‫ابیانه ‪1‬‬

‫فهرست مطالب ‪:‬‬

‫‪ - 1‬موقعیت جغرافیایی‬
‫‪ - 2‬شرایط اقلیمی‬
‫‪ - 3‬موقعیت طبیعی‬
‫‪ - 4‬تأثیر محیط طبیعی بر اقتصاد مردم‬
‫‪ - 5‬پوشش گیاهی‬
‫‪ - 6‬استفاده اهالی از گیاهان منطقه‬
‫‪ - 7‬پوشش جانوری‬
‫‪ - 8‬رودخانه ها‬
‫‪ - 9‬ویژگیهای زمین شناسی‬
‫‪ - 11‬زمین شناسی منطقه‬
‫‪ - 11‬سنگ ها‬
‫‪ - 12‬دیدنی ترین و جالب ترین روستای جهان از نظر یونسکو‬
‫‪ - 13‬وجه تسمیه‬
‫‪ - 14‬مذهب و زبان‬
‫‪ - 15‬ویژگی های بافت ابیانه‬
‫‪ - 16‬ویژگیهای معماری روستا‬
‫‪ - 17‬تاریخچه معماری روستا‬

‫ابِیانه‬

‫ابیانه ‪2‬‬

‫‪ - 18‬ابیانه نامزد بزرگترین جایزه معماری جهان‬
‫‪ - 19‬بناهای مسکونی‬
‫‪ - 21‬بناهای تاریخی‬
‫‪ - 21‬محله ها‬
‫‪ - 22‬اسامی اماکن مختلف‬
‫‪ - 23‬تاریخچه‬
‫‪ - 24‬قدمت ابیانه به دوره ساسانیان رسید‬
‫‪ - 25‬حوادث تاریخی‬
‫‪ - 26‬پیشینه روستا در باور های مردم‬
‫‪ - 27‬مشخصات عمده جمعیت ابیانه‬
‫‪ - 28‬مهاجرت‬
‫‪ - 29‬میزان سواد‬
‫‪ - 31‬از دیگر تفکرات ابیانه ای در مورد خود‬
‫‪ - 31‬سن ازدواج‬
‫‪ - 32‬مهریه و جهیزیه ( مبادالت در ازدواج )‬
‫‪ - 33‬طوایف ابیانه‬
‫‪ - 34‬بررسی تاریخی و اجتماعی زبان محلی ابیانه‬
‫‪ - 35‬ادبیات شفاهی‬
‫‪ - 36‬قصه و داستان‬

‫ابِیانه‬

‫ابیانه ‪3‬‬

‫‪ - 37‬برخی از اعتقادات مردم ابیانه درباره ماوراء الطبیعه‬
‫‪ - 38‬برخی از باور های مردم ابیانه‬
‫‪ - 39‬مراسم مربوط به تولد‬
‫‪ - 41‬مراسم ازدواج‬
‫‪ - 41‬برخی از باورها و اعتقادات مردم ابیانه درباره طبیعت‬
‫‪ - 42‬منابع‬

‫ابِیانه‬

‫ابیانه ‪4‬‬

‫‪ - 1‬موقعیت جغرافیایی‬
‫روستای ابیانه در دره ای معتدل و خشک در ‪ 40‬کیلو متری شمال ؼرب نطنز ‪ ،‬و ‪ 20‬کیلو متری ؼرب جاده آسفالته‬
‫نطنز و کاشان و ‪ 80‬کیلو متری جنوب ؼرب کاشان قرار دارد ‪ .‬رودخانه برزرود از جنوب آبادی می گذرد ‪ .‬منطقه ای‬
‫که دره ابیانه در مرکز آن قرار دارد حوضه آبریز برزرود را در بر می گیرد که بین ‪ 30° ، 272‬الی ‪ 30° ، 372‬عرض‬
‫شمالی و ‪ 51° ، 302‬تا ‪ 51° ، 372‬طول شمال شرقی واقع شده است ‪¹ .‬‬
‫از ن ظر تقسیمات کشوری ‪ ،‬ابیانه دهی از دهستان برزرود ‪ ،‬بخش حومه ‪ ،‬شهرستان نظنز ‪ ،‬استان اصفهان است ‪ ،‬که در‬
‫طول جؽرافیایی ‪ ، 33° ، 362‬با ارتفاع ‪ 2220‬متر از سطح دریا قرار دارد ‪ ² .‬در ‪ 20‬کیلومتری جاده آسفالته کاشان به‬
‫نظنز ‪ ،‬جاده ای فرعی به طرؾ ؼرب کشیده شده است ‪ ،‬که این جاده فرعی در مسیر دره ابیانه به طرؾ ؼرب است ‪.‬‬
‫در این مسیر ابتدا باید از روستاهای هنجن ‪ ،‬یارند ‪ ،‬کمجان ‪ ،‬برز و طره گذشت و در انتهای دره ‪ ،‬در بن بست به‬
‫روستای ابیانه رسید ‪.‬‬

‫‪ – 1‬پژوهشی در زمینه مورفولوژی صحرایی در دره ابیانه ‪ ،‬عباس خسروی ‪ ،‬مجله سپهر ‪ ،‬نشریه علمی و فنی سازمان جؽرافیایی ‪ ،‬دوره ششم ‪،‬‬
‫شماره ‪ ، 23‬پاییز ‪ ، 76‬ص ‪. 33‬‬
‫‪ – 2‬اداره جؽرافیایی ارتش ‪ ،‬فرهنگ جؽرافیایی آبادی های کشور جمهوری اسالمی ایران ‪ ،‬کاشان ‪ ،‬جلد ‪. 1366 ، 60‬‬

‫ابِیانه‬

‫ابیانه ‪5‬‬

‫‪ - 2‬شرایط اقلیمی‬
‫اقلیم دره ابیانه ‪ ،‬ترکیبی ار آب و هوای مدیترانه ای است ‪ .‬آمار زیر که از برداشت ‪ 10‬ساله اخیر به دست آمده است ‪،‬‬
‫معرؾ چنین اقلیمی است ‪¹ :‬‬
‫ میانگین درجه حرارت سالیانه = ‪ 11/6‬درجه سانتیگراد‬‫ میانگین سالیانه نزوالت آسمانی = ‪ 182/1‬میلی متر‬‫ میانگین رطوبت نسبی = ‪ 46‬درصد‬‫ درجه خشکی = ‪ ( 8/43‬خشک )‬‫بر اساس مطالعات انجام گرفته ‪ ،‬متوسط بیشترین دما به ماه تیر و متوسط کمترین دما به ماه دي اختصاص دارد ‪ .‬در این‬
‫منطقه ‪ ،‬از اواخر دی ماه به تدریج از برودت هوا کاسته می شود ولی به محض رسیدن بهار ‪ ،‬گرما به شدت افزایش پیدا‬
‫می کند ‪ .‬از اواخر تیر ماه نیز به تدریج از میزان دما کاسته می شود ؛ بدین ترتیب در هر سال دو دوره مشخص افزایش‬
‫و کاهش دما مشاهده می گردد ‪ .‬در این منطقه اساسا ً بارندگی در فصل زمستان انجام میگیرد و اؼلب بصورت ریزش‬
‫برؾ است ‪ .‬بر روی دامنه کوه های مرتفع ‪ ،‬برؾ تا فصل بهار نیز دوام می آورد ولی در تابستان هیچ بارشی صورت‬
‫نمی گیرد ‪ .‬متوسط رطوبت نسبی در منطقه ‪ %46‬می باشد که حداکثر آن در دی ماه ( ‪ ) %67‬و حداقل آن در تیر ماه (‬
‫‪ ) %30‬بر آورده شد است ‪.‬قول اهالی ابیانه نیز در این مورد چنین است که گرمای شدید در طول سال را در تیر ماه و‬
‫اوایل مرداد ماه مشاهده می کنند ؛ ضرب المثلی نیز در این باره دارند که می گوید ‪ :‬هفتم مرداد باد خنک دزدکی می زند‬
‫و هفدهم مرداد فاشکی ( فاش و عیان ) ‪ .‬منطقه ای که روستای ابیانه در مرکز آن قرار دارد حوضه آبریز برزرود را در‬
‫بر می گیرد و شرایط آب و هوایی آن خشک و نیمه خشک است ‪.‬‬

‫‪ - 3‬موقعیت طبیعی‬

‫ابیانه به موازات خط الرأس کوه قلعه در شیب نسبتا ً تندی قرار گرفته است ‪ ،‬جهت خط الرأس ها ‪ ،‬با جهت دره موازی‬
‫است و در نهایت بر مسیر کاشان و نطنز عمود می شود ‪ .‬در روبروی همین کوه در دامنه کوه دو میلیون ‪ ،‬قلعه " پله‬
‫هامانه " قرار دارد و بین این دو ‪ ،‬سطحی نسبتا ً هموار شامل منطقه زیبا " پبا " [ ‪ ، ] paba‬رودخانه خشک ‪ ،‬باؼزارها‬
‫و محله مسکونی " یوسمان " قرار گرفته است ‪.‬‬

‫‪ - 1‬مجله سپهر ‪ ،‬دوره ششم ‪ ،‬شماره ‪ ، 23‬پاییز ‪ ، 1376‬ص ‪. 34‬‬

‫ابِیانه‬

‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬بز ‪ ،‬میش و گاو از مهمترین دامهای‬ ‫ابیانه میباشند ‪.‫ابیانه ‪6‬‬ ‫در حد وسط قله های مرتفع و کوه های سر به فلک کشیده ‪ ،‬دره ابیانه قرار دارد که در این دره روستای ابیانه ‪ ،‬طره ‪،‬‬ ‫برز ‪ ،‬کمجان و هنجن جای گرفته اند ‪.‬‬ ‫وجود مراتع سرسبز در اطراؾ ابیانه باعث تؽذیه و چرای خوب دامها شده است ‪ .‬‬ ‫ابیانهایها از میوههای باغ عالوه بر مصرؾ و فروش ‪ ،‬انواع فراوردههایی چون خشکبار ‪ ،‬لواشک ‪ ،‬سرکه ‪ ،‬انواع مربا‬ ‫و شیره تولید کرده و به فروش میرسانند ‪.‬از گیاهان دیگر درختچه های زرشک است که مردم ابیانه زرشک مصرفی خود را از درختچه هایی که‬ ‫در اطراؾ روستا قرار دارند تؤمین می کنند ‪ ...‬مردم روستا متناسب با شرایط آب و هوایی منطقه‬ ‫انواع درختان میوه را پرورش دادهاند ‪.‬‬ ‫محصوالت باؼی عمده در ابیانه عبارتند از ‪:‬‬ ‫سیب در دو نوع آلو‪ ،‬زردآلو‪ ،‬قیسی‪ ،‬گردو‪ ،‬گالبی‪ ،‬شاه میوه ‪ ،‬هِلگه [ ‪ ،] hegle‬انگور‪ ،‬گوجه سبز‪ ،‬بادام ‪ ،‬فندق‪ ،‬گیالس‬ ‫‪ ،‬توت ‪ ،‬هلو‪ ،‬به ‪ ،‬خرمالو ‪ ،‬شفتالو ‪ ،‬انار و ‪.‬‬ ‫از نظر شکل و ساختمان ‪ ،‬دره ابیانه منطقه ای است چین خورده با رشته کوه های متعدد که عموما ً از جنوب ؼرب به‬ ‫شمال ؼرب کشیده شده است ‪.5‬پوشش گیاهی‬ ‫از رستنی های ابیانه گیاهان درمنه ‪ ،‬خاکشیر و کتیرا است که کاربرد دارویی و صنعتی دارند و پوشش گیاهی برای‬ ‫چرای دام است ‪ .‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫‪ .‬اسپند نیز از دیگر رستنی های اطراؾ ابیانه است که آویز هایی که زنان‬ ‫ابیانه از اسپند و تکه پارچه های رنگی درست می کنند و برای چشم زخم به دیوار اتاق ها نصب می کنند شهرت دارد ‪.4‬تأثیر محیط طبیعی بر اقتصاد مردم‬ ‫اقتصاد ابیانه عمدتا ً مبتنی بر کشاورزی‪ ،‬باؼداری و دامداری است‪ .

‬یکی از این مصارؾ تقویت کردن خاک است ‪.‬میوه آن‬ ‫کوچک ‪ ،‬قرمزرنگ ‪ ،‬بیضوی و با مزهای ترش است ‪.‬این گیاه‬ ‫کاربرد آرایشی نیز دارد و میتواند به جای رنگ مو‪ ،‬مو را سیاه کند ‪.‬در ابیانه کتیرا را‬ ‫در سه ماهه تابستان و به این صورت میگیرند ‪:‬‬ ‫اول پای بوته گون را میکنند تا مقداری از ریشه پیدا شود ‪ .‬سپس‬ ‫آن را جمعآوری میکنند ‪.‬شاخههای بلند آن تیػهای فراوان‬ ‫دارد ‪ .‬در عرض دو سه روز از محل شکاؾ صمػ نرمی خارج و به صورت ورقهای نازک و شفاؾ میخشکد ‪ .‬‬ ‫ابیانهایها بوته اسپند را زیر خاک کرده و خاک را تقویت میکنند و معتقدند که در این حالت خاک خصوصا ً برای کشت‬ ‫هندوانه بسیار مرؼوب میشود ‪.‬‬ ‫یکی از باورهای مردم ابیانه به گیاه زرشک آن است که ‪ ،‬خوردن آب چشمهای که از پای درخت زرشک درآید ‪ ،‬باعث‬ ‫طوالنیشدن عمر میشود ‪.‬پس از چیدن‬ ‫گل بوتهها ‪ ،‬دانههای آن را جدا میکنند و با چوبهای کوچکی که از ‪2‬ه ‪2‬رس کردن درختان باغها باقی مانده ‪ ،‬به درست‬ ‫کردن آویزهای اسپند میپردازند ‪.‬‬ ‫زنان و دختران روستا در زمان رویش اسپند و جمعآوری گل بوتههای آن به مراتع اطراؾ ابیانه میروند ‪ .‫ابیانه ‪7‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫مردم اعتقاد خاصی به این گیاه دارند و آن را برای جلوگیری از چشمزخم به در خانههای خود آویزان میکنند ‪ .‬گون گیاهی علفی به صورت بوتههای چوبی خاردار و یا عاری از خار میباشد ‪ .‬‬ ‫این گیاه عالوه بر مصارؾ ؼذایی به علت طعم ترشی که دارد در تهیه شربت و مربا به مصرؾ میرسد و همراه با برنج‬ ‫استفاده میشود ‪ .‬چوب آن به‬ ‫رنگ زرد است بطوریکه اگر شاخه آن شکسته شود این رنگ بخوبی ظاهر میشود ‪ .‬بعد محل ریشه ظاهر شده را با تیػ مخصوصی شکاؾ‬ ‫میدهند ‪ .‬تا یک دهه قبل تولید کتیرا یکی از منابع مهم‬ ‫درآمد این آبادی بود ‪ .‬‬ ‫در طول سه ماهه گاهی شکاؾ ریشه را سه یا چهار بار تجدید میکنند تا صمػ بیشتری بگیرند ‪ ،‬ولی بهترین کتیرا همان‬ ‫نوبت اول یا در اصطالح چین اول به دست میآید ‪ .‬به دلیل این کثرت در اینجا‬ ‫بهطور خالصه و تنها به چهار مورد آنها اشاره میشود ‪:‬‬ ‫گیاه اسپند‬ ‫گیاهی است چند ساله پربرگ با گلهای درشت به رنگ سفید مایل به سبز که میوه آن مدور و دارای دانههای سیاه رنگ‬ ‫اسپند میباشد ‪ .‬‬ ‫گون [ ‪] gavan‬‬ ‫دشتها و کوهستانهای اطراؾ ابیانه محل روییدن بوتههای گون است ‪ .‬این گیاه مصارؾ گوناگونی برای مردم روستا دارد ‪ .‬در گذشته این گیاه نوعی آفت بهشمار میرفت زیرا وقتی در کنار گندمزار قرار میگرفت ‪ ،‬گندم را قرمز‬ ‫رنگ میکرد ‪ .‬گلهای آن در اردیبهشت و خرداد ظاهر میشود که به رنگ زرد ‪ ،‬زیبا ‪ ،‬مجتمع و خوشهای هستند ‪ .‬این گیاهان‬ ‫ارزشهای اجتماعی ‪ ،‬بهداشتی ‪ ،‬اقتصادی و گردشگری زیادی برای اهالی روستا دارند ‪ .‬‬ ‫زرشک‬ ‫این گیاه درختچهای است خاردار با شاخههای شکننده که ارتفاع آن در محیطهای مساعد به شش متر میرسد ‪ .6‬استفاده اهالی از گیاهان منطقه‬ ‫گیاهان منطقه ابیانه و کاربردهای آنها به حدی متنوعاند که میتوان کتابی مستقل درباره آنها نوشت ‪ .‬آنها زرشک را دم کرده و‬ ‫له میکنند ‪ ،‬سپس آبش را میگیرند و درون آش میریزند ‪.‬ابیانهایها میگویند ‪ :‬اگر به همان یک مرتبه اول یا مرتبه دوم تیػ‬ ‫ابِیانه‬ .‬اهالی روستا معتقدند خوردن زرشک خون را صاؾ و اعصاب را آرام میکند ‪ .

‬‬ ‫جوشانده قسمتهای سبز و تازه میوه گردو ‪ ،‬رنگ قهوهای به موی سر میدهد ‪ .‬همچنین در زمستان که آب چشمه دو آبی مورد استفاده مزارع نیست به رودخانه خشک هدایت می شود ‪.‬این‬ ‫رودخانه در بیشتر ایام سال آب ندارد و در مواقعی که به سبب بارندگی زیاد سیل راه می افتد ‪ ،‬به صورت سیالب در می‬ ‫آید ‪ .‬اگر بر روی دام مالیده شود ‪ ،‬حشراتی‬ ‫مانند مگس را از آنها دور میکند ‪.‬در‬ ‫ضمن برگ گردو را زیر تشک قرار داده و معتقدند که از گزش کک در امان میمانند‪.‬همچنین از کتیرا در درمان شوره سر و ریزش‬ ‫مو در حمام‪ ،‬به جای شامپو استفاده میشود ‪.‬‬ ‫‪ .‬چوب درخت گردو برای ساخت در و پنجره در ابیانه کاربرد بسیار زیادی دارد ‪ .8‬رودخانه ها‬ ‫رودخانه خشک تنها رودخانه ابیانه است که در جنوب آبادی به موازات دره قرار دارد ( به موازات خط الرأس ) ‪ .‬گربه نیز در کوچه های ابیانه‬ ‫فراوان است ‪.‬گردو درختی زیبا و سایهافکن است ‪ .‬برگ آن دارای بوی مخصوص ‪،‬‬ ‫طعم بسیار تلخ و قابض میباشد که به راحتی رنگ تیره خود را از دست داده و به رنگ قهوهای درمیآید ‪ .‬برگ تازه این درخت حشرات موذی‬ ‫خصوصا ً بید و ساس را از بین میبرد و دم کرده آن ‪ ،‬نوعی ‪2‬سم مورچه است ‪ .‬‬ ‫‪ .‬روؼن گردو‬ ‫رنگ زرد روشن مایل به سبز و طعم مالیم و مطبوع دارد و هر قدر تازهتر باشد مصرفش را برای طباخی بهتر میدانند ‪.‬‬ ‫از پرندگان نیز میتوان به کالغ و زاؼی ‪ ،‬که در زبان محلی به آن شرشره [ ‪ ] šeršereh‬می گویند ‪،‬اشاره کرد ؛ ولی‬ ‫مرغ و خروس به دلیل فراوانی شؽال و روباه در اطراؾ آبادی کم نگه داری می شود ‪ .7‬پوشش جانوری‬ ‫از جانورانیکه در کوه های اطراؾ ابیانه قرار دارند باید از قوچ ‪ ،‬میش ‪ ،‬روباه ‪ ،‬شؽال ‪ ،‬گراز ( از جانورانی است که به‬ ‫کشتزارها آسیب فراوان می رساند ) و خرگوش نام برد ‪.‬‬ ‫گردو‬ ‫گردو یکی از درختهای مهم باغهای ابیانه است ‪ .‬این گیاه در آرایش‬ ‫مو ‪ ،‬تهیه چسب ‪ ،‬مرکب ‪ ،‬آهار پارچه و تهیه دارو مصرؾ زیادی دارد ‪ .‬‬ ‫در ؼروب روز ‪ 29‬و ‪ 30‬تیر ‪ 1355‬شمسی سه سیالب از طرؾ ؼرب ابیانه جاری شده است ‪ ،‬این سیل ها در بستر‬ ‫رودخانه خشک جاری شده و دو دشت را زیر گل و الی برده و تعدادی از باغ ها خراب کرده است ‪ ،‬ولی آسیب چندانی‬ ‫ابِیانه‬ .‫ابیانه ‪8‬‬ ‫زدن اکتفا شود هم محصول مرؼوب به دست میآید و هم به سالمت و دوام گون لطمهای وارد نمیآید ‪ .‬‬ ‫ی‬ ‫مؽز میوه گردو روؼن بسیار داشته و انرژیزا میباشد و پوست سبز آن همراه با پوست انار و چای ‪ ،‬رنگ تیر ِه قهوها ِ‬ ‫مناسبی برای مو و الیاؾ میباشد ‪ .

‬‬ ‫‪ .‫ابیانه ‪9‬‬ ‫به منازل مسکونی وارد نکرده است ‪ .‬روند محور‬ ‫این طاقدیس شمال ؼرب – جنوب شرق بوده که بر روند عمومی منطقه منطبق است ‪ .‬ل‪.‬این مخروط افکنه ‪ ،‬بزرگترین مخروط افکنه در منطقه کرکس نطنز در‬ ‫مصب رودخانه برزورد و چیمه رود ( رود هنجن ) قرار دارد که ارتفاع آن از ‪ 1500‬متر شروع و در ‪ 1100‬متری‬ ‫خاتمه می یابد ‪.‬در قسمتهای مرتفع و شیبهای تند این منطقه ‪،‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫‪ .11‬زمین شناسی منطقه‬ ‫حدود ‪ 400‬متر بعد از دو راهی نطنز – کاشان به طرؾ دره ابیانه اولین واحد ژئومورفولوژی که نظر هر بیننده ای را به‬ ‫خود جلب می کند واحد مخروط افکنه است ‪ .‬لذا در اثر فعالیتهای تکنونیکی و گسلی کامال خرد شده و ایجاد پرتگاههایی را نموده است ‪.‬جنس سنگهای دره ابیانه متفاوت بوده ‪ ،‬به طوری که‬ ‫تشکیالت پالئوزوئیک از قبیل د‪.‬‬ ‫‪ .‬اهالی ابیانه اظهار می کنند که سیل اگر از آب ؼوز ( از چشمه های ابیانه ) بیاید‬ ‫خطرناک است ‪.‬بدلیل شرایط آب و هوایی خشک – نیمه خشک‬ ‫دره ابیانه ‪ ،‬فرایندهای فرسایش مکانیکی بیش از شیمیایی موثر هستند ‪ .11‬سنگ ها‬ ‫سنگهای موجود در دره ابیانه بسته به نوع و جنس ‪ ،‬مقاومت متفاوتی را در برابر فرسایش از خود نشان داده اند و این امر‬ ‫موجب ایجاد فرمها و اشکال مختلفی در منطقه مورد مطالعه گردیده است ‪ .‬میتهای سبز رنگ ماسه سنگهای قرمز رنگ ‪ ،‬آهکهای تربلویت دار بر روی ماسه‬ ‫سنگها ( ماسه سنگ کنگلومرای ابیانه با ضخامت ‪ 50‬متر و دانه های ریز قرمز رنگ که دارای میان الیه های مارن‬ ‫ماسه ای و شیل می باشد ‪ ،‬به طور هم شیب ولی با وقفه ای در رسوب گذاری و بر روی نهشته های پرمین قرار گرفته‬ ‫است ) دیده مس شود ‪ .‬تشکیالت دوران‬ ‫چهارم شامل تشکیالت پلیوستوسن و آبرفتهای قدیمی می باشد ‪ .9‬ویژگیهای زمین شناسی‬ ‫اشتوکلین عمده ترین ساختمان در رشته کوههای بین کاشان – اردستان ( که دره ابیانه را شامل می شود ) را طاقدیس‬ ‫بزرگ باال آمده می داند که هسته مربوطه به پالئوزوئیک – تریاس آن در منطقه ابیانه و چیمه رخنمون دارد ‪ .‬قدیمیترین تشکیالت زمین شناسی‬ ‫در منطقه مربوط به تشکیالت پرکامین است که بر روی آن به ترتیب تشکیالت پالئوزوئیک قرار دارد ‪ .

‫ابیانه ‪10‬‬ ‫تخریب مکانیکی بسیار شدید است ‪ .‬به اظهار برخی " ویانه " در طول زمان به " اویانه " و " ابیانه "‬ ‫تحریؾ شده است ‪.‬زیرا پوشش گیاهی و پوشش خاک که موجب محفوظ نگهداشتن زمین در مقابل‬ ‫تؽییرات حرارتی می شود وجود ندارد ‪ .‬این روستا در دره نسبت عمیق و در دامنه دیواره های مرتفع و تقریبا قائم کوه قرار گرفته است ‪ .13‬وجه تسمیه‬ ‫در زبان محلی به ابیانه " ویونا " ( ‪ ) Viuna‬می گویند ‪ " .‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫گویش محلی ابیانه را پهلوی اشکانی عنوان می کنند ‪.‬چک و بزرگ سقوط کنند و به روستا به حرکت درآیند ‪ .‬وی " ( ‪ ) Vi‬به معنای بید و " ویانه " ( ‪ ) Viyane‬به معنای‬ ‫بیدستان است ( ابیانه در گذشته بیدستان بوده است ) ‪ .14‬مذهب و زبان‬ ‫مردم ابیانه مسلمان و پیرو مذهب تشیع هستند ‪ .‬با توجه به کیفیت ساختمانی منطقه و آب و هوا ‪ ،‬باد نقش فرسایشی مهمی در این دره‬ ‫انجام نمی دهد و فرسایش بادی در مقایسه با سایر پدیده ها اهمیت چندانی ندارد ‪.‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫شکوه و معماری بومی و دیرینه آن که سرشار از زیبایی است ‪ ،‬آن را از دیدنی ترین روستاهای جهان کرده است ‪.‬و جنس سنگهای‬ ‫قسمتهای باالئی دره ‪ ،‬اهکی و ماسه سنگی است و دارای شکستگیهای زیاد است ‪ .‬چنین وضعی می تواند تهدیدی دائم‬ ‫برای مردم روستای ابیانه باشد ‪ .12‬دیدنی ترین و جالب ترین روستای جهان از نظر یونسکو‬ ‫روستای سه هزار ساله ابیانه به اعتبار بناهای تاریخی و پر تنوعش‪ ،‬استثنایی ترین روستای ایران به شمار می آید ‪.‬‬ ‫‪ .‬قدمت این روستا و وجود برخی آداب و رسوم کهن در بین مردمان آن‬ ‫باعث شده که برخی عنوان گنند اهالی این روستا هنوز به برخی آداب و رسوم و اعتقادات قبل از اسالم و دین زرتشت‬ ‫پای بند هستند ‪.‬چنین شرایطی باعث شده است که‬ ‫آهکها به صورت قطعات ک‪.‬یکی از نمونه های قابل توجه ریزش سنگ در اطاؾ روستای ابیانه دیده می شود‬ ‫‪ .

‫ابیانه ‪11‬‬ ‫ابِیانه‬ .

‬‬ ‫‪ .1‬گسترش روستا بر روی شیب کوه ‪ ،‬باعث شده که از وزش بادهای شدید در امان باشد ‪ .‬اکثر بناها به دلیل‬ ‫اینکه در دامنه صخره ای تپه واقع شده اند ‪ ،‬فاقد حیاط هستند ‪.‬این خاک سرخ خاصیتی در بر دارد که هر چه باران بخورد محکم تر می شود درست مانند‬ ‫مردم ابیانه که در مقابل هجوم حوادث و مصیبت های طبیعی مانند زلزله و سیل به صبوری یک کوه و سر سختی یک‬ ‫صخره به مقاومت ایستاده اند و با عشقی که به سنت و معماری سرزمین اجدادی خود و به همه یادگاری های نیاکانشان‬ ‫داشته اند ‪ ،‬در هر تعمیر سبک بناهای آن را حفظ کرده اند ‪.‬باؼها و‬ ‫نهر‬ ‫ِ‬ ‫موقعیت و استقرار بافت روستا بشکل خطی است و در امتداد ِ‬ ‫کشتزارهای جنوب این نهر با استفاده از شیب زمین ‪ ،‬براحتی میتوانستند از آبهای سطحی بهره مند شوند ‪ .3‬ساختمانهای روستا معموالً دو تا سه طبقه ارتفاع دارند و نحوه قرارگیری خانه ها در شیب کوه موجب شده که از طبقه‬ ‫دوم به باال منظره زیبای دره مشاهده شود ‪ ،‬عالوه بر آن تابش نور خورشید و جریان هوا به تهویه و مطبوع شدن هوای‬ ‫فضاهای داخلی کمک میکند ‪.2‬زمینهای ابیانه از جنس سنگی یا رسی است و این مسئله باعث میشود که آبهای سطحی جذب زمین نشده و در بستر‬ ‫رودخانه جاری شود و مورد استفاده کشاورزی و باؼداری قرار گیرد ‪.‬‬ ‫قرار گیری ابیانه در یک منطقه کوهستانی ‪ ،‬ویژگیهای خاصی به معماری این روستا داده است که به این موارد میتوان‬ ‫اشاره کرد ‪:‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫‪ .‬این مسئله برای محفوظ نگاه‬ ‫داشتن بنا ها در مقابل فشارهای جانبی وهمینطور کنترل حرارت ‪ ،‬نقش مهمی دارد ‪.‫ابیانه ‪12‬‬ ‫‪ .‬ساختمان‬ ‫های کهن روستا با پوششی از " خاک سرخ رنگ " در شیب یکنواخت دامنه خاکستری کوه ‪ ،‬چون شعله های رقصنده آتش‬ ‫بر دل خاکستر دیده می شود ‪ .‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬شکل طبیعی‬ ‫منطقه ای که روستای ابیانه در آن قرار گرفته به گونه ایست که اجازه هر فرم ساخت و ساز را نمیدهد ‪ .‬حرکت تند و شیب دار کوه ‪ ،‬خانه و باغ را از شمال به جنوب و بالعکس مرتبط می کند ‪ .51‬ویژگی های بافت ابیانه‬ ‫بافت ساختاری خانه های روستا " حلزونی شکل " مربوط به سه دوره سلجوقیه ‪ ،‬صفویه ‪ ،‬قاجاریه بوده و کوچه بن بست‬ ‫در آن وجود ندارد ‪ .16‬ویژگیهای معماری روستا‬ ‫بافت‬ ‫اصلی منشعب از چشمه قرار دارد ‪ .

‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫برای اندود درون و بیرون ساختمانها نیز از مالط خاک قرمز و کاه استفاده میکنند که به دلیل چرب بودن جنس خاک ‪،‬‬ ‫دوام خوبی دارد و مانع نفوذ رط وبت میشود ‪ .1‬مصالحی مانند سنگ و خشت که بیشتر بعنوان عناصر سازه ای عمودی در دیوارها ‪ ،‬جرزها و ؼیره استفاده میشود‬ ‫( درساخت پی بناها سنگهای طبیعی کوه و یا بستر صخره ای مورد استفاده قرار میگیرد) ‪.‬‬ ‫مصالح و ساختا ر‬ ‫در ساخت بناهای روستا کالً از دونوع مصالح با قابلیتهای فنی متفاوت استفاده شده است ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬دربها و پنجره ها همه از چوب‬ ‫ساخته شده اند و در ساختمانهای قدیمی کارهای گره چینی بسیار ظریؾ وزیبایي بچشم میخورد ‪.‬استفاده از دیوارهای بیرونی با مصالح خشتی به ضخامت زیاد ‪ ،‬اندود‬ ‫کاهگل دیوارها و بام ‪ ،‬سقفهای چوبی و استفاده از گیاه چزه بعنوان عایق رطوبتی و حرارتی بر روی آن ‪ ،‬چند عملکرده‬ ‫بودن فضاهای داخلی ‪ ،‬مانند فضاهای زمستان نشین و تابستان نشین و همچنین استفاده از روزنه های کوچک جهت‬ ‫نورگیری ‪ ،‬از دیگر راه حلهایي است که به معماری این روستا هویتی ویژه مي بخشد ‪ .‬چوبهای‬ ‫مورد نیاز را از درختان کبوده ‪ ،‬تبریزی ‪ ،‬چنار ‪ ،‬صنوبر ‪ ،‬شاخ و برگ بید ‪ ،‬نی و مانند آنها بدست میآورند ‪.‬خاک زرد ( هوک زرا ) و خاک سفید ( هوک اسپی ) نیز برای اندود مورد‬ ‫استفاده قرار میگیرد اما دوام خاک قرمز را ندارد ‪.‬‬ ‫در ساخت خانه ها که بر دامنه شمالی دره قرار گرفته اند ضمن تبعیت از فرم فیزیکی تپه ‪ ،‬سعی شده که جهت روبه قبله‬ ‫کلیه ساختمانها رعایت شود ‪.4‬سرازیر شدن سیالبها که ؼالبا ً در بستر دره مسیر خود را باز میکنند و همینطور سیالبهای کوهستانهایي که مشرؾ به‬ ‫روستای ابیانه هستند ‪ ،‬عامل دیگری است که موجب استقرار روستا در مکان فعلی شده است ‪.‬‬ ‫معماری‬ ‫در معماری و تقسیم فضاهای داخلی اقلیم کامالً مورد توجه بوده و برای جلوگیری از اتالؾ انرژی در فصول سرد وگرم‬ ‫سال تدابیر مختلفی در نظر گرفته شده است ‪ .‫ابیانه ‪13‬‬ ‫‪ .2‬انواع چوب که بعنوان عنصر کششی در سقفها و سردر بازشوها و موارد مشابه مورد استفاده قرار میگیرد ‪ .

19‬بناهای مسکونی‬ ‫ساختمانهای موجود در روستا از دوره سلجوقیان به بعد میباشند که در طول این سالها بارها مورد مرمت و باز سازی‬ ‫قرار گرفته اند ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫‪ -2‬خانه هاي دوره صفویه ‪ :‬دراین دوره توجه بیشتري به صفه شده وخانه هاي چهار صفه ای پیشرفت كرده است ‪ .‫ابیانه ‪14‬‬ ‫‪ .‬یك فضاي باز بنام صفه در هر خانه‬ ‫تعبیه شده و بعنوان حیاط مسقؾ کار مي کرده و همچنین براي مراسم عزا و عروسي نیز مورد استفاده قرار مي گرفته‬ ‫است ‪.‬پیش از این ‪ ،‬از ایران روستای میمند نیز برای دریافت این جایزه نامزد شده بود ‪.‬قرینه‬ ‫سازي در آنها رعایت شده و تزئینات داخلي هم كامالً از دوره قبل متمایز است ‪.‬آنها داراي یك ایوان جنوبي حدودا" به ارتفاع ‪ 5‬متر است ‪.‬‬ ‫اطراؾ این ایوان ‪ ،‬خانه در دو طبقه باال رفته و اتاقها پیرامون صفه قرار دارند ‪ .‬‬ ‫‪ -3‬خانه های دوره قاجاریه ‪ :‬از اواخر دوره صفویه در وضع عمومی روستا رکود بوجود آمد و تا اواخر دوره قاجار‬ ‫ادامه داشت ‪.17‬تاریخچه معماری روستا‬ ‫با بررسی تاریخی بناهای موجود به سه گروه عمده برمیخوریم‪:‬‬ ‫‪ -1‬خانه هاي دوره سلجوقي ‪ :‬این خانه ها حیاط ندارند ‪ .‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫عظیمه ریاحی دهکردی ‪ ،‬مدیر پایگاه میراث فرهنگی ابیانه ضمن اعالم این مطلب گفت ‪ :‬در این مسابقه به معماری و‬ ‫مرمت بناها توجه می شود ‪ .51‬ابیانه نامزد بزرگترین جایزه معماری جهان‬ ‫روستای تاریخی ابیانه ایران نامزد دریافت جایزه بزرگترین مسابقه معماری جهان شد ‪.

‬‬ ‫ابِیانه‬ .‫ابیانه ‪15‬‬ ‫خانه هاي دوره سلجوقي‬ ‫فرم این خانه ها داراي یك ایوان جنوبي به ارتفاع ‪ 5‬متر است ‪ .‬‬ ‫خانه هاي دوره صفویه‬ ‫در این دوره توجه بیشتري به صفه شده وخانه هاي چهار صفه ای پیشرفت كرده است ‪ .‬اطراؾ این ایوان خانه هاي دو طبقه باال رفته و اتاقها‬ ‫قرار دارد و در هر خانه یك فضاي باز بنام صفه تعبیه شده و این از آن جهت بوده كه خانه ها حیاط ندارد و بعنوان حیاط‬ ‫مسقؾ کار میکرده است و همچنین براي مراسم عزا و عروسي مورد استفاده قرار میگرفته است ‪.‬‬ ‫خانه های دوره قاجاریه‬ ‫از اواخر دوره صفویه در وضع عمومی روستا رکود بوجود آمد و تا اواخر دوره قاجار ادامه داشت ‪.‬قرینه سازي در آن ها رعایت شده‬ ‫و تزئینات داخلي هم كامل اً از دوره قبل متمایز است ‪.

‬با توجه به این قدمت ‪ ،‬ابیانه دارای اماکن و بناهای کهن زیادی است که هر کدام به دوره‬ ‫تاریخی خاصی تعلق دارد ‪.‫ابیانه ‪16‬‬ ‫‪ .‬ق بر میگردد ‪.‬کؾ آن شبستان چوبی‬ ‫است و جلوی در ورودی قسمت پا گردان است که محل در آوردن کفش بوده و به وسیله نرده چوبی کوتاهی از محل‬ ‫نشستن جدا شده است ‪ .‬این محراب در میان خود تاق نمایی دارد که در حدود ‪ 20‬سانتی متر فرو رفته تر از سطح‬ ‫محراب است ‪¹ .‬‬ ‫‪ – 1‬ابیانه زیباست ‪ ،‬علیرضا قهاری ‪ ،‬فصل نامه معماری و فرهنگ ‪ ،‬سال اول ‪ ،‬شماره دوم و سوم پاییز و زمستان ‪ ، 1378‬ص ‪.‬برخی نیز عقیده دارند به‬ ‫خط میخی نیز نوشته دارد ‪ . 67‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬ق حکایت می کند ‪² .‬پس از چند سال‪ ،‬هدایت این فعالیتها بر عهده دفتر فنی و زیر نظر کارشناسان اداره‬ ‫میراث فرهنگی کاشان قرار گرفت‪.‬‬ ‫از نیمه دوم سال ‪ 1381‬این روستا در فهرست پایگاه های سازمان میراث فرهنگی و پروژه های ملی کشور مطرح گردید‬ ‫و به عنوان پایگاهی مستقل با مدیریت و تیم کارشناسی و تخصصي آؼاز به کار کرد‪.‬‬ ‫بنا های تاریخی و عمومی ابیانه به شرح زیر است ‪:‬‬ ‫مساجد‬ ‫روستای ابیانه دارای یازده مسجد است ‪ .‬شبستان به وسیله یک نرده کوتاه چوبی به ارتفاع ‪ 90‬سانتی متر به دو‬ ‫قسمت زنانه و مردانه تقسیم شده است و محراب چوبی در قسمت مردانه در شبستان زیرین قرار دارد ‪ .‬این مسجد ها عبارتند از ‪:‬‬ ‫ مسجد جامع ‪ :‬این مسجد در محله " میون ده " ( میان ده ) قرار دارد و دارای دو شبستان است که شبستان قدیمی آن‬‫به وسیله دری کوتاه به کوچه اصلی راه دارد ‪ .02‬بناهای تاریخی‬ ‫روستای ابیانه دارای قدمتی نزدیک به هزار و پانصد سال است و یکی از قدیمی ترین زیستگاه های انسانی در حاشیه‬ ‫کویر ایران محسوب می شود ‪ .‬‬ ‫نوشته های صحن مسجد از تعمیر مسجد به وسیله موالنا محمد بهاء الدین در سال ‪ 772‬ه ‪ . 182‬‬ ‫‪ – 2‬ابیانه آتشی به جا مانده از تمدن کهن ‪ ،‬فریده گلبو ‪ ،‬هنر و مردم ‪ ،‬شماره ‪ ، 164‬ص ‪.‬‬ ‫وجود این بنا ها و آثار تاریخی متعدد و همچنین حفظ برخی آداب و عادات و رسوم کهن در بین مردمان ابیانه باعث شده‬ ‫است که این روستا در تاریخ ‪ 1354/5/30‬به شماره ثبت ‪ 1089‬جزء آثار ملی ثبت شود ‪.‬‬ ‫این م حراب از چوب گردو ساخته شده است ‪ .‬روی این محراب‬ ‫نقش گل و بوته کنده کاری شده و با خطوط برجسته کوفی سوره " یس " در آن حک شده است ‪ .‬در دیوار جنوبی این شبستان ‪ ،‬محراب چوبی قدیمی قرار دارد که جزو آثار تاریخی با ارزش‬ ‫روستای ابیانه است که به دستور ابو جعفر محمد فرزند علی ساخته شد و تاریخ ساخت آن به سال ‪ 477‬ه ‪ .‬ورودی این شبستان با شبستان جدید تفاوت دارد ‪ .‬‬ ‫از آن تاریخ به بعد کلیه فعالیتهای مطالعاتی‪ ،‬مرمتی و ساماندهی روستا‪ ،‬با حضور موثر و ارزشمند جناب آقای دکتر باقر‬ ‫آیت اله زاده شیرازی بعنوان سرپرست و هدایت کننده گروه‪ ،‬آؼاز شد و گزارشهای مدون کلیه عملیات مرمتی و ساماندهی‬ ‫در مرکز اسناد سازمان موجود است‪ .

‬بر روی این سقؾ ‪ ،‬وقایع تاریخی و تاریخ هر‬ ‫نوبت تعمیر ثبت می شده است ‪ .‬این سقؾ از نوع کرکس پوش است ( به شکل بال گسترده کرکس است ) و بر روی آن کتیبه‬ ‫هایی از آیات قرآن وجود دارد ‪ ،‬نام بانی و نجار آن نیز نوشته شده است ‪ .‬‬ ‫‪ – 1‬آثار تاریخی شهرستان های نطنز و کاشان ‪ ،‬حسن نراقی ‪ ،‬فصل ششم ابنیه تاریخی ‪ ،‬نطنز ‪ ،‬ص ‪.‬تاریخ آخرین تعمیر آن سال ‪ 1311‬ه ‪ .‬‬ ‫در ورودی مسجد نیز با نقش گل و بوته و خطوط بر جسته ‪ ،‬کنده کاری شده است که توسط استاد حاج صفر بید گلی‬ ‫ساخته شده است ‪ .‬این در ‪ ،‬یک بار نیز مورد سرقت قرار گرفته است ‪ .‬در هر تعمیر نیز سعی شده که از سبک قبلی پیروی شود ‪ .‬شبستان جدید این مسجد سالن بزرگی به ابعاد‬ ‫‪ 12×6‬متر و ارتفاع ‪ 4/5‬متر است که در محوطه میانی آن نور گیری در سقؾ قرار گرفته است ‪ .‬در این سالن ستون‬ ‫هایی با سر ستون کنده کاری شده قرار دارد ‪ .‫ابیانه ‪17‬‬ ‫این مسجد منبری چوبی دارد که مربوط به دوره سلجوقیان است و تاریخ ساخت آن ‪ 446‬ه ‪ .‬ق است ‪ ،‬روی این منبر‬ ‫نقوش گل و بوته ‪ ،‬گل هشت پر لوتوس و کتیبه هایی به خط کوفی وجود دارد ‪ . 292‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬سقؾ این سالن به صورت تخته پوش از چوب گردو است که با نقوش منظم‬ ‫هندسی قاب بندی شده است ‪ .‬ق‬ ‫است که توسط استاد صفر علی بید گلی به عمل آمده است ‪¹ .‬باز سازی سقؾ مسجد توسط‬ ‫دو برادر به اسم مال مهدی و مال ابو القاسم انجام شده است ‪.

‬ق هم‬ ‫زمان با سلطنت شاه طهماسب اول ساخته شده است ‪ .‫ابیانه ‪18‬‬ ‫ مسجد پرزله [‪ : ] porzaleh‬این مسجد که متعلق به عصر ایلخانیان است در محله پل قرار دارد ‪ .‬سالن آن نیز مستطیلی به ابعاد‬ ‫‪ 18×6‬متر و ارتفاع ‪ 4/5‬متر است و سقؾ آن بر روی ستون هایی قرار دارد که سر این ستون ها تزیین شده هستند ‪.‬جلوی مسجد ‪ ،‬تخت گاهی معروؾ به " تخت مزگه " [ – ‪taxte‬‬ ‫‪ ] mazgah‬قرار دارد که گفته می شود ما شا ّ‬ ‫ّللا خان سردار آن را ساخته است ‪ .‬‬ ‫شبستانی که در طبقه همکؾ قرار دارد ‪ ،‬با یک در یک لنگه ای به راهروی کوچکی راه دارد ‪ ،‬که این راهرو از یک‬ ‫طرؾ به کوچه و از طرؾ دیگر به راه پله ای که به طبقه باال می رود راه دارد ‪ .‬ق حک شده است که هم زمان با شاه اسماعیل صفوی است ‪.‬مردم ابیانه باور دارند که این مسجد حاجت و نیازشان را بر آورده‬ ‫می کند و در این مورد داستانی از کولی که کودک بیمارش را به پای ستون این مسجد می آورد و کودک ‪ ،‬سالمتی خود‬ ‫را باز می یابد نقل می کنند ‪.‬‬ ‫ مسجد پالیزه ‪ ] palizeh [ :‬این مسجد در میدان پالیزه در محل یوسمون قرار دارد ‪ ،‬و در کنار آب انبار است ‪ .‬‬ ‫ مسجد یوسمون ‪ :‬این مسجد دو طبقه در محله یوسمون قرار دارد و زمان ساخت آن را ‪ 700‬سال پیش ذکر می کنند ‪" .‬روی در ؼربی‬ ‫مسجد پر زله تاریخ ‪ 1058‬ه ‪ .‬بصورت یك سالن بزرگ بوده كه در‬ ‫اواخر دوره قاجاریه شبستان كم عرض جنوبی به آن اضافه شده است‪.‬‬ ‫ مسجد حاجتگاه ‪ :‬این مسجد در محله زیارتگاه در کنار قبرستان قدیمی قرار دارد و تاریخ ساخت آن را ‪ 400‬سال پیش‬‫عنوان می کنند ‪ .‬‬‫شده " [ ‪ ] šadde‬یا علم متعلق به مخله یوسمون در طبقه باالی این مسجد نگه داری می شود ‪ .‬نمای این مسجد آجری با دریچه ها و پنجره های مشبک هاللی است ‪ .‬بر در ورودی‬‫مسجد ‪ ،‬که قدیمی ترین در موجود ابیانه است تاریخ ‪ 701‬هجری نقش بسته است ‪ .‬خانواده های یوسمونی‬ ‫هنگام روضه خوانی در این مسجد مکان های به خصوصی داشته اند که به صورت موروثی تعیین شده است ‪.‬مرده ها را در هنگام شب در این مسجد نگه داری می کردند تا صبح‬‫فردا دفن کنند ‪.‬مردم ابیانه در گفتگو های روزانه خود اشعار مکتوب‬ ‫فارسی را نیز فراوان به کار می برند ‪.‬‬ ‫یک مسجد قدیمی که در حال حاضر به انباری تبدیل شده به این مسجد متصل است ‪ .‬طبقه باال به صورت سالن بزرگ است‬ ‫که از بناهای دوره صفویه است و در اواخر دوره قاجاریه ‪ ،‬یک ایوان کوچک به آن اضافه شده است ‪ .‬در طبقه باالی مسجد نیز اتاقی قرار‬ ‫دارد که محل دفن موقت مرده های اربابان بوده است ‪ .‬‬ ‫‪ – 1‬الزم به ذکر است که مردم ابیانه به ادبیات مکتوب فارسی و فرا گرفتن آن عالقه نشان می دهند و عنوان می شود که در شب نشینی های‬ ‫ابیانه ای یکی از رسم های رایج ‪ ،‬خواندن دیوان شعر حافظ و شاهنامه فردوسی است ‪ .‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬در مسجد نیز در سال ‪ 953‬ه ‪ .‬‬ ‫این مسجد در محله معروؾ پرزله واقع است‪ .‬ساختمان این مسجد دو طبقه ساخته شده‬ ‫و در زیر آن آب انبار و پا شیر قرار دارد ‪¹ .‬بناي اصلي آن در دوره صفویه است‪ .‬‬‫ مسجد دم دروازه که در محله باال قرار دارد ‪ .‬این‬‫مسجد به صورت سالن بزرگی است که به وسیله یک پرده ‪ ،‬قسمت زنانه و مردانه از هم جدا شده است ‪.‬‬ ‫مساجد دیگر ابیانه عبارتند از ‪:‬‬ ‫ مسجد پنجه علی که درمحل زیارتگاه قرار دارد و از مساجد جدید ابیانه است ‪.

‬طبق باور مردم این مکان معجزه نما است و در آن‬ ‫مراسم خاصی برگزار می شود ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬در دل صخره های این دره‬ ‫تو رفتگی وجود دارد که ساختمان امامزاده در جلوی آن ساخته شده است ‪ ،‬و تو رفتگی نیز همانند ؼاری ‪ ،‬جزیی از‬ ‫ساختمان زیارتگاه شده است ‪ .‬‬ ‫برخی نیز عنوان کردند که این زیارتگاه مربوط به زمان آناهیتا است ‪ .‬زیارتگاه هین زا در واقع گذرگاه بی بی‬ ‫زبیده خاتون است ‪.‬‬ ‫زیارتگاه ها‬ ‫ابیانه دو زیارتگاه دارد ‪:‬‬ ‫زیارت هرده ‪ :‬این زیارتگاه که در شرق ایانه در محله هرده قرار دارد ‪ ،‬بقعه شاهزاده یحیی و شاهزاده عیسی ‪ ،‬فرزندان‬ ‫امام موسی بن جعفر ( ع ) است و بر خالؾ ساختمان های روستا دارای حیاط مرکزی است و آب نمای بزرگی که از‬ ‫شاخه اصلی نهر روستا سیراب می شود در وسط آن قرار دارد ‪ .‬رواق حرم منقش به کتیبه هایی است که اخیرا ٌ مرمت شده است ‪ .‬‬‫‪ -‬مسجد سر قنات برقه [ ‪ ] barqah‬که در محله پایین ده قرار دارد ‪.‬اهالی‬ ‫عنوان می کنند که بیبی زبیده خاتون تحت تعقیب بوده و مردم ابیانه وی را در این اتاقک پناه داده ‪ ،‬و سپس به روستای‬ ‫هنجن برده اند ‪ .‬در ضریح زیارتگاه نوشته ای وجود ندارد ؛ ولی در سقؾ بنا تاریخ های مرمت بنا و اشعار و آیاتی نوشته شده‬ ‫است ‪ .‫ابیانه ‪19‬‬ ‫ مسجد چهل انگشت که در محله پس خانقاه قرار دارد ‪.‬‬ ‫منبری چوبی و قدیمی نیز در ایوان جنوبی زیارتگاه قرار دارد ‪.‬در هنجن نیز زیارتگاه بزرگی متعلق به ایشان ساخته شده است ‪ .‬ظاهراً این زیارتگاه مربوط به بیبی زبیده خاتون ‪ ،‬بنت موسی بن جعفر ( ع ) است ‪ .‬‬ ‫زیارت هین زا [ ‪ : ] hinza‬این زیارتگاه در جنوب شرقی ابیانه در دره باریکی قرار دارد ‪ .‬این زیارتگاه گنبد هشت ضلعی با کاشی کاری فیروزه‬ ‫ای دارد ‪ .‬عنوان می شود که در پشت تخته های سقؾ قیمت انواع ؼالت ‪ ،‬چون جو و گندم در زمان گذشته را نوشته اند ‪.‬‬‫ مسجد سر چشمه که در محله هرده است ‪.‬ایوان جنوبی آن به تپه جنوبی ابیانه مشرؾ‬ ‫است ‪ .

‬این آب انبارها عبارتند از ‪:‬‬ ‫ میان ده ‪ :‬در محله میان ده قرار دارد و گفته می شود حدود صد سال پیش ساخته شده است ‪.‬‬ ‫این قلعه ها مربوط به دوره یاؼیگری بوده که مردم برای حفظ امنیت خود در مقابل یاؼی های محلی ساخته اند و در آن‬ ‫نوبت کشیک می داده اند ‪.‫ابیانه ‪20‬‬ ‫قلعه ها‬ ‫ابیانه سه قلعه دارد که عبارتند از ‪:‬‬ ‫‪ – 1‬پال همونه [ ‪ ] palhamune‬یا تخت هامان که در جنوب ؼربی ابیانه قرار دارد و متعلق به محله باال و‬ ‫یوسمون است ‪ .‬در این سند سهم افراد‬ ‫در ساخت قلعه مشخص شده است ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬‫ پرزله ‪ :‬در محله باالی ده در کنار مسجد پرزله قرار دارد و گفته می شود که قدیمی ترین از آب انبارهای دیگر است‪.‬این قلعه حدود ‪ 200‬سال پیش ساخته شده است ‪ .‬‬‫‪ -‬پ باغچه [‪ ] pa – baqče‬یا پس باغچه ‪ :‬در محله یوسمون قرار دارد ‪.‬وسند ساخت آن نیز وجود دارد ‪ .‬‬ ‫آب انبارها‬ ‫ابیانه دارای چهار آب انبار است که در حال حاضر از هیچ یک از آنها استفاده نمی شود ‪ .‬‬‫ پالیزه ‪ :‬در محله یوسمون در کنار پالیزه قرار دارد ‪.‬‬ ‫‪ – 2‬هرده [ ‪ ] herde‬که در شمال شرقی روستا قرار دارد و به محله هرده تعلق دارد ‪.‬‬ ‫‪ – 3‬پاله [ ‪ ] pale‬که در شمال ؼربی روستا قرار دارد و به محله پل تعلق دارد ‪.

‬‬ ‫حمام ها‬ ‫ابیانه دو حمام در دو محله باال و پایین دارد که در حال حاضر حمام محله پایین ( هرده ) خراب شده و همه اهالی از حمام‬ ‫محله باالی ده استفاده می کنند ‪ .‬زنان معموالً برای حمامی یک قرص نان می بردند ‪ .‬در حال حاضر در قسمت ورودی حمام صندوقی گذاشته شده است که پول حمام را در آن می گذارند ‪ .‬گفتنی است که سوخت حمام در گذشته گون بوده است ‪.‬این سه آسیاب در مسیر رود‬ ‫خانه " داریون " [ ‪ ] dariun‬در سمت ؼرب روستا قرار دارند که عبارتند از " آره هره " [ ‪ " ، ] are – here‬آره‬ ‫میون " [ ‪ ] are – miun‬و " آره داریون " [ ‪ ] are – dariun‬در گذشته این آسیاب ها را به آسیابان مورد اعتماد مردم‬ ‫اجاره می دادند ( ایانه ای ها به آسیاب " آره " [ ‪ ] are‬میگویند ) ‪.‬عالوه بر این در کنار مسجد حاجتگاه در ؼرب روستا نیز حسینیه جدیدی به نام حاجتگاه ساخته شده است که تاریخ‬ ‫آن از سال ‪ 1372‬الی ‪ 1375‬است ‪.‬پسران نیز تا قبل از ازدواج می توانتند مزد حمامی را‬ ‫نپردازند ‪ .‫ابیانه ‪21‬‬ ‫حسینیه ها‬ ‫ابیانه دارای دو حسینیه قدیمی است که یکی از آنها در محله باالی ده قرار دارد و نخل محله باال در آن نگه داری می شود‬ ‫و دیگری حسینیه هرده است که در محله هرده ‪ ،‬کنار زیارت هرده قرار دارد ‪ ،‬و نخل محله پایین در آن نگه داری می‬ ‫شود ‪ .‬هزینه حمام برای هر نفر ابیانه ای یک تومان بوده ولی افراد ؼریبه پول بیشتری‬ ‫می پرداختند ‪ .‬‬ ‫آسیاب ها‬ ‫روستای ابیانه دارای سه آسیاب بوده است که در حال حاضر یکی از آنها قابل استفاده است ‪ .‬نگه داری و تعمیرات‬ ‫حمام از محل هزینه عمومی ده است ‪ .‬به گفته‬ ‫اهالی ‪ ،‬ابیانه مدت زیادی است که حمام دوش دارد ‪ .‬در گذشته حمام و سلمانی محله باال و پایین ده جدا بوده است ‪ ،‬خانم بی بی کاشی ‪ ،‬یکی از‬ ‫اهالی محله هرده که از ‪ 25‬سال پیش حمامی ده بوده ‪ ،‬در حال حاضر نیز به این کار مشؽول است ‪ .‬‬ ‫ابِیانه‬ .

‬دیگری قبرستان چشمه است که در شمال‬ ‫شرقی ده قرار دارد و قبرستان سوم در پشت حسینیه حاجتگاه در ؼرب روستا قرار دارد که در حال حاضر در آنجا مرده‬ ‫دفن نمی کنند ‪.‫ابیانه ‪22‬‬ ‫دروازه ها‬ ‫ابیانه در گذشته دارای دو دروازه بوده ؛ یکی در ؼرب روستا ‪ ،‬در کنار محل فعلی بانک که به آن دروازه زیارتگاه می‬ ‫گویند و دیگری در ورودی شرقی روستا در محله هرده که به آن دروازه هرده می گویند ‪.‬‬ ‫خانقاه‬ ‫این بنا که در زمان شاه عباس صفوی ساخته شده است ‪ .‬این‬ ‫ساختمان سه طبقه در گذشته محل اجتماع صوفیان و درویشان بوده و آنچنان که عنوان می کنند ‪ ،‬مکان استراحت شاه‬ ‫صفوی در تابستان ها نیز بوده است ‪.‬‬ ‫قبرستان ها‬ ‫ابیانه دارای سه قبرستان است ‪:‬‬ ‫قبرستان مصلی که در ورودی شمال ؼربی روستا قرار دارد ؛ در حال حاضر مرده ها را آنجا خاک می کنند ‪ ،‬مرده شوی‬ ‫خانه در آنجا قرار دارد و نماز عید فطر را در این محل برگزار می کنند ‪ .‬ساختمان آن با نمای آجری و سر در آن با تاق های ضربی و نقاشی های دوره صفوی تزیین شده است ‪ .‬در محله " پ خونه قاه " [ ‪ ] paxuneqah‬یا " پس خانقاه "‬ ‫قرار دارد ‪ .‬‬ ‫ابِیانه‬ .

‬‬ ‫‪ – 2‬محله یوسمون [ ‪.‬عنوان می شود که آب های ابیانه از کوه‬ ‫های ؼرب ابیانه تؤمین می شود و سرچشمه آن در ؼرب روستا است و هر جایی که آب شروع می شود باالی ده است ‪. ] yusmun‬‬ ‫‪ – 3‬محله پل [ ‪ ( ] pal‬باال ده ) ‪.‬هرشوگا نام مكاني است كه پارچه ها را بعد از آماده كردن براي آهار دادن به این محل مي‬ ‫آورده اند و آن را شو ( آهار ) میدادند ‪.‬به‬ ‫محله ای که آتشکده قرار دارد " برآزه " [ ‪ ] baraze‬به معنای " بر آذر گاه " گفته می شود ‪ .‬‬ ‫در کتاب عنذلیب تاردر ( مقیمی ابیانه ‪ ) 114 : 1375 ،‬نیز به این سه محله چنین اشاره شده است ‪:‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫دژآتون ‪ :‬از این دژ نیز فقط تل خاکی در میان باغ های ابیانه باقی مانده است ‪.‬میرزا محمد خانقاهی از‬ ‫اهالی ابیانه عنوان می کند که هار پاک که آتشکده به نام وی است ‪ ،‬وزیر اژدهاک آخرین پادشاه سلسله مادها بوده است ‪.‬و از میان ده تا ؼرب وجنوب ده ‪ ،‬محالت باالی ده محسوب می شود ‪ .‬محله هرده در شرق ده قرار‬ ‫دارد ‪ .‫ابیانه ‪23‬‬ ‫آتشکده ها‬ ‫هارپاک ‪ :‬این آتشکده که به شکل چهار تاقی ساخته شده است در محله میان ده در مسیر اصلی ( راشتا ) قرار دارد ‪ .‬‬ ‫‪ .21‬محله ها‬ ‫ابیانه در گذشته از سه محله اصلی تشکیل می شده است ‪:‬‬ ‫‪ – 1‬محله هرده [ ‪ ( ] herde‬پایین ده ) ‪.‬‬ ‫بدین ترتیب ؼرب ابیانه محله باالی ده محسوب می شود ‪.‬‬ ‫هرشوگاه ‪ :‬این آتشکده در ؼرب ابیانه پشت خانه ؼالم نادر شاه قرار داشته که در حال حاضر هیچ اثری از آن باقی نیست‬ ‫و فقط نام آن باقی مانده است ‪ .‬‬ ‫محله یوسمون و محله پل محالت باالی ده و به قول اهالی محالت ارباب نشین بوده است ‪ .

‬‬‫ پی سفید ‪ :‬صحرایی است در ؼرب ابیانه در مسیر گدار اصفهان ‪.‬‬‫ گله رو ‪ ] gale – ru [ :‬باغ های پایین دشت را گویند ( گله به معنای دره است ) ‪.‬‬‫ پالیزه ‪ :‬به میدانی در محله یوسمون در جنوب شرقی ده گفته می شود و مسجد و آب انباری نیز به همین نام در این‬‫میدان قرار دارد ‪.‬‬‫ پاتیلی ‪ :‬مزرعه و آبگاهی است در سمت گدار تجره ‪.‬‬ ‫ بر روی ‪ ] bar – ruie [ :‬آبشاری است در دشت باالی ابیانه ‪.‬‬‫‪ -‬پری هل ‪ :‬نام ؼاری است در جنوب ابیانه ( حدود ‪ 20‬کیلومتری جنوب ابیانه ) ‪.22‬اسامی اماکن مختلف‬ ‫اماکن مختلؾ ابیانه بر اساس مشخصات طبیعی و جؽرافیایی و یا بر اساس فعالیت هایی که در آن محل انجام می گیرد نام‬ ‫گذاری می شود که برخی از این اسامی عبارتند از ‪:‬‬ ‫ پله گیریجه ‪ ( ] pale – girije [ :‬پله به معنای تپه و ماهور است ) مسیر روستای برز طره را گویند ‪.‬‬‫ برقه ‪ ] barqa [ :‬نام قناتی است و به باؼستان اطراؾ قنات نیز برقه می گویند ‪.‫ابیانه ‪24‬‬ ‫در ابیانه سه جا در منظر است‬ ‫کوی علیا کوی سفال دیگری‬ ‫بس تعصب بوده بر هر یک شدید‬ ‫این حقیر این بار بر این باور است‬ ‫کوی یوسمون گر به دقت بنگری‬ ‫هر محل بهر خود آورده پدید‬ ‫امروزه دو محله جدید زیارتگاه و پنجه علی به این سه محله اضافه شده است که در ؼرب روستا در ورودی ؼربی ابیانه‬ ‫قرار دارند ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫‪ .‬‬‫ پیغستان ‪ :‬مزرعه ای است رو بروی آسیاب داریون ( آسیاب سوم ) در ؼرب روستا ‪.‬‬‫ برحسن چیرا ‪ ] bar – e – hasan – čira [ :‬محلی میان برقه را گویند ‪.

‬‬‫ پله سوله ال ‪ ] pale – sule – la [ :‬پشت باغ های برقه را گویند ‪ .‬آثار و بناهای تاریخی که در‬ ‫ابیانه وجود دارد مربوط به دوره های ساسانی ‪ ،‬سلجوقی ‪ ،‬صفوی و قاجار است ‪ .‫ابیانه ‪25‬‬ ‫ پکو ‪ ] paku [ :‬یک قسمت از دشت پایین را می گویند ‪.‬‬‫‪ -‬سوبوت ‪ ] sobot [ :‬به گذر و کوچه های سرپوشیده می گویند ‪.‬‬ ‫‪ .23‬تاریخچه‬ ‫نوشته و اثری که قدمت زمانی ابیانه را دقیقا ً معلوم کند در دست نیست ؛ ولی قدمت هزار و پانصد ساله را برای آن تخمین‬ ‫می زنند و آن را از کهن ترین زیست گاه های انسانی در حاشیه دشت کویر ایران می دانند ‪ .‬محلی که به طرؾ باغ های طره و برز می‬‫رود ‪.‬این آثار نشان دهنده قدمت تاریخی این‬ ‫زیست گاه انسانی است ‪.02‬قدمت ابیانه به دوره ساسانیان رسید‬ ‫حفر چند گمانه در روستای تاریخی ابیانه از سوی هیئت باستان شناسی به سرپرستی رحیم سالمتی ‪ ،‬منجر به کشف آثار‬ ‫سفالی و دیواره های خشتی از دوره ساسانی شد ‪.‬‬ ‫‪ .‬‬‫ پ باغچه ‪ : ] pa – baqče [ :‬باغ و باؼچه های انتهای کوچه خانقاه را گویند ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫ پسرا ‪ : ] pa – sora [ :‬انتهای پ باؼچه را گویند ‪.

‬اهالی از دو یاؼی دیگر به نام های رضا چوزونی‬ ‫اصفهانی و شیرزاد اصفهانی نام می برند که مردم ابیانه رابطه خوبی نداشته اند ‪.‬‬ ‫ریاحی گفت ‪ :‬بیشتر عده ای برای ساخت هتل در این محل مجوزهایی دریافت کرده بودند که با توجه به یافته های باستان‬ ‫شناسی اخیر و وجود سایت ساسانی در محل مورد نظر برای ساخت تاسیسات گردشگری مانند هتل ‪ ،‬مکان دیگری برای‬ ‫متقاضیان در نظر گرفته شده است ‪.‫ابیانه ‪26‬‬ ‫به گزارش خبرگزاری مهر ؛ عظمیه ریاحی دهکردی ‪ ،‬مدیر پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری روستای تاریخی ابیانه‬ ‫گفت ‪ :‬این کشؾ باب جدیدی را در مورد تاریخ منطقه و روشن تر شدن بسته زیست آن گشوده است ‪.‬‬ ‫از افراد مطرح دیگر در تاریخ ابیانه زنی به اسم فاطمه زاؼول است ‪ .‬‬ ‫به گفته وی ‪ ،‬آثار و شواهد به دست آمده مربوط به دوره ساسانیان بیانگر آن است که منطقه در دوره یاد شده محل اسکان‬ ‫بوده است ‪.‬به دسته این یاؼی ‪ ،‬نایبی ها می گفتند ‪ .‬فاطمه زاؼول زن کدخدای ابیانه به نام میرزا محمد‬ ‫ابِیانه‬ .‬از یاؼی های دیگر این منطقه حسن حاج صفر بوده‬ ‫که در اوایلسلطنت ناصر الدین شاه قاجار فعالیت می کرده است ‪ .‬‬ ‫از حوادث تاریخی دیگر که مردم ابیانه مطرح می کنند ‪ ،‬سال چهار تومان است ‪ .‬‬ ‫‪ .‬سال ‪ 1327‬که منطقه کاشان و نطنز دچار قحطی می شود و یک من ( شش کیلو ) گندم را به‬ ‫مردم چهار تومان می فروشند ؛ به همین دلیل این سال را سال چهار تومان می گویند ‪.‬که مهم ترین آن‬ ‫یاؼیگری نایب حسن کاشی است ‪ .‬‬ ‫روستای تاریخی ابیانه از مهم ترین روستاهای تاریخی کشور که از آن به عنوان نگین کویر یاد می شود ‪ ،‬در ‪35‬‬ ‫کیلومتری شهر نطنز واقع شده است ‪ .‬‬ ‫مدیر پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری روستای تاریخی ابیانه با تاکید بر اینکه این پایگاه در صدد است تا برای تعمیق‬ ‫یافته های علمی و رسیدن به تاریخ زیست در این منطقه با پایان یافتن زمستان و آؼاز فصل گرما مطالعات وسیع تری‬ ‫آؼاز نماید ‪ ،‬افزود ‪ :‬این پایگاه که تهیه مدارک ثبت ابیانه در فهرست میراث جهانی را در دستور کار خود دارد هم اکنون‬ ‫با استناد و شواهد علمی بیشتری به کار خود ادامه می دهد ‪.‬که حتی در مواقعی این سال مبداء تقویم‬ ‫برای مردم شده است ‪ .25‬حوادث تاریخی‬ ‫از حوادث مهم تاریخی که مردمان کهنسال ابیانه از آن سخن می گویند ‪ ،‬ؼائله یاؼیگری هاست ‪ .‬‬ ‫ریاحی با اشاره به شواهد علمی به دست آمده از پژوهش صورت گرفته در دوره برزرود که گمان می رود در تحقیقات‬ ‫بعدی به تاریخ دیرینه تری بیانجامد ‪ ،‬اظهار داشت‪ :‬به طور قطع شواهد و مدارک به دست آمده بر مسیر فعالیت های‬ ‫پژوهشی تحقیقاتی یا نگاه تاثیر مثبتی خواهد گذاشت ‪.‬اهالی عنوان می کنند که نایبی ها با مردم ابیانه‬ ‫رابطه خوبی داشته اند و مردم ابیانه به آنها آذوقه ؼذایی می داده اند ‪ .‬این روستا که به صورت پلکانی ساخته شده و در فهرست آثار ملی نیز به ثبت‬ ‫رسیده به روستای سرخ نیز شهرت دارد‪.

‬در واقع زمان و محل اقامت این‬ ‫ابِیانه‬ .‬را در ییالق ها می گذرانند و شش ماه پاییز و زمستان را به ابیانه می آیند ‪ .‬‬ ‫‪ .‬جمعیت فصلی آن در دو گرو ه قرار می گیرند ‪:‬‬ ‫‪ – 1‬جمعیتی که شش ماه بهار و تابستان را در ابیانه به سر می برند و شش ماه پاییز و زمستان را در شهرها ‪ ،‬به‬ ‫خصوص شهر تهران زندگی می کنند ‪ .‬از حوادث طبیعی مهم در تاریخ ابیانه سیل‬ ‫‪ 1335‬شمسی است که از طرؾ ؼرب ابیانه وارد روستا شده است ‪.‬کدخدا توسط یاؼی ابیانه ‪ ،‬حسن حاج صفر ابیانه ای ‪ ،‬کشته می‬ ‫شود و فاطمه زاؼول انتقام کدخدا را از او می گیرد ‪ .‬دیگری نیز عنوان می کند که طایفه خانقاهی ها که یکی‬ ‫از طوایؾ بزرگ ابیانه است ‪ ،‬اصلشان بختیاری است ‪.‬این گروه در واقع والدین کهنسال ابیانه ای هستند که در فصول سرد نزد فرزندان‬ ‫خود در شهرها زندگی می کنند و وقتی هوای ابیانه معتدل شد ‪ ،‬به ابیانه می آیند ‪.‬‬ ‫آنها عنوان می کنند که زبان یزدی ها به زبان ما نزدیک تر است و نژاد و زبان ما یزدی زرتشتی است ‪ ،‬همچنین بر این‬ ‫باورند که هنوز برخی از آداب و رسوم و عادات زرتشتی کمابیش اجرا می گردد ‪ .‫ابیانه ‪27‬‬ ‫بزرگ ( جد طایفه خانقاهی و میرزایی در ابیانه ) است ‪ .‬‬ ‫‪ – 2‬گروه دوم دامدارانی هستند که شش ماه بهار و تابستان ( در واقع پنج ماه زیرا دامداران در اردیبهشت به ییالق می‬ ‫روند ‪ ) .27‬مشخصات عمده جمعیت ابیانه‬ ‫جمعیت ابیانه را می توان به دو گروه فصلی و دایمی تقسیم کرد ‪ .26‬پیشینه روستا در باور های مردم‬ ‫یکی از اهالی ابیانه عنوان میکند که حدود ‪ 600‬یا ‪ 700‬سال پیش ‪ 4‬فرزند ( سه پسر و یک دختر ) از جایی به ابیانه‬ ‫آمده اند و ابیانه را ساخته اند ‪.‬‬ ‫برخی از اهالی نیز بر این باورند که عده ای از طرؾ کوه های ؼرب ابیانه آمدند و قصد داشتند در منطقه ابیانه ساکن‬ ‫شوند ؛ آنان ‪ ،‬افرادی را از پشت کوه فرستادند تا ببینند در این دره آب هست یا نه بدین ترتیب این عده در این منطقه ابیانه‬ ‫را به وجود آوردند ‪.‬‬ ‫برخی از اهالی ابیانه نیز اعتقاد دارند که ابیانه در زمان مادها به وجود آمده است و ابیانه ای ها از نژاد آریایی هستند ‪.‬‬ ‫‪ .‬اهالی ابیانه عنوان می کنند که فاطمه زاؼول خدمات رفاهی زیادی‬ ‫برای مردم روستا انجام داده است ؛ از جمله آب انبار و مسجد ساخته است ‪ .‬به گفته یکی از اهالی ‪ ،‬ابیانه ای ها از‬ ‫منطقه بختیاری به آنجا آمده اند و وجود تشابهاتی در پوشاک مردم این دو منطقه به خصوص تشابه شلوار گشاد مردان‬ ‫بختیاری با مردان ابیانه ای را دلیلی بر این ادعای خود می داند ‪ .

‫ابیانه ‪28‬‬ ‫ابِیانه‬ .

‬در حال حاضر‬ ‫بزرگترین مسئله ای که در سطح روستا بچشم میخورد ‪ ،‬فرسوده بودن اؼلب بنا ها است که نیاز به رسیدگی دارند ‪.‬‬ ‫یکی از مهمترین دالیل مهاجرت ‪ ،‬عالقه این مردم به تحصیل و کسب علم است که باعث شده نسل جوان به خاطر ادامه‬ ‫تحصیالت دانشگاهی به شهرهای دیگر مهاجرت کنند و در همان شهرها نیز مشؽول به کار شوند ‪ .‬این پژوهش و سرشماری و آمارگیری آن در‬ ‫مورد جمعیت دایمی ابیانه و گروه دوم جمعیت فصلی است ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬جمعیت که از ابیانه به تهران مهاجرت کرده اند ‪ ،‬در نقاط مشخصی از تهران ساکن هستند ‪.‬یعنی از‬ ‫‪ 443‬نفر که جواب داده اند ‪ 360 ،‬نفر آنها به تهران مهاجرت کرده اند و بقیه در شهر های دیگر و چند نفر نیز در خارج‬ ‫از کشور به سر می برند ‪ .‬مشکالتی که در زمینه‬ ‫اجتماعی وکالبد معماری و بافت روستا بوجود آمده طبعا ً از پیامدهای این مهاجرت است ‪.‬‬ ‫جمعیت دایمی ابیانه ‪ ،‬جمعیتی است که تمام سال در ابیانه زندگی می کنند ‪ .‬‬ ‫‪ .‬در اینجا قابل‬ ‫ذکر است که مطالعه مردم شناختی این گروه در شهر تهران ‪ ،‬که مطالعه ای است در حوزه مردم شناسی شهری ‪ ،‬می‬ ‫تواند مکمل پژوهش حاضر باشد ‪.‬‬ ‫البته عواملی که موجب تخلیه نسبی محل از سکنه اصلی شده است نیاز به بررسی کارشناسانه و دقیق تری دارد و با یافتن‬ ‫راه حلهای مناسب ‪ ،‬میتوان برای بازگرداندن قشرجوان و زندگی عادی به ابیانه تمهیداتی اندیشید ‪ .‬در این آمار ‪ ،‬ارقام مهاجرت در زمان قبل از ازدواج نیز‬ ‫باال است که می توان گفت ازدواج در تحرک مکانی و مهاجرت افراد چندان نقشی ندارد ‪ .‬طبق آمار به دست آمده از سر شماری گروه پژوهش ‪ ،‬یبشترین تعداد مهاجرت‬ ‫فرزندان ابیانه ای بعد از دوره راهنمایی و دبیرستان بوده است ‪ .‬در نتیجه به علت عدم‬ ‫حضور نیروی کار بومی جوان ‪ ،‬اقتصاد روستا با رکود و آسیبهای جدی مواجه شده است ‪ .‬ازدواج درون گروهی در ابیانه‬ ‫باالترین میزان را دارد ‪ .‬‬ ‫طبق گفته اهالی بین افراد این جمعیت همبستگی خاصی وجود دارد و روابط اجتماعی را حفظ نموده اند ‪ .28‬مهاجرت‬ ‫مهاجر فرستی از مشخصات بارز جمعیت ابیانه است و باید اضافه کنیم که مهاجرت اهالی این روستا به شهر ها ‪ ،‬طی ‪40‬‬ ‫سال اخیر به طور مداوم بوده است ؛ ولی نقطه اوج این پدیده ‪ ،‬جریان اصالحات ارضی سال ‪ 1341‬است ‪ .‬طبق این آمار افراد مهاجرت کرده ابیانه ای بیشتر از همه در شهر تهران ساکن هستند ‪ .‬از دیگر نقطه های زمانی که مهاجرت ابیانه ای ها به شهر تشدید یافت ‪ ،‬انقالب ‪ 1357‬است که‬ ‫بعد از این انقالب دبیرستان و مدرسه راههنمایی روستا تعطیل شده است و فرزندان ابیانه ای برای تحصیل در این مقاطع‬ ‫مجبور به مهاجرت به شهر ها شده اند ‪ .‫ابیانه ‪29‬‬ ‫گروه بر عکس گروه اول جمعیت فصلی است ‪.‬بعد از‬ ‫اصالحات ارضی که طی آن زمین زمینداران بزرگ ابیانه بین مردم رعیت تقسیم شد ‪ ،‬فرزنداران این زمینداران با توجه‬ ‫به امکانات مالی خوبی که داشتند به شهرها مهاجرت کردند و به تحصیل در دانشگاه ها پرداختند ؛ یکی از دالیل باال بودن‬ ‫سطح تحصیالت نیز همین جریان بوده است ؛ البته وجود افراد نخبه و تحصیل کرده ای چون رکتر منیری و حکیم زاده را‬ ‫نیز نباید نادیده گرفت ‪ .

1‬توزیع فراوانی جمعیت مهاجر ابیانه بر اساس زمان مهاجرت آنان‬ ‫باید گفت که اطالعات جدول شماره ‪ 1‬در واقع از والدین افراد مهاجر گرفته شده و ‪ 46‬نفر از فرزندان این والدین‬ ‫مهاجرت نکرده اند و در حال حاضر در ابیانه به سر می برند ‪.‫ابیانه ‪30‬‬ ‫فراوانی فراوانی‬ ‫زمان مهاجرت‬ ‫اقامت در ابیانه (مهاجرت نکرده )‬ ‫بعد از دوره ابتدایی‬ ‫بعد از دوره راهنمایی‬ ‫بعد از دبیرستان‬ ‫از بدو تولد‬ ‫بعد از ازدواج‬ ‫قبل از ازدواج‬ ‫بعد از انجام خدمت سربازی‬ ‫در دوره ابتدایی‬ ‫جمع‬ ‫‪46‬‬ ‫‪38‬‬ ‫‪61‬‬ ‫‪57‬‬ ‫‪27‬‬ ‫‪7‬‬ ‫‪71‬‬ ‫‪11‬‬ ‫‪4‬‬ ‫‪322‬‬ ‫درصد‬ ‫‪%14/2‬‬ ‫‪%11/8‬‬ ‫‪%18/9‬‬ ‫‪%17/7‬‬ ‫‪%8/3‬‬ ‫‪%2/1‬‬ ‫‪%22‬‬ ‫‪%3/4‬‬ ‫‪%1/2‬‬ ‫‪%100‬‬ ‫جدول شماره ‪ . 2‬توزیع فراوانی جمعیت مهاجر ابیانه ای بر اساس مکانی که به آن مهاجرت کرده اند‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫فراوانی فراوانی‬ ‫محل اقامت فعلی‬ ‫تهران‬ ‫کاشان‬ ‫نطنز‬ ‫اصفهان‬ ‫مشهد‬ ‫سایر شهرها‬ ‫مراوند‬ ‫سایر روستاها‬ ‫روستاهای همجوار‬ ‫خارج از کشور‬ ‫جمع‬ ‫‪360‬‬ ‫‪41‬‬ ‫‪10‬‬ ‫‪10‬‬ ‫‪2‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪3‬‬ ‫‪2‬‬ ‫‪1‬‬ ‫‪6‬‬ ‫‪443‬‬ ‫درصد‬ ‫‪%81/2‬‬ ‫‪%9/2‬‬ ‫‪%2/2‬‬ ‫‪%2/2‬‬ ‫‪%0/45‬‬ ‫‪%1/8‬‬ ‫‪%0/67‬‬ ‫‪%0/45‬‬ ‫‪%0/22‬‬ ‫‪%1/3‬‬ ‫‪%100‬‬ ‫جدول شماره ‪ .

‬‬ ‫‪ .‬در این نسل بیشترین رقم در گروه جنسی زنان ‪ ،‬مربوط به گروه سنی ‪ 30-34‬است و در گروه جنسی مردان مربوط به‬ ‫گروه سنی ‪ 25-29‬ساله است ‪ .‬یعنی در مقابل هر ‪ 100‬نفر زن‬ ‫‪ 102‬نفر مرد وجود دارد ‪. 3‬توزیع فراوانی سنی و جنسی فرزندان جمعیت ساکن در ابیانه در سال ‪1377‬‬ ‫جدول باال مربوط به فرزندان جمعیت ساکن در ابیانه است که اکثر آنان در حال حاضر ذر خارج از ابیانه زندگی می کنند‬ ‫‪ .‬در این نسل نسبت جنسی ‪ 102‬به نفع مردان است ‪ .‫ابیانه ‪31‬‬ ‫جنس‬ ‫زن‬ ‫مرد‬ ‫جمع‬ ‫گروه سنی‬ ‫‪1‬‬ ‫‪1‬‬ ‫‬‫کمتر از یکسال‬ ‫‪3‬‬ ‫‪3‬‬ ‫‬‫‪1-4‬‬ ‫‪4‬‬ ‫‪4‬‬ ‫‬‫‪5-9‬‬ ‫‪19‬‬ ‫‪11‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪10-14‬‬ ‫‪35‬‬ ‫‪17‬‬ ‫‪18‬‬ ‫‪15-19‬‬ ‫‪35‬‬ ‫‪18‬‬ ‫‪17‬‬ ‫‪20-24‬‬ ‫‪69‬‬ ‫‪40‬‬ ‫‪29‬‬ ‫‪25-29‬‬ ‫‪67‬‬ ‫‪36‬‬ ‫‪31‬‬ ‫‪30-34‬‬ ‫‪50‬‬ ‫‪24‬‬ ‫‪26‬‬ ‫‪35-39‬‬ ‫‪58‬‬ ‫‪31‬‬ ‫‪27‬‬ ‫‪40-44‬‬ ‫‪34‬‬ ‫‪18‬‬ ‫‪16‬‬ ‫‪45-49‬‬ ‫‪18‬‬ ‫‪6‬‬ ‫‪12‬‬ ‫‪50-54‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪2‬‬ ‫‪3‬‬ ‫‪55-59‬‬ ‫‪3‬‬ ‫‪1‬‬ ‫‪2‬‬ ‫‪60-64‬‬ ‫‬‫‪1‬‬ ‫‬‫‪ 65‬و بیشتر‬ ‫‪401 212 189‬‬ ‫جمع‬ ‫جدول شماره ‪ .‬در مصاحبه ها و‬ ‫مشاهده های انجام شده ‪ ،‬بارها اهالی ابیانه تذکر داده اند که سطح تحصیالت در این روستا باال است و والدین دایما ً به‬ ‫ابِیانه‬ .29‬میزان سواد‬ ‫یکی از نکات بارز روستای ابیانه ‪ ،‬باال بودن سطح تحصیالت و سواد در میان مردم این روستا است ‪ .

‬ابیانه در گذشته این سه مورد را خود تهیه می کرده است ‪ .‬نژاد ما از زرتشتی ها است ‪" .‬‬ ‫ " فرهنگ ابیانه ای خیلی باال بوده و ما ادعا می کنیم که از نژاد آریایی خالص هستیم و با ؼریبه وصلت نکرده ایم ‪" .‬‬ ‫ "ابیانه ای ها مهمان نواز هستند و به صداقت و محبت اهمیت می دهند ‪ ،‬بخصوص در گذشته ‪" .‬‬‫ یرمرد ابیانه ای می گوید ‪ " :‬ملتی که سه چیز داشته باشد خود کفاست ‪،‬چیزی که می خورد ‪ ،‬چیزی که می پوشد و‬‫جایی که زندگی می کند ‪ .‬‬‫ " هر کس به ابیانه آمده ‪ ،‬فرهنگ ابیانه را قبول کرده و می پذیرد ‪" .‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬همچنین اهالی به سابقه طوالنی فعالیت مکتب خانه ها و مدرسه این‬ ‫روستا اشاره کرده اند ‪.‬‬‫( شاید اشاره ای باشد به منزلت اجتماعی طبقه تو شمال ها در میان بختیاری ها ‪) .‬‬‫ " ما به اصل و نسب اهمیت می دهیم ‪" .‬‬‫ "زبان یزدی ها به زبان ما نزدیک است ‪ .‬اگر به کاالیی یا موادی نیاز داشته‬‫باشیم سعی می کنیم منبع آن را تهیه کنیم ؛ مثالً اگر میوه گالبی بخواهیم ‪ ،‬گالبی نمی خریم بلکه باغ گالبی را می خریم "‬ ‫و عنوان می کنند که اکثر باؼات روستای " ولو گرد " که گالبی آن معروؾ است ‪ ،‬در گذشته متعلق به ابیانه ای ها بوده‬ ‫است ‪" .‫ابیانه ‪32‬‬ ‫فرزندان خود در تحصیل علم و دانش تؤکید دارند ‪ .‬‬ ‫‪ -‬پیرمردی دیگر می گوید ‪ " :‬مردم ابیانه احتیاط کار هستند ‪ ،‬و اعتیاد به مواد مخدر در روستا مشاهده نمی شود ‪" .‬زمین و ملک را به ؼریبه نمی فروشیم ‪ .‬‬‫ " ابیانه ای آواز خوان نیست و رقص و ساز و آواز در ابیانه نیست ‪ ،‬ما از نژادی هستیم که نمی رقصیم ‪" .‬‬‫ " ابیانه ای ؼرور ابیانه ای دارد ‪" .31‬از دیگر تفکرات ابیانه ای در مورد خود‬ ‫ " یک وجب خاک ابیانه را ؼریبه ها ندارند ‪ .‬پوشاک و خوراک مورد نیاز در خود‬ ‫روستا تولید می شد و مصالح ساختمانی نیز از اطراؾ روستا تهیه می شد و ابیانه در هر سه مورد خود کفا بوده است ‪" .‬‬‫ " ابیانه ای خود را بزرگ می داند و به بزرگ تر از خودش هم احترام می گذارد ‪" .

‬در عین حال عنوان می کنند که اگر تحصیالت باالتر باشد ‪ ،‬در گرفتن مهریه و مقدار آن اصراری نمی‬ ‫کنند ‪.‬‬ ‫مهریه دختر قبل از اینکه به خانه شوهر برود به وی داده می شود و به اصطالح سند به اسم وی نوشته می شود و به قول‬ ‫خودشان باید " مهریه رد کنند تا دختر بیاید ‪" .‬‬ ‫در جهاز عروس عالوه بر وسایل مورد نیاز زندگی ‪ ،‬مقداری زیور و پول نقره و پوشاک از پارچه های زری و دست‬ ‫ابِیانه‬ .‬گفته می شود که معموالً یک مالک بزرگ حدود ‪ 3‬جریب‬ ‫باغ و دشت به عروسش می داد ‪ .‬و وقتی پسری در ‪ 22‬سالگی ازدواج کرد همه از کم سنی می تعجب کردند ‪" .‬مهریه مادر بین فرزندان دختر و پسر تقسیم می شود ‪ .‬معموالً بزرگان و ریش سفیدان طایفه ‪ ،‬بر سر‬ ‫مقدار مهریه طرفین را به توافق می رساندند ‪ .‬این موضوع در حال حاضر به شکل خصوصی تر در داخل خانواده دو‬ ‫طرؾ حل می شود ‪ .31‬سن ازدواج‬ ‫در ابیانه می کنند که " ازدواج در سنین باال در این روستا امری معمول است ‪ " .‬که در حال حاضر اگر تحصیالت دختر باال باشد مهریه‬ ‫اش باالتر است ‪ .‬ملکی که به عنوان مهریه به‬ ‫پسر داده می شود صداق نامیده می شود و آن را در سندی به اسم صداق ثبت می کنند تا پسر در هنگام ازدواج به اسم‬ ‫عروس کند ‪ .‬گفته می شود ملکی که به نام صداق ‪ ،‬سند بخورد دیگر مالیات شامل آن نمی شود ‪.‬همچنین عنوان می کنند که در قدیم پسرها در ‪ 40‬سالگی و دخترها در ‪30‬‬ ‫سالگی ازدواج می کردند ‪ .‬‬ ‫اگر طالقی صورت گیرد و از طرؾ مرد باشد ‪ ،‬باید هریه زن را بدهد ‪ ،‬همچنین هر چیزی که دحتر به عنوان جهیزیه‬ ‫آورده باشد به وی پس بدهد ؛ ولی اگر این جدایی از طرؾ زن باشد ‪ ،‬زن نیز باید مهریه اش را به شوهرش پس بدهد و‬ ‫طالق بگیرد ‪.‬‬ ‫مقدار مهریه به وضعیت اقتصادی طرفین بستگی داشته است ‪ .‬امروزه مهریه ‪ ،‬ملک و زمین تعیین نمی شود‬ ‫‪ ،‬بلکه به شکل سکه طال تعیین می شود ‪ .‬حدود دو دانگ از خانه نیز مهر می شد ‪ .‬در گذشته مهریه دختر ابیانه ای ملک ‪ ،‬خانه ‪ ،‬باغ‬ ‫مشجر و مقداری دشت و مزرعه بوده است ‪ .‫ابیانه ‪33‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫‪ .32‬مهریه و جهیزیه ( مبادالت در ازدواج )‬ ‫مردم ابیانه عنوان می کنند که " مهریه دختر ابیانه ای سنگین است ‪ " .‬‬ ‫از دیگر مبادالتی که در ازدواج صورت می گیرد دادن جهیزیه از طرؾ خانواده دختر است ‪.‬مردم ده می گویند که " در گذشته پسرها‬ ‫در ‪ 27 – 40‬سالگی ازدواج می کردند ‪ " .‬در طبقات اربابی و مالک ‪ ،‬پدر برای پسر خود مقداری ملک و زمین به‬ ‫عنوان مهریه به عروس می دهد که این کار ممکن است قبل از ازدواج پسر نیز انجام گیرد ‪ .‬در حال حاضر ( سال ‪ ) 1377‬مقدار مهریه یک دختر ابیانه ای را ‪ 400‬الی‬ ‫‪ 800‬سکه طال عنوان می کنند و در جایی نیز عنوان می شود ‪ .

‬‬ ‫طوایؾ بزرگ و اربابی ابیانه را که اکثراً در محله باال ساکن هستند می توان به شرح زیر بر شمرد ‪:‬‬ ‫ طایفه حاجی علی ابراهیم بیگ‬‫ طایفه تقی شریؾ ( از این طایفه کسی در ابیانه نمانده است و همگی در تهران و سایر شهرها به سر می برند ‪) .‬‬‫ طایفه حاجی علی عسگر‬‫ طایفه علی محمد رضا‬‫ طایفه جاللی‬‫ طایفه رضی میرزا ( از این طایفه کسی در ابیانه نمانده است ‪) .‬‬ ‫طوایؾ اربابی ابیانه بیشتر در محله باال ( محله پل و یوسمون ) ساکن بودند و هستند ‪ .‬از طوایؾ رعیت می توان طوایؾ‬ ‫عباسی ها ‪ ،‬دهقانپور و باقری را نام برد ‪ .‬از طوایؾ متوسط ابیانه نیز می توان مال حسنی ها و حاجی عابد کمالی در‬ ‫محله هرده را نام برد ‪.‬در‬ ‫صحبت های محلی گفته می شود " هر طایفه قدرت داشته باشد و در اصطالح محلی قلدر باشد از بختیاری است و طوایفی‬ ‫که از قمصر آمده اند مردمان مظلوم و آرامی هستند ‪ " .‬و به قولی دیگر ابیانه ای خیلی پیش از اسالم به ابیانه آمده است ‪.‫ابیانه ‪34‬‬ ‫دوز نیز داده می شد ‪ .‬به طور مثال طوایفی از بختیاری ‪ ،‬قمصر ‪ ،‬اصفهان و خوانسار آمده اند ‪ ،‬و هر یک تاریخچه خود را‬ ‫دارد ‪ .‬به هر حال گفته می شود سابقه هر طایفه ای را می توان تا ‪ 5‬الی‬ ‫‪ 6‬نسل ( پشت ) شمرد که آیا ابیانه ای بوده یا خیر ؟ و اگر از جایی به این منطقه آمده باشند ‪ ،‬حدود دویست سال در این‬ ‫منطقه سابقه دارند ‪ .‬‬ ‫‪ -‬طایفه ظهیری‬ ‫ابِیانه‬ .33‬طوایف ابیانه‬ ‫ اهالی ابیانه ‪ ،‬هر یک خود را متعلق به طایفه یا فامیلی می دانند ‪ .‬این طوایؾ نیز از نظر قشر بندی اجتماعی به طوایؾ‬‫رعیت و ارباب و بزرگ و کوچک تقسیم می شود ‪ .‬گفته می شود هر یک از این طوایؾ سابقه ای دارند و از جاهای‬ ‫مختلؾ آمده اند ‪ .‬‬ ‫‪ .‬گفته می شود طایفه خوانساری ها از خوانسار آمده اند و طایفه خانقاهی ها از بختیاری به این منطقه آمده اند ‪ .‬این زیور ها و پوشاک در خانواده های اربابی داده می شود و در واقع ارثیه های خانوادگی و طایفه‬ ‫ای محسوب می شود ‪.‬‬‫ طایفه علی عبد ّ‬‫ّللا ( از این طایفه کسی در ابیانه نمانده است ‪) .

.‬این ادبیات به صورت و شکل های مختلؾ می تواند نمود پیدا‬ ‫کند ‪ .‫ابیانه ‪35‬‬ ‫ طایفه خضوعی‬‫‪ -‬طایفه شریعتی‬ ‫‪ .‬تمامی مردم ابیانه به هر دو زبان تسلط‬ ‫کافی دارند ‪ ،‬تمام زنان و مردان سالمند ابیانه به زبان فارسی کامالً آشنا هستند ‪..‬برخی نیز عنوان می کنند که زبان مردم‬ ‫ابیانه منشعب از زبان رایج منطقه نطنز ‪ ،‬میمه و جوشقان قالی است و با زبان بعضی از نقاط مرکزی ایران و زبان مردم‬ ‫حدود سمنان و سبزوار نزدیکی و همانندی هایی دارد ‪.‬در این بخش ما به‬ ‫طبقه بندی و بررسی صورت های مختلؾ ادبیات عامه در ابیانه می پردازیم ‪.‬‬ ‫زبان ابیانه ای با زبان روستاهای همجوار نیز تفاوت زیادی دارد ‪ ،‬به طوری که اهالی روستاهای همجوار عنوان می کنند‬ ‫که زبان ابیانه ای را نمی دانند ‪.‬‬ ‫مردم ابیانه زبان محلی ابیانه و زبان فارسی را همزمان در کودکی می آموزند ‪ .‬اشعار عامیانه ‪ ،‬قصه ها و داستان ها ‪ ،‬مثل ها و ‪ .‬بدین‬ ‫ترتیب هر جامعه ای ادبیات شفاهی خاص خود را داراست ‪ .34‬بررسی تاریخی و اجتماعی زبان محلی ابیانه‬ ‫مردم ابیانه زبان محلی خود را زبان زرتشتی و زبان پهلوی اشکانی می دانند ‪ .‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫‪ .‬صورت های مختلؾ ادبیات شفاهی است ‪ .‬‬ ‫اهالی ابیانه عنوان می کنند بین لهجه پایین دهی ( محله هرده ) و محله باالی ده تفاوت ظریفی وجود دارد و خود ابیانه ای‬ ‫ها از لهجه و طرز صحبت کردن افراد می توانند تشخیص دهند که افراد به چه محله ای تعلق دارند ‪.35‬ادبیات شفاهی‬ ‫ادبیات شفاهی هر ملت و قومی نمایانگر خصوصیات اجتماعی آنها و برخاسته از وضعیت جؽرافیایی آنان است ‪ .

‬این ترانه ها در هنگام کار خوانده می شود و هدؾ از آن‬ ‫سبک کردن و آهنگین کردن فعالیت های مربوط به کار است ‪ .‬‬ ‫اشعار عاطفی‬ ‫کار آواها‬ ‫یکی از قدیمی ترین نمونه های اشعار عامیانه کار آواها هستند ‪ .‫ابیانه ‪36‬‬ ‫اشعار عامیانه‬ ‫شعر عامیانه شاخه ای از ادبیات شفاهی عامه مردم است که صورت های گوناگون و مضامین و موضوعات متفاوت دارد‬ ‫‪ .‬‬ ‫اشعار مربوط به مراسم‬ ‫اشعار مذهبی‬ ‫ابِیانه‬ .‬در این ترانه ها کار و وسایل کار تعریؾ و توصیؾ می شود و گاهی حتی به آن جنبه تقدس هم داده می شود ‪.‬این ترانه ها ساده و بسیط هستند و گاهی فقط یک کلمه‬ ‫چندین بار تکرار می شود که این تکرار با آهنگ خاصی که دارد کار را نشاط آور کرده و زحمت کار را سبک تر می‬ ‫کند ‪ .‬‬ ‫اشعار عاشقانه‬ ‫در اشعار عامیانه مردم ابیانه ‪ ،‬اشعار متنوع و بسیاری با مضامین عاشقانه ‪ ،‬انتظار و فراق ‪ ،‬مشاهده می شود ‪.‬اشعار عامیانه دارای موضوعات مختلؾ اجتماعی ‪ ،‬تاریخی ‪ ،‬وصؾ سرزمین ‪ ،‬نصایح و پندارهای اخالقی است ‪.‬‬ ‫متداولترین اشعار عامیانه از نظر صورت و شکل دو بیتی هستند که شامل چهار مصرع است که سومی آزاد است ‪ ،‬در‬ ‫اینجا ‪ ،‬اشعار عامیانه ابیانه را از نظر مضامین و موضوعات به شرح زیر طبقه بندی و بررسی می کنیم ‪.

‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬محل آن قبالً زمین خالی بوده تا اینکه قافله ای از آنجا می‬ ‫گذرد ‪ .‬مسجد حاجتگاه ‪ ،‬امامزاده هینزا و مسجد چشمه را از اماکنی‬ ‫می دانند که معجزه دارد ‪ .‬‬ ‫به عنوان مثال در قصه ها به اعمال و کردار نیک توصیه می شود ‪ ،‬و یاد آور این نکته می شود که هر عمل نیکی ‪،‬‬ ‫پاداشی دارد و همه انسان ها در این عالم در محضر خدا هستند و نباید در محضر خدا اعمال بد انجام داد ‪.‬فرزند وی‬ ‫ناقص به دنیا می آید و بچه را دفن می کنند ‪ .‬زن‬ ‫تصمیم میگیرد که در همان جا مسجدی بسازد و پولی نیز می گذارد تا هر موقع مسجد خراب شد آن را درست کنند ‪ .‬مردم باور دارند که بعد از این اتفاق‬ ‫‪ ،‬مسجد حاجتگاه و ستون میانی آن حاجت می دهد و دوازده امام از آنجا عبور کرده اند ‪.‬‬ ‫مردم ابیانه طبق این باور ‪ ،‬نخل ماه محرم را به مسجد حاجتگاه می برند ‪.‫ابیانه ‪37‬‬ ‫‪ .‬بر‬ ‫روی سقؾ مسجد نیز می نویسد ‪:‬‬ ‫این جناق با این جناق‬ ‫خرج این مسجد را گذاشتم‬ ‫هر سه جناق به یه جناق‬ ‫تا اگر خراب شد بسازند‬ ‫میگویند که این خط و تاقی که این مطلب روی آن نوشته شده بوده خراب شده است ‪ .‬ارزش های سنتی و زمینه های فرهنگی و‬ ‫روانشناختی و همچنین حوادث و سوانح اجتماعی جدید در آن انعکاس پیدا می کند ‪ .‬صبح که می شود ‪ ،‬همه می بینند که آن بچه سالم و سالمت است ‪ .36‬قصه و داستان‬ ‫قصه نمایانگر قسمت مهمی از میراث فرهنگی هر قوم و ملتی است ‪ .‬‬ ‫‪ .‬در قصه های مردم ابیانه نیز همانند‬ ‫سایر نقاط ایران ‪ ،‬عالوه بر توصیه های اخالقی و نصایح و پندارهایی که به انسان ها گوشزد می کند ‪ ،‬مسایل اجتماعی‬ ‫مختلؾ آن قوم و جامعه را می توان یافت ‪.37‬برخی از اعتقادات مردم ابیانه درباره ماوراء الطبیعه‬ ‫مردم ابیانه معتقدند که برخی اماکن ابیانه معجزه نما هستند ‪ .‬‬ ‫عالوه بر آن در این قصه ها می توانیم به انواع مشاؼل جامعه ‪ ،‬چون زنبیل باؾ ‪ ،‬رنگرز ‪ ،‬چوپان و ؼیره و موقعیت و‬ ‫منزلت اجتماعی هر کدام پی ببریم و طبقات مختلؾ اجتماعی جامعه مورد نظر ؛ چون رعیت و ؼالم ‪ ،‬ارباب و صاحب‬ ‫ؼالم و ؼیره را بررسی و تحلیل نماییم ‪.‬قافله یک شب در محل مسجد اقامت می کند و زن بارداری در قافله ‪ ،‬در این محل زایمان می کند ‪ .‬باور دارند که اگر فرد ناپاکی از امامزاده بگذرد یک تیر ؼیبی به تن وی می خورد ‪.‬‬ ‫مردم ابیانه اعتقاد دارند که " مسجد حاجتگاه معجزه نما است ‪ .

‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫ در مورد امامزاده هینزا می گویند " لعنتی ها ‪ ،‬بی بی زبیده خاتون را که ار نوادگان امامان است دنبال می کردند ‪ ،‬تا‬‫اینکه به پای کوه هینزا می رسد و در آنجا می خواهد بگوید یاهو مرا دریاب ‪ .‬‬ ‫ مردم باور دارند که محل چشمه ‪ ،‬در شرق ابیانه نیز معجزه دارد و می گویند که دوازده امام از آنجا عبور کرده است ‪.‬شب در خواب ‪ ،‬سیدی را می بیند که به او می گوید گریه نکن که باغ هایت آب خورد ‪ .‬‬ ‫از معجزات آن گویند که " روزی زنی که آب باغ او از پای کوهی که زیارتگاه بی بی زبیده خاتون قرار دارد ‪ ،‬می گذرد‬ ‫‪ ،‬مسیر آب را برای اینکه به باغ هایش برسد باز کرد ؛ ولی می بیند که آب به باغ ها نمی آید وخیلی ناراحت می شود و‬ ‫گریه می کند ‪ .‬باور دارند که این نور چراغ ‪ ،‬دور گنبد امامزاده نیز می گردد ‪.‬نخل محله هرده نیز در ایام تاسوعا و عاشورا به این محل برده می‬ ‫شود ‪ .‬صبح روز بعد‬ ‫وقتی آ ن زن به باغ می رود ‪ ،‬می بیند که باغ او آب دارد و می فهمد که آن زن سیده همان بی بی زبیده خاتون بوده که‬ ‫معجزه کرده است ‪" .‬گویند این مکان معجزه دارد ‪.‬‬‫ اگر گربه ای در جلوی خانه ای بنشیند و دست های خود را لیس بزند ‪ ،‬گویند که برای آن خانه مهمان می آید و اگر‬‫صاحب خانه حوصله مهمان نداشته باشد ‪ ،‬خطاب به گربه می گوید که رد شو برو ما حوصله مهمان نداریم ‪.‬‬ ‫ اگر دختر بچه ای جارو در دست گرفته و زمین را جارو بزند ‪ ،‬گویند که مهمان می آید و اگر مانع جارو کردن او‬‫بشوند ؛ ولی آن بچه به جارو کردن ادامه دهد گویند که آمدن مهمان حتمی است ‪.‬‬‫برخی اوقات در این محل نور چراؼی دیده می شود ‪ .‬‬ ‫‪ .‫ابیانه ‪38‬‬ ‫عنوان می کنند که مسجد جامع و مسجد پرزله ابیانه ‪ ،‬قبل از مسلمان شدن اهالی معبد زردشتی بوده است ‪.38‬برخی از باور های مردم ابیانه‬ ‫مردم ابیانه درباره اتفاقات روزمره زندگی ‪ ،‬باورها و اعتقادات مختلؾ دارند که به برخی از آنهااشاره می کنیم ‪:‬‬ ‫مهمان آمدن‬ ‫ هر گاه کالؼی در جلوی خانه ای قارقار کند ‪ ،‬گویند که برای آن خانه مهمان می آید ‪.‬می گوید یا کوه مرا دریاب و در آن زمان‬ ‫کوه باز می شود و بی بی زبیده خاتون را در خود می برد ‪ " .‬‬ ‫ باور دارند که منبر امامزاده زیارت نیز معجزه دارد ‪ ،‬و شفا و حاجت می دهد و اهالی برخی شب ها برای گرفتن‬‫حاجت پای منبر می خوابیدند و چارقد خود را به آن می بستند ‪.

‬‬ ‫‪ -‬هر گاه خانه جدیدی ساخته می شد ؛ برای آنکه چشم بد به آن خانه کاگر نیفتد ‪ ،‬اسفندی را از دیوار خانه آویزان کردند ‪.‫ابیانه ‪39‬‬ ‫خبر خوش و نا خوش‬ ‫هر گاه کالؼی شروع به خواندن کند ‪ ،‬گویند که خبری می رسد به همین دلیل خطاب به کالغ می گویند ‪:‬‬ ‫نون نارمت یه دام [ ‪] uün – narmet – yedam‬‬ ‫نان نرم به تو می دهم ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫گوشت چربت یه دام [ ‪] güšt – ĉar bet – yedam‬‬ ‫گوشت چرب به تو می دهم ‪.‬‬ ‫اگر خبر خوبت بوردا [ ‪] agar – xabar – xübet – bavrda‬‬ ‫اگر خبر خوبی آوردی‬ ‫یه رو دی قار کا [ ‪] ya – rodi – qar – ka‬‬ ‫یک بار دیگر قار کن‬ ‫رفع درد و بال وچشم بد‬ ‫ اهالی روستا معتقدند که اگر هنگام شروع به کار یا حرکت کردن به سوی مکانی ‪ ،‬فردی عطسه کند گویند که صبر آمده‬‫و اتفاق ناگواری رخ می دهد ؛ به همین دلیل چند لحظه ای صبر کرده تا اگر بالیی در پیش است رفع گردد ‪.

‬‬ ‫ هر گاه خواب بدی می بینند ‪ ،‬آن را برای کلوخ تعریؾ می کنند ‪ ،‬سپس آن را در آب می اندازند تا آب روان آن را با‬‫خود ببرد و آن خواب تعبیر نشود ‪.‬‬ ‫ معتقدند که هنگام ناخن گرفتن باید بگویند ؼم برو شادی بیا ‪ ،‬منت برو ‪ ،‬روزی بیا ‪.‫ابیانه ‪40‬‬ ‫بهشت‬ ‫ گویند که در داخل هر انار یک دانه بهشتی وجود دارد و هنگام خوردن انار باید مراقب بود تا ذانه هایش بر زمین نیفتد‬‫زیرا ممکن است آن دانه بهشتی باشد ‪.‬‬‫ اهالی این روستا معتقدند که اولین کسی که موی سر و ریش پیامبر را کوتاه کرده است سلمان فارسی بوده است به همین‬‫دلیل افرادی را که به کار اصالح صورت و سر می پردازند را سلمانی گویند ‪.‬‬‫ گویند اگر ناخن بر سر راه بیفتد دو نفر با هم دعوا می کنند به همین دلیل ناخن را در پاشنه در می اندازند ‪.‬‬ ‫ در گذشته مردم ابیانه بر روی سنگ مزارهای خود تصاویر شانه مو ‪ ،‬آیینه ‪ ،‬تسبیح و مهر را می کشیدند ‪ .‬‬ ‫چشمه ها‬ ‫اهالی معتقدند که اگر فردی از آب چشمه های این روستا بخورد عمر او طوالنی می شود ‪.‬نمونه هایی‬‫از این سنگ مزارهای قدیمی در قبرستان قدیمی ابیانه موجود است ‪.‬‬‫همچنین هنگامی که ناخن می گرفتند آن را در آب می انداختند ‪.‬‬ ‫ناخن گرفتن و کوتاه کردن موی سر‬ ‫ اگر شخصی در شب ناخن هایش را کوتاه کند گویند که آن شب خوابهای آشفته به سراغ او می آید ‪.‬‬ ‫‪ -‬اهالی معتقدند که سیب بوی بهشت می دهد و تربت شهدا بوی سیب می دهد ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .

‫ابیانه ‪41‬‬ ‫‪ .‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬رسم بود که یکی از اهالی مورد احترام ‪ ،‬لباس های نوزاد را برای عروس می برد و هدایایی از طرؾ خانواده‬ ‫عروس ‪ ،‬به او داده می شد ‪ .‬این هدایا اؼلب مقداری پارچه بود ‪ .‬خرج ناهار خیاط ‪ ،‬به عهده اهل آن خانه بوده و در پایان کار‬ ‫مبلؽی پول ( اؼلب ‪ 10‬تومان ) و یا دو من گندم دریافت می کرد ‪ .‬وظیفه تهیه لباس سیسمونی ‪ ،‬به عهده مادر‬ ‫دختر است که برای اولین نوه اش لباس ثهیه کند ‪ .‬او ابتدا مقداری خاک نرم ‪ ،‬که قبالً توسط مادر دختر از کوه‬ ‫های اطراؾ روستا تهیه شده بود ‪ ،‬را بر روی زمین یا داخل مجمعه ای ریخته ‪ ،‬سپس دو عدد خشت بر روی آن قرار می‬ ‫داد تا زن زائو بر روی آن بنشیند ‪ .‬‬ ‫عالوه بر لباس ها ‪ ،‬مقداری روؼن حیوانی ( ‪ 4 – 3‬کیلو ) و یک من بادام و یک سرمه برای او می فرستادند ‪ .‬لباس های تهیه شده معموالً ‪ 3‬دست بود که پس از‬ ‫دوخت ‪ ،‬در روزی که زن می خواست زایمان کند ‪ ،‬توسط یکی از همسایگان برای دختر فرستاده می شد ‪.39‬مراسم مربوط به تولد‬ ‫تهیه سیسمونی نوزاد‬ ‫در این روستا به سیسمونی نوزاد " لباس واچا " [ ‪ ] lebas vaĉa‬گویند ‪ .‬الزم به ذکر است که در حال حاضر ‪ ،‬مادر عروس ‪،‬‬ ‫عالوه بر لباس های نوزاد ؛ کمد ‪ ،‬تخت ‪ ،‬گهواره ‪ ،‬شیشه شیر و شیر خشک ‪ ،‬که اؼلب از شهر کاشان یا تهران‬ ‫خریداری می شود ‪ ،‬برای دختر می فرستد ‪.‬ماماچه در پشت سر زن زائو می نشست تا بتواند هنگام تولد نوزاد ‪ ،‬او را بگیرد‬ ‫نافش را ببرد ‪ .‬بعضی از اهالی ‪ ،‬که‬ ‫در کار دوخت لباس نوزاد مهارت داشتند ‪ ،‬خودشان لباس می دوختند ‪ .‬گاهی زن خیاط ‪ ،‬پارچه را به منزل خود برده و اقدام به دوخت لباس می کرد ‪ .‬پارچه های به رنگ قرمز ‪ ،‬سفید و آبی در اختیار خیاط‬ ‫قرار داده و او در طول یک یا دو روز لباس می دوزد ‪ .‬بعضی‬ ‫خانواده ها ‪ ،‬که توان مالی آنها زیاد نبود ‪ ،‬هنگام ارسال لباس ها ‪ ،‬یک مقدار قند و شکر یا نبات می فرستادند ‪ .‬‬ ‫ماماچه این روستا " بگم ناز " [ ‪ ] bagom naz‬نام داشت ‪ .‬‬ ‫مراسم زایمان‬ ‫در هنگام زایمان ‪ ،‬زنی که به او ماماچه [ ‪ ] mamaĉe‬گویند و در کار مامایی مهارت داشت در به دنیا آمدن نوزاد به‬ ‫زن زائو کمک می کرد ‪.‬به همین دلیل ‪ ،‬زنی را که در کار دوخت لباس نوزاد مهارت داشته ‪ ،‬به‬ ‫منزل دعوت می کنند ( این زن اؼلب صفیه خانم بوده است ) ‪ .‬این شیوه تهیه لباس سیسمونی ‪ ،‬تا ‪ 40‬سال پیش‬ ‫همچنان رایج بود ‪ .‬خانواده‬ ‫های ارباب ‪ ،‬همراه لباس ‪ ،‬حتما ً ‪ 2‬کیلو روؼن می فرستادند ؛ همچنین ارسال روؼن برای دختران دامدار صورت می‬ ‫گرفت ‪ .‬زن دیگری که اؼلب قوی هیکل بود ‪ ،‬رو به روی زن زائو نشسته و زن هنگام زایمان ‪ ،‬دست های خود‬ ‫را بر گردن او تکیه می داد تا به راحتی زایمان کند ‪.

‬پس از بازگشت از حمام ‪ ،‬مقداری برنج با روؼن گردو پخته و به زن زائو می دهند که بخورد و معتقدند که طبع او گرم‬ ‫شده و فرزند بعدی او پسر خواهد شد ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬چهل روز بعد از تولد نوزاد ‪ ،‬او و مادرش را برای ریختن آب چله به حمام می برند ‪ .‬‬ ‫حمام زایمان‬ ‫رسم است که هفت یا ده روز پس از زایمان ‪ ،‬زن زائو و نوزاد را به حمام می برند ‪ .‬پس از تولد نوزاد ‪ ،‬ماماچه به مدت ‪ 10‬روز ‪ ،‬هر روز به دیدن‬ ‫زن زائو و نوزاد می رفت و هر روز مقداری خاکستر و شیره سیب را مخلوط کرده ‪ ،‬بر روی ناؾ نوزاد قرار می داد تا‬ ‫ناؾ او زودتر خشک شود و بیفتد ‪ .‫ابیانه ‪42‬‬ ‫پس از بریدن ناؾ ‪ ،‬نوزاد را در آب ولرم شستشو داده و لباس بر تن او می پوشاندند ‪ .‬‬ ‫فردی که مؤمور رساندن خبر بود ‪ 10 ،‬تومان پول می گرفت تا برای خودش قند و چایی خریداری کند ‪ .‬در آن روز ماماچه با همراهی یک‬ ‫دو نفر از زنان فامیل ( خواهر ‪ ،‬خواهر شوهر ‪ ،‬خاله یا عمه ) با زن زائو به حمام رفته و او و نوزاد را شستشو می دهند‬ ‫‪ .‬جفت نوزاد را در داخل گودالی در‬ ‫داخل طویله و یل باغ دفن می کردند ‪ ،‬تا حیوانات به آن دسترسی پیدا نکنند ‪.‬‬ ‫اهالی معتقدند که مادر و نوزاد را ‪ ،‬تا زمانی که حمام نرفته اند ‪ ،‬نباید تنها گذاشت ؛ زیرا که ممکن است جن ها به آنها‬ ‫آسیب برسانند ‪ .‬عالوه بر این مبلػ ‪ 20‬تومان پول نیز دریافت می کرد ‪.‬‬ ‫اگر نوزاد متولد شده پسر بود ‪ ،‬زنی که در امر زایمان به زائو کمک کرده بود ‪ ،‬خبر تولد نوزاد را به پدرش می داد و در‬ ‫مقابل ‪ ،‬مبلػ ‪ 50‬قران و یا یک کله قند به عنوان مشتلق [ ‪ ] moštoloq‬دریافت می کرد ‪ .‬پس از افتادن ناؾ ‪ ،‬مقداری روؼن گاو یا روؼن گوسفند بر آن محل می مالیدند تا نرم‬ ‫شود ‪ .‬عوض کردن لباس نوزاد ‪ ،‬به عهده ماماچه بود و در طول ‪ 10‬روز ‪ ،‬ؼذای هر روز ماماچه به وسیله آن خانواده‬ ‫تؤمین می شد ‪ .‬این کار حتی اگر پدر نوزاد در شهر یا روستای دیگر بود ‪ ،‬صورت می گرفت ‪.‬رسم بود که اگر فرزند متولد‬ ‫شده پسر بود به پدر او می گفتند " کالهت را به من بده " و به او تبریک می گفتند و به این ترتیب او متوجه می شد که‬ ‫فرزند او پسر است ‪.‬‬ ‫اگر فرزند متولد شده ‪ ،‬متعلق به خانواده ارباب بود ‪ ،‬برای خبر رساندن به پدر او ‪ ،‬یکی از رعیت ها مؤمور می شد که‬ ‫خبر تولد فرزند پسر را به او بگوید ‪ .‬در آن روز نیز چند‬ ‫نفر از اقوام او را همراهی می کنند ‪ .‬برای ؼسل و ریختن آب چله به این ترتیب عمل می کنند که شانه ای در داخل تشت‬ ‫آب گذاشته و نیت کرده و آن آب را بر روی نوزاد میریزند ‪.‬گاهی پدر نوزاد‬ ‫یک عدد گوسفند ‪ ،‬به عنوان مشتلق به آن فرد می داد ‪ .

‬این هدایا عبارتند از یک کله قند ‪،‬‬ ‫مقداری نبات ‪ ،‬لباس نوزاد و ‪ .‬گاهی‬ ‫روؼن گوسفند و بادام را ترکیب کرده و شیره انگور به آن افزوده و ؼذایی به نام برشتوک تهیه می کردند ‪ ،‬تا طبع آنها‬ ‫گرم شود ‪..‬‬‫ اگر زنی زایمان می کرد ‪ ،‬برای اینکه بچه بعدی او پسر شود ‪ ،‬مقداری برنج و روؼن گردو ‪ ،‬پخته و به او می دادند ‪.‫ابیانه ‪43‬‬ ‫چم روشنی [ ‪] ĉam – rošani‬‬ ‫یکی از رسم های رایج در این روستا ‪ ،‬رسم هدیه آوردن است ‪ ،‬که به آن هدیه ‪ ،‬چشم روشنی یا چم روشنی گویند ‪ .‬برای‬ ‫نوزادی که تازه متولد شده باشد ‪ ،‬هدایایی از سوی اقوام و همسایگان آورده می شود ‪ .‬‬‫ اگر شکم زن حامله بزرگ باشد فرزندش پسر است ‪.‬‬ ‫خاله ‪ ،‬عمو ‪ ،‬دایی ‪ ،‬برادر ‪ ،‬خواهر یا دوستان نزدیک ؛ گاهی مبلؽی پول از ‪ 200‬تا ‪ 2000‬تومان برای کودک هدیه می‬ ‫آورند ‪.‬‬ ‫اعتقادات‬ ‫ باور دارند که اگر کودکان زنی پس از تولد فوت کنند ‪ ،‬برای اینکه بچه های بعدی او زنده بمانند ‪ ،‬آن زن ‪ ،‬یکی از‬‫فرزندانش را ‪ ،‬در زمان نزدیک به زایمان ‪ ،‬در کنار دو اتاق قرار می دهند ‪ ،‬تا جفت خودش را گرفته و نوزاد سقط نشود‬ ‫‪.‬‬‫‪ -‬اگربر روی صورت زن حامله لکه هایی به رنگ قهوه ای ظاهر شود ‪ ،‬فرزند او پسر است ‪.‬اقوام نزدیک اؼلب ‪،‬‬ ‫لباس برای نوزاد هدیه می آورند ‪ .‬‬ ‫ اگر زن حامله در طول دوران حاملگی ‪ ،‬تنبل باشد نوزاد او دختر است ‪.‬‬ ‫ اگرزایمان زنی سخت بود ‪ ،‬یک مرد اذان می گفت تا آن زن زایمان کند و یا افرادی اقدام به خواندن قرآن می کردند ‪.‬که هر کس به اندازه وسع خود ‪ ،‬هدایایی برای نوزاد می آورد ‪ .‬‬‫ هر گاه زنی زایمان می کرد ‪ ،‬چهل شب کمر او را می بستند تا شل نشود ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ ..‬خانواده هایی که وضع مالی آنها خوب نبوده یا نسبت دورتری داشته باشند ‪ ،‬اؼلب یک‬ ‫کله قند و یا مقداری نبات به عنوان هدیه برای نوزاد می آورند ‪.‬‬‫ زن هایی که زایمان اول آنها دختر بود ‪ ،‬برای اینکه بچه بعدی پسر شود ؛ مرغ سیاهی را سر بریده و شکم آن را پر از‬‫هل کرده و پس از پخت می خوردند تا با خوردن آن گوشت ‪ ،‬طبع آنها عوض شده و فرزند بعدی آنها پسر شود ‪ .

‬یا اینکه روی پیشانی و بینی نوزاد را با زؼال سیاه می‬ ‫کردند ‪.‬به این ترتیب که آن زن بر در چهل خانه رفته و از هر خانه تکه ای پارچه دریافت می کرد و با آن‬ ‫پارچه ها ‪ ،‬لباس چهل تکه ای می دوخت و آن لباس چهل تکه را تا زمانی که بر تن نوزاد تنگ میشد به او می پوشاند ‪.‬‬‫ اگر شکم زن حامله گرد و به طرؾ جلو باشد ‪ ،‬نوزاد او دختر است ‪.‬‬‫ اگر مادر احساس کند که نوزاد پشتش به اوست ‪ ،‬نوزادش پسر است ‪.‬‬ ‫ پس از آنکه ناؾ نوزاد افتاد ‪ ،‬آن را در مؽازه عطاری انداخته و معتقدند که مؽازه عطاری ‪ ،‬انبار قند و شکر است و آن‬‫بچه در آینده نزد زن و بچه اش شیرین می شود ‪.‬‬ ‫ برای آنکه نوزاد از چشم های بد در امان باشد ‪ ،‬مهره ای به رنگ خاک ‪ ،‬که اؼلب از مشهد خریداری می کردند ‪ ،‬را‬‫مانند تسبیح به نخ رشته کرده و به لباس نوزاد آویزان می کردند ‪ .‬‬‫ اگر روی پلک زن حامله باد کرده باشد ‪ ،‬نوزاد او دختر است ‪.‬‬ ‫ برای اینکه زنی باردار شود ‪ ،‬هنگام ؼبور نخل در مراسم روز تاسوعا و عاشورا ‪ ،‬از زیر نخل عبور می کند ‪.‬‬ ‫ اگر برای اولین بار بخواهند موی سر بپه ای را که نذری است کوتاه کنند ‪ ،‬معادل وزن موی کوتاه شده او باید طال و یل‬‫نقره به فقرا بدهند ‪.‬‬‫ اگر روی پیشانی و گونه های زن حامله لک باشد ‪ ،‬نوزاد او دختر است ‪.‬‬‫ اگر زن حامله چشمانش آبی شود ‪ ،‬نوزاد او پسر است ‪.‬‬‫ اگر زن حامله زیبا روی شود ‪ ،‬نوزاد او پسر است ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‫ابیانه ‪44‬‬ ‫ اگر لب زن حامله خشک باشد ‪ ،‬نوزاد او دختر است ‪.‬‬‫ هر گاه زنی شب قبل از زایمان دچار لرز شود ‪ ،‬فرزند بعدی او پسر است ‪.‬‬‫ وقتی نوزاد متولد شد به بند جفت او نگاه کرده ‪ ،‬اگر روی آن بند ناؾ ‪ ،‬چین داشته باشد گویند که نوزاد بعدی آن زن‬‫پسر است ‪ .‬و اگر بدون چین باشد فرزند بعدی او دختر است ‪.‬‬‫ اگر هنگام دوختن لباس نوزاد ‪ ،‬پسری وارد آن اتاق شود ‪ ،‬گویند که آن زن صاحب دختر می شود و اگر دختر به آن‬‫اتاق وارد شود گویند که بچه او پسر خواهد شد ؛ چون بنا به عقیده اهالی دختر شوهر می خواهد و پسر زن ‪.‬‬‫ اگر رنگ صورت زن حامله زرد باشد ‪ ،‬نوزاد او پسر است ‪.‬‬ ‫ هر گاه نوزاد زنی در شکم او فوت می کرد ‪ ،‬برای زنده ماندن بچه های بؽدی او ‪ ،‬مراسمی به نام چهل تیکه پوشوندن‬‫برگزار می کردند ‪ .

‬‬ ‫ هنگامی که دندان های کودک در حال رشد است ‪ ،‬به کودک گوشت می دهند ‪ .‬‬ ‫ برای اینکه زنی زود زایمان کند ‪ ،‬موهای سرش را در دهان او فرو می بردند تا دچار تهوع شده و با فشاری که بر او‬‫وارد می شود ‪ ،‬کودکش متولد شود ‪.‬‬‫ برای جلوگیری از ورود جن و پری به داخل اتاقی که زن زائو خوابیده ‪ ،‬قرآنی بر باالی سر آنها قرار داده و یا مقداری‬‫نمک بر باالی سرش می ریزند ‪.‬‬ ‫ اگر زنی به مدت سه روز به نوزاد زن دیگری شیر بدهد ‪ ،‬فرزندان آن دو با هم هم شیره شده و ازدواج بین آنها را منع‬‫می کنند ‪.‬‬ ‫ اگر بر روی بدن نوزاد تازه متولد شده ‪ ،‬خالی به اندازه یک بند انگشت وجود داشته باشد ‪ ،‬گویند که مادر او در دوران‬‫حاملگی چیزی دلش می خواسته و در آن لحظه جایی از بدن خود را خارانده و کودک در آن محل خال در آورده است ‪.‬‬ ‫ گویند که حضرت فاطمه ‪ ،‬هنگام زایمان بر بالین زائو آمده و زائو با نگاه کردن به حضرت فاطمه دردش تسکین یافته و‬‫نوزادش متولد می شود ‪.‬و معتقدند که کودک در آن زمان به خود‬‫می گوید که اگر مادر من بداند که چقر لثه ام درد می کند ‪ ،‬پستانهایش را کباب کرده تا من بر روی دندان هایم بگذارم ‪.‬‬ ‫ شوهر زنی که دیر زاییمان می کرد ‪ ،‬گوسفندی را قربانی کرده و گوشت آن را بین اهالی تقسیم می کردند ‪.‬‬‫یا اینکه مقداری آب از روی دامن شوهرش به زن می دادند تا بخورد و نوزادش زود متولد شود ‪.‬‬ ‫ اگر زنی نازا بود ‪ ،‬او را به خانه زنی که در حال زایمان بود می بردند یا روز چهلم ‪ ،‬هنگام ریختن آب چله نوزاد ‪ ،‬در‬‫کنا پای او می نشست تا آب چله آنها از زیر پای او عبور کرده و بر روی تن آن زن بریزد ‪.‬‬ ‫ اگر زنی دیر زایمان می کرد ‪ ،‬دختری که فاطمه نام داشت ‪ ،‬به پشت بام رفته و هفت عدد گردو را یکی یکی از کناواجه‬‫[ ‪ ( ] konavaja‬سوراخی که در سقؾ اتاق تعبیه شده ) پایین می انداخت و می گفت که " من که دختر بودم زاییدم ‪ ،‬تو‬ ‫با زنی خودت نمی توانی بزایی " ‪.‬‬ ‫ زن نازا ‪ ،‬برای بچه دار شدن از وسط آبی که میت را در آن شستشو داده اند عبور می کرد تا بچه دار شود ‪.‫ابیانه ‪45‬‬ ‫ اگر برای اولین بار ناخن کودک را کوتاه کنند ‪ ،‬گویند که باید عمه او ناخن او را کوتاه کرده تا آن کودک در آینده دزد‬‫نشود ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .

‬به این ترتیب که هفت یا ده روز پس از‬ ‫تولد کودک ‪ ،‬مادر کودک را به حمام می برند ‪ .‬وقتی که مادر ‪ ،‬کودک را به خانه بر‬ ‫می گرداند ‪ ،‬آن تنقالت را که در سبد ریخته بودند ‪ ،‬در جلوی کودک قرار می داد تا بخورد و معتقد بودند با خوردن آن‬ ‫خوراکی ها کودک ‪ ،‬توانایی راه رفتن پیدا می کند ‪.‬به این ترتیب که ابتدا الله گوش‬ ‫کودک را مالش داده تا گرم و بی حس شود ‪ ،‬سپس نخ را به موم آؼشته کرده و با سوزن در محل مورد نظر فرو می کنند‬ ‫‪.‫ابیانه ‪46‬‬ ‫رسم سلطان سبدی‬ ‫هر گاه کودکی بعد از گذشت یک سال ‪ ،‬قادر به راه رفتن نبود ‪ ،‬مادر کودک او را در یک سبد نشانده و سبد را بر روی‬ ‫سر گذاشته و به چهل خانه در روستا مراجعه می کرد و در جلوی هر خانه این شعر را می خواند که ‪:‬‬ ‫سلطان سبدی که پا نداره‬ ‫یه چیزیش بدین که پا در آره‬ ‫اهالی آن خانه ها مقداری قند ‪ ،‬نبات ‪ ،‬آجیل ‪ ،‬انار و یا گردو در آن سبد می ریختند ‪ .‬‬ ‫نامگذاری‬ ‫یکی از مراسمی که بعد از تولد نوزاد برگزار می شود ‪ ،‬مراسم نامگذاری است ‪ .‬‬ ‫سوراخ کردن گوش نوزاد دختر‬ ‫معموالً رسم است که گوش دختران متولد شده را تا پیش از یک سالگی سوراخ کنند ‪ .‬در ابیانه استفاده از اسم پدر بزرگ و یا مادر بزرگ برای کودکان رسم است ‪ .‬به‬ ‫طوریکه ممکن است سه پسر عمو یک اسم را داشته باشند و معتقدند که اگر اسم فردی را که فوت کرده بر کودک بگذارند‬ ‫عمر فرزندشان طوالنی خواهد بود ‪.‬‬ ‫اگر تعداد فرزندان دختر در یک خانواده زیاد باشد ‪ ،‬بر آخرین دختر نام مادر بزرگ فوت شده را می نهند تا آن زن دیگر‬ ‫ابِیانه‬ .‬گاهی نام پدر یا مادر بزرگ‬ ‫فوت شده را بر کودک می گذارند ‪ .‬در آن روز چند تن از اقوام را دعوت کرده و ؼذایی برای پذیرایی از آنها‬ ‫آماده می کنند ‪ ،‬سپس چند اسم که بنا به پیشنهاد مادر و پدر بر روی کاؼذ نوشته شده را در زیر سر کودک قرار می دهند‬ ‫‪ ،‬و از کودکی که از در وارد می شود می خواهند که یکی از آن اسم ها را برداشته و به یکی از حاضران بدهد و اسمی‬ ‫که بر روی کاؼذ نوشته شده ‪ ،‬با صدای بلند خوانده می شود و آن نام کودک خواهد بود ‪ .‬این کار بیشتر در فصل بهار و‬ ‫تابستان صورت می گیرد ‪ .‬و اؼلب ماماچه و یا زن حمامی این کار را انجام می دهند ‪ .

‬‬ ‫در این روستا معمول بود که هنگام ختنه کردن کودک ‪ ،‬مادر او از خانه خارج می شد تا صدای کودک را نشنود ‪.‫ابیانه ‪47‬‬ ‫فرزند دختر نیاورد ‪.‬شیوه پخت گوشت گوسفند عقیقه به این‬ ‫ترتیب بود که گوسفند را پس از جدا کردن پوست ‪ ،‬بدون آنکه تکه تکه کنند درسته در یک دیگ بزرگ قرار داده و پس‬ ‫از پخت ‪ ،‬استخوان ها را از گوشت جدا کرده و آن استخوان ها را در پای درخت گل واقع در محل سرچشمه دفن می‬ ‫کردند و معتقد بودند که اگر آن استخوان ها آسیب ببینند آن کودک دچار صدمه می شود ‪ .‬این رسم به این ترتیب بود‬ ‫کهخانواده هایی که فرزند پسری به دنیا می آوردند برای اینکه آن پسر از قضا و بال دور باشد و طول عمر پیدا کند ‪،‬‬ ‫گوسفندی سیاه رنگ که سن آن کمتر از ‪ 2‬باشد را انتخاب کرده و سر می برند ‪ .‬همچنین معتقدندکه در آن دنیا‬ ‫ابِیانه‬ .‬در روز برگزاری مراسم ختنه ‪ ،‬چند نفر از اقوام و همسایگان را‬ ‫دعوت کرده و با ؼذایی که اؼلب پلو خورشت قیمه است ‪ ،‬از مهمانان پذیرایی می کنند ‪.‬این گوسفند هیچ گونه آسیبی نباید دیده‬ ‫باشد ؛ حتی گوش آن سوراخ نشده و پشم او چیده نشده باشد یا او را اخته نکرده باشند ‪ .‬این کار توسط‬ ‫دالک صورت می گیرد ‪ .‬پس از ختنه کردن ‪ ،‬برای اینکه کودک با دیدن خون دچار ترس نشود ‪ ،‬دامن قرمز رنگی بر تن او می پوشاندند و‬ ‫برای اینکه چشم نخورد برای او اسفند دود می کنند ‪.‬‬ ‫حتنا [ ‪ ( ] hanta‬ختنه کردن )‬ ‫یکی از رسم هایی که در طول دوران کودکی پسر برگزار می شود ‪ ،‬رسم ختنه کردن است ‪ ،‬که در اصطالح محلی حتنا [‬ ‫‪ ] hanta‬گویند ‪ .‬دالک به وسیله تیػ و یک لوله فلزی ‪ ،‬اقدام به چنین کاری می کند و پس از ختنه کردن مقداری‬ ‫خاک برمه [ ‪ ( ] borme‬خاک کوزه سفالی ) بر محل بریدگی قرار می دهد ‪ .‬رسم عقیقه ‪ ،‬معموالً تا سن ‪10‬‬ ‫سالگی برای کودک برگزار می شد و انجام آن در هر روزی از سال ممکن بود ‪ .‬دالک به مدت ‪ 10‬روز ‪ ،‬هر روز سه بار برای عوض کردن پانسمان ‪ ،‬به دیدار کودک می آید ‪.‬‬ ‫هر گاه کودکی هنگام تولد ‪ ،‬سنت شده متولد می شد ‪ ،‬چون اهالی معتقد بودند که باید حکم شرعی اجرا شود ‪ ،‬مقدار کمی‬ ‫از بدن او را می بریدند تا حکم را اجرا کرده باشند ‪.‬‬ ‫در این روستا رسم است که در روز جمعه و در زمانی بعد از عید نوروز کودک را ختنه می کنند ؛ چون معتقدند که فصل‬ ‫بار زمان علؾ جوش است و زخم زود خوب می شود ‪ .‬‬ ‫عقیقه‬ ‫یکی از مراسمی که در این روستا برای فرزندان پسر برگزار می شد ‪ ،‬رسم عقیقه است ‪ .‬کودک را معموالً ‪ 20‬روز یا ‪ 40‬روز یا یک ماه یا یک سال بعد از تولد ختنه می کنند ‪ .‬‬ ‫تؤمین ناهار آن روز او به عهده آن خانواده بوده و در پایان کار مبلػ ‪ 15 – 10‬تومان پول به عنوان دستمزد دریافت می‬ ‫کرد ‪ .‬گاهی خاک کنار دیوار باران خورده را بر‬ ‫روی محل می ریزد ‪ .

41‬مراسم ازدواج‬ ‫خون برون [ ‪] xon – borūn‬‬ ‫خون ‪ ،‬وسیله ای چوبی و مستطیل شکل است که روی آن زرکوبی شده است و لباس های عروس و داماد را بر روی آن‬ ‫قرار داده و برای آنها می بردند ‪.‬‬ ‫‪ .‫ابیانه ‪48‬‬ ‫کودک بر این گوسفند سوار شده و از پل صراط عبور می کند ‪ .‬‬ ‫اگر بخواهند برای دختری عقیقه کنند برای این کار بایستی گوسفند ماده را انتخاب و ذبح کنند ‪.‬هنگام ذبح گوسفند‬ ‫سه بار چاقو را به گردن او نزدیک کرده ولی ذبح نمی کنند و مرتبه آخر ‪ ،‬اقدام به جدا کردن سر گوسفند می کنند ‪ .‬پس‬ ‫از ذبح کله و پاچه و دل و جگر گوسفند را به مامایی که کودک را به دنیا آورده می دهند ؛ چون معتقدند که آن زن حقی‬ ‫بر گردن کودک دارد ‪ .‬‬ ‫همچنین معتقدند کودکی که در روز عی قزبان متولد می شود حاجی است ؛ به همین دلیل در آن روز حیوانی ‪ ،‬قربانی‬ ‫کرده و گوشت آن را بین اهالی تقسیم می کنند ‪.‬‬ ‫زمانی که خانواده داماد برای آوردن عروس می رفتند ‪ ،‬لباس عروس را به همراه یک کله قند ‪ ،‬بر روی خون قرار داده [‬ ‫‪ ] xun‬قرار داده ‪ ،‬آن را بر روی سر یکی از زنان رعیت می گذاشتند و با همراهی کینوغ هایی برای آوردن عروس ‪،‬‬ ‫گاهی ‪ 50‬نفر می شد ‪ .‬‬ ‫رسم بود زمانی که کینوغ ها به نزدیکی خانه عروس می رسیدند ‪ ،‬خانواده عروس در خانه را بسته و مانع ورود آنها می‬ ‫شدند ‪.41‬برخی از باورها و اعتقادات مردم ابیانه درباره طبیعت‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫‪ .‬پس از پخت گوشت گوسفند ‪ ،‬صاحب خانه از اهالی و اقوام دعوت می کند تا از آن گوشت بخورند – پدر و مادر و‬ ‫خود کودک ‪ ،‬حق خوردن از این گوشت را ندارند و معتقدند که اگر حتی مقدار کمی از آن بخورند مقبول نمی افتد ‪.‬الزم به ذکر است که ذبح گوسفند ‪،‬‬ ‫توأم با خواندن دعای مخصوص عقیقه توسط مالی ده ( حاجی مظلومی و یا میرزا ؼالم حاجی ) است ‪ .‬پوست گوسفند را نمک زده و نرم می کنند و به مسجد ‪ ،‬هدیه می کنند تا بر روی آن نماز خوانده‬ ‫شود ‪ .‬خون برون در بعد از ظهر روز عروسی برگزار می شد ‪.‬به دلیل گوسفندی را که به نیت عقیقه نگهداری می کنند ‪،‬‬ ‫هیچ گونه آسیبی به آن وارد نمی کنند ‪ ،‬در سن ‪ 2‬سالگی آن گوسفند را ذبح می کنند ‪ .

‬بنابراین آن را در آب میاندازند ‪.‬همچنین رسم است که در ایام محرم ‪ ،‬خانوادههای‬ ‫عزادار هر روز قبل از ؼروب آفتاب بر روی منقل ‪ ،‬آتش روشن کرده و با خرما و حلوا و میوه از کسانی که برای‬ ‫احترام و تسلیت میآیند ‪ ،‬پذیرایی میکنند ‪ .‬‬ ‫ـ اگر چله مرده به زنی بیفتد‪ ،‬او بچهدار نمیشود ‪ .‬‬ ‫ـ در روز عید قربان‪ ،‬گوسفند نذری را کنار نهر روستا سر میبرند ‪.‬عالوه بر این در روز عاشورا نخل محله را جلو این خانهها قرار داده و به‬ ‫عزاداری و نوحهخوانی میپردازند ‪.‬‬ ‫ـ در سالهایی که خشکسالی بود و باران نمیبارید ‪ ،‬اهالی هنگام دفن مرده ‪ ،‬یک دسته سبزی را در دست میت میگذاشتند‬ ‫‪ ،‬به این نیت که هنگام رفتن به آن دنیا ‪ ،‬التماس کرده و خواهان آب شود ‪.‬‬ ‫مردم آب را محرم و رازدار خود میدانند و معتقدند که آب مال صاحبالزمان است ‪.‬‬ ‫ـ گویند اگر ناخن بر سر راه بیفتد ‪ ،‬دو نفر با هم دعوا میکنند ‪ .‬‬ ‫‪ 3‬ـ اعتقاد به گیاهان‬ ‫ـ هنگام دفن مرده ‪ ،‬ترکه بید را در زیر بؽل او قرار میدهند به این نیت که در آن دنیا عصا به دست گرفته و بلند شود ‪.‬‬ ‫ـ هرگاه کسی خواب بدی میبیند ‪ ،‬آن را برای کلوخ تعریؾ کرده ‪ ،‬سپس کلوخ را در آب میاندازند تا آب روان آنرا با‬ ‫خود ببرد و آن خواب تعبیر نشود ‪.‫ابیانه ‪49‬‬ ‫‪ 1‬ـ اعتقاد به آب‬ ‫ـ مردم باور دارند که چشمة شرق ابیانه معجزه دارد و میگویند که دوازده امام از آنجا عبور کرده است و میگویند برخی‬ ‫اوقات در این محل نور چراؼی دیده میشود ‪.‬بنابراین برای‬ ‫اینکه روح دچار ترس نشود ‪ ،‬چراؼی را در جای او روشن میگذارند ‪.‬‬ ‫ـ زنان برای برآورده شدن حاجاتشان ‪ ،‬در شبهای تاسوعا و عاشورا ‪ ،‬چراغ نفتی را روشن کرده و در کنار نخل‬ ‫میگذاشتند ‪.‬‬ ‫ـ معتقدند که درخت چنار ‪ ،‬درختی است که وقتی خیلی پیر شد ‪ ،‬خودش آتش میگیرد ‪.‬برای چله بُری آن زن ‪ ،‬چهل کاسه آب با کاسه چهل کلید بر سرش‬ ‫میریزند تا بچهدار شود ‪.‬‬ ‫ـ هرگاه بخواهند دیگ سیاهی را از خانه بیرون ببرند ‪ ،‬مقداری آب به نیت روشنایی در آن ریخته و معتقدند که بیرون‬ ‫بردن سیاهی از خانه خوب نیست ‪.‬‬ ‫و در این مورد شعری دارند که ‪:‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬‬ ‫ً‬ ‫ـ مردم معتقدند هنگام آب ریختن روی آتش ‪ ،‬حتما باید صلوات بفرستند ‪ ،‬در ؼیر این صورت جنها آنها را اذیت میکنند ‪.‬‬ ‫ـ در شب اولین روزی که میت را دفن میکنند ‪ ،‬یک یا دو نفر از اقوام میت سر قبر مرده رفته و در کنار آن آتش روشن‬ ‫میکنند تا مرده نترسد و جانوری به نام ‪2‬کتار [ ‪ ] katar‬آن را از قبر بیرون نکشد ‪.‬‬ ‫ـ هر وقت نمیتوانند مستقیما ً از کسی شکایت کنند و یا درد دلی دارند ‪ ،‬عرایض خود را نوشته و به آب روان میاندازند ‪.‬به همین دلیل تنور‬ ‫را پس از پخت نان خاموش نمیکنند تا خود آرام آرام خاموش شود ‪.‬‬ ‫ـ اهالی معتقدند فردی که فوت کرده است ‪ ،‬در اولین شب به خانه باز میگردد و به جای خود نگاه میکند ‪.‬‬ ‫‪ 2‬ـ اعتقادات مربوط به آتش‬ ‫ـ میگویند که نباید به دور آتش چیزی محکم کوبید ‪ ،‬چون جنها ضربه میخورند و در آینده به آن فرد آسیب میرسانند ‪.‬‬ ‫ـ مردم گله و شکایتهای خود را به آب کرده ‪ ،‬کنار آن نشسته و گریه میکنند ‪.‬‬ ‫ـ در این روستا رسم بود که به مدت چهل روز ‪ ،‬شبهای جمعه ‪ ،‬خانواده عزادار قبل از ؼروب آفتاب در جلوی خانه خود‬ ‫آتش روشن کرده و اهالی برای عرض تسلیت نزد آنها میرفتند ‪ .‬‬ ‫ـ هنگام روشن کردن تنور ‪ ،‬آتش تنور به طرؾ هر کسی برود ‪ ،‬گویند آن فرد در آینده پولدار خواهد شد ‪.‬‬ ‫ـ اگر پس از پخت نان ‪ ،‬آتش تنور را خاموش کنند ‪ ،‬جنها ناراحت میشوند و آدم را دیوانه میکنند ‪ .

‬‬ ‫ـ برای جلوگیری از چشم زخم ‪ ،‬گلولههایی از خمیر آرد گندم درست کرده ‪ ،‬به پارچه سفیدی که سوراخهایی در آن ایجاد‬ ‫شده میچسبانند و بر سر در ورودی خانه آویزان میکنند ‪.‬به همین علت این مقدار خوشه را به افراد‬ ‫فقیر و بیبضاعتی که در هنگام درو به دشت و مزارع میآیند ‪ ،‬میدهند تا حاصل آنها پربرکت شود ‪.‬‬ ‫ـ درخت چنار نزدیک مسجد نیز معجزه دارد بهطوری که یکبار خواستهاند آنرا ببرند از جای بریدگی خون آمده و برخی‬ ‫میگویند از داخل آن صداهایی شنیده میشود ‪.‬‬ ‫ـ همچنین هنگامی که گندم را پاک کرده و میخواهند آنرا در جوال بریزند بنابر اعتقادات و باورهای خود جمالت ذیل را‬ ‫به زبان میآورند ‪:‬‬ ‫کیله اول " یک به نام خدای یکتا " ‪ ،‬کیله دوم " دو به نام محمد (ص ) صلوات " ‪ ،‬کیله سوم " سه به نام علی ( ع )‬ ‫صلوات " ‪ ،‬کیله چهارم " چهار به نام فاطمه ( س ) صلوات " ‪ ،‬کیله پنجم " پنج به حق پنج تن آل عبا صلوات " ‪ ،‬کیله‬ ‫ششم " دست از ما برکت از مرتضی علی " و کیله هفتم ‪ ،‬فاتحه قرائت میکنند ‪.‬‬ ‫ـ در منطقه " تا در " ‪ ،‬سنگ بزرگی بود که به آن اعتقاد داشتند ‪ ،‬هرگاه با مال به مسافرت ‪ ،‬مثالً کاشان میرفتند ‪ ،‬سنگی‬ ‫به طرؾ آن پرت میکردند تا مسافرتشان بیخطر باشد ‪.‬‬ ‫‪ 5‬ـ اعتقاد به کوه و سنگ‬ ‫ـ اعتقاد دارند که در کوه پنجهعلی ‪ ،‬جای سم اسب است و این کوه قدمگاه حضرت علی ( ع ) میباشد ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‬بدین صورت که میوه آن را فروخته و با پولش نذر یا به قول‬ ‫خودشان " خرج " میدهند ‪.‬‬ ‫‪ 6‬ـ اعتقاد به گندم‬ ‫ـ هنگام پاشیدن بذر گندم ‪ ،‬تخم کار به منظور برکتدار شدن محصول خود قبل از بذرافشانی بر شیطان لعنت میفرستد و‬ ‫با ذکر نام خدا این جمالت را بر زبان میآورد ‪:‬‬ ‫چرنده و پرنده ‪ ،‬گوینده ال اله اال ّللا‬ ‫محمد است رسولّللا ‪ ،‬علی است ولیّللا‬ ‫صدبار و صد هزار بار ‪ ،‬ال اله اال ّللا‬ ‫محمد رسولّللا ‪ ،‬علی ولیّللا‬ ‫و در پایان میگوید ؛ نیت از ما و برکت از مرتضی علی‬ ‫ـ در بعضی از مواقع تعدادی از خوشههای گندم به هم پیچیده میشوند که یا ابیانهایها به آن " ُگر صلواتی " [‬ ‫‪ ] gorsalavati‬میگویند ‪ .‬‬ ‫ـ درخت چنار نزدیک چشمه معجزه دارد و برخی دیدهاند که چراؼی داخل آن روشن میشود ‪.‬کشاورزان گر صلواتی را مایة برکت میدانند ‪ .‬‬ ‫ـ معتقدند زیر درخت گردو نباید خوابید و از این کار دوری میکنند ‪.‬‬ ‫‪ 4‬ـ اعتقاد به باد‬ ‫ـ به عقیده مردم باد اسفند درختان را آبستن میکند ‪.‬‬ ‫ـ در گذشته برخی سنگهای معدن آهن واقع در " گهباال " را میساییدند و برای تقویت چشم از آن استفاده میکردند ‪.‬اگر هم به هر‬ ‫دلیل مجبور به بریدن آن شوند ‪ ،‬چوبش را فروخته و پولش را وقؾ یا نذر امامزاده و مسجد میکنند ‪.‫ابیانه ‪50‬‬ ‫کس نزد آتش به جانم شعلهور سوختم از آتش خود شعلهور‬ ‫ـ درخت توت را نمیبُرند و معتقدند این درخت نباید خارج خانه شود چون اهل خانه دچار مشکل میشوند ‪ .‬‬ ‫ً‬ ‫ـ در ابیانه سنت وقؾ درخت به اماکن مقدس دیده میشود و چون معتقدند درخت گردو با ارزش است ‪ ،‬معموال آنرا وقؾ‬ ‫مساجد ‪ ،‬امامزاده و یا روز تاسوعا و عاشورا میکنند ‪ .

‬میگویند روزی مردی دچار دل درد شد و در حال مرگ بود که مقداری گندم را بر روی ؼربیل در‬ ‫باالی سر او الک کردند و گندمها را به فرد نیازمندی دادند و بیمار شفا یافت ‪ .‬اهالی معتقدند که گندم برکت خداست ‪.‬‬ ‫ابِیانه‬ .‫ابیانه ‪51‬‬ ‫ـ هرگاه فردی بیمار میشد ‪ ،‬مقداری گندم در زیر سر او قرار داده و روز بعد آن گندم را به عنوان صدقه به فرد مستمندی‬ ‫میدادند تا شفا یابد ‪ .

‫ابیانه ‪52‬‬ ‫فهرست منابع ‪:‬‬ ‫‪ – 1‬مردم شناسی ابیانه ‪ ،‬زلیخا نظری داشلی برون ‪ ،‬هما حاجی علی محمدی ‪ ،‬روشنک رهو ‪ ،‬عباس تراب زاده ‪،‬‬ ‫سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ‪ ،‬پژوهشکده مردم شناسی ‪ ،‬بهار ‪1384‬‬ ‫‪ .2‬اینترنت‬ ‫ابِیانه‬ .

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful