‫كابل – افغانستان‬

‫وارتباط اسلم با اديان وافکار معاصر‬

‫تأليف ‪ :‬استادان ثقافت اسلمی پوهنتون های افغانستان‬
‫سال ‪ 1425 :‬هـ ق‬

‫‪1‬‬

‫فهرست‬

‫‪2‬‬

‫فصل اول ‪ :‬معجزه هـا‬
‫معجزه در لغت واصطلح‬
‫‪ -1‬قرآن وسيله اي هدايت بشريت‬
‫‪ -2‬چطور ميتوان دانست كه كدام كتاب حق است ؟‬
‫‪ -3‬أقسام معجزه‬
‫الف‪:‬معجزه هاي متعلق به عصر وزمان و يا هم معجزاتي براي مردمان‬
‫خاص يك عصر‪.‬‬
‫ب ‪ :‬معجزه دائمي كه تا روز قيامت جاوداني ميباشد ‪:‬‬
‫‪ -4‬گرايش بعضي ازدانشمندان به دين مقدس اسلم به اساس فهم‬
‫معجزات قرآني‬
‫‪ -5‬توحيد قرآني مطابق معايير عقلي بشر‬
‫‪ -6‬خلقت تصادفي مخلوقات‬
‫‪ -7‬نشانه هاي معرفت الهي در جهان بيروني و نفس انسان بخوبي ديده‬
‫ميشود‬
‫‪ -8‬اعجازقرآن درزمانه هاي مختلف‬
‫فصل دوم ‪ :‬تکنالوژی طبی معاصر و قرآن‬
‫‪ -1‬پوست انسان احساس درد ميکند‬
‫‪ -2‬در روده هاي انسان مواديست که درد را تخفيفت ميدهد‬
‫استخوان قبل ازگوشت ايجاد ميگردد‬
‫‪-3‬‬
‫استخوان قبل ازگوشت ايجاد ميگردد‬
‫‪-4‬‬
‫تعيين كننده جنس فرزند ) پسر يا دختر( پدر ميباشد‬
‫‪-5‬‬
‫مرحله غيض جنين را در شکم مادر صرف خداوند ميداند‬
‫‪-6‬‬
‫‪ -7‬جنين شناسي درست و دقيق‬
‫فصل سـوم ‪ :‬زمين شناسی و قرآن‬
‫زمين شناسان خداشناس حقيقت هاي علمي قرآن را توضيح ميدهند ‪:‬‬
‫‪ -1‬شب اصل وروز فر ع است‬
‫‪ -2‬قيامت درشب وروز است ‪.‬‬
‫‪ -3‬در خلقت مخلوقات هيچ فرقي نيست‬
‫‪ -4‬کوه ها در قرآن‬
‫‪ -5‬درياها و رودخانه ها در قرآن‬
‫‪ -6‬عمق درياها و موجهاي داخلي درياها در قرآن‬

‫فصل چهارم ‪:‬اعجاز قرآن کريم درعلوم فضايي‬
‫‪ -1‬موضوع انشقاق قمر‬
‫‪ -2‬سحاب چشم گربه )‪(Cat’s Eye Nebula‬‬
‫‪ -3‬بال رفتن به طرف آسمان سبب تنگی نفس ميگردد ‪.‬‬
‫‪ -4‬ابرها درقرآن‬
‫‪ -5‬جداشدن آسمانها و زمين‬
‫‪ -6‬خورشيد و ماه و مدارهايشان‬
‫فصل پنجــم ‪ :‬معجزهء رياضی قرآن کريم‬
‫فصل ششـم ‪ :‬اعجاز قرآن درخلقت مخلوقات‬
‫‪ -1‬خلقت حيوانات درسي براي خدا شناسي‬
‫‪ -2‬زنبور عسل ماده در قرآن‬
‫‪3‬‬

‫‪ -3‬مار ماهي هاي دريايي‬
‫‪ -4‬زنده گــي بدون آب غير ممكن است‬
‫‪ -5‬شير ازميان سرگـين وخون بوجود ميايد‬
‫فصل هفتـم‪ :‬اعجاز قرآن کريم درآثار عتيقه‬

‫بخــش دوم ‪ :‬اســلم واديــان وافکــار‬
‫معاصر‬

‫اسلم مسيحيت ويهوديت‬
‫اسلم ‪ ،‬سوسياليزم وکمونيزم ‪.‬‬
‫اسلم وپلوراليزم‬
‫اسلم ودموکراسی‬
‫اسلم وجهانی سازی‬

‫‪4‬‬

‫بسم الله الرحمن الرحيم‬
‫في أ َن ْ ُ‬
‫في ال َ‬
‫ن‬
‫و ِ‬
‫م آَيات َِنا ِ‬
‫ف ِ‬
‫م َ‬
‫} َ‬
‫حّتى ي َت َب َي ّ َ‬
‫ه ْ‬
‫ه ْ‬
‫ق َ‬
‫فا ِ‬
‫سن ُ ِ‬
‫س ِ‬
‫ري ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ف ب َِرب ّ َ‬
‫ء َ‬
‫ل َ‬
‫عَلى ك ُ ّ‬
‫د‬
‫ي ٍ‬
‫ه َ‬
‫هي ٌ‬
‫م ي َك ْ ِ‬
‫ه ال ْ َ‬
‫لَ ُ‬
‫ك أن ّ ُ‬
‫ول َ ْ‬
‫ح ّ‬
‫م أن ّ ُ‬
‫ه ْ‬
‫قأ َ‬
‫ش ْ‬
‫ش ِ‬
‫{ فصلت ‪ 53 /‬ما نشانه هاي قدرت خود را درافق‬
‫هاي جهان ‪ ،‬ونفسهاي شان براي شان نشان ميدهيم‬
‫تا بدانند که قرآن حق است ‪ ،‬آيا اين کفايت نميکند که‬
‫پروردگارت برهمه چيز شاهد است ‪.‬‬
‫)‪Soon will we show them Our Signs in the (furthest‬‬
‫‪regions (of the earth), and in their own souls, until it‬‬
‫‪becomes manifest to them that this is the Truth. Is it not‬‬
‫‪?enough that thy Lord doth witness all things‬‬

‫‪5‬‬

‫بسم الله الرحمن الرحيم‬
‫مقدمـه‬
‫الحمد لله والصلة والسلم علی رسول الله صلی اللــه عليــه وســلم‬
‫وعلی آله واصحابه الطيبين الطاهرين اجمعين ومن تبعه باحسان الــی‬
‫يوم الدين ‪ ،‬اما بعد ‪:‬‬
‫قرآن عظيم الشان کتابی است که آنرا خدای عزوجل برای جهانيان‬
‫از زمان بعثت حضرت محمد )صــلی اللــه عليــه وســلم( تــا روز قيــامت‬
‫منحيث رهنما ‪ ،‬هدايتگر و جوابگوی تمامی نيازمندی هــا انســانها بيــان‬
‫داشته است ‪.‬‬
‫ازينکه قرآن عظيم الشان برای عصر ما نيز ميباشد ‪ ،‬بناء محتويــات‬
‫اين کتاب بزرگ برای هر دانشمند امروزی جوابگوست ‪ ،‬وهرکســی کــه‬
‫قرآن عظيم الشان را بدون کــدام تعصــب و بــه شــکل علمــی مطــالعه‬
‫نمايد در قرآن کريم پاسخ تمامی مشکلت خويش را ميابد ‪.‬‬
‫قوت وارزش قرآن کريم درين است که بزرگترين دانشمندان جهان‬
‫امروز با مطالعهء قرآ ن عظيم الشان مسلمان شده اند ‪.‬‬

‫‪6‬‬

‫للل للل ‪:‬‬
‫ل للل ل للل ل ل لللل‬
‫للللل‬
‫)لللل ل ل لل لللل ل للل ل ل للل‬
‫لللل لللل للللل (‬
‫لللل للل للللللل للل لل‬
‫لللللللل ‪:‬‬
‫‪ -1‬قرآن وسيله اي هدايت بشريت‬
‫‪ -2‬لللل لللللل للللل لل لللل لللل لل للل ل‬
‫‪ -3‬أقسام معجــــــزه‬
‫الف ‪ :‬معجزه هاي متعلق به عصر و زمان و يا هم معجزاتي براي‬
‫مردمان خاص يك عصر‪.‬‬
‫ب ‪ :‬معجزه دائمي كه تا روز قيامت جاوداني ميباشد ‪:‬‬
‫‪ -4‬گرايش بعضي ازدانشمندان به دين مقدس اسلم به اساس‬
‫فهم معجزات قرآني‬
‫‪ -5‬توحيد قرآني مطابق معايير عقلي بشر‬
‫‪ -6‬خلقت تصادفي مخلوقات‬
‫‪ -7‬نشانه هاي معرفت الهي در جهان بيروني و نفس انسان بخوبي‬
‫ديده ميشود‬
‫‪ -8‬اعجازقرآن درزمانه هاي مختلف‬

‫‪7‬‬

‫معجزه در لغت واصطلح‬
‫معجزه در لغت ‪ :‬ريشهء کلمهء معجزه ) عجز( ميباشد که بــه معنــای‬
‫ضعيف ميباشد ‪ ،‬و بازيادت همزه فعل متعدی شده و به ) اعجز – يعجز‬
‫‪ ،‬اعجازا ( ميشود ‪ ،‬به که به معنــای ضــعيف ســاختن ‪ ،‬عــاجز ســاختن ‪،‬‬
‫وناتوان نمودن استعمال ميگردد ‪.‬‬
‫معجزه در اصطلح ‪:‬‬
‫معجزه تقديم نمودن يک کار بلند تر از توان انسان ‪ ،‬توسط پيامبری‬
‫برای اثبات حقانيت نبوتش ‪ ،‬به حکم خداوند)جل جلله( با اعلن چلنــج‬
‫به منظور قناعت دادن منکرين نبوت وجلب سعادت دنيا وآخــرت بــرای‬
‫بشريت ميباشد ‪.‬‬
‫چرا معجزه را معجزه ناميدند ‪ :‬زيرا بشريت را عاجز نمــوده و کســی‬
‫نميتواند که مثل آن عملی را انجام دهد ‪ ،‬وازينکه در مقابل آن ضــعيف‬
‫ميگردند ‪ ،‬به آن تسليم ميشوند ‪ ،‬به اين سبب عاجزکننــده ‪ ،‬يــا ضــعيف‬
‫کننده ناميده شد ‪.‬‬
‫عناصر معجزه ‪:‬‬
‫عاجز کننده است ‪.‬‬
‫‪-1‬‬
‫مطابق حکم خداوند)جل جلله( ميباشد ‪.‬‬
‫‪-2‬‬
‫مخالف با عادت وروش انسانها باشد ‪.‬‬
‫‪-3‬‬
‫چلنج داشته باشد ‪.‬‬
‫‪-4‬‬
‫توسط پيامبر باشد ‪.‬‬
‫‪-5‬‬
‫برای اثبات نبوت باشد ‪.‬‬
‫‪-6‬‬
‫ديگران از آوردن مثال آن عاجز باشند ‪.‬‬
‫‪-7‬‬
‫شرايط معجزه ‪ :‬معجزه دارای شرايط ذيل ميباشد ‪:‬‬
‫کاری باشد که انسان آنرا انجام داده نتواند ‪ .‬مثل عصای‬
‫‪-1‬‬
‫موسی که توانست تمامی جادوی ساحران فرعون را ببلعد وايـن‬
‫کار را هيچ انسانی کرده نميتوانست ‪.‬‬
‫‪8‬‬

‫‪ -2‬به انجام کاری ويا دور کردن يــک ضــرری ارتبــاط بگيــرد ‪ ،‬مثل‬
‫مائده عيسی عليه السلم به انجام کــاری تعلــق گرفــت ‪ ،‬و غــرق‬
‫عساکر فرعون بخــاطر دفــع نمــودن ضــرر فرعونيــان از موســی‬
‫عليه السلم وپيروانش بود ‪.‬‬
‫چلنج داده شده باشد ‪ :‬مثل قرآن عظيم الشــان در طــول‬
‫‪-3‬‬
‫تاريخ برای تمامی انسانها وجنيات چلنج داده اســت کــه حــد اقــل‬
‫سه آيت کوتاه که بتواند با سه آيت قرآن مقابله کند چلنج است ‪.‬‬
‫‪ -4‬مقابله با آن از تــوان مخلــوق خــارج باشــد ‪ :‬مثل معجــزه زنــده‬
‫ساختن مرده که بــرای عيســی عليــه الســلم داده شــده بــود ‪ ،‬از‬
‫توان هيچ انسانی حتی خود عيسی عليه السلم هــم خــارج بــود ‪،‬‬
‫ولی برای اثبات نبوتش اين معجــزه در زمــان مکلفيتــش برايــش‬
‫داده شده بود ‪.‬‬
‫‪ -5‬هدفش اثبات حقانيت يک پيامبر و دعــوت بــرای ســعادت دنيــا‬
‫وآخرت بشريت باشــد ‪ :‬يعنــی معجــزه اصــل بــرای پيــامبران داده‬
‫ميشود تا انسانها را به حقانيت دعوای نبوت آنــان قنــاعت دهــد ‪،‬‬
‫وهمچنان در ميان بشريت خيرو سعادت را نشر کند ‪ .‬ولی هرگاه‬
‫کسی يک امر خارق العاده را انجــام دهــد کــه نــتيجهء آن ســعادت‬
‫دنيا وآخرت بشريت نباشد و آنانرا به عوض دعــوت بــه توحيــد بــه‬
‫انسان پرستی ومخلوق پرستی کشاند ‪ ،‬آنرا استدراج گويند‪.‬‬
‫‪ -6‬اظهــار معجــزه بــه اختيــار خــود پيــامبر نبــوده ‪ ،‬بلکــه بــه حکــم‬
‫خداوند)جل جلله( برايش داده ميشود ‪ ،‬زيرا هر پيامبر نميتوانــد کــه‬
‫مطابق خواسته خود هر معجزهء را تقــديم نمايــد ‪ .‬وهــر پيــامبری را‬
‫معجزهء خاصی داده است که مطابق عصر وزمانش باشد ‪.‬‬

‫‪9‬‬

‫آيا قرآن کريم کتاب فلسفه است‬

‫‪ ،‬که احيانا به بعضی از دشمنان خداوند)جــل جللــه( بــرای امتحــان‬
‫آنان و امتحان انسانهای گمراه وحق نا پسند نيز داده ميشود ‪.‬‬
‫موجوديتش در ميان قومست خواه ترک نمودن کاری باشـد ‪ ،‬ويـاهم‬
‫انجام آن ‪ ) ، ،‬والمعجزة اسم الفاعل من العجاز وهی فــی الشــرع‬
‫امــر خــارق العــادة مــن تــرک او فعــل مقــرون بالتحــدی مــع عــدم‬
‫المعارضة والهاء للمبالغة وسميت معجــزة لن البشــر يعجــزون عــن‬
‫التيان بمثلها ول يقدر عليها ال اللــه ســبحانه وتعــالی ‪ .‬وقــال فــی‬
‫التعريفات ‪ :‬المعجزة امر خارق للعــادة داعيــة الــی الخيــر والســعادة‬
‫مقرونة بدعوی النبوة قصد بها اظهار صــدق مـن ادعـی آنـه رسـول‬
‫من الله جل جلله ‪ ( .‬المحيط المحيط ص ‪578 :‬‬
‫ومعجزه اسم فاعل همين کلمــه اســت ‪ .‬و بــه معنــای عــاجز کننــده‬
‫استعمال ميگردد‪.‬‬
‫تمرش ثابت شده است ‪ ،‬و بر ياران و پيروانش كه جوينده‬

‫‪10‬‬

‫قرآن بحری است برای همه‬
‫در عصر امروزی بعضــی هـا ســوال ميکننــد کــه قــرآن کريــم چگــونه‬
‫کتابی است ‪ ،‬آيا کتاب طب است ‪ ،‬ويا فلسفهء وياهم قصه وداستان ‪،‬‬
‫وياهم ادبيات وهنر ؟‬
‫اينرا بايد همه بدانند که قرآن کتابی مانند کتابهای انسانها نيســت ‪،‬‬
‫بلکه کلم خـدای عزوجــل اســت کــه اســلوب وطريقــه اش بــا کتابهــای‬
‫علوم انسانی کامل فرق دارد ‪ ،‬وبايد هم فرق داشته باشد ‪ ،‬زيرا کتاب‬
‫خالق ومخلوق بايد بين هم فرقی داشته باشند‪.‬‬
‫اکنون زمانی ما به بحری داخل ميشوييم هرکســی مطــابق مســلک‬
‫وفهم خويش از بحر استفاده ميکنــد ‪ ،‬مثل مــاهيگير مــاهی ميگيــرد ‪ ،‬و‬
‫گوهرشناس به بحر غوطه ميزند تا دانه هــای قيمــتی را بدســت آورد ‪،‬‬
‫شناور فقط شنا ميکند ‪ ،‬وکشتی ران مسافرينش را بــه ســرحد منــزل‬
‫ميرساند ‪ ،‬وبه اين شکل هر کسی توشه اش را از بحر مطــابق مســلک‬
‫و دانشش کسب مينمايد ‪.‬‬
‫قرآن عظيــم الشــان بحــری بيکرانــی اســت کــه بــرای هــر دردی دوا‬
‫دارد ‪ ،‬وبايد هــم داشــته باشــد ‪ ،‬زيــرا ايــن کتــاب بــرای رهنمــايی همــه‬
‫است ‪ ،‬وبه اين اساس هرکسی که قــرآن را بــا تخصــص وعلــم خــويش‬
‫مطالعه نمايد ‪ ،‬مطابق مسلک برايش سخن ميگويد ‪ ،‬فلســفه دانــان در‬
‫صورتيکه تعصب نداشته باشند و برای جستجوی حقيقت ايــن کتــاب را‬

‫‪11‬‬

‫مطـــالعه کننـــد ‪ ،‬دوای خـــويش را در آن ميابنـــد ‪ ،‬طبيبـــان ‪ ،‬جـــامعه‬
‫شناسان ‪ ،‬روانشناسان ‪ ،‬فضانوردان ‪ ،‬اديبان ‪ ،‬ژورناليستان ‪ ،‬سياست‬
‫مــداران ‪ ،‬اقتصــاد دانــان ‪ ،‬زراعــت شناســان ‪ ،‬فارمسســتان ‪ ،‬تاريــخ‬
‫نويسان و هنرمنــدان همــه وهمــه در صــورت مطــالعهء دقيــق و عميــق‬
‫قرآن بالخره پی برده اند که اين کلم الهی است و قرآن هم هر کدام‬
‫را مطابق مسلک وپيشه اش مخاطب قرار داده وحقيقت هايی را بيان‬
‫داشته است که شايد ديگران از درک آن عاجز شده باند‪.‬‬
‫نقطهء مهمی را که بايــد در نظــر داشــته باشــيم اينســت کــه قــرآن‬
‫کتاب کــدام تخصــص خاصــی نيســت ‪ ،‬وآنــرا نبايــد بــا کتابهــای انســانها‬
‫مقايسه نمود ‪ ،‬زيرا شرک در صــفات خداونــد)جــل جللــه( اينســت کــه‬
‫صفت مخلوقی را با صفت خالق يکسان بدانيم ‪ ،‬بناء اين هم شــرک در‬
‫قرآن است که قرآن را با کتاب مخلــوقی مشــابه فکــر نمــاييم ‪ ،‬قــرآن‬
‫برای هر کسی مطابق استعدادش سخن ميگويد ‪ ،‬نه بــه ايــن علــت کــه‬
‫کتاب در رشتهء خاصی باشد ‪ ،‬اين ســخن غلــط اســت کــه قــرآن کتــاب‬
‫انجنيری است وآنرا بايد به يک مســلک انجنيــری ارتبــاط بــدهيم ‪ ،‬بلکــه‬
‫ميگوييم که قـرآن دليلـی دارد کـه انجنيـران غيـر متعصـب را قنـاعت‬
‫ميدهد که اين کلم کلم خدای عزوجل است ‪.‬‬
‫مــا گفتــه نميتــوانيم کــه قــرآن کتــاب‬
‫ســـاينس اســـت ‪ ،‬بلکـــه حقيقـــت هـــای‬
‫ساينســی در قــرآن وجــود دارد کــه بــا‬
‫خواندن آن يک دانشمند ســاينس عقيــده‬
‫ميکند که اين حقيقت هــای ساينســی در‬
‫قرن بيستم کشف شــده اســت و قــرآ ن‬
‫آنــرا چهــارده قــرن قبــل بيــان داشــته‬
‫اســت ‪ ،‬بنــاء ايــن امــر ســبب هــدايت وی‬
‫ميشــود ‪ ،‬مثل پروفيســور ميلــن کــه از‬
‫جمهوری چــک ) چکوســلواکيای ســابق (‬
‫ميباشد ‪ ،‬به اساس دانش ساينسی خويش به وجود خداوند)جل جللــه(‬
‫اعتراف نموده است ‪ ،‬به يکتــا بــودن خداونــد)جــل جللــه( ايمــان دارد ‪،‬‬
‫وسپس با مطالعه حقيقت های ساينسی قرآن مسلمان شده اســت او‬
‫ميگويد ‪ :‬در ‪ 35‬سال اول زنده گي من يک انسان بي باور)کافر( بودم ‪ ،‬من گمــان ميکــردم کــه‬
‫خدايي وجود نـدارد ‪ ،‬مـن هيـچ ضـرورتي بـه خداونـد احسـاس نميکـردم وهيـچ بـاوري هـم بـه خـدا‬
‫نداشتم ‪ ،‬ولي از زمان طفوليت به ساينس علقمندي داشتم ‪ ،‬وقتي دانش سايسي ام رشد نمود ‪،‬‬
‫‪ 25‬سال قبلي با يک تغيير آني به اين نتيجه رسيدم که جهان بـه شـکل بسـيار کامـل سـاخته شـده‬
‫وهرچيزي به يکديگر مطابقت دارد بناء بايـد خـدايي وجـود داشــته باشـد ‪ ،‬وبـه در يــک ثـانيه از يـک‬
‫حقيقت عدم اعتراف به وجود خداوند به حقيقت ديگــري يعنــي وجــود خداونــد وآنهــم خــداي يگــانه‬
‫تغيير نمودم ‪ .‬و گفتم که ) اشهد ان ل اله ال الله ( ‪.‬‬
‫ولي من در مورد اديان فکر نميکردم وبه اين باور بودم کـه تمـام اديـان غلــط اسـت ‪ ،‬عيسـوي‬
‫هاي ميگويند که سه خدا يک خدا است ‪ ،‬يهودي ها ميگويند که ما مردم برگزيدهء خداوند جــل جللــه‬
‫هستيم درصورتيکه يهودي برگزيدهء خداوند شده نميتواند در مورد اسلم نظرياتم کامل منفي بود‬
‫ونخواستم درمورد اديان بي خبر باشم ‪ ،‬گفتم خوب اســت مــن کتــاب مقــدس مســيحيا) بايبــل ( را‬
‫خواندم شما در بايبل احساس ميکنيد که بعضي کلمات از کلم خداوند هســت وقلبــا آنــرا احســاس‬
‫ميکني ولي همچنان ميبينيم که کلمات ديگري اند که از طــرف اشــخاص گفتــه شــده اســت ‪ ،‬زيــرا‬
‫درين صفحات چيزهايي اند که با صفحات قبلي متضاد اند ‪ .‬من دانستم کـه بايبـل توسـط اشـخاص‬
‫چند سال بعد از پيامبرنوشــته شــده اســت ‪ .‬ســپس يــک ترجمهــء انگليســي معــاني قــرآن کريــم را‬
‫خريداري نمودم وقتي به خواندن آن آغاز نمودم به همان فکر ونظري کــه مــن بايبــل را ميخوانــدم‬
‫بودم وگمان ميکردم که قرآن را نيز شخصي نوشته است وصـرف ميدانسـتم کـه آن شـخص محمـد‬

‫‪12‬‬

‫صلي الله عليه وسلم است ‪ .‬وهنگاميکه تقريبا سوم حصهء قرآن را خواندم به همســرم گفتــم کــه‬
‫محمد بايد بسيار يک شخص ذکي وهوشياري باشد ‪ ،‬بخاطريکه ايــن کتــاب بســيار واضــح ‪ ،‬منطقــي‬
‫وبسيار ساده براي خواندن است ‪ ،‬هيچج تگذيبي)دليل رد( در آن وجود ندارد ‪.‬‬
‫کمي بيشتر مطالعه نمودم بايک يک حقيقت علمي روبرو شدم که من ميدانســتم کــه فقــط در‬
‫قرن بيستم کشف شده بود ‪ ،‬بناء من دفعتا به ايــن بــاور شــدم کــه محمــد صــلي اللــه عليــه وســلم‬
‫نويسندهء اين کتاب نيست ‪ .‬بلکه دانستم که محمد )صلي الله عليه وسلم( پيامبرخداونــد اســت کــه‬
‫بخاطر تقديم نمودن اين کتاب به بشريت فرستاده شده است‪.‬‬
‫من گفتم ما شاء ) محمد رسول الله ( محمد رسول خداست ‪ .‬بناء گفتــم ماشــاء اللــه مــن يــک‬
‫مسلمان هستم ‪.‬‬
‫مردم از من سوال نمودند که چطور اين عکــس العمــل را نشــان دادي در حــاليکه ميگفــتي کــه‬
‫درمورد اسلمي چيز هاي بدي را شنيده اي وبا اينکه درمورد اسلم هيچ چيزي نميدانستني ‪ ،‬چطور‬
‫يکباره تغيير نمودي وخواستي که مسلمان شوي ؟‬
‫من گفتم که من راه ديگري نداشتم زيرا وقتي که من هنوز طفل بــودم فکــر ميکــردم کــه مــن‬
‫ومادرم يکي هستيم ولي کمي بعد دانستم که من و مادرم فرق داريم وقــتي او از مــن دور ميشــد‬
‫من گريه مينمودم بخاطريکه من ميترسيدم که او رفت ‪ .‬ولي هنوز هم نميدانستم که من کيســتم ‪،‬‬
‫ولي يکروزي ناگهان دانستم که ماشاء الله من يک پسر هستم ‪ ،‬وهيچکسـي مـرا پرسـان نکـرد کـه‬
‫چي کردي ؟ آيا خواستي که پسر باشي ؟ کسي چنين سوال نکرد براي اينکه ما ميــدانيم کــه دريــن‬
‫مورد اختياري ندايم )طفل تولد ميشوييم ‪ ،‬چوان ميشــوييم ( زيــرا خداونــد مــا را بــه هميــن شــکل‬
‫ساخته است ‪ .‬اين بزرگترين نعمت زنده گي من بود ‪ ،‬زيرا من بهترين فاميــل دارم بهــترين اولد ‪،‬‬
‫همسر وغيره ولي بهترين نعمت اين بود که خداوند مرا هدايت نمود ‪.‬‬
‫وقتيکه نماز ميخوانم به خداوند دعا ميکنم که خدايا مرا توفيق بده تــا بــا ايمــان بميــرم ‪ ،‬هرگــز‬
‫مرا مگذار که دوباره بي ايمان شوم ‪.‬‬

‫بــه ايــن شــکل قــرآن عظيــم الشــان هرکســی را مطــابق رشــته‬
‫وتخصصش خطاب مينمايد وبرايش دليلــی ميدهــد کــه قــرآن را قبــول‬
‫نمايد ‪ .‬بگونهء مثال دانشمندی اقرار ميدارد که او با ديــدن تنهــا پــوش‬
‫قرآن مسلمان شد ‪ ،‬وقتی از او پرسيدند که چگونه با ديدن تنها پــوش‬
‫قرآن مسلمان شدی ؟ در پاسخ گفت کــه مــن متخصــص ديــن شناســی‬
‫ميباشــم ‪ ،‬وتمــامی کتابهــای کــه بــه خداونــد)جــل جللــه( نســبت داده‬
‫ميشوند ودر کشورهای مختلف وجود دارند ‪ ،‬نام مولف انسانی داشــته‬
‫اند ‪) ،‬انجيل متی( ومتی نام انسانی است ‪ ،‬انچيــل مرقــص ) ومرقــص‬
‫نيز نام انسانی ميباشد ( انجيل يوحنا )يوحنــا نيــز نــام انســانی اســت(‬
‫انجيل لوقا ) که لوقا نيز نام انسان است ( وبــه اينگــونه هــر کتــابی را‬
‫که خواندم ونام مــولفش را ديــدم دانســتم کــه ايــن کتــاب را انســانی‬
‫نوشته است ‪ ،‬ودر تمامی جهان يگـانه کتـابی کـه هيـچ مولـف انسـانی‬
‫ندارد ‪ ،‬ودر عقب آن نوشته است ) تنزيل من رب العالمين ( بنــاء درک‬
‫نمودم که چطور در طول چهارده قرن کسی يافت نشده است که ادعا‬
‫کند که اين کتاب را او تاليف نمــوده اســت ؟ آيــا ممکــن اســت کســی‬
‫کتابی بنويسد ونام خود را در عقب آن نوشته نکند ؟ بناء دانســتم کــه‬
‫اين کتاب کلم خدای عزوجل است ‪.‬‬
‫محترم اشوك كولن كه منشي اسبق اتحاديه جهــاني كليســا هــا بــود‬
‫وتحصيلت عالي خويش را در کشور اوگندا به پايــان رســانيد ‪ ،‬ســپس‬
‫در شهر تكساس ايالت متحده امريكا به كسب علم لهوت )علم عقايد‬
‫والهيات مسيحيان( پرداخت ‪ ،‬چندين ديپلوم در رشته هــاي پلن واداره‬
‫تعليــم كليســا ‪ ،‬تنصيرورشــد اجتمــاعي از كشــورهاي نــاروي ‪ ،‬كينيــا ‪،‬‬
‫وســودان بدســت آورده و بعــدها شــهادتنامهء ماســتري خــويش را از‬
‫پوهنتــون اكســفورد انگلســتان در علــم مقايســه بيــن اديــان ومــذاهب‬
‫مختلف بدست آورده است ووظــايف متعــددي را در بســت هــاي مـــهم‬
‫كليســـا مثــــل ‪ :‬مديــــرسازمان نـــاوريژي بــــراي مــــدد بـــه كليســـا ‪،‬‬
‫‪13‬‬

‫مديرسازمان نارويزي بــراي تــوجه بــه طفــوليت ‪ ،‬مــدير ســازمان دفــع‬
‫حــوادث ســودان كــه يــك مؤسســه مشــترك ســويدن دنمــارك وهالنــد‬
‫ميباشد ‪ ،‬منشي عمومي شوراي كليســاهاي جهــاني در وســط وشــرق‬
‫افريقيــا ‪ ،‬رئيــس فــاكولته نيــل در علــوم الهيــات درســودان ‪ ،‬منشــي‬
‫عمومي سازمان جوانان مسيحي در افريقا و منشي عمومي ســازمان‬
‫اتحاد وهمبستگي مسيحيان در افريفا بود ‪ ،‬با درك حقــانيت اســلم بــه‬
‫دين مقدس اسلم مشــرف ميگــردد واكنــون منشــي عمــومي ســازمان‬
‫همبستگي اسلمي براي ترقي وانكشاف سودان ميباشد ‪ .‬پــدرش نيــز‬
‫ازجملهء مسؤولين بزرگ كليساهاي مســيحي درشــرق ووســط افريقــا‬
‫بود ‪.‬‬
‫وقتي در بارهء اينكه چطور به دين مقــدس اســلم قنــاعتش حاصــل‬
‫شــد پرســيده شــد ‪ ،‬گفــت‪) :‬رو آوردنــم بــه ســوي اســلم ازتحقيقــم‬
‫پيرامون مقايسه بين اديان‪،‬هنگام نوشــتن تيــزس ماســتري سرچشــمه‬
‫ميگيرد ‪ ،‬وقتي نتايج ذيل را به دست آوردم ‪ :‬قرآن عظيم الشان اســم‬
‫هيچ مولفي را برخود نــدارد ‪ ،‬آنچنــاكه هــر يكــي از انجيــل هــا نــام يــك‬
‫مؤلف را باخود دارد(( ‪.‬‬
‫دانشمند ديگری ميگويد که مـن بـا خوانــدن نخســتين صــفحهء قــرآن‬
‫مسلمان شدم ‪ ،‬وقــتی علتــش را پرســيدند گفــت ‪ :‬مــا در تمــامی دنيــا‬
‫مشکل قوم پرستی ‪ ،‬قاره پرستی ‪ ،‬کشور پرستی ‪ ،‬طايفه پرســتی را‬
‫ديديم و در عصر امروزی که عصر بيداری است و دعوا ميشود که عصر‬
‫بيـداری اســت درحقيقـت عصـر خـواب و گمراهــی اســت ‪ ،‬زيـرا اروپـا‬
‫اتحاديه اروپا ميسازد وبه نفع اروپاييــان کــار مينــد ‪ ،‬امريکــا نيــز بــرای‬
‫منفعت خود سالنه خروار ها گندم را به بحر ميانــدازد تــا قيمــت گنــدم‬
‫بــال باشــد ‪ ،‬وگــاهی هــم بخــاطر بدســت آوردن مــواد ســوخت از مــواد‬
‫غذايی مواد سوخت ميسازند ‪ ،‬افريقايی ها نيز برای خود کار ميکننــد ‪،‬‬
‫واتحاديه آيسايی ها وساير پيمان ها مربوط همه نميشود ‪ ،‬و حتی ملل‬
‫متحد که خود را داعی عـدالت در جهــان ميدانــد حــق )ويتــو( را بـه پنــج‬
‫کشور ابر قدرت داده است ‪ ،‬ودرين عصر که جهان بــه قريهــء کــوچگی‬
‫مبدل شده است ‪ ،‬به قانونی نياز است که برای همه بشــريت وســيلهء‬
‫هــدايت باشــد ‪ ،‬ودر آن نجــات همــه نهفتــه باشــد ‪ 45 ،‬مليــون مبتل بــه‬
‫ايدس را به صد مليون مبدل نکند ‪ ،‬وهزاران انسان معيوب ومعلــول را‬
‫به اساس استخدام مخدرات ومشروبات الکولی به جامعه تقديم نکند ‪،‬‬
‫وبه خاطر منفعت شخصی روزانه هزاران انسان مانند گوسفندان ذبــح‬
‫نگردند ‪ ،‬وهمه با هم مانند خـواهر وبـرادر زنـده گـی کننـد ‪ ،‬ومـن ايـن‬
‫حقيقت را در صفحهء نخستين قرآن خواندم که گفت ) الحمــد للــه رب‬
‫العالمين( ودر عالمين تمــامی جهانيــان شــامل انــد ‪ ،‬وانســان را کــرام‬
‫داده است ) ولقد کرمنا بنی آدم ( وسپس اساس برتريــت و وفضــيلت‬
‫را تقوا بيان نموده است ) ان اکرمکم عند الله اتقاکم ( که اين متقی‬
‫ميتوانــد ســياه پوســت افريقــايی باشــد ‪ ،‬ويــا ســرخ پوســت اروپــايی‬
‫وامريکايی وهم گنــدمی افغـانی وآســيايی ويــاهم زرد پوســت چينــايی‬
‫وجاپانی ‪.‬‬

‫‪14‬‬

‫وايـن کـار را رسـول کريـم )صـلی اللـه عليـه وسـلم( در زنـده گـی‬
‫خويش تطبيق نموده اســت ‪ ،‬ســلمان فارســی جــزء اهــل بيــت خــويش‬
‫دانسته است ‪ ،‬بلل حبشی را بر بام کعبه بلند نمود ونخستين اعلميــه‬
‫پيروزی مسلمانان را بر خانهء خدای عزوجــل توســط وی اعلم نمــود ‪.‬‬
‫صهيب رومی صحابی بزرگ را در جمله ياران خويش قرار داد و به اين‬
‫شکل ) ان اکرمکم عند الله اتقاکم ( را عمل در زنده گی خــويش درس‬
‫داد وتطبيق نمود ‪.‬‬
‫دانشمندی ديگری ميگويد من با خواندن دومين صفحهء قــرآن کريــم‬
‫مسلمان شدم وقتی پرسيده شد که چگونه ؟ او ميگويد من که اســتاد‬
‫پوهنتون و متخصص تحقيق وريسرج بودم وهزاران اثر علمی استادان‬
‫وشاگردان را رهنمايی مينمــودم ‪ ،‬در مقــدمهء هرکتــاب ميخوانــدم کــه‬
‫مولف آن عذر خواهی مينمــود کــه مــن ايــن اثــر را نوشــتم در صــورت‬
‫غلطی واشتباه مرا عفو نماييد ‪ ،‬وبرايم رهنماِيی کنيد ‪ ،‬واين کوشــش‬
‫بنده گی است و حتما خطايی دارد ‪.‬‬
‫ولــی بــرای نخســتين مرتبــه وقــتی قــرآن کريــم را مطــالعه نمــودم‬
‫خواندم که بر خلف تمامی کتابهــا برايــم خطــاب نمــود کــه ايــن کتــاب‬
‫کاملی است که در آن هيچ شکی نيست ) ل ريب فيه ( من بــا خوانــدن‬
‫اين آيت شريف فورا معتقد شــدم کــه ايــن کتــاب مربــوط بــه انســانی‬
‫نيست ‪ ،‬زيرا هيچ انسانی در مقدمهء کتاب خود ايــن عبــارت را نوشــته‬
‫نميتواند ‪ ،‬ولو هــر قــدر عــالم باشــد ‪ ،‬زيــرا علــوم روز بــروز پيشــرفت‬
‫ميکند واکتشــافات جديــدی ميايــد کــه ســخنان دانشــمندان ســابق را رد‬
‫ميکند ‪ ،‬مثل يک قرن مردم ميگفتنــد وعقيــده داشــتند کــه اتــوم تجزيــه‬
‫نميشود ولی دانشمندان آمدند و اتــوم را تجزيــه نمودنــد ‪ ،‬دانســتم کــه‬
‫تنها کسی که ميتواند همه را چلنــج دهــد و درمقــدمه کتــاب خــويش بــا‬
‫صراحت بگويد که ) لريب فيه ( بجز از کتاب خداوند)جل جللــه( کتــاب‬
‫انسانی شده نميتواند ‪.‬‬

‫قرآن وسيله اي هدايت بشريت‬
‫حمد مر خدايي راكه مخلوقاتش بر وجودش دللــت دارنــد ‪ ،‬و نظــم‬
‫ـامبرش )صــلى‬
‫عالم و سير افلك وحدانيتش را ثابت ســازند ‪ ،‬ودرود برپيـ‬
‫اللــه عليــه وســلم ( كه نبوتش با معجزات مستمرش ثــابت شــده اســت ‪ ،‬و بــر‬
‫اصحاب کرامش که حقيقتا بــا داشــتن چنيــن معلمــی شــاگردان ممتــاز‬
‫مکتب نبوت بودند و پيروانش كه جوينده گان حقيقت تــا روز قيــامت ‪،‬‬
‫و داعيان راه عدالت وانصاف ‪.‬‬
‫خداوند )جــل جللــه ( قرآن كريــم را بــراي هــدايت بشــر از زمــان بعثــت‬
‫حضــرت محمــد)صـــلى اللـــه عليـــه وســـلم ( تــا روز قيــامت تعييــن نمــوده اســت ‪،‬‬
‫قرآنكريم كه درزمان بعثت حضرت محمد )صــلى اللــه عليــه وســلم ( عربها را به‬
‫بلغــت ‪ ،‬فصــاحت ‪ ،‬اســلوب معجــز خــويش تســليم نمــود ‪ ،‬اكنــون كــه‬
‫‪15‬‬

‫اكثريت مسلمانان جهان غير عرب هستند و آن ملكه قوي زبانشناســي‬
‫و فصاحت درعربها نيز بشكليكه درزمان جاهليت بــود نيســت ‪ ،‬چگــونه‬
‫قرآن كريم ميتواند كه معجزه عصــر مـا نيـز باشـد ‪ ،‬آيـا قـرآن ميتوانـد‬
‫مردم عصــر امــروزي را بــا پيشــرفت هــاي علمــي در مجــالت مختلــف‬
‫هدايت نمايد ‪ ،‬و آيا قرآنكريــم جوابگــوي ايــن همــه دانشــمندان خواهــد‬
‫بود ‪ ،‬آيــا ميتوانــد ســوالت آنــان را بــه شــكل عصــري و مـدرن جوابگــو‬
‫باشد ؟ و اگر جواب مثبت باشد چه دليلي در زمينه داريم ؟‬
‫در پاسخ اين همه سوالت بايد عرض نمود كه قرآنكريم كتاب الهــي‬
‫است ‪ ،‬و اين كتاب الهي ساخته بشرنيست كه علم او منحصــر عصــر و‬
‫زمانه اش باشد ‪ ،‬اگر گفته محمد)صلى الله عليه وسلم ( ميبود ‪ ،‬حتمــا‬
‫سطح دانش قرآن مطابق مستواي آنروزي ميبـود ‪ ،‬وازينكـه قرآنكريـم‬
‫كلم خالق بشراست ‪ ،‬وعلم خالق بشر بر همه اشياء محيط است بناء‬
‫حقايق قرآني هميشه ثابت و روشن بوده و براي هر كس مطابق علــم‬
‫و دانشش تا روز قيامت جوابگو ميباشد ‪ ،‬خداوند متعال در عصر قــديم‬
‫قرآن را درجزيره عرب نازل نمود ‪ ،‬و در عصر حاضر بزرگترين معجــزه‬
‫عصر)نفت( را نيز در جزيره عرب خلــق نمــوده اســت ‪ ،‬ايــن بزرگــترين‬
‫دليل به شناخت خداوند) جل جلله ( ميباشد كه بشر قبل ازينكه بــه وســايل‬
‫تكنولوژي دست يابند ‪ ،‬در زير زمين ضرورت اساســي )مــواد ســوخت(‬
‫اين وسايل تكنولوژي را خداوند )جل جلله( خلق نمــود ‪ ،‬تــا مســلمانان‬
‫از همه اولتر حقايق قرآني را كشف نموده با تطــبيق حكــم خداونــد در‬
‫زمين به اختراع وسايل مورد ضرورات دست يابنــد وهرگــاه نيــازي بــه‬
‫مــواد ســوخت داشــته باشــند ‪ ،‬در زيــر زميــن آنــرا کشــف نماينــد ‪،‬‬
‫وهمچنانكه درساحه معنويت پيشتاز جهان شدند و كعبــه شــريف مركــز‬
‫نور بود در عصر ماديت نيــز پيشــتاز همــه باشــند و كعبــه مشــرفه نــور‬
‫بخش آنان باشد ‪ ،‬ولي مشكل درين بــود كــه مســلمانان در عصــور اول‬
‫با تطبيق احكام الهي مدنيت بزرگ اسلم را تشكيل دادند وميتوانستند‬
‫كه در عصر حاضر نيز همان مدنيت خويش را حفــظ نماينــد و از ذخــاير‬
‫زير زميني خويش بــراي پيشــرفت بخــش مــادي ايــن مــدنيت اســتفاده‬
‫نمايند همانگونه که دين مقدس اسلم را در عصور قديم براي بشريت‬
‫رســاندند و مــدنيت هــاي اســلمي را درشــرق و غــرب تشــكيل دادنــد ‪،‬‬
‫ومــردم را از عبــادت انســان بــه عبــادت خــالق انســانها دعــوت نمودنــد‬
‫درعصر حاضر نيز با اســتفاده از يــن وســايل بتوانــد بشــريت را از درد‬
‫ورنج زنده گي نجات داده آنانرا صاحب مــاديت ومعنــويت ســازند زيــرا‬
‫) ماديت ‪ +‬معنويت = اسلم ( ميشود ‪ ،‬تنها ماديت نميتواند انسان را‬
‫كامل سازد و اورا به خوشبختي ها برسـاند ‪ ،‬و همچنـان تنهـا معنـويت‬
‫بعضــي ازاديــان دســت ســاخته بشــر نيــز نميتوانــد پاســخگوي تمــامي‬
‫ضرورات انســان باشــد ‪ ،‬ولــي اساســات گســترده اســلمي كــه شــامل‬
‫تمامي ابعاد زنده گي بشر است ميتواند ‪ ،‬خوشــبختي انســان را حفــظ‬
‫نمايــد و روي هميــن علــت مســلمانان ايــن دعــا ي قرآنــي را هميشــه‬
‫فــي ال ـدّن َْيا‬
‫ميخوانند و در ساحه عملي نيز تطبيق مينمايند ‪َ} :‬رب َّنا آت َِنا ِ‬
‫ع َ‬
‫ب الّنار { البقرة‪ 201 /‬پروردگــارا !‬
‫قَنا َ‬
‫سن َ ً‬
‫سن َ ً‬
‫و ِ‬
‫في اْل ِ‬
‫و ِ‬
‫خَر ِ‬
‫ذا َ‬
‫ة َ‬
‫َ‬
‫ح َ‬
‫ح َ‬
‫ة َ‬
‫ة َ‬
‫براي ما نيكي هاي دنيا و آخرت را نصيب بفرما ‪.‬‬

‫‪16‬‬

‫‪Our Lord! Give us good in this world and good in the Hereafter, and " :‬‬
‫‪defend us from the torment of the Fire‬‬
‫خداوندمتعال ) جل جلله( ازآغاز خلقت انسان براي بشريت دليلــي‬
‫براي شناخت خداونــد ) جــل جللــه( بيــان داشــته اســت ‪ ،‬وبــراي اينکــه‬
‫انسانها بتوانند به وجود خداونــد ايمــان داشــته باشــند دليــل زيــادي را‬
‫براي انسان دروجود خود انسان خلق نموده است ‪ ،‬که ما دردرس هــاي‬
‫قبلي درمورد دليل فطري و عقلي به وجود خداوند متعال ) جل جلله‬
‫( بحثي داشتيم ‪.‬‬
‫براي اينکــه ايــن انســان درشــناخت خداونــد اشــتباهي نکنــد خداونــد‬
‫متعال براي انسانها کتابهايي را فرســتاده کــه عبــارت از ‪ 100‬صــحيفه‬
‫وچهــارکتب بــزرگ آســماني ميباشــد ‪ ،‬کــه هرکتــابي مطــابق ضــرورت‬
‫انسانها با معجزات وپيامبراني تاييد شده اند ‪.‬‬
‫ازينکه انسانها درطول تاريخ با گذشــت زمــان عقايــد حقيقــي را بــه‬
‫خرافات مبــدل مينماينــد ‪ ،‬وبعضــي انســانهاي خـود خــواه حــتي درديــن‬
‫وکتــاب خداونــد دســت ميزننــد ‪ ،‬ودرکتابهــاي آســماني ديگــري هميــن‬
‫انسانها تصرفاتي نمودند که به عــوض اينکــه کتابهــاي آســماني مصــدر‬
‫توحيد امت گردد ‪ ،‬به اساس تعصبات ‪ ،‬ونظريات تعصبات انســاني ايــن‬
‫کتابها هنوز هم سبب مشکلت براي انسانها گرديد ‪.‬‬
‫خداوند متعال بــه اســاس رحمــت خــويش آخريــت کتــاب آســماني را‬
‫فرستاد ‪ ،‬درين کتـاب هـزاران دليـل وبرهـان بـه توحيــد خداونـد ‪ ،‬ديــن‬
‫خداوند ‪ ،‬ايمان به پيامبران ‪ ،‬ايمان به روز قيامت ‪ ،‬ايمان به مليکه هــا‬
‫وغيره مسايل بصورت مفصل بيان شده است ‪ ،‬که انسان با دانش ‪ ،‬بــا‬
‫مجرد مطالعه آن به حقايق قرآني پي بــرده ‪ ،‬و بــه آن ايمــان ميــاورد ‪،‬‬
‫وکســانيکه داري تعصــب وخــود خــواهي هســتند ‪ ،‬ازيــن نعمــت محــرور‬
‫ميمانند زيرا ‪:‬‬
‫دردشت لله رويد‬
‫باران که در لطافت طبعش خلف نيست‬
‫و در شوره زار خس‬
‫بــراي اينکــه هميــن انســانها بــه اســاس گذشــت زمــان ‪ ،‬وتعصــبات‬
‫مختلفي که دامنگير انسانهاي گمراه وحتا انســانهاييکه خــود را متــدين‬
‫ميداننــد ميشــود ‪ ،‬خداونــد متعــال آخريــن کتــاب خــود را حفــظ نمــوده‬
‫وخودش ضمانت حفط قرآن کريم را تا روز قيامت نموده اسـت ‪ ) .‬انـا‬
‫نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون ( ما قرآن را فرستاده ايــم ومــا آنــرا‬
‫حفظ ميکنيم ‪.‬‬
‫يکتــن ازشخصــيت هــاي مســيحيت بنــام جوســيف ادوارد اســتس کــه‬
‫بعدها مسلمان ميشود دليل مسلمان شدن خود را هميــن حفــظ قــرآن‬
‫گريم درطول تاريـخ ميدانــد ‪ ،‬او ميگويــد ‪ :‬بيــاد دارم کــه مــن از محمــد‬
‫سوال کردم که‪:‬چند نسخه قرآن درطول ‪1400‬سال گذشته بوجود آمده‬
‫است ؟‬
‫ برايم گفت که بجز يک قرآن ‪ ،‬قــرآن ديگــري وجــود نــدارد ‪ ،‬وايــن‬‫قرآن ابدا تغيير نکرده است وبرايم تأکيد نمود که قــرآن در دل صــد هــا‬
‫هزارمردم حفظ شــده اســت ‪ ،‬وهرگــاه دريــن مــورد در خلل قــرن هــا‬

‫‪17‬‬

‫تحقيق نمايم خواهم يافت که مليون ها انسان قرآن را بصــورت کامــل‬
‫حفظ نموده اند ‪ ،‬وآنرا براي ديگران تعليم داده اند‪.‬‬
‫جوزيف ايوي اين دليل و آنچه احقيت اسلم را ثابت ميکند از محمد‬
‫خواست ‪.‬‬
‫محمد گفت ‪ :‬نخستين دليل کتاب خداوند متعال ) جل جلله ( يعنــي‬
‫)قرآن کريم( ميباشد ‪ ،‬کتــابيکه در آن هيــچ تغييــر‪ ،‬وتحريفــي ‪ ،‬اززمــان‬
‫نزولـش بـالي محمـد )صـلى اللـه عليـه وسـلم ( قبـل از ‪ 1400‬سـال‬
‫تــاکنون رخ نــداده اســت ‪ ،‬ايــن قــرآن را تعــداد زيــاد مردمــان حفــظ‬
‫مينمايند ‪ ،‬تقريبا درحدود ‪ 12‬مليون مسلمان اين کتاب را حفظ دارند ‪،‬‬
‫وهيچ کتابي در روي زمين نيست که او را به اين تعــداد مردمــان حفــظ‬
‫نمايند مثليکه مسلمانان قرآن کريم را از اول تا آخر حفظ ميکنند ‪.‬‬
‫ف ُ‬
‫ن " مــا قــرآن را نــازل نمــوديم‬
‫حــا ِ‬
‫ظو َ‬
‫ه لَ َ‬
‫إ ِّنا ن َ ْ‬
‫ح ُ‬
‫وإ ِّنا ل َ ُ‬
‫ن ن َّزل َْنا الذّك َْر َ‬
‫وما اورا حفظ ميکنيم )سورة الحجر الية ‪ (9‬اين دليل کافيست براينکه‬
‫دين به نزد الله ) جل جلله ( اسلم است ‪.‬‬
‫شــما ميتوانيــد ايــن معلومــات را مفصــل در ســايت هــاي انترنــتي‬
‫و همچنــــــــان ســــــــايت انترنــــــــتي )‬
‫‪.www.islamalways.com‬‬
‫‪ ( www.islamtomorrow.com‬که ازخود جوزيف استس است بدست آورده‬
‫وياهم به عنوان ) المسلمون الجدد( در ‪ googal‬بيابيد ‪.‬‬

‫لللل لللللل للللل لل لللل لللل لل للل ل‬
‫مهمترين اصل در زنـده گـي انسـان عقيـده اسـت ‪ ،‬ديـن مقـدس‬
‫اسلم اساسي ترين مقام را براي عقيده قايل گرديده است ‪ ،‬تمامي‬
‫اعمال به اساس عقيده ارزشمند ميگـردد ‪ ،‬تمـامي قـرآن دعـوت بـه‬
‫عقيدهء يكتا پرستي ‪ ،‬دوري ازشرك وانسان پرستي ميباشد ‪ ،‬تمامي‬
‫پيامبران امتيان خــويش را بــه توحيــد ودوري از شــرك دعــوت نمــوده‬
‫اند ‪.‬‬
‫بــراي معرفــت هــر پيــامبر خداونــد متعــال )جـــل جللـــه( يــك سلســله‬
‫معجزاتي را فرستاده كه اين معجزات غالبا نســبت بــه ســطح علــم و‬
‫دانش مردم بلند تربوده تا ساير انسانها بــا مشــاهده آن بــه حقيقــت‬
‫نبوت پيـامبران و حقـانيت كتـاب الهـي بـي برنـد و ايمـان بياورنـد ‪،‬‬
‫مثل ‪ :‬در زمان موسى )عليه السلم ( كه علم سحروجادو زياد رواج داشت‬
‫خداوند متعال )جــل جللــه( بــراي هــدايت آن ســاحران عصــاي موســى را‬
‫معجزه قرار داد ‪ ،‬براي شان نشان داد كه موسى ) عليه السلم ( يك ساحر‬
‫نه بلكه او بيغمبرخداست ‪ ،‬و با ديدن اين معجزه تمام ســاحران فــورا‬
‫ايمان آوردند و به رسالت حضرت موسى )عليـــه الســـلم( اعتراف نمودند و‬
‫ايمان خــود را اعلن كــرده و شــهادت را در راه ديــن حــق بذيرفتنــد ‪.‬‬
‫براي هدايت ساير مردمان آن زمان مطالب طرز ديد و علميــت شــان‬
‫معجزاتي را نشان داد كه اكثريت آنــان بــه رســالت حضــرتش مــتيقن‬
‫شدند ‪.‬‬
‫‪18‬‬

‫همچنان در زمان حضرت عيسى )عليه الســـلم ( علم طب به حــد اعلــى‬
‫بيشرفت نموده بود و خداوند متعال)جل جلله( براي حضرت عيســى )عليـــه‬
‫السلم( شفاي امراضي را معجزه ساخت كه طبيبــان آن زمــان از علج‬
‫آن امراض عاجز بودند ‪ .‬وقتي كفتيم بــراي اثبــات نبــوت هــر پيــامبر‬
‫خداوند متعال)جل جلله( معجزاتي را بيش نموده است اين سوال شــايد‬
‫براي بسياري بيدا شود كه آيا معجزه هاي پيامبران سابق بــراي مــا‬
‫كافي خواهد بود و يا براي كسانيكه در عصر ما زنــده كــي ميكننــد و‬
‫هنوز از نعمت اسلم برخوردار نشده اند نيز بايد معجزاتي باشـد كــه‬
‫با ديدن آن به دين مقدس اسلم مشرف شوند ؟ در باســخ بــه ايــن‬
‫سوال نخست لزم است نخست اقسام معجزه را مورد مطالعه قرار‬
‫دهيم و سبس به جواب اين سوال ببردازيم ‪.‬‬

‫أقسام معجـزه‬
‫اصل معجزه دو قسم ميباشد ‪:‬‬
‫‪ (1‬معجزه هاي متعلق به عصر و زمــان و يــا هــم معجزاتــي بــراي‬
‫مردمان خاص يك عصر ‪:‬‬
‫ازينكه پيامبران قبل از حضرت محمــد )صــلى اللــه عليــه وســلم( بــراي يــك‬
‫قوم ‪ ،‬يا يك منطقه يي خاصي آمــده بودنــد ‪ ،‬معجــزه هـا ي آنـان نيــز‬
‫موقتي ‪ ،‬مادي و براي همان قوم بـود ‪ ،‬مثــل معجــزه عصـاي موسـى‬
‫)عليه الســلم( براي ساحران ‪ ،‬معجزه ايستادن در يــا بــراي قــو م موســى‬
‫عليه السلم ‪ ،‬و معجزه طبي حضرت عيسي عليه السلم بــراي بنــي‬
‫اسراييل و غيره ‪.‬‬
‫هدف ازين معجزه ها تنهــا اقــوام موجــود آن عصــر بــود كــه آنــان‬
‫ازين معجزات استفاده نموده و به آن ايمان آوردند ‪ .‬و ازينكــه هــدف‬
‫اين معجزات اشخاص بعدي نبود ‪ ،‬بناء معجــزات آنـان بـا فـاني شـدن‬
‫آنان ختم كرديد ‪.‬‬
‫‪ (2‬معجزه دائمي كه تــا روز قيــامت جــاوداني ميباشــد ‪ :‬معجــزه‬
‫دايـمي همان معجزه يي است ‪ ،‬كه مخصوص يك قوم و يــا يــك كــروه‬
‫خاص نه بلكه براي تمام بشريت در عصر موجــوديت آن پيــامبر و بعــد‬
‫از رحلــت آن پيــامبر ميباشــد ‪ ،‬آثــار ايــن معجــزه درهمــه جــا و بــراي‬
‫هميشه تا روز قيامت دوامدار ميباشد ‪.‬‬
‫ازينكه پيامبراســلم حضــرت محمــد ) صــلى اللــه عليــه وســلم ( بــراي تمــام‬
‫بشريت فرستاده شده و بعد از او پيامبر ديكري نيست ‪ ,‬جنانجه بعداز‬
‫قرآنكريم كتاب آسماني ديكري نازل نخواهد شد ‪ ،‬وخداوند متعال )جــل‬
‫جلله( براي ما تأكيد نموده است كه اين قرآن هدايت بــراي بشــريت تــا‬
‫روز قيامت ميباشد ‪ .‬روي همين دليل قرآن عظيم الشــان را خداونــد‬
‫متعال )جل جلله( بزركترين معجزه ء قرار داده است كه اعجاز آن منحصر‬
‫به كدام قوم و قبيله نه بلكه از زمــان پيــامبر)صــلى اللــه عليــه وســلم( تــا روز‬
‫قيـامت دوام دارد ‪.‬‬
‫قرآن دو نوع معجزه دارد ‪:‬‬
‫‪ -1‬معجزه لفظي ‪ :‬معجزه لفظي قرآن كريم براي كساني است‬
‫كه در زبان عربي مهارت زياد داشته باشند ‪ ،‬جنانجه در زمــان ظهــور‬
‫‪19‬‬

‫اسلم عربهاي آن زمان كه از فصاحت وبلغت بسيار قوي برخــوردار‬
‫بودند‪ ،‬و به اســاس هميــن فصــاحت وبلغــت در بســياري از مجــالس‬
‫افتخار مينمودند ‪ ،‬قرآن عظيم الشان در مقابل آنان قــرار كرفــت و‬
‫براي شان معجزه لفظي قرآن را بيشكش نمود و جلنج داد كه شما‬
‫با وجود داشتن جنين فصــاحت وبلغــت يــك ســوره يــي مثــل قــرآن‬
‫كريم بسازيد ‪ ،‬آنان از آوردن سوره يي مثل قرآن عاجز شــدند ‪ ،‬و بــا‬
‫مطالعه ويا شنيدن قرآن سر تسليم به اين معجزه بزرك الهي نهادند‬
‫‪ ،‬كه اين معجزه لفظي قرآن تا حال حاضر بــا همــان قــوت و صــلبت‬
‫خويش در نزد عربي دانان باقيست ‪.‬‬
‫يکي ازمعجزات قرآن کريم موضوع حفظ قرآن درقلب مليون هــا‬
‫انسان است ‪ ،‬تاحال درجهان هيچ کتابي درهيچ علمي نيســت کــه حــد‬
‫اقل صد نفر حافظ داشته باشد ‪ ،‬تنها معجزه قرآن است کــه درقلــب‬
‫مليون ها انسان حفط بوده ‪ ،‬نه تنها آيات قرآن محفوظ است ‪ ،‬بلکــه‬
‫هرکلمه قرآن بــدون دســتبرد کســي حفــظ شــده اســت ‪ ،‬وازيــن هــم‬
‫جالبتر اينکه هرحرکت قرآن حفظ شده است ‪ ،‬مثل ‪ :‬وقتي ميخوانيم‬
‫الحمد لله رب العالمين ( هرگاه درتمامي دنيا بگرديم خواهيم ديد کــه‬
‫حرف )دال( درکلمه )الحمد( درتمامي قــرآن هــاي چــاپ شــده جهــان‬
‫مضموم ) ضمه دار – پيش دار( تلفظ ميگردد ‪.‬‬
‫همچنان درطول تاريخ هيچ کسي نتوانسته اســت کــه مثــل قــرآن‬
‫عظيم الشان ‪ ،‬ديگري قرآني بسازد ويا حل اقل سورهء بسازد ‪ ،‬ايــن‬
‫بدان معني نيست که کسي کوشــش ننمــوده ‪ ،‬بلکــه دشــمنان اســلم‬
‫کوشش هاي زيادي نموده اند ‪ ،‬ولي ناکام شده اند ‪.‬‬
‫معجزه ديگر قرآن اينست که تاحال هيچ کســي نتوانســته کــه نـام‬
‫خود را منحيث مولف آن درغلف قرآن نوشته کند ‪ ،‬زيرا کلم خداوند‬
‫است ‪ ،‬وکسي نميتواند که ايــن کتــاب را بــه خــود نســبت دهــد ‪ ،‬زيــرا‬
‫نميتوانند ‪ ،‬وهرگاه کسي ميتوانست چنين کند حتما ميکــرد ‪ ،‬ولــي در‬
‫ساير کتابهاييکه طرفداران آن آنــرا کتــاب خــدا ميداننــد ‪ ،‬نــام مولــف‬
‫انساني حتما درپشت کتاب است که خود دليــل اســت کــه گوينــده آن‬
‫انساني بوده که آنرا خود روايت نموده سپس به خداونــد نســبت داده‬
‫است ‪.‬‬
‫‪ -2‬معجزه معنــوي قــرآن كريــم ) اعجــاز علمــي قــرآن كريــم ( ‪:‬‬
‫ازينكه قرآ ن عظيم الشان بــراي تمــام بشــريت نــازل كرديــده اســت‬
‫لزم است تا اين قرآن معجزه يي داشته باشد كه تمام حيات بشريت‬
‫را تا روز قيامت در برگيرد ‪ ،‬معجزه يي باشــد كــه دانشــمندان عصــر‬
‫ساينس وتكنالوژي عصرهاي مختلف را قنــاعت دهــد تــا آنــان بــا درك‬
‫حقانيت قرآن به آن ايمان آورده وحدانيت خداوند يكتا را بپذيرند ‪.‬‬
‫قرآن كريــم در دو بخــش لفظــي و معنــوي خــويش معجــزه أبــدي‬
‫است ‪ ،‬وهرگاه تحقيقات علمي دانشــمندان معــروف جهــان را مــورد‬
‫مطالعه قرار دهيم ميابيم كه قرآن عظيــم الشــان چگــونه دانشــمنان‬
‫بسيار معروف عصر حاضر را تسليم اعجاز خويش گردانيده است ‪.‬‬
‫علت اساسي اينست که قرآن عظيم الشــان بــراي همــه بشــريت‬
‫نــازل شــده ‪ ،‬و درانســانها متخصصــين مختلــف وجــود دارنــد ‪ ،‬قــرآن‬

‫‪20‬‬

‫عظيم الشان هرکسي را بـا اســلوب خـودش خطــاب نمــوده او را بـه‬
‫حقانيت قرآن قنــاعت ميدهــد ‪ ،‬بــه ايــن شــکل مـا مثالهــاي زيــادي از‬
‫دانشمنداني داريم کــه بـدون تعصــب وخـود خــواهي ‪ ،‬قــرآن را بــراي‬
‫درک حقيقت ها مطالعه نموده اند وسپس مسلمان شده اند ‪.‬‬
‫ي را بيان نماييم ‪:‬‬
‫که بهترست درين مورد نمونه ها ِ‬

‫توحيد قرآني مطابق معايير عقلي بشر‬
‫اين يك حقيقت پذيرفته شدهء بشراست كه دريك ملك دو پادشــاه و‬
‫دريك كشور دو رئيس جمهور امكان پذير نميباشد ‪ ،‬و هرگاه دركشوري‬
‫دو پادشاه ويا دو رئيس جمهور با هم يكجا ظهور كنند حتما در بين اين‬
‫دو اختلفات نظري در اجراي امور رخ ميدهــد كــه كشــور را بــه عــوض‬
‫تقدم و پيشرفت به اختلفات و جنگ هاي طويلي سوق خواهند داشت‬
‫‪ ،‬اين حقيقت را خداونــد ) جــل جللــه ( در پادشــاهي جهــان نيــز بيــان‬
‫و َ‬
‫ه لَ َ‬
‫س ـدََتا‬
‫ه ٌ‬
‫ن ِ‬
‫كا َ‬
‫ف َ‬
‫ما آل ِ َ‬
‫ة إ ِّل الل ّـ ُ‬
‫ه َ‬
‫داشته است ‪ ،‬قرآنكريم ميگويد ‪ } :‬ل َ ْ‬
‫في ِ‬
‫{ النبياء ‪22/‬‬
‫‪If there were, in the heavens and the earth, other gods besides Allah, there‬‬
‫‪would have been confusion in both‬‬
‫هرگاه درزمين وآسمان خدايان بجزاز الله )جـــل جللـــه( وجود ميداشــت ‪،‬‬
‫زميــن وآســمان فاســد ميشــدند ‪ ،‬زيــرا هرخــدايي اراده خــاص خــود را‬
‫داشت ‪ ،‬يكي ميخواست شــب باشــد و ديگــرش ميخواســت روز باشــد ‪،‬‬
‫يكي ميخواست ستاره ها در شب ظهــور نماينــد وديگــرش ايــن امــر را‬
‫مخــالفت مينمــود ‪ ،‬ايــن اخلف نظــر دربيــن خــدايان متعــدد ســبب بــي‬
‫نظمي در كاينات ميشد و بشر نميتوانست به اين شكل زنـده گـي آرام‬
‫داشته باشد ‪ ،‬با اين نظم و قوانين نورمال انسان بخوبي درك مينمايد‬
‫كه خالق جهان يك است و يگانه ‪.‬‬
‫خلقت تصادفي مخلوقات‬
‫يكي از دانشــمندان ميگويــد ‪ :‬عقيــده بــر خلقــت تصــادفي انســان ‪،‬‬
‫انســانرا از بوتهــايش هــم پســت تــر جلــوه ميدهــد ‪ .‬او ميگويــد ‪ :‬بــا نــا‬
‫مسلماني صحبت داشتم برايش گفتم ‪ :‬آيا اين موتر را كســي ســاخته‬
‫است؟ با تعجبت گفت ‪ :‬طبعا ‪ .‬زيرا درين موتر حتما مكــان ســاختمان ‪،‬‬
‫و اسم شركت موجود است ‪ ،‬برايش گفتم ‪ :‬خودت را كي ساخته ؟ در‬
‫پاسخ گفت ‪ :‬تصادف ‪.‬‬
‫برايش گفتم ‪ :‬آيــا بوتهــايت را هــم كســي ســاخته اســت ؟ بــا ز بــه‬
‫تعجب گفت ‪ :‬بلي ‪ .‬درين شكي نيست كه بوتهايم در كدام فــابريكه بــا‬
‫ماشينهاييكه درآن كارگران مصروف انــد ســاخته شــده اســت ‪ .‬برايــش‬
‫گفتم ‪ :‬آيا ممكن است كه بوتها با تخنيك ساده و بسيط ساختهء كسي‬
‫باشــد وپيــدايش تصــادفي آن غيــر ممكــن باشــد ‪ ،‬و انســان بــا ايــن‬

‫‪21‬‬

‫ساختمان دقيق تصادفي باشد ‪ ،‬اين طرز انديشه انســانرا از بوتهــايش‬
‫هم كمتر جلوه ميدهد ‪.‬‬

‫نشانه هاي معرفت الهي در جهان بيروني و نفس‬
‫انسان بخوبي ديده ميشود‬

‫عقل بهترين نعمـت الهـي اسـت كـه بـراي انسـان عنـايت شـده ‪ ،‬و‬
‫انسانهاي عاقل بـا اســتفاده از عقــل خـويش حقــايق را درك ميكننــد ‪،‬‬
‫فــي ال َ‬
‫فــي‬
‫و ِ‬
‫م آَيات ِن َــا ِ‬
‫خداوند )جل جللــه ( ميفرمايــد ‪َ } :‬‬
‫ه ْ‬
‫ق َ‬
‫فــا ِ‬
‫سـن ُ ِ‬
‫ري ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ُ‬
‫ْ‬
‫ف ب َِرب ّ َ‬
‫أ َن ْ ُ‬
‫ل َ‬
‫علــى ك ـ ّ‬
‫ء‬
‫ي ٍ‬
‫ه َ‬
‫ف ِ‬
‫م ي َك ِ‬
‫ه ال ْ َ‬
‫م َ‬
‫ن لَ ُ‬
‫حّتى ي َت َب َي ّ َ‬
‫ك أن ّ ُ‬
‫ول َ ْ‬
‫ح ّ‬
‫م أن ّ ُ‬
‫ه ْ‬
‫ه ْ‬
‫قأ َ‬
‫شـ ْ‬
‫س ِ‬
‫َ‬
‫هيدٌ { فصلت ‪ 53 /‬ما نشانه هاي قدرت خود را در آفاق جهــان ‪ ،‬و‬
‫ش ِ‬
‫نفسهاي بنده گان نشان ميدهيم تا براي شان واضح گردد كه خداونــد‬
‫حق است ‪.‬‬
‫‪Soon will We show them Our Signs in the (furthest) regions (of the earth),‬‬
‫‪and in their own souls, until it becomes manifest to them that this is the Truth.‬‬
‫‪?Is it not enough that thy Lord doth witness all things‬‬
‫عليم قدرت الهي با تلوت و تفكر در آيات قرآن ‪ ،‬مطابقت احكــام‬
‫قرآن با واقعيت هاي علمي ‪ ،‬و تفكر در مخلوقات خداوند)جل جللـــه(خوبتر‬
‫واضح ميگردد‪ .‬يك نقطه اساسي را كه بايد بدان متوجه بود اينست كــه‬
‫قرآن حقيقت است‪ ،‬وهميشه بــا حقــايق همنــوا ميباشــد‪ ،‬وهيچگــاهي‬
‫قرآن كريم مخالف حقايق علمي قــرار نگرفتــه اســت ‪ ،‬ولــي نظريــات‬
‫علمي كه حقانيت آن ثابت نميباشــد ‪ ،‬قــرآن آنــرا تاييــد نميكنــد ‪ ،‬زيــرا‬
‫بسياري از نظريات با گذشت زمان ‪ ,‬و پيشرفتهاي علمي باطــل ثــابت‬
‫ميگردد ‪ ،‬بناء قرآن كريم با حقايق علمي همگــون ‪ ,‬بــا نظريــات علمــي‬
‫كه غير ثابت ميباشد گاهگاهي مخالفت ميداشته باشد ‪.‬‬

‫‪22‬‬

‫قران بدون ترديد از جانب پروردگار جهان نازل شده اســت ]‪[32:2‬‬
‫‪The book is, without a doubt, a revelation from the Lord of the‬‬
‫‪universe.Greatest God our Lord, Greatest is His power and there is no end to‬‬
‫‪His wisdom. Praise Him you heavens and glorify Him sun and moon and new‬‬
‫‪plants for out Him, through Him, and in Him are all things, every perception,‬‬
‫‪(and every knowledge. (Youhans Kepler‬‬
‫نداي بزرگ پروردگارما‪ ،‬قــدرت او عظيــم تريــن اســت و حکمــت ا و‬
‫ليتنهي‪ .‬اي آسمانها او را حمــد گوييــد واي خورشــيد و مــاه و ســتاره‬
‫هاي جديد او راثنا گوييد زيرا که همه چيز‪ ،‬هــر ادراکــي‪ ،‬و هــر دانشــي‬
‫ازاو‪ ،‬توسط او ودر تسلط او قراردارد‪) .‬يوهان کپلر(‬
‫نيايش فوق توسط نه يک رو حاني و يا يک کشيش بلکه يــک ســتاره‬
‫شناس بنام يوهان کپلر که قوانين حرکت ستارگان را کشــف نمــود در‬
‫قرن هفدهم نوشته شده است‪ .‬دانش امروز بشري با فلســفه توحيــد‬
‫بسيار عجين است‪ .‬ريشه تفکرات علمي امروز بشر‪ ،‬که جهــان را يــک‬
‫نظام يک پارچه با يک سري قوانين تنظيم يافته مي بيند‪ ،‬را مي تــوان‬
‫دراعتقاد اديان يهود‪ ،‬مسيحيت‪ ،‬و اسلم بــه يــک خــداي واحــد جســتجو‬
‫کـرد‪ .‬متاسـفانه بـا گذشــت ايـام بواسـطه وسوســه هـاي شـيطاني و‬
‫تحريف حقايق ديني توسط رهبران روحاني‪ ،‬ايمان به توحيد جاي خــود‬
‫را به شرک داده است‪ .‬چطوري که امروز بندرت مي توان انســانهايي‬
‫يافت که ايمان خود را بــه خــداي آســمانها و زميــن خــالص گردانيــده و‬
‫دامن خود را از شرک در عبادات و اعتقادات تطهير کــرده انــد‪ .‬همــان‬
‫مسيحي که فرياد تو حيد را در بين قوم خود ندا مي داد اکنو ن بعنوان‬
‫پسر خدا پرستيده و ستايش مي شود ‪ ،‬و به عوض اينکه يا الله بگوينــد‬
‫به دست دعا بسوی عيسی پسر مريـم نمـوده و از او کمـک واسـتعانت‬
‫ميخواهند ‪ ،‬و معتقدين به پيامبر اسلم که آيه عظيم و مهم "تنهــا تــو‬
‫را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي جــوييم" را بــه جهانيــان از طــرف‬
‫خداي يکتا آورد ‪ ،‬مطابق اين آيت شريف تنها عبادت خــود را مخصــوص‬
‫خــدای عزوجــل نمــوده از مشــابهت بــا بــت پرســتانيکه کمــک از بتهــا‬
‫ميخواهند ‪ ،‬ويا از مشابهت با نصــرانيان کــه بــه عــوض پرســتش خــدای‬
‫عزوجل به پرستش پيامبر مصروف اند خود را به حقيقــت هــای توحيــد‬
‫ميرسانند ‪ .‬و خو شــبختانه عليرغــم تــو طعــه هــاي شــيطان رجيــم‪ ،‬بــه‬
‫لطف خداي مهربان‪ ،‬دين توحيدي ابراهيم در قــرآن مجيــد حفــظ شــده‬
‫اســت‪ .‬وتمــام مســلمانان جهــان منحيــث موحــدين حقيقــی زنــده گــی‬
‫خويش را مطابق قرآن کريم آراسته اند ‪.‬‬
‫اعجازقرآن درزمانه هاي مختلف‬
‫قرآن كريم چهارده قرن قبل بالي حضــرت محمــد )صـــلي اللـــه عليـــه وســـلم(‬
‫نازل شــد ‪ ،‬خداونــد )جــل جللــه( بــراي تبليــغ كلم خــويش يــك انســان‬
‫ناخوانده )بيسواد( را اختيار نمود ‪ ،‬زيرا نرفتن آنحضرت )صلي اللـه عليـه وسـلم(‬
‫به مكتب ‪ ،‬مدرسه پوهنتون و ياهم به نــزد كــدام دانشــمند وفيلســوف‬
‫دليل خوبي براي كساني است كه ميخواهند با عقل و فراست خــويش‬
‫دين مقدس اسلم را بپذيرند ‪ ،‬زيرا اسلوب قوي قرآن در عصــر قــديم‬
‫عربهايي راكه در شعر و قصايد و زبــان عربــي دســت دراز داشــتند بــه‬

‫‪23‬‬

‫پذيرفتن قرآن وادار ساخت ‪ ،‬و در عصر كنــوني كــه دانشــمندان علــوم‬
‫ساينس و تكنالوژي مخاطب قرآن قــرار دارنــد و آنــان تاريــخ قــرآن را‬
‫مطالعه ميكنند ميبينند كه قرآن عظيم الشان چهارده سال قبل بــالي‬
‫يك انسان بيسواد نازل شده است ‪ ،‬ولي بعد ها با مطالعه قــرآن درک‬
‫ميکنند كــه هميــن قــرآن كريــم از علــوم پيشــرفتهء كــه دانشــمندان در‬
‫عصـور جديـد كشـف نمـوده انـد سـخن گفتـه اسـت ‪ ،‬و حقـايق علمـي‬
‫امروزي را ‪ 14‬قرن قبل بيان داشته است ‪ ،‬نا گزير بــه حقــانيت قــرآن‬
‫ايمان مياورند ‪ ،‬زيرا ميدانند كه ارشادات چهارده قرن قبل قــرآن ‪ ،‬از‬
‫جانب حضرت محمد که يک فرد ناخانوان و يا کسانيکه از علوم معاصر‬
‫نا آگاه بودند نيست ‪ ،‬بلكه تحفه گرانبخش ذات الهي اســت كــه گيــتي‬
‫را آفريد و علم و دانش او به هر چيز و هر ذره احاطهء كامل داشــته و‬
‫وإ ِن ّ َ‬
‫قــى ال ْ ُ‬
‫ك ل َت ُل َ ّ‬
‫ن‬
‫ق ـْرآ َ‬
‫دارد چنانكه خداوند درين راستا فرمود ه است ‪َ } ،‬‬
‫عِليم ٍ { النمل‪ 6 /‬اي پيامبر آيات قرآن از جــانب خــدايي‬
‫كيم ٍ َ‬
‫ح ِ‬
‫ِ‬
‫ن ل َدُ ْ‬
‫ن َ‬
‫م ْ‬
‫دانا كه داراي علم و حكمت است به تو وحي شده است ‪.‬‬
‫‪As to thee, the Qur-an is bestowed upon thee from the presence of One‬‬
‫‪.Who is Wise and All-Knowing‬‬
‫خداوند ) جـل جللـه ( قـرآن عظيـم الشـان را در عصـر كنـوني نيـز‬
‫معجــزه قــرار داده اســت ‪ ،‬تــا آن اشــخاص حــق طلــب و حقجــويي كــه‬
‫ميخواهند به حقيقت وجود خداوند ) جل جلله ( با علم و دانش برسند‬
‫‪ ،‬واز تقاليــد پــدران و نياكــان خــويش خــود داري نمــوده ‪ ،‬انســان و يــا‬
‫حيوان را نپرستند ‪ ،‬دليلي را بيان داشته كه هر انسان دانشمند به آن‬
‫ايمان مياورد ‪ ،‬خداوند ) جل جلله ( ميفرمايد ‪:‬‬
‫َ‬
‫في أ َن ْ ُ‬
‫في ال َ‬
‫ه‬
‫و ِ‬
‫م آَيات َِنا ِ‬
‫ف ِ‬
‫م َ‬
‫ن لَ ُ‬
‫حّتى ي َت َب َي ّ َ‬
‫} َ‬
‫م أن ّ ُ‬
‫ه ْ‬
‫ه ْ‬
‫ه ْ‬
‫ق َ‬
‫فا ِ‬
‫سن ُ ِ‬
‫س ِ‬
‫ري ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ف ب َِرب ّ َ‬
‫ء َ‬
‫ل َ‬
‫عل َــى ك ُـ ّ‬
‫د{ فصــلت ‪ 53 /‬مــا‬
‫ي ٍ‬
‫ه َ‬
‫هي ٌ‬
‫م ي َك ْ ِ‬
‫ال ْ َ‬
‫ك أن ّـ ُ‬
‫ول َ ْ‬
‫ح ّ‬
‫قأ َ‬
‫شـ ْ‬
‫شـ ِ‬
‫نشانه هاي قدرت خود را در آفاق جهان ‪ ،‬و نفسهاي بنده گــان نشــان‬
‫ميدهيم تا براي شان واضح گردد كه خداوند حق است ‪.‬‬
‫‪Soon will We show them Our Signs in the (furthest) regions (of the earth),‬‬
‫‪and in their own souls, until it becomes manifest to them that this is the Truth.‬‬
‫‪Is it not enough that thy Lord doth witness all things‬‬
‫خداوند متعال براي هدايت انسان دليل و نشانه هاي خدايي خود را‬
‫نشان ميدهد تا انســانيكه از عقــل و تفكــر كــار ميگيــرد ايــن دليــل را‬
‫مشاهده نموده به وحدانيت ذات خداونــد متعــال ) جــل جللــه ( ايمــان‬
‫بياورد ‪.‬‬
‫هر ورقش دفتريست معرفت‬
‫برگ درختان سبز درنظر هوشيار‬
‫كردگار‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫ْ‬
‫ذا ال ُ‬
‫خ ْ‬
‫ه َ‬
‫ة‬
‫ن َ‬
‫ه َ‬
‫ص ـد ّ ً‬
‫ن َ‬
‫و أن َْزلَنا َ‬
‫شـي َ ِ‬
‫عا ِ‬
‫خا ِ‬
‫قْرآ َ‬
‫شـ ً‬
‫على َ‬
‫مـ ْ‬
‫عا ُ‬
‫ل لَرأي ْت َ ُ‬
‫مت َ َ‬
‫جب َ ٍ‬
‫} لَ ْ‬
‫وت ِل ْ َ‬
‫م ي َت َ َ‬
‫مَثـا ُ‬
‫فك ُّرون{ الحشر‪ 21َ/‬هرگــاه‬
‫ل نَ ْ‬
‫الل ّ ِ‬
‫س لَ َ‬
‫عل ّ ُ‬
‫رب ُ َ‬
‫ه ْ‬
‫ك ال ْ‬
‫ه َ‬
‫ض ِ‬
‫ها ِللّنا ِ‬
‫ما اين قرآن را بر كوه نازل ميكرد يم ‪ ،‬مشــاهده ميكــردي كــه كــوه از‬
‫ترس و عظمت خدا خاشع و ذليــل و متلشــي ميگشــت و ايــن مثــال را‬
‫براي مردم بيان مي كنيم باشد كه اهل عقل و فكرت شوند ‪.‬‬

‫‪24‬‬

‫‪Had We sent down this Qur-an on a mountain, verily, thou wouldst have‬‬
‫‪seen it humble itself and cleave asunder for fear of Allah. Such are the‬‬
‫‪.similitudes which We propound to men, that they may reflect‬‬
‫خداوند متعال ) جل جلله ( براي انسانها مثالي بيان ميدارد كــه شــما‬
‫به اين كوه هاي پهناور نظر كنيد ‪ ،‬و ببينيد كه چقدر بزرگ و شكوهمند‬
‫هستند ‪ ،‬بشر نميتواند چنين كــوه هــايي را ايجــاد نمايــد ‪ ،‬وهرگــاه ايــن‬
‫قرآن بر اين كوه ها نازل ميشد ‪ ،‬كــوه هــا بــا وجــود بزرگــي و عظمــت‬
‫خوار و ذليل ميگشتند ‪ ،‬پس شايسته انسان است كه به عظمــت قــرآن‬
‫عظيم الشان تن دهد وقوانين قرآن رابر خود تطبيق عملي نمايد ‪.‬‬
‫بعد از بيان اين دليل خداوند متعال ) جل جلله ( مردم را به تفكر و تــدبر‬
‫در قرآن كريم دعوت ميدارد ‪ ،‬زيرا تدبر در قــرآن كريــم علــت اساســي‬
‫هدايت انسانها ميباشد ‪ ،‬ولي آناني را كه قرآن را ترك نموده با افكــار‬
‫خويش خلقت جهان را ارزيابي نموده سر زنش نموده ميگويد ‪ } :‬أ َ َ‬
‫فل‬
‫َ‬
‫ق َ‬
‫ب أَ ْ‬
‫عَلى ُ‬
‫ن ال ْ ُ‬
‫ها { محمـــد‪ ) 24 /‬چرا در مــورد قــرآن‬
‫م َ‬
‫قْرآ َ‬
‫ي َت َدَب ُّرو َ‬
‫نأ ْ‬
‫فال ُ َ‬
‫قُلو ٍ‬
‫فکر و تدبر نميکنند ‪ ،‬آيا بردلهايشان قفل ها ست ؟ (‬
‫‪Do they not then earnestly seek to understand the Qur-an, or are their‬‬
‫‪hearts locked up by them‬‬
‫قــرآن عظيــم الشــان بــراي اينكــه رهنمــاي بشــريت باشــد ‪ ،‬تمــامي‬
‫مثالهاي دقيقي را كه سبب هدايت انسان ميشود بيان داشــته اســت ‪،‬‬
‫تا هركسي مطابق مقــدار دانــش وتخصــص خــويش از قــرآن اســتفاده‬
‫ول َ َ‬
‫هـ َ‬
‫ذا‬
‫فــي َ‬
‫س ِ‬
‫ق ـد ْ َ‬
‫نمايد‪،‬قرآ ن كريم درزمينه ميفرمايــد ‪َ }:‬‬
‫ض ـَرب َْنا ِللن ّــا ِ‬
‫ال ْ ُ‬
‫ن كُ ّ‬
‫ن{الزمر ‪ 27/‬ما درين قرآن براي هدايت‬
‫ن ِ‬
‫م ي َت َذَك ُّرو َ‬
‫ل لَ َ‬
‫عل ّ ُ‬
‫م ْ‬
‫ه ْ‬
‫ل َ‬
‫مث َ ٍ‬
‫قْرآ ِ‬
‫مردم هرگونه مثالهاي روشن آورديم باشد که خلق متذکر آن شوند ‪.‬‬
‫‪We have put forth for men, in this Qur-an every kind of Parable, in order‬‬
‫‪that they may receive admonition‬‬
‫خداوند متعال ) جــل جللــه ( حضرت محمد )صــلي اللــه عليــه وســلم ( را براي بيان‬
‫احكام حق و واضح نمودن دليل قرآني فرستاد ‪ ،‬قــرآن ايــن دليــل را‬
‫بيان ميدارد تا انسانها با قناعت كامل به حقانيت قرآن ايمــان آورنــد ‪،‬‬
‫هرگاه كسي هدايات قرآني را پــذيرفته مــؤمن كامــل ميگــردد منفعــت‬
‫ايمانش به خودش رجوع ميكند ‪ ،‬زيرا جنت الهي و زنــده گــي بــا ارزش‬
‫دنيا و آخرت براي خودش مهيا ميگردد ‪ ،‬اما كسانيكه حــق را نپــذيرفته‬
‫و گمراه ميشوند ‪ ،‬عواقب بد گمراهي شان به خود شــان رجــوع ميكنــد‬
‫زيرا در دنيا شرمنده و شرمسار شــده مــورد مــذمت اهــل تقــوى قــرار‬
‫ميگيرنــد ‪ ،‬و در آخــرت نيــز هلكــت و بربــادي نصــيب شــان ميگــردد ‪ ،‬و‬
‫سخت ترين عــذاب الهــي را خواهنــد چشــيد ‪ ،‬زيــرا انســان خواســته يــا‬
‫ناخواسته مجبور است به قوانين الهــي تــن در دهــد ‪ ،‬انســان خواســته‬
‫باشد و يا نخواسته باشد ‪ ،‬شب وروز ‪ ،‬آفتاب و مهتا ب ‪ ،‬مــرگ و زنــده‬
‫گــي ‪ ،‬توالــد وتناســل ‪ ،‬بــاران و بــرف ‪ ،‬وهمــه ء قــوانين الهــي بشــكل‬
‫نورمال باليش تطبيق ميگردد ‪ ،‬و نميتواند خود را ازيــن قــوانين الهــي‬
‫بيرون نمايد ‪ ،‬نميتواند از زمين خداوندي به جايي ديگري فــرار نمايــد ‪،‬‬
‫نميتواند با رسيدن اجـل خـود را از چنگـال ملـك المـوت برهانـد ‪ ،‬زيـرا‬
‫قوانين الهي حتما تنفيذ ميشود ‪ ،‬نپذيرفتن حكم الهــي ‪ ،‬وسركشــي از‬

‫‪25‬‬

‫بعضي از احكام خداوند كه به اختيار انسان داده شده و بــراي امتحــان‬
‫وي صــلحيتش را بــه او واگــزار نمــوده اســت ‪ ،‬ســبب خوشــبختي و يــا‬
‫بدبختي خود انسان ميگردد ‪ .‬خداوند متعال ) جل جلله ( ميفرمايد ‪:‬‬
‫ْ‬
‫ضن ً‬
‫ن ِذك ْ‬
‫ري َ‬
‫ح ُ‬
‫عي َ‬
‫ة‬
‫ض َ‬
‫ن أَ ْ‬
‫ش ً‬
‫م ال ِ‬
‫م ِ‬
‫ة َ‬
‫مـ ِ‬
‫فإ ِ ّ‬
‫ون َ ْ‬
‫و َ‬
‫ع ْ‬
‫م ْ‬
‫قَيا َ‬
‫ه َ‬
‫ن لَ ُ‬
‫و َ‬
‫عَر َ‬
‫شُرهُ ي َ ْ‬
‫كا َ‬
‫} َ‬
‫ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ُ‬
‫ك أت َت ْـ َ‬
‫ل ك ـذَل ِ َ‬
‫صــيًرا َ‬
‫و َ‬
‫مى َ‬
‫قــا َ‬
‫ح َ‬
‫قا َ‬
‫ك‬
‫شْرت َِني أ ْ‬
‫أَ ْ‬
‫ت بَ ِ‬
‫م َ‬
‫ل َر ّ‬
‫ق ـدْ كن ـ ُ‬
‫ع َ‬
‫ب لِ َ‬
‫ع َ‬
‫مى َ‬
‫وك َذَل ِ َ‬
‫آَيات َُنا َ‬
‫سى { طـــه ‪ 126-124 /‬هركــه از يــاد مــن ســر‬
‫فن َ ِ‬
‫و َ‬
‫م ُتن َ‬
‫سيت َ َ‬
‫ك ال ْي َ ْ‬
‫ها َ‬
‫باززند برايش زنده گي تنگ نصيب مينمايم ‪ ،‬و در روز قيامت نيز او را‬
‫كور حشر ميكنم ‪ ،‬اين انسان ميگويد ‪ :‬پروردگارا ! چرا مرا كــور حشــر‬
‫نمــودي ؟ در حــاليكه مــن بينــا بــودم ‪ ،‬خداونــد در جــوابش ميگويــد ‪:‬‬
‫همينقسم ما برايت آيـات و نشـانه هـاي خـود را داديـم ‪ ،‬مگـر تـو آنـرا‬
‫فراموش نمودي ‪ ،‬امروز خودت نيز فراموش شده اي ‪.‬‬
‫"‪But whosoever turns away from My Message, verily for him is a life‬‬
‫‪narrowed down, and We shall raise him up blind on the Day of Judgment‬‬
‫‪He will say: "O my Lord! why hast thou raised me up blind, while I had‬‬
‫‪"?(sight (before‬‬
‫)‪Allah) will say: "Thus didst thou, when Our Signs came unto thee,‬‬
‫‪".disregard them: so wilt thou, this day, be disregarded‬‬
‫اين آيات الهي سخت ترين وعيد بــراي انســاني ميباشــد كــه از يــا د‬
‫وفكر خداوند) جــل جللــه ( دور شــده ‪ ،‬احكــام الهــي را نپــذيرفته ‪ ،‬و‬
‫مطابق خواهشات نفساني و حيواني خويش به بيراهه حركــت ميكنــد ‪،‬‬
‫شخاصيكه احكام قرآن را نميپذيرند ‪ ،‬براي شان دو جزا داده ميشود ‪:‬‬
‫‪ - 1‬جزاي سخت دنيوي ‪ :‬اين حكمـت خداونـدمتعال )جــل جللــه( اسـت ‪،‬‬
‫مســلمانان را بــا خــبر نمــوده اســت كــه آنــانيكه احكــام الهــي را تــرك‬
‫مينمايند برايشان سرسخت تريــن عــذاب دنيــوي يعنــي عــدم آســايش ‪،‬‬
‫راحت و خوشبختي نصيب ميگردد ‪ ،‬اگرچــه ايــن انســان داراي مقامـات‬
‫عالي ‪ ،‬نعمات خوب ‪ ،‬پــول ‪ ،‬ثــروت‪ ،‬امــوال ‪ ،‬و وســايل مــادي فــراوان‬
‫باشد بازهم احساس راحت نخواهد نمود ‪ ،‬در زنده گي هميشه دل تنگ‬
‫خواهد بود ‪ ،‬وبهترين مثال براي ايــن حكــم الهــي خــود كشــي هــزاران‬
‫انسان در كشور هاي غربي ميباشد ‪ ،‬آنان كه داراي تمام وسايل مادي‬
‫ميباشند ‪ ،‬بازهم خسته و دلتنگ شده دست به خود كشي دست ميزنند‬
‫و مجله هاي غربي احصائيه هاي هزاران انسان غربــي را بيــان ميــدارد‬
‫كه در هركشور خود شان خود را انتحار نموده اند ‪.‬‬
‫‪ -2‬جزاي سخت اخروي ‪ :‬نخستين جزاي انسانهايي كه احكام الهــي‬
‫را نمي پذيرند ‪ ،‬و از طاعت الهي سر باز ميزنند جزاي نابينايي در روز‬
‫قيامت ميباشد ‪ ،‬اينچنيــن اشــخاص در روز قيــامت كــور و نابينــا حشــر‬
‫ميشــوند ‪ ،‬آنــان بــه دربــار خداونــد)جـــل جللـــه( رجــوع نمــوده ميپرســند ‪:‬‬
‫پروردگارا ! چرا مارا كور خلق نمودي ؟ ماكه در دنيــا چشــم داشــتيم ‪.‬‬
‫در پاسخ آنها گفته ميشود ‪ :‬همينقسم كه چشم را برايتــان داده بــودم‬
‫احكام قرآن را نيز براي تان بيان داشتم تا از چشــمان تــان اســتفاده‬
‫نموده حقايق را ببينيد ‪ ،‬و به آن ايمان بياوريــد ‪ ،‬شــما از چشــمان تــان‬
‫براي معرفت خــدا اســتفاده نكرديــد ‪ ،‬چشــمان تــانرا وســيله هــدايت و‬
‫طاعت نگشتانديد ‪ ،‬خداو وقر آن را فراموش كرديد ما امروز نيز شــما‬

‫‪26‬‬

‫را فراموش نموديم ‪ ،‬اكنون برويد همــان قســيمكه بــراي تــان قــوانين‬
‫ميساختيد وقوانين الهي را فراموش ميكرديد ‪ ،‬همينقسم كــه مراســم‬
‫زنده گي تانرا مطابق خواسته هاي خود به پيش ميبرديد و احكام قرآن‬
‫را تطبيق نميكرديد اكنون برويد ‪ ،‬برايتان چشم نيز پيدا كنيد ‪ .‬شــما در‬
‫همه مسايل بر خود اعتماد ميکرديد انسان را از همه برتر ميدانســتيد ‪،‬‬
‫اکنون برتريت خود را در ايجاد چشم براي خود نشان دهيد ‪.‬‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫ن‬
‫ض َ‬
‫م أَ ْ‬
‫ر ِ‬
‫هــا إ ِن ّــا ِ‬
‫ت َرب ّ ِ‬
‫ن ذُك َّر ِبآَيا ِ‬
‫م ِ‬
‫م ْ‬
‫ميـ َ‬
‫مـ ْ‬
‫عن ْ َ‬
‫م ْ‬
‫م ْ‬
‫ن ال ُ‬
‫ه ثُ ّ‬
‫م ّ‬
‫ن أظْل َ ُ‬
‫و َ‬
‫عَر َ‬
‫} َ‬
‫ج ِ‬
‫ن{ السجده ‪22/‬‬
‫منت َ ِ‬
‫مو َ‬
‫ق ُ‬
‫ُ‬
‫کيست ظــالمتر نســبت بــه كســانيكه برايشــان آيــات خداونــد تلوت‬
‫ميشد و آنان از احكام الهي سركشي مينمودند ؟ ما از مجرمان انتقام‬
‫ميگيريـــم ‪.‬‬
‫‪And who does more wrong than one to whom are recited the Signs of his‬‬
‫‪Lord, and who then turns away therefrom? Verily from those who transgress‬‬
‫‪We shall exact (due) Retribution‬‬
‫َ‬
‫} َ‬
‫ُ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫ن َ‬
‫و ال ْ ُ‬
‫ل فق ـ ْ‬
‫ضـ ّ‬
‫ل‬
‫نا ْ‬
‫ن َ‬
‫س ِ‬
‫دي ل ِن َف ِ‬
‫هت َ ِ‬
‫قْرآ َ‬
‫وأ ْ‬
‫هت َ َ‬
‫م ْ‬
‫ما ي َ ْ‬
‫م ْ‬
‫و َ‬
‫دى فإ ِن ّ َ‬
‫ف َ‬
‫ه َ‬
‫ن أْتـل ُ َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫ن{ النمل ‪92 /‬‬
‫من ِ‬
‫ما أَنا ِ‬
‫ري َ‬
‫م ْ‬
‫ن ال ُ‬
‫إ ِن ّ َ‬
‫ذ ِ‬
‫‪And to rehearse the Qur-an: and if any accept guidance, they do it for the‬‬
‫‪".good of their own souls, and if any stray, say: "I am only a Warner‬‬
‫َ‬
‫َ‬
‫و َ‬
‫د َ‬
‫خت ِل ً‬
‫ن ال ْ ُ‬
‫فا‬
‫ها ْ‬
‫دوا ِ‬
‫ن ِ‬
‫في ِ‬
‫ر الل ّ ِ‬
‫عن ْ ِ‬
‫ن ِ‬
‫كا َ‬
‫قْرآ َ‬
‫} أفل ي َت َدَب ُّرو َ‬
‫ج ُ‬
‫و َ‬
‫م ْ‬
‫ه لَ َ‬
‫ول َ ْ‬
‫ن َ‬
‫غي ْ ِ‬
‫ك َِثيًرا{ النساء ‪ (82)/‬چرا در مورد قرآن فکر و تدبر نميکننــد ‪ ،‬هــر گــاه‬
‫قرآن ازنزد کسي ديگري بغير از خداوند ميبود در آن اختلفــاتي زيـادي‬
‫را پيدا ميکردند ‪.‬‬
‫‪Do they not consider the Qur-an (with care)? Had it been from other than‬‬
‫‪.Allah, they would surely have found therein much discrepancy‬‬
‫آنانيكه قرآن عظيــم را بــا تــدبر و تفكــر تلوت ميكننــد و در بــاره‬
‫آيات آن فكر ميكنند و مطابق پيشرفت هاي عصر امروز آيات قــرآن را‬
‫مورد مطالعه قرار ميدهند ‪ ،‬حتما به حقانيت قرآن ايمان مياورند زيــرا‬
‫خ َ‬
‫ه‬
‫مـا ي َ ْ‬
‫ن ِ‬
‫عَبـاِد ِ‬
‫ه ِ‬
‫مـ ْ‬
‫شـى الّلـ َ‬
‫خداوند متعـال )جـل جللـه( ميفرمايـد ‪}:‬إ ِن ّ َ‬
‫زيٌز َ‬
‫غ ُ‬
‫فور{الفاطر‪ ) 28/‬به تحقيق بنده گان دانشمند‬
‫ه َ‬
‫ماءُ إ ِ ّ‬
‫ال ْ ُ‬
‫ن الل ّ َ‬
‫عل َ َ‬
‫ع ِ‬
‫از خداوند ميترسند ‪ ،‬خداوند غالب و باحكمت است ‪.‬‬
‫‪Those truly fear Allah, among His Servants, who have knowledge: for‬‬
‫‪.Allah is Exalted in Might, Oft-Forgiving‬‬
‫درصفحات آينده ميخواهم بعضي از اكتشافات علمي عصر حاضــر را‬
‫كه توسط دانشمندان مختلف كشـف گرديـده و قرآنكريـم نيـز بـه آنهـا‬
‫چهــارده ســال قبــل در قرآنكريــم اشــاره فرمــوده اســت خــدمت شــما‬
‫دوستان تحرير نمايم به اين اميد کــه حقـايق قرآنـي سـبب زيـاد ت و‬
‫قوت ايمان مؤمنان ‪ ،‬و سبب هدايت غيــر مســلمانان گــردد ‪ .‬زيــرا ايــن‬
‫حقــايق علمــي امــروزه و موجــوديت آن در قــر آنكريــم بهــترين دليــل‬
‫براينست كه قرآن ساخته محمد) صــلي اللــه عليــه وســلم( نميباشد زيــرا آنــانيكه‬
‫ادعا مينمايند كه قرآن ساختهء حضرت محمد ) صــلي اللــه عليــه وســلم( است با‬
‫اين حقايق درك ميكنند كه يك انسان درچهارده قرن قبــل و لــو داراي‬
‫علم و دانش زياد ميبود نميتوانست كه اين حقايق را بيــان دارد ‪ ،‬زيــرا‬

‫‪27‬‬

‫اين حقايقي است كه بعد از صد ها سال تحقيق وپژوهش دانشــمندان‬
‫امروزي با دسترسي به وسايل بسيار پيشرفته كشــف شــده اســت ‪ ،‬و‬
‫براي كسانيكه ‪14‬قرن قبل زنده گي داشــتند غيــر قابــل فهــم بــود ‪ ،‬و‬
‫ازينكه قرآن عظيم الشأن كلم خالق بشر است ‪ ،‬بناء علم خــالق بشــر‬
‫نيازمند وسايل نبوده بلكه اول و آخر ظاهر وباطن همه برايش معلــوم‬
‫است ‪ ،‬خداوند متعال )جــل جللــه ( اين معجزهء قرآنــي را در عصــر حاضــر‬
‫براي علماء و دانشمندان امروز وسيله هدايت بيان داشته است ‪ ،‬زيــرا‬
‫دانشــمندان بــا فهــم حقــايق قرآنــي بــه ديــن مقــدس اســلم مشــرف‬
‫ميشوند چنــانچه بســياري از دانشــمندان ســاينس و تكنــالوزي بــا فهــم‬
‫قرآن و مطابق آن با حقايق علمي اسلم را پذيرفته اند ‪.‬‬

‫‪28‬‬

‫للل للل ‪:‬‬
‫لللللللل لللل‬
‫)للللل للل للل للللل (‬
‫لللل للل للللللل للل لل‬
‫لللللللل ‪:‬‬
‫‪ -8‬پوست انسان احساس درد ميکند‬
‫‪ -9‬در روده هاي انسان مواديست که درد را تخفيفت‬
‫ميدهد‬
‫استخوان قبل ازگوشت ايجاد ميگردد‬
‫‪-10‬‬
‫استخوان قبل ازگوشت ايجاد ميگردد‬
‫‪-11‬‬
‫تعيين كننده جنس فرزند ) پسر يا دختر( پدر‬
‫‪-12‬‬
‫ميباشد‬
‫مرحله غيض جنين را در شکم مادر صرف‬
‫‪-13‬‬
‫خداوند ميداند‬
‫جنين شناسي درست و دقيق‬
‫‪-14‬‬

‫پوست انسان احساس درد ميكند‬
‫دكتوران طــب در عصــر حاضــر كشــف نمودنــد كــه احســاس درد در‬
‫پوست انسان بوده ‪ ،‬و زماني پوست انسان از بين رود ‪ ،‬احســاس درد‬
‫‪29‬‬

‫كم ميشود ‪ ،‬قرآن عظيم الشان درين مورد چهارده قــرن قبــل چنيــن‬
‫ن كَ َ‬
‫مــا‬
‫و َ‬
‫ن ال ّ ِ‬
‫بيان داشته است ‪ } :‬إ ِ ّ‬
‫فُروا ِبآَيات َِنا َ‬
‫ذي َ‬
‫م ن َــاًرا ك ُل ّ َ‬
‫ه ْ‬
‫ف نُ ْ‬
‫سـ ْ‬
‫صـِلي ِ‬
‫ّ‬
‫ْ‬
‫ُ‬
‫َ‬
‫دا َ‬
‫ذو ُ‬
‫عـ َ‬
‫هــا ل ِي َـ ُ‬
‫ن‬
‫غي َْر َ‬
‫م ب َـدّل َْنا ُ‬
‫جل ُــودُ ُ‬
‫نَ ِ‬
‫ه كــا َ‬
‫ب إِ ّ‬
‫ذا َ‬
‫قوا ال َ‬
‫جلــو ً‬
‫م ُ‬
‫ت ُ‬
‫ض َ‬
‫ج ْ‬
‫ن اللـ َ‬
‫ه ْ‬
‫ه ْ‬
‫ما { ‪ /56‬النساء ‪ .‬كسانيكه به آيات مــا كــافر شـدند ‪ ،‬بـزودي‬
‫َ‬
‫ح ِ‬
‫زيًزا َ‬
‫كي ً‬
‫ع ِ‬
‫ايشانرا به آتش دوزخ درافگنيم و هرگاه پوســت هـاي شــان بســوزد ‪،‬‬
‫پوست هاي ديگري برايشــان تبــديل نمــاييم ‪ ،‬تــا اينكــه عــذاب را خــوب‬
‫بچشند ‪ ،‬به تحقيق خداوند) جل جلله ( غالب و با حكمت است ‪.‬‬
‫‪Those who reject Our Sings, We shall soon cast into the Fire; as often as‬‬
‫‪their skins are roasted through, We shall change them for fresh skins, that‬‬
‫‪.they may taste the Penalty: for Allah is Exalted in Power, Wise‬‬
‫خداوند متعـال ) جــل جللــه ( بــا علــم قــديم خــويش ميدانســت كــه‬
‫دوزخي ها با گذشــت زمــان در دوزخ پوســت هــاي خــويش را از دســت‬
‫ميدهند و احساس عذاب شان كمتر ميشود ‪ ،‬بناء برايشان پوست هــاي‬
‫جديدي را خلق مينمايد ‪ ،‬تا بصورت كامل احساس درد نمايند ‪.‬‬
‫در روده هاي انسان مواديست كه حرارت را تخفيف ميبخشد‬
‫دانشمندان علوم طبي در قرون اخيــر كشــف نمودنــد هرگــاه غــذاي‬
‫گرم وياهم آب داغ ازگلو پايين رود درظاهر روده هــاي انســان مــوادي‬
‫قراردارد كه حرارت به آنها تأثير نميكند‪ .‬به اساس اين اکتشــاف طــبي‬
‫هرگــاه دوزخــي هــا )حميــم( آب جوشــانده را فروبرنــد هيــچ دردي را‬
‫احساس نخواهند نمود ‪.‬‬
‫قرآن عظيم الشان ميفرمايد كه اين آب نه تنها گرمي دارد بلكه يك‬
‫خاصيت عجيب ديگري نيز يعني پاره نمودن روده هاي شان است ‪ ،‬كــه‬
‫زماني روده ها پاره گردد ‪ ،‬آن غلف ظــاهري روده هــا از بيــن رفتــه و‬
‫آب جــوش بــه ســاير اعضــاي بــدن آنهــا كــه احســاس درد دارد ســرايت‬
‫قطّ َ‬
‫ف َ‬
‫ما َ‬
‫س ُ‬
‫م{‬
‫و َ‬
‫عــاءَ ُ‬
‫خال ِدٌ ِ‬
‫ن ُ‬
‫ح ِ‬
‫م َ‬
‫َ‬
‫ماءً َ‬
‫و ُ‬
‫م ْ‬
‫ه ْ‬
‫عأ ْ‬
‫مي ً‬
‫قوا َ‬
‫ميكند ‪ } ،‬ك َ َ‬
‫ر َ‬
‫ه َ‬
‫في الّنا ِ‬
‫)محمد ‪ (15 /‬مانند كسيكه در آتش هميشه ميباشد ‪ ،‬و آب جوشانده برايشان‬
‫نوشانده ميشود ‪ ،‬و ) آن آب ( روده هاي شانرا قطع مينمايد ‪.‬‬
‫‪shall dwell forever in the Fire, and be given, to drink, boiling water, so that‬‬
‫‪(it cuts up their bowels (to pieces‬‬
‫استخوان قبل ازگوشت ايجاد ميگردد‬
‫علم مربوط به جنين شناسي ) پيدايش جنين در شــكم مــادر( دريــن‬
‫اواخركشف نمود كــه دررحــم مــادر نخســت اســتخوان ايجــاد ميگــردد و‬
‫سپس روي آنرا گوشت و پوســت ميپوشــاند ‪ ،‬ايــن موضــوع كــه درنــزد‬
‫دانشمندان و متخصصــين جنيــن شناســي درقــرون جديــد كشــف شــد ‪،‬‬
‫قرآن عظيم قبل از چهارده سال درين مورد صــراحت داشــته اســت ‪،‬‬
‫خداوند متعال )جل جلله ( درين مورد ميفرمايد ‪(1) .‬‬
‫خل َ ْ‬
‫ة َ‬
‫عل َ َ‬
‫خل َ ْ‬
‫ة َ‬
‫عل َ َ‬
‫قَنا الن ّطْ َ‬
‫خل َ ْ‬
‫ة‬
‫ضـ َ‬
‫ف َ‬
‫ضـ َ‬
‫ف َ‬
‫م َ‬
‫ة َ‬
‫غ َ‬
‫غ ً‬
‫قـ َ‬
‫قـ ً‬
‫ف َ‬
‫م ْ‬
‫م ْ‬
‫قن َــا ال ْ َ‬
‫قن َــا ال ْ ُ‬
‫ة ُ‬
‫} )ث ُ ّ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫ع َ‬
‫ع َ‬
‫فت َب َــاَر َ‬
‫خَر َ‬
‫خل ْ ً‬
‫ما َ‬
‫م أن َ‬
‫ن‬
‫قا آ َ‬
‫شأَناهُ َ‬
‫وَنا ال ْ ِ‬
‫ِ‬
‫هأ ْ‬
‫م لَ ْ‬
‫ظا َ‬
‫سـ ُ‬
‫ح َ‬
‫فك َ َ‬
‫ك الل ّـ ُ‬
‫ما ث ُ ّ‬
‫ح ً‬
‫ظا ً‬
‫س ْ‬
‫ْ‬
‫ن( { مؤمنون ‪ ) 14/‬آنگاه نطفه را علقــه ‪ ،‬و علقــه را بــه مثــل‬
‫ال َ‬
‫خال ِ ِ‬
‫قي َ‬
‫گوشت جويده شده ‪ ،‬و باز آن گوشت جويده شــد ه را بــه اســتخوان و‬
‫سپس بر استخوانها گوشت پوشــانيديم پــس بــا بركــت اســت بهــترين‬
‫خلق كننده گان (‬

‫‪30‬‬

‫‪Then We made the sperm into a clot of congealed blood; then of that clot‬‬
‫‪We made a (foetus) lump; then We made out of that lump bones and clothed‬‬
‫‪the bones with flesh; then We developed out of it another creature. So blessed‬‬
‫‪!be Allah, the Best to create‬‬
‫تعيين كننده جنس فرزند ) پسر يا دختر( پدر ميباشد‬
‫قرآن عظيم الشان ميفرمايد}وأنه خلق الزوجين الذكر والنثى مــن‬
‫نطفة إذا تمنى{ النجم ‪ 46 -45 /‬خداوند )جل جلله ( دو جفت )مذكرو مؤنث( را از‬
‫نطفهء كه مــردان ميريزنــد خلــق نمــوده اســت ‪ .‬ايــن امــر بــه نظــر‬
‫بسياري از مردمان غير مسلمان جاي شــك و ترديــد بــود كــه در تعييــن‬
‫نوعيت مذكر و مـؤنث ) بچـه و دخــتر( كرومـوزوم هـاي مـردان نقــش‬
‫اساسي داشته باشد ‪ ،‬ولي مسلمانان به اساس عقيدهء حقانيت قرآن‬
‫آنرا ميپذيرفتند ‪ ،‬و به كلم الهي سر تسليم مينهادند ‪ ،‬اما اين حقيقت‬
‫علمي قرآني درعصرحاضرتوسط دانشمندان علوم طبي چنين كشــف‬
‫گرديد ‪:‬‬
‫كروموزوم هاي جنسي در خانم ها يكسان انـد ) ‪( x - x‬‬
‫كروموزوم هاي جنسي در مردان مختلف انـد ) ‪( x – y‬‬
‫) ‪(Y‬حاوي كروموزم عامل پســـر ميباشد ‪.‬‬
‫) ‪ ( X‬حاوي كروموزم عامل دختــر ميباشد‪(2) .‬‬

‫خداوند ميداند‬

‫مرحله غيض جنين را در شکم مادر صرف‬

‫در قرآن عظيم الشأن بعضي از امور غيبي را خداوند )جــل جللــه (‬
‫ة‬
‫ســا َ‬
‫عن ْـدَهُ ِ‬
‫ه ِ‬
‫ع ِ‬
‫به خود منــوط داشــته و فرمــوده اســت ‪}:‬إ ِ ّ‬
‫م ال ّ‬
‫عل ْـ ُ‬
‫ن الل ّـ َ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫وي ُن َّز ُ‬
‫َ‬
‫ما‬
‫غي ْ َ‬
‫ل ال ْ َ‬
‫ما ِ‬
‫ماذا ت َك ِ‬
‫بغ ً‬
‫س ُ‬
‫في اْل َْر َ‬
‫وي َ ْ‬
‫و َ‬
‫س َ‬
‫و َ‬
‫م َ‬
‫عل َ ُ‬
‫ري ن َف ٌ‬
‫دا َ‬
‫حام ِ َ‬
‫ث َ‬
‫َ‬
‫ما ت َدْ ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ّ‬
‫ْ‬
‫خِبيٌر{ لقمــان ‪ 34/‬ترجمــه‪:‬اگــاهي‬
‫م َ‬
‫ه َ‬
‫ت إِ ّ‬
‫مو ُ‬
‫عِلي ٌ‬
‫ن الل َ‬
‫ض تَ ُ‬
‫س ب ِأ ّ‬
‫ري ن َف ٌ‬
‫ت َدْ ِ‬
‫ي أْر ٍ‬
‫از فرا رسيدن قيامت ويژه خداست ‪ ،‬و اوست كه باران را مي باراند و‬
‫مطلع است از آنچه در رحم هــاي مــادران اســت ‪ ،‬وهيــچ كــس نميدانــد‬
‫فردا چه چيز فرا چنگ مي آورد و هيچ كسي نميدانـد كـه در كـدام سـر‬
‫زمين ميميرد قطعا خدا آگاه و با خبر از موار مذكوراست ‪.‬‬
‫‪Verily the knowledge of the Hour is with Allah (alone). It is He Who sends‬‬
‫‪down rain and He Who knows what is in the wombs. Nor does anyone know‬‬
‫‪what it is that he will earn on the morrow; nor does anyone know in what land‬‬
‫‪he is to die. Verily with Allah is full knowledge and He is acquainted (with all‬‬
‫‪.(things‬‬
‫در جمله غيبيات موضوع دانستن مذكر ومــؤنث بــودن جنيــن در‬
‫مــا‬
‫ه يَ ْ‬
‫م َ‬
‫عل َـ ُ‬
‫بطن مادر اســت ‪ ،‬خداونــد )جــل جللــه ( ميفرمايــد ‪} :‬الل ّـ ُ‬
‫ل ك ُـ ّ ُ‬
‫ل َ‬
‫وك ُـ ّ‬
‫مـ ُ‬
‫ه‬
‫ي ٍ‬
‫ء ِ‬
‫مــا ت َ ِ‬
‫ح ِ‬
‫مــا ت َ ـْز َ‬
‫ض ال ْر َ‬
‫تَ ْ‬
‫حــا ُ‬
‫عن ْ ـدَ ُ‬
‫و َ‬
‫و َ‬
‫غي ـ ُ‬
‫دادُ َ‬
‫م َ‬
‫ل أنث َــى َ‬
‫شـ ْ‬
‫م ْ‬
‫ر{( الرعد ‪8 /‬‬
‫بِ ِ‬
‫ق َ‬
‫دا ٍ‬
‫ترجمه ‪ :‬خدا مي داند كه هرزني در )شكم خود( چه چيز حمل ميكنــد‬
‫)وباراو پســر يــا دخــتر‪ ،‬وضــع جســماني و روحــاني و كيفيــت و كميــت‬
‫استعداد ها و نيروهاي بالقوه دراوچگونه است ( و مي داند رحم هــا از‬
‫چه چيز مي كاهند وبرچه چيزمي افزاينــد ‪) ،‬وفعــل و انفعــالت دوران‬
‫‪31‬‬

‫قاعده گي و عادي و آبستن آنها چگونه بوده زمــان حــاملكي و زايمــان‬
‫چه وقت و چه قدر و به چه منوال است ( و هر چيز در نزد او به مقدار‬
‫و ميزان است ‪Allah doth know what every female (womb) doth bear, by .‬‬
‫‪how much the wombs fall short (of their time or number) or do exceed. Every‬‬
‫‪.single thing is before His sight, in (due) proportion‬‬
‫حضرت پيامبر) صلي الله عليه وسلم(درتفسير اين آيه مبــاركه ‪ 14‬قــرن قبــل‬
‫چنين بيان داشته است‪:‬حضرت عبد الله بن عمر)رضــي اللــه عنهمــا ( ميفرمايد‬
‫كه رسول الله ) صــلي اللــه عليــه وســلم( فرمود ‪ :‬إن مفتاح الغيـــب هــو الغيــض‬
‫ليس الزدياد ( دانش غيبي مخصوص به خداوند)جل جلله ( دربارهء هر آنچه‬
‫در ارحام است مرحله غيض است نه مرحله ازدياد ‪.‬‬
‫درآيت قبلي قرآن عظيم الشان به دو كلمه )غيض( و)ازدياد( اشاره‬
‫نموده است ‪ ،‬وحضرت پيامبر ) صــلي اللــه عليــه وســلم( غيب بــودن جنيــن را در‬
‫مرحله غيض بيــان داشــته اســت ‪ ،‬زيــرا بعــد از مرحلــه )غيــض( مرحلــه‬
‫)ازدياد( ميايد كه در ين مرحله ملئكه ها به نوشتن رزق ‪ ،‬اجل و غيــره‬
‫امــور چنيــن ميپردازنــد ‪ ،‬و مرحلــه ازديــاد مرحلــه جديــدي اســت كــه‬
‫فرشتگان ميدانند كه اين جنين پســر اســت يــا دخــتر ‪ ،‬و مطــابق آن در‬
‫نوشــتن امــورات بعــدي وي ممارســت ميورزنــد ‪ ،‬بـدين اســاس مرحلــه‬
‫ازدياد غيب نبوده زيــرا فرشــتگان كــه مخلوقــات انــد آنــرا درك ميكننــد‬
‫وانسان نيزبا پيشرفت علوم تكنالوژي ميتواند آنرا درك نمايد‪.‬‬
‫منظوراز مرحله غيض وازدياد چيست ؟ » غيض مرحله اي اســت كــه‬
‫اسپرم هاي مرد وارد مجراي تناسلي زن شده و در مسير حركت رو به‬
‫نقصان و كاستي مي نهد تا جايي كه فقد يــك اســپرم )حيــوان منــوي(‬
‫باقي خواهد و رحم به مكش و بلع سپرم موجود دست يازد ‪.‬‬
‫ازدياد مرحله اي است كــه اســپرم مــرد بــا اوول زن تركيــب شــده و‬
‫تشكيل تخمك ميدهند درين مرحله تخمك به وجود آمده شروع به رشد‬
‫و ازديــاد مــي كنــد و رحــم بــال مــي آيــد و مشــخص مــي شــود چنيــن‬
‫دختراست يا پسر و مي توان كليهء صــفات وراثــي اورا تشــخيص داد و‬
‫به رنگ چشم ‪ ،‬مو پوست و ‪ ...‬در جنين پي برد « )‪(1‬‬
‫دانشمندان علوم امپورولوژي )جنين شناســي( در يــن مــورد چنيــن‬
‫ابراز نظر ميدارند ‪ » :‬هنگاميكه اسپرماتوزوئي از جانب مرد به مجراي‬
‫تناسلي و رحــم زن افگنــده ميشــود رحــم بــر اثــر انقباضــاتي كــه دارد‬
‫اسپرم مرد را به سوي رحم روانه ميســازد تعــداد ‪ 200‬تــا ‪ 300‬مليــون‬
‫اسپرماتوزوئيدي كه وارد مجراي تناسلي زن ميشود فقط يكي از آنهــا‬
‫براي باروري مورد نياز است در اين راستا اسپرماتوزئي به طرف جلو‬
‫حركت ميكند ‪ ،‬و با اوول زن تركيــب مييابــد ‪ ،‬اســپرماتوزوئيد در طــول‬
‫مسير حركت و پيوند با اوول زن تحليل ميرود و رو به نقصان مي نهد‬
‫بدين معنى كه اسپرم هاي مرد كه وارد رحم ميشود رحــم آنهــا را مــي‬
‫مكد و به تحليل و نقصان اسپرم اقدام ميكند و بــا اوول زن در مرحلــه‬
‫بعد تركيب ميشود و تشكيل تخمك مي دهد وقــتي كــه ايــن مرحلــه بــه‬
‫پايان رسيد )غيض( ‪ .‬آن تخمك بــه وجــود آمــده از اســپرماتوزوئيد مــرد‬
‫واوول زن شـروع بـه رشـد و نمـو مـي كنــد )ازديـاد( ودرمرحلـه رشـد‬
‫ونموتخمك بوجود آمده از اسپرم مرد و اوول زن مي توان برنامه هاي‬

‫‪32‬‬

‫وراثتي جنين را تشخيص داد ‪ ،‬و مي توان پي برد كه جنين چه صــفاتي‬
‫را از پدر ومادر خود به ارث برده است و رنگ مو‪ ،‬چشــم ‪،‬وخصوصــيات‬
‫ظاهري او به كدام يك از والدين مــي مانــد و جنــس جنيــن چيســت آيــا‬
‫پسر است يا دختر « )‪(2‬‬
‫) لذا با يك جمع بنــدي از مطــالب فــوق مــي تــوانيم بگــوييم مرحلــه‬
‫غيض مرحله اي است كه تشخيص جنس جنين و صفات وراثتي ممكــن‬
‫نيست جايي كه اسپرم مرد و فرو بردن آن درخود همــت مــي گمــارد و‬
‫مرحله ازدياد كه عبارت است از پيوند اسپرم مرد و اوول زن مقطعــي‬
‫ميباشد كه تشخيص جنين وكليه صفات وراثتي ممكن خواهــد شــد ‪) ( .‬‬
‫‪(3‬‬
‫بعضي از متخصصان عصر حاضر خواســتند تــا درمرحلــه )غيــض( بــه‬
‫تشخيص آينده وراثتي وجنــس جنيــن همــت گمارنــد ولــي دريــن ســاحه‬
‫ناكام شدند كه درزمينه بهتراست صحبت محــترم عبدالمجيــد زنــداني‬
‫يكتن از دانشمندان علوم عصــري وقرآنــي را بــا يكتــن از پروفيســران‬
‫امريكايي كه درزمينه تحقيق نموده است نقل نمــايم ‪ :‬اينجــانب )عبــد‬
‫المجيد زنداني( با پروفيسور مارشال جانسون كه از پزشكان مشــهور‬
‫امريكايي و مستشار شــركت هــاي ســازنده داروهــاي بــاروري ميباشــد‬
‫ملقات كردم و به او گفتم آيا شما را سعي بــرآن قــرار گرفــت كــه در‬
‫مرحله غيض يعني قبل ازبــاروري اســپرماتوزوئيد مــرد و اوول زن بــه‬
‫تشخيص جنس جنين و آيندهء وراثتي بپردازيد ؟ وي گفت ‪ ،‬به مدت ده‬
‫سال به تحقيق و تفحص براي تشخيص جنــس جنيــن و آينــدهء وراثــتي‬
‫جنين اقدام نموديم يعني قبــل از پيونــد ‪،‬تنهــا اســپرم بــاقي مانــده از‬
‫اسپرم هاي مرد و اوول زن و فرورفتن آن دررحم ‪.‬‬
‫اما نتيجه اي جز پشيماني و ندامت برايمان در بر نداشت ‪(4) .‬‬
‫‪-----------------------------------------------------------------‬‬‫‪ -1‬معجزات علمي قرآن و حديث تأليف كمال روحاني ‪ ،‬ص ‪63 :‬‬
‫‪ -2‬مرجع سابق ‪ ،‬ص ‪62-61 :‬‬
‫‪ -3‬مرجع سابق ‪ ،‬ص ‪63 :‬‬
‫‪ -4‬معجزات علمي قرآن و حديث ‪ ،‬ص ‪64 :‬‬

‫جنين شناسي درست و دقيق‬
‫دانشــمندان علــوم امپورولــوژي )جنيــن شناســي( ازســاليان طويــل‬
‫درمورد جنين تحقيقاتی نموده اند که هـدف آنـان رسـيدن بـه حقيقـت‬
‫های علمی درمـورد جنيـن ميباشـد ‪ ،‬وتنهـا درقـرن هـای اخيـر بـه يـک‬
‫سلسله ازحقايق علمی موفق شدند ‪ ،‬وزمـانی هــم ايـن حقيقـت هـای‬
‫علمی را در آينه قرآن مطالعه نمودند بخوبی يافتند کــه قــرآن عظيــم‬
‫الشان ‪ 14‬قرن قبل زمانی که انســان ازيــن علــوم معلومــاتی نداشــت‬
‫اين حقيقت ها بيان داشته است ‪.‬‬
‫خداوند متعال )جل جلله( در قران مجيد مراحل بوجــود آمــدن انســان را‬
‫چنين بيان مي فرمايد‪ (23:12) :‬ولقــد خلقنــا النســن مــن ســللة مــن‬
‫طين]‪ [23:12‬ما انسان را از نوعي گل مخصوص آفريديم‪.‬‬
‫‪33‬‬

‫)‪ (23:13‬ثم جعلنه نطفة في قرار مكين]‪ [23:13‬پس از آن‪ ،‬او را‬
‫از قطــره اي كوچــك بــه وجــود آورديــم كــه در داخــل محيطــي كــامل‬
‫محفوظ قرار گرفته است‪.‬‬
‫]‪ [23:14‬ثــم خلقنــا النطفــة علقــة فخلقنـا العلقـة مضــغة فخلقنــا‬
‫المضغة عظما فكسونا العظم لحما ثم انشانه خلقا ءاخر فتبـارك اللــه‬
‫احســن الخلقيــن]‪ [23:14‬ســپس مــا آن قطــره را بــه )رويــان( معلــق‬
‫تبديل كرديم و بعد )رويان( معلق را به تكه )جنين( رشد داديم‪ ،‬سپس‬
‫از تكه )جنين( استخوانها را آفريــديم‪ ،‬آنگــاه اســتخوانها را بــا گوشــت‬
‫پوشانديم‪ .‬اين چنين‪ ،‬ما مخلوقي جديد به وجود مــي آوريــم‪ .‬خجســته‬
‫ترين خداست‪ ،‬بهترين خالق‪.‬‬
‫درآيه ‪ 23:14‬کلمات عربي علقــه و مضــغه بــراي بيــان حــالت هــاي‬
‫جنين در رحم مادر بکار رفته است‪ .‬در ادبيات عرب‪ ،‬براي کلمه علقه‬
‫سه معناي متفاوت مي يابيم‪:‬‬
‫‪ .1‬زالو‬
‫‪ .2‬يک چيز آويزان‬
‫‪ .3‬توده يالخته خون‬
‫تصــوير ‪ A‬درزيريــک جنيــن را درمراحــل ابتــدايي شــکل گرفتنــش‬
‫دررحم مادر نشان مي دهد‪ .‬تصوير ‪ B‬نمــودار يــک زالــورا نشــان مــي‬
‫دهد‪ .‬مقايسه اين دو تصوير مارابه حکمت کاربرد لغــت علقــه توســط‬
‫خالق مدبرجهان هستي در آيه ‪ 23:14‬قرآن مجيد راهنمايي مي کند‪.‬‬

‫کلمه علقه در زبان عربي همچنين بمعناي يک شيء آويزان است‪.‬‬
‫تصاوير زير عکس يک جنين را در مراحل اوليه شکل گرفتنش در رحم‬
‫مادر نشان ميدهد‪ .‬ايــن تصــاوير کــه بــا اســتفا ده از تکنولــوژي فتــو‬
‫ميکرو گراف برداشته شده است‪ ،‬آويــزان بــودن جنيــن بــه خــوبي )بــا‬
‫علمت ‪ (B‬در مرحله علقه )تقريبا ‪ 15‬روزه گي جنيــن( در رحــم مــادر‬
‫نشان ميدهد‪ .‬اندازه جنين در اين مرحله حدود ‪ ./6‬ميليمتر است‪.‬‬

‫‪34‬‬

‫ل‪.Source: The Developing Human, Moore, 3rd ed., p. 66‬‬
‫سومين معناي کلمه علقه در زبان عريي مرادف است با يک توده يا‬
‫لخته خون‪ .‬نمودار زيريک جنيــن را درحــالي کــه از رحــم مـادر آويــزان‬
‫است نشان ميدهد‪ .‬وجودمويرگهــاي انبــوهي کــه در آنهــا خــون جــاري‬
‫است جنين رادر اين مرحله از شکل گرفتنش به يک توده يا لخته خــون‬
‫تبديل نموده است‪.‬‬

‫‪.Source: The Developing Human, Moore, 5th ed., p. 65‬‬
‫حال بياييد عقل و وجدان خودرا به داوري بخــوانيم‪ .‬چگــونه بشــري‬
‫بـدون اتکـاء بـه علـم خـالق انســانها وبـي هيــچ دسترسـي بـه علـوم و‬
‫تکنولوژي پزشکي امروزه مي توانست چنين تعــبيير دقيــق و علمــي از‬

‫‪35‬‬

‫شکل گرفتن جنين در رحم مادررا آورده باشد؟!!! خجسته باد نام خدا‬
‫خالق آسمانها و زمين و هستي دهنده تمام موجودات‪.‬‬
‫اما مرحله بعدي شکل گرفتــن جنيــن در قــرآن مجيــد مضــغة ناميــده‬
‫شده است که به معناي چيز جويده شده است‪ .‬تصوير زيرشکل جنيــن‬
‫را درمرحله مضغه )‪ (A‬با شکل يک قطعه آدامــس جويــده شــده نشــان‬
‫ميدهد)‪ .(B‬تشابه اين دو شکل بازفرد عاقل را از دقت علمي کــاربرد‬
‫مفاهيم طبيعي درقرآن کريم متحيرمي کند‪.‬‬

‫للل لللل ‪:‬‬
‫للللللللل ل ل‬
‫لللل‬

‫للل‬

‫)للللل للل للللل ل ل لل لل لل لل‬
‫للللللل (‬

‫‪36‬‬

‫رياضی دانان قرآن شناس حقيقت هاي علمي‬
‫قرآن را توضيح ميدهند ‪:‬‬

‫درين فصل مطالب ذيل را ميخوانيم ‪:‬‬
‫‪ -1‬گفته هايی پيرامون معجزهء رياضی قرآن‬
‫‪ -2‬احصائيه هاي عددي قرآن‬
‫‪ -3‬حروف و واژه هاي قرآن حساب شده و قانونمند بکار برده شده‬
‫اند‬

‫‪ -4‬اعـجـازعددي در قرآن كريم‬

‫گفته هايی پيرامون معجزهء‬
‫رياضي قرآن‬

‫خداوند متعال در قرآن عظيم الشان ميفرمايد ‪:‬‬
‫ْ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫)ق ُ ْ َ‬
‫ل ه َي َ‬
‫ن‬
‫ذا ال ُ‬
‫ن ي َيأُتوا ب ِ ِ‬
‫معَ ِ‬
‫ن ل ي َيأُتو َ‬
‫ن عََلى أ ْ‬
‫نا ْ‬
‫س َوال ْ ِ‬
‫جت َ َ‬
‫ت اْل ِن ْ ُ‬
‫قيْرآ ِ‬
‫مث ْي ِ‬
‫ج ّ‬
‫ل لئ ِ ِ‬
‫مث ْل ِهِ وَل َوْ َ‬
‫ض ظ َِهيرًا( )السراء‪. (88:‬‬
‫بِ ِ‬
‫ن ب َعْ ُ‬
‫كا َ‬
‫ضه ُ ْ‬
‫م ل ِب َعْ ٍ‬
‫قرآن کريم ‪ ،‬کتاب خداوند متعال ‪ ،‬خييالق عييالم ‪ ،‬عييالم غيييب ‪ ،‬وعييالم بييه‬
‫احوال مردمان ‪ ،‬درحال حاضر واينده ميباشييد ‪ .‬اعچيياز قييرآن تييا روز قيييامت‬
‫بيياقي ميباشييد ‪ ،‬هيير روز دانشييمندان معجييزات جديييد قييرآن کريييم را کشييف‬
‫ميکنند ‪ ،‬يکي ازمعجزات قرآن کريم معجزه عييددي قييرآن کريييم اسييت ‪.‬کييه‬
‫دليلي بر حقانيت اين کتاب الهي ميباشييد ‪ ،‬وهمچنييان دليييل اسييت ‪.‬بيير اينکييه‬
‫حضرت محمد ) صلى الله عليه وسلم (رسييول خييدا و قييرآن کتيياب از جييانب‬
‫خالق آسمانها وزمين است ‪.‬‬
‫معجزه ارقام در قرآن کريم موضوع بسيار مهمي است ‪ ،.‬اين موضوع را‬
‫علماي اسلم ازطريق وسييايل احصييايوي وکمپيييوتر هيياي الکييتروني پژوهييش‬
‫نموده اند تا اينکه به اين معجزه رياضي رسيدند ‪.‬‬
‫اين معجزه به ارقام واعداد تعلق ميگيرد ‪ ،‬خود ارقييام سييخن ميگوينييد ‪،‬‬
‫بناء براي مناقشه ‪ ،‬وگفتگو ويارد نمودن آن هيچ امکاني بيياقي نميمانييد ‪ ،‬اييين‬
‫ب‬
‫معجزه ثابت ميسازد به حقيقت که اين کتب از جانب خداوند است ‪} .‬ك َِتييا ٌ‬
‫ُ‬
‫ر{ )هود‪(1:‬‬
‫كيم ٍ َ‬
‫ح ِ‬
‫ت ِ‬
‫ن َ‬
‫ن ل َد ُ ْ‬
‫أ ْ‬
‫صل َ ْ‬
‫ه ثُ ّ‬
‫ت آَيات ُ ُ‬
‫م ْ‬
‫حك ِ َ‬
‫م فُ ّ‬
‫م ْ‬
‫خِبي ٍ‬
‫بدون شک اين کتاب ازجانب خداوند متعييال بييوده وبييراي مييا بييدون کييدام‬
‫تغيير ‪،‬تحريف ‪ ،‬زيادت ونقصان ‪ ،‬رسيده است ‪ ،.‬زيرا کمي يييک کلمييه يييا يييک‬
‫حرف به اين سيستم رياضي قرآن آسيب ميرساند ‪.‬‬

‫‪37‬‬

‫اين اراده ومشيت خداوند متعال اسيت ‪.‬تيا معجييزه رياضييي قييرآن عظيييم‬
‫الشييان منحيييث يييک معجييزه تازمييان اکتشيياف وسييايل الکييتروني بمانييد ‪ ،‬تييا‬
‫مسلمانان بادرک آن مطييابق اکتشيياف تکنولييوژي خييويش بييه حقييانيت قييرآن‬
‫اعتراف نمايند ‪.‬‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫م‬
‫ق وَِفي أن ْ ُ‬
‫ف ِ‬
‫ه ال َ‬
‫م َ‬
‫) َ‬
‫حيقّ أوَلي ْ‬
‫م أن ّي ُ‬
‫ن لهُي ْ‬
‫سيهِ ْ‬
‫ريهِ ْ‬
‫حت ّييى ي َت َب َي ّي َ‬
‫سن ُ ِ‬
‫م َ آَيات َِنا ِفي الَفا ِ‬
‫َ‬
‫ف ب َِرب ّ َ‬
‫ه عَلى ك ُ ّ‬
‫يٍء َ‬
‫ل َ‬
‫د( )فصلت‪(53:‬‬
‫شِهي ٌ‬
‫ي َك ْ ِ‬
‫ك أن ّ ُ‬
‫ش ْ‬

‫احصائيه هاي عددي قرآن‬

‫‪ -1‬در قرآن کريم کلماتي است ‪.‬که واژهييء مقابييل آن کييامل مسيياوي بييآن‬
‫تکرار شده است ‪.‬مثل ‪:‬‬
‫حياة )زنده گي( ‪145‬مرتبه ذکرشده است‪ ....‬موت )مرگ( نيز ‪145‬مرتبه‬
‫ذکرشده ‪.‬‬
‫الصالحات ‪ 167‬مرتبه ذکرشييده اسييت ‪ ....... .‬السيييئات نيييز ‪167‬مرتبييه‬
‫ذکرشده است ‪.‬‬
‫الدنيا ‪115‬مرتبه ذکرشده است ‪......... .‬الخرة نيز ‪115‬مرتبييه ذکرشييده‬
‫است ‪.‬‬
‫الملئكيية ‪ 88‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪.......... .‬الشيييطان نيييز ‪ 88‬مرتبييه‬
‫ذکرشده است ‪.‬‬
‫المحبيية ‪ 83‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪ ........... .‬الطاعيية نيييز ‪ 83‬مرتبييه‬
‫ذکرشده است ‪.‬‬
‫الهدى ‪ 79‬مرتبه ذکرشده است ‪........... .‬الرحمة نيز ‪ 79‬مرتبه ذکرشده‬
‫است ‪.‬‬
‫الشييدة ‪ 102‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪.......... .‬الصييبر نيييز ‪ 102‬مرتبييه‬
‫ذکرشده است ‪.‬‬
‫السييلم ‪ 50‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪........... .‬الطيبييات نيييز ‪ 50‬مرتبييه‬
‫ذکرشده است ‪.‬‬
‫الجهر ‪16‬مرتبه ذکرشييده اسييت‪ ..........‬العلنييية نيييز ‪16‬مرتبييه ذکرشييده‬
‫است ‪.‬‬
‫إبليس ‪ 11‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪ .........‬السييتعاذة بييالله نيييز ‪11‬مرتبييه‬
‫ذکرشده است ‪.‬‬
‫جهنم ومشتقات آن ‪77‬مرتبه ذکرشييده اسييت ‪ ..‬جنييت ومشييتقات آن نيييز‬
‫‪77‬مرتبه ذکرشده است ‪.‬‬
‫‪ -2‬بعضي از کلمات که درمعني بييا هييم ارتبيياط دارنييد ‪ ،‬بييا هييم بييا ارتبيياط‬
‫رياضي دقيق ومتوازن ذکرشده اند ‪ .‬مثال‪:‬‬
‫الرحمن ‪ 57‬مرتبه ذکرشده است ‪...‬الرحيم ‪ 114‬مرتبه ذکرشده اسييت ‪.‬‬
‫يعني دو چند آن ‪.‬‬
‫الجييزاء ‪117‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪......‬المغفييرة ‪234‬مرتبييه ذکرشييده‬
‫است ‪) .‬يعني دوچند(‬
‫الفجييار ‪3‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪.......‬البييرار ‪6‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪.‬‬
‫)يعني دوچند(‬
‫النور ومشتقات أن ‪ ...... 24‬الظلمة و مشتقات أن ‪24‬مرتبه ذکرشييده‬
‫است ‪.‬‬

‫‪38‬‬

‫العسر ‪12‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪....‬اليسيير ‪36‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪..‬‬
‫)يعني سه چند(‬
‫قييل ) بگييو( ‪ 332‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪ .....‬قييالوا )گفتنييد( ‪332‬مرتبييه‬
‫ذکرشده است ‪.‬‬
‫و کلمه شهر)ماه( ‪ 12‬مرتبه ذکرشده است ‪) .‬مثل اينکه ميگويد که سييال‬
‫‪ 12‬ماه است (‬
‫و کلمه )اليوم( ‪ 365‬مرتبه ذکرشده است‪).‬مثييل اينکييه ميگويييد کييه سييال‬
‫‪ 365‬روز است (‬
‫واژه ) البر( ) خشييکه ( ‪ 12‬مرتبييه ذکرشييده اسييت ‪ .‬کييه همييراي آن واژه‬
‫)يبس( خشکه نيزشامل ميباشد ‪ ،‬درحاليکه واژه )البحر( ‪ 32‬مرتبييه ذکرشييده‬
‫است ‪) .‬درينجا اشاره است بر اينکه‪،‬ذکراين عدد نسييبت خشييکه وبحيير را در‬
‫روز زمين نشان ميدهد که نسبتش ‪ 32/ 12‬ميباشد ‪.‬‬
‫هرگاه حروف ) الدنيا( را حساب نماييم ‪ ،‬ميييابيم کييه شييش حييرف اسييت‬
‫وهمچنان حروف )الحياة( شش حرف است ‪ ،‬عناصر دنيا عبييارت از آسييمانها‬
‫وآنچه درآسمانهاست ‪ ،‬وزمين وآنچه برزمييين اسييت ‪ ،‬وقييرآن عظيييم الشييان‬
‫بيان داشته است کيه خداونيد متعيال زميين وآسييمانها را در شيش روز خليق‬
‫َ‬
‫َ‬
‫م‬
‫ذي َ‬
‫ض ِفي ِ‬
‫ماَوا ِ‬
‫ه ال ّ ِ‬
‫نموده است ‪) .‬إ ِ ّ‬
‫خل َقَ ال ّ‬
‫ست ّةِ أّيييام ٍ ُثيي ّ‬
‫س َ‬
‫م الل ّ ُ‬
‫ن َرب ّك ُ ُ‬
‫ت َواْلْر َ‬
‫ْ‬
‫ً‬
‫ُ‬
‫ْ‬
‫ّ‬
‫شييي اللي ْي َ‬
‫حِثيث يا َوال ّ‬
‫م يَر‬
‫س َوال َ‬
‫وى عَل َييى ال ْعَ يْر‬
‫ش ي ُغْ ِ‬
‫ه َ‬
‫ا ْ‬
‫ق َ‬
‫شي ْ‬
‫ل الن ّهَيياَر ي َطلب ُي ُ‬
‫م َ‬
‫س يت َ َ‬
‫ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫ّ‬
‫ْ‬
‫ْ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫م يُر ت َب َيياَر َ‬
‫ن(‬
‫ه ال َ‬
‫سي ّ‬
‫ب العَييال ِ‬
‫خَرا ٍ‬
‫ه َر ّ‬
‫َوالن ّ ُ‬
‫جييو َ‬
‫م َ‬
‫ك الل ي ُ‬
‫خل يقُ َوال ْ‬
‫مرِهِ أل ل ي ُ‬
‫ت ب ِيأ ْ‬
‫م ُ‬
‫مي َ‬
‫)لعراف‪(54:‬‬
‫)الدنيا( از شش حرف تشييکيل شييده اسييت ‪ ،‬وخداونييد متعيال دنيييا را در‬
‫شش مرحله خلق نموده است ‪ ،‬و وحرف )النسييان( هفييت حييرف ميباشييد ‪،‬‬
‫وانسان درهفت مرحله خلق شده است ‪.‬‬
‫ن‬
‫جعَل َْناهُ ن ُط ْ َ‬
‫خل َ ْ‬
‫وَل َ َ‬
‫قد ْ َ‬
‫ف ً‬
‫م ِ‬
‫ن ِ‬
‫سلل َةٍ ِ‬
‫قَنا النسان ِ‬
‫م َ‬
‫ن ُ‬
‫ة فِييي قَ يَرارٍ َ‬
‫ن ثُ ّ‬
‫م ْ‬
‫م ْ‬
‫كي ي ٍ‬
‫طي ٍ‬
‫ع َ‬
‫سيوَْنا‬
‫خل َ ْ‬
‫قَنا ال ْعَل َ َ‬
‫خل َ ْ‬
‫ة عَل َ َ‬
‫قَنا الن ّط ْ َ‬
‫خل َ ْ‬
‫ة فَ َ‬
‫ة فَ َ‬
‫م َ‬
‫ة ِ‬
‫ض يغ َ َ‬
‫ضغ َ ً‬
‫ق َ‬
‫ق ً‬
‫ف َ‬
‫م ْ‬
‫م ْ‬
‫ظاميا ً فَك َ َ‬
‫قن َييا ال ْ ُ‬
‫ة ُ‬
‫ثُ ّ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ال ْعِ َ‬
‫خ يَر فَت َب َيياَر َ‬
‫م أن ْ َ‬
‫قين ( ) سييورة‬
‫ن ال ْ َ‬
‫خْلقا ً آ َ‬
‫شأَناهُ َ‬
‫خييال ِ ِ‬
‫هأ ْ‬
‫م لَ ْ‬
‫ظا َ‬
‫ح َ‬
‫ك الل ّي ُ‬
‫حما ً ث ُ ّ‬
‫سي ُ‬
‫المؤمنون ‪12‬ي ‪(14‬‬
‫کلميه } اعبدوا{ سيه مرتبه استعمال گرديده است ‪:‬‬
‫سه مرتبه خطاب به تمامي مردم ‪.‬‬
‫و سه مرتبه به مردم مكة‪.‬‬
‫و سه مرتبه بر زبان نوح به قوميش ‪.‬‬
‫و سه مرتبه بر زبان هود به قوميش ‪.‬‬
‫و سه مرتبه بر زبان صالح به قوميش ‪.‬‬
‫و سه مرتبه بر زبان عيسى به قوميش ‪.‬‬

‫‪39‬‬

‫کاربرد حساب شدهء حروف وواژه های قرآن‬
‫قرآن از نظر بکارگيري واژه ها و حروف و حتي تعداد آنها خيلي دقييق و‬
‫حساب شده است‪ .‬از جمله‪:‬‬
‫‪ - 1‬وقتي در آغاز سوره از قيرآن بنام »قرآن« نام مي برد‪ ،‬در آن سوره‬
‫واژه »قرآن« بيش از واژه »کتاب« بکار رفته‪ .‬و وقتي در آغاز سوره از‬
‫قيرآن بينام »کيتياب« نيام مي برد در آن سيوره واژه »کيتياب« بيش از‬
‫واژه قرآن بکار رفته‪ .‬و چنانچه در آغاز سوره از قرآن بنام »کتاب« و‬
‫»قرآن« هر دو ياد مي کند در آن سوره واژه هاي »کتاب و قيرآن« بطور‬
‫مساوي و يا تيقيريبا ً مساوي بکار رفيته اند‪ .‬مثال‪:‬‬
‫ي در آغياز سوره بيقيره مي گويد‪ :‬ذلک اليکيتاب‪ .‬در ايين سيوره واژه‬
‫»کيتاب« و مشيتقات آن ‪ 47‬بار آميده در حاليکه واژه »قرآن« و‬
‫ميشيتيقيات آن فيقيط يک بار آمده است‪ .‬در جمله‪ :‬شهر رمضان الذي انزل‬
‫فييه اليقيرآن‪.‬‬
‫ي در آغاز سوره طه مي گويد‪ :‬ما انزلنا عليک القرآن لتشقي‪ .‬در اين سوره‬
‫واژه »قرآن« سه بار آمده و واژه »کتاب« يک بار‪.‬‬
‫ي در آغاز سوره نمل مي گويد‪ :‬تلک آيات اليقيرآن و کتاب مبين‪ .‬در اين‬
‫سوره واژه »قيرآن« چهار بار آمده و واژه »کيتاب« ‪ 5‬بار‪) .‬وقيتي »کتاب«‬
‫و »قيرآن« با واژه »مبين« مي آيند‪ ،‬آنکه با واژه »مبين« آمده در سوره‬
‫بيشتر بکار رفيته است(‪.‬‬
‫‪2‬ي خط مشي و رويه اي که در اسلم براي مسلمانان تعيين و پيشنهاد شده‬
‫»صراط مستقيم« است‪».‬صراط مستقيم« راه و رويه بينابيني‪ ،‬ميياني‪،‬‬
‫ميتيوازن‪ ،‬ميتعيارف‪ ،‬معتدل‪ ،‬مييانه روانه و مواردي از اين قيبيييل است‪.‬‬
‫يعني مثل ً ايينکه فيرد نيه بايد ستم کند و نه ستم بپذيرد ي نه مصرفي و‬
‫تجملتي زندگي کند و نه هيميه دار و نيدار خيود را انيفياق کند و در تنگدستي‬
‫زندگي کند ييي نه دنيا را رها کند و به آخرت بچسبد و نه آخرت را رهيا کيند و‬
‫به دنيا بچسبد بلکه آنها را پنجاه پنجاه بگيرد ييي هيميينطيور در رابيطه با‬
‫پوشش و ساير مسائل ديگر‪ .‬همه مسائل آن در موضع و وضعيت مياني و‬
‫بينابيني است‪.‬‬
‫در همين رابطه خود قيرآن نيز راه و رويه »صراط مستقيم« را در پيش‬
‫گرفته است‪ .‬مث ً‬
‫ل‪ :‬واژه »دنيا« و »آخرت« را هر کدام ‪ 115‬بار بکار برده‬
‫است‪.‬‬
‫‪3‬ي در اسلم بالترين ارزش خيدا است‪ .‬در هيميين رابطه بيشترين اسمي که‬
‫در قرآن بکار برده شده واژه »الله« است که ‪ 2702‬بار بکار رفته‪ .‬و پس‬
‫از واژه »الله« واژه »رب« که از صفات خداوند است بيشترين واژه اي‬
‫است که در قييرآن بکار رفته است که تعداد آن ‪ 980‬بار است‪.‬‬

‫‪40‬‬

‫حير به معني دريا ‪ 41‬بار در قيرآن بکار رفيته و واژه َبيّر به معني‬
‫‪4‬ي واژه َبي ْ‬
‫خشيکي ‪ 12‬بيار‪ .‬عييدد »‪ 29 «12‬درصيد عدد »‪ «41‬است‪ .‬خشکي سيطح‬
‫زمييين نيز ‪ 29‬درصد است و ‪ 71‬درصد بيقييه آن آب است‪.‬‬
‫‪5‬ي واژه يوم بمعني روز ‪ 365‬بار بکار رفته که به تعداد روزهاي سال است‬
‫)البته سال ‪ 365‬روز و ربع است ولي عدد ‪ 365‬نزديکترين عدد ممکن براي‬
‫آنست(‪ .‬در جمع و مثناي خود ‪ 30‬بار بکار رفته که به تعداد روزهاي ماه‬
‫است‪ .‬و واژه ماه ‪ 12‬بار بکار رفته که به تعداد ماه هاي سال است‪.‬‬

‫اعـجـازعددي در قرآن كريم‬
‫سم الله الرحمن الرحيم است كه ‪ 19‬حرف دارد‪.‬‬
‫‪ . 1‬كليد كلم خداوند)ج( ب ِ ْ‬
‫‪ . 2‬اولين سوره اي كه نازل شده سوره علق است كه نوزدهمين سييوره از‬
‫آخر قرآن است‪.‬‬
‫‪ .3‬سوره علق دقيقا ً ‪ 19‬آيه دارد‪.‬‬
‫‪ .4‬قرآن مجيد ‪ 114‬سوره دارد كه بر عدد ‪ 19‬قابل تقسيم است‪.‬‬
‫‪ .5‬اولين بار كه جبرئيل با قرآن نازل شد‪ 19 ،‬كلمه آورد‪.‬‬
‫‪ .6‬اين ‪ 19‬كلمه در مجموع ‪ 76‬حرف دارند كييه بيير عييدد ‪ 19‬قابييل تقسيييم‬
‫است‪.‬‬
‫‪ .7‬دردومين نزول جبرئيل ‪ 38‬كلمه آورد كه بر عدد ‪ 19‬قابل تقسيم است‪.‬‬
‫) دومين نزول دو برابر ‪ 19‬كلمه(‬
‫‪ .8‬درسومين نييزول جبرئيييل ‪ 57‬كلمييه آورد كييه بيير عييدد ‪ 19‬قابييل تقسيييم‬
‫است‪.‬‬
‫) دومين نزول سه برابر ‪ 19‬كلمه(‬
‫‪ .9‬تك تك كلمات در " بسم الله الرحمن الرحيم"در كييل قييرآن بييه تعييدادي‬
‫آمده اند كه بر عدد ‪ 19‬قابل تقسيم است‪:‬‬
‫کلمه جلله الله ‪ 2698‬مرتبه‪ ،‬اسييم ‪ 19‬مرتبييه‪ ،‬الرحميين ‪ 57‬مرتبييه‪ ،‬الرحيييم‬
‫‪ 114‬مرتبه‪.‬‬
‫‪ .10‬همه سوره ها " بسم الله الرحمن الرحيم " دارند‪ ،‬به جزء سوره تييوبه‬
‫كه بسم الله ندارد و سوره نمل كه دو بسم الله دارد پييس قييرآن در مجمييوع‬
‫‪ "114‬بسم الله الرحمن الرحيم" دارد كه بر عدد ‪ 19‬قابل تقسيم است‪.‬‬
‫‪ .11‬همانطور كه ذكر شد سوره تييوبه‪ ،‬بسييم اللييه نييدارد و سييوره نمييل دو‬
‫بسم الله دارد‪ .‬حييال اگيير از سييوره تييوبه بشييماريم‪ ،‬سييوره نمييل نييوزدهمين‬
‫سوره است‪.‬‬
‫‪ .12‬تعداد كلمات بين دو بسم الله در سييوره نمييل ‪ 342‬كلمييه اسييت كييه بيير‬
‫عدد ‪ 19‬قابل تقسيم است‪.‬‬
‫‪ .13‬در قرآن اعداد زيادي آمده اند‪ ،‬مثل(( مييا موسييي را ‪ 40‬شييب دعييوت‬
‫كرديم‪ ،‬ما ‪ 7‬آسمان را آفريديم و ‪ ...‬تعداد كل اعداد ذكر شده در كييل قييرآن‬
‫‪ 285‬عدد است كه بر عدد ‪ 19‬قابل تقسيم است‪.‬‬
‫‪ .14‬اگر تمام اين اعداد را با هم جمع كنيم‪ ،‬عييدد ‪ 174591‬بييه دسييت مييي‬
‫آيد كه آنهم بر عدد ‪ 19‬قابل تقسيم است و حتي اگر اعييدادتكراري را حييذف‬
‫كنيم‪ ،‬حاصل جمع عدد ‪ 162146‬است كه باز هم بيير عييدد ‪ 19‬قابييل تقسيييم‬
‫است‪.‬‬

‫‪41‬‬

‫راز قرآن کشف شد‬
‫بزرگترين مــژده قــرن بــه تمــام اديــان دنيــا‪:‬پــس از ‪ ۱۴۰۰‬ســال راز‬
‫نهفته قرآن آشکار شد‪ .‬ايــن کتــاب شــواهدی عينــی در بــر دارد کــه‬
‫ثابت می کنــد ايــن پيــام خداســت‪ .‬کتــابی اســت بــا ترکيــب رياضــی‬
‫مافوق توانايی انسان‪.‬‬
‫لغات ‪ ،‬عدم وجود يا تغيير عمدى بعضى حروف در بعضــى لغــات‬
‫و بسيارى از‬
‫عوامل ديگــر قــرآن بغيــر از محتويــاتش‪ ،‬همگــى داراى ترکيــبى‬
‫خاص هستند‪ .‬سيستم رياضى قرآن دو جنبه مهــم دارد‪ (۱) :‬انشــاء‬
‫رياضى‪ ،‬و)‪ (۲‬ساختمان رياضى قرآن که شامل شماره سوره ها و‬
‫آيات است‪ .‬بخاطر اين کد رياضى جامع‪ ،‬کوچگترين تغييــر در متــن‬
‫يا ساختمان ترکيبى قرآن‪ ،‬بلفاصله آشکار ميشود‪.‬‬
‫بسادگى قابل درک غير قابل تقليد براى اولين بار در تاريخ‪ ،‬مــا‬
‫کتابى داريــم بـا اثبــات نويســندگى الهـى_ ترکيــب رياضــى مــاوراء‬
‫انسانى‪.‬‬
‫خوانندگان اين کتاب به آسانى ميتوانند معجزه رياضى قــرآن را‬
‫بررسى کنند‪ .‬کلمه خدا )الله( در سراسر قرآن با حــروف بــزرگ و‬
‫پر رنگ نوشته شده است‪ .‬در گوشه سمت چپ پــايين هــر صــفحه‪،‬‬
‫مجموع تعداد دفعاتى که کلمه "خدا" از ابتداى قرآن تــا آن صــفحه‬
‫تکرار شده است‪ ،‬نوشته شده‪ .‬شماره نوشته شده در گوشه سمت‬
‫راست پايين صفحه‪ ،‬مجموع شماره آياتى است که کلمه "خــدا" در‬
‫آنها تکرار شده است‪ .‬آخرين صفحه کتاب‪ ،‬يعنى صفحه ‪ ،۶۰۴‬جمــع‬
‫کل تعدد تکرار کلمه "خدا" را در قرآن نشان ميدهد که ‪ ۲۶۹۸‬مرتبه‬
‫است‪ ،‬يا ‪ .۱۴۲۱۹‬مجموع شماره آياتى که دارى کلمه "خــدا" اســت‪،‬‬
‫ميشود ‪ ،۱۱۸۱۲۳‬اين عدد هم بر ‪ ۱۹‬قابل قسمت است‪=۱۱۸۱۲۳) :‬‬
‫‪.(۱۹۶۲۱۷‬‬
‫عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سيتم رياضى قرآن است‪.‬‬
‫اين پديده بتنهايى اثبات غير قابل تقليدى است کــه نشــان ميدهــد‬
‫قرآن پيغام خدا است به دنيا‪ .‬هيچ بشرى نميتوانسته حســاب ‪۲۶۹۸‬‬
‫تکرار کلمه "خدا" و تعداد شماره آياتى را که کلمــه "خــدا" در آنهــا‬
‫‪42‬‬

‫تکرار شده است‪ ،‬داشته باشد‪ .‬اين پديده خصوصا غير ممکن است‬
‫وقــتيکه در نضــر داشــته باشــيم )‪ (۱‬کــه قــرآن در زمــان جهــالت و‬
‫نادانى آشکار شد‪ ،‬و )‪ (۲‬سوره ها و آيات وحى شده از نظر زمــان‬
‫و مکان وحى با هم فاصله بسيارى داشتند‪ .‬ترتيبى که سوره هــا و‬
‫آيات در ابتدا فرستاده شد‪ ،‬بکلــى بــا آخريــن ترتيــب قــرار گرفتــن‬
‫شان )ضميمه ‪ (۲۳‬فرق داشت‪ .‬اما‪ ،‬سيستم رياضى قرآن تنهــا بــه‬
‫کلمه "خدا" محدود نيست؛ بلمــه بســيار گســتره‪ ،‬بســيار پيچيــده‪ ،‬و‬
‫کـــــــــــــــــــــــامل جـــــــــــــــــــــــامع اســـــــــــــــــــــــت‪.‬‬
‫حقايق ساده‬
‫مانند خود قــرآن‪ ،‬کــد رياضــى قــرآن از بســيار ســاده تــا بســيار‬
‫مشگل تغيير ميکند‪ .‬حقايق ساده مشاهداتى اســت کــه بــدون هيــچ‬
‫وســايلى ميتــوان آنهــا را بررســى کــرد‪ .‬حقــايق پيچيــده بــه کمــک‬
‫ماشين حساب يا کامپيوتر قابل رويت است‪ .‬بررســى حقــايق زيــر‬
‫به هيچ وسيله اى احتياح ندارد‪ ،‬اما خواهشمند است بخاطر داشــته‬
‫باشـــيد کـــه همـــه اينهـــا بـــه متـــن عربـــى اصـــلى اشـــاره دارد‪:‬‬
‫اولين آيه )‪ ،(۱:۱‬معروف به "بســم اللــه‪ ،‬شــامل‪......................‬‬
‫‪ ۱۹‬حرف است‪.‬‬
‫قرآن داراى ‪ ۱۱۴‬سوره است که ميشــود‪................................‬‬
‫‪. ۶*۱۹‬‬
‫مجموع آيات در قرآن ‪ ۶۳۴۶‬است که ميشــود‪*۱۹......................‬‬
‫‪. ۲۳۴‬‬
‫]‪ ۶۲۳۴‬آيه شماره گذارى شده است و ‪ ۱۱۲‬آيه )بسم اللــه( شــماره‬
‫گذارى نشده است که ميشود‬
‫‪.‬‬

‫‪ [۱۱۲+۶۲۳۴= ۶۳۴۶‬توجه کنيد که ‪ ۶+۳+۴+۶‬ميشود‪۱۹...........‬‬

‫‪ .۴‬بسم الله ‪ ۱۱۴‬مرتبه تکرار شده است‪ ،‬با وجود غيبت مرمــوز آن‬
‫در سوره ‪) ۹‬درسوره ‪۲۷‬‬
‫دو بار تکرار شــده اســت ( و ‪.................................. = ۱۱۴‬‬
‫‪. ۶*۱۹‬‬

‫‪43‬‬

‫‪ .۵‬از غيبت بسم الله در سوره ‪ ۹‬تا بسم الله اضافى در سوره ‪،۲۷‬‬
‫دقيقا‪ ۱۹ ..........‬سوره است‪.‬‬
‫‪ .۶‬مجموع شــماره ســوره هــا از ‪ ۹‬تــا ‪+۱۱+۱۲+......+۲۶+۲۷) ۲۷‬‬
‫‪ ۳۴۲ = (۹+۱۰‬يــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ‪.۱۸*۱۹............‬‬
‫‪ .۷‬اين مجموع )‪ (۳۴۲‬همچنين مساوى است با مجموع کلمــات بيــن‬
‫دو بسم الله ســوره ‪ ،۲۷‬و ‪.۱۸*۱۹.................................= ۳۴۲‬‬
‫‪ .۸‬اوليــــن آيــــات معروفــــى کــــه اول وحــــى شــــد )‪(۱:۹۶-۵‬‬
‫شـــــــــــــــــامل ‪ ۱۹...........‬کلمـــــــــــــــــه اســـــــــــــــــت‪.‬‬
‫‪ .۹‬ايــــــن اوليــــــن وحــــــى ‪ ۱۰‬کلمــــــه اى‪ ،‬داراى ‪ ۷۶‬حــــــرف‬
‫اســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت ‪.*۴ ۱۹..................‬‬
‫‪ .۱۰‬ســوره ‪ ۹۶‬کــه از نظــر ترتيــب زمــانى اوليــن ســوره اســت‪،‬‬
‫داراى ‪ ۱۹..........‬آيــــــــــــــــــــــــــــه اســــــــــــــــــــــــــــت‪.‬‬
‫‪ .۱۱‬ايــــن اوليــــن ســــوره از نظــــر ترتيــــب زمــــانى‪ ،‬از آخــــر‬
‫قــــــــــــــــرآن ‪ ۱۹...............‬هميــــــــــــــــن اســــــــــــــــت‪.‬‬
‫‪ .۱۲‬ســـــوره ‪ ۹۶‬شـــــامل ‪ ۳۰۴‬حـــــرف عربـــــى اســـــت‪ ،‬و ‪۳۰۴‬‬
‫ميشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود‪.۱۶*۱۹............‬‬
‫‪ .۱۳‬آخرين سوره فرستاده شده)سوره ‪ (۱۱۰‬شامل‪۱۹................‬‬
‫کلمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــت‪.‬‬
‫‪ .۱۴‬اولين آيه از آخرين سوره وحى شده ) ‪ (۱:۱۱۰‬شامل ‪۱۹........‬‬
‫حــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرف اســــــــــــــــــــــــــــــــــــــت‪.‬‬
‫‪ ۱۴ .۱۵‬حرف مختلف عربى‪" ۱۴ ،‬پاراف قرآنى" مختلــف )ماننــد ا ‪.‬‬
‫ل‪ .‬م‪ ،‬از ‪ (۲:۱‬را تشــکيل ميدهنــد کــه در ابتــداى ‪ ۲۹‬ســوره قــرار‬
‫دارنـــد‪ .‬مجمـــوع ايـــن اعـــداد ميشـــود ‪ ۵۷=۲۹+۱۴+۱۴‬يـــا ‪.۳*۱۹‬‬
‫‪ .۱۶‬مجموع ‪ ۲۹‬سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنهــا آمــده اســت‬
‫ميشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود‪:‬‬
‫‪ ،۷+۳+۲+..........+۶۸+۵۰=۸۲۲‬و ‪ ۱۴) ۱۴+۸۲۲‬مجموعه پارافهــا(‬
‫ميشـــــــــــــــــــــــــــــــود ‪ ،۸۳۶‬يـــــــــــــــــــــــــــــــا ‪.۴۴*۱۹‬‬
‫‪ .۱۷‬بين اولين ســوره پــاراف دار)‪ (۲‬و آخريــن ســوره پــاراف دار )‬
‫‪ ۳۸ ،(۶۸‬سوره بدون پــاراف وجــود دارد‪.۳۸*۱۹.........................‬‬
‫‪ .۱۸‬بين اولين و آخريــن ســوره هــاى پــاراف دار‪۱۹ ...................‬‬
‫‪44‬‬

‫مجمــــــوعه پــــــاراف دار و بــــــدون پــــــاراف وجــــــود دارد‪.‬‬
‫‪ ۳۰ .۱۹‬عـــــدد مختلـــــف در قـــــرآن تکـــــرار شـــــده اســـــت‪:‬‬
‫‪،۱۹،۲۰،۳۰،۴۰،۵۰،۶۰،۷۰،۸۰ ،۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۹،۱۰،۱۱،۱۲‬‬
‫‪ ،۱۰۰۰۰۰ ،۹۹،۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۱۰۰۰،۲۰۰۰،۳۰۰۰،۵۰۰۰،۵۰۰۰۰‬مجمــوع‬
‫ايــــن اعــــداد ميشــــود ‪ ،۱۶۲۱۴۶‬کــــه ميشــــود ‪.۸۵۳۴*۱۹......‬‬
‫اين خلصه فشرده اى بود از معجزات ساده‪.‬‬

‫‪45‬‬

‫للل لللل ‪:‬‬
‫لللللللللللللل لللل‬
‫)لللل ل ل لل لللل ل ل ل لل لل لل ل‬
‫لللل للللل(‬
‫زمين شناسان خداشناس حقيقت هاي علمي‬
‫قرآن را توضيح ميدهند ‪:‬‬
‫‪ -7‬شب اصل وروز فر ع است‬
‫‪ -8‬قيامت درشب وروز است ‪.‬‬
‫‪ -9‬در خلقت مخلوقات هيچ فرقي نيست‬
‫‪ -10‬کوه ها در قرآن‬
‫‪ -11‬درياها و رودخانه ها در قرآن‬
‫‪ -12‬عمق درياها و موجهاي داخلي درياها در قرآن‬

‫شب اصل و روز فرع است‬
‫اصل شــب تمــامي زميــن را پوشــانده اســت و روز هماننــد پوســتي‬
‫ميباشد كه بصورت عارضي بعد از طلوع آفتاب به شکل غلفي ظــاهر‬

‫‪46‬‬

‫ميگردد محققان درعصر حاضــرپي بردنــد کــه روز ماننــد يــك روشــنايي‬
‫است كه در پوشش هوايي كه شبيه به پوست است قرار گرفته و شب‬
‫از هرجهت بر روز محيط است ‪.‬‬
‫هنگاميكه زمين ازغرب به طــرف شــرق ميچرخــد‪،‬در نــتيجه انعكــاس‬
‫اشعه خورشيد آفتاب همان جهت زمين را كه به آن نــور آفتــاب تمــاس‬
‫نمايد ‪ ،‬روشن نموده و از آن روز بميــان ميايــد ‪ ،‬و بــا عــدم درخشــش‬
‫آفتاب به اطراف زمين شب مسيطر ميباشد ‪ ،‬بناء تــاريكي شــب اصــل‬
‫بوده و روشني روز به سبب آفتاب به شكل فرعي و عارضي در زمين‬
‫ايجاد ميگردد ‪.‬‬
‫اين حقيقت علمي را قرآن عظيم الشان ‪ 14‬قرن قبل بيــان داشــته‬
‫هــاَر َ‬
‫م الل ّي ْـ ُ‬
‫سـل َ ُ‬
‫ف ـإ ِ َ‬
‫ن{ يــس ‪37 /‬‬
‫وآي َ ٌ‬
‫ذا ُ‬
‫خ ِ‬
‫مــو َ‬
‫ه الن ّ َ‬
‫ل نَ ْ‬
‫ة لَ ُ‬
‫مظْل ِ ُ‬
‫م ُ‬
‫هـ ْ‬
‫من ْـ ُ‬
‫ه ْ‬
‫است ‪َ }.‬‬
‫برهان ديگري بر اثبات قدرت حق وجود شب است كــه مـا چــون روز را‬
‫از آن بر گيريم ناگهان همه را تاريكي فروگيرد ‪. .‬‬
‫‪And a Sign for them is the Night: We withdraw there from the Day, and‬‬
‫‪;behold they are plunged in darkness‬‬
‫قيامت درشب و روز است‬
‫در قرآن عظيم الشان در مورد قيام قيامت آمده اســت كــه } اتاهــا‬
‫امرنا ليل أو نهارا { امرما ) قيامت ( درشب يا روز ميباشد ‪ .‬در زمانه‬
‫هاي قديم مردم غير مســلمان ميگفتنــد ‪ :‬چــرا قــرآن شــريف در مــورد‬
‫اينكه قيامت در روز ميباشد و يا در شب صراحت دقيــق نــدارد؟ ولــي‬
‫علوم عصري كشف نموده است كه در كرهء زمين شب و روز يكســان‬
‫نميباشند ‪ ،‬بلكه بعضي اماكن شب و بعضي اماكن هم روز ميباشــد ‪ ،‬و‬
‫ازينكه قيامت در يك چشم زدن به تمامي زمين يكسان واقـع ميگـردد ‪،‬‬
‫بناء اين اعجاز علمي قرآن را ثابت ميكند كــه قيــامت را در بيــن هــردو‬
‫معلق بيان داشته است ‪(1).‬‬

‫در خلقت مخلوقات هيچ فرقي نيست‬

‫فــي َ ْ‬
‫ن‬
‫مــا ت َـَرى ِ‬
‫ن ِ‬
‫ق الّر ْ‬
‫مـ ْ‬
‫ح َ‬
‫قــرآن عظيــم الشــان ميفرمايــد‪َ }:‬‬
‫مــا ِ‬
‫خلـ ِ‬
‫تَ َ‬
‫ت{درمخلوقات خداوند)جل جلله( هيج فرقي نيست ‪.‬‬
‫و ٍ‬
‫فا ُ‬
‫‪no want of proportion wilt thou see in the Creation of (Allah) Most‬‬
‫‪.Gracious‬‬
‫اين آيت قرآن معجزه علمي است كه در عصــر حاضــر ثــابت كرديــده‬
‫است ‪ ،‬دانسمندان ساينس و تكنالوزي كشف نمودنــد كــه ‪ :‬كوچكــترين‬
‫چيز موجود در ماده اتوم است ‪ ،‬اتوم از اجراء مختلف تشكيل شده كه‬
‫نيوترون خنثـى‬
‫پروتون ‪+‬‬
‫عبارت اند از ‪ :‬الكترون ‪-‬‬
‫تمامي مخلوقات ‪ ،‬از ماده خلق شده اند كه در همه اين ســه عنصــر‬
‫موجود ميباشــد ‪ ،‬تنهــا در ترتيــب و عــدد قــرق اســت ‪ ،‬و خداونــد )جــل‬
‫جللــه ( ايــن حقيقــت را بيــان داشــته اســت كــه } و خلــق كــل شــيء‬
‫فقدره تقديرا{ همه چيز را خلق نموده و آنرا اندازه نموده است ‪ ،‬بناء‬
‫اين حقيقت قرآني را علماي ساينس و تكنالوژي بيان داشته اند كه در‬
‫مخلوقات از حيث تشكيل هيچ فرق در عنصر هاي مادي مختلف نيست‬
‫تنها درترتيب و عدد فرق است ‪(2) .‬‬

‫‪47‬‬

‫دانشمندي ميگويند ‪ :‬اين ترتيب و تنظيم در اجزاي اتوم بــه خــالقي‬
‫نياز دارد ‪ ،‬تا نظم آنرا بدست داشــته باشــد ‪ ،‬اگــر تفــاوت را ميمــون و‬
‫طبيعت را قصيده ‪ ،‬فكر كنيــم بخــوبي خــواهيم دانســت كــه مليــون هــا‬
‫ميمون با مليون ها قلم نميتوانند قصيده بسازند )‪(3‬‬
‫‪---------------------------------------------‬‬‫‪ -1‬براهيني بر يكتا پرستي ‪ ،‬ص ‪.107 :‬‬
‫‪ -2‬مرجع سابق ‪ ،‬ص‪. 108 :‬‬
‫‪ -3‬مرجع سابق ‪ ،‬ص ‪109 :‬‬

‫کوه ها در قرآن‬
‫هرگاه بطرف کوه ها به شکل ظاهري آن نظــر انــدازيم فکرميکنيــم‬
‫که سنگها وکوتهــايي ازخــاک بــالي ســطح زميــن نهفتــه اســت ‪ ،‬ولــي‬
‫درقرآن عظيم الشان ميخوانيم که خداونــد متعــال )جــل جللــه( کــوه هــا را‬
‫مانند ميخ ها بالي زمين ميخ نموده است‪)،‬والجبال اوتادا( دانشــمندان‬
‫زمين شناسي درين مورد به قوت اعجاز قرآني چنين ابراز نظر نموده‬
‫اند ‪:‬‬
‫فقط بخش کوچکي ازحجم کوهها در سطح زمين قرار دارند وقابل‬
‫رويت مي باشند‪ .‬پايه ها و ريشه هاي کوهها گاه کيلومترها در اعماق‬
‫زمين همانند ميخهــايي عظيــم در داخــل زميــن فرورفتــه اســت‪ .‬ايــن‬
‫يافته علمي زمين شناسان که تا چند دهه پيش براي انســانها پوشــيده‬
‫بود در قرآن کريم بنحو مطلوبي بوضوح توسط خالق آسمانها و زميـن‬
‫بيان گرديده است‪ (78:7) :‬والجبال أوتادا ]‪ [78:7‬و كوه ها را همچــون‬
‫ميخهايي )بناکرد(؟همانطوري که درتصويرزير ديده مي شود‪ ،‬کــوه هــا‬
‫ريشه هاي عميقي دارند که همچون ميخهايي در زمين فرو رفته اند‪.‬‬

‫‪.Source: Anatomy of the Earth, Cailleux, p. 220‬‬
‫بياييد اندکي دراين آيه هاي عظيم قرآن تفکر کنيم‪ .‬اگرعقل خود‬
‫را بقضاوت طلبيم و از پيش داوري هاي شــکل گرفتــه از تعصــبات و‬
‫باورهاي فرهنگي و سنتي اجتناب کنيم درمي يابيم که چه گوهرهاي‬
‫نابي در اين کتاب آسماني آشکار و نهفته است‪ .‬چگــونه يــک انســان‬
‫بدون اتکاء به علم خــالق آســمانها و زميــن مــي توانســت در يکــي از‬
‫ابتدائي ترين جوامع بشري از لحاظ علمي بدين زيبايي و دقت پديده‬
‫هاي طبيعي را بيان کند؟ زميــن شناســان امروزثــابت نمــوده انــدکه‬
‫کوهها بمانند ميخهايي عظيم باعث ثبات و استقرار زمين مي شــوند‬
‫و زمين را از لغزش هاي مکررباز مـي دارنـد‪ .‬حـال بياييــد بـه قـرآن‬
‫‪48‬‬

‫مجيد رجوع کرده و ببينيم که چگونه اين مفاهيم بزيبــايي و دقــت در‬
‫ايــن کتــاب آســماني بيــان شــده اســت‪ (16:15) :‬وألقــى فــي الرض‬
‫روسي أن تميــد بكــم وأنهــرا وســبل لعلكــم تهتــدون]‪ [16:15‬و او در‬
‫زمين استحكاماتي )كوه ها( براي تــوازن قــرار داد تــا مبــادا بــا شــما‬
‫بلغزد‪ ،‬همين طور رودخانه ها و جاده ها‪ ،‬باشد که هدايت شــويد‪ .‬در‬
‫شکل زير‪ ،‬به خوبي ديده مي شود که کوه هــا بــه خــاطر ريشــه هــاي‬
‫عميقشان همچون ميخهايي هستند‪.‬‬

‫‪.Source: Earth Science, Tarbuck and Lutgens, p. 158‬‬

‫درياها و رودخانه ها در قرآن‬

‫مولنا جلل الدين بلخی ميگويد ‪:‬‬
‫هرکسی از ظن خود شد يار من وز درون من نجست اسرار من‬
‫هرکسی به طرفی رود خانه ها مطابق انديشــهء خــود نظــر ميکنــد ‪،‬‬
‫وبه ظاهر آن متوجه بوده بسـياری ازحقيقـت هـای آنـرا مـورد تحقيـق‬
‫نميدهند ولی متخصيص ودانشــمندان ايــن عرصــه در زمينــه تحقيقــاتی‬
‫زيادی نموده اند که بالخره به کشف بسياری از اســرار دريــا هــا ورود‬
‫خانه های نايل شده انــد ‪ ،‬دريــن زمينــه قــرآن عظيــم الشــان بســياری‬
‫ازحقيقت های علمی را ‪ 14‬قرن قبل خــبرداده اســت ‪ ،‬تــا دانشــمندان‬
‫امروزی اين حقيقت های قرآنــی را درک نماينــد بداننــد کــه پيــامبريکه‬
‫خودش امــی ) نــاخوان ( بـود ‪ ،‬نميتوانســت چنيــن حقيقــت هـا را درک‬
‫نمايد ‪ ،‬بناء هرکسی سر تسليم خم نمايد که ايــن کتــاب بــدون شــک از‬
‫جانب کسی است که علم او به تجربه نياز نداشته ‪ ،‬آنچــه را مــا بعــد از‬
‫هزاران تجربه ميدانيم آن ذات مقدس از قــديم عــالم اســت و ميدانــد ‪،‬‬
‫بدين اســاس ايمــان مياورنــد کــه قــرآن کلم خداونــد عالميــان اســت ‪،‬‬
‫وهرچيزی را که قرآن بيان داشــته اســت ‪ ،‬يــک حقيقــت اســت ‪ ،‬وايــن‬
‫حقيقت را دانشــمندان درک نمــوده بــه دربــار پروردگــار ســربه ســجده‬
‫مينهند ‪ ،‬زيرا خداوند ميفرمايد ) انما يخشی الله من عباده العلماء ( به‬
‫تحقيق دانشمندان نسبت به ساير مردم ازخداوند زياده تر ميترسند ‪.‬‬
‫يک تن از دانشمندان اين موضوع را دريکــی از ســايت هــای انــترنت‬
‫چنين بيان داشته است ‪:‬‬
‫خداي آگاه و دانا به همه علوم‪ ،‬در قرآن کريم در سوره الرحمن آيه‬
‫هاي ‪ 19‬و ‪ 20‬اشاره به جدا بودن دو دريا در محلي که بهم مي پيوندند‬
‫نمو ده ومي فرمايد که حائلي ميان دو دريا قرار داده شده است تــا از‬
‫مخلــوط شــدن آنهــا جلــوگيري کنــد‪ (55:19) :‬مــرج البحريــن يلتقيــان]‬
‫‪ [55:19‬او دو دريا را در جايي كه به هم مي پيوندنــد‪ ،‬از هــم جــدا مــي‬

‫‪49‬‬

‫كند‪ (55:20) .‬بينهما برزخ ل يبغيان]‪ [55:20‬حــايلي ميــان آنهــا قــرار‬
‫داده شده است‪ ،‬تا از تجاوز به حدود يكديگر جلوگيري كند‪.‬‬
‫علوم دريــا شناســي امــروز بوضــوح ايــن پديــده را باثبــات رســانيده‬
‫است‪ .‬هنگامي که درياي مديترانه در جبل اطارق به اقيــانوس اطلــس‬
‫مي ريزد‪ ،‬با توجه به اختلف درجــه حــرارت‪ ،‬شــوري و غلظــت‪ ،‬مــانعي‬
‫بين آنها قرار مي گيرد همانطوري که در تصوير زيــر نشــان داده شــده‬
‫است‪.‬‬

‫‪.Source: Marine Geology, Kuenen, p. 43, with a slight enhancement‬‬
‫همچنين مدبر آسمانها و زمين در سوره مبــارکه فرقــان آيــه ‪ 53‬بــه‬
‫حايلي محکم و نفوذ ناپذ ير که بين دو درياي شور وشيرين قرارگرفته‬
‫و باعث جدايي آنها مي گردد اشاره مي فرمايــد‪ (25:53) :‬وهــو الــذي‬
‫مرج البحرين هــذا عــذب فــرات وهــذا ملــح أجــاج وجعــل بينهمــا برزخــا‬
‫وحجرا محجورا‬
‫]‪ [25:53‬اوســت كــه دو دريــا را بــه هــم مــي پيونــدد؛ يكــي تــازه و‬
‫گواراست‪ ،‬در حالي كه ديگري شور و غير قابل نوشــيدن‪ .‬و او آنهــا را‬
‫با حايلي محكم و نفوذناپذير )تبخير( از هم جدا كرد‪.‬‬
‫در شکل زير سطح مقطع يک خليــج و درصــد شــوري آب آن نشــان‬
‫داده شده است‪ .‬در اين شکل مي توانيم جدايي آب شيرين و شور را )‬
‫‪(partition zone‬همانطوري که خداي عليم در قرآن کريــم بيـان فرمــوده‬
‫است به وضوح ببنيم‪.‬‬

‫عمق درياها و موجهاي داخلي درياها در قرآن‬
‫خداي متعال در کتاب آسماني قــرآن در ســوره مبــارکه نــور آيــه ‪39‬‬
‫اعمال کافران را به سرابي تشبيه مي فرمايــد کــه شــخص تشــنه فکــر‬
‫مي کند آن آب است‪ ،‬اما هنگامي كه بـه آن مــي رسـد‪ ،‬مــي فهمــد كــه‬
‫چيزي نيست و درعوض‪ ،‬خدا را آنجا مي يابد‪ ،‬تا جــزاي كامــل اعمــالش‬
‫‪50‬‬

‫را بدهد‪ .‬سپس در آيه بعدي در مورد کافران تشــبيه ديگــري مــي آورد‬
‫که شايد براي مردمي که در زمان پيامبر اسلم مــي زيســتند عجيــب و‬
‫شگفت انگيز بود‪ .‬در آيه ‪ 40‬سوره نور خداي رحمان شخص کافر را به‬
‫کسي که درداخل اقيانوسي خروشان قرار دارد تشبيه مي فرمايد کــه‬
‫موجهــايي کــه روي آنهــا موجهــاي ديگــر و در بــالي آنهــا مــه غليــظ‬
‫قرارگرفته شده است‪ (24:40):‬أو كظلمت في بحر لجــي يغشــيه مــوج‬
‫من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمت بعضها فوق بعض إذا أخرج يــده‬
‫لم يكد يريها ومن لم يجعل الله له نورا فما له من نور‬
‫]‪ [24:40‬مثــال ديگــر‪ ،‬بــودن در تــاريكي مطلــق اســت در داخــل‬
‫اقيانوسي خروشان‪ ،‬با امواج روي امواج‪ ،‬تــوام بـا مـه غليــظ‪ .‬تـاريكي‬
‫روي تاريكي‪ -‬اگر شخص به دست خود نگاه مــي كــرد‪ ،‬بــه ســختي مــي‬
‫توانست آن را ببيند‪ .‬خدا هر كه را از نــور محــروم كنــد‪ ،‬او هيــچ نــوري‬
‫نخواهد داشت‪.‬‬
‫در آيــه ‪ 40‬ســوره نــور خــداي متعــال اشــاره بــه تــاريکي در درون‬
‫اقيانوسها دارد‪ .‬بر طبق علوم اقيانوس شناسي بيــن ‪ 3‬تــا ‪ 30‬درصــد‬
‫نور خورشيد در سطح دريــا بازتــاب مــي يابــد‪ .‬ســپس‪ ،‬همــانطوري کــه‬
‫تصوير زير نشان مي دهد‪ ،‬در ‪ 200‬متر اول عمق دريــا‪ ،‬تقريبــا تمــامي‬
‫رنگهاي طيف نور بجز رنگ آبي جذب مي شوند‪.‬‬

‫‪.Source: Oceans, Elder and Pernetta, p. 27‬‬
‫نکته اي که توجه متفکران را بــه خــو جلــب مــي کنــد اشــاره خــداي‬
‫حکيم به وجود دو موج در اقيانوس هــا اســت‪ .‬بــا تکامــل تکنولــوژي و‬
‫فرستادن زير دريايي هاي مخصوص به اعماق اقيا نو سها‪ ،‬دانشمندان‬
‫متوجه گشتند که بعلت غلظت بيشتر آبهاي واقع در اعماق اقيانوســها‬
‫)در مقايسه با آبهاي سطحي( دو نوع موج در درون آنها پديد مي آيــد‪،‬‬
‫موجهاي داخلي و موجهاي سطحي‪ .‬همانطوري که شــکل زيــر نشــان‬
‫مـي دهــد موجهـاي داخلـي در محـل برخـورد دو ليـه آب بـا چگاليهــاي‬
‫مختلف که يکــي از آنهــا داراي چگــالي بيشــتر )ليــه زيــري( و ديگــري‬
‫داراي چکالي کمتر)ليه باليي( است بو جود مي آيند‪ .‬چگونه بشري که‬
‫هزار و چهار صد سال پيش در بيابانهاي سوزان عربستان مــي زيســته‬

‫‪51‬‬

‫است مي توانست بدون اتکاء بعلـم الهـي ازمــو جهــاي درونـي اعمـاق‬
‫اقيانوسها مطلع گردد؟‬

‫‪.Source: Oceanography, Gross, p. 204‬‬

‫‪52‬‬

‫للل للللل ‪:‬‬
‫للل لل ل للل للل ل‬
‫لللللل للللل‬
‫)فضا نوردان موحد حقيقت هاي قرآنــي را‬
‫توضيح ميکنند (‬

‫لللل للل للللللل للل لل‬
‫لللللللل ‪:‬‬
‫‪ -15‬موضوع انشقاق قمر‬

‫سحاب چشم گربه )‪(Cat’s Eye Nebula‬‬
‫‪53‬‬

‫بال رفتن به طرف آسمان سبب تنگی نفس ميگردد ‪.‬‬

‫ابرها درقرآن‬

‫جداشدن آسمانها و زمين‬
‫‪54‬‬

‫خورشيد و ماه و مدارهايشان‬

‫سحاب چشم گربه )‪(Cat’s Eye Nebula‬‬
‫موقــع انفجــار و فــرو پاشــي ســتارگان گازهــا و موجهــاي حاصــله‬
‫ترکيبي بسيار زيبا بمانند گل رز ايجاد مي کننــد‪ .‬ايــن پديــده در قــرآن‬
‫مجيد در سوره الرحمن ايه ‪ 37‬بيان گرديده است‪:‬‬
‫)‪ (55:37‬فـــإذا انشـــقت الســـماء فكـــانت وردة كالـــدهان]‪[55:37‬‬
‫هنگامي كه آسمان از هــم پاشــيده شــود و ماننــد رنــگ‪ ،‬بــه ســرخي رز‬
‫درآيد‪.‬‬
‫حال عبارت قرآن را با عکس ناسا )‪ (NASA‬که توسط تلسکوپ هابل‬
‫)‪ (Hubble Telescope‬گرفته شده است‪ ،‬مقايسه کنيد!‬

‫چگونه بشري که در هزاروچهارصد سال پيش مي زيسته اســت مــي‬
‫توانست بدون داشتن هيچگونه تلســکوپ ويــا دسترســي بــه تکنولــوژي‬
‫امروزي به پديده اي که در ميليونها کيلومتري زميــن رخ مــي دهــد پــي‬
‫برده باشد؟ آيا بجز اين است که آيه هــاي اعجــاز آور و شــگفت انگيــز‬
‫قرآن ازطرف آن يکتا خالق هستي که آگاه مطلق به کليــه امورهســتي‬
‫است براو نازل گرديده است؟‬
‫بال رفتن به طرف آسمان سبب تنكي نفس ميكردد‬
‫قرآن عظيم الشان ‪ 14‬قـرن قبـل در مـورد بلنـد رفتـن بـه طـرف‬
‫آسمان و اثرات آن بــه سيســتم تنفســي و نفــس تنكــي بــراي بشــريت‬
‫فمن يرد الل ّ َ‬
‫ه يَ ْ‬
‫ن‬
‫ن َيهـ ِ‬
‫هأ ْ‬
‫شـَر ْ‬
‫خبرداده است ‪ْ ِ ُ ْ َ َ ) :‬‬
‫مـ ْ‬
‫صـدَْرهُ ل ِْل ِ ْ‬
‫و َ‬
‫دي َ ُ‬
‫ُ‬
‫ح َ‬
‫سـَلم ِ َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ض ـي ّ ً‬
‫عـ ْ‬
‫ء(‬
‫ما ِ‬
‫عد ُ ِ‬
‫ص ـدَْرهُ َ‬
‫ن يُ ِ‬
‫رد ْ أ ْ‬
‫صـ ّ‬
‫حَر ً‬
‫قا َ‬
‫ج َ‬
‫ه يَ ْ‬
‫فــي ال ّ‬
‫سـ َ‬
‫جــا ك َأن ّ َ‬
‫ض ـل ّ ُ‬
‫مــا ي َ ّ‬
‫ل َ‬
‫ي ُـ ِ‬
‫النعام ‪ 125 /‬ترجمه ‪ :‬آن كسي را كه خدا بخواهد هــدايت كنــد ‪ ،‬ســيه‬
‫اش را ) بــا برتــو نــور ايمــان بــاز و ( كشــاده بــراي ) بــذيرش ( اســلم‬
‫ميسازد و آن كسي را كه خدا بخواهد كمراه و سركشته كند ســينه اش‬
‫را به كونه اي تنك مي سازد كه كويي به آسمان صعود ميكند ‪.‬‬
‫‪-------------------------------------------‬‬‫) صحبت دكتورزغلول نجار كه ازطريق تلويزيون أقرأ در ماه مبارك رمضان امسال نشرشد (‬

‫‪Those whom Allah (in His plan) willeth to guide, He openeth their breast to‬‬
‫‪Islam; those whom He willeth to leave straying, He maketh their breast close‬‬
‫‪.and constricted, as if they had to climb up to the skies‬‬
‫‪55‬‬

‫قرآن كريم اين موضوع را بيان داشته است ‪ ،‬بهتراست اكنون نظر‬
‫دانشمندان معاصر را بدانيم ‪:‬‬
‫» دكتر صلح الدين مغربي استاد طب فضا در امريكا و عضو انجمــن‬
‫پزشكي فضا در انگلستان ميگويد ‪:‬‬
‫آن هنگام كه به كاوش در تأثير ارتفاعات بر انســان روي آورديــم در‬
‫يافتيم پيلوت ها كه ارتفاعــات مختلــف أســمان را در مــي نوردنــد در‬
‫جاهايي كــه ارتفــاع از ســطح دريــا حــدود هــزار پــا باشــد هيــچ مشــكل‬
‫تنفسي ايشان را در بر نمــي گيــرد و آن محــدوده اي اســت كــه پــرواز‬
‫بدون مشكل صورت ميگيرد ولي اگر ارتفاع به ‪ 16000‬پا برسد پيلــوت‬
‫وارد منطقه تكا فوء فيزيولوژي ميشود بدين معنى كــه در آن محــدوده‬
‫به سيستم هاي تنفسي بدن فشار وارد ميشود و پيلــوت هـا بــا كمبــود‬
‫آكسيجن مواجه ميگردند با زياد تر شدن ارتفاع از ‪ 16000‬با تا ‪25000‬‬
‫با دستگاه هاي هوا زاي هواپيما و سيســتم هــاي اكســيجن سـاز دچـار‬
‫اختلل ميشــوند و پيلــوت بــا مشــكلتي چــون بيهوشــي ســر گيچــه ‪،‬‬
‫سردرد ‪ ،‬خواب آلودگي مفــرط ‪ ،‬تنگــي تنفــس ‪ ،‬و‪ ،‬سـرفه هـاي شـديد‬
‫مبتل خواهد گشــت بعــد از آن گازهــاي موجــود در معــده و روده رو بــه‬
‫زوال مي نهند بدين سبب بر بعضي ازعضلت بدن يا سيســتم حـاجزي‬
‫فشار مي آيد در نهايت به تنگي تنفس و مشكل در تنفس مــي انجامــد‬
‫كوتاه سخن آنكه هركه به آسمان برود دچار دو مشكل عمده ميشود‬
‫‪ -1‬تنگي نفس‬
‫‪ -2‬فشار به سينه و حالت خفگي ‪.‬‬
‫اما اينجا ميبينيم قرآن جندين قرن قبل از به راه افتــادن كــاروان‬
‫علم و تحقيق پرده از اين شگرف راز براي همگان دريك آ يه و با نكتــه‬
‫سنجي مخصوص به خود برداشته است « ‪(1) .‬‬

‫ابرها در قرآن‬
‫خداي دانا در قرآن مجيد مراحل تشکيل ابرها وبوجود آمدن باران را‬
‫در سوره مبارکه نور آيه ‪ 43‬به زيبايي بيان مي فرمايد‪:‬‬
‫)‪ (24:43‬ألم تر أن الله يزجي سحابا ثم يؤلف بينه ثم يجعلــه ركامــا‬
‫فترى الودق يخرج من خلله وينزل من السماء من جبال فيهــا مـن بــرد‬
‫فيصيب به مـن يشـاء ويصـرفه عـن مـن يشـاء يكـاد سـنا برقـه يـذهب‬
‫بالبصر‬
‫]‪ [24:43‬آيا توجه نمي كني كه خدا ابرها را مي راند‪ ،‬سپس آنهــا را‬
‫با هم جمع مي كند‪ ،‬بعد آنها را روي هم انباشته مي سازد‪ ،‬سپس مــي‬
‫بيني كه از آنها باران بيرون مي آيد؟ او بار برف را از آسمان فرو مي‬
‫فرستد تا هر كه را بخواهد بپوشاند و از هــر كــس بخواهــد دور ســازد‪.‬‬
‫نزديك است كه درخشندگي برف نور چشمان را بربايد‪.‬‬

‫‪------------------------------------------‬‬‫‪ -1‬مرجع سابق ‪ ،‬ص ‪ 38 :‬با اختصار و تغيير بعضي اصطلحات مشکل‬

‫‪56‬‬

‫بازهم تشريح خداي بزرگ در قرآن کريم از نحوه بوجود آمدن ابرهــا‬
‫و باران مطابق يافته هاي علمي است‪ .‬در شــکل زيــر در قســمت )‪(A‬‬
‫تکه ابرهاي کوچک مجزا و در قسمت )‪ (B‬ابرهــاي کوچــک بــه هــم مــي‬
‫پيوندند و بر روي هم انباشته مي شوند و سپس قطرات آب فرو مــي‬
‫افتند‪.‬‬

‫‪.Source: The Atmosphere, Anthes and others, p. 269‬‬
‫)‪ (18:109‬قل لو كان البحر مدادا لكلمت ربــي لنفــد البحــر قبــل أن‬
‫تنفد كلمت ربي ولــو جئنــا بمثلــه مـددا]‪ [18:109‬بگــو‪" :‬اگــر اقيــانوس‬
‫براي كلمات پروردگارم مركــب بــود‪ ،‬پيــش از آنكــه كلمــات پروردگــارم‬
‫تمام شود‪ ،‬اقيانوس تمام مي شد؛ حتي اگر مقدار مركــب را دو برابــر‬
‫كنيم‪".‬‬

‫جداشدن آسمانها و زمين‬
‫موضوع يک توده بودن زمين وآسمان وسپس جدا شـدن هرکــدام بـه‬
‫واسطه يک انفجار قوی وايجاد هرکدام بصورت مستقل را ميتــوان بــه دو‬
‫صورت بيان داشت ‪ ،‬نخست اينکه اين يک حقيقت قرآنــی اســت کــه علــم‬
‫امروزی آنرا ثابت نموده ‪ ،‬ويا اينکه اين يک حقيقت علمی است که قرآن‬
‫از آن ‪ 14‬قرآن قبل خبرداده است ‪ ،‬به هرصورت هردو تعبير يک حقيقــت‬
‫را ثابت ميکند که قرآن عظيم الشان درزمــانيکه مــردم از علــوم امــروزی‬
‫وتکنالوژی هيــچ خــبری نداشــت ‪ ،‬ولــی قــرآن عظيــم الشــان بــرای اينکــه‬
‫‪57‬‬

‫معجزه برای همه مردم جهان تا روز قيامت باشــد ‪ ،‬هرحقيقــت علمــی را‬
‫قبل بيان داشته تا انسانها با کشف اين حقايق به اين نقطه اقرار نماينــد‬
‫که قرآن کلم ذاتی است که قبل تجارب اين حقيقــت هــا را بيــان داشــته‬
‫است ‪.‬‬
‫خداي متعال درقرآن کريم ميفرمايد‪ (21:30) :‬أولم ير الذين كفروا أن‬
‫السموت والرض كانتا رتقا ففتقنهما وجعلنا من الماء كل شيء حي أفل‬
‫يؤمنون]‪ [21:30‬آيا کافران درک نمي کنند که آسمان و زمين در آغــاز بــه‬
‫صورت يک توده جامد بود و مــا آن را منفجــر ســاختيم تــا موجــوديت پيــدا‬
‫کند؟ و هر چيز زنده اي را از آب به وجود آورديم‪ .‬آيا ايمان مي آورند؟‬
‫]‪Do the unbelievers not realize that the heaven and the earth [21:30‬‬
‫‪used to be one solid mass that we exploded into existence? And from‬‬
‫‪?water we made all living things. Would they believe‬‬

‫در آيه فوق خداي متعال به انفجار اوليه اي که بــااراده او بــاعث ايجــاد‬
‫اسمانها و زمين شد اشاره مــي فرمايــد‪ .‬چگــونه در زمــاني کــه هيچگــونه‬
‫دانشي بجز خرافــات درمــورد نحــوه بوجــود آمــدن کائنــات وجــود نداشــت‬
‫ميتوان تصورنمود که بشــري يکــي از بزرگــترين اکتشــافات قــرن بيســتم‬
‫رابرجهان آشکارسازد؟ نه هر گز‪ .‬اين آيه سخن يک انسان نبود که صفحه‬
‫اي از قرآن عظيم را زينت داد‪ .‬قرآن بجز کلم آن داناي بــي ابتــدا و بــي‬
‫انتها نيست‪.‬‬

‫از يک توده گازي شکل تا آسمانها و زمين‬
‫در سوره اي که بنام دخان يعني گاز ناميــده شــده اســت خــداي متعــال‬
‫اشاره به مرحله ابتدائي پيدايش آسمانها و زمين کرده ميفرمايد‪:‬‬
‫)‪ (41:11‬ثم استوى إلى السـماء وهـي دخـان فقـال لهـا وللرض ائتيـا‬
‫طوعا أو كرها قالتا أتينا طائعين‬
‫]‪ [41:11‬سپس او به آسمان پرداخت‪ ،‬هنگامي كه هنوز به صورت گــاز‬
‫بود و به آن و زمين گفت‪" :‬به وجود بياييد‪ ،‬خواســته يــا ناخواســته‪ ".‬آنهــا‬
‫گفتند‪" :‬ما با ميل و رغبت مي آييم"‪Then He turned to the sky, [41:11].‬‬
‫‪when it was still gas, and said to it, and to the earth, "Come into existence,‬‬
‫‪".willingly or unwillingly." They said, "We come willingly‬‬

‫‪58‬‬

‫تصوير زير ستاره اي جديد را در حال شکل گيري از گاز و غبــار )نبــول‬
‫‪ ،( Nebula‬از بقاياي گازي که منشاء پيدايش کل جهان بوده اســت نشــان‬
‫مي دهد‪.‬‬

‫‪.Source: The Space Atlas, Heather and Henbest, p. 50‬‬
‫در عکس زير سحاب لگون )‪ (Lagoon Nebula‬را مي بينيم که ابــري از‬
‫گاز و غبار با قطري معادل ‪ 60‬سال نوري است‪.‬‬

‫‪Source: Horizons, Exploring the Universe, Seeds, plate 9, from Association of Universities for Research in‬‬
‫‪.Astronomy, Inc‬‬

‫همــانطوري کــه در اشــکال فــوق نشــانداده شــده اســت علــم‬
‫امروزثابت کرده است که ستارگان آسماني از انقباض تودههاي‬
‫عظيم گاز بوجود مي آيند‪ ،‬پديده اي که در قرآن بوضوح برآن در‬
‫آيه فوق اشاره شده است‪.‬‬
‫)‪ (4‬آسمانها را چه چيزي نگاه داشته است؟‬
‫نيروي جاذبه‪ ،‬باذن خداي عــالم‪ ،‬عامــل نگاهــداري آســمانها و‬
‫زميــن اســت‪ .‬ايــن نيــرو غيرقابــل رويــت ا ســت ولــي هماننــد‬
‫ستونهايي استوار موجب نگاهــداري آســمانها و زميــن و گــردش‬
‫آنها در مدارهاي تعيين شده توسط يکتاخالق جهان مــي باشــد‪.‬‬
‫به اين پديــده بنحــو بســيار زيبــايي در قــرآن مجيــد اشــاره شــده‬
‫است‪:‬‬

‫‪59‬‬

‫)‪ (13:2‬الله الذي رفع الســموت بغيــر عمــد ترونهــا ثــم‬
‫استوى على العرش وسـخر الشــمس والقمــر كـل يجــري‬
‫لجل مسمى يدبر المر يفصل الءيت لعلكم بلقــاء ربكــم‬
‫توقنون]‪ [13:2‬خداســت كــه آســمانها را بــدون ســتونهايي كــه‬
‫بتوانيد ببينيد‪ ،‬برافراشت‪ ،‬سپس اقتــدار را در دســت گرفــت‪ .‬او‬
‫خورشيد و ماه را متعهد كــرد؛ هــر كــدام تــا ســرآمدي معيــن )در‬
‫مدار خود( در گردشند‪ .‬او همه چيز را تحت كنترل دارد و آيات را‬
‫توضيح مي دهد‪ ،‬باشد كه درباره ملقات با پروردگارتان به يقين‬
‫برسيد‪.‬‬
‫خورشيد و ماه و مدارهايشان‬
‫همانطوري که علم نجوم ثابت کــرده اســت و امــروز بصــورت‬
‫يکي از بد يهيات حتي در مدارس ابتدايي هم تدريس ميشود ماه‬
‫و خورشيد در مدارهاي خاصي شناورند‪ .‬چنيين دانشي هرگــز در‬
‫هزارو چهارصد سال پيش در بين جوامع بشري مطرح نبود‪ .‬اما‬
‫در کتــاب خــداي تعــالي در ســوره يســين بصــراحت بگــردش مــاه‬
‫وخورشيد در مدارهاي تعيين شده اشاره شده است‪:‬‬

‫)‪ (36:40‬ل الشمس ينبغي لها أن تدرك القمر ول اليل‬
‫سابق النهار وكل في فلك يسبحون]‪ [36:40‬خورشيد هرگز‬
‫به ماه نمي رسد‪ -‬شب و روز هرگز منحرف نمي شوند‪ -‬هــر يــك‬
‫از آنها در مدار خود شناور است‪.‬‬

‫‪60‬‬

‫هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه‬
‫هههههههههههههههههههههههههههه‬

‫)‪ (6‬ترتيب شب و روز‬
‫پروردگار هستي در ســوره مبــارک الرحمــن آيــه ‪ 17‬در قــرآن‬
‫مجيد و در سوره زخرف آيه ‪ 38‬اشاره به وجــود دو مشــرق و دو‬
‫مغرب مي کند‪:‬‬
‫فهرست مطالب‬

‫)‪ (55:17‬رب المشرقين ورب المغربين‬
‫]‪ [55:17‬پروردگار دو مشرق و دو مغرب‪.‬‬

‫)‪ (43:38‬حــتى إذا جاءنــا قــال يليــت بينــي وبينــك بعــد‬
‫المشرقين فبئس القرين‬
‫]‪ [43:38‬هنگامي که او نزد ما بيايد‪ ،‬خواهد گفت‪" :‬آه‪ ،‬کــاش‬
‫ميان من و تو به اندازه دو مشرق فاصله بود‪ .‬چه همـزاد بيچـاره‬
‫کننده اي"!‬
‫اشاره به و جود دو مشرق و دو مغرب در آيه هاي فوق نشانه‬
‫آن است که‪ ،‬بر خلف مفروضات آميخه با خرافات زمــان پيــامبر‬
‫اسلم‪ ،‬زمين مسطح نيست بلکه کروي شکل است‪ .‬اگر اين آيــه‬
‫را بهمراه آيه ‪ 30‬ســوره مبــارک النــازرات مطــالعه کنيــم کــروي‬
‫)تخم مرغي شکل( بودن زمين و ترتيب شب و روز)دو مشرق و‬
‫دو مغرب( در نيمکرههاي آن کامل مشخص مي گردد‪:‬‬

‫)‪ (79:30‬والرض بعد ذلك دحيها‬
‫]‪ [79:30‬او زمين را تخم مرغي شكل ساخت‪.‬‬
‫)‪ (7‬گسترش جهان هستي‬
‫فرضيه اثبات شده گسترش آسمانها يکي از يــافته هــاي مهــم‬
‫علمي در قرن بيستم بود کــه خــداي متعــال بــا صــراحت آنــرا در‬
‫قرآن بيان فرموده است‪.‬‬
‫فهرست مطالب‬

‫‪61‬‬

‫)‪ (51:47‬والسماء بنينها بأييد وإنا لموسعون‬
‫]‪ [51:47‬ما آسمان را با دست هاي خــود بنــا كرديــم و مــا بــه‬
‫توسعه آن ادامه خواهيم داد‪.‬‬

‫‪62‬‬

‫للل لللل ‪:‬‬
‫للل لل ل للل للللل ل‬
‫للللللل‬
‫)ل ل للل ل للللللل لل لل للللل‬
‫لللللل لللل لللللل(‬
‫خلقت حيوانات درسي براي خدا شناسي‬

‫زنبور عسل ماده در قرآن‬
‫مار ماهي هاي دريايي‬
‫زنده گــي بدون آب غير ممكن است‬
‫شير ازميان سرگـين وخون بوجود ميايد‬

‫خلقت حيوانات درسي براي خدا شناسي‬
‫حقيقتا خداونــد )جــل جللــه ( حيوانــات را بــه اشــكال مختلــف خلــق‬
‫نموده است ‪ ،‬هرگاه بسوي حيوانات ‪ ,‬پرنده گان و خزنده گــان نظــر‬
‫افگنيم هزاران شكل ازاشكال قدرت الهــي را ميــابيم ‪ ،‬سيســتم زنــده‬
‫گي ‪ ،‬توالد و تناسل ‪ ،‬نمو ‪ ،‬سير و انتقــال حيوانــات همــه دليلــي انــد‬

‫‪63‬‬

‫بــراي خــدا شناســي ‪ .‬خداونــد متعــال )جــل جللــه ( دريــن مخلوقــات‬
‫صـفاتي را نهفتـه اسـت كـه مشـاهده آن انسـانرا بـه پـذيرش يگـانكي‬
‫خداوند )جل جلله ( متيقن ميسازد ‪ ،‬يكي از دانشمندان هندي ميگويد‬
‫من در سابق با برآمدن چوچه مرغ از بين تخم ســؤال مينمــودم ‪ :‬كــي‬
‫اين قدرت را براي چوچه مرغ داده است كه ميتواند تخــم را شكســته و‬
‫ازبين آن خارج گردد ‪ ،‬ولي زماني در مورد تحقيق نمودم در يــافتم كــه‬
‫در نول چوچه مرغ قبل از خروجش از تخم شبيه نوك سوزن يك چيــز‬
‫كــوچكي خلــق شــده اســت ‪ ،‬چــوچه مــرغ بعــد از تكميــل مــدت معيــن‬
‫بواسطهء همين نوك سوزن تخم را ميشگا فد ‪ ،‬سپس هوا داخــل تخــم‬
‫شده و چوچه مرغ با دخول هوا كم كم خشــك و بــزرگ ميشــود ‪ ،‬دريــن‬
‫حالت فشار بالي تخم آمده ميشكند و چوچه مـرغ بيـرون ميايـد ‪ ،‬حـال‬
‫كه علم امروزي اين مرحله خروج چــوچه مــرغ را بيــان ميــدارد ســؤال‬
‫من نيز فرق ميكند ‪ .‬اكنون ميپرسم ‪ :‬كي اين نـوك سـوزن را در نـول‬
‫چوچه مرغ خلق نموده است ؟ براي سؤال قبلــي و ســؤال فعلــي مــن‬
‫صرف يك پاسخ است كــه ‪ :‬ذات خداونــد متعــال )جــل جللــه ( ‪ ،‬ذاتيكــه‬
‫همهء مخلوقات را با حكمت بسيار عالي خويش با مهارت تــام آفريــده‬
‫است ‪.‬‬
‫انسان که اشرف المخلوقات است ‪ ،‬و خداوند )جل جلله ( بـراي او‬
‫همهء كاينات را مسخر گردانيده است ‪ ،‬و ميتواند بالي تمامي حيوانات‬
‫حاكميت نمايد ‪ ،‬حيوانات بسيار قوي را با عقل خويش در قفس ها بند‬
‫نمايد ‪ ،‬به اساس اين مزاياي خــدا داد بــراي بشــريت ‪ ،‬انســان خــود را‬
‫نسبت به حيوانات و پرنده ها قوي و نيرومند حساب ميكند ‪ ،‬و من هم‬
‫بـه هميــن نظـر بـودم كــه توانـايي انســان نســبت بـه پرنـده هـا زيـاده‬
‫تراست ‪ ،‬روزي در سرماي زمستان كه درجه حرارت تحت صــفر بــود و‬
‫همه جا را برف پوشانده بود به خانه يكي ازدوستان ميرفتم من كه بــا‬
‫لباس زمستاني ‪ ،‬بالپوش ‪ ،‬جاكت ‪ ،‬جــراب هــاي دبــل ‪ ،‬دســتكش هــاي‬
‫گرم ‪ ،‬درحركت بودم بازهم احساس سردي ميكردم كه ناگهان متــوجه‬
‫شدم كه با وجود اينکه همه جا يخبندان بـود مرغـابي هـا دربيــن آبيكــه‬
‫من نميتوانستم به آن دست زنم شنا ميكرد ند ‪ ،‬و اين امــر بــراي مــن‬
‫معجزه بزرگ الهي بود ‪ ،‬و درك كردم كه خداوند )جل جلله ( ذات قادر‬
‫وتوانا است كه ايــن مرغــابي را كــه گوشــت آن بســيار نــازك وضــعيف‬
‫است چنان توانايي داده است كه ميتواند دردرجه‬
‫‪------------------------------------‬‬‫‪ -1‬براهين بريكتا برستي ‪ ،‬ص ‪110 :‬‬

‫حرارت تحت صفر در يخبندان شنا نمايد ‪ .‬و انسانيرا که شايد بتواند‬
‫دريک لحظه ده ها مرغابي را از پا بياندازد چنين توانايي نداده اســت ‪،‬‬
‫درک نمــودم کــه خــالق توانــا ميتوانــد کوچکــترين موجــودي را چنــان‬
‫توانايي و مقاومت نصيب نمايد که در مقابل درجه هاي برودت بســيار‬
‫پِايين در آب هاي بسيار سرد به شــکل نورمــال شــنا نماينــد ‪ ،‬فتبــارك‬
‫الله احسن الخالقين ‪.‬‬
‫زماني حضرت خالد )رضي الله عنه ( ميخواست كـه عسـاكر خـويش‬
‫را از شبه جزيره عرب به مناطق ديگر انتقال دهد ‪ ،‬و صحراء ريــگ زار‬
‫‪64‬‬

‫شبه جزيره عــرب كــه چنـدين شــبانروز سـفردركار داشـت ‪ ،‬و عسـاكر‬
‫نميتوانستند با آب ذخيره خويش اين همه مسـافه را طـي نماينــد همــه‬
‫حيران بودند ‪ ،‬و حضرت خالد ) رضي الله عنه ( ميخواســت حلــي پيــدا‬
‫نمايد ‪ ،‬او عقيده داشــت كــه قــرآن گــره كشــاي تمــامي مشــكلت وي‬
‫است ‪ ،‬به تلوت قرآن كريم آغازنمود ‪ ،‬نــا گهــان بــه ايــن آيــت مبــاركه‬
‫خل ِ َ‬
‫متوجه شد ‪) :‬أ َ َ‬
‫ت ( الغاشية ‪) 17/‬چرا‬
‫ف ُ‬
‫ل ك َي ْ َ‬
‫فـل ي َن ْظُُرو َ‬
‫ق ْ‬
‫ن إ َِلى ال ِِبـ ِ‬
‫نظر نميكنند به شتر كه چگونه خلق شده است ؟ ( ‪Do they not look at‬‬
‫‪the Camels, how they are made‬‬
‫او متوجه شد كه خداوند )جل جلله ( برايش حكم مينمايد كه بايد به‬
‫خلقت شتران نظر اندازد ‪:‬‬
‫ويزه گي هاي خلقت شتران‬
‫موافقت با آب و هواي صحراء ها ‪ :‬چشمان شــتر بــه طــرف ســرش‬
‫بال شده اند و به طرف پشت سر بر ميگردند كه اين ساختمان چشمان‬
‫شتر او را در ريگ هاي صحرا نگهداري ميكنند ‪ ،‬همچنان درسوراخ هاي‬
‫بيني وگوشهايش موهاييست كه اورا از طوفان هاي ريگــي محــافظت‬
‫مينمايد ‪ .‬بيني شتر سوراخ هــاي كوچــك دارد ‪ ،‬وهرگــاه طوفــان ريــگ‬
‫درمقابلش صورت گيرد اين سوراخ ها بند ميشوند ‪.‬‬
‫پاهاي شتر طويلند كــه اورا در ســرعت حركــت كمــك ميكننــد ‪ ،‬شــتر‬
‫ميتواند كــه در حــدود ‪ 170‬الــي ‪ 180‬كيلــوگرام وزن را حمــل نمــوده و‬
‫دريك روز ‪ 40‬كيلومتر درســرعت ‪ 4‬كيلومــتر درســاعت طــي نمايــد ‪ .‬و‬
‫ميتواند كه چهار روز را به همين شكل متواتر درحركت باشــد ‪ .‬بعضــي‬
‫از شتران مخصوص انتقال انسان ميباشند كــه ميتواننــد دريــك ســاعت‬
‫‪ 16‬كيلومتر حركت نمايند ‪.‬‬
‫قدمهاي شتران هموار بوده و داراي پابند هاي دايروي كه از گوشت‬
‫تازه خلق شـده انــد ‪ ،‬بـراي رفتــن بـالي ريــگ زار هــا بســيار مناســب‬
‫است ‪.‬‬
‫زيرسينه ‪ ،‬و مفاصل پاهايش پارچه هاي مانند بالشت ها خلق شده‬
‫است كه ميتواند بالي زمين بسيار گرم و سوزان به آساني استراحت‬
‫نمايد ‪.‬‬
‫اغلب اوقات حيوانات در صحراء ها از گرسنگي ميميرند ‪ ،‬ولي شــتر‬
‫ميتواند از هرقسم گياه ها استفاده نمايد ‪ ،‬ودرصورت ضرورت ميتواند‬
‫هر نوع نباتات خار دار وسخت را بخورد ‪ ،‬و درهنگــام ضــرورت بيشــتر‬
‫كــه هيــچ غــذايي نباشــد و شــتر از گرســنگي زيــاد خــوف مــرگ نمايــد‬
‫سنامي از چربو درپشت خود دارد كه آنرا خورده و ميتواند چنــدين روز‬
‫از آن منحيث غذاي خويش استفاده نمايد ‪.‬‬
‫مهمترين ضرورات صحراء آ ب ميباشد ‪ ،‬شتر احتياطــات قبلــي دارد‬
‫كه آب جسمش را حفظ ميكند ‪ ،‬مثل شتر هيچ عرق نميكند ‪ ،‬بينــي اش‬
‫متصل به دهانش ميباشد ‪ ،‬بيني اش آبهايي را كه توسط تنفـس خـارج‬
‫ميگردد بند ميسازد ‪ ،‬شتر درهنگام ضرورت ميتواند دربطن خود شصت‬
‫ليتر آب را ذخيره نمايد كه ايــن مقــدار آب بــراي شــش الــي ده روزش‬
‫كافيست ‪( 1) .‬‬

‫‪65‬‬

‫‪---------------------------------------------------‬‬‫‪ . -1‬تفسير روح القرآن الكريم ‪ ،‬تاليف عفيف عبدالفتاح طباره ‪ ،‬چــاب ليبيــا ‪ :‬جمعيــة الــدعوة‬
‫السلمية ‪ ،‬تفسير جزء عم ‪ ،‬ص ‪101 :‬‬

‫زنبور عسل ماده در قرآن‬

‫سيستم زنده گي زنبورهاي عسل بــه گــونه يــي اســت کــه هرگــاه‬
‫بصورت عادي به نظام اين زنبورها نظر انداژيم ظاهرا فکــر ميکنيــم‬
‫که نظامي شاهي است که داراي پادشاهي است که با عساکرخويش‬
‫اين نظم را ترتيت وتنظيم مينمايند ‪ ،‬درحاليکه حقيقت چنيــن نيســت‬
‫وقرآن عظيم الشان به عوض استعمال زنبــور عــادي زنبــور مــاده را‬
‫استخدام نموده است کــه علمــاي امــروزي درمــورد چنيــن توضــيحات‬
‫ميدهند ‪ :‬در قرآن آمده است که زنبور عسل ماده بــراي يــافتن غــذا‪،‬‬
‫لنــه اش را تــرک مــي نمايــد ‪.‬درنمــايش هنــري چهــارم شکســپير‪،‬‬
‫هنگامي که چند نفر از شخصــيتهاي نمــايش در مــورد زنبورهــا بحــث‬
‫مي کنند‪ ،‬به وجود شاهي بـراي زنبورهــا کــه همگــي ســرباز هســتند‪،‬‬
‫اشاره مي شود‪ .‬در صورتي که زنبورها ملکه اي دارند که ماده است‬
‫وپيشرفت علوم در ‪ 300‬سال گذشته باعث شد که دانشمندان به اين‬
‫موضوع پي ببرند‪ (16:68) .‬وأوحى ربــك إلــى النحــل أن اتخــذي مــن‬
‫الجبال بيوتا ومن الشجر وممــا يعرشــون]‪ [16:68‬و پروردگــارت بــه‬
‫زنبور الهام كرد‪ :‬در كوهها و درختان خانه بساز و در )كندوهايي( كه‬
‫آنها براي شما مي سازند‪.‬‬

‫مار ماهي هاي دريايي‬
‫» كريس موريس رئيس سابق اكادمي علــوم در نيويــورك و يكــي از‬
‫بزرگان علوم جديد دركتــاب ترجمــه شــدهء العلــم يــدعو لليمــان )علــم‬

‫‪66‬‬

‫مردم را به ايمان دعوت مينمايد ( ميگويد ‪ :‬معمايي كــه بســيار مشــكل‬
‫مي نمايد و نياز به پاسخ دارد مخصـوص مـار مــاهي هــاي آبــي اســت ‪،‬‬
‫آنها موجودات عجيبي هستند وقتي كه دوره رشد آنها بــه پايــان رســيد‬
‫ازنقاط منختلف بركه ها ‪ ،‬رود هــا ‪ ...‬كــوچ ميكننــد و بـا قطـع هــزاران‬
‫مايل در اقيانوس به اعماق دور جنوبي برمودا ‪ ،‬نزديكي قـارهء امريكـا‬
‫مي روند و در آنجا تخم گذاري ميكنند ‪ ،‬وسپس مي ميرند اما بچه هاي‬
‫آنها بدون اينكه هيچ وسيلهء شناختي داشته به سوي كنــاره هــايي كــه‬
‫مادرانشان در ابتداء بودند بر ميگردند ‪ ،‬سپس وارد هــر بركــه و دريــا و‬
‫درياچه و رود خانه خواهند شد و در برابــر هــر فشــار و مــوج طوفــاني‬
‫مقاومت ميكنند تا هنگــامي كــه دورهـء رشـد آنهـا بـه پايـان مـي رسـد‬
‫دوباره طبق سرشت اوليه به همان جاي مادران شان كوچ ميكنند حال‬
‫چه كسي جز خداوند اين قاعده و قوانين را به وجــود آورد ؟ و آنهــا را‬
‫راهنمون ساخت « )‪(1‬‬
‫يكتن از دوستان ما زير سينه مرغ هاي خــانكي تخــم مرغــابي هــا را‬
‫كذاشته بود كه بعد از سبري شدن اضافه از يكماه تخــم هــا شــكافته و‬
‫جوجه هاي مرغابي از آن خارج شدند ‪ ،‬وبعد از فاصــله كــم دوســت مــا‬
‫يك تشت آب را به نزد شان كذاشت ‪ ،‬جوجه هاي مرغابي فورا خــود را‬
‫دربين آب انداختند و شنا مينمودند مــادراين مرغــابي هــا كــه ماكيــان‬
‫عادي بود نعره كنان درحركت بود و برايشان به زبان حال خود ميكفت‬
‫كه جنين كار را نكنيد كه غرق ميشــويد ولـي جــوجه هــاي مرغـابي بــه‬
‫بسيار ساده كي شنا مينمودند ‪ ،‬حال ميبرسيم كــه جـي كسـي ايـن آب‬
‫باز وشنا را براي جوجه هاي مرغابي كه مادرشــان ماكيــان بــود تعليــم‬
‫داده است ‪ ،‬واين قانون را جـزء خداونـد عالميـان )جـل جللـه ( كسـي‬
‫ديكري نميتواند قانون كذاري نمايد ‪.‬‬
‫زنده گــي بدون آب غير ممكن است‬
‫)آب براي ادامه حيات لزم است و هيج مايعي درزميــن بــه جــزء آب‬
‫يافت نميشود كه به عنـوان واسـطه اي بـراي كمـك و اصـلح و اكنـش‬
‫هــاي شــيميايي موجــودات زنــده مــورد اســتفاده باشــد دريــك رشــته‬
‫تحقيقات علمي ثابت شد بعضي از باكتري ها قادرند بــدون هــوا زنــده‬
‫كي كنند ولي مطلقا قادر نيستند بدون آب ادامهء حيات دهند (‬
‫قرآن عظيم الشان ميفرمايد ‪ :‬و جعلنــا مــن المــاء كــل شــي حــي (‬
‫النبياء ‪ 30/‬از آب هرچـيزي را زنده گردانيديم ‪.‬‬
‫شير ازميان سرگـين وخون بوجود ميايد‬
‫دانشمندان امروزي در علوم مختلــف تحقيــق و ريســرج مينماينــد ‪،‬‬
‫آنان ميخواهند تا با دستيابي به حقايق مخلوقات الهي تا حد تــوان راه‬
‫هــاي رشــد توليــدات حيــواني را در يابنــد ‪ ،‬دانشــمندان وترنــري بــه‬
‫تحقيقات در مورد توليد شير درحيوانات پرداختند ‪ ) ،‬محققان دريافتند‬
‫آنزيم هاي هضــم كنــدهء غــذا ‪ ،‬غــذا را را بــه ســرگين بــدل و آن را د ر‬
‫رودهء باريك سير مي دهند درحاليكه رگ هاي خوني مواد غذايي مــايع‬
‫را از مابين سرگين كه باقيماندهء محتويــات معــده پــس ازهضــم اســت‬
‫دريافت ميدارند غذا در خون جريان مي يابــد تــا بــه غــدد لبنــي ) توليــد‬
‫كننده شير( مي رسد آنگـاه غـدد لبنـي مـواد را كـه شـير از آن سـاخته‬

‫‪67‬‬

‫ميشود از خون ميگيرنــد ‪ ،‬اينگــونه شــير ابتــداء ازميــان ســرگين خــارج‬
‫ميشود و بعدا خون ‪ ،‬در طي اين مراحــل بــه وجــود خواهــد آمــد ( ‪233‬‬
‫براهيني بر ‪...‬اين حقيقت علمي كه درعصر حاضر توســط دانشــمندان‬
‫وترنــري ‪ ،‬كالبدشناســي و دســتگاه هــاي ذربينــي كشــف گرديــد ‪ .‬ايــن‬
‫حقيقت قرآني را بيان ميدارد كه خداوند متعال ) جل جلله ( ‪ 14‬قــرن‬
‫قبل براي پيامبرش ) صلي الله عليه وسلم ( وحي نموده بود ‪:‬‬
‫‪-1‬‬

‫‪---------------------------------------------------------------‬‬‫براهيني بريكتا برستي ‪151 -150 ،‬‬

‫في ب ُ ُ‬
‫ن َ‬
‫ث‬
‫ما ِ‬
‫س ِ‬
‫عام ِ ل َ ِ‬
‫م ِ‬
‫فْر ٍ‬
‫ه ِ‬
‫طون ِ ِ‬
‫م ِ‬
‫وإ ِ ّ‬
‫في ال ن ْ َ‬
‫م ْ‬
‫عب َْرةً ن ُ ْ‬
‫م ّ‬
‫قيك ُ ْ‬
‫ن ل َك ُ ْ‬
‫} َ‬
‫ن ب َي ْ ِ‬
‫غا ِلل ّ‬
‫ن{النحـل‪ ) 66/‬وبـراي شـما در حيوانــات‬
‫سائ ِ ً‬
‫ودَم ٍ ل َب ًَنا َ‬
‫رِبي َ‬
‫صا َ‬
‫خال ِ ً‬
‫َ‬
‫شا ِ‬
‫حكمتي است ما شما را از شيري كه در شكم او ميان ســرگين و خــون‬
‫است و براي نوشندگان خالص و گواراست سيراب ميكنيم ‪.‬‬
‫‪And verily in cattle (too) will ye find an instructive Sign. From what is‬‬
‫‪within their bodies, between excretions and blood, We produce, for your‬‬
‫‪drink, milk, pure and agreeable to those who drink it‬‬
‫‪.‬‬

‫قسمت پيشين مغز در قرآن‬
‫درسوره ‪ 96‬خــداي متعــال درمــورد کســي کــه ديگــران را از دعــا و‬
‫نيايش بازميدارد ميفرمايد که اگراوبه کفربگرود و از اعمــالش دســت‬
‫برندارد ما او را بــا پيشــاني )جلــوي ســرخواهيم گرفــت‪ (96:15) :‬كل‬
‫لئن لم ينته لنسفعا بالناصية]‪ [96:15‬مسلما‪ ،‬اگر دست برندارد‪ ،‬او را‬
‫با جلوي سر خواهيم گرفت‪.‬‬
‫شکل زيرمحدوده هــاي رفتــاري انســان در نيمکــره چــپ مغزواقــع‬
‫گرديده است‪ .‬قسمت پيشين مغز محل تصميم گيريهاي مهــم انســان‬
‫است‪ .‬در اين بخش از مغز‪ ،‬برنامه ريزي‪ ،‬انگيــزش‪ ،‬تصــميم گيــري در‬
‫مــورد کارهــاي درســت و غلــط و راســتگويي و دروغگــويي صــورت‬
‫ميگيرد‪ .‬همانطوري که خالق انسانها در قرآن کريم بدرســتي و دقــت‬
‫بيان فرموده است تصميم گيري درمورد گرايش بــه طريــق کفــر و يــا‬
‫ايمان در پيشاني )جلوي سر( انسانها صورت ميگيرد‪ .‬ايــن قســمت از‬
‫مغز است که مسئول رفتارانسانهاست‪ .‬بنابراين آيــا طــبيعي نيســت‬
‫که خداي دانا و توانا انسانهاي گناهکار و کافر را از جلوي سر گرفتــه‬
‫در روز قيامت به بازخواهي بطلبد؟‬

‫‪68‬‬

.Source: Essentials of Anatomy & Physiology, Seeley and others, p. 210

69

‫سنــــگ بزرگي در عربستان كه سال يكبار در فضاء‬
‫معلق ميماند‬

‫)))‬

‫اين واقعا ً جالب است (((‬

‫ه الحسه عربستان سعودي سال يكبار در ماه اپريــل بــراي مــد ت‬
‫سنگي بزرگي درقري ً‬
‫تقريبا ً ‪ 30‬دقيقه به اندازهً ‪ 11‬سانتي متر از سطح زمين بلند ميشود ‪.‬‬
‫مردم محل ميگويند كه در ماه اپريل ‪ 1989‬يعني ‪ 17‬سال پيش مردي كه در عقــب ايــن ســنگ‬
‫پنهان شده بود كشته شد‪ .‬واز سوراخ هاي كه دراين سنگ بملحظه ميرسد ‪ .‬شما لكه هاي تازه‬
‫خون را بالي سنگ مذكور ديده ميتوانيــد‪ ،‬از همــه عجيبــتر اينكــه زمـانيكه ســنگ از زميــن بلنـد‬
‫ميشود لكــه هاي مذكورتيره تر تازه تر ومرطوب تــر ميگردنــد‪.‬ســاكنين محــل بــار بــار كوشــش‬
‫نمودند تا لكه هاي مذكور راازروي سنگ پاك كنند ولي بعد از مدتي آنهــا خــود بــه خــود بــه روي‬
‫سنگ بزرگ ظاهر ميشوند‪.‬‬

‫لطفا ً به آن نگاهي بياندازيد‬

‫‪It is really very interesting, please have a look into it.A huge rock in a village‬‬
‫‪of Al-Hassa region,SAUDI ARABIA raises 11 cm from the ground level once in a‬‬
‫‪!!!year during the month of April and stay elevated for about 30 minutes‬‬
‫‪They say that 17 years ago, one man was shot dead behind this rock who was‬‬
‫‪hidden there This encounter happened in the month of April 1989. You can see‬‬
‫‪the fresh blood stain on the rock, most surprisingly, when the rock raises from‬‬
‫‪the ground, these stain become darker, fresher and wet. Local residents tried‬‬
‫‪to wipe off the stains several times, but after some time it appears again on‬‬
‫‪.the rock automatically‬‬

‫‪70‬‬

71

‫فصـل ‪:‬‬
‫مسلمان شدن يک‬
‫تعداد از‬
‫دانشمندان‬
‫وساينس دانان‬
‫غرب دليل اساسی‬
‫اعجاز قرآن کريم‬
‫ميباشد‬
‫درين فصل موضوعات ذيل را مورد تحقيق‬
‫قرار خواهيم داد ‪.‬‬
‫‪ -1‬مسلمان شدن‬
‫‪ -2‬مسلمان شدن‬
‫‪72‬‬

‫‪ -3‬مسلمان شدن‬
‫‪ -4‬مسلمان شدن‬

‫گرايش بعضي ازدانشمندان به دين مقدس اسلم به‬
‫اساس فهم معجزات قرآني‬
‫دكتور زغلول نجار يكتن از دانشمندان معاصر ميگويد‪ :‬روزي مــن‬
‫ازمحترم داوود سي بسکوک که يكتن از دانشــمندان غربــي ورئيــس‬
‫مسلمانان لنــدن بــود ازعلــت مســلمان شــدنش پرســيدم گفــت ‪ :‬مــا‬
‫غربي ها مليون ها دالر مصرف نموديم تا به كره يي مهتاب دســتياب‬
‫شديم ‪ ،‬وزماني مهتاب را ازنزديك مورد مطالعه قرار داديم ديديم كه‬
‫در روي مهتــاب خــط ســياهي ماننــد يــك كمربنــد اطــراف مهتــاب را‬
‫گرفته است ‪ ،‬وزماني در مورد اين خط تحقيــق وپژوهــش نمــوديم ‪،‬‬
‫تحقيقات نشان داد كه اين مهتاب در زمانهاي بسيار زياد قبل بــه دو‬
‫حصه تقسيم و ازهم جدا شده ‪ ،‬وسپس دو باره بهم وصــل شــده انــد‬
‫كــه بعــد از انضــمام دو بخــش مهتــاب اثــر آن شكســتگي ماننــد خــط‬
‫سياهي در مهتاب باقيمانده است ‪(1) .‬‬
‫وزماني قرآن عظيم الشان را مطالعه نمودم ‪ ،‬دريافتم كه قــرآن‬
‫كريم در مورد شق القمر)دو حصه شدن مهتــاب( جهــارده قــرن قبــل‬
‫خبرداده است ‪ ،‬و احاديث پيامبر)صلى الله عليه وسلم ( نيز درين مورد شهادت‬
‫ميدهد كــه در زمــان بعثــت آخريــن پيــامبران مهتــاب دو شــق شــده و‬
‫مردمان آن عصرمهتاب را به همان شكل ديده اند ‪،‬وزماني شخصــيت‬
‫حضرت محمد )صلى الله عليه وسلم( را مطالعه نمودم يافتم كه او يك شــخص‬
‫عادي ودر آغاز حيات بيسواد بود‪،‬ودرآن زمــان وســايل تكنــالوزي نيــز‬
‫وجود نداشت كه پيامبراز آن نقــل نمــوده باشــد ‪ ،‬دانســتم كــه قــرآن‬
‫ساخته دست محمد و يا كدام بشر نه بلكه كلم خالق زمين و آســمان‬
‫است كه معلومات چهارده قرن قبل اومعجزه يي بزكــي اســت بــراي‬
‫دانشمندان عصر امروزي ‪،‬مطابق اين دليل قوي قرآني به وحدانيث‬
‫خداوند )جل جلله(وحقانيت قرآن عظيم الشان تصديق نمودم ‪.‬‬
‫دانشمندي ديگري ميگويد من منحيث يــك پژوهشــگرهزاران كتــاب‬
‫دانشمندان جهان را مطالعه نمــودم ولــي درمقــدمهء هركتــاب آثــاري‬
‫ازبنده گي مؤلف را درك كردم زيرا مؤلف درمقدمه كتاب خــويش بــا‬
‫عرض پوزش از خواننده يي كتاب ميطلبد تا اشتباهات وغلطــي هــاي‬
‫ويرا كه زاده ضــعف ونــاتواني بشــري اســت عفــو نماينــد ‪ ،‬و برايــش‬
‫درصورت امكان خبردهند ‪ ،‬اين دانشمند ميگويد ‪ :‬مــن بــراي نخســتين‬
‫باريكه قرآن عظيم الشــان را مطــالعه نمــودم ‪ ،‬درصــفحات نخســتين‬

‫‪73‬‬

‫قرآن كريم يافتم كه اين كتاب براي خواننده چلنج ميدهد كــه در ايــن‬
‫كتاب هيج شكي نيست )ذلك الكتاب ل ريب فيه( )‪ (2‬بــا مطــالعه ايــن‬
‫آيت چنان تحت تأثيرقرآن عظيــم الشــان قــرار گرفتــم و بــا مطــالعه‬
‫بيشتر و بيشتر قرآن ديگــر مجــالي نبــود كــه بــه حقــانيت آن تســليم‬
‫نشوم ‪.‬‬
‫حقيقتا قرآن عظيم الشان معجزه يي الهي است كه هر كسي را‬
‫مطابق رشته وتخصص اش خطاب ميكند ‪ ،‬وبرايش ميفهماند كه ايــن‬
‫كلم كلم رب العالمين است ‪ ،‬و نبايد فراموش كرد كه براي فهميدن‬
‫اين قرآن دانش و علم ‪ ،‬عقل و فراست ‪ ،‬بيطرفي و صفاي فطــرت‬
‫بســيار ارزش دارد ‪ ،‬زيــرا قــرآن كلم بــاك اســت و بــه قلــب هــاي‬
‫دانشمندان وانسان هاي باك طينت زود اثر ميكــذارد ‪ ،‬چنــانچه شــاعر‬
‫ميگويد ‪:‬‬
‫باران كه در لطافت طبعــش خلف نيســت ** دردشــت للــه رويــد‬
‫ودرشوره زار خس‬
‫محترم اشوك كولن كه منشي اســبق اتحــاديه جهــاني كليســا هــا‬
‫بود وتحصـيلت عـالي خـويش را در شـور اوگنـدا بـه پايـان رسـانيد ‪،‬‬
‫سپس در شهر تكساس ايالت متحده امريكــا بــه كســب علــم لهــوت‬
‫)علم عقايد والهيــات مســيحيان( پرداخـت ‪ ،‬چنـدين ديپلــوم در رشـته‬
‫هاي پلن واداره تعليم كليسـا ‪ ،‬تنصيرورشـد اجتمـاعي از كشـورهاي‬
‫ناروي ‪ ،‬كينيا ‪ ،‬وسودان بدست آورده و بعــدها شــهادتنامهء ماســتري‬
‫خويش را از پوهنتون اكسفورد انگلستان در علم مقايسه بين اديــان‬
‫ومذاهب مختلـف بدسـت آورده اسـت ووظـايف متعـددي را در بسـت‬
‫هاي مـهم كليسا مثـل ‪ :‬مديـرسازمان ناوريژي بـراي مـدد به كليسا ‪،‬‬
‫مدير‬
‫‪--------------------------‬‬‫‪ -1‬اشاره به آيت شريف ) اقتربت الساعة وانشق القمر ( است‬
‫‪ -2‬اشاره به آيت شريف ) و إن كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا فأتوا بسورة من مثلــه (‬
‫ميباشد ‪.‬‬
‫سورةء البقرة آيت ‪/‬‬

‫سازمان نارويزي براي تــوجه بــه طفــوليت ‪ ،‬مــدير ســازمان دفــع‬
‫حــوادث ســودان كــه يــك مؤسســه مشــترك ســويدن دنمــارك وهالنــد‬
‫ميباشد ‪ ،‬منشي عمومي شوراي كليساهاي جهاني در وســط وشــرق‬
‫افريقيا ‪ ،‬رئيــس فــاكولته نيــل در علــوم الهيــات درســودان ‪ ،‬منشــي‬
‫عمــومي ســازمان جوانــان مســيحي در افريقــا و منشــي عمــومي‬
‫سازمان اتحاد وهمبستگي مسيحيان در افريفا بود ‪ ،‬بــا درك حقــانيت‬
‫اسلم به دين مقدس اسلم مشرف ميگردد واكنـون منشـي عمـومي‬
‫سازمان همبستگي اسلمي براي ترقي وانكشــاف ســودان ميباشــد ‪.‬‬
‫پـدرش نيـز ازجملهـء مسـؤولين بـزرگ كليسـاهاي مسـيحي درشـرق‬
‫ووسط افريقا بود ‪.‬‬
‫وقتي در بارهء اينكه چطور به دين مقدس اسلم قناعتش حاصل‬
‫شــد پرســيده شــد ‪ ،‬گفــت‪) :‬رو آوردنـم بــه ســوي اســلم ازتحقيقــم‬
‫پيرامون مقايسه بين اديان‪،‬هنگام نوشتن تيزس ماســتري سرچشــمه‬

‫‪74‬‬

‫ميگيرد ‪ ،‬وقتي نتايج ذيــل را بــه دســت آوردم ‪ :‬قــرآن عظيــم الشــان‬
‫اسم هيچ مولفي را برخود ندارد ‪ ،‬آنچناكه هر يكـي از انجيــل هـا نــام‬
‫يك مؤلف را باخود دارد ‪.‬‬
‫قرآن عظيم الشان كتاب خداوند است ‪ ،‬چنانچه اين كتاب ســيرت‬
‫همه انبياء ورسولن خداوند و ازجمله آخرين پيامبرحضرت محمد)صــــلي‬
‫الله عليه وسلم( را در خود دارد ‪.‬‬
‫سيرت محمد)صــلي اللــه عليــه وســلم( تاكيد دارد كه اسلم اولين و آخريــن‬
‫دين خداوندي براي بشريت است ‪ .‬همه فرستاده هاي خداوند ‪ ،‬مردم‬
‫را به سوي توحيد خداوند دعوت مينمايند ‪ ،‬همانگونه كه اسلم مــردم‬
‫را به سوي توحيد دعوت مينمايد ‪.‬‬
‫همه فرستاده گان خداوند )جـــل جللـــه( با پروگرام محدودي فرســتاده‬
‫شده بودند وتنها براي هدايت ورهنمايي قوم خويش مؤظــف بودنــد ‪،‬‬
‫در حاليكه رسالت محمد )صلي الله عليه وسلم( براي همه بشريت بود ‪.‬‬
‫دركتاب هاي موجــود از اديــان ســابقه نميتــوان بيــن كلم خداونــد‬
‫‪،‬كلم فرستاده اش و كلم مؤلف كتاب فرق قايل شد ‪ ،‬همه آنجه مــا‬
‫از كتاب هاي اديــان ســابقه دردســت داريــم در آن آمــده اســت يوحنــا‬
‫چنين گفت يا پطرس چنين ارشــاد كــرد ‪ ...‬در حــاليكه كلم خداونــدي‬
‫)قرآن عظيم الشان( در ديــن اســلم واضــح اســت ‪ ،‬اقــوال و افعــال‬
‫محمد )صــلي اللــه عليــه وســلم( آشكار اند ‪ ،‬سيرت رسـول وفرســتاده خداونـد‬
‫محدد وتعيــن شــده اســت ‪ ،‬و ايــن همــه دللــت برحفــظ ديــن توســط‬
‫خداوند مينمايد ‪.‬‬
‫عدالت ومساوات بين همه مســلمانان وروش بــا همــي در اســلم‬
‫واضح است ولي در آيين مسيحيت بسا چيزها بودند كه من بــه ســبب‬
‫گرايش خود به آن دين از آن خجل بودم ‪ ،‬چنانچه من بـه سـبب سـياه‬
‫پوست بودن خود احساس خجالت وحقارت ميكردم ‪ .‬همچنان انســان‬
‫ها در سايه مسيحيت داراي درجات مختلف اند ‪ ،‬مردمان سياه پوست‬
‫جدا نماز ميگذارند ‪ ،‬و مردم ســفيد پوســت جــدا ‪ ،‬در امريكــا مردمــان‬
‫سياه پوست نميتوانند در كليساهاي سفيدپوستان به عبادت بپردازنـد‬
‫‪ ،‬چنانچه كولن باول وزيرخارجه پيشين امريكا به خاطر سياه پوســت‬
‫بودنش نميتواند به كليســاهاي ســفيد پوســتان داخــل شـده و آنهــا را‬
‫مخاطب قرار دهد ‪ ،‬اما دراسلم چنين تبعيضي وجود نــدارد ‪ ،‬كســيكه‬
‫قبل از ديگران داخل مسجد شد ‪ ،‬در صــف اول نمــاز ميگــزارد وهمــه‬
‫مردم در برابر خداوند يكسان اند ‪ ،‬امام مسجد ميتوانــد ســياه پوســت‬
‫باشد ياسفيد پوست هيچ فرقي ندارد ‪(1) ( .‬‬
‫اوكه اكنون به نعمت اسلم مشرف گرديده و دين مقــدس اســلم‬
‫را بهترين عزت براي خود ميدانــد ‪ ،‬منحيــث يــك دعــوتگربزرگ اســلم‬
‫براي نشر دين مقدس اســلم كارميكنــد ‪ ،‬در مــورد اينكــه چــي تعــداد‬
‫اشخاصي را توانسته است كــه بــه ديــن مقــدس اســلم دعــوت نمايـد‬
‫گفت ‪:‬‬
‫) به فضل و مرحمت خداوند بعد ازايمان آوردنم تا اكنون بيش از‬
‫يكصد وپنجاه هزار تن توسط من ايمان آورده اند ‪ ،‬همچنان ‪ 2500‬تن‬
‫ازجمله بزرگان كليسا ‪ ،‬كشيشــان و كســاني كــه بــه ســوي نصــرانيت‬

‫‪75‬‬

‫دعوت ميكردند‪،‬وهمه آنها از جنوب سودان وازمنطقه كوهــاي)نــوبه(‬
‫ومنطقه )انجسنا( بودند ‪ ،‬به دعوت من ايمان آوردند ‪(2) .‬‬
‫‪-------------------------------------------------‬‬‫للل لللل لللل لللل لللل للللللل للللل للللللل لللللل ل ل ل للل لللل للل للل لل للل للل ل ل لللل للل ل ل لل‬
‫لللللل ل للل ‪ 1384‬ل ‪7 -5 :‬‬
‫‪.‬‬
‫مرجع سابق ص ‪10 – 9 :‬‬

‫يكتن از كشيشان مسيحيت )سامي فرناندس( است كــه دركشــور‬
‫فليبين تولد شده و كشيش مذهب پروتسانت بود ‪ ،‬تحصــيلت خــويش‬
‫را در پوهنتــون ايــديولوزيك )لهــوت( بــه پايــان رســانيد او ميگويــد ‪:‬‬
‫) قوانين آنوقت اين پوهنتون تقاضا مينمود تا مرحله تعليمات عملــي‬
‫را بعد از فراغت از پوهنتون براي مدت هژده ماه سپري نمايم دريــن‬
‫مدت من براي نصراني ساختن مردم درمناطق مسلمان نشين كــه در‬
‫جنوب فيلپين قرار دارد مشغول شدم ‪ ،‬همچنــان دريــن مــدت مكلــف‬
‫بوديم تا بحث هاِيي در مورد ثقافت هـاي دينـي شـرقيان بنويسـيم و‬
‫تقدير الهي هميـن بـود كـه مـن بـه نوشـتن بحـثي درمـورد فلسـفهء‬
‫اسلم گماشته شد م ‪.‬او در مورد اينكه چگونه قناعتش حاصل شد كه‬
‫به دين مقدس اســلم مشــرف گــردد ميگويــد‪ ):‬بعـد ازينكــه اســلم را‬
‫مدت يكسال دربين كتابهــا دريــافت نمــودم ‪ ،‬احســاس كــردم كــه گــم‬
‫كــرده خــويش را دريــافتم ‪ ،‬پاســخهاي تمــامي ســؤالتيكه در ذهنــم‬
‫خطورنموده و در مسيحيت جوابي نداشــت آنــرا در اســلم دريــافتم (‬
‫وي به ادامه دليل مسلمان شدنش ميگويــد ‪) :‬درحقيقــت ســه محــور‬
‫اساسي بود كه مرا به اسلم جذب نمود و اين امور را بغيــراز اســلم‬
‫در اديان ديگري نيافتم ‪:‬‬
‫‪ (1‬اسلم موافق فطرت طبيعي بشريت است ‪.‬‬
‫‪ (2‬كامل بود ن )شموليت( اسلم ‪ :‬زيرا اسلم شامل بخش هــاي‬
‫سياسي‪،‬نظام حكم‪،‬اقتصاد‪،‬نظام مالي‪ ،‬روابط فــاميلي واجتمــاعي ‪،‬‬
‫وجوانب روحي فطري ميباشد ‪.‬‬
‫‪ (3‬پيــام جهــاني اســلم ‪ :‬اصــل انســان از آدم و حــوا ميباشــد ‪،‬‬
‫وتمامي بشر مانند برادران ميباشند ‪ ،‬ضرورتي به پيوســتن بــه كــدام‬
‫حزب سياسي ‪ ،‬يا مؤسسه اجتماعي و يا سازمان اقتصــادي نــداري ‪،‬‬
‫همين كه مسلمان هستي كافي است وتمامي ارتباطـاتي را كــه ايــن‬
‫سازمان هــا درغــرب لزم ميگرداننــد در اســلم موجــود اســت ‪ ،‬زيــرا‬
‫غربيها معاني اخوت ‪ ،‬برادري ‪ ،‬همكاري ‪ ،‬تكافل اجتماعي و غيــره را‬
‫ندارند ‪ ،‬بنابرين سازمانهاي خيريه را بنام )برادرزهود( براي پرنمودن‬
‫اين جوانب مفقود در حيات شان تاسيس نموده انـد ‪ ،‬امـا مســلمانان‬
‫ضرورت به اين مؤسسات ندارند زيرا مسلمانان همه به يك خدا ‪ ،‬يــك‬
‫قــرآن ‪ ،‬يــك پيــامبر ‪ ,‬يــك قبلــه بــاوجود اختلفــات رنــگ وزبــان جمــع‬
‫ميباشند (‬
‫اين برادرمســلمان مــا كــه بعــدها نــام خــويش را )نجيــب رســول(‬
‫اختيار نموده اكنون مصروف دعوت نمــودن مــردم بــه اســلم اســت ‪،‬‬
‫اوميگويد‪):‬غالبا من به دعوت غيــر مسـلمانان زيـاده تـر اهتمـام دارم‬
‫زيـــرا ايـــن امـــر مطـــابق تخصصـــم ميباشـــد كـــه آنـــرا بخـــوبي ادا‬
‫ميتوانم‪،‬علوه برين من كنفرانــس هاوســيمينارهايي منظــم ومرتــب‬

‫‪76‬‬

‫شده در امـاكن مختلـف دايـر مينمـايم ‪ ،‬و يكمـاه قبـل اوليـن برنـامه‬
‫تلوزيوني‬
‫دعوت اسلم را بنام ) صداي اسلم ( آغاز نمــوديم كــه از طريــق‬
‫جينل سيزدهم براي مدت يكســاعت در هرهفتــه نشــر ميكــردد و ايــن‬
‫نخستين عمل اسلمي در تاريخ فليبين ميباشد ( ‪.‬‬
‫اين بزرگترين معجزه قرآن عظيــم الشــان و ديــن مقــدس اســلم‬
‫ميباشــد كــه هرگــاه مســلمانان از دعــوت دوري نماينــد و مصــروف‬
‫لذتهاي فــاني دنيــا شــده وظيفــه اصــلي خــويش را فرامــوش نماينــد‬
‫خداوند متعال )جل جلله( غير مسلمانان را به دين مقدس اســلم هــدايت‬
‫مينمايــد كــه آنــان مســؤوليت دعــوت را بــه دوش كرفتــه مصــروف‬
‫رهنمايي مردم به اسلم ميشوند ‪.‬‬
‫حضرت پيامبر)صــلى اللــه عليــه وســلم( ميفرمايد ‪ :‬عجايب قرآن هيچــوقت از‬
‫بين نمي روند و هيچ وقــت دانشــمندان از آن ســير نميشــوند ( دكتــور‬
‫زغلول نجار كه يكتن از علماي زمين شناسي ميباشد ‪ ،‬ميگويد من هــر‬
‫باريكه قرآن عظيم الشان را مطالعه مينمايم و نه تنها در مـورد آيـات‬
‫بلكه حتا در مقابل واژه ها و اصطلحات آن فكــر ميكنــم امــور جديــدي‬
‫برايم کشف ميشود ‪ ،‬او درمصــاحبه يــي بــا تلويزيــون الجزيــره درمــاه‬
‫مبارك رمضان امسال بيان داشــت ‪ :‬وقــتي مــن در قصــه يــونس عليــه‬
‫السلم كلمه )التقمه( را تحقيق نمودم متوجه شدم كــه قــرآن عظيــم‬
‫الشان بيان ميدارد كه آن ماهي كه يونس )عليه السلم( را در شكمش‬
‫جــا داد اورا نــه بلعيــد بلكــه او را ماننــد لقمهــء درجســم خــود جــا داد‬
‫)فالتقمه الحوت و هو مليم ( الصافات ‪ 142/‬دانستم کــه قــرآن كريــم‬
‫تعبير بسيار دقيق نموده )التقمه( او را لقمه نمود و نگفــت )ابتلعــه( او را‬
‫بلعيد ‪ ،‬او درمورد )حوت( ماهي كــه حضــرت يــونس )عليــه الســلم( را لقمــه‬
‫نمود ميگويد ‪ :‬اين ماهي که بنام ماهي آبي رنگ شناخته شــده اســت ‪.‬‬
‫‪35‬متر طول دارد و نسلش هم اكنون هم در بعضي بحرها زنــده گــي‬
‫ميكند ‪ ،‬وزنش ‪ 180‬تن ميباشد ‪ ،‬وازينكه دندان نــدارد نميتوانــد چيــزي‬
‫را ببلعد ‪ ،‬وبعــد از هــر پــانزده دقيقــه ازهــواي تــازه اكســيجن را اخــذ‬
‫ميدارد و تنفس مينمايد و درحقيقت حضرت يونس )عليه الســل م ( در‬
‫مكــاني زنــده گــي ميكــرد كــه راحــت و داراي اكســيجن نورمــال بــود ‪،‬‬
‫همچنان بعد از خــارج شــدن از شــكم مــاهي او را در برگهــاي نبــاتي‬
‫بنـام يقطيـن ) كـدو( پوشـاند دانشـمندان زراعـت كشـف نمـوده انـد‬
‫ازينكه برگهاي اين نبات ضد عفوني ميباشند مانع نشستن پشه ها و‬
‫مگس ها ميشوند و مكروب را به آن نقل داده نميتوانند كه اين خواص‬
‫) شجره ء يقطين ( براي سلمتي حضرت يــونس عليــه الســلم آمــاده‬
‫شده بود ‪ )،‬و أنبتنا عليــه شــجرة مــن يقطيــن {( الصــافات ‪ 146 /‬ايــن‬
‫تعبيرات قرآني هر كدام معجزه علمي را بيــان ميــدارد كــه متخصصــان‬
‫ابحار و زراعت به دقت ايــن امــور بهــتر ميداننــد ‪ ،‬دكتورزغلــول نجــار‬
‫كتابهــاي زيــادي را در اعجــاز علمــي قــرآن كريــم بزبانهــاي عربــي و‬
‫انگليسي تاليف نموده كه از جمله ميتوان كتابهاي ) كوه هــا درقــرآن (‬
‫) آســمان درقــرآن ( ) زميــن درقــرآن( ) حيــوان در قــرآن ( ) نبــات در‬
‫قرآن ( را نامبرد ‪ ،‬موصــوف اكثـــريت آثــار خـــويش را بـراي اســتفاده‬

‫‪77‬‬

‫بيشـتر مسـلمانان و غيـر مســلمانان ثبـــت انــترنت نمـوده كــه عنـوان‬
‫انترنت اش ‪:‬‬
‫)‪ .com (www. Zaghlolnaggar‬ميباشــد ‪ .‬شــما ميتوانيــد درمــورد‬
‫موصــوف معلومــات کــاملي را ســايت انترنــتي ‪ www.sugtan.org‬حاصــل‬
‫نماييد ‪.‬‬
‫با تمعن بيشردر قرآنکريم ميابيم که حقيقتا اين قرآن كتابي است‬
‫كه نفع آن نهايت نداشته و بـراي هركسـي مطـابق اسـتعدادش در هـر‬
‫عصري منفعت هاي جديدي را پيشكش ميدارد ‪.‬‬
‫قرآن عظيم الشان از قديم الزمــان عقــل انســان را مخــاطب قــرار‬
‫َ‬
‫ق َ‬
‫ب أَ ْ‬
‫عل َــى ُ‬
‫ن ال ْ ُ‬
‫ميدهد }أ َ َ‬
‫هــا { محمــد‪24/‬‬
‫م َ‬
‫ق ـْرآ َ‬
‫فـــل ي َت َـدَب ُّرو َ‬
‫نأ ْ‬
‫فال ُ َ‬
‫قل ُــو ٍ‬
‫چرا در مورد قرآن فكر و تدبر نميكنند آيا در دلهاي شان قفل ها است‬
‫؟‬
‫‪Do they not then earnestly seek to understand the Qur-an, or are their‬‬
‫‪hearts locked up by them‬‬
‫قرآن كريم نه تنها عقل بشر را مخاطب قرار ميدهــد بلكــه علمــاء و‬
‫دانشمندان را نيز مخاطب قرار ميدهد ‪،‬و ازينكه قرآن كتابي اسـت كـه‬
‫تا روز قيامت جوابگوي همه ميباشد بناء وظيفهء قرآن كريم است كه‬
‫براي تمامي مردم درهر زمان مطابق وظيفهــء خــويش رهنمــا باشــد ‪،‬‬
‫روي اين علت هر دانشمنديكه بدون تعصب و حكم قبلي به قرآن كريم‬
‫رو آورده ‪ ،‬آنرا با عدم انحيـاز بـا فكــرو هــوش ســالم تلوت نمــوده ‪ ،‬و‬
‫معاني و مفاهيم آنرا مطابق معايير علمي تحقيق نموده حتما به نتيجه‬
‫رسيده و خواهد رسيد ‪ .‬قرآن علج بزرگي براي همهء مريضان فكــري‬
‫وروحي و مادي ميباشد ‪ ،‬ولي براي هدايت هركــس بــه مقــدار تفكــر ‪،‬‬
‫انديشه ‪ ،‬علم وتخصص خودش علج پيش ميشود ‪.‬‬
‫بگونه مثال زماني از يك شــخص صــحرايي در بيابــاني پرســيده شــد‬
‫كه ‪:‬چگونه دانستي كه خداوند )جل جلله (موجود است ؟ در جواب با همان‬
‫سادگي حيات خويش وتعقل ومنطق قوي ‪ ،‬با بيــان مثــال بسيارســاده‬
‫ازطبيعت آنروزي حياتي خويش پاسخ داد كه ‪:‬هرگاه به صحرا ميروم با‬
‫ديدن نشانه هاي قدم ميدانم كه ازيــن صــحرا كســي عبــور نمــوده‪،‬وبــا‬
‫ديدن مواد فضله شتران ميدانم كه درين صحراء شــتري چريــده اســت‬
‫‪،‬پس باديدن آسمان بزرگ وزمين پهناور ميدانم كه خــالقي وجــود دارد‬
‫كه همه را چنين خلق نموده است‪.‬‬
‫دانشمندي كه خودش متخصــص بحــث و تحقيــق )ريســرج( ميباشــد ‪،‬‬
‫ميگويــد ‪ :‬مــن هــزاران اثــر از آثــار دانشــمندان و فيلســوفان جهــان را‬
‫مطالعه نموده ام ‪ ،‬هر نويسنده در مقدمه كتاب خويش به خواننده گان‬
‫عرض پوزش نموده به آنــا ن عجــز خــويش را بيــان ميــدارد كــه اگــر در‬
‫لبلي كتاب اشتباهاتي دريابند آنرا به لطف و كرم معــاف دارنــد ‪ ،‬ويــا‬
‫هم به تصحيح آن بپردازند ‪ ،‬ولي اين دانشمند ميگويد كه من بــه مجــرد‬
‫تلوت قرآن كريم درنخستين صفحه قرآن خواندم كــه بــه عــوض عــذر‬
‫خواهي قرآن با با كمال شجاعت و چلينج مرا خطــاب نمــود كــه }ذَل ِ ـ َ‬
‫ك‬
‫ن{ البقره‪ 2 /‬درين كتاب هيچ شكي نيست ‪.‬‬
‫مت ّ ِ‬
‫ه ُ‬
‫ب ِ‬
‫في ِ‬
‫ه ً‬
‫ب ل َري ْ َ‬
‫اْلكَتا ُ‬
‫قي َ‬
‫دى ل ِل ْ ُ‬

‫‪78‬‬

‫‪This is the book; in it is guidance, sure, without doubt, to those who fear‬‬
‫‪;Allah‬‬
‫او كه يك دانشمند غير مسلمان بود ‪ ،‬ميگويــد ‪ :‬ازيــن اســلوب قــرآن‬
‫درك نمودم كه اين كتاب ساخته و نبشتهء بشرنيست زيرا اين كتــاب از‬
‫قوانين و عــاداتي كــه دركتــب بشراســت كــامل مختلــف ميباشــد ‪ ،‬ايــن‬
‫اسلوب اسلوب بشــرنه بلكــه اســلوب خــالق بشراســت ‪ ،‬و مــن مــتيقن‬
‫شدم كه اين كتا ب كتاب الله )جل جلله (است ‪.‬‬
‫شايد مليون ها انسان سيب را به طرف آسمان انداخته باشد و لـي‬
‫انشتاين با انداختن سيب جاذبه زميــن را كشــف نمــود ‪ ،‬شــايد هــزاران‬
‫انسان قرآن را مطالعه نمايد ‪ ،‬ولي هركس مطـابق اسـتعدا د و دانـش‬
‫خويش از قرآن استفاده نمايد ‪ ،‬وهمين بزرگترين معجزه قــرآن اســت‬
‫كه با هركسي مطابق تخصص ‪ ،‬مسلك ‪ ،‬و توانايي علمي اشت صــحبت‬
‫ميكند ‪.‬‬
‫باران كه در لطافت طبعش خلف نيســت در دشــت للــه رويــد ودر‬
‫شوره زار خس‬
‫سليم باز قانونگزار مسيحي لبنان ميگويد ‪ :‬مــن بــا اطمينــان كامــل‬
‫معتقدم كه در فقه اسلمي همه نياز هــاي بشــر از معــامله ‪ ،‬تجــارت ‪،‬‬
‫قضاوت ‪ ،‬گنجانيده شده است ‪ ،‬وافرادي هم چون قانون گــزار آلمــاني‬
‫كهلر ‪ ،‬سانيلنا ‪ ،‬اســتاد لمــبير از هرجهــت فقــه وقــوانين اســلمي را‬
‫مطلوب براي كل بشر دانسته اند ‪.‬‬

‫‪79‬‬

‫بخش دوم ‪:‬‬

‫‪80‬‬

‫بسم الله الرحمن الرحيم‬
‫مقدمـه‬

‫الحمد لله والصلة والسلم علی رسول الله )صلی الله عليه وسييلم( وعلييی آلييه‬
‫واصحابه اجمعين ‪.‬‬
‫خداوند)جل جلله( برای هدايت انسانها از زمان آدم عليه السلم تييا روز قيييامت‬
‫وسايل هدايت بشريت را فراهم نموده کتابهای آسمانی ‪ ،‬پيامبران و هييزاران دليييل‬
‫عقلی وعلمی برای شناخت حقيقت ها را به تقديم نموده است ‪.‬‬
‫ازينکه خييدای همييه يييک خداسييت وتمييامی پيييامبران بييرای رسيياندن حقيقييت هييا‬
‫فرستاده شده اند بناء ما مسلمانان عقيده داريم که ‪:‬‬
‫‪ -1‬تمامی پيامبران الهی برحق بوده ‪ ،‬يکتاپرست بودند ‪ ،‬وبه همه ايمان داريييم و‬
‫درميان پيامبران هيچ فرقی را قايل نميشوييم ) ل نفرق بين احد من رسله(‬
‫‪ -2‬تمامی کتابهای آسمانی برحق اند ‪ ،‬وهمه برای هدايت بشريت فرستاده شده‬
‫است ولی مشکل اساسی درين است که بعضی ازين کتابهيا توسيط بشير تغييير‬
‫يافته اند که مخالف با اعتقادات حقيقی و اهداف اصييلی کتابهييای آسييمانی بييوده‬
‫است ‪.‬‬
‫‪ -3‬مسلمانان به تمام اديان واهل اديان احترام نميوده هيچگياهی مسيلمانی حيق‬
‫ندارد که دين کسی را توهين کند ‪.‬‬
‫‪ -4‬برای اينکه حقيقت ها معلوم شود ‪ ،‬ما مسلمانان در بحث های خييويش بييرای‬
‫دانستن حقيقييت هييا بعضييی از مقايسييه هييا ميييان اديييان ميداشييته باشيييم ‪ ،‬زيييرا‬
‫بسييياری از انسييانهای معقييول ودانشييمند جهييان بييا دانسييتن حقيقييت هييا حييق را‬
‫پذيرفته به دين مقدس اسلم مشرف ميشوند ‪.‬‬
‫‪ -5‬دين مقدس اسلم پيروان خويش را به عفت زبان و معاملهء حسنه ‪ ،‬ودعوت‬
‫به اسلوب الهی ‪ ،‬ومجييادلهء مثبييت دعييوت نمييوده ‪ ،‬وحييق دفيياع از مقدسييات را‬
‫چنانچه همه اديان برای پيروانش اجازهء ميدهد در دين مقدس اسلم نيييز اجييازه‬
‫داده است ‪.‬‬
‫‪ -6‬وظيفهء اساسی هر مسلمان دعوت به ايمان ويکتاپرسييتی اسييت ‪ ،‬بنيياء لزم‬
‫است که از وسايل مثبت وعلمی استفاده نموده بييرای قنيياعت ديگييران وظيفهييء‬
‫دعوت اسلمی را انجام دهيم ‪.‬‬
‫بناء درين بحث ما سيعی وتلش ميی ورزييم تيا ادييان وافکيار معاصير را بيا‬
‫مقايسه به اساس مييورد مطييالعه قييرار دهيييم ‪ ،‬تييا هيير خواننييدهء اييين اثيير خييواه‬
‫مسلمان باشد ويا هييم غييير مسييلمان از محتويييات آن بييه حقيقييت هييا معلومييات‬
‫حاصل نمايييد ‪ ،‬زيييرا وظيفهييء مييا رسيياندن حقيقييت هاسييت وهييدايت کييار خييدای‬
‫عزوجل است ‪ ) .‬انما عليک البلغ وعلينا الهدی ( ‪.‬‬

‫‪81‬‬

‫كابل – افغانستان‬

‫بياييد همه‬
‫برادروخواهرشويــم !!!‬
‫‪Lets become brothers and sisters‬‬
‫دعوتنامه ء يـــك مسلمان‬
‫براي دوستان مسيــحي اش‬

‫‪82‬‬

‫نبشتهء از پوهنمل داعـی‬

‫بنام هستي آفرين بي همتا‬
‫بنام خدای يکتييا ‪ ،‬خييدای ابراهيييم ‪ ،‬خييدای اسييماعيل ‪ ،‬خييدای تمييامی عالميييان ‪ ،‬درود‬
‫وسلم بر تمامی فرستاده گان خداوند ‪ ،‬آنانيکه پيام حق را به گوش عالميان رسييانيدند ‪،‬‬
‫وظيفه شانرا انجام دادند ‪ ،‬کسيکه با اخلص ودوری از تعصب کلمات شانرا پذيرفتنييد ‪ ،‬و‬
‫رهسپار فييردوس شييدند ‪ ،‬وکسيانيکه طغييان نمودنييد ‪ ،‬وتعصييب و خييود خييواهی را چييون‬
‫شيطان وسيله قرار دادند ‪ ،‬رهسپار لعنت الهی شدند ‪.‬‬
‫وسلم ورحمت الهی باد بر تمامی پيروان راه حق ‪ ،‬و گوش دهنده گان به نييدای حييق‬
‫گويان ‪.‬‬
‫دوستان عزيز مسيحی ! درنخست خدمت تان عرض نمايم که من يک مسييلمانم ‪ ،‬بييه‬
‫خدای يکتا ايمان دارم و به قربان نمودن ابراهيم پسرش را در راه خدا نيز ايمييان دارم ‪،‬‬
‫به تمامی فرستادگاه الهی از آدم ونوح ‪ ،‬تا موسی ومسيح ‪ ،‬از اسييماعيل تييا محمييد ‪ ،‬بييه‬
‫همه ايمان دارم ‪.‬‬
‫برای رسيدن به حق بييه حييد تييوان خييود کتابهييای عهييد قييديم وعهييد جديييد را مطييالعه‬
‫نمودم ‪ ،‬وقرآن کريييم را نيييز خوانييدم و بييه سييخنان مسيييحيان و يهييودان گييوش داده ‪ ،‬و‬
‫بالخره حتا کساني را که دين خود را تبديل نموده ‪ ،‬وبه اديان جديييد رو آورده انييد نيييز بييا‬
‫همکاری سايت های مختلف انترنتی ‪ ،‬وتلويزيون های چون ‪God TV – Sat 7 – Miracle‬‬
‫‪ - RinNettunoS - Spirit Chan‬وبسياری از چينل های تلويزيونی ديگر که موضوعات‬
‫دينی را به زبانهای مختلف نشيير ميکننييد گييوش داده ام ‪ ،‬و بييه سييخنان تمييامی کسييانيکه‬
‫درمورد اديييان گييوش داده ام ‪ ،‬وبسييياری از سييخنان آنييانرا ييياد داشييت نمييوده ‪ ،‬بييالخره‬
‫خواستم که درين فرصت بعضی از حقيقت ها را که درخلل اين امور برايم کشف گرديد‬
‫‪ ،‬درين صفحات خدمت شما دوستان عزيز تقديم ميدارم ‪.‬‬
‫شما ميدانيد که انسانهای عصر امييروزی ‪ ،‬انسييانهای متمييدن انييد ‪ ،‬وبييا عقييل ودانييش‬
‫خويش هرچيزی را ميخوانند ‪ ،‬مطالعه ميکنند ‪ ،‬وحتييا سييخنان دشييمنان خييود را خوانييده ‪،‬‬
‫وحقيقت ها را درک ميکننييد ‪ ،‬وهيچگيياهی کورکييورانه ‪ ،‬وبييدون تحقيييق و بحييث چيييزی را‬
‫نميپذند ‪.‬‬
‫من خواستم منحيث يک انسان متمدن شما دوستان را مخاطب قرار دهم ‪ ،‬و آنچه را‬
‫فهميدم ام خدمت تان تقديم بدارم ‪ ،‬زيرا معقول نيسييت کييه انسييانی خيرخييواه نباشييد ‪،‬‬
‫وتنها خوبی ها را به خود بخواهد ‪ ،‬و ازينکه خدای جهان ذات مهربييان اسييت ‪ ،‬کسيياني را‬
‫که در باره ديگران مهربان نيستند دوست ندارد ‪ .‬من بخيياطر اينکييه شييما در روز آخييرت‬
‫مرا ملمت نکنيد ‪ ،‬وخداوند هم مرا ملمت نکنييد ‪ ،‬نخسييت بخيياطر ادای مسييووليت خييود‬
‫اين صفحات را نوشتم ‪ ،‬وازينکه خداوند ) جل جلله( همه را آزاد خلق نمييوده اسييت ‪ ،‬او‬
‫را عقل داده است ‪ ،‬بناء تصميم گيری در پذيرفتن ويا نپذيرفتن به خود شما تعلييق دارد ‪،‬‬
‫زيرا عقيده وايمان اموری اند که به قلب تعلق دارند ‪ ،‬وهيچکسی به جز خدای يکتا قلييب‬
‫کسی را در تصرف خييود آورده نميتوانييد ‪ ،‬بلييی ! هرگيياه خداونييد ) جييل جللييه( کسييی را‬
‫بخواهد بسوی نيکی ها هدايت ميکند ‪.‬‬

‫‪83‬‬

‫تقاضای من اينست که لطفا اين صفحات را بصورت کامل بخوانيد ‪ ،‬و درآخر تصميم‬
‫تانرا بعد از فکر ودقت زياد بگيريد ‪ ،‬همين انصاف است که زمانی کسی دعوای حقيقييت‬
‫ميکند لزم است ‪ ،‬سخنانش را بشنويم وسپس قضاوت نماييم ‪.‬‬
‫من اين صييفحات را ماننييد يييک پيشيينهاد در دسييتان شييما ميگييزارم ‪ ،‬تييا دسييتان تييانرا‬
‫ببوسد ‪ ،‬و قضاوت آخری بدست خود تييان اسييت ‪ ،‬هرگيياه چيييزی ازييين صييفحات تيياثيری‬
‫مثبت برشما نمود ‪ ،‬ومورد استفاده تان قرار گرفت بمن دعا کنيد ‪ ،‬زيرا هرانسان محتاج‬
‫دعاست ‪.‬‬
‫از خداونييد ) جييل جللييه( آدم وموسييی ‪ ،‬خييدای ابراهيييم واسييماعيل ‪ ،‬خييدای يعقييوب‬
‫ومحمد ) عليهم السلم ( خواهانم که اين صييفحات را وسيييله ء بييرای هييدايت همييه مييان‬
‫قرار دهد ‪ ،‬وبرای بنده اين زحمات را وسيله نجاتم از عذاب الهی گرداند ‪.‬‬
‫دوستان عزيز‬
‫دوست عزيز!عقل يك موهبه الهيي اسيت كيه فقيط بيراي انسيان داده شيده تيا آنيرا‬
‫وسيله شناخت خويش ‪ ،‬زمين وآسمان و ساير كاينات و بالخره خالق اييين كاينييات قييرار‬
‫دهد ‪ .‬اين انسان توانست تيا درطيي قيرون متميادي بيا اسيتفاده از عقيل خيويش رونيد‬
‫ماديت را چنان به پيش حركت دهييد كييه جهييان مييادي را ماننييد قريييه ء كييوچكي سييازد و‬
‫حركييت ازيييك كنييار تييا كرانييه ديگييرش وقييت زيييادي را در بيير نميگيييرد و بييالخره رو بييه‬
‫كهكشانها نمود تا طراوت طبيعت زيبا را هنوز هم درك نمايد و بييه پيييروزي هيياي جديييدي‬
‫نايل آيد ‪.‬‬
‫همين انسان با چنين استعداد و توانايي عقلي و تسخيرطبيعت به نفييع خييودش بييازهم‬
‫به مشكل اساسي و بنيادي فكري مبتل اسييت ‪ ،‬اوكييه دراوضيياع سياسييي زمييام تقليييد را‬
‫شكست و نظام هاي شاهي وملكي را با انقلبات گوناگون به نظامهاي انتخييابي و مييردم‬
‫سالري كشاند ‪ ،‬قدرت سياسي كليسا و مردان روحيياني را كييه سيياليان طييويلي دراروپييا‬
‫حاكميت داشتند ‪ ،‬با انقلب علمي و صنعتي سرنگون نمود ‪ ،‬هنوز نتوانسته است كه فكر‬
‫خويش را از تقاليد عقيدتي برهاند ‪ ،‬و هنوزهم هندو ها بت هاي دست ساخته خييويش را‬
‫عبادت ميكنند وگاهي هم بعد از قيييد نمييودن كمپيييوتر وانييترنت سيير بييه حيوانيياتي چييون‬
‫شادي وفيل مينهند ‪ ،‬و فقيران گرسنه را اجازه نميدهند تا گاوهاي فربييه را ذبييح نماينييد ‪،‬‬
‫زيرا گاو در ديانت خود ساخته بشر مقدس اسييت او را ميادر ميگوينييد و بييه ايين عقيييده‬
‫انسان را ازنعمت گوشتيکه خالق جهان برای شان خلق نموده است محروم ميسازند ‪.‬‬
‫انسان متمدن همان انسانی است که عقل خويش را برای رسيدن به تمامی حقيقييت‬
‫ها درکار اندازد ‪ ،‬متمدن کسی را گفته ميتوانيم که از دايره احساسات وعواطف گذشييته‬
‫مانند انسانهای بی علم وبی دانش تنها به تقليد پدران ونياکان نه ‪ ،‬بلکييه بخيياطر رسيييدن‬
‫به حقيقت ها درجستجوی حقيقت ها باشد و هرگاه چنين کند روزی حق درمقابلش قرار‬
‫ميگيرد ‪ ،‬زيرا جوينده يابنده است ‪.‬‬
‫هرگاه انسان علقمند رسيدن به حق باشد ‪ ،‬عقل او بهترين وسيله براي رسيدن حييق‬
‫است ‪ ،‬زيرا عقل مانند واحد پولي است كه در هر بازاري چلييش داشييته و در هربييازاري‬
‫متاع زيبا را نصيب انسان مينمايد ولي بشرطيكه زمينه تفكر و تدبر برايش داده شود ‪ ،‬و‬
‫مانند پول دوستان او را در جيب دماغ خويش قفل ننمايد ‪.‬‬
‫شاعري گويد ‪:‬‬
‫برگ درختان سبز درنظرهوشيار *** هرورقش دفتريست معرفت كردگار‬
‫گويند ‪ ،‬باديه نشيني را پرسيدند كه با وجود نرسيدن داعيان حييق چطييوربه موجييوديت‬
‫خالق يقين نمودي ؟ گفت ‪ :‬من هرگاه به صييحرا سييرميزنم ‪ ،‬باديييدن فضييلت شييتران و‬

‫‪84‬‬

‫چاب اقدام انسانها ميدانم كه ازين صحرا شتري گذشته و انسيياني بييا وي بييوده اسييت ‪،‬‬
‫پس با ديدن اين زمين پهناور و اين آسمان بييزرگ عقلييم برايييم ميرسيياند كييه اينهييا حتمييا‬
‫خالقي داشته اند كه ازهمه مدبر وعلمش برهرچيز محيط است ‪.‬‬
‫خدای جهانيان که همه به وجود آن عقيده داريم ‪ ،‬برای انسان عقييل سييليم را نصيييب‬
‫نموده است ‪ ،‬وانسانرا بهترين وشريف ترين مخلوقات شناخته است ‪ ،‬زيرا انسان است‬
‫که با عقل خويش ميتوانند تمامی حيوانات قوی هيکييل را در ميلييه هييای بيياغ وحييش قيييد‬
‫نمايد ‪.‬‬
‫اين خدای بزرگ وتوانا ‪ ،‬بييه اسيياس مهربييانی خييويش ‪ ،‬بييرای شييناخت خييودش عقييل‬
‫انسانرا خطاب ميکند ‪ ،‬تا انسان درنخست برای رسيدن به حقايق از عقل خيود اسيتفاده‬
‫نمايد ‪ ،‬وسپس فکر کند که آيا اين خالق مهربان کتييابی فرسييتاده اسييت ‪ ،‬تييا بييرای همييه‬
‫رهنما باشد ‪ ،‬همه ميدانيم که هرشرکتی که چيزی را توليد ميکند برای شناخت واستفاده‬
‫ي ديگييران تهيييه ميکنييد ‪ ،‬ايين شييخص ويييا اييين‬
‫بهترآن کتابی بنييام ) کتلک( غييرض رهنمييا ِ‬
‫شرکت مهربان است که چنييين کييار ی را انجييام داده اسييت ‪ ،‬اکنييون ذاتييی کييه آسييمانها‬
‫وزمين را خلييق نمييوده اسييت ‪ ،‬انسييان را خلييق کييرده اسييت ‪ ،‬آيييا بييرای شييناخت زمييين‬
‫وآسمان ‪ ،‬برای شناخت انسان وهدف انسان ‪ ،‬برای شناخت خود وذات بييزرگ ومهربييان‬
‫خود کتابی نفرستاده است ؟ بلی بدون شک بايد کتابی فرستاده باشد ‪.‬‬
‫اين کتاب برای انسان چگونه خطاب داشته باشد ‪ ،‬طبعا مطابق ذهن انسان ‪ ،‬مطابق‬
‫عقل انسان ‪ ،‬مطابق فهم ودرک انسان ‪.‬‬
‫بياييد عواطف را کنار نهيم ‪ ،‬بياييد تعصبات منطقييوی را کنييار نهياده بييرای درک اينکييه‬
‫کدام کتاب کتاب خداونييد اسييت ‪ ،‬کييدام کتيياب ميتوانييد جوابگييوی تمييامی مشييکلت مييان‬
‫باشد ‪ ،‬کدام کتاب ميتواند خداوند را بصورت پاک ومقييدس معرفييی نمايييد ‪ ،‬کييدام کتيياب‬
‫ميتواند ‪ ،‬انسانرا با هدفش برای ما معرفی نمايد ‪ ،‬کدام کتاب ميتواند ‪ ،‬پاسخگوی سييوال‬
‫ت ما باشد ‪.‬‬
‫دوستان عزيز ما وشما انسانهايی هستيم که درسال ‪ 2008‬زنده گی ميکنيم ‪ ،‬کسانی‬
‫هستيم که دانش وفهم ما به حدی رسيده است که ‪ ،‬دامنهييء خييود خييواهی هييا وتعصييبات‬
‫درآن نبايد جای داشته باشد ‪ ،‬بياييد حقيقتا بيرای جهانييان و کسيانيکه در آينيده هيا تارييخ‬
‫زنده گی ما را ميخواهند ثابت نماييم که ما وشما حقيقتا مردمان متمدن بوده ايم ‪ ،‬عقل‬
‫ما ‪ ،‬مار را به حقيقت ها رسانيده است ‪ ،‬ما تسليم احساسات وعواطف نه بلکه منحيييث‬
‫يک انسان روشن ‪ ،‬با دانش ومتمدن در جستجوی حقيقت ها شده ايييم وبييالخره حييق را‬
‫پذيرفته ايم ‪.‬‬
‫دوستان عزيز ومحترم مسيحی ! براي اينکه اين حقيقت ها را بصورت درست مييورد‬
‫مطالعه قرار داده به نتيجه مثبت برسيييم ‪ ،‬بياييييد دوکتييابی را کييه امييروز اکييثريت مييردم‬
‫جهان به آن ايمان دارند ‪ ،‬بصورت درست مطالعه نماييم ‪ ،‬اين دوکتيياب بايبييل ) انجيييل (‬
‫وديگرش قرآن کريم ميباشييد ‪ ،‬هييردو کتيياب را خوانييده بييا هييم مقايسييه کنيييم ونظريييات‬
‫دانشمندان امروزی را درمورد مورد مطالعه قرار دهيم وبالخره بخوبی درک نميياييم کييه‬
‫کدام يک ازين دوکتاب ميتواند کلم خداوند باشد ‪ ،‬کدام يک ميتواند ثييابت نمايييد کييه کلم‬
‫خداوند است ‪ ،‬کسانيکه درمورد اين دوکتاب تخصييص داشييته انييد چگييونه هييردو را يييافته‬
‫اند ‪.‬‬
‫هر دو کتاب را با هم مقايسه ميکنييم ‪ ،‬ودر مييان هيردو کتيياب حقيقييت هيا را بخييوبی‬
‫مطالعه ميکنيم ‪ ،‬به اين اساس درين بحث موضوعاتی را مطرح ميکنيم که حقيقت هييای‬
‫هر دو کتاب را ثابت نموده ‪ ،‬وبالخره به نتيجه خواهيم رسيد کييه کييدام يييک کلم خداونييد‬
‫است ‪.‬‬

‫‪85‬‬

‫دعوت قرآن به استخدام عقل‬
‫قرآن كريم هميشييه بشييريت را بييه اسييتفاده از عقييل و تفكييير سييالم دعييوت نمييوده‬
‫است ‪ ،‬آياتي زيادي درين مورد آمييده اسييت كييه بطييور مثييال بعضييي از اييين آيييات را بييه‬
‫خدمت تان بيان ميدارم ‪:‬‬
‫) وبالل ّي َ‬
‫ن( الصافات ‪ ) 138 /‬در مورد شب چرا فكر نميكنيد ؟ (‬
‫ل أَفل ت َعْ ِ‬
‫قُلو َ‬
‫َِ ْ ِ‬
‫‪?And by night: will ye not understand‬‬
‫َ‬
‫ن ( الحديييد ‪17 /‬‬
‫م ت َعْ ِ‬
‫م الي َييا ِ‬
‫قل ُييو َ‬
‫ه يُ ْ‬
‫موا أ ّ‬
‫ت ل َعَل ّك ُي ْ‬
‫موْت َِها قَد ْ ب َي ّّنا ل َك ُي ْ‬
‫ض ب َعْد َ َ‬
‫ن الل ّ َ‬
‫)اعْل َ ُ‬
‫ي الْر َ‬
‫ح ِ‬
‫) به يقين بدانيد كه خداوند زمين را بعد از مرگش دو باره زنده ميكند ‪ ،‬مييا نشييانه هيياي‬
‫قدرت خويش را براي تان بيان داشتيم ‪ ،‬شايد شما فكرنماييد ‪.‬‬
‫‪Know ye (all) that Allah giveth life to the earth after its death! already have‬‬
‫‪We‬‬
‫‪shown the Signs plainly to you, that ye may learn wisdom‬‬
‫هرگاه انسان با معقوليت تمام به سوي كاينات نظر اندازد ‪ ،‬آسمانها ‪ ،‬زمين ‪ ،‬خلقييت‬
‫انسان ‪ ،‬خزنده گان ‪ ،‬شب وروز ‪ ،‬نزول باران وبييرف ‪ ،‬طييراوت زمييين ‪ ،‬حركييت ابرهييا ‪،‬‬
‫همه دليل روشني براي معرفت خداوند متعال )جل جلله ( ميباشد ‪ ،‬وروي همييين اصييل‬
‫خداوند )جل جلله ( انسان را به استفاده از عقل و تفكر وتدبر دعييوت ميييدارد ‪ ،‬خداونييد )جييل‬
‫ة‬
‫مِني‬
‫ت َوال َْر‬
‫ن ِفي َ‬
‫ما ي َب ُ ّ‬
‫داب ّ ٍ‬
‫ث ِ‬
‫خل ْ ِ‬
‫مؤْ ِ‬
‫ض ل َيا ٍ‬
‫ماَوا ِ‬
‫ن َ‬
‫جلله ( ميفرمايد ‪):‬إ ِ ّ‬
‫ن ِفي ال ّ‬
‫م وَ َ‬
‫قك ُ ْ‬
‫ت ل ِل ْ ُ‬
‫س َ‬
‫م ْ‬
‫َ‬
‫ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ّ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ه‬
‫ت لِ َ‬
‫ن َوا ْ‬
‫حي َييا ب ِي ِ‬
‫ماِء ِ‬
‫ه ِ‬
‫ق فأ ْ‬
‫قوْم ٍ ُيوقُِنو َ‬
‫ن ال ّ‬
‫سي َ‬
‫ما أنَزل اللي ُ‬
‫ل َوالن َّهارِ وَ َ‬
‫آَيا ٌ‬
‫مي ْ‬
‫مي ْ‬
‫خِتلف اللي ْ ِ‬
‫ن رِْز ٍ‬
‫َ‬
‫ُ‬
‫ن( الجاثية ‪ 5 /‬همانا در خلقت آسمان و‬
‫ت لِ َ‬
‫قوْم ٍ ي َعْ ِ‬
‫قلو َ‬
‫ري ِ‬
‫ف الّرَياِح آَيا ٌ‬
‫ض ب َعْد َ َ‬
‫موْت َِها وَت َ ْ‬
‫الْر َ‬
‫ص ِ‬
‫زمين براي اهل ايمان نشانه ها و و دليل خداوندي پديدار است ‪ ،‬در خلقييت خييود شييما‬
‫آدميان و انواع بي شمار جنبنده گان كه روي زمين پراگنده اند براهين قييدرت حييق بييراي‬
‫اهل يقين آشكار است ‪ ،‬و نييز در رفيت و آميد شيب وروز و آنچيه خيدا از آسيمان بيراي‬
‫روزي خلق ‪ ،‬از برف و باران ميفرستد و زمين را پس از مرگ ديگر بار زنييده ميسييازد و‬
‫در وزش بادهاي عالم براي خردمندان جهان آيات صانع هويدا است ‪.‬‬
‫‪.Verily in the heavens and the earth, are Signs for those who believe‬‬
‫‪And in the creation of yourselves and the fact that animals are scattered (through the‬‬
‫‪.earth), are Signs for those of assured Faith‬‬
‫‪And in the alternation of Night and Day, and the fact that Allah sends down‬‬
‫‪Sustenance from the sky, and revives therewith the earth after its death, and in the‬‬
‫‪.change of the winds, are Signs for those that are wise‬‬
‫مراحل مختلف حيات انسان ‪ ،‬از خلقت نطفه ‪ ،‬سپس تبديل شدن آن نطفه به خون ‪،‬‬
‫استخوان و گوشت ‪ ،‬وبعدا تولد انسان به شكل يك طفل ‪ ،‬و نموي آن طفل ‪ ،‬رسيييدنش‬
‫به سن جواني و پيري و بالخره وفات انسان همه دليلي اند كه براي يك انسان دانشمند‬
‫زمينه رسيدن به ايمان حقيقي را مهيا ميسازند ‪ ،‬وخداوند متعال )جل جلله ( اين مراحل‬
‫حياتي انسان را بيان داشته انسان را به استفاده از عقل ‪ ،‬و انديشه در مورد مسير خود‬
‫م‬
‫ن عَل َ َ‬
‫ن ن ُط ْ َ‬
‫خل َ َ‬
‫م يُ ْ‬
‫ذي َ‬
‫م ِ‬
‫م ِ‬
‫م ِ‬
‫ش دعوت مينمايد ‪) :‬هُوَ ال ّ ِ‬
‫خرِ ُ‬
‫جك ُي ْ‬
‫قةٍ ث ُي ّ‬
‫فة ٍ ث ُ ّ‬
‫ب ثُ ّ‬
‫قك ُ ْ‬
‫ن ت َُرا ٍ‬
‫م ْ‬
‫م ْ‬
‫م ْ‬
‫َ‬
‫م ل ِت َ ُ‬
‫ن قَب ْ ُ‬
‫كوُنوا ُ‬
‫م ل ِت َب ْل ُُغوا أ َ ُ‬
‫مى‬
‫طِ ْ‬
‫شُيو ً‬
‫ن ي ُت َوَّفى ِ‬
‫خا وَ ِ‬
‫ل وَل ِت َب ْل ُُغوا أ َ‬
‫م َ‬
‫س ّ‬
‫جل ُ‬
‫م َ‬
‫من ْك ُ ْ‬
‫م ثُ ّ‬
‫شد ّك ُ ْ‬
‫فل ث ُ ّ‬
‫م ْ‬
‫م ْ‬
‫ُ‬
‫ّ‬
‫ن ( الغافر ‪ ) 67 /‬خداوند ذاتي است كه شما را از خاك خلق نمود ‪ ،‬سييپس از‬
‫م ت َعْ ِ‬
‫قلو َ‬
‫وَل َعَلك ُ ْ‬
‫نطفه ‪ ،‬وبعدا از پارچه خوني ‪ ،‬و بعدا شما را مانند طفلي به دنيا مياورد ‪ ،‬سپس شما به‬
‫سن رشد تان ميرسيد ‪ ،‬وبعد ها پير ميشويد ‪ ،‬بعضي از شما درسن خورد سييالي وفييات‬
‫ميكند ‪ ،‬وبعضي ها بعد از رسيدن به وقت تعيين شده ) عمرزياد ( وفات ميكند ‪ ،‬تييا شييما‬
‫فكر نماييد‪.‬‬
‫‪86‬‬

‫‪It is He Who has created you from dust, then from a sperm-drop, then from a leech‬‬‫)‪like clot; then does He get you out (into the light) as a child; then lets you (grow and‬‬
‫‪reach your age of full strength; then lets you become old, though of you there are some‬‬
‫‪who die before; and lets you reach a Term appointed; in order that ye may learn‬‬
‫‪.wisdom‬‬
‫همچنان زنده ساختن و ميراندن انسان را خداوند )جل جللييه ( دليييل ديگيری بييرای‬
‫شناخت خالق انسانها بيان ميدارد ‪ ،‬زيرا همه زنييده ميشييوند و ميميرنييد ‪ ،‬وتعيييين مييرگ‬
‫همه به قدرت خداوند )جل جلله ( تعلق دارد ‪ ،‬وهيچكسي نميتوانيد از قييوانين زنيده گيي‬
‫ومرگ سر پيچي نمايد ‪:‬‬
‫َ‬
‫ن ( المؤمنييون ‪ ) 80 /‬خداونييد‬
‫ها ْ‬
‫خِتل ُ‬
‫ل َوالن َّهارِ أَفل ت َعْ ِ‬
‫ي وَي ُ ِ‬
‫) وَهُوَ ال ّ ِ‬
‫قُلو َ‬
‫ذي ي ُ ْ‬
‫ت وَل َ ُ‬
‫مي ُ‬
‫ف الل ّي ْ ِ‬
‫ح ِ‬
‫ذاتي است كه زنده ميكند و ميميراند ‪ ،‬و تغيير شب وروز نيز بدست او ست ‪ ،‬پييس چييرا‬
‫عقل تانرا در كارنمي اندازيد ؟‬
‫‪It is He Who gives life and death, and to Him (is due) the alternation of‬‬
‫‪Night and‬‬
‫‪Day: will ye not then understand‬‬
‫وظيفه مسلمان رساندن حق براي همه جهانيان است ‪ ،‬زيييرا بييا درك حقيانيت اسييلم‬
‫دانستيم كه زنده گي انسان تنها در دنيا نبوده بلكه بعد از مرگ زنده گي جاوداني منتظيير‬
‫همه ماست ‪ ،‬مسلمان حق ندارد تمام نعمات را به خود منحصر سازد ‪ ،‬زيرا دين مقدس‬
‫اسلم خدمت به بشريت را وظيفه اساسي مسلمانان ميداند ‪ ،‬مسلمان بايد خير انييديش‬
‫باشد ‪ ،‬وروي همين علت براي نجات كسانيكه بي خبرند كوشش مينمايد ‪ ،‬مسلمان حييق‬
‫ندارد براي حصول جنت الهييي ‪ ،‬و راحييت آخييرت صييرفا خييودش عمييل نمييوده ‪ ،‬بييه ذكيير‬
‫وفكرمشغول گردد ‪ ،‬و ديگران را بگذارد تا در تاريكي هيا زنيده گيي نميوده و بيالخره در‬
‫روز رستاخيز به مصيبت ها مواجه گردند ‪ ،‬بلكه مسلمان حقيقي كسييي اسييت كييه بييراي‬
‫نفع بشريت در كار باشد ‪ ،‬روز و شب خود را صرف دعوت نمايد ‪ ،‬وبراي نجات بشييريت‬
‫سعي و كوشش نمايد ‪ ،‬و براي ساير انسانها علقمند دخول به جنت وراحت ابدي باشد ‪.‬‬
‫قييران كريييم مسييلمانان را وظيفييه داده اسييت كييه در مقييابله بييا شييما مسيييحيانيكه‬
‫ميخواهيد به حق برسيد خطاب دوستانه و نيك نماييم ‪.‬‬
‫َ‬
‫جادُِلوا أ َهْ َ‬
‫ذي‬
‫مّنييا ِباّليي ِ‬
‫موا ِ‬
‫ن ِإل ال ّ ِ‬
‫يأ ْ‬
‫) َول ت ُ َ‬
‫ح َ‬
‫م وَُقوُلوا آ َ‬
‫من ْهُ ْ‬
‫ن ظ َل َ ُ‬
‫ل ال ْك َِتا ِ‬
‫ذي َ‬
‫س ُ‬
‫ب ِإلِبال ِّتي هِ َ‬
‫ُ‬
‫ل إ ِل َي َْنا وَأن ْزِ َ‬
‫أ ُن ْزِ َ‬
‫ن ( العنكبوت ‪ ) (46) /‬شما با اهييل‬
‫م َوا ِ‬
‫مو َ‬
‫حد ٌ وَن َ ْ‬
‫م ْ‬
‫سل ِ ُ‬
‫ه ُ‬
‫ن لَ ُ‬
‫م وَإ ِل َهَُنا وَإ ِل َهُك ُ ْ‬
‫ل إ ِل َي ْك ُ ْ‬
‫ح ُ‬
‫كتاب ) يهييود ونصييارى ( بييه شييكل خييوب گفگتييو نماييييد ) البتييه بغيييراز ظالمييان آنييان (‬
‫برايشان بگوييد ما به آنچه بالي ما و بالي شما نازل شده ايمان داريم ‪ ،‬خداي ما وشييما‬
‫يكي است ‪ ،‬و ما به آن خداي يگانه تسليم هستيم ‪( .‬‬
‫‪And dispute ye not with the People of the Book, except with means better (than mere‬‬
‫‪disputation), unless it be with those of them who inflict wrong (and injury); but say,‬‬
‫‪"We believe in the Revelation which has come down to us and in that which came down‬‬
‫‪.".(to you; our God and your God is One; and it is to Him we bow (in Islam‬‬
‫عزيز مسيحي ‪ :‬آيا گاهي بايبل را با دقت خوانده اي ‪ ،‬وآيا گاهي هم از شخصيت هاي‬
‫روحاني كليسا درمورد خالق زمين و آسمان پرسيده اي ؟ و آيا روزي هم در مورد اسلم‬
‫فكر نموده اي ؟ بيا امروز چيزي دريين مييورد بخييوان و بعييد هييا خييودت بيا عقييل خييويش‬
‫قضيياوت نمييا كييه يييك انسييان پيشييرفته درعصييركنوني بييه پييذيرش چييی اعتقييادي آميياده‬
‫ميگردد ‪.‬‬
‫نخست از همه يك انسان حق پسند از تقليد كور كورانه و نا آگاهييانه پرهيييز مينمايييد ‪،‬‬
‫زيرا به گفته مولناي روم علم تقليد )) عاريه اسييت و علمييي اسييت كييه هنييوز بييه مرحلييه‬

‫‪87‬‬

‫حقيقت نرسيده باشد ولي علم تحقيقي عين جييان اسييت ‪ ،‬و علمييي اسييت كييه آدمييي را‬
‫متحقق به حقيقت كرده وجود اورا عييوض ميكنييد و وجييود ديگييري بييه او ميبخشييد ‪ ،‬ولييي‬
‫تفاوت اين دو را مانند تفاوت در انگيزه گدا و متقي در ذكر نام خدا ميداند ‪:‬‬
‫متقي گويييد خيدا از عيين جيييان‬
‫آن گدا گيويد خيدا از بهر نان‬
‫كان چو داود است و اين دگير صدا ست (( )‪(1‬‬
‫از محقق تا مقلد فرقها سييت‬
‫درموضوع عقيده لزم است انسان ازعقييل وفكيير خييويش اسييتفاده نمايييد ‪ ،‬حقيقييت‬
‫خالق ‪ ،‬خلقت جهان ‪ ،‬زنده گي پس از مرگ ‪ ،‬كتب آسماني را كه خداوند ) جل جللييه (‬
‫فرستاده است ‪ ،‬مطالعه عقايد ‪ ،‬گوش دادن به دعييوت ديگييران ‪ ،‬همييه وسييايلی انييد كييه‬
‫انسان را به حق نزديك ميسازد ‪ ،‬و در رأس اين همه موضوع دوري از تعصييب ‪ ،‬و تقليييد‬
‫ميباشد )) تقليد كور كورانه كه گاه حاصل خوش بيني است‬
‫بستن را انديشه و خرد ورزي ميباشد كه به جمهييود فكيير مييي انجامييد ‪ ،‬قييرآن مييا را‬
‫س ل َي َ‬
‫ع‬
‫ازين روش برحذر داشته و ميفرمايد (( )‪َ) : (1‬ول تـ ْ‬
‫ك ب ِيهِ ِ‬
‫قي ُ‬
‫م َ‬
‫م إِ ّ‬
‫ن ال ّ‬
‫سي ْ‬
‫عل ْي ٌ‬
‫ف َ‬
‫ما ل َي ْي َ‬
‫ك َ‬
‫ل أ ُوْل َئ ِ َ‬
‫ؤاد َ ك ُ ّ‬
‫ف َ‬
‫سُئيول ( اسراء ‪36/‬‬
‫صَر َوال ْ ُ‬
‫كا َ‬
‫م ْ‬
‫ه َ‬
‫ن عَن ْ ُ‬
‫َوال ْب َ َ‬
‫‪And pursue not that of which thou hast no knowledge; for every act of hearing, or of‬‬
‫‪seeing, or of (feeling in) the heart will be enquired into (on the Day of Reckoning‬‬
‫از چيزيكه در موردش علم نداري دنباله روي مكن ‪ .‬زيرا گوش ‪ ،‬چشم ‪ ،‬و قلب هاي‬
‫تان همه در برابر خداوند مسؤوليت دارند ‪ )) .‬بنييابرين قييرآن مييا را بييه سييوي تبعيييتي بيير‬
‫مبناي آگاهي ‪ ،‬درايت و استدلل‬
‫‪----------------------------------------------‬‬‫‪ -1‬حردورزي در دين و آفات شناخت ‪ ،‬تاليف بهنام سليمي ‪ .‬تهران ‪ :‬كتابخانه ملي ايران ‪ .‬ص ‪17 :‬‬

‫فرا ميخواند ‪ ،‬سيره انبياء عظام هم نويد بخش همين موضوع است ‪.‬‬
‫كه دوصد لعنيت بر اين تقليييد باد‬
‫خلق را تقليد شان برباد كرد‬
‫صحابه پيامبر) صلی الله عليييه وسييلم ( بييا اسييتفاده از عقييل و منطييق سييليم دعييوت‬
‫پيامبر) صلی الله عليه وسييلم ( را بذيرفتنييد ‪ ،‬ميگوينييد زميياني بييه حضييرت ابوبكرصييديق‬
‫) رضی الله عنه ( گفته شد كه محمد ) صلی اللييه عليييه وسييلم ( ادعييا مينمايييد كييه بييالي او‬
‫وحي آسماني آمده است ‪ ،‬او با درايت وعقل درپاسخ ميگويد ‪ :‬ميين محمييد )صييلی اللييه‬
‫عليه وسلم( را ميشناسم كه در امور دنيوي دروغ نميگويد ‪ ،‬در اموال مردم آنقدر امييانت‬
‫دار است كه اورا امين ) امانت كار( لقب داده اند ‪ ،‬بناء هيييچ امكييان نييدارد كييه در امييور‬
‫دين دروغ بگويييد ‪ ،‬او بمجييرد شيينيدن موضييوع وحيي بييالي آنحضييرت ) صييلی اللييه عليييه‬
‫وسلم ( ايمان مياورد ‪ .‬تمامي صييحابه كييرام كييه قبل بييت پرسييت بودنييد ‪ ،‬تقليييد نياكييان‬
‫خويش را ترك نموده با عقلنيت دين مقدس اسلم را درك نموده و آنرا پذيرفتنيد ‪ ،‬ولي‬
‫برعكس كسانيكه مقلييد بودنييد و نميخواسييتند دييين باطييل پييدران خييويش را تييرك نماينييد‬
‫مييا َأنييَز َ‬
‫ذا ِقي َ‬
‫ميگفتند ما آنچه را پدران ما ميپرستيدند پرستش ميکنيم ‪) :‬وَإ ِ َ‬
‫ل‬
‫م ات ّب ُِعوا َ‬
‫ل ل َهُ ْ‬
‫َ‬
‫شي ْ َ‬
‫جد َْنا عَل َي ْهِ آَباَءَنا أ َوَل َوْ َ‬
‫ه َقاُلوا ب َ ْ‬
‫م إ ِلى عَ َ‬
‫ن ال ّ‬
‫ر( لقمان‬
‫ن ي َد ْ ُ‬
‫طا ُ‬
‫كا َ‬
‫ما وَ َ‬
‫ب ال ّ‬
‫عوهُ ْ‬
‫ل ن َت ّب ِعُ َ‬
‫الل ّ ُ‬
‫ذا ِ‬
‫سِعي ِ‬
‫‪ 21/‬هرگاه برايشان گفته شود که از آنچه خدواند فرستاده است پيروی نمِاييد ميگويند ما‬
‫از آنچه پدران ما پيروی ميکردند پيروی ميکنيم ‪ ،‬أيييا نميداننييد کييه پييدران شييان آنييانرا بييه‬
‫سوی عذاب دوزخ ميکشاند ‪.‬‬
‫‪When they are told to follow the (Revelation) that Allah has sent down, they say:‬‬
‫‪"Nay, we shall follow the ways that we found our fathers (following)." What! even if it‬‬
‫‪is Satan beckoning them to the Penalty of the (Blazing) Fire‬‬
‫اكثريت ائمه دين از تقليد كوركورانه نفرت داشييتند و پيييروان خييويش را از تقليييد بييي‬
‫دليل منع مينمودند » امام شافعي رحمة الله عليه به خوبي ميدانييد تقليييد بييي دليييل و نييا‬
‫اگاهانه غالبا سبب ميشود تا مردم مطالب نادرسييت را ماننييد مطييالب صييحيح و درسييت‬
‫(( )‪(2‬‬

‫‪88‬‬

‫بپذيرند و درنتيجه درفهم بسياري از مطالب حق از ديد آنها مخفي و پوشيده بمانييد امييام‬
‫شافعي به همين جهت نخستين گامي راكه در راه ظهور حق بر مي دارد مبارزه با تقليييد‬
‫بي دليل و نا اگانه است و ايشان قبل از هركس پيروان خود را از چنييين تقليييدي نسييبت‬
‫به خود برحذر ميدارد و به ربيع ميگويد » اي ابا اسييحاق از ميين در هرچييه ميگييويم تقليييد‬
‫مكن و دراين مسايل خود نيز بينديش زيرا اينها مسايل دين هستند « )‪(3‬‬
‫تعصب نيز يكي از امراض خطرناك براي رسيييدن بييه حيق ميباشييد ‪ ،‬يهوديييان قبييل از‬
‫آمدن پيامبراسلم حضرت محمد)صلی الله عليه وسلم( در مدينه به مردم ميگفتند كه به‬
‫اساس خوشخبري های قبلي كتابهاي آسماني )تورات و انجيل( در سرزمين حجاز آخرين‬
‫پيامبران ظهور ميكند ‪ ،‬مردم مدينه و يهودان همه منتظرظهور چنين پيييامبري بودنييد ‪ ،‬تييا‬
‫اينكه پيامبراسلم در مكه مكرمه ظهور نمود ‪ ،‬مردم مدينه با شنيدن اين خبر بييه اسيياس‬
‫گفته هاي اهل كتاب )يهودان( به دين مقدس اسلم مشييرف شييدند ‪ ،‬بعضييي از علميياي‬
‫يهود مانند عبدالله بن سلم )رضی الله عنه( به دين مقدس اسييلم مشييرف شييدند ولييي‬
‫بعضي از يهودان مدينه كه ازظهور پيامبر‪ ،‬ديگران را خبرميدادند فكر ميكردند كه آخرييين‬
‫پيامبران ازنسل يهود خواهد بود ولي زماني درك كردند كه اين پيامبريكه منتظرش بودند‬
‫ازنسل آنها نه بلكه از قوم عرب است ‪ ،‬كافرشدند ‪ ،‬و براي بت پرستان گفتنييد كييه دييين‬
‫شما نسبت به دين اين پيامبر بهتراسييت ‪ ،‬بييرای شييان گفتنييد کييه بييت پرسييتی بهترسييت‬
‫نسبت به پرستش خدای يگانهء مهربان ‪.‬‬
‫آنان چرا اين کار را کردند بخيياطريکه تعصييب داشييتند ‪ ،‬بخيياطر قييوم پرسييت بودنييد ‪،‬‬
‫خداوند )جل جلله( ما را از تعصب و تقليد نا آگانه در حفظ وامان خويش داشته باشد (‬
‫‪-----------------------------------------‬‬‫‪-1‬‬
‫‪-2‬‬
‫‪-3‬‬

‫خردورزي دردين و آفات شناخت ‪.‬ص‪18:‬‬
‫مرجع سابق ‪ ،‬ص ‪18 :‬‬
‫تجزيه و تحليل زنده گاني امام شافعي ‪ ،‬احمديان ‪ ،‬عبدالله ‪ ،‬ص‪. 146 -145 :‬‬

‫مسيحيان در مورد پيامبر)صلی الله عليه وسلم( موقف بسيار عالي داشييتند ‪ .‬زميياني‬
‫قريشيان مسلمانان را اذيت نمودند بي بي سميه را شهيد نمودند و اولين كسيكه در راه‬
‫اسلم شهيد شده همين خانم است ‪ ،‬شوهرش حضرت ياسر)رضی الله عنييه( را بعييد از‬
‫او به شهادت رسانيدند و بسياري از مسلمانان را يا شهيد وياهم به عذابهاي سييخت مبتل‬
‫نمودند ‪ ،‬مسلمانان مجبيور شيدند كيه هجيرت نماينيد ‪ ،‬وازينكيه نجاشيي پادشياه حبشيه‬
‫شخص حقبين بود ‪ ،‬پيامبر )صلی الله عليييه وسييلم( بييه صييحابه هييدايت داد تيا بيه حبشيه‬
‫هجرت نمايند ‪ ،‬تعداد مسلمانان ‪ 83‬مرد و ‪18‬زن بود ‪ .‬قريشيان دو شخص بيا زكياوت را‬
‫اختيار نموده آنانرا به نزد پادشاه حبشه با يكمقدار هداياي گرانبهييا فرسييتادند تييا او را از‬
‫حمييايت مسييلمانان مييانع شييوند ‪ .‬زميياني آنييان بييه نييزد شيياه حبشييه رسيييدند ‪ ،‬در مييورد‬
‫مسلمانان سخن بدي گفتند ‪ ،‬شاه حبشه مسلمانان را احضار نمود ‪ ،‬ايشانرا پرسيييد كييه‬
‫شما چرا دين پدران و قوم تانرا ترك نموده ايد ‪ :‬حضرت جعفربن ابي طييالب )رضييی اللييه‬
‫عنييه ( كه سخنگوي مسييلمانان بييود گفييت ‪ :‬شيياها ‪ :‬مييا مييردم جيياهلي بييوديم ‪ ،‬بييت هييا را‬
‫پرستش مينموديم ‪ ،‬گوشيت حيوانيات خيود ميرده را ميخيورديم ‪ ،‬كارهابيد ميكردييم ‪ ،‬بيا‬
‫اقارب صله رحم نداشتيم ‪ ،‬با همسايگان تنش مينموديم ‪ ،‬مردمان قوي حق ضييعيفان را‬
‫ميخوردند ‪ ،‬ما به همين شكل بوديم تا اينكييه خداونييد )جييل جللييه( پيييامبري را ازبييين مييا‬
‫اختيار نمود ‪ ،‬ما امانت ‪ ،‬راستي ‪ ،‬پاكي ‪ ،‬ونسبش را ميدانيم ‪ ،‬مييا را بييه پرسييتش خييداي‬
‫يكتا دعوت نمود ‪ ،‬و از عبادت بت ها و سنگ ها منع نمود ‪ ،‬ما را بييه راسييتگويي ‪ ،‬امييانت‬
‫داري ‪ ،‬صله رحم ‪ ،‬خوشييرفتاري بييا همسييايگان امرنمييود ‪،‬و ازانجييام اعمييال نادرسييت ‪،‬‬
‫خونريزي ‪ ،‬كارهاي بد ‪ ،‬شهادت دروغين و خوردن مال يييتيم ‪ ،‬و دشيينام دادن زنييان منييع‬
‫نمود ‪ ،‬ما را امر نمود تا خداي يگانه را بپرستيم ‪ ،‬به او چيزي را شريك نسييازيم ‪ ،‬مييا را‬

‫‪89‬‬

‫به اداي نماز ‪ ،‬زكات ‪ ،‬روزه امر نمود و ما به او ايمان آورديم ‪ ،‬و احكييام اسييلم را بييالي‬
‫خويش تطبيق نموديم ولي قوم ما خواستند تييا مييانع مييا شييوند ‪ ،‬مييا را تعييذيب نمودنييد ‪،‬‬
‫بعضي مارا كشتند تا ما را به عبادت بت ها برگردانند ‪ ،‬و ازينكييه بييالي مييا بسيييار ظلييم‬
‫نمودند ما ديار خود را ترك نموده به نزد شما آمديم ‪ ،‬و اميد واريم كه در نزد شما بييالي‬
‫ما ظلم نشود ‪ .‬نجاشي به آنان گفت چيزي از قرآن داريد ؟ گفتند ‪ :‬بلي ‪ .‬گفت ‪ :‬بخوانيد‬
‫‪ ،‬آنها يك قسمت از قرآن كريم را خواندند ‪ .‬نجاشي با شنيدن قرآن گريه نمييوده گفييت ‪:‬‬
‫قسم به خدا است كه ايين قيرآن و آنچيه را مسيييح آورده اسيت از ييك منبيع سرچشيمه‬
‫ميگيرند ‪ ،‬واز تسليم نمودن آنان به قريشيان ابا ورزيد ‪.‬‬

‫‪ -1‬الرحيق المختوم ‪ ،‬صفي الرحمن المباركفوري ‪ .‬مصر‪ :‬دارالوفاء للطباعة والنشر والتوزيع ‪ ،‬ص ‪109 :‬‬

‫نجران که منطقه بزرگ شامل ‪ 73‬قريه در نزديكي مكه بطرف يمن قرار داشت‬
‫اهل آن مسيحي ها بودند ‪ ،‬اكثريت آنان به دين مقدس اسلم مشييرف شيدند ‪ .‬زييرا بيا‬
‫دانستن حقايق دين مقدس اسلم به حق تسليم شدند ‪(1) .‬‬
‫» انسان موجود دو بعدي است كه يك بعد آن مادي و بعد ديگر آن روحيياني و معنييوي‬
‫است » روح انسان كه امري مجرد است هميشه در جسييتجوي تكامييل و ترقييي اسييت و‬
‫امر مادي نميتواند براي روح كمالي باشد ‪ ،‬زيرا كه امور مادي خيلي پايين تر از امور غير‬
‫مادي قرار دارند ‪ ...‬بنابرين روح انسان كه موجود مجرد و غيرمادي است در پييي كمييالي‬
‫است كه آن كمال هم مجرد و در مرتبه اي بالتر از خود روح باشييد و در بييالترين مرتبييه‬
‫تجرد و غير مادي بودن ذات اقدس الله )جل جلله ( وجود دارد و الله تعيالي در بيالترين‬
‫قله ء كمال قرار دارد و همه ء موجودات خواسته يا نخواسته به سييمت آن قلييه و غييايت‬
‫حركت ميكنند « )‪(2‬‬
‫» در انسان خدا جويي و خدا خواهي و خدا پرستي به صورت يك غريييزه نهيياده شييده‬
‫است « )‪(3‬‬
‫ويليام جيمز يكي از بزرگترين دانشمندان درين مورد ميگويييد ‪ »:‬بيه نظير مين هرگيياه‬
‫ضمير آگاه خود را دنبال كنيم دنبالهء آن به ماوراي اين جهان محسوس و عقلنييي ‪ -‬كييه‬
‫بعدي ديگر ازهستي ماست – ميرسد « )‪(3‬‬
‫پاسكال ميگويد ‪ » :‬بييه وجييود خييدا دل گييواهي ميدهييد نييه عقييل ‪ :‬وايمييان از اييين راه‬
‫بدست مي آيد« او اضافه ميكند ‪ » :‬دل دليلي دارد كه عقل را به آن دسترسي نيست «‬
‫) ‪(4‬‬

‫‪90‬‬

‫هرشل دانشمند معروف و ستاره شناس ميگويد ‪ » :‬هرقدر دامنييه علييم گسييترده تيير‬
‫ميشود استدللهاي دندانشكن و قويتري بييراي وجييود خداونييد ازلييي و ابييدي بدسييت مييي‬
‫آيد (( )‪(5‬‬
‫انشتاين نابغه علمي قرن بيستم ميگويد ‪ :‬در عالم مجهول نيروي عقل و قادري وجود‬
‫دارد كه جهان گواه وجود اوست (( )‪(5‬‬
‫دكتور توماس ديويد چاركس متخصييص شيييمي و رئيييس تحقيقييات شييركت شيييميايي‬
‫كلركس ميگويد ‪ )) :‬من معتقدم در طبيعت همه چيز از روي مشيت و نظم انجام گرفته‬
‫و ميگيرد و لزمهء اين نظم و مشيت اين است كييه از جييانب يييك عاقييل و صيياحب اراده‬
‫باشد و من آنرا خدا ميدانم « )‪(6‬‬
‫جان آدولييف بييوهلر دكييتر در فلسييفه اتمييي دانشييگاه اينييد يابييا و اسييتاد شيييمي كالييج‬
‫اندرسون ميگويد ‪ » :‬در طبيعت به هرسو بنگري نظم و مشيت نمايان اسيت گيويي دنيييا‬
‫سوي هدف و مقصد مشخصي سوق داده ميشود و اين معنى در عالم اتم كييامل روشيين‬
‫است ‪ ،‬تمام اتمها از هيدروژن گرفته تا اورانيوم از روي يك مدل بوجود آمده انييد ‪ ،‬زيييرا‬
‫هنگاميكه دايره اطلعات ما راجع به الكترونها و پروتونهايي كه عناصر مختلف را تشكيل‬
‫)‪(7‬‬
‫داده اند بيشتر ميشود ما بيشتر متوجه نظام هماهنگي جهان ميشويم «‬

‫________________________________________________‬
‫‪-1‬‬
‫‪-2‬‬
‫‪-3‬‬
‫‪-4‬‬
‫‪-5‬‬
‫‪-6‬‬
‫‪-7‬‬

‫الرحيق المختوم ‪ ،‬ص ‪. 507 :‬‬
‫اسلم از ديدگاه عقل تأليف عبدالرؤوف ريكي ‪ ،‬ص ‪22 :‬‬
‫مرجع سابق عين صفحه ‪.‬‬
‫مرجع سابق ‪ ،‬ص ‪23 :‬‬
‫مرجع سابق ‪ ،‬ص ‪38 :‬‬
‫مرجع سابق ‪ ،‬ص ‪48 :‬‬
‫مرجع سابق ‪ ،‬ص ‪39 :‬‬

‫او در زمينه ميافزايد » ما بجاي در نظر گرفتن كيفيت آفريدكار و عوض زايد شمردن‬
‫خدا بايد او را در ميان نظام جهان بيبينيم وآثيار و نشيانه هيايش را سيتايش كنيييم ‪ ،‬بشيير‬
‫ميتواند مجهولت طبيعت را كشف و درك كنييد ولييي نميتوانييد قييوانين طييبيعي را خلييق و‬
‫ايجاد نمايد و تنها خداست كه ميتواند قوانين طبيعت را وضع و ايجاد كند ‪(1) «.‬‬
‫پاستور بعد ازينكه ميكروب را كشف نمود و آنرا سبب اغلب بيماري ها دانست ‪ ،‬اورا‬
‫سوال نمودند كه آيا با اين موفقيت باز به وجود خدا عقيده داري ؟ او در جواب گفت »‬
‫با اين كشف ‪ ،‬عقيدهء من به خدا صد چندان شده اسييت ‪ ،‬زيييرا سيياختمان وجييودي اييين‬
‫حيوانات ريزوذره بيني و كثرت و چگونگي توليد مثييل آنهييا مييرا بييه گسييترده گييي علييم و‬
‫قدرت فوق العادهء پديد آورنده آنها )خدا( متوجه نموده و از قدرت خدا سييخت متحييير و‬
‫بشگفت آمدم ‪ ،‬آنچنان صنعت بديع و نيروي شگرف در سازمان وجود آنها بكار رفتييه كييه‬
‫عقل در حيرت است و آدمي را به درياي تعجب و تحير غوطه ور ميسازد « )‪(1‬‬
‫هرگاه بدين باورشويم كه غريزه خدا جويي در وجود انسان وجييود دارد ‪ ،‬همييين عقييل‬
‫انسان ميخواهد براي رسيدن به حقيقت خدا و صفات کمالش پيييامي از جييانب آن خييدا‬
‫موجود باشد كه با معايير عقلي بشري سازگار باشد ‪ .‬واكنون كه به وجييود خداونييد )جييل‬
‫جلله( معتقد شديم ‪ ،‬ومانند بعضي از مادي پرستان عقل را معطييل قييرار داده از وجييود‬
‫او منكرنيستيم ‪ ،‬سؤال ديگري مطرح ميگردد كه آن ذاتيكه خييالق تمييام جهييان اسييت ‪ ،‬و‬
‫انسان را با تمام ظرافت هييا بييه جهييان هسييتي آورده اسييت ‪ ،‬چگييونه ذاتييي اسييت ؟ آيييا‬
‫‪91‬‬

‫ميتوان كسي را به الوهيت بپذيريم كه پسر خيود را تسيليم دشيمنان نماييد تيا او را قتيل‬
‫نمايند ‪ ،‬و خودش با ديدن اين حالت قتل گناهان بنده گان را ببخشد ‪ ،‬يا شخصيت نهييايت‬
‫قاصي وظالم كه عطشش بجز از قتل پسرش مرفوع نميگشت ‪ ,‬ييياهم خييدايمان همييان‬
‫پسر مظلوم باشد كه دشمنان ميييخ هييا را بييه دسييتانش ميكوبنييد و او را در محضيير عييام‬
‫برهنه نموده با نيزه ها اعضاي بدنش را سوراخ سوراخ مينمايند ؟ زيييرا او مجبييور اسييت‬
‫براي بخشايش گناهان انسانها به چنين مصيبي سر دهد ‪ ،‬ويا هم تسليم خدايي شويم كه‬
‫وجودش را فرزندش تكميل نمايد ؟ و يا هم سر تسليم به بتهاي دست ساخته بشر شده‬
‫‪ ،‬صنايع دستي بشر را خدا بخوانيم ‪ ،‬و يا هم كمي قدم فرا گذاشته حيوانات عاجز را كييه‬
‫تسليم ما هستند ‪ ،‬به خدايي گرفته خود را تسليم آنان نماييم ‪ ،‬و يا بهييتر سييت بييه وجييود‬
‫خالقي ايمان آوريم كه از داشتن فرزند و شريك مبرا وپاک باشد ‪ ،‬بييه همييه چيييز عييالم و‬
‫قدرتش فوق همهء قدرت هاست ‪ ،‬براي خلق نمودن زمين و آسمان با گفتن )كن ( شييو‬
‫همه مخلوقات موجود شوند ‪ ،‬و تمامي صفات كمييال در وجييود او نهفتييه باشييد صييفاتيكه‬
‫شايسته آن ذات مقدس است ‪.‬‬
‫وقتی درين زمينه حتی بسياری از مسيحيان حق طلب فکيير نمييوده انييد ‪ ،‬بييالخره بييه‬
‫قبول حقيقت ها تسليم شده اند ‪.‬‬
‫يكتن از كشيش هاي مسيحيت ) سييامي فرنانييدس از كشييورفليبين ( كييه بييا مطييالعه‬
‫قرآن كريم به دين مقدس اسلم مشرف شده است ‪ ،‬ميگويد ‪ )) :‬اگيير خداونييد) جييل جللييه(‬
‫در صييورت انسييان ظيياهرگردد ‪ ،‬و يييا پسييري گيييرد مسييتحق الييوهيت نميباشييد ‪ ،‬زيييرا‬
‫خداوند) جييل جللييه( چنانچه خودش خود را وصييف نمييوده اسييت ) قييوي – قيادر ‪ ،‬شييديد ‪،‬‬
‫خواب نميكند ‪ ،‬وهيچ چيزي ازاوپنهان نيست و غيره ( بناء خداوند) جل جلله ( احتييياجي‬
‫ندارد كه بصورت انسان ‪ ،‬يا گاوي ويا كدام جاندار ديگري چنانچه بعضي از اديييان گمييراه‬
‫عقيده دارند ظاهر گردد ((‪ ) ،‬نعوذ بالله (‬
‫________________________________________________‬
‫‪ – 1‬اسلم از ديدگاه عقل ‪ ،‬ص ‪.39 :‬‬

‫اين عقيده توحيد را با مطييالعه قييرآن ميييابيم و قييرآن كتيياب خييدا شناسييي اسييت كييه‬
‫انسان را از متاهات و آلوده گي هاي فكري نجات داده به منزل مقصود ميرساند ‪.‬‬
‫خواهر محترم ما بتي باومن كه يك خانم امريكايي ميباشييد ‪ ،‬در خييانواده مسيييحي‬
‫تولد شده و خودش سالهاي زيادي مسيحي بود ‪ ،‬ولي عقايد مسيحيت قناعتش را حاصل‬
‫ننموده براي رسيدن به حق سالهاي طويلي غرق مطييالعه وپژوهييش بييود و بييالخره بييه‬
‫دين مقدس اسلم گرايش خيود را اعلن مييدارد قصيه زنيده گيي خيويش را چنيين بييان‬
‫ميدارد ‪ » :‬من بيشتر از هزار كتاب را در زمينه هاي مختلييف از قبيييل روانشناسييي جييامعه شناسييي ‪،‬‬

‫انسان شناسي ‪ ،‬مذهب ‪ ،‬تاريخ و فلسفه اين دو پيامبر) عيسييى و محمييد عليهمييا السييلم ( بييه منظييور‬
‫يافتن حقيقت مطالعه كردم ‪ ،‬مخصوصا بييه فيمينيييزم )‪ ( Feminism‬روانشناسيی کيارل يونييگ ميتافزيييك‬
‫عصر جديد ) ‪ ، (New Age Metaphysics‬با تاكيد ويييژه بيير دييين يهييود ) ‪ (Judaism‬تايبتييان ) ‪ (Tibetan‬ذن‬
‫بودائيسم ) ‪ ، (Zen Buddhism‬يوگا ) ‪ (Yoga‬و هندويسم ) ‪ ... (Hinduism‬علقه وافر داشتم ‪ ،‬هريييك از‬
‫اين نظامهاي روحاني به بعضي از سؤالهاي من جواب داد اما درعييوض سييؤالهاي ديگييري را بييراي ميين‬
‫بوجود آورد ‪ .‬هميشه چيزي بود كه من نميدانستم كه چيست ‪ ...‬سر انجام آنچه را چهل سال درپييي آن‬
‫بودم يافتم ‪ ،‬راهي براي معنا بخشيدن به هرچيز در دنيايم « )‪(1‬‬
‫» مدتي بعد در ‪ 32‬ماه مي ‪ 1993‬به مركز اسلمي كاليفرنياي شمالي در لييس انجلييس رفتييم و در‬
‫كلسهايي كه براي نو مسلمانان برپا ميشد شركت كردم ‪ ،‬از بييرادر گرامييي آقيياي سييمير اتميين وعييدهء‬
‫ملقات گرفتم ‪ ،‬به اين منظور كه چيزهايي در باره دين اسلم از ايشان بپرسم ‪ ،‬ايشييان چنيدين سييؤال‬
‫از من پرسيدند و به من گفتند كه شما هرچه كه در باره اسلم لزم است قبل ياد گرفته ايد بنابرين تنها‬
‫‪92‬‬

‫چيزي كه لزم است انجام دهيد اين است كه شهادتين را به زبان آوريييد و مسييلمان شييويد ‪ ،‬اييين گفتييه‬
‫مرا بسيار متعجب كرد ‪ .‬يك جوري احساس كردم كه حق با ايشان اسييت ‪ ،‬بنييابر اييين شييهادتين را بييه‬
‫زبان آوردم و مسلمان شدم ‪ ،‬سپس ايشان به من گفتند كه شما ميتوانيد بقيه زنده گي تانرا صرف ياد‬
‫گيري و عمل به دين مبين اسلم كنيد و براستي آنچه كه گفتند صحيح بود « )‪( 2‬‬

‫آقا و خانم مسيحی ! آيا لزم نيست مانند اين خواهر امريكايي دين مقييدس اسييلم را‬
‫مطالعه نماييد ‪ ،‬قرآن را بخوانيد و هرگاه بعد از مطالعه قناعت تان حاصل نشد سييخني‬
‫نخواهد بود ‪ ،‬ولي خود را از مطالعه آن محروم ساختن و بييدون مطييالعه قييرآن كريييم در‬
‫مورد آن ابراز نظر نمودن براي يك دانشمند در عصر حاضر سخن گوارايي نخواهد بود ‪.‬‬
‫بياييد همه براي رسيدن به حق مطالعه نماييم ‪ ،‬مسؤوليت خود را رفع كنيييم از تقليييد‬
‫بگذريم و هرچه را ديگران بالي ما امل نمايند نپذيريم ‪ ،‬ببيند يكييي از دوسييتان انگليسييی‬
‫ما كه خودش قبل مسيحي بود و مسلمان شده چه ميگويييد ‪ ) :‬شييايد بعضييي از دوسييتان‬
‫خيال كنند كه من تحت تأ ثير مسلمانان قرار گرفته ام ‪ ،‬اما چنين نيست ‪ ،‬بلكه معتقدات‬
‫من نتيجهء سالها انديشه بيوده اسيت ‪ ،‬ميذاكرات و مباحثيات ميذهبي مين بيا مسيلمانان‬
‫تحصيلكرده در موضوع مذهب فقط چند هفته قبل شراوع شد و لزم است بگويم ازينكه‬
‫تئوريها و نتيجه ء تفكراتم تماما مطابق با اسلم بوده اسييت بسيييار مشييغوف و شييادمان‬
‫گرديده ام ‪ ،‬تغيير كيش و آيين ‪ ،‬بر حسب قرآن بايد با انتخاب آزادانه و قضيياوت باشييد و‬
‫هر گز اجبار در آن را ه نيابد ( )‪(3‬‬
‫______________________________________________________________‬
‫ميكند ‪ ،‬تأليف مظفر حليم با همكاري خانم بتي باومن ‪ ،‬ترجمه ‪ :‬عبييدالعزيز ويسييي ‪،‬‬
‫‪-1‬اينک خور ِ‬
‫شيد از غرب طلوع ْ‬
‫ايران ‪ :‬نشر احسان ‪ ،‬ص ‪. 34 :‬‬
‫‪ -1‬مرجع سابق ‪ ،‬ص ‪.45 :‬‬
‫‪ » -2‬لرد هنلي الفاروق ) عاليجناب سررونالد جورج آلنسيون ( در سيال ‪ 1855‬مسييحي متوليد شيد يكيي از ميؤلفين‬
‫وسياستمداران صاحب نام انگليس و تحصيلكرده كمبريج بود كه درسييال ‪ 1877‬صيياحب لقييب اشييرافي گرديييد او در ارتييش‬
‫انگليس سركرد و سپس تا درجه سرهنگ تمام در كردان چهار تفنگيداران نيورث مينيسيتر خييدمت كييرد ‪ ،‬بيا اينكييه حرفيه او‬
‫مهندسي بود تسلط گسترده اي در ادبيات داشت و براي مدتي سر دبير مجله ) سالز بري جورنال ( شد او همچنييين مؤلييف‬
‫كتابهاي زيادي بود كه از معروفترين آنها ) بيداري غرب نسبت به اسلم ( است ‪ ،‬لر د هدلي در ‪ 16‬نوامبر ‪ 1918‬بييه اسييلم‬
‫گرويد و نام مسلمان ) شيخ رحمت الله الفاروق ( را به خود نهاد « اسلم آيين برگزيده مييا تيياليف ابراهيييم احمييد بيياواني ‪،‬‬
‫ترجمه مسعود كشاورز ‪ ،‬ايران ‪ :‬دفترنشرفرهنك اسلمي ‪ ،‬ص ‪18-17 :‬‬
‫‪ -3‬اسلم آيين بركزيده ما ‪ ،‬ص ‪. 14 :‬‬

‫چرا يک تعداد از مسيحيان دانشمند مسلمان شده اند ؟‬
‫هرگاه به حقيقت ها برگرديم وبخواهيم راه حق وراسييت را بييدانيم بهترسييت نخسييت‬
‫دليل کسانی را که خود زمانی مسيحی بييوده انييد سييپس مسييلمان شييده انييد بخييوانيم ‪،‬‬
‫نخست فکر کنيم آنان چگونه اشخاص بودند ‪ ،‬درمسيحيت وکتاب بايبييل چقييدر معلومييات‬
‫داشتند ‪ ،‬وچرا عقيده خود را ترک نموده به قرآن عظيم الشييان ايمييان آوردنييد ‪ ،‬آيييا لزم‬
‫نيست منحيث يک انسان متمدن وبا دانش وعقل دليل اينان را کييه روزی هييم کيييش مييا‬
‫بودند واکنون به دين مقدس اسلم مشرف شده اند ‪ ،‬مطالعه نماييم وسييپس دربيياره آن‬
‫فکر کنيم ‪ ،‬ببينيد شخصی پول هم دارد ‪ ،‬و مارکيت هم نزديک منزلش هست ‪ ،‬وامکانات‬
‫رفتن به مارکيت هم دارد ‪ ،‬ودر مارکيت ميوه های بسيار لذيذ که هم بييرای صييحت مفيييد‬
‫اند وجود دارد ‪ ،‬ولی ايين شييخص درهنگييام صييرف طعييام بييدون ميييوه ميباشييد ‪ ،‬چييرا ؟‬
‫علتش همين است که نخواسته که ازين نعمات استفاده کند ‪ ،‬ويا اينکه به اين نظر بييوده‬
‫که اين ميوه از منطقه ما نيست ‪ ،‬ازکشورهای ديگر ميباشد ‪ ،‬من نميخواهم که از داشته‬
‫هيای ديگيران اسيتفاده کنيم ‪ .‬وليی درمقابيل شيخص ديگيري کيه پيول انيدک دارد وليی‬
‫ميخواهد ميوه داشته باشد ‪ ،‬به مارکيت ميرود هرگاه ميوه زياد خريداری نميتواند ‪ ،‬ميييوه‬
‫اندک خريداری ميکند ‪ ،‬او بدين فکر است که خداونييد درهرمنطقييه خاصيييت خاصييی داده‬

‫‪93‬‬

‫است ‪ ،‬در جايکه سرد سير است کيله و خرما نمّياشد ‪ ،‬بنيياء مييا مجبييوريم از ميييوه هييای‬
‫ديگران که در کشور ما نيست استفاده کنيم ‪ ،‬آنان نيز از بسياری از توليدات ما استفاده‬
‫ميکنيم ‪ ،‬واين شخص شامگاه در سر ميز طعامش ميوه وجود دارد ‪ ،‬چرا شخص اول بييا‬
‫وجود داشتن امکانات از ميوه استفاده نکييرده ؟ علتييش همييين بييود کييه او نخواسييت کييه‬
‫ميوه داشته باشييد ‪ ،‬نخواسييت از ويتييامين هييای ميييوه اسييتفاده نمايييد ‪ ،‬بعضييی از افکييار‬
‫تعصبی چشمانش را بست ‪ ،‬وبالخره اين شخص محروم ماند ‪.‬‬
‫وشخص دوم با وجود امکانات کم خواسييت کييه ميييوه داشييته باشييد ‪ ،‬تعصييبات وخييود‬
‫خواهی را کنار گذاشت ‪ ،‬بناء رسيدن به تمامی حقايق به خواسييتن ونييا خواسييتن ارتبيياط‬
‫دارد ‪ ،‬پاکی وصفای قلب ضرورت است ‪ ،‬دوری از تعصب وخودخواهی ضرورت است ‪.‬‬
‫هرگاه کسی علقمند بييه رسيييدن بيه حقيايق باشيد علقمنييد بييه رسيييدن بييه يگييانگی‬
‫خداوند ودانستن خالق حقيقی باشد ‪ ،‬حتما او اين حقيقييت را درک ميکنييد ‪ ،‬اييين انسييان‬
‫کوشش ميکند که تمامی اديان را مطالعه نمايد ‪ ،‬کتابهايی را که ادعا ميشود کلم خداوند‬
‫است ‪ ،‬مطالعه نموده ‪ ،‬وبرای رسيدن به حقيقت ‪ ،‬بيطرفانه ‪ ،‬با استفاده ازعقل ودانش‬
‫خييود ‪ ،‬بييدون دخييالت احساسييات وعواطييف ‪ ،‬بييا دوری از تعصييب وخودخييواهی هييا ‪ ،‬بييه‬
‫جستجوی حقيقت های گردد ‪ ،‬وبه اين شييکل ميتوانييد کييه حقيقييت را درک نمايييد ‪ ،‬بياييييد‬
‫قصه ء های مسيحيانی را بخوانيد که خود شان دارای چنين صفاتی بوده اند که بالخره ‪،‬‬
‫راسييييت بينييييی ‪،‬‬
‫پيييياکی وصييييفای‬
‫قلبی آنييان سييبب‬
‫شيييده کيييه خيييود‬
‫شيييان بيييه ديييين‬
‫مقيييدس اسيييلم‬
‫مشرف شوند‪.‬‬

‫قصه‬
‫اسلم‬
‫يک‬

‫دانشمندان امريکايي‬
‫‪94‬‬

‫)جوسيف إدوارد(‬
‫داکترعلوم الهیات ‪ ،‬ودعوتگر‬
‫مشهوریکه ميخواست مسلمانی را‬
‫مسيحی سازد‬
‫درس در‬

‫انترنت‬

‫‪) :‬‬

‫‪http://www.ipc-kw.com/arabic/stories_detail.php?s_id=12‬‬

‫‪(islam today.com‬‬

‫قصه اسلم عالم امريکايي )جوسيف إدوارد( )‬
‫‪(1‬‬
‫درختي كه ريشه هايش را در اسلم محكم شد‬
‫اسم قبل ازاسلم ‪ :‬جوسيف إدوارد إستس ‪.‬‬
‫اسم بعداز اسلم ‪ :‬شيخ يوسف إستس ‪.‬‬
‫تابعيت ‪ :‬ايالت متحده امريكا‬
‫شهادتنامه هاي علمي ‪ :‬شهادتنامه ماستري در هنرها سال ‪1974‬م ‪ +‬شهادتنامه‬
‫دكتوراه در علم اللهوت ) الهيات ( ‪.‬‬
‫تاريخ مشرف شدن به اسلم ‪ :‬سال ‪1991‬م ‪.‬‬
‫زبان عربي وعلوم اسلمي را ازسال ‪1991‬م إلى سال ‪1998‬م آموخت ‪.‬‬
‫تحت رهنماي ‪ :‬شيخ محمد عبد الرحمن‪.‬‬
‫علت مسلمان شدنش ‪ :‬دعوت يك مسلمان به مسيحيت بود ‪.‬‬

‫‪95‬‬

‫تبصره ‪ :‬همانگونه كه اسلم دين توحيد است كه‬
‫تمامي پيامبران به آن دعوت نموده همچنان اسلم دين‬
‫حق وفطرت است ‪ ،‬دين گذشت وبخشش ‪ ،‬دعوت‬
‫ورهنمايي است ‪ .‬هرگاه يك بذرهء اين دين درجايي برويد ‪،‬‬
‫به زودي حاصل آن نمايان شده و به توفيق خداوند ثمرات‬
‫آن درهرحالتي اشكار ميگردد ‪ .‬وبالخره درخت بزرگي‬
‫ميشود ‪ .‬انسان چگونه دين نياكان را ترك نموده و به دين‬
‫ديگران توجه خويش را ميگرداند ؟‬
‫چگونه او که مردم را به دين قبلي خويش دعييوت مينمييود ‪ ،‬بييزودی بييه اسييلم‬
‫مشرف ميشود ‪ ،‬ويکتن از دعوتگرانی ميشود که ديگران به او اقتدانموده ‪ ،‬ونمونه‬
‫مثال براي دعوت با اسلوب زيبييايش ميشييود ؟ وحييتی در قلييب کسييانيکه در فاميييل‬
‫های مسلمان تولد شده اند نيز تاثير ميگزارد ‪.‬‬
‫او آقاي ) جوزيف ادوارد استس يا يک دعوتگر اسييلمی امريکييايي شيييخ‪ /‬يوسييف‬
‫استس ( كه‬
‫‪------------------------------------------------------‬‬‫‪-1‬‬

‫أدرس در‬

‫انترنت‬

‫‪) :‬‬

‫‪http://www.ipc-kw.com/arabic/stories_detail.php?s_id=12‬‬

‫(‬

‫شما ميتواند درمورد يوسف استش معلومات بيشتری در شبکه‬
‫انترنت به آدرس ذيل داشته باشيد ‪ www.islamalways.com‬شما‬
‫ميتوانيد علت مسلمان شدنش را از خودش بپرسيد وببينيد که تا حال‬
‫چقدر مردمان ديگر به اساس رهنمايی وی به دين مقدس اسلم‬
‫مشرف شده است ‪.‬‬

‫قبل شماس مسيحيت بود ‪ ،‬از ايالت تکسيياس امريکييا ميباشييد ‪ .‬هرگيياه بخييواهيم‬
‫اورا ازنگاه اخلقی توصيف نماييم بييه هيييچ صييورتی حقييش را ادا کييرده نميتييوانيم ‪.‬‬
‫وشايد ما يک صفت از هزاران صفت وي را بيييان کنيييم ‪ .‬او داراي شخصييیت متييوازن‬
‫فمن يرد الل ّـ َ‬
‫ه يَ ْ‬
‫ه‬
‫هـ ِ‬
‫ُ ِ ِ‬
‫شـَر ْ‬
‫ه أن ي َ ْ‬
‫صـدَْر ُ‬
‫دي َ ُ‬
‫ُ‬
‫بوده عمرش بلند تراز ‪ 55‬سال میباشد ‪َ َ .‬‬
‫ح َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫عـ ْ‬
‫فــي‬
‫عد ُ ِ‬
‫صـدَْرهُ َ‬
‫ردْ أن ي ُ ِ‬
‫صـ ّ‬
‫ض ـّيقا ً َ‬
‫ج َ‬
‫ه يَ ْ‬
‫ل ِل ِ ْ‬
‫حَرج ـا ً ك َأن ّ َ‬
‫ض ـل ّ ُ‬
‫و َ‬
‫مــا ي َ ّ‬
‫ل َ‬
‫سل َم ِ َ‬
‫من ي ُـ ِ‬
‫ماء " ) خداوند هركه را بخواهد ‪ ،‬هدايت ميكنييد و قلبييش را بييه اسييلم بيياز ميكنييد‬
‫ال ّ‬
‫س َ‬
‫وهركه را بخواهد گمراه كند سينه اش را تنگ وسخت نموده ‪ ،‬مثل كسييي ميشييود كييه‬
‫بطرف آسمان بال ميشود ‪ .‬سوورة النعام الية ‪(125‬‬
‫آغاز زنده گي ام با اسلم ‪ :‬نامم بعــد از مســلمان شــدنم » يوسييف‬
‫إستس« وقبل از اسلم »جوزيف« إدوارد إستس‪ ،‬بييود ‪ ،‬دريييک فاميييل نصييراني‬
‫که بسيار به نصرانيت ملتزم بودند ودروسييط امريکييا زنييدگي ميکردنييد تولييد شييدم ‪،‬‬
‫پدران ونياکانم نه تنها کليسا ها ومکتب ها را اعمار نموده اند بلکه خود را قربيياني‬
‫خدمت به نصرانيت نيز نموده بودند ‪ ،‬مطالعات من تنها در دين مسيحيت نبوده بلکه‬
‫من هندوييزم ‪ ،‬يهوديت و بوديزم را نيز در مدت ‪ 30‬سال مطالعه نموده ام ‪ ،‬من بييا‬
‫پدرم در برنامه هاي تجارتي زيادي کار نموده ام ‪ ،‬وبرنامه هاي رفاهيت و نمايشييات‬
‫‪96‬‬

‫جذابي داشتيم ‪ ،‬پيانو واورج را درتکساس ‪ ،‬اوکلهومييا وفلوريييدا نوازيييديم وپييول‬
‫هنگفتي را که مليون ها دالر ميشد درين سييالها بدسييت آورديييم ‪ ،‬ولييي ميين خيياطر‬
‫آرام نداشييتم ‪ ،‬زييير ا خيياطر آرام بييدون معرفييت حقيقييت هييا و پيييدا نمييودن را ه‬
‫درست ‪ ،‬براي خلصي حاصل نميگردد ‪..‬‬
‫ميخواستم او را مسيحي بسازم‬
‫ قصه اسلمم چنينين نيست که کسي برايم قرآن کريم‬‫ويا کتابهاي اسلمي را تحفه داده باشد ‪ ،‬ومن آنرا فقط‬
‫مطالعه نمودم باشم ‪ .‬و اسلم تنها درقلبم داخل شده‬
‫باشد ‪ ،‬بلکه من يکي از دشمنان سرسخت اسلم بودم ‪،‬‬
‫ومردم را به مسيحيت دعوت ميکردم ‪ ،‬وهنگاميکه‬
‫شخصي مرا به اسلم دعوت نمود ‪ ،‬من حرص داشتم که‬
‫خودش را به مسيحيت دعوت نمايم نه برعکس که من‬
‫مسلمان شوم ‪.‬‬
‫اين کار درسال ‪ 1991‬زماني بود که که پدرم مصروف تجارت با يک‬
‫شخص مصري بود ‪ ،‬واز من خواست تا با آن شخص ملقات نمايم ‪،‬‬
‫برايم فکر پيدا شد و درذهنم خيال اهرام ها ‪ ،‬درياي نيل و غيره‬
‫خطور نمود ‪ ،‬سپس پدرم برايم اطلع داد که اين شخصيکه با او‬
‫ملقات خواهم کرد مسلمان است ‪ .‬بسيار ناممکن بود که باور کنم ‪..‬‬
‫مسلمان!!‬
‫ براي پدرم چيزهايي را بيين داشتم که من از مسلمانان شنيده بودم ‪.‬‬‫ آنان صندوق سياهيي را در صحراي مکه عبادت ميکنند و آن کعبه است ‪،‬‬‫نخواستم که باين شخص مسلمان ملقات نمايم ‪ ،‬ولي پدرم اصرار نمود که بايد با‬
‫او ملقات نمايم ‪ ،‬وبرايم اطمينان داد که اوشخص بسيار بالطف وشفقت است ‪،‬‬
‫بناء به ملقات وي موافقه نمودم ‪.‬‬
‫ ولي هنگاميکه او را ديدم ‪،‬درشک افتادم که ‪ ،‬نشايد او همان مسلماني باشد‬‫که ميخواهم باوي ملقات کنم ‪ ،‬گمان ميکردم که اوشخص بزرگي باشد که چپني‬
‫پوشيده ودستاربزرگي به سر نموده و ابروهايش با هم پيوست باشند ‪ ،‬و درسرش‬
‫هيچ مويي نبوده يعني ) کل ( باشد ‪.‬‬
‫او ما را خوش آمديد گفته با ما احوال پرسي نمود ‪ ،‬همهء آن برايم‬
‫هيچ معنايي نداشت ‪ ،‬وتاهنوز هم در تصور من آنان تروريستان جلوه‬
‫مينمودند‪.‬‬
‫ سپس از وي پرسيدم ‪:‬‬‫ آيا به خداوند ايمان داري ؟ گفت ‪ :‬بلي ‪ .‬باز پرسيدم ‪ ،‬به ابراهيم ايمان داري ؟‬‫وبه اينکه ‪ ،‬چگونه کوشش نمود تا پسرش را براي خداوند قرباني کند؟ گفت ‪:‬‬
‫بلي ‪ ..‬با خود گفتم ‪ :‬اکنون بسيار کار ساده است نسبت به آنچه من فکر ميکردم ‪..‬‬
‫ سپس براي نوشيدن چاي به يک مکان کوچکي رفتيم ‪ ،‬وسخن گفتن درمورد‬‫موضوع مهمي يعني اعتقادات ‪.‬‬
‫‪ -‬هنگاميکه درين کافه کوچک براي چند ساعتي نشسته بوديم ‪ ،‬سخن ميگفتم و‬

‫‪97‬‬

‫اکثريت سخنان را من ميگفتم ‪ ،‬او را انسان نهايت با لطفي يافتم ‪ ،‬بسيار آرام و‬
‫حيا ناک بود ‪ ،‬تمامي سخنانم را ميشنيد وهرگز سخنانم را قطع نميکرد ‪.‬‬
‫ روزي از روزها )محمد عبد الرحمن ( همين دوست ما ‪ ،‬نزديک بود که خييانهء‬‫را که به همراي دوستش زندگي ميکرد ‪ ،‬ترک نمايد ‪ ،‬وميخواست کييه بييراي مييدتي‬
‫در مسجدي زندگي نمايد ‪ ،‬با پدرم صحبت نمودم که هرگاه ممکيين باشييد از محمييد‬
‫دعوت کنيم که درمنزل بزرگ ما که درشهر است برود و در آنجا با ما بماند‪.‬‬
‫ و به اين طريق براي زنده گی کردن با مييا نقييل مکييان نمييود ‪ ،‬مييا درتكسيياس‬‫بسيييار نصييرانی سييازها )‪ (1‬داشييتيم وميين يکتيين آنهييا را ميشييناختم ‪ ،‬او مريييض‬
‫ودرشفاخانه بود ووقتيکه صحت يافت او را دعوت نمودم که او نيز درخانه ما با مييا‬
‫زندگی نمايد ‪ ،‬و درهنگام رفتن به خانه به اين کشيش درمييورد بعضييی از اعتقييادات‬
‫وومفاهيم دراسلم با او سخن گفتم ‪ ،‬مرا به دهشت انداخت وقتيکه برايم خييبر داد‬
‫که کشيش هاي کاتوليک اسلم را مطالعه مينمايند ودرين موضوع احيانييا شييهادتنامه‬
‫دکتورا ميکيرند ‪.‬‬
‫بعد ازينکه درخانه مستقرشديم همه باهم در اطراف يک ميز بعد از خفتن براي‬
‫مناقشه امور دينی مينشستيم ‪ ،‬وهرکدامی يک نسخه ء از انجيل ) بايبل ( را بدست‬
‫داشتيم که هرکدام از يکديگر فرق داشتند ‪ ،‬درنزد خانمم ) إنجيل »نسخهء جيمي‬
‫سواگارت شخصيت دينی مسيحی جديد ‪ ،‬و درنزد کشيش طبعا ) کتاب مقدس‬
‫کاتوليک ها ( همچنان درنزد وي هفت کتابهاي انجيل پروتستاني ديگري نيز بود ‪،‬‬
‫بناء وقت زياد ما را در تعيين نسخه صحيح که زياده ترمورد اعتماد درميان اين همه‬
‫انجيل ها است گذشتانديم ‪ ،‬و همه کوشش مينموديم تا محمد عبدالرحمن را قناعت‬
‫دهيم تا مسيحي شود ‪. .‬‬
‫يک قرآن وچندين انجيل‬
‫ بياد دارم که من از محمد سوال کردم که ‪ :‬چند نسخه قرآن در طول‬‫‪1400‬سال گذشته بوجود آمده است ؟‬
‫ برايم گفت که بجز يک قرآن ‪ ،‬قرآن ديگري وجود ندارد ‪ ،‬واين قرآن ابدا تغيير‬‫نکرده است وبرايم تأکيد نمود که قرآن در دل صد ها هزارمردم حفظ شده است ‪،‬‬
‫وهرگاه درين مورد در خلل قرن ها تحقيق نمايم خواهم يافت که مليون ها انسان‬
‫قرآن را بصورت کامل حفظ نموده اند ‪ ،‬وآنرا براي ديگران تعليم داده اند‪.‬‬
‫ اين سخنان برايم غير ممکن بود ‪ ،‬چگونه ممکن است که اين کتاب مقدس‬‫حفظ شود ‪ ،‬وبراي تمامي خواندن و معرفت معناي آن آسان باشد ؟!!‬
‫ دربين ما يک ديالوگ صرف دوام داشت ‪ ،‬وهمه اتفاق کرديم که به هرچيزيکه‬‫قناعت نموديم همه به آن ايمان آورده و در آينده عقيده ما باشد ‪.‬‬
‫ به اين شکل صحبت ها را با او آغازنموديم ‪ ،‬آنچه مرا بسيار متعجب ساخت اين‬‫بود که محمد هيچکاهي در هنگام گفتکوها ‪ ،‬بر اعتقادات ‪ ،‬کتابها وشخصيت هاي ما‬
‫تجاوز نکرده ‪ ،‬وهمه به سخنان وي نهايت احساس راحت ميکردند‪.‬‬
‫ هنگامي خواستم اورا به مسيحيت دعوت کنم ‪ ،‬به بسيار آرامش و معقوليت‬‫برايم گفت ‪ :‬هرگاه برايم ثابت گردد که مسيحيت نسبت به اسلم دين حق است ‪،‬‬
‫من ترا در ديني که آنرا پيروي ميکني متابعت خواهم کرد ‪ ،‬برايش گفتم ‪ :‬موافق‬
‫هستيم ‪.‬‬

‫‪98‬‬

‫سپس محمد عبدالرحمن شروع به سخن نموده گفت ‪ :‬چي دليلي داريد که ثابت‬
‫نمايد که دين شما بهترين اديان ودين حق است ؟ گفتم‪ :‬ما به دليل ايمان نداريم ‪،‬‬
‫ولييي بييه احساسييات وشييعو ر ايمييان داريييم ‪ ،‬ومييا دييين خييود را از آنچييه انجيييل هييا‬
‫ميگويند ‪ ،‬جستجتو ميکنيم ‪ .‬محمد گفت ‪ :‬اين کافي نيست که ايمان به احساسات ‪،‬‬
‫واعتماد به علم مييا باشييد ‪ ،‬بلکييه اسييلم دليييل ‪ ،‬احساسييات ‪ ،‬ومعجزاتييي را تقييديم‬
‫مينمايد که دين درنزد خداوند ) جل جلله ( ديين اسلم است ‪.‬‬
‫جوزيف ايوي اين دليل و آنچه احقيت اسلم را ثابت ميکند از محمد خواست ‪.‬‬
‫محمد گفت ‪ :‬نخستين دليل کتاب خداوند متعال ) جل جلله ( يعني ) قرآن‬
‫کريم ( ميباشد ‪ ،‬کتابيکه در آن هيچ تغيير‪ ،‬وتحريفي ‪ ،‬اززمان نزولش بالي محمد‬
‫)محمد صلى الله عليه وسلم ( قبل از ‪ 1400‬سال تاکنون رخ نداده است ‪ ،‬اين قرآن را تعداد‬
‫زياد مردمان حفظ مينمايند ‪ ،‬تقريبا درحدود ‪ 12‬مليون مسلمان اين کتاب را حفظ‬
‫دارند ‪ ،‬وهيچ کتابي در روي زمين نيست که او را به اين تعداد مردمان حفظ نمايند‬
‫ن ن َّزل َْنا‬
‫مثليکه مسلمانان قرآن کريم را از اول تا آخر حفظ ميکنند ‪" .‬إ ِّنا ن َ ْ‬
‫ح ُ‬
‫ف ُ‬
‫ن " ما قرآن را نازل نموديم وما اورا حفظ ميکنيم )سورة‬
‫حا ِ‬
‫ظو َ‬
‫ه لَ َ‬
‫وإ ِّنا ل َ ُ‬
‫الذّك َْر َ‬
‫الحجر الية ‪ (9‬اين دليل کافيست براينکه دين به نزد الله ) جل جلله ( اسلم است ‪.‬‬
‫معجزه هاي قرآن‬
‫ از همين لحظه براي جستجوي دليل کافي که ثابت نمايد‬‫که اسلم دين حق است ‪ ،‬آغاز نمودم ‪ ،‬ومدت سه ماه‬
‫تحقيق مسلسل را در بر گرفت ‪ ،‬بعد از آن در کتاب مقدس‬
‫يافتم که عقيده راستين که حضرت عيسي عليه السلم به آن‬
‫ايمان داشت ‪ ،‬عقيده توحيد ) يکتا پرستي ( ميباشد ‪ .‬ومن‬
‫در آن نيافتم که سه خدا باشد مثليکه ديگران ادعا ميکنند ‪،‬‬
‫ودريافتم که عيسى بنده ورسول خدا ميباشد و او خدا نيست‬
‫‪ ،‬او مانند ساير پيامبران است که براي دعوت به وحدانيت‬
‫خداوند آمده بود ‪ ،‬وبرايم ثابت شد که تمامي اديان آسماني‬
‫درمورد ذات خداوند هيچ اختلفي نداشتند ‪ ،‬وهمه به عقيده ثابت دعوت مينمايند که )ل‬
‫اله ال الله ( است که درين جمله دين مسيحيت نيز قبل ازينکه در آن اين اتهامات‬
‫داخل گردد شامل ميباشد ‪ ،‬دانستم که اسلم براي پايان دادن به رسالت آسماني‬
‫آمده ‪ ،‬دين را تکميل نموده ‪ ،‬ومردمان را از حيات شرک به عقيدهء توحيد وايمان به‬
‫خداوند يکتا دعوت مينمايد ‪ ،‬وداخل شدن من به دين مقدس اسلم ‪ ،‬تکميل ايمان به‬
‫اين خواهد بود که مسيحيت مردم را به ايمان به الله واحد دعوت مينمود ‪ ،‬واينکه‬
‫حضرت عيسي بنده ورسول خدا بود ‪ ،‬وهرکسيکه چنين ايمان نداشته باشد از‬
‫مسلمانان نيست‪.‬‬
‫ سپس دريافتم که خداوند متعال کافران را چلنج داده است که سوره ء مثل قرآن‬‫بياورند ‪ ،‬وياهم حد اقل سه آيتي مثل سوره ء کوثر بياورند ولي آنان ازين کار عاجز‬
‫عبدَنا َ ْ‬
‫وِإن ُ‬
‫ه"‬
‫ما ن َّزل َْنا َ‬
‫م ِ‬
‫مث ْل ِ ِ‬
‫سوَر ٍ‬
‫عَلى َ ْ ِ‬
‫فأُتوا ْ ب ِ ُ‬
‫من ّ‬
‫ة ّ‬
‫م ّ‬
‫ب ّ‬
‫كنت ُ ْ‬
‫في َري ْ ٍ‬
‫شدند ‪َ " .‬‬
‫)سورة البقرة آية ‪(23‬‬

‫همچنان ازمعجزه ها دريافتم كه همه ثابت ميکنند که دين خدا دين اسلم است ‪،‬‬
‫همان پيشگويي هاي قرآن کريم درمورد آينده است مثل‪:‬‬
‫َ‬
‫ْ َ‬
‫َ‬
‫د َ‬
‫"الم }‪ُ {1‬‬
‫م‬
‫و ُ‬
‫م }‪ِ {2‬‬
‫ع ِ‬
‫غل ِب َ ِ‬
‫من ب َ ْ‬
‫ت الّرو ُ‬
‫ه ْ‬
‫هم ّ‬
‫ض َ‬
‫غلب ِ ِ‬
‫في أدَْنى الْر ِ‬
‫ن }‪) "{3‬أول سورة الروم(‬
‫سي َ ْ‬
‫غل ُِبو َ‬
‫َ‬
‫‪99‬‬

‫اين پيشگويي ها فعل در آينده ها بوقوع پيوسته است ‪ ،‬وچيز هاي ديگري درقرآن‬
‫ذکرشده که مثل سوره الزلزال که از زلزله سخن ميگويد ‪ ،‬که درهرمنطقه بوقوع‬
‫ميپيوندد ‪ ،‬همچنان رسيدن انسان به فضا بواسطه علم واين تفسير آيت شريف است‬
‫که ميگويد ‪:‬‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ق َ‬
‫نأ ْ‬
‫م أن َتن ُ‬
‫ع َ‬
‫ف ُ‬
‫ت‬
‫وا ِ‬
‫ذوا ِ‬
‫ست َطَ ْ‬
‫م ْ‬
‫ر ال ّ‬
‫م ْ‬
‫نا ْ‬
‫ج ّ‬
‫س َ‬
‫عت ُ ْ‬
‫"َيا َ‬
‫شَر ال ْ ِ‬
‫ما َ‬
‫س إِ ِ‬
‫ن َ‬
‫طا ِ‬
‫وا ْ ِ‬
‫لن ِ‬
‫ْ َ‬
‫سل ْ َ‬
‫ذوا َل َتن ُ‬
‫فان ُ‬
‫ض َ‬
‫ف ُ‬
‫ف ُ‬
‫ن"‬
‫ذو َ‬
‫ن إ ِّل ب ِ ُ‬
‫طا ٍ‬
‫َ‬
‫والْر ِ‬
‫)سورة الرحمن الية ‪(33‬‬
‫اين سلطلنت همان سلطنت علم است که انسان به واسطه آن به فضا رسيده است ‪،‬‬
‫اين بازديد صادقانه قرآن عظيم الشان ميباشد ‪.‬‬
‫ همچنان ازجمله معجزاتيکه درمن اثر نمود )العلقة( است که آنرا قرآن کريم‬‫ذکرنموده ‪ ،‬وآنرا دانشمند کانادايي »كوسمر« توضيح نموده گفته ‪ :‬علقة چيزيست که‬
‫در رحم مادر تعلق ميگيرد ‪ ،‬هنگاميکه حيوانات منوي در رحم به رنگ خوني معلق‬
‫تبديل ميشوند واين همان حقيقيتي است که قرآن کريم آنرا قبل از ينکه علماي جنين‬
‫شناسي درعصر امروزي کشف نمايند بيان داشته است ‪ .‬واين بياني است براي‬
‫کافران وملحدان‪.‬‬
‫ وبعدازين بحث سه ماهه ‪ ،‬که محمد عبدالرحمن با در زير يک سقف سپري نمود ‪،‬‬‫توانست که محبت بسياري را کسب نمايد ‪ ،‬وهنگاميکه اورا ميديدم که به خداوند‬
‫سجده ميکند وپيشاني اش را به زمين ميگزارد ‪ ،‬ميدانستم که اين عمل ‪ ،‬يک کار‬
‫عادي نيست‪.‬‬
‫محمد عبد الرحمن مثل يك فرشته ‪ :‬يوسف استس درمورد دوستش‬
‫ميگويد ‪ :‬شخصي مانند )محمد عبدالرحمن ( يک چيز کمبود دارد وآن دوبالي که‬
‫مانند فرشتگان پرواز نمايد ‪ ،‬وبعد ازينکه درمورد وي چيزي را دانستم ‪ ،‬دوست‬
‫کشيشم ازمحمد پرسيد که آيا ممکن است با وي به مسجد برويم ‪ ،‬تا درمورد‬
‫عبادت مسلمانان ونماز هاي شان بيشتر بدانيم ؟ ديديم که مسلمانان به مسجد‬
‫ميايند نماز ميخوانند و ميروند ‪ ..‬گفتم ‪ :‬بدون کدام سخنراني و موسيقي رفتند ؟‬
‫گفت ‪ :‬بلي ‪...‬‬
‫روز ها گذشت ‪ ،‬کشيش ازمحمد عبدالرحمن خواست ‪ ،‬تا او را مرتبه ديگري تا‬
‫مسجد همراهي نمايد ‪ ،‬ولي درين مرتبه آنقدر تاخير نمودند كه فضا تاريك شد ‪..‬‬
‫کمي پريشان شديم که چي حادثهء به آنان رخ داده ؟ بالخره رسيدند ‪ ،‬هنگاميکه‬
‫دروازه را باز نمودم ‪ ،‬محمد را زود شناختم ‪ ،‬پرسيدم اين شخص ديگرکيست که‬
‫لباس سفيدي با کلهي پوشيده ويک دقيقه انتظار ميکند! اين همان دوستم آن‬
‫کشيش بود !!! برايش گفتم‪:‬آيا مسلمان شدي ؟ گفت ‪ :‬بلي ‪ .‬از امروز مسلمان‬
‫شدم ‪ .‬بسيار خسته شدم که چرا او نسبت به من به مسلمان شدن پيشي نمود ‪..‬‬
‫بعد از آن به بال رفتم و در مورد کمي فکر نمودم ‪ ،‬وباخانمم درين مورد صحبت‬
‫نمودم ‪ ،‬خانمم برايم گفت ‪ :‬اوخودش نيز نزديک است مسلمان شود زيرا دانسته‬
‫م ‪ ..‬به پايان‬
‫است که اين دين حق است ‪ .‬حقيقتا مثليکه فعل تصادم کرده باش ً‬
‫رفتم و محمد را از خواب بيدار نمودم ‪ ،‬ازاوخواستم تا براي بحث روي يک مطلب‬
‫با من بيايد ‪ ،‬رفتيم و درطول اين شب با هم سخن گفتيم ‪ ،‬وقت نماز صبح نزديک‬
‫شد ‪ ..‬درين وقت يقين نمودم که اخيرا حقيقت به سراغم آمد ‪ ،‬وفرصت برايم‬
‫آماده است ‪ ،‬صبح آذان داده شد ‪ ،‬بالي يک لوحه چوبي خود را انداخته ‪ ،‬سرم را به‬
‫زمين گذاشتم ‪ ،‬ودعا نمودم که پروردگارا ! اگر ممکن باشد رهنمايي ام کند ‪ ،‬بعد‬
‫ازمدتي سرم را بلند نمودم ‪ ،‬چيزي را نديدم ‪ ،‬هيچ پر نده ويا فرشتهء را نديدم که‬
‫از آسمان فرود آيند ‪ ،‬نه آوازي شنيدم ونه هم موسيقي ‪ ،‬وهيچ روشني را نديدم‪...‬‬
‫‪100‬‬

‫دانستم که موضوع نزديک است ووقت هم مناسبت است تا از فريب نفس‬
‫خويش ‪ ،‬توقف نمايم ‪ ،‬و مناسبت است که يک مسلمان راست شوم ‪ ،‬اکنون‬
‫دانستم که کاري را که باليم لزم است انجام دهم‪ ....‬درساعت ‪ 11‬صبح‬
‫درمقابل دوشاهد ) کشيش سابق که بنام ) فادر پيتر جاكوب( بود ومحمد‬
‫عبدالرحمن ( قرار گرفته ‪ ،‬کلمه شهادت را اعلن‬
‫نمودم ‪ ،‬وبعد ازچند دقيقه خانمم نيز بعد از شنيدم‬
‫خبر اسلم ‪ ،‬اسلم خويش را اعلن نمود‪ - ....‬پدرم‬
‫درين موضوع محافظه کا بود ‪ ،‬ماه هاي زيادي انتظار‬
‫نمود تا اينکه کلمه شهادت را بزبان آورد‪....‬‬
‫همــه يکبــار مســلمان شــديم !! ‪ -‬سييه نفيير‬
‫ازرهييبران دينييي سييه طييايفه ء دينييي مختلييف يييک بييار‬
‫مسلمان شديم ‪ ،‬وراه مختلف جدي را نسييبت بييه آنچييه‬
‫اعتقاد داشتيم ‪ ،‬درپيش گرفتيم ‪ ....،‬کيياردرين حييد تمييام‬
‫نشد ‪ ،‬بلکه در همين سال يک محصل انسييتيوت لهييوتي‬
‫از »تينسي« که نامش »جو« بود بعد از مطالعه قرآن کريم ‪ ،‬نيييز بييه اسييلم مشييرف‬
‫شد ‪ ،‬وهنوز هييم کييار درينجييا توقيف نکييرد بلکييه بسييياري از اسييقف هييا وکشيييش هييا ‪،‬‬
‫وصاحبان دين هاي مختلف به اسلم مشرف ميشوند ‪ ،‬واعتقادات سييابقه ء خييويش را‬
‫ترک ميکنند ‪.‬‬

‫ آيا اين بزرگترين دليل به صحت دين مقدس اسلم ‪ ،‬حقانيت آن نيسييت ؟!!‬‫بعد ازينکه مسلمان شدن ما يک موضوع عادي نه ‪ ،‬بلکه هيچ تصورنميشد که به هيج‬
‫وضعيتي ما به اسلم مشرف شويم ‪ .‬تمامي اين دليل قبلي ثابت مينمايد که دييين‬
‫به نزد خداوند دين اسلم است ‪ ،‬و مرا وادار نمود تا به راه راستي بروم که خداونييد‬
‫اززمان ولدت ما در وجود ما فطرتا خلق نموده ‪ ،‬زيرا انسان بييا فطييرت ) توحيييد (‬
‫خلق ميشود ‪ ،‬وفاميلش اورا يهودي ويا نصراني ميسازند ‪ ،‬اسلم آوردن من يک کار‬
‫فردي نبود ‪ ،‬بلکه اسلم مجموعي بود که من وتمييامي فاميييل مييا سييلمان شييديم‪- .‬‬
‫پدرم بعد ازينکه به کليسييا زييياد متمسييک بييود مسييلمان شييد ‪ ،‬ومييردم را بييه کليسييا‬
‫دعوت مينمود ‪ ،‬بعد از آن خانمم و اولد هايم مسلمان شدند وحمد است خييدايي را‬
‫که ما همه را مسلمان گردانيد ‪ ،‬حمد است خدايي را که ما را به اسلم هدايت نمود‬
‫‪ ،‬ومييا را از امييت محمييد ) صييلي اللييه عليييه وسييلم ( کييه بهييترين مخلوقييات اسييت‬
‫گردانيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييد ‪..‬‬
‫ قلب من به محبت اسلم » محبييت وحييدانيت خداونييد ‪ ،‬وايمييان بييه اللييه متعييال ‪،‬‬‫ارتباط گرفته ‪ ،‬واکنون به اسلم بسيار قوي غيرت مينمايم ‪ ،‬نسييبت بييه اينکييه قبل‬
‫به نصرانيت ميکردم ‪ .‬به دعوت به اسلم آغاز نمودم ‪ ،‬و چهره پاگ اسلم را که من‬
‫شناختم براي ديگران بيان ميدارم که اين دين اخلق ‪ ،‬گذشت ‪ ،‬دين محبت ورحمييت‬
‫است ‪.‬‬
‫برنامه هاي دعوت به دين مقدس اسلم ‪ :‬اکنون شيخ يوسف استس به‬
‫کشور هاي مختلف اسلمي وغيراسلمي براي اداي مسووليتش منيحث يک‬
‫مسلمان براي دعوت به اسلم سفر مينمايد‪ .‬او برنامه هاي زيادي تلويزيوني‬
‫دعوتي ‪ ،‬و کست هايي دارد که چهره زيباي دين مقدس اسلم را ‪ ،‬وتاثيز دين‬
‫اسلم را در بشريت توضيح مينمايد‪.‬‬

‫‪101‬‬

‫ او به اساس دعوت کميته شناسايي بااسلم کويت به آن کشورسفر نموده ‪،‬‬‫وچند کنفرانسي در مورد دين مقدس اسلم وموقف آن از ساير اديان ‪ ،‬وارتباط‬
‫اسلم با ساير اديان ‪ ،‬ارائه نمود ‪ ،‬و برنامه هاي ) توقفاتي با قرآن براي تلويزيون‬
‫کويتي ( را ثبت کرد ‪ -‬بواسطه شيخ يوسف چهل نفر بعد از کنفرانسي در مکسيکو‬
‫مسلمان شدند ‪ ،‬ومرکز زماني به لرزه آمد که اين چهل شخص با يک صدا کلمه‬
‫شهادت را بزبان ميراندند وميگفتند ‪:‬أشهد أن ل إله إل الله و أشهد أن محمدا ً‬
‫رسول الله(‪.‬‬
‫همچنان برادر محترم مسلمان ما وظايف ذيل را به پيش ميبرد ‪:‬‬
‫نويسنده مجلة النور ازسال ‪1994‬م‪.‬‬
‫امام در زندانهای فدرالی از سال ‪1994‬م‪.‬‬
‫درنيويارک برنامه های تلويزيونی منظم دارد که بنام » اسلم امروز « نشر‬
‫ميگردد ‪ ،‬همچنان برنامه » دين به شگل مستقيم ازطريق تلويون ‪ .‬را نشر ميکند ‪.‬‬
‫همچنان معلومات درمورد اسلم را در سايت انترنتی )‪» (islam today.com‬إسلم‬
‫تودي دات كوم « نشر ميکند اين صفحه انترنتی در امريکا مشهوربوده وخدمات‬
‫خاص برای مسلمانان وغیرمسلمانان انجام ميدهد ‪.‬‬
‫برنامه های دعوتی زيادی در امريکا و ديگر کشور ها دارد ‪ .‬هميشه کنفرانس هايي‬
‫درمورد اسلم ‪ ،‬درمساجد ‪ ،‬پايگاه های نظامی ‪ ،‬ومکاتب خصوصی وعمومی ‪،‬‬
‫وانستيتيوت های دييني وغير ديني ‪ ،‬پوهنتون ها ‪ ،‬زنداني هاي و موسسات خيريه‬
‫اسلمي تقديم ميدارد ‪.‬قال رسول الله ]‪:‬‬
‫»ليبلغن هذا المر ما بلغ الليل والنهار‪ ،‬ول يترك الله بيت‬
‫مدر ول وبر إل أدخله الله هذا الدين بعز عزيز أو بذل ذليل‬
‫عّزا يعز الله به السلم‪ ،‬وذل ً يذل به الكفر«‬
‫پيامبر ) صلي الله عليه وسلم ( ميفرمايد ‪ :‬اين دين به‬
‫جاهايي ميرسد که درآنجا شب وروز رسيده است ‪،‬‬
‫وخداوند هيج منزل شهري ويا اطرافي را بدون اينکه دين‬
‫خدا در آن داخل شود باقي نمي گزارد ‪ ،‬البته به عزت‬
‫عزتمندان وذليل شدن ذليلن ‪ ،‬عزتي که خداوند اسلم را‬
‫ميدهد و ذلتيکه نصيب کفر ميسازد حديث شريف رواه أحمد عن المقداد بن‬
‫السود‬

‫ختم قصه يوسف استس ‪.‬‬

‫خوب دوست عزيز مسيحی ! اکنون با خواندن اين قصه چه تصور ميکنی که‬
‫کدام راه را بايد اختيار نمود ‪ ،‬راهی را که اين شخصيت بزرگ اختيار نموده‬
‫بهترست ويا راه کسانيرا که از تعصب کار گرفته اند ‪ ،‬تصور کن اين داکتر دانشمند‬
‫چی چيزی را از دست داده ‪ ،‬هيچ چيز را او به حضرت مسيح ايمان دارد ‪ ،‬به اين‬
‫ايمان دارد که خداوند ) جل جلله( کتابهايی را فرستاده است ‪ ،‬حقيقت برای چنين‬
‫اشخاص نسبت به مسلمانان دو اجراست ‪ ،‬اجر اولی شان ايمان شان به دين‬
‫سابق ‪ ،‬به حضرت مسيح و اجر دوم شان ايمان به قرآن کريم وحضرت‬
‫محمد)صلی الله عليه وسلم( ‪.‬‬
‫زيرا اين اشخاص زمانی حقيقت را در دين سابق ديدند به آن ايمان آورد ند ولی‬
‫زمان حقيقت را بخوبی درک نموده ودانستند که در دين سابق تغيراتی آمده ‪،‬‬
‫وانسانهاي خود خواه در آن دست زده اند به دين مقدس اسلم مشرف شده اند ‪.‬‬
‫شايد به نزد شما سوال ايجاد شود که چگونه درمسيحيت تغيير وتبديل صورت‬
‫گرفته است ؟‬
‫‪102‬‬

‫بهتر است عنوان پايين را بخوانيد وسپس در مورد خوب فکر کنيد ‪.‬‬

‫نشأت مسيحيت )عيسويت(‬
‫نخستين نقطه را كه قرآن عظيم الشان بيان ميدارد اينست كه دين الهي كييه توسييط‬
‫پيامبران براي ما وامتان قبل از مييا رسيييده ‪ ،‬دييين مقييدس اسييلم اسييت ‪ ،‬درمييورد دييين‬
‫عيسى )علييه السيلم( باييد دانسيت كيه ‪ :‬اسيلم ديين عيسيى علييه السيلم وحيواريين‬
‫)پيروانش( بود )وإذ ْ أ َوحيت إَلى ال ْحواريي َ‬
‫من ّييا َوا ْ‬
‫ش يهَد ْ ب ِأ َن ّن َييا‬
‫نآ ِ‬
‫نأ ْ‬
‫مُنوا ِبي وَب َِر ُ‬
‫سوِلي َقاُلوا آ َ‬
‫َ َ ِّ َ‬
‫َِ ْ َ ْ ُ ِ‬
‫ن ( المائدة ‪ 111/‬و زماني به حواريين وحي فرستاديم كه به من و پيييامبرم أيمييان بياوريييد ‪ ،‬آنييان‬
‫مو َ‬
‫م ْ‬
‫سل ِ ُ‬
‫ُ‬

‫گفتند ايمان آورديم و شاهد باش كه ما مسلمان هستيم ‪.‬‬

‫"‪And behold! I inspired the Disciples to have faith in Me and Mine Messenger; they‬‬
‫‪"'.said, `We have faith, and do thou bear witness that we bow to Allah as Muslims‬‬
‫موسى عليه السلم نيز مردم را به دين اسلم دعوت مينمود ‪) :‬وَقَييا َ‬
‫مو َ‬
‫ل ُ‬
‫سييى ي َيياقَوْم ِ‬
‫ن ( يونس ‪ ) 84/‬موسي گفت ‪ :‬اي قوم‬
‫سل ِ ِ‬
‫م ِبالل ّهِ فَعَل َي ْهِ ت َوَك ُّلوا إ ِ ْ‬
‫إِ ْ‬
‫م ْ‬
‫م ُ‬
‫ن ك ُن ْت ُ ْ‬
‫من ْت ُ ْ‬
‫مآ َ‬
‫ن ك ُن ْت ُ ْ‬
‫مي َ‬
‫من ! هرگاه شما به خدا ايمان داشته باشيد پس بر او توكل نماييد ‪.‬‬
‫‪Moses said: "O my people! If ye do (really) believe in Allah, then in Him put your‬‬
‫‪".(trust if ye submit (your will to His‬‬
‫م ي َُهودِي ّييا‬
‫ن إ ِب َْرا ِ‬
‫ما ك َييا َ‬
‫هي ي ُ‬
‫در مورد ابراهيم عليه السلم خداوند )جل جلله( ميفرمايد ‪َ ) :‬‬
‫ميا َ‬
‫ن َ‬
‫م ْ‬
‫ن ( آل عمييران ‪ ) 67 /‬ابراهييم‬
‫حِني ً‬
‫شيرِ ِ‬
‫ن ِ‬
‫كيا َ‬
‫ن َ‬
‫كيا َ‬
‫م ْ‬
‫ن ال ْ ُ‬
‫ما وَ َ‬
‫سيل ِ ً‬
‫فيا ُ‬
‫َول ن َ ْ‬
‫كي َ‬
‫مي ْ‬
‫صَران ِّيا وَل َك ِ ْ‬
‫يهودي و نصراني نبود بلكه مسلمان پاك بود و از جمله مشركان هم نبود (‬
‫‪Abraham was not a Jew nor yet a Christian; but he was true in Faith, and bowed his‬‬
‫‪.will to Allah's (which is Islam), and he joined not gods with Allah‬‬
‫ازينكه دين تمامي پيامبران از حضرت آدم )عليه السلم( تاحضرت محمد )صييلي اللييه‬
‫عليه وسلم( دين اسلم بود ‪ ،‬خداوند )جل جلله( مسلمانان را بييه ايمييان بييه همييه شييان‬
‫عي َ‬
‫ميا أ ُْنيزِ َ‬
‫ما أ ُن ْيزِ َ‬
‫مكلف ساخته است ‪):‬قُ ْ‬
‫ل‬
‫ما ِ‬
‫ل عَل َييى إ ِب َْرا ِ‬
‫م وَإ ِ ْ‬
‫سي َ‬
‫هيي َ‬
‫ل عَل َي َْنيا وَ َ‬
‫مّنا ِبالل ّهِ وَ َ‬
‫لآ َ‬
‫َ‬
‫ُ‬
‫َ‬
‫م َل ن ُ َ‬
‫حاقَ وَي َعْ ُ‬
‫سى وَ ِ‬
‫حدٍ‬
‫ن ِ‬
‫سَبا ِ‬
‫نأ َ‬
‫سى َوالن ّب ِّيو َ‬
‫قو َ‬
‫س َ‬
‫عي َ‬
‫مو َ‬
‫ب َواْل ْ‬
‫وَإ ِ ْ‬
‫ن َرب ّهِ ْ‬
‫ي ُ‬
‫ط وَ َ‬
‫فّرقُ ب َي ْ َ‬
‫م ْ‬
‫ما أوت ِ َ‬
‫َ‬
‫ن( آل عمران ‪ ) 84/‬بگو من به اللييه تعييالی و آنچييه بيير مييا و آنچييه بيير‬
‫ِ‬
‫مو َ‬
‫م وَن َ ْ‬
‫م ْ‬
‫سل ِ ُ‬
‫ه ُ‬
‫نل ُ‬
‫من ْهُ ْ‬
‫ح ُ‬
‫ابراهيم ‪ ،‬اسماعيل ‪ ،‬اسحاق ‪ ،‬يعقوب ‪ ،‬اولده يعقوب ‪ ،‬موسي ‪ ،‬عيسي و ساير پيامبران‬
‫از جانب پروردگار نازل شده است ايمان داريم ‪ ،‬ما دربين پيامبران فرقي نميكنيم و بييه‬
‫همه مسلمان هستيم ‪( .‬‬
‫‪Say: "We believe in Allah, and in what has been revealed to us and what was‬‬
‫‪revealed to Abraham, Isma'il, Isaac, Jacob, and the Tribes, and in (the Books) given to‬‬
‫‪Moses, Jesus, and the Prophets, from their Lord: we make no distinction between one‬‬
‫‪and another among them, and to Allah do we bow our will (in Islam‬‬
‫هرگاه دين همه پيامبران الهي اسلم باشد پس مسيحيت را كه بنيييان گييذاری نمييوده‬
‫است ؟‬
‫درپاسخ بايد گفت ‪ )) :‬واژه مسيحين بالي پيييروان حضييرت مسيييح عليييه السييلم در‬
‫كنفرانس نيقيا كه درسال ‪ 325‬م در آسياي صغرى داير گرديد گذاشته شده است ( )‪(1‬‬
‫________________________________________________‬
‫‪-1‬‬

‫ينابيع المسيحية ‪ ،‬تاليف خواجه افندي كمال الدين ‪ ،‬ص ‪74 :‬‬

‫‪103‬‬

‫در كنفرانسيكه در پوهنتون گيرتون در كامبردج تحت رياست استاذ گاردنر داير گرديد‬
‫يك تن از شخصيت هاي مسيحي بنام ديان انگ اين سؤال را مطرح نمود كه )آيييا مسيييح‬
‫مؤسس دين مسيحي ميباشد؟( سپس گفت‪:‬عيسى براي معاصرانش به شكل يك پيامبر‬
‫ظهور نمود ‪ ،‬وهيچگاه از كليساي يهودان سركشي نكرده ‪ ،‬و يا تغييري هم در آن نياورده‬
‫‪ ،‬و كدام نظام مخالف آنرا نيز ايجاد نكرده ‪ ،‬بلكه به اسييتقلل روحييي بييا قبييول شييريعت‬
‫عصر و كشورش دعوت نمود ‪(1) .‬‬

‫نزول عيسى براي تكميل رسالت موسى‬
‫)گمان مبريد كه من آمده ام تا تورات موسى و نوشييته هيياي سيياير انبييياء را منسييوخ‬
‫كنم من آمده ام تا آنها را تكميل نمايم و به انجام رسانم ( متى ‪5/17‬‬
‫حضييرت عيسيى )عليييه السييلم( بييراي تصييحيح مفياهيم و معتقييداتيكه مييورد دسييتبرد‬
‫يهودان قرار گرفته بود ‪ ،‬ظهور نمود ‪ ،‬او مردم را به توحيييد دعييوت نمييوده وبييراي اينكييه‬
‫يهودان بسييياري مسييايل اخلقييي را فرامييوش نمييوده ودييين را وسيييله خييونريزي و قتييل‬
‫گردانيده بودند حضرت عيسى )عليه السلم( ميخواست تا منتهى درجه اخلق را براي مييردم‬
‫بياموزد و بني اسرائيل راكه از راه حق منحرف شده بودند دوباره بييه صييراط المسييتقيم‬
‫رهنمايي نمايد ‪ .‬ولي روح تعصب و خود خواهي يهودان آنانرا نگذاشت كه تمايل به حييق‬
‫نمايند آنان دسايس مختلفي را بييراي نييابودي حضييرت عيسييي )عليييه السييلم( اسييتعمال‬
‫نمودنييد و خواسييتند حضييرتش را بييه صييليب آويزنييد ولييي خداونييد متعييال ) جييل جللييه (‬
‫پيامبرش را از دسيسه آنان نجات داد ‪ ،‬خداوند ) جل جلله ( پيييامبرش از دسييت يهييودان‬
‫م‬
‫نجات داد و اورا به نزد خود برداشت خداوند ) جل جلله ( در مورد ميفرمايد ‪) :‬وَقَوْل ِهِ ْ‬
‫سو َ‬
‫ن ُ‬
‫ن‬
‫ح ِ‬
‫م ِ‬
‫م وَإ ِ ّ‬
‫سي َ‬
‫م َر ُ‬
‫عي َ‬
‫ه ل َهُ ي ْ‬
‫ش يب ّ َ‬
‫ما قَت َُلوهُ وَ َ‬
‫ل الل ّهِ وَ َ‬
‫مْري َ َ‬
‫ن َ‬
‫إ ِّنا قَت َل َْنا ال ْ َ‬
‫ما َ‬
‫صل َُبوهُ وَل َك ِي ْ‬
‫سى اب ْ َ‬
‫ش ّ‬
‫في َ‬
‫نا ( النساء ‪/‬‬
‫خت َل َ ُ‬
‫نا ْ‬
‫ن ِ‬
‫قي ً‬
‫ما قَت َُلوهُ ي َ ِ‬
‫م ب ِهِ ِ‬
‫ك ِ‬
‫فوا ِفيهِ ل َ ِ‬
‫ال ّ ِ‬
‫ن وَ َ‬
‫ما ل َهُ ْ‬
‫ه َ‬
‫من ْ ُ‬
‫عل ْم ٍ ِإل ات َّباعَ الظ ّ ّ‬
‫م ْ‬
‫ذي َ‬
‫) سخن ايشان كه ما حضرت مسيح عيسى پسر مريم را قتل نموده ايييم ‪ ،‬آنييان بييه يقييين او را‬
‫‪157‬‬
‫نكشته اند و صليب هم ننموده مگر اين يك شبهه برايشان بوده ‪ ،‬كسانيكه درييين مييورد اختلف نمييوده‬
‫اند درشك هستند ‪ ،‬در مورد آن علم ندارند ‪ ،‬آنان فقط گمان هاي خويش را متابعت ميكنند ‪ ) ،‬حقيقييت‬
‫اينست كه ( او را حقيقتا قتل نكرده اند ‪.‬‬

‫‪That they said (in boast), "We killed Christ Jesus the son of Mary, the Messenger of‬‬
‫‪Allah"; but they killed him not, nor crucified him, but so it was made to appear to them,‬‬
‫‪and those who differ therein are full of doubts, with no (certain) knowledge, but only‬‬
‫‪.conjecture to follow, for of a surety they killed him not‬‬
‫دوستان عزيز! قبل ازينكييه ميين در مييورد مسيييحيت و عقايييد آن منحيييث يييك انسييان‬
‫بيطرف و حق طلب صحبت كنييم ‪ ،‬و حقييايقي را كييه لزم اسييت يييك انسييان حييق طلييب‬
‫بداند ‪ ،‬و مطابق حقايق روشيين مفيياهيم حقيقييي قرآنييي و انجيلييي را بدانييد ‪ ،‬لزم اسييت‬
‫بدانيم كه انجيل جيست ؟‬
‫انجيل كه امروز بنام ) انجيل عيسى مسيييح ( بزبييان فارسييي ترجمييه شييده اسييت ‪ ،‬و‬
‫مترجم آن در مقدمه كتاب ميگويد كه اين انجيل به دو هزار زبان ترجمه گرديده است ‪.‬‬
‫اين انجيل را كه شما مسيحيان كتاب خدا ميدانيد ‪ ،‬در حقيقت مجموعهء نوشيته هيا و‬
‫نامه هايي اسييت كييه بعييد از انتقييال حضييرت مسيييح ) عليييه السييلم ( توسييط بعضييي از‬
‫اشخاصي نوشته شده كه‬
‫مشهور ترين آنها اناجيل چهار گييانه اسييت كييه توسييط چهييار شييخص بنييام هيياي متييا ‪،‬‬
‫مرقس ‪ ،‬لوقا و يوحنا ميباشد ‪ ،‬اين چهار انجيل قسمتي از ين كتاب را تشكيل ميدهد بييا‬
‫قيمانده اين كتاب نامه هاي پولس ‪ ،‬يعقوب ‪ ،‬پطرس ‪ ،‬يوحنا و يهودا ميباشد ‪.‬‬
‫________________________________________________‬

‫‪104‬‬

‫‪ -1‬ينابيع المسيحيه ‪،‬ص ‪75-74 :‬‬

‫هرگاه انسان براي بار نخست اين كتاب را به مطالعه ميگيييرد ‪ ،‬در آغيياز بييه تشييويش‬
‫بزرگي مبتل ميشود كه اين كتاب را كه پيييروان آن بنييام )كلم خيدا( مينامنييد ‪ ،‬درحقيقييت‬
‫نامه ونبشته هاي اشخاصي است كيه در سيخنان خيويش قصيه هياي زنيده گيي حضيرت‬
‫مسيح را بيان ميدارند ‪ ،‬كه با خواندن آن انسان به تعجب فر ورفتييه از خييود ميپرسييد ‪،‬‬
‫آيا اين كتاب )كتابهاي متا ‪ ،‬مرقس ‪ ،‬لوقا ‪ ،‬يوحيا ‪ ،‬پولس ( و غيره ميباشد و يا هم كتيياب‬
‫خدا ‪.‬‬
‫آيا من منحيث يك باحث و پژوهشكر سخنان شخصيييت هيياي روحيياني را بپييذيرم و يييا‬
‫آنچه را فعل در كتاب مطالعه مينمايم ؟‬
‫مشكل ديگريكه براي يك خوانندهء بيطرف پيدا ميشود اينست كه اين كتيياب عيسيياي‬
‫مسيح را داراي چندين شخصيت معرفي ميدارد ‪ ،‬گاهي او را پسر خدا ‪ ،‬گاهي عين خدا ‪،‬‬
‫گاهي پيغمبر خدا ‪.‬‬
‫آنچه انسان را بيشتر قناعت ميدهد و عقل انسيان را پيذيرای آن ميباشيد اينسيت كيه‬
‫حضرت عيساي مسيح يك پيغمبر و برگزيده الهي بود كه بييراي تكميييل رسييالت موسييي‬
‫عليه السلم فرستاده شده است بياييد درين مورد روايات اناجيل مختلفه را بييه مطييالعه‬
‫بگيريم و بعد از آن درمورد پيغمبري حضرت عيسى عليه السلم فكر كنيم ‪:‬‬

‫موضوع پيغمبربودن مسيح در اناجيل‬
‫دوستان مسيحی ‪ :‬هرگاه شما به کتاب بايبل ) انجيييل ( منحيييث يييک انسييان بيطييرف‬
‫وحق طلب نظر اندازيد ‪ ،‬خود ميبيند که انجيل به پيغميبری حضيرت مسييح اقييرار ميکنييد‬
‫ميگويد ‪ :‬هنگاميکه مسيييح وارد اورشييليم ) بيييت المقييدس( ميشييود ومييردم اورا بييه نييام‬
‫پيغمبرميشناسند ‪ .‬خوب بهترست درين مورد بازهم بايبل )انجيل متى ( را باز نموده اييين‬
‫حقيقت را بخوبی مشاهده نماييم ‪) :‬مردم ازجلو وازپشت سر حركت ميكردنييد و فرييياد‬
‫مي زدند ) خوش آمده اي پسر داود پادشاه ! مبارك باد كسي كه به اسم خداوند مي آيد‬
‫خداي بزرگ اورا مبارك سازد ‪ .‬وقتي او وارد اورشليم شييد‪ ،‬تمييام شييهر بييه هيچييان آمييد‬
‫مردم مي پرسيدند اين مرد كيست جواب ميشنيدند ) اوعيسيياي پيغمبراسييت از ناصييرهء‬
‫جليل ( متى ‪11- 10 -9 /21‬‬
‫دوست عزيز اگرشما به انجيل متى ايمان داريد ‪ ،‬پس نظر تان در مييورد اييين عبييارت‬
‫)اوعيساي پيغمبراست از ناصرهء جليل( چيست ؟ شما خود قضاوت كنيد ‪.‬‬
‫يک انسان بيطييرف ميگويييد ‪ :‬ازينکييه در انجيييل گيياهی عيسييا را پسييرخدا وگيياهی هييم‬
‫پيامبرخوانده است ‪ ،‬بناء از ين ثابت ميشود که در انجيييل تنيياقض و اختلف وجييود دارد ‪،‬‬
‫وهرگاه اين موضوع را به خدا نسبت دهيم و بگوييم اييين انجيييل بييا اييين اختلفيياتش کلم‬
‫خداوند است ‪ ،‬درحقيقت خدا را متهم نموده ايم ‪ ،‬زيييرا خييدا درکتيياب خييود ‪ ،‬گياهی او را‬
‫پسر وگاهی هم پيامبرمعرفی ميکند ‪ ،‬آيا به اين آيت ايمان بييياوريم ‪ ،‬وبگييوييم کييه عيسييا‬
‫پيامبراست ‪ ،‬ويا به آيات ديگری که ميگويند عيسا خدا ويا پسر خدا ست ‪ ،‬کدام را عقيده‬
‫کنيم ‪ ،‬واگر منحيث يک انسان خدا پرست عقيده کنيم ‪ ،‬ميگوييم ‪ :‬خداوند بزرگ که عالم‬
‫به همه اموراست هيچگاهی اشتباه نميکند ‪ ،‬پس حقيقت چيسييت ‪ ،‬دو امرشييده ميتوانييد‬
‫که يا موضوع خدا بودن مسيح در داخل انجيل شده اسييت ‪ ،‬کييه اييين بييه حقيقييت نزديييک‬
‫است ‪ ،‬ويا اينکه اين آيت انجيل که به پيغمييبری عيسييی دللييت ميکنييد ‪ ،‬در انجيييل داخييل‬
‫شده است که درصورت اقرار به اييين انجيييل تغيييير داده شييده ‪ ،‬وسييخنان اضييافی در او‬
‫آورده شده است ‪ ،‬ولی درينجا يک حقيقييت ثييابت ميگييردد وآن اينکييه انجيييل را نميتييوان‬

‫‪105‬‬

‫مطلقا انکار نمود ‪ ،‬زيرا دربسا از آيات انجيل که دسييت انسييانها بييه آن نرسيييده اسييت ‪،‬‬
‫همان حقيقت اصلی موجود است ‪ ،‬و آن اينکه عيسای مسيييح رسييول وپيغمبرخداسييت ‪،‬‬
‫درين هم حکمت خداوند است تا انسانهای عاقل و دانشمند را که بييا عقييل ودانييش خييود‬
‫بدون تعصب اين قسمت انجيل را ميخواند ‪ ،‬سييپس بييه حقيقييت قرآنييی کييه درييين مييورد‬
‫صراحت دارد تسليم ميگردد ‪:‬‬
‫قرآن عظيم الشييان در مييورد شخصيييت عيسييى عليييه السييلم ميفرمايييد ‪ ):‬وَإ ِذ ْ قَييا َ‬
‫ل‬
‫سو ُ‬
‫سَراِئي َ‬
‫ة‬
‫ِ‬
‫ن الت ّيوَْرا ِ‬
‫ن ي َيد َيّ ِ‬
‫ل إ ِّني َر ُ‬
‫م َياب َِني إ ِ ْ‬
‫عي َ‬
‫صد ًّقا ل ِ َ‬
‫م ُ‬
‫ل الل ّهِ إ ِل َي ْك ُ ْ‬
‫مْري َ َ‬
‫ن َ‬
‫م َ‬
‫مي َ‬
‫ما ب َي ْي َ‬
‫سى اب ْ ُ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫ت قَيياُلوا هَي َ‬
‫مب َ ّ‬
‫ن(‬
‫ذا ِ‬
‫م ِبال ْب َي َّنا ِ‬
‫ن ب َعْ ِ‬
‫ل ي َأِتي ِ‬
‫سي ْ‬
‫ما َ‬
‫هأ ْ‬
‫دي ا ْ‬
‫شًرا ب َِر ُ‬
‫حٌر ُ‬
‫جاَءهُ ْ‬
‫مد ُ فَل َ ّ‬
‫ح َ‬
‫م ُ‬
‫س ُ‬
‫وَ ُ‬
‫مِبيي ٌ‬
‫م ْ‬
‫سو ٍ‬
‫الصف ‪6/‬‬

‫‪And remember, Jesus, the son of Mary, said: "O Children of Israel! I am the‬‬
‫‪Messenger of Allah (sent) to you, confirming the Law (which came) before me, and‬‬
‫"‪giving Glad Tidings of a Messenger to come after me, whose name shall be Ahmad.‬‬
‫‪"!But when he came to them with Clear Signs they said, "This is evident sorcery‬‬
‫مسيحی عزيز ‪ :‬هر گاه در مورد نص قرآن و نص انجيل فکرنما يی خواهی يييافت کييه‬
‫حضرت مسيح عليه السلم پيامبر خداست ‪.‬‬

‫پولس نخستين بنيان گذار عقيدهء تثليت‬
‫اکنون سوال ايجاد ميگردد کييه هرگيياه دييين تمييامی پيييامبران يکييی باشييد ‪ ،‬و حضييرت‬
‫مسيح پيامبرخداوند است ‪ ،‬پس موضوع عقيده تثليث )خدا پدر ‪ ،‬پسيير وروح القييدس( از‬
‫کجا پيدا شده است ؟‬
‫درين مورد بايد گفت که ‪ :‬حضرت عيسای مسيح يک پيامبر يکتا پرست بود ‪ ،‬او مردم‬
‫را به عبادت خداي يکتا دعوت مينمود ‪ ،‬ولی يكي از دشمنان خطرناك حضييرت )عيسييى‬
‫عليه السلم( و پيروانش شاوول طرطوسی)پولس( بود ‪ ،‬او كه يهودي متعصييب و يكييي‬
‫از فرمان دهان جنگ سالر يهود ي بود و هزاران پيروموحد و يکتا پرست حضرت مسيييح‬
‫)عليه السلم( را به قتل رساند ‪.‬‬
‫اين سخنان را من نميگويم بلکه اين حقيت درصفحه ‪ 164‬در اعمال رسولن ‪ 8‬چنين‬
‫نوشته شده است ‪ )) :‬پولس با کشته شدن اسيتيفان کيامل موافيق بيود ‪ ،‬از آن روز بيه‬
‫بعد ‪ ،‬شکنجه وآزار ايمانييداران کليسييای اورشييليم شييروع شييد بطييوری کييه همييه يهييوديه‬
‫وسامره فرار کردند ‪ ،‬فقط رسولن در اورشليم باقی ماننييد ‪ 3 ....‬امييا پييولس همييه جييا‬
‫ميرفت وديوانه وار ايمانداران به مسيح را تار ومار می کرد حتی وارد خييانه هييای مييردم‬
‫می شد ومردان وزنان را بييه زور بيييرون مييی کشيييد وبييه زنييدان مييي انييداخت (( انجيييل‬
‫عيسای مسيح ص ‪. 164 :‬‬
‫پولس بعد ازکشتن واذيت پيييروان عيسييای مسيييح کييه همييه يکتييا پرسييت بودنييد و بييه‬
‫پيامبری وي ايمان داشتند ‪ ،‬بدين نتيجه رسيد كه جنگ مسلح او را بييه هييدف نميرسيياند و‬
‫خواست دين توحيد حضرت عيسى و حواريين اش را از داخل ضربه زند و يييا بييه عبيياره‬
‫ديگر جنگ فكري را آغازنمايد و براي رسيدن به اين هييدف كتييب عقايييد و فلسييفه هنييد ‪،‬‬
‫اغريق ‪ ،‬يونان و غيره را مطالعه نمود او در خلل اييين كتييب دريييافت كييه در هنييد قييديم‬
‫مردم به عبادت سه خدا معتا د بوده اند وفلسفه قييديم نيييز در شييناخت خييالق نظرييياتي‬
‫داشته اند كه همه در نيمه راه با قيمانده اند ‪ ،‬زيرا بييراي رسيييدن بييه خيالق جهييان عقييل‬
‫مرجع خوبي بوده و لي براي تصور ذات خداوند متعال عقل عاجز بوده لزم است انسان‬
‫به وحي الهي رو آورد ‪ .‬ولي بر عكس براي فسيياد عقييدي لزم اسييت تييا شييكوكي را در‬
‫توحيد ايجيياد نمييود ووحييي الهييي را مخييدوش نمييوده و پيييامبران را از مقييام بشييريت بييه‬

‫‪106‬‬

‫الوهيت رسانيد ‪ ،‬و بنام دوست تيشه به ريشييه دييين زد ‪،‬روي اييين هييدف بييالخره روزي‬
‫برخواسته و با لباسهاي فقيرانه در مقابل مردم ظهور نمود و مردم كه او را ميشناختند ‪،‬‬
‫او را در ميدان هاي جنگ و نبرد عليه مؤمنين با لباسهاي عسكري بييا حشييمت و دهشييت‬
‫و حالت اجتماعي نهايت مستمند ديده بودند ‪ ،‬همييه بييه تعجييب فييرو رفتييه از او علييت را‬
‫پرسيدند ‪ :‬كه چگونه در يكشبانه روز حالت وي دگرگون شده از سلطنت به مسييكنت رو‬
‫آورده ؟ او طرح خصمانه خويش را در لباس دوستان و مظلومان چنين تبارز داده گفييت‬
‫‪ :‬دوش به بياباني در شام در حركت بودم كه ناگهان ندايي از آسمانها مرا توقف نمييود و‬
‫خطابم کرد كييه اي پييولس ! چييرا بنييده گييان بيچيياره ام را اذيييت مينمييايي و چييرا عنيياد و‬
‫دشمني ات را با اين مظلومان اعلن نمييوده اي و آنييان را بيه خياك و خيون ميكشيياني ؟‬
‫پرسيدم ‪ :‬حضرت تان كي و از بنده چي ميخواهيد ؟ گفت ‪ :‬من عيساي مسيح هستم كه‬
‫خداي انسانها و پسر خدا ميباشم و اكنون در پهلوي پدرم نشسته ام و احييوال بنييده گييان‬
‫را مراقبت ميكنم ‪.‬من با او تعهد نمودم كه منبعد بنده گانش را ازيت نميكنم و خودم نيز‬
‫توبه نموده در زمره بنده گان او در آمدم ‪.‬‬
‫پولس ادعا نمود كييه حضييرت عيسييى) عليييه السييلم( پيييامبر الهييي نبييوده بلكييه پسيير‬
‫خداست ‪ ،‬و ازينكه پسر خدا با من صحبت نمود بناء خدا بجز پيييامبران بييا كسييي ديگييري‬
‫صحبت نميكند و من هم اكنون پيامبر هستم ‪ ،‬پولس يهودي بييدين طريقييه ادعيياي نبييوت‬
‫نمود ‪ ،‬و يك سلسله از عقايد را در دين داخل نمود كه حضرت عيسى )عليييه السييلم( از‬
‫آن بري بوده و ميباشد ‪.‬‬
‫شايد در فکر شما چنين خطور نمايد که اين قصه را شايد دشمنان مسيييحيت سيياخته‬
‫اند ‪ ،‬وياهم شايد مرا متهم کنيد که اين قصه را خودت اختراع نموده ای ‪ ،‬وييياهم ازکتيياب‬
‫کدام مسلمان گرفته باشی ‪ ،‬ميين اييين سييخنان را از کتيياب بايبييل خييود تييان گرفتييه ام ‪،‬‬
‫وشما هم بياييد اين حقيقت را از خود کتاب بايبل مطالعه نماييم ‪ ،‬وسپس فکر کنيم کييه‬
‫اين قصه چقدر واقعيت دارد ‪.‬‬
‫من نويسنده اين متن که اکنون بالی کمپيوترم نشسته ام کتابی را در مقابلم ميبينم‬
‫که به زبان فارسی ترجمه شده است ‪ ،‬من اين کتاب را ازيکتن از دوستانم کييه همسييايه‬
‫ام ميباشد وکتابفروشی دارد بنييام شيييراحمد بدسييت آوردم ‪ ،‬اييين کتيياب بييه نييام )انجيييل‬
‫عيسای مسيح( عنوان دارد که ذر تحت آن نوشته شده ) ترجميه تفسييری( ‪ .‬در مقيدمه‬
‫کتاب که بنام ) پيشگفتار( است نوشته اند که ‪:‬‬
‫انجيل عيسی مسيح تا بحييال بييه بيييش از دو هييزار زبييان و گييويش ترجمييه شييده و در‬
‫دسترس خواننده گان از نژاد های مختلف دنيا قرار گرفته است ‪ ...‬اين متن کييه حييال در‬
‫دست شما ست سومين ترجمه انجيل به زبان فارسی است کد‬
‫اکنون صفحه ‪ 166‬اين کتيياب را بيياز نمييودم ‪ ،‬درينجييا در بييالی صييفحه نوشييته اسييت‬
‫اعمال رسولن و دروسط صفحه عنوانی را تحت ) پييولس دشييمن مسيييح ‪ ،‬پيييرو مسيييح‬
‫ميشود(‬
‫)) واما پولس که از تهديد وکشييتار پييروان مسيييح هييچ کوتياهی نميکييرد ‪ ،‬نييزد کياهن‬
‫اعظم اورشليم رفت واز او معرفی نامه هايی خطاب به کنيسه و عبادتگاه های دمشق ‪،‬‬
‫پايتخت سوريه خواست تا ايشان با او در امر دستگيری پيؤوان عيسی ‪ ،‬چه مرد وچه زن‬
‫‪ ،‬همکاری کنند و او بتواند ايشان را دست بسته به اورشليم بياورد ‪.‬‬
‫‪ 3‬پس او رهسپارشد ‪ ،‬در راه ‪ ،‬در نزديکی دمشييق ‪ ،‬ناگهييان نييوری خيييره کننييده از‬
‫ي شنيد که به او ميگفييت‬
‫آسمان گرداگرد پولس تابيد ‪ 4 ،‬بطوری که برزمين افتاد و صدا ِ‬
‫پولس ‪ ،‬پولس ‪ ،‬چرا اينقدرمرا رنج ميدهی ؟‬

‫‪107‬‬

‫‪ 5‬پولس پرسيد ‪ :‬آقا شما کيستيد ؟ آن صييدا جييواب داد ‪:‬ميين عيسييی هسييتم ‪ ،‬همييان‬
‫کسی که تو به اوآزار ميی رسيانی ! اکنيون بيير خيييز بيه شيهر بيرو ومنتظيير دسيتور مين‬
‫باش ‪ ...‬آنگاه به کنيسه های يهود ((‬
‫پولس چرا چنين ادعا نمود ؟ برای اينکه عقيدهء توحيد را به به تثليييث )سييه خييدايی(‬
‫تبديل نمايد ‪ ،‬عقيده پدر ‪ ،‬پسر وروح القدس ‪.‬‬
‫اکنون شما خود تان درين مورد فکر کنيد که آيا ممکن است کييه خييدای يگييانه از سييه‬
‫بخش تشکيل شده باشد‪ ،‬وهمين علييت اسييت کييه بسييياری از مسيييحيان دانشييمند ازييين‬
‫عقيده رنج برده بالخره عقيده توحيد ويکتا پرستی دين اسلم را که دين تمامی پيامبران‬
‫است پذيرفته اند ‪.‬‬
‫شخصيت پولس در انجيل ‪ :‬دوسييت عزيييز ! هرگيياه شييما درمييورد‬
‫تمامی پيامبران از آدم گرفته تا محمييد )عليهييم السييلم( فکرکنيييد ‪ ،‬وشخصيييت آنييانرا در‬
‫کتابهای آسمانی مطالعه کنيييد ‪ ،‬ميبينييد کييه آنييان انسييانهای پيياک بودنييد ‪ ،‬ومسييلمانان بييه‬
‫معصوم وپاک بودن تميامی پييامبران حتيا ازگناهيان کوچيک ميتيقن بودنيد ‪ ،‬زييرا خداونيد‬
‫متعال کسانی را برای نشر رسالت آسمانی اختيارنموده است که پاکی واخلق وی سبب‬
‫ايمان ديگران شده است ‪ ،‬تمامی آنان خود را قربان نموده ‪ ،‬عذابها را ازدست بی ايمان‬
‫ي داريم که ثابت ميکند که آنان در راه‬
‫ها کشيده اند ‪ ،‬وبخاطر اثبات اخلص آنان قصه ها ِ‬
‫خدا آماده همه قربانی ها بودند ‪ ،‬آنان پاک تولييد شييدند ‪ ،‬پيياک زنييده گييی نمودنييد ‪ ،‬وپيياک‬
‫مرده اند ‪ ،‬تاريخ زنده گی هرکدام دارای پاکی است زيرا خدای پاک ‪ ،‬انسييانهای پيياکی را‬
‫برای دعوت به يکتا پرستی تعيين نموده است ‪ .‬امييا اگرشييما انجيييل را بييا دقييت وتفکييير‬
‫مطالعه نماييد ‪ ،‬شخصيت پولس را که بعدها بنام پولس رسييول گفتييه ميشييود ‪ ،‬مخييالف‬
‫تمامی پيامبران بيان داشته است ‪ ،‬او را قبل از ادعای پيامبری منحيث ييک انسيان قاتييل‬
‫معرفی کرده که حقيقتا هم يک قاتل بوده است شما لطفا صفحه ‪ 166‬اين کتيياب را بيياز‬
‫نماييد ‪ :‬درينجا در بالی صفحه نوشته است اعمال رسولن و دروسط صفحه عنييوانی را‬
‫تحت ) پولس دشمن مسيح ‪ ،‬پيرو مسيح ميشود(‬
‫)) واما پولس که از تهديد وکشييتار پييروان مسيييح هييچ کوتياهی نميکييرد ‪ ،‬نييزد کياهن‬
‫اعظم اورشليم رفت واز او معرفی نامه هايی خطاب به کنيسه و عبادتگاه های دمشق ‪،‬‬
‫پايتخت سوريه خواست تا ايشان با او در امر دستگيری پيؤوان عيسی ‪ ،‬چه مرد وچه زن‬
‫‪ ،‬همکاری کنند و او بتواند ايشان را دست بسته به اورشليم بياورد ‪((.‬‬
‫درصفحه ‪ 164‬در اعمال رسولن ‪ 8‬چنين نوشته شيده اسيت ‪ 8 )) :‬پيولس بيا کشيته‬
‫شدن استيفان کامل موافق بود ‪ ،‬از آن روز بييه بعييد ‪ ،‬شييکنجه وآزار ايمانييداران کليسييای‬
‫اورشليم شروع شد بطوری کييه همييه يهييوديه وسيامره فييرار کردنييد ‪ ،‬فقييط رسييولن در‬
‫اورشليم باقی مانند ‪ 3 ....‬اما پولس همه جا ميرفت وديوانه وار ايمانداران به مسيييح را‬
‫تار ومار می کرد حتی وارد خانه های مردم می شد ومردان وزنان را به زور بيييرون ميی‬
‫کشيد وبه زندان مي انداخت (( انجيل عيسای مسيح ص ‪. 164 :‬‬
‫اين شخص که ازکشته شدن مومنييان دريييغ نميکييرد ‪ ،‬هييم بييه قتييل رضييايت داشييت ‪،‬‬
‫وهرجاييکه مومنان را دستگير مينمود ‪ ،‬آنانرا تار ومار ميکرد ‪ ،‬آيا ممکن است که خداوند مهربان‬
‫قاتلی را برای نشر رسالت رحمت و اخوت اختيار نمايد ‪ ،‬انسششانيکه تاريششخ حيششاتش در خششونريزی هششا سششپری شششده‬
‫است ؟‬
‫هرگاه با بيطرفی نظر کنيم ‪ ،‬مشکل است ‪.‬‬

‫پولس چی کرد ؟‬
‫‪108‬‬

‫پولس خواست تا عقيدهء توحيد را متزلزل سازد ‪ ،‬زيرا اصل عقيده تمييامی پيييامبران‬
‫عقيدهء توحيد)يکتا پرستی( اسييت ‪ ،‬وزمييانی انسييان از يکتييا پرسييتی دور شييد ‪ ،‬مشييرک‬
‫ميشود ‪ ،‬وبه خداوند متعال )جل جلله( شريکانی را ميسازد ‪ ،‬خواه اييين شييرک بصييورت‬
‫انسان ويا کدام زنده جان ديگری بييه خداونييد)جييل جللييه( نسييبت داده شييود ‪ ،‬ويييا کييدام‬
‫صفات خداوند)جل جلله( مانند صفات انسانها بيان گردد ‪ ،‬وياهم به غير خييدای واحييد بييه‬
‫کسی ديگری عبادت صورت گيرد واز وی استعانت وکمک خواسته شود ويا هم پرسييتش‬
‫کدام بت و مجسمه باشد ‪.‬‬
‫پولس خداي يکتا را مانند انسانها بيان ساخت ‪ ،‬اورا به داشتن پسر متهم نمييود ‪ .‬و بييا‬
‫گذشت زمان مثل امروز ميبينيم که شما مسيحيان محترم ‪ ،‬خداوند متعال )جل جلله( را‬
‫فراموش نموده ‪ ،‬صرف حضرت مسيح را با نشان صليب اش پرستش ميکنيد ‪.‬‬
‫درينجا به گونه مثال ميتوان بعضي از نصوص بايبل را نقل نمود ‪:‬‬
‫در انجيل يوحنا باب هفدهم آمده است )خدا پدر عيسييى اسييت و عيسييى پسييرگرامي‬
‫خدا است( در رسالهء اعمال رسولن باب نهم آيت ششم آمييده ‪) :‬نييه بلكييه خييدا همييان‬
‫خود عيساست ‪ .‬شائول گفت ‪ :‬خداوندا توكيستي ؟ خداوند كفت من آن عيسا هستم (‬
‫انجيل متى فصل سوم آيت شانزدهم آمده است ‪ ) :‬اما عيسييا چييون تعميييد يييافت‬
‫فورا از آب برآمد و روح خدا را ديد كه مثل كبوتري نييزول كيرده و بيروي ميي آييد أنگيياه‬
‫ندايي از آسمان رسيد كه ‪ :‬اينست پسر گرامي من كه از او خشنودم (‬
‫در رساله روميان باب پانزدهم آيت هفتم آمده ) بنييابرين يكييدل و يكزبييان خييدا و پييدر‬
‫خداوند ما عيسا را تمجيد كنيد (‬
‫در رساله غلطيان باب چهارم آيت چهارم ذكراست‪ ) :‬لكن چون زمان به كمال رسيد‬
‫خدا پسر خود را فرستاد كه از زن زاييده شد (‬
‫بدين شكل پولس يهودي آنانرا به شرك كشانيد ‪ ،‬پيامبر خدا را بنام پسر خدا قلمييداد‬
‫نمود ه او را شريك سلطنت الهي نمود و آهسييته آهسييته نشييان صييليب را چنيان در بييين‬
‫آنان بخش نمود كه حال اكثريت آنان نام خداوند يكتا را بزبان نياورده همه عيساي مسيح‬
‫را ميپرستند ‪ ،‬كليسا را از حالت اولي اش تغيير داده و به عوض عبادت خداونييد يكتييا بييه‬
‫عبادت حضرت عيسا مبدل نموده و مجسمه به دار آويخته شده عيساي مسيح را بييداخل‬
‫كليسا نمودند ‪.‬‬
‫ادعاي پولس توسط موحدين )حواريين عيسى عليه السلم ( مورد انتقاد قرار گرفت‬
‫وخلف ميان مؤمنان موحدو پيروان پولس آغاز يافت ‪،‬و چندين سال دوام نمود و آريوس‬
‫موحد يكي از معترضين عقيدهء تثليث ) سه خدايي( بود و سرسييختانه بييا كليسييا مبييارزه‬
‫مينمود وازينكه پيروان پولس به اساس نيرنگ هايش دييين را مخصييوص خييدا و دولييت را‬
‫مخصوص امپراطور ميدانستند و براي امپراطور دست آزادي براي قانون گذاري و بييرده‬
‫سازي داده بودند امپراطوران وقت نيز براي منافع خود پيروان پولس را تاييييد مينمودنييد‬
‫وزمانيكه اين خلفات و گفتگو ها بين موحدين و پيروان پولس جريييان داشييت امپراطييور‬
‫وقت با مشوره پولسيان كنفرانس بزرگي را داير نموده و از همه خواست تييا بييا اسييناد‬
‫دست داشته خويش براي اثبات عقيده شان در ين كنفرانس اشتراك نمايند تا در نهييايت‬
‫تصميم قطعي اتخاذ گردد ‪.‬‬
‫موحدين مؤمن نسخ اصلي انجيل را با خود اخذ نموده براي اثبات اينكه خداونييد يكييي‬
‫و يگانه است شريك و مانند نداشته از پدر ‪ ،‬پسر ‪ ،‬وشريك مبرا ميباشد و حضرت عيسييا‬
‫)عليه السلم( پيامبر خدا و مخلوق ميباشد و دين عيسا )عليه السلم( همان ديني اسييت‬
‫كه براي آدم و ابراهيم )عليهما السلم( وحي گرديده است در كنفراس حاضر گرديدنييد ‪،‬‬
‫پيروان پولس نيز براي دفيياع از عقيييده مشييركانه سييه خييدايي درييين كنفرانييس شييركت‬

‫‪109‬‬

‫ورزيدند أين كنفرانس كه بنام كنفرانييس نيقيييه ) نيكايييا ( در تاريييخ ذكراسييت ‪ ،‬برياسييت‬
‫امپراطور وقت و اراكين حكومتش داير گرديد و بعد از بحث و مناقشه امپراطور كه قبل‬
‫توسط پيروان پولس پلن شده بود فيصله نمود كه تمام اسناد دست داشته موحدين كييه‬
‫نسخ اصلي انجيل است حريق گردد و موحدين دانشمنديكه براي دفيياع از عقيييده توحيييد‬
‫درين مجلس هستند همييه در سييالون كنفرانييس اعييدام گردنييد و بعييد از قتييل موحييدين و‬
‫حريق نمودن نسخ انجيل فيصييله نمودنييد كييه بعييد ازييين دييين امپراطييوري همييان عقيييده‬
‫پولسي بوده وبه سه خدايي رسما اعتراف نمودند كه در قسمتي از قطعنامه آمده است‬
‫‪:‬‬
‫) ما ايمان داريم به خداي واحد پدر قادر مطلق خييالق همييه چيزهيياي ديييدني و نييا‬
‫ديدني و به خداوند واحد عيساي مسيح پسرخدا مولود از پدر يگانه ‪ ،‬مولودي كييه از ذات‬
‫پدر است خدا ازخدا نور از نييور ‪ ،‬خييداي حقيقييي از خييداي حقيقييي كييه مولييود اسييت نييه‬
‫مخلوق (‬

‫فشردهء از عقايد مسيحيان‬

‫‪ -1‬عقيده تثليث ) سه خدايي ( ‪ :‬مسيييحيان ميگوينييد كييه خداونييد از‬
‫اقانيم ثلثه ) عناصرسه گانه( تشكيل شده است ‪ ،‬خداي پدر)الله جييل جللييه ( – خييداي‬
‫پسر) عيساي مسيح عليه السلم ( – روح القدس ) موجييودي ماننييد يييك پرنييده ( و اييين‬
‫سه عنصر با هم يكجا بوده خداوند يكتا را تشكيل ميدهند ‪ .‬اين موضوع تييا اكنييون مييورد‬
‫تزلزل عقدي هزاران مسيحي شده است كه چگونه ميتوانييد خداونييد يكتييا از سييه عنصيير‬
‫پدر‪ ،‬پسر وروح القدس تشكيل شده باشد ‪ ،‬آيا به اساس قاعده رياضي ) ‪ ( 3 =1‬و يييا‬
‫هم) ‪ (1 =3‬شده ميتواند ؟ نتيجه اين غير معقوليت در نظريه تثليث و عدم فهييم اييين‬
‫قول سبب شرك بسياري ازمسيحيان ‪ ،‬وياهم عدم قبول دين شده است وبفضل خدوانييد‬
‫متعال تعدادي ازمردم بيا درك حقيانيت عقييده توحييد ديين مقيدس اسيلم بيه پيذيرش‬
‫اسلم مشرف شده اند ‪ .‬در قرآنكريم آمده است ) لقد كفيير الييذين قييالوا إن اللييه ثييالث‬
‫ثلثة ( به تحقيق كافر شده اند كسانيكه گفتند كه خداوند سه خدا است ‪.‬‬
‫شخصيت ها ي روحاني مسيحيت ميگويند كييه مييا موحييد هسييتيم و خييداي يگييانه را‬
‫عبادت ميكنيم و لي وقتي ميپرسيم كه منظور تان از خداي يگييانه چيسييت ؟ در پييا سييخ‬
‫ميگويند كه همين ) پدر ‪ ،‬پسر و روح قدس( سه عنصري اند كه خييداي يگييانه را تشييكيل‬
‫ميدهند ‪ .‬و اين سخن شان بازهم به مفهوم تثليث يا سه خدايي اسييت زيييرا هچگيياه سييه‬
‫مساوي يك شده نميتواند ‪.‬‬
‫اكنون شما منحيث يك انسان عاقل بكوييد كه آيا عقل شما ميبذيرد كه خييالق يكتييا از‬
‫سه عنصر تقسيم كردد و باز بسرو بدر يكي باشند ؟ و لي درمقابل دين مقدس اسييلم‬
‫مردم را به عبادت خداي واحدي دعوت مينمايد كه يكتا و و ل شريك است كه از فرزند ‪،‬‬
‫والدين ‪ ،‬شريك و مانند كامل منزه و مبرا ميباشد ‪.‬‬
‫َ‬
‫ل هُو الل ّ َ‬
‫َ‬
‫ُ‬
‫ُ‬
‫حيد ٌ الخلص ‪4 -1 /‬‬
‫هك ُ‬
‫وا أ َ‬
‫هأ َ‬
‫ن لي ُ‬
‫م ُيول َيد ْوَل َ ْ‬
‫م ي َل ِد ْ وَل َي ْ‬
‫مد ُ ل َ ْ‬
‫ص َ‬
‫حد ٌ الل ّ ُ‬
‫ُ‬
‫ه ال ّ‬
‫في ً‬
‫م ي َكي ْ‬
‫قُ ْ َ‬
‫ترجمه انكليسي ‪:‬‬

‫‪110‬‬

‫‪Allah, the Eternal, Absolute; He begetteth not, nor is He begotten; And there is none‬‬
‫‪;like unto Him. Say: He is Allah, the One and Only‬‬
‫‪ - 2‬مسأله صلب حضرت مسيح )عليه السلم( ‪ :‬عيسييوي هييا‬
‫معتقدند كه انسانها ملعون بودند و خداوند پدر)الله( بييراي بخشييايش گناهييان بنييده گييان‬
‫پسرش را )عيسای مسيح( را به شكل بشر فرستاد ‪ ،‬او را از )لهوت به ناسييوت( يعنييي‬
‫از الوهيت به انسانيت تغيير داد ‪ ،‬سپس آن خييدا ی پسيير)عيسييی( خييود را قربيياني بشيير‬
‫نمود ‪ ،‬بيه صيليب كشيانيده شيد تيا گناهيان انسيانها عفيو گيردد عيسيا خيود را فيدا كيرد‬
‫ومسيحيان او را بنام )عيساي فديه( ميشناسند‪.‬‬
‫آنان حضرت عيسيياي مسيييح)عليييه السييلم( را بييه الييوهيت پييذيرفته اورا ميپرسييتند و‬
‫مهرباني اش را چنين ثابت ميكنند كه پسرخدا بخاطر ما جان شيرين خود را قربان نمييود‬
‫ولي متأسفانه متوجه اين نقطه نشده اند و يا نميخواهند بدانند كه با چنين ادعييا حضييرت‬
‫مسيح را مظلوم و لي خداوند متعال )جل جلله( را كه پدر عيسا مينامنييد متهييم بييه قتييل‬
‫ميدارند ‪ ،‬وسخنان شان بدين مفهوم است كه پدر قاتل پسر است پييدر قدرتمنييد ميبينييد‬
‫که پسرش کشته ميشود و بردسييتان ‪ ،‬پييا هييا و سيياير اعضيياي بييدنش ميييخ هيياي آهنييين‬
‫كوبيده ميشود بالي صليب اعدام ميگردد خون ازبدنش جاري ميشود و وبا وجود قييدرت‬
‫کامل اين وحشت و قتل را مشاهده نموده و براي بخشايش گناهان بشر خاموش بوده‬
‫و به تصور آنان بايد چنين خونريزي صورت گيرد تا عفو نصيب بشر گردد ‪ .‬در ين حييالت‬
‫مسيحيان بايد سؤالت ذيل را پاسخ گويند ‪:‬‬
‫جرا بشر گناهكييار و ملعييون باشييند ؟ آنييان پاسييخ ميدهنييد كييه بييه اسيياس خطياي آدم‬
‫وهمسرش همه اولد آدم مورد لعنت قرار گرفته بودند و عيساي مسيييح خييود را قربيياني‬
‫اين لعنت بشري نمود تا با صليبش بشر ازين لعنت عفو گردند ‪ .‬با فهميييدن اييين جييواب‬
‫باز عاقل خواهد پرسيد ‪ :‬آيا اين عقيده عدالت خداوند عالميان را مورد شك قرار نميدهد‬
‫زيرا عاقلن خواهند پرسيد كه يك طفل معصوميكه از مادر تولد ميگردد وهيچ گناهي هييم‬
‫نكرده چرا بايد ملعون باشد و چرا خداوند او را ملعون وگنهگار خلق كنييد و بيياز پسييرش‬
‫را براي بخشايش گناهان او بفرستد ‪.‬‬
‫واگرجريمه نياکانش برايش داده ميشود نيز غير عادلنه است زيرا من به گناه نياكانم‬
‫چرا مؤاخذه شوم ؟ آيا من بالي آنها قدرت داشتم که مانع شان شوم ‪ ،‬ويا هم بييا آنييان‬
‫همکار باشم ؟ ‪ ،‬آيا نياكان من اتباع من بودند ‪ ،‬و آيا من شريك جرم آنها هستم ؟ صرف‬
‫بخاطر اينكه من از اولده يك گناهكار هسييتم بايييد لعنييت شييوم ؟ وهرگيياه آنييان گناهکييار‬
‫بودند من که عريضه نکرده بودم که مرا درمنزل گناهکار خلق کن ‪.‬‬
‫اين سخن را هيج محكمه و عدالتي نميپذيرد كه اولد بخاطر نياكييان مجييازات گردنييد ‪،‬‬
‫ملعون باشند ‪ ،‬و باز عييدالت الهييي فييرق كلييي از عييدالت و محكمييه انسييانها دارد ‪ ،‬ولييي‬
‫خيي يَرى (‬
‫جواب اين همه سؤالت را قرآن كريم ارائه ميدارد كييه ) َول تـ يزُِر َوازَِرةٌ وِْزَر أ ُ ْ‬
‫النعام ‪164 /‬‬

‫‪"..no bearer of burdens can bear the burden of another‬‬
‫هيچ كسي گناه ديگران را متحمل نميشود ‪ ،‬يعني اولد به گنيياه پييدر و نياكييان خييويش‬
‫محاسبه نميشوند ‪.‬‬
‫بناء هيچ کسی در اصل خلقت گناهکار وملعييون نيسييت ونبييوده اسييت ‪ ،‬خداونييد همييه‬
‫انسانها را در اصل با ايمان فطر ی ‪ ،‬پاک و نظيف خلق مينمايد ‪ ،‬وپيامبراسلم ميفرمايد‬
‫‪:‬‬
‫سؤال ‪ :‬عيساي مسيح بعد از خلقت بشر تقريبا بعد از زمان بسيار طويييل بييه زمييين‬
‫آمد آيا كسانيكه قبل از صلب مسيح ) از زمان آدم تا عيسي( در دنيا بودند همييه ملعييون‬

‫‪111‬‬

‫مردند ؟ چرا آنها بايد گناه ديگران متحمل شوند؟ آيا اين نوع عقيده ظلم بزرگييي را بييه‬
‫خداوند نسبت نميدهد ؟‬
‫هرگاه کسی به اين سخن قناعت کند کيه بشير لعنييت شيده بودنيد ‪ ،‬گناهکييار بودنيد ‪،‬‬
‫وخداوند پسرخود ) عيسای مسيح ( را برای نجييات آنييان از فرسييتاد ‪ ،‬او خييود را قربييانی‬
‫نمود ‪ ،‬و پيروان مسيح از لعنت نجات يافتند ‪ ،‬خوب کسانيکه قبل از مسيح بودنييد مسييير‬
‫آنان چی خواهد بود ‪ ،‬به اساس اين عقيده همهء آنان ملعون مردند ‪ ،‬آيا اين ظلم نيسييت‬
‫که مليون و مليارد ها انسانی که قبل از مسيح زنده گی کردند همه ملعون خلق شييوند ‪،‬‬
‫وملعون بميرند ‪ ،‬اگرحقيقييت همييين اسييت کييه شييما ميگوييييد ‪ ،‬پييس عيسييای مسيييح بيير‬
‫بسياری مردمان ظلم نموده است ‪ ،‬زيرا او قبل ازين وقت بايد ميامد و تمام بشييريت را‬
‫از لعنت نجات ميداد ‪ ،‬در ييين اعتقيياد هييم نسييبت ظلييم بييه خداونييد متعييال ميشييود ‪ ،‬کييه‬
‫بشريت را ملعون خلق نمود ‪ ،‬وهم نسييبت ظلييم بييه عيسييای مسيييح ميشييود کييه نيياوقت‬
‫آمده ‪ ،‬وبسياری از مييردم را کييه قبييل از صييليب وی بودنييد ‪ ،‬بييه همييان لعنييت گذاشييت ‪،‬‬
‫وسالها منتظر ماند ‪ ،‬تا مليارد ها انسان به لعنت بميرند ‪.‬‬
‫به نظر يک محقق بيطرف اين نوع عقيده كامل مخالف عدالت الهي بوده زيرا قييران‬
‫كريم بهترين عقيده را براي مؤمنان بيان داشته است كه )ول تزر وازر وزر أخرى( يعنييي‬
‫گناه هيچ كس بر كس ديگري تحميل نميكردد ‪ .‬ومطابق اين عقيييده معقييول هيير كسييي‬
‫مسؤوليت افكار و اعتقادات خويش را دارا ميباشد حضرت ابراهيم عليه السلم پيييامبر‬
‫خدابود ولي بدرش آزر كافر و بت پرسييت بييود ‪ .‬اييين نقطييه حقيقييت بسيييار مهمييي را‬
‫ثابت ميكند كه هركسي مسؤول اعمال خود بوده هيچگاهي ايمان پسر بخيياطر كفيير پييدر‬
‫رد نميشود و ياهم هيچگاهي پسران بخاطر خطاي پدران مورد لعنت قرار نميگيرند ‪.‬‬
‫پدرخويش شو اگر مردی‬
‫پشت نام پدر چی ميگردی‬
‫سوال ‪ :‬آيا با اين ادعا كه خداوند پسرش را براي بخشودن انسانها بييه دسييت يهيودان‬
‫انداخت تا اورا بكشند و بدار بياويزند تهمتي بزرگي بيير خداونييد )جييل جللييه( نميشييود ؟‬
‫زيرا او ميتوانست مانع قتل يگانه فرزندش گردد ولی برای بخشايش گناهان بشر بييدين‬
‫جنايت رضايت نمود ‪.‬‬
‫سوال ‪ :‬آيا خداوند نميتوانسيت كيه بيدون خيونريزي عيسياي مسييح ‪،‬گناهيان بشير را‬
‫ببخشد ‪ ،‬شما ميگوييد كه خداوند مهربان است كجاست مهرباني خداونييد در هنگييام قتييل‬
‫عيساي مسيح البته به عقيده خود تان ‪.‬‬
‫زيرا خدای مهربان ميتوانست که گناهان بشر را که هيچ گناهی هم نکرده اند ‪ ،‬وخييود‬
‫خدا آنانرا را ملعون خلق نموده است ‪ ،‬بيدون خيونريزی و آنهيم يگيانه پسيرش ببخشيد ‪،‬‬
‫البته که ميتوانست ‪ ،‬پس چرا نکرد ؟ درينجا مشکل ظلم ايجاد ميشود ‪.‬‬
‫بهتراينست که به کتيياب هييای الهييی رجييوع کنيييم واييين اعتقيياداتي را کييه سييبب شييک‬
‫ونسبت ظلم به خداوند ميشود ‪ ،‬رها کنيم ‪ ،‬و مطابق حقيقت قرآنی بدين عقيييده باشيييم‬
‫که تمام بشريت با ايمان فطری پاک وبدون گناه خلق ميشييوند ‪ ،‬وتييا زمييان جييوانی هيييچ‬
‫مسووليتی ندارند ‪ ،‬وهرگاه جوان شييدند ‪ ،‬بييرای خييود عقيييده را اختيييار ميکننييد ‪ ،‬وهمييان‬
‫عقيده زمان جوانی آنان که بدون جبرو اکراه باشد ‪ ،‬مورد قبول است ‪.‬‬
‫خداوند برای همه اختيار داده تا راه حق را بپذيرند ‪ ،‬برای شان عقل داده تا حقيقييت‬
‫را درک نمايند ‪ ،‬وبه اين اساس ‪ ،‬حتا گناهانيکه بدون اختيار انسييان ازدسييت انسييان سيير‬
‫ميزند ‪ ،‬مجازاتی ندارد ‪.‬‬
‫سوال ‪ :‬اگر بشر ملعون هستند پس آن ملعونان بايد بيا کشيتن ييک بيگنياه عفوشيوند‬
‫يعنی )گناه را با گناه شستن (آيا اين سخن دور از انصاف وعدالت نيست ؟‬

‫‪112‬‬

‫سوال ‪ :‬شما عقيده داريد که عيسای مسيح پييس از سييه روز دوبياره زنييده شييد و بييه‬
‫آسمانها رفت درين سه روز يا اينکييه جهييان خييدايی نداشييت و يييا اينکييه يييک عنصييری از‬
‫خدايان سه گانه مرده بود سوال ‪ :‬آيا عقل ميپذيرد خداييرا عبادت كنيم كه بشر بتواند او‬
‫را به صليب بكشاند ؟‬
‫سوال ‪ :‬شيما ميگويييد كييه خييداي يكتيا از سيه عنصيير ) پيدر – پسيير – روح القيدس (‬
‫تشكيل شده آيا اين بدين معنا نيست كه خداي تان از سه عنصير ) خيداي قاتيل – خيداي‬
‫مقتول – وروح القدس باشد ( سوال ‪ :‬آيا اييين عقيييده نسييبت ظلييم را بييه خداونييد جييواز‬
‫نميدارد ؟‬
‫يادداشت ‪ :‬شايد بعضيي از مسييحيان بگوينيد كيه حضيرت مسييح را پيدرش نيه بلكيه‬
‫دشمنان خدا )يهودان ( به صليب آويختند با قبول اين سخن بازهم سييوال چنييين مطييرح‬
‫ميشود ‪ :‬اگر يييك رئييس جمهييور بخيياطر بخشيايش گناهيان رعيتيش پسييرش را بدسيت‬
‫دشمنانش تسليم نمايييد تييا اورا بكشييند و كشييتن او سييبب عفييو عمييومي قييرار گيييرد در‬
‫حاليكه ايين رئييس جمهيور آنقيدر مقتيدر باشيد كيه بتوانيد بيدون تسيليمی پسيرش بيه‬
‫دشمنان مردم را عفو کند ولي بازهم پسر يكدانه خويش را بييه خييون كشييد مييردم چييه‬
‫حكم مينمايند حتما اين رئيس جمهور را قاتل و ظالم مينامند زيرا نفييس ظييالمش بييدون‬
‫ريختن خون آن مظلوم تسکين نميگرديد و براي بخشيدن مييردم حتمييا بايييد خييون جيياری‬
‫گردد هرگاه مردم در مورد بشر چنين قضاوت ميکنند پس چگونه اين نسبت به خداونييد‬
‫جهان داده ميشود أيا اين عقيده تجاوزي بر ذات خداوند متعال نيست ؟ تعال شأنه عمييا‬
‫يقولون‬
‫حقيقت اينست كه قرآن ميفرمايد ‪ ) :‬قل هوالله احييد ‪ ،‬اللييه الصييمد ‪ ،‬ليم يلييد و لييم‬
‫يولد و يلم يكن له كفوا احد (‬
‫‪Allah, the Eternal, Absolute; He begetteth not, nor is He begotten; And there is none‬‬
‫‪like unto Him. Say: He is Allah, the One and Only‬‬
‫) يا اه ْ‬
‫ح‬
‫م َول ت َ ُ‬
‫م ِ‬
‫سييي ُ‬
‫قول ُييوا عَل َييى الل ّيهِ ِإل ال ْ َ‬
‫مييا ال ْ َ‬
‫ح يقّ إ ِن ّ َ‬
‫ب ل ت َغُْلوا فِييي ِدين ِك ُي ْ‬
‫ل الك َِتا ِ‬
‫َ‬
‫سو ُ‬
‫سيل ِهِ َول‬
‫ه أل ْ َ‬
‫قا َ‬
‫ِ‬
‫ه فَييآ ِ‬
‫ح ِ‬
‫م وَُرو ٌ‬
‫مُنوا ب ِييالل ّهِ وَُر ُ‬
‫م َر ُ‬
‫عي َ‬
‫من ْي ُ‬
‫مْري َ َ‬
‫ها إ َِلى َ‬
‫مت ُ ُ‬
‫ل الل ّهِ وَك َل ِ َ‬
‫مْري َ َ‬
‫ن َ‬
‫سى اب ْ ُ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ّ‬
‫َ‬
‫ُ‬
‫ُ‬
‫ُ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ميا ِفيي‬
‫تَ ُ‬
‫ة انت َُهوا َ‬
‫ه َوا ِ‬
‫قولوا ثلث ٌ‬
‫ن ي َكيو َ‬
‫هأ ْ‬
‫سيب ْ َ‬
‫حيد ٌ ُ‬
‫ه َ‬
‫ه وَليد ٌ لي ُ‬
‫ن لي ُ‬
‫حان َ ُ‬
‫ه إ ِلي ٌ‬
‫ميا اللي ُ‬
‫م إ ِن ّ َ‬
‫خْييًرا لكي ْ‬
‫ً‬
‫ّ‬
‫َ‬
‫كيل النساء ‪(171) /‬‬
‫ض وَك َ‬
‫فى ِباللهِ وَ ِ‬
‫ماَوا ِ‬
‫ال ّ‬
‫ت وَ َ‬
‫س َ‬
‫ما ِفي الْر ِ‬
‫‪O People of the Book! commit no excesses in your religion: nor say of Allah aught‬‬
‫‪but the truth. Christ Jesus the son of Mary was (no more than) A Messenger of Allah,‬‬
‫‪and His Word, which He bestowed on Mary, and a Spirit proceeding from Him: so‬‬
‫‪believe in Allah and His Messengers. Say not "Trinity": desist: it will be better for you:‬‬
‫‪for Allah is One God: glory be to Him: (far Exalted is He) above having a son. To Him‬‬
‫‪belong all things in the heavens and on earth. And enough is Allah as a Disposer of‬‬
‫‪.affairs‬‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫ّ‬
‫ُ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫إ ِذ ْ َقا َ‬
‫س‬
‫على َوال ِد َت ِك إ ِذ ْ أّيدت ّك ب ُِروِح ال ُ‬
‫مِتي عَلي ْك وَ َ‬
‫ه َيا ِ‬
‫عي َ‬
‫م اذ ْكْر ن ِعْ َ‬
‫مْري َ َ‬
‫ن َ‬
‫ل الل ُ‬
‫سى اب ْ َ‬
‫قييد ُ ِ‬
‫ُ‬
‫ْ‬
‫ْ‬
‫ْ‬
‫ّ‬
‫ً‬
‫ْ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫مت ُ َ‬
‫جي َ‬
‫ن‬
‫ة َوالت ّوَْراةَ َوا‬
‫ل وَإ ِذ ْ ت َ ْ‬
‫م َ‬
‫ب َوال ِ‬
‫خليقُ ِ‬
‫ك الك َِتا َ‬
‫لن ِ‬
‫حك َ‬
‫مهْدِ وَكهْل وَإ ِذ ْ عَل ْ‬
‫س ِفي ال َ‬
‫ت ُك َل ّ ُ‬
‫م الّنا َ‬
‫مي ْ‬
‫ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ّ‬
‫خ ِفيَها فَت َ ُ‬
‫ص ب ِيإ ِذ ِْني وَإ ِذ ْ‬
‫ف ُ‬
‫ن ك َهَي ْئ َةِ الط ّي ْرِ ب ِإ ِذ ِْني فََتن ُ‬
‫كو ُ‬
‫م َ‬
‫ن ط َي ًْرا ب ِإ ِذ ِْني وَت ُب ْرِئُ اْلك ْ َ‬
‫ه َواْلب َْر َ‬
‫الطي ِ‬
‫ل عَن ْ َ‬
‫قييا َ‬
‫سَراِئي َ‬
‫فيُروا‬
‫ن كَ َ‬
‫ت فَ َ‬
‫ف ْ‬
‫موَْتى ب ِإ ِذ ِْني وَإ ِذ ْ ك َ َ‬
‫تُ ْ‬
‫ل ال ّي ِ‬
‫م ِبال ْب َي ّن َييا ِ‬
‫خرِ ُ‬
‫ت ب َِني إ ِ ْ‬
‫جئ ْت َهُي ْ‬
‫ك إ ِذ ْ ِ‬
‫ف ُ‬
‫ج ال ْ َ‬
‫ذي َ‬
‫ن هَ َ‬
‫مِبين المائده ٌ‪(110)/‬‬
‫ذا إ ِّل ِ‬
‫ِ‬
‫س ْ‬
‫م إِ ْ‬
‫حٌر ُ‬
‫من ْهُ ْ‬
‫ترجمه انكليسي ‪Then will Allah say: "O Jesus the son of Mary! recount My :‬‬
‫‪favour to thee and to thy mother. Behold! I strengthened thee with the holy spirit, so that‬‬

‫‪113‬‬

‫‪thou didst speak to the people in childhood and in maturity. Behold! I taught thee the‬‬
‫‪Book and Wisdom, the Law and the Gospel. And behold! thou makest out of clay, as it‬‬
‫‪were, the figure of a bird, by My leave, and thou breathest into it, and it becometh a bird‬‬
‫‪by My leave, and thou healest those born blind, and the lepers, by My leave. And‬‬
‫‪behold! thou bringest forth the dead by My leave. And behold! I did restrain the‬‬
‫‪Children of Israel from (violence to) thee when thou didst show them the Clear Signs,‬‬
‫‪'.and the unbelievers among them said: `This is nothing but evident magic‬‬
‫َ‬
‫ّ‬
‫ن قَْبيي ُ‬
‫ل َياأ َهْ َ‬
‫قُ ْ‬
‫ل‬
‫ضلوا ِ‬
‫واَء قَوْم ٍ قَد ْ َ‬
‫م غَي َْر ال ْ َ‬
‫ب َل ت َغُْلوا ِفي ِدين ِك ُ ْ‬
‫ل ال ْك َِتا ِ‬
‫ميي ْ‬
‫حقّ وََل ت َت ّب ُِعوا أهْ َ‬
‫َ‬
‫ّ‬
‫ل المائدة ‪(77)/‬‬
‫ضّلوا ك َِثيًرا وَ َ‬
‫وَأ َ‬
‫واِء ال ّ‬
‫ن َ‬
‫سِبي ِ‬
‫س َ‬
‫ضلوا عَ ْ‬
‫كوا ول َتج يد َ‬
‫ن أَ ْ‬
‫ن أَ َ‬
‫ذي‬
‫شد ّ الّنا‬
‫ميوَد ّةً‬
‫مُنوا ال ْي َهُييود َ َوال ّي ِ‬
‫داوَةً ل ِل ّ ِ‬
‫ش يَر ُ َ َ ِ َ ّ‬
‫س عَ َ‬
‫جد َ ّ‬
‫م َ‬
‫ن أقَْرب َهُي ْ‬
‫نآ َ‬
‫ل َت َ ِ‬
‫ذي َ‬
‫َ‬
‫ِ‬
‫لل ّذين آمنوا ال ّذين َقاُلوا إنا نصارى ذ َل َ َ‬
‫َ‬
‫ن‬
‫ِ‬
‫سي ِ‬
‫ن ِ‬
‫ِ ِ َ َ ُ‬
‫سيت َك ْب ُِرو َ‬
‫ك ب ِأ ّ‬
‫م َل ي َ ْ‬
‫م قِ ّ‬
‫ن وَُرهَْبان ًييا وَأن ّهُي ْ‬
‫من ْهُي ْ‬
‫سييي َ‬
‫ِّ َ َ َ‬
‫ِ َ‬
‫المائدة ‪(82)/‬‬
‫;‪Strongest among men in enmity to the Believers wilt thou find the Jews and Pagans‬‬
‫‪and nearest among them in love to the Believers wilt thou find those who say, "We are‬‬
‫‪Christians": because amongst these are men devoted to learning and men who have‬‬
‫‪renounced the world, and they are not arrogant‬‬

‫بشارت موسی به آمدن پيامبـر‬

‫درصييفحه ‪ 163‬بايبييل )انجيييل عيسييای مسيييح ( کييه بزبييان دری ترجمييه شييده اسييت‬
‫دربخشی بنام اعمال رسولن )‪ (7‬در فقره نمبر ‪ 37‬آن ميخوانيم ‪ - 37 )) :‬همين موسی‬
‫به قوم اسرائيل گفت ‪ :‬خدا از ميان برادران شما ‪ ،‬پيييامبری ماننييد مييون برايتييان خواهييد‬
‫فرستاد ‪ - 38 .‬موسی در بيابيان واسيطه ای بييود مييان قيوم اسيرايل و آن فرشييته کيه‬
‫کلمات زندهء تورات را در کوه سينا به ايشان داد (( )‪ -1 (1‬انجيل عيسی مسيح ‪ ،‬ترجمييه‬
‫تفسيری ‪ ،‬اعمال رسولن ‪ 38 -37 /7‬ص ‪163 :‬‬
‫خوب عزيز مسيحی ! شما لطفا اين بشارت موسييی را درمييورد آمييدن پيييامبر بعييدی‬
‫خوب بخوانيد ‪ ،‬آيا او ميگويد که روزی پسر خدا بييه دنيييا ميايييد ‪ ،‬هرگييز چنييين نگفتييه ‪ ،‬او‬
‫ميگويد که پيامبری بعد ازوی ميايد ‪ ،‬پس چرا به گفته موسييی عقيييده نکنيييم ‪ ،‬اييين گفتييه‬
‫درکجا است ‪ ،‬در کتابيکه خود تان ميگوييد که کلم خداست ‪ ،‬هرگاه کلم خداست ‪ ،‬پييس‬
‫درفهم اين بخش چرا دقت نميکنيد ‪ ،‬هرگاه اين بخش را که به نظر يک خواننده بيطييرف‬
‫يک حقيقت اصلی است که تمامی پيامبران بعد از آمييدن خييود ‪ ،‬درمييورد آمييدن پيييامبری‬
‫ديگری بشارت هايی داشته اند ‪ ،‬واين هم بشارت حضرت موسی )عليه السلم( بييود کييه‬
‫به آمدن ‪ ،‬پيامبری ديگری بنام حضرت عيسی )عليه السلم ( بشييارت ميدهييد ‪ ،‬وميگويييد‬
‫که بعد از من پيامبری ميايد ‪ ،‬و قييرآن کريييم ‪ ،‬هييم بييه پيييامبری موسييی وعيسييی ) عليييه‬
‫السلم ( تاييد ميکند ‪.‬‬
‫درينجا بهترست دو نقطه را دقت نمود ‪:‬‬
‫نقطه اول اينکه اين بشارت درمورد حضرت عيسييای مسيييح باشييد ‪ ،‬بنيياء او پسييرخدا‬
‫نه ‪ ،‬بلکه پيامبرخداست ‪ ،‬زيييرا حضييرت موسييی گفييت ‪)) :‬خييدا از ميييان بييرادران شييما ‪،‬‬
‫پيامبری مانند مون برايتان خواهد فرستاد (( ‪ .‬هرگاه اين بشارت درمورد عيسای مسيح‬
‫باشد ‪ ،‬بناء او پيامبراست ‪ ،‬نه پسرخدا ‪.‬‬

‫‪114‬‬

‫نقطه دوم ‪ :‬شايد اين بشارت درمورد ‪ ،‬مسيح نه ‪ ،‬بلکه درمورد پيييامبرديگری باشييد ‪،‬‬
‫که آن پيامبر‪ ،‬آخرين پيامبران حضرت محمد)صلی الله عليه وسلم( باشد ‪ ،‬که آنحضييرت‬
‫نيز خود را انسان بيان داشته ‪ ،‬و حضرت مسيح )عليه السلم ( نيز مانند وی بشيير بييوده‬
‫است ‪.‬‬
‫دوست عزيز مسيحی ! اگر خواسته باشيم حقيقت ها را درک کنيم ‪ ،‬يگييانه راه بييرای‬
‫خارج شدن ازين همه مشکلت اعتقادی يک چيز است ‪ ،‬کيه خداونيد ) جيل جلليه( را بيه‬
‫يگانگی پرستش نماييم ‪ ،‬وپيامبرانش را احييترام نمييوده ‪ ،‬حضييرت آدم ‪ ،‬نييوح ‪ ،‬ابراهيييم ‪،‬‬
‫موسی ‪ ،‬عيسی ومحمييد )عليهييم السيلم اجمعيين ( را بنيده گيان خييدا شييناخته ‪ ،‬خيدا را‬
‫حقيقتا موحد قرار دهيم ‪.‬‬

‫گرايش يك خانم روسي به دين مقدس اسلم‬
‫اندي قبل مصاحبهء را با يك خيانم روسيي در تلويزييون شيارجه مشياهده نميودم كيه‬
‫براي من بسيار دلچسپ واقع گرديد وفكر مينمايم كه براي هر مسلمان ومسيحي كه در‬
‫جستجوي حق باشند جالب خواهد بود كه از قصه اسلم يييك خييانم روسييي اطلع يابييد و‬
‫بداند كه چه مزيتي درين دين مقييدس نهفتييه اسييت كييه پي يروان سيياير اديييان را بييه خييود‬
‫ميكشاند‪.‬‬
‫اين خانم در نخست خود را بنام ايرينا از منطقه سايبرياي جمهوري فييدراتيف روسيييه‬
‫معرفي نمود‪ ،‬او كه يك خانم دانشمند و تحصيلكرده است‪ ،‬مشكلت فكري خييويش را از‬
‫عدم فهم بعضي از عقايد دين مسيحيت ابراز نمود ه و هريك را چنين بيان داشت ‪:‬‬
‫من نتوانستم در تمام عمر خويش حقيقت اين عقيده مسيحيت را درك نمايم كه اين‬
‫عالم منظم را سه خدا ) پدر – پسر – وروح قدس ( است‪ ،‬در حاليكه در جوامييع بشييري‬
‫ديده نشده كه در يك ملك دو سلطان و يا در يك جمهوريت دو رئيس جمهور بگنجند‪ .‬و يا‬
‫اينكه عقيده نماييم که خدای جهانيان دارای پسر باشد و سپس چطييور اييين خييداي پيييدر‬
‫برخاسييته و بييراي بخشييايش گناهييان انسييانها پسيير يگييدانه خييويش را قتييل نمايييد آيييا‬
‫نميتوانست بدون چنين جريمهءبشر را ببخشد ‪.‬‬
‫اين خانم اضافه نمود كه با مطالعه قرآن عظيم الشان در يافتم كه اين جهان پيييهناور‬
‫را خدايان نه بلكه خداي واحدي است }لوكييان فيهمييا آلهيية إل اللييه لفسييدتا{ اگيير درييين‬
‫زمين و آسمان خداياني بجز خداوند يكتا وجود ميداشتند زمين و آسمان فاسييد ميشييدند‪.‬‬
‫يعني اين نظم كنوني به علت اختلفات ايشان وجود نميداشت‪.‬‬
‫اين آيه قراني در حقيقت جواب هزاران سؤال اين خانم مدهوش را حل نمييود و او را‬
‫به يكتاپرستي وادار نمود زيرا عقيدهء توحيديكه تماما پيامبران بدان معتقد بودند مطييابق‬
‫عقل و منطق است و هرانسان سالم العقل و حقپال آنرا درك مينمايد‪.‬‬
‫او ميگويد‪ :‬فهم عقيده توحيد مرا به اسلم كشاند‪ ،‬زيييرا عقيييده تثليييث )سييه خييدائي(‬
‫اساس معقولنه نداشته مغيياير منطييق علمييي بشيير ميباشييد‪ .‬يعنييي اينكييه چگييونه خييالق‬
‫اسمانها وزمين محتاج فرزند باشد زيرا اييين انسييان اسييت كييه علقمنييد فرزنييد اسييت تييا‬
‫عصاي پيري و ناتواني اش گردد ولي خالق قدرتمند مجه نيازي به فرزند دارد؟‬
‫و سوره اخلص } قل هو الله احد الله الصمد لم يلد و لم يولييد و لييم يكيين لييه كفييوا‬
‫احد {‬
‫ره كشاي مشكلت عقدي اوست زيرا خداوند يكييي اسييت‪ ،‬بييي نييياز اسييت‪ ،‬فرزنييدي‬
‫ندارد از كسي زاده نشده است و هيچ كسي با او همتا نيست‪.‬‬
‫ان خانم ميگويد ‪ :‬فهم درست عقيده توحيد كه با عقل بشر و نظم عالم موافق است‬
‫مرا به دين مقدس اسلم كشاند ‪.‬‬
‫‪115‬‬

‫‪ -2‬اين خانم ميگويد كه بعضی از احكام مسيحيت ذهنم را مغشوش نمو د ه بود كه‬
‫دين الهی جرا نكاح با زن طلق شده را زنا ميبنييدارد ‪ ،‬ايييا زن بيحيياره كييه يييك بييار طلق‬
‫شده حق ندارد كه دو باره زنده كی جديدی را به شكل مشروع ان اغاز نمايد ولييی او در‬
‫يافت دين مقدس اسلم برای زن شييوهر مييرده و طلق شييده يكسيان حقييوق داده او را‬
‫برای اغاز زنده كی جديد با مرد دلخواه اش تشويق ميدارد ‪.‬‬
‫او ميگويد ‪ :‬حكم دينی مسيحيت دوری از زن حائضه و نفاسييه را حكييم ميييدارد و اييين‬
‫زن در جريان عادات ماهوار و خونريزی های بعد از زايمان بايد در خانه بدر باشد ‪.‬‬
‫اين حكم مسيحيت او را در انديشه فر برده است كه جرا زن مظلوميكه درين حالت‬
‫مرضی كدام تقصيری ندارد از خانه شييوهر دورباشييد و حييرا بيياردوش والييدين كييردد ؟ و‬
‫بازهم جرا شوهرش از او بايد دوری اختيار نمايد ؟ اكر شوهر مريض باشد بايييد همجنييان‬
‫مانند خانمش به خانه بدر روج اين دوكانكی برای حه ؟‬
‫او ميگويد ‪ :‬در اسلم در يافتم كه زن هميشه ماننتد يك كهيير كرانبهييا در خييانه شييوهر‬
‫است خواه مريض باشد و يا صحتمند ‪.‬‬
‫نه تنها مسيحيت يك انسييان را شييريك خداونييد دانسييته و عقيييده توحيييد را مغشييوش‬
‫نموده است بلكه پيامبران الهی را نيز معصوم ندانسته و حضرت لوط عليه السلم را به‬
‫زنا با دخترانش متهم نمود ه است ‪ .‬در حاليكه قران عظيم الشان معصوميت مپيييامبران‬
‫را تاييد نموده و به باكدامنی و مقام شامخ پيامبران ارج ميكذارد ‪.‬‬
‫خانم ايرينا باشنده سايبريای روسيه فهييم درسييت عقيييده توحيييد ‪ ،‬احييترام اسييلم بييه‬
‫پيامبران الهی و ارتج بخشيدن به مقام زن را يكانه سبب بييذيرش اسييلمش اعلن نمييود‬
‫او اضافه نمود كه قران بر علوه اين مزيت های عالی ارزش ها ی علمی و تكنييالوزيكی‬
‫ديكری نيز دارد و ان اينكه قران عظيم الشان حهييارده صييد سييال قبييل در مييورد حقييايق‬
‫علمی سخن كفته و تكوين چنين را در بطن مادر تشريح مينمايد كه ‪ ،‬از ا جرام سييماوی‬
‫معلومات ارائه ميدارد و از مسائل طبی برای قرا ن شناسان اكاهی ميدهد كه اييين همييه‬
‫د ليل روشنی است بر حقانيت اين ديين و اينكيه قيران كلم بشير نيسيت زييرا بشير در‬
‫قرون اخير اين حقايق علمی را كشف نمودند ‪.‬‬
‫مو صوف با درك اين همه حقائق معقول و منطقی اظهارنمود كييه تمييامی‬
‫سوالتی كه در ذهنم وجود داشت و مسيحيت و راهبان كليسييا هييا نميتوانسييتند رهنمييايم‬
‫شوند و مرا هر وقتی غرق دريای تشويش و نا بسييامانی هييای فكييری نمييوده بودنييد ‪ ،‬بييا‬
‫مطالعه قران عظيم الشان و مجالست علمای اسلم برای همه ء سوالتم باسييخ يييافتم‬
‫و به هر نكته يی از ارشادات قرانی عقل قناعتم حاصل كرديد ‪.‬‬
‫او در فرجييام در محضيير مسييلمانان كلمييه ء توحيييد را بزبييان اورد و جييزء‬
‫بيروان حقيقی قران كرديد ‪ ،‬با يك مسييلمان از كشييور سييوريه ازدوج نمييود و فعل بييرای‬
‫اموختن بهتر اسلم در يكی از انستتيوت های شارجه مصروف تعليم و تحصيل ميباشد ‪.‬‬
‫او خواهران مسلمان خويش را خطاب نموده خييواهش نمييود كييه موقييف‬
‫عالی زن را در دين مقدس اسلم درك نمايند زيرا ايين اسيلم اسييت كييه زن را وسيييلهء‬
‫خواهشات مردان نه بلكه يك موجود باارزش دانسييته و جنييت را زييير بييای مييادران اعلم‬
‫داشته است ‪.‬‬
‫اين خواهران مسلمان بايد الكوی انسانيت و حقوق انسان درجهان باشييند‬
‫و با فريب دشمنان اسلم و يا هم با خواهشات نفسانی دين اسلم را تزييف ننمايند ‪.‬‬
‫اين خانم نو مسلمان با پوشيدن حجاب اسلمی افتخار نموده انييرا وسيييله‬
‫حفظ عزت زن مسلمان ميداند وخودش با پذيرش دين مقدس اسلم با حجيياب اسييلمی‬
‫مستور ميباشد ‪.‬‬

‫‪116‬‬

‫نسايد پيش غير الله جبين را‬

‫هر انكس كه بداند رمز دين را‬
‫و اخر دعوانا ان الحمد لله ر ب العالمين‬
‫عزيز مسيحي ! شما اكر مثل اييين خييواهر بخواهيييد كييه حقييايق را درك نماييييد ‪ ،‬لزم‬
‫است هم بايبل را بخوبي مطالعه نماييد و هم قرآنكريم را مطيالعه نمايييد ‪ ،‬خيود تيان بيا‬
‫عقل خويش درك خواهيد نمود كه عظيمت ‪ ،‬باكي ‪ ،‬قدسيييت خداونييد ) جييل جللييه ( در‬
‫كدام يك نهفته است ‪.‬‬
‫خداوند متعال ) جل جلله ( براي اينكه براي مردم ثابت سييازد كييه حضييرت عيسييى‬
‫عليه السلم يك پيامبر حقيقي بوده مردم را به عبادت خود نه بلكييه بييه عبييادت خداونييد‬
‫يكتا دعوت نموده است چنين ميفرما يد ‪:‬‬
‫ُ‬
‫عيسى ابن مري َ َ‬
‫َ‬
‫)وَإ ِذ ْ َقا َ‬
‫خ ُ‬
‫ه‬
‫س ات ّ ِ‬
‫ن الّليي ِ‬
‫ن ِ‬
‫ن ُ‬
‫ه َيا ِ َ‬
‫ذوِني وَأ ّ‬
‫ت قُل ْ َ‬
‫م أأن َ‬
‫ْ َ َ ْ َ َ‬
‫ل الل ّ ُ‬
‫دو ِ‬
‫م ْ‬
‫مي إ ِلهَي ْ ِ‬
‫ت ِللّنا ِ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ن ُ‬
‫ما ي َ ُ‬
‫حان َ َ‬
‫ن أُقو َ‬
‫َقا َ‬
‫ما ِفي‬
‫ه فَ َ‬
‫حق ّ إ ِ ْ‬
‫س ِلي ب ِ َ‬
‫ن ِلي أ ْ‬
‫كو ُ‬
‫سب ْ َ‬
‫ل ُ‬
‫م َ‬
‫ه ت َعْل َ ُ‬
‫مت َ ُ‬
‫قد ْ عَل ِ ْ‬
‫ت قُل ْت ُ ُ‬
‫كن ُ‬
‫ل َ‬
‫ك َ‬
‫ما ل َي ْ َ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ك إ ِن ّ َ‬
‫س َ‬
‫ب ( المائدة ‪116 /‬‬
‫ما ِفي ن َ ْ‬
‫نَ ْ‬
‫ف ِ‬
‫ف ِ‬
‫ت عَّل ُ‬
‫ك أن ْ َ‬
‫م َ‬
‫سي وََل أعْل َ ُ‬
‫م ال ْغُُيو ِ‬
‫‪And behold! Allah will say: "O Jesus the son of Mary! didst thou say unto men,‬‬
‫‪'Worship me and my mother as gods in derogation of Allah'?" He will say: "Glory to‬‬
‫‪Thee! never could I say what I had no right (to say). Had I said such a thing, Thou‬‬
‫‪wouldst indeed have known it. Thou knowest what is in my heart, though I know not‬‬
‫‪.what is in Thine. For Thou knowest in full all that is hidden‬‬
‫‪ -3‬پولس يهودی براي ضربه زدن به دين و گمراه نمودن مسيحيان نظريييه خطرنيياكي‬
‫را در شريعت و تطبيق آن پيشكش نمود در رساله غلطيان بيياب سييوم آيييت سيييزدهم‬
‫آمده است ‪ ) :‬مسيح ميا را از لعنيت شيريعت فيدا كيرد چيونكه در راه ميا لعنيت شيد (‬
‫پولس آنانرا گفت كه تطبيق شريعت لعنت است و ما ازين لعنت معاف هستيم ‪.‬‬
‫شما كه عقل و دانش را يكانه وسيله براي رسيدن به حق ميدانيييد ‪ ،‬آيييا ميبذيريييد كييه‬
‫حضرت مسيح ) عليه السلم ( كه يك پيامبرحق بود ‪ ،‬مورد لعنت قرار كيرد ‪ ،‬لعنت جي‬
‫معنا دارد ‪ ،‬معناي لعنت راندن ازرحمت خداوند ) جل جللييه ( اسييت ‪ ،‬آيييا ممكيين اسييت‬
‫خداوند ) جل جلله ( اين پيامبر بزركوار را مورد لعنت خود قرار دهد ‪ ،‬اصييل شييريعت و‬
‫تطبيق احكام الهي رحمت خداوند ) جل جلله ( اسييت ‪ ،‬زيييرا انسيانهاييكه بييدون قييانون‬
‫زنده كي ميكنند ‪ ،‬خوشبخت نيستند ‪ ،‬وجه قانوني بهتر از قانون الهي ميباشد ‪ ،‬اصل اييين‬
‫كفتار بولس در حقيقت ضربهء است بر اصييل دييين و تطيبيق شييريعت الهيي ‪ ،‬او بيا ايين‬
‫بهانه مردم را از تطبيق اوامر الهي باز داشت ‪ ،‬وهركاه انسان بيروي از حكم خدا ) جييل‬
‫جلله ( نكند مجبور ميشود كه بيروو غلم حكم بشر باشد ‪ ،‬به نظر شما كييدام يييك بهييتر‬
‫است ‪ ،‬سر ماندن به فرمان خالق زمين و آسمان و يا هم غلم به نظريييات يييك انسييان‬
‫كه بامرور زمان عيوب آن آشكار ميشود ‪.‬‬
‫اين نظريه مخالف اساسات عقايد تمام پيامبران الهي است زيرا تمام اديان آسييماني‬
‫براي نشر اخلق نازل شده اند وخواستند انسانرا تحت قوانين الهيي بييه سييوي عبييادت و‬
‫اعمال صالح دعوت نمايند برعكس عقيده پييولس مييردم را در ارتكيياب هيير گييونه گنيياه و‬
‫عمل زشت حيواني آزاد ميگذارد ‪.‬‬
‫پولس پيروان خود را از عمل به تعاليم دين ‪ ،‬عبادات و غيره مناسكي را كه انسييان‬
‫متدين بايد مراعات نمايد بري الذمة قرار ميدهد او خطاب به پيروان خييويش در رسيياله‬
‫ء پولس به افسيسان در بيياب دوم آيييت پييانزدهم ميگويييد ‪ ) :‬ديگيير عمييل بييه شييريعت و‬
‫دستور ها ي آسماني براي ما لزومي ندارد ( و بدين وسيله مردم را به تمامي فحشيياء و‬
‫منكرات دعوت مينمود ‪.‬‬

‫‪117‬‬

‫‪ -4‬مسأله عشاي رباني ‪ :‬منظور از عشاي رباني اينست كه عيسييوي هييا در سييالگرد‬
‫قتل عيساي مسيح چنانچه عقيده دارند نان فطييير ميپذنييد و بييا گيلس هيياي شييراب آنييرا‬
‫گذاشته و شخصيت هاي روحاني آنها يك سلسله اذكار را بالي آن نان وشراب خوانيده و‬
‫همه عقيده ميكنند كه بعد ازخواندن اين اذكار آن نان فطير به گوشت مسيح تبديل شده‬
‫و آن شراب هم به خيون وي مبيدل شيده و بعيدا آنيان بيه عقييده آن كوشيت و خيون را‬
‫ميخورند ‪.‬‬
‫اكنون يك انسان عاقل از خود خواهد پرسيد اين چه خرافات و چه بيدانشي است كه‬
‫بنام دين انجام ميشود شيخ عبد المجيد زنداني ميگويد ‪ :‬يكروز با يك عييالم سيياينس دان‬
‫غربي صحبت مينمودم او را به دين دعوت نمودم او كه كامل ملحد بييود برايييم گفييت كييه‬
‫من با عقل خويش درك نمودم كه اين زمين و آسمان بدون خالقي نبوده و زميياني سييير‬
‫افلك را مشاهده نمود م معتقد شدم كه اين نظم افلك نميتواند خيود سييري و تصييادفي‬
‫باشد و با اين عقيده به كليسا رفتم تا به وجود خداوند ايمان بياورم ولي در آنجا ديدم كه‬
‫شخصيت هاي روحاني براي من نان فطير را با كيلس شراب آورده و از ميين ميخواهنييد‬
‫تا اين نان و شراب را بنام گوشت و خون مسيح بخورم برايشان گفتم كييه ميين بييا عقييل‬
‫خويش دين را قبول نموده ام و حال عقل خود را چگونه فراموش كنم ؟ چكييونه عقيييده‬
‫نمايم كه اين نان گوشت مسيح و اييين شييراب هييم خييون مسيييح اسييت و بييدين علييت از‬
‫پذيرش مسيحيت كامل انكار نمودم ‪.‬‬
‫در ين مسأله سوالت ذيل مطرح ميگردد ‪:‬‬
‫‪ -1‬آيا نان فطير گوشت مسيح شده ميتواند و ياهم آيا شراب بواسطه اذكار به خييون‬
‫مسيح تبديل ميشود؟‬
‫شيخ عبدالمجيد زنييداني ميگويييد ‪ :‬روزي بييا يكتيين از دانشييمندان سيياينس در يكييي از‬
‫كشورهاي اروبييايي در كنفراسيي اشييتراك داشييتم و مين براييش آن دانشيمند كفتييم كيه‬
‫خودت با اين علم و دانش روزي فكر نكرده اي كه خالقي داشته باشييد ‪ ،‬او كفييت ‪ :‬بلييي‬
‫من با عقل خود به اين نتيجه رسيدم كه اين زمين و آسمان ‪ ،‬اين نظم سياره ها و افلك‬
‫‪ ،‬اين انتقال شب وروز ‪ ،‬اين خلقت بشر ‪ ،‬تصادفي شده نميتواند ‪ ،‬و يقين حاصل نمييودم‬
‫كه بايد براي اين همه مخلوقات خالقي باشد ‪ ،‬و براي همه كاينات صييانعي وجييود داشييته‬
‫باشد ‪ ،‬و با اين عقيده خواستم ايمان خود را براي همه بيان دارم ‪ ،‬به يك كليسا رفتم تييا‬
‫ايمان بياورم به وجود خالق زمين و آسمانها ‪ ،‬وقتي به كليسا رفتم محفلي داشتند و همه‬
‫جمع شده بودند ‪ ،‬برايم يك بارجه نان ‪ ,‬يييك كيلس شييرابي دادنييد و كفتنييد ‪ :‬اكنييون بايييد‬
‫عقيده كني كه اين نان كوشت مسيح ‪ ,‬اين شراب خون مسيح است ‪ .‬كفتم ‪ :‬من جطور‬
‫ميتوانم چنين عقيده كنم ؟ زيرا عقلم اين را نميبذيرد ‪ ،‬و اين سخن مخالف عقل ودانش‬
‫من است ‪ ،‬كه من نان را كوشت ‪ ،‬و شراب را خون مسيح فكر كنييم ‪ .‬مسييؤولين كليسييا‬
‫كفتند ‪ :‬هركاه ميخواهي مسيحي حقيقي و با ايمان باشي بايد عقلت را كنيياره كذاشييته و‬
‫با اين نظر اين دو جيز را بخوري ‪ .‬كفتم ‪ :‬عقل من مرا به وجود خداونييد ) جييل جللييه (‬
‫كشاند ‪ ،‬جطور عقلم را معطييل قييرار دهييم ‪ ،‬و ميين نتوانسييتم اييين عمييل غييير معقييول و‬
‫مخالف عقل را ببذيرم ‪ ،‬بناء از بذيرش دين كه مخالف عقل باشد منصرف شد م ‪.‬‬
‫دوست مسيحي ! شما كه انسان دانشييمند هسييتنيد و در عصيير سيياينس و تكنولييوزي‬
‫زنده ميكنيد ‪ ،‬آيا ميبذيريد كه نان فطير كوشت مسيح و شراب خييون مسيييح كردنييد ‪ .‬و‬
‫آنهم بعد از خواندن جند دعا توسط يك انسان كه خود را شخصيت روحاني ميداند ؟‬
‫‪ -2‬اگر بالفرض اين سخن را قبول نماييم آيا به نييزد عقييل خييويش شييرمنده نخييواهيم‬
‫بود ؟‬

‫‪118‬‬

‫‪ -3‬باز هم اگر واقعا همين غذا گوشت و خون مسيح باشد آيا بنام دين خود را حيوان‬
‫ساخته مانند حيوانات درنده گوشت خوار و خون خوار گرديم وباز خييون وگوشييت پيييامبر‬
‫خدا را بخوريم ؟‬
‫‪ -4‬آيا معقول است كه كسي گوشت و خون پسر خدا را بخورد ؟‬
‫فكر ميكنم كه هيج انسان عاقيل بيه حقيانيت چنيين عقييده غيير معقيول قنياعت‬
‫خواهد نمود ولي با وصف اييين نييا معقييوليت هييا چنييين مراسييمي بنييام دييين و عيسيياي‬
‫مقدس در جشن هاي كريسمس تجليل ميگردد و متأسفانه كه بعضييي از مسييلمانان بييي‬
‫خبر و بي هدف در مراسم و جشن هاي عيسييوي هييا كييه بييه هييدف چنييين عقيييده تجليييل‬
‫ميگردد نيز سهم گرفته و با عيسوي ها چنين انديشه را تجليل ميكنند ‪.‬‬

‫مقايسه بين اسلم ‪ ،‬يهوديت و عيسويت‬
‫خصوصيت اساسي هر دييين در عقيييده آن نهفتييه اسييت و دييين مقييدس اسييلم داراي‬
‫عقيده راسخ ميباشد مسلمانان عقيده خويش را از قييرآن عظيييم الشييأن گرفتييه انييد در‬
‫عقيده اسلمي خداوند متعييال ‪),‬جييل جللييه ( ذات مقييدس ‪،‬ازلييي‪ ،‬يكتييا ‪ ،‬بييي ماننييد و از‬
‫صفات مخلوق مبرا ميباشد خداونييد متعييال خييالق جهييان اسييت ذات يگييانه ويكتييا هسييت‬
‫شريك و مانند ندارد ) قل هوالله احد الله الصمد لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد‬
‫( بگو او خدای يکتاست ‪ ،‬آن خدايی که ازهمه عالی بی نييياز و همييه عييالم بييه او نيازمنييد‬
‫است ‪ ،‬نه کسی فرزند او ست و نه او فرزند کسی است و نه هيييچ کييس مثييل ‪ ،‬ماننييد و‬
‫همتای اوست‬
‫)ليس كمثله شيء( هيچ چيزی مانند او نيست دليل اساسي را كه قرآن بر وحدانيت‬
‫خداوند متعال تقديم ميدارد نظم زمييين و آسييمان اسييت ) لييو كييان فيهمييا إلهيية إل اللييه‬
‫لفسدتا ( هرگاه در زمين و أسمان خدايان ديگري بجييز از خداونييد متعييال ) جييل جللييه (‬
‫ميبودند هردو فاسد ميشدند ‪ .‬قرآن عظيم الشان عقييل بشيير را خطيياب نمييوده و دليييل‬

‫‪119‬‬

‫بسيار واضح را براي وحدانيت خداوند متعال تقديم ميدارد ‪ ،‬به همانسانيكه در يييك ملييك‬
‫دوپادشيياه‪،‬دريييك جمهييوري دو رئيييس جمهييور ‪،‬و دريييك امپراطييوري دو امپراطييور بييوده‬
‫نميتواند به همين سان براي پادشاهي زمين و آسمان نيز لزم است يك ذات مدبر باشييد‬
‫كه همه امور به اراده او تنظيم و ترتيب گردد زيرا تعدد خدايان بييه تعييدد آراء و نظريييات‬
‫مي انجامد و تعدد آراء و نظريات توازن در امور را خلل ميرساند بطور مثييال اگيير درييين‬
‫جهان العياذ بالله دو سه و چهار خدا وجود ميداشت همين نظم فعلي جهان مختل ميشييد‬
‫زيرا يكي ميخواست درين لحظييه شييب باشييد و برعكييس ديگييرش ميخواسييت كييه روز‬
‫باشد يكي ميخواست آفتاب به كره زميين نزدييك باشيد و ديگيرش عكيس آنيرا مطيالبه‬
‫مينمود درين صورت يا نظر هر دو تطبيق ميگرديد كه اين امر باعث اختلل نظم جهان‬
‫ميگرديد و يا اينكه يك خدا نظرش را برخدايان ديگرتحميييل مينمييود كييه بقيييه خييدايان در‬
‫مقابل او عاجز ميماندند و اين عجز و ناتواني شايسته شأن خداوند نميباشد و با نظيير در‬
‫نظم جهان هر انسان عاقل درك مينمايد كه اين عالم بزرگ را يگانه خالقي است كييه او‬
‫ميدبر هميه اميور بيوده و بيالخره سيرنگوني ايين افلك نييز بيه اراده او صيورت خواهيد‬
‫گرفت ‪.‬‬
‫عيسوي ها ظاهر ميگويند كه ما خداوند يكتا را ميپرستيم ولي به نظر آنان خداي يكتا‬
‫از سه عنصر ) بدر – پسر و روح القدس ( تشكيل شده است آنان حضرت عيسى عليه‬
‫السلم را پيامبرخدا نه بلكه فرزند خدا ميشناسند ‪.‬‬
‫مسلمانان عقيده دارند كه خداوند متعال از صفات بشري منزه است‬
‫عيسوي ها عقيده دارند كه خداوند در صورت انسان به زمين آمده بود‬
‫يهودان براي خداوند بعضي صفاتي را نسبت ميدهند كه اورا با بشر يكسان ميدانند ‪.‬‬
‫مسلمانان عقيده دارند كه خداوند ) جل جلله ( رب العالمين است خداوند پروردكييار‬
‫همه بشر است و هر كسي ميتواند دين مقدس اسلم را بپذيرد‬
‫عيسوي ها ميگويند كه خداوند پدر همه است آنها نييز ميردم را بيه عيسيويت دعيوت‬
‫ميكنند ولي منظورشان پذيرش عيسيياي مسيييح بييه خييدايی اسييت يعنييی انسييان را از‬
‫عبادت خالق به عبادت مخلوق سوق دادن است ‪.‬‬
‫يهودان خدا را مخصوص يهودان ميدانند خود را از نسل خدا و غير يهودان را حيوانات‬
‫ميشمارند ‪.‬‬
‫مسلمانان بجز ذات خداوند به كسي ديگري سجده نميكند و حتي يك تصوير عييادي را‬
‫كه از مخلوق ذيييروح باشييد در مسيياجد نميگذارنييد زيييرا خداونييد متعييال انسييانرا کرامييت‬
‫بخشيده وبرای حفظ کرامت بشر لزم است سر او بجز خالق يکتا پيش هيچ کسييی خييم‬
‫نشود ‪.‬‬
‫نسايد پيش غير الله جبين را‬
‫مسلمانی که داند رمز دين را‬
‫مسيحيان مانند بت پرستان تصيوير سياخته گيي حضييرت عيسيى عليييه السيلم را بييه‬
‫شكل عريان در كليسا ها گذاشته او را عبادت ميكنند ‪ .‬آنان با اين عمل مشابهت بييا بييت‬
‫پرستان دارند بطور مثال چی فرق است بين مجسمه بودا و مجسمه مسيح ؟‬
‫مسلمانان عقيده دارند كه اين نظم جهان را صرفا يك خالق تنظييم و ترتييب مينماييد‬
‫زيرا در صورت تعدد خدايان اختلف دربين شييان آمييده اييين نظييم كنييوني مختييل ميگييردد‬
‫) لوكان فيهما ألهة إل الله لفسدتا(‬
‫مسيحيان ) پدر و پسر و روح القدس ( را كه سه اقنوم در يك جسم اند خالق و مدبر‬
‫ما مسلمانان بييه تمييامي پيييامبران الهييي ايمييان داريييم همييه را بييا عييزت و‬
‫ميدانند ‪.‬‬
‫كرامت ياد ميكنيم و انكييار از يييك پيييامبرهم سييبب ضييرر بييه اسييلم مييا ميگييردد و مييا در‬

‫‪120‬‬

‫قسمت پيامبران هيج فييرق واختلف نمييي كنيييم ) ل نفييرق بييين احييد ميين رسييله و قييالوا‬
‫سمعنا واطعنا غفرانك ربنا واليك المصير (‬
‫يهودان از نبوت حضرت عيسى عليه السييلم و پيييامبري حضييرت محمييد ) صييلى اللييه‬
‫عليه وسلم ( منكر ند وبر عكس آنانرا با كلمات بسيار زشت ياد ميكنند ‪.‬‬
‫عيسوي ها به انبياي قبلي ايمان دارند ولي حضرت عيسى را پيامبر نه بلكه پسر خدا‬
‫ميدانند و به نبوت پيامبر اسلم عقيده ندارند ‪.‬‬
‫مسلمانان به تمامي‪ ،‬كتابهاي آسماني نيز ايمان دارند ) آمن الرسول بما انييزل‬
‫من ربه والمؤمنون كل آمن بالله و ملئكته وكتبه و رسله (‬
‫مسيحيان معتقدند كه انجيل كلم حضرت مسيح است كه آنرا شاگردانش مانند‬
‫متى ‪،‬مرقص و لوقا و غيره نوشته اند ) اين بدان معنى است كه انجيييل كلم خداونييد نييه‬
‫بلكه كلم حضرت مسيييح اسييت وخييود شييان شيياهد اييين سييخن هسييتند و اييين سييخن را‬
‫ميگويند زيرا به نزد آنان مسيح پيامبر نه بلكه خدا اسييت ( مسييلمانان معتقدنييد كييه آنييان‬
‫كتاب الهي را دسييتبرد نمييوده در آن مطيابق خواهشيات پييولس عقاييد تثليييث و غييره را‬
‫داخل نموده اند به عوض پيامبري عسيى او را پسرخدا نوشته اند و پولس را كه دشمن‬
‫عيسى عليه السلم بود بنام پيامبر ياد نموده اند ‪.‬‬
‫يهودان به انجيل و قرآن هيچ ايمان ندارند و هر دورا كلم خدا نميدانند ‪.‬‬
‫مسلمانان معتقدند كه دين مقدس اسلم ويژه يك قوم ‪ ،‬يك طائفه نيسييت دييين‬
‫براي تمام بشريت است و پيامبر اسلم هم براي كافه بشر نازل شده است هركسي به‬
‫هر رنك ‪،‬و به هر قاره جهيان باشيد حيق دارد دريين ديين داخيل شيده و حقيوق او ماننيد‬
‫حقوق ساير مسلمانان ميباشد هيچ كييس برديگييری بجييز از تقييوا در چيييز ديگييري برتييري‬
‫ندارد ) إن أكرمكم عند الله اتقاكم (‬
‫يهودان دين يهوديت را مخصوص يهود ميدانند و هركه از مادر يهودي نباشد يهييود‬
‫شده نميتواند‬
‫مسيحيان عقيده دارند كه دين شان براي تمام بشراست ومردم را بدين خويش‬
‫دعوت ميكنند ولي ما مسلمانان عقيده داريم كه حضرت عيسى عليه السلم براي بنييي‬
‫اسرائيل نازل شده بود ‪ .‬رسالت او بعد از نزول قرآن عظيم الشان ختييم شييده اسييت و‬
‫همه بايد با ايمان به رسالت حضرت مسيح عليه السلم به قرآن عظيم الشان نيز ايميان‬
‫بياورد ‪.‬‬
‫خداوند متعال ميفرمايد ‪ ) :‬و من يبتغ غير السلم دينا فلن يقبل منه ( هرکسی بغير‬
‫اسلم دين ديگری را بخواهد هر گز قبول نميگردد ‪.‬‬
‫هركاه هرقدر يك مسلمان در مورد مسيحيت و عقايد آن صحبت كند شايد بعضي‬
‫از مسيحيانيكه از دين خييويش معلومييا ت كامييل ندارنييد ايين را نبذيرنييد ‪ ،‬وليي بهترسيت‬
‫حقايق دو دين مسيحيت و اسلم را از زبان يك كشيييش مسيييحيت كييه از كشييور فليييبين‬
‫ميباشيم خوبتر بدانيم ‪:‬‬

‫قصهء اسلم يك كشيش فليپيني بنام سامي فرناندس‬
‫) سامي فرناندس( فرزنييد) مكسييمينو فرنانييدس( درسييال ‪ 1955‬درجزيرهييء سيييبوی‬
‫منطقهء بيسايس در كشور فليبين تولد شده ‪ ،‬يك كشيش مذهب پروتسييانت ميباشييد ‪،‬‬
‫در سال ‪ 1979‬از پوهنتون ايديولوژيك لهوت فارغ التحصيل شده است ‪ ،‬اين پوهنتييون‬
‫به تربيهء كادرهيياي متخصييص مييذهبی چييون كشيشييان و منصييرين ) كسييانيكه مييردم را‬
‫نصراني ميسازند ( مشغول است ‪.‬‬
‫او ميگويد ‪ :‬قوانين آنوقت اين پوهنتون تقاضا مينمود تا مرحله تعليمات عملي را بعييد‬
‫از فراغت از وهنتون براي مدت هژده ما ه سپري نمايم ‪ ،‬درين مدت من بييراي نصييراني‬
‫‪121‬‬

‫ساختن مردم در مناطق مسلمان نشين كه در جنوب فليپين قرار دارد مشييغول شييدم ‪،‬‬
‫همچنان درين مييدت مكلييف بييوديم تييا بحييث هيياي در مييورد ثقييافت هيياي دينييي شييرقيان‬
‫بنويسيم ‪ ،‬و تقدير الهي همين بود كييه ميين بييه نوشييتن بحييثي در مييورد فلسييفهء اسييلم‬
‫گماشته شدم ‪.‬‬
‫مسيحيان براي گمراه نمودن مسلمانان از هروسيله كار ميگيرند ‪ ،‬و براي رسيدن به‬
‫اين هدف نخست ميكوشند تا در مورد مسلمانان معلومات زياد داشته باشييند ‪ ،‬در مييورد‬
‫اساسييات فكييري مسييلمانان ‪ ،‬نقيياط ضييعف آنييان ‪ ،‬اختلفييات لسيياني ‪ ،‬قييومي و قبلييي‬
‫مسلمانان ‪ ،‬تكتيك هاييكه سبب پيروزي مسلما نان در عصور مدنيت اسلمي شده است‬
‫بحث و تحقيق مينمايند ‪ ،‬تا با درك اين مسايل بتوانند بخوبي در ضعيف سياختن و از بييين‬
‫بردن مسلمانان و يا هم كشانيدن آنان به اديان منسوخ و دست خورده بشر نايل آيند ‪.‬‬
‫محترم سامي فرناندس ميگويد ‪ :‬من براي آماده گي به نوشتن اثر علمي خويش بييه‬
‫جمع آوري كتب و مراجع كه در مورد اسلم و رسول اسلم حضرت محمييد ) صييلى اللييه‬
‫عليه وسلم ( بود مشغول شدم ‪ .‬زيرا ما در پوهنتون آموخته بوديم كييه ‪ :‬اگيير ميخييواهي‬
‫دشمنت را شكست دهي بايد همه چيز او را بييداني ) اساسييات ‪ ،‬مبييادي فكييري ‪ ،‬تكتيييك‬
‫ها ‪ ،‬جوانب رواني و غيره ( ‪.‬‬
‫هرگاه كسي دين مقدس اسلم را بخوبي مطالعه ننمايد و يياهم بيه مراجيع و كتيب‬
‫غير مسلمانان رجوع نموده بخواهد دين اسلم را از آنان بياموزد هرگز نميتوانييد بييه حييق‬
‫رسد و يا هم حقانيت ديين مقيدس اسيلم را درك نماييد زييرا علمياي متعصيب كليسيا و‬
‫حكومتهاي استعمار گر غربی اسلم را به شكل غير صحيح به مييردم معرفييي ميدارنييد ‪،‬‬
‫پيييامبر) صييلی اللييه عليييه وسييلم ( را دور ازشخصيييت اصييلي اش معرفييي ميدارنييد ‪ ،‬و‬
‫مسلمانان را منحيث انسانهاي تروريست ‪ ،‬بي دانش و بييد اخلق معرفييي ميكننييد ‪ ،‬غالبييا‬
‫بعضي از اشتباهات تعدادي از مسلمانان بي علييم را وسيييله قييرار داده ‪ ،‬تصيياوير عيييوب‬
‫بعضي مسلمانان را اسيياس بييراي شييناخت اسييلم قييرار ميدهنييد ‪ ،‬بعضييي از جنييگ هيياي‬
‫داخلي را كه بدون رضايت اکييثريت ملييت هييای مسييلمان بييه اسيياس بعضييي از مشيياكل‬
‫وتعصبات بين بعضی از گروه هييا و احييزاب سياسييی صييورت ميگيييرد آنييرا متعلييق بييدين‬
‫دانسته ‪ ،‬دين مقييدس اسيلم را متهيم ميسيازند ‪ ،‬وبييدين وسيييله پوششيي را بييراي حيق‬
‫جستجو نموده چشمان غربيان را از درك حقانيت اسلم ميپوشييانند ولييي دانشييمندان و‬
‫اشخاص اكاديميك براي نيل به حقيقت ميكوشند ‪ ،‬تا واقعيت را از زبان خود مسلمانان و‬
‫از كتابهاي اسلمي دريابند ‪ ،‬آقای فرناندس درين مورد ميگويد ‪ :‬بعضييي از كتييبي را كييه‬
‫درمورد اسلم بود از كتابخانه يكي از پوهنتون هاي تنصير شهر زامبوانگا حاصل نمييودم ‪،‬‬
‫و ازينكه مؤلفين اين كتب غير مسلمانان بودنييد اسييلم را مطييابق نظيير خييويش تفسييير‬
‫مينمودند ‪ ،‬بدين ملحوظ به اين كتابها قناعتم حاصل نشده بخود گفتم ‪ :‬چرا اسييلم را از‬
‫خلل نبشته هيياي مسييلمانان مطييالعه ننمييايم ؟ بييه جسييتجوي كتابهيياي شييدم كييه آنييانرا‬
‫مؤلفين مسييلمان تييأليف نمييوده بودنييد ‪ ،‬در آغيياز دو كتيياب بدسييتم افتيياد نخسييت كتيياب‬
‫) اسلم ‪ ...‬ديني كه به آن تهمت شييده ( تيياليف ابييي العلييي مييودودي ‪ ،‬و دومييين كتيياب‬
‫) اسلم تحت ميكروسكوب ( تأليف حموده عبدالعاطي ‪.‬‬
‫سامی فرناندس بعد از مطالعات دقيق دركتابهاي غير مسلمانان و مسلمانان دريافت‬
‫كه در بين نبشته هاي دو طايفه فرق است ‪ ،‬غير مسلمانان بييويژه مخييالفين و دشييمنان‬
‫اسلم براي گمراهي مردم دو كار بسيار خطرناك را انجام ميدهند ‪:‬‬
‫اسلم را بشكل ناقص برای ديگران بيان و تشريح ميكنند يعني يييك بخييش اسييلم را‬
‫گرفته ‪ ,‬و آنرا منزوي از بخش هاي ديگر مورد انتقاد قرار ميدهند ‪ ،‬و بدين شيكل ميردم‬
‫گمان ميكنند كه اسلم دين ناقص است ‪.‬‬

‫‪122‬‬

‫قبل از تحقيق و مطالعه حكييم صييادر ميکننييد اييين دييين دييين حييق نيسييت ‪ ،‬و همييين‬
‫تصاميم و احكام قبلي آنان مانع رسيدن خود شان بييه حييق ميگييردد و هييم ديگييران را بييه‬
‫گمراهي ميكشانند ‪.‬‬
‫او اين دو نقطه را چنين بيان ميدارد ‪ ) :‬زماني كتاب اسييتا د مييودودي را خوانييدم‬
‫يك انديشهء كامل مختلفي از آنچه از اسلم ميدانستم برايييم رخ داد ‪ ،‬بخييود گفتييم ‪ :‬چييرا‬
‫اينرا تصديق نكنم ؟ اكنون اسلم از طرف يكي از فرزندانش برايم پيش ميشييود ‪ .‬ولييي‬
‫دربين هر دو پيشكش فرق بسيارزياد بييود ‪ ،‬زيييرا اكنييون اسييلم بشييكل كامييل آن تقييديم‬
‫ميشود نه از يك جهت با فيصله هاي قبليي ( هرگياه ميا اسيلم را از ييك جيانب بيبينيم ‪،‬‬
‫حقيقت اسلم را چنانچه لزم است درك كييرده نميتييوانيم ‪ ،‬ولييي زيبييايي و ارزش اسييلم‬
‫زماني براي مان معلوم ميگردد كه آن را بييه شييكل كامييل آن ماننييد يييك کتلييه متكامييل و‬
‫مترابط مورد بررسی و تحقيق قرار دهيم ‪.‬‬
‫آقاي سامي فرناندنس زماني اسلم را در نبشييته هيياي مسييلمانان مطييالعه نمييود ‪،‬‬
‫حقايق اسلمي در اواثيير نمييود و ازينكييه يييك انسييان متعصييب و خيود خييواه نبييود ‪ ،‬و هيير‬
‫حقيقت اسلمي را منفي تفسير نميكرد ‪ ،‬علقمند معلومات بيشتر در مييورد اييين حقييايق‬
‫شد او ميگويد ‪ :‬بعد ازين به مطالعه بيشتر و معلومييات مزيييد در مييورد اسييلم علقمنييد‬
‫شدم ‪ ،‬با بعضي از مراكز بيرون از فليپين كه مشغول توزيع كتب هستند تماس پوسييتي‬
‫گرفتم ‪ ،‬كه از آنجمله مركز ) وقف خانم عايشه بييواني ( در پاكسييتان ‪ ،‬مركييز ) اسييتاد‬
‫ديدات در جنوب افريقا ( و موسسه اسلمي در لندن ميباشند ‪ ،‬و يك سلسله از كتابهيياي‬
‫خوبي را دريافت نمودم ‪ ،‬از جمله اين كتابها كتاب ) محمد معلم بشريت ( تأليف افضييال‬
‫الرحمن اثير زيييادي درمين نمييوده و در اعمياق قلبييم تيأثير نميو د ايين كتيياب زنييده گيي‬
‫پيامبر) صلی الله عليه وسلم ( و شهكارهايش را بيان ميدارد ‪.‬‬
‫ازين ببعد به فهم درست اسلم آغازنمودم ‪ ،‬و احساس مينمودم كه اسلم حقيقتا‬
‫دين حق است ‪ ،‬اين احساس بعد از آن بود كه ميين تمييامي اديييان معاصيير و بخييش هييا ‪،‬‬
‫مذاهب و فرقه ها را مطالعه نمود م حتي عقايد هند ‪ ،‬چين ‪ ،‬و تعليمات اديان آسيوي ‪.‬‬
‫همينجا بود كه قناعتم به مسيحيت ضعيف تر ميشد ‪ ،‬احساس نمودم كه درطول اييين‬
‫سالها بيهوده مشغول بودم ‪ ،‬زيرا عيسويت امروزي يك دين ميييان تهييي اسييت كييه بييراي‬
‫حيات انسانيت به هيچ شكلي از اشكال خدمتي نميكنييد ‪ ،‬زيييرا اگيير در مييورد حيياكميت ‪،‬‬
‫نظام سياسي و دولت داري در مسيحيت بحثي كنيد هيچ اثري نخواهيد يافت ‪ ،‬هرگيياه در‬
‫مورد اقتصاد ‪ ،‬امور مالي و آنچه متعلق به آنسييت در مسيييحيت جسييتجو نماييييد بييه هيييچ‬
‫نتيجه نخواهيد رسيد ‪ ،‬و هرگاه مسيحيت را از ارتباطييات اجتميياعي ‪ ،‬تنظيييم روابييط بييين‬
‫افراد ‪ ،‬و جييامعه بپرسيييد هيييچ پاسييخ بييراي سييوال تييان نخواهيييد يييافت ‪ ،‬حييتى نظريييات‬
‫كمونسييتي صييرف نظيير از اشييتباهات آن نظريييات اقتصييادي و اجتميياعي دارد ‪ ،‬ولييي‬
‫مسيحيت هيچ اثري درين موارد ندارد ‪ ،‬زيرا مسيحيت از محوطه چهارديواري هاي كليسا‬
‫و ديرها بيرون نيامده است ‪ ،‬صرفا بعضي از طقوساتي مثل ‪ :‬نماز ها ‪ ،‬محافل مختلفي‬
‫از عروسي ‪ ،‬نصراني سازي اطفال ‪ ،‬و فاتحه خواني برمرده گييان ميباشييد ‪ ،‬ولييي بييراي‬
‫مشكلتيكه متوجه انسان در زنده گي روزانه ميباشد هيچ حلی وجود ندارد ‪.‬‬
‫محترم سامی فرناندس كه خود يك متخصص و شخصيت روحاني بزرگ مسيحيت بود‬
‫ه و درهمين رشته تحصيل يافته است پرده از کمی ها و کاستی ها ی اين دين منسييوخ‬
‫ميبردارد او بيان ميدارد كه مسيحت امروزي تمييام قييوانيني را كييه يييك دييين كامييل بايييد‬
‫داشته باشد ندارد ‪ ،‬مسيحيت ) نصرانيت ( امروزي فاقد بخش هاي اقتصييادي ‪ ،‬سياسييي‬
‫و اجتماعي ميباشد كه نميتواند مشكلت انسانرا به شكل كامل آن حييل و فصييل نمايييد ‪،‬‬
‫ولي حل تمامي اين مسايل در دين مقييدس اسييلم نهفتييه اسييت زيييرا اسييلم را خداونييد‬

‫‪123‬‬

‫متعال )ج( براي هدايت بشريت از بعثت محمد ) صلى الله عليه وسييلم ( تييا روز قيييامت‬
‫تعيييين نمييوده ‪ ،‬و ازينكييه دييين كامييل اسييت شييامل تمييامي ابعيياد سياسييي ‪ ،‬اقتصييادي و‬
‫اجتماعي بوده كه ميتواند جوابگييوي تمييامي سييؤالت يييك انسييان حقجييو باشييد ‪ .‬او بعييد‬
‫ازينكييه بييين اسييلم و مسيييحيت مقييارنه و مقايسييه مينمييا يييد و خسييتگي خييويش را از‬
‫مسيحيت ابراز ميدارد ‪ ،‬در مييورد دييين مقييدس اسييلم چنييين ابييراز نظيير ميكنييد ‪ ) :‬بعييد‬
‫ازينكه اسلم را در مدت يكسال دربين كتابهيا درييافت نمييودم ‪ ،‬احسيياس کييردم كيه گييم‬
‫كييرده خييويش را دريييافتم ‪ ،‬پاسييخهاي تمييامي سييؤالتيكه در ذهنييم خطييور نمييوده و در‬
‫مسيحيت جيوابي نداشيت آنيرا در اسيلم درييافتم ‪ ،‬اميا هنيوز هيم در مراسيم كليسيا و‬
‫اعماليكه متعلق آن بود اشتراك ميورزيدم مگر بدون اهتمام و قناعت ‪ ،‬زييرا نميتوانسيتم‬
‫در يكشبانه روز تغيير نمايم ‪ ،‬واين كاريست كه ضرورت به وقت زياد دارد (‬
‫دين مقدس اسلم براي عدالت اجتماعي و رفييع مشييكلت بينوايييان زكييات را فييرض‬
‫نموده ‪ ،‬كه اين زكات از اغنياء اخييذ و بييه فقييراء توزيييع ميگييردد ‪ ،‬وظيفهييء علميياي دييين‬
‫اينست كه مردم را بيياخبر سييازند تييا سييالنه زكييات امييوال خييويش را بييه فقييراء تقييديم‬
‫بدارند ‪ ،‬ولي در مسيحيت زكات بالي اغنياء نيست بلكييه كشيشييان از پيييروان کليسييا ‪%‬‬
‫‪ 10‬عوايد شانرا ميگيرند ‪ ،‬و اين فيصدي بالي همه مردم ‪ ،‬حتا انسانهاييكه عوايييد بسيييار‬
‫كمي دارند به شکل اجباری تطبيق ميگردد كه اين قانون درحقيقت يك نييوع ظلييم بييالي‬
‫فقراء و مردمان بي بضاعت ميباشد ‪ ،‬أقاي سامي فرناندس در ين مورد واقعيت زنييدگی‬
‫اش را زمانيکه کشيش بود چنين بيان ميكند ‪ ) :‬درين وقت بالي ما كشيش ها لزم بود‬
‫كه ‪ 10 %‬از اموال مردم را براي كليسا جمع آوري نماييم من ازجمييع آوري اييين امييوال‬
‫از فقرا ء ‪ ،‬كارگران عادي مثل ذغال فروشان ‪ ،‬و دهقانييان كييم زمييين احسيياس خجييالت‬
‫مينمودم ‪ ،‬احساس نمودم كه اين نييوع ظلميسييت كييه عمييل بييه آن شايسييته نيسييت ‪ ،‬او‬
‫اضافه ميکند ‪ :‬درينجا ميخواهم به يك مطلب اشاره نمايم كه وظيفه اييين كشيييش هييا و‬
‫راهب ها غالبا تجارت در عواطف اتباع شييان و خييوردن اميوال بيه باطيل ميباشيد ‪ .‬مين‬
‫ديگر اين اعمال را تحمل نميتوانستم ‪ ،‬جمع نمودن اين ماليات كليسايي را توقييف دادم ‪.‬‬
‫يك برنامه در راديو بنام ) پيام انجيل ( داشييتم ‪ ،‬تقييديم اييين برنييامه را نيييز توقييف دادم ‪،‬‬
‫همچنان از رفتن به پروگرام هاي نصرانی سييازی مييردم نيييز ابييا ورزيييدم ‪ ،‬و در خيياتمه‬
‫بطور كلي رفتين بيه كليسيا را نييز توقيف دادم ‪ ،‬رفقيايم چنيدين بيار بيه نيزدم آميده بيه‬
‫بازگشت به كليسا مرا دعوت نمودند ‪ ،‬برايشا ن ميگفتييم كيه مين خسيته ام و روانييم بييه‬
‫عمل كردن مستعد نميباشد ‪.‬‬
‫مطالعات خويش را دوام دادم ‪ ،‬و احساس نمودم كه اسييلم در قلبييم كييم كييم داخييل‬
‫ي يييی كييه اسييلم‬
‫ميشود البته بدون اينكه آنرا اعلن نمايم ‪ ،‬ولی به تمامي وجايب انسان ِ‬
‫ما را امر ميكند مبادرت ميورزيدم ‪ ،‬مهمترين چيزيكه درين وقييت در قلبييم رسييوخ نمييود‬
‫اين بود كه هيچ معبودي نيست بجز الله ) جل جلله( ) لإله إل الله (‪ ،‬و خيال سه خييدايان ‪،‬‬
‫خداوند پسري گرفته و فلسفه اين عقايد همه يك نوع ديوانگي ميباشد حتييا قبييل ازينكييه‬
‫من قرآن را بشكل كامل بدانم زيرا اين عقيده مخالف با عقل انسان ميباشد ‪ ،‬زيرا اگيير‬
‫خداوند) جل جلله( در صورت انسان ظاهرگردد ‪ ،‬و يا پسري گيرد مستحق الوهيت نميباشد‬
‫‪ ،‬زيرا خداوند) جييل جللييه( چنيانچه خيودش خيود را وصييف نميوده اسيت ) قيوي – قيادر ‪،‬‬
‫شديد ‪ ،‬خواب نميكند ‪ ،‬وهيچ چيزي از او پنهان نيست و غيره ( بناء خداوند) جييل جللييه (‬
‫احتياجي ندارد كه بصورت انسان ‪ ،‬يا گيياوي ويييا كييدام جانييدار ديگييري چنييانچه بعضييي از‬
‫اديان گمراه عقيده دارند ظاهر گردد ‪ ) ،‬نعوذ بالله (‬
‫آقای سامی فرنانييدس بعييد ازينکييه عقايييد نصييرانيت ) مسيييحيت ( را نيياقص ‪ ،‬و غييير‬
‫معقول بيان ميدارد ‪ ،‬و اينكه آنان براي خداوند ) جل جلله( حضرت عيسى )عليه السلم( را‬

‫‪124‬‬

‫كه فرزند مريم ومانند سيياير پيييامبران يييك مخلييوق و فرسييتاده الهييي اسييت پسييرقرار‬
‫ميدهند ‪ ،‬عقيده باطل ميشناسد ‪ ،‬اسباب قناعتش را به دين مقدس اسييلم چنييين بيييان‬
‫ميدارد ‪:‬‬
‫) در حقيقت سه محور اساسي بود كه مرا به اسلم جذب نمود و اين امور را بغير از‬
‫اسلم در اديان ديگري نيافتم ‪:‬‬
‫اسلم موافق فطرت طبيعي بشريت است ‪.‬‬
‫‪-1‬‬
‫كامل بودن ) شموليت ( اسلم ‪ ،‬زيرا اسلم شامل بخش ها سياسي ‪ ،‬نظييام‬
‫‪-2‬‬
‫حكم ‪ ،‬اقتصاد ‪ ،‬نظام مالي ‪ ،‬روابط فاميلي و اجتماعي ‪ ،‬و جوانب روحي فطري ميباشيد‬
‫‪.‬‬
‫پيام جهاني اسلم ‪ :‬اصل انسان از آدم و حواء ميباشد ‪ ،‬و تمامي بشيير ماننييد‬
‫‪-3‬‬
‫برادران ميباشند ‪ ،‬ضرورتي به پيوستن به كدام حزب سياسي ‪ ،‬يا موسسييه اجتميياعي و‬
‫يا سازمان اقتصادي نداري همين كه مسلمان هستي كافي است ‪ ،‬و تمامي ارتباطاتي را‬
‫كه اين سازمان ها در غرب لزم ميگردانند در اسلم موجود است ‪ ،‬زيرا غربيهييا معيياني‬
‫اخوت ‪ ،‬برادري ‪ ،‬همكاري ‪ ،‬تكافل اجتماعي و غيره را ندارند ‪ ،‬بنابرين سازمانهاي خيريه‬
‫را بنام ) برادرز هود ( براي پر نمودن اين جوانب مفقود در حيييات شييان تاسيييس نمييوده‬
‫اند ‪ ،‬اما مسلمانان ضرورت به اين مؤسسات ندارند زيرا مسلمانان همه به يك خدا ‪،‬يييك‬
‫قرآن ‪ ،‬يك پيامبر ‪ ،‬و يك قبله با وجود اختلفات رنگ و زبان جمع ميباشند ‪.‬‬
‫عكس العمل كليسا درهنگام وقف اعمال كليسايي ‪ :‬زمييانيكه‬
‫از رفتن به كليسا خود داري نمودم ‪ ،‬از من ميپرسيدند ‪ :‬چيي ميخيواهي ؟ چيي ضييرورت‬
‫داري تا برايت آماده نماييم ؟ هنگاميکه مقابله آغاز شد ‪ ،‬برايشان گفتم من هيييچ چيييزي‬
‫نميخواهم ‪ ،‬ولي نميتوانم پيامي را حمل نمايم كه من به او معتقد نيستم ‪ .‬و همين وقييتي‬
‫بود كه خداوند) جل جلله ( برايم خواست تا آنان را ترك نمايم البته بعد ازينكه جشييمان‬
‫و قلبم را به آنچه ميخواستم كه درك نمايم وببينم باز نمود ‪ ،‬شايد قبل ازين آماده نبييودم‬
‫كه چنين گامي تعيين كنند ه را بردارم ‪ ،‬اما وقتي مناسب در علم خداونييد ) جييل جللييه (‬
‫برايم آمد مرا به آن توفيق نصيب نمود ‪ ،‬برايش شان گفتم كه اييين موضييوع شخصييي و‬
‫خصوصي نه بلكه موضوع اعتقاد است ‪ .‬بعد از آ ن سه تن از كشيشان بزرگ را بييه ميين‬
‫فرستادند ‪ ،‬برايشان اساسات و تعليمات اسلم را بيان داشتم ‪ ،‬كوشييش نمودنييد بييا ميين‬
‫همان حيله ها و نظريات را كه براي نشر افكار شييان اسييتعمال مينماينييد بييالي ميين نيييز‬
‫تجربه نماينييد ‪ ،‬در حياليكه ميين و آنهيا از يييك فياكولته اييديولوژيك فيارغ شيده بيوديم ‪ ،‬و‬
‫ميدانستم كه چطور اين نظريات را كه شايد مردم عوام بدان قناعت نماينييد رد نمييايم ‪،‬‬
‫بناء دليل من قويتر بود ‪ ،‬در مورد تفسير و حل عقايديكه بدان معتقدند ازايشييان سييؤال‬
‫نمييودم ‪ ،‬و برايشييان گفتييم اگيير جييواب اييين سييؤالت را بدهيييد ميين دو بيياره باشييما بيير‬
‫ميگردم ‪ ،‬از جمله سوالت اين بود كه ‪:‬‬
‫در انجيل چي دليلي بر نبوت ) مسز وايت ( داريد و يااينكه او رسول خداست ؟‬
‫آيا در انجيل در مورد جمع نمودن ماليات ‪ 10%‬از عوايد فقراء كدام حكمي داريد ؟‬
‫جوازنواختن ‪ ،‬پيانو ‪ ،‬گيتار ‪ ،‬ووسايل موسيقي را در داخل كليسا هييا در وقييت نميياز از‬
‫كجا آورده ايد ؟‬
‫آنها جواب اين سؤالت را داده نتوانستند ‪ ،‬برايشان گفتم ) اكنون حق ظيياهر شييد ( ‪،‬‬
‫ومن ايشانرا به استفاده از عقول شان دعوت نمودم و برايشان اسلم را تقديم نمودم ‪،‬‬
‫ازنزد من خارج شدند و در بين مردم اشاعه نمودندكه ميين ديييوانه هسييتم ‪ ،‬و نييامم را از‬
‫اسناد هاي كليسا خط زدند ‪.‬‬

‫‪125‬‬

‫مشکلت اين مسلمان جديد‬
‫برادر عزيز و مسلمان ما بعييد از شييرفيابي بييه دييين مقييدس اسييلم و مطييالعه كتييب‬
‫اسلمي درك مينمايد كه نام يك علمه و نشانهء از عقايد انسان ميباشد ‪ ،‬و مسلمان بايد‬
‫مطابق عقيده خويش نام اسلمي داشته باشد ‪ ،‬و به اساس اين فكر و انديشه پاك نييام‬
‫خود را از سييامي فرنانيدس تغيييير داده و نيام جديييدي را بنييام ) نجيييب رسيول ( اختييار‬
‫مينمايد ‪ .‬آنانيكه حقيقتا به دين مقدس اسلم ايمان دارند مجبورند تا امتحان الهي را كه‬
‫بنده گان خويش را در بسياري موارد مورد امتحان قيرار ميدهيد سيپري نماينيد ‪ ،‬محيترم‬
‫نجيب رسول بعد از شهادت بييه وحيدانيت الهيی و خوانييدن كلميه ) لإلييه إل اللييه محميد‬
‫رسول الله ( مشكلت زيادي را در حيات خويش متحمل ميگردد ‪ ،‬جدا شييدن از فاميييل ‪،‬‬
‫دور شدن از وظيفه ‪ ،‬رانده شدن از منزل و غيره مشاکل زياد او درييين مييورد ميگويييد ‪:‬‬
‫بعد ازين زمان آزمايش ‪ ،‬تحقيق و امتحان الهي آغاز گرديد ‪ ،‬در زنده گي ام سخت ترين‬
‫لحظات سپري شد ‪ ،‬بعد ازينكه وظيفه ‪ ،‬خانه ‪ ،‬و خانمم را از دسييت دادم تنهييا مانييدم ‪،‬و‬
‫آنچه مشكلتم را اضافه نمييود شييک بعضييي از مسييلمانان بيود كييه گميان مينمودنييد مين‬
‫ظاهرا خود را مسلمان جلوه ميدهم تا براي حكومت جاسوسي نمايم ‪ ،‬درييين زمييان نييه‬
‫مرا مسيحي ها ميخواستند و نه مسلمانان ‪ ،‬من اين موضوع را به تفصيل صحبت ميكنييم‬
‫تا مسلمانان در آينده از آن استفاده نمايند ‪ ،‬وسايل شخصييي خييويش را جمييع نمييوده از‬
‫خانه ام خارج شدم و دريكي از مساجد مقيم شدم ‪ ،‬تمامي يقينم بييه اييين بييود كييه اللييه‬
‫تعالى ) جل جلله ( مرا امتحييان ميكنييد ‪ ،‬در بييين نميياز و گريييه چهييل روز كامييل بيياقي‬
‫ماندم ‪ ،‬تا اينكه روزي يكتن از مسلمانان ساكن در اطراف مسجد بييه نييزدم آمييده برايييم‬
‫گفت ‪ :‬با وجوديكه من شک دارم که شايد جاسوس باشی و لي بازهم با تو كمك ميكنم‬
‫‪ ،‬و حقيقتا او برايم غذا و نوشيدني ترتيب نمود ‪ ،‬و مييرا بييه سييكونت در منزلييش دعييوت‬
‫كرد ‪ ،‬و ما به مثل اين مسلمانان ضرورت داريم ‪ .‬بعد از آن در مييورد كييار و خلصييی از‬
‫نااميدي فكر نمودم ‪ ،‬در مورد كييار برنييامه دعييوت اسييلمي در راديييو فكيير كييردم ‪ ،‬و بييه‬
‫ستديوي راديوي كه برنامه هاي مسيحيت را تقديم مينمودم رفتم ‪ ،‬وازينكه مييدير راديييو‬
‫از رفيقانم بود با من موافقه نمييود كييه هفتهييء يكسيياعت در راديييو برنييامهء ) اسييلم در‬
‫امواج راديو ( داشته باشم اين برنامه كاميابي زيادي حاصل نمود ‪ ،‬حتا شيياگردان ليسييه‬
‫هاي مسلمانان را ميديدم كه بعد از ختم برنامه در دروازهء راديو منتظرم ميبودند ‪ ،‬بعييد‬
‫از آن به فضل و مرحمت خداوند ) جل جلله ( و همكاري مسييلمانان ‪ ،‬برنييامه در شييهر‬
‫زامبوانجا به شکل روزانه نشر ميشد ‪.‬‬
‫بعييد از آن خداونييد ) جييل جللييه ( خييانمم را بييه اسييلم هييدايت نمييود ‪ ،‬و وقييت‬
‫برگشت از ميندناو به زادگاه اصلي ام در سيييبو مسيياعد شييد ‪ ،‬جيياييكه آنجييا دعييوتگران‬
‫مسلمان ‪ ،‬مساجد و هيچ کاری برای دعوت اسلمی نبييود ‪ .‬البتيه برنيامه ام را بيا ثبييت‬
‫كست هاي قبلي ادامه ميدادم ‪.‬‬
‫در شهر سيبو دعوت اسلمی را از سرك هييا آغيياز نمييودم ‪ ،‬زيييرا آنجييا مسييجد ‪،‬‬
‫مركز دعوت ‪ ،‬و ستديوي راديو نبود ‪ ،‬بفضل خداوند) جل جلله ( بسييياري از جوانييا ن و‬
‫محصلن دعوت به اسلم را پذيرفتند ‪ ،‬تعداد مييا روز بييروز زييياد ميشييد ‪ ،‬نخسييتين نميياز‬
‫جمعييه را در يييك بيياغ عمييومي در شييهر ادا نمييوديم ‪ ،‬و محصييلن مسييلمان در پوهنتييون‬
‫) اتحاديه جوانان مسلمان سيبو ( را تأسيس نمودند ‪ ،‬و خداوند) جل جلله ( درين هنگام‬
‫يكتن از اعضاي پارلمان را بنام ) مدينه ( به اسلم هدايت نمود ‪ ،‬او موقف ما را تقييويه‬
‫نمود ‪ ،‬و ما را در نشر نخسيتين برنيامهء رادييويي بيراي دعيوت اسيلمي در شيهر سييبو‬
‫همكاري كرد ‪ ،‬بعد از آن از طرف سفارت ليبيا از من دعييوت بعمييل آمييد تييا در پوهنتييون‬
‫طرابلس كنفرانسي دهم ‪ ،‬و اين نخستين بار بود كه من براي دعوت خارج فليپين رفتم ‪،‬‬
‫‪126‬‬

‫بعد از آن بييه ماليزيييا ‪ ،‬تايلنييد ‪ ،‬و سيينگاپور ‪ ،‬وبقيييه كشييورهاي آسيييا ‪ ،‬شييرق اوسييط ‪ ،‬و‬
‫تعدادي از كشور هاي هاي اروپايي سفر نمودم الحمد لله ‪.‬‬

‫مناظره ها و گفتيگو با كشيشان‬
‫من به صفت يك مسييلمان بييدين بيياورم كييه دعييوت بييه اسييلم وجيبييه هيير فييرد‬
‫مسلمان است ‪ ،‬خداوند) جل جلله ( تبليغ دين مقدس اسلم را بالی همييه مسييلمانان‬
‫فرض گردانيده ‪ ،‬و ما بايد اولتر همين كشيشان و رهبانييان را دعييوت بييه اسييلم دهيييم ‪،‬‬
‫من بييه حميد خداونييد )جيل جللييه ( بيا تعييدادي از آنيان منياظره هياي داشييتم از جملييه‬
‫مناظرهء با ) فرناندس ( يكي از كشيش هاي بزرگ كاتوليك كه از اقربايم نيز ميباشييد ‪،‬‬
‫ومنصربزرگي بنام ) بويما ارنيتا ( و بعدا مناظره ء با پاسييتور ولييي مييانتو ‪ ،‬شخصيييكه در‬
‫امريكا براي محاربه ء اسلم تمرين نموده است ‪ ،‬و دروازه مناظره بامن براي همييه بيياز‬
‫است ‪ ،‬ولي من مناظراتي را كه در آن چلنج دادن به ديگران باشد خوش ندارم زيرا اين‬
‫چنين مناظرات اثر منفي برعكس آنيچه هدف ما ست و آن توقع به اظهار حقيقت دين‬
‫مقدس اسلم است ببار خواهد آورد ‪.‬‬

‫مصروفيت هاي فعلي‬
‫برادر مسلمان ما محترم نجيب رسول ) حفظه الله ( بعد از مطالعه دقيق دين‬
‫مقدس اسلم ‪ ،‬درک ميکنيد كه بزرگترين نعمت الهي را كييه دييين مقييدس اسييلم اسييت‬
‫نصيب شده است ‪ ،‬او ميخواهد ساير بشريت را ازين نعمت گرانبهاي الهي باخبرسييازد ‪،‬‬
‫واين را وجيبه اساسي يك مسيلمان ميدانيد ‪ ،‬زييرا وظيفيه تميامي مسيلمانان اسيت كيه‬
‫مردم را به دين مقدس اسلم دعوت نمايند ‪ ،‬زيرا خداوند متعال ) جييل جللييه ( تمييامي‬
‫امت اسلمي را بخاطر دعوت به دين مقدس اسلم ‪ ،‬نيكي هييا ‪ ،‬و ممييانعت از بييدي هييا‬
‫بهترين امتان خوانده است ‪ ،‬زيرا وظيفه تمامي پيامبران قبلييي كييه دعييوت اسييلمي بييود‬
‫اكنون به دوش امت محمد ) صييلی اللييه عليييه وسييلم ( گذاشييته شييده اسييت ‪ ،‬خداونييد‬
‫ْ‬
‫ُ‬
‫ف‬
‫م ية ٍ أ ُ ْ‬
‫م َ‬
‫معُْرو ِ‬
‫مُرو َ‬
‫خرِ َ‬
‫ن ب ِييال ْ َ‬
‫س ت َيأ ُ‬
‫جي ْ‬
‫خي ْيَر أ ّ‬
‫متعال ) جل جلله ( ميفرمايييد ‪ ) :‬ك ُن ْت ُي ْ‬
‫ت ِللن ّييا ِ‬
‫ن ِبالل ّهِ ( آل عمييران ‪ 110 :‬ترجمييه ‪ :‬شييما بهييترين امتييان هسييتيد‬
‫منك َرِ وَت ُؤْ ِ‬
‫مُنو َ‬
‫وَت َن ْهَوْ َ‬
‫ن ال ْ ُ‬
‫ن عَ ْ‬
‫زيرا مردم را به نيكي ها ) دين مقدس اسييلم ( دعييوت مينمائيييد ‪ ،‬و از بييدي هييا ) كفيير‪-‬‬
‫شرك – بي ايماني – گمراهي ( منع مينماييد و خود تان نيز به الله تعييالى ) جيل جلليه (‬
‫ايمان مياوريد ‪.‬‬
‫ي‬
‫حضرت لقمان حكيم بادرك حقانيت دين مقدس اسلم به پسرش ميگويييد ‪ ) :‬ي َيياب ُن َ ّ‬
‫َ‬
‫ْ‬
‫َ‬
‫صيياب َ َ‬
‫ك ( لقمييان ِ‪ 17:‬پسييركم ‪:‬‬
‫معُْرو ِ‬
‫صيب ِْر عَل َييى َ‬
‫ن ال ْ ُ‬
‫ف َوان ْ َ‬
‫مْر ِبال ْ َ‬
‫صلةَ وَأ ُ‬
‫أق ِ ْ‬
‫مييا أ َ‬
‫منك َرِ َوا ْ‬
‫م ال ّ‬
‫ه عَ ْ‬
‫نمازرا برپا دار و مردم را به نيكي ها دعوت نميا و ازبييدي هييا منييع نمييا ‪ ،‬و هرگيياه در راه‬
‫دعوت به خير برايت مصيبتي رسييد بيه آن صييبر نميا ‪ .‬خداونييد ) جيل جللييه ( وظيفيه‬
‫ن‬
‫مؤْ ِ‬
‫من ُييو َ‬
‫اساسييي مييردان وزنييان مسييلمان را دعييوت بييه نيكييي ميدانييد و ميگويييد ‪َ ) :‬وال ْ ُ‬
‫ْ‬
‫وال ْمؤْمنات بعضه َ‬
‫صييلةَ‬
‫منك َيرِ وَي ُ ِ‬
‫مييو َ‬
‫ف وَي َن ْهَيوْ َ‬
‫معُْرو ِ‬
‫مُرو َ‬
‫م أوْل َِياُء ب َعْ‬
‫قي ُ‬
‫ن ال ْ ُ‬
‫ن ِبال ْ َ‬
‫ض ي َأ ُ‬
‫َ ُ ِ َ ُ َْ ُ ُ ْ‬
‫ن ال ّ‬
‫ن عَي ْ‬
‫ٍ‬
‫ُ‬
‫ّ‬
‫ّ‬
‫َ‬
‫َ‬
‫ّ‬
‫ن الّز َ‬
‫َ‬
‫م( التييوبه ‪:‬‬
‫ح ِ‬
‫كاةَ وَي ُ ِ‬
‫زيٌز َ‬
‫ه إِ ّ‬
‫سي َْر َ‬
‫طيُعو َ‬
‫وَي ُؤُْتو َ‬
‫ه أوْلئ ِك َ‬
‫ه وََر ُ‬
‫كي ي ٌ‬
‫ن الل َ‬
‫م الل ُ‬
‫مه ُ ْ‬
‫ح ُ‬
‫سول ُ‬
‫ن الل َ‬
‫ه عَ ِ‬
‫‪ 71‬مردان وزنان مؤمن يكي دوست ديگرند ‪ ،‬مردم را به نيكي هييا دعييوت مينماينييد و از‬
‫بدي ها منع مينمايند ‪ ،‬نماز ميخواننييد ‪ ،‬زكييات ميدهنييد ‪ ،‬فرمييانبرداري خييداو پيييامبرش را‬
‫مينمايند ‪ ،‬همين گروه كساني اند كه خداوند) جل جلله ( بالي شان رحم خواهييد نمييود ‪،‬‬
‫خداوند) جل جلله ( غالب و باحكمت است ‪.‬‬
‫برادر محترم نجيب رسول با درك وظيفه اساسي اش يعني دعييوت بييه دييين مقييدس‬
‫اسلم خاموش ننشسته شبانروز راه دعوت را در پيش گرفته است ‪ ،‬او ميگويييد ‪ ) :‬ميين‬

‫‪127‬‬

‫به حمد خداوند ) جل جللييه ( برنييامه دعييوت را از طريييق راديييو درشييهر هيياي سيييبو ‪،‬‬
‫نجرور ‪ ،‬إلوإلو ‪ ،‬زامبواجنا ‪ ،‬كوتا باتو ‪ ،‬إليجان ‪ ،‬بكرنون به پيش ميبرم ‪.‬‬
‫اين حكمت بزرگ الهي اسيت كييه شخصييي را كيه چنييدين سييال بييراي دعيوت بيه‬
‫مسيحيت در پوهنتون مسيحيان درس خواند اساليب دعوت را به تخصص عييالي دريييافت‬
‫نمييود ‪ ،‬اسييتادان او ميخواسييتند اورا در خييدمت مسيييحيت قييرار دهنييد مصييارف زيييادي‬
‫پوهنتوني ‪ ،‬تعليم وتربيه ‪ ،‬دروس عملي همه را فرا گرفت بالخره يك شخصيت روحيياني‬
‫در كليسا شد ‪ ،‬دعوت بييه مسيييحيت را بييه شييكل عملييي آن از طريييق راديييو و رفتيين در‬
‫مناطق مسلمان نشين آغاز نمود ‪ ،‬و ميخواست براي ضربه زدن بييه اسييلم و مسييلمانان‬
‫راه های بيشتری را جستجو نمايد ‪ ،‬ولي خداوند متعال ) جل جلله ( برعكس تقاضيياي‬
‫همه او را دعوتگر اسلم ساخت ‪ ،‬او اكنون تخصص خود را كه دعوت به مسيحيت بود بييا‬
‫خواندن كلمه ) ل إله إل الله محمد رسييول اللييه ( تغييير داده بييه دعييوت بييه دييين مقييدس‬
‫اسلم مبادرت ميورزد ‪ ،‬او ميگويد ‪ ) :‬غالبا من به دعوت غير مسلمانان زياده تراهتمييام‬
‫دارم زيرا اين امر مطابق تخصصم ميباشد كه آنرا بخوبي ادا ميتييوانم ‪ .‬علوه برييين ميين‬
‫كنفرانس ها و سيمينار هايي منظييم و مرتييب شييده در اميياكن مختلييف داييير مينمييايم ‪ ،‬و‬
‫يكماه قبل اولين برنامه تلويزيوني دعوت اسلم را بنام ) صداي اسلم ( أغاز نموديم كه‬
‫از طريق چينل سيزدهم براي مدت يك ساعت در هر هفته نشر ميگردد و اييين نخسييتين‬
‫عمل اسلمي در تاريخ فليپين ميباشد ‪( .‬‬
‫برادر مسلمان ما نجيب رسول قرآن عظيم الشان را عاليترين نمونه دعوت اسييلمي‬
‫دانسته و ميخواهد تا آنرا براي هموطنان خويش تقديم دارد ‪ ،‬بهييترين وسيييله بييراي فهييم‬
‫قرآن براي هموطنانش ترجمه قرآن كريم ميباشد كه هنوز بزبان آنها ترجمه نشده است‬
‫‪ ،‬او منيحث يك مسلمان مخلص و دعوتگر موقف مثبت اخذ نموده به ترجمه قرآن كريييم‬
‫آغاز مينمايد او ميگويد ‪ :‬اخيرا به فضل خداوند ) جل جللييه ( ترجمييه قرآنكريييم را بييه‬
‫زبان سيبوانو تكميل نمودم ‪.‬‬
‫يك نقطه اساسي اينست كه هرگاه يك مسييلمان مخلييص ميخواهييد ديگييران را بييه‬
‫دين مقدس اسلم دعوت نمايد ‪ ،‬لزم است تا اساليب دعوت را بداند ‪ ،‬مسلمان معتقييد‬
‫است كه دين مقدس اسلم دين حق است ‪ ،‬و هر انسان عاقل و دانشمند به ايين ديين و‬
‫ارزشهايش حتما قناعت مينمايد ‪ ،‬ولي راه رسيدن به حييق و يييا بييه عبيياره ديگيير طريقييه‬
‫رساندن حق به ديگران هم اسلوب خاصي دارد ‪ ،‬اين اسلوب را بهتر است از زبان برادر‬
‫مسلمان ما استاد نجيب رسول كه اساليب دعوت را به شييكل اكاديميييك تخصييص دارد و‬
‫به شكل عملي از سرك شروع تا به مساجد ‪ ،‬منيابر ‪ ،‬پوهنتيون هيا ‪ ،‬رادييو ‪ ،‬تلويزييون و‬
‫غيره عمل تطبيق نموده است بشنويم ‪ :‬او ميگويد ‪ :‬دعوت غير مسلمانان يييك هنريسييت‬
‫كه آنرا داعيان بايد خوب بدانند ‪ ،‬و عمل آنرا تمرين نمايند ‪ ،‬تا آثييار مثبييت داشييته باشييد ‪.‬‬
‫بگونه مثال هرگاه ميخواهيد انسان كمونيست ويا هم پيروان ) ماوسي شونگ ( را كه بييه‬
‫برنامه هاي ويژه سياسي ‪ ،‬اقتصييادي و اجتميياعي معتقييد انييد دعييوت نماييييد لزم اسييت‬
‫اسلم را ازهمين جوانبيكه توجه شانرا جلب مينمايد برايشان پيشييكش نماييييد ‪ .‬و آنييانرا‬
‫بفهمانيد كه اسلم داراي ابعاد اقتصادي ‪ ،‬سياسي و اجتميياعي ميباشييد ‪ ،‬تنهييا بييراي آنيان‬
‫جانب روحی را بيان داشته اكتفاء نكنيد ‪ ،‬ولي براي كسانيكه تشنه جانب روحييي انييد ‪،‬‬
‫آنانرا ازين ناحيه دعوت نماييد ‪ ،‬تا آنان چيزيرا كه ميجوينييد بيابنييد ‪ ،‬البتييه بييا ذكيير جييوانب‬
‫ديگر اسلم ‪ ،‬مگر اهتمام تان به همان جانبي باشد كه نخست ضرورت است ‪.‬‬
‫نقطه اساسي ديگر اينست كه دعوتگران بايد خود را مطابق استعداد و توانييايي‬
‫علمي شان پايين نمايند ‪ ،‬نبايد برغييير مسييلمانان خييود را برتيير دانسييت ‪ ،‬زيييرا اكييثريت‬
‫عوام غير مسلمانان بغض و عنادي بيا اسييلم ندارنييد اكييثريت آنيان راه را گييم كييرده انييد‬

‫‪128‬‬

‫وظيفه ماست آنانرا رهنمايي كنيم ‪ ،‬آنان مانند مريضاني اند كه به دوا ضييرورت دارنييد ‪،‬‬
‫من سيستم ارستقراطي دعوت را رد ميكنم اين طريقه درست نيست ‪ ،‬من كشيشان‬
‫را ديده ام كه به سرك ها ميروند ‪ ،‬به زمين هاي مردم ميرونييد ‪ ،‬بييا پاهيياي برهنييه دربييين‬
‫مردم ميگردند تا دلهاي آنان را بدست آورنييد ‪ ،‬و ميين بييه پوهنتييون هييا و فيياكولته هيياييكه‬
‫دعوتگران را به جامعه پيشكش ميدارند ‪ ،‬پيشنهاد مينمايم تييا جوانييان دعييوتگر را علوه‬
‫به فهم شريعت اسلمي به مهارت دعوت نمودن خوب آشنا سازند ‪.‬‬
‫محترم نجيب رسول كه قبل در بخييش تنصييير )نصييراني سييازي( مسييلمانان عمل‬
‫انجام وظيفه نموده است ‪ ،‬تمامي برنامه هاي آنانرا مطالعه نمييوده و مؤسسيياتي را كييه‬
‫در نصراني سازي مسلمانان فعاليت دارند بخوبي ميشناسد ‪ ،‬او درين زمينيه چنين ابييراز‬
‫نظر نمود ‪ :‬حركت نصراني سازي تاريخ طويلي در فليپين داشته و اييين كشورنسييبت بييه‬
‫ساير كشورهاي جنوب شرق آسيا توجه زيادي درين بخش نموده است ‪ ،‬بنيياء در تغيييير‬
‫شمال ووسط كشور به نصرانيت كامياب شده اند ‪ ،‬واكنون ميخواهند منطقييه مينييدناو را‬
‫مسيحي سازند ‪ ،‬درين زمين مليونها دولر را مصرف ميكنند ‪ ،‬و مسووليت اين عمييل را‬
‫سه جهت اساسي كه بنام ) درخت بيزرگ ( مسيمى شيده انيد بيه عهيده گرفتيه انيد كيه‬
‫عبارت اند از ‪ :‬كليساي امريكا ‪ ،‬كليسياي انگلييس ‪ ،‬و فاتيكيان ‪ ،‬و بخيش قيوي وصياحب‬
‫سلطه درينجا فاتيكان ميباشد ‪ .‬آنان براي تحقق بخشيييدن اهييداف خييويش بييه محورهيياي‬
‫‪First economic‬‬
‫متعددي اعتماد مينمايند كه مهمترين اين محاور بخشيست كه بنييام‬
‫‪ assistance ( F.E.A‬فرست اكونوميك اسستنس (‬
‫و منظور شان تقديم كمييك هيياي مييالي مطييابق ضييرورت هيياي اسييتفاده كننييده كييان‬
‫ميباشد ‪ ،‬مثل اگردهقان باشيد براي تان تراكتورزراعتي ‪ ،‬تخم هيياي زراعييتي ‪ ،‬و دواهيياي‬
‫ضد آفات زراعتي ميدهند ‪ ،‬بخييش دوم آنييان جلييب و جييذب شيياگردان بييا اسييتعداد فقييير‬
‫ميباشييد كييه بييراي والييدين شييان پييول ميدهنييد و اولد هيياي شييانرا بييه مكيياتب مسيييحيت‬
‫) نصرانيت ( جذب ميكنند ‪ ،‬برعلوه از آن تعدادي از متخصصيني دارند كه شفاخانه هييا ‪،‬‬
‫كلينيك ها و مكاتب در مناطق مسلمان نشين تاسيس مينمايند ‪ ،‬آنان خييدمات خييويش را‬
‫رايگان انجام ميدهند ‪ ،‬و همچنان اطفال يتيم را از خوردي به شكليكه ميخواهنييد تعليييم و‬
‫تربيه ميكنند ‪ .‬همچنان تعدادي زيادي از نصراني سازان خارجي از كشورهاي امريكايي ‪،‬‬
‫اروپييايي و اسييترليايي در منيياطق مختلييف مينييدناو مصييروف كارهسييتند كييه از وسييايل‬
‫اطلعات جمعي ) راديو – تلويزيون ( و مطبوعات براي تحقييق اهييداف خييويش اسييتفاده‬
‫مينمايند ‪.‬‬
‫مسلمانان ميتوانند كه اييين برنييامه هيياي آنييانرا بييا اسييتفاده از مسيياجد و مكيياتب‬
‫اسلمي منحيث مراكز فهم وبيداري مسلمانان خنثى نمايند ‪ ،‬وبراي مسلمانان دسييايس‬
‫آنانرا بيان نمايند ‪ ،‬ونبايد فراموش كنم كه حكومت فليپين رسانه هاي خبري و اطلعيياتي‬
‫را براي پشتيباني از سازمانهاي نصراني سازي درخدمت آنان گذاشته است ‪ ،‬اين شييبكه‬
‫ها بطورمستقيم با دفتررئيس ارتباط دارند ‪.‬‬
‫ازينكه حكومت فليبين حكومت مسيحي ميباشد و مسلمانان نقشييي در حكييومت‬
‫ندارند ‪ ،‬اين حكومت نيز در بخش مسيحيت و كمك با نصراني سازان همكاري مينمايييد ‪،‬‬
‫محترم نجيب رسول درين زمينه ميگويد ‪ :‬نظر به قانون اساسي كشور كه سيكولراسييت‬
‫حكومت حق ندارد كه حركات ديني را همكاري نمايد ولي در حقيقييت حكييومت برعكييس‬
‫آن عمل ميكند ‪ ،‬حكومت همكارو كمك كننده كليسا ميباشد ‪ ،‬سياست مداران و اشخاص‬
‫حكومييتي از جميياعت هيا و تنظيمييات دينييي ) نصييراني ( بييراي پشييتيباني مييردم از آنيان‬
‫استفاده مينمايند ‪ ،‬اين گروه هاي و تنظيم هاي نصراني بييا وجييود داشييتن عايييدات مييالي‬
‫زياد از پرداخت ماليات معاف هستند ‪ ،‬حتى اگر حكومت از ارتباط خويش با كليسا منكر‬

‫‪129‬‬

‫هم گردد ‪ ،‬تمام اصحاب عقل ارتباطش را با كليسا خوب درك مينمايند ‪ .‬البته اين ارتباط‬
‫حكومت براي پشتيباني از نصراني و نصراني سازي دروقتي است كه اسلم را به ديييده‬
‫دشمن ميبينند و دربين مردم نشر ميكنند كه اسلم سبب عقب مانده گي مردم ميباشد ‪.‬‬
‫با وجود اين همه دسايس وتكتيك هاي كليسا و نصراني ها دييين مقييدس اسييلم را‬
‫خداوند متعال ) جل جلله ( رعايت ميكند ‪ ،‬و با وجود اينكه مسييلمانان جهييان راه دعييوت‬
‫را ترك نموده به خود مبتل هستند ‪ ،‬مسؤوليت خويش را در قبال اسلم و دعوت اسلمي‬
‫فراموش نموده اند ‪ ،‬بازهم معجزه ء قرآن عظيم الشان و كاركرد هييای داعيييان مخلييص‬
‫اسلم در نشيير دييين مقييدس اسييلم در تمييامي جهييان نقييش داشييته ‪ ،‬و بييرادر مسييلمان‬
‫ودعوتگر ما نجيب رسول در مييورد مسييير دعييوت اسييلمي در فليپييين ميگويييد ‪ :‬دعييوت‬
‫اسلم در بين غير مسلمانان بييه فضييل خداونييد متعييال ) جييل جللييه ( پيييروزي زيييادي را‬
‫حاصل نموده است ‪ ،‬همه روزه تعدادي از مسلمانان جديد به قافله اسلم ميپيوندند ‪ ،‬در‬
‫طول ده سال گذشته تقريبا چهل هزار مسيحي از طبقييات واقشييار مختلييف جييامعه بييه‬
‫دين مقدس اسلم مشيرف شيده انيد ‪ .‬آنيانكه شيب وروز بيراي محيو اسيلم از منياطق‬
‫جنوبي ميكوشند برعكس دييين مقييدس اسييلم در منيياطق شييمال ووسييط كشييور پخييش‬
‫ميگردد ‪ ،‬اين مسلمانان جديد عناصربسيار مييوثر در جييامعه ميباشييند ‪ .‬مييا يييك نهييادي را‬
‫براي اين مسلمانان تشكيل نموديم كه همه مسلمانان جديييد دعييوتگر را دربيير ميگيييرد و‬
‫آنرا بنام ) جمعيت تبليغ اسلم ( نامگذاري نموديم ‪ ،‬اكنون مسيحي ها با تعجب ميپرسند‬
‫كه چه شده است ؟ آينده اسلم در فليپين بسيار زيباست ‪ ،‬و من با تمام اطمينان گفتييه‬
‫ميتوانم كه فليپين إن شاء بييه همكيياري و ويكپييارچگي مسييلمانان ماننييد اول يييك كشييور‬
‫اسلمي خواهد شد ‪.‬‬
‫برادر مؤمن ‪ ،‬مخلص ‪ ،‬دعوتگر ‪ ،‬و با احساس ما محترم نجيب رسييول ) خداونييد‬
‫)ج( در حفظ وامان خود نگهداردش ( در پايان صيحبت هياي خيود خطياب بيه مسيلمانان‬
‫جهان گفت ‪ ) :‬ميخواهم براي مسلمانان جهان حكومت ها و رعايای شان بگويم كييه مييا‬
‫به قوانين دست ساخته غير مفيد انسانها ضرورتي نداريم ‪ ،‬قرآن عظيم الشان بييراي مييا‬
‫كفايت ميكند ‪ ،‬هركسي در بخش خييود بييراي تطييبيق قييرآن و برگشييت آن ماننييد قييانون‬
‫اساسي حيات انساني كوشش نماييم ‪ ،‬دين مقيدس اسييلم بيه شخصييات هياي راسييتين‬
‫ضرورت دارد كه بخاطر دين مقدس اسلم قربيياني دهنييد ‪ ،‬لزم اسييت فرزنييدان خييود را‬
‫براي قرباني دين مقدس اسلم تربيه نماييم ‪ ،‬تييا در هنگييام جييوانی بييراي شييان خييدمت‬
‫براي اسلم آسان گردد ‪ .‬تا خلفت اسييلمي بييزرگ دو بيياره بييراي يكبييارچگي مسييلمانان‬
‫جهان ايجاد گردد ‪ ،‬هرگاه مسلمانان حاكم مشترک ‪ ،‬سپاه مشترک ‪ ،‬اقتصاد مشترک ‪،‬‬
‫و يك واحد پولي مشترک داشته باشند هيج قوت دنيا نميتواند درمقابل آنان قرار گيرد نييه‬
‫امريكيييا و نيييه ديگيييران ‪ .‬و هرگييياه ميييا بيييه ايييين مرحليييه برسييييم سييياير اميييت هييياي‬
‫ديگر) غيرمسلمانان ( به دين مقييدس اسييلم فييوج فييوج مشييرف خواهنييد شييد ‪ ) .‬وآخيير‬
‫دعوانا أن الحمد لله رب العالميييين (‬

‫آيا بايبل ) انجيل ها ( كلم خداوند ) جل جلله ( است؟‬
‫شخصيت هاي روحاني مسيحيت خود ميكويند كه انجيل هاي دست داشييته شييان‬
‫كلم مسيح عليه السلم است كه بعد از انتقال او ازييين جهييان توسييط بيروانييش نوشييته‬
‫شده است ‪ ،‬اين سخن آنان ثابت ميكند كييه اول الفيياظ نوشييته شييده از سيياخت بيييروان‬
‫مسيح ميباشد ‪ ،‬و ثانيا هركاه خود شان بكويد كه سخنان مسيح هست ‪ ،‬و ازينكييه مسيييح‬
‫عليه السلم بشر بود ‪ ،‬بناء بايبل امروزه كلم خداوند ) جل جلله ( نه بلكه كلم حضرت‬
‫عيسى عليه السلم ميباشد ‪ .‬وسخنان مسيح عليه السلم را نميتوان كلم خداونييد ) جييل‬
‫جلله ( دانست ‪.‬‬
‫‪130‬‬

‫با مسلمان شدن هيج جيزي را ازدست نخواهيد داد‬
‫خداوند ) جل جلله ( در قرآن عظيم الشان براي مسلمان امر نميوده اسيت ‪ ،‬تيا بيه‬
‫تمامي پيامبران الهي از زمان حضرت آدم ) عليه السلم( تا زمان حضرت محمد ) صييلى‬
‫الله عليه وسلم ( ايمان داشته باشند ‪ ،‬هيج فرقي بين پيامبران الهي نكننييد ‪ ،‬وهمييه را بييا‬
‫احترام كامل ياد نمايند ‪ ،‬ايمييان يييك مسييلمان بييدون ايمييا ن آوردن بييه پيييامبري حضييرت‬
‫عيسى ) عليه السلم ( درست نميشود ‪ ،‬در قرآن كريم نام حضرت مسيح عليييه السييلم‬
‫بار بار ذكر شده است ‪ ،‬وهركيياه يييك مسيييحي مسيلمان ميشييود ‪ ،‬حضيرت مسييح عليييه‬
‫السلم را ازدست نميدهد ‪ ،‬بلكه او را منحيييث يييك پيييامبر الهييي اعييزاز واجلل مينمايييد ‪،‬‬
‫همجنان يك مسلمان به تمام كتابهاي الهي كه عبارت از ) زبور – تورات – انجيل و قرآن‬
‫( ميباشد ‪ ،‬ايمان دارد ‪ ،‬ولي به همييان كتابهيياي اصييلي كييه خداونييد ) جييل جللييه ( بييراي‬
‫پيامبراش وحي نموده است ‪ ،‬نه به آن كتابهاييكه بنييام كتيياب خييدا توسييط بشيير دسييتبرد‬
‫شده است ‪ .‬زيرا تمام كتابهاي الهي انسان را به يكتا برستي و قدسيت خداونييد دعييوت‬
‫ميكند ‪ ،‬انسانرا از شريك آوردن بييه خداونييد ) جييل جللييه ( منييع مينمايييد ‪ ،‬زيييرا خداونييد‬
‫) جل جلله ( از شريك و مانند ‪ ،‬بسر ودختر‪ ،‬خانم و همسر باك و مبرا ميباشد ‪.‬‬
‫ميا ُأنيزِ َ‬
‫سييو ُ‬
‫ه‬
‫ن َرب ّي ِ‬
‫ل إ ِل َْييهِ ِ‬
‫ن الّر ُ‬
‫ل بِ َ‬
‫خداوند براي ميا چنيين تعلييم داده اسييت ‪ ) :‬آ َ‬
‫مي ْ‬
‫مي َ‬
‫َ‬
‫ُ‬
‫َ‬
‫ن كُ ّ‬
‫معَْنا‬
‫سل ِهِ َل ن ُ َ‬
‫سي ِ‬
‫حدٍ ِ‬
‫مؤْ ِ‬
‫نأ َ‬
‫مُنو َ‬
‫سل ِهِ وَقالوا َ‬
‫ن ُر ُ‬
‫مَلئ ِك َت ِهِ وَك ُت ُب ِهِ وَُر ُ‬
‫ن ِبالل ّهِ وَ َ‬
‫لآ َ‬
‫َوال ْ ُ‬
‫م ْ‬
‫فّرقُ ب َي ْ َ‬
‫م َ‬
‫ك َرب َّنا وَإ ِل َي ْ َ‬
‫فَران َ َ‬
‫صيُر( البقره ‪285 /‬‬
‫وَأ َط َعَْنا غُ ْ‬
‫م ِ‬
‫ك ال ْ َ‬
‫‪The Messenger believeth in what hath been revealed to him from his Lord, as do the‬‬
‫‪men of faith. Each one (of them) believeth in Allah, His angels, His Books, and His‬‬
‫‪Messengers. "We make no distinction (they say) between one and another of His‬‬
‫‪Messengers." And they say: "We hear, and we obey, (we seek) Thy forgiveness, our‬‬
‫‪".Lord, and to Thee is the end of all journeys‬‬

‫‪131‬‬

132

133

134

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful