وكصم فصي القيامصة يعنبي ببا ايبن عقايبد‬
‫تفضحوا أنفسصكم عنصد عد ِّ‬
‫سخيفه موجب روشني چشم دشمن و رسوايي خودتان در روز قيامت‬
‫نشويد"‪.‬‬
‫اما متأسفانه چنانكه در بحث "جهاد" ياد آورشديم دشمنان زيرك و‬
‫دوسببتان احمببق احاديببث زيادي در بارة أئمببه –عليهببم السببلم‪ -‬جعببل‬
‫نمودنبد كبه آنان عالم ببه غيبب انبد و مرده زنده مبي كننبد و مرضبي را‬
‫شفا مي دهند و روزي مردم را تقسيم مي كنند و هيچ ملكي بدون اذن‬
‫ايشان از جاي نمي جنبد و در موقع ضربت زدن به "مرحب" جبرئيل و‬
‫ميكائيبل و اسبرافيل از آسبمان نازل مبي شونبد كبه مبادا ضرببت اميبر‬
‫المؤمنيبن گاو و ماهبي حامبل زميبن را از بيبن بببرد! و در گهواره اژدهبا‬
‫مي درند و در قنداقه به اسمان مي پرند‪ .‬و قبل از نزول قرآن و بعثت‬
‫پيغمبببر آخببر الزمان علي (ع) در گهواره قرآن خوانببد!! و از ايببن قبيببل‬
‫افسانه ها كه در نزد عقل و شرع مردود است‪ ,‬وضع نموده اند و بارها‬
‫ائمببه –عليهببم السببلم‪ -‬آنان را لعببن كرده انببد و از آنهببا اظهار برائت و‬
‫بيزاري نموده انبد چنانكبه در "خصبال" صبدوق از حضرت رضبا (ع) نقبل‬
‫شده كبه فرمود‪" :‬إنمصا وضصع الخبار عنصا فصي التشصبيه و الجصبر‬
‫ص َّ‬
‫غروا عظمصصة الله تعالى فمصصن أحبهصصم فقصصد‬
‫الغلة الذيصصن َصص‬
‫أبغضنصصا و مصصن أبغضهصصم فقصصد أحبنصصا = همانببا غلة كببه عظمببت‬
‫پروردگار را كوچك شمرده اند از ما اخباري در جبر و تشبيه جعل كرده‬
‫اند‪ ,‬هركه ايشان را دوست بدارد با ما دشمني ورزيده و هر كه آنان را‬
‫دشمن بدارد با ما دوستي كرده است"‪.‬‬
‫در جلد هفتببببم بحار و در كتاب شريببببف "عيون أخبار الرضببببا" از‬
‫ابراهيببم بببن ابببي محمود روايببت شده كببه بببه حضرت رضببا (ع) عرض‬
‫كردم كببه در نزد مببا اخباري در فضائل اميببر المؤمنيببن و فضائل شمببا‬
‫اهببل بيببت اسببت كببه آن روايات مخالف چيزهايببي اسببت كببه در نزد‬
‫شماسبت و ماننبد آن را از شمبا نديده و نمبي شناسبيم آيبا بدان معتقبد‬
‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪131‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬
‫شويبم‪ ,‬حضرت فرمود‪ :‬يصا ابصن أبصي محمود! إن مخالفينصا وضعوا‬
‫أخبارا ً فصصي فضائلنصصا وجعلوهصصا على ثلثصصة أقسصصام‪ :‬أحدهصصا‪:‬‬
‫الغلو‪ ،‬وثانيهصا‪ :‬التقصصير فصي أمرنصا وثالثهصا‪ :‬التصصريح بمثالب‬
‫أعدائنصا = مخالفيبن مبا اخباري در فضائل مبا وضبع و جعبل كردنبد و آن‬
‫را بر سببه قسببمت نمودنببد يببك قسببمت غلو اسببت در بارة مببا (ماننببد‬
‫احاديثبي كبه ببه آنان جنببة ربوبيبت و علم غيبب و احياي اموات و امثال‬
‫آن را مبي دهبد)(‪ )1‬و دومبي تقصبير در أمبر ماسبت (ماننبد احاديثبي كبه‬
‫تضييع احكام را به آن بزرگواران نسبت داده اند)(‪ )2‬و سومي تصريح در‬
‫مذمت و بدگويي در بارة دشمنان ماست (چنانكه در بارة دشمنان اهل‬
‫بيت چيزهايي مي گويند كه با هيچ منطقي سازگار نيست)(‪.)3‬‬
‫حيدر علي قلمداران‬

‫‪‬‬

‫‪1‬‬
‫‪2‬‬
‫‪3‬‬

‫‪‬‬

‫‪‬‬

‫() زيرا رواج اين اخبار‪ ,‬سبب مي شود مسلمين‪ ,‬پيروان أئمه را مشرك بدانند‪.‬‬
‫() اينگونه اخبار سبب مي شود كه مردم به خود أئمه بد بين شوند‪.‬‬
‫() ايبن دسبته از احاديبث موجبب مبي شود كبه مسبلمانان‪ ,‬أئمبه وپيروان آنهبا را ببي انصباف و‬
‫مغرض دانسته و نسبت به ائمة بزرگوار سخنان ناروا بگويند‪( .‬برقعي)‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪132‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

‫زيارت وزيارتنامه‬

‫فهرست مطالب‬

‫باسمه تعالي‪4..................................................... ..................................‬‬
‫مقدمه‪5.................................................. ...........................................‬‬
‫دليل عقلي و تاريخي در نفي زيارت‪11............................................................‬‬
‫حل مشكل و رفع معضل‪25................................................... ......................‬‬
‫علت توجه به زيارت و اهميت يافتن آن ‪28...................................... ...................‬‬
‫احاديث باقيمانده از فرق ضاله ‪34..................................................................‬‬
‫خسارت و خصومت احاديث با آيات قرآن !!‪42....................................... ..............‬‬
‫ضعف روايات زيارت از كتب ائمة رجال‪46.......................................... ..............‬‬
‫اسامي روات‪49...................................................................... ...............‬‬
‫سخنراني مؤلف در صحن مطهر حسيني (ع)‪80................................................ .....‬‬
‫زيارت و حقيقت آن‪84............................................................ ..................‬‬
‫مسألة زيارت‪101...................................................... .............................‬‬
‫تعمير القبور در اسلم! ()‪115............................ ..........................................‬‬
‫احاديثي كه در نهي از تعمير قبور وارد شده‪124................................ ....................‬‬
‫فهرست مطالب‪133................................................. ................................‬‬

‫‪‬‬

‫اين متوا از وبگاه اجتهادات داونلود شده است‬

‫‪‬‬

‫‪133‬‬

‫‪‬‬

‫‪www.ijtehadat.com‬‬

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful